‫﻿۱
00:00:02,583 --> 00:00:05,782
‫<font color="#ffff۸۰">مترجمان : </font>
‫<font color="#ff۸۰c۰">مریم صرافها</font> <font color="#ffff۸۰">و</font> <font color="#۸۰ffff">مهدی ترابی</font>
‫<font color="#ffff۰۰">jixi.vixi@yahoo.com</font>

2
00:00:05,806 --> 00:00:07,806
‫:: ارائه شده توسط تیم ترجمه آی‌مووی::..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:. WwW.iMovie-DL.Com .:.</font>

3
00:00:07,830 --> 00:00:14,030
‫<font color="#۸۰ff۸۰">برای دانلود جدیدترین فیلم ها -موزیک های نایاب  و زیرنویس های سفارشی</font>

‫<font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>   <font color="#ffff۰۰">به کانالِ تلگرامِ ما  بپیوندید</font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>   <font color="#ff۰۰۰۰"><font color="#ff۰۰۸۰">@maryamsarafha</font></font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>

4
00:00:17,954 --> 00:00:19,954
‫<font color="#۸۰۸۰ff">حامی ترجمه های فارسی..فرا مدیا</font>
‫<font color="#ff۰۰ff">faramedia.co</font>

5
00:01:14,783 --> 00:01:17,785
‫ازتون میخوام که برید به باشگاه

6
00:01:17,786 --> 00:01:19,366
‫تو دیگه توی هیچ دردسری نیستی

7
00:01:19,371 --> 00:01:22,164
‫فقط میخوام که الان بری به باشگاه

8
00:01:22,165 --> 00:01:23,785
‫مشکل چیه ؟

9
00:01:26,878 --> 00:01:28,878
‫اتفاق وحشتناکی افتاده

10
00:01:34,428 --> 00:01:37,847
‫دو سال پیش دقیقا  یه همچین اتفاقی افتاد

11
00:01:37,848 --> 00:01:40,638
‫وقتی که اقای هریس رئیس بود قبل از عقاب

12
00:01:40,642 --> 00:01:42,226
‫اون توسط سکته قلبی مرد

13
00:01:42,227 --> 00:01:45,104
‫با توجه به سن اکثر معلمامون

14
00:01:45,105 --> 00:01:47,225
‫و رژیم غذایی بدی که تو دستمونه

15
00:01:47,232 --> 00:01:49,275
‫در محوطه دانشگاه کالور کریک

16
00:01:49,276 --> 00:01:52,606
‫تعجب کردم از اینکه این صحنه دوباره تکرار شدش
‫نباید بیشتر از این اتفاقی بیوفته

17
00:01:56,074 --> 00:01:57,874
‫من شرط میبندم که اینبار نوبت اعلام مرگ
‫هاید هستش

18
00:02:00,287 --> 00:02:03,707
‫حدس میزنم اون پیرمرد فقط
‫چند نفس از عمرش مونده بوده

19
00:02:05,417 --> 00:02:07,585
‫حرومزاده ی بیچاره

20
00:02:07,586 --> 00:02:09,246
‫یکم خمار به نظر میای

21
00:02:09,254 --> 00:02:11,804
‫خب.. پس حدس میزنم که من خوب دیده میشم خپل

22
00:02:11,805 --> 00:02:14,758
‫چون واقعیتش یکم خمارم واقعا هنوز

23
00:02:14,760 --> 00:02:17,010
‫و تو ظاهرت به نظر

24
00:02:17,012 --> 00:02:19,347
‫متفاوت میاد

25
00:02:19,348 --> 00:02:21,218
‫اوه

26
00:02:21,224 --> 00:02:24,685
‫اه..منو الاسکا...ما...اه

27
00:02:24,686 --> 00:02:27,016
‫اینقدرا هم من مست نبودم

28
00:02:27,022 --> 00:02:29,192
‫بیخیال

29
00:02:37,032 --> 00:02:39,367
‫دکتر هاید بیچاره

30
00:02:39,368 --> 00:02:42,248
‫اون مورد علاقه ترین معلمی بود که من تاحالا
‫داشتم

31
00:02:43,372 --> 00:02:44,962
‫پس برای چی چیزی بهش نمیگی ؟

32
00:02:44,963 --> 00:02:47,076
‫مطمئنم اون هیجان زده میشه

33
00:02:50,253 --> 00:02:52,513
‫هاید اینجاست

34
00:02:54,049 --> 00:02:55,759
‫الاسکا کجاست ؟

35
00:03:01,556 --> 00:03:03,806
‫- نه
‫- خپل..الاسکا کجاست ؟

36
00:03:03,809 --> 00:03:05,639
‫اینجا هست یا نه ؟

37
00:03:10,732 --> 00:03:12,402
‫صبح بخیر

38
00:03:13,902 --> 00:03:16,654
‫همه...اه..همه اینجا هستن ؟

39
00:03:16,655 --> 00:03:19,445
‫نه..اه.الاسکا اینجا نیست

40
00:03:21,159 --> 00:03:23,199
‫پس همگی اینجا هستن ؟

41
00:03:23,203 --> 00:03:25,746
‫الاسکا اینجا نیست

42
00:03:27,749 --> 00:03:29,459
‫ممنونم مایلز

43
00:03:31,044 --> 00:03:32,586
‫خودم از قبل اینو میدونستم

44
00:03:32,587 --> 00:03:34,587
‫احتمالا از اینکه چرا
‫گفتیم بیاید اینجا شوکه میشید

45
00:03:34,589 --> 00:03:37,509
‫صبر کنین..ما نمیتونیم بدون الاسکا شروع کنیم

46
00:03:48,687 --> 00:03:50,937
‫لطفا قربان

47
00:03:52,607 --> 00:03:55,397
‫میشه لطفا برای الاسکا منتظر بمونیم ؟

48
00:04:07,497 --> 00:04:09,915
‫دیشب...

49
00:04:12,836 --> 00:04:16,336
‫دیشب الاسکا یانگ دچار یه حادثه شده

50
00:04:18,633 --> 00:04:20,092
‫و کشته شده

51
00:04:23,930 --> 00:04:26,474
‫الاسکا یانگ درگذشته

52
00:04:49,898 --> 00:04:51,898
‫<font color="#۸۰۸۰ff">حامی ترجمه های فارسی..فرا مدیا</font>
‫<font color="#ff۰۰ff">faramedia.co</font>

53
00:04:58,673 --> 00:05:02,051
‫اون...اون نمرده

54
00:05:04,179 --> 00:05:06,679
‫اون نمرده

55
00:05:55,897 --> 00:05:59,066
‫چرا همه دارن گریه میکنن ؟

56
00:05:59,067 --> 00:06:00,817
‫اون نمرده

57
00:06:00,819 --> 00:06:02,359
‫اون فقط داره شوخی میکنه

58
00:06:02,362 --> 00:06:04,071
‫اینا همش یه شوخیه

59
00:06:04,072 --> 00:06:05,781
‫اون کارش توی شوخی کردن خوبه

60
00:06:05,782 --> 00:06:07,992
‫مایلز....

61
00:06:07,993 --> 00:06:09,703
‫مایلز من دیدمش

62
00:06:11,371 --> 00:06:13,747
‫متاستفم

63
00:06:16,710 --> 00:06:19,169
‫اوه

64
00:06:19,170 --> 00:06:20,670
‫چه اتفاقی افتاد ؟

65
00:06:22,299 --> 00:06:24,717
‫اه اینجور که معلومه...

66
00:06:24,718 --> 00:06:27,177
‫شب گذشته یکی شروع کرد فشفشه روشن کردن

67
00:06:27,178 --> 00:06:29,138
‫من رفتم تا ببینم چه اتفاقی افتاده

68
00:06:29,139 --> 00:06:31,889
‫و حدس میزنم اون همون موقع از مدرسه فرار کرد

69
00:06:31,892 --> 00:06:34,894
‫دیروقت بود و بارون میبارید

70
00:06:34,895 --> 00:06:37,055
‫یه کامیون بوده که خراب شده بوده

71
00:06:37,063 --> 00:06:39,073
‫و هر دو لاین رفت و امد رو بسته بوده

72
00:06:40,692 --> 00:06:44,194
‫ماشین پلیس اومده بوده اونجا

73
00:06:44,195 --> 00:06:46,865
‫و اون باهاشون تصادف کرده

74
00:06:48,491 --> 00:06:51,791
‫پلیس میگه اون بدون اینکه منحرف بشه
‫باهاشون تصادف کرده

75
00:06:52,787 --> 00:06:55,207
‫اونها معتقد هستن که اون خیلی مست بوده

76
00:06:55,208 --> 00:06:58,246
‫اونا بوی مشروب رو حس کردن ازش

77
00:06:58,251 --> 00:07:01,545
‫من باهاشون حرف زدم...با پلیس ها...ام

78
00:07:01,546 --> 00:07:03,255
‫خیلی ناگهانی اتفاق افتاده

79
00:07:03,256 --> 00:07:05,376
‫فرمون به سینه اش برخورد کرده و....

