1
00:00:07,817 --> 00:00:09,817
‫سلام "رزی"، منم.

2
00:00:10,825 --> 00:00:11,825
‫بابا هستم.

3
00:00:13,308 --> 00:00:15,431
‫هنوز بهم جواب ندادی...

4
00:00:15,556 --> 00:00:18,949
‫و می‌خواستم ببینم که هنوزم...

5
00:00:20,005 --> 00:00:21,461
‫می‌خوای هفته‌ی بعد بیای یا نه.

6
00:00:22,169 --> 00:00:23,027
‫پس...

7
00:00:24,169 --> 00:00:25,947
‫مشتاق دیدنت هستم.

8
00:00:27,803 --> 00:00:28,907
‫دوستت دارم.

9
00:00:29,032 --> 00:00:29,896
‫خداحافظ.

10
00:00:36,365 --> 00:00:44,002
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

11
00:00:55,000 --> 00:00:57,052
‫- دکتر "وستون"؟
‫- پائول" صدام کنین".

12
00:00:57,767 --> 00:00:59,974
‫- "والتر بارنت".
‫- خوشوقتم.

13
00:01:01,583 --> 00:01:05,147
‫- اینجا آسانسور نداره، نه؟
‫- نه متاسفانه.

14
00:01:08,407 --> 00:01:09,757
‫از این طرف لطفاً.

15
00:01:15,209 --> 00:01:18,953
‫- جایی هست که بتونم اینو بذارم؟
‫- می‌تونم براتون بذارمش تو اتاق انتظار.

16
00:01:19,122 --> 00:01:20,371
‫نه. همینجا می‌ذارم.

17
00:01:26,114 --> 00:01:27,986
‫وقتی وسایل خوبی داشته باشی
‫همیشه دردسر این وجود داره...

18
00:01:28,111 --> 00:01:30,061
‫که مجبوری نگرانشون باشی.

19
00:01:30,988 --> 00:01:32,633
‫کُت رو همسرم برام خریده.

20
00:01:33,211 --> 00:01:37,096
‫من بودم هیچوقت از این جنسای...
‫پشمی انگلیسی نمی‌خریدم.

21
00:01:37,955 --> 00:01:40,015
‫بهش گفتم، عزیزم، پشم معمولی مگه چه مشکلی داره؟

22
00:01:40,280 --> 00:01:42,430
‫"اونم گفت، تو مدیر ارشد بخش اجرایی هستی، "والت.

23
00:01:45,893 --> 00:01:47,080
‫".مدیر ارشد بخش اجرایی"

24
00:01:47,205 --> 00:01:49,255
‫که این همه‌چی رو توضیح میده.

25
00:02:01,299 --> 00:02:02,538
‫باید شروع کنیم.

26
00:02:04,041 --> 00:02:05,177
‫چطوری شروع می‌کنین؟

27
00:02:05,302 --> 00:02:08,119
‫خب، چرا یه کم درمورد خودتون بهم نمیگین؟

28
00:02:08,244 --> 00:02:11,130
‫چی شما رو آورده اینجا؟

29
00:02:11,729 --> 00:02:13,726
‫چرا چیزی رو نمی‌پرسی
‫که از قبل تمرین کردی؟

30
00:02:13,851 --> 00:02:16,755
‫- و از همونجا شروع کنیم.
‫- چی رو تمرین کردم؟

31
00:02:18,237 --> 00:02:21,443
‫،از احتیاطتون قدردانی می‌کنم
‫ولی من آدم پوست کلفتی هستم.

32
00:02:23,361 --> 00:02:24,769
‫احساسم لطمه‌ای نمی‌خوره.

33
00:02:24,938 --> 00:02:27,730
‫قصد نداشتم محتاط باشم.

34
00:02:29,867 --> 00:02:31,867
‫واقعاً نمی‌دونی من کی هستم؟

35
00:02:32,665 --> 00:02:35,005
‫خب، شما یه مدیر اجرایی ارشد هستین
‫با یه کت کشمیری و یه همسر.

36
00:02:35,130 --> 00:02:37,661
‫تا همین حد می‌دونم.

37
00:02:37,872 --> 00:02:39,215
‫و دوتا پسر هم دارم.

38
00:02:39,340 --> 00:02:41,493
‫الان دیگه برای خودشون... مستقل شدن.

39
00:02:41,618 --> 00:02:42,868
‫و یه دختر.

40
00:02:46,697 --> 00:02:49,297
‫پس، شما مطالعه‌ای تو بخش
‫تجارت و بازرگانی ندارین؟

41
00:02:58,313 --> 00:03:00,713
‫یه وقتایی می‎‌بینمش، یا می‌دیدمش.

42
00:03:00,838 --> 00:03:02,273
‫الان خارج از کشوره.

43
00:03:02,398 --> 00:03:06,204
‫،یه وقتایی تو شهری که درس می‌خوند می‌دیدمش
‫یه کافه اونجا هست...

44
00:03:07,016 --> 00:03:10,666
‫کیک و شیرینی هم داره، بچه‌ها پشت پیشخون کار
‫می‌کنن و هرچی هم که اونجاست پاره پوره و سوراخه.

45
00:03:11,633 --> 00:03:14,317
‫و متوجه شدم همه‌ی دانشجوها و اساتید...

46
00:03:14,442 --> 00:03:18,124
‫همشون هنر و ورزش و سیاست
‫رو تو روزنامه‌ها می‌خونن...

47
00:03:18,249 --> 00:03:20,056
‫ولی هیچکدوم تجارت نمی‌خوندن.

48
00:03:20,450 --> 00:03:22,615
‫همشون نسخه‌های دست نخورده‌ای جلوشون داشتن.

49
00:03:22,740 --> 00:03:25,040
‫تنها مسأله‌ای که واقعاً مهمه...

50
00:03:25,165 --> 00:03:28,996
‫- اینه که اونا فکر می‌کنن همه‌چی ازش می‌دونن.
‫- و شما فکر می‌کنین که منم همین فکرو می‌کنم؟

51
00:03:29,793 --> 00:03:33,203
‫نه، منظورم این نبود.
‫شما یه خط شغلی جدا دارین.

