﻿1
00:00:27,320 --> 00:00:31,300
"غول غرق شده"

2
00:00:32,301 --> 00:00:38,301
مترجم: آرين دراما

3
00:00:44,750 --> 00:00:47,208
ديشب طوفان سنگيني به‌پا شد

4
00:00:47,291 --> 00:00:50,416
درنتيجه تقريبا اواخر صبح بود كه
اولين اخبار از رويت شدنش

5
00:00:50,500 --> 00:00:54,125
توسط ماهيگيرهاي محلي منتشر شد

6
00:00:55,291 --> 00:00:58,916
،از اونجايي كه من و همكارهام دانشمند هستيم
در ابتدا اين اخبار رو باور نكرديم

7
00:00:59,000 --> 00:01:01,791
و گفتيم يا اغراقه و يا توهم

8
00:01:02,750 --> 00:01:06,333
ولي وقتي شاهدهاي بيشتري
،از ساحل برگشتن

9
00:01:06,416 --> 00:01:09,125
بالاخره تصميم گرفتيم
خودمون بررسي كنيمش

10
00:01:09,958 --> 00:01:12,791
.بيا ديگه استيون
الان وقت زل زدن نيست

11
00:01:13,708 --> 00:01:15,166
دارم ميام

12
00:01:16,750 --> 00:01:19,416
حداقل ۶۰ تن وزنشه

13
00:01:19,500 --> 00:01:23,291
.من كه ميگم ۸۰ تنه
فقط استخونهاش ۳۰ تن وزن دارن

14
00:01:24,250 --> 00:01:26,625
،گرچه ويژگي‌هاي عظيم‌الجثه‌ي چهره‌اش

15
00:01:26,708 --> 00:01:29,666
ارزيابي سن غول را محال كرده بودند

16
00:01:29,750 --> 00:01:32,250
اما از ظاهر كلاسيك دماغ و دهانش

17
00:01:32,333 --> 00:01:36,458
ميشد حدس زد كه او مرد جواني
با خلق و خوي متعادل و بااحتياط بوده

18
00:01:42,500 --> 00:01:46,000
.چهره‌ي نجيبي داشت
آراسته به جذابيتي لذت‌بخش

19
00:01:46,083 --> 00:01:49,458
كه با قدرت مهيب جثه‌ي غول‌آسايش در تضاد بود

20
00:01:54,541 --> 00:01:57,125
قد و قامت هومري باشكوهش

21
00:01:57,208 --> 00:02:00,416
تمثيل واقعي يك آرگونوت غرق شده
گروهي از پهلوانان كه همراه با جيسون)
(به وسيله? آرگو در جستجوي پشم زرين سفر كردند

22
00:02:00,500 --> 00:02:02,500
يا قهرماني از اديسه بود

23
00:02:02,583 --> 00:02:06,833
نه انساني با اندازه‌ي معمولي و مرسوم

24
00:02:17,833 --> 00:02:22,791
البته كه جثه‌ي عظيمش مرا بشدت مجذوب كرده بود

25
00:02:22,875 --> 00:02:27,875
اما شگفتي واقعي، اصل وجود داشتن
اينچنين موجودي بود

26
00:02:27,958 --> 00:02:31,208
شايد شك و شبهات زيادي در
،زندگي ما وجود داشته باشد

27
00:02:31,291 --> 00:02:35,458
...اما در وجود اين غول هيچ شكي نيست

28
00:02:36,333 --> 00:02:39,750
 و در اصل دريچه‌ايست به دنيايي ديگر

29
00:02:39,833 --> 00:02:45,500
،كه در مقابلش مايي كه در ساحل جمع شديم
چيزي جز كپي‌هاي ناقص و ضعيف نيستيم

30
00:02:47,833 --> 00:02:49,208
!اونجا رو ببينيد

31
00:02:54,916 --> 00:02:56,458
اون كيه؟ بيايد بريم

32
00:03:10,250 --> 00:03:12,541
!چقدر ليزه

33
00:03:31,375 --> 00:03:33,500
اون بالا چطوريه؟

34
00:03:35,958 --> 00:03:37,458
جالبه؟

35
00:03:38,833 --> 00:03:41,000
تدي! نزديك بودم بيوفتم عوضي

36
00:03:41,083 --> 00:03:42,875
نترس بابا

37
00:03:45,083 --> 00:03:48,166
،از فاصله‌ي دور
اينطور بنظر ميومد كه فقط خوابيده

38
00:03:48,250 --> 00:03:51,583
و ممكنه هرلحظه پاشنه‌هاش رو بهم بكوبه

39
00:03:51,666 --> 00:03:57,800
و كپي‌هاي كوچك از خودش كه اطرافش رو
احاطه كردن، له و لورده كنه

