‫﻿۱
00:00:00,935 --> 00:00:02,392
‫آنچه در لوسیفر گذشت...

2
00:00:02,461 --> 00:00:04,736
‫مأموریت "کمک به لوسیفر
‫برای فرار از بیمارستان"

3
00:00:04,762 --> 00:00:06,309
‫و تو، دکتر عزیزم

4
00:00:06,335 --> 00:00:07,982
‫قراره بهم کمک کنی
‫بریم

5
00:00:08,009 --> 00:00:09,507
‫سه تاتون قصد دارین از شمشیر آتشین

6
00:00:09,533 --> 00:00:11,621
‫برای شکافتن

7
00:00:11,648 --> 00:00:14,178
‫دروازه‌های بهشت استفاده کنید
‫و برید خونه

8
00:00:14,204 --> 00:00:16,369
‫- میز نظرش درمورد نقشه‌ات چیه؟
‫- خب نمی‌دونم، بهش نگفتم

9
00:00:16,396 --> 00:00:18,490
‫خب چیه؟ می‌خوای بری تعطیلات؟

10
00:00:18,531 --> 00:00:20,055
‫انگار لوسیفر بهت نگفت

11
00:00:20,125 --> 00:00:22,047
‫همه برمی‌گردیم به بهشت

12
00:00:22,074 --> 00:00:25,828
‫اخیراً خیلی عجیب رفتار می‌کنه
‫مضطربه

13
00:00:25,853 --> 00:00:27,313
‫این وسواسش برای رفتن به خونه

14
00:00:27,383 --> 00:00:29,125
‫یکم زیادیه، مگه نه؟

15
00:00:29,664 --> 00:00:31,611
‫چون فقط تو

16
00:00:31,636 --> 00:00:34,483
‫آورنده‌ی روشنایی من، می‌تونی روشنش کنی

17
00:00:34,510 --> 00:00:36,318
‫- همین؟
‫- همه زورم همین بود!

18
00:00:36,345 --> 00:00:37,621
‫باید بیشتر تلاش کنی

19
00:00:37,647 --> 00:00:40,345
‫من خراب نشدم، حتما شمشیر خرابه

20
00:00:40,371 --> 00:00:42,282
‫این چیزیه که یوریل
‫می‌خواست بهم بگه

21
00:00:42,309 --> 00:00:44,197
‫یه قطعه دیگه‌اش کمه

22
00:01:05,666 --> 00:01:07,570
‫لوسیفر، باید درمورد موضوعی حرف بزنیم

23
00:01:07,595 --> 00:01:09,248
‫چی؟ می‌تونی بذاری برای بعد؟

24
00:01:09,274 --> 00:01:12,181
‫فعلا که مادر غیرقابل پیش‌بینیمون رو
‫زیر نظر دارم

25
00:01:12,251 --> 00:01:15,525
‫نه، این موضوع مهمه
‫به نظرم ممکنه تو خطر باشی

26
00:01:16,741 --> 00:01:18,311
‫قضیه‌ی یاکوزاست؟

27
00:01:18,379 --> 00:01:19,648
‫نفیلیم؟

28
00:01:19,717 --> 00:01:21,186
‫یه میلیون مامان؟

29
00:01:21,255 --> 00:01:22,736
‫میز

30
00:01:22,761 --> 00:01:24,283
‫ازت عصبانیه، برادر

31
00:01:25,533 --> 00:01:27,353
‫خب، به این زودی سه شنبه شد؟

32
00:01:27,379 --> 00:01:29,111
‫عصبانی بودن، از خصوصیات پیش فرض میزه

33
00:01:29,137 --> 00:01:31,308
‫یه جورایی با دی‌ان‌اِی اهریمنیش
‫ترکیب شده

34
00:01:31,333 --> 00:01:33,723
‫نه، این بار فرق داره لوسیفر

35
00:01:33,750 --> 00:01:35,460
‫به نظرم واقعا باید باهاش حرف بزنی

36
00:01:35,486 --> 00:01:38,198
‫باهاش کنار میاد، همیشه میاد

37
00:01:38,225 --> 00:01:39,860
‫فعلا که مشکلات بزرگتری داریم

38
00:01:39,885 --> 00:01:42,731
‫مثلا اینکه مامان داره وقتمون رو تلف می‌کنه یا نه

39
00:01:44,046 --> 00:01:45,415
‫اگه فکر می‌کنه موکلش

40
00:01:45,485 --> 00:01:48,491
‫یه تیکه‌ی دیگه از شمشیر آتشین رو
‫پیدا کرده، پس منم باهاش هم عقیده‌ام

41
00:01:48,559 --> 00:01:51,700
‫چه پسر وفاداری

42
00:01:51,769 --> 00:01:54,788
‫ولی مامان اونقدرا که فکر می‌کنی
‫با این دنیا وفق پیدا نکرده

43
00:01:54,815 --> 00:01:57,825
‫این یارو ازش کلاهبرداری می‌کنه

44
00:01:58,522 --> 00:02:02,740
‫- فکر کنم باید...
‫- به نظر که خودش می‌تونه

45
00:02:06,342 --> 00:02:07,744
‫اون که پول نیست، هست؟

46
00:02:07,778 --> 00:02:10,216
‫معلومه که نه. عمراً پولو بیاره به قرار

47
00:02:10,662 --> 00:02:12,048
‫نه بابا. معلومه که نه

48
00:02:12,074 --> 00:02:13,472
‫کار خیلی نامعقولیه، نه؟

49
00:02:13,498 --> 00:02:14,866
‫فقط بهش نشون داد

50
00:02:14,891 --> 00:02:16,853
‫اینطوریا هم نیست که پولو بهش بده

51
00:02:16,879 --> 00:02:18,941
‫قبل از اینکه... اون تکه‌ی دیگه رو بگیره

52
00:02:18,967 --> 00:02:20,282
‫عالی شد

53
00:02:21,394 --> 00:02:24,312
‫الانم که گذاشت بره
‫عالیه

54
00:02:28,321 --> 00:02:29,676
‫خب، خوب پیش رفت

55
00:02:29,745 --> 00:02:32,225
‫- اینطور فکر می‌کنی، نه؟
‫- بله

56
00:02:32,250 --> 00:02:35,359
‫چیزی که می‌خوایم رو تو گاو صندوقِ
‫اتاق پشتیش نگه میداره

57
00:02:35,427 --> 00:02:37,598
‫الانم رفت بیاره

58
00:02:37,668 --> 00:02:40,660
‫مامان، الان یه کیف پر پول بهش دادی

59
00:02:40,686 --> 00:02:42,590
‫بدون هیچ مدرکی از اینکه
‫چیزی که می‌خوایم رو داشته باشه

60
00:02:42,616 --> 00:02:45,359
‫- خب؟
‫- سرت کلاه گذاشته

61
00:02:45,384 --> 00:02:47,203
‫اون موکل منه، عزیزم

62
00:02:47,229 --> 00:02:49,289
‫فکر نکنم اینقدر بی‌ملاحظه باشه

63
00:02:53,106 --> 00:02:55,574
‫خب مطمئنم که زود برمی‌گرده

64
00:02:57,566 --> 00:02:59,432
‫شاید بهتر باشه واسه اطمینان
‫بریم برسی کنیم

65
00:02:59,460 --> 00:03:01,297
‫به نظرم فکر خوبیه، مگه نه؟

66
00:03:08,178 --> 00:03:11,005
‫دیدی؟ سرم کلاه نذاشته

67
00:03:11,073 --> 00:03:13,679
‫در عوض مرده و یه نفر پولمون رو

68
00:03:13,748 --> 00:03:15,644
‫ازش دزدیده. خیلی بهتر شد

69
00:03:15,669 --> 00:03:19,595
‫خب، خبر خوب اینه که
‫جدا از این ناشی‌گری بی‌نظیرت

70
00:03:19,665 --> 00:03:22,270
‫از قضا با یه کاراگاه قتل همکاری می‌کنم

71
00:03:22,339 --> 00:03:23,641
‫اگه قاتلش رو پیدا کنی

72
00:03:23,717 --> 00:03:25,420
‫اونوقت تیکه‌ی آخر شمشیر آتشین رو پیدا می‌کنی

73
00:03:25,482 --> 00:03:26,887
‫- ولی مامان...
‫- مشکل اینه که...