80
00:07:08,428 --> 00:07:10,138
‫تو دیدیش ؟

81
00:07:14,225 --> 00:07:15,845
‫چه شکلی بود ؟

82
00:07:17,520 --> 00:07:19,150
‫دقیقا مثل الاسکای همیشگی بود

83
00:07:20,565 --> 00:07:23,435
‫اما اون مرده مایلز

84
00:07:23,443 --> 00:07:25,986
‫من...دارم میبینم خودم

85
00:07:28,239 --> 00:07:30,779
‫ممنون

86
00:08:12,103 --> 00:08:14,103
‫بعد از حادثه

87
00:08:17,227 --> 00:08:19,227
‫<font color="#ffff۸۰">مترجمان : </font>
‫<font color="#ff۸۰c۰">مریم صرافها</font> <font color="#ffff۸۰">و</font> <font color="#۸۰ffff">مهدی ترابی</font>
‫<font color="#ffff۰۰">jixi.vixi@yahoo.com</font>

88
00:08:19,251 --> 00:08:21,251
‫<font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>   <font color="#ffff۰۰">به کانالِ تلگرامِ ما بپیوندید</font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>   <font color="#ff۰۰۰۰">@ThunderSub</font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>

89
00:08:54,242 --> 00:08:56,540
‫- اقای مارتین
‫- من قرار بود اخراج بشم درسته ؟

90
00:08:56,541 --> 00:08:58,156
‫خب الان وقتشه که من رو اخراج کنین

91
00:08:58,163 --> 00:08:59,751
‫چون اگر من رو اخراج نکنید

92
00:08:59,752 --> 00:09:01,368
‫پس من خودم الان از اینجا میرم

93
00:09:01,374 --> 00:09:03,130
‫راهی هست دو بار اخراجم کنین ؟

94
00:09:03,131 --> 00:09:05,416
‫چون اگر میشه..پس من میخوام دوبار اخراج بشم

95
00:09:06,463 --> 00:09:09,133
‫میدونی چیه..اگر میتونستی کار لعنتیت رو درست انجام بدی

96
00:09:09,134 --> 00:09:11,632
‫اون هنوز زنده بود..اما حالا هرچی

97
00:09:14,554 --> 00:09:16,394
‫من اون اتیش بازی ها رو راه انداختم

98
00:09:17,640 --> 00:09:19,770
‫چون اون گفتش که باید بره

99
00:09:19,771 --> 00:09:22,518
‫و من نمیدونم کجا میخواست بره

100
00:09:22,520 --> 00:09:25,189
‫اون گفتش که حالش برای رانندگی کردن خوبه

101
00:09:25,190 --> 00:09:28,859
‫و من حرفش رو باور کردم و گذاشتم بره

102
00:09:28,860 --> 00:09:31,195
‫پس همه ی اینا تقصیر منه

103
00:09:31,196 --> 00:09:33,566
‫برای همین من رو اخراج کن

104
00:09:33,573 --> 00:09:35,533
‫فقط اخراجم کن

105
00:09:37,368 --> 00:09:39,498
‫لطفا اخراجم کن

106
00:10:01,559 --> 00:10:02,939
‫ما الان باید بریم

107
00:10:02,940 --> 00:10:05,476
‫فصل برداشت خرچنگ  خیلی دووم نمیاره

108
00:10:10,443 --> 00:10:11,819
‫وقتی که تونستیم بگیریمشون

109
00:10:11,820 --> 00:10:14,279
‫میجوشونیمشون و سرشون رو میخوریم

110
00:10:14,280 --> 00:10:16,740
‫خوشمزه ترین قسمت اونا ..سرشونه

111
00:10:18,993 --> 00:10:21,578
‫بیا بجنب بهم کمک کن

112
00:10:24,541 --> 00:10:27,126
‫میخوای بری شنا ؟

113
00:10:41,307 --> 00:10:44,057
‫اینجور که معلومه من هنوز اخراج نشدم

114
00:10:44,060 --> 00:10:47,520
‫این همه کاری که کردیم برای هیچی بود

115
00:10:54,445 --> 00:10:57,065
‫خب چه اتفاقی افتاد ؟

116
00:11:04,414 --> 00:11:06,374
‫اون اومد به اتاقمون

117
00:11:07,750 --> 00:11:10,880
‫اون عصبی بود

118
00:11:13,464 --> 00:11:16,592
‫گفتش که باید از اینجا بزنه بیرون

119
00:11:16,593 --> 00:11:20,554
‫ما حواس عقاب رو پرت کردیم و

120
00:11:20,555 --> 00:11:21,805
‫و اون رانندگی کرد و رفت

121
00:11:23,016 --> 00:11:25,475
‫اون عصبی بود ؟

122
00:11:25,476 --> 00:11:28,266
‫خیلی رفتارش منطقی نبود

123
00:11:28,271 --> 00:11:30,606
‫فکر کنم که اون...

124
00:11:30,607 --> 00:11:32,647
‫خیلی مست بود

125
00:11:32,650 --> 00:11:35,569
‫و تو اجازه دادی که بره ؟

126
00:11:35,570 --> 00:11:37,110
‫اون بهمون گفتش که....

127
00:11:37,113 --> 00:11:39,283
‫و شما هم هرکاری اون گفت رو انجام دادید ؟

128
00:11:39,284 --> 00:11:41,867
‫اون الاسکا بود..ما هممون اینکار رو میکنیم براش

129
00:11:41,868 --> 00:11:43,408
‫باید جلوش رو میگرفتید

130
00:11:44,495 --> 00:11:45,905
‫هیچوقت فکر نمیکرد ممکنه همچین اتفاقی بیوفته

131
00:11:45,914 --> 00:11:47,501
‫اون لعنتی خیلی بدون فکر کاراشو میکرد

132
00:11:47,502 --> 00:11:49,788
‫باید مثل بچه های سه ساله مراقبش میبودین

133
00:11:52,003 --> 00:11:54,673
‫یه کار اشتباه انجام دادی و اون الان مرده

134
00:11:55,798 --> 00:11:58,338
‫چجوری تونستی بذاری اون بره لعنتی ؟

135
00:12:02,513 --> 00:12:04,389
‫نفس کشیدن برام سخته

136
00:12:09,020 --> 00:12:11,810
‫من میرم قدم بزنم
‫باید یکم هوا بخورم

137
00:12:11,814 --> 00:12:15,901
‫اگر نفست بالا نمیاد
‫شاید قدم زدن ایده ی خوبی نباشه

138
00:12:15,902 --> 00:12:18,952
‫ایده ی بد این روزایی بود که گذروندم

139
00:12:25,036 --> 00:12:27,496
‫هممون احساس گناه میکنیم

140
00:12:29,040 --> 00:12:30,790
‫بایدم بکنی

141
00:12:32,614 --> 00:12:34,614
‫<font color="#۸۰ff۸۰">برای دانلود جدیدترین فیلم ها -موزیک های نایاب  و زیرنویس های سفارشی</font>

‫<font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>   <font color="#ffff۰۰">به کانالِ تلگرامِ ما  بپیوندید</font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>   <font color="#ff۰۰۰۰"><font color="#ff۰۰۸۰">@maryamsarafha</font></font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>

142
00:13:21,038 --> 00:13:23,038
‫<font color="#۸۰ffff">یک تماس از دست رفته داری از طرف خانوادت</font>

143
00:13:37,900 --> 00:13:39,526
‫سلام ؟

144
00:13:51,150 --> 00:13:53,150
‫- <font color="#۸۰ffff">با خانوادت تماس بگیر
‫تماس از دست رفته از طرف خانوادت داری -</font>

145
00:14:06,304 --> 00:14:09,639
‫خانوادت برای حرف زدن باهات تماس گرفتن

146
00:14:09,640 --> 00:14:13,018
‫اولین بارشون نیست

147
00:14:20,818 --> 00:14:23,487
‫حالت خوبه ؟

148
00:14:31,329 --> 00:14:32,996
‫کلاسم لغو شد

149
00:14:32,997 --> 00:14:36,247
‫من میخوام کنارت بمونم

150
00:17:20,831 --> 00:17:24,041
‫ای خدا .خپل...اخرین باری که
‫از جات بلند شدی کی بوده ؟

151
00:17:29,507 --> 00:17:32,297
‫خانم مورین فقط رولت گوشت درست کرده بود

152
00:17:32,301 --> 00:17:35,595
‫درسته خیلی گوشتی و قلمبه نیست اما.....

