‫﻿۱
00:00:48,674 --> 00:00:50,841
‫- خیلی سخت بود؟
‫- فکر کنم مشکلی نداشته باشیم.

2
00:01:02,365 --> 00:01:10,115
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

3
00:01:10,356 --> 00:01:18,158
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

4
00:01:21,647 --> 00:01:24,438
‫- قراره یه بازی دیگه کنیم؟
‫- دلت میخواد؟

5
00:01:24,807 --> 00:01:25,972
‫نمیدونم.

6
00:01:26,276 --> 00:01:29,986
‫میدونی، از دفعه‌ی قبلی که همو دیدیم
‫دارم قانون‌های "بلک‌جک" رو میخونم.

7
00:01:30,574 --> 00:01:32,674
‫نمیخوام الان بازی کنم.

8
00:01:32,926 --> 00:01:34,298
‫باشه. اشکالی نداره.

9
00:01:36,399 --> 00:01:38,173
‫چرا رفتی "بلک‌جک" یاد گرفتی؟

10
00:01:38,452 --> 00:01:42,698
‫چون میخواستم بیشتر چیزهایی که دوست داری رو درک کنم.

11
00:01:43,593 --> 00:01:44,520
‫چرا؟

12
00:01:44,688 --> 00:01:48,274
‫چون فکر میکنم آدم فوق العاده جالبی هستی.

13
00:01:49,370 --> 00:01:51,731
‫- جالب نیستم.
‫- به نظر من که هستی.

14
00:01:53,425 --> 00:01:55,212
‫خیلی دقیقی، نکته‌بینی...

15
00:01:55,337 --> 00:01:59,827
‫یه شوخ طبعی فوق العاده‌ای داری
‫و کاملاً معلومه که خیلی باهوشی.

16
00:02:00,291 --> 00:02:02,845
‫- معلم‌هام فکر نمیکنن من باهوشم.
‫- واقعاً؟

17
00:02:03,109 --> 00:02:05,004
‫چنین چیزی رو میگن؟

18
00:02:08,353 --> 00:02:10,254
‫نمیخوام راجع به مدرسه حرف بزنم.

19
00:02:10,422 --> 00:02:12,528
‫پس میخوای راجع به چی حرف بزنی؟

20
00:02:13,938 --> 00:02:16,269
‫اگه نمیخوای مجبور نیستی باهام حرف بزنی.

21
00:02:16,394 --> 00:02:18,123
‫- میدونم.
‫- به والدینم چیزی نمیگم.

22
00:02:18,248 --> 00:02:19,593
‫پولت سرِجاشه.

23
00:02:20,592 --> 00:02:23,209
‫نمیخوام زورت کنم تا باهام حرف بزنی...

24
00:02:23,334 --> 00:02:24,934
‫ولی اگه...

25
00:02:25,685 --> 00:02:28,361
‫میدونی، اگه چیزی هست که میخوای راجع بهش صحبت کنی...

26
00:02:28,675 --> 00:02:30,717
‫اینجا برای این‌کار جای خوبیه.

27
00:02:31,863 --> 00:02:33,861
‫میدونی چرا نمیخوام راجع به مدرسه حرف بزنم؟

28
00:02:34,947 --> 00:02:38,199
‫- چون تمام معلم‌هام ازم متنفرن.
‫- ازت متنفرن؟ خیلی افتضاحه.

29
00:02:39,198 --> 00:02:41,285
‫دلیلی برای این‌کارشون نمیبینم.

30
00:02:42,354 --> 00:02:44,330
‫همه‌شون به خاطر اینکه تو کلاس خوابم میبره عصبانین.

31
00:02:45,214 --> 00:02:46,864
‫چون خیلی پیش میاد؟

32
00:02:47,383 --> 00:02:50,323
‫- تقریباً هر روز.
‫- خُب، پس باید...

33
00:02:50,448 --> 00:02:51,921
‫باید خیلی خسته باشی.

34
00:02:52,400 --> 00:02:54,200
‫نه، مدرسه خسته‌کننده‌س.

35
00:02:57,148 --> 00:02:59,398
‫هیچ‌کدوم از کلاساتو دوست نداری؟

36
00:02:59,859 --> 00:03:00,909
‫نه واقعاً.

37
00:03:01,856 --> 00:03:03,741
‫راجع به چیزای واقعی نیستن.

38
00:03:04,399 --> 00:03:06,018
‫منظورت از این حرف چیه؟

39
00:03:06,528 --> 00:03:08,484
‫مثلاً، ریاضی جبره...

40
00:03:08,692 --> 00:03:10,992
‫حتی توش عدد نیست، حرفه.

41
00:03:11,788 --> 00:03:14,129
‫- همه‌ش غیرواقعیه.
‫- و بقیه‌ی کلاسات چی؟

42
00:03:14,130 --> 00:03:16,130
‫مثلاً تاریخ.

43
00:03:16,130 --> 00:03:17,130
‫این یکی واقعی نیست؟

44
00:03:18,028 --> 00:03:20,533
‫،درسی به عنوان تاریخ نداریم
‫بهش میگن علوم انسانی...