74
00:03:26,912 --> 00:03:29,324
‫باید قبل از یه کاراگاه دیگه
‫این پرونده به تور ما بخوره

75
00:03:29,393 --> 00:03:31,230
‫- ولی مگه...
‫- شاید بتونم کمک کنم

76
00:03:31,298 --> 00:03:33,904
‫جدی؟ سراپا گوشم

77
00:03:43,715 --> 00:03:46,908
‫- همه چی روبراهه؟
‫- آره، همه چی روبراهه، میز

78
00:03:46,977 --> 00:03:50,006
‫میتونی... میتونی چاقوهات رو
‫کنار بذاری

79
00:03:52,300 --> 00:03:54,633
‫در تماس خواهیم بود، دکتر مارتین

80
00:03:58,561 --> 00:04:00,116
‫ببخشید

81
00:04:01,714 --> 00:04:03,717
‫میز

82
00:04:04,167 --> 00:04:05,312
‫میز

83
00:04:06,024 --> 00:04:07,460
‫خدای بزرگ

84
00:04:09,135 --> 00:04:10,692
‫اون دیگه کدوم خری بود؟

85
00:04:10,717 --> 00:04:15,161
‫اون رئیس هیئت بازرسی اخلاقی بود

86
00:04:15,187 --> 00:04:17,658
‫- روبراهی؟
‫- نه

87
00:04:18,492 --> 00:04:20,232
‫نه، نیستم

88
00:04:20,868 --> 00:04:22,432
‫نه میز، نه نه نه
‫نرو، کاری نکن

89
00:04:22,458 --> 00:04:23,894
‫فایده‌ای نداره

90
00:04:24,671 --> 00:04:25,858
‫چی شد؟

91
00:04:25,885 --> 00:04:28,828
‫چند هفته پیش، شاید یه جورایی...

92
00:04:28,897 --> 00:04:32,378
‫به لوسیفر برای فرار از بیمارستان روانی
‫کمک کرده باشم

93
00:04:32,405 --> 00:04:34,445
‫و از اسم خودم استفاده کردم

94
00:04:35,081 --> 00:04:37,578
‫- راستش تقصیر خودمه
‫- نه، تقصیر تو نیست

95
00:04:37,604 --> 00:04:40,701
‫تقصیر لوسیفره
‫همیشه تقصیر لوسیفره

96
00:04:40,727 --> 00:04:43,456
‫اولش فهمیدم منو قال میذاره
‫که بره بهشت

97
00:04:43,482 --> 00:04:45,610
‫الانم که داره به تو صدمه میزنه

98
00:04:46,087 --> 00:04:48,808
‫ببین، این مسئله رو درست می‌کنم لیندا

99
00:04:48,834 --> 00:04:51,674
‫بعدش من و اون یه گپی باهم میزنیم

100
00:05:10,367 --> 00:05:13,120
‫- باید یه میز مخصوص خودم بهم بدین
‫- فایده‌ای نداره

101
00:05:13,146 --> 00:05:14,609
‫احتمالا کنار میز تو باشه عالی میشه

102
00:05:14,635 --> 00:05:15,829
‫اصلا فایده‌ای نداره

103
00:05:15,855 --> 00:05:17,951
‫چرا اینقدر گیر دادی بهم؟

104
00:05:17,977 --> 00:05:21,313
‫گیر ندادم
‫فقط به همکارم وقت می‌گذرونم

105
00:05:21,382 --> 00:05:23,343
‫خب، حالا که اینجایی

106
00:05:23,369 --> 00:05:25,911
‫واسه این کاغذبازی‌ها کمکم کن

107
00:05:26,503 --> 00:05:28,541
‫می‌تونم به این همکاریت عادت کنم، همکار

108
00:05:28,567 --> 00:05:30,284
‫صحیح. بله، حالا که فکرشو می‌کنم

109
00:05:30,310 --> 00:05:31,959
‫شاید بهتر باشه میزم اون گوشه...

110
00:05:31,985 --> 00:05:33,782
‫خانم ریچاردز

111
00:05:33,850 --> 00:05:37,071
‫کاراگاه دکر. دقیقا همون کسی که
‫امیدوار بودم ببینمش

112
00:05:37,446 --> 00:05:40,084
‫خب، من یکی اصلا امیدوار نبودم
‫منو می‌بخشید

113
00:05:40,111 --> 00:05:41,411
‫گوش کن چی میگم

114
00:05:41,436 --> 00:05:43,992
‫یکی از موکل‌هام بهم زنگ زد
‫به نظر نگران بود

115
00:05:44,018 --> 00:05:46,520
‫فکر کنم توی خطر بزرگی افتاده

116
00:05:46,545 --> 00:05:47,746
‫چه بد

117
00:05:47,773 --> 00:05:50,355
‫- کاراگاه، باید یه کاری کنیم
‫- اون توی یه بار در مرکز شهره

118
00:05:50,381 --> 00:05:53,758
‫میشه باهام بیای که
‫مطمئن بشیم حالش خوبه؟

119
00:05:53,784 --> 00:05:55,140
‫نوچ

120
00:05:55,165 --> 00:05:57,399
‫- نوچ؟
‫- من یه پلیس قتل هستم

121
00:05:57,426 --> 00:06:00,866
‫من که کارم بررسی جنایتکارهای نگران نیست

122
00:06:00,893 --> 00:06:02,488
‫مثل یه پرستار بچه، شارلوت

123
00:06:02,514 --> 00:06:06,103
‫- پس اگه کاری نداری...
‫- یه چیزایی شنیدم

124
00:06:08,438 --> 00:06:11,213
‫پشت تلفن

125
00:06:11,834 --> 00:06:13,202
‫مثلا؟

126
00:06:14,659 --> 00:06:17,671
‫انگشت... اشاره

127
00:06:18,235 --> 00:06:22,079
‫اشاره‌ی انگشت شنیدی؟

128
00:06:22,691 --> 00:06:24,193
‫خیلی عصبی بود

129
00:06:24,535 --> 00:06:26,023
‫بله

130
00:06:27,887 --> 00:06:29,667
‫درضمن... یه تیراندازی

131
00:06:29,693 --> 00:06:31,530
‫انگار که اون...

132
00:06:31,586 --> 00:06:34,192
‫داشت می‌مرد یا....

133
00:06:34,400 --> 00:06:36,105
‫آب میشد؟

134
00:06:36,521 --> 00:06:38,915
‫بیانش سخته

135
00:06:38,941 --> 00:06:41,941
‫- شارلوت...
‫- به نظر ارزش وقت گذاشتن رو داره

136
00:06:42,010 --> 00:06:43,313
‫موافقم

137
00:06:43,380 --> 00:06:45,585
‫چرا همون اولش اینو نگفتی؟

138
00:06:51,565 --> 00:06:53,389
‫قفلش شکسته

139
00:06:53,415 --> 00:06:54,728
‫جدی؟

140
00:06:57,686 --> 00:06:59,569
‫انگار راست میگفتی

141
00:07:00,092 --> 00:07:02,063
‫یه ساعتی میشه مرده

142
00:07:02,089 --> 00:07:03,842
‫تخمین تحسین برانگیزی بود، کاراگاه

143
00:07:03,875 --> 00:07:06,049
‫با توجه به...

144
00:07:06,692 --> 00:07:08,515
‫رنگ پریدگیش

145
00:07:10,191 --> 00:07:12,247
‫خب، کاملا افتضاح بود

146
00:07:12,273 --> 00:07:14,276
‫ولی حالا که موفق شدیم
‫راه خروجی رو بلدی

147
00:07:14,302 --> 00:07:16,306
‫همچین کاری نمی‌کنم

148
00:07:16,331 --> 00:07:18,267
‫باشه. حالا که اصرار داری
‫خودم راه خروج رو نشونت میدم

149
00:07:18,293 --> 00:07:20,615
‫من جایی نمیرم

150
00:07:20,642 --> 00:07:23,684
‫ولی من و کاراگاه دیگه ترتیبش رو میدم

151
00:07:23,710 --> 00:07:26,516
‫این مسئله خیلی مهمتر از اونیه
‫که به شما دوتا بسپریمش

152
00:07:26,541 --> 00:07:29,210
‫منم پیشتون می‌مونم

153
00:07:29,280 --> 00:07:31,558
‫به علاوه، می‌تونیم باهم کار کنیم

154
00:07:31,585 --> 00:07:33,563
‫خوش نمی‌گذره؟

155
00:07:33,587 --> 00:07:38,987
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

156
00:07:39,011 --> 00:07:44,711
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

157
00:07:44,998 --> 00:07:47,710
‫برای پس مانده‌ی باروت گلوله
‫و کوکاوین آزمایش می‌کنیم