52
00:03:41,523 --> 00:03:42,823
‫تابیولا راسا"؟"
‫( ذهن دست نخورده و ناآگاهانه‌ی انسان هنگام تولد )

53
00:03:43,686 --> 00:03:44,629
‫واقعاً؟

54
00:03:45,953 --> 00:03:49,323
‫چیزی هست که
‫من درمورد شما بدونم؟

55
00:03:49,813 --> 00:03:51,874
‫اسم من تو روزنامه‌ها نیست.
‫اسم شرکتمه.

56
00:03:51,999 --> 00:03:55,548
‫گرچه، اخیراً اون دختره از روزنامه‌ی تایمز...

57
00:03:55,673 --> 00:03:57,820
‫این امتیاز رو از بین برد.

58
00:03:59,182 --> 00:04:00,682
‫ولی نه، خوبه.

59
00:04:00,868 --> 00:04:01,968
‫خوبه.

60
00:04:02,116 --> 00:04:04,363
‫بیا این مهملات رو دور بندازیم.

61
00:04:04,537 --> 00:04:06,638
‫از کلیسا و دولت رها بشیم.

62
00:04:07,436 --> 00:04:08,605
‫می‌تونیم اینکارو بکنیم.

63
00:04:08,730 --> 00:04:12,288
‫فقط می‌خوام شفاف بگم که
‫اگه می‌خواین درمورد شغلتون حرف بزنین...

64
00:04:12,413 --> 00:04:14,795
‫هرچیزی رو که بگین
‫کاملاً محرمانه می‌مونه.

65
00:04:14,920 --> 00:04:16,547
‫- واقعاً؟
‫- بله.

66
00:04:16,777 --> 00:04:18,167
‫میشه کتباً بگین؟

67
00:04:18,797 --> 00:04:19,797
‫البته.

68
00:04:21,025 --> 00:04:22,083
‫نه، بشینین.

69
00:04:22,208 --> 00:04:23,994
‫اشکالی نداره.
‫بهتون اعتماد دارم.

70
00:04:25,654 --> 00:04:28,214
‫باید به خودتون افتخار کنین.
‫کسایی که برای من کار می‌کنن...

71
00:04:28,339 --> 00:04:31,207
‫سالها تلاش می‌کنن
‫که اعتماد من رو نسبت به خودشون جلب کنن.

72
00:04:31,332 --> 00:04:34,994
‫تصور می‌کنم جایگاه شما نیازمند اینه
‫که خیلی محافظه کار باشین.

73
00:04:35,187 --> 00:04:38,432
‫داری از همون مقاله‌هایی میگی که نخوندی.

74
00:04:38,779 --> 00:04:42,552
‫فقط اینو می‌دونم که
‫شما یه شرکت رو اداره می‌کنین، و...

75
00:04:43,361 --> 00:04:46,297
‫اینکه متوجه شدم افراد زیادی رو به خدمت دارین...

76
00:04:46,422 --> 00:04:49,040
‫که مطمئنم به خیلی چیزا
‫از طرف شما اعتماد دارن.

77
00:04:49,165 --> 00:04:50,226
‫همیشه.

78
00:04:50,351 --> 00:04:52,726
‫اینم مثل جلسات همیشگی ـه...

79
00:04:53,399 --> 00:04:55,031
‫که ۱۵ ساعت در روز برگزار میشه.

80
00:04:55,156 --> 00:04:58,006
‫و فقط منم که جوابا رو دارم.

81
00:04:58,775 --> 00:05:01,576
‫اگه دست از تصمیم گیری
‫و برقراری تماس بردارم...

82
00:05:01,919 --> 00:05:03,829
‫همه‌ی مسائل تو هم گره می‌خوره.

83
00:05:03,954 --> 00:05:07,754
‫خب، مطمئنم پیدا کردن وقتی که
‫بیاین اینجا کار راحتی نیست.

84
00:05:08,073 --> 00:05:11,483
‫درمورد چی می‌خواستین حرف بزنین؟

85
00:05:12,024 --> 00:05:14,517
‫اولاً، نظر من نبود که بیام اینجا.

86
00:05:14,642 --> 00:05:17,725
‫- واقعاً؟
‫- پیشنهاد "کانی" بود، همسرم.

87
00:05:18,556 --> 00:05:21,415
‫و اون می‌خواد که شما...

88
00:05:22,698 --> 00:05:23,864
‫از چی حرف بزنین؟

89
00:05:24,421 --> 00:05:25,421
‫خوابیدن.

90
00:05:26,783 --> 00:05:29,161
‫اخیراً خوب نمی‌خوابم.

91
00:05:29,330 --> 00:05:32,490
‫فکر کنم از بی‌قراری‌های من خسته شده.

92
00:05:32,959 --> 00:05:34,530
‫گفتم، عزیزم اینجا خونه‌ی بزرگی ـه.

93
00:05:34,655 --> 00:05:38,505
‫می‌تونم مثل بقیه‌ی زن و شوهرای معمولی
‫تو یه اتاق جدا بخوابم.

94
00:05:39,087 --> 00:05:41,173
‫ولی اون دوست داره نوازشش کنم.
‫برای همینم اینجام.

95
00:05:41,894 --> 00:05:43,644
‫به نظر میاد شما...

96
00:05:43,921 --> 00:05:46,136
‫رابطه‌ی محکمی با همسرتون دارین.

97
00:05:46,889 --> 00:05:48,011
‫واقعاً؟

98
00:05:48,922 --> 00:05:50,338
‫تا حالا دو بار اسمش رو آوردین...

99
00:05:50,463 --> 00:05:52,548
‫و هردوبار هم اشاره کردین
‫که حواسش به شما هست.

100
00:05:52,673 --> 00:05:53,978
‫مثل اینکه...

101
00:05:54,162 --> 00:05:56,605
‫مثل اینکه تحسین کردن اون کار مهمی ـه.

102
00:05:57,243 --> 00:05:59,443
‫خب، گوش کن، اینطوری درموردش نگو.

103
00:06:02,230 --> 00:06:04,227
‫دیگه چی درموردم فهمیدی؟

104
00:06:04,948 --> 00:06:07,198
‫گفتین که خوابتون نمی‌بره.

105
00:06:07,323 --> 00:06:10,278
‫دوست دارم بیشتر راجع بهش بدونم.

106
00:06:10,528 --> 00:06:12,454
‫اولاً، نمی‌تونم قرص بخورم...

107
00:06:12,720 --> 00:06:13,970
‫قرص خواب...