45
00:03:20,770 --> 00:03:24,297
‫و الان داریم کتابِ ضایع "سالار مگس‌ها" رو میخونیم.
‫،رمان اثر ویلیام گلدینگ،برنده نوبل ادبیات)
‫(درباره‌ی لزوم حاکمیت قانون در جوامع انسانی

46
00:03:24,813 --> 00:03:25,996
‫خوندیش؟

47
00:03:26,347 --> 00:03:27,873
‫خیلی وقت پیش.

48
00:03:28,041 --> 00:03:29,934
‫از چه نظر فکر میکنی ضایعس؟

49
00:03:30,325 --> 00:03:33,754
‫یه سری بچه سر از یه جزیره‌ی دورافتاده درمیارن
‫و کارای بد انجام میدن.

50
00:03:34,218 --> 00:03:36,507
‫به نظرت واقعی نمیاد؟

51
00:03:36,963 --> 00:03:39,658
‫حتماً لازم نیست بچه‌ها سر از
‫یه جزیره‌ی دورافتاده دربیارن تا بدجنس بشن.

52
00:03:39,741 --> 00:03:40,761
‫درسته.

53
00:03:42,324 --> 00:03:44,924
‫تا حالا بچه‌هایی رو دیدی که اینطور بدجنس باشن؟

54
00:03:51,908 --> 00:03:54,158
‫- میخوای یه چیزی رو ببینی؟
‫- حتماً.

55
00:03:54,283 --> 00:03:56,360
‫به همه تو مدرسه یکی از اینا دادن.

56
00:04:01,460 --> 00:04:03,645
‫- چیه؟
‫- لاک‌پشته.

57
00:04:03,770 --> 00:04:05,662
‫لاک‌پشته. خیلیم خوب.

58
00:04:06,154 --> 00:04:07,404
‫خوشگله.

59
00:04:08,420 --> 00:04:10,955
‫فکر میکنی اون تو راحته؟
‫میخوای چند لحظه بیرونش بیاری؟

60
00:04:11,080 --> 00:04:12,741
‫- اشکالی نداره؟
‫- نه، راحت باش.

61
00:04:12,866 --> 00:04:14,566
‫- باشه.
‫- بذارش رو زمین.

62
00:04:21,957 --> 00:04:23,332
‫براش اسم انتخاب کردی؟

63
00:04:24,560 --> 00:04:27,099
‫باید ببرمش خونه و ازش مراقبت کنم.

64
00:04:27,752 --> 00:04:29,475
‫اگه بمیره، خراب کردم.

65
00:04:29,805 --> 00:04:30,811
‫پس چرا...

66
00:04:31,308 --> 00:04:32,910
‫فکر میکنی چنین اتفاقی میفته؟

67
00:04:33,035 --> 00:04:35,068
‫شاید یادم بره بهش غذا بدم...

68
00:04:35,291 --> 00:04:37,818
‫،یا جاش بذارم
‫اونوقته که میمیره.

69
00:04:39,159 --> 00:04:41,209
‫به نظر من که خیلی سالمه.

70
00:04:42,057 --> 00:04:43,782
‫به نظر کارت رو عالی انجام میدی.

71
00:04:43,950 --> 00:04:46,035
‫خوشحالم که از کوله‌پشتیت بیرونش آوردی.

72
00:04:46,203 --> 00:04:48,329
‫به نظر داخلش خیلی شلوغه.

73
00:04:49,249 --> 00:04:51,207
‫آره، باید همه‌ی کتابامو خونه ببرم.

74
00:04:51,985 --> 00:04:52,985
‫جداً؟

75
00:04:53,170 --> 00:04:54,585
‫خیلی مشق داری؟

76
00:04:54,868 --> 00:04:57,067
‫نه، به خاطر اینه که بعضی وقتا
‫خونه‌ی بابام هستم...

77
00:04:57,339 --> 00:04:59,590
‫و یه کتابی که خونه‌ی مامانم جا گذاشتم رو یادم میره...

78
00:04:59,758 --> 00:05:02,674
‫"بابام هم عصبانی میشه چون مجبوریم برگردیم "بروکلین.

79
00:05:02,799 --> 00:05:04,929
‫بهترین کار اینه که همیشه همه‌ی کتابام همراهم باشه.

80
00:05:05,097 --> 00:05:08,682
‫،از دفعه‌ی قبلی که همو دیدیم
‫خونه‌ی پدرت موندی؟

81
00:05:09,683 --> 00:05:10,683
‫نه.

82
00:05:11,995 --> 00:05:14,288
‫پس احساست هنوز مثل قبله...

83
00:05:14,413 --> 00:05:17,721
‫که هنوز آمادگی موندن پیش پدرت رو نداری، هنوز نه.

84
00:05:18,722 --> 00:05:19,542
‫آره.

85
00:05:19,685 --> 00:05:21,458
‫خُب، یه ذره...

86
00:05:21,767 --> 00:05:25,015
‫یه ذره گیج شدم.
‫هفته‌ی پیش گفتی دلیل اینکه...

87
00:05:25,140 --> 00:05:27,284
‫نمیتونی پیش پدرت بمونی به خاطر اینه که...

88
00:05:27,409 --> 00:05:29,536
‫به خاطر سر و صدا خوابت نمیبَره.

89
00:05:29,790 --> 00:05:31,614
‫و حالا که پیش مادرتی...