40
00:04:03,958 --> 00:04:05,541
،اما به مرور زمان

41
00:04:05,625 --> 00:04:09,708
اثر طلسم جادويي غول كمرنگ شد

42
00:04:11,291 --> 00:04:13,958
.بهتره برگرديم به شهر
بزودي تاريك ميشه

43
00:04:14,041 --> 00:04:16,416
آره. فكر كنم حق با تو باشه

44
00:04:24,416 --> 00:04:27,833
سفر بعدي من به ساحل
سه روز بعد انجام شد

45
00:04:33,041 --> 00:04:38,325
از اونجايي كه همكارهام متوجه
،علاقه‌ي من به غول شدند

46
00:04:38,458 --> 00:04:40,833
وظيفه‌ي بررسي اون رو
به خودم سپردن

47
00:04:41,750 --> 00:04:45,291
و من از اين موضوع استقبال كردم چرا كه

48
00:04:45,375 --> 00:04:47,708
اين غول هنوز براي من زنده بود

49
00:04:49,083 --> 00:04:53,208
حتي زنده‌تر از بسياري از
افرادي كه در اطرافم بودن

50
00:05:03,625 --> 00:05:07,666
،اگه قصاب‌ها از اينجا شروع كنن
مي‌تونيم خيلي زود استخون ران رو ببُريم

51
00:05:08,291 --> 00:05:10,375
و بعد از اونجا مي‌تونيم به كپلش برسيم

52
00:05:10,458 --> 00:05:12,658
ولي براي جمع كردنش
بايد اضافه‌كاري كنيم

53
00:05:15,458 --> 00:05:16,916
،فرداي اون روز

54
00:05:17,000 --> 00:05:20,000
از عمد سفرم رو تا عصر به تعويق انداختم

55
00:05:20,083 --> 00:05:23,000
به اميد اينكه آدم‌هاي كمتري
در ساحل حضور داشته باشن

56
00:05:31,000 --> 00:05:35,500
غوطه‌وري طولاني‌مدت در آب دريا
،و التهاب بافت‌هاي بدنش

57
00:05:35,583 --> 00:05:38,291
جواني صورتش رو از او گرفته بود

58
00:05:38,375 --> 00:05:42,416
،چهره‌اش حالا به بلوغ كامل رسيده

59
00:05:42,500 --> 00:05:45,041
و نشانه‌هايي از فاسد شدن قريب‌الوقوعش ديده ميشد

60
00:05:47,625 --> 00:05:52,333
اين آغاز تسليم شدنش
در مقابل قدرت گذر زمان بود

61
00:05:52,416 --> 00:05:55,500
قدرتي كه تمامي انسان‌ها را از پا در مي‌اورد

62
00:05:56,833 --> 00:05:59,291
،هرچند شنيع و زننده

63
00:05:59,375 --> 00:06:04,458
،اما اين دگرگوني پيوسته
،اين حيات در مرگ پديدار

64
00:06:04,541 --> 00:06:08,250
به من اين شجاعت رو داد
كه سرانجام پا بر جسدش بذارم

65
00:06:39,958 --> 00:06:45,583
اين چشم‌انداز جديد، باعث شد از عذابي كه غول
در اين روزها كشيده بيشتر آگاه بشم

66
00:06:45,666 --> 00:06:51,000
مُرده بودنش دليل بر دردناك نبودن اين اتفاقات نبود

67
00:06:57,375 --> 00:06:59,958
در نهايت، صورتش تبديل

68
00:07:00,041 --> 00:07:03,166
به ماسكي از خستگي و فلاكت شده بود

69
00:07:05,875 --> 00:07:08,416
و در نهايت در همان گردابي به دام افتاد

70
00:07:08,500 --> 00:07:11,541
كه سرنوشت زندگي‌ فاني همه‌ي ماست

71
00:07:14,708 --> 00:07:20,466
و تنهايي و انزواي غم‌انگيزش، به درد
و عذابي كه به آن دچار شده بود افزوده بود

72
00:07:20,541 --> 00:07:24,416
همچون يك كشتي به گل نشسته
در كنار ساحل افتاده بود

73
00:07:30,000 --> 00:07:34,958
قطع دستش تنها آغاز سلسله مراتب
به تاراج رفتن بدنش بود

74
00:07:35,250 --> 00:07:39,191
دو روز از زماني كه سعي كردم
،بر خلاف بي‌ميلي و اكراهم

75
00:07:39,250 --> 00:07:42,250
شاهد به پايان رسيدن اين توهم باشكوه باشم، گذشت

76
00:07:48,625 --> 00:07:50,416
،برخلاف جثه‌ي عظيمش

77
00:07:50,500 --> 00:07:55,458
اين بي‌احترامي‌هايي كه به جسد غول شد
او را براي من انسان‌تر كرد