158
00:07:47,735 --> 00:07:49,065
‫حدود ۵ دقیقه نتیجه‌اش به دستمون میرسه

159
00:07:49,133 --> 00:07:50,595
‫خیلی خوب
‫خوبه

160
00:07:52,659 --> 00:07:54,254
‫شارلوت

161
00:07:54,324 --> 00:07:55,670
‫هنوزم که اینجایی

162
00:07:55,695 --> 00:07:57,165
‫خب، اون موکل من بود

163
00:07:57,191 --> 00:07:59,276
‫پیش خودم گفتم شاید بتونم
‫به پرونده کمکی بکنم

164
00:07:59,302 --> 00:08:01,513
‫ولی اگه نمی‌خوای می‌تونیم
‫کیش کنیم بره

165
00:08:01,539 --> 00:08:02,719
‫و کارمون رو ادامه بدیم

166
00:08:02,745 --> 00:08:04,636
‫نه. اینجا بودنش خیلی به درد می‌خوره

167
00:08:04,662 --> 00:08:05,899
‫بگو ببینم، چرا زیک مور

168
00:08:05,924 --> 00:08:07,954
‫یه مدیر شرکت واردات صادرات

169
00:08:07,981 --> 00:08:09,498
‫تو رو وکیلش انتخاب کرده؟

170
00:08:09,545 --> 00:08:11,639
‫- چون من بهترینم
‫- توی تبرئه کردن مجرمین

171
00:08:11,708 --> 00:08:13,004
‫خب، حقیقت نداره

172
00:08:13,072 --> 00:08:15,000
‫من با هیچکدوم از موکلینم نخوابیدم

173
00:08:15,070 --> 00:08:16,419
‫چی؟

174
00:08:16,452 --> 00:08:18,098
‫تو وکیل بدترین جنایتکارا بودی

175
00:08:18,125 --> 00:08:19,769
‫پس بگو ببینم زیک چرا موکلته؟

176
00:08:19,837 --> 00:08:21,455
‫چون واسه بیانکا روئیز کار می‌کنه

177
00:08:21,482 --> 00:08:22,976
‫چی؟ ملکه‌ی تکیلا؟

178
00:08:23,002 --> 00:08:25,076
‫امپراطوری تکیلای بیانکا یه سرپوشه

179
00:08:25,102 --> 00:08:28,078
‫از این نحوه‌ی توزیع برای فروش اسلحه، مواد

180
00:08:28,104 --> 00:08:30,583
‫و بله، انسان استفاده می‌کنه

181
00:08:30,651 --> 00:08:32,900
‫مدت زیادیه دنبالشیم

182
00:08:32,927 --> 00:08:34,459
‫به نظرت کار کی می‌تونه باشه؟

183
00:08:34,485 --> 00:08:36,480
‫یه جور رقیب؟

184
00:08:36,505 --> 00:08:38,233
‫خب، راستش سوال خوبیه

185
00:08:38,259 --> 00:08:39,570
‫الا، چی داریم؟

186
00:08:39,595 --> 00:08:41,604
‫خب، اثری از باروت نیست

187
00:08:41,630 --> 00:08:44,224
‫ولی زیک بیچاره دوبار تیر خورده

188
00:08:44,250 --> 00:08:45,586
‫اولیش تو ران

189
00:08:45,610 --> 00:08:48,139
‫زخمیش کرده و افتاده و بعدش یه تیر دیگه

190
00:08:48,165 --> 00:08:52,022
‫از دستش رد شده
‫و به سینه‌اش خورده

191
00:08:52,049 --> 00:08:54,186
‫احتمالا خواسته از خودش دفاع کنه

192
00:08:54,291 --> 00:08:56,053
‫حیف که نمیشه گلوله گرفت

193
00:08:56,078 --> 00:08:57,416
‫خب، اون شاید نتونه

194
00:08:57,442 --> 00:08:59,182
‫فکر نکنم کار رقیبش باشه

195
00:08:59,208 --> 00:09:01,029
‫شاید یه سرقت بوده که
‫به مشکل خورده

196
00:09:01,097 --> 00:09:02,945
‫یعنی ممکنه چی ازش دزدیده باشن؟

197
00:09:02,971 --> 00:09:05,547
‫خب، شواهد نشون میدن پول نقد بوده

198
00:09:05,573 --> 00:09:08,865
‫کوکائین، باروت، اسلحه...

199
00:09:08,891 --> 00:09:11,234
‫همه‌اش نشون از آدم بدا هستن

200
00:09:11,260 --> 00:09:13,107
‫ولی اثری از ورود غیرقانونی نیست

201
00:09:13,176 --> 00:09:15,744
‫این یعنی به رمز دسترسی داشته

202
00:09:15,769 --> 00:09:17,865
‫یا منتظر مونده تا مقتول بازش کنه
‫و بهش شلیک کنه

203
00:09:19,117 --> 00:09:22,344
‫هی، اینجا یه چیزی پیدا کردم

204
00:09:24,414 --> 00:09:25,943
‫یه موبایله

205
00:09:25,969 --> 00:09:28,849
‫روش گرد و خاکی نداره
‫پس مدت زیادی نیست که اینجا بوده

206
00:09:29,246 --> 00:09:30,775
‫خب گوشی زیک پیش خودش بود

207
00:09:30,844 --> 00:09:32,505
‫پس این یکی مال قاتله

208
00:09:32,574 --> 00:09:34,084
‫شاید تموقع درگیری از دستش افتاده

209
00:09:34,110 --> 00:09:37,140
‫یا وقت کافی برای برداشتنش نداشته

210
00:09:37,166 --> 00:09:39,835
‫پسورد داره

211
00:09:39,977 --> 00:09:43,128
‫ولی تصویر زمینه‌اش...
‫دو تا چشمه؟

212
00:09:43,167 --> 00:09:44,328
‫سینه‌ی انسان مونثه

213
00:09:44,412 --> 00:09:46,838
‫نه. کون خوش فرم خال‌دار زنانه‌ست

214
00:09:46,864 --> 00:09:49,348
‫پس سرنخ ما از قاتل...

215
00:09:49,373 --> 00:09:53,225
‫یه جفت کون-ممه-چشمه

216
00:09:53,569 --> 00:09:55,120
‫شروع خوبیه

217
00:10:11,406 --> 00:10:13,083
‫سلام دنیل

218
00:10:13,528 --> 00:10:15,031
‫اینجا چیکار داری؟

219
00:10:15,057 --> 00:10:16,909
‫خانم روئیز...

220
00:10:17,291 --> 00:10:18,591
‫موکل منه

221
00:10:18,617 --> 00:10:21,636
‫خب خیلی کار داره

222
00:10:23,859 --> 00:10:26,219
‫می‌خوای حسودیم بشه؟

223
00:10:26,246 --> 00:10:28,235
‫ازم چی می‌خوای؟

224
00:10:28,261 --> 00:10:30,322
‫اغفالم کردی، بهم خیانت کردی
‫الانم باز برگشتی

225
00:10:30,348 --> 00:10:32,482
‫حتما یه چیزی می‌خوای
‫ولی نمی‌دونم چی

226
00:10:32,508 --> 00:10:34,336
‫یه چیزی می‌خوام، حق با توئه

227
00:10:34,362 --> 00:10:35,692
‫و بهت میگم

228
00:10:35,717 --> 00:10:38,840
‫ولی یه جای خلوت

229
00:10:40,953 --> 00:10:42,581
‫اینجا باهات سکس نمی‌کنم

230
00:10:42,649 --> 00:10:45,794
‫ولی تا وقتی یه سرنخ گیر بیاریم
‫باید یه جوری وقت بگذرونم

231
00:10:45,821 --> 00:10:47,684
‫درکت نمی‌کنم

232
00:10:47,709 --> 00:10:50,077
‫هر رابطه‌ای که بین ماست رو درک نمی‌کنم

233
00:10:50,104 --> 00:10:53,629
‫خب ساده‌ست، دنیل اسپینوزا

234
00:10:54,556 --> 00:10:56,184
‫ازت خوشم میاد

235
00:11:07,572 --> 00:11:08,868
‫بچه‌ها، این لوگوی یه کمپانی ضبط هست

236
00:11:08,936 --> 00:11:11,742
‫نمادِ روی تلفنی که پیدا کردیم
‫لوگوی لیبله

237
00:11:11,768 --> 00:11:13,949
‫یعنی به خواست خودشون تصمیم گرفتن

238
00:11:13,974 --> 00:11:15,275
‫این موزیک رو منتشر کنن؟

239
00:11:15,301 --> 00:11:17,572
‫یه لیبل ونیتیه.
‫فقط واسه انتشار

240
00:11:17,598 --> 00:11:19,294
‫موزیک یه نفر ساخته شده

241
00:11:19,320 --> 00:11:20,596
‫خب صاحبش کیه؟

242
00:11:20,622 --> 00:11:23,096
‫میشه لطفا خاموشش کنی؟

243
00:11:23,122 --> 00:11:24,783
‫چت روئیز

244
00:11:24,850 --> 00:11:26,290
‫پسر کوچیک بیانکا

245
00:11:26,316 --> 00:11:28,705
‫نصف صورتحسابمون صرف
‫زندانی نشدنش میشه

246
00:11:28,731 --> 00:11:30,458
‫پس پسر خود بیانکا از

247
00:11:30,485 --> 00:11:34,012
‫یکی از وفادارترین افرادش دزدی کرده
‫و به قتل رسونده؟

248
00:11:34,038 --> 00:11:36,692
‫توی پرونده‌ها خیلی کم به چت اشاره شده
‫نمی‌دونستم اون هم

249
00:11:36,717 --> 00:11:38,612
‫- تو بیزنس خونوادگیش دست داره
‫- توش نقشی نداره

250
00:11:38,637 --> 00:11:41,194
‫بیانکا می‌خواد تا جای ممکن
‫اونو از این مسائل دور نگه داره

251
00:11:41,221 --> 00:11:43,797
‫شاید ازش عصبانی شده
‫و تصمیم گرفته حرکتی بکنه؟

252
00:11:43,822 --> 00:11:46,147
‫گوشیش رو هم تو صحنه انداخته
‫و این نشون میده مادرش

