‫﻿۱
00:00:24,814 --> 00:00:27,552
‫حتماً باید منتظر مامانم وایسیم تا از اغذیه‌فروشی برگرده؟

2
00:00:29,925 --> 00:00:32,615
‫آره، تازه منتظرِ پدرت هم باید وایسیم.

3
00:00:33,191 --> 00:00:34,858
‫پدرم سرِ وقت نمیرسه.

4
00:00:35,225 --> 00:00:37,828
‫این هفته سرِکار، خیلی اوضاعش بی‌ریخت بوده.

5
00:00:39,029 --> 00:00:41,003
‫خیلی کار میکنه؟

6
00:00:41,501 --> 00:00:42,428
‫فکر کنم.

7
00:00:45,377 --> 00:00:47,755
‫قراره تا اونا بیان اینجا، ما چیکار کنیم؟

8
00:00:48,035 --> 00:00:49,757
‫میتونیم بازی کنیم، البته اگه دلت میخواد.

9
00:00:54,919 --> 00:00:57,376
‫این پشت، یه چندتایی بازی دارم...

10
00:00:57,501 --> 00:00:59,351
‫اگه دوست داری بیا یه نگاه بنداز.

11
00:01:00,634 --> 00:01:01,984
‫احتمالاً...

12
00:01:02,864 --> 00:01:06,440
‫احتمالاً چیزی هست که تو خوشت بیاد
‫از اینا چیزی رو دوست داری؟

13
00:01:11,865 --> 00:01:13,114
‫ورق نداری؟

14
00:01:13,481 --> 00:01:14,381
‫ورق...

15
00:01:16,465 --> 00:01:17,547
‫باشه، شاید...

16
00:01:19,960 --> 00:01:21,260
‫باید...

17
00:01:22,471 --> 00:01:24,127
‫یه جایی تو این خراب شده، یه ورقی داشته باشم.

18
00:01:26,383 --> 00:01:27,433
‫اینم از این.

19
00:01:30,542 --> 00:01:31,864
‫خُب چجور...

20
00:01:32,946 --> 00:01:35,387
‫بازی دوست داری؟

21
00:01:36,746 --> 00:01:39,377
‫دل، جنگ، هشتِ دیوونه؟

22
00:01:41,393 --> 00:01:42,443
‫"بلک جَک".

23
00:01:43,105 --> 00:01:43,978
‫من دست میدم.

24
00:01:49,979 --> 00:01:57,979
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

25
00:01:57,979 --> 00:02:05,979
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">امیــــــــرعلی و محیـــــــــا</font>

26
00:02:08,128 --> 00:02:11,797
‫هر کدوم از ما که جمعِ عددِ روی کارتهاش ۲۱ شد
‫بدون اینکه بیشتر از ۲۱ بشه، دست رو برده.

27
00:02:13,554 --> 00:02:17,264
‫اگه جمع اعداد روی کارتت پایین ۱۵ باشه...

28
00:02:17,798 --> 00:02:19,130
‫دستت به گا رفته.

29
00:02:20,432 --> 00:02:23,726
‫- میتونم از چنین لفظی استفاده کنم؟
‫- آره بابا، هرچی دلت میخواد میتونی بگی.

30
00:02:24,462 --> 00:02:25,426
‫باشه.

31
00:02:27,862 --> 00:02:31,826
‫فک کنم همین بسمه.

32
00:02:32,627 --> 00:02:34,327
‫ولی دستت نمیتونه زیر ۱۵باشه!

33
00:02:38,510 --> 00:02:40,701
‫خیلی تو این بازی افتضاحی، مگه نه؟

34
00:02:40,826 --> 00:02:41,581
‫آره خداییش.

35
00:02:41,706 --> 00:02:44,497
‫قواعد بازی رو درک نمیکنم
‫امیدوارم که این عصبانیت نکنه.

36
00:02:45,120 --> 00:02:47,065
‫عصبانی نیستم، فقط...

37
00:02:47,315 --> 00:02:50,836
‫اگه قوانین رو نمیدونی، چرا بازی میکنی؟
‫اینطوری که فقط وقتت رو تلف میکنی!

38
00:02:51,626 --> 00:02:53,672
‫فکر کنم به نکته‌ی خوبی اشاره کردی.
‫حق با توــه.

39
00:02:54,463 --> 00:02:55,863
‫یه سوال دارم.

40
00:02:56,617 --> 00:02:57,818
‫چرا اینجام؟

41
00:02:58,261 --> 00:03:00,195
‫کسی برات توضیح نداده؟

42
00:03:00,452 --> 00:03:03,239
‫مامانم گفت، میایم اینجا تا احساس بهتری پیدا کنم.

43
00:03:03,364 --> 00:03:05,643
‫پدرم میگه، میایم اینجا چون مجبوریم.

44
00:03:05,644 --> 00:03:08,644
‫باشه، چیزی که میدونم رو بهت میگم.

45
00:03:08,645 --> 00:03:13,645
‫میدونی که پدر و مادرت دارن از هم طلاق میگیرن.

46
00:03:14,086 --> 00:03:15,336
‫نه، اینطور نیست.

47
00:03:15,649 --> 00:03:16,399
‫پس...

48
00:03:16,855 --> 00:03:18,614
‫هیچکس اینو برات توضیح نداده؟

49
00:03:20,773 --> 00:03:22,829
‫پدر مادرم طلاق نمیگیرن.

50
00:03:23,437 --> 00:03:26,657
‫پدرم دیگه تو خونه زندگی نمیکنه.

51
00:03:27,592 --> 00:03:28,542
‫این...

52
00:03:29,019 --> 00:03:30,104
‫درسته.

53
00:03:32,705 --> 00:03:33,505
‫ولی...

54
00:03:34,483 --> 00:03:35,960
‫میدونی که...