108
00:06:15,866 --> 00:06:17,024
‫داروهای اضطراب.

109
00:06:17,149 --> 00:06:18,960
‫قبلاً این راه رو رفتم.

110
00:06:19,172 --> 00:06:21,447
‫متخصص اعصابتون کی بوده؟

111
00:06:22,577 --> 00:06:24,631
‫شوخی می‌کنی؟
‫همینو کم داشتم.

112
00:06:24,756 --> 00:06:25,854
‫تیتر خبرها میشه...

113
00:06:25,979 --> 00:06:29,494
‫مدیر اجرایی ارشد به دلیل فشارهای شدید "
‫".تحت مراقبتهای روانی قرار گرفته است

114
00:06:30,432 --> 00:06:33,475
‫،رفتم پیش متخصص داخلی
‫یه نسخه به اسم همسرم ازش گرفتم.

115
00:06:33,811 --> 00:06:37,158
‫- اینطوری نمی‌تونن ردم رو بگیرن.
‫- چه جور نسخه‌ای؟

116
00:06:38,149 --> 00:06:41,655
‫(خواست "زاناکس" و "امبین" (داروهای خواب‌آور
‫رو امتحان کنم...

117
00:06:41,780 --> 00:06:43,295
‫از این جور چیزا دیگه.

118
00:06:43,647 --> 00:06:46,103
‫ولی اونا هم خوبم نکردن و هم سرگیجه گرفتم.

119
00:06:46,228 --> 00:06:47,727
‫و نمی‌تونم دیگه بخورم.

120
00:06:47,852 --> 00:06:51,106
‫باید بتونم هر ساعتی که بخوام بیدار بشم
‫و هشیار باشم.

121
00:06:51,537 --> 00:06:53,251
‫بیست هزارتا کارمند دارم...

122
00:06:53,376 --> 00:06:56,524
‫و تو چندین کارخونه و شرکت توزیع کننده
‫تو شش قاره‌ی جهان...

123
00:06:56,657 --> 00:06:57,958
‫سهام دارم.

124
00:06:58,127 --> 00:07:01,832
‫اصلاً نمی‌دونین کی یه آجر
‫پرواز می‌کنه و می‌خوره به پنجره.

125
00:07:02,089 --> 00:07:04,449
‫،هرچی مسئولیت‌ها سنگینتر میشه"
‫".نگرانی‌ها هم بیشتر میشه

126
00:07:04,574 --> 00:07:07,569
‫معنیش تو این موقعیت
‫اینه که به خاطر همین دکترم پیشنهاد داد...

127
00:07:07,694 --> 00:07:09,480
‫با کسی درمورد...

128
00:07:09,605 --> 00:07:11,064
‫به قول خودش...

129
00:07:11,189 --> 00:07:13,298
‫دلیل اضطرابم حرف بزنم.

130
00:07:15,185 --> 00:07:19,044
‫فکر کردم گفتین به خاطر
‫همسرتون اومدین اینجا.

131
00:07:20,890 --> 00:07:22,290
‫:یه نکته‌ای هست

132
00:07:22,794 --> 00:07:25,430
‫،من به استرس عادت دارم
‫به بحران عادت دارم.

133
00:07:25,720 --> 00:07:27,912
‫من نزدیک به ۲۰ سال
‫مدیر ارشد بخش اجرایی بودم.

134
00:07:28,037 --> 00:07:31,537
‫و قبل از اون کارای رییسم رو
‫انجام می‌دادم که بدتر بود.

135
00:07:31,744 --> 00:07:34,227
‫و قبل از اون هم تو جنگ ویتنام بودم.

136
00:07:35,335 --> 00:07:38,082
‫تو تمام زندگیم، مهم نیست که
‫چه لطمه‌هایی دیدم...

137
00:07:38,207 --> 00:07:41,376
‫همیشه قادر به خوابیدن تو
‫هر زمان و هر جایی بودم...

138
00:07:41,544 --> 00:07:43,199
‫تا زمانی که بهم اجازه می‌دادن.

139
00:07:43,324 --> 00:07:46,632
‫یه ساعت که چرت می‌زدم
‫برای ۲۴ ساعت بعدش کافی بود.

140
00:07:46,757 --> 00:07:49,218
‫- فقط یه ساعت؟
‫- برای همین به اینجا رسیدم.

141
00:07:49,521 --> 00:07:51,749
‫به خاطر این نبود که
‫از دیگران باهوشتر بودم.

142
00:07:51,874 --> 00:07:55,055
‫به خاطر اینه که می‌تونستم
‫دوبرابر بیشتر کار کنم.

143
00:07:55,180 --> 00:07:57,280
‫کانی" همیشه بهم میگه سوپرمن".

144
00:08:01,243 --> 00:08:02,857
‫ولی حالا همش تو تخت دراز می‌کشم.

145
00:08:02,982 --> 00:08:05,448
‫خوابم نمی‌بره.
‫کار نمی‌کنم.

146
00:08:06,039 --> 00:08:07,989
‫بی‌خوابی‌هاتون از کی شروع شد؟

147
00:08:08,656 --> 00:08:11,688
‫- چه فرقی می‌کنه؟
‫- اینطوری بهتر می‌فهمم...

148
00:08:12,037 --> 00:08:16,005
‫که آیا مشکل شما دلیل
‫اساسی داره یا نه.

149
00:08:21,576 --> 00:08:23,576
‫کتاب "پلک" رو خوندین؟

150
00:08:24,012 --> 00:08:26,218
‫مالکولم گلدول"، آدم باهوشی ـه".

151
00:08:27,536 --> 00:08:31,536
‫پایان نامه‌ش اینه که اساساً یه متخصص
‫می‌تونه با یه پلک زدن...

152
00:08:31,721 --> 00:08:34,877
‫بفهمه داستان از چه قراره.
‫اون نقاشی اصل ـه یا جعلی؟

153
00:08:35,055 --> 00:08:36,863
‫که تو جنگ برنده‌ای یا بازنده؟

154
00:08:36,988 --> 00:08:38,299
‫البته.
‫کتابه رو می‌شناسم.

155
00:08:38,424 --> 00:08:42,396
‫ولی فکر کنم باید اینو بدونین که
‫روش درمانی که من باهاش پیش میرم...

156
00:08:42,564 --> 00:08:44,288
‫درمان سریعی نیست.