253
00:11:46,174 --> 00:11:47,506
‫چقدر درموردش حق داشته

254
00:11:47,531 --> 00:11:49,367
‫خب اگه چت قاتل باشه
‫می‌تونه فرصت خوبی باشه

255
00:11:49,392 --> 00:11:51,548
‫تا بیانکا رو هم بگیریم

256
00:11:51,575 --> 00:11:53,567
‫و رئیس این سازمان رو دستگیر کنیم

257
00:11:53,592 --> 00:11:54,869
‫پرونده بزرگیه

258
00:11:54,894 --> 00:11:57,950
‫آره. مشکل اینه که گوشی ثابت می‌کنه
‫چت توی اون اتاق بوده

259
00:11:58,017 --> 00:12:00,726
‫ولی دلیل نمیشه که قطعا قاتل باشه

260
00:12:00,753 --> 00:12:02,980
‫دن، تو روی هک کردن پسورد کار کن

261
00:12:03,006 --> 00:12:04,538
‫منم با چت یه صحبتی می‌کنم

262
00:12:04,606 --> 00:12:06,834
‫و شارلوت، خیلی ممنون بابت کمکت

263
00:12:06,901 --> 00:12:08,913
‫ولی حالا که یکی از موکلینت
‫مظنون اصلی ماست

264
00:12:08,938 --> 00:12:10,231
‫بهتره بری

265
00:12:10,257 --> 00:12:11,952
‫فکر نکنم الان وقتش باشه برم

266
00:12:11,979 --> 00:12:13,683
‫شاید نه ولی به نظرم بهتره بری

267
00:12:13,708 --> 00:12:15,887
‫امروز بیانکا یه جشن داره

268
00:12:15,913 --> 00:12:18,270
‫واسه افتتاح تکیلای جدیدشه

269
00:12:18,297 --> 00:12:20,725
‫مطمئنم چت هم میاد اونجا و...

270
00:12:20,750 --> 00:12:22,043
‫منم دعوت شدم

271
00:12:22,068 --> 00:12:23,406
‫چرا الان می‌خوای کمکمون کنی؟

272
00:12:23,431 --> 00:12:24,826
‫چون همه یه هدف داریم

273
00:12:24,883 --> 00:12:27,406
‫که بفهمیم کی از زیک دزدی کرده
‫و اونو کشته

274
00:12:27,432 --> 00:12:29,132
‫راستش کلویی، فرصت خوبیه که

275
00:12:29,158 --> 00:12:30,542
‫به صورت مخفی بریم

276
00:12:30,568 --> 00:12:32,552
‫و قبل از اینکه بفهمن بهشون مشکوکیم
‫یه اطلاعاتی گیر بیاریم

277
00:12:33,802 --> 00:12:35,029
‫- خیلی خب
‫- حله

278
00:12:35,054 --> 00:12:36,148
‫خوبه. پس حل شد

279
00:12:36,216 --> 00:12:38,309
‫من و کاراگاه میریم
‫پس خیلی ممنون بابت کمکت

280
00:12:38,334 --> 00:12:40,139
‫فکر نکنم

281
00:12:40,166 --> 00:12:42,048
‫از من دعوت شده

282
00:12:42,074 --> 00:12:43,776
‫من میرم

283
00:12:43,802 --> 00:12:47,096
‫شاید بهتر باشه کاراگاه اسپینوزا
‫باهام بیاد

284
00:12:47,696 --> 00:12:49,325
‫نه. عمراً بشه

285
00:12:49,350 --> 00:12:51,630
‫- خیلی خب. من باهات...
‫- نه، خودم با شارلوت میرم

286
00:12:51,657 --> 00:12:53,641
‫- ولی کاراگاه...
‫- بحثی نباشه

287
00:12:53,667 --> 00:12:56,347
‫خیلی خب ولی توصیه میکنم بری خرید

288
00:12:56,372 --> 00:12:59,414
‫اونجا جایی نیست که بشه
‫با پیژامه رفت

289
00:13:01,214 --> 00:13:03,305
‫مسخره‌ست

290
00:13:03,598 --> 00:13:05,311
‫پیژامه؟

291
00:13:05,337 --> 00:13:06,736
‫نظرتون چیه الا به جشن بره؟

292
00:13:06,762 --> 00:13:08,458
‫فکر معرکه‌ایه

293
00:13:08,484 --> 00:13:10,978
‫خدای من. خیلی ممنون که
‫به فکرم بودین

294
00:13:11,004 --> 00:13:13,147
‫ولی می‌دونین چیه؟
‫کلی کار سرم ریخته

295
00:13:13,173 --> 00:13:16,865
‫مادر خودم و کاراگاه منو
‫از پرونده پرت کردن

296
00:13:16,891 --> 00:13:18,415
‫مسخره‌ست

297
00:13:18,441 --> 00:13:19,528
‫من دست رو دست نمیذارم

298
00:13:19,554 --> 00:13:21,847
‫یه راهی برای رفتن به اون جشن
‫پیدا می‌کنم

299
00:13:21,946 --> 00:13:24,793
‫همیشه اینقدر ناله می‌کنی؟

300
00:13:24,819 --> 00:13:27,355
‫نمی‌دونم چطوری باهات کنار میاد

301
00:13:27,425 --> 00:13:29,089
‫دکتر لیندا کجاست؟

302
00:13:29,114 --> 00:13:30,623
‫معلق شده

303
00:13:30,649 --> 00:13:32,289
‫به خاطر تو

304
00:13:32,316 --> 00:13:38,273
‫چون تو براش دوست افتضاح
‫و خودخواهی... بودی

305
00:13:39,104 --> 00:13:40,633
‫حالا باید خودت درستش کنی

306
00:13:40,658 --> 00:13:43,650
‫با کمال میل، ولی بعد از اینکه
‫یه راهی برای برگشتن به پرونده پیدا کنم

307
00:13:43,676 --> 00:13:46,580
‫نه لوسیفر

308
00:13:46,606 --> 00:13:48,201
‫همین الان

309
00:13:48,872 --> 00:13:52,874
‫ولی مطمئنم اونا تااونموقع
‫می‌تونن خودشون از پسش بربیان

310
00:13:52,900 --> 00:13:54,773
‫نقشه چیه؟

311
00:13:58,658 --> 00:14:01,255
‫اسکن گوشی دو ساعت وقت می‌بره

312
00:14:03,235 --> 00:14:04,289
‫میام پیشت

313
00:14:04,358 --> 00:14:06,755
‫تا وقتی تموم بشه یکم بیکارم

314
00:14:06,781 --> 00:14:08,236
‫تا بعد

315
00:14:11,843 --> 00:14:13,174
‫سلام پسر

316
00:14:13,249 --> 00:14:14,644
‫دنبال برادرتی؟

317
00:14:14,706 --> 00:14:16,068
‫ما...

318
00:14:16,136 --> 00:14:17,433
‫شارلوت؟

319
00:14:17,501 --> 00:14:18,690
‫گوش کن...