55
00:03:36,508 --> 00:03:37,696
‫اونا جدا شدن.

56
00:03:38,805 --> 00:03:42,088
‫- ولی به این معنی نیست که دارن طلاق میگیرن.
‫- درست میگی.

57
00:03:44,378 --> 00:03:45,228
‫میتونم...

58
00:03:46,182 --> 00:03:47,743
‫میتونم بپرسم، پدر و مادرت...

59
00:03:48,371 --> 00:03:50,419
‫بهت چی گفتن؟

60
00:03:50,773 --> 00:03:52,192
‫پدرم از خونه رفته.

61
00:03:54,300 --> 00:03:55,181
‫پس...

62
00:03:55,650 --> 00:03:57,903
‫احساست در این مورد چیه؟
‫برات چطوریه؟

63
00:03:58,432 --> 00:04:00,479
‫هم درد داره، هم خیلی رو اعصابه.

64
00:04:00,874 --> 00:04:02,310
‫دلت برای بابات تنگ شده؟

65
00:04:02,435 --> 00:04:04,066
‫هنوز میبینمش.

66
00:04:04,191 --> 00:04:05,865
‫فقط خیلی رو اعصابه.

67
00:04:05,990 --> 00:04:08,737
‫خُب، باید یه چیز مهمی درباره این وضعیت باشه که...

68
00:04:08,862 --> 00:04:10,749
‫به نظرت روی اعصابه.

69
00:04:10,917 --> 00:04:13,012
‫هنوز بهم نگفتی چرا اینجام.

70
00:04:13,256 --> 00:04:16,864
‫اینجایی چون پدر و مادرت از هم جدا شدن...

71
00:04:17,178 --> 00:04:17,978
‫و...

72
00:04:19,053 --> 00:04:21,635
‫میخوان مطمئن بشن که هر دوتاشون تو رو میبینن.

73
00:04:22,199 --> 00:04:23,999
‫ولی بهم گفتن که...

74
00:04:24,124 --> 00:04:28,392
‫توی این ماه‌های اخیر
‫نخواستی خونه‌ی پدرت بمونی.

75
00:04:29,737 --> 00:04:32,664
‫دلیل اینکه همه امروز اینجا جمع شدیم...

76
00:04:32,789 --> 00:04:36,692
‫اینه که بتونیم یه پاسخ و راه حل پیدا کنیم.

77
00:04:36,860 --> 00:04:39,980
‫درست برات توضیح دادمش؟
‫با عقل جور در میاد؟

78
00:04:40,105 --> 00:04:41,013
‫خیلی خُب، خوبه.

79
00:04:41,480 --> 00:04:43,532
‫شاید تو هم بتونی یه چیزی رو برای من توضیح بدی.

80
00:04:43,996 --> 00:04:46,562
‫چرا نمیخوای خونه‌ی پدرت بمونی؟

81
00:04:46,687 --> 00:04:49,160
‫- از آپارتمانش خوشم نمیاد.
‫- باشه.

82
00:04:49,706 --> 00:04:52,970
‫- از چیه آپارتمانش خوشت نمیاد؟
‫- شمال شرقیِ شهره.

83
00:04:53,095 --> 00:04:54,668
‫و چه عیبی داره؟

84
00:04:55,017 --> 00:04:57,308
‫تا حالا توی شمال شرقی شهر بودی؟

85
00:04:59,124 --> 00:05:03,016
‫خُب، دقیقاً از چیه اون محله خوشت نمیاد؟

86
00:05:03,603 --> 00:05:05,638
‫خونه‌ی اصلیم توی "بروکلین" ـه...

87
00:05:06,008 --> 00:05:08,151
‫و خونه‌م خیلی به مدرسه‌م نزدیکه.

88
00:05:08,276 --> 00:05:11,040
‫پیاده، پنج دقیقه تا مدرسه طول میکشه.

89
00:05:11,381 --> 00:05:14,730
‫ولی تو خونه‌ی پدرم، باید یه ساعت زودتر پاشم
‫تا قطارِ ساعت ۴ سوار شم.

90
00:05:15,163 --> 00:05:18,763
‫پس داری میگی که، آپارتمان پدرت...

91
00:05:19,444 --> 00:05:21,109
‫راحت نیست.

92
00:05:21,234 --> 00:05:23,697
‫بله، و بعلاوه اینکه
‫هیچی غذا تو خونه نداره.

93
00:05:23,865 --> 00:05:25,157
‫هیچی غذا نداره؟

94
00:05:25,443 --> 00:05:26,153
‫خیلی خُب...

95
00:05:26,437 --> 00:05:30,116
‫شاید نوشیدنی پروتئین‌دار، سُسِ خردل و "ادویل" داشته باشه.
‫(ادویل"،نوعی قرصِ ژلوفن")

96
00:05:31,185 --> 00:05:33,810
‫ولی زمانایی که تا دیروقت کار میکنه
‫روی اوپن، پول میذاره.

97
00:05:34,230 --> 00:05:36,845
‫طبقه پایین، یه فروشگاه خیلی عالی هست...

98
00:05:37,250 --> 00:05:39,421
‫ولی تنها چیزی که دارن
‫زیتون‌های بسته‌بندی شده‌ی عجیب غریبه.

99
00:05:39,876 --> 00:05:43,880
‫با این اوضاع،یا باید برم شکلات بخرم یا زنگ بزنم
‫رستوران برام گوشتِ دنده بیارن.

100
00:05:44,452 --> 00:05:47,346
‫خودت تنهایی این همه خرید میکنی؟
‫خیلی هنر میکنیا.

101
00:05:48,896 --> 00:05:51,358
‫دلیلی که خوشم نمیاد اونجا بمونم، همینه.

