1
00:00:07,100 --> 00:00:09,800
‫بله، اسمم "پائول وستون"ـه.
‫منتظر بودم.

2
00:00:10,000 --> 00:00:13,100
‫- چطور می‌تونم کمکتون کنم قربان؟
‫- من وصیِ...

3
00:00:13,200 --> 00:00:15,600
‫اموال پدرم هستم و می‌خواستم...

4
00:00:15,700 --> 00:00:17,900
‫می‌تونین گوشی رو نگه دارین تا من
‫حسابتون رو باز کنم؟

5
00:00:18,000 --> 00:00:19,400
‫البته، باشه، نگه می‌دارم.

6
00:00:19,500 --> 00:00:22,000
‫ممنون که صبر می‌کنین.
‫تماس شما خیلی برای ما اهمیت داره...

7
00:00:22,100 --> 00:00:24,200
‫و زمان تقریبی انتظار...

8
00:00:28,500 --> 00:00:30,100
‫- خدمات درمانی، بفرمایید.
‫- سلام.

9
00:00:30,300 --> 00:00:33,100
‫- بله، می‌تونم کمکتون کنم؟
‫- بله. من "پائول وستون" هستم.

10
00:00:33,500 --> 00:00:36,300
‫پدرم پیش شما بیمه‌نامه‌ی عمر داشته و...

11
00:00:36,500 --> 00:00:38,700
‫- لطفاً صبر کنین تا به مسئولش اطلاع بدم.
‫- باشه، نگه میدارم.

12
00:00:47,300 --> 00:00:50,000
‫"سلام. بانک "اعتماد نو.
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

13
00:00:50,100 --> 00:00:51,700
‫اسم من "پائول وستون"ـه.

14
00:00:51,900 --> 00:00:55,300
‫- بله، آقای "وستون"، چطور می‌تونم کمکتون کنم؟
‫- پدرم اخیراً فوت کرده.

15
00:00:55,400 --> 00:00:57,600
‫دوتا حساب پیش شما داشته.

16
00:00:57,700 --> 00:01:00,000
‫میشه رمز حساب پدرتون رو بگین؟

17
00:01:00,700 --> 00:01:02,800
‫نه، رمزش رو بلد نیستم.

18
00:01:02,900 --> 00:01:05,900
‫- باید تماستون رو انتقال بدم.
‫- نه، منو پشت خط نذارین.

19
00:01:06,000 --> 00:01:08,200
‫- یه لحظه صبر کنین.
‫- منو تو لیست انتظار نذارین لطفاً.

20
00:01:08,300 --> 00:01:10,600
‫- فقط یه لحظه.
‫- خواهش می‌کنم...

21
00:01:10,800 --> 00:01:11,800
‫لعنتی!

22
00:01:32,600 --> 00:01:34,200
‫می‌خوای جواب بدی؟

23
00:01:37,400 --> 00:01:44,900
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

24
00:02:07,700 --> 00:02:09,700
‫بابت تلفن متاسفم.

25
00:02:10,700 --> 00:02:13,200
‫دارم سعی می‌کنم دارایی‌های پدرم رو مرتب کنم...

26
00:02:13,400 --> 00:02:16,000
‫و نمی‌تونم حتی یه نفرُ گیر
‫بیارم که باهام حرف بزنه. تمام چیزی که میگن اینه...

27
00:02:16,100 --> 00:02:18,500
‫میشه گوشی رو نگه دارین؟ لطفاً گوشی رو"
‫".نگه دارین. اجازه بدین شما رو تو لیست انتظار بذارم

28
00:02:19,400 --> 00:02:21,900
‫- خیلی آزاردهنده‌ست.
‫- اگه می‌دونستم که اپراتورها...

29
00:02:22,000 --> 00:02:24,800
‫واقعاً به آدم کمک می‌کنن
‫منتظر می‌موندم.

30
00:02:27,400 --> 00:02:30,200
‫بعضی وقتا فکر می‌کنم کل
‫مردم کشور تو انتظار وایسادن.

31
00:02:30,400 --> 00:02:31,900
‫به هیچکس کمکی نمیشه.

32
00:02:32,000 --> 00:02:34,100
‫دیگه بهش "کمک کردن" هم نمیگن.

33
00:02:34,200 --> 00:02:36,300
‫".میگن "پشتیبانی مشتری

34
00:02:37,300 --> 00:02:39,600
‫:چیزی که واقعاً میگن اینه

35
00:02:39,800 --> 00:02:42,100
‫".متاسفم که مشکل دارین. خیلی بدـه"

36
00:02:42,200 --> 00:02:44,900
‫خب، می‌دونی چیه؟
‫من پشتیبانیتُ نمی‌خوام. کمکتُ می‌خوام.

37
00:02:45,000 --> 00:02:46,200
‫برای همین قطع می‌کنم.

38
00:02:48,800 --> 00:02:51,000
‫کمکی هست که بتونم بهت بکنم؟

39
00:02:58,800 --> 00:03:01,400
‫مگه اینکه بخوای نامه‌ای رو
‫که نوشتم ویرایش کنی.

40
00:03:01,500 --> 00:03:02,400
‫البته.

41
00:03:03,500 --> 00:03:04,700
‫چه نامه‌ای؟

42
00:03:06,300 --> 00:03:09,500
‫یادته هفته‌ی پیش رفتم دیدن پدر "الکس"؟

43
00:03:09,700 --> 00:03:11,300
‫آره، چطور پیش رفت؟

44
00:03:11,800 --> 00:03:12,900
‫ناجور.

45
00:03:14,800 --> 00:03:18,500
‫گفت پول دیه‌ی شرکت بیمه رو قبول می‌کنه...

46
00:03:19,800 --> 00:03:22,000
‫و شکایتش رو پس می‌گیره...

47
00:03:22,800 --> 00:03:25,300
‫- خب، این عالیه.
‫- به جاش...

48
00:03:26,300 --> 00:03:28,300
‫یه نامه از من می‌خواد...