320
00:14:18,716 --> 00:14:20,560
‫اونا اینجان؟ چون نتونستم
‫باهاشون تماس بگیرم

321
00:14:20,586 --> 00:14:21,915
‫نه، رفتن

322
00:14:22,121 --> 00:14:23,316
‫یه چند ساعت پیش

323
00:14:23,343 --> 00:14:24,373
‫معلومه که رفتن

324
00:14:24,399 --> 00:14:26,460
‫چرا به خودشون زحمت بدن
‫به منم خبر بدن؟

325
00:14:27,050 --> 00:14:28,240
‫می‌تونم بهشون زنگ بزنم

326
00:14:28,267 --> 00:14:30,049
‫بیخیالش، دن

327
00:14:30,411 --> 00:14:31,701
‫با برادری مثل لوسیفر

328
00:14:31,726 --> 00:14:33,587
‫باید به این چیزا عادت کرده باشم، نه؟

329
00:14:34,049 --> 00:14:35,279
‫هی

330
00:14:35,919 --> 00:14:37,482
‫الان چیکاره‌ای؟

331
00:14:59,890 --> 00:15:01,221
‫شارلوت ریچاردز

332
00:15:01,783 --> 00:15:04,210
‫همراهم رو ندیدی؟

333
00:15:04,235 --> 00:15:05,878
‫یه بلوند خسته‌ست

334
00:15:05,947 --> 00:15:09,639
‫احتمالا لباسی شبیه روفرشی پوشیده باشه

335
00:15:28,400 --> 00:15:30,507
‫بریم جشن پیژامه رو شروع کنیم

336
00:15:47,644 --> 00:15:49,604
‫هنوزم متوجه نیستم چرا کمکمون می‌کنی

337
00:15:49,630 --> 00:15:51,055
‫بیانکا وکیلته

338
00:15:51,080 --> 00:15:53,613
‫منم اون زنی نیستم که موقع
‫استخدامم بودم

339
00:15:53,639 --> 00:15:55,371
‫تغییر عقیده دادی؟

340
00:15:55,397 --> 00:15:56,895
‫نه، مثل قبلم

341
00:15:56,922 --> 00:15:58,622
‫ولی با یه روح کاملا متفاوت

342
00:16:01,109 --> 00:16:03,562
‫اینم از چت
‫میرم باهاش حرف بزنم

343
00:16:03,631 --> 00:16:05,048
‫زدی تو خال

344
00:16:05,073 --> 00:16:06,429
‫تو بیشتر بهش می‌خوری تا من

345
00:16:06,454 --> 00:16:08,163
‫و اونقدرا هم ترسناک نیستی

346
00:16:08,190 --> 00:16:10,128
‫- پس این به دردت می‌خوره
‫- واسه چی؟

347
00:16:10,173 --> 00:16:12,753
‫خب اغواش کنی دیگه

348
00:16:13,074 --> 00:16:15,145
‫من نمی‌خوام اغواش کنم، شارلوت

349
00:16:15,213 --> 00:16:17,281
‫با این اخلاق نه، نمی‌تونی

350
00:16:17,349 --> 00:16:19,544
‫- باشه. خودم میرم تو کارش
‫- نه، نه

351
00:16:19,570 --> 00:16:21,152
‫اغوا کردن رو بیخیال

352
00:16:21,221 --> 00:16:22,888
‫فقط باید یه کار کرد چت حرف بزنه

353
00:16:22,957 --> 00:16:24,425
‫خودش رو گناهکار قلمداد کنه

354
00:16:24,492 --> 00:16:26,760
‫بعدش می‌تونیم بازداشتش کنیم
‫و به بیانکا ربطش بدیم و ضربه بزنیم

355
00:16:26,829 --> 00:16:29,229
‫انتظار داری به مادر خودش خیانت کنه؟

356
00:16:29,299 --> 00:16:32,468
‫کسی که هر چی تو دنیا می‌خواسته
‫رو بهش داده؟

357
00:16:32,537 --> 00:16:34,828
‫همه‌ی بچه‌ها که قدر چیزایی که
‫پدر و مادرشون بهشون میدن رو نمی‌دونن

358
00:16:34,853 --> 00:16:36,273
‫خب، با این حرفت موافقم

359
00:16:36,300 --> 00:16:39,437
‫به نظرم با یه مقدار فشار
‫به حرف میاد

360
00:16:39,463 --> 00:16:41,080
‫وای، محافظ داره

361
00:16:41,148 --> 00:16:43,424
‫شاید اونقدرا هم که فکرشو می‌کردم
‫نمیشه راحت باهاش حرف زد

362
00:16:43,450 --> 00:16:45,519
‫چرا باید یه مادر به شدت مواظب

363
00:16:45,588 --> 00:16:48,034
‫پسر قاتلش رو به جشن تکیلاش بیاره؟

364
00:16:48,059 --> 00:16:51,215
‫خب اگه پسرش زیک رو کشته باشه
‫خبر نداشته

365
00:16:55,856 --> 00:16:58,390
‫خیلی خب. یه فکری دارم

366
00:17:01,594 --> 00:17:04,235
‫دکتر لیندا مارتین روانشناس بی‌نظیریه

367
00:17:04,260 --> 00:17:05,855
‫و البته یه زن خارق العاده

368
00:17:05,882 --> 00:17:07,363
‫نمی‌تونین این کارو باهاش بکنین

369
00:17:07,388 --> 00:17:10,185
‫خب، متأسفانه کار خودش بود
‫که به این وضع دراومده

370
00:17:10,255 --> 00:17:12,224
‫پس مگه اینکه...

371
00:17:12,249 --> 00:17:14,348
‫چیز خاصی نباشه که بهم بگین

372
00:17:14,374 --> 00:17:16,460
‫هیچ کاری از دستم ساخته نیست

373
00:17:18,587 --> 00:17:22,237
‫خب، نظرت درمورد مدرکی از همه‌ی
‫کارای خوبی که کرده چطوره؟

374
00:17:22,304 --> 00:17:25,006
‫مثلا این آقا. لوسیفر مورنینگ استار

375
00:17:25,075 --> 00:17:26,409
‫کوچیک همه هستم

376
00:17:26,477 --> 00:17:28,394
‫بدترین مشتری‌ای که هر دکتری می‌تونه داشته باشه

377
00:17:29,491 --> 00:17:33,475
‫اون یه شیطان خودشیفته و خودخواهه
‫که از پشت به دوستاش خنجر میزنه

378
00:17:33,520 --> 00:17:36,646
‫- اون طمع...
‫- هدفتون از این حرفا چیه؟

379
00:17:36,672 --> 00:17:38,132
‫بله، منم همین سوال رو دارم

380
00:17:38,158 --> 00:17:40,823
‫حرفم اینه که، با این وجود

381
00:17:40,848 --> 00:17:43,316
‫از مسیر خودش خارج شد
‫تا کمکش کنه

382
00:17:43,343 --> 00:17:44,801
‫آره، راست میگه

383
00:17:44,868 --> 00:17:48,004
‫دکتر طرفی از من رو دید که مخفی می‌کردم

384
00:17:48,072 --> 00:17:50,485
‫چون راستش... خب وحشتناک بود

385
00:17:50,512 --> 00:17:52,066
‫ولی بااین وجود منو پذیرفت

386
00:17:52,093 --> 00:17:55,396
‫و کمک کرد مشکلاتی که فکر می‌کردم
‫حل نشدنی هستن رو حل کنم

387
00:17:56,656 --> 00:17:58,695
‫ممنون از تصدیقتون

388
00:17:58,720 --> 00:18:01,722
‫و اینو توی پرونده‌اش ذکر می‌کنم

389
00:18:02,106 --> 00:18:03,473
‫همین؟

390
00:18:03,498 --> 00:18:05,466
‫مگه اینکه مدارک بیشتری برای ارائه
‫داشته باشید

391
00:18:07,600 --> 00:18:09,338
‫خب، دکتر سخاوتمنده

392
00:18:09,363 --> 00:18:11,639
‫به عنوان روانشناس، یه معشوقه

393
00:18:11,665 --> 00:18:13,113
‫- یه دوست...
‫- صبر کن ببینم

394
00:18:15,076 --> 00:18:17,169
‫- با روانشناست خوابیدی
‫- چی؟

395
00:18:17,194 --> 00:18:18,576
‫فقط شروع کار

396
00:18:18,602 --> 00:18:20,935
‫بعدش گفت که نباید برای
‫هزینه ویزیت، سکس کنم

397
00:18:20,962 --> 00:18:22,929
‫این اخلاقیات سفت و سختش رو می‌رسونه
‫اینطور فکر نمی‌کنین؟

398
00:18:22,955 --> 00:18:24,062
‫بریم

399
00:18:24,088 --> 00:18:25,120
‫چرا؟

400
00:18:25,147 --> 00:18:27,095
‫نه، نه. اون زندگیم رو نجات داد

401
00:18:27,150 --> 00:18:28,892
‫یعنی دوباره بهم بخشید
‫اولش منو کشت

402
00:18:28,962 --> 00:18:30,528
‫- ولی من ازش خواستم
‫- خدای من

403
00:18:30,555 --> 00:18:31,920
‫لوسیفر

404
00:18:34,528 --> 00:18:38,333
‫راستش سعی داشتیم فرمول رو...

405
00:18:38,366 --> 00:18:39,740
‫شارلوت

406
00:18:39,766 --> 00:18:41,655
‫ببخشید

407
00:18:43,138 --> 00:18:45,505
‫خیلی خوشحالم که تونستی بیای
‫بچه‌هات چطورن؟

408
00:18:45,532 --> 00:18:47,485
‫عین فرشته می‌مونن

409
00:18:48,052 --> 00:18:50,220
‫حالا که صحبت از بچه‌ها شد...

410
00:18:50,753 --> 00:18:52,424
‫این دفعه چت چه دسته گلی
‫به آب داده؟

411
00:18:52,494 --> 00:18:54,535
‫تو پرونده‌اش جا نمونده؟

412
00:18:55,351 --> 00:18:59,762
‫پلیس برای قتل زیک مور
‫بهش مظنونه

413
00:18:59,788 --> 00:19:01,084
‫محاله

414
00:19:01,110 --> 00:19:03,459
‫از یه منبع خیلی خوب اینو شنیدم

415
00:19:04,179 --> 00:19:05,968
‫ته و توش رو درمیارم

416
00:19:05,994 --> 00:19:07,228
‫ممنون شارلوت

417
00:19:07,254 --> 00:19:08,563
‫- مثل همیشه
‫- خواهش

418
00:19:08,588 --> 00:19:09,750
‫لذت ببر

419
00:19:14,865 --> 00:19:16,495
‫چیکار کردی؟

420
00:19:17,623 --> 00:19:19,160
‫چیکار می‌تونستم بکنم؟

421
00:19:19,186 --> 00:19:21,216
‫نمی‌ذاری مست کنم،
‫حساب بانکیم اخیرا خالی...