157
00:08:44,789 --> 00:08:46,412
‫یه روند طی میشه.

158
00:08:47,885 --> 00:08:51,885
‫و بالاخره اوضاع رو عوض می‌کنه
‫ولی این کار زمان می‌بره.

159
00:08:52,089 --> 00:08:54,939
‫باید بگم که من وقت زیادی ندارم.

160
00:08:55,210 --> 00:08:57,706
‫،حتی اینجا بودنم
‫نشستن جلوی شما...

161
00:08:57,831 --> 00:09:01,140
‫و حرف زدن درمورد احساساتم یا هرچیز دیگه
‫باعث میشه از جیبم پول بره.

162
00:09:01,265 --> 00:09:04,674
‫پول شرکت خرج میشه.
‫پول کارمندام خرج میشه.

163
00:09:05,444 --> 00:09:08,253
‫چیزی که دارم میگم اینه که
‫شما مجبور نیستین ناز منو بکشین.

164
00:09:08,378 --> 00:09:10,497
‫،کلی تجربه دارین
‫ازش استفاده کنین.

165
00:09:10,622 --> 00:09:13,572
‫بگین که مشکلم چیه
‫و چیکار باید بکنم.

166
00:09:15,118 --> 00:09:18,174
‫اگه لازمه که برای جلسات فشرده
‫پول بیشتری بدم اشکالی نداره.

167
00:09:18,299 --> 00:09:22,292
‫والتر"، درمان هرکسی متفاوته".

168
00:09:22,417 --> 00:09:23,567
‫اینطور نیست که...

169
00:09:24,981 --> 00:09:26,815
‫هرکدوم از ما ماهیت منحصر به فردی داریم.

170
00:09:26,983 --> 00:09:27,983
‫ولی بازم...

171
00:09:29,027 --> 00:09:31,277
‫- منظورمو که می‌دونین.
‫- بله، فکر کنم می‌دونم.

172
00:09:31,402 --> 00:09:34,772
‫فکر کنم می‌خواین بگین که
‫مشکلی که دارین تصادفی نیست.

173
00:09:34,897 --> 00:09:38,035
‫خطرش برای شما بالاست...

174
00:09:38,204 --> 00:09:41,948
‫و قبل از اینکه وقتتون رو
‫روی این موضوع سرمایه‌گذاری کنین...

175
00:09:42,073 --> 00:09:45,459
‫می‌خواین مطمئن بشین که من
‫واقعاً می‌تونم بهتون کمک کنم. درسته؟

176
00:09:46,491 --> 00:09:48,463
‫"دیدی؟ آزمون "پلک.

177
00:09:48,689 --> 00:09:50,686
‫کمکم کن. چی میشه؟

178
00:09:50,811 --> 00:09:53,561
‫ببین، کاش می‌تونستم سریع بهتون جواب بدم.

179
00:09:54,553 --> 00:09:57,804
‫در درجه‌ی اول، باید خیلی از وقتم
‫رو برای این کار هزینه کنم.

180
00:09:57,984 --> 00:10:01,558
‫حقیقت اینه که، اگه دنبال این هستین که بیشتر بفهمین...

181
00:10:01,726 --> 00:10:05,037
‫و اینکه چه مشکلی تو خوابتون وجود داره...

182
00:10:05,162 --> 00:10:07,662
‫می‌تونیم عمیقتر این موضوع رو
‫بررسی کنیم.

183
00:10:07,907 --> 00:10:10,653
‫باید بیشتر روش کار کنیم.

184
00:10:10,778 --> 00:10:14,396
‫جریان از این قراره که من
‫باید در حال حاضر تو کارم بهترین باشم...

185
00:10:14,521 --> 00:10:18,486
‫و اگه درست نخوابم
‫نمی‌تونم به چیزی که می‌خوام برسم.

186
00:10:19,328 --> 00:10:23,046
‫نمی‌دونم تا چه حد می‌تونم تصویر درستی
‫از مشکلم بهتون ارائه بدم.

187
00:10:25,941 --> 00:10:27,291
‫وقتی اومدین داخل...

188
00:10:28,145 --> 00:10:31,672
‫به مقاله‌هایی اشاره کردین...

189
00:10:31,994 --> 00:10:35,384
‫که تو بخش بازرگانی روزنامه بودن.

190
00:10:35,552 --> 00:10:37,013
‫همون نوشته‌های به درد نخور رو میگی.

191
00:10:37,546 --> 00:10:38,846
‫باید یادمون باشه که...

192
00:10:39,084 --> 00:10:42,284
‫حتماً تو کارمون احتیاط کنیم.

193
00:10:43,226 --> 00:10:47,104
‫ولی شما که از فشارها خبر دارین.
‫رسوایی رو بو می‌کشن.

194
00:10:50,468 --> 00:10:52,018
‫و از کی این...

195
00:10:52,623 --> 00:10:54,591
‫این مقالات شروع کردن به چاپ شدن؟

196
00:10:54,716 --> 00:10:56,008
‫یادتون میاد؟

197
00:10:56,133 --> 00:10:57,483
‫این مهم نیست.

198
00:10:58,074 --> 00:10:59,965
‫بعضی از کارمندا سخت تلاش می‌کنن...

199
00:11:00,090 --> 00:11:02,472
‫گزارشگرایی رو که...

200
00:11:02,597 --> 00:11:04,796
‫نمی‌شناسن با خبرای پوچ تغذیه کنن

201
00:11:04,921 --> 00:11:07,177
‫این چیزی نیست که
‫به خاطرش خواب از چشمام بره.

202
00:11:07,302 --> 00:11:08,583
‫این رو هم بهم گفتین...

203
00:11:08,752 --> 00:11:12,202
‫تا این اواخر، هیچی
‫خواب شما رو به هم نمی‌زد.

204
00:11:13,463 --> 00:11:16,063
‫اونچه که سعی می‌کنم بفهمم اینه که...

205
00:11:17,136 --> 00:11:18,802
‫فکر می‌کنین از کی عوض شدین.

206
00:11:19,912 --> 00:11:21,585
‫جالبه که یادم نمیاد.

207
00:11:22,762 --> 00:11:24,877
‫حتماً تدریجی بوده. می‌دونین...

208
00:11:25,002 --> 00:11:28,887
‫یه روز صبح به آینه نگاه می‌کنین و
‫"به خودتون میگین، "موهام از کی سفید شده؟

209
00:11:29,012 --> 00:11:32,712
‫یا اینکه یه ایمیل از دخترتون
‫از اون سر دنیا به دستتون می‌رسه...