102
00:05:51,483 --> 00:05:54,657
‫دلیل دیگه‌ای هم هست که دوست نداری اونجا بمونی؟

103
00:05:55,310 --> 00:05:57,273
‫اونجا سخت خوابم میبره.

104
00:05:57,398 --> 00:05:58,857
‫پس شبا نمیتونی بخوابی.

105
00:05:58,982 --> 00:06:01,869
‫نه، معمولاً نه.
‫فقط موقعی که دوستای بابام هستن، اینطوریه.

106
00:06:01,994 --> 00:06:03,591
‫بعدش چی میشه؟

107
00:06:03,825 --> 00:06:05,852
‫وی" رو کِش میرن و تا بوقِ سگ بازی میکنن".

108
00:06:05,977 --> 00:06:08,061
‫وایسا ببینم، یعنی چی اصلاً؟
‫اونا...

109
00:06:08,324 --> 00:06:09,804
‫- چیکار میکنن؟
‫- وی" بازی میکنن".

110
00:06:09,929 --> 00:06:11,852
‫- "وی"!
‫- یه کنسولِ بازیه.

111
00:06:12,643 --> 00:06:14,741
‫پدرم برای تولدم خریده.

112
00:06:14,866 --> 00:06:15,866
‫میگه...

113
00:06:16,155 --> 00:06:18,881
‫اگه میخوام تمام وقتم رو بازی کنم...

114
00:06:19,180 --> 00:06:21,977
‫باید دور خونه‌شو خط بکشم.
‫ولی وقتی دوستاش میان...

115
00:06:22,102 --> 00:06:24,662
‫مدام این "قهرمانِ گیتاری" رو بازی میکنن.

116
00:06:25,662 --> 00:06:27,337
‫مامانم میگه این مایه‌ی خجالته.

117
00:06:27,462 --> 00:06:29,847
‫که این همه مرد بالای سی سال
‫با اسباب‌بازی، بازی میکنن.

118
00:06:30,015 --> 00:06:32,625
‫پس، مامانت با اوضاعی که توی خونه...

119
00:06:32,750 --> 00:06:35,037
‫- پدرت هست، موافق نیست؟
‫- اینو بهت گفته؟

120
00:06:35,162 --> 00:06:37,231
‫آره، اون فکر میکنه که اینجور محیط‌ها...

121
00:06:37,356 --> 00:06:39,166
‫مناسب من نیست.

122
00:06:39,693 --> 00:06:41,542
‫مخصوصاً شب‌هایی که فرداش مدرسه دارم.

123
00:06:41,904 --> 00:06:45,543
‫اون میخواد، یه شام درست و حسابی بخورم
‫مشقام رو بنویسم...

124
00:06:46,064 --> 00:06:48,264
‫و سرِ موقع برم بخوابم
‫تا کاراییِ خوبی توی مدرسه داشته باشم.

125
00:06:48,857 --> 00:06:50,617
‫مگه...مگه تو هم همینو نمیخوای؟

126
00:06:51,379 --> 00:06:53,252
‫آره فکر کنم، وظیفه‌م همینه.

127
00:06:53,955 --> 00:06:58,318
‫خُب اگه بخوام تا اینجا جمع‌بندی کنم، باید بگم که
‫آپارتمان پدرت خیلی دوره...

128
00:06:58,602 --> 00:07:00,305
‫و غذای کافی اونجا نیست...

129
00:07:00,430 --> 00:07:03,630
‫و وقتی دوستاش اونجان، خیلی سخت میتونی بخوابی.

130
00:07:04,631 --> 00:07:05,631
‫آره.

131
00:07:06,343 --> 00:07:07,917
‫چیز دیگه‌ای هست؟

132
00:07:08,424 --> 00:07:09,478
‫همین بَس نیست؟

133
00:07:09,603 --> 00:07:12,589
‫فقط میخوام مطمئن بشم چیز دیگه‌ای نمونده.

134
00:07:13,062 --> 00:07:15,241
‫چرا؟ تو که کاری از دستت بر نمیاد.

135
00:07:15,366 --> 00:07:17,273
‫شاید باهم دیگه بتونیم یه کاری بکنیم.

136
00:07:17,617 --> 00:07:20,364
‫مثلاً، میتونیم به پدرت بگیم
‫شب‌هایی که فرداش مدرسه داری...

137
00:07:20,489 --> 00:07:23,400
‫و وقتی دوستاش اونجان، سخت خوابت میبره.

138
00:07:23,738 --> 00:07:26,881
‫و اگه بهش بگیم که غذای کافی تو خونه نداره...

139
00:07:27,215 --> 00:07:29,678
‫شاید رفت برات خرید کنه.

140
00:07:33,351 --> 00:07:34,351
‫اگه ما...

141
00:07:34,672 --> 00:07:36,770
‫من و تو، باهم، باهاش صحبت کنیم...

142
00:07:38,979 --> 00:07:41,710
‫برات آسون‌تر میشه که پیشش بمونی.

143
00:07:43,597 --> 00:07:45,119
‫نظرت چیه؟

144
00:07:49,333 --> 00:07:51,678
‫ببخشید صحبتتون رو قطع کردم
‫فقط میخواستم بدونم که...

145
00:07:51,846 --> 00:07:53,758
‫"وقتی نبودم،بالاخره پدرِ "اُلیور
‫اومد یا نه؟!

146
00:07:53,883 --> 00:07:55,237
‫هنوز نیومده "بس"، ولی...

147
00:07:55,708 --> 00:07:57,988
‫من و "الیور" یکم داشتیم باهم صحبت میکردیم
‫پس...

148
00:07:58,277 --> 00:08:01,165
‫اگه دوست داری، توی اتاق انتظار منتظر باش
‫تا پدرش هم بیاد.

149
00:08:01,290 --> 00:08:03,314
‫گرچه یکم نگرانم...