422
00:19:21,241 --> 00:19:23,489
‫زیک مور رو میگم
‫چیکار کردی؟

423
00:19:24,254 --> 00:19:25,951
‫یه مشکل رو حل کردم

424
00:19:25,977 --> 00:19:27,210
‫قابلت رو نداشت

425
00:19:27,236 --> 00:19:28,616
‫تو که برام کار نمی‌کنی

426
00:19:28,641 --> 00:19:30,680
‫ولی باید کار کنم
‫ببین چه کارایی می‌تونم بکنم

427
00:19:30,767 --> 00:19:32,735
‫آره، کشتن یکی از بهترین منابع درآمدم؟

428
00:19:34,321 --> 00:19:36,756
‫می‌بینی، واسه همین بهم نیاز داری مامان

429
00:19:36,781 --> 00:19:39,563
‫فهمیدم که زیک
‫کسب و کار خودشو داره تشکیل میده

430
00:19:39,590 --> 00:19:41,661
‫و کنارش مصنوعات نادر رو قاچاق می‌کنه

431
00:19:41,686 --> 00:19:43,552
‫۳۰ درصدش رو هم به من میداد

432
00:19:43,972 --> 00:19:45,372
‫اوه

433
00:19:45,397 --> 00:19:47,192
‫خب اگه یکم درجریانم میذاشتی
‫این چیزا رو می‌دونستم و...

434
00:19:47,219 --> 00:19:48,779
‫پلیس از کجا فهمیده کار تو بوده؟

435
00:19:48,806 --> 00:19:50,188
‫شاید...

436
00:19:50,945 --> 00:19:52,882
‫گوشیم رو انداخته باشم

437
00:19:52,909 --> 00:19:56,033
‫چت، چی تو گوشیت بود؟

438
00:19:57,682 --> 00:19:59,643
‫بریم یه جای خلوت‌تر

439
00:19:59,670 --> 00:20:01,938
‫نه، مامان، مامان

440
00:20:04,810 --> 00:20:07,347
‫کل کارمون؟

441
00:20:07,373 --> 00:20:09,537
‫فقط می‌خواستم یاد بگیرم
‫بخش مالیش چه روندی داره، مامان

442
00:20:09,563 --> 00:20:10,984
‫تا بهت ثابت کنم که می‌تونم
‫توی این کار کمکت کنم

443
00:20:11,009 --> 00:20:13,723
‫واسه همین تو گوشیت ذخیره کردی
‫و پلیس هم الان پیداش کرده

444
00:20:13,750 --> 00:20:14,783
‫نگران نباش

445
00:20:14,807 --> 00:20:16,275
‫دارم حلش می‌کنم

446
00:20:16,300 --> 00:20:17,953
‫مشکلی پیش نمیاد

447
00:20:22,815 --> 00:20:24,200
‫چیه؟

448
00:20:25,557 --> 00:20:27,290
‫سلام

449
00:20:42,412 --> 00:20:44,010
‫تئاتر بداهه؟

450
00:20:45,432 --> 00:20:46,919
‫جان من؟

451
00:20:49,576 --> 00:20:52,170
‫بیخیال پسر، قول دادی نمی‌خندی

452
00:20:54,508 --> 00:20:56,762
‫پارسال تو شرایط خیلی بدی بودم

453
00:20:56,831 --> 00:21:00,133
‫و بداهه یه جورایی کمکم کرد
‫مسیرم رو پیدا کنم

454
00:21:00,761 --> 00:21:02,143
‫چطوری؟

455
00:21:02,971 --> 00:21:05,774
‫خب، باید از خودم خارج می‌شدم تا

456
00:21:05,843 --> 00:21:08,278
‫از بیرون بتونم ببینم واقعا چی هستم

457
00:21:08,347 --> 00:21:11,449
‫می‌دونی، با حرف بقیه خودم رو تعریف نکنم

458
00:21:11,517 --> 00:21:13,719
‫کلویی، لوسیفر

459
00:21:13,787 --> 00:21:15,088
‫متوجهم

460
00:21:15,155 --> 00:21:17,690
‫پس فکر می‌کنی خودم رو با حرفای
‫برادرم تعریف می‎‌کنم، درسته؟

461
00:21:17,760 --> 00:21:18,959
‫خب، تا جایی که می‌دونم

462
00:21:19,028 --> 00:21:22,040
‫اون یارو هر جا بره کلی
‫غم و اندوه با خودش می‌بره

463
00:21:22,385 --> 00:21:24,850
‫اگه چیز ثابتی تو دنیا باشه

464
00:21:24,877 --> 00:21:26,659
‫اونم اینه که لوسیفر همیشه فرزند محبوبه

465
00:21:27,179 --> 00:21:28,800
‫هر کاری بکنم

466
00:21:28,827 --> 00:21:32,106
‫یا چقدر تلاش کنم
‫یا هر چقدر گند بزنه

467
00:21:32,954 --> 00:21:35,115
‫هیچوقت شرایط تغییر نمی‌کنه

468
00:21:39,732 --> 00:21:41,965
‫حتما سر هر چیزی رقابت می‌کنین، نه؟

469
00:21:43,086 --> 00:21:44,583
‫هیچوقت حاضر نیست اعتراف کنه، نه؟

470
00:21:44,608 --> 00:21:47,392
‫ولی آره، آره، سر همه چی

471
00:21:47,707 --> 00:21:49,104
‫حتی زن‌ها؟

472
00:21:50,450 --> 00:21:52,490
‫متوجه شدم که تو و لوسیفر

473
00:21:52,515 --> 00:21:54,548
‫یه رابطه‌ی عجیب با شارلوت ریچاردز دارین

474
00:21:54,574 --> 00:21:55,645
‫فکر کردم شاید شماها...

475
00:21:55,671 --> 00:21:57,906
‫نه دن، ما سر شارلوت رقابت نمی‌کنیم

476
00:21:58,276 --> 00:21:59,835
‫باور کن

477
00:22:01,293 --> 00:22:03,194
‫حداقل نه اونجور که فکر می‌کنی

478
00:22:03,262 --> 00:22:06,454
‫و اگرم اینطور باشه، خب معلومه من می‌بازم

479
00:22:07,100 --> 00:22:09,001
‫چون اینجام، با تو

480
00:22:10,137 --> 00:22:11,760
‫بهت برنخوره

481
00:22:11,787 --> 00:22:13,199
‫برنخورد

482
00:22:14,744 --> 00:22:15,980
‫وای پسر

483
00:22:16,006 --> 00:22:17,928
‫نتونستن رمزش رو پیدا کنن

484
00:22:18,467 --> 00:22:20,886
‫ولی راستش رو بخوای

485
00:22:20,913 --> 00:22:23,710
‫خیلی بیشتر از برادرت
‫ازت خوشم میاد

486
00:22:34,246 --> 00:22:37,565
‫همه‌ی آدمای اینجا رو می‌شناسم
‫جز تو

487
00:22:37,592 --> 00:22:39,610
‫اینجا چیکار داری؟

488
00:22:40,773 --> 00:22:42,249
‫من...

489
00:22:42,274 --> 00:22:44,108
‫من... راستش...

490
00:22:44,133 --> 00:22:46,522
‫اومدم چون، خب...

491
00:22:47,267 --> 00:22:49,556
‫عاشق موزیک پسرتون هستم

492
00:22:49,581 --> 00:22:50,719
‫سلام چت

493
00:22:50,746 --> 00:22:52,799
‫چت، خیلی کارت درسته
‫حرف نداری

494
00:22:52,825 --> 00:22:55,480
‫بیخیال. فروشش رو دیدم

495
00:22:55,506 --> 00:22:58,809
‫هیچکی گوش نمیده به اون... چیزا

496
00:22:58,835 --> 00:23:01,708
‫من که گوش میدم
‫خیلی

497
00:23:09,956 --> 00:23:12,254
‫به اندازه کافی شنیدم

498
00:23:12,322 --> 00:23:14,156
‫- آره
‫- کافیه خانم

499
00:23:14,224 --> 00:23:15,357
‫چت، کارت خیلی درسته

500
00:23:15,384 --> 00:23:16,401
‫- حرف نداری
‫- بریم

501
00:23:16,428 --> 00:23:18,930
‫- دوستت دارم
‫- بیشتر دوست دارم

502
00:23:24,177 --> 00:23:26,929
‫دن. سلام، ببین، اون گوشی...

503
00:23:26,954 --> 00:23:29,531
‫فکر کنم خیلی مهمتر از اونیه که فکر می‌کردیم

504
00:23:29,558 --> 00:23:32,589
‫احتمالا کلید دستگیری بیانکا باشه

505
00:23:34,986 --> 00:23:36,420
‫عالی شد. حالا که این مشکل حل شد

506
00:23:36,489 --> 00:23:38,155
‫می‌تونم برگردم به پرونده و...