90
00:05:31,739 --> 00:05:35,721
‫هنوز انقدر خسته‌ای که سرِ کلاس خوابت میبره.
‫این چه دلیلی داره؟

91
00:05:36,887 --> 00:05:37,953
‫مدرسه خسته‌کننده‌س.

92
00:05:38,078 --> 00:05:39,628
‫همین الان بهت گفتم.

93
00:05:41,427 --> 00:05:42,427
‫پس...

94
00:05:43,880 --> 00:05:47,063
‫پس مشکلی...
‫اشکالی نداره اونجا باشه؟

95
00:05:48,831 --> 00:05:49,885
‫گمونم نه.

96
00:05:51,003 --> 00:05:52,003
‫پس...

97
00:05:52,086 --> 00:05:54,937
‫تا حالا مشکلی تو خوابیدن تو خونه‌ی مادرت نداشتی؟

98
00:05:57,038 --> 00:05:59,038
‫فقط سخت خوابم میبره.

99
00:05:59,818 --> 00:06:02,820
‫پس شاید مشکل فقط سر و صدای خونه‌ی پدرت نیست.

100
00:06:02,988 --> 00:06:06,285
‫شاید مشکل خوابیدنت دلیل‌های دیگه داره.

101
00:06:06,410 --> 00:06:07,410
‫مثلاً چه دلیلی؟

102
00:06:08,964 --> 00:06:11,143
‫اکثر آدما نمیتونن بخوابن...

103
00:06:11,268 --> 00:06:13,240
‫چون شب‌ها تحت فشار عصبین.

104
00:06:13,365 --> 00:06:15,315
‫نمیتونن ذهنشون رو خالی کنن.

105
00:06:16,203 --> 00:06:17,793
‫چنین چیزی راجع به تو هم واقعیت داره؟

106
00:06:19,184 --> 00:06:20,189
‫شاید.

107
00:06:20,272 --> 00:06:24,276
‫مطمئنم که مسائل زیادی تو زندگیت هست
‫که استرس‌زاست.

108
00:06:24,848 --> 00:06:25,848
‫اینطور فکر نمیکنی؟

109
00:06:31,272 --> 00:06:33,298
‫کسی هست که باهاش راحت راجع به...

110
00:06:33,423 --> 00:06:36,142
‫احساساتت صحبت کنی؟

111
00:06:39,416 --> 00:06:41,016
‫مثلاً کی؟
‫پدر و مادرم؟

112
00:06:41,817 --> 00:06:44,290
‫اینم یه احتمالشه، آره.

113
00:06:46,610 --> 00:06:48,506
‫خُب، اگه به مامانم چیزی بگم...

114
00:06:48,754 --> 00:06:50,868
‫به بابام زنگ  میزنه و جر و بحث میکنن.

115
00:06:53,014 --> 00:06:55,714
‫راجع به چیزایی جر و بحث میکنن؟

116
00:06:56,824 --> 00:06:57,874
‫همه‌چی.

117
00:06:58,436 --> 00:07:00,753
‫امروز با هم دعوا کردن چون...

118
00:07:00,921 --> 00:07:04,048
‫مامانم گفت که خوب نمیخوابم و بابام گفت سالم نیستم.

119
00:07:04,592 --> 00:07:07,176
‫و منظورش از "سالم نیستی" چیه؟

120
00:07:07,486 --> 00:07:08,486
‫چاقم.

121
00:07:10,584 --> 00:07:13,776
‫تا حالا پدرت بهت گفته که فکر میکنه چاقی؟

122
00:07:14,405 --> 00:07:15,658
‫میدونم که فکر میکنه چاقم.

123
00:07:15,783 --> 00:07:18,312
‫همه چنین فکری میکنن، چون چاقم.

124
00:07:21,889 --> 00:07:22,889
‫خُب...

125
00:07:23,453 --> 00:07:27,194
‫چاق بودن به نظر خیلی اذیتت میکنه.

126
00:07:33,351 --> 00:07:34,828
‫فکر میکنی چاقم؟

127
00:07:36,187 --> 00:07:38,887
‫چیزی که برام مهمه طرز فکر خودته...

128
00:07:39,501 --> 00:07:43,458
‫و از طرز صحبت کردنت راجع بهش
‫فکر میکنم ناراحتت میکنه.

129
00:07:44,089 --> 00:07:47,174
‫من راجع بهش حرف نمیزنم.
‫بقیه‌ی بچه‌های مدرسه مدام کارشون صحبت راجع به اینه.

130
00:07:48,912 --> 00:07:50,635
‫چی بهت میگن؟

131
00:07:51,243 --> 00:07:52,945
‫وقتی داشتیم "سالار مگس‌ها" رو میخوندیم...

132
00:07:53,070 --> 00:07:55,357
‫باید راجع به شخصیتی که فکر میکردیم...

133
00:07:55,482 --> 00:07:57,547
‫تو داستان بیشتر بهمون نزدیکه مینوشتیم.

134
00:07:57,672 --> 00:08:00,807
‫همه تو کلاس خندیدن...

135
00:08:01,496 --> 00:08:04,401
‫چون میگفتن من باید راجع به شخصیت "پیگی" بنویسم...

136
00:08:04,526 --> 00:08:06,976
‫که شخصیتِ چاق داستانه.