150
00:08:03,439 --> 00:08:05,675
‫چونکه نصف زمانِ جلسه گذشته
‫و اون هنوز نیومده.

151
00:08:05,800 --> 00:08:09,371
‫تو "نیوجرسی" کار میکنه
‫و تو قسمت شمال شرقی زندگی میکنه.

152
00:08:10,007 --> 00:08:12,491
‫بعضی وقتا فکر میکنم اینکارا رو میکنه تا در دسترس نباشه.

153
00:08:13,124 --> 00:08:14,474
‫اون خوراکی منه؟

154
00:08:14,703 --> 00:08:16,103
‫آره، بیا عزیزم.

155
00:08:18,503 --> 00:08:21,227
‫باید مطمئن بشم، "الیور" یه چیز سالمی میخوره.

156
00:08:21,456 --> 00:08:23,483
‫قراره امشب پیش پدرش بمونه...

157
00:08:23,608 --> 00:08:25,671
‫و منم باید ساعت ۵:۳۰ توی دانشگاهِ "نیو اسکول" باشم...

158
00:08:26,180 --> 00:08:29,301
‫حتماً.ولی راستش ما وسط یه گفت و گویی بودیم.

159
00:08:29,426 --> 00:08:32,615
‫پس اگه اشکالی نداره، توی اتاق انتظار باشین تا...

160
00:08:32,905 --> 00:08:33,804
‫فقط...

161
00:08:35,495 --> 00:08:37,182
‫فکر کنم، باید برم الان.

162
00:08:37,350 --> 00:08:39,156
‫چرا نمیتونه پیش ما بمونه؟

163
00:08:41,814 --> 00:08:42,564
‫حتماً.

164
00:08:47,087 --> 00:08:50,354
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه که توی دفترت
‫خوراکی آوردیم.

165
00:08:51,498 --> 00:08:54,271
‫پدرش، هیچوقت یه غذای درست و حسابی توی خونه نداره
‫پس...

166
00:08:55,671 --> 00:08:57,494
‫راستش داشتیم درباره‌ی همین حرف میزدیم.

167
00:08:57,818 --> 00:09:01,051
‫الیور" بهم گفته"
‫اونجا مثلِ خوابگاه دانشجوهای سال اولی میمونه.

168
00:09:01,176 --> 00:09:03,879
‫کلی ایمیل درباره این وضعیت
‫به "لوک" فرستادم...

169
00:09:04,004 --> 00:09:06,490
‫ولی هیچوقت جوابم رو نمیده، پس...

170
00:09:07,122 --> 00:09:08,998
‫داشتیم دنبال یه راهی میگشتیم تا...

171
00:09:09,123 --> 00:09:11,675
‫این مشکل رو حل کنیم.

172
00:09:12,382 --> 00:09:15,087
‫خوبه، خیلی عالی میشه
‫چونکه واقعاً میخوام...

173
00:09:15,212 --> 00:09:18,044
‫الیور" توی خونه پدرش، احساسِ امنیت بکنه".

174
00:09:18,500 --> 00:09:21,560
‫پس...اصولاً خیلی چیزا اونجا باید تغییر کنه.

175
00:09:23,276 --> 00:09:25,939
‫خُب "الیور"،تو و مادرت قبلاً درباره این موضوع
‫باهم صحبت کرده بودید؟

176
00:09:29,019 --> 00:09:32,863
‫میدونید، به اندازه کافی براش سخت هست
‫که از اتاق خوابش دور باشه...

177
00:09:33,126 --> 00:09:35,657
‫میدونید، میزش، کتاب‌هاش...

178
00:09:35,959 --> 00:09:38,499
‫و بقیه وسایلش.

179
00:09:38,868 --> 00:09:42,859
‫پس تو و "الیور" توی همون آپارتمانی زندگی میکنید که
‫قبلاً همه‌تون باهم زندگی میکردید؟

180
00:09:43,527 --> 00:09:45,196
‫تا زمانی که از پَسِ هزینه‌ش بر بیایم.

181
00:09:45,321 --> 00:09:48,295
‫لوک" میخواد بفروشدش، ولی به نظر من"
‫تا همین الانشم، کلی تغییرات فاحش انجام دادیم.

182
00:09:50,960 --> 00:09:52,081
‫شرمنده‌م.

183
00:09:53,270 --> 00:09:54,687
‫شما باید "پائول" باشین.

184
00:09:54,812 --> 00:09:57,763
‫خیلی هفته پرمشغله‌ای داشتم، البته میدونم
‫بهونه‌ی درست و حسابی نیست.

185
00:09:57,931 --> 00:09:59,970
‫خواهش میکنم بشینید
‫تازه شروع کردیم.

186
00:10:00,095 --> 00:10:01,174
‫خیلی خُب.

187
00:10:01,385 --> 00:10:02,476
‫برای منه؟

188
00:10:02,644 --> 00:10:04,044
‫یه غنیمته.

189
00:10:04,855 --> 00:10:07,260
‫با تیمشون جلسه داشتیم.

190
00:10:07,385 --> 00:10:10,322
‫البته تا دیر وقت بیدار موندم
‫ولی حداقل به تو یه چیزی ماسید، مگه نه؟

191
00:10:10,447 --> 00:10:12,136
‫- آره.
‫- دقیقاً همینکار رو میکنه.

192
00:10:12,261 --> 00:10:15,440
‫تا دیر وقت بیدار میمونه، فرداش هم معذرت میخواد و
‫یه کادویی میده،و فکر میکنه این همه‌چیز رو جبران میکنه.

193
00:10:15,565 --> 00:10:18,417
‫امروز میخواستم سر وقت اینجا باشم، باور کن.

194
00:10:18,676 --> 00:10:21,181
‫چونکه میخواستم قبل از اینکه فرصتش رو پیدا کنه...