507
00:23:38,224 --> 00:23:40,754
‫آخ! خدایا!
‫چته؟

508
00:23:40,780 --> 00:23:43,029
‫چی؟ بیشتر به همه چی گند زدی

509
00:23:43,097 --> 00:23:45,566
‫اصلا چرا غافلگیر شدم؟
‫برو

510
00:23:45,634 --> 00:23:48,069
‫چون از اولشم همین برنامه رو داشتی

511
00:23:48,138 --> 00:23:50,272
‫قضیه همه‌اش درمورد این بود؟

512
00:23:51,909 --> 00:23:54,696
‫آمندیل بهت درمورد سفرمون
‫به بهشت بهت گفت، نه؟

513
00:23:54,722 --> 00:23:56,282
‫اونو سرزنش نکن

514
00:23:56,309 --> 00:23:57,442
‫- تو...
‫- آخ

515
00:23:57,469 --> 00:23:58,667
‫باید بهم می‌گفتی

516
00:23:58,693 --> 00:24:00,753
‫خب، اگه قضیه رو درک می‌کردی...

517
00:24:00,778 --> 00:24:01,878
‫وای!

518
00:24:01,905 --> 00:24:03,757
‫اینقدر منو نزن

519
00:24:03,825 --> 00:24:04,972
‫پس توضیح بده

520
00:24:04,999 --> 00:24:06,900
‫خب دوست دارم توضیح بدم
‫ولی تو ویژگی احساساتی شدن

521
00:24:06,925 --> 00:24:09,357
‫- درمورد این چیزا رو داری
‫- آخ!

522
00:24:09,383 --> 00:24:10,817
‫منظورم همین بود

523
00:24:10,843 --> 00:24:13,233
‫پس باید تحت کنترل باشم، جریان اینه؟

524
00:24:13,260 --> 00:24:14,828
‫مگه من چی هستم، لوسیفر؟

525
00:24:14,854 --> 00:24:16,616
‫یه مهره توی بازی شطرنجت؟

526
00:24:16,643 --> 00:24:18,243
‫نه، من بودم از این کلمه استفاده نمی‌کردم

527
00:24:18,270 --> 00:24:20,456
‫معلومه که استفاده نمی‌کنی
‫چون درواقع لازمه‌اش اینه که

528
00:24:20,482 --> 00:24:23,618
‫درک کنی رو بقیه چه اثری میذاری

529
00:24:23,918 --> 00:24:26,454
‫- اینکه چقدر بهشون صدمه میزنی
‫- وای!

530
00:24:26,523 --> 00:24:28,825
‫الان که به نظرت تو کسی هستی که
‫صدمه میزنی

531
00:24:28,893 --> 00:24:31,428
‫تو جز خودت برای هیچکی
‫ارزشی قایل نیستی

532
00:24:31,454 --> 00:24:34,256
‫مگه اینکه برات استفاده‌ای داشته باشن

533
00:24:35,435 --> 00:24:37,102
‫به نظرت آشنا نمیاد؟

534
00:24:37,494 --> 00:24:40,416
‫مراقب رفتارت باش میز

535
00:24:42,412 --> 00:24:45,769
‫تو درست عین پدر و مادرتی

536
00:25:11,807 --> 00:25:14,140
‫شاید... شاید بهتر باشه

537
00:25:14,165 --> 00:25:16,624
‫یکم استراحت کنیم تا...

538
00:25:16,650 --> 00:25:18,335
‫تو بتونی نفسی تازه کنی

539
00:25:18,361 --> 00:25:20,778
‫باشه، تا تو بتونی نفس تازه کنی

540
00:25:20,804 --> 00:25:24,833
‫و بعدش دوباره برمی‌گردم سر
‫سرویس کردن دهنت

541
00:25:27,957 --> 00:25:29,723
‫ببین...

542
00:25:30,251 --> 00:25:33,080
‫نمی‌دونستم اینقدر ازم عصبی هستی

543
00:25:36,461 --> 00:25:38,660
‫می‌خواستی ترکم کنی

544
00:25:40,845 --> 00:25:43,419
‫هیچوقت حاضر نیستم همچین کاری بکنم

545
00:25:43,445 --> 00:25:46,793
‫ولی به آمندیل و مامانت گفتی که

546
00:25:46,818 --> 00:25:49,752
‫که... باهاشون به بهشت میری

547
00:25:49,778 --> 00:25:52,884
‫خب نگفتم که چه مدت

548
00:25:54,375 --> 00:25:57,119
‫یا اینکه وقتی رسیدم اونجا چیکار می‌کنم

549
00:26:00,246 --> 00:26:02,579
‫پس نقشه ریختی

550
00:26:08,445 --> 00:26:10,879
‫و بهم نگفتی...

551
00:26:12,783 --> 00:26:15,258
‫چون باید ازت عصبانی میشدم

552
00:26:15,283 --> 00:26:17,653
‫تا داستانت باورشون بشه

553
00:26:17,679 --> 00:26:19,279
‫دقیقا!

554
00:26:20,414 --> 00:26:22,801
‫واسه همین، این چیزا...

555
00:26:22,827 --> 00:26:24,093
‫واسه هیچی بود

556
00:26:27,739 --> 00:26:30,906
‫لوسیفر این بدتره

557
00:26:40,087 --> 00:26:41,898
‫این گوشی ممکنه کلید

558
00:26:41,925 --> 00:26:43,780
‫نابودی امپراطوری روئیز باشه

559
00:26:43,805 --> 00:26:46,037
‫آره ولی وقتی بخش سایبری نتونست بشکنه
‫چطوری باید رمزش رو بشکنیم؟

560
00:26:46,063 --> 00:26:48,583
‫فقط زمان لازمه. اون خل‌مغز نرم افزاری نصب نکرده

561
00:26:48,609 --> 00:26:49,908
‫که بشه از راه دور گوشی رو پاک کرد

562
00:26:49,976 --> 00:26:52,957
‫و یه گوشی قدیمیه که
‫پسوردش چهار رقمیه

563
00:26:52,983 --> 00:26:54,511
‫الان باید چیکار کنیم؟
‫اینقدر عدد بزنیم که یکیش درست در بیاد؟

564
00:26:54,537 --> 00:26:57,078
‫- چقدر طول میکشه؟
‫- فقط ۱۰ هزار جایگشت داره

565
00:26:57,148 --> 00:26:59,471
‫خب درواقع ۹۹۹۶ تا شد

566
00:26:59,497 --> 00:27:02,180
‫چند تا عدد رو امتحان کردم
‫ولی کم کم بهش میرسم

567
00:27:02,206 --> 00:27:03,969
‫به نظرم یه ماهی طول می‌کشه

568
00:27:03,995 --> 00:27:06,255
‫خب تا وقتی که نفهمیم چی توی اون گوشیه
‫نمی‌تونیم دستگیرش کنیم

569
00:27:06,282 --> 00:27:07,483
‫و اگه اونا بخوان بیان بگیرنش...

570
00:27:07,509 --> 00:27:08,968
‫خیلی خب. یکم سرعت کارو بیشتر کن

571
00:27:08,993 --> 00:27:10,233
‫بریم به سابقه چت یه نگاهی بندازیم

572
00:27:10,259 --> 00:27:11,786
‫ترکیب اعدادی رو امتحان کنیم

573
00:27:11,813 --> 00:27:13,537
‫که ممکنه براش معنی‌دار باشن، خب؟

574
00:27:13,563 --> 00:27:14,746
‫بریم

575
00:27:18,272 --> 00:27:19,695
‫شماها...

576
00:27:19,763 --> 00:27:22,096
‫رئیس هیئت بازرسی رو کشتین؟

577
00:27:22,122 --> 00:27:24,080
‫لطفا بگین که نکشتینش

578
00:27:24,105 --> 00:27:25,564
‫نه اینکه حقش نباشه ها

579
00:27:25,633 --> 00:27:27,768
‫اون مردک غیرقابل تحمل و...

580
00:27:27,794 --> 00:27:30,720
‫نه نه نه، هیچکی نمرده
‫ما این بلا رو سر هم آوردیم

581
00:27:30,746 --> 00:27:32,335
‫ولی...

582
00:27:32,404 --> 00:27:35,204
‫وقتی به بحث تو می‌رسم
‫متأسفانه شاید...

583
00:27:35,230 --> 00:27:36,990
‫اوضاع رو بی‌ریخت‌تر کرده باشم

584
00:27:37,975 --> 00:27:39,640
‫لوسیفر بهش گفت که قبلا باهم می‌خوابیدین

585
00:27:39,710 --> 00:27:42,009
‫به علاوه یه چیزای دیگه

586
00:27:46,580 --> 00:27:47,980
‫خب به گمونم دیگه تمومه

587
00:27:48,048 --> 00:27:49,293
‫نه، تموم نشده

588
00:27:49,319 --> 00:27:51,250
‫می‌خوام بدونم چرا هنوزم از دستم عصبیه

589
00:27:51,317 --> 00:27:54,065
‫از اونجایی که فعلا دکتر روانشناس نیستم

590
00:27:54,091 --> 00:27:56,304
‫لازم نیست یه جوریدیگه بهت بفهمونم

591
00:27:56,331 --> 00:27:57,645
‫می‌تونم دلیلش رو مستقیم بهت بگم

592
00:27:57,688 --> 00:28:01,625
‫میز ازت عصبانیه چون ازش سوءاستفاده کردی

593
00:28:01,650 --> 00:28:03,099
‫قبول

594
00:28:03,125 --> 00:28:05,823
‫ولی برای هدف والاترمون که
‫عیاشی در لس آنجلسه

595
00:28:05,849 --> 00:28:07,682
‫تاحالا فکر کردی که ممکنه
‫چه تاثیری روش داشته باشه؟

596
00:28:07,707 --> 00:28:09,736
‫معلومه که فکر کردم

597
00:28:09,763 --> 00:28:11,763
‫درمورد اینکه ممکنه چطور همه چی رو
‫با تیکه تیکه کردن مامان

598
00:28:11,831 --> 00:28:14,917
‫و عقیم کردن برادرم خراب کنه فکر کردم

599
00:28:14,943 --> 00:28:17,032
‫منظورم احساساتش بود

600
00:28:17,102 --> 00:28:19,401
‫- چی؟
‫- اون فکر می‌کرد...