153
00:17:35,596 --> 00:17:36,846
‫باید یه چیزی بخوری

154
00:17:40,726 --> 00:17:43,226
‫ما اصلا نگفتیم بهش که

155
00:17:43,229 --> 00:17:45,819
‫نشین پشت فرمون تو مستی

156
00:17:47,400 --> 00:17:49,859
‫ما بهش نگفتیم

157
00:17:49,860 --> 00:17:53,660
‫بهت اجازه نمیدیم وقتی اینقدر ناراحتی بشینی تو ماشینت

158
00:17:53,661 --> 00:17:58,116
‫بهش نگفتیم که : باید ما هم باهات بیایم

159
00:17:58,119 --> 00:18:01,619
‫بهش نگفتیم که تا فردا میتونی صبر کنی

160
00:18:02,873 --> 00:18:06,343
‫که هرچیزی و هرکسی که داری
‫به خاطرش میری میتونه منتظرت بمونه

161
00:18:08,212 --> 00:18:11,422
‫و هرچی بیشتر دربارش فکر کردم

162
00:18:11,424 --> 00:18:14,217
‫نفهمیدم

163
00:18:14,218 --> 00:18:16,678
‫که چرا ما هیچی بهش نگفتیم

164
00:18:20,099 --> 00:18:21,849
‫ببخشید که سرزنشتون کردم

165
00:18:22,935 --> 00:18:25,015
‫اینکارت خیلیم مناسب بود

166
00:18:28,149 --> 00:18:29,319
‫سرهنگ حالش چطوره ؟

167
00:18:37,241 --> 00:18:39,911
‫- سرهنگ کجاست ؟
‫- اه..نمیدونم

168
00:18:39,912 --> 00:18:42,250
‫از وقتی اونجا رفت هوابخوره ندیدمش

169
00:18:42,251 --> 00:18:43,906
‫چی؟

170
00:18:43,914 --> 00:18:47,344
‫منظورت اینه که این همه مدت اون رو ندیدی ؟

171
00:18:47,345 --> 00:18:51,295
‫خب اون رفت قدم بزنه و اصلا برنگشته ؟

172
00:18:51,297 --> 00:18:53,167
‫اون ممکنه رفته باشه
‫از روی پل بپپره و خودکشی کنه خپل

173
00:18:53,174 --> 00:18:55,091
‫اوه لعنتی

174
00:18:55,092 --> 00:18:56,842
‫اوه لعنتی

175
00:18:56,844 --> 00:18:58,678
‫اوه...خیلی خب..خیلی خب

176
00:18:58,679 --> 00:19:00,259
‫اول باید گردش خون به قسمت پایین بدنت برگرده

177
00:19:00,264 --> 00:19:01,723
‫و بعدش میریم سرهنگ رو پیدا میکنیم

178
00:19:01,724 --> 00:19:02,932
‫باشه

179
00:19:11,233 --> 00:19:13,283
‫مطمئنی نباید چیزی به عقاب یا مادرش بگیم ؟

180
00:19:13,284 --> 00:19:14,946
‫نه نمیخوام دلوریس رو نگران کنم

181
00:19:14,947 --> 00:19:16,235
‫و اگر سرهنگ رفته باشه اونجا

182
00:19:16,238 --> 00:19:17,488
‫نمیخوام به عقاب چیزی بگم و ناراحتش کنم

183
00:19:17,490 --> 00:19:20,575
‫- ما پیداش میکنیم
‫- باشه

184
00:19:22,495 --> 00:19:24,115
‫اوه...

185
00:19:25,956 --> 00:19:28,916
‫پیداش کردم

186
00:19:33,297 --> 00:19:37,425
‫هی حالت خوبه ؟

187
00:19:37,426 --> 00:19:39,426
‫بیا ببریمت داخل

188
00:19:44,600 --> 00:19:46,600
‫چطور شد؟

189
00:19:46,602 --> 00:19:48,436
‫بهتره

190
00:19:48,437 --> 00:19:50,227
‫گرمتر شد

191
00:19:51,357 --> 00:19:53,357
‫باشه

192
00:19:53,359 --> 00:19:55,276
‫صبر کن

193
00:19:57,238 --> 00:19:59,488
‫دستم رو بگیر

194
00:20:02,243 --> 00:20:04,661
‫باشه

195
00:20:04,662 --> 00:20:06,162
‫اما همش همینه

196
00:20:06,163 --> 00:20:08,540
‫بوسه ای در کار نیست

197
00:20:30,438 --> 00:20:33,398
‫برای ارامش روحش لطفا لحظه ای سکوت کنید

198
00:20:55,171 --> 00:20:57,630
‫احساست چیه ؟

199
00:21:01,302 --> 00:21:02,677
‫افتضاحه

200
00:21:02,678 --> 00:21:05,178
‫به زبان فرانسوی بگو
‫لطفا

201
00:21:06,682 --> 00:21:10,772
‫باید قانونی بذارن که والدین نباید بچه هاشون رو دفن کنند

202
00:21:10,773 --> 00:21:13,310
‫و یه نفر باید این قانون رو اجرا کنه

203
00:21:15,274 --> 00:21:17,864
‫حالا ما میخوایم درباره مذهب و دین بیشتر مطالعه کنیم

204
00:21:17,865 --> 00:21:19,444
‫اما شکی درش نیست

205
00:21:19,445 --> 00:21:21,275
‫که سوالاتی که میخواید بپرسید

206
00:21:21,280 --> 00:21:24,280
‫به چند روز گذشته ربط داره

207
00:21:26,160 --> 00:21:29,080
‫وقتی ما میمیریم چه اتفاقی میوفته
‫برای مثال

208
00:21:29,081 --> 00:21:32,916
‫این دیگه یه سوال فلسفیه حوصله سر بر
‫برای ادمای بیکار نیست

209
00:21:32,917 --> 00:21:36,877
‫این سوالیه که ازش باید استفاده کنیم
‫تا درمورد همکلاسیتون بپرسید

210
00:21:40,049 --> 00:21:43,339
‫خب..شما بچه ها چه سوالاتی دارید ؟

211
00:21:47,389 --> 00:21:49,098
‫خانم موزر ؟

212
00:21:49,099 --> 00:21:51,979
‫باشه خیلی خب..این ممکنه یکم عجیل غریب به نظر بیاد

213
00:21:51,980 --> 00:21:57,020
‫اما من یه حس عرفانی از حضور الاسکا
‫داشتم

214
00:21:57,024 --> 00:21:58,612
‫این حرفت نمیتونه جدی باشه

215
00:21:58,613 --> 00:22:00,819
‫تا زمانی که فراخوانده نشوند صحبت نمیکنن اقای مارتین

216
00:22:00,820 --> 00:22:03,070
‫من دارم جدی حرف میزنم چیپ

217
00:22:03,072 --> 00:22:06,032
‫خب با همه ی این معانی..لطفا به حرفت ادامه بده

218
00:22:06,033 --> 00:22:07,200
‫خب

219
00:22:07,201 --> 00:22:09,077
‫من تو غذاخوریه خانم ان بودم

220
00:22:09,078 --> 00:22:11,408
‫و ناگهان تمام لامپ ها خاموش شد

221
00:22:11,413 --> 00:22:13,503
‫به جز نور بالای میز من

222
00:22:13,504 --> 00:22:15,625
‫که شروع به چشمک زدن کرد

223
00:22:15,626 --> 00:22:18,126
‫تقریبا باید چند ثانیه طول کشیده باشه

224
00:22:18,128 --> 00:22:19,918
‫و بعد مدتی خاموش شد

225
00:22:19,922 --> 00:22:24,087
‫و بعد دوباره چند ثانیه روشن شد و خاموش شد

226
00:22:24,093 --> 00:22:26,386
‫و بعد فهمیدم...

227
00:22:26,387 --> 00:22:29,177
‫اون کار الاسکا بود

228
00:22:29,181 --> 00:22:31,021
‫فکر میکنم اون با کد مورس میخواست با من صحبت کنه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( </font>روشی برای انتقال پیام است که در آن از یک رشته نشانه‌های بلند و کوتاهِ استاندارد به نام خط و نقطه استفاده می‌شود<font color="#ff۸۰۰۰"> )</font>

229
00:22:31,022 --> 00:22:33,266
‫اما ..من بلد نیستم با کد مورس حرف بزنم

230
00:22:33,269 --> 00:22:36,359
‫اون..اون احتمالا این رو نمیدونه

231
00:22:40,025 --> 00:22:41,525
‫اقای مارتین ؟

232
00:22:44,446 --> 00:22:48,776
‫من دارم با بی عدالتیه شدید تو دنیا دست و پنجه نرم میکنم

233
00:22:51,161 --> 00:22:53,454
‫پدر روحانی..