195
00:10:21,306 --> 00:10:22,871
‫تا اینجور حرفا رو بزنه، اینجا باشم.

196
00:10:23,039 --> 00:10:25,582
‫،همه‌چیز رو به مسخره میگیره
‫درصورتی که واقعاً مساله جدیه.

197
00:10:25,750 --> 00:10:27,834
‫بذارش کنار.
‫کارمون مهمه، باشه؟

198
00:10:31,395 --> 00:10:34,595
‫،حالا که همه اینجاییم
‫به نظرم...

199
00:10:35,355 --> 00:10:39,185
‫یه مسائلی هست که باید با هم مرورشون کنیم.

200
00:10:39,915 --> 00:10:43,183
‫الیور"، میشه چند لحظه تو اون یکی اتاق منتظر بمونی؟"

201
00:10:43,435 --> 00:10:45,170
‫تا وقتی دارم با پدر و مادرت صحبت میکنم؟

202
00:10:45,295 --> 00:10:47,099
‫بذار کمکت کنم.

203
00:10:50,345 --> 00:10:51,942
‫آره، برو. برو عزیزم.

204
00:11:15,005 --> 00:11:17,655
‫قبل از اینکه کار دیگه‌ای کنیم، دوست دارم...

205
00:11:18,135 --> 00:11:22,597
‫یه سری اصول و هدف برای خودمون تعیین کنیم.

206
00:11:22,765 --> 00:11:24,365
‫به همین خاطر اینجاییم.

207
00:11:24,735 --> 00:11:26,635
‫نمیخوایم طلاقمون باعث ناراحتیش بشه.

208
00:11:27,345 --> 00:11:30,063
‫الانشم ناراحتش کرده، درسته؟

209
00:11:30,615 --> 00:11:32,115
‫سردرگمه، درسته...

210
00:11:32,734 --> 00:11:35,694
‫و وقتی سردرگم باشه، ناراحت میشه.

211
00:11:36,750 --> 00:11:37,650
‫میدونید...

212
00:11:37,775 --> 00:11:41,475
‫یکی از چیزایی که از صحبت با "الیور" دستگیرم شد اینه که...

213
00:11:42,795 --> 00:11:46,345
‫واقعاً نمیدونه که شما دارین طلاق میگیرین.

214
00:11:54,215 --> 00:11:55,756
‫غافلگیرتون کرد؟

215
00:11:55,924 --> 00:11:58,216
‫خیلی ناراحت کننده‌س، ولی باید بگم جای تعجبیم نداره.

216
00:11:59,205 --> 00:12:00,927
‫واقعاً؟ چرا چنین حرفی میزنین؟

217
00:12:01,095 --> 00:12:03,055
‫چون اون هیچوقت باهاش روراست نیست.

218
00:12:03,180 --> 00:12:05,250
‫هروقت راجع به این قضیه باهاش صحبت میکنه...

219
00:12:05,375 --> 00:12:08,268
‫یه جوری حرف میزنه که انگار میخوایم وقت بگذرونیم.

220
00:12:08,436 --> 00:12:10,530
‫کاملاً باهاش رُک بودم.

221
00:12:10,655 --> 00:12:13,150
‫لوک" کسیه که هیچوقت چیزی رو توضیح نمیده".

222
00:12:13,275 --> 00:12:16,702
‫،وقتی داشتن بازی "متز" رو نگاه میکردن
‫به "الیور" گفت که میخواد از خونه بره.

223
00:12:16,827 --> 00:12:17,527
‫"بس".

224
00:12:17,695 --> 00:12:19,868
‫وقتی داشتن بازی "متز" رو میدیدن و موقع پخش پیام بازرگانی.

225
00:12:19,993 --> 00:12:22,055
‫بهش این فرصت رو نداد تا هیچ سوالی بپرسه.

226
00:12:22,180 --> 00:12:23,367
‫بیخیال. بیا...

227
00:12:25,935 --> 00:12:27,035
‫بیاید راجع به...

228
00:12:27,795 --> 00:12:28,690
‫خُب...

229
00:12:28,815 --> 00:12:33,315
‫مشخصاً طلاق برای جفتتون گیج‌کننده
‫و از نظر عاطفی درگیر کننده‌س...

230
00:12:34,045 --> 00:12:38,030
‫ولی باید بتونین تصور کنین که چقدر برای "الیور" دردناکه.

231
00:12:38,383 --> 00:12:40,960
‫ولی الان درک میکنه که داریم طلاق میگیریم؟

232
00:12:41,085 --> 00:12:43,935
‫- براش توضیح دادین؟
‫- نه، توضیح ندادم.

233
00:12:44,180 --> 00:12:47,732
‫چون فکر نمیکنم که وظیفه‌ی من باشه...

234
00:12:47,955 --> 00:12:52,305
‫تا بهش بگم برای جفتتون خیلی سخته
‫که این قضیه رو باهاش درمیون بذارید.

235
00:12:57,795 --> 00:13:02,047
‫فکر کنم یکی از چیزایی که باید روش کار کنیم
‫اینه تا بهترین راه رو...

236
00:13:02,815 --> 00:13:05,115
‫برای ارتباط برقرار کردن باهاش پیدا کنین.

237
00:13:05,555 --> 00:13:06,805
‫میدونی...

238
00:13:07,626 --> 00:13:09,575
‫برای سخته که بخوام پدرش باشم...

239
00:13:09,700 --> 00:13:11,998
‫وقتی به زحمت خونه‌ی من میاد.

240
00:13:12,166 --> 00:13:15,166
‫خب، بذارید این قضیه رو باز کنیم.

241
00:13:16,125 --> 00:13:19,390
‫الیور" بهم گفت که حس میکنه"...

242
00:13:19,515 --> 00:13:22,008
‫نمیتونه تو خونه‌ی شما درست غذا بخوره.