78
00:07:55,958 --> 00:07:57,166
آسيب‌پذيرتر

79
00:07:58,208 --> 00:08:02,416
اما اين ضعف، منجر به سرازير شدن
ناگهاني نفرتي سركوب شده

80
00:08:02,500 --> 00:08:07,375
و تشويق موجودات كوچك
اطراف غول به مثله كردنش شد

81
00:08:12,458 --> 00:08:14,583
،وقتي فرداي اون روز به ساحل رفتم

82
00:08:14,666 --> 00:08:19,333
با خيالي نسبتا راحت
متوجه شدم كه سرش قطع شده

83
00:08:27,458 --> 00:08:30,833
سفر بعدي من به ساحل
چند هفته‌ي بعد انجام شد

84
00:08:30,916 --> 00:08:35,000
و تا آن زمان، ديگر هيچگونه
ظاهر انساني براي غول باقي نمانده بود

85
00:08:35,791 --> 00:08:37,083
عصربخير رفيق

86
00:08:43,583 --> 00:08:47,500
و با از بين رفتن آخرين وجوه انساني‌ اين غول

87
00:08:47,583 --> 00:08:50,125
،كه از بدنش آويزان شده بودند

88
00:08:50,208 --> 00:08:54,416
سرانجام مردم هم علاقه‌ي خود را از دست دادند

89
00:09:08,333 --> 00:09:12,708
چندين ماه بعد، پس از اينكه
،غول به طور كامل فراموش شده بود

90
00:09:12,791 --> 00:09:17,625
قسمت‌هاي مختلفي از بدنش
دوباره در سرتاسر شهر ديده شد

91
00:09:25,000 --> 00:09:27,208
اكثر بقاياش استخون بودند

92
00:09:28,541 --> 00:09:33,875
اين قطعات بزرگ ولي مثله شده
ظاهرا با شدت و ظرفيت بيشتري

93
00:09:33,958 --> 00:09:38,913
نسبت به آخرين خاطرات من از بدن
فاسد شده‌اش ابهت غول را نشان مي‌دادند

94
00:09:42,791 --> 00:09:46,041
،شك ندارم كه اگر ميخانه‌ها
،هتل‌ها و رستوران‌هاي شهر را نگاه كنم

95
00:09:46,125 --> 00:09:51,500
دماغ موميايي شده يا
گوش‌هاي غول رو پيدا مي‌كنم

96
00:09:51,583 --> 00:09:54,250
كه روي ديوارها و شومينه‌ها نصب شدند

97
00:09:55,291 --> 00:09:57,250
!بليط‌ها رو نشون بديد

98
00:09:57,333 --> 00:10:00,958
!هوي! بريد پي كارتون
!اگه ميخوايد نگاهش كنيد بايد پولش رو بديد

99
00:10:01,500 --> 00:10:03,625
،و آلت تناسلي عظيمش

100
00:10:03,708 --> 00:10:07,291
هم اكنون در موزه‌ي اشياء خارق‌العاده
در سيركي كوچك نگهداري مي‌شود

101
00:10:07,375 --> 00:10:10,208
كه در ساحل شمال غربي در حركت است

102
00:10:11,083 --> 00:10:13,416
،اين آلت به يادماندني

103
00:10:13,500 --> 00:10:16,791
كه اندازه‌اش و زماني نيز
قدرتش، شگفت‌انگيز بودند

104
00:10:16,875 --> 00:10:19,875
به طور اختصاصي در يك چادر قرار دارد

105
00:10:19,958 --> 00:10:23,708
گرچه متاسفانه به اشتباه
به عنوان آلت تناسلي نهنگ نام‌گذاري شده

106
00:10:28,666 --> 00:10:33,125
حتي كساني كه بعد از طوفان
،به ساحل آمده و غول را ديدند

107
00:10:33,208 --> 00:10:36,625
او را صرفا بعنوان يك
حيوان دريايي بزرگ به خاطر دارند

108
00:10:38,041 --> 00:10:40,625
ولي آن غول همچنان براي من زنده است

109
00:10:41,458 --> 00:10:43,750
اغلب مواقع خواب زنده شدنش را مي‌بينم

110
00:10:44,250 --> 00:10:47,625
غولي كه در خيابان‌هاي شهر قدم مي‌زند

111
00:10:47,708 --> 00:10:52,625
و اعضاي بدنش را جمع مي‌كند تا به دريا باز گردد

112
00:11:11,456 --> 00:11:16,626
مترجم: آرين دراما
Telegram @ArianDrama
Twitter @ArianisDrama

113
00:11:17,627 --> 00:11:22,627
:) براي حمايت شما از من
Hamibash.Com/ArianDrama