49
00:03:29,300 --> 00:03:31,000
‫که به گناهم تو مرگ "الکس" اعتراف کنم.

50
00:03:37,400 --> 00:03:38,900
‫نامه رو نوشتی؟

51
00:03:39,700 --> 00:03:41,400
‫می‌خواد با این نامه چیکار کنه؟

52
00:03:41,600 --> 00:03:44,600
‫بهم قول داد کاری نکنه.

53
00:03:45,100 --> 00:03:47,000
‫- "پائول".
‫- می‌دونم. درست میگی.

54
00:03:47,200 --> 00:03:50,000
‫به دستش که برسه، هرکاری
‫که بخواد می‌تونه باهاش بکنه.

55
00:03:50,100 --> 00:03:52,800
‫می‌فرستتش برای ناظرای اصول اخلاقی
‫یا میذاره تو اینترنت.

56
00:03:53,300 --> 00:03:55,200
‫که می‌تونه پایان زندگی حرفه‌ایت باشه.

57
00:03:57,200 --> 00:03:59,400
‫- وکیلت چی گفت؟
‫- میگه که نامه...

58
00:03:59,600 --> 00:04:01,900
‫دعوی رو تموم می‌کنه
‫و بیمه‌م...

59
00:04:02,000 --> 00:04:05,500
‫کل دیه رو پرداخت می‌کنه.
‫نمی‌خوام بدهکار بمونم.

60
00:04:06,000 --> 00:04:07,700
‫اگه نفرستیش چی میشه؟

61
00:04:07,900 --> 00:04:10,800
‫هفته‌ی دیگه یه جلسه دادرسی
‫مقدماتی برگزار می‌کنن.

62
00:04:10,900 --> 00:04:13,000
‫قاضی ممکنه کل پرونده رو مختومه اعلام کنه.

63
00:04:13,100 --> 00:04:15,900
‫ولی اگه نکنه، اونوقت ممکنه
‫تو هیئت منصفه رای گیری بشه...

64
00:04:16,100 --> 00:04:18,200
‫که اینطوری کلی وقت از دست میدم.

65
00:04:18,700 --> 00:04:22,000
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- وکیل گفت که کار هیئت منصفه همینه.

66
00:04:23,600 --> 00:04:25,800
‫میگه همه از روانشناسا بدشون میاد.

67
00:04:29,400 --> 00:04:30,400
‫واقعاً؟

68
00:04:31,000 --> 00:04:34,500
‫براساس حرفای این یارو
‫روانشناسی یه کار مزخرف‌ـه.

69
00:04:34,800 --> 00:04:36,600
‫میگه که مردم میرن مشاوره...

70
00:04:36,800 --> 00:04:39,100
‫به این امید که روانشناس
‫اونا رو درمان کنه.

71
00:04:39,200 --> 00:04:42,200
‫ولی روانشناس نه فقط
‫مشکلات مردم رو حل نمی‌کنه...

72
00:04:42,300 --> 00:04:45,600
‫- بلکه بدترش هم می‌کنه.
‫- و این آقا وکیل توـه؟

73
00:04:45,800 --> 00:04:49,400
‫اون هر هفته با اینجور پرونده‌ها سر و کار داره.
‫می‌دونه چطوری پیش میرن.

74
00:04:50,200 --> 00:04:52,300
‫و نگران بود که هیئت منصفه بخواد...

75
00:04:52,500 --> 00:04:55,200
‫همه‌ی کاسه کوزه‌های کل روانشناسای
‫تو دنیا رو سر من بشکنه...

76
00:04:55,300 --> 00:04:58,100
‫و ۲۰ میلیون رو دو دستی
‫تقدیم پدر "الکس" کنه.

77
00:04:58,200 --> 00:05:00,500
‫اگه این وکیله می‌دونست داره چیکار می‌کنه...

78
00:05:00,600 --> 00:05:03,900
‫هیئت منصفه رو وادار می‌کرد ببینن
‫که تو چه روانشناس خوبی هستی.

79
00:05:05,600 --> 00:05:08,100
‫"یه لحظه وایسا "جینا.
‫کنجکاو شدم.

80
00:05:08,200 --> 00:05:11,900
‫اگه تو محکمه بودی و وکیل ازت می‌پرسید
‫فکر می‌کنید  به چند درصد از بیمارا"...

81
00:05:12,000 --> 00:05:16,000
‫"واقعاً کمک می‌کنید؟
‫چه جوابی بهش می‌دادی؟

82
00:05:16,700 --> 00:05:19,000
‫- این چه حرفی‌ـه؟
‫- می‌گفتی، به طور متوسط....

83
00:05:19,100 --> 00:05:21,500
‫آدمایی رو که درمان کردی
‫یه خُرده بهتر شدن....

84
00:05:21,700 --> 00:05:24,100
‫،خیلی بهتر شدن
‫یا همونطوری باقی موندن؟

85
00:05:24,400 --> 00:05:26,000
‫تو کسی هستی که تحت درمان منی.

86
00:05:26,700 --> 00:05:28,800
‫ازم می‌پرسی که آیا کمکت کردم
‫حالت بهتر بشه یا نه؟

87
00:05:28,900 --> 00:05:31,800
‫باشه، جواب نده.
‫مشکل تو که نیست.

88
00:05:31,900 --> 00:05:33,200
‫مشکل من‌ـه.

89
00:05:33,400 --> 00:05:36,100
‫من خودم حس می‌کنم
‫که به هیچکس کمکی نمی‌کنم.

90
00:05:37,000 --> 00:05:38,900
‫می‌دونی؟ می‌خوام این نامه رو بفرستم...

91
00:05:39,100 --> 00:05:42,700
‫می‌خوام شغلم رو بذارم کنار
‫و یه کار بهتر پیدا کنم...

92
00:05:42,800 --> 00:05:45,100
‫- یه کار مفید.
‫- خودت می‌دونی که به مردم کمک می‌کنی.