210
00:11:33,776 --> 00:11:36,426
‫"و فکر می‌کنین "بچه‌م کی بزرگ شد؟

211
00:11:38,154 --> 00:11:39,354
‫دخترتون...

212
00:11:40,033 --> 00:11:41,283
‫ناتالی"، درسته؟"

213
00:11:42,121 --> 00:11:44,871
‫گفتین که اون خارج از کشور...

214
00:11:45,264 --> 00:11:47,114
‫- درس می‌خونده؟
‫- اینطوریام نیست.

215
00:11:48,513 --> 00:11:51,877
‫پسرام هم خارج از کشور درس خوندن.
‫یکیشون تو مونیخ مشغول آبجو خوردنه...

216
00:11:52,162 --> 00:11:54,812
‫اون یکی هم تو توسکانی داره مشروب می‌زنه.

217
00:11:56,916 --> 00:11:58,616
‫دخترم مثل اونا نیست.

218
00:12:01,500 --> 00:12:03,452
‫بعضی وقتا من و همسرم بهش نگاه می‌کنیم...

219
00:12:03,577 --> 00:12:07,000
‫و به همدیگه میگیم
‫فکر می‌کنی اون از کجا اومده؟

220
00:12:08,436 --> 00:12:10,540
‫اصلاً قرار نبوده اینجا باشه.

221
00:12:10,665 --> 00:12:13,465
‫"پسرا دوره‌ی دبیرستان بودن که "کانی...

222
00:12:13,590 --> 00:12:16,638
‫،بهم گفت حامله‌ست
‫منم گفتم جدی که نمیگی.

223
00:12:16,763 --> 00:12:18,713
‫من برای این یکی دیگه وقت ندارم.

224
00:12:20,049 --> 00:12:22,049
‫ولی "ناتالی" خودش خواست که باشه.

225
00:12:23,526 --> 00:12:24,926
‫قرمز و...

226
00:12:25,430 --> 00:12:26,430
‫نارس بود...

227
00:12:27,049 --> 00:12:28,199
‫زود راه رفت...

228
00:12:28,528 --> 00:12:29,678
‫زود حرف زد.

229
00:12:31,504 --> 00:12:32,504
‫خیلی باهوش...

230
00:12:34,796 --> 00:12:35,796
‫و خیلی هم خوشحال بود.

231
00:12:40,344 --> 00:12:42,825
‫از یه جای دور اومد...

232
00:12:43,555 --> 00:12:45,467
‫تا بهمون چیزی بده که بهش باور داشته باشیم.

233
00:12:47,116 --> 00:12:49,866
‫- مثل اینکه واقعاً بهش افتخار می‌کنین.
‫- همینطوره.

234
00:12:51,396 --> 00:12:52,646
‫و حالا...

235
00:12:53,504 --> 00:12:55,254
‫اون سر دنیاست.

236
00:12:59,710 --> 00:13:01,502
‫تو یه کلینیک تو رواندا.

237
00:13:02,584 --> 00:13:04,224
‫همسرم دوست نداشت بره.

238
00:13:04,349 --> 00:13:07,494
‫،ازم خواست بهش اجازه ندم
‫باهاش حرف بزنم که منصرفش کنم. ولی...

239
00:13:07,662 --> 00:13:09,844
‫با "ناتالی" حرف زدم و
‫تو چشماش دیدم که واقعاً می‌خواد بره.

240
00:13:09,969 --> 00:13:12,047
‫کاری بود که باید انجام می‌داد.

241
00:13:13,962 --> 00:13:15,262
‫برای همین گذاشتم بره.

242
00:13:16,733 --> 00:13:19,033
‫شاید اشتباه کرده باشم، ولی...

243
00:13:20,174 --> 00:13:21,260
‫گذاشتم بره.

244
00:13:22,043 --> 00:13:24,377
‫- کی رفت؟
‫- اکتبر.

245
00:13:25,180 --> 00:13:27,330
‫و بی‌خوابیتون از کی شروع شد؟

246
00:13:27,703 --> 00:13:29,453
‫گفتم که نمی‌دونم.

247
00:13:32,485 --> 00:13:34,961
‫فکر می‌کنین دلیل اضطرابم اینه؟

248
00:13:35,086 --> 00:13:37,649
‫نه، ولی پیش خودم فکر کردم
‫که اگه منم دختری داشتم که...

249
00:13:37,817 --> 00:13:41,117
‫،که تو رواندا زندگی می‌کرد
‫تمام شب به خاطرش بیدار می‌موندم.

250
00:13:43,305 --> 00:13:45,555
‫پس "ناتالی" همون آزمون پلک شماست؟

251
00:13:46,187 --> 00:13:48,968
‫زیاد مطمئن نیستم که دلیلش واقعاً همین باشه.

252
00:13:50,150 --> 00:13:51,150
‫چرا؟

253
00:13:51,275 --> 00:13:52,330
‫فکر می‌کنم...

254
00:13:52,499 --> 00:13:55,999
‫قضیه یه خرده پیچیده‌تر از این حرفاست.

255
00:13:59,287 --> 00:14:02,227
‫مطمئنین که به خاطر این نیست
‫که منو جلسات بیشتری بکشونین اینجا؟

256
00:14:02,352 --> 00:14:06,195
‫اگه مردم می‌تونستن خودشون رو درمان کنن
‫یا از خودشون شناخت داشتن...

257
00:14:06,320 --> 00:14:08,568
‫دیگه نیاز به هیچ دارویی یا...

258
00:14:08,693 --> 00:14:10,493
‫روانشناسایی مثل من نبود.

259
00:14:12,521 --> 00:14:14,771
‫پس میگین چیکار کنیم دکتر؟

260
00:14:16,272 --> 00:14:19,022
‫راستش مطمئن نیستم که
‫حقیقت رو بهتون بگم یا نه.

261
00:14:19,184 --> 00:14:22,986
‫فکر می‌کنم شما از یه جور مشکل اضطراب...

262
00:14:23,154 --> 00:14:24,204
‫رنج می‌برین.

263
00:14:24,941 --> 00:14:28,500
‫و تنها راهی که برای
‫درمان این بیماری بلدم اینه که...