137
00:08:07,101 --> 00:08:09,351
‫به همین خاطره که الان صدام میکنن...

138
00:08:09,654 --> 00:08:10,654
‫"پیگی".

139
00:08:12,066 --> 00:08:14,225
‫خیلی نامردیه.

140
00:08:14,350 --> 00:08:18,799
‫حالا هر چی.
‫شنبه‌ی قبل یه دختر به اسم "مایا" مهمونی "بَت میتسوا" گرفت...
‫(مراسم مذهبی یهودی برای دختری که به سن تکلیف(۱۲سال) میرسه )

141
00:08:19,479 --> 00:08:21,921
‫و باباش کُلی شکلات برای مهمونیش خریده بود.

142
00:08:22,200 --> 00:08:24,845
‫یکی به اسم "اریک" به همه اس‌ام‌اس داد و گفت...

143
00:08:25,276 --> 00:08:28,507
‫" .اگه میخواین شکلات گیرتون بیاد، بهتره قبل از "الیور" برسین "

144
00:08:28,675 --> 00:08:30,717
‫به نظر این بابا "اریک" خیلی نمکدونه!

145
00:08:30,885 --> 00:08:34,715
‫اُزگله. من حتی نمیخواستم به اون مهمونی مسخره برم.

146
00:08:35,364 --> 00:08:36,921
‫به مامانت اینو گفتی؟

147
00:08:36,922 --> 00:08:37,922
‫نه.

148
00:08:37,934 --> 00:08:39,020
‫چرا؟

149
00:08:39,145 --> 00:08:41,082
‫چون به بابام زنگ میزد...

150
00:08:41,207 --> 00:08:43,407
‫و بعدشم دعوا میکردن.

151
00:08:45,921 --> 00:08:48,735
‫پس به یه مهمونی رفتی که اصلاً دلت نمیخواست بری؟

152
00:08:49,505 --> 00:08:50,597
‫یه جورایی.

153
00:08:50,961 --> 00:08:53,195
‫مامانم منو رسوند وقتی رسیدم اونجا...

154
00:08:53,320 --> 00:08:55,823
‫میدونستم که همه طبقه‌ی بالا تو اتاق "مایا" هستن...

155
00:08:56,204 --> 00:08:58,124
‫بنابراین منم از درِ پشتی دَر رفتم...

156
00:08:58,443 --> 00:09:00,040
‫و پشت بوته‌ها قایم شدم.

157
00:09:01,416 --> 00:09:03,694
‫کُلِ مهمونی پشت بوته‌ها قایم شده بودی؟

158
00:09:04,026 --> 00:09:07,212
‫تا وقتی همه بیان بیرون برف‌بازی همه‌چی رو به راه بود.

159
00:09:07,380 --> 00:09:09,423
‫کسی اون بیرون تو رو دید؟

160
00:09:10,443 --> 00:09:13,183
‫اریک" اومد پشت بوته‌ها تو خودش رو خالی کنه".

161
00:09:13,688 --> 00:09:14,688
‫و؟

162
00:09:14,771 --> 00:09:17,920
‫چیزش رو بیرون آورد و رو کفشم شاشید.

163
00:09:20,799 --> 00:09:22,249
‫و بعدش چی شد؟

164
00:09:22,619 --> 00:09:23,619
‫و بعدش...

165
00:09:24,110 --> 00:09:27,389
‫برگشت پیش بقیه بچه‌ها و همه رفتن داخل.

166
00:09:27,874 --> 00:09:29,374
‫خیلی افتضاحه.

167
00:09:30,735 --> 00:09:32,446
‫راجع به این موضوع چیزی به کسی گفتی؟

168
00:09:34,447 --> 00:09:35,447
‫نه.

169
00:09:36,076 --> 00:09:38,526
‫میدونی که اگه چنین اتفاقی برای من افتاده بود...

170
00:09:38,954 --> 00:09:42,304
‫برام اوضاع خیلی سخت میشد
‫اگه کسی رو نداشتم تا باهاش درمیون بذارم.

171
00:09:44,203 --> 00:09:45,653
‫اگه به مامانم بگم...

172
00:09:45,778 --> 00:09:47,433
‫به بابام زنگ میزنه...

173
00:09:47,716 --> 00:09:48,795
‫و بعدش دعوا میکنن...

174
00:09:49,283 --> 00:09:51,483
‫و نمیخوام مقصر باشم.

175
00:09:52,275 --> 00:09:54,055
‫نمیخوای مقصر چی باشی؟

176
00:09:54,469 --> 00:09:56,069
‫اگه طلاق بگیرن.

177
00:10:00,690 --> 00:10:02,364
‫اصلاً پدر و مادرت از هفته‌ی پیش...

178
00:10:02,489 --> 00:10:05,771
‫راجع به طلاق باهات حرف زدن؟

179
00:10:13,284 --> 00:10:16,323
‫یه زوجی بودن که چند لحظه پیش از دفترت اومدن بیرون.

180
00:10:16,878 --> 00:10:18,082
‫ازدواج کرده بودن؟

181
00:10:18,773 --> 00:10:21,370
‫به نظرت ازدواج کرده بودن؟

182
00:10:21,538 --> 00:10:24,203
‫باید حدس بزنم؟
‫چرا بهم نمیگی؟

183
00:10:26,959 --> 00:10:29,459
‫من راجع به تو با مریضای دیگه‌م حرف نمیزنم...

184
00:10:29,951 --> 00:10:30,951
‫و...

185
00:10:31,102 --> 00:10:34,132
‫و این یعنی نمیتونم راجع به مریضای دیگه چیزی بهت بگم.

186
00:10:34,994 --> 00:10:36,635
‫چرا آدمای خوشحال میان اینجا؟

187
00:10:37,871 --> 00:10:40,918
‫،بعضی‌وقتا آدما برای مشاوره میان
‫راجع به احساسشون حرف میزنن...

188
00:10:41,043 --> 00:10:43,843
‫و با احساس بهتری اینجا رو ترک میکنن.

189
00:10:47,189 --> 00:10:48,981
‫میتونی یه کاری کنی پدر و مادر منم خوشحال بشن؟

190
00:10:51,877 --> 00:10:55,881
‫کاری که میتونم بکنم اینه که ارتباط بین...

191
00:10:57,200 --> 00:10:59,111
‫مادرت، پدرت و خودت رو...

192
00:10:59,767 --> 00:11:01,076
‫یه کم بهتر کنم...

193
00:11:04,541 --> 00:11:06,441
‫ولی نمیتونم خوشحالشون کنم.

194
00:11:11,721 --> 00:11:14,590
‫اشکالی نداره به پدر و مادرت بگم بیان تو اتاق؟

195
00:11:15,406 --> 00:11:16,406
‫حتماً.

196
00:11:36,895 --> 00:11:38,595
‫عزیزم، بیا اینجا.

197
00:11:44,035 --> 00:11:46,121
‫شما مشکلات رو حل کردین؟
‫الان همه‌چی رو به راهه؟

198
00:11:46,865 --> 00:11:47,887
‫خُب...

199
00:11:48,155 --> 00:11:51,055
‫یکی از چیزایی که راجع بهش بحث کردیم...

200
00:11:51,975 --> 00:11:55,675
‫اهمیت همکاری جفتتون...

201
00:11:56,545 --> 00:11:59,445
‫برای اینکه "الیور" درک کنه...

202
00:11:59,715 --> 00:12:01,094
‫اوضاع از چه قراره.

203
00:12:01,965 --> 00:12:05,390
‫کاملاً واضحه که چقدر خوب همکاری میکنیم، مگه نه؟

204
00:12:08,695 --> 00:12:10,760
‫چیزی هست که شما دو تا...

205
00:12:10,885 --> 00:12:13,035
‫دوست داشته باشین با "الیور" راجع به اینکه...

206
00:12:14,317 --> 00:12:15,317
‫جریان چیه، در میون بذارین؟

207
00:12:25,635 --> 00:12:26,635
‫خُب...

208
00:12:28,455 --> 00:12:32,209
‫اول از همه، احتمالاً تا حالا اینو فهمیدی...

209
00:12:32,377 --> 00:12:34,277
‫ولی در صورتی که هنوز برات روشن نشده...

210
00:12:35,615 --> 00:12:38,593
‫من و مادرت تصمیم گرفتیم که برای همه‌مون بهتره که...

211
00:12:39,242 --> 00:12:40,842
‫دیگه با هم زندگی نکنیم.

212
00:12:42,355 --> 00:12:44,455
‫برای همیشه یا موقتی؟

213
00:12:46,305 --> 00:12:47,305
‫برای همیشه.

214
00:12:50,306 --> 00:12:51,306
‫"بس"...

215
00:12:52,555 --> 00:12:54,106
‫چیزی هست که بخوای بگی؟

216
00:12:59,562 --> 00:13:00,612
‫حق با پدرته.

217
00:13:01,415 --> 00:13:02,415
‫برای همیشه.

218
00:13:06,416 --> 00:13:07,416
‫"الیور"...

219
00:13:08,155 --> 00:13:12,155
‫راجع به چیزی که پدر و مادرت الان گفتن، سوالی داری؟

220
00:13:14,235 --> 00:13:16,685
‫چرا نمیتونین با هم زندگی کنین؟

221
00:13:20,605 --> 00:13:22,551
‫به دلایل خیلی زیادی.

222
00:13:22,719 --> 00:13:23,919
‫یکیش اینه که...

223
00:13:24,625 --> 00:13:27,075
‫مطمئناً متوجه شدی که چقدر دعوا میکنیم.

224
00:13:28,775 --> 00:13:29,808
‫به خاطر من.

225
00:13:30,295 --> 00:13:33,445
‫نه، عزیزم، اصلاً نباید فکر کنی که به خاطر توئه.

226
00:13:33,955 --> 00:13:36,755
‫ولی شماها همیشه سَرِ من دعوا میکنین.

227
00:13:37,045 --> 00:13:38,545
‫تقصیر تو نیست.

228
00:13:40,105 --> 00:13:43,005
‫واقعیت اینه که، من و مادرت...

229
00:13:43,185 --> 00:13:44,489
‫دیگه نمیتونیم با هم بسازیم.

230
00:13:46,245 --> 00:13:48,545
‫به همین خاطر مجبوریم طلاق بگیریم.

231
00:13:49,495 --> 00:13:51,295
‫و اینکه خیلی زیاد دوستت داریم.

232
00:13:53,105 --> 00:13:56,405
‫نمیخوایم همیشه ما رو در حال دعوا ببینی.

233
00:13:57,715 --> 00:14:00,415
‫پس به خاطرِ من دارین طلاق میگیرین.

234
00:14:01,466 --> 00:14:03,736
‫این راهش نیست.
‫فقط بیشتر گیجش میکنی.

235
00:14:03,861 --> 00:14:06,161
‫حداقلش این وسط دارم سعیمو میکنم.

236
00:14:08,162 --> 00:14:09,162
‫"الیور"...

237
00:14:11,335 --> 00:14:14,435
‫میفهمی پدرت چی داره میگه؟

238
00:14:18,885 --> 00:14:21,000
‫دارن طلاق میگیرن چون...

239
00:14:21,125 --> 00:14:23,225
‫وقتی دعوا میکنن خیلی ناراحت میشم.

240
00:14:23,404 --> 00:14:24,504
‫نه، عزیزم...

241
00:14:24,915 --> 00:14:27,165
‫چیزی که تلاش میکنیم بگیم اینه که...

242
00:14:28,405 --> 00:14:30,660
‫من و پدرت نمیتونیم با هم بمونیم.

243
00:14:30,785 --> 00:14:31,995
‫باشه؟ ولی دوستت داریم.

244
00:14:32,505 --> 00:14:36,505
‫خیلی دوستت داریم
‫و تحت هر شرایطی همیشه خواهیم داشت...

245
00:14:39,145 --> 00:14:41,045
‫همیشه همین وضعه.

246
00:14:45,615 --> 00:14:47,930
‫دیگه نمیخوام راجع بهش حرف بزنم.

247
00:14:48,055 --> 00:14:49,605
‫شرمنده. شرمنده‌م.

248
00:14:52,405 --> 00:14:55,080
‫چطوره تو اون یکی اتاق منتظر بمونی...

249
00:14:55,205 --> 00:14:57,305
‫و یه کم مشقات رو بنویسی...

250
00:14:58,095 --> 00:15:00,732
‫و چند دقیقه‌ی دیگه صدات میکنیم، باشه؟

251
00:15:15,155 --> 00:15:17,630
‫و از اینکه چرا بچه شبا خوابش نمیبره تعجبم میکنین.

252
00:15:17,755 --> 00:15:19,155
‫میشه بَس کنی؟

253
00:15:19,877 --> 00:15:21,967
‫حداقل راجع به این قضیه ناراحتم.

254
00:15:22,092 --> 00:15:24,380
‫- فکر میکنی ناراحت نیستم؟
‫- خیلی به نظر به خودت افتخار میکنی...

255
00:15:24,505 --> 00:15:26,132
‫که چقدر زود بیخیال همه‌چی شدی.

256
00:15:26,300 --> 00:15:27,300
‫افتخار میکنم؟

257
00:15:27,425 --> 00:15:29,255
‫ببین، متنفرم که چنین اتفاقی داره میفته...

258
00:15:29,380 --> 00:15:32,680
‫ولی فکر نمیکنم در حق پسرمون
‫انصاف باشه که جلوش گریه کنی.

259
00:15:33,135 --> 00:15:35,235
‫فکر نمیکنی راجع به این قضیه حق با منه، "پائول"؟

260
00:15:36,404 --> 00:15:39,748
‫چیزی که میتونم بهتون بگم اینه که بی‌خوابی پسرتون...

261
00:15:39,873 --> 00:15:41,273
‫و پُرخوریش...

262
00:15:42,445 --> 00:15:46,345
‫ممکنه به خاطر فشاری باشه که روی همه‌تون هست.

263
00:15:46,904 --> 00:15:50,104
‫ماه‌هاست دارم همینو بهش میگم.

264
00:15:52,185 --> 00:15:55,087
‫میدونید، فکر میکنه که طلاقتون تقصیر اونه...

265
00:15:56,055 --> 00:15:58,660
‫و کاملاً هم طبیعیه.

266
00:15:58,785 --> 00:16:01,485
‫همینطور فکر میکنه که اگه طور خاصی رفتار کنه...

267
00:16:02,045 --> 00:16:04,421
‫شماها رو پیش هم برمیگردونه.

268
00:16:04,589 --> 00:16:07,048
‫این هم رویای طبیعی‌ایه.

269
00:16:10,095 --> 00:16:12,795
‫ولی چون الان اوضاع بین شما پرتنشه...

270
00:16:13,395 --> 00:16:15,445
‫حس میکنه که...

271
00:16:15,815 --> 00:16:18,365
‫نمیتونه مشکلاتش رو باهاتون درمیون بذاره.

272
00:16:20,095 --> 00:16:21,895
‫مثلاً، یه...

273
00:16:22,335 --> 00:16:24,899
‫مثلاً یه پسره تو مدرسه‌ش هست که سر به سرش میذاره.

274
00:16:25,615 --> 00:16:26,615
‫و...

275
00:16:27,305 --> 00:16:30,355
‫و "الیور" حس میکنه که
‫نمیتونه راجع به این موضوع باهاتون حرف بزنه...

276
00:16:30,698 --> 00:16:32,498
‫چون نمیخواد ناراحتتون کنه.

