1
00:00:21,521 --> 00:00:25,025
‫<font color="#۸۰ff۸۰">سه سال قبل</font>

2
00:00:25,108 --> 00:00:25,942
‫<font color="#۸۰۸۰c۰">نیروهای ژاپنی</font>

3
00:00:26,025 --> 00:00:27,025
‫<font color="#۸۰۸۰c۰">نیروهای ژاپنی</font>

4
00:00:27,402 --> 00:00:28,653
‫<font color="#۸۰ff۸۰">سانگجو</font>

5
00:00:37,203 --> 00:00:39,539
‫این مُرده‌‌ رو زنده میکنه؟

6
00:00:41,833 --> 00:00:43,084
‫این گیاه؟

7
00:00:44,586 --> 00:00:46,254
‫بله، درسته سرورم

8
00:00:48,423 --> 00:00:49,841
‫عصاره این گیاه...

9
00:00:50,759 --> 00:00:53,511
‫وقتی به فاصله دو ابرو متوفی تزریق بشه

10
00:00:54,345 --> 00:00:58,391
‫جسد رو به شکل هیولایی که
‫به دنبال گوشت زنده‌‌هاست احیا میکنه

11
00:00:58,475 --> 00:01:01,102
‫هرچند، اگر جنازه تباه شده باشه...

12
00:01:02,145 --> 00:01:04,939
‫یا مرکز مغز از قبل آسیب دیده باشه

13
00:01:05,899 --> 00:01:07,609
‫احیا مُرده غیرممکنه

14
00:01:37,722 --> 00:01:39,442
‫ژاپنی‌‌ها محاصره‌‌مون کردن

15
00:01:39,474 --> 00:01:42,018
‫از سانگجو فقط جایی که در استانِ گیونگ‌‌سانگه باقی مونده

16
00:01:42,101 --> 00:01:44,312
‫شنیدم ژاپنی‌‌ها به
‫اونپو وتلند" رسیدن"

17
00:01:44,729 --> 00:01:47,190
‫خب، اگه حقیقت داشته باشه
‫پس سانگجو کارش ساخته است

18
00:01:47,273 --> 00:01:48,273
‫اوه، صبر کنید

19
00:01:48,525 --> 00:01:49,925
‫این یعنی که...

20
00:01:49,926 --> 00:02:09,239
‫<font color="#۰۰۴۰۸۰"><b>:::تیم ترجمه:::</b></font>
‫<font color="#۸۰ffff"><b>Opus - SuB</b></font>
‫<font color="#۸۰۸۰c۰"><b>:::تقدیم میکند:::</b></font>

21
00:03:19,240 --> 00:03:20,840
‫<font color="#۸۰ff۸۰">براساس پادشاهی خدایان</font>

22
00:04:30,840 --> 00:04:51,591
‫<font color="#۰۰۸۰ff"><b>...:::ترجمه و زیرنویس:::...</b></font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff"><b>....::SaFira - سفیرا...::</b></font>

23
00:05:01,591 --> 00:05:21,591
‫<font color="#۲۶۸۰d۹"><b>ما را در تلگرام دنبال کنید</b></font>
‫<font color="#۲۶۸۰d۹"><b>@opussuB</b></font>

24
00:05:41,591 --> 00:05:43,551
‫چطور توی روشنایی روز بیرونن؟

25
00:05:52,268 --> 00:05:54,437
‫سلاح‌‌ها رو آماده کنید، برید سرجاهاتون

26
00:06:03,404 --> 00:06:04,739
‫آتش نمی‌‌گیره!

27
00:06:57,917 --> 00:06:59,001
‫فوراً بسوزونینشون!

28
00:07:03,881 --> 00:07:05,174
‫برید روی کلک!

29
00:07:07,051 --> 00:07:09,804
‫- بقیه رو هم ببرید، زود باشید!
‫- برید! برید!

30
00:07:10,388 --> 00:07:11,848
‫زود باشید! هول بدید!

31
00:07:30,241 --> 00:07:31,826
‫همینه! هول بدید!

32
00:07:44,046 --> 00:07:46,841
‫عجله کنید! زود باشید!

33
00:08:24,128 --> 00:08:25,254
‫هی! هی!

34
00:08:25,338 --> 00:08:27,381
‫<font color="#۸۰ff۸۰">دژ سانگجو</font>

35
00:08:27,465 --> 00:08:29,425
‫آلوده‌‌ها دارن میان! بیدار شدن!

36
00:08:29,509 --> 00:08:30,885
‫ارباب!

37
00:08:31,594 --> 00:08:34,180
‫هیولاها در رودخانه بیونگ‌‌سونگ‌‌اند!

38
00:08:35,306 --> 00:08:36,974
‫<font color="#۸۰ff۸۰">رودخانه بیونگ‌‌سونگ</font>

39
00:08:46,984 --> 00:08:48,861
‫دیگه بیشتر از این نمیتونیم تاب بیاریم، عالیجناب!

40
00:08:49,278 --> 00:08:50,655
‫از توپ‌‌ها استفاده کنید! آتش کنید!

41
00:09:17,557 --> 00:09:19,517
‫تیرهای بیشتری بیارید! عجله کنید!

42
00:09:19,600 --> 00:09:20,893
‫بیا! بگیرش!

43
00:09:50,965 --> 00:09:52,883
‫هولشون بدید عقب!

44
00:09:52,967 --> 00:09:54,767
‫،اگه اجازه بدید از دروازه رد بشن
‫همه‌‌مون میمیریم!