234
00:22:53,455 --> 00:22:57,834
‫چطوری ممکنه که الاسکا از پیشمون رفته باشه

235
00:22:57,835 --> 00:23:02,547
‫- اما ما تو اینجا با هالی گیر کردیم
‫- میدونی چیه چیپ ؟

236
00:23:02,548 --> 00:23:03,798
‫باید قلبت رو برای کائنات باز کنی

237
00:23:03,799 --> 00:23:04,879
‫یا چیزی از خودت رو از دست بدی بابتش

238
00:23:04,884 --> 00:23:06,342
‫اوه خب..میدونی چیه هالی ؟

239
00:23:06,343 --> 00:23:08,223
‫من تقریباً مطمئن هستم که
‫جهان به من سر می زنه

240
00:23:08,224 --> 00:23:09,560
‫خیلی روشن و واضح..برای همین ازت ممنونم

241
00:23:09,561 --> 00:23:12,055
‫باشه..باشه...دیگه کافیه

242
00:23:13,934 --> 00:23:17,687
‫ممکن به یاد بیارید که ازتون خواسته شده بود
‫تا جواب بدید که

243
00:23:17,688 --> 00:23:21,188
‫مهمترین سوال ادما چیه

244
00:23:21,191 --> 00:23:24,821
‫و چطور مذهب های مختلف که ما درباره‌ش میخونیم
‫به این پرسش اشاره می‌کنن؟

245
00:23:41,100 --> 00:23:44,500
‫<font color="#۸۰ffff">چکونه میتونیم از این هزارتوی عذاب و رنج خارج بشیم ؟
‫توسط الاسکا یانگ</font>

246
00:23:44,556 --> 00:23:48,134
‫این برای الاسکا بود

247
00:23:48,135 --> 00:23:50,925
‫برای مقاله ی بعدیتون
‫ازتون میخوام که به سوال اون جواب بدید

248
00:23:50,930 --> 00:23:53,470
‫اما برای خودتون

249
00:23:53,474 --> 00:23:55,683
‫در بعضی مقاطع زندگی همه ما
‫در جستجوی اون هستیم

250
00:23:55,684 --> 00:23:58,478
‫و متوجه میشیم که ما در هزارتوی زندگی گم شدیم

251
00:23:58,479 --> 00:24:01,569
‫احتمالا همتون این رو حس میکنید

252
00:24:03,901 --> 00:24:06,778
‫حالا چطور قراره ازش خارج بشید ؟

253
00:25:06,505 --> 00:25:08,715
‫سلام چیپ

254
00:25:08,716 --> 00:25:10,756
‫ببین.نمیدونم شنیدی یا نه

255
00:25:10,759 --> 00:25:12,969
‫اما بعد از همه اون اتفاقایی که افتاده

256
00:25:12,970 --> 00:25:16,720
‫خانواده کوین و لانگول بیخیال اتهامات شدن

257
00:25:16,724 --> 00:25:20,194
‫تعجب کرده بودم که چی شده که تا حالا اخراج نشدم

258
00:25:20,195 --> 00:25:22,854
‫تا الان منتظر بودم

259
00:25:22,855 --> 00:25:24,725
‫اونا بهم لطف کردن

260
00:25:24,732 --> 00:25:27,567
‫ببین چیپ..میخوام که بدونی

261
00:25:27,568 --> 00:25:30,398
‫تو کسی رو داری که امروز کنارت باشه

262
00:25:30,404 --> 00:25:32,033
‫توی اتوبوس تشییع جنازه

263
00:25:32,034 --> 00:25:35,581
‫هممون قراره یه یادگاریایی بیاریم
‫که به یادش بذاریم کنار جاده

264
00:25:35,582 --> 00:25:37,446
‫جایی که این حادثه اتفاق افتاد

265
00:25:37,453 --> 00:25:40,371
‫توی راه هستش..برای همین

266
00:25:40,372 --> 00:25:44,208
‫چیپ من میدونم اون چقدر برات ارزش داشت

267
00:25:44,209 --> 00:25:47,169
‫من نمیخوام که الان تنها باشی

268
00:25:47,171 --> 00:25:49,338
‫ممنونم سارا

269
00:25:49,339 --> 00:25:52,799
‫اما...اه.میخوایم جداگانه بریم

270
00:25:52,801 --> 00:25:56,429
‫با ماشین های خودمون..اما اونجا میبینمت

271
00:25:56,430 --> 00:25:58,470
‫باشه

272
00:26:05,189 --> 00:26:08,357
‫من...من نمیدونستم هرکس قراره جداگانه بیاد تا اونجا

273
00:26:08,358 --> 00:26:10,898
‫من اینجوری..جایی نمیام

274
00:26:10,903 --> 00:26:12,653
‫ببینیم لارا مارو میبره یا نه

275
00:26:12,654 --> 00:26:16,199
‫باید  یه مسیر طولانی رو طی کنیم

276
00:26:16,200 --> 00:26:18,367
‫ایده ی خوبیه

277
00:26:52,444 --> 00:26:54,324
‫خوبه که فهمیدم تو توجه کردی

278
00:26:54,325 --> 00:26:57,824
‫به ظرافت و شکوه لباس های مجلسی من اقای هالتر

279
00:26:57,825 --> 00:27:00,535
‫میترسیدم که توی اینجا ظرافت لباس پوشیدنم

280
00:27:00,536 --> 00:27:03,076
‫به چشم شما دانش آموزا نیاد

281
00:27:03,080 --> 00:27:06,130
‫قبلنا آدما به ظاهر خودشون میبالیدن

282
00:27:06,131 --> 00:27:08,665
‫الان تیپ همه شده شلوار های کمر تنگ الاستیک
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( </font>نوعی مدل شلوار <font color="#ff۸۰۰۰">)</font>

283
00:27:08,669 --> 00:27:11,129
‫و...خداجون...همراه با صندل های ساحلی

284
00:27:17,511 --> 00:27:19,929
‫که این یعنی تو جای درستی اومدی

285
00:27:26,395 --> 00:27:28,895
‫اگر میخوای گره ی خوبی بتونی بزنی

286
00:27:28,897 --> 00:27:31,937
‫باید کروات خوبی هم داشته باشی

287
00:27:31,942 --> 00:27:36,070
‫و این یکی از اون خوباست

288
00:27:36,071 --> 00:27:39,115
‫من این رو توی مراسم خاکسپاری دیگو پوشیدم

289
00:27:48,792 --> 00:27:51,085
‫نه اینکه برای حضور در این مراسم
‫دعوت شده بوده باشم

290
00:27:55,716 --> 00:28:00,636
‫خانوادش هرگز اون رو به
‫خاطر شخصیتی که بود قبولش نکردن

291
00:28:00,637 --> 00:28:04,015
‫یا اینکه میخواست با کی باشه

292
00:28:04,016 --> 00:28:07,386
‫اون به من قدرت داد

293
00:28:07,394 --> 00:28:12,106
‫و امیدوارم الان به تو هم قدرت بده

294
00:28:12,107 --> 00:28:13,727
‫خوبه

295
00:28:31,585 --> 00:28:35,915
‫حرف آخر مریواتر لوئیس این بود که

296
00:28:35,923 --> 00:28:39,300
‫من ترسو نیستم

297
00:28:39,301 --> 00:28:42,301
‫اما من خیلی قویم

298
00:28:42,304 --> 00:28:44,774
‫برای همین مردن خیلی سخته

299
00:28:46,308 --> 00:28:49,644
‫مطمئنم که این حقیقته

300
00:28:49,645 --> 00:28:55,315
‫اما این نمی تونه خیلی سخت تر از پشت سر گذاشتن
‫همچین مسائلی باشه

301
00:28:57,694 --> 00:29:00,863
‫هرچیزی که به هم متصل شده
‫روزی تارو پودش از هم جدا میشه

302
00:29:00,864 --> 00:29:03,407
‫هر چیزی

303
00:29:03,408 --> 00:29:05,408
‫این صندلی که من روش نشستم ساخته شده

304
00:29:05,410 --> 00:29:08,788
‫و خیلی راحت هم تجزیه میشه

305
00:29:08,789 --> 00:29:13,249
‫اما من احتمالا قبل از این صندلی از بین میرم

306
00:29:13,252 --> 00:29:15,795
‫و تو هم از بین میری

307
00:29:15,796 --> 00:29:19,506
‫سلول ها و اندام ها و سیستم دفاعی بدنت
‫چیزایی هستن که تو رو به اینی که هستی تبدیل کردن

308
00:29:19,508 --> 00:29:21,588
‫به هم متصل می شن
‫با هم رشد می کنن

309
00:29:21,593 --> 00:29:23,844
‫و  باید باهم هم از بین برن

310
00:29:23,845 --> 00:29:25,385
‫هیچ چیزی دووم نمیاره

311
00:29:25,389 --> 00:29:29,599
‫نه الاسکا..نه جایگاه الاسکا

312
00:29:29,601 --> 00:29:33,604
‫حتی خود زمین

313
00:29:33,605 --> 00:29:37,024
‫تو اهل حرفهای دلگرم کننده زدن نیستی، ها؟

314
00:29:37,025 --> 00:29:39,525
‫یادت میاد بودایی ها میگفتن زندگی چیه؟

315
00:29:41,947 --> 00:29:43,364
‫رنج و عذاب

316
00:29:43,365 --> 00:29:45,865
‫و رنج و عذاب توسط میل و آرزو ایجاد میشه

317
00:29:45,867 --> 00:29:49,327
‫از بین بردن میل و ارزوت
‫یعنی دیگه عذابی هم نمیکشی

318
00:29:49,329 --> 00:29:51,919
‫تا وقتی که ارزویی داشته باشی چیزی از بین نمیره

319
00:29:51,920 --> 00:29:54,575
‫اما اگر دیگه ارزویی نداشته باشی
‫ضرر خواهی کرد

320
00:29:54,584 --> 00:29:56,919
‫تا اون موقع
‫این دردآوره

321
00:29:58,964 --> 00:30:02,133
‫اما تو زنده میمونی

322
00:30:02,134 --> 00:30:03,843
‫تا زمانی که ارزویی داشته باشی

323
00:30:03,867 --> 00:30:08,667

‫<font color="#ffff۸۰">مترجمان : </font>
‫<font color="#ff۸۰c۰">مریم صرافها</font> <font color="#ffff۸۰">و</font> <font color="#۸۰ffff">مهدی ترابی</font>
‫<font color="#ffff۰۰">jixi.vixi@yahoo.com</font>

324
00:30:08,691 --> 00:30:13,391

‫<font color="#۸۰ff۸۰">برای دانلود جدیدترین فیلم ها -موزیک های نایاب  و زیرنویس های سفارشی</font>

‫<font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>   <font color="#ffff۰۰">به کانالِ تلگرامِ ما  بپیوندید</font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lililili</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>   <font color="#ff۰۰۰۰"><font color="#ff۰۰۸۰">@maryamsarafha</font></font>   <font color="#ff۸۰۰۰">lilili</font>

325
00:32:15,100 --> 00:32:16,767
‫این ادامه داره

326
00:32:30,866 --> 00:32:34,034
‫تلفن زنگ زد

327
00:32:34,035 --> 00:32:37,204
‫- چی ؟
‫- اونشب

328
00:32:37,205 --> 00:32:39,955
‫اون از رختخواب بلند شد و تلفن زنگ خورد

329
00:32:39,958 --> 00:32:42,126
‫اون رفتش که جواب تلفن رو بده

330
00:32:42,127 --> 00:32:44,086
‫اما اون تا قبل از زنگ خودن تلفن حالش خوب بود

331
00:32:44,087 --> 00:32:45,457
‫صبر کن ببینم پس برای همین اون میخواست که از اینجا بره ؟

332
00:32:45,464 --> 00:32:47,256
‫بخاطر اوت تماس تلفنی بوده.

333
00:32:47,257 --> 00:32:51,637
‫خیلی خب، کی زنگ زده اونشب ؟

334
00:33:22,125 --> 00:33:25,245
‫پس ایستگاه واین اینجاست.

335
00:33:25,253 --> 00:33:29,715
‫آلاسکا الکی نمیگفت
‫ایستگاه واین سگدونیه.

336
00:33:29,716 --> 00:33:32,296
‫تعجبی نداره که از اینجا
‫فراری بوده.

337
00:34:22,727 --> 00:34:25,647
‫شاید براتون سوال باشه
‫که چرا در تابوت بسته‌س.

338
00:34:29,234 --> 00:34:31,494
‫تابوت مادرش باز بود.

339
00:34:33,822 --> 00:34:35,782
‫و بعد اون آلاسکا بهم گفت..

340
00:34:38,118 --> 00:34:39,618
‫بابایی..

341
00:34:44,249 --> 00:34:46,419
‫"هیچوقت نزار ببینن من مردم"

342
00:34:48,378 --> 00:34:51,255
‫دلیلش همینه.

343
00:34:53,091 --> 00:34:54,381
‫به هر حال...

344
00:34:56,261 --> 00:34:57,720
‫حالا که اینجا نیست.

345
00:35:01,433 --> 00:35:03,267
‫پیش خداست.

346
00:35:32,380 --> 00:35:36,175
‫با خودم گفتم از پایین که نگاهمون کنه
‫میتونم حسش کنم،ولی...

347
00:35:38,845 --> 00:35:40,385
‫آلاسکا مرده.

348
00:35:52,108 --> 00:35:55,486
‫متاسفم آلاسکا.

349
00:35:55,487 --> 00:35:58,364
‫لایق دوست بهتری بودی.

350
00:36:14,255 --> 00:36:16,505
‫استوارت و شنکز.

351
00:36:19,219 --> 00:36:21,219
‫خیلی خب تام.

352
00:36:56,548 --> 00:36:57,878
‫حالتون خوبه،قربان؟

353
00:37:01,344 --> 00:37:03,934
‫فقط میخواستم همتون به حرفم گوش بدین.

354
00:37:06,349 --> 00:37:08,099
‫بهم اعتماد کنید،احترام بزارید..

355
00:37:10,270 --> 00:37:12,150
‫و حتی ازم بترسید اگه که لازم باشه...

356
00:37:13,815 --> 00:37:17,025
‫تا من بتونم از همتون
‫مراقبت کنم و در امنیت نگهتون دارم.

357
00:37:19,571 --> 00:37:20,949
‫وای خدا، من سخت برای این شغل کار کردم

358
00:37:20,950 --> 00:37:22,447
‫ازدواجم رو بهم زد.

359
00:37:24,075 --> 00:37:25,825
‫حتی این سیبیل مسخره رو گذاشتم

360
00:37:25,827 --> 00:37:27,497
‫که شاید یکم بهم ابهت بده.

361
00:37:27,498 --> 00:37:29,405
‫میدونی دیگه،تا شما به حرفم گوش بدید.

362
00:37:32,333 --> 00:37:34,213
‫ولی من باید گوش میدادم.

363
00:37:36,963 --> 00:37:38,803
‫آلاسکا در عذاب بود، منم بدترش کردم.

364
00:37:40,508 --> 00:37:42,426
‫همه‌مون بدترش کردیم.

365
00:37:42,427 --> 00:37:43,967
‫آره، ولی شما جوونید.

366
00:37:43,970 --> 00:37:45,220
‫بایدم اشتباه بکنید.

367
00:37:45,221 --> 00:37:47,391
‫من بزرگم، و همتون رو ناامید کردم.

368
00:37:49,642 --> 00:37:50,852
‫بیشتر هم آلاسکا رو.

369
00:37:54,647 --> 00:37:56,227
‫خیلی هم دیر نشده.

370
00:37:58,818 --> 00:38:01,148
‫الان یه بزرگسال بدردمون میخوره.

371
00:38:08,369 --> 00:38:10,704
‫و قربان

372
00:38:10,705 --> 00:38:12,285
‫سیبیل کارساز نبود.

373
00:38:15,043 --> 00:38:16,710
‫آره میدونم.

374
00:38:16,711 --> 00:38:18,251
‫ممنونم آقای چیس.

375
00:38:25,261 --> 00:38:27,638
‫خداوند شبان من است.

376
00:38:27,639 --> 00:38:30,224
‫محتاج به چیزی نخواهم بود.

377
00:38:30,225 --> 00:38:35,145
‫مرا در مرتع های سبز میخواباند.

378
00:38:35,146 --> 00:38:38,356
‫نزد آب های راحت مرا رهبری میکند.

379
00:38:38,358 --> 00:38:41,318
‫جانم را برمیگرداند.

380
00:38:41,319 --> 00:38:46,365
‫و بخاطر نام خود به راه های عدالت هدایتم میکند.

381
00:38:46,366 --> 00:38:49,486
‫چون در وادی سایه موت راه روم

382
00:38:49,494 --> 00:38:51,164
‫- از بدی نخواهم ترسید..
‫- گفت عزیزم

383
00:38:51,165 --> 00:38:55,332
‫روی محراب تو گل مینا و لاله گذاشتم

384
00:38:55,333 --> 00:38:58,752
‫و گل های رز مثل برف زمستان فرو میریزه.

385
00:38:58,753 --> 00:39:00,712
‫ولی گفت همینجا میریزه

386
00:39:00,713 --> 00:39:06,590
‫جایی که هیچکس نمیتونه ببینه
‫یک پیشکش درون علف ترب ها و گل ها قرار میدم.

387
00:39:06,886 --> 00:39:08,926
‫و بعد ناپدید شد

388
00:39:08,930 --> 00:39:12,390
‫چون ترس از خدا شاید پذیرفته نشده باشد.

389
00:39:12,392 --> 00:39:14,692
‫خداوند طلب گلبرگ جدید

390
00:39:14,693 --> 00:39:19,896
‫و رنگ های تاریک کرد
‫و تمام فکرهایی که داشت همین بود.

391
00:39:19,899 --> 00:39:24,278
‫خدا رضایت خفیفش را
‫در حالت نیمه‌دعایی و نیمه‌خوانی شنید.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( </font>نیمه دعایی یک سبکی از دعاست که فرد کف دستانش را نزدیک به قلب روی هم میزاره و به پشت سر خود دعا میکند <font color="#ff۸۰۰۰">)</font>

392
00:39:24,279 --> 00:39:27,614
‫و خدا یک لرزش کوچکی را حس کرد

393
00:39:27,615 --> 00:39:32,445
‫این عشق آسمانی یا ترحم نبود.

394
00:39:40,920 --> 00:39:43,968
‫هر اثر انگشت یک شکلی برای
‫برای باقی گذاشتن احساستون هست.

395
00:39:43,969 --> 00:39:46,425
‫به متوفی نشون میدین که براتون ارزش داشته

396
00:40:19,208 --> 00:40:21,788
‫- من دوست دارم.
‫- میدونم که دوسش داشتی.

397
00:40:21,794 --> 00:40:26,381
‫نه زمان گذشته منظورم نیست.

398
00:40:26,382 --> 00:40:28,425
‫من دوست دارم.

399
00:40:28,426 --> 00:40:32,054
‫و خیلی متاسفم که گذاشتم بری.

400
00:40:34,474 --> 00:40:37,142
‫خیلی متاسفم.

401
00:40:38,686 --> 00:40:40,854
‫بیا، بیا بریم.

402
00:41:10,426 --> 00:41:12,676
‫فقط میخواسته بره بیرون.

403
00:41:12,679 --> 00:41:14,759
‫ای کاش میشد بفهمم.

404
00:41:14,764 --> 00:41:18,886
‫میدونی،وقتی مدرسه اومدم
‫آلاسکا اولین دختری بود که بوسیدم.

405
00:41:18,893 --> 00:41:22,113
‫وقتی خیلی تو عمق کار میرفتم کاملا ناامید میشد.

406
00:41:24,315 --> 00:41:26,605
‫میدونی اگه راجبش فکر کنی

407
00:41:26,609 --> 00:41:28,069
‫همش تقصیر اونه.

408
00:41:30,530 --> 00:41:31,780
‫باباش؟

409
00:41:31,781 --> 00:41:34,241
‫اصلا چه ربطی به باباش داره؟

410
00:41:34,242 --> 00:41:36,076
‫شوخیت گرفته؟

411
00:41:36,077 --> 00:41:37,697
‫کل قضیه تقصیرشه.

412
00:41:37,704 --> 00:41:40,080
‫مرگ مادرش رو گردنش انداخت.

413
00:41:40,081 --> 00:41:41,791
‫بخاطر اون نمیتونست خونه بره.

414
00:41:44,502 --> 00:41:46,962
‫مرتیکه چاقالوی غمگین رو نگاه کن.

415
00:41:46,963 --> 00:41:49,223
‫مثل یه آشغال اونجا
‫افتاده داره مست میکنه.

416
00:41:51,384 --> 00:41:53,854
‫میدونی دیگه کی یه مست آشغال بود؟

417
00:41:53,855 --> 00:41:55,595
‫بابای من.

418
00:41:55,596 --> 00:41:57,096
‫پس یه جورایی متخصص این موضوعم.

419
00:41:57,098 --> 00:41:59,178
‫احتمالا باید یکم صدات رو بیاری پایین چون...

420
00:41:59,183 --> 00:42:00,983
‫میدونی همش بخاطر خبرچینی شروع شد

421
00:42:00,984 --> 00:42:04,057
‫ولی بخاطر این خبرچینی کرد
‫چون نمیتونست خونه بره.

422
00:42:04,063 --> 00:42:07,693
‫کتابخونه زندگیش نابود شد
‫چون خبرچینی کرده بود.

423
00:42:09,694 --> 00:42:11,864
‫تمام اتفاقات بدی که امسال افتاده

424
00:42:11,865 --> 00:42:13,823
‫بخاطر اینه که باباش لاشیه.

425
00:42:18,119 --> 00:42:19,494
‫هی،سرهنگ.

426
00:42:19,495 --> 00:42:21,495
‫هی،تو دلش رو شکستی.

427
00:42:21,497 --> 00:42:22,914
‫هی، تو دلش رو شکستی!

428
00:42:22,915 --> 00:42:24,205
‫اگه هواش رو داشتی

429
00:42:24,208 --> 00:42:25,788
‫هیچکدوم اینا اتفاق نمیفتاد!

430
00:42:25,793 --> 00:42:27,419
‫اینقدر غمگین نمیشد.

431
00:42:27,420 --> 00:42:28,670
‫اینقدر مست نمیکرد.

432
00:42:28,671 --> 00:42:31,256
‫یه ماشین با یه کیسه باد لامصبی میداشت.

433
00:42:31,257 --> 00:42:32,507
‫- خودم جدا...
‫- تو باید میمردی!

434
00:42:32,508 --> 00:42:33,678
‫- آلاسکا نباید میمرد.
‫- هی!

435
00:42:33,679 --> 00:42:35,086
‫تویه لامصبی باید میمردی!

436
00:42:35,094 --> 00:42:37,100
‫تویه کصکش باید میمردی!

437
00:42:37,101 --> 00:42:38,966
‫دستت رو بکش!

438
00:42:38,973 --> 00:42:41,811
‫اگه میخواین کسی رو بگیرین
‫این کصکش مست بگیرین!

439
00:42:41,812 --> 00:42:43,689
‫چه غلطی داری میکنی؟

440
00:42:43,690 --> 00:42:46,605
‫به مردی که بچه‌ش رو از دست داده توهین میکنی؟

441
00:42:46,606 --> 00:42:48,896
‫متاسفم.

442
00:42:48,900 --> 00:42:50,320
‫- راست میگه.
‫- نه آقا.

443
00:42:50,321 --> 00:42:54,236
‫ناراحته، نباید بهش توجه کنید.

444
00:42:54,238 --> 00:42:56,448
‫خیلی وقت پیش آلاسکا رو از دست دادم.

445
00:43:00,286 --> 00:43:03,956
‫کاری که کردم، حرفایی که گفتم..

446
00:43:06,542 --> 00:43:08,132
‫من لایقش نبودم.

447
00:43:15,760 --> 00:43:17,094
‫و حالا مرده.

448
00:43:20,139 --> 00:43:21,809
‫و هیچوقت هم نمیتونم درستش کنم.

449
00:43:51,003 --> 00:43:53,296
‫خیلی متاسفم، عزیزم.

450
00:44:02,265 --> 00:44:04,885
‫خدای بزرگ،خودت ما رو ببخش.

451
00:44:17,655 --> 00:44:20,405
‫این لحظه افتخارم نیست.

452
00:44:20,408 --> 00:44:21,948
‫آره.

453
00:44:21,951 --> 00:44:25,501
‫توقع نداشته باش بعد از امروز
‫برای مراسم های بعدی دعوتت کنند.

454
00:44:25,502 --> 00:44:28,076
‫عیبی نداره.

455
00:44:28,082 --> 00:44:31,751
‫خب خپل،حالا سیگاری هم شدی،ها؟

456
00:44:31,752 --> 00:44:34,421
‫آلاسکا هم بود همین کار میکرد.

457
00:44:34,422 --> 00:44:36,262
‫از این مراسم خاکسپاری هم متنفر میشد.

458
00:44:36,263 --> 00:44:38,884
‫با این یکی همه میتونیم موافق باشیم.

459
00:44:38,885 --> 00:44:42,175
‫سلام، بچه ها.

460
00:44:42,180 --> 00:44:43,555
‫حالتون چطوره؟

461
00:44:43,556 --> 00:44:44,966
‫به شدت خراب.

462
00:44:44,974 --> 00:44:47,225
‫چه خبر؟

463
00:44:47,226 --> 00:44:50,940
‫بخاطر رابطه طولانی و
‫احساسی سالمی که با آلاسکا داشتی.

464
00:44:50,941 --> 00:44:52,817
‫حتما این قضیه برای تو هم سخته.

465
00:44:52,818 --> 00:44:56,645
‫راستش فکر نمیکردم اینقدر حالم خراب بشه.

466
00:44:56,652 --> 00:45:01,114
‫فقط خیلی احساس گناه میکنم...

467
00:45:01,115 --> 00:45:03,735
‫مثلا باید میدونستم یا چیزی

468
00:45:03,743 --> 00:45:05,911
‫یا یه کاری میکردم.

469
00:45:05,912 --> 00:45:07,332
‫من خودم با این احساس آشنام.

470
00:45:10,666 --> 00:45:13,206
‫هیچیش با عقل جور در نمیاد.

471
00:45:13,211 --> 00:45:15,341
‫چطور ممکنه همچین جوونی

472
00:45:15,342 --> 00:45:16,755
‫و اینقدر سرحال،بمیره؟

473
00:45:16,756 --> 00:45:20,296
‫پس خودمون رو مقصر بدونیم
‫فکر کنیم یکم کنترل داریم

474
00:45:20,301 --> 00:45:22,680
‫و اینکه میتونستم آخر داستان رو عوض کنیم

475
00:45:22,681 --> 00:45:27,600
‫و اینکه دنیا یه مکان اتفاقیِ ریده شده نیست
‫که یه دختر بی دلیل بمیره.

476
00:45:30,269 --> 00:45:32,769
‫من فیونا هستم.

477
00:45:32,772 --> 00:45:34,192
‫من با جیک دانشگاه میرم.

478
00:45:34,193 --> 00:45:35,857
‫فقط یه بار آلاسکا رو دیدم

479
00:45:35,858 --> 00:45:38,526
‫ولی خیلی روی من تاثیر گذاشت.

480
00:45:38,527 --> 00:45:41,487
‫فیونا.

481
00:45:41,489 --> 00:45:44,115
‫معلومه خیلی زرنگی

482
00:45:44,116 --> 00:45:46,656
‫ولی باید یه دلیلی باشه..

483
00:45:46,661 --> 00:45:49,287
‫اگه دلیلی برای مردنش نباشه

484
00:45:49,288 --> 00:45:51,915
‫حداقل باید برای تصادفش باشه

485
00:45:51,916 --> 00:45:55,746
‫یا مثلا کسی که اون شب بهش زنگ زده.

486
00:45:57,213 --> 00:45:58,843
‫منظورت تلفن کارتی؟

487
00:46:00,675 --> 00:46:01,875
‫آره.

488
00:46:04,637 --> 00:46:05,717
‫کار من بود.

489
00:46:07,348 --> 00:46:08,977
‫جیک زنگ زده.

490
00:46:08,978 --> 00:46:11,475
‫بعد از اون زنگ، همه چی عوض شد.

491
00:46:11,477 --> 00:46:13,147
‫چی گفتی؟

492
00:46:14,689 --> 00:46:17,649
‫ظاهرا حرف اشتباهی گفتم.

493
00:46:17,650 --> 00:46:18,984
‫الو؟

494
00:46:18,985 --> 00:46:21,735
‫آلاسکا؟

495
00:46:21,737 --> 00:46:25,237
‫جا خوردم جواب دادی.

496
00:46:25,241 --> 00:46:27,909
‫خوب شد صدات رو شنیدم.

497
00:46:27,910 --> 00:46:29,119
‫دلتنگت شدم.

498
00:46:29,120 --> 00:46:31,997
‫آره،جیک منم دلتنگت شدم.

499
00:46:31,998 --> 00:46:33,998
‫ولی دیر وقته.

500
00:46:34,000 --> 00:46:35,417
‫میدونم

501
00:46:35,418 --> 00:46:38,958
‫و میدونم که دقیقا الان با هم نیستیم

502
00:46:38,963 --> 00:46:42,549
‫حتی باوجود اینکه دلیلش رو نمیدونم،ولی..

503
00:46:42,550 --> 00:46:46,139
‫من بدون فکر تو بیخیال امروز نمیشم.

504
00:46:46,140 --> 00:46:48,507
‫خدا رو شکر امروز میتونیم صحبت کنیم

505
00:46:48,514 --> 00:46:51,308
‫با وجود اینکه بزرگ شدیم...

506
00:46:51,309 --> 00:46:54,649
‫منظورت از امروز چیه؟چه روزیه مگه؟

507
00:46:54,650 --> 00:46:58,015
‫سالگردمونه.

508
00:46:58,024 --> 00:47:00,034
‫دو سال از روزی که با هم آشنا شدیم میگذره.

509
00:47:01,944 --> 00:47:03,570
‫نـ..

510
00:47:09,243 --> 00:47:10,952
‫نه..

511
00:47:10,953 --> 00:47:12,582
‫امکان نداره.

512
00:47:12,583 --> 00:47:14,668
‫هی، چیزی نیست که نگران باشی.

513
00:47:14,669 --> 00:47:16,665
‫اشکالی نداره اگه من یادم بوده و تو یادت رفته.

514
00:47:16,667 --> 00:47:19,247
‫من اینجور آدم احمقیم.

515
00:47:22,173 --> 00:47:25,550
‫آلاسکا؟

516
00:47:25,551 --> 00:47:28,470
‫آلاسکا؟

517
00:47:28,471 --> 00:47:29,851
‫پشت خطی؟

518
00:47:31,807 --> 00:47:35,437
‫فقط یادمه نشسته بودم
‫کتاب"فرانسه بین جنگ ها"میخوندم

519
00:47:35,438 --> 00:47:38,396
‫و یکی بهم گفت

520
00:47:38,397 --> 00:47:40,647
‫با توجه به مدارک آلاسکا مرده.

521
00:47:43,027 --> 00:47:45,857
‫همین؟کل زنگی که زدی همین بود؟

522
00:47:45,863 --> 00:47:50,240
‫واستا،مگه چیه سالگردتون بد بوده..
‫که آلاسکا یهویی زده بیرون؟

523
00:47:50,242 --> 00:47:51,701
‫روحمم خبر نداره.

524
00:47:51,702 --> 00:47:53,952
‫تلفن رو قطع کرده
‫و سوار ماشینت شده.

525
00:47:53,954 --> 00:47:55,874
‫- میدونم
‫- چرا جیک؟

526
00:47:55,875 --> 00:47:57,502
‫هی،هر چی که میدونست به شما گفت.

527
00:47:57,503 --> 00:47:59,588
‫- دیگه چی بهش گفتی؟
‫- همین بود.

528
00:47:59,589 --> 00:48:02,295
‫- چرا سوار ماشین شده؟
‫- نمیدونه خپل.

529
00:48:04,382 --> 00:48:05,802
‫ای کاش میدونستم.

530
00:48:07,176 --> 00:48:08,926
‫ببخشید، داداش.

531
00:48:17,269 --> 00:48:19,479
‫شاید جلومونه.

532
00:48:19,480 --> 00:48:22,820
‫بخاطر اینکه سالگردش با جیک فراموش کرد
‫ناراحت بوده.

533
00:48:22,821 --> 00:48:26,147
‫و احساس گناه کرده که براش مهم نبوده.

534
00:48:26,153 --> 00:48:29,322
‫اون موقع فهمیده چقدر جیک براش مهمه

535
00:48:29,323 --> 00:48:30,782
‫و اینکه چقدر بد باهاش رفتار کرده

536
00:48:30,783 --> 00:48:32,492
‫و خواسته شخصا ازش عذرخواهی کنه.

537
00:48:32,493 --> 00:48:33,913
‫رفته تا ببینتش و جبران کنه

538
00:48:33,914 --> 00:48:35,870
‫تا اینکه برگردن پیش همدیگه.

539
00:48:35,871 --> 00:48:39,290
‫واضحه ولی خیلی
‫با عقل جور میاد.

540
00:48:39,291 --> 00:48:41,126
‫چی؟نه.

541
00:48:41,127 --> 00:48:44,087
‫اصلا با عقل جور در نمیاد.

542
00:48:44,088 --> 00:48:47,338
‫وقتی داشت من می‌بوسید
‫اصلا به جیک فکر نمیکرد.

543
00:48:48,634 --> 00:48:51,264
‫عمرا اگه آلاسکا خواسته باشه پیشش برگرده.

544
00:48:51,265 --> 00:48:53,430
‫ببین خپل، بعد از اون زنگ

545
00:48:53,431 --> 00:48:56,101
‫به اتاق تو برنگشته تا بغلت کنه.

546
00:48:56,102 --> 00:48:59,480
‫خیلی ناراحت شده و سوار ماشین شده و رفته

547
00:48:59,481 --> 00:49:01,896
‫احتمالا به جایی که جیک بوده رفته.

548
00:49:01,897 --> 00:49:05,687
‫هدف این کار اینه که با
‫چیزای شناخته شروع کنیم

549
00:49:05,693 --> 00:49:08,533
‫و با داستان های احتمالی
‫جای چیزای ناشناخته رو پر کنیم.

550
00:49:08,534 --> 00:49:13,158
‫نه که به باب میل رویای عاشقانه
‫تو با آلاسکا جلو بریم.

551
00:49:13,159 --> 00:49:16,619
‫تو کارآگاه مزخرفی میشدی
‫همه چیز رو به خودت ربط میدی.

552
00:49:16,620 --> 00:49:19,080
‫آره، چون همش به من مربوطه.

553
00:49:20,499 --> 00:49:23,877
‫من آخرین نفری بودم که بوسید.

554
00:49:23,878 --> 00:49:27,046
‫و بهم گفت هنوز با من کارش ادامه داره

555
00:49:27,047 --> 00:49:29,966
‫که همین حرفو پشت تلفن هم گفت.

556
00:49:29,967 --> 00:49:31,676
‫تو خاص نیست،خپل.

557
00:49:31,677 --> 00:49:33,136
‫حالا چون مست بوده

558
00:49:33,137 --> 00:49:34,887
‫و سکس کردین یا هر چیزی

559
00:49:34,889 --> 00:49:37,729
‫به این معنی نیست که
‫ارزشش برای تو بیشتر از ما بوده.

560
00:49:39,643 --> 00:49:41,103
‫همه‌مون دلتنگشیم.

561
00:49:50,154 --> 00:49:51,738
‫میدونم.

562
00:50:30,486 --> 00:50:33,606
‫تاکومی همینطور اتفاقی
‫شنیده عقاب با بابای آلاسکا صحبت میکرده.

563
00:50:33,614 --> 00:50:35,784
‫فردا باباش میاد تا اتاقش رو تخلیه کنه

564
00:50:35,785 --> 00:50:37,242
‫پس اگه چیزی پیدا کردی که از ما بود

565
00:50:37,243 --> 00:50:39,503
‫یا هر چیزی که نمیخوایم پیدا کنه

566
00:50:39,504 --> 00:50:41,955
‫باید ترتیبش رو بدیم.

567
00:50:57,221 --> 00:50:59,221
‫طاقتش رو ندارم.

568
00:50:59,223 --> 00:51:01,224
‫میدونم.

569
00:51:01,225 --> 00:51:04,845
‫ولی مجبوریم.

570
00:51:08,023 --> 00:51:09,482
‫نمیتونم.

571
00:51:09,483 --> 00:51:12,026
‫مجبورم نکن تنها انجامش بدم خپل.

572
00:51:20,160 --> 00:51:22,579
‫مایلز، خوب شد صدات رو شنیدم.

573
00:51:22,580 --> 00:51:24,670
‫مدرسه یه ایمیل برامون فرستاد،پسرم.

574
00:51:24,671 --> 00:51:27,035
‫میدونیم یه دانش آموز مرده.

575
00:51:27,042 --> 00:51:28,876
‫بیچاره مامان و باباش.

576
00:51:28,877 --> 00:51:31,207
‫مامان باباش؟

577
00:51:31,213 --> 00:51:33,803
‫اون دختری که مرده...میشناختیش؟

578
00:51:36,969 --> 00:51:38,969
‫آره.

579
00:51:41,473 --> 00:51:45,143
‫دوستم بود.

580
00:51:45,144 --> 00:51:47,645
‫دوست واقعا خوبم بود

581
00:51:47,646 --> 00:51:50,396
‫همون بود نه؟

582
00:51:50,399 --> 00:51:53,735
‫دختری که روزی شکرگذاری باهاش بودی.

583
00:51:53,736 --> 00:51:55,356
‫آره.

584
00:51:55,362 --> 00:51:58,698
‫آلاسکا

585
00:51:58,699 --> 00:52:00,579
‫اســ..اسمش بود.

586
00:52:02,244 --> 00:52:04,334
‫خیلی شوکه کنندس پسرم.

587
00:52:04,335 --> 00:52:06,539
‫میدونم افتضاحه.

588
00:52:06,540 --> 00:52:08,830
‫هر چی لازم داشتی

589
00:52:08,834 --> 00:52:10,844
‫میدونی که هوات داریم.

590
00:52:11,670 --> 00:52:13,380
‫میدونم...

591
00:52:15,299 --> 00:52:17,469
‫ولی همین کافیه.

592
00:52:20,012 --> 00:52:23,931
‫فقط میخواستم گوشی رو بردارید.

593
00:52:23,932 --> 00:52:27,101
‫میخواستم که جواب بدین،و...

594
00:52:27,102 --> 00:52:29,395
‫و شما جواب دادید.

595
00:52:38,822 --> 00:52:40,907
‫خب،خب.

596
00:52:40,908 --> 00:52:43,538
‫ببین که تصمیم گرفته بیاد.

597
00:52:46,747 --> 00:52:48,207
‫اومدم کمک کنم.

598
00:52:51,001 --> 00:52:53,544
‫خب،مطمئن میشد که مشروب اینجا نزاره

599
00:52:53,545 --> 00:52:57,924
‫ولی میدونی، همه ورقه هایی
‫که مینوشت نگه میداشت.

600
00:52:57,925 --> 00:52:59,965
‫زیاد ورقه نداشت ولی

601
00:52:59,968 --> 00:53:03,098
‫میدونی دیگه، انگار
‫هر چیزی با ارزشه.

602
00:53:05,724 --> 00:53:08,774
‫بنابراین، هر کدوم به خودی خودش باید احترام بشه

603
00:53:26,286 --> 00:53:28,496
‫این همه کتاب که هیچوقت نخوند.

604
00:53:28,497 --> 00:53:30,247
‫از حراجی ها خریده.

605
00:53:30,249 --> 00:53:34,209
‫احتمالا حالا مقدر شده برای یکی دیگه باشه.

606
00:53:34,211 --> 00:53:36,461
‫از خاکستر به خاکستر برمیگردد.

607
00:53:36,463 --> 00:53:38,673
‫از حراجی به حراجی برمیگردد.

608
00:53:38,674 --> 00:53:41,426
‫نمیتونیم اینا رو بفروشیم.

609
00:53:41,427 --> 00:53:42,927
‫کار اشتباهی به نظر میاد.

610
00:53:42,928 --> 00:53:47,928
‫خب اونایی که خیلی خیس شده

611
00:53:47,933 --> 00:53:50,893
‫توی یه قبر ادبیاتی دفن میشه.

612
00:53:50,894 --> 00:53:54,731
‫بعدا راجبش صحبت میکنیم، راست میگی.

613
00:53:54,732 --> 00:53:58,692
‫میدونی کل وصیت جان کیتز

614
00:53:58,694 --> 00:54:03,114
‫توی یک خط به سبک شعر ایامبیک نوشته شده.

615
00:54:03,115 --> 00:54:08,285
‫" قلب کتابهام بین دوستانم تقسیم میشود"

616
00:54:08,287 --> 00:54:10,577
‫اونم حتما میخواسته کتابا
‫بین دوستاش تقسیم بشه.

617
00:54:12,624 --> 00:54:15,004
‫کتاب ژنرال در هزاتو رو دیدی؟

618
00:54:15,005 --> 00:54:16,502
‫میدونم یه بار تو آب افتاده.

619
00:54:16,503 --> 00:54:19,547
‫مطمئنم صحفه هاش خراب شده.

620
00:54:19,548 --> 00:54:21,298
‫من اون یکی رو میخوام.

621
00:54:21,300 --> 00:54:24,177
‫بیا.

622
00:54:24,178 --> 00:54:26,098
‫نکنه تو فکر خوندنشی،آره؟

623
00:54:26,099 --> 00:54:28,136
‫زندگینامه نیست.

624
00:54:28,140 --> 00:54:30,266
‫سبک قدیمی تخیلی.

625
00:54:30,267 --> 00:54:31,684
‫من که اجازه میدم.

626
00:54:37,441 --> 00:54:40,238
‫"بخاطر رمزگشایی کوبنده"

627
00:54:40,239 --> 00:54:45,912
‫"و به آخر رسیدن راه پرتگاهی که در اون لحظه بین
‫"خوشبختی و رویاهاش قرار گرفته بود، میلرزید"

628
00:54:45,913 --> 00:54:47,738
‫فریاد زد لعنتی.

629
00:54:47,743 --> 00:54:50,745
‫چطور از این هزارتو میرم بیرون؟

630
00:54:57,711 --> 00:54:59,131
‫سرهگ بیا اینو ببین.

631
00:54:59,132 --> 00:55:01,129
‫یه راست رفتی آخرش؟

632
00:55:01,131 --> 00:55:03,471
‫هر کتابی که میخونی همین کارو میکنی؟

633
00:55:06,595 --> 00:55:09,764
‫راه خروج هزارتو.

634
00:55:09,765 --> 00:55:13,095
‫"مستقیم و سریع"

635
00:55:13,101 --> 00:55:14,435
‫دهنت سرویس خپل.

636
00:55:14,436 --> 00:55:17,306
‫راجب اتفاقی که عقاب
‫گفت افتاده فکر کن.

637
00:55:17,314 --> 00:55:19,324
‫کامیونی که خراب شده بود

638
00:55:19,325 --> 00:55:23,356
‫ماشین پلیس در صحنه
‫که الاسکا مستقیم زده بهش.

639
00:55:23,362 --> 00:55:25,952
‫گفتن بخاطر الکل این اتفاق افتاده.

640
00:55:27,574 --> 00:55:30,994
‫به نظرم یه احتمالی هست که در نظر نگرفتیم.

641
00:55:33,664 --> 00:55:36,290
‫اگه تصادف نبوده باشه چی؟

642
00:55:36,314 --> 00:55:38,314

‫<font color="#ffff۸۰">مترجمان : </font>
‫<font color="#ff۸۰c۰">مریم صرافها</font> <font color="#ffff۸۰">و</font> <font color="#۸۰ffff">مهدی ترابی</font>
‫<font color="#ffff۰۰">jixi.vixi@yahoo.com</font>

643
00:55:38,338 --> 00:55:40,338

‫:: ارائه شده توسط تیم ترجمه آی‌مووی::..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:. WwW.iMovie-DL.Com .:.</font>