277
00:16:33,545 --> 00:16:35,795
‫ولی میتونم اینو بهت بگم که حس میکنه...

278
00:16:36,995 --> 00:16:38,495
‫کاملاً بی‌پناهه.

279
00:16:40,166 --> 00:16:42,566
‫دارین میگین شاید نباید طلاق بگیریم.

280
00:16:43,435 --> 00:16:44,585
‫نه، اینو...

281
00:16:44,855 --> 00:16:46,500
‫فکر نمیکنم منظورم...

282
00:16:46,881 --> 00:16:47,881
‫این باشه.

283
00:16:48,415 --> 00:16:52,245
‫ولی نظرتون اینه، مگه نه؟
‫چقدر خودخواهانه و بزدلیه که...

284
00:16:52,370 --> 00:16:56,220
‫از زندگیمون دست بکِشیم و سَر مسائل جزیی...

285
00:16:57,005 --> 00:16:58,099
‫زندگی پسرمون رو خراب کنیم؟

286
00:16:58,377 --> 00:17:01,126
‫- مسائل جزئی؟
‫- جفتمون لجبازیم، همین و بَس.

287
00:17:01,251 --> 00:17:04,408
‫،راجع به چیزای احمقانه دعوا میکنیم
‫مثلاً اینکه چقدر تا دیروقت سر کار میمونی...

288
00:17:04,533 --> 00:17:06,350
‫و یا اینکه مادرم چطور اعصابت رو بهم میریزه.

289
00:17:06,475 --> 00:17:08,725
‫،اینکه چقدر دوستام تاثیر بدی دارن
‫یا اینکه چقدر بددهنم...

290
00:17:08,850 --> 00:17:10,932
‫اینکه هرکاری که میکنم تاثیر منفی روی بچه داره.

291
00:17:11,057 --> 00:17:12,157
‫خُب که چی؟

292
00:17:12,501 --> 00:17:13,839
‫جداً میگم، که چی؟

293
00:17:13,964 --> 00:17:17,210
‫باید تا آخر عمر مثل کبوترای عاشق باشیم؟

294
00:17:17,335 --> 00:17:19,032
‫باورم نمیشه داریم راجع به چنین چیزی حرف میزنیم.

295
00:17:19,247 --> 00:17:21,500
‫شاید داریم یه دوره‌ی سخت رو میگذرونیم.

296
00:17:21,625 --> 00:17:23,380
‫میدونی اگه میدون رو خالی نکنیم چی؟

297
00:17:23,505 --> 00:17:25,293
‫شاید یه فرجی بشه.

298
00:17:26,275 --> 00:17:27,910
‫این برای "الیور" بهتر نیست؟

299
00:17:28,035 --> 00:17:31,079
‫کلی راجع به این مساله که والدین بهتره با هم بمونن...

300
00:17:31,204 --> 00:17:33,050
‫صرف نظر از اینکه چقدر ناراضین...

301
00:17:33,175 --> 00:17:35,261
‫و در نهایت به نفع بچه‌هاست، وجود نداره؟

302
00:17:36,195 --> 00:17:39,845
‫این سوالیه که بیشتر زوج‌ها درگیرشن.

303
00:17:41,625 --> 00:17:44,725
‫ولی چیزی که برام مهمه اینه که...

304
00:17:45,239 --> 00:17:46,439
‫چه چیزی برای شما سه نفر بهترینه.

305
00:17:51,555 --> 00:17:54,235
‫درسته که اوضاع بینمون بد بوده...

306
00:17:54,699 --> 00:17:57,790
‫ولی حالا که جدا شدیم چیزی بهتر نشده...

307
00:17:57,915 --> 00:17:59,415
‫حداقلش نه برای من...

308
00:18:01,525 --> 00:18:02,706
‫"و مهمتر از همه برای "الیور.

309
00:18:02,874 --> 00:18:04,174
‫بهش این رو بدهکاریم...

310
00:18:04,345 --> 00:18:06,800
‫اینکه دست نگه داریم
‫و راجع به کاری که داریم میکنیم فکر کنیم قبل از اینکه...

311
00:18:06,925 --> 00:18:08,962
‫کار از کار بگذره و راه برگشتی نباشه.

312
00:18:09,436 --> 00:18:10,780
‫برای من کار از کار گذشته.

313
00:18:10,905 --> 00:18:13,670
‫تو خوشت میاد چنین چیزایی رو بگی، ولی واقعاً درسته؟

314
00:18:13,795 --> 00:18:15,720
‫بیخیال، از اینکه تنها و خیلی دورتر از...

315
00:18:15,845 --> 00:18:18,695
‫خانواده‌ت زندگی میکنی خوشحالی؟

316
00:18:27,365 --> 00:18:29,065
‫من با یکی دیگه رابطه دارم.

317
00:18:35,255 --> 00:18:38,950
‫- بس"، چطوره برگردی و بشینی؟"
‫- الیور"، وسایلت رو جمع کن. باید همین الان بریم".

318
00:18:39,118 --> 00:18:40,535
‫بس"، میشه لطفاً"...

319
00:18:40,703 --> 00:18:44,038
‫- نه، فکر میکنم حرف دیگه‌ای بینمون نمونده.
‫- فکر میکردم امشب رو قراره با من باشه.

320
00:18:44,206 --> 00:18:46,666
‫- قرار نیست با تو بیاد.
‫- اونوقت تو میتونی این تصمیم رو بگیری؟

321
00:18:46,895 --> 00:18:49,544
‫- خواهش میکنم، اگه هر دوتون بشینید
‫با هم میتونیم تصمیم بگیریم.

322
00:18:49,712 --> 00:18:53,330
‫،قطعاً اگه قراره پای زن به خونه‌ت باز شه
‫پیشت نمیمونه.

323
00:18:53,455 --> 00:18:55,855
‫الیور" از دوست دخترت خبر داره؟"

324
00:18:58,975 --> 00:19:00,475
‫گمونم الان فهمید.

325
00:19:02,079 --> 00:19:04,809
‫فکر میکردم تویی که میخوای همه‌چیز رو آروم بهش بگی.

326
00:19:06,645 --> 00:19:09,000
‫میشه بهش بگین که خیلی زوده که
‫بخواد با زن‌های دیگه رابطه داشته باشه...

327
00:19:09,125 --> 00:19:10,273
‫و اینکه روی "الیور" تاثیر منفی داره؟

328
00:19:10,471 --> 00:19:13,462
‫بس"، فکر نمیکنم بتونیم بفهمیم که چی برای "الیور" خوب یا بده"...

329
00:19:13,587 --> 00:19:16,446
‫تا زمانی که هر کدومتون که بهش بر خورد، جلسه رو بهم بزنه.

330
00:19:16,825 --> 00:19:19,824
‫- دوباره میخوای امشب کلاست رو بپیچونی؟
‫- نه، حذفش کردم.

331
00:19:20,055 --> 00:19:23,360
‫و کار خوبیم کردم
‫چون یکی از ما باید الان مسئولیت‌پذیر باشه.

332
00:19:23,485 --> 00:19:25,770
‫می‌بینین؟
‫از "الیور" به عنوان یه بهونه استفاده میکنه.

333
00:19:25,895 --> 00:19:28,560
‫،قرار نیست هیچوقت مدرک بگیره
‫بیخیال این ماجرا بشه...

334
00:19:28,685 --> 00:19:31,155
‫و مدام میگه که به این خاطره که اون بهش نیاز داره....

335
00:19:31,280 --> 00:19:35,090
‫و کاملاً جفنگه.
‫باید به بچه اجازه داد تا بزرگ بشه.

336
00:19:35,258 --> 00:19:38,468
‫عزیزم، "الیور"، کیفت، خیلی درهمه.

337
00:19:38,636 --> 00:19:41,262
‫اصلاً چطور میتونه بزرگ بشه
‫وقتی باهاش مثل یه بچه رفتار میکنی؟

338
00:19:42,905 --> 00:19:44,724
‫نباید امشب با بابا باشم؟

339
00:19:48,415 --> 00:19:50,115
‫نه اگه آمادگیشو نداری.

340
00:19:50,415 --> 00:19:51,415
‫مشکلی نیست.

341
00:19:51,995 --> 00:19:54,695
‫امشب قراره با بابا باشم
‫و میخوام پیشش بمونم.

342
00:19:56,285 --> 00:19:59,450
‫- فکر میکنین فکر خوبیه؟
‫- هی، امشب مال ماست.

343
00:19:59,575 --> 00:20:01,783
‫میخواد با من باشه.
‫مشکل چیه؟

344
00:20:07,495 --> 00:20:08,995
‫نه، مشکلی نیست.

345
00:20:10,535 --> 00:20:12,135
‫به همین خاطر اینجاییم.

346
00:20:15,255 --> 00:20:17,855
‫پیش پدرت خوش بگذره، باشه؟

347
00:20:18,495 --> 00:20:20,763
‫پنج‌شنبه بعد از مدرسه میام دنبالت.

348
00:20:27,255 --> 00:20:28,830
‫"هفته‌ی دیگه میبینمت، "پائول.

349
00:20:28,955 --> 00:20:29,955
‫خداحافظ، مامان.

350
00:20:29,956 --> 00:20:30,956
‫"بس"...

351
00:20:35,325 --> 00:20:37,193
‫چرا تا دمِ قطار باهامون نمیای؟

352
00:20:50,772 --> 00:20:52,792
‫اگه بخوای این‌همه رو با خودت حمل کنی، کمردرد میگیری.

353
00:20:54,128 --> 00:20:56,378
‫هیچوقت نمیفهمم که کدومش لازمه.

354
00:20:57,834 --> 00:20:58,834
‫"پائول"...

355
00:20:58,835 --> 00:20:59,835
‫با اجازه.

356
00:21:01,055 --> 00:21:03,160
‫دفعه‌ی بعد کُل جلسه رو میمونیم.

357
00:21:03,285 --> 00:21:04,735
‫خیلی خوب میشه.

358
00:21:06,307 --> 00:21:08,308
‫"مواظب خودت باش، "الیور.
‫هفته‌ی بعد میبینمت.

359
00:21:10,775 --> 00:21:13,075
‫میشه یه لحظه بهم فرصت بدی؟ ممنون.

360
00:21:27,076 --> 00:21:35,076
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

361
00:21:35,076 --> 00:21:43,076
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