45
00:09:54,802 --> 00:09:56,262
‫اطاعت!

46
00:10:35,176 --> 00:10:36,510
‫عالیجناب!

47
00:10:36,594 --> 00:10:38,554
‫دیگه بیشتر از این نمیتونیم باهاشون بجنگیم!

48
00:10:39,263 --> 00:10:40,514
‫عالیجناب، باید فرار کنیم

49
00:10:59,533 --> 00:11:00,534
‫<font color="#۸۰ff۸۰">دژ سانگجو</font>

50
00:11:00,618 --> 00:11:02,298
‫اون سنگره، دارن عقب‌‌نشینی میکنند

51
00:11:02,953 --> 00:11:04,580
‫نردبان طنابی میخوام!

52
00:11:49,250 --> 00:11:51,085
‫اوه، نه

53
00:11:56,424 --> 00:11:57,466
‫گازش گرفتن!

54
00:11:58,008 --> 00:11:59,135
‫نه...

55
00:11:59,885 --> 00:12:00,970
‫یه گاز کوچولوئه

56
00:12:02,179 --> 00:12:03,222
‫مشکلی پیش نمیاد

57
00:12:06,434 --> 00:12:07,435
‫لطفا

58
00:12:07,768 --> 00:12:08,978
‫خواهش میکنم

59
00:12:09,061 --> 00:12:10,479
‫نه، خواهش می‌‌کنم!

60
00:12:13,315 --> 00:12:14,358
‫کمک!

61
00:12:15,067 --> 00:12:16,444
‫اوه

62
00:12:18,362 --> 00:12:19,822
‫لطفا کمکم کنید!

63
00:12:20,448 --> 00:12:22,366
‫کمک! کمک! کمک!

64
00:12:23,159 --> 00:12:24,618
‫نه...

65
00:12:33,461 --> 00:12:34,670
‫حالا چیکار کنیم؟

66
00:12:35,254 --> 00:12:36,922
‫تنها راه چاره‌‌مون سانگجوئه

67
00:12:37,298 --> 00:12:38,924
‫اگه بتونیم برسیم اونجا، اونجا یه مسیر هست

68
00:12:39,258 --> 00:12:41,177
‫اگه این هیولاها اونجا هم باشن چی؟

69
00:12:41,260 --> 00:12:42,845
‫پس میخوای اینجا از سرما یخ بزنی؟

70
00:12:50,644 --> 00:12:53,981
‫<font color="#۸۰ff۸۰">رودخانه بیونگ‌‌سونگ</font>

71
00:12:56,650 --> 00:12:58,652
‫<font color="#۸۰ff۸۰">دژ سانگجو</font>

72
00:13:04,158 --> 00:13:05,451
‫- کمکمون کنید
‫- زود باشید

73
00:13:05,534 --> 00:13:06,452
‫اون رو بگیر

74
00:13:06,535 --> 00:13:08,621
‫آلوده‌‌ها رسیدن!

75
00:13:30,809 --> 00:13:33,049
‫آلوده‌‌ها از رودخانه بیونگ‌‌سونگ رد شدن

76
00:13:35,105 --> 00:13:38,150
‫عالیجناب، من یه گذرگاه رو میشناسم

77
00:13:38,234 --> 00:13:40,778
‫که در طی جنگ در قسمت شمالی
‫رودخانه ساخته شده

78
00:13:42,446 --> 00:13:43,446
‫بیاید بریم

79
00:13:43,489 --> 00:13:44,782
‫از عالیجناب محافظت کنید

80
00:13:45,074 --> 00:13:46,367
‫باید همین الان بریم!

81
00:13:54,083 --> 00:13:57,127
‫<font color="#۸۰ff۸۰">دروازه هونگچی</font>

82
00:14:21,360 --> 00:14:22,653
‫قفله! درش قفله!

83
00:14:25,531 --> 00:14:26,532
‫لعنتی!

84
00:14:26,615 --> 00:14:28,200
‫یه مانع درست کنید!

85
00:14:43,632 --> 00:14:44,550
‫دارن میان!

86
00:14:44,633 --> 00:14:45,718
‫رسیدن!

87
00:14:45,801 --> 00:14:47,219
‫آرایش جنگی بگیرید!

88
00:14:47,303 --> 00:14:48,304
‫زود باشید! زود باشید!

89
00:14:50,598 --> 00:14:51,765
‫یه مانع درست کنید!

90
00:15:43,901 --> 00:15:46,403
‫از سر راه برید کنار!

91
00:15:51,700 --> 00:15:53,285
‫عجله کنید!

92
00:15:57,665 --> 00:15:59,208
‫از سر راه برید کنار!

93
00:16:09,468 --> 00:16:10,970
‫عالیجناب! عالیجناب!

94
00:16:11,053 --> 00:16:12,262
‫در بازه!

95
00:16:12,346 --> 00:16:15,140
‫- آماده باشید، عالیجناب!
‫- آماده فرار شید

96
00:16:16,767 --> 00:16:17,893
‫عالیجناب

97
00:16:18,185 --> 00:16:19,436
‫- برید
‫- برید، زود باشید، برید

98
00:16:19,520 --> 00:16:20,520
‫زود باشید، برید

99
00:16:27,695 --> 00:16:29,363
‫- برو داخل، زود باش!
‫- نه!

100
00:16:30,698 --> 00:16:31,991
‫قضیه چیه؟

101
00:16:33,575 --> 00:16:34,575
‫نمیتونی اینکار رو بکنی

102
00:17:12,740 --> 00:17:16,744
‫مراقبِ سرورم باشید! زود باشید برید!