601
00:28:19,470 --> 00:28:21,712
‫تو تنهاش گذاشتی

602
00:28:22,672 --> 00:28:25,672
‫اینکه برات مهم نیست این مسئله
‫چه تأثیری روش داره

603
00:28:25,698 --> 00:28:29,228
‫ولی این جور چیزا هیچوقت میز رو ناراحت نمی‌کرد

604
00:28:32,455 --> 00:28:34,587
‫قبلا

605
00:28:41,285 --> 00:28:42,817
‫میزکین

606
00:28:43,318 --> 00:28:45,417
‫متوجه نبودم...

607
00:28:49,489 --> 00:28:51,989
‫باید متوجه می‌بودم

608
00:28:57,023 --> 00:29:00,157
‫خب کارم تمومه

609
00:29:01,991 --> 00:29:03,741
‫واقعا

610
00:29:04,632 --> 00:29:05,865
‫پس اگه منو ببخشید

611
00:29:05,935 --> 00:29:10,605
‫برم یه مارتینی قوی پیدا کنم

612
00:29:18,423 --> 00:29:19,823
‫لیندا

613
00:29:20,695 --> 00:29:22,628
‫ردیفش می‌کنم

614
00:29:22,653 --> 00:29:24,350
‫قول میدم

615
00:29:37,088 --> 00:29:38,687
‫بیانکا

616
00:29:39,110 --> 00:29:40,642
‫اتفاقی افتاده؟

617
00:29:41,074 --> 00:29:42,730
‫بله

618
00:29:43,776 --> 00:29:46,506
‫همونطور که می‌دونی پسرم از
‫زیک دزدی کرده و اونو کشته

619
00:29:46,532 --> 00:29:49,394
‫ولی بعدش فهم گفت که
‫زیک چی رو دزدکی می‌برده

620
00:29:49,923 --> 00:29:51,455
‫و برای کی

621
00:29:52,077 --> 00:29:53,637
‫حالا پیش منه

622
00:29:54,246 --> 00:29:56,899
‫و به نظرم برات خیلی ارزشمنده، مگه نه؟

623
00:29:56,969 --> 00:29:59,783
‫- بله
‫- پس بیا یه قراری بکنیم

624
00:29:59,809 --> 00:30:01,787
‫اونو بهت میدم

625
00:30:01,812 --> 00:30:03,826
‫اگه تو هم گوشی پسرم رو
‫از پلیس بگیری

626
00:30:05,032 --> 00:30:06,398
‫امکان نداره

627
00:30:06,424 --> 00:30:07,810
‫یه راهی پیدا می‌کنی

628
00:30:08,817 --> 00:30:11,714
‫وگرنه مطمئن میشم چیزی که دنبالشی...

629
00:30:11,740 --> 00:30:13,848
‫برای همیشه ناپدید بشه

630
00:30:29,123 --> 00:30:32,879
‫برعکس تاریخ تولد
‫نه

631
00:30:33,101 --> 00:30:35,217
‫دو تا ۶۹

632
00:30:35,806 --> 00:30:37,833
‫به طرز عجیبی خیالم راحت شد
‫که این نبود

633
00:30:39,261 --> 00:30:41,022
‫خانم لوپز

634
00:30:41,090 --> 00:30:43,716
‫تاحالا فرصتش رو نداشتیم که
‫به صورت مناسب باهم آشنا بشیم

635
00:30:43,784 --> 00:30:47,368
‫می‌دونم. مشتاقانه منتظر این لحظه بودم

636
00:30:47,395 --> 00:30:49,595
‫نه، می‌بینم که هنوزم

637
00:30:49,621 --> 00:30:51,714
‫داری رو تلفن کار می‌کنی

638
00:30:51,740 --> 00:30:53,650
‫من خوب چت رو می‌شناختم

639
00:30:53,676 --> 00:30:56,867
‫میشه قرضش بدی تا
‫چند تا شماره رو امتحان کنم؟

640
00:30:57,801 --> 00:30:59,935
‫می‌دونم قصدت چیه

641
00:31:01,425 --> 00:31:05,454
‫می‌دونم منتظر رفیقم، دن هستی

642
00:31:07,087 --> 00:31:08,634
‫خوب مچم رو گرفتی

643
00:31:08,659 --> 00:31:12,067
‫و حتی با این وجود که
‫بشتر آدما میگن

644
00:31:12,094 --> 00:31:13,570
‫"زنه مثل یه کوسه‌ست

645
00:31:13,640 --> 00:31:16,199
‫"با اون چشمای خمارش، نمیشه بهش اعتماد کرد"

646
00:31:16,267 --> 00:31:18,194
‫وقتی نگات می‌کنم...

647
00:31:18,655 --> 00:31:20,356
‫یه نور می‌بینم

648
00:31:20,425 --> 00:31:21,942
‫چسب زخمم باز شده؟

649
00:31:22,002 --> 00:31:24,470
‫خب فعلا...

650
00:31:24,496 --> 00:31:26,641
‫من که حس خوبی بهت دارم

651
00:31:26,921 --> 00:31:29,181
‫ولی اگه دوباره احساسات دن
‫رو جریحه دار کنی

652
00:31:29,206 --> 00:31:31,885
‫یکی رو می‌فرستم سراغت
‫پاهاتو بشکنه

653
00:31:37,788 --> 00:31:39,102
‫برادرمه

654
00:31:39,128 --> 00:31:41,688
‫خیلی وقته می‌خوام باهاش حرف بزنم

655
00:31:42,444 --> 00:31:43,975
‫میشه حواست به گوشی باشه؟

656
00:31:44,001 --> 00:31:45,445
‫چرا که نه

657
00:31:45,470 --> 00:31:47,011
‫ممنون

658
00:31:47,621 --> 00:31:50,747
‫دیدی؟ نور

659
00:31:57,786 --> 00:31:59,505
‫حرف بزن

660
00:32:20,951 --> 00:32:22,600
‫چت شده؟

661
00:32:22,626 --> 00:32:26,212
‫اینو میگی؟ یه دعوای دوستانه‌ی کوچیک داشتم

662
00:32:26,238 --> 00:32:29,576
‫با شارلوت ریچاردز یه گفتگوی
‫روشن‌کننده داشتم

663
00:32:29,645 --> 00:32:31,073
‫خب، امروز که دیگه

664
00:32:31,141 --> 00:32:33,957
‫جا واسه گفتگوی روشن‌کننده ندارم
‫ممنون

665
00:32:34,737 --> 00:32:36,827
‫لوسیفر، اون بهم گفت واقعا کیه

666
00:32:36,896 --> 00:32:38,770
‫و اینکه شما دو تا چه نسبتی باهم دارین

667
00:32:38,795 --> 00:32:41,252
‫یه جورایی شک دارم گفته باشه

668
00:32:41,277 --> 00:32:43,080
‫نه، همه‌اش با عقل جور درمیاد

669
00:32:43,149 --> 00:32:44,511
‫اینکه چرا وقتی گفتم که

670
00:32:44,579 --> 00:32:46,772
‫باهم خوابیدین، اونطور واکنش دادی

671
00:32:46,798 --> 00:32:48,692
‫اینکه وقتی پیداش میشه
‫عجیب رفتار می‌کنی

672
00:32:48,718 --> 00:32:51,125
‫واقعا... واقعا بهت گفته

673
00:32:51,151 --> 00:32:52,943
‫چی بهت گفته؟

674
00:32:52,969 --> 00:32:55,277
‫اینکه اون زن سابق پدرته

675
00:32:57,352 --> 00:32:59,338
‫صحیح، بله، این... این عین حقیقته

676
00:32:59,364 --> 00:33:00,710
‫بله

677
00:33:00,735 --> 00:33:02,417
‫آخه اونطور که درمورد پدرت حرف میزنه

678
00:33:02,444 --> 00:33:04,704
‫و اینکه اونو به چه وضعی انداخته

679
00:33:04,730 --> 00:33:07,515
‫خیانت، شکنجه، جهنم و غیره

680
00:33:07,541 --> 00:33:09,025
‫همه‌اش حقیقته

681
00:33:09,094 --> 00:33:12,551
‫نمی‌تونم تصور بزرگ کردