1
00:00:31,865 --> 00:00:33,241
می توانید بوی دود را حس کنید.

2
00:00:35,493 --> 00:00:36,578
سلام بچه ها.

3
00:00:38,121 --> 00:00:42,292
- شب سخت و روز سختی بود. - کاملا. از دیدنت خوشحالم

4
00:00:44,377 --> 00:00:46,337
- فقط... - ویرانگر.

5
00:00:46,421 --> 00:00:49,924
بله، ویرانگر است. این فقط...

6
00:00:51,092 --> 00:00:52,510
اوه، واقعا هیچ کلمه ای نیست.

7
00:01:04,272 --> 00:01:06,608
آتش سوزی که از راه پله شروع شد

8
00:01:06,691 --> 00:01:11,237
باعث آسیب شدید گرما و دود به اتاق معبد در طبقه دوم شد.

9
00:01:14,240 --> 00:01:16,910
حدود ساعت 10:30 دیشب تماس گرفتم.

10
00:01:16,993 --> 00:01:19,245
آنها امروز صبح در حال خاموش کردن نقاط داغ بودند.

11
00:01:19,329 --> 00:01:20,538
اوه وای.

12
00:01:21,790 --> 00:01:24,000
آتش نشانی به سرعت به اینجا رسید.

13
00:01:24,084 --> 00:01:26,628
ما اینجا حدود هفت موتور داشتیم.

14
00:01:26,711 --> 00:01:29,047
- وای بزرگ بود. - بزرگ بود.

15
00:01:29,547 --> 00:01:32,759
رئیس هیئت مدیره انجمن حفاظت از کوچه چین، آریان وینگ،

16
00:01:32,842 --> 00:01:34,677
و همسرش استیو بنیستر،

17
00:01:34,761 --> 00:01:37,097
از واکنش سریع آتش نشانان سپاسگزاریم

18
00:01:37,180 --> 00:01:39,307
و تمرکز آنها بر حفظ اموال است.

19
00:01:39,390 --> 00:01:41,643
با تشکر از بازدید اخیر از ساختمان،

20
00:01:41,726 --> 00:01:44,104
خدمه از نزدیک با طرح آن آشنا بودند

21
00:01:44,187 --> 00:01:46,147
و اشیای قیمتی داخل

22
00:01:46,231 --> 00:01:49,901
استیو پندرگراس، رئیس آتش نشانی هانفورد می گوید خدمه محافظه کار بودند

23
00:01:49,984 --> 00:01:52,946
با استفاده از آب هنگام تلاش برای مهار آتش.

24
00:01:53,446 --> 00:01:55,198
واقعا...خیلی قشنگ بود.

25
00:01:55,281 --> 00:01:59,369
امیدوارم تلاش های مرمتی انجام شود، شاید بتوانیم آن را پس بگیریم.

26
00:02:00,370 --> 00:02:03,832
بارها بوده است که من نتیجه ای را پیش بینی کرده ام

27
00:02:03,915 --> 00:02:05,083
بدون اینکه متوجه بشه

28
00:02:05,166 --> 00:02:09,003
وقتی به یک مسئله پزشکی یا چیزی که باید در نظر داشته باشم اشاره می کنم،

29
00:02:09,087 --> 00:02:09,921
مثل آتش،

30
00:02:10,004 --> 00:02:13,508
من این برداشت‌ها را به اشتراک می‌گذارم زیرا اغلب اعتبار دارند

31
00:02:13,591 --> 00:02:15,051
و در نهایت به روش هایی اتفاق می افتد

32
00:02:15,135 --> 00:02:17,971
که در حال حاضر حواسم به آن نیست.

33
00:02:18,054 --> 00:02:19,054
امیدوارم...

34
00:02:20,181 --> 00:02:21,975
- یک تجسم جدید داشته باشید. - بله

35
00:02:22,058 --> 00:02:23,560
متشکرم.

36
00:03:09,439 --> 00:03:11,733
این خواندن امروز جالب خواهد بود.

37
00:03:11,816 --> 00:03:15,236
- من حدود پنج نفر دارم که می آیند. - وای.

38
00:03:15,320 --> 00:03:18,698
اما چهار نفر از آنها در حال عبور از این جوانتر هستند.

39
00:03:19,324 --> 00:03:20,992
- این یک زن است. - واقعا؟

40
00:03:22,202 --> 00:03:25,163
چیزی در این وجود دارد که در آن احساس می شود

41
00:03:25,663 --> 00:03:28,166
مغز شروع به کار نکردن می کند...

42
00:03:28,249 --> 00:03:29,375
اوه

43
00:03:29,459 --> 00:03:33,922
... برقی و بعد احساس می کنم به نوعی در بیهوشی فرو می روم.

44
00:03:34,005 --> 00:03:35,465
بعد احساس می کنم پاس می کنم.

45
00:03:35,965 --> 00:03:38,009
اما همه چیز خیلی سریع بود.

46
00:03:38,760 --> 00:03:44,307
چیزی در این مورد وجود دارد که به نوعی به نظر می رسد، مانند تصادف عجیب یا عجیب.

47
00:03:46,392 --> 00:03:49,145
- سلام. اوضاع چطوره؟ من تایلر هستم. - سلام.

48
00:03:49,729 --> 00:03:51,856
- من دیلینی هستم. - از آشنایی با شما خوشحالم.

49
00:03:51,940 --> 00:03:55,151
- چطور هستید؟ از آشنایی با شما فوق العاده است. - من آوونلیا هستم. از ملاقات شما خوشبختم.

50
00:03:55,235 --> 00:03:58,196
من در حال حاضر خیلی چیزها را پشت سر گذاشته ام. خیلی متاسفم. من می گفتم...

51
00:03:58,279 --> 00:04:00,657
اوه، خیلی خوشحالم که هر دوی شما را می بینم. اوه...

52
00:04:00,740 --> 00:04:02,742
این عالی است. چه خانه زیبایی

53
00:04:02,825 --> 00:04:04,369
- متشکرم. - این شگفت انگیز است.

54
00:04:04,452 --> 00:04:07,038
من زیاد دارم. صبر کن. متاسف. که هرگز اتفاق نمی افتد!

55
00:04:07,121 --> 00:04:10,208
- قبلا، پیش از این؟ - من باید گلویم را خیلی سریع صاف کنم.

56
00:04:10,291 --> 00:04:12,460
یک ثانیه به من فرصت بده متاسفم، من می خواهم ...

57
00:04:13,586 --> 00:04:16,506
خوبی! اوه، قبلا هرگز اتفاق نیفتاده است.

58
00:04:17,548 --> 00:04:19,384
متاسف. چه مقدمه ناخوشایندی

59
00:04:19,467 --> 00:04:21,094
نه تو خوبی

60
00:04:21,177 --> 00:04:23,513
من نمی توانم صبر کنم تا با شما صحبت کنم. یک ثانیه نگه دارید

61
00:04:23,596 --> 00:04:25,848
-به مقداری آب نیاز داری؟ - همه چی خوبه

62
00:04:27,850 --> 00:04:29,686
- خیلی متاسفم. - اوه خدای من.

63
00:04:30,478 --> 00:04:33,356
من ممکن است یک آب انجام دهم، اگر اشکالی ندارد. اگه بتونم مزاحمتون بشم

64
00:04:33,439 --> 00:04:35,566
-آب تو هست - کامل. متشکرم.

65
00:04:35,650 --> 00:04:36,734
اوه خدای من.

66
00:04:36,818 --> 00:04:38,403
قبلاً چنین اتفاقی نیفتاده است.

67
00:04:39,237 --> 00:04:41,489
من چیزهای زیادی از نظر فیزیکی دارم

68
00:04:41,572 --> 00:04:43,116
وقتی قرار است مطالعه کنم

69
00:04:43,199 --> 00:04:45,201
معمولاً وقتی خواندن شروع می شود،

70
00:04:45,285 --> 00:04:46,995
اما دومی که با تو آشنا شدم

71
00:04:47,078 --> 00:04:48,204
شروع به اتفاق افتادن کرد

72
00:04:48,288 --> 00:04:51,499
بنابراین هنوز هم در حال وقوع است. من یکسری آدم دارم که می آیند.

73
00:04:51,582 --> 00:04:55,003
معمولاً مردم از یکی دو نفر می شنوند. شما باید یک دسته کامل را لمس کنید.

74
00:04:55,086 --> 00:04:56,587
- خب، اوم... - باشه.

75
00:04:56,671 --> 00:05:00,008
قبل از اینکه شروع کنیم، آیا امروز برای من اشیایی آوردی تا به آنها بچسبم؟

76
00:05:00,091 --> 00:05:02,093
- اگر برایتان مهم نیست که آنها را بیرون کنید. - مطمئن.

77
00:05:02,176 --> 00:05:05,763
و ما می توانیم به آن ضربه بزنیم و ببینیم چه چیزی وارد می شود.

78
00:05:05,847 --> 00:05:09,100
- و گیتار همونجا. - عاشقشم. و گیتار. خیلی باحاله

79
00:05:09,183 --> 00:05:10,893
با تشکر از شما با تشکر از شما. باشه.

80
00:05:11,477 --> 00:05:14,731
من می خواهم خط خطی کنم این را نگه دارید. خواهیم دید چه اتفاقی می افتد.

81
00:05:16,733 --> 00:05:17,817
باشه.

82
00:05:19,319 --> 00:05:21,195
باشه. همه خوبن

83
00:05:28,369 --> 00:05:29,537
باشه.

84
00:05:30,997 --> 00:05:31,997
آره

85
00:05:33,916 --> 00:05:36,377
خیلی خوب. پس من دارم ...

86
00:05:36,461 --> 00:05:37,461
هوم...

87
00:05:38,171 --> 00:05:39,172
هوم

88
00:05:40,631 --> 00:05:41,631
باشه.

89
00:05:44,135 --> 00:05:46,888
پنج نفر در حال عبور هستند که رد شده اند.

90
00:05:47,805 --> 00:05:51,059
می توانم بگویم اکثر این افراد مرد هستند.

91
00:05:51,142 --> 00:05:54,270
آنها بسیار محافظ هستند، بسیار پدرانه، از این جور چیزها.

92
00:05:54,354 --> 00:05:57,565
اصولاً این افراد همه با زندگی خود خوب هستند،

93
00:05:57,648 --> 00:06:00,818
و چگونه گذشتند، اما از این کوچک محافظت می کنند...

94
00:06:00,902 --> 00:06:03,696
این گذر جوان تر، راهی است که من آن را توصیف می کنم،

95
00:06:03,780 --> 00:06:05,865
که احساس می کنم خیلی جوان از دنیا رفت.

96
00:06:06,616 --> 00:06:08,826
و تاکید زیادی روی آن وجود دارد.

97
00:06:11,913 --> 00:06:14,874
من سعی می کنم هر فردی را که با آنها برخورد می کند جدا کنم.

98
00:06:17,585 --> 00:06:21,714
آنها از من می خواهند بارها و بارها درباره "بابا، بابا، بابا، بابا" صحبت کنم.

99
00:06:21,798 --> 00:06:23,800
گاهی اوقات، من یک چهره پدری می گیرم.

100
00:06:23,883 --> 00:06:26,719
اما این پدر یک نفر است، به این شکل که این اتفاق می افتد.

101
00:06:26,803 --> 00:06:28,429
- پدرت فوت کرده؟ - آره.

102
00:06:28,513 --> 00:06:31,057
- باشه. باید آن را برجسته کنم. - آره.

103
00:06:31,641 --> 00:06:32,641
باشه.

104
00:06:32,975 --> 00:06:35,395
- داره با پدرش میاد. - آره.

105
00:06:35,478 --> 00:06:37,230
در برخی ظرفیت ها. اونا اینجوری هستن

106
00:06:37,313 --> 00:06:39,315
- در راه این از طریق. - اوه خدای من. آره.

107
00:06:39,399 --> 00:06:43,152
اوم، بعضی از افراد گاهی در زندگی روابط پرفراز و نشیب پدر و پسری دارند.

108
00:06:43,236 --> 00:06:45,530
آنها مانند "نه، ما کره بادام زمینی و ژله هستیم"

109
00:06:45,613 --> 00:06:46,906
زمانی که این اتفاق می افتد

110
00:06:46,989 --> 00:06:50,076
بنابراین باید بدانید که آنها به شدت با هم وارد می شوند.

111
00:06:50,159 --> 00:06:51,799
- مممم - این خیلی مهم است.

112
00:06:52,745 --> 00:06:53,955
یک ثانیه به من فرصت بده

113
00:06:55,373 --> 00:06:56,999
من با این به سینه ام می روم

114
00:06:57,083 --> 00:06:59,627
اما این به اندازه یک حمله قلبی آنی نیست.

115
00:06:59,710 --> 00:07:02,630
ممکن است کسی در ریه ها مایع جمع شده باشد،

116
00:07:02,713 --> 00:07:05,299
مشکل ریه داشتم، احساس می کنم نمی توانم به خوبی نفس بکشم.

117
00:07:05,383 --> 00:07:06,634
آیا آن زنگ ها را به صدا در می آورد؟

118
00:07:06,717 --> 00:07:08,469
احتمالاً پدربزرگ من خواهد بود.

119
00:07:08,553 --> 00:07:10,388
- باشه. - سرطان ریه داشت.

120
00:07:10,471 --> 00:07:11,764
آیا هارولد وجود دارد؟

121
00:07:11,848 --> 00:07:14,559
- اون پدربزرگ منه. - خودشه؟ اوست؟ باشه.

122
00:07:14,642 --> 00:07:17,353
سرد. وقتی این اتفاق می افتد همیشه وحشتناک است.

123
00:07:17,437 --> 00:07:18,354
یکی...

124
00:07:18,438 --> 00:07:21,399
او همیشه کارهایی را برای بهبود سلامتش انجام نمی داد.

125
00:07:21,482 --> 00:07:24,610
حتی زمانی که به او گفتند: "هی، شاید باید سرعتت را کم کنی."

126
00:07:24,694 --> 00:07:27,155
او می گوید: "نه، من کار خودم را انجام می دهم." بنابراین...

127
00:07:27,238 --> 00:07:30,366
- فرقی میکنه؟ آره - خب او سیگاری بود.

128
00:07:30,450 --> 00:07:33,077
فکر می کنم وقتی مشکلات تنفسی داشتم،

129
00:07:33,161 --> 00:07:35,246
این می تواند به دلیل نحوه عبور او به او مربوط شود.

130
00:07:35,329 --> 00:07:37,832
- گوچا - خوب است که این را در نظر داشته باشید.

131
00:07:37,915 --> 00:07:38,916
یکی...

132
00:07:40,001 --> 00:07:41,043
باشه.

133
00:07:41,544 --> 00:07:43,588
پدربزرگت خواهر داره؟

134
00:07:43,671 --> 00:07:44,505
آره.

135
00:07:44,589 --> 00:07:48,009
اشاره ای وجود دارد که کسی را به نام یک سنگ نامگذاری کرده اند یا ...

136
00:07:48,092 --> 00:07:51,345
من نمادشناسی خود را می بینم که معمولاً آن را به سنگ تولد نسبت می دهم.

137
00:07:51,429 --> 00:07:54,432
پس آیا یاقوت، اوپال یا کسی در خانواده داشتید؟

138
00:07:54,515 --> 00:07:56,225
- عمه اوپال. - باشه.

139
00:07:56,309 --> 00:07:58,019
اون خواهر پدربزرگ منه

140
00:07:58,102 --> 00:08:00,646
- گوچا خوب، شگفت انگیز - اوه خدای من.

141
00:08:00,730 --> 00:08:02,732
احساس می کنم باید او را برجسته کنم.

142
00:08:02,815 --> 00:08:05,067
- از او گذشت، درست است؟ باشه. - آره.

143
00:08:09,489 --> 00:08:10,489
باشه.

144
00:08:11,240 --> 00:08:12,950
تنها چیزی که می خواهم به آن اشاره کنم ...

145
00:08:13,034 --> 00:08:14,827
نه، من باید برم پیش این جوانتر.

146
00:08:16,287 --> 00:08:19,916
من قصد دارم در مورد این به روشی که این اتفاق می افتد صحبت کنم. اوم...

147
00:08:21,250 --> 00:08:24,670
این جوانتر بسیار هیجان زده به نظر می رسد، تنها راهی است که می توانم آن را توصیف کنم.

148
00:08:25,379 --> 00:08:28,716
نکته جالب این است که یک مکالمه در اطراف یک نفر وجود دارد

149
00:08:29,300 --> 00:08:30,426
چه کسی گفته است،

150
00:08:32,678 --> 00:08:36,474
«اگر این شخص اینجا بود، گواهینامه رانندگی خود را داشت

151
00:08:36,557 --> 00:08:38,976
یا گواهینامه رانندگی خود را می گیرند."

152
00:08:39,060 --> 00:08:42,396
چون احساسی از مکالمه ای وجود دارد که انجام شده است.

153
00:08:42,480 --> 00:08:44,815
- و من باید بگویم "او." - آره

154
00:08:44,899 --> 00:08:46,651
این احساس یک زن است.

155
00:08:46,734 --> 00:08:48,361
- من احساس می کنم او در این مورد می داند. - آره.

156
00:08:48,444 --> 00:08:50,571
- آیا آن گفتگو انجام شده است؟ - آره.

157
00:08:50,655 --> 00:08:54,492
باشه. بنابراین، او از راه می رسد، و من می خواهم شما بدانید ...

158
00:08:54,575 --> 00:08:55,618
من سرما خورده ام

159
00:08:55,701 --> 00:08:58,829
هر چقدر هم که پیر بود در آن سن گیر نکرد.

160
00:08:58,913 --> 00:09:01,499
- و من می خواهم بدانی که ... - می خواهم ...

161
00:09:01,582 --> 00:09:04,835
- تو همیشه همین را می گفتی. - مهم اینه که بدونی

162
00:09:04,919 --> 00:09:09,382
او این احساس تکامل، رشد حتی به عنوان یک آگاهی را می دهد،

163
00:09:09,465 --> 00:09:10,800
حتی در طرف دیگر

164
00:09:10,883 --> 00:09:14,428
و حس ارتباط بسیار زیاد با خانواده اش.

165
00:09:15,012 --> 00:09:17,807
و او بسیار بسیار فعال به نظر می رسد.

166
00:09:17,890 --> 00:09:21,769
من تقریباً احساس می کنم اگر او نیاز به فعال بودن داشت تا بتواند ...

167
00:09:21,852 --> 00:09:24,355
یه جورایی... وقتی فعال نبود، توجه کن.

168
00:09:24,438 --> 00:09:26,899
این احساس است، "این انرژی را دارم. باید آن را بیرون بیاورم."

169
00:09:26,983 --> 00:09:28,901
او فوتبال بازی می کرد. من مربی تیم او بودم.

170
00:09:28,985 --> 00:09:31,404
- آره - او بهترین بازیکن تیم بود.

171
00:09:31,487 --> 00:09:33,990
او از خیلی از هم تیمی های پسرش پیشی گرفت.

172
00:09:34,073 --> 00:09:36,450
من آن را باور خواهم کرد. بله، انرژی زیادی وجود دارد.

173
00:09:36,534 --> 00:09:38,534
این دختر ما است که شما در مورد آن صحبت می کنید.

174
00:09:38,578 --> 00:09:40,830
- او پنج سال و نیم بود. - گوچا اوه

175
00:09:40,913 --> 00:09:44,083
و او اکنون 15 ساله بود و گواهینامه رانندگی خود را می گرفت.

176
00:09:44,166 --> 00:09:46,085
مرد، مرد، مرد، مرد.

177
00:09:47,336 --> 00:09:51,716
دختر ما کنزلی تخیلی ترین بود.

178
00:09:51,799 --> 00:09:53,843
او هنرمند بزرگی بود.

179
00:09:53,926 --> 00:09:55,428
او عاشق کشیدن نقاشی بود.

180
00:09:55,928 --> 00:09:58,431
او در فوتبال عالی بود. دوست داشت فوتبال بازی کند.

181
00:09:58,514 --> 00:10:01,225
آن را دریافت کنید! آن را دریافت کنید!

182
00:10:02,059 --> 00:10:04,937
آره، کنزلی! هوووو.

183
00:10:05,021 --> 00:10:06,606
او عاشق شنا بود.

184
00:10:06,689 --> 00:10:10,192
ما عاشق رفتن به ساحل بودیم و همیشه یک استخر برای شنا پیدا می‌کردیم.

185
00:10:13,571 --> 00:10:16,157
او از من می خواهد در مورد همه این خواهر و برادرهای دیگر صحبت کنم،

186
00:10:16,240 --> 00:10:19,201
و او این را به شیوه ای بسیار مثبت، بسیار خوشحال می کند.

187
00:10:19,285 --> 00:10:21,829
من احساس می کنم او از طریق خواهر و برادرش به صورت نایب زندگی می کند.

188
00:10:21,912 --> 00:10:24,248
- آره. - نمی توانم مقدار آنها را بگویم.

189
00:10:24,332 --> 00:10:25,791
مقدار خوبی به نظر می رسد.

190
00:10:25,875 --> 00:10:29,170
- حداقل سه، اگر نه بیشتر. - ما سه تا بچه زنده داریم.

191
00:10:29,253 --> 00:10:31,672
- اوه خیلی باحاله خوب، شگفت انگیز - آره

192
00:10:31,756 --> 00:10:35,301
جالب است. در زندگی کوتاهش احساس می کنم علایق زیادی داشت.

193
00:10:35,384 --> 00:10:37,011
من از منظر او احساس می کنم

194
00:10:37,094 --> 00:10:39,013
- او زندگی خوبی داشت. - او انجام داد.

195
00:10:39,096 --> 00:10:42,266
وقتی از راه می رسد، و او آن را به والدینش نسبت می دهد.

196
00:10:42,350 --> 00:10:43,726
این بزرگترین چیز است،

197
00:10:43,809 --> 00:10:47,438
او می‌گوید تصدیق می‌کند که آرزو دارد زمان بیشتری داشته باشد.

198
00:10:47,521 --> 00:10:50,107
اما شما زمانی را که او داشت شگفت انگیز کردید.

199
00:10:50,191 --> 00:10:51,191
- باشه؟ - آره

200
00:10:51,233 --> 00:10:54,278
او احساس می کند، حتی چگونه پس از آن به یاد می آورد،

201
00:10:54,362 --> 00:10:56,864
او می گوید، "این خیلی بزرگتر از یک زندگی است."

202
00:10:56,947 --> 00:10:59,533
و فقط سپاسگزاری زیادی در اطراف آن وجود دارد.

203
00:11:00,076 --> 00:11:02,078
- تو خوبی؟ تو ساکتی - همه چیز خوبه.

204
00:11:02,161 --> 00:11:05,289
مشکلی نیست. پردازش زیاد است و من... جای نگرانی نیست.

205
00:11:09,085 --> 00:11:11,712
بنابراین او از من می خواهد در مورد وضعیت او صحبت کنم

206
00:11:11,796 --> 00:11:13,297
که ممکن است منجر به درگذشت او شده باشد.

207
00:11:13,381 --> 00:11:16,592
چیزهایی وجود دارد که باید به آنها ضربه بزنیم، زیرا بسیار پیچیده است،

208
00:11:16,676 --> 00:11:19,804
تنها راهی است که می توانم آن را توصیف کنم. خیلی عجیب تر است

209
00:11:19,887 --> 00:11:21,847
از سرطان ریه یا نارسایی کبد.

210
00:11:21,931 --> 00:11:23,015
اینجا چیزهایی هست

211
00:11:25,601 --> 00:11:28,437
او این حس اولیه را به من می دهد.

212
00:11:28,521 --> 00:11:31,565
درست؟ بنابراین من اساساً یک خط مستقیم را می بینم.

213
00:11:31,649 --> 00:11:33,192
سپس او خط را علامت گذاری می کند.

214
00:11:33,275 --> 00:11:36,320
هر بار که آنها این کار را انجام می دهند، نشان می دهد که چیزی شروع شده است.

215
00:11:36,404 --> 00:11:37,404
اتفاقی افتاد

216
00:11:38,197 --> 00:11:41,033
که باعث شروع یک سری اتفاقاتی شد که منجر به مرگ شد.

217
00:11:41,826 --> 00:11:45,705
او نمی گوید که او از حادثه اولیه عبور کرده است.

218
00:11:46,372 --> 00:11:48,332
کمی بعد اتفاقی افتاد

219
00:11:48,416 --> 00:11:50,167
احتمالاً مربوط به آن حادثه است.

220
00:11:50,251 --> 00:11:51,669
سپس از آن گذشت،

221
00:11:51,752 --> 00:11:53,838
اگر من این را درست تشخیص دهم

222
00:11:54,505 --> 00:11:58,509
احساساتی وجود دارد که او می خواهد مردم در مورد احساس گناه دست از آنها بردارند

223
00:11:58,592 --> 00:12:02,346
در مورد این حادثه اولیه که اتفاق افتاد

224
00:12:03,139 --> 00:12:06,517
اگر کسی احساس می کند، "ما باید آنجا می بودیم تا مطمئن شویم

225
00:12:06,600 --> 00:12:10,020
این حادثه اتفاق نیفتاد این مصدومیت اتفاق نیفتاد.»

226
00:12:10,104 --> 00:12:13,566
من نمی دانم این دقیقا چیست، اما این احساس وجود دارد،

227
00:12:13,649 --> 00:12:16,485
"چرا من نمی توانستم آنجا باشم تا جلوی این اتفاق را بگیرم؟"

228
00:12:16,569 --> 00:12:18,988
اما هیچ راهی وجود ندارد که کسی آن را بداند

229
00:12:19,071 --> 00:12:21,157
که یک رویداد منجر به درگذشت.

230
00:12:22,366 --> 00:12:26,996
- پس این یک جور چیز عجیبی است. - تو اتاقش باربی بازی می کردیم.

231
00:12:27,079 --> 00:12:29,999
- آره؟ - و او رفت تا برود چیزی بیاورد.

232
00:12:30,082 --> 00:12:33,502
و بعد که برگشت، دوید و افتاد.

233
00:12:33,586 --> 00:12:36,464
- و دستش شکست. - گوچا گوچا گوچا

234
00:12:36,547 --> 00:12:39,300
- اینجوری که میاد... - تو گناه نداری، نه؟

235
00:12:39,383 --> 00:12:40,217
هوم...

236
00:12:40,301 --> 00:12:43,053
یعنی همیشه یه مقدار دارم.

237
00:12:43,137 --> 00:12:45,139
من هرگز آن را نمی دانستم.

238
00:12:45,222 --> 00:12:46,140
آره

239
00:12:47,224 --> 00:12:49,059
و او می خواهد که آن را رها کند.

240
00:12:49,143 --> 00:12:51,937
او این حس را به من می دهد که هیچ کس نمی توانست بداند

241
00:12:52,021 --> 00:12:54,774
چه چیزی در دراز مدت منجر به آن می شود.

242
00:12:54,857 --> 00:12:57,234
هنگام ارسال پیام هیچ حادثه ای رخ نمی دهد.

243
00:12:57,318 --> 00:12:59,320
فکر می کنم قرار است امروز آن را بشنوی.

244
00:12:59,403 --> 00:13:01,906
هیچ کاری وجود ندارد که بتوانید متفاوت انجام دهید.

245
00:13:02,990 --> 00:13:05,117
- گاهی اوقات ما چنین احساسی داریم، درست است؟ - مممم

246
00:13:05,743 --> 00:13:07,828
من فکر می کنم شما به زیبایی با این موضوع برخورد کرده اید، بنابراین ...

247
00:13:08,454 --> 00:13:09,955
آره همه چیز خوبه.

248
00:13:11,457 --> 00:13:12,457
مشکلی نیست.

249
00:13:17,379 --> 00:13:18,379
باشه.

250
00:13:21,592 --> 00:13:25,679
او اساساً دارد بعد از آن رویداد بزرگ می شود.

251
00:13:26,847 --> 00:13:28,808
همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد.

252
00:13:28,891 --> 00:13:31,894
- مممم - خب، اینجا چیز سنگینی است.

253
00:13:32,394 --> 00:13:35,397
او نمی‌خواهد من بیش از حد وارد آن شوم، که من از آن قدردانی می‌کنم.

254
00:13:35,481 --> 00:13:38,275
او می خواهد که شاد و مثبت و سرگرم کننده باشد.

255
00:13:38,359 --> 00:13:39,860
اما چیزی که جمع می کنم این است که

256
00:13:39,944 --> 00:13:42,321
بعد از این حادثه اولیه اتفاقی افتاد

257
00:13:42,404 --> 00:13:43,531
که منجر به در گذشت او شد

258
00:13:44,824 --> 00:13:46,575
او این حس را به من می دهد ...

259
00:13:47,076 --> 00:13:47,952
هوم...

260
00:13:48,035 --> 00:13:51,413
من می خواهم بدانم که او در لحظه ای که گذشت، دردی نداشت.

261
00:13:51,997 --> 00:13:54,291
این در روشی که این موضوع به آن اشاره می‌شود، واضح است.

262
00:13:55,292 --> 00:13:57,962
او این حس را به من می دهد که فقط می خوابم،

263
00:13:58,045 --> 00:13:59,630
تنها راه برای توصیف آن است.

264
00:14:00,673 --> 00:14:02,591
من می دانم که چیزی اشتباه است،

265
00:14:02,675 --> 00:14:05,553
و من می دانم که نمی توانم از این وضعیت خارج شوم،

266
00:14:05,636 --> 00:14:07,304
اما بعد احساس می کنم که می روم بخوابم.

267
00:14:08,055 --> 00:14:10,683
و بعد در این خواب، احساس می کنم که هستم

268
00:14:11,350 --> 00:14:13,060
انتقال، عبور

269
00:14:13,143 --> 00:14:15,646
و خیلی آرام بود، وقتی این اتفاق افتاد.

270
00:14:15,729 --> 00:14:20,317
در هر صورت، من فکر می کنم مردم ممکن است پشیمان شوند که چگونه آن دوره را اداره کردند

271
00:14:20,401 --> 00:14:22,111
قبل از او، شاید؟

272
00:14:27,408 --> 00:14:29,076
- بعد... - آره.

273
00:14:29,159 --> 00:14:31,078
بعد از شکستن دستش، این ...

274
00:14:31,161 --> 00:14:32,621
ممکن است گناه به نوعی ...

275
00:14:32,705 --> 00:14:34,582
من کمی احساس گناه دارم زیرا

276
00:14:34,665 --> 00:14:40,546
ما او را به کلینیکی بردیم که در آن استخوان‌های شکسته تخصص داشتند. اوم...

277
00:14:40,629 --> 00:14:41,505
آره

278
00:14:41,589 --> 00:14:45,968
میدونی خیلی وقتا حس میکنم اگه میبردیمش بیمارستان...

279
00:14:46,051 --> 00:14:48,345
- مطمئن. - ... او هنوز با ما خواهد بود.

280
00:14:48,429 --> 00:14:49,805
اما در هر صورت،

281
00:14:49,889 --> 00:14:51,599
ما او را به این مکان بردیم،

282
00:14:51,682 --> 00:14:56,312
و در حال گذاشتن استخوان شکسته اش در بازویش...

283
00:14:56,395 --> 00:15:01,066
- آره - ... به او لیدوکائین تزریق کردند و ...

284
00:15:01,567 --> 00:15:02,985
که در حالت عادی خوب است،

285
00:15:03,068 --> 00:15:04,778
اما آنها به او دادند

286
00:15:04,862 --> 00:15:08,949
بیش از دوز بزرگسالان آنها او را با لیدوکائین بیش از حد مصرف کردند.

287
00:15:09,825 --> 00:15:12,244
و من در این زمان تنها کسی بودم که در اتاق بودم.

288
00:15:12,328 --> 00:15:13,954
از بازوی او عکسبرداری می کردند.

289
00:15:14,038 --> 00:15:19,585
و... به من نگاه کرد و گفت:

290
00:15:19,668 --> 00:15:21,170
"بابا من خوابم میاد"

291
00:15:22,463 --> 00:15:25,299
فکر می کنم این آخرین چیزی بود که به او گفتم.

292
00:15:25,382 --> 00:15:27,509
این است: "اشکالی ندارد. می توانید بخوابید."

293
00:15:27,593 --> 00:15:29,762
آره، آره، آره

294
00:15:30,971 --> 00:15:32,973
خیلی متاسفم.

295
00:15:38,270 --> 00:15:40,230
خیلی متاسفم که هر دوی شما مجبور شدید ...

296
00:15:40,272 --> 00:15:41,899
همه شما باید از آن عبور می کردید.

297
00:15:42,942 --> 00:15:44,109
همین... اوه...

298
00:15:44,944 --> 00:15:46,111
بیچاره بچه

299
00:15:50,157 --> 00:15:52,201
آیا لوک در خانواده وجود دارد؟

300
00:15:54,578 --> 00:15:56,622
اون ماست... اون برادرزاده ماست.

301
00:15:56,705 --> 00:16:00,626
- آره آره - او و کنزلی خیلی صمیمی بودند.

302
00:16:00,709 --> 00:16:02,211
آنها چهار روز اختلاف داشتند.

303
00:16:02,294 --> 00:16:05,255
بله، چون برای او مهم است که او را بزرگ کنم.

304
00:16:05,339 --> 00:16:07,967
و او عشق زیادی را در اطراف او قرار می دهد.

305
00:16:08,050 --> 00:16:10,594
و احساس می کنم او را با خود حمل می کند.

306
00:16:10,678 --> 00:16:12,137
جالب است. من فقط...

307
00:16:12,221 --> 00:16:14,974
-هنوز میتونی ببینیش فقط... - آره.

308
00:16:15,057 --> 00:16:19,269
- فکر نمی‌کنم بعد از آن او دیگر مثل قبل باشد. - نه. حتی در پنج و نیم.

309
00:16:19,353 --> 00:16:21,772
اما او می خواهد او را امروز بزرگ کند

310
00:16:21,855 --> 00:16:24,274
به عنوان مهم بودن برای او

311
00:16:24,358 --> 00:16:27,736
امیدوارم راهی وجود داشته باشد که بتوانید آن را به او منتقل کنید، اگر او به آن باز باشد.

312
00:16:27,820 --> 00:16:30,823
چون اون عشق او تمام تلاش خود را کرد تا از او یاد کند.

313
00:16:30,906 --> 00:16:33,033
- پس خیلی بزرگ است. - اوه!

314
00:16:34,201 --> 00:16:35,201
خیلی خوب.

315
00:16:38,288 --> 00:16:39,873
او می آید و این عجیب است.

316
00:16:39,957 --> 00:16:43,335
او تمام این نماد شناسی، مانند یک پرنده کوچک را به من نشان می دهد.

317
00:16:43,919 --> 00:16:45,879
او چیزهای پرنده کوچک زیادی را به من نشان می دهد.

318
00:16:45,963 --> 00:16:48,966
- باید به این مهم اشاره کنم. - خیلی مهمه

319
00:16:49,049 --> 00:16:51,010
او عاشق پرندگان بود.

320
00:16:51,093 --> 00:16:53,095
او آنها را در ساحل تعقیب می کرد.

321
00:16:53,178 --> 00:16:57,433
او می خواست... هر جا پرنده ای بود، او... و می دانم که این چیز غیرعادی نیست.

322
00:16:57,516 --> 00:17:00,185
- اما او عاشق پرندگان بود. - آره آره

323
00:17:00,269 --> 00:17:02,563
شگفت انگیز است که ما حضور او را در اینجا احساس می کنیم.

324
00:17:02,646 --> 00:17:05,482
با اینکه از خانه ای که او زندگی می کرد نقل مکان کردیم.

325
00:17:05,566 --> 00:17:07,127
- او با ما زندگی می کند. - کاملا.

326
00:17:07,151 --> 00:17:10,529
- و پرندگان به پنجره های ما ضربه می زنند. - اوه بله.

327
00:17:11,321 --> 00:17:13,532
آنها همه جا هستند. همه جا لانه است

328
00:17:13,615 --> 00:17:14,615
زندگی جدید.

329
00:17:14,658 --> 00:17:16,952
منظورم این است که دیوانه است.

330
00:17:17,036 --> 00:17:18,287
من آن را دوست دارم.

331
00:17:18,370 --> 00:17:20,289
آن یادآوری های کوچک آن ها را دوست دارند.

332
00:17:20,372 --> 00:17:22,875
از آنچه که از انجام هزاران مطالعه آموخته ام،

333
00:17:22,958 --> 00:17:24,710
چیزهای کوچک واقعا چیزهای بزرگی هستند.

334
00:17:24,793 --> 00:17:27,588
- آره - این یک غذای بزرگ است.

335
00:17:28,255 --> 00:17:29,965
این خیلی عشق داره

336
00:17:30,049 --> 00:17:31,633
و من می خواهم امروز بدانی،

337
00:17:31,717 --> 00:17:34,928
این ارتباط با دخترت با رفتن من تمام نمی شود.

338
00:17:35,012 --> 00:17:37,598
- آره - او در قلب و روح شماست.

339
00:17:37,681 --> 00:17:39,641
و شما می توانید با صدای بلند با او صحبت کنید،

340
00:17:39,725 --> 00:17:43,604
و می توانید او را از طریق تجربیات و خاطرات جدید با خود حمل کنید.

341
00:17:43,687 --> 00:17:47,274
او از راه می رسد، احساس می کند خیلی بزرگتر از زمانی که درگذشت.

342
00:17:47,357 --> 00:17:50,611
و زیبایی آن این است که من معتقدم همه ما روزی دوباره متحد می شویم.

343
00:17:50,694 --> 00:17:52,154
ما دوباره این افراد را می بینیم.

344
00:17:52,237 --> 00:17:54,656
- این روح ها، این مردم. - مممم

345
00:17:54,740 --> 00:17:56,909
و آنها منتظر ما هستند، بنابراین.

346
00:17:56,992 --> 00:17:59,203
آنها همچنین ما را به داشتن یک زندگی کامل تشویق می کنند،

347
00:17:59,286 --> 00:18:01,497
تا با زمانی که در اختیار داریم، کاری را که می توانیم انجام دهیم.

348
00:18:01,580 --> 00:18:06,251
و گاهی اوقات، می دانید، مرگ، به ما یادآوری می کند که زندگی چقدر با ارزش و ارزشمند است.

349
00:18:06,335 --> 00:18:08,587
و چقدر سریع می توان آن را گرفت،

350
00:18:08,670 --> 00:18:11,215
اما همه شما به روشی زیبا با این موضوع برخورد کرده اید.

351
00:18:11,298 --> 00:18:14,885
نمی توانم تصور کنم چقدر سخت بوده است. شما برای بچه های دیگرتان قوی بوده اید.

352
00:18:14,968 --> 00:18:16,720
به طرز زیبایی به او احترام گذاشتی

353
00:18:16,804 --> 00:18:18,680
- این هرگز متوقف نمی شود. - آره

354
00:18:18,764 --> 00:18:22,017
او از طریق هر چیز به یاد ماندنی اینجا خواهد بود.

355
00:18:22,101 --> 00:18:24,561
- هر فارغ التحصیلی، هر عروسی. - آره

356
00:18:24,645 --> 00:18:27,981
و تا زمانی که پیر شدی و روزی دوباره همدیگر را ملاقات خواهی کرد.

357
00:18:28,607 --> 00:18:31,318
همه ما در زندگی فقط به سمت خانه می رویم.

358
00:18:31,401 --> 00:18:34,571
- ممنون که اجازه دادی امروز وصل بشم. - خیلی ممنونم.

359
00:18:34,655 --> 00:18:35,656
متشکرم.

360
00:18:35,739 --> 00:18:37,116
- این شگفت انگیز بود. - متشکرم.

361
00:18:38,700 --> 00:18:40,953
-میشه یه چیزی بهت نشون بدم؟ - من آن را دوست دارم.

362
00:18:41,036 --> 00:18:43,038
- باشه. اوه بله؟ -باید ساکت باشیم.

363
00:18:43,122 --> 00:18:44,665
- اینجا یک لانه است. - اوه

364
00:18:44,748 --> 00:18:46,125
کبوتر عزادار است.

365
00:18:46,208 --> 00:18:49,545
خیلی ها نمی دانند، اما «عزاداری» مثل «صبح بخیر» نیست.

366
00:18:49,628 --> 00:18:51,296
- مثل مرگ "عزا" است. - اندوه

367
00:18:51,380 --> 00:18:54,299
همین جاست، و آنها حتی اهمیتی هم نمی دهند.

368
00:18:54,383 --> 00:18:56,969
ما فقط همانجا خواهیم ایستاد. دو سال متوالی.

369
00:18:57,052 --> 00:18:59,388
- آره آره - منظورم این است که نشانه است.

370
00:18:59,471 --> 00:19:01,932
خب بازم ممنون این بسیار شگفت انگیز بوده است.

371
00:19:02,015 --> 00:19:04,268
- میدانم. خدا حافظ. - یک خوب. خدا حافظ.

372
00:19:04,351 --> 00:19:06,603
احساس آرامش زیادی دارم،

373
00:19:06,687 --> 00:19:09,022
مخصوصاً با دانستن اینکه او با پدرم است.

374
00:19:09,106 --> 00:19:10,440
پدرت داره محافظت میکنه

375
00:19:10,524 --> 00:19:12,985
- من عاشق آمدن همه آنها با هم بودم. - آره

376
00:19:13,068 --> 00:19:15,070
- مثل یک خانواده بزرگ. - آره

377
00:19:15,154 --> 00:19:17,489
بله، پس من فقط می دانم که کنزلی خوب است.

378
00:19:17,573 --> 00:19:19,533
او شنیده است که ما در مورد آن صحبت می کنیم، انگار او اینجاست،

379
00:19:19,616 --> 00:19:23,412
و ما برایش مجوز می گرفتیم. این را بارها گفته ایم.

380
00:19:23,495 --> 00:19:24,997
باورم نمیشه که اینو گفت

381
00:19:39,511 --> 00:19:43,515
48 ساعت تا پخش زنده مانده ایم.

382
00:19:44,224 --> 00:19:48,353
و من می دانم که شما در تمام طول روز می گویید که چیزهایی از راه رسیده است.

383
00:19:48,437 --> 00:19:50,147
آره، واقعاً طاقت فرسا بوده است.

384
00:19:56,904 --> 00:20:00,032
شما قبلاً دیدی داشتید که خیلی به شما ضربه زد. دوست دارید...

385
00:20:00,115 --> 00:20:03,702
قفسه سینه ای مانند جناغ سینه بیرون زد.

386
00:20:03,785 --> 00:20:04,995
سر و صدا کرد

387
00:20:05,078 --> 00:20:08,707
آنها فقط، مانند، صاعقه های کوچک هستند.

388
00:20:08,790 --> 00:20:13,128
آره من می خواهم شما را تشویق کنم، اما خودت را کنار بگذار و مراقب باش.

389
00:20:13,212 --> 00:20:14,087
- چون تو... - آره.

390
00:20:14,171 --> 00:20:16,840
این اولین نمایش شما پس از فروپاشی ریه است.

391
00:20:16,924 --> 00:20:20,135
- دفعه قبل نزدیک بود بمیری. - خیلی دلم براش تنگ شده.

392
00:20:20,219 --> 00:20:21,929
- واقعا نزدیک بود بمیری. - میدانم.

393
00:20:23,597 --> 00:20:26,558
در اوایل سال 2020، قرار بود یکی از برنامه های زنده ام را اجرا کنم.

394
00:20:27,142 --> 00:20:29,895
قبل از این رویداد، من در رختخواب دراز کشیده بودم و از نظر ذهنی آماده می شدم

395
00:20:29,978 --> 00:20:32,272
برای تمام کارهایی که می خواستم روی صحنه انجام دهم،

396
00:20:32,356 --> 00:20:34,399
که ناگهان احساس درد قفسه سینه کردم.

397
00:20:34,900 --> 00:20:36,777
بنابراین به هدر و مامانم زنگ زدم.

398
00:20:36,860 --> 00:20:38,487
باید برم بیمارستان

399
00:20:38,570 --> 00:20:41,031
وقتی به آنجا رسیدم تشخیص داده شد که ریه ام از بین رفته است.

400
00:20:41,114 --> 00:20:44,451
این ریه کاملاً از بین رفته بود و روی قلبم قرار داشت.

401
00:20:44,534 --> 00:20:46,995
و در عرض چند لحظه به مداخله پزشکی نیاز داشتم،

402
00:20:47,079 --> 00:20:48,330
وگرنه میمردم

403
00:20:48,830 --> 00:20:50,916
ماه ها در بیمارستان برای نقاهت گذراندم

404
00:20:50,999 --> 00:20:53,293
و جبران این تجربه آسیب زا.

405
00:20:54,086 --> 00:20:57,422
منظورم این است که برای من ترسناک بود که ببینم شما از آن عبور می کنید.

406
00:20:57,923 --> 00:21:00,550
- من نمی توانم تصور کنم که برای شما چگونه بود. - آره

407
00:21:00,634 --> 00:21:04,554
قیمت و هزینه دارد. امیدوارم واقعا عمر طولانی داشته باشم.

408
00:21:04,638 --> 00:21:07,724
من احساس پیری می کنم، اما موضوع همین است. مانند، در داخل.

409
00:21:07,808 --> 00:21:09,851
و خواندن به من احساس پیری می دهد.

410
00:21:10,352 --> 00:21:13,981
و به همین دلیل من یک جورهایی شبیه هستم، نمی توانم خودم را شبیه به او تصور کنم...

411
00:21:15,232 --> 00:21:19,069
هفتاد ساله چون خیلی خسته ام

412
00:21:19,152 --> 00:21:20,195
کیسه های زیر چشمم،

413
00:21:20,279 --> 00:21:23,156
آنها بر اثر تصادف به آنجا نرسیدند. من با این بچه ها به دنیا آمدم.

414
00:21:23,240 --> 00:21:27,327
- آنها از یک نقطه اوج رویا هستند ... - آره.

415
00:21:27,411 --> 00:21:32,124
تجارب اثیری و دیدن چیزهایی که نمی توانید آن ها را نادیده بگیرید.

416
00:21:32,207 --> 00:21:34,501
من احساس می کنم که در یک سطح یک فرد پیر می شود.

417
00:21:35,085 --> 00:21:37,587
من به تهیه کنندگان و خانواده ام اطمینان داده ام که احساس اعتماد به نفس دارم

418
00:21:37,671 --> 00:21:39,506
دوباره روی صحنه برای خواندن.

419
00:21:39,589 --> 00:21:43,510
اما هیچ تضمینی وجود ندارد که چگونه بر سلامت جسمی من تأثیر بگذارد.

420
00:21:44,845 --> 00:21:47,556
- بنابراین. - این منو ناراحت میکنه

421
00:21:47,639 --> 00:21:48,640
اوه غصه نخور

422
00:21:49,349 --> 00:21:51,393
نمیدونم بدون تو چیکار میکردم پس...

423
00:21:51,476 --> 00:21:53,103
من قصد ندارم جایی بروم

424
00:21:53,687 --> 00:21:56,940
نکته این است که ما فقط چیزی در مورد آن نمی فهمیم، واقعا،

425
00:21:57,024 --> 00:22:00,277
پس چه کسی می داند چگونه بر بدن من تأثیر می گذارد.

426
00:22:16,626 --> 00:22:18,295
این همه یکسان به نظر می رسد.

427
00:22:18,378 --> 00:22:20,130
آن روز آبی بود.

428
00:22:20,213 --> 00:22:22,382
بیشتر کلاس ها آنجا بودند.

429
00:22:22,466 --> 00:22:23,925
این سمت سالن بود...

430
00:22:24,009 --> 00:22:25,344
- کتابخانه. - یه خانم هست.

431
00:22:25,427 --> 00:22:28,096
روز اول مدرسه، مامانم یادم رفت منو ببره.

432
00:22:28,180 --> 00:22:30,265
- پس من اونجا موندم. - چطور فراموش کرد؟

433
00:22:30,349 --> 00:22:32,309
من نمی دانم. من هنوز آن را علیه او نگه می دارم.

434
00:22:32,392 --> 00:22:35,437
- من تک فرزند بودم. به دلایلی... - او خیلی اتفاق افتاده بود.

435
00:22:35,520 --> 00:22:37,230
اتفاق می افتد.

436
00:22:37,314 --> 00:22:40,692
بازگشت به مدرسه ابتدایی واقعاً از این نظر سورئال است

437
00:22:40,776 --> 00:22:44,363
که اینجا جایی است که در زندگی احساس عادی می کردم.

438
00:22:46,740 --> 00:22:50,369
این جایی بود که قبل از اینکه زندگیم برای همیشه تغییر کند در آن بودم.

439
00:22:51,328 --> 00:22:54,081
غرق شدن از برداشت ها و رویاها

440
00:22:54,164 --> 00:22:56,416
و بحث در مورد افرادی که گذشت.

441
00:22:56,500 --> 00:23:00,128
- سلام! چطوری خانم ویزگربر؟ - چطور هستید؟

442
00:23:00,212 --> 00:23:01,880
از دیدنت خوشحالم

443
00:23:01,963 --> 00:23:06,718
وقتی تایلر شروع به آمدن به اینجا به ابتدایی پایونیر کرد، من کتابدار بودم.

444
00:23:06,802 --> 00:23:08,553
و تایلر فردی برجسته بود.

445
00:23:10,263 --> 00:23:12,724
او فقط شادی را ساطع کرد.

446
00:23:13,225 --> 00:23:16,561
تایلر فقط این توانایی را داشت که به شما احساس خوبی بدهد.

447
00:23:16,645 --> 00:23:18,480
آخرین باری که دیدیش قدش چند بود؟

448
00:23:18,563 --> 00:23:21,108
- اون بود... - اوه، احتمالا همینطور.

449
00:23:21,191 --> 00:23:22,109
آره

450
00:23:22,192 --> 00:23:25,320
تو حدود ده به تواناییت رسیدی.

451
00:23:25,404 --> 00:23:27,239
من شروع به قدم گذاشتن در آن کردم.

452
00:23:27,322 --> 00:23:29,741
آیا می دانستید که او آن هدیه را داشت؟ وقتی تو بودی...

453
00:23:29,825 --> 00:23:31,910
- نه - اولش ساکت بودم.

454
00:23:31,993 --> 00:23:33,829
من متوجه نشدم چه اتفاقی می افتد.

455
00:23:33,912 --> 00:23:36,832
لحظات عجیب و غریبی داشتم که از مردم برداشت می کردم

456
00:23:36,915 --> 00:23:37,791
حتی قبل از ده

457
00:23:37,874 --> 00:23:41,128
اما من آن را به یک توانایی نسبت ندادم، بیشتر شبیه یک شهود.

458
00:23:41,211 --> 00:23:43,422
وقتی من آنجا بودم، حداقل در ابتدا،

459
00:23:43,505 --> 00:23:45,757
جایی بود که من در آن بچه بودم، مثل هر جای دیگری.

460
00:23:45,841 --> 00:23:47,342
با من مثل بقیه رفتار شد.

461
00:23:47,426 --> 00:23:49,511
به طور همزمان، آنجاست که ...

462
00:23:50,887 --> 00:23:52,472
همه چیز شروع به پیچیده شدن کرد

463
00:23:53,640 --> 00:23:56,852
مادربزرگم وقتی کلاس چهارم بودم فوت کرد.

464
00:23:56,935 --> 00:24:00,856
تا کلاس پنجم، من واقعاً از نظر عاطفی در وضعیت سختی قرار داشتم

465
00:24:00,939 --> 00:24:02,607
به خاطر همین لحظات همیشگی

466
00:24:02,691 --> 00:24:06,486
از آگاهی که گیج کننده و طاقت فرسا بود.

467
00:24:06,570 --> 00:24:09,448
در ده سالگی، هویت خود را نمی دانی یا کیستی،

468
00:24:09,531 --> 00:24:12,868
چه رسد به این قلمرو دیگر وجود.

469
00:24:15,495 --> 00:24:17,255
سعی می کنم خاطراتی را در اینجا تداعی کنم.

470
00:24:17,289 --> 00:24:18,331
آیا دارید؟

471
00:24:18,415 --> 00:24:20,208
این را کاملاً به یاد دارم.

472
00:24:20,292 --> 00:24:23,670
فکر می‌کنم اینجا جایی بود که در گذشته توانستم بچه باشم.

473
00:24:23,753 --> 00:24:24,963
- بنابراین. - آره

474
00:24:25,046 --> 00:24:28,175
این یک سفر شگفت انگیز بوده است. مخصوصا برای اینکه برگردی

475
00:24:30,343 --> 00:24:33,305
همانطور که در مدرسه قدم می زنم، خاطرات را به یاد می آورم

476
00:24:33,388 --> 00:24:35,140
و همه چیزهایی که برمی گرداند،

477
00:24:35,223 --> 00:24:39,019
اما من حواس‌ام را از برداشت‌هایی که در پس ذهنم می‌گذرد، پرت می‌کنم.

478
00:24:39,728 --> 00:24:41,146
امروز برای صحبت هیجان زده هستم.

479
00:24:41,229 --> 00:24:45,066
می دانم که این یک تجربه سورئال است، نشستن در مقابل کتابدار سابقم.

480
00:24:45,150 --> 00:24:47,360
- میدانم! - من هیجان زده ام. من دفترچه ام را دارم.

481
00:24:47,444 --> 00:24:49,446
- و من مدیتیشن می کنم ... - اوه، پس ما می خواهیم ...

482
00:24:49,529 --> 00:24:50,864
ما یک مطالعه انجام می دهیم.

483
00:24:50,947 --> 00:24:53,325
- اوه، من این را نمی دانستم. - آیا شما برای آن باز هستید؟

484
00:24:53,408 --> 00:24:56,411
- ما مجبور نیستیم. - ام... نه، نه، اشکالی ندارد. من فقط نداشتم ...

485
00:24:56,495 --> 00:24:58,121
- آره - من نمی دانستم.

486
00:24:58,205 --> 00:25:02,167
- فکر کردم با چیزهای قدیمی هوس کنیم. - آه من می دانم. فکر کردم به درد نمیخوره

487
00:25:02,250 --> 00:25:04,753
- تماس شماست. اگه راحت باشی... - من باحالم.

488
00:25:04,836 --> 00:25:06,922
عالی. من هرگز کنترلی بر اینکه چه کسی از راه می رسد ندارم،

489
00:25:07,005 --> 00:25:10,675
به همان اندازه که باید با قوی ترین ارتباط برقرار کنم، پس...

490
00:25:11,510 --> 00:25:13,011
و خواهیم دید که چه چیزی وارد می شود.

491
00:25:13,094 --> 00:25:14,888
بنابراین من آن را دارم.

492
00:25:14,971 --> 00:25:16,765
یادمه دختر داشتی مدی؟

493
00:25:16,848 --> 00:25:18,350
- مدی - من او را به یاد دارم.

494
00:25:18,433 --> 00:25:20,393
- بچه دیگه ای داری؟ - پسرم، لی.

495
00:25:20,477 --> 00:25:21,853
شما یک پسر دارید. خیلی باحاله

496
00:25:22,437 --> 00:25:24,272
اوه، او؟ بسیار جالب.

497
00:25:25,941 --> 00:25:26,941
پس همینطور.

498
00:25:26,983 --> 00:25:28,818
من می خواهم در مورد آنها و حرفه صحبت کنم.

499
00:25:28,902 --> 00:25:32,322
وقتی در مورد دخترت صحبت می کنیم، جالب است، زیرا قرار است ...

500
00:25:32,405 --> 00:25:35,325
آنها تغییرات زیادی را تصدیق می کنند، تغییرات زیادی برای او وجود دارد.

501
00:25:35,408 --> 00:25:37,869
این زمانی است که من با انرژی او ارتباط برقرار می کنم،

502
00:25:37,953 --> 00:25:41,915
من احساس می کنم او قرار است در محل مسئولیت زیادی قرار گیرد،

503
00:25:41,998 --> 00:25:45,502
و اساساً تصمیمی در مورد اینکه آیا باید گرفته شود،

504
00:25:45,585 --> 00:25:48,296
"آیا این وظیفه بزرگ را بر عهده می گیرم؟ یا "آیا برای آن آماده هستم؟"

505
00:25:48,380 --> 00:25:51,216
من این احساس را دارم: "بله. برو جلو. تو خوبی."

506
00:25:51,299 --> 00:25:53,468
- "تو از آنچه می دانی تواناتر هستی." - آره

507
00:25:53,552 --> 00:25:56,179
به نظر می رسد که به او مربوط است.

508
00:25:56,263 --> 00:25:59,933
- او از طریق ... تغییر کرده است. تن. - تغییرات زیاد

509
00:26:00,016 --> 00:26:01,768
- گوچا - تو اینو میخکوب کردی، خیلی وقته.

510
00:26:01,851 --> 00:26:05,230
من واقعا به برداشتن سستی افراد دیگر مشکوک هستم.

511
00:26:05,313 --> 00:26:07,899
- پوشیدن کلاه های مختلف، بدون انتظار. - همیشه.

512
00:26:07,983 --> 00:26:11,403
او این کار را زیاد انجام می دهد. او ناامید می شود، اما به هر حال این کار را می کند.

513
00:26:11,486 --> 00:26:15,073
این شد یه چیزی. سخت کوش. احساس می کنم پاسخ مثبت خواهد بود.

514
00:26:15,156 --> 00:26:16,575
احساس می کنم او در مسیر درستی است.

515
00:26:16,658 --> 00:26:17,658
خوب

516
00:26:20,662 --> 00:26:22,622
آیا کسی در اجرای قانون دخالت دارد؟

517
00:26:22,706 --> 00:26:24,066
- آره. - اون کی میشه؟

518
00:26:24,124 --> 00:26:26,001
- پسرم. - اون پسرت میشه

519
00:26:26,084 --> 00:26:28,253
او نیز با آن تغییر خواهد کرد.

520
00:26:28,336 --> 00:26:31,381
- جالب است. او چند ساله خواهد بود؟ - اون 29 سالشه

521
00:26:31,464 --> 00:26:33,466
اوه، باشه آنها مرا به ...

522
00:26:34,718 --> 00:26:38,305
اوه، چهار سال پیش بنابراین، اجازه دهید اینجا را ببینم. نمی دانم چرا. بیست...

523
00:26:38,388 --> 00:26:41,182
ببینیم، چهار سال پیش اگر 29... ببینیم...

524
00:26:41,266 --> 00:26:44,102
- ازدواج کرد. - اوه، او؟ بسیار جالب.

525
00:26:44,185 --> 00:26:47,772
آنها کمی حساسیت به برخی موارد باروری را مطرح می کنند،

526
00:26:47,856 --> 00:26:50,108
برخی گفتگوها پیرامون آن همه چیز خوبه.

527
00:26:50,191 --> 00:26:52,277
این به موقع حل می شود، بنابراین ...

528
00:26:52,360 --> 00:26:54,738
خوب آنها بالاخره اولین بچه خود را به دنیا آوردند.

529
00:26:54,821 --> 00:26:57,407
- شگفت انگيز. - او فقط حدودا... دو ماهه نیست.

530
00:26:57,490 --> 00:26:58,700
- سعدی - تبریک

531
00:26:58,783 --> 00:27:02,203
- آنها برای گرفتن مشکل داشتند... بله. - آره بعضی چیزها

532
00:27:02,287 --> 00:27:03,538
- اما این اتفاق می افتد. - اما، هی.

533
00:27:03,622 --> 00:27:05,942
در زمان معین، همه چیز همانطور که باید اتفاق بیفتد.

534
00:27:05,999 --> 00:27:07,375
من در اطراف آن احساس مثبت دارم.

535
00:27:09,210 --> 00:27:10,210
یکی...

536
00:27:11,755 --> 00:27:14,924
این یک تصویر عجیب است، اما خوب است، ارزش در نظر گرفتن. اوم...

537
00:27:15,008 --> 00:27:18,053
چیزی در مورد خوک در حال پرواز این خوک با بال است.

538
00:27:18,136 --> 00:27:20,972
این مانند "من باید آن را مطرح کنم."

539
00:27:21,056 --> 00:27:23,933
جمله شوهرم همیشه این بود: «وقتی خوک ها پرواز می کنند».

540
00:27:24,643 --> 00:27:28,313
خوب، و بنابراین ما به این ... مانند یک فروشگاه،

541
00:27:28,396 --> 00:27:30,565
و آنها یک خوک پرنده روی یک رشته داشتند.

542
00:27:30,649 --> 00:27:33,068
دور و برش بود و مدی می گفت: "ببین!"

543
00:27:33,151 --> 00:27:35,570
جالبه. بنابراین "وقتی خوک ها پرواز می کنند" ارتباط دارد.

544
00:27:35,654 --> 00:27:38,865
- تا آنجا که خاطرات خنده دار. خیلی شیرینه - اوه بله، وقت بزرگ.

545
00:27:38,948 --> 00:27:40,075
جالبه.

546
00:27:40,742 --> 00:27:41,742
باشه.

547
00:27:42,911 --> 00:27:44,621
و این می شود.

548
00:27:44,704 --> 00:27:48,416
اوه، باشه و من احساس می کنم باید با او کنار بیایم.

549
00:27:48,500 --> 00:27:50,585
اوه، کجا داریم میریم؟ اجازه بدید ببینم.

550
00:27:50,669 --> 00:27:54,798
بنابراین وقتی در مورد ... صحبت می کنیم، جدا کردن طرف مادر و پدرت مشکل است.

551
00:27:54,881 --> 00:27:58,134
باید بگم که من از مامان یا بابای شما احساس جدایی نمی گیرم.

552
00:27:58,218 --> 00:27:59,594
- اونا هنوز زنده هستن؟ - آره.

553
00:27:59,678 --> 00:28:01,137
شگفت انگيز. این عالی است.

554
00:28:01,221 --> 00:28:03,598
من احساس می کنم که ما یک نسل بالاتر خواهیم رفت.

555
00:28:03,682 --> 00:28:06,476
باید بپرسم آیا ارتباط زن وجود دارد؟

556
00:28:06,559 --> 00:28:09,312
انرژی زنانه زیاد است، اما پس از آن باید "ج" را برجسته کنم.

557
00:28:09,396 --> 00:28:10,730
بنابراین یک نام "ج" زن.

558
00:28:11,773 --> 00:28:15,026
آیا در خانواده شما "ج"های زن وجود دارد که بتوانید به آنها فکر کنید؟

559
00:28:15,110 --> 00:28:16,504
- هر دو مادربزرگ. - باشه.

560
00:28:16,528 --> 00:28:18,279
اصلا جولی هست؟

561
00:28:18,363 --> 00:28:19,489
- جولیا - جولیا

562
00:28:20,365 --> 00:28:24,035
باشه، گوچا حالا یکیشون قبول میشه؟

563
00:28:24,119 --> 00:28:25,888
- هر دوی آنها. - جولیا درگذشت؟

564
00:28:25,912 --> 00:28:27,914
- حتما. - باید آن را برجسته کنم.

565
00:28:29,332 --> 00:28:31,793
اما من هم معاصرانی دارم.

566
00:28:31,876 --> 00:28:36,005
من چند زن دارم که از طریق آنها باید مطرح کنم که گذشت.

567
00:28:36,089 --> 00:28:39,884
آنها من را بزرگتر نشان می دهند، اما دو چیز وجود دارد که باید در مورد آنها صحبت کنم.

568
00:28:39,968 --> 00:28:41,594
هر دو مربوط به مغز هستند.

569
00:28:41,678 --> 00:28:45,140
موضوع بهداشت روانی نیست این از نظر فیزیولوژیکی بیشتر چیزی است

570
00:28:45,223 --> 00:28:48,977
که از نظر شناختی اشتباه بود، توانایی درک محیط.

571
00:28:49,060 --> 00:28:52,313
- ما به زوال عقل فکر می کنیم، آلزایمر. - آلزایمر

572
00:28:52,397 --> 00:28:55,108
به نظر من به طور بالقوه مرتبط است.

573
00:28:55,191 --> 00:28:57,193
من همچنین کسی را دارم که به سکته مغزی مشکوک هستم.

574
00:28:57,777 --> 00:29:00,947
یه چیزی هست که جالبه آنها دو چیز متفاوت هستند.

575
00:29:01,030 --> 00:29:03,658
چه کسی در اثر وضعیت مرتبط با آلزایمر درگذشت؟

576
00:29:03,742 --> 00:29:05,577
- خاله من آدلین. - باشه، گوچا.

577
00:29:05,660 --> 00:29:10,123
حالا، از راه حل این مشکل، او از من می خواهد که تنها نباشم.

578
00:29:10,206 --> 00:29:11,916
او یک معاصر را تصدیق می کند.

579
00:29:12,000 --> 00:29:15,211
میدونی خواهر و برادری داشت یا نه؟ خواهری که او هم فوت کرد؟

580
00:29:15,295 --> 00:29:16,963
من باید این دو را برجسته کنم.

581
00:29:17,046 --> 00:29:19,674
- او بود که سکته کرد. - می بینم.

582
00:29:19,758 --> 00:29:20,758
گوچا

583
00:29:22,677 --> 00:29:24,137
اینجا.

584
00:29:24,220 --> 00:29:26,140
- مقداری زمین را پوشاندیم! - بله شما بودید.

585
00:29:26,181 --> 00:29:29,225
هرگز تصور نمی کردم که با کتابدار سابقم باشم.

586
00:29:29,309 --> 00:29:30,769
- خواندن. - درست؟

587
00:29:30,852 --> 00:29:33,396
چیزی در مورد حذف معلم شما وجود دارد.

588
00:29:33,480 --> 00:29:35,523
من فقط... هنوز مبهوتم.

589
00:29:35,607 --> 00:29:37,442
- من هنوز مثل "وای" هستم. - آره.

590
00:29:37,525 --> 00:29:39,944
من متحیر شدم زیرا او چیزهای زیادی می دانست.

591
00:29:40,028 --> 00:29:41,362
فقط، او آن را میخکوب کرد.

592
00:29:41,446 --> 00:29:43,114
او آن را میخکوب کرد. بی نظیر بود.

593
00:29:43,198 --> 00:29:45,283
- متاسفم که باحال بود. - میدانم!

594
00:29:45,366 --> 00:29:47,827
جالبه. من در مقابل هزاران مخاطب زنده کار می کنم.

595
00:29:47,911 --> 00:29:49,537
- من یکی را انتخاب می کنم. - تصادفی.

596
00:29:49,621 --> 00:29:51,414
آنها مانند "من کسی را ندارم."

597
00:29:51,498 --> 00:29:53,249
- مانند "بله، شما". - آره

598
00:29:53,333 --> 00:29:55,210
فقط برای نشان دادن عشق آنها به ما،

599
00:29:55,293 --> 00:29:57,086
فراتر از انتظارات ماست.

600
00:29:57,170 --> 00:29:58,922
- آره وای. - آره

601
00:30:07,639 --> 00:30:09,766
ما خیلی شیک هستیم، چه بگویم؟

602
00:30:09,849 --> 00:30:12,894
من عاشق این گلهایی هستم که برداشتم. آیا آن ها زیبا نیستند؟

603
00:30:12,977 --> 00:30:14,771
من بهت دستمال میدم...

604
00:30:14,854 --> 00:30:16,356
-بذار کمکت کنم - اینجا ما رفتیم.

605
00:30:16,439 --> 00:30:18,417
- من اونها رو بهت میدم - این چطوری کار میکنه؟

606
00:30:18,441 --> 00:30:20,985
- هر جوری که بخوای - به نظر می رسم این کار را کرده ام؟

607
00:30:21,069 --> 00:30:22,153
اجازه بدید ببینم...

608
00:30:22,237 --> 00:30:23,363
هر طور که بخواهی هست

609
00:30:23,446 --> 00:30:24,656
- باشه. - باشه؟

610
00:30:24,739 --> 00:30:26,407
تا زمانی که در سوراخ جا شود.

611
00:30:26,491 --> 00:30:29,536
مدتی است که پیتر و فلیسیا را ندیده ام، بنابراین واقعا هیجان زده هستم.

612
00:30:29,619 --> 00:30:31,746
ما با پیتر و فلیسیا ناهار می خوریم.

613
00:30:32,330 --> 00:30:33,873
من از دیدن آنها هیجان زده هستم.

614
00:30:33,957 --> 00:30:36,376
ما کارهای زیادی داریم که باید انجام دهیم.

615
00:30:36,960 --> 00:30:38,086
اوه خدای من!

616
00:30:38,169 --> 00:30:39,963
- سلام! - اوه ببین کیه!

617
00:30:40,046 --> 00:30:41,506
- آره! - سلام!

618
00:30:41,589 --> 00:30:43,526
- شما بچه ها ... - چشم انداز سبز رنگ.

619
00:30:43,550 --> 00:30:46,511
- گریه بی گریه. - من ده دقیقه پیش اینجا بودم.

620
00:30:46,594 --> 00:30:48,179
- اما او کند است. - اوضاع چطوره؟

621
00:30:48,263 --> 00:30:49,347
گریه بی گریه.

622
00:30:49,430 --> 00:30:50,825
- چطور هستید؟ - هی، تایلر.

623
00:30:50,849 --> 00:30:52,934
- خوب آره - روز خوش.

624
00:30:53,017 --> 00:30:54,686
ما از دیدن شما بسیار هیجان زده ایم.

625
00:30:54,769 --> 00:30:57,272
ما این یک چیز کوچک را با هم جمع کردیم.

626
00:30:57,355 --> 00:30:58,355
امیدوارم ازش خوشتان بیاید.

627
00:30:58,398 --> 00:31:00,024
- ما کیش داریم. - زیبا.

628
00:31:00,108 --> 00:31:02,151
- آره بشین آروم باش. - اوه ترزا.

629
00:31:02,235 --> 00:31:03,629
- آره؟ - من هنوز سیاه هستم.

630
00:31:05,113 --> 00:31:06,614
من زیاد به کیش اهمیت نمی دهم.

631
00:31:06,698 --> 00:31:08,783
- باشه. من می روم ... - من قدردان آن هستم.

632
00:31:08,867 --> 00:31:10,785
باشه هرچی بخوای برات درست میکنم

633
00:31:11,953 --> 00:31:14,747
-تو اینو درست نکردی - از اول اون یکی رو امتحان کن

634
00:31:14,831 --> 00:31:17,351
- بیکن دارد. دوستش خواهی داشت. - سعی می کند به همه غذا بدهد.

635
00:31:17,375 --> 00:31:18,960
- نمی توانم کمکی کنم. - او آشپز خوبی است.

636
00:31:19,043 --> 00:31:20,712
- اون هست - اوه، ممنون

637
00:31:20,795 --> 00:31:24,007
شما بچه ها، ما چیزهای زیادی برای صحبت کردن داریم. فقط میخوام بهت بگم

638
00:31:24,090 --> 00:31:26,926
کل این سفر، برای همه ما سخت بوده است.

639
00:31:27,010 --> 00:31:28,761
این تازه شروع جدید است.

640
00:31:29,304 --> 00:31:31,097
من خيلي تو را دوست دارم.

641
00:31:31,180 --> 00:31:35,310
و اگر من را تشویق نمی کنی، تایلر، آزمایش DNA را انجام دهم،

642
00:31:35,393 --> 00:31:38,938
من هرگز همه چیزهایی را که اکنون می دانم نمی دانم.

643
00:31:39,022 --> 00:31:41,649
در تمام این سال ها، استلا این قدرت را بر من داشت.

644
00:31:41,733 --> 00:31:43,693
اون دیگه اون رو نداره

645
00:31:43,776 --> 00:31:46,487
من دیگر به او اجازه نمی دهم زندگی من را کنترل کند. من نیستم.

646
00:31:46,571 --> 00:31:48,489
آیا نمی خواهید با او روبرو شوید و ...

647
00:31:49,073 --> 00:31:52,118
من به این نتیجه رسیده ام که هیچ فرقی نمی کند.

648
00:31:52,201 --> 00:31:54,078
هیچوقت فرقی نمیکنه

649
00:31:54,162 --> 00:31:55,580
شما با گذشته روبرو شده اید.

650
00:31:55,663 --> 00:31:58,333
- تو به حقیقت رسیدی، همین. - آره

651
00:31:58,416 --> 00:32:00,096
هیچ وقت فکر نمی کردم تایلر باشد

652
00:32:00,126 --> 00:32:03,755
این می تواند به من کمک کند تا بفهمم کی هستم،

653
00:32:03,838 --> 00:32:08,009
از همه چیزهایی که در زندگی ام برایم اتفاق افتاده است عبور کنم،

654
00:32:08,092 --> 00:32:10,929
و به من کمک کند که دوباره احساس سلامتی کنم.

655
00:32:11,429 --> 00:32:14,140
به جلو رفتن، تنها بخشی از گذشته ام است که اجازه خواهم داد

656
00:32:14,223 --> 00:32:17,352
آیا شما و فلیسیا در زندگی من هستید؟ خودشه.

657
00:32:17,936 --> 00:32:20,188
بنابراین من می خواستم این را با شما دوستان به اشتراک بگذارم.

658
00:32:20,271 --> 00:32:22,499
- شجره نامه من که خاص است. - اوه خدای من.

659
00:32:22,523 --> 00:32:25,860
و خانواده ایتالیایی من را نشان می دهد و نام آنها را نشان می دهد.

660
00:32:25,944 --> 00:32:28,404
اما اینجا، برادر و خواهرم را نشان می دهد

661
00:32:28,488 --> 00:32:30,156
به عنوان فلیسیا و پیتر.

662
00:32:32,700 --> 00:32:36,329
چون تو همیشه خانواده من خواهی ماند، مهم نیست چه باشد. این هرگز تغییر نخواهد کرد

663
00:32:36,412 --> 00:32:39,457
ما همیشه خواهر و برادریم من همیشه شما را دوست خواهم داشت.

664
00:32:39,540 --> 00:32:42,251
و من از تمام کارهایی که برای کمک به من انجام دادید قدردانی می کنم

665
00:32:42,335 --> 00:32:43,419
و برای محافظت از من

666
00:32:43,503 --> 00:32:44,879
من خیلی چیزها را به یاد دارم.

667
00:32:44,963 --> 00:32:47,423
من می خواهم از شما برای تمام آنچه که از سر گذرانده اید تشکر کنم. زیاد بود.

668
00:32:49,425 --> 00:32:53,012
دیدن نام من در شجره نامه ترزا احساس خوبی داشت،

669
00:32:53,096 --> 00:32:56,891
اما من به ترزا گفتم که همیشه برادر شماره یک او خواهم بود.

670
00:32:56,975 --> 00:32:59,769
پس آن موقعیت، اشغال شده است.

671
00:33:00,269 --> 00:33:02,689
پس برادر دیگرش، من او را ملاقات خواهم کرد.

672
00:33:02,772 --> 00:33:05,316
می دانی، من او و همه چیز را دوست خواهم داشت، اما هی،

673
00:33:05,400 --> 00:33:07,485
او فقط باید مسیر خود را بشناسد.

674
00:33:07,568 --> 00:33:09,112
نکته من از این امروز

675
00:33:09,195 --> 00:33:13,157
واقعاً به معنای بزرگتر این است که خانواده عشقی است که ما داریم...

676
00:33:13,241 --> 00:33:14,117
به اشتراک گذاشته شده است.

677
00:33:14,200 --> 00:33:16,494
این نشان می دهد که در مورد خون نیست.

678
00:33:16,577 --> 00:33:18,955
- به جلو حرکت کن. - این در مورد عشق است، پیوند.

679
00:33:19,622 --> 00:33:21,582
شما همیشه عمه و عمه من خواهید بود.

680
00:33:21,666 --> 00:33:24,419
خیلی ممنونم که توانستم این داستان را به اشتراک بگذارم.

681
00:33:24,502 --> 00:33:25,795
از طریق این سفر،

682
00:33:25,878 --> 00:33:29,298
من و مادرم توانسته ایم این معما را ابهام کنیم،

683
00:33:29,382 --> 00:33:32,343
هیولا، یعنی استلا.

684
00:33:32,427 --> 00:33:34,637
اکنون می توانیم زندگی خود را با دانستن اینکه کی هستیم زندگی کنیم،

685
00:33:35,221 --> 00:33:38,808
ما از کجا آمده ایم و واقعاً خانواده ما چقدر بزرگ است.

686
00:33:38,891 --> 00:33:40,435
خانواده چیزی است که شما آن را می سازید.

687
00:33:40,518 --> 00:33:41,728
ما وارد می شویم؟

688
00:33:41,811 --> 00:33:43,646
دوستت دارم.

689
00:33:43,730 --> 00:33:46,065
تو بهترین هدیه ای هستی که امروز دیدم

690
00:33:46,149 --> 00:33:48,026
- باشه؟ - ما به هم وابسته ایم.

691
00:34:04,333 --> 00:34:06,002
نانسی امروز صبح چطور بود؟

692
00:34:06,085 --> 00:34:09,380
او خوب است. او می دانست که ما می رویم.

693
00:34:09,464 --> 00:34:12,091
- اوه - پس او مدام دست مرا گاز می گرفت.

694
00:34:12,175 --> 00:34:14,343
- اوه - سعی در نگه داشتن من.

695
00:34:15,136 --> 00:34:17,263
- خوب به نظر میرسی. - متشکرم. آره

696
00:34:17,346 --> 00:34:20,349
من آب سرد دارم و همیشه می توانیم برای استارباکس توقف کنیم.

697
00:34:20,433 --> 00:34:21,684
ما کلی وقت داریم.

698
00:34:22,268 --> 00:34:24,812
در حالی که به اولین نمایشم پس از فروپاشی ریه ام می روم،

699
00:34:24,896 --> 00:34:28,357
من غرق پیام های عزیزان آن طرف هستم

700
00:34:28,441 --> 00:34:30,651
برای افرادی که در نمایشگاه شرکت می کنند

701
00:34:30,735 --> 00:34:33,863
و به همین دلیل، من واقعا نمی توانم روی چیز دیگری تمرکز کنم.

702
00:34:37,200 --> 00:34:40,787
قسم می خورم، تایلر، رفتن به یک برنامه زنده خیلی عجیب است.

703
00:34:40,870 --> 00:34:42,371
خیلی طولانی شده است.

704
00:34:42,455 --> 00:34:44,415
دیدن این همه چهره عجیب خواهد بود.

705
00:34:44,499 --> 00:34:47,335
میدانم. خیلی عجیبه یک سال و نیم میشه

706
00:34:47,418 --> 00:34:50,004
اوه خدای من. سپس راهی که شما آخرین مورد را به پایان رساندید.

707
00:34:50,088 --> 00:34:52,882
- و سپس تمام جهنم شکست. - بله

708
00:34:52,965 --> 00:34:54,926
تقریبا یک ماه در بیمارستان.

709
00:34:56,135 --> 00:34:58,805
من نمی خواهم این کار را دوباره انجام دهم. آیا می توانیم این کار را دوباره انجام ندهیم؟

710
00:34:58,888 --> 00:34:59,888
آره

711
00:35:09,357 --> 00:35:11,651
- من می توانم آن را دریافت کنم. - قراره سر این قسمت بره

712
00:35:11,734 --> 00:35:13,444
اوه، این است؟ باشه، گوچا

713
00:35:13,528 --> 00:35:14,612
- اون مال تو. - آماده؟

714
00:35:14,695 --> 00:35:15,780
- آماده. - همه فهمیدند؟

715
00:35:15,863 --> 00:35:19,492
بله مثل همیشه، قسمت اضطراب عبور از این لابی است.

716
00:35:20,201 --> 00:35:23,788
وقتی تایلر به یک برنامه زنده می رود و وقتی به هتل می رسیم،

717
00:35:23,871 --> 00:35:26,415
او بسیار آرام است، بسیار منزوی است.

718
00:35:26,499 --> 00:35:27,708
من بلافاصله برمی گردم.

719
00:35:27,792 --> 00:35:30,002
او نمی خواهد در اطراف افراد دیگر باشد.

720
00:35:30,086 --> 00:35:33,798
او هیچ تحریکی نمی خواهد. در واقع، وقتی ما سرویس اتاق را انجام می دهیم،

721
00:35:33,881 --> 00:35:36,551
من غذا را دریافت می کنم زیرا او نمی خواهد تعامل داشته باشد

722
00:35:36,634 --> 00:35:39,762
با احساسات، عواطف و هر چیز دیگری.

723
00:35:41,806 --> 00:35:45,184
ما قبل از نمایش در مقابل او از چیزهای ناخوشایند صحبت نمی کنیم.

724
00:35:45,268 --> 00:35:47,311
ما در مورد چیز سختی بحث نمی کنیم

725
00:35:47,395 --> 00:35:49,647
زیرا ما فقط می خواهیم او را آرام کنیم.

726
00:35:54,694 --> 00:35:56,946
همه چیز داره شروع میشه

727
00:35:58,114 --> 00:36:02,660
از نظر روحی و جسمی خیلی ابری است.

728
00:36:03,327 --> 00:36:06,122
این است، بسیار متفاوت است.

729
00:36:06,205 --> 00:36:08,332
بنابراین من آماده هستم که این موضوع را به پایان برسانم.

730
00:36:09,458 --> 00:36:12,211
من نمی دانم. من در آنجا احساسات زیادی دارم، حدس می زنم.

731
00:36:12,712 --> 00:36:15,923
فقط نمیدونم دقیقا چی هستن هیجان، شادی.

732
00:36:17,675 --> 00:36:21,345
شاید کمی ترس، اما نمی دانم از چه می ترسم.

733
00:36:22,013 --> 00:36:26,642
من بیش از 50 نمایش اجرا کرده ام. من فقط به ماهیت بیرون رفتن فکر می کنم

734
00:36:26,726 --> 00:36:28,144
و آسیب پذیر بودن...

735
00:36:28,644 --> 00:36:32,565
از نظر جسمی دردناک است.

736
00:36:32,648 --> 00:36:34,483
از نظر عاطفی مالیات برانگیز است.

737
00:36:34,567 --> 00:36:36,611
من خودم را به چنین حالتی رساندم،

738
00:36:36,694 --> 00:36:37,778
که من در آن هستم،

739
00:36:37,862 --> 00:36:41,199
که بیان کردن چیزها را بسیار دشوار می کند

740
00:36:41,282 --> 00:36:43,034
تا اینکه شروع کنم به نوشتن

741
00:36:43,534 --> 00:36:45,661
و سپس همه چیز بیرون می آید.

742
00:36:45,745 --> 00:36:46,996
و...

743
00:36:48,289 --> 00:36:50,958
من فقط باید کاری را انجام دهم که برای انجام آن به اینجا سپرده شده ام،

744
00:36:51,042 --> 00:36:53,544
فردا روی یک صحنه برو و آن را ناک اوت کن.

745
00:36:53,628 --> 00:36:54,629
و بعد...

746
00:36:56,297 --> 00:36:59,508
آن وقت من می توانم دوباره یک انسان باشم... ...وقتی کارم تمام شد.

747
00:37:04,430 --> 00:37:05,973
اوه، درام می چرخد.

748
00:37:06,057 --> 00:37:07,784
- سلام! اوضاع چطوره؟ - آماده رفتن؟

749
00:37:07,808 --> 00:37:09,101
کاملا. متشکرم.

750
00:37:09,185 --> 00:37:10,770
- سلام. - سلام، از آشنایی با شما خوشحالم.

751
00:37:10,853 --> 00:37:12,855
- اوضاع چطوره؟ - من شما را همراهی می کنم.

752
00:37:12,939 --> 00:37:14,440
متشکرم. من از آن قدردانی می کنم.

753
00:37:15,650 --> 00:37:17,235
خیلی خوب. به امید دیدار...

754
00:37:17,318 --> 00:37:19,198
قبل از نمایش، اضطراب زیادی وجود دارد.

755
00:37:19,278 --> 00:37:21,989
چیزهای زیادی در خطر است. این بیشتر از سرگرمی است.

756
00:37:22,073 --> 00:37:25,534
افرادی که از هر گونه ارتباط با عزیزان خود ناامید هستند.

757
00:37:25,618 --> 00:37:28,663
افرادی که هزاران مایل را فقط برای حضور در اتاق طی کرده اند.

758
00:37:28,746 --> 00:37:31,958
از طریق خواندن یک نفر، بسیاری می توانند احساس بسته بودن را پیدا کنند.

759
00:37:32,041 --> 00:37:33,376
این یک سفارش بزرگ برای خدمت است

760
00:37:33,459 --> 00:37:35,628
چون کنترلی روی پیام ها ندارم.

761
00:37:35,711 --> 00:37:37,129
نمی توانم به زور این اتفاق بیفتد.

762
00:37:37,213 --> 00:37:40,967
من باید اعتماد کنم که راهنماهای من و کسانی که در طرف مقابل هستند ظاهر خواهند شد.

763
00:37:43,052 --> 00:37:45,513
- چطور هستید؟ عصبانیت؟ - چیزهای زیادی در راه است.

764
00:37:45,596 --> 00:37:47,682
- در حال حاضر چیزهای زیادی در راه است؟ - بله

765
00:37:47,765 --> 00:37:49,558
یک سال و نیم گذشت. من تعجب میکنم...

766
00:37:49,642 --> 00:37:51,602
- ایجاد زیاد. - داشتم میگفتم

767
00:37:52,186 --> 00:37:54,272
این احتمالاً اعصاب بیشتری به آن اضافه می کند.

768
00:37:54,772 --> 00:37:57,358
- عالی خواهی شد دوستت دارم. - دوستت دارم.

769
00:37:57,441 --> 00:37:59,277
به یاد داشته باشید که صاف بایستید. باشه؟

770
00:37:59,360 --> 00:38:01,529
شما گوش های خود را حتی با شانه های خود می خواهید.

771
00:38:01,612 --> 00:38:04,740
- باشه. می‌دانی، چند کتاب روی هم بگذار. - می دونم، من بدترین شلخته ام.

772
00:38:04,824 --> 00:38:07,868
من بزرگ‌ترین کج‌روی تاریخ هستم، اما یادت باشد، صاف بایست.

773
00:38:09,704 --> 00:38:13,749
فکر می‌کنم او عصبی است، زیرا حدود یک سال و نیم است که برنامه زنده را اجرا نکرده است.

774
00:38:15,251 --> 00:38:19,797
کل ایده روی صحنه رفتن در مقابل هزاران نفر،

775
00:38:19,880 --> 00:38:21,048
به نظر من زیاد است.

776
00:38:22,591 --> 00:38:23,968
آیا عصبی هستید؟

777
00:38:24,051 --> 00:38:25,553
من همیشه عصبی هستم.

778
00:38:33,894 --> 00:38:36,063
در حال حاضر، اضطراب زیادی دارم.

779
00:38:37,940 --> 00:38:40,860
ایستادن روی آن صحنه می تواند خطری برای زندگی من باشد،

780
00:38:40,943 --> 00:38:42,862
ولی باید انجامش بدم این فراخوان زندگی من است.

781
00:38:48,868 --> 00:38:50,745
آماده ای؟

782
00:38:50,828 --> 00:38:52,872
من مطمئن هستم. بذار اینو بگیرم

783
00:38:52,955 --> 00:38:54,915
- وسایلت را بگیر - بله

784
00:38:54,999 --> 00:38:57,001
- خیلی خوب. - خیلی خوب. وقت رفتن.

785
00:38:57,084 --> 00:38:58,377
بیا انجامش بدیم.

786
00:39:03,883 --> 00:39:06,385
-ما اینجا خنک میشیم. - باشه. به نظر خوب می رسد.

787
00:39:06,469 --> 00:39:09,764
- نفسم تازه میشه من هیجان زده هستم. - آره نفس عمیق.

788
00:39:09,847 --> 00:39:11,098
احساس ریه شما چگونه است؟

789
00:39:11,182 --> 00:39:12,808
آه...

790
00:39:12,892 --> 00:39:14,935
وقتی مضطرب هستم، محدودتر است.

791
00:39:15,019 --> 00:39:17,438
- این منطقی است. - در واقع کمی سخت است.

792
00:39:28,366 --> 00:39:31,035
هدف من اینجا روی زمین رساندن پیام است.

793
00:39:31,911 --> 00:39:32,995
من اینجا هستم تا کمک کنم.

794
00:39:34,955 --> 00:39:36,123
من اینجا هستم تا شفا پیدا کنم.

795
00:39:40,586 --> 00:39:43,923
من برای آنها اینجا هستم. به هر قیمتی که شده من کسی هستم.

796
00:39:45,132 --> 00:39:46,300
خیلی کار خاصیه

797
00:39:46,384 --> 00:39:47,384
آره.

798
00:39:47,426 --> 00:39:48,886
برای همه چیز ممنون.

799
00:39:53,391 --> 00:39:56,644
این لحظه بزرگ است. خواهیم دید چه اتفاقی می افتد.

800
00:40:02,358 --> 00:40:03,401
من می گفتم...

801
00:40:04,652 --> 00:40:05,653
آن را با هم نگه دارید.

802
00:40:13,202 --> 00:40:17,998
خانم ها و آقایان، تایلر هنری!

803
00:40:21,210 --> 00:40:26,006
خوب، سلام، همه! سلام!

804
00:40:26,090 --> 00:40:28,092
حال همه چطور است؟

805
00:40:29,760 --> 00:40:33,055
آه خیلی حس خوبیه که بالاخره برگشتم