‫﻿۱
00:00:01,201 --> 00:00:04,551
‫- آنچه در لوسیفر گذشت...
‫- هنوز خبری از لوسیفر نیست؟

2
00:00:04,592 --> 00:00:06,329
‫دو هفته شده
‫اون رفته

3
00:00:06,366 --> 00:00:07,400
‫کاراگاه

4
00:00:07,403 --> 00:00:08,837
‫با کندی مورنینگ استار آشنا شو

5
00:00:08,841 --> 00:00:10,313
‫زن بنده

6
00:00:10,350 --> 00:00:12,087
‫لوسیفر داره یه نقشه میریزه

7
00:00:12,090 --> 00:00:13,895
‫اگه قصد و هدف پنهانی نداشته باشه چی، مامان؟

8
00:00:13,898 --> 00:00:15,066
‫چرا باید غافلگیر بشم؟

9
00:00:15,103 --> 00:00:17,075
‫بعد از اینکه کم مونده بود بمیرم
‫غیبت زد؟

10
00:00:17,111 --> 00:00:19,886
‫کلویی می‌دونه کندی رو هم چرخوندی؟

11
00:00:19,923 --> 00:00:21,192
‫هر حسی که بهش داشتم

12
00:00:21,228 --> 00:00:22,212
‫همه‌اش هوا بود

13
00:00:22,216 --> 00:00:23,340
‫کار بابا بود

14
00:00:23,343 --> 00:00:25,141
‫پس از نظرت اشکالی نداره که
‫احساساتش رو نادیده بگیری؟

15
00:00:25,145 --> 00:00:26,449
‫احساساتی که واقعی نیستن

16
00:00:26,452 --> 00:00:27,486
‫ولی اون که خبر نداره

17
00:00:27,488 --> 00:00:29,493
‫برای همین باید نجاتش میدادم

18
00:00:29,530 --> 00:00:30,565
‫از دست خودت

19
00:00:30,601 --> 00:00:31,836
‫من گولش زدم

20
00:00:31,874 --> 00:00:33,578
‫خیلی بهش فشار آوردم

21
00:00:33,614 --> 00:00:34,681
‫کار من بود

22
00:00:34,684 --> 00:00:36,455
‫اسکار اهدا می‌شود به کندی مورنینگ استار

23
00:00:36,492 --> 00:00:37,895
‫به نظرت باورشون شد؟

24
00:00:37,932 --> 00:00:39,376
‫مادرم نمی‌دونه از کجا خورده

25
00:00:39,405 --> 00:00:40,640
‫ممنون که کمکم کردی

26
00:00:40,677 --> 00:00:42,917
‫که کمکم کردی بفهمم چه نقشه‌ای تو سرش داره

27
00:00:42,953 --> 00:00:45,327
‫اگه بهت می‌گفتم شمشیر آتشین

28
00:00:45,331 --> 00:00:46,644
‫همون شمشیر عزرائیله چی؟

29
00:00:46,647 --> 00:00:49,099
‫اسلحه‌ای که می‌تونه دروازه‌های
‫بهشت رو هم بشکافه

30
00:00:49,103 --> 00:00:51,220
‫ما همه‌ی چیزایی که نیازه رو داریم

31
00:00:56,611 --> 00:00:58,409
‫خنجر عزرائیل

32
00:00:58,445 --> 00:00:59,375
‫مطمئنی؟

33
00:00:59,413 --> 00:01:00,778
‫بله

34
00:01:00,814 --> 00:01:02,112
‫اگه می‌تونستیم جلوی برادرت رو از

35
00:01:02,115 --> 00:01:05,916
‫نوشیدن بگیریم تا نشونمون بده
‫کجا مخفی کرده...

36
00:01:05,952 --> 00:01:09,352
‫فقط می‌خواستم حرفی که بهم
‫زدی رو به اونم بگی

37
00:01:09,390 --> 00:01:10,721
‫قبل از اینکه یه گند به بار بیارم

38
00:01:10,758 --> 00:01:13,991
‫چه گندی آخه...

39
00:01:14,809 --> 00:01:17,410
‫کل این مدت اونجا بود؟

40
00:01:18,330 --> 00:01:20,398
‫جایی گذاشتمش که حواسم بهش باشه

41
00:01:20,402 --> 00:01:21,867
‫نمی‌خواستیم کسی تحریک و دیوونه بشه

42
00:01:21,870 --> 00:01:23,301
‫که باهاش کسی رو بکشه، مگه نه؟

43
00:01:23,337 --> 00:01:25,837
‫خب، تقصیر من نیست که انسان‌ها
‫نمی‌تونن اشیاء الهی رو تحمل کنن

44
00:01:25,873 --> 00:01:27,204
‫به علاوه، اگه من این کارو نمی‌کردم

45
00:01:27,242 --> 00:01:30,726
‫نمی‌فهمیدیم اون خنجر واقعاً چیه

46
00:01:30,729 --> 00:01:33,411
‫و واقعا خیال می‌کنی
‫این شمشیر آتشینه؟

47
00:01:33,449 --> 00:01:35,675
‫خیال می‌کردم پدر در زمان تمرد من از بین بردش

48
00:01:35,679 --> 00:01:36,983
‫تا دوباره علیه خودش ازش استفاده نکنم

49
00:01:36,985 --> 00:01:38,480
‫پدر گفت که نابودش کرده

50
00:01:38,485 --> 00:01:41,218
‫ظاهرا فقط از معرض دید مخفیش کرده

51
00:01:41,255 --> 00:01:45,489
‫ولی اینکه خیلی کوچیکه و آتشین نیست

52
00:01:45,526 --> 00:01:49,993
‫چون فقط تو، آورنده‌ی روشنایی من

53
00:01:50,030 --> 00:01:51,652
‫می‌تونی روشنش کنی

54
00:01:51,656 --> 00:01:52,988
‫خب، باید چیکار کنم؟

55
00:01:52,992 --> 00:01:55,000
‫تو ویسکی خیس
‫و با کبریت روشنش کنم؟

56
00:01:55,005 --> 00:01:58,036
‫دفعه قبل که آتیش گرفت
‫عصبی بودی

57
00:01:58,039 --> 00:02:01,037
‫پس درمورد پدرت فکر کن
‫این باید کفایت کنه

58
00:02:01,075 --> 00:02:02,909
‫باشه

59
00:02:07,982 --> 00:02:09,580
‫نه!

60
00:02:09,618 --> 00:02:11,283
‫صحیح، برگردیم سر اون ایده‌ی ویسکی

61
00:02:11,319 --> 00:02:12,984
‫نه، خیلی آرومی

62
00:02:13,021 --> 00:02:15,220
‫قبلا که آتیش گرفت
‫خیلی عصبی بودی

63
00:02:15,257 --> 00:02:18,469
‫پس میگی که شمشیر می‌تونه
‫حالات احساسی منو حس کنه؟

64
00:02:18,473 --> 00:02:20,903
‫این قدرتمندترین اسلحه‌ی کل دنیاست، مامن

65
00:02:20,907 --> 00:02:23,795
‫شمشیری که از عدن محافظت می‌کرد
‫نه یه تشخیص دهنده احساسات

66
00:02:23,799 --> 00:02:24,907
‫شاید بهتر باشه من امتحانش کنم

67
00:02:24,912 --> 00:02:27,188
‫برادرت آورنده‌ی روشناییه، آمندیل

68
00:02:27,203 --> 00:02:30,036
‫فقط کافیه بخواد و عصبانی بشه

69
00:02:30,072 --> 00:02:32,406
‫خب نمی‌تونم که همینطوری عصبی...

70
00:02:33,135 --> 00:02:34,874
‫لعنتی!

71
00:02:34,878 --> 00:02:36,709
‫خب، ارزش امتحان کردنشو داشت

72
00:02:36,746 --> 00:02:39,222
‫صحیح، شاید بهتر باشه آمندیل امتحانش کنه

73
00:02:39,226 --> 00:02:42,298
‫بفرما، تو نگهش دار تا منم بزنم خایه‌هاتو...

74
00:02:42,302 --> 00:02:44,117
‫پسرا!

75
00:02:44,154 --> 00:02:47,086
‫باید با همکاری هم رو این موضوع کار کنیم

76
00:02:47,124 --> 00:02:48,456
‫خیلی به حلش نزدیک شدیم

77
00:02:48,492 --> 00:02:49,889
‫جداً مامان؟

78
00:02:49,927 --> 00:02:51,592
‫چون برگشتن ما به خونه به این بستگی داره که

79
00:02:51,629 --> 00:02:54,695
‫لوسیفر بتونه احساساتش رو کنترل کنه

80
00:02:54,732 --> 00:02:56,697
‫تو بهم ایمان نداری برادر؟
‫خوبه

81
00:02:56,735 --> 00:02:58,867
‫این یعنی باید ثابت کنم در اشتباهی

82
00:03:05,443 --> 00:03:09,845
‫پس سه تاتون می‌خواید از این...
‫شمشیر آتشین استفاده کنید

83
00:03:09,882 --> 00:03:12,314
‫تا دروازه‌های بهشت رو بشکافید

84
00:03:12,351 --> 00:03:13,582
‫و برید خونه؟

85
00:03:13,619 --> 00:03:15,250
‫بله، نقشه همینه

86
00:03:15,287 --> 00:03:17,652
‫منظورت دروازه واقعیه؟

87
00:03:17,690 --> 00:03:19,188
‫دروازه‌های بزرگ و شکوهمند؟

88
00:03:19,225 --> 00:03:20,656
‫منظورت ابرها هستن؟

89
00:03:20,692 --> 00:03:23,293
‫با چنگ؟ یه سری آدم با لباس سفید؟

90
00:03:23,298 --> 00:03:24,828
‫و بابام هم مورگان فریمنه؟

91
00:03:24,831 --> 00:03:27,430
‫تمرکز کن دکتر
‫یالا دیگه

92
00:03:27,467 --> 00:03:30,566
‫باید کمکم کنی احساساتم رو کنترل کنم

93
00:03:30,603 --> 00:03:32,435
‫خب، احساسات رو نمیشه کنترل کرد، لوسیفر

94
00:03:32,472 --> 00:03:34,939
‫چی؟ مگه وظیفه‌ات همین نیست؟

95
00:03:34,943 --> 00:03:38,795
‫وظیفه‌ام اینه که بهت کمک کنم
‫احساساتت رو درک کنی

96
00:03:38,799 --> 00:03:41,724
‫می‌تونم کمکت کنم از احساساتت آگاه بشی

97
00:03:41,729 --> 00:03:45,584
‫یا از اینکه ازشون فرار می‌کنی

98
00:03:48,797 --> 00:03:52,056
‫صحیح، وقتی این قیافه رو می‌گیری
‫که حرف خردمندانه‌ای زده باشی

99
00:03:52,059 --> 00:03:53,857
‫و منتظر می‌مونی تا بفهمم چی گفتی

100
00:03:53,895 --> 00:03:57,096
‫فکر کنم باهاش ازدواج کردی که
‫چیزی رو مخفی کنی

101
00:03:58,266 --> 00:04:00,298
‫- یا از چیزی مخفی بشی
‫- صحیح، ببین

102
00:04:00,334 --> 00:04:03,233
‫چیزی که شاید مخفی می‌کنم یا شایدم نه
‫به موضوع ربطی نداره دکتر

103
00:04:03,271 --> 00:04:05,236
‫درهر صورت باید شمشیر رو روشن کنم

104
00:04:05,273 --> 00:04:08,239
‫پس یالا، احساسات می‌خوام
‫زودباش

105
00:04:08,276 --> 00:04:09,995
‫مشخصه دیوارهای زیادی ساختی لوسیفر

106
00:04:10,011 --> 00:04:11,709
‫قبلا بین خودت و احساساتت بودن

107
00:04:11,747 --> 00:04:14,179
‫و الان بین خودت و من ساختی

108
00:04:14,216 --> 00:04:16,953
‫اگه نخوای این دیوارها رو از میون برداری

109
00:04:16,957 --> 00:04:18,319
‫منم نمی‌تونم کمکت کنم

110
00:04:29,199 --> 00:04:30,697
‫چه خبر شده دکر؟

111
00:04:30,734 --> 00:04:31,965
‫صبحونه نداریم؟

112
00:04:32,002 --> 00:04:34,935
‫شرمنده، یادم رفت

113
00:04:34,971 --> 00:04:36,035
‫یادت رفت؟

114
00:04:36,073 --> 00:04:38,073
‫کلویی دکر و فراموشی؟

115
00:04:39,377 --> 00:04:41,342
‫حالت خوبه؟

116
00:04:41,378 --> 00:04:43,376
‫با هم اتاقیم چیکار کردی؟

117
00:04:43,414 --> 00:04:46,047
‫اون عمراً درمورد احساساتم می‌پرسید

118
00:04:46,083 --> 00:04:47,681
‫احساسات؟

119
00:04:47,718 --> 00:04:50,050
‫نه، فکر کنم منظورم تومور مغزی

120
00:04:50,088 --> 00:04:53,489
‫جنون زودرس، کلومدیا بود

121
00:04:56,060 --> 00:04:59,126
‫خب آره

122
00:04:59,163 --> 00:05:01,063
‫به گمونم هنوزم کمی ناراحتم

123
00:05:01,099 --> 00:05:03,864
‫که لوسیفر یهویی غیبش زد

124
00:05:03,901 --> 00:05:06,267
‫و ازدواج کرد اونم وقتی که...

125
00:05:06,305 --> 00:05:08,403
‫راستش نمی‌دونم رابطه‌مون الان چطوریه

126
00:05:10,676 --> 00:05:13,709
‫و بله، ردش کرد ولی

127
00:05:13,746 --> 00:05:15,243
‫اینطوری شرایطو بدتر می‌کنه

128
00:05:18,851 --> 00:05:20,782
‫تمرکز رو تریکسی

129
00:05:20,819 --> 00:05:22,751
‫و من نگرانشم

130
00:05:24,290 --> 00:05:25,989
‫متوجه چیزی نشدی؟

131
00:05:27,560 --> 00:05:28,691
‫شدی؟

132
00:05:30,263 --> 00:05:33,097
‫خیلی خب، من چند تا توله سگ می‌گیرم

133
00:05:33,133 --> 00:05:35,565
‫و می‌ذارم تو اتاق خوابت بخوابن

134
00:05:37,805 --> 00:05:39,837
‫- آفرین میز، آفرین
‫- بیخیال

135
00:05:39,873 --> 00:05:43,641
‫متأسفم. نمی‌تونم با احساسات انسانی

136
00:05:43,678 --> 00:05:45,509
‫با شکم خالی سر و کار داشته باشم

137
00:05:45,546 --> 00:05:47,911
‫اینطوری...

138
00:05:47,948 --> 00:05:49,747
‫می‌خوام بالا بیارم

139
00:05:49,784 --> 00:05:52,952
‫البته
‫چه انتظاری داشتم؟

140
00:05:54,890 --> 00:05:57,155
‫بیخیال

141
00:06:05,100 --> 00:06:07,198
‫یه لاته بزرگ با شیر بادام

142
00:06:07,235 --> 00:06:10,135
‫و کارامل بدون شکر و البته بدون ودکا

143
00:06:10,173 --> 00:06:11,504
‫به چه مناسبتی؟

144
00:06:11,541 --> 00:06:13,741
‫خب، پیش خودم گفتم اولین روز کاریمون

145
00:06:13,743 --> 00:06:15,441
‫به عنوان مطلقه‌های حلال جرم و جنایت رو جشن بگیریم

146
00:06:16,678 --> 00:06:18,583
‫و چند تا جوک که خوشت نمیاد بگم، بله

147
00:06:18,587 --> 00:06:20,312
‫دیدی؟ طولی نکشید که به وضع سابق برگشتیم

148
00:06:20,349 --> 00:06:23,483
‫نه تا وقتی که درمورد کسل کننده بودنِ
‫پرونده ناله نکنی

149
00:06:23,519 --> 00:06:25,918
‫خب چه حیف کاراگاه

150
00:06:25,955 --> 00:06:28,554
‫اسم قربانی ما دبی لنگه

151
00:06:28,592 --> 00:06:30,857
‫اون مدیر یک مدرسه‌ی ابتدائی

152
00:06:30,894 --> 00:06:33,593
‫خیلی معتبر در وست ساید بود
‫اسم مدرسه‌اش هم...

153
00:06:33,630 --> 00:06:35,492
‫استارفورده

154
00:06:35,496 --> 00:06:37,894
‫چطور یکی که کارش تدریس و ایناست
‫همچین خونه‌ای می‌تونه بخره؟

155
00:06:37,898 --> 00:06:40,152
‫مدرسه‌های خصوصی لس آنجلس دیوونه خونه هستن

156
00:06:40,157 --> 00:06:41,869
‫این همه پول رو حروم می‌کنن

157
00:06:41,905 --> 00:06:43,236
‫چی داریم؟

158
00:06:43,274 --> 00:06:45,540
‫خب دبی بیچاره رو از پشت زدن

159
00:06:45,577 --> 00:06:46,674
‫واقعاً بدجور زدنش

160
00:06:46,711 --> 00:06:47,870
‫ظاهراً هم بدجور زدنش

161
00:06:47,878 --> 00:06:49,042
‫انگار به زور وارد خونه نشده

162
00:06:49,079 --> 00:06:50,915
‫که نشون میده قاتل رو می‌شناخته

163
00:06:50,920 --> 00:06:53,314
‫- کسی آلت قتاله رو پیدا کرده؟
‫- نه، هنوز نه

164
00:06:53,318 --> 00:06:56,338
‫اولش آدم فکر میکنه با چاقو زدنش
‫ولی محیط زخمش

165
00:06:56,343 --> 00:06:58,086
‫اینقدر عریض نیست

166
00:06:58,089 --> 00:07:00,338
‫انگار یه چاقوی گنده بوده

167
00:07:00,342 --> 00:07:02,135
‫دکترای تخصصی روانشناسی

168
00:07:02,139 --> 00:07:04,127
‫مجوز رفتار درمانی

169
00:07:04,132 --> 00:07:05,561
‫فکر می‌کردم همچین زنی رفتار و واکنش‌های

170
00:07:05,564 --> 00:07:08,430
‫انسان رو درک می‌کنه ولی با اینحال
‫کسی رو تحریک به کشتنش کرده؟

171
00:07:08,466 --> 00:07:11,008
‫روانشناس‌ها هم زیاد سرشون نمیشه، نه؟

172
00:07:11,012 --> 00:07:13,766
‫لوسیفر مشکلات شخصیش رو به
‫پرونده میاره

173
00:07:13,770 --> 00:07:15,162
‫به گمونم اوضاع مثل سابق شد

174
00:07:15,174 --> 00:07:16,439
‫وای پسر

175
00:07:16,442 --> 00:07:18,774
‫چند هفته پیش با روانشناسم حرف زدم

176
00:07:18,812 --> 00:07:20,665
‫چی؟ تو میری پیش روانشناس؟

177
00:07:20,669 --> 00:07:22,885
‫می‌دونم، فکرشو نمی‌کردی
‫نه؟

178
00:07:22,888 --> 00:07:25,153
‫چون همیشه خیلی خوشحال و خوش بینم

179
00:07:25,157 --> 00:07:28,118
‫ولی اینجا... تاریکی زیادی تو خودش داره

180
00:07:28,156 --> 00:07:30,350
‫- جدی؟
‫- بچه‌ها؟

181
00:07:30,353 --> 00:07:31,899
‫این چیه؟

182
00:07:38,064 --> 00:07:40,363
‫خب از کجا می‌خوای شروع کنم؟

183
00:07:40,401 --> 00:07:42,433
‫قیچی افتتاحیه گم شده

184
00:07:42,469 --> 00:07:44,665
‫انگار چاقوی گنده‌مون رو پیدا کردیم

185
00:07:44,669 --> 00:07:45,967
‫یا پیداش نکردیم

186
00:07:45,971 --> 00:07:47,095
‫ولی خودت می‌دونی منظورم چی بود

187
00:07:47,099 --> 00:07:48,906
‫آلت قتاله چیزیه که دم دستش بوده

188
00:07:48,943 --> 00:07:51,057
‫ممکنه یه قتل احساسی باشه

189
00:07:51,061 --> 00:07:52,292
‫ویک قاتل رو می‌شناخته

190
00:07:52,297 --> 00:07:54,530
‫پس باید بریم به مدرسه‌ای که توش کار می‌کرد

191
00:07:59,054 --> 00:08:02,087
‫من... باورم نمیشه

192
00:08:02,124 --> 00:08:04,254
‫دبی بهترین

193
00:08:04,258 --> 00:08:05,823
‫مدیری بود که داشتیم

194
00:08:05,826 --> 00:08:09,127
‫قلب و روح جامعه استارفورد

195
00:08:09,164 --> 00:08:11,393
‫همه‌مون ناراحت شدیم

196
00:08:11,397 --> 00:08:13,362
‫میشه دفترش رو ببینم

197
00:08:13,400 --> 00:08:15,532
‫یا حتی آخرین چیزی که روش کار می‌کرد؟

198
00:08:15,569 --> 00:08:16,333
‫البته

199
00:08:16,370 --> 00:08:18,168
‫توی محوطه گوشی ممنوعه

200
00:08:18,205 --> 00:08:19,503
‫فرستادن پیام

201
00:08:19,540 --> 00:08:22,111
‫اینو نشون میده که دست‎های ما برای
‫فرزندانمون در دسترس نیستن

202
00:08:22,116 --> 00:08:23,914
‫صحیح، کاراگاه این مدرسه عجیبه

203
00:08:23,917 --> 00:08:25,782
‫و بله، پرونده‌اش هم کسل کننده ست

204
00:08:25,786 --> 00:08:27,052
‫عجیب نیست

205
00:08:27,055 --> 00:08:28,284
‫منحصر به فرده

206
00:08:28,288 --> 00:08:30,611
‫رویکرد آموزشی پیشگانه‌مون

207
00:08:30,649 --> 00:08:33,380
‫روی خود کنترلی احساسات متمرکزه

208
00:08:33,384 --> 00:08:36,322
‫خودکنترلی احساسی؟
‫چطور اینو سر هم کردین؟

209
00:08:36,326 --> 00:08:37,753
‫لوسیفر، میشه همون کسل شدنت رو ادامه بدی

210
00:08:37,757 --> 00:08:39,122
‫و بحث رو از مسیرش منحرف نکنی؟

211
00:08:39,158 --> 00:08:40,990
‫نه نه، این خیلی عالیه کاراگاه
‫یه به اصطلاح حرفه‌ای

212
00:08:40,993 --> 00:08:43,959
‫که ازش مشاوره گرفتم
‫بهم گفت که احساسات رو نمیشه کنترل کرد

213
00:08:43,964 --> 00:08:45,295
‫خب با کمال احترام مخالفم

214
00:08:45,299 --> 00:08:48,732
‫بچه‌هامون طولی نمی‌کشه که
‫بتونن احساساتشون رو کنترل کنن

215
00:08:48,768 --> 00:08:51,803
‫خب چرا از اول اینو نگفتی؟

216
00:08:53,341 --> 00:08:54,938
‫بریم مدرسه‌گردی رو شروع کنیم

217
00:08:54,962 --> 00:09:01,352
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

218
00:09:01,376 --> 00:09:06,976
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

219
00:09:07,023 --> 00:09:11,825
‫ما اولویتمون نیازهای احساسی دانش آموزهامونه

220
00:09:11,862 --> 00:09:13,757
‫اون شعار ماست

221
00:09:13,760 --> 00:09:15,257
‫Sentio ergo sum

222
00:09:15,261 --> 00:09:17,027
‫- یعنی احساس می‌کنم، و این منو می‌سازه

223
00:09:17,064 --> 00:09:18,062
‫حیرات انگیزه

224
00:09:18,099 --> 00:09:19,762
‫بیا به پرونده بچسبیم

225
00:09:19,799 --> 00:09:20,929
‫صبر کن کاراگاه

226
00:09:20,966 --> 00:09:22,689
‫دبی که زنده نمیشه، میشه؟

227
00:09:22,694 --> 00:09:25,099
‫درحالی که من کمک فوری نیاز دارم

228
00:09:25,135 --> 00:09:27,433
‫ببین، برای یه بچه چقدر طول می‌کشه تا

229
00:09:27,471 --> 00:09:28,951
‫خودکنترلی احساسی رو یاد بگیره؟

230
00:09:28,955 --> 00:09:30,269
‫متدهای ما خیلی سریع جواب میدن

231
00:09:30,271 --> 00:09:31,602
‫خود والدین هم دیدن که

232
00:09:31,638 --> 00:09:33,365
‫بعد از سه جلسه به نتیجه رسیده

233
00:09:33,370 --> 00:09:35,971
‫اینا هم گواهی این ادعا هستن

234
00:09:36,007 --> 00:09:37,671
‫بله

235
00:09:37,709 --> 00:09:38,906
‫خب دبی...

236
00:09:38,944 --> 00:09:41,674
‫می‌دونید اون اینجا سر کار دشمنی داشت یا نه؟

237
00:09:41,710 --> 00:09:44,275
‫راستش مدرسین ما هم

238
00:09:44,313 --> 00:09:46,911
‫مثل بچه‌هامون همون متدهای
‫حل منازعات رو یاد می‌گیرن

239
00:09:46,947 --> 00:09:49,410
‫کسایی که یه ناسازگاری دارن

240
00:09:49,448 --> 00:09:51,046
‫درواقع به هم کادوی دست ساز میدن

241
00:09:51,083 --> 00:09:53,481
‫این میز دبی بود

242
00:09:53,517 --> 00:09:56,681
‫و همونطور که می‌بینین هیچ بافتنی‌ای نداره

243
00:09:58,120 --> 00:09:59,751
‫آدمای بیرون چی؟

244
00:09:59,787 --> 00:10:02,485
‫اخیرا با هیچکدوم از والدین دعوایی نداشته؟

245
00:10:02,522 --> 00:10:04,170
‫تاحالا همچین اتفاقی تو استارفورد نیوفتاده

246
00:10:04,174 --> 00:10:06,288
‫عجیبه، چون مدیرها

247
00:10:06,324 --> 00:10:08,321
‫در بقیه‌ی مدارس خصوصی معتبر رو

248
00:10:08,359 --> 00:10:11,357
‫بعضی از والدین مشتاق، می‌پاییدن

249
00:10:11,394 --> 00:10:13,659
‫پس شاید استارفورد چیز خاصی نداره

250
00:10:13,695 --> 00:10:14,459
‫نه

251
00:10:14,496 --> 00:10:15,760
‫نه، والدین خیلی عصبی و ناراحت میشن

252
00:10:15,796 --> 00:10:17,493
‫که بچه‌هاشون رو اینجا تو استارفورد میذارن

253
00:10:17,530 --> 00:10:20,373
‫وقتی نمی‌دونن چیکار کنن
‫رسماً قاطی می‌کنن

254
00:10:20,377 --> 00:10:22,431
‫همین دیروز بود که...

255
00:10:26,535 --> 00:10:29,467
‫خب شاید یه دعوایی بوده باشه

256
00:10:29,504 --> 00:10:33,936
‫دبی با یکی از والدین یه بچه سر اینکه

257
00:10:33,973 --> 00:10:35,741
‫بچه‌اش رو رد کرد
‫دعوای نسبتا ناجوری کرد

258
00:10:35,745 --> 00:10:37,204
‫اوضاع یکم ناجور شد

259
00:10:37,242 --> 00:10:40,407
‫با مشت همو زدن؟
‫بعدِ زنگ آخر جلوی در مدرسه باهم دعوا کردن؟

260
00:10:40,443 --> 00:10:42,440
‫نه، از لحاظ لفظی

261
00:10:42,477 --> 00:10:44,042
‫گرامرت مزخرفه

262
00:10:44,078 --> 00:10:46,142
‫مچتو گرفتم

263
00:10:46,623 --> 00:10:48,254
‫دعواشون رو دیدی؟

264
00:10:48,257 --> 00:10:49,361
‫همه دیدن

265
00:10:49,365 --> 00:10:50,463
‫جلوی مدرسه اتفاق افتاد

266
00:10:50,467 --> 00:10:54,079
‫در یه فضای امن در استارفورد دعوا کردن

267
00:10:54,117 --> 00:10:55,715
‫چی گفتن؟

268
00:10:55,751 --> 00:10:58,216
‫می‌کشمت

269
00:10:59,734 --> 00:11:01,596
‫اینو گفتم، درسته

270
00:11:01,601 --> 00:11:03,285
‫ولی باید درک کنی

271
00:11:03,321 --> 00:11:06,253
‫عصبی بودم که پسرمون ولفی رو قبول نکرد

272
00:11:06,290 --> 00:11:08,621
‫اگه بچه داشته باشی
‫مطمئنم درک می‌کنی

273
00:11:08,658 --> 00:11:10,188
‫تحصیلات استارفورد

274
00:11:10,225 --> 00:11:12,389
‫سکوی پرتاب به داشنگاه‌های بزرگه

275
00:11:12,426 --> 00:11:15,820
‫دبی پولمون رو گرفت و آینده پسرمون رو نابود کرد

276
00:11:15,824 --> 00:11:17,260
‫منظورت چیه؟
‫چه پولی؟

277
00:11:17,265 --> 00:11:20,170
‫خب اون گفت که با یه کمک مالی سنگین به مدرسه

278
00:11:20,173 --> 00:11:22,304
‫می‌تونه پذیرش ولفی رو راحت‌تر کنه

279
00:11:22,342 --> 00:11:25,072
‫پس شما کمک مالی کردن و بازم ولفی رد شد؟

280
00:11:25,109 --> 00:11:26,205
‫بله

281
00:11:26,243 --> 00:11:28,207
‫احساس کردین که... گولمون زده

282
00:11:28,244 --> 00:11:29,509
‫ازمون دزدی کرد

283
00:11:29,545 --> 00:11:31,169
‫و بعدش که سعی کردیم

284
00:11:31,173 --> 00:11:33,677
‫به دبی بگیم، جرئتشو داشت که بگه

285
00:11:33,681 --> 00:11:36,079
‫به مدرسه هیچی اهدا نشده

286
00:11:36,115 --> 00:11:37,779
‫ولی چک پاس شده

287
00:11:37,817 --> 00:11:38,782
‫دروغ...

288
00:11:44,453 --> 00:11:46,383
‫می‌دونم خشم شوهرم

289
00:11:46,420 --> 00:11:48,584
‫خلاف موضوع رو ثابت می‌کنه
‫ولی ما داریم از راه متمدنانه

290
00:11:48,621 --> 00:11:51,453
‫باهاش روبرو میشیم
‫به وسیله وکیلمون

291
00:11:51,491 --> 00:11:54,323
‫هیچوقت قادر به کشتن کسی نیستیم

292
00:11:54,359 --> 00:11:56,156
‫پس میشه توضیح بدید چرا آلت قتاله

293
00:11:56,193 --> 00:11:57,759
‫در استخر پیدا شده؟

294
00:12:24,209 --> 00:12:26,640
‫شما لوسیفر مورنینگ استار هستین؟

295
00:12:26,677 --> 00:12:27,873
‫بله، خودمم

296
00:12:27,909 --> 00:12:29,174
‫اما متأسفانه وقت ندارم که

297
00:12:29,178 --> 00:12:31,043
‫شگفت انگیزترین شب زندگیت رو بهت ببخشم

298
00:12:31,046 --> 00:12:33,577
‫سرم گرمِ فهمیدن این کتاب نامفهومه

299
00:12:33,613 --> 00:12:35,511
‫آقای مورنینگ استار، شما بازداشتین

300
00:12:36,682 --> 00:12:38,013
‫جدی میگی؟

301
00:12:38,049 --> 00:12:39,680
‫- به چه جرمی؟
‫- خانوما

302
00:12:39,716 --> 00:12:41,580
‫اون دربرابر بازداشت مقاومت می‌کنه

303
00:12:41,617 --> 00:12:42,714
‫بهش دستبند بزنین

304
00:12:42,752 --> 00:12:44,316
‫با کمال میل

305
00:12:44,352 --> 00:12:46,116
‫صحیح، چرا شما کاراگاهای سکسی

306
00:12:46,153 --> 00:12:48,419
‫خیلی آشنا میزنین؟

307
00:12:51,189 --> 00:12:52,853
‫مامان!

308
00:12:52,891 --> 00:12:54,456
‫مامان بیا

309
00:12:54,492 --> 00:12:57,224
‫از هر جا که منو می‌پایی خودتو نشون بده

310
00:12:59,136 --> 00:13:00,560
‫چیه؟

311
00:13:00,564 --> 00:13:02,860
‫سعی کردن کسایی رو پیدا کنم که
‫شبیه کاراگاهت باشن

312
00:13:02,863 --> 00:13:05,194
‫ولی همه انسان‌ها از نظر من به هم شبیهن

313
00:13:05,200 --> 00:13:07,669
‫نه، راستش کار خیلی تحسین برانگیزی کردی

314
00:13:07,673 --> 00:13:09,170
‫ولی واسه چی؟

315
00:13:09,175 --> 00:13:11,464
‫از اونجایی که خشم جواب نداد
‫گفتم یه حس دیگه‌ات رو

316
00:13:11,500 --> 00:13:13,398
‫تحریک کنم

317
00:13:13,434 --> 00:13:15,565
‫تا ببینم شمشیر آتیش می‌گیره یا نه

318
00:13:15,602 --> 00:13:18,268
‫یه سکس چهار نفری که حسی نداره، مامان

319
00:13:19,338 --> 00:13:20,534
‫خانوما، شرمنده ولی

320
00:13:20,571 --> 00:13:22,369
‫برام سخته که از سکس سه تا دکر لذت ببرم

321
00:13:22,406 --> 00:13:24,705
‫اونم وقتی مامانم توش دخیل بوده

322
00:13:26,308 --> 00:13:29,542
‫بمونه واسه یه وقت دیگه
‫حیف شد

323
00:13:33,378 --> 00:13:34,575
‫اینقدر اوقات تلخی نکن

324
00:13:34,613 --> 00:13:38,679
‫دیر یا زود می‌تونم افسار احساساتم رو به دست بگیرم

325
00:13:38,716 --> 00:13:40,480
‫می‌دونم دیر یا زود موفق میشی

326
00:13:40,516 --> 00:13:42,513
‫- مشکل همینه
‫- حالا چه عجله‌ای هست؟

327
00:13:42,551 --> 00:13:45,451
‫ابدیت که تاریخ انقضا نداره

328
00:13:47,553 --> 00:13:49,484
‫اگه بچه داشتی متوجه میشدی

329
00:13:49,521 --> 00:13:51,293
‫یکی از خیلی چیزایی که تو میلیون‌ها سال
‫تجربه نکردی

330
00:13:51,297 --> 00:13:52,253
‫بله

331
00:13:52,289 --> 00:13:54,255
‫درسته مامان
‫حق با توئه

332
00:13:55,024 --> 00:13:57,288
‫باید بچه‌دار بشم

333
00:13:57,324 --> 00:13:59,255
‫صحیح، یه نگاهی بهش بنداز

334
00:13:59,293 --> 00:14:01,325
‫ببین می‌تونی چیزی یاد بگیری یا نه

335
00:14:09,665 --> 00:14:12,729
‫صحیح، خب ظاهراً یه چیزی جور درنمیاد

336
00:14:12,767 --> 00:14:14,472
‫آره، خیلی خب

337
00:14:14,476 --> 00:14:16,341
‫ممنون الا

338
00:14:18,437 --> 00:14:19,833
‫خیلی خب

339
00:14:21,872 --> 00:14:24,804
‫یه روز یه زنگوله میندازم گردنت

340
00:14:24,840 --> 00:14:26,804
‫واسه سکس که خیلی حال میده

341
00:14:26,841 --> 00:14:28,639
‫ولی کارای مهمتری دارم

342
00:14:28,643 --> 00:14:30,207
‫آره، مطمئنم کار مهمتری داری
‫ولی یه لحظه صبر کن

343
00:14:30,243 --> 00:14:31,574
‫یه سوالی دارم

344
00:14:31,610 --> 00:14:33,509
‫قاتل اثرانگشت‌های روی دسته قیچی رو پاک کرده

345
00:14:33,511 --> 00:14:35,143
‫ولی خون دبی که روش بوده رو پاک نکرده

346
00:14:35,180 --> 00:14:37,477
‫ولی قیچی که تو خونه‌شون پیدا شد، درسته؟

347
00:14:37,513 --> 00:14:39,350
‫توی استخری که درش باز بود

348
00:14:39,354 --> 00:14:41,117
‫پس هر کسی می‌تونسته بره داخلش

349
00:14:41,122 --> 00:14:43,022
‫پس به نظرت قاتل آلت قتاله رو

350
00:14:43,024 --> 00:14:45,021
‫خونه‌ی زوجی گذاشته که آخرین بار
‫در حین دعوا با قربانی دیده شدن

351
00:14:45,025 --> 00:14:46,221
‫خیلی بعید میاد

352
00:14:46,225 --> 00:14:48,323
‫جان و کریگ گفتن که چکشون پاس شده

353
00:14:48,328 --> 00:14:50,607
‫ولی دبی بهشون گفته که مدرسه هیچ پولی نگرفته

354
00:14:50,609 --> 00:14:52,733
‫- پس دروغ میگه
‫- ولی اگه دروغ نگفته باشه چی؟

355
00:14:52,737 --> 00:14:54,603
‫اگه کسی از مدرسه اختلاس کرده باشه چی؟

356
00:14:54,607 --> 00:14:56,406
‫دبی ممکنه فهمیده باشه
‫با طرف روبرو شده باشه

357
00:14:56,409 --> 00:14:57,606
‫ممکنه طرف قاتل باشه

358
00:14:57,611 --> 00:14:59,641
‫پس اید گزارشات رو چک کنیم

359
00:14:59,644 --> 00:15:01,242
‫تا ببینیم حمایتی شده یا نه

360
00:15:01,262 --> 00:15:02,334
‫صحیح

361
00:15:02,338 --> 00:15:04,257
‫عزیزم، چرا هنوز لباس نپوشیدی؟

362
00:15:04,261 --> 00:15:05,458
‫اینطوری به اتوبوس نمیرسی

363
00:15:05,463 --> 00:15:07,212
‫من امروز وقت ندارم که تو رو
‫به مدرسه برسونم

364
00:15:07,214 --> 00:15:07,978
‫وایسا ببینم

365
00:15:08,015 --> 00:15:11,147
‫تو برو به اون کار حمایت و اینا برس

366
00:15:11,184 --> 00:15:15,048
‫منم این فرشته‌ی نازنین رو میبرم مدرسه

367
00:15:15,085 --> 00:15:16,592
‫مطمئنی؟

368
00:15:16,596 --> 00:15:19,650
‫برای همکارم؟ بله، می‌تونم فداکاری کنم

369
00:15:19,688 --> 00:15:21,652
‫مشکلی باهاش نداری؟

370
00:15:21,689 --> 00:15:24,220
‫چه عالی

371
00:15:32,795 --> 00:15:35,193
‫اگه مامانم بفهمه تو دردسر میوفتیم

372
00:15:35,230 --> 00:15:37,728
‫چی؟ گفتم می‌برمت مدرسه

373
00:15:37,764 --> 00:15:39,395
‫ولی نگفتم کدوم مدرسه

374
00:15:39,424 --> 00:15:41,896
‫پس همکاری کن و منم به قولم عمل می‌کنم

375
00:15:41,909 --> 00:15:43,190
‫- آقای مورنینگ استار؟
‫- بله

376
00:15:43,193 --> 00:15:44,765
‫سلام، آقای تیلور هستم

377
00:15:44,802 --> 00:15:45,834
‫برای تور استارفورد اومدین؟

378
00:15:45,836 --> 00:15:47,332
‫بله، درسته

379
00:15:47,369 --> 00:15:50,601
‫و این موجود کوچولو
‫که به هر چی می‌خواد میرسه...

380
00:15:50,638 --> 00:15:54,003
‫تریکسی مورنینگ استار هستم
‫از آشناییتون خوشبختم، آقا

381
00:15:54,041 --> 00:15:55,490
‫سلام

382
00:15:56,275 --> 00:15:57,944
‫چه عالی

383
00:16:02,303 --> 00:16:05,634
‫بالا سمت راست آشپزخونه غذاهای گیاهیمونه

384
00:16:05,671 --> 00:16:07,668
‫اونجا دانش آموزا واسه خودشون ناهار درست می‌کنن

385
00:16:07,705 --> 00:16:09,828
‫به جای غذای از پیش پخته و بسته بندی شده

386
00:16:09,832 --> 00:16:11,529
‫دوست داریم غذای تازه...

387
00:16:11,533 --> 00:16:12,998
‫شرمنده، لازمه دستو بگیرم؟

388
00:16:13,002 --> 00:16:15,034
‫واسه موقع بیرون رفتن افساری، قلاده‌ای
‫چیزی نداری؟

389
00:16:15,036 --> 00:16:17,139
‫می‌خوای تو کتشون بره یا نه؟

390
00:16:17,176 --> 00:16:19,074
‫- خیلی خوش می‌گذ...
‫- بله، همه چیز این جا جذابه

391
00:16:19,077 --> 00:16:20,741
‫کجا بچه‌ها یاد می‌گیرن که

392
00:16:20,779 --> 00:16:22,509
‫احساساتشون رو تحت کنترل بگیرن؟

393
00:16:24,822 --> 00:16:26,079
‫صبر کن ببینم

394
00:16:26,115 --> 00:16:28,129
‫عذر می‌خوام، کار همیشگیم این نیست

395
00:16:28,168 --> 00:16:30,645
‫هنوزم جای دبی بیچاره کار می‌کنم
‫تا یه جایگزین براش پیدا کنن

396
00:16:30,649 --> 00:16:32,613
‫خب، معمولا کارت چیه؟

397
00:16:32,651 --> 00:16:35,649
‫من مربی ورزش و سلامت هستم

398
00:16:35,686 --> 00:16:38,018
‫پس معلم تربیت بدنی هستی
‫چه عالی

399
00:16:39,955 --> 00:16:41,885
‫خیلی خب، اینجا...

400
00:16:41,922 --> 00:16:43,619
‫اینجا اتاق مدیتیشنه

401
00:16:43,656 --> 00:16:45,187
‫و اتاق بغلیش

402
00:16:45,224 --> 00:16:46,921
‫جاییه که بچه‌ها حلقه‌های عدالت رو تشکیل میدن

403
00:16:46,924 --> 00:16:48,888
‫ازت می‌خوام جایی رو نشونم بدی که

404
00:16:48,926 --> 00:16:50,859
‫درس کنترل احساسات رو یاد میدن

405
00:16:53,428 --> 00:16:55,992
‫اون مشکلات احساسی داره؟

406
00:16:56,029 --> 00:16:57,193
‫کی؟

407
00:16:57,230 --> 00:16:58,326
‫آها، بچه رو میگی

408
00:16:58,364 --> 00:16:59,828
‫البته، شاید

409
00:16:59,865 --> 00:17:01,595
‫گوش کن، خیلی چیز خوب و به دردبخوری میشه

410
00:17:01,633 --> 00:17:04,800
‫اگه بشه احساسات رو به یه چیز دیگه‌ای
‫تبدیل کرد، مثلاً یه اسلحه

411
00:17:06,142 --> 00:17:08,466
‫خب، فکر کنم کلاسش رو یادم اومد کجاست

412
00:17:08,503 --> 00:17:10,300
‫جدی؟ چه عالی

413
00:17:10,336 --> 00:17:12,233
‫خیلی خوب شد

414
00:17:12,271 --> 00:17:13,769
‫بیا ببینم بچه

415
00:17:15,073 --> 00:17:20,578
‫چرا می‌خواید دفتر ثبت ما رو ببینید؟

416
00:17:20,581 --> 00:17:22,772
‫چون می‌خوایم بدونیم دبی حقیقت رو

417
00:17:22,775 --> 00:17:24,040
‫درمورد پول اهدایی گم شده میگه یا نه

418
00:17:24,077 --> 00:17:27,074
‫که احتمالا این بتونه انگیزه قتل رو مشخص کنه

419
00:17:29,279 --> 00:17:30,960
‫می‌دونستم

420
00:17:31,714 --> 00:17:33,312
‫مچم رو گرفتین

421
00:17:33,348 --> 00:17:36,078
‫لازم نیست به دفاتر نگاه کنین
‫کار من بود

422
00:17:36,116 --> 00:17:39,548
‫پول اهدایی هیچوقت به حساب مدرسه واریز نشد

423
00:17:39,584 --> 00:17:41,315
‫من چکو نقد کردم

424
00:17:41,352 --> 00:17:42,582
‫پول دزدیدی؟

425
00:17:42,620 --> 00:17:44,150
‫- چرا؟
‫- به گمونم

426
00:17:44,187 --> 00:17:46,885
‫از اینکه احساسا می‌کردم به اینجا
‫تعلق ندارم خسته شدم

427
00:17:46,922 --> 00:17:50,787
‫استارفورد خیلی بی‌طرف و فراگیر
‫به نظر می‌رسید

428
00:17:50,823 --> 00:17:52,887
‫ولی خیلی تحت فشار بودم

429
00:17:52,924 --> 00:17:54,154
‫که نمی‌تونستم درست رو از غلط تشخیص بدم

430
00:17:54,192 --> 00:17:56,756
‫حتی اصلا نمیشد یه ماشین بخرم

431
00:17:56,792 --> 00:17:59,456
‫و با حقوقم به زور پول اجاره خونه رو میدم

432
00:17:59,460 --> 00:18:02,326
‫خیلی خب، پس دبی فهمید که تو کمک مالیِ

433
00:18:02,363 --> 00:18:04,239
‫جان و کریگ رو گرفتی

434
00:18:04,242 --> 00:18:06,428
‫و... اونو کشتی؟

435
00:18:06,464 --> 00:18:09,261
‫چی؟ نه نه

436
00:18:09,300 --> 00:18:13,965
‫دبی فکر می‌کرد پدر و مادر اون بچه
‫چک رو ندادن

437
00:18:14,002 --> 00:18:15,398
‫اونا بهش گفتن دروغگو

438
00:18:15,435 --> 00:18:19,201
‫به قدری عصبی شدن که کشتنش

439
00:18:19,237 --> 00:18:21,602
‫ولی تقصیر من بود

440
00:18:21,639 --> 00:18:23,703
‫متأسفم

441
00:18:23,740 --> 00:18:24,970
‫ببین، ما...

442
00:18:25,008 --> 00:18:29,440
‫مطمئن نیستیم جان و کریگ دبی رو کشته باشن

443
00:18:29,476 --> 00:18:30,962
‫جدی؟

444
00:18:36,946 --> 00:18:40,411
‫اگه این موضوع مربوط به قتل نیست

445
00:18:40,447 --> 00:18:44,946
‫شاید بشه ندید بگیریم...

446
00:18:44,984 --> 00:18:46,515
‫حرفایی رو که چند لحظه پیش زدیم

447
00:18:46,552 --> 00:18:48,749
‫اینجا همه چی روبراهه؟

448
00:18:48,785 --> 00:18:50,520
‫انگار یه بچه داشت گریه می‌کرد

449
00:18:50,561 --> 00:18:53,885
‫فقط از معاون مدرسه چند تا
‫سوال داریم

450
00:18:53,922 --> 00:18:55,760
‫من کاراگاه دکر هستم
‫ایشون هم کاراگاه...

451
00:18:55,789 --> 00:18:57,820
‫پس تو مامان پلیس تریکسی هستی، نه؟

452
00:18:57,857 --> 00:18:59,521
‫بچه خیلی خوبی دارین

453
00:18:59,559 --> 00:19:01,523
‫ممنون. از کجا...

454
00:19:01,559 --> 00:19:02,823
‫از کجا دخترمو می‌شناسی؟

455
00:19:02,859 --> 00:19:04,289
‫الان تو کلاس مدیسونه

456
00:19:04,294 --> 00:19:05,907
‫آره، باباش اونو آورد

457
00:19:05,910 --> 00:19:08,992
‫کاملا مطمئنم باباش اونو نیاورده

458
00:19:09,029 --> 00:19:12,960
‫میشه لطفاً اظهاریه گرفتن رو خودت انجام بدی

459
00:19:12,998 --> 00:19:15,062
‫منم برم ببینم لوسیفر داره چه غلطی می‌کنه

460
00:19:15,099 --> 00:19:18,397
‫ولی خبر خوب اینه که احساسات بد رو میشه

461
00:19:18,434 --> 00:19:20,665
‫به اعمال خوب منحرف کرد

462
00:19:20,702 --> 00:19:23,701
‫پسرم رنجر اینو می‌دونه
‫مگه نه رنجر؟

463
00:19:27,538 --> 00:19:29,416
‫کس هست که بخواد امتحان کنه؟

464
00:19:29,420 --> 00:19:30,384
‫بله

465
00:19:30,387 --> 00:19:33,038
‫کسی از بچه‌ها نمی‌خواد داوطلب بشه؟

466
00:19:34,342 --> 00:19:37,842
‫از همچین مدرسه نوینی
‫بعیده تبعیض سنی قایل بشن

467
00:19:39,178 --> 00:19:40,542
‫تریکسی

468
00:19:40,578 --> 00:19:42,135
‫احساساتی داری که می‌خوای ازشون استفاده کنی؟

469
00:19:42,140 --> 00:19:43,876
‫می‌دونم که دفعه اولته ولی...

470
00:19:43,913 --> 00:19:46,241
‫احساس ناراحتی می‌کنم

471
00:19:46,244 --> 00:19:48,511
‫- خیلی خب، چرا؟
‫- چون...

472
00:19:48,549 --> 00:19:50,970
‫مادرم کم مونده بود بمیره

473
00:19:50,987 --> 00:19:53,482
‫شغلش ترسناکه

474
00:19:53,519 --> 00:19:56,917
‫ولی به آدمای خیلی زیادی برای
‫حل مشکلاتشون کمک کرده

475
00:19:56,954 --> 00:19:59,853
‫نمی‌خوام نگران مشکلات من باشه

476
00:20:00,854 --> 00:20:03,531
‫برای همین وانمود می‌کنم
‫مشکلی ندارم

477
00:20:03,571 --> 00:20:05,053
‫خب...

478
00:20:05,091 --> 00:20:08,389
‫به کلوب فریب خورده‌ی پدر و مادرا خوش اومدی، بچه

479
00:20:08,426 --> 00:20:09,690
‫جای دلگیریه

480
00:20:09,726 --> 00:20:12,458
‫ولی بهای باهوش بودن همینه

481
00:20:15,128 --> 00:20:16,393
‫خیلی خب، حالا چی؟

482
00:20:16,430 --> 00:20:19,527
‫چطوری کسی می‌تونه این احساس ترس جوانی
‫رو به طرز تاثیرگذاری کنترل کنه؟

483
00:20:19,564 --> 00:20:23,196
‫تریکسی می‌تونه احساسات قدرتمندش رو

484
00:20:23,233 --> 00:20:25,096
‫به یه چیز مفیدتر انتقال بده

485
00:20:25,133 --> 00:20:27,131
‫خیلی خب، ادامه بده

486
00:20:27,169 --> 00:20:29,966
‫برای مثال می‌تونه...

487
00:20:30,003 --> 00:20:31,099
‫یه شعر بنویسه

488
00:20:31,136 --> 00:20:32,201
‫شعر؟

489
00:20:32,238 --> 00:20:33,502
‫اومدم که یاد بگیرم چطوری

490
00:20:33,538 --> 00:20:36,230
‫احساسات رو به انرژی تبدیل کنم
‫نه اینکه دکتر زئوس بشم

491
00:20:36,270 --> 00:20:38,537
‫خب، انرژی خلاقانه هم انرژیه

492
00:20:38,574 --> 00:20:40,705
‫بیخیال، اگه می‌خواستم برم یه کلاس هنر

493
00:20:40,741 --> 00:20:43,673
‫حداقل میشد با یه مدل لختی تحملش کرد

494
00:20:43,710 --> 00:20:46,424
‫به گمونم ناامیدی احساسیت رو برای

495
00:20:46,428 --> 00:20:49,092
‫ندادنِ دسر قبل از غذای گیاهیت انتقال میدی، نه؟

496
00:20:49,097 --> 00:20:52,779
‫نه. این عکس مامانمه که داره
‫به دبی چاقو میزنه

497
00:20:55,882 --> 00:20:57,381
‫لوسیفر

498
00:20:59,018 --> 00:21:00,548
‫کاراگاه

499
00:21:00,585 --> 00:21:03,616
‫صحیح، قبل از اینکه واسه
‫دزدیدن بچه‌ات سرزنشم کنی

500
00:21:03,654 --> 00:21:06,419
‫باید بگم پرونده رو حل کردم

501
00:21:07,956 --> 00:21:10,454
‫خیلی خب، مادر پسره جوی شرمنه

502
00:21:10,490 --> 00:21:12,187
‫اینم اطلاعات تماسشه

503
00:21:12,224 --> 00:21:13,822
‫خیلی خب، یه نگاه بهش میندازم

504
00:21:13,858 --> 00:21:14,887
‫تریکسی خوبه؟

505
00:21:14,891 --> 00:21:16,523
‫باهاش حرف میزنم

506
00:21:16,560 --> 00:21:18,657
‫تو اداره می‌بینمت، خب؟

507
00:21:18,694 --> 00:21:20,493
‫باشه

508
00:21:23,830 --> 00:21:24,860
‫کاراگاه

509
00:21:24,897 --> 00:21:27,995
‫باید درک کنی، من با چالش برانگیز ترین مشکلی که...

510
00:21:28,032 --> 00:21:30,396
‫باشه، یه لحظه می‌خوام با دخترم حرف بزنم

511
00:21:30,433 --> 00:21:31,597
‫لطفا از دستش عصبانی نباش

512
00:21:31,634 --> 00:21:33,297
‫منو باید دعوا کنی

513
00:21:33,335 --> 00:21:36,366
‫من از دستت عصبانی نیستم

514
00:21:36,403 --> 00:21:37,933
‫دعوات هم نمی‌کنم عزیزم

515
00:21:37,970 --> 00:21:39,601
‫ولی می‌خوام بدونی که

516
00:21:39,638 --> 00:21:42,803
‫اگه مشکلی داری می‌تونی بهم بگی

517
00:21:42,839 --> 00:21:43,803
‫می‌دونم

518
00:21:43,841 --> 00:21:44,805
‫اینو می‌دونی؟

519
00:21:44,841 --> 00:21:47,205
‫الان می‌خوای درمورد چیزی حرف بزنی؟

520
00:21:47,242 --> 00:21:49,672
‫هر چی می‌تونم بهت بگم؟

521
00:21:49,709 --> 00:21:51,309
‫بله

522
00:21:53,044 --> 00:21:54,841
‫می‌خوام با لوسیفر دور دور بزنیم

523
00:21:54,879 --> 00:21:59,346
‫قول میدم این دفعه مجبورش کنم
‫منو ببره به مدرسه اصلیم

524
00:22:03,017 --> 00:22:05,616
‫آره، باشه

525
00:22:08,052 --> 00:22:11,316
‫بدجور خوش شانسی که دخترم
‫خیلی دوستت داره

526
00:22:11,354 --> 00:22:14,519
‫آره، کم کم دارم قانع میشم به
‫این انگل فریبنده‌ی کوچولو احترام بذارم

527
00:22:14,522 --> 00:22:16,438
‫خب، لطف داری

528
00:22:16,442 --> 00:22:18,687
‫حالا که صحبتش شد
‫قرار قراره

529
00:22:18,723 --> 00:22:19,756
‫چی؟

530
00:22:22,123 --> 00:22:23,822
‫نه

531
00:22:25,494 --> 00:22:26,857
‫من...

532
00:22:26,895 --> 00:22:31,016
‫تا وقتی از مامانت دور نشدیم
‫نمیشه آموزش رانندگی داد

533
00:22:31,020 --> 00:22:33,383
‫خدافظ عزیزم

534
00:22:38,379 --> 00:22:40,244
‫امان از بچه‌ها

535
00:22:44,215 --> 00:22:46,943
‫چه عالی، یه دله دزد

536
00:22:47,004 --> 00:22:50,094
‫یالا دیگه، بعد از یه روز خسته کننده
‫یه‌کم نرمش می‌چسبه

537
00:23:10,442 --> 00:23:12,672
‫مامان؟

538
00:23:12,708 --> 00:23:15,504
‫بذار خنجرو ببینم
‫اتفاقی نیوفتاد؟

539
00:23:15,541 --> 00:23:18,037
‫از کی تاحالا اینقدر محکم میزنی؟

540
00:23:18,074 --> 00:23:20,320
‫قدرتم روز به روز بیشتر میشه

541
00:23:20,324 --> 00:23:22,238
‫بی‌ملاحظگیت هم همینطور

542
00:23:22,240 --> 00:23:24,102
‫انتظار داشتی چیکار کنم؟

543
00:23:24,107 --> 00:23:26,763
‫خنجر رو بهت فرو کنم و از لذتم
‫برای انجام این کار روشن بشه؟

544
00:23:26,768 --> 00:23:28,837
‫سعی داشتم کاری کنم یه حرکتی بکنی

545
00:23:28,873 --> 00:23:32,369
‫خشم و بیدار کردن غریزه‌های جنسیت
‫جواب ندادن

546
00:23:32,373 --> 00:23:35,768
‫پیش خودم گفتم شاید اگه از
‫از دست دادن جونت بترسی...

547
00:23:35,772 --> 00:23:37,402
‫خب اگه واقعا میخواستی ناراحتم کنی

548
00:23:37,406 --> 00:23:39,469
‫باید منو پرت می‌کردی طرف شورلت

549
00:23:39,505 --> 00:23:40,701
‫منو...

550
00:23:40,738 --> 00:23:43,367
‫به شورلت پرت نکن

551
00:23:43,405 --> 00:23:46,301
‫بهم اعتماد کن مامان
‫دارم ردیفش می‌کنم

552
00:23:46,337 --> 00:23:48,300
‫مشخصه سرعتت تو این کار کافی نیست

553
00:23:48,337 --> 00:23:49,601
‫چرا اینقدر عصبی هستی؟

554
00:23:49,638 --> 00:23:50,767
‫عصبی نیستم

555
00:23:50,804 --> 00:23:52,199
‫چرا هستی

556
00:23:52,203 --> 00:23:53,266
‫فقط...

557
00:23:53,270 --> 00:23:56,501
‫حتما باید بریم خونه
‫جایی که بهش تعلق داریم

558
00:23:56,537 --> 00:23:57,801
‫هر چه زودتر

559
00:24:03,003 --> 00:24:05,899
‫سلام کلو، مامان اون بچه رو آوردم به اتاق بازجـ...

560
00:24:05,935 --> 00:24:08,364
‫مشکلی پیش اومده؟

561
00:24:08,401 --> 00:24:10,729
‫این ایمیل رو ببین

562
00:24:10,734 --> 00:24:13,860
‫چرا برای یه مراسم یادبود در
‫آکادمی استار فورد دعوت شدی؟

563
00:24:13,864 --> 00:24:15,899
‫چون تریکسی رو پذیرفتن

564
00:24:15,901 --> 00:24:17,996
‫ظاهراً اونجا چند تا از معلمین رو
‫تحت تأثیر قرار داده

565
00:24:18,034 --> 00:24:20,064
‫یا شایدم تحت تأثیر حساب بانکی لوسیفر قرار گرفتن

566
00:24:20,068 --> 00:24:23,031
‫احتمالا این تنها چیزی که در اون
‫مکان متظاهر اهمیت داره

567
00:24:23,034 --> 00:24:23,729
‫خب راستش

568
00:24:23,766 --> 00:24:25,529
‫جدید که هست، اینش قطعیه

569
00:24:25,566 --> 00:24:27,384
‫جدی جدی تو فکرشی؟

570
00:24:27,388 --> 00:24:29,162
‫به نظرت با طلاقمون

571
00:24:29,199 --> 00:24:30,996
‫و این نقل مکان و اتفاقایی که افتاده
‫تریکسی تغییرات بزرگی رو

572
00:24:31,000 --> 00:24:32,496
‫- اخیراً تجربه کرده؟
‫- دقیقاً

573
00:24:32,533 --> 00:24:34,496
‫تریکسی وانمود میکنه حالش خوبه، دن

574
00:24:34,532 --> 00:24:38,310
‫یه صبح تو استارفور رفت
‫و حرفای دلش رو بیرون ریخت

575
00:24:38,314 --> 00:24:41,312
‫درحالی که چند ماهه نتونستم
‫اینکارو بکنم

576
00:24:41,998 --> 00:24:43,927
‫- آخه ندیدیش
‫- آره خب

577
00:24:43,963 --> 00:24:45,693
‫دیوونه میشم که اون

578
00:24:45,731 --> 00:24:47,727
‫اون فیلم بازی می‌کنه تا از ما
‫محافظت کنه

579
00:24:47,763 --> 00:24:49,880
‫کی بچه‌مون اینقدر بزرگ شد؟

580
00:24:49,885 --> 00:24:52,281
‫ولی هنوزم کیک شکلاتی
‫زیر تختش قایم می‌کنه

581
00:24:52,285 --> 00:24:53,726
‫آره خب، خدا رو شکر

582
00:24:53,730 --> 00:24:55,126
‫خیلی خب

583
00:24:55,163 --> 00:24:57,325
‫شاید بعد از حل پرونده قتلی که
‫به اونجا مربوط میشه

584
00:24:57,328 --> 00:25:00,160
‫بتونیم فرستادن دخترمون
‫به اون مدرسه رو در نظر بگیریم

585
00:25:01,558 --> 00:25:03,488
‫میشه بهمون بگید چرا

586
00:25:03,492 --> 00:25:05,525
‫پسرتون باید اینو بکشه، خانم شرمن؟

587
00:25:05,562 --> 00:25:08,792
‫حتی مطمئن نیستم چی هست

588
00:25:08,828 --> 00:25:10,923
‫اون میگه این شمایید که دبی رو می‌کشه

589
00:25:10,960 --> 00:25:13,857
‫پس به حرفام گوش می‌کرده

590
00:25:13,894 --> 00:25:16,424
‫هیچوقت حرف گوش نمی‌کنه

591
00:25:16,461 --> 00:25:18,024
‫پس گفتی که دبی رو کشتی؟

592
00:25:18,027 --> 00:25:21,490
‫نه، گفتم می‌خوام بکشمش

593
00:25:21,527 --> 00:25:23,756
‫هر روز صبح که برچسب‌های روی

594
00:25:23,792 --> 00:25:25,989
‫سبزیجاتی که از سوپرمارکت گرفتم

595
00:25:26,025 --> 00:25:27,855
‫اونم به قیمت یک سوم آشغال‌های ارگانیکی جدا کنم

596
00:25:27,892 --> 00:25:30,155
‫با خاک قاطیش کردن خوب جواب میده

597
00:25:31,026 --> 00:25:32,487
‫چرا این حرفو به پسرت گفتی؟

598
00:25:32,491 --> 00:25:35,753
‫چون من مجردم و تمام وقت کار می‌کنم

599
00:25:35,782 --> 00:25:37,684
‫و دبی به خاطر این موضوع
‫میلیون‌ها دلیل میاورد

600
00:25:37,697 --> 00:25:40,227
‫که احساس کنم مامان بدی هستم

601
00:25:40,230 --> 00:25:41,920
‫- واسه کار کردن؟
‫- آره

602
00:25:41,923 --> 00:25:45,651
‫خب، به نظر محیط عالی‌ایه

603
00:25:45,689 --> 00:25:48,293
‫ظاهرا من به اندازه کافی باهاش نبودم

604
00:25:48,298 --> 00:25:50,394
‫مثلاً شرمنده که کیک فنجونی‌هام

605
00:25:50,398 --> 00:25:52,928
‫بدون گلوتن و شیر پرچرب نبودن، دبی

606
00:25:52,932 --> 00:25:54,732
‫جوی، دو شب پیش کجا بودی؟

607
00:25:54,768 --> 00:25:57,531
‫سه شنبه؟

608
00:25:59,712 --> 00:26:02,909
‫پیش آقای تیلور بودم

609
00:26:02,913 --> 00:26:04,009
‫آقای تیلور؟

610
00:26:04,013 --> 00:26:06,963
‫مربی سلامت؟ چیکار می‌کردین؟

611
00:26:07,000 --> 00:26:09,730
‫درمورد موج نوی سینمای فرانسه
‫بحث نمی‌کردیم

612
00:26:09,767 --> 00:26:12,697
‫پس یه رابطه جنسی با چیز داشتین...

613
00:26:12,733 --> 00:26:14,063
‫معلم تربیت بدنی

614
00:26:14,099 --> 00:26:16,329
‫فقط سه شنبه شب‌ها

615
00:26:16,366 --> 00:26:18,397
‫سرش زیادی شلوغ بود

616
00:26:19,479 --> 00:26:21,795
‫همه‌ی مادرایی که استارفوردز هستن می‌دونن که

617
00:26:21,831 --> 00:26:23,195
‫برنامه تحرک و سلامت

618
00:26:23,198 --> 00:26:25,293
‫یکی از بهترین مزایای مدرسه ست

619
00:26:25,331 --> 00:26:28,994
‫یارو خیلی کسخله

620
00:26:29,030 --> 00:26:32,926
‫ولی حرکاتش بی‌نظیره

621
00:26:32,963 --> 00:26:34,716
‫تا وقتی بهونه غیبتت رو تایید کنیم

622
00:26:34,721 --> 00:26:36,517
‫میشه بهمون بگی کسی هست که

623
00:26:36,520 --> 00:26:38,992
‫به نظرت کینه‌ای از دبی داشته باشه؟

624
00:26:38,995 --> 00:26:40,458
‫شوخیتون گرفته؟

625
00:26:40,495 --> 00:26:42,924
‫آخه کی از جادوگر شرور وست ساید متنفر نبود؟

626
00:26:42,962 --> 00:26:45,725
‫اون اختصاصی‌ترین بخش‌های مدرسه
‫در این شهرو برای بقیه ممنوع کرده بود

627
00:26:45,762 --> 00:26:47,891
‫هیچوقت نمی‌ذاشت کسی اینو یادش بره

628
00:26:47,928 --> 00:26:50,257
‫بهمون گفتن که خیلی محبوب بوده

629
00:26:51,427 --> 00:26:53,890
‫خب، موهاش و ممه‌های هلوش

630
00:26:53,927 --> 00:26:56,523
‫تنها چیزهای تقلبی مدرسه نیستن

631
00:26:56,561 --> 00:26:58,190
‫می‌خواین بدونین کی اونو کشته؟

632
00:26:58,227 --> 00:27:01,657
‫باید برید به اون مراسم یادبودش
‫که برگزار کردن

633
00:27:01,693 --> 00:27:03,857
‫همه‌ی دوسدشمناش میان اونجا

634
00:27:15,157 --> 00:27:17,887
‫هیچوقت ندیده بودم اینقدر
‫نگران لباست باشی، دکر

635
00:27:17,924 --> 00:27:21,019
‫مثل همیشه اولین کتی که
‫به چشمت می‌خوره برنمی‌داری؟

636
00:27:21,057 --> 00:27:22,586
‫نوچ

637
00:27:22,623 --> 00:27:24,086
‫نه خیر

638
00:27:24,123 --> 00:27:27,243
‫میرم به یه مراسم یادبود در مدرسه

639
00:27:27,307 --> 00:27:30,552
‫و خب باید بقیه پدر و مادرا رو ببینی

640
00:27:30,589 --> 00:27:31,919
‫خیلی باکلاسن

641
00:27:31,956 --> 00:27:33,485
‫راستش...

642
00:27:33,522 --> 00:27:34,985
‫می‌دونی چیه؟

643
00:27:35,022 --> 00:27:36,751
‫بیخیال
‫نمی‌خوام به خاطر شنیدنِ

644
00:27:36,789 --> 00:27:38,053
‫- حرفای احساسیم ناراحت بشی
‫- نه

645
00:27:38,089 --> 00:27:39,885
‫بیخیال، قول میدم گوش کنم

646
00:27:39,889 --> 00:27:41,254
‫گوش‌بند ندارم

647
00:27:44,822 --> 00:27:46,917
‫خیلی خب، تریکسی شاید به
‫این مدرسه خصوصی بره

648
00:27:46,954 --> 00:27:49,017
‫و می‌تونه خیلی به نفعش باشه

649
00:27:49,053 --> 00:27:50,482
‫ولی خیلی خاصه

650
00:27:50,520 --> 00:27:53,250
‫و مطمئن نیستم که بخوام در همچین
‫محیطی قرار بگیره

651
00:27:53,287 --> 00:27:56,417
‫نگرانیت برای این بود؟

652
00:27:56,453 --> 00:27:57,682
‫خیلی خب

653
00:27:57,720 --> 00:27:59,416
‫همچین مدرسه‌ای برای تریکسی عالیه

654
00:27:59,453 --> 00:28:00,516
‫نظرت اینه؟

655
00:28:00,553 --> 00:28:01,449
‫آره

656
00:28:01,486 --> 00:28:02,882
‫بچه‌پولدارای شیک پوش؟

657
00:28:02,919 --> 00:28:04,148
‫اونا مثل افعی می‌مونن
‫خب؟

658
00:28:04,186 --> 00:28:06,082
‫تریکسی یاد می‌گیره اونا رو
‫با حرفاش تیکه تیکه کنه

659
00:28:06,119 --> 00:28:09,249
‫بعدش من کار با چاقوها رو یادش میدم

660
00:28:09,285 --> 00:28:11,147
‫خیلی خب

661
00:28:11,185 --> 00:28:13,415
‫فکر کنم... می‌دونم می‌خوای کمک کنی

662
00:28:13,452 --> 00:28:14,914
‫ولی فکر نکنم که

663
00:28:14,950 --> 00:28:17,348
‫بتونی با این... با این الان کمکم کنی

664
00:28:25,849 --> 00:28:26,945
‫سلام

665
00:28:26,982 --> 00:28:29,378
‫کلویی دکرم
‫مامان تریکسی

666
00:28:29,416 --> 00:28:31,078
‫فقط شما؟

667
00:28:32,748 --> 00:28:33,811
‫تنهایید؟

668
00:28:33,848 --> 00:28:36,078
‫فقط خودمم، تنهام

669
00:28:36,115 --> 00:28:37,311
‫بله

670
00:28:38,548 --> 00:28:40,145
‫حتما خیلی سخته

671
00:28:40,181 --> 00:28:42,845
‫راستش اون با منه

672
00:28:46,580 --> 00:28:48,877
‫دوتا مامانی داره؟

673
00:28:48,913 --> 00:28:50,742
‫آره بابا

674
00:28:50,779 --> 00:28:53,009
‫تریکسی مخلوقِ

675
00:28:53,046 --> 00:28:55,382
‫بی‌نظیری از... قطعا دو زنه

676
00:28:55,386 --> 00:28:56,678
‫درسته عزیزم؟

677
00:28:56,682 --> 00:28:58,412
‫آره

678
00:29:08,004 --> 00:29:09,567
‫اینجا چیکار داری؟

679
00:29:09,597 --> 00:29:12,958
‫ببین، تو گوش کردن به درد و دل کارم خوب نیست

680
00:29:12,995 --> 00:29:15,425
‫یا حتی صحبت کردن درمورد مسائل احساسی

681
00:29:15,462 --> 00:29:20,192
‫ولی می‌دونم اجازه نمیدی دخترت
‫تنهایی به خاک دشمن بره

682
00:29:20,228 --> 00:29:21,293
‫ممنون

683
00:29:23,629 --> 00:29:26,091
‫عجب

684
00:29:26,129 --> 00:29:28,626
‫به گمونم دورهم خوش و بش کردن
‫نحوه جدید عزاداریه

685
00:29:31,097 --> 00:29:33,460
‫شما مامانای تریکسی هستین، درسته؟

686
00:29:33,497 --> 00:29:35,694
‫من میزبان مراسم هستم

687
00:29:35,731 --> 00:29:37,194
‫فقط می‌خواستم بهتون بگم

688
00:29:37,231 --> 00:29:40,362
‫که خیلی خوشحال میشیم
‫شما عضوی از این خونواده بشید

689
00:29:40,398 --> 00:29:43,028
‫همیشه برای یوگای بعد از ظهر داوطلب لازمیم

690
00:29:44,063 --> 00:29:45,898
‫خیلی دوست دارم بیام
‫ولی بعد از ظهرها

691
00:29:45,910 --> 00:29:46,728
‫سر کارم

692
00:29:46,732 --> 00:29:47,961
‫آره

693
00:29:47,999 --> 00:29:50,162
‫اون یه کاراگاه قتله

694
00:29:51,167 --> 00:29:52,763
‫یه اسلحه و مخلفاتشو داره

695
00:29:53,799 --> 00:29:55,730
‫تو تخت عین هفت تیر می‌مونه

696
00:29:57,133 --> 00:29:58,730
‫خیلی شوخه

697
00:29:58,766 --> 00:30:00,529
‫کاش واسه یه کار وقت داشتم

698
00:30:00,567 --> 00:30:01,796
‫ولی می‌دونی که چی میگن

699
00:30:01,834 --> 00:30:04,930
‫کودک استثنائی و مادر خسته

700
00:30:09,340 --> 00:30:11,003
‫تاحالا این حرفو نشنیدم

701
00:30:11,006 --> 00:30:13,030
‫با عقل جور درنمیاد

702
00:30:13,068 --> 00:30:15,398
‫میز، همه رو ببین
‫این پدر و مادرا رو نگاه کن

703
00:30:15,434 --> 00:30:17,431
‫آخه کی بچه داره و اینجور تظاهر می‌کنه؟

704
00:30:17,469 --> 00:30:19,066
‫از اون مهارت‌های کاراگاهیت استفاده کن، دکر

705
00:30:19,102 --> 00:30:21,265
‫اینقدر تو فکر نباش
‫اطرافتو ببین

706
00:30:21,302 --> 00:30:22,198
‫خیلی خب

707
00:30:22,235 --> 00:30:23,998
‫کل اون میزی که اونجاست

708
00:30:24,036 --> 00:30:26,166
‫منتظر اون زوج هستن که بترکنن

709
00:30:26,203 --> 00:30:28,500
‫اون زن که اومد

710
00:30:28,537 --> 00:30:31,566
‫کل آدمای اینجا درمورد گونه‌هاش بحث کردن

711
00:30:31,603 --> 00:30:33,267
‫خیلی بدبختن

712
00:30:33,304 --> 00:30:35,167
‫و منتظرن تا همدیگه رو تیکه تیکه کنن

713
00:30:35,204 --> 00:30:37,467
‫راستش...

714
00:30:37,504 --> 00:30:39,334
‫منو یاد خونه میندازه

715
00:30:41,672 --> 00:30:44,635
‫می‌دونی چیه؟
‫حق با توئه

716
00:30:44,671 --> 00:30:46,934
‫عاشق شایعه هستن

717
00:30:46,972 --> 00:30:49,803
‫هر چی آبدارتر بهتر

718
00:30:49,839 --> 00:30:51,102
‫می‌دونی چیه؟

719
00:30:51,139 --> 00:30:53,337
‫بذار یه موضوع بحث براشون جور کنیم

720
00:30:55,573 --> 00:30:57,270
‫این کارو نکن

721
00:31:15,608 --> 00:31:17,038
‫مراقب باش داداش

722
00:31:17,074 --> 00:31:19,905
‫زیاد باهاش ور بری کور میشی

723
00:31:19,942 --> 00:31:22,139
‫حق با مامان بود

724
00:31:22,177 --> 00:31:25,152
‫نمی‌تونم روشنش کنم

725
00:31:25,155 --> 00:31:29,439
‫متوجهم، اومدی این بالا که یه جور
‫خودزنی دیگه رو تمرین کنی، نه؟

726
00:31:29,477 --> 00:31:31,773
‫امیدواری معجزه رخ بده؟

727
00:31:31,810 --> 00:31:33,174
‫حتی قدرت‌هاتو نداری

728
00:31:33,210 --> 00:31:35,473
‫آره، ممنون که یادم انداختی لوسی

729
00:31:35,510 --> 00:31:40,008
‫راستش انگار دیگه مامان
‫اونقدرا بهم توجه نمی‌کنه

730
00:31:40,012 --> 00:31:41,974
‫چون برخلاف تو

731
00:31:42,011 --> 00:31:46,408
‫من یه سرنوشت شکوهمند
‫برای کنترل اون شمشیر ندارم

732
00:31:46,412 --> 00:31:49,561
‫آخه از توجه مامان چی عایدت میشه؟

733
00:31:49,564 --> 00:31:51,627
‫چند ساعت پیش کم مونده بود
‫توی پارکینگ منو بکشه

734
00:31:51,632 --> 00:31:53,543
‫اونم وقتی می‌خواست کمک کنه
‫به سرنوشتم برسم

735
00:31:53,546 --> 00:31:56,809
‫راستی، آفرین که بهم گفتی
‫به قدری قویه که می‌تونه یه خونه رو بلند کنه

736
00:31:56,846 --> 00:31:59,143
‫همون لوسی سابقی، همیشه قربانی جریان

737
00:31:59,180 --> 00:32:01,942
‫نمیشه برای یه بارم که شده سپاسگذار باشی؟

738
00:32:01,979 --> 00:32:03,208
‫تو آورنده‌ی روشنایی هستی

739
00:32:03,246 --> 00:32:04,042
‫جدی؟

740
00:32:04,080 --> 00:32:05,511
‫جدی هستم؟

741
00:32:05,548 --> 00:32:07,577
‫چون تا الان که حرف‌های مامان مخالف...

742
00:32:07,613 --> 00:32:09,245
‫خب، مخالف واقعیت بودن

743
00:32:10,482 --> 00:32:12,478
‫اگه در اشتباه باشه چی، برادر؟

744
00:32:12,514 --> 00:32:15,310
‫این اواخر خیلی عجیب رفتار می‌کنه

745
00:32:15,348 --> 00:32:16,778
‫مضطربه

746
00:32:16,815 --> 00:32:18,645
‫این وسواسِ رفتن به خونه

747
00:32:18,682 --> 00:32:19,992
‫یکم زیادیه، مگه نه؟

748
00:32:22,129 --> 00:32:24,861
‫راستش فکر می‌کردم هرسه‌تامون دوست داریم برگردیم

749
00:32:24,866 --> 00:32:27,013
‫می‌دونی که من دروغ نمیگم، برادر

750
00:32:27,050 --> 00:32:30,647
‫پس باور کن وقتی میگم
‫هیچی منو خوشحالتر از این

751
00:32:30,683 --> 00:32:32,646
‫نمیکنه که مامان به آرزوش برسه

752
00:32:32,651 --> 00:32:35,605
‫پس باید دیگه دست از مقابله برداری، لوسی

753
00:32:35,609 --> 00:32:38,376
‫و یه راه پیدا کن که شمشیر کار کنه

754
00:32:38,463 --> 00:32:42,714
‫چون چه خوشمون بیاد یا نه

755
00:32:42,751 --> 00:32:44,814
‫همه‌اش به تو بسته ست

756
00:32:44,852 --> 00:32:46,983
‫آورنده‌ی روشنایی

757
00:32:52,658 --> 00:32:55,844
‫از این پته خوشت میاد، نه؟

758
00:32:55,848 --> 00:32:57,397
‫خوبن، نه؟

759
00:32:57,401 --> 00:32:59,555
‫هر چی می‌خوای از دبی بد بگو

760
00:32:59,559 --> 00:33:02,385
‫ولی اون زن بلد بود
‫چطور جشن بگیره

761
00:33:03,098 --> 00:33:05,261
‫با اون پلیسه ازدواج کردی، نه؟

762
00:33:05,265 --> 00:33:07,262
‫آره

763
00:33:07,698 --> 00:33:09,996
‫راستش می‌تونی یه رازی رو نگه داری؟

764
00:33:11,529 --> 00:33:16,116
‫زنم به بازداشت یه نفر خیلی نزدیک شده

765
00:33:16,120 --> 00:33:19,137
‫به نظرمون قاتل ممکنه اینجا باشه

766
00:33:20,337 --> 00:33:22,799
‫اون همین امشب یه سری مدرک پیدا کرد

767
00:33:22,837 --> 00:33:23,967
‫دی‌ان‌اِی

768
00:33:24,003 --> 00:33:26,133
‫الان تو ماشینه

769
00:33:26,170 --> 00:33:31,202
‫یه نفر اینجاست که به زودی میره هلفدونی

770
00:33:32,788 --> 00:33:35,602
‫ولی پیش خودت نگهش دار
‫خب؟

771
00:33:35,638 --> 00:33:36,569
‫بزن

772
00:33:44,706 --> 00:33:48,071
‫پنج تا شایعه،
‫و یه چند تا دیگه واسه محکم کاری

773
00:33:50,207 --> 00:33:52,504
‫نه، ببین، این یکی زیاد شد

774
00:33:52,540 --> 00:33:55,671
‫بیا امیدوار باشیم گولش رو بخور

775
00:33:55,707 --> 00:33:57,503
‫خب الان فقط کافیه

776
00:33:57,541 --> 00:34:00,237
‫کنار ماشین مراقب باشم
‫چون اگه قاتل اینجا باشه

777
00:34:00,274 --> 00:34:02,206
‫حتما میره سراغ مدارک

778
00:34:13,176 --> 00:34:14,905
‫دقیقا همون کسی که دنبالش بودم

779
00:34:14,942 --> 00:34:16,606
‫- آقای مورنینگ استار
‫- بله

780
00:34:16,642 --> 00:34:20,572
‫می‌خوام برنامه تحصیلی بی‌نظیرت
‫رو یه بار دیگه برسی کنم

781
00:34:20,610 --> 00:34:22,940
‫شاید بهتر باشه دقیقتر بگم

782
00:34:22,977 --> 00:34:24,940
‫آب رنگ کمتر

783
00:34:24,977 --> 00:34:27,106
‫بیشتر شعله‌های بهشتی؟

784
00:34:27,143 --> 00:34:28,707
‫می‌فهمی چی میگم؟

785
00:34:28,744 --> 00:34:30,808
‫ببخشید، چیزی باید از ماشین کاراگاه برداری؟

786
00:34:30,811 --> 00:34:33,641
‫آره، ازم خواست یه چیزی براش ببرم

787
00:34:34,545 --> 00:34:36,041
‫خب بیا اینو حلش کنیم

788
00:34:36,079 --> 00:34:38,779
‫تا بتونیم روی مسئله‌ای که واقعا مهمتره تمرکز کنیم
‫یعنی من

789
00:34:40,545 --> 00:34:43,608
‫بهش نگو که کلید یدکی ازش دارم

790
00:34:43,646 --> 00:34:46,576
‫چیزای جعلی و غیرقانونی که می‌بینه
‫داد و هوار راه میندازه

791
00:34:46,614 --> 00:34:49,047
‫آموزش خصوصی هم داری؟

792
00:34:49,050 --> 00:34:50,576
‫چون وقت خالی زیاد دارم

793
00:34:50,613 --> 00:34:51,876
‫مخصوصا الان

794
00:34:51,914 --> 00:34:53,211
‫آره

795
00:34:53,247 --> 00:34:55,743
‫لوسیفر، چه خبره؟

796
00:34:55,780 --> 00:34:58,344
‫مدیسون گفت چیزی لازم داره
‫که تو ماشینته

797
00:34:58,380 --> 00:34:59,710
‫چی؟

798
00:34:59,748 --> 00:35:00,977
‫قاتل اونه

799
00:35:00,999 --> 00:35:03,629
‫عجب تهمتی، کاراگاه

800
00:35:03,648 --> 00:35:05,412
‫نه، تهمت نیست
‫لوسیفر خواهش می‌کنم، اون...

801
00:35:08,215 --> 00:35:10,846
‫اسلحه‌ام تو ماشینه

802
00:35:10,882 --> 00:35:13,911
‫خب، چرا این از اول نگفتی؟

803
00:35:13,949 --> 00:35:16,722
‫دستات رو ببر بالا

804
00:35:21,567 --> 00:35:22,595
‫نزدیک نشید!

805
00:35:24,922 --> 00:35:26,685
‫- نزدیک نشید!
‫- مدیسون

806
00:35:26,722 --> 00:35:28,518
‫- اسلحه رو بنداز زمین
‫- بله

807
00:35:28,555 --> 00:35:29,853
‫شاید بتونی احساساتت رو به

808
00:35:29,856 --> 00:35:31,252
‫چیزی جز گلوله انتقال بدی

809
00:35:31,289 --> 00:35:32,751
‫بشه که...

810
00:35:32,788 --> 00:35:33,819
‫خیلی خب

811
00:35:35,355 --> 00:35:36,952
‫گفتم نزدیک نشید!

812
00:35:36,988 --> 00:35:39,152
‫خیلی خب، باشه

813
00:35:40,122 --> 00:35:41,487
‫تو!

814
00:35:43,087 --> 00:35:45,084
‫همه‌اش تقصیر توئه!

815
00:35:45,121 --> 00:35:49,246
‫با اون صورت خوشگلت و بدن شش تیکه‌ات

816
00:35:49,249 --> 00:35:50,379
‫و چیز بزرگت...

817
00:35:50,384 --> 00:35:52,351
‫تو هم با معلم تربیت بدنی خوابیدی؟

818
00:35:52,387 --> 00:35:54,683
‫خب، مربی ورزش و سلامت، کاراگاه
‫ولی...

819
00:35:54,720 --> 00:35:57,816
‫مدیسون، اگه امشب اینجا چیزی
‫فهمیده باشم

820
00:35:57,853 --> 00:36:00,515
‫اونم اینه که اینجا همه اسراری دارن

821
00:36:00,552 --> 00:36:01,849
‫هیچکس بی‌نقص نیست

822
00:36:01,886 --> 00:36:03,115
‫خیلی خب؟

823
00:36:03,153 --> 00:36:05,083
‫ما که سکس نداشتیم

824
00:36:05,119 --> 00:36:06,281
‫خب باشه، یه بار

825
00:36:06,319 --> 00:36:08,015
‫ولی چند سال پیش بود

826
00:36:08,052 --> 00:36:09,649
‫همون یه بارم کافی بود

827
00:36:09,686 --> 00:36:13,015
‫مسئله پسرته، نه؟

828
00:36:13,052 --> 00:36:14,289
‫چی؟ منظورت همون پسره ست

829
00:36:14,319 --> 00:36:16,582
‫که تو کلاس رژیم مخصوص
‫خلط و مخاط بینی داشت؟

830
00:36:16,618 --> 00:36:17,581
‫لوسیفر

831
00:36:17,617 --> 00:36:18,447
‫من...

832
00:36:18,485 --> 00:36:20,248
‫خدا می‌دونه چقدر رنجرو دوست دارم

833
00:36:20,285 --> 00:36:23,748
‫ولی اون زیاد باهوش نیست

834
00:36:23,784 --> 00:36:25,348
‫شوهرم احمقه

835
00:36:25,384 --> 00:36:28,146
‫و اون دبی عجوره دو دو تا چهارتا کرد

836
00:36:28,183 --> 00:36:30,113
‫اون بهت گفت که میگه

837
00:36:30,150 --> 00:36:33,313
‫آقای تیلور پدر واقعی رنجره؟

838
00:36:33,350 --> 00:36:35,180
‫اون اصلا خوشش نمیومد که همه مامان‌ها
‫دوستش دارن

839
00:36:35,217 --> 00:36:37,413
‫شوهرم اگه می‌شنید ترکم می‌کرد

840
00:36:37,449 --> 00:36:38,912
‫مدیسون، درک می‌کنم

841
00:36:38,950 --> 00:36:40,946
‫تو فکر آینده پسرتو می‌کردی

842
00:36:40,982 --> 00:36:43,078
‫درک می‌کنم، منم مادرم

843
00:36:43,116 --> 00:36:45,545
‫شاید تریکسی، دخترم رو یادت باشه

844
00:36:45,582 --> 00:36:46,779
‫همون دختر کوچولویی که ناراحت بود

845
00:36:46,815 --> 00:36:48,677
‫چون مامانش شغل ترسناکی داشت

846
00:36:48,715 --> 00:36:50,545
‫من همونم، اون دخترمه

847
00:36:50,582 --> 00:36:52,979
‫پس خواهش می‌کنم

848
00:36:52,983 --> 00:36:55,612
‫مدیسون، اسلحه رو بیار پایین

849
00:37:00,281 --> 00:37:01,977
‫خیلی متأسفم

850
00:37:02,014 --> 00:37:03,543
‫اونقدر عصبی بودم که

851
00:37:03,581 --> 00:37:05,577
‫نتونستم خودمو کنترل کنم

852
00:37:05,613 --> 00:37:06,809
‫چی؟ صبر کن ببینم

853
00:37:06,847 --> 00:37:08,942
‫این همه حرف درمورد کنترل احساسات

854
00:37:08,947 --> 00:37:12,377
‫و به افسار گرفتن اونا برای خلاقیت
‫همه‌اش دروغ بود؟

855
00:37:12,413 --> 00:37:14,775
‫خیلی تلاش کردم که واقعی به نظر بیاد

856
00:37:14,812 --> 00:37:17,375
‫نمی‌تونیم احساساتمون رو کنترل کنیم

857
00:37:17,412 --> 00:37:19,175
‫فقط باید تلاش...

858
00:37:25,945 --> 00:37:29,574
‫گوش کردن به احساسات رو دوست ندارم

859
00:37:29,611 --> 00:37:31,075
‫مگه نه، عزیزم؟

860
00:37:32,544 --> 00:37:33,773
‫اگه جای تو بودم

861
00:37:33,811 --> 00:37:35,940
‫بچه‌ام رو از اون مدرسه خارج می‌کردم

862
00:37:35,977 --> 00:37:37,109
‫جای وحشتناکیه

863
00:37:38,777 --> 00:37:39,973
‫وایسا ببینم

864
00:37:40,011 --> 00:37:41,508
‫من پدرم؟

865
00:37:43,076 --> 00:37:46,407
‫چقدر عالی

866
00:37:50,809 --> 00:37:52,741
‫بفرما

867
00:37:55,276 --> 00:37:57,240
‫ببین این چقدر بامزه ست

868
00:37:59,608 --> 00:38:01,271
‫خب...

869
00:38:01,308 --> 00:38:03,805
‫امروز برگشتم به اون مدرسه

870
00:38:03,842 --> 00:38:06,797
‫و به نظرم اگه بخوای
‫اجازه میدن بری اونجا

871
00:38:06,801 --> 00:38:08,965
‫نظرت چیه؟

872
00:38:10,292 --> 00:38:13,740
‫خب، میشه بهت بگم اونجا بودن
‫چه حسی بهم داد؟

873
00:38:14,554 --> 00:38:15,917
‫خب اولش

874
00:38:15,922 --> 00:38:20,004
‫باعث شد احساس تزلزل و نگرانی کنم

875
00:38:20,040 --> 00:38:22,502
‫مدرسه‌اش خیلی تجملیه

876
00:38:22,539 --> 00:38:25,402
‫و بقیه مامان‌ها هم خیلی بی‌نقص به نظر می‌رسیدن

877
00:38:25,439 --> 00:38:27,502
‫ولی حدس بزن چی فهمیدم

878
00:38:27,539 --> 00:38:28,302
‫چی؟

879
00:38:28,339 --> 00:38:30,636
‫اینکه مامان‌های دیگه هم

880
00:38:30,672 --> 00:38:33,435
‫به اندازه من نگران بودن

881
00:38:33,472 --> 00:38:36,168
‫و اینکه فقط وانمود می‌کنن که بی‌نقصن

882
00:38:36,205 --> 00:38:39,534
‫وانمود کردن بده؟

883
00:38:39,539 --> 00:38:41,835
‫نه، همیشه نه عزیزم

884
00:38:41,838 --> 00:38:44,866
‫بعضی وقتا آدما احساس می‌کنن...

885
00:38:47,237 --> 00:38:49,600
‫اگه وانمود کنن، همه چی روبراه میشه

886
00:38:49,638 --> 00:38:50,968
‫ولی...

887
00:38:51,004 --> 00:38:54,833
‫و این مهمترین بخشش هست

888
00:38:54,870 --> 00:38:56,566
‫تو و من

889
00:38:56,603 --> 00:39:01,569
‫هیچوقت لازم نیست تظاهر کنیم

890
00:39:03,902 --> 00:39:06,465
‫اصلا از اون مدرسه خوشم نیومد

891
00:39:06,502 --> 00:39:08,664
‫منم همینطور

892
00:39:13,335 --> 00:39:15,466
‫ممنون که گفتی، عزیزم

893
00:39:22,017 --> 00:39:24,112
‫کاشف به عمل اومد حق با توئه، دکتر

894
00:39:24,117 --> 00:39:26,947
‫کنترل احساسات نشدنیه

895
00:39:26,951 --> 00:39:29,447
‫و هر کسی هم که کنترل کنه
‫این خطرو به جون می‌خره که یه یه

896
00:39:29,450 --> 00:39:31,880
‫روانی قاتل با یه بچه عقب مونده تبدیل بشه

897
00:39:31,885 --> 00:39:33,197
‫آره خب، مطمئنم که

898
00:39:33,233 --> 00:39:36,063
‫حداقل بعضی جاهاش درست نیست

899
00:39:36,100 --> 00:39:38,131
‫ولی خوشحالم که بالاخره سر عقل اومدی

900
00:39:39,400 --> 00:39:42,863
‫حاضری بیشتر حرفای دلتو بریزی بیرون؟

901
00:39:44,066 --> 00:39:46,162
‫بله، به گمونم

902
00:39:46,198 --> 00:39:48,894
‫اگه این برای کمک به من لازم باشه
‫چرا که نه

903
00:39:48,932 --> 00:39:51,229
‫خب..

904
00:39:52,431 --> 00:39:54,928
‫مسلما قبلا دروغ نمی‌گفتم

905
00:39:54,965 --> 00:39:57,294
‫قصد دارم از شمشیر آتشین برای

906
00:39:57,330 --> 00:39:59,192
‫شکافتن دروازه‌های بهشت استفاده کنم

907
00:39:59,230 --> 00:40:00,827
‫ولی یه جاش رو نگفتی

908
00:40:00,864 --> 00:40:02,461
‫وقتی این کارو بکنم

909
00:40:02,497 --> 00:40:04,826
‫مامان رو می‌فرستم بهشت

910
00:40:04,863 --> 00:40:07,258
‫و در رو پشت سرش می‌بندم

911
00:40:07,263 --> 00:40:11,759
‫ولی اون که تنهایی اونجا گیر میوفته

912
00:40:11,796 --> 00:40:13,557
‫خدا از بین نمی‌برتش؟

913
00:40:13,561 --> 00:40:15,657
‫خوشبختانه همدیگه رو تیکه تیکه می‌کنن

914
00:40:15,694 --> 00:40:17,723
‫بعدش هر دو به سزای کارشون میرسن

915
00:40:17,761 --> 00:40:18,825
‫چی؟

916
00:40:18,861 --> 00:40:20,623
‫مجازات

917
00:40:20,660 --> 00:40:22,224
‫برای گول زدن من

918
00:40:22,260 --> 00:40:23,656
‫آخه بابا یه دام برام گذاشت

919
00:40:23,694 --> 00:40:25,924
‫ولی مامان کسی بود که
‫اطمینان حاصل کرد بیوفتم توش

920
00:40:25,960 --> 00:40:29,425
‫اون کسی بود که اطمینان حاص کرد من...

921
00:40:31,126 --> 00:40:33,356
‫من...

922
00:40:33,392 --> 00:40:36,088
‫چیزایی رو احساس کنم که دیگه نمی‌خوام
‫حسشون کنم

923
00:40:36,126 --> 00:40:37,289
‫اینجا وایسا

924
00:40:37,326 --> 00:40:41,222
‫حسی که در خودت سر کوب کردی

925
00:40:41,259 --> 00:40:43,055
‫این دقیقا همون چیزیه که باید حس کنی

926
00:40:43,092 --> 00:40:44,254
‫چی؟ خشم؟

927
00:40:44,291 --> 00:40:45,855
‫خیلی هم زیاد حسش می‌کنم

928
00:40:45,892 --> 00:40:48,788
‫خشم نه

929
00:40:48,824 --> 00:40:50,020
‫درد

930
00:40:50,058 --> 00:40:52,254
‫این چیزیه که سرکوب می‌کردی

931
00:40:52,291 --> 00:40:55,721
‫همه‌ی درد و رنج و دلشکستگی‌ای

932
00:40:55,757 --> 00:40:58,388
‫که بین تو و مادرت افتاد

933
00:41:01,169 --> 00:41:02,752
‫و کلویی

934
00:41:05,790 --> 00:41:09,920
‫می‌دونم که سخته

935
00:41:09,956 --> 00:41:12,585
‫ولی تنها راه خلاص شدن از اون درد

936
00:41:13,889 --> 00:41:15,423
‫اینه که حسش کنی

937
00:41:19,955 --> 00:41:22,951
‫پس به نظرت راهشو فهمیدی؟

938
00:41:22,988 --> 00:41:24,451
‫بله

939
00:41:24,489 --> 00:41:26,418
‫این بارو مطمئنی؟

940
00:41:26,454 --> 00:41:27,217
‫فقط...

941
00:41:27,255 --> 00:41:30,220
‫بذار روشنش کنم مامان
‫خواهش می‌کنم

942
00:42:11,784 --> 00:42:13,213
‫همین؟

943
00:42:13,250 --> 00:42:15,013
‫حتما به قدر کافی حس نمی‌کنی

944
00:42:15,050 --> 00:42:16,879
‫باور کن

945
00:42:16,900 --> 00:42:19,010
‫همینه، فقط همینو دارم

946
00:42:19,015 --> 00:42:21,212
‫باید بیشتر تلاش کنی

947
00:42:21,216 --> 00:42:22,646
‫- چی؟
‫- بیشتر تلاش کن

948
00:42:22,683 --> 00:42:25,078
‫مامان! کافیه

949
00:42:25,115 --> 00:42:26,745
‫من خراب نشدم

950
00:42:26,783 --> 00:42:28,712
‫شمشیر حتما خراب شده

951
00:42:28,748 --> 00:42:30,045
‫خیلی خب

952
00:42:30,081 --> 00:42:31,637
‫خیلی خب، درستش می‌کنیم

953
00:42:31,642 --> 00:42:32,711
‫کلی وقت داریم

954
00:42:34,781 --> 00:42:35,943
‫البته

955
00:42:35,981 --> 00:42:37,677
‫حق با توئه پسرم

956
00:42:37,715 --> 00:42:40,611
‫کلی وقت داریم

957
00:43:06,580 --> 00:43:08,511
‫ولی من نه

958
00:43:08,535 --> 00:43:14,925
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

959
00:43:14,949 --> 00:43:20,549
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