93
00:05:45,200 --> 00:05:48,400
‫می‌دونی چیکار می‌کنم؟ بیشتر روزا
‫یه جا می‌شینم و ۴۵ دقیقه...

94
00:05:48,600 --> 00:05:51,600
‫به حرفا گوش می‌کنم.
‫بعدش مریضا میرن بیرون...

95
00:05:51,700 --> 00:05:53,900
‫و هرکاری دلشون بخواد انجام میدن.

96
00:05:55,200 --> 00:05:58,300
‫فقط گوش نمی‌کنی.
‫مراقبشون هستی.

97
00:05:58,400 --> 00:06:01,500
‫سوال می‌پرسی.
‫تحلیلشون می‌کنی.

98
00:06:01,900 --> 00:06:05,400
‫تشویقشون می‌کنی به
‫الگوهای رفتاری خودشون دقت کنن.

99
00:06:05,500 --> 00:06:08,200
‫،شاید این کارُ بکنم
‫ولی این چیزی نیست که مردم می‌خوان.

100
00:06:08,400 --> 00:06:09,800
‫اونا چی می‌خوان؟

101
00:06:10,800 --> 00:06:12,300
‫می‌خوان بهشون عشق ورزیده بشه...

102
00:06:12,500 --> 00:06:15,800
‫،حتی از طرف من. می‌خوان بچه باشن
‫یا می‌خوان بچه‌ی من باشن.

103
00:06:15,900 --> 00:06:17,800
‫والدینی می‌خوان که دوستشون داشته باشن.

104
00:06:18,000 --> 00:06:20,600
‫توجه می‌خوان، محبت می‌خوان.
‫امید می‌خوان...

105
00:06:20,700 --> 00:06:22,900
‫دارو می‌خوان، سکس می‌خوان.

106
00:06:24,100 --> 00:06:25,400
‫لیست خوبی‌ـه.

107
00:06:25,600 --> 00:06:27,900
‫ولی من این چیزا رو بهشون نمیدم.

108
00:06:30,800 --> 00:06:33,200
‫مریضم "میا"، همون وکیله...

109
00:06:34,000 --> 00:06:35,800
‫می‌دونی چی می‌خواد؟

110
00:06:35,900 --> 00:06:38,500
‫می‌خواد بغلش کنم و دلداریش بدم.

111
00:06:39,100 --> 00:06:42,100
‫ولی چیزی که واقعاً نیاز داره
‫یه شوهر خوب و یه خانواده‌ست.

112
00:06:42,200 --> 00:06:45,100
‫و می‌دونم که نمی‌تونم اینا رو بهش بدم.

113
00:06:45,500 --> 00:06:49,100
‫فقط می‌تونم بهش نشون بدم که داره
‫خیلی از کسایی رو که می‌تونن کمکش کنن از خودش میرونه...

114
00:06:49,200 --> 00:06:51,300
‫و کسایی رو به سمت خودش می‌کشونه
‫که کمکی بهش نمی‌کنن.

115
00:06:51,500 --> 00:06:54,900
‫ولی فقط باعث میشه بیشتر حس کنه
‫که تنهاست و کسی دوستش نداره.

116
00:06:55,700 --> 00:06:59,000
‫این دوشنبه که از مطب داشت می‌رفت بیرون...

117
00:06:59,100 --> 00:07:00,700
‫احساس شکست می‌کرد.

118
00:07:01,200 --> 00:07:03,700
‫حس می‌کرد از خانواده و دنیاش طرد شده.

119
00:07:03,800 --> 00:07:07,800
‫و منم هیچی نداشتم بهش بگم.

120
00:07:08,600 --> 00:07:11,200
‫نگران اینی که دیگه برنگرده؟

121
00:07:11,700 --> 00:07:13,800
‫واقعاً چرا باید برگرده؟

122
00:07:14,700 --> 00:07:16,900
‫هیچ فایده‌ای که براش ندارم.

123
00:07:17,600 --> 00:07:20,900
‫فقط بلدم دم از عقل و شعور بزنم.

124
00:07:21,000 --> 00:07:22,600
‫اینطوری قرار نیست خوشبخت بشه.

125
00:07:22,800 --> 00:07:25,700
‫تو همینو می‌خوای؟
‫که مردم رو خوشبخت کنی؟

126
00:07:26,100 --> 00:07:28,000
‫معلومه که می‌خوام مردمو خوشبخت کنم.

127
00:07:28,100 --> 00:07:31,000
‫تو چی می‌خوای؟
‫بیشتر بهشون گند بزنی؟

128
00:07:33,800 --> 00:07:36,100
‫می‌دونی می‌خوام چیکار کنم؟
‫می‌خوام این نامه رو بفرستم...

129
00:07:36,300 --> 00:07:38,200
‫و می‌خوام بذارم مجوزمو ازم بگیرن...

130
00:07:38,400 --> 00:07:41,400
‫می‌خوام مشاور بشم.

131
00:07:42,200 --> 00:07:43,400
‫مشاور؟

132
00:07:44,100 --> 00:07:46,400
‫- چیکار می‌کنن؟
‫- خودت می‌دونی مشاور چیه.

133
00:07:46,600 --> 00:07:47,600
‫نصیحت می‌کنن.

134
00:07:48,600 --> 00:07:49,600
‫این...

135
00:07:50,800 --> 00:07:53,800
‫ببین، بعضی آدما خانواده‌ای ندارن
‫که باهاشون حرف بزنن...

136
00:07:53,900 --> 00:07:56,900
‫و دوستاشون بلافاصله جای خانواده رو براشون می‌گیرن.

137
00:07:58,600 --> 00:08:00,900
‫پس تو اگه مشاور "میا" بشی...

138
00:08:01,000 --> 00:08:04,100
‫- بهش می‌گفتی چیکار کنه؟
‫- می‌گفتم از کارش استعفا بده.

139
00:08:04,200 --> 00:08:05,900
‫می‌گفتم موهاشو بذاره بلند بشه...

140
00:08:06,000 --> 00:08:09,300
‫می‌گفتم بره یه شهر آفتابی...

141
00:08:09,600 --> 00:08:12,800
‫"مثل "ناپا.
‫بهش می‌گفتم دوچرخه سواری کنه...

142
00:08:13,400 --> 00:08:17,000
‫تا یه سال کفش پاشنه بلند نپوشه.
‫"و می‌گفتم "یه سگ بخر.

143
00:08:20,500 --> 00:08:22,600
‫فکر می‌کنی حرفتو گوش می‌کرد؟

144
00:08:22,700 --> 00:08:24,900
‫اون فقط ازم می‌خواد بهش عشق و...

145
00:08:26,100 --> 00:08:27,200
‫حمایت بدم.

146
00:08:28,900 --> 00:08:31,600
‫ولی اگه می‌تونست عشق و حمایت تو رو دریافت کنه...

147
00:08:31,700 --> 00:08:33,900
‫به خاطرشون نمی‌اومد پیش تو.

148
00:08:34,400 --> 00:08:36,100
‫مشکلش اینه.

149
00:08:36,600 --> 00:08:40,300
‫و تا زمانی که درمان نشده
‫نمی‌تونه نصیحت هیچکسو قبول کنه.

150
00:08:40,400 --> 00:08:42,100
‫به خاطر همینه که به این روند درمانی احتیاج داره.

151
00:08:42,300 --> 00:08:44,200
‫فکر کنم اگه اولین حرفم به درد خورد...

152
00:08:44,300 --> 00:08:46,300
‫شاید بقیه‌شونم امتحان کنه.

153
00:08:46,500 --> 00:08:48,100
‫اگه نصیحتم درست از آب در نیومد...

154
00:08:48,200 --> 00:08:50,800
‫تو یه راه دیگه می‌افته.
‫منم دیگه نمی‌دونم چه ضرری دیده.

155
00:08:51,000 --> 00:08:53,800
‫می‌خوای مسئولیت تصمیمایی رو که
‫برای اون می‌گیری قبول کنی؟

156
00:08:53,900 --> 00:08:55,500
‫فکر نکنم مشکلی باهاش داشته باشه.

157
00:08:55,600 --> 00:08:57,500
‫می‌بینی؟ مشکل تو همینه.

158
00:08:57,600 --> 00:09:01,100
‫تو می‌ترسی مسئولیت زندگی
‫بیماراتو قبول کنی.

159
00:09:01,200 --> 00:09:04,100
‫نمی‌خوای درگیر مشکلاتشون بشی.

160
00:09:04,300 --> 00:09:05,300
‫من می‌خوام.

161
00:09:05,400 --> 00:09:07,700
‫هنوزم چسبیدی به این تعصب که...

162
00:09:07,800 --> 00:09:09,900
‫میذاری خودشون برای خودشون تصمیم بگیرن.

163
00:09:10,000 --> 00:09:13,900
‫ولی به نظر من، این کار حرفه‌ای نیست. نامردی‌ـه.

164
00:09:14,000 --> 00:09:15,900
‫می‌دونی، این تعصب نیست.

165
00:09:19,100 --> 00:09:21,500
‫پایه‌ی اساسی حرفه‌ی ماست.

166
00:09:22,800 --> 00:09:25,500
‫اگه برای زندگی بیمارات تصمیم بگیری...

167
00:09:25,600 --> 00:09:28,200
‫باعث میشی بهت وابسته بشن.

168
00:09:28,300 --> 00:09:29,700
‫فلجشون می‌کنی.

169
00:09:29,900 --> 00:09:32,400
‫مثل همیشه برگشتیم به اخلاقیات.

170
00:09:32,500 --> 00:09:34,000
‫"ولی اشتباه می‌کنی "جینا.

171
00:09:34,200 --> 00:09:36,400
‫مشکل من این نیست که نمی‌تونم
‫از قوانین پیروی کنم.

172
00:09:36,500 --> 00:09:39,500
‫مشکلم اینه که برخلاف تو، من واقعاً...

173
00:09:39,600 --> 00:09:42,700
‫- به بیمارام اهمیت میدم.
‫- فکر می‌کنی من بهت اهمیت نمیدم؟

174
00:09:42,900 --> 00:09:45,300
‫تو به خودت اجازه نمیدی
‫به هیچکسی اهمیت بدی.

175
00:09:45,500 --> 00:09:48,500
‫خیلی ترسویی.
‫می‌شینی رو این صندلی لعنتی...

176
00:09:48,600 --> 00:09:51,000
‫بیمارات جلوت از هم می‌پاشن...

177
00:09:51,200 --> 00:09:53,100
‫ولی جای اینکه بهشون کمک کنی...

178
00:09:53,200 --> 00:09:55,800
‫جوری درموردشون فکر می‌کنی
‫که انگار تیکه‌های پازل هستن.

179
00:09:58,600 --> 00:10:00,200
‫خب، ناامیدت کردم.

180
00:10:02,000 --> 00:10:03,700
‫از دستم عصبانی هستی.

181
00:10:04,500 --> 00:10:06,700
‫من استادت بودم.
‫مربی‌ت بودم.

182
00:10:06,900 --> 00:10:08,700
‫باید بهت دانشی میدادم...

183
00:10:09,000 --> 00:10:12,400
‫که تو رو از درد این چنینی
‫مراقبت کنه.

184
00:10:12,900 --> 00:10:15,100
‫رنجی که الان داری باهاش دست و پنجه نرم می‌کنی.

185
00:10:15,200 --> 00:10:16,400
‫و اینکارو نکردم.

186
00:10:17,100 --> 00:10:20,800
‫پس داری اینطوری واکنش نشون میدی
‫که بهم بگی رنجت رو حس نمی‌کنم...

187
00:10:21,000 --> 00:10:23,200
‫و اینکه شغلم بی‌فایده‌ست.

188
00:10:23,600 --> 00:10:27,100
‫هردومون می‌دونیم که تو هیچکدوم
‫این مزخرفات رو باور نمی‌کنی.

189
00:10:27,300 --> 00:10:29,900
‫اگه اینطوری بود، فکر می‌کردی من ناامیدت کردم.

190
00:10:30,000 --> 00:10:33,000
‫مدام بهم میگی آدم خوبی‌ام.
‫"تو روانشناس فوق‌العاده‌ای هستی پائول".

191
00:10:33,100 --> 00:10:36,600
‫ولی هردومون می‌دونیم که
‫برام احترام زیادی قائل نیستی.

192
00:10:36,700 --> 00:10:40,000
‫وانمود می‌کنی که بی‌طرفی
‫ولی از وقتی که برگشتم پیشت...

193
00:10:40,100 --> 00:10:42,300
‫کاری به جز قضاوت درمورد من نمی‌کنی.

194
00:10:42,500 --> 00:10:45,300
‫فکر می‌کنی تمام این مدت
‫داشتم درموردت قضاوت می‌کردم؟

195
00:10:45,400 --> 00:10:47,800
‫خواهشاً انقدر حرفای خودمو به خودم برنگردون.

196
00:10:48,000 --> 00:10:50,100
‫میشه دست از پنهان کاری و...

197
00:10:50,200 --> 00:10:54,000
‫لبخند گربه صفتانه و
‫ژست بت‌مانند مزخرفت بکشی...

198
00:10:54,100 --> 00:10:57,100
‫و یه بار هم که شده
‫بهم بگی واقعاً چه فکری می‌کنی؟

199
00:11:00,700 --> 00:11:02,500
‫واقعاً چی فکر می‌کنم؟

200
00:11:04,900 --> 00:11:08,000
‫فکر می‌کنم داری مثل یه عوضی رفتار می‌کنی.

201
00:11:09,800 --> 00:11:13,500
‫فکر می‌کنم تو روانشناسی هستی
‫که به طور قابل توجهی...

202
00:11:14,100 --> 00:11:16,200
‫فهم کمی از رفتار خودت داری.

203
00:11:17,300 --> 00:11:19,000
‫خیلی تو خودت فرو رفتی.

204
00:11:19,500 --> 00:11:21,100
‫خودت رو کاملاً محق می‌دونی.

205
00:11:21,600 --> 00:11:25,400
‫میای اینجا و بهم می‌پری که...

206
00:11:27,500 --> 00:11:29,900
‫می‌خوام حدودم رو زیر پا بذارم"...

207
00:11:30,300 --> 00:11:32,400
‫"!چون خیلی اهمیت میدم

208
00:11:33,100 --> 00:11:35,300
‫و منم مجبورم بشینم و گوش کنم.

209
00:11:36,100 --> 00:11:38,500
‫و بعدش از دستم عصبانی میشی...

210
00:11:38,600 --> 00:11:40,400
‫چون طاقتمو از دست نمیدم.

211
00:11:40,700 --> 00:11:42,700
‫خب، حداقل بالاخره فهمیدم.

212
00:11:43,100 --> 00:11:44,200
‫تو هیچی نمی‌دونی!

213
00:11:44,300 --> 00:11:48,200
‫درسته. من یه عوضی خیالپردازم
‫و تو از دستم عصبانی هستی.

214
00:11:48,300 --> 00:11:49,800
‫از دستت عصبانیم.

215
00:11:50,900 --> 00:11:52,000
‫بذار یه سوال ازت بپرسم...

216
00:11:52,100 --> 00:11:55,200
‫- گفتن این حرف چه حسی بهت داد؟
‫- حس خوبی داد.

217
00:11:59,300 --> 00:12:02,100
‫ولی شاید دقیقاً همون چیزی‌ـه
‫که تو می‌خوای.

218
00:12:02,900 --> 00:12:04,900
‫من چی می‌خوام "جینا"؟ بگو.

219
00:12:05,000 --> 00:12:07,500
‫مجبورم کردی از این کارم لذت ببرم.

220
00:12:08,600 --> 00:12:11,600
‫مجبورم کردی نقش مادر تنبیه کننده و طرد کننده رو بازی کنم...

221
00:12:11,800 --> 00:12:14,400
‫یه مسئول شکست خورده که
‫بتونی توبیخش کنی.

222
00:12:14,600 --> 00:12:17,600
‫- چرا باید اینو بخوام؟
‫- چون برات آشناست.

223
00:12:17,900 --> 00:12:19,700
‫دیدت رو نسبت به دنیا تایید می‌کنه.

224
00:12:22,400 --> 00:12:24,600
‫تو باید همون قربانی بی‌گناه بشی...

225
00:12:25,400 --> 00:12:28,900
‫که تمام تلاشتو می‌کنی. منم مثل
‫بقیه هستم. می‌خوام بهت خیانت کنم.

226
00:12:29,100 --> 00:12:32,600
‫، پس بهم میگی عوضی‌ام
‫و اینم نه فقط تقصیر خودمه...

227
00:12:32,800 --> 00:12:34,400
‫که چیزی‌ـه که خودم می‌خوام باشم.

228
00:12:37,200 --> 00:12:38,800
‫بگو چه حسی داری؟

229
00:12:39,400 --> 00:12:42,400
‫- بذار نفس بکشم.
‫- مطمئنم حس خوبی داری.

230
00:12:43,500 --> 00:12:45,000
‫"باهاش روبرو شو "پائول.

231
00:12:45,400 --> 00:12:49,400
‫- همیشه ترجیح میدی داد بزنی تا اینکه فکر کنی.
‫- به چی نمی‌خوام فکر کنم؟

232
00:12:51,700 --> 00:12:52,700
‫خب...

233
00:12:53,600 --> 00:12:55,100
‫همینجا نشونش دادی.

234
00:12:55,800 --> 00:12:58,800
‫خودت رو برای شکستی که
‫در برابر خانواده‌ت، بیمارات...

235
00:12:58,900 --> 00:13:00,800
‫و پدرت خوردی شکنجه کردی.

236
00:13:01,900 --> 00:13:04,300
‫برای همین داری تمام
‫کار محتاطانه‌ی خودت و منو...

237
00:13:04,500 --> 00:13:06,400
‫- زیر سوال می‌بری.
‫- کار محتاطانه؟

238
00:13:07,000 --> 00:13:09,800
‫تو فکر می‌کنی من غیرحرفه‌ایم.
‫فکر می‌کنی حدودم رو نمی‌دونم.

239
00:13:10,000 --> 00:13:12,600
‫- همیشه همین فکرو کردی.
‫- واقعاً؟

240
00:13:13,700 --> 00:13:15,600
‫همیشه همینطور فکر کردم؟

241
00:13:16,900 --> 00:13:20,600
‫پس فکر می‌کنی چرا تمام این سالها
‫کنارت موندم...

242
00:13:22,100 --> 00:13:25,100
‫حتی وقتی یه
‫مزاحم به تمام معنا بودی؟

243
00:13:27,000 --> 00:13:28,200
‫حقیقت اینه که...

244
00:13:30,000 --> 00:13:34,000
‫با وجود همه‌ی این حرفا، واقعاً
‫فکر می‌کنم تو روانشناس خوبی هستی.

245
00:13:35,000 --> 00:13:37,800
‫میگی که کمکی به بیمارات نمی‌کنی...

246
00:13:38,500 --> 00:13:40,000
‫ولی وقتی توضیح میدی...

247
00:13:40,200 --> 00:13:42,800
‫برام مشخص میشه که
‫چقدر با دقت به حرفاشون گوش میدی.

248
00:13:44,100 --> 00:13:45,700
‫شنونده‌ی فوق‌العاده‌ای هستی.

249
00:13:46,500 --> 00:13:48,700
‫سرشار از همدردی هستی.

250
00:14:25,400 --> 00:14:27,200
‫پس چرا ناامیدشون می‌کنم؟

251
00:14:28,500 --> 00:14:30,300
‫"مشکل تو نیستی "پائول.

252
00:14:31,800 --> 00:14:33,900
‫این خاصیت انسان بودن‌ـه.

253
00:14:34,700 --> 00:14:37,300
‫با مشکلات عمیقی
‫دست و پنجه نرم می‌کنن.

254
00:14:38,600 --> 00:14:40,500
‫فقط کاش بتونی جرأت اینو پیدا کنی...

255
00:14:40,700 --> 00:14:43,000
‫که با این حقیقت که کارمون
‫سخت‌ـه کنار بیای...

256
00:14:43,900 --> 00:14:46,800
‫اینکه بعضی وقتا
‫باعث میشه فکر کنی آدم احمقی هستی.

257
00:14:48,300 --> 00:14:50,100
‫این شغل یعنی فروتنی.

258
00:14:51,500 --> 00:14:54,800
‫و اگه به عنوان روانشناس فروتن نباشی، پستی.

259
00:14:56,300 --> 00:15:00,300
‫یه جورایی باید یاد بگیری این حقیقت رو
‫که ما نمی‌تونیم جون آدما رو نجات بدیم تحمل کنی.

260
00:15:00,600 --> 00:15:01,600
‫نمی‌تونیم.

261
00:15:15,000 --> 00:15:16,900
‫والتر" سعی کرد خودشو بکنه".

262
00:15:19,800 --> 00:15:20,800
‫خدای من!

263
00:15:21,800 --> 00:15:23,600
‫پائول"، چرا بهم نگفتی؟"

264
00:15:24,300 --> 00:15:25,800
‫کی اینطوری شد؟

265
00:15:26,100 --> 00:15:27,600
‫۱۰روز پیش.

266
00:15:29,000 --> 00:15:31,000
‫هفته‌ی قبل که اصلاً حرفی ازش نزدی.

267
00:15:31,600 --> 00:15:34,200
‫فکر می‌کردم حرف زدن درمورد پدرم...

268
00:15:35,100 --> 00:15:36,100
‫کافی باشه.

269
00:15:38,000 --> 00:15:41,100
‫یعنی، اگه موفق میشد من چیکار می‌کردم؟

270
00:15:42,700 --> 00:15:45,400
‫،خودت رو مقصر می‌دونستی
‫مثل همون کاری که در رابطه با "الکس" کردی.

271
00:15:45,600 --> 00:15:48,100
‫ولی من مسئول اتفاقی هستم که افتاده.

272
00:15:49,200 --> 00:15:50,600
‫پائول"، در عرض دو هفته"...

273
00:15:51,400 --> 00:15:53,000
‫پدرت رو از دست دادی...

274
00:15:53,200 --> 00:15:56,400
‫زیر بار گناه خرد شدی چون
‫حس می‌کنی ازش غافل شدی...

275
00:15:56,500 --> 00:15:57,700
‫و حالا هم این.

276
00:15:59,100 --> 00:16:01,000
‫ملاقاتم با اون...

277
00:16:01,400 --> 00:16:03,600
‫اولین بار تو بیمارستان بود.

278
00:16:04,200 --> 00:16:05,900
‫می‌تونی تصور کنی...

279
00:16:06,100 --> 00:16:08,700
‫آخرین جایی‌ـه که الان می‌خوام اونجا باشم.

280
00:16:09,300 --> 00:16:12,600
‫کنارش نشسته بودم، نگران اینکه
‫حرف اشتباهی نزنم...

281
00:16:12,800 --> 00:16:14,600
‫کار اشتباهی نکنم...

282
00:16:15,300 --> 00:16:18,500
‫و دخترش بیرون تو سالن منتظرـه.

283
00:16:19,700 --> 00:16:22,600
‫یه کم از "رزی" بزرگترـه.

284
00:16:23,200 --> 00:16:25,600
‫و اونه که خانواده رو کنار هم نگه داشته...

285
00:16:25,700 --> 00:16:28,500
‫مادر، پدر...
‫همونطوری که...

286
00:16:30,500 --> 00:16:32,200
‫همونطوری که...

287
00:16:34,200 --> 00:16:36,400
‫همونطوری که تو سعی کردی مادرت رو نجات بدی؟

288
00:16:38,400 --> 00:16:39,400
‫آره.

289
00:16:41,600 --> 00:16:45,100
‫با چشمایی که قلبتو
‫از جا درمیاره بهم خیره شد.

290
00:16:45,700 --> 00:16:47,600
‫تازه داره زندگیش رو شروع می‌کنه...

291
00:16:47,700 --> 00:16:49,900
‫،و فقط می‌خواستم بهش بگم
‫".برو بیرون، فرار کن"

292
00:16:51,100 --> 00:16:54,100
‫،ولی نمی‌تونم اینکارو بکنم
‫چون اگه بره...

293
00:16:54,400 --> 00:16:55,700
‫والتر" هم می‌میره".

294
00:16:57,500 --> 00:16:58,900
‫چند ساعت پیشش نشستم...

295
00:16:59,000 --> 00:17:01,800
‫سعی می‌کردم بهش بگم که زندگیش
‫هنوزم می‌تونه معنادار باشه...

296
00:17:02,400 --> 00:17:05,200
‫که با وجود اینکه پر از گناه و...

297
00:17:05,600 --> 00:17:08,400
‫،زیان و شرمساری‌ـه
‫باید بره جلو...

298
00:17:08,600 --> 00:17:11,400
‫که نمی‌دونه زندگی
‫براش چیا در نظر گرفته...

299
00:17:11,600 --> 00:17:13,500
‫که آخرش چی میشه.

300
00:17:16,500 --> 00:17:18,900
‫جز اینکه اون می‌دونه، خوبم می‌دونه...

301
00:17:20,300 --> 00:17:22,600
‫که حرکت آخرش قراره...

302
00:17:23,800 --> 00:17:26,400
‫یه زوال مداوم و طولانی باشه...

303
00:17:27,700 --> 00:17:29,100
‫مثل پدرم.

304
00:17:30,200 --> 00:17:31,200
‫پس...

305
00:17:32,400 --> 00:17:33,700
‫شاید حق داره که...

306
00:17:34,900 --> 00:17:37,800
‫بخواد تو خواب بمیره...

307
00:17:39,500 --> 00:17:41,300
‫تا زندگیشو طبق شرایط  خودش کنترل کنه...

308
00:17:41,600 --> 00:17:44,400
‫جای اینکه به دنیا اجازه بده...

309
00:17:44,500 --> 00:17:45,700
‫به شکنجه کردنش...

310
00:17:46,900 --> 00:17:48,000
‫ادامه بدن.

311
00:17:51,000 --> 00:17:52,700
‫واقعاً باور می‌کنی؟

312
00:17:55,400 --> 00:17:57,300
‫می‌تونم ببینم که چطور به اینجا رسید...

313
00:17:58,500 --> 00:18:01,500
‫چطور یه نفر دوست داره
‫چشماشو ببنده...

314
00:18:02,700 --> 00:18:03,900
‫و بلند نشه.

315
00:18:08,400 --> 00:18:11,000
‫به این فکر کرده بودی که شاید
‫دوست داشته باشی خودتم بخوابی؟

316
00:18:16,500 --> 00:18:19,200
‫ولی من هرچیزی رو که می‌خواستم
‫از دست ندادم.

317
00:18:19,300 --> 00:18:21,200
‫- اگه من...
‫- اگه تو چی؟

318
00:18:26,200 --> 00:18:29,200
‫- "نمی‌خوام خودمو بکشم "جینا.
‫- چرا که نه.

319
00:18:29,300 --> 00:18:30,700
‫تو رو خدا...

320
00:18:30,800 --> 00:18:32,900
‫پائول"، می‌دونی که چی ازت می‌خوام".

321
00:18:33,000 --> 00:18:36,100
‫- تو اینجا آسیب‌پذیری.
‫- "نیازی به نگرانی نیست "جینا.

322
00:18:36,200 --> 00:18:37,500
‫من بچه دارم.

323
00:18:43,800 --> 00:18:46,500
‫یادمه وقتی مادرم فوت کرد...

324
00:18:48,500 --> 00:18:51,000
‫بالای قبرش وایساده بودم
‫و به خودم قول دادم...

325
00:18:51,200 --> 00:18:53,200
‫که دیگه هیچوقت اینکارو در قبال...

326
00:18:55,100 --> 00:18:56,300
‫یکی از بچه‌هام انجام ندم.

327
00:18:58,100 --> 00:19:01,100
‫،بعدش "لن" به دنیا اومد
‫"بعد "رزی" و "مکس.

328
00:19:02,600 --> 00:19:06,500
‫قولم رو مدام برای خودم تکرار کردم.

329
00:19:07,200 --> 00:19:08,700
‫و هجوم این گرما رو...

330
00:19:09,800 --> 00:19:10,800
‫حس کردم...

331
00:19:11,600 --> 00:19:13,500
‫که به بدنم سرازیر میشه.
‫،من خوبم"

332
00:19:14,100 --> 00:19:15,300
‫".من قوی‌ام"

333
00:19:17,500 --> 00:19:20,800
‫بعضی وقتا حس می‌کنم یه درخت...

334
00:19:21,900 --> 00:19:23,600
‫بزرگ و قوی و بی‌نقص هستم...

335
00:19:24,600 --> 00:19:28,000
‫و اونا می‌خوان زیر سایه‌ی من زندگی کنن.

336
00:19:31,900 --> 00:19:33,800
‫و بعضی وقتا هم حس می‌کنم...

337
00:19:34,900 --> 00:19:38,000
‫حس می‌کنم انگار تمام برگام ریخته...

338
00:19:40,600 --> 00:19:43,400
‫و من نمی‌تونم براشون کاری بکنم...

339
00:19:45,200 --> 00:19:46,200
‫به جز اینکه...

340
00:19:47,300 --> 00:19:48,600
‫منظره رو روشون ببندم.

341
00:19:51,900 --> 00:19:54,900
‫- بازم بهت نیاز دارن.
‫- مطمئن نیستم.

342
00:19:55,200 --> 00:19:56,200
‫نیاز دارن.

343
00:19:56,800 --> 00:19:59,200
‫تو هنوزم به مادرت نیاز داری، مگه نه؟

344
00:20:02,900 --> 00:20:04,200
‫می‌تونی تصور کنی؟

345
00:20:05,400 --> 00:20:06,800
‫اگه بود الان ۸۰ سالش بود.

346
00:20:08,800 --> 00:20:11,400
‫باید بزرگ شدن نوه‌هاشو می‌دید.

347
00:20:13,900 --> 00:20:16,300
‫فکر می‌کنی اینطوری خوشحالتر میشد؟

348
00:20:25,900 --> 00:20:28,500
‫- میشه یه چیزی ازت بپرسم "جینا"؟
‫- البته.

349
00:20:29,600 --> 00:20:31,800
‫تا حالا به خودکشی...

350
00:20:33,200 --> 00:20:34,200
‫فکر کردی؟

351
00:20:36,100 --> 00:20:37,100
‫آره.

352
00:20:39,900 --> 00:20:41,900
‫وقتی "دیوید" داشت می‌مُرد؟

353
00:20:42,800 --> 00:20:44,700
‫نه، نه وقتی "دیوید" داشت می‌مُرد.

354
00:20:45,400 --> 00:20:46,700
‫بعد از اون چی...

355
00:20:48,000 --> 00:20:49,600
‫موقع عزاداری؟

356
00:20:52,500 --> 00:20:54,100
‫اون مرد جوونی بود...

357
00:20:55,400 --> 00:20:57,700
‫خیلی جوون بود وقتی سرطان گرفت...

358
00:20:57,800 --> 00:21:00,000
‫و زندگیش داشت ازش گرفته میشد.

359
00:21:01,700 --> 00:21:05,400
‫،و می‌دیدی که یه نفر داره می‌میره
‫کسی که دوست داره زندگی کنه و...

360
00:21:12,400 --> 00:21:14,900
‫"متاسفم که نیومدم خاکسپاری "دیوید.

361
00:21:16,200 --> 00:21:18,200
‫متاسفم که کنارت نبودم.

362
00:21:22,400 --> 00:21:23,400
‫ممنون.

363
00:21:33,600 --> 00:21:37,500
‫اون بیماری که سرطان داشت چی شد؟
‫حالش چطوره؟

364
00:21:39,300 --> 00:21:42,300
‫این هفته نتیجه‌ی آزمایش خون رو می‌گیره.

365
00:21:42,700 --> 00:21:44,100
‫از نظر احساسی چطوره؟

366
00:21:45,200 --> 00:21:47,600
‫- یه جورایی از دستم عصبانی‌ـه.
‫- چرا؟

367
00:21:48,500 --> 00:21:49,900
‫قضیه‌ش مفصل‌ـه.

368
00:21:50,600 --> 00:21:53,000
‫تو بیمارستان بود.
‫واقعاً حالش بد بود...

369
00:21:53,100 --> 00:21:54,900
‫ولی به مادرش چیزی نگفته بود.

370
00:21:55,000 --> 00:21:57,700
‫منم فکر کردم مادرش حق داره خبردار بشه.

371
00:21:58,300 --> 00:22:00,500
‫معلومه که حق داشته.
‫کار درستی کردی.

372
00:22:01,500 --> 00:22:03,900
‫یه روزی، "اپریل" ازت ممنون میشه.

373
00:22:04,900 --> 00:22:05,900
‫شاید.

374
00:22:14,800 --> 00:22:16,100
‫"گوش کن "جینا.

375
00:22:17,200 --> 00:22:18,400
‫من خسته شدم.

376
00:22:21,500 --> 00:22:23,400
‫دیگه نمی‌خوام حرف بزنم.

377
00:22:25,400 --> 00:22:26,800
‫فکر کنم بهتره...

378
00:22:27,200 --> 00:22:29,900
‫قبل اینکه بچه‌ها رو بردارم
‫یه قهوه‌ای چیزی بخورم.

379
00:22:30,000 --> 00:22:33,000
‫- حالت خوبه؟ باهات میام.
‫- نه، چیزی نیست، خوبم.

380
00:22:35,300 --> 00:22:37,200
‫فقط خسته‌م. همین.

381
00:22:40,100 --> 00:22:43,000
‫- نامه رو یادم رفت.
‫- نگهش می‌دارم...

382
00:22:43,900 --> 00:22:45,100
‫نگهش می‌دارم...

383
00:22:45,500 --> 00:22:47,400
‫به خاطر تو. و بعدش...

384
00:22:47,500 --> 00:22:49,800
‫این هفته رو وقت داری
‫راجع بهش فکر کنی.

385
00:22:49,900 --> 00:22:52,800
‫،و اگه خواستی برگردونمش
‫اگه خواستی بفرستمش...

386
00:22:54,200 --> 00:22:55,700
‫اونوقت میدم بهت.

387
00:22:56,100 --> 00:22:57,800
‫یه هفته وقت برای چی؟

388
00:22:59,000 --> 00:23:00,500
‫برای دیدن بیمارات.

389
00:23:03,400 --> 00:23:05,400
‫من داشتم می‌گفتم...

390
00:23:05,600 --> 00:23:09,400
‫- نمی‌خوام اونا رو ببینم.
‫- "بیماراتو ببین "پائول.

391
00:23:10,600 --> 00:23:13,000
‫همونطوری که اعتقاد داری کمک می‌کنی.

392
00:23:16,001 --> 00:23:21,001
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