264
00:14:28,816 --> 00:14:30,952
‫دلیل این اضطراب رو پیدا کنم.

265
00:14:31,121 --> 00:14:34,676
‫و تنها راهی که برای انجام اینکار بلدم...

266
00:14:36,017 --> 00:14:37,067
‫حرف زدنه.

267
00:14:37,834 --> 00:14:41,184
‫من تمام روز رو با مردم حرف می‌زنم
‫ولی به خوابم کمکی نمی‌کنه.

268
00:14:43,234 --> 00:14:45,534
‫بعضی وقتا فکر می‌کنم کاش می‌تونستم...

269
00:14:46,681 --> 00:14:48,131
‫از اینجا برم جایی...

270
00:14:48,830 --> 00:14:50,180
‫یه کشور دیگه یا...

271
00:14:51,813 --> 00:14:52,963
‫شاید کنار یه دریاچه.

272
00:15:01,131 --> 00:15:02,681
‫فکر جالبیه.

273
00:15:03,346 --> 00:15:05,196
‫میشه اونو درمیون بذارین؟

274
00:15:05,321 --> 00:15:06,321
‫با شما؟

275
00:15:07,116 --> 00:15:08,967
‫انگار داره پیش میاد.

276
00:15:09,092 --> 00:15:12,077
‫باید همه‌ی فکرایی که تو سرم
‫می‌چرخه رو بهتون بگم؟

277
00:15:15,182 --> 00:15:17,882
‫".فکر می‌کنم، "وقتی بالاخره خوابم می‌بره که بمیرم

278
00:15:20,058 --> 00:15:21,586
‫و این برای شما...

279
00:15:23,188 --> 00:15:24,068
‫جالبه؟

280
00:15:29,347 --> 00:15:32,097
‫آرزو به دل موندم یکی بتونه
‫از یه چیزی مواظبت کنه...

281
00:15:32,258 --> 00:15:33,908
‫بدون اینکه...

282
00:15:39,368 --> 00:15:40,368
‫متاسفم.

283
00:15:40,976 --> 00:15:43,176
‫داشتیم درمورد... حرف زدن می‌گفتیم.

284
00:15:44,790 --> 00:15:48,642
‫کار راحتی نیست که خودتون
‫رو تو دایره بریزین.

285
00:15:49,643 --> 00:15:51,543
‫بعضیا میگن که...

286
00:15:52,002 --> 00:15:53,852
‫زندگی آدما همینه.

287
00:15:54,778 --> 00:15:56,928
‫به نظر خودشیفتگی میاد.

288
00:15:58,280 --> 00:15:59,330
‫جسارت نباشه.

289
00:15:59,455 --> 00:16:02,252
‫منظورم به بیماراتون بود، نه خود شما.

290
00:16:02,421 --> 00:16:04,771
‫اینو همیشه به آدمایی میگم که فکر می‌کنن...

291
00:16:04,896 --> 00:16:06,796
‫دنیا بهشون بدهکاره.

292
00:16:07,489 --> 00:16:08,489
‫برداشت من اینه که...

293
00:16:09,469 --> 00:16:12,095
‫کاری رو انجام میدین که تواناییش رو دارین.
‫بهترین کاری رو که می‌تونین انجام میدین...

294
00:16:12,220 --> 00:16:14,720
‫،تا کارتون رو انجام بدین
‫تا از خانواده‌تون حمایت کنین.

295
00:16:15,779 --> 00:16:18,779
‫که به نظر من همین، روش زندگی در تمام دوران ـه.

296
00:16:27,718 --> 00:16:29,918
‫اینجا خیلی ساکته، نه؟

297
00:16:31,096 --> 00:16:33,546
‫هیچوقت جای به این ساکتی نبودم...

298
00:16:33,890 --> 00:16:35,490
‫به جز تو هواپیما.

299
00:16:36,014 --> 00:16:39,214
‫برای همین هواپیما رو دوست دارم.
‫بهترین جا برای منه.

300
00:16:48,478 --> 00:16:49,928
‫همه‌چی روبراهه؟

301
00:16:51,278 --> 00:16:52,217
‫اصلاً.

302
00:16:55,063 --> 00:16:57,346
‫همین الان درمورد این حرف زدیم که کارتون...

303
00:16:57,871 --> 00:16:58,971
‫تا چه حد...

304
00:16:59,243 --> 00:17:00,905
‫اهمیت داره، و...

305
00:17:01,314 --> 00:17:02,228
‫چقدر...

306
00:17:02,513 --> 00:17:05,378
‫براتون سخته که محتاط باشین...

307
00:17:05,745 --> 00:17:08,045
‫و حتی راحت نیستین...

308
00:17:08,170 --> 00:17:11,070
‫به اسم خودتون نسخه بگیرین.

309
00:17:11,741 --> 00:17:14,869
‫- دارین میگین که من آدم شکاکی هستم؟
‫- خب، مطمئن نیستم.

310
00:17:15,637 --> 00:17:17,885
‫کسی رو دارین که بتونین درمورد فشار کاری...

311
00:17:18,010 --> 00:17:20,310
‫که بهتون وارد میشه باهاش حرف بزنین؟

312
00:17:20,832 --> 00:17:21,932
‫سرِ کار نه.

313
00:17:22,057 --> 00:17:24,607
‫هرچی که بگم ممکنه علیه خودم استفاده بشه.

314
00:17:25,024 --> 00:17:27,006
‫و نمی‌خوام "کانی" رو هم ناراحت کنم.

315
00:17:27,131 --> 00:17:29,031
‫بچه‌هاتون چطور؟

316
00:17:30,958 --> 00:17:34,469
‫پسرا که نمی‌خوان از مشکلات یه پیرمرد
‫چیزی بشنون. درک نمی‌کنن.

317
00:17:34,668 --> 00:17:36,168
‫چرا این حرف رو می‌زنین؟

318
00:17:36,602 --> 00:17:38,902
‫همه‌چی رو آسون می‌گیرن.

319
00:17:39,267 --> 00:17:42,567
‫هیچوقت مجبور نبودن خودشون زحمت بکشن
‫یا توی جنگ بجنگن.

320
00:17:45,175 --> 00:17:48,191
‫هرچیزی رو خواستن از طریق
‫پدر پیرشون بدست آوردن.

321
00:17:48,359 --> 00:17:50,016
‫و ... "ناتالی" چی؟

322
00:17:50,482 --> 00:17:52,382
‫گفتم که اون متفاوت ـه.

323
00:17:54,073 --> 00:17:57,023
‫براتون توضیح میدم.

324
00:17:57,558 --> 00:18:00,245
‫آخر هفته یه ایمیل جالب
‫از اون برام رسید.

325
00:18:01,951 --> 00:18:04,695
‫راستشو بخواین، کمی منو نگران کرد.

326
00:18:04,820 --> 00:18:07,355
‫- اشکالی نداره براتون بخونم؟
‫- بفرمایید.

327
00:18:07,480 --> 00:18:10,130
‫- نظر تخصصی‌تون رو می‌خوام بدونم.
‫- حتماً.

328
00:18:13,763 --> 00:18:14,763
‫سلام بابا.

329
00:18:16,854 --> 00:18:18,154
‫رواندا سخته.

330
00:18:18,758 --> 00:18:22,458
‫،تو زندگیم انقدر سخت کار
‫و انقدر کم درکش نکردم.

331
00:18:23,359 --> 00:18:26,359
‫یه کلینیک درست کردیم برای کسایی که
‫بهشون تجاوز شده، توی روستای...

332
00:18:27,584 --> 00:18:30,125
‫حتی سعی نمی‌کنم تلفظش کنم.

333
00:18:31,257 --> 00:18:32,756
‫یه زن اومد داخل...

334
00:18:32,881 --> 00:18:34,331
‫ناامید بود.

335
00:18:34,653 --> 00:18:37,782
‫همشون فکر می‌کنن می‌تونیم براشون ویزا
‫بگیریم چون آمریکایی هستن.

336
00:18:38,012 --> 00:18:40,338
‫براش توضیح دادم که من فقط می‌تونم یه چیزایی...

337
00:18:40,463 --> 00:18:42,413
‫برای جلوگیری از بارداری بهش بدم.

338
00:18:43,151 --> 00:18:45,801
‫حتماً عصبانی یا مایوس شد...

339
00:18:46,440 --> 00:18:47,740
‫ولی فقط...

340
00:18:48,114 --> 00:18:49,614
‫بی‌صدا بهم خیره شد...

341
00:18:50,207 --> 00:18:51,207
‫و همینطور...

342
00:18:51,417 --> 00:18:53,067
‫داشت می‌لرزید.

343
00:18:53,733 --> 00:18:55,283
‫بعدش یه دختر اومد داخل...

344
00:18:56,059 --> 00:18:57,409
‫یه دختر ۸ ساله...

345
00:18:58,676 --> 00:18:59,776
‫بهش تجاوز شده بود.

346
00:19:00,939 --> 00:19:04,739
‫،دکترا هرکاری تونستن براش کردن
‫ولی هیچوقت مثل روز قبل نشد.

347
00:19:05,722 --> 00:19:07,972
‫هرروز با حال خسته از خواب بیدار میشم.

348
00:19:08,721 --> 00:19:11,691
‫،بعد از یه روز کاری
‫تنها چیزی که می‌خوام مشروبه.

349
00:19:12,107 --> 00:19:14,607
‫هیچی نداریم که به این مردم بدیم.

350
00:19:15,529 --> 00:19:17,729
‫مردای جوونی که هیجکاری ندارن انجام بدن.

351
00:19:19,324 --> 00:19:21,174
‫بعضیاشون خیلی عصبانی هستن...

352
00:19:24,566 --> 00:19:26,566
‫وقتی از کنارشون رد میشیم
‫بهمون تف می‌ندازن.

353
00:19:30,165 --> 00:19:33,171
‫موضوع عجیب اینه که
‫هیچوقت تا این حد حس زنده بودن نداشتم.

354
00:19:34,320 --> 00:19:37,170
‫،زندگی یعنی این
‫کمک به مردم...

355
00:19:37,501 --> 00:19:39,351
‫هر لحظه و هر روز.

356
00:19:40,503 --> 00:19:42,403
‫از شما ممنونم که اینجا هستم.

357
00:19:43,444 --> 00:19:44,944
‫تو و مامان رو دوست دارم.

358
00:19:45,190 --> 00:19:47,140
‫هروقت بتونم بیشتر براتون نامه می‌نویسم.

359
00:19:57,381 --> 00:19:58,931
‫خب، چی فکر می‌کنین؟

360
00:19:59,056 --> 00:20:01,449
‫به نظر یه زن خارق‌العاده میاد.

361
00:20:04,374 --> 00:20:07,330
‫- باید برم برش گردونم، درسته؟
‫- منظورتون چیه که برش گردونین؟

362
00:20:07,498 --> 00:20:10,542
‫تو دردسر افتاده.
‫مشخصه که داره کمک می‌خواد.

363
00:20:10,710 --> 00:20:11,960
‫چرا این فکر رو می‌کنین؟

364
00:20:13,672 --> 00:20:15,379
‫دارین میگین که اگه...

365
00:20:15,504 --> 00:20:18,049
‫یه ایمیل اینطوری از یه کلینیک تجاوز تو رواندا...

366
00:20:18,217 --> 00:20:21,427
‫،از طرف دخترتون براتون برسه
‫با اولین هواپیما خودتونو به آفریقا نمی‌رسونین؟

367
00:20:21,595 --> 00:20:24,645
‫بین شجاعت و حماقت یه تار مو بیشتر نیست.

368
00:20:25,013 --> 00:20:28,863
‫نمی‌تونم دست رو دست بذارم تا
‫دزدیده و تیکه تیکه بشه.

369
00:20:29,265 --> 00:20:32,090
‫- گفتین کجا اقامت داره؟
‫- نگفتم کجا.

370
00:20:32,215 --> 00:20:34,765
‫تو کیگالی زندگی می‌کنه.
‫و کلینیک هم...

371
00:20:34,984 --> 00:20:37,485
‫- یه جایی تو حومه‌ست.
‫- کیگالی...

372
00:20:37,610 --> 00:20:39,696
‫- پایتخت ـه، مگه نه؟
‫- چیه؟

373
00:20:39,864 --> 00:20:43,283
‫- فکر کردین امنه؟
‫- تا حالا تو آفریقا بودین؟

374
00:20:43,977 --> 00:20:46,177
‫خب، من بودم، و بذار بهت بگم...

375
00:20:46,454 --> 00:20:49,706
‫تعریفی که ما اینجا از ثبات داریم
‫با تعریفی که اونا از امنیت دارن...

376
00:20:49,874 --> 00:20:52,055
‫دوتا موضوع کاملاً متفاوته دوست من.

377
00:20:53,446 --> 00:20:55,621
‫اینجا هم این دوتا تعریف متفاوتی دارن.

378
00:20:55,746 --> 00:20:57,639
‫- دوباره بگو؟
‫- ثبات و امنیت.

379
00:20:57,764 --> 00:21:00,164
‫این دوتا معنی خیلی متفاوتی دارن.

380
00:21:01,830 --> 00:21:04,630
‫- خیلی خب رفیق.
‫خب، دخترتون انگار...

381
00:21:04,920 --> 00:21:06,020
‫خیلی محکم ـه.

382
00:21:07,090 --> 00:21:09,940
‫از منظر روانشناختی، قرار داشتن...

383
00:21:10,558 --> 00:21:13,858
‫،تو موقعیتی که اون داره
‫اون رو کاملاً سالم نشون میده.

384
00:21:14,406 --> 00:21:16,456
‫مشخصه که حسی عمیق...

385
00:21:16,962 --> 00:21:20,062
‫و یه روش شفاف
‫برای بروز دادن خودش داره.

386
00:21:20,877 --> 00:21:23,927
‫و کاری می‌کنه باور کنم که شما...

387
00:21:24,199 --> 00:21:25,199
‫باید بهش اعتماد کنین.

388
00:21:25,776 --> 00:21:29,214
‫اعتماد کنین که از خودش مراقبت کنه.
‫همینطور برای امنیتش.

389
00:21:29,339 --> 00:21:33,145
‫تا اونجا نبوده باشین
‫اصلاً خبر ندارین اونجا چطوری ـه.

390
00:21:34,839 --> 00:21:37,587
‫- دختر دارین؟
‫- اگه ازم می‌پرسین که...

391
00:21:37,755 --> 00:21:41,247
‫اگه دختری تو کیگالی داشتم نگرانش می‌شدم
‫یا نه، باید بگم بله نگران می‌شدم.

392
00:21:41,372 --> 00:21:44,198
‫- و نمی‌رفتین از اونجا بیارینش بیرون؟
‫- نمی‌تونم بگم اگه تو موقعیت شما بودم...

393
00:21:44,323 --> 00:21:46,596
‫چیکار می‌کردم و چیکار نمی‌کردم.

394
00:21:46,764 --> 00:21:50,662
‫ولی تصور که می‌تونی بکنی، نمی‌تونی؟
‫زودباش بهم یه جواب درست بده.

395
00:21:51,267 --> 00:21:54,247
‫برای نظر دادن بهت پول میدم، مگه نه؟
‫- شاید همینکار شما رو می‌کردم.

396
00:21:54,788 --> 00:21:58,088
‫ولی ما دو آدم متفاوت با تجربیات متفاوت هستیم.

397
00:21:58,741 --> 00:22:00,141
‫نمی‌فهمم چرا...

398
00:22:00,569 --> 00:22:02,319
‫والتر"، برات مهمه که"...

399
00:22:02,971 --> 00:22:04,948
‫تو رو روی این مسأله برگردونم.

400
00:22:05,595 --> 00:22:07,995
‫من به اجازه‌ی کوفتیِ تو احتیاجی ندارم.

401
00:22:09,727 --> 00:22:12,509
‫ازت یه سوال خیلی ساده پرسیدم.
‫من بی‌خوابی دارم.

402
00:22:12,634 --> 00:22:13,918
‫این مشکل واقعی ـه...

403
00:22:14,043 --> 00:22:17,243
‫یه مسأله‌ی سخت که مانعم میشه کاری انجام بدم.

404
00:22:17,427 --> 00:22:20,036
‫اومدم اینجا و گفتم، بهم بگو چیکار کنم.

405
00:22:20,161 --> 00:22:22,661
‫تو تمرینات ذهنی و تکنیکهای تنفس بهم یاد میدی؟

406
00:22:23,679 --> 00:22:25,103
‫حالا هم مجبورم کردی...

407
00:22:25,228 --> 00:22:28,971
‫ایمیل‌های شخصی دخترم رو برات بخونم.
‫من که تو رو نمی‌شناسم.

408
00:22:29,441 --> 00:22:31,041
‫چقدر بهت بدهکارم؟

409
00:22:34,804 --> 00:22:35,954
‫حالتون خوبه؟

410
00:22:37,180 --> 00:22:38,580
‫خواهش می‌کنم جواب بده.

411
00:22:39,061 --> 00:22:40,661
‫دارو مصرف می‌کنی؟

412
00:22:41,740 --> 00:22:44,232
‫- دکتری هست که بتونم باهاش تماس بگیرم؟
‫- فقط...

413
00:22:44,357 --> 00:22:45,707
‫فقط بذار نفس بکشم.

414
00:22:53,760 --> 00:22:55,160
‫"حالت خوب شد، "والت.

415
00:23:01,140 --> 00:23:02,140
‫چیزی نیست.

416
00:23:02,765 --> 00:23:03,765
‫نفس بکش.

417
00:23:09,060 --> 00:23:09,970
‫آفرین.

418
00:23:16,111 --> 00:23:19,461
‫مطمئنی که می‌تونی بلند بشی؟
‫باشه، بذار کمکت کنم.

419
00:23:24,021 --> 00:23:25,221
‫حالت خوبه؟

420
00:23:29,128 --> 00:23:31,528
‫تا هروقت دوست داشته باشی می‌تونی بمونی.

421
00:23:32,171 --> 00:23:34,067
‫گفتم که، حالم خوب شد.

422
00:23:36,503 --> 00:23:37,506
‫گوش کن...

423
00:23:38,758 --> 00:23:41,270
‫- متاسفم که ترسوندمت.
‫- مشکلی نیست.

424
00:23:41,395 --> 00:23:43,095
‫خودم می‌دونستم خوب میشم.

425
00:23:43,369 --> 00:23:44,619
‫همیشه پیش میاد.

426
00:23:45,852 --> 00:23:47,216
‫قبلاً هم اتفاق افتاده؟

427
00:23:50,156 --> 00:23:51,306
‫خوب میشن.

428
00:23:54,307 --> 00:24:03,307
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