243
00:13:22,505 --> 00:13:24,360
‫درسته.
‫حق داره.

244
00:13:24,485 --> 00:13:26,559
‫هیچی تو یخچالش پیدا نمیشه.

245
00:13:26,715 --> 00:13:31,015
‫ولی ولی پول و منوی غذای رستوران هست
‫تا هرچی بخواد برای شام بگیره.

246
00:13:31,978 --> 00:13:34,098
‫میخوام به بچه یاد بدم که...

247
00:13:35,085 --> 00:13:37,149
‫- از پَسِ خودش بربیاد.
‫- هنوز براش خیلی زوده.

248
00:13:38,620 --> 00:13:39,520
‫بنابراین...

249
00:13:39,645 --> 00:13:42,495
‫"از دیدِ شما، "لوک"، اینطوره که "الیور...

250
00:13:43,795 --> 00:13:46,595
‫خُب، با مسئولیت به عهده‌ش گذاشتن
‫و انتخاب کردن غذا...

251
00:13:48,045 --> 00:13:50,970
‫کمکش میکنین تا بزرگ بشه.

252
00:13:51,095 --> 00:13:54,990
‫،وقتی هم‌سنِ اون بودم
‫هر شب برای خانواده‌م غذا درست میکردم.

253
00:13:55,115 --> 00:13:57,340
‫ازونجایی خانواده‌ی لوک در حقش کوتاهی کردن...

254
00:13:57,465 --> 00:13:59,625
‫به نظرم ما هم باید در حق "الیور" کوتاهی کنیم.

255
00:13:59,750 --> 00:14:01,975
‫وقتی داری به بچه یه چیزی رو یاد میدی
‫به معنی کوتاهی کردن نیست...

256
00:14:02,100 --> 00:14:03,550
‫هیچی بهش یاد نمیدی.

257
00:14:03,795 --> 00:14:06,761
‫پول میذاری کف دستش و تنهاش میذاری.

258
00:14:06,929 --> 00:14:10,929
‫میتونیم مشکل محتویات یخچال رو حل کنیم
‫ولی فکر میکنم...

259
00:14:11,625 --> 00:14:14,025
‫میدونید، فکر میکنم یه چیزی...

260
00:14:14,765 --> 00:14:17,115
‫یه چیز دیگه اینجا در جریانه.

261
00:14:17,465 --> 00:14:20,598
‫وقتی "الیور" میگه چیزی برای خوردن وجود نداره
‫میدونم یه کم عجیب به نظر میاد...

262
00:14:21,315 --> 00:14:24,578
‫ولی شاید به میخواد به زبون خودش بگه...

263
00:14:25,045 --> 00:14:27,616
‫که حس نمیکنه بهش رسیدگی میشه.

264
00:14:28,095 --> 00:14:31,328
‫خُب، این دقیقاً نقطه‌قوت "لوک" نیست.

265
00:14:31,665 --> 00:14:33,515
‫به بچه یه نگاه انداختی؟

266
00:14:33,931 --> 00:14:36,411
‫خیلی زیاد از اون مدل رسیدگی‌ها گیرش اومده.

267
00:14:36,536 --> 00:14:38,486
‫فقط مساله غذا نیست.

268
00:14:39,085 --> 00:14:41,290
‫شاید میخواد به زبون خودش بگه...

269
00:14:41,415 --> 00:14:44,799
‫که دلش برای جفتتون
‫و خونه‌ای که مشترک زندگی میکردین، تنگ شده.

270
00:14:44,967 --> 00:14:46,843
‫،برای همین اینجا نیومدیم
‫که این با این مساله کنار بیاد؟

271
00:14:47,011 --> 00:14:49,391
‫فکر میکنم یکی از راه‌هایی که
‫میتونیم به "الیور" کمک کنیم اینه که...

272
00:14:49,516 --> 00:14:51,993
‫با وجود اینکه تو دو تا خونه‌ی متفاوت زندگی میکنه...

273
00:14:52,395 --> 00:14:56,061
‫مهمه که از یه مجموعه قوانین یکسان تبعیت کنه.

274
00:14:57,285 --> 00:15:00,649
‫مثلاً، شما میخوای مطمئن بشی که
‫تغذیه‌ی "الیور" مناسب باشه، درسته؟

275
00:15:00,817 --> 00:15:03,661
‫و تو، "لوک"، میخوای مسئولیت مراقبت از خودش رو...

276
00:15:03,786 --> 00:15:08,073
‫به عهده‌ش بذاری.
‫شاید بتونیم این دو تا هدف رو با هم ترکیب کنیم.

277
00:15:08,475 --> 00:15:12,744
‫من فقط فکر میکنم ازش میخوایم خیلی زود بزرگ شه.

278
00:15:14,285 --> 00:15:15,562
‫شاید یه راهی باشه...

279
00:15:16,085 --> 00:15:18,635
‫که بهش کمک کنه تا به یه سطح مشخصی...

280
00:15:19,265 --> 00:15:20,293
‫از استقلال برسه.

281
00:15:20,461 --> 00:15:22,796
‫،اگه بتونم ببینمش
‫خوشحال میشم کمکش کنم.

282
00:15:23,659 --> 00:15:27,071
‫وقتی "الیور" میاد پیشم
‫و میگه تو خونه‌ی پدرش خوابش نمیبره...

283
00:15:27,196 --> 00:15:29,344
‫فکر میکنم کاملاً حق دارم که یه کم نگران باشم.

284
00:15:29,512 --> 00:15:32,252
‫پس تو از "الیور" راجع به...

285
00:15:32,515 --> 00:15:34,665
‫اوضاع خونه‌ی "لوک" پرسیدی؟

286
00:15:35,059 --> 00:15:37,722
‫- البته آچمز کردن لغت بهتریه.
‫- معلومه که پرسیدم.

287
00:15:39,165 --> 00:15:43,165
‫تو کالج با "لوک" آشنا شدم
‫و میدونم قبل از اینکه ازدواج کنیم، چطور زندگی میکرده.

288
00:15:45,537 --> 00:15:48,858
‫میدونی، دلیلِ اصلی اینکه
‫بچه نمیتونه تو خونه‌ی من بخوابه...

289
00:15:48,983 --> 00:15:51,623
‫اینه که هروقت که وسط شب از خواب بیدار میشد...

290
00:15:51,748 --> 00:15:53,348
‫میذاشت بیاد رو تخت ما بخوابه.

291
00:15:53,536 --> 00:15:55,973
‫- یا خدا!
‫- هنوزم رو تخت باهاش میخوابه.

292
00:15:56,098 --> 00:15:58,448
‫- چقدر زشت میتونه باشه؟
‫- یه دفعه.

293
00:15:58,655 --> 00:16:00,539
‫یه شب وقتی تازه اسباب‌کشی کرده بودیم...

294
00:16:00,664 --> 00:16:02,836
‫احساس تنهایی میکرد
‫برای همینم اجازه دادم رو تختِ ما بخوابه.

295
00:16:04,315 --> 00:16:07,465
‫"فقط کنجکاوم، "لوک.
‫اینکه چطور این موضوع رو فهمیدی؟

296
00:16:07,633 --> 00:16:09,387
‫از بچه پرسیدم که مامانش چطوره...

297
00:16:09,512 --> 00:16:11,970
‫و بهم گفت که عملاً التماسم کرد تا رو تختمون بخوابه.

298
00:16:13,015 --> 00:16:15,015
‫به نظر من...

299
00:16:15,473 --> 00:16:17,473
‫که جفتتون از "الیور" سوال میپرسیدین...

300
00:16:18,185 --> 00:16:20,136
‫تا از اوضاع همدیگه باخبر بشین.

301
00:16:20,261 --> 00:16:23,275
‫فکر کنم یکی از چیزایی که باید روش کار کنیم...

302
00:16:23,485 --> 00:16:24,750
‫اینه که از این کشمکش دور نگهش داریم.

303
00:16:24,875 --> 00:16:28,146
‫دلیل اینکه "الیور" نمیتونه تو خونه‌ی "لوک" بخوابه...

304
00:16:28,271 --> 00:16:30,156
‫اینه که "لوک" دوستاش رو دعوت میکنه...

305
00:16:30,281 --> 00:16:32,538
‫،و تا آخرشب بیدار میمونن
‫ورق بازی میکنن و مست میکنن.

306
00:16:32,663 --> 00:16:33,825
‫کسی مست نمیکنه.

307
00:16:34,305 --> 00:16:36,848
‫دو ساله لب به مشروب نزدم و خودشم میدونه.

308
00:16:36,973 --> 00:16:38,955
‫چیزی که میدونم اینه که هرشب بیداری...

309
00:16:39,123 --> 00:16:42,310
‫- خوش میگذرونی انگار که هنوز تو خوابگاهی.
‫- خیلی خوش نمیگذرونم.

310
00:16:42,435 --> 00:16:45,626
‫خرج یه زن و بچه رو میدم
‫جفتشون رو مدرسه گذاشتم...

311
00:16:45,751 --> 00:16:47,714
‫و حاضرم شرط ببندم بچه‌م زودتر از اون فارغ التحصیل میشه.

312
00:16:52,755 --> 00:16:55,121
‫اگه حافظه‌م یاری کنه، توافق کردیم...

313
00:16:55,246 --> 00:16:59,546
‫تا یه مادر خونه‌دار باشم تا یکی به "الیور" برسه.

314
00:16:59,995 --> 00:17:02,687
‫،اگه یه شب ساعت ۹ خونه باشه
‫خیلی خوش به حالمون میشه.

315
00:17:02,855 --> 00:17:04,955
‫اگه به مشاوره‌ی زوجین علاقه دارین...

316
00:17:05,080 --> 00:17:07,960
‫- میتونم یه پیشنهادی بهتون بدم.
‫- ممنون، ولی نه.

317
00:17:08,085 --> 00:17:12,085
‫تنها خوبی طلاق اینه که
‫تمام این بحث‌ها رو پشت سر میذاریم.

318
00:17:12,865 --> 00:17:15,282
‫خُب، ازونجایی که برای بحث در مود رابطه‌تون اینجا نیومدین...

319
00:17:15,407 --> 00:17:17,520
‫فکر خوبیه که از امروز به بعد...

320
00:17:17,645 --> 00:17:19,960
‫قرار ملاقات‌های جداگونه بذاریم.

321
00:17:20,085 --> 00:17:22,330
‫نه، راستش ترجیح میدم اینطور نباشه.

322
00:17:22,455 --> 00:17:24,927
‫میخوام مطمئن باشم که همه‌مون به توافق میرسیم.

323
00:17:25,052 --> 00:17:27,462
‫و منم میخوام مطمئن بشم که اینجام
‫تا چیزایی رو که راجع بهم میگه بشنوم.

324
00:17:28,175 --> 00:17:31,825
‫و میتونیم توافق کنیم که
‫تمام وظیفه‌مون اینه که رو "الیور" تمرکز کنیم؟

325
00:17:36,889 --> 00:17:38,339
‫همه‌چی مرتبه؟

326
00:17:39,350 --> 00:17:40,725
‫تقصیر من بود. شرمنده.

327
00:17:44,455 --> 00:17:45,455
‫اشکالی نداره.

328
00:17:45,825 --> 00:17:47,575
‫بعداً میتونم برم سراغش.

329
00:17:48,325 --> 00:17:50,975
‫الیور"، چرا نمیای داخل پیش ما؟"

330
00:17:56,868 --> 00:18:00,418
‫خواستم بدونم حالا که همه پیش همیم...

331
00:18:01,055 --> 00:18:02,955
‫چیزی هست که بخوای بگی؟

332
00:18:07,915 --> 00:18:10,890
‫خُب، میدونم که باید خونه‌ی پدرم بمونم، ولی...

333
00:18:11,015 --> 00:18:13,383
‫وقتی شب‌های مدرسه دوستاش میان، سخته.

334
00:18:14,075 --> 00:18:17,410
‫تا الان فکر میکردم دوست داری پیشمون باشی.

335
00:18:17,535 --> 00:18:19,535
‫دوست دارم، خوش میگذره، ولی...

336
00:18:19,885 --> 00:18:23,385
‫ولی تموم کردم مشقام و خوابیدن خیلی سخته.

337
00:18:24,485 --> 00:18:26,062
‫باشه، گرفتم.

338
00:18:26,230 --> 00:18:27,880
‫پس از این به بعد...

339
00:18:28,735 --> 00:18:30,635
‫شب‌های مدرسه فقط خودم و خودتیم.

340
00:18:30,815 --> 00:18:32,115
‫- خوبه؟
‫- آره.

341
00:18:32,765 --> 00:18:36,765
‫الیور" چیز دیگه‌ای هم هست که بخوای به پدرت بگی؟"

342
00:18:38,785 --> 00:18:42,267
‫میشه برای غذا بری خرید تا بعد از مدرسه
‫یه چیزی واسه خوردن داشته باشم؟

343
00:18:42,795 --> 00:18:45,500
‫عزیزم این چطوره؟
‫چطوره با هم یه لیست درست کنیم...

344
00:18:45,625 --> 00:18:49,425
‫یه لیست خرید که بتونی به پدرت بدی
‫و بعدش با هم برید خرید؟

345
00:18:49,745 --> 00:18:51,337
‫- گمونم خوبه.
‫- خیلی خُب.

346
00:18:52,505 --> 00:18:55,555
‫چیز دیگه‌ای هم هست که حلش کنیم؟

347
00:18:57,215 --> 00:18:58,365
‫نمیدونم.

348
00:18:59,472 --> 00:19:03,220
‫ببین پسر، برای من و مادرت مهمه
‫که با این قضیه مشکلی نداشته باشی...

349
00:19:03,345 --> 00:19:06,445
‫اینطوری همه‌مون میتونیم بریم سراغ زندگی‌هامون.

350
00:19:07,585 --> 00:19:11,335
‫نمیخوایم چیزی که آمادگیشو نداری بهت تحمیل کنیم، باشه؟

351
00:19:19,165 --> 00:19:21,700
‫- نمیخوام خونه‌ی پدرم بمونم.
‫- الیور"، بیخیـ"...

352
00:19:21,825 --> 00:19:23,580
‫میخوام تو خونه‌ی واقعیم زندگی کنم.

353
00:19:23,705 --> 00:19:25,305
‫الیور"، با اینکه"...

354
00:19:25,915 --> 00:19:28,138
‫پدرت قبول کرده که یه تغییراتی ایجاد کنه...

355
00:19:28,263 --> 00:19:30,657
‫بازم میگی که تو خونه‌ی پدرت...

356
00:19:31,185 --> 00:19:34,285
‫- احساس راحتی نمیکنی؟
‫- دیگه نمیخوام راجع بهش صحبت کنم.

357
00:19:35,165 --> 00:19:37,115
‫زندگی جفتمون رو دگرگون کرد...

358
00:19:37,593 --> 00:19:38,793
‫فقط به این خاطر...

359
00:19:38,925 --> 00:19:42,025
‫و بعد به محض اینکه عصبانی میشه
‫همه رو بیرون میریزه.

360
00:19:44,892 --> 00:19:45,892
‫تو روحش.

361
00:19:51,375 --> 00:19:53,817
‫الیور"، میای یا نه؟"

362
00:19:55,955 --> 00:19:58,154
‫مجبور نیستی کاری رو که نمیخوای انجام بدی، باشه؟

363
00:19:58,525 --> 00:19:59,875
‫جداً عالیه.

364
00:20:00,720 --> 00:20:02,450
‫واقعاً کمکش میکنه تا بزرگ شه.

365
00:20:06,035 --> 00:20:07,185
‫"ممنون، "بس.

366
00:20:14,545 --> 00:20:16,395
‫به خاطر رفتار "لوک" معذرت میخوام.

367
00:20:17,295 --> 00:20:19,441
‫ولی همیشه باید به خاطر رفتارش معذرت بخوام.

368
00:20:19,566 --> 00:20:22,166
‫باید بیخیال این کار بشم، درسته؟

369
00:20:22,295 --> 00:20:24,845
‫شاید باید از "الیور" هم معذرت بخوایم.

370
00:20:26,235 --> 00:20:29,035
‫بعضی وقتا بزرگترها قوانین رو فراموش میکنن.

371
00:20:33,195 --> 00:20:35,495
‫- گمونم این قصه سر دراز داره.
‫- بله.

372
00:20:39,495 --> 00:20:40,905
‫- بریم.
‫باشه، "الیور"؟

373
00:20:43,985 --> 00:20:45,385
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

374
00:20:49,375 --> 00:20:51,775
‫نه، نه، نه، نه.
‫خودم ترتیبش رو میدم.

375
00:20:52,425 --> 00:20:54,270
‫- ممنون.
‫- خواهش میکنم.

376
00:20:55,395 --> 00:20:55,395
‫خداحافظ.

377
00:21:00,396 --> 00:21:07,396
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">امیــــــــرعلی و محیـــــــــا</font>

378
00:21:07,397 --> 00:21:14,397
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