103
00:17:34,678 --> 00:17:35,929
‫باید بریم

104
00:18:16,261 --> 00:18:17,471
‫معذرت می‌‌خوام

105
00:19:04,226 --> 00:19:05,546
‫عالیجناب

106
00:19:08,772 --> 00:19:09,857
‫چی شده؟

107
00:19:12,025 --> 00:19:14,403
‫فکر کردم گفتید که اون‌‌ها
‫در روشنایی روز عقب‌‌گرد میکنن

108
00:19:15,988 --> 00:19:17,239
‫اصلا نمیدونم چه خبره

109
00:19:18,657 --> 00:19:20,742
‫زیر نور خورشید دوباره تبدیل به جنازه میشدن

110
00:19:22,703 --> 00:19:24,246
‫باید یه دلیلی پشتش باشه

111
00:19:38,886 --> 00:19:40,262
‫اونا اینجان

112
00:19:43,307 --> 00:19:44,975
‫دیگه فرقی نمیکنه

113
00:20:30,646 --> 00:20:32,648
‫سوبی! سوبی! کمکم کن!

114
00:20:33,315 --> 00:20:34,858
‫سوبی، سوبی، سوبی!

116
00:21:05,764 --> 00:21:07,683
‫اوه صبر کن، صبر کن ببینم
‫خورشید دراومده

117
00:21:08,600 --> 00:21:10,477
‫چرا هنوز اینطرف و اونطرف میرن؟

118
00:21:11,937 --> 00:21:15,357
‫هوا سرده، گیاه احیا همچین هوایی رو ترجیح میده

119
00:21:16,566 --> 00:21:17,818
‫اگه همه‌‌شون مثل همن

120
00:21:17,901 --> 00:21:20,112
‫پس نورخورشید چیزی
‫که ازش میترسن نیست

121
00:21:20,904 --> 00:21:22,739
‫اونها فقط از دماهای بالا میترسن

122
00:21:23,657 --> 00:21:27,494
‫اما الان که زمستونه
‫حتی وقتی که خورشید هم بالا بیاد هوا سرد میمونه

123
00:21:27,577 --> 00:21:28,954
‫با این اوصاف هیچوقت متوقف نمیشن

124
00:21:44,136 --> 00:21:47,306
‫از حمله دیروزشون تعدادشون
‫ثابت باقی مونده

125
00:21:50,475 --> 00:21:52,019
‫منظورت چیه؟

126
00:21:52,769 --> 00:21:55,230
‫که یعنی اینها تنها هیولاهای این اطرافن

127
00:21:55,856 --> 00:21:57,816
‫اگه بیشتر بودن
‫بهمون حمله کرده بودن

128
00:21:59,860 --> 00:22:02,420
‫حتی اگه اینها تنها هیولاهای این دور و بر باشند هم

129
00:22:02,446 --> 00:22:04,573
‫حتما توی دژ صدها تا ازشون هست!

130
00:22:04,656 --> 00:22:06,825
‫چطور باید از دستشون جون سالم به در ببریم؟

131
00:22:07,117 --> 00:22:09,328
‫اگه اینطرف رودخانه بمونیم، نباید بتونن دنبالمون بیان

132
00:22:09,411 --> 00:22:12,015
‫چون نمیتونن از آب رد شن، پس باید از این کوه بالا بریم

133
00:22:12,039 --> 00:22:13,999
‫این خیلی نسبت به برگشتن به دژ امن‌‌تره

134
00:22:16,710 --> 00:22:19,338
‫سو...سوبی، بریم بالای کوه؟

135
00:22:19,421 --> 00:22:21,006
‫کجا میریم؟

136
00:22:22,632 --> 00:22:24,801
‫قبلا یه بار بهم نگفتی

137
00:22:24,885 --> 00:22:27,471
‫که طایفه هه‌‌ون‌‌چو
‫میتونه امنیتت رو ضمانت کنه؟

138
00:22:27,554 --> 00:22:29,222
‫به میونگیونگ سه‌‌جه میریم

139
00:22:32,100 --> 00:22:33,810
‫صبر کن، سوبی...

140
00:22:36,480 --> 00:22:39,858
‫دروازه سونگری

141
00:22:53,205 --> 00:22:55,665
‫این شایعه رو شنیدم که یه بلا
‫سرمون نازل شده

142
00:22:55,749 --> 00:22:57,125
‫یه چیزهایی دیده شده...

143
00:23:00,837 --> 00:23:03,173
‫<font color="#۸۰ff۸۰">بخش فرماندهی سلطنتی</font>

144
00:23:06,551 --> 00:23:10,305
‫به خاطر یه سری مسائل اضطراری، مشاور دولتی
‫به میونگ‌‌یونگ سه‌‌جه رفته

145
00:23:10,680 --> 00:23:13,809
‫حالا این چه قضیه‌‌ای که باید به خاطرش
‫به جلسه کشوری نرم؟

146
00:23:13,892 --> 00:23:14,935
‫چی رو باید ببینم؟

147
00:23:15,018 --> 00:23:17,020
‫این مسئله اهمیت زیادی داره

148
00:23:17,104 --> 00:23:19,397
‫خواستم تشریف بیارید که شخصا این رو ببینید

149
00:23:32,119 --> 00:23:33,245
‫خیلی‌‌خب، قضیه چیه؟

150
00:23:36,164 --> 00:23:39,543
‫دیشب، این زنان رو بیرون دروازه
‫شمالی پیدا کردیم

151
00:23:39,626 --> 00:23:43,088
‫براساس کالبدشکافیشون
‫یکیشون به تازگی بچه‌‌اش رو به دنیا اورده بوده

152
00:23:44,631 --> 00:23:46,091
‫بچه باهاش پیدا شد...

153
00:23:46,675 --> 00:23:49,427
‫اما قبل از اینکه ما پیداشون کنیم بچه خفه‌ شده بوده

154
00:23:50,679 --> 00:23:52,139
‫مجرم دستگیر شده؟

155
00:23:52,639 --> 00:23:56,017
‫گفتن این زن قبل مرگش یه چیزهای
‫عجیبی گفته

156
00:23:56,351 --> 00:23:59,312
‫گفته مردم توی روستاش
‫اینکار رو با اون و بچه‌‌اش کردن

157
00:23:59,771 --> 00:24:01,731
‫و اینکه اونها هرکسی که باقی مونده باشه رو میکشن

158
00:24:01,773 --> 00:24:02,941
‫اینا کلمات اخرش بودن

159
00:24:03,733 --> 00:24:05,110
‫این روستا کجاست؟

160
00:24:15,787 --> 00:24:17,873
‫بیرون دروازه شمالی
‫سامگی‌‌دونگ، نه‌‌سونجه

161
00:24:18,540 --> 00:24:20,041
‫نه‌‌سونجه؟ مطمئنی؟

162
00:24:20,458 --> 00:24:22,419
‫بله، یه اقامتگاه خصوصی...

163
00:24:23,420 --> 00:24:25,297
‫و خانه فعلی خانواده ملکه است

164
00:25:15,555 --> 00:25:17,783
‫بخش فرماندهی سلطنتی

165
00:25:17,807 --> 00:25:19,351
‫در مورد نه‌‌سونجه میدونه

166
00:25:20,769 --> 00:25:24,105
‫باید فورا از مشاوردولتی کمک بگیریم

167
00:25:24,189 --> 00:25:25,857
‫نمیتونیم به پدرم چیزی بگیم

168
00:25:27,984 --> 00:25:29,486
‫باید این رو راز نگه داریم

169
00:25:32,155 --> 00:25:33,740
‫پدرم هیچوقت نباید بفهمه

170
00:25:49,923 --> 00:25:52,008
‫وقتی یه شاهزاده به دنیا آوردم...

171
00:25:54,386 --> 00:25:57,138
‫فرمانده سلطنتی یا هر فرد دیگه‌‌ای

172
00:26:00,141 --> 00:26:02,227
‫نمیتونه من رو به چالش بکشه

173
00:26:19,619 --> 00:26:21,579
‫قبل از اینکه هلال ماه غروب کنه...

174
00:26:22,205 --> 00:26:23,957
‫یه میز مراسم آماده کنید

175
00:26:25,917 --> 00:26:26,960
‫در اون هنگام...

176
00:26:29,129 --> 00:26:32,132
‫الهه زایش
‫به شما یه شاهزاده میده

177
00:26:43,351 --> 00:26:46,938
‫<font color="#۸۰ff۸۰">دیوارهای میونگ‌‌یونگ سه‌‌جه</font>

178
00:27:07,459 --> 00:27:09,544
‫اون زیور یشم طایفه هه‌‌ون‌‌چو رو داشت

179
00:27:09,627 --> 00:27:11,880
‫برای همین اجازه دادیم از دروازه ها رد بشه

180
00:27:12,589 --> 00:27:14,090
‫عمو

181
00:27:14,174 --> 00:27:16,092
‫<font color="#۸۰ff۸۰">چونگسودانگ</font>

182
00:27:19,387 --> 00:27:21,723
‫منم، تنها برادرزاده شما
‫بوم‌‌پال

183
00:27:21,806 --> 00:27:24,851
‫در اولین روز دادرسیم در دونگنه بیماری
‫عجیبی پخش شد

184
00:27:25,018 --> 00:27:26,936
‫به سختی جونم رو برداشتم و به اینجا فرار کردم

185
00:27:27,479 --> 00:27:29,189
‫لطفا، بهم پناه بدید

186
00:27:30,065 --> 00:27:31,107
‫که اینطور

187
00:27:32,025 --> 00:27:34,819
‫من تو رو دادرس دونگنه کردم

188
00:27:35,445 --> 00:27:39,991
‫و با اینحال، به نظر
‫تنها کاری که تا الان کردی...

189
00:27:40,950 --> 00:27:42,869
‫محافظت از جون ناچیزت بوده!

190
00:27:46,122 --> 00:27:48,917
‫عمو، مطمئن نیستم متوجه منظورتون شده باشم

191
00:27:49,000 --> 00:27:51,378
‫من دونگنه رو تحت حفاظت تو گذاشتم

192
00:27:53,505 --> 00:27:55,173
‫دقیقا چه غلطی میکردی؟

193
00:27:55,256 --> 00:27:56,758
‫و ولیعهد...

194
00:27:58,051 --> 00:28:01,805
‫دقیقا جلوی چشمِ تو فرمانده ارتش سلطنتی
‫در دونگنه رو به قتل رسونده

195
00:28:04,516 --> 00:28:07,185
‫صبر کنید، میگید...
‫بوم‌‌ایل مُرده؟

196
00:28:08,812 --> 00:28:10,188
‫من نمیدونستم

197
00:28:10,647 --> 00:28:12,315
‫واقعا میگم، من خبر نداشتم!

198
00:28:13,983 --> 00:28:16,027
‫لطفا حرفم رو باور کنید!

199
00:28:17,737 --> 00:28:18,988
‫باید ممنون باشی...

200
00:28:21,366 --> 00:28:23,660
‫که خون هه‌‌ون‌‌چو در رگهات در جریانه

201
00:28:26,454 --> 00:28:28,456
‫این مرد دادرس دونگنه...

202
00:28:29,457 --> 00:28:31,418
‫و تنها وارث طایفه هه‌‌ون‌‌چوئه

203
00:28:32,836 --> 00:28:34,838
‫نظارت کن که درست باهاش رفتار بشه

204
00:28:38,466 --> 00:28:40,009
‫و اون زنی که پشت سرته چی؟

205
00:28:46,057 --> 00:28:47,225
‫چیزه...

206
00:28:48,101 --> 00:28:50,687
‫پرستاریه که برای طبیب کار میکرده، طبیب
‫لی‌‌سونگ‌‌هی

207
00:28:50,770 --> 00:28:53,022
‫اگه به خاطر اون نبود
‫من الان زنده نبودم

208
00:28:55,525 --> 00:28:57,527
‫طبیب لی‌‌سونگ‌‌هی...

209
00:29:00,655 --> 00:29:02,157
‫همون طبیب است؟

210
00:29:05,785 --> 00:29:07,120
‫بله

211
00:29:08,705 --> 00:29:11,374
‫ببین که اونم اسباب راحتیش فراهم باشه

212
00:29:21,009 --> 00:29:23,636
‫<font color="#۸۰ff۸۰">دژ سانگجو</font>

213
00:30:13,353 --> 00:30:14,979
‫حتی با اینکه اهمیت زیادی به جیره‌‌بندی دادیم...

214
00:30:15,897 --> 00:30:17,774
‫غذا تنها برای پنج روز دیگه دوام میاره

215
00:30:18,733 --> 00:30:20,985
‫،با این همه پناهنده
‫غذا کم میاد

216
00:30:23,404 --> 00:30:27,158
‫بااینحال، هر صبح
‫به همه غذا بده

217
00:30:28,785 --> 00:30:30,078
‫در مورد جیره درست میگی

218
00:30:30,912 --> 00:30:32,956
‫اما مردم نباید گرسنگی بکشن

219
00:30:45,176 --> 00:30:47,178
‫این بیماری همون بیماری نیست که ما میشناختیم

220
00:30:48,513 --> 00:30:50,390
‫سه سال پیش اوضاع اینطوری نبود

221
00:30:51,182 --> 00:30:52,892
‫اونها فقط گوشت انسان رو میخوردن

222
00:30:53,434 --> 00:30:55,270
‫گاز گرفتن منجر به عفونت نمیشد

223
00:30:55,353 --> 00:30:57,522
‫و افراد آلوده در زیر نور خورشید
‫بلند نمیشدن

224
00:31:00,733 --> 00:31:01,860
‫یه چیزی رو داره مخفی میکنه

225
00:31:02,902 --> 00:31:04,946
‫لرد چو هاکجو در مورد این
‫بیماری بیشتر میدونه

226
00:31:05,029 --> 00:31:06,322
‫اون شما رو فریب داده...

227
00:31:07,198 --> 00:31:08,783
‫و همه ما رو، سرورم

228
00:31:14,956 --> 00:31:16,541
‫سعی داری چی بگی؟

229
00:31:19,919 --> 00:31:21,045
‫من حس میکنم...

230
00:31:22,088 --> 00:31:24,048
‫داریم بهای تصمیمی که اون موقع گرفتیم رو پس میدیم

231
00:31:24,507 --> 00:31:25,884
‫این مجازات ماست

232
00:31:30,972 --> 00:31:32,181
‫پشیمانی؟

233
00:31:35,018 --> 00:31:36,102
‫سرورم

234
00:31:39,397 --> 00:31:41,065
‫من اصلا پشیمانی‌‌ای ندارم

235
00:31:41,608 --> 00:31:44,485
‫سه سال پیش، سانگجو...

236
00:31:44,944 --> 00:31:46,487
‫و گیونگسانگ نجات پیدا کردن

237
00:31:47,614 --> 00:31:49,115
‫اگه بهم حق انتخاب داده میشد

238
00:31:49,657 --> 00:31:51,659
‫هیچ چیزی رو عوض نمی‌‌کردم

239
00:31:54,871 --> 00:31:56,122
‫عذرمیخوام

240
00:31:56,998 --> 00:31:59,042
‫یه لحظه جایگاهم رو فراموش کردم

241
00:31:59,626 --> 00:32:02,211
‫من به بقیه ملحق میشم و
‫و از امنیت دژ مطمئن میشم

242
00:32:41,042 --> 00:32:42,126
‫عالیجناب

243
00:33:08,486 --> 00:33:09,737
‫عالیجناب

244
00:33:11,072 --> 00:33:13,074
‫حرف‌‌های لرد آهن هیون رو شنیدم...

245
00:33:14,200 --> 00:33:16,035
‫که داشت به یکی از افرادش
‫حرف‌‌های عجیبی میزد

246
00:33:17,036 --> 00:33:18,329
‫یه طوری حرف میزدن انگار...

247
00:33:18,871 --> 00:33:21,374
‫از قبل چیزهای زیادی در مورد این
‫بیماری میدونن

248
00:33:22,792 --> 00:33:25,712
‫و به نظر لرد چو هاکجو هم درگیر این قضیه بوده

249
00:33:27,880 --> 00:33:28,881
‫عالیجناب

250
00:33:29,424 --> 00:33:31,676
‫به نظرم بهتره از اینجا بریم

251
00:33:32,385 --> 00:33:33,970
‫من همراهیتون میکنم

252
00:33:34,595 --> 00:33:36,097
‫در گذرگاه...

253
00:33:36,848 --> 00:33:39,267
‫و بالای سرشاخه شمالی جاتون امنتره

254
00:33:45,273 --> 00:33:47,900
‫چرا داری این اطلاعات رو به من میدی؟

255
00:33:50,069 --> 00:33:51,069
‫بله؟

256
00:33:58,536 --> 00:34:00,163
‫چو هاکجو بهت دستور داده اینکار رو بکنی؟

257
00:34:01,998 --> 00:34:02,998
‫عالیجناب

258
00:34:04,500 --> 00:34:06,335
‫لرد آهن هیون بهم گفت...

259
00:34:07,128 --> 00:34:09,881
‫که نگهبانان قصر میدونستن
‫من در مسیر اینجا بودم

260
00:34:12,717 --> 00:34:14,177
‫کار تو بوده؟

261
00:34:20,933 --> 00:34:22,018
‫یعنی...

262
00:34:23,811 --> 00:34:25,897
‫داری سعی میکنی بین...

263
00:34:26,773 --> 00:34:28,566
‫لرد آهن و من فاصله بیندازی؟

264
00:34:29,901 --> 00:34:31,110
‫عالیجناب

265
00:34:35,406 --> 00:34:37,366
‫فکر می‌‌کنید نمیتونید بهم اعتماد کنید؟

266
00:34:40,536 --> 00:34:43,372
‫،من همه چیزم رو رها کردم
‫همسر باردارم رو...

267
00:34:44,248 --> 00:34:46,375
‫خانواده‌‌ام رو، تا شما رو دنبال کنم

268
00:34:47,960 --> 00:34:50,463
‫به خاطر شما این همه راه
‫رو تا گیونگسانگ اومدم

269
00:34:53,841 --> 00:34:56,260
‫و با اینحال، هنوزم بهم اعتماد ندارید؟

270
00:35:04,435 --> 00:35:05,812
‫آتش!

271
00:35:07,063 --> 00:35:08,731
‫اونجا آتش گرفته!

272
00:35:09,857 --> 00:35:11,067
‫آتش

273
00:35:12,568 --> 00:35:13,736
‫آتش!

274
00:36:11,502 --> 00:36:12,587
‫غذا

275
00:36:13,212 --> 00:36:15,339
‫تونستید غذایی رو از داخل اونجا نجات بدید؟

276
00:36:15,923 --> 00:36:16,966
‫نه قربان

277
00:36:20,803 --> 00:36:22,847
‫اینجا تحت نظر تو بود! داشتی
‫چیکار میکردی؟

278
00:36:23,431 --> 00:36:25,224
‫چطور تونستی اجازه بدی
‫تحت حفاظت تو این اتفاق بیافته؟

279
00:36:25,308 --> 00:36:26,684
‫نمیدونم قربان

280
00:36:26,767 --> 00:36:28,607
‫یهو، یه انفجار اتفاق افتاد
‫و...

281
00:36:31,314 --> 00:36:33,858
‫میدونی چقدر انبار
‫برامون باارزش بود؟

282
00:36:33,941 --> 00:36:37,069
‫زندگی همه افراد اینجا به غذایی
‫که اون داخل بود بستگی داشت!

283
00:36:37,153 --> 00:36:38,237
‫اشتباه کردم

284
00:36:38,905 --> 00:36:39,947
‫همه‌‌اش تقصیر منه

285
00:36:40,031 --> 00:36:42,116
‫تو باید بمیری!

286
00:36:42,200 --> 00:36:43,360
‫من بودم!

287
00:36:46,537 --> 00:36:47,914
‫من اینکار رو کردم!

288
00:36:55,004 --> 00:36:56,255
‫من اینکار رو کردم!

289
00:36:58,424 --> 00:36:59,926
‫من...

290
00:37:02,094 --> 00:37:03,346
‫من اشتباه کردم

291
00:37:05,681 --> 00:37:07,934
‫نتونستم بذارم بچه‌‌ام به حد مرگ
‫گرسنگی بکشه

292
00:37:08,893 --> 00:37:11,062
‫برای همین سعی کردم یه خورده برنج بردارم

293
00:37:12,188 --> 00:37:14,065
‫نمیدونستم این اتفاق میافته

294
00:37:14,857 --> 00:37:16,192
‫چراغ از دستم افتاد

295
00:37:16,692 --> 00:37:18,361
‫تصادفی انداختمش

296
00:37:22,740 --> 00:37:24,283
‫متاسفم

297
00:37:27,453 --> 00:37:28,453
‫سرورم...

298
00:37:29,538 --> 00:37:31,666
‫من رو بکشید

299
00:37:41,175 --> 00:37:42,468
‫چه اهمیتی داره؟

300
00:37:43,761 --> 00:37:45,096
‫در هر حال ما میمیریم

301
00:37:48,057 --> 00:37:49,976
‫چه از گرسنگی...

302
00:37:52,311 --> 00:37:54,397
‫چه اینکه اون هیولاها ما رو بخورن

303
00:37:56,399 --> 00:37:58,109
‫بالاخره همه‌‌مون میمیریم

304
00:38:15,209 --> 00:38:19,714
‫میونگ‌‌یونگ سه‌‌جه

305
00:38:42,486 --> 00:38:45,197
‫واقعا فکر میکنی میتونی از این برای
‫توقف بیماری استفاده کنی؟

306
00:38:45,906 --> 00:38:49,994
‫،همیشه راهی برای متوقف کردن هر بیماری‌‌ای هست
‫حالا هرچقدرم بیماری شدید باشه مهم نیست

307
00:38:50,077 --> 00:38:51,746
‫و این یکیم مثل بقیه است

308
00:38:52,997 --> 00:38:54,707
‫اگه به خوبی این گیاه رو مطالعه کنم

309
00:38:55,082 --> 00:38:58,210
‫مطمئنم میتونم راهی پیدا کنم
‫که جلوی این بیماری رو بگیرم

310
00:38:58,711 --> 00:39:00,755
‫تا وقتی در میونگ‌‌یونگ سه‌‌جه بمونیم

311
00:39:01,213 --> 00:39:02,798
‫در امانیم

312
00:39:06,552 --> 00:39:09,430
‫هنوز افرادی توی دژ سانگجو زنده‌‌اند

313
00:39:11,891 --> 00:39:13,601
‫باید اون افراد رو نجات بدیم

314
00:39:15,227 --> 00:39:17,313
‫درسته، عالیجناب....

315
00:39:18,898 --> 00:39:20,858
‫اون چیه توی دستت؟

316
00:39:25,196 --> 00:39:26,989
‫بدش اینجا، زود باش!

317
00:39:44,215 --> 00:39:46,092
‫این گیاه رو می‌‌شناسی؟

318
00:39:53,557 --> 00:39:55,309
‫اون مُرده‌‌ها رو زنده میکنه

319
00:39:55,643 --> 00:39:57,228
‫اسمش گیاه احیاست

320
00:39:58,896 --> 00:40:00,272
‫این گیاه پشت...

321
00:40:01,732 --> 00:40:03,359
‫پشتِ این شیوعه

322
00:40:05,152 --> 00:40:07,238
‫و تو از کجا میدونی؟

323
00:40:09,573 --> 00:40:12,535
‫اولش از طریق این پرستار
‫در موردش فهمیدم

324
00:40:15,663 --> 00:40:18,207
‫زود باش ادامه بده
‫بهشون بگو چطور میدونی

325
00:40:23,921 --> 00:40:27,883
‫گیاه احیا برای زنده کردن پادشاه"
‫مُرده استفاده شده

326
00:40:29,218 --> 00:40:31,720
‫"این گیاه علت این بیماریه

327
00:40:33,347 --> 00:40:35,808
‫این حرفیه که لی‌‌سونگ‌‌هی بهت گفته؟

328
00:40:36,517 --> 00:40:38,144
‫منظورتون از این حرف چیه؟

329
00:40:39,270 --> 00:40:40,771
‫منظورتون از "پادشاه مُرده" چیه؟

330
00:40:42,523 --> 00:40:44,483
‫لطفا من رو ببخشید

331
00:40:44,567 --> 00:40:47,254
‫تنها به این دلیل این گیاه
‫رو پیدا کردم، چون در موردش

332
00:40:47,278 --> 00:40:48,946
‫در دفتر بیماران طبیب خونده بودم

333
00:40:49,655 --> 00:40:51,740
‫تو دفتر بیمارانشون رو خوندی؟

334
00:40:53,826 --> 00:40:55,536
‫پس باید اینم بدونی که...

335
00:40:57,455 --> 00:40:59,707
‫چطور مُرده‌‌ها رو میشه زنده کرد؟

336
00:41:07,590 --> 00:41:10,718
‫اگه گیاه احیا رو بخیسانی"
‫و به یه سوزن بزنیش

337
00:41:10,801 --> 00:41:13,345
‫و اون سوزن رو در
‫اعماق فاصله دو ابر فرو کنی

338
00:41:13,804 --> 00:41:16,724
‫در عرض دو ساعت
‫"مُرده زنده میشه

339
00:41:16,807 --> 00:41:18,809
‫این چیزیه که توی دفترشون نوشته بود

340
00:41:26,317 --> 00:41:28,527
‫من این دختر رو هم به هانیانگ میبرم

341
00:41:31,572 --> 00:41:32,865
‫تدارکات رو آماده کنید

342
00:41:32,948 --> 00:41:34,148
‫بله

343
00:41:34,617 --> 00:41:36,952
‫هانیانگ؟ کِی؟ برای چی؟

344
00:41:42,750 --> 00:41:44,585
‫هنوز یه کار ناتمام...

345
00:41:45,544 --> 00:41:47,213
‫هست که باید انجام بدم

346
00:41:48,923 --> 00:41:50,174
‫وقتی انجام شد...

347
00:41:51,592 --> 00:41:54,678
‫به هانیانگ برمیگردم و شاهزاده آینده رو ملاقات میکنم

348
00:42:00,559 --> 00:42:03,687
‫<font color="#۸۰ff۸۰"> سانگجو، اقامتگاه لرد آهن هیون</font>

349
00:42:04,605 --> 00:42:05,605
‫صبر کنید

350
00:42:06,232 --> 00:42:07,858
‫چی گفتید؟

351
00:42:10,319 --> 00:42:11,987
‫من به میونگ‌‌یونگ سه‌‌جه میرم

352
00:42:12,738 --> 00:42:13,781
‫عالیجناب

353
00:42:14,240 --> 00:42:16,116
‫هیولاها همه جا هستن

354
00:42:16,200 --> 00:42:17,993
‫رسیدن به میونگ‌‌یونگ سه‌‌جه غیرممکنه

355
00:42:18,661 --> 00:42:20,412
‫برای نجات مردممون، من باید برم

356
00:42:21,580 --> 00:42:23,374
‫به بهترین افرادتون نیاز دارم

357
00:42:39,265 --> 00:42:41,141
‫عالیجناب من راه رو نشونتون میدم

358
00:42:52,444 --> 00:42:53,445
‫بریم

359
00:45:41,738 --> 00:45:43,157
‫مشعل‌‌هاتون رو خاموش کنید

360
00:46:06,722 --> 00:46:08,950
‫سرشاخه شمالی خیلی به گذرگاه نزدیکه

361
00:46:08,974 --> 00:46:11,643
‫هیولاها از آب میترسن پس اگه ما از رودخانه عبور کنیم

362
00:46:12,394 --> 00:46:14,313
‫باید بتونیم از دستشون فرار کنیم

363
00:46:15,105 --> 00:46:17,167
‫حتی اگه شما از سرشاخه شمالی هم عبور کنی

364
00:46:17,191 --> 00:46:19,359
‫ورود به میونگ‌‌یونگ سه‌‌جه کار راحتی نیست

365
00:46:20,235 --> 00:46:21,915
‫پنج ارتش از دروازه‌‌ها محافظت میکنند

366
00:46:22,404 --> 00:46:24,685
‫به خاطر جنگ از سه سال پیش تعداد سربازان

367
00:46:24,740 --> 00:46:26,492
‫به یک دهم کاهش پیدا کرده

368
00:46:26,575 --> 00:46:29,703
‫تنها در هانیانگ پنج هزار سرباز زبده هست

369
00:46:30,245 --> 00:46:31,872
‫اما حتی برای چو هاکجو هم...

370
00:46:32,498 --> 00:46:34,791
‫سخته که این همه نیرو رو بفرسته

371
00:46:36,043 --> 00:46:37,586
‫حداکثر، تعدادی که میتونه بفرسته...

372
00:46:38,086 --> 00:46:39,671
‫نمیتونه بیشتر از ‏‏۲۵۰۰ نفر باشه

373
00:46:40,214 --> 00:46:42,257
‫بااینحال این هنوزم نصف نیروی در دسترسه

374
00:46:42,382 --> 00:46:45,594
‫افراد زیادی برای نگهبانی از همه
‫دروازه‌‌های گیونگ‌‌سانگ وجود نداره

375
00:46:46,595 --> 00:46:48,347
‫نفرات کم میارند

376
00:46:48,889 --> 00:46:50,015
‫موافقم

377
00:46:51,016 --> 00:46:52,851
‫اگه از همه دروازه‌‌ها نگهبانی بدن

378
00:46:53,060 --> 00:46:55,020
‫دیگه میونگ‌‌یونگ سه‌‌جه بیشتر از

379
00:46:55,729 --> 00:46:57,105
‫پانصد نفر براش نمیمونه

380
00:46:57,356 --> 00:46:58,649
‫ممکن نیست

381
00:46:58,732 --> 00:47:01,693
‫با این تعداد بشه از همه دیوارهای
‫میونگیونگ سه‌‌جه محافظت کرد

382
00:47:01,777 --> 00:47:05,280
‫بخش شمال غربی
‫دروازه اول خیلی بلند ساخته شده

383
00:47:05,364 --> 00:47:07,991
‫عملا، به دفاع کمی نیاز داره

384
00:47:08,075 --> 00:47:10,369
‫تعداد افرادی که اینجا نگهبانی میدن کم اند

385
00:47:10,452 --> 00:47:12,329
‫"قسمت غرب، قسمت جنوب"

386
00:47:12,412 --> 00:47:15,040
‫خب بعد از اینکه وارد میونگ‌‌یونگ سه‌‌جه شدید

387
00:47:15,541 --> 00:47:17,167
‫نقشه‌‌تون چی؟

388
00:47:23,757 --> 00:47:25,092
‫چو هاکجو...

389
00:47:27,427 --> 00:47:29,054
‫با شمشیر من میمیره

390
00:47:29,596 --> 00:47:32,057
‫به خاطر بی‌‌اعتنایی بی‌‌شرمانه‌‌اش به مردم

391
00:47:32,140 --> 00:47:34,268
‫به خاطر تلاش خیانت‌‌آمیزش جهت دزدیدن تاج و تخت

392
00:47:34,893 --> 00:47:37,187
‫چو هاکجو رو مجازات میکنم و جایگاهم رو پس میگیرم

393
00:47:38,647 --> 00:47:42,025
‫من به این بیماری پایان میدم و مردممون رو از گرسنگی نجات میدم

394
00:47:43,068 --> 00:47:44,736
‫و من زنده میمونم...

395
00:47:48,865 --> 00:47:50,701
‫و دنیای جدیدی رو خلق میکنم

396
00:47:50,702 --> 00:48:31,681
‫<font color="#cf۶۰۳۰"><b>...:::ترجمه و زیرنویس:::...</b></font>
‫<font color="#cf۶۰۳۰"><b>....::SaFira-سفیرا...::</b></font>
‫<font color="#cf۶۰۳۰"><b>@opussub</b></font>
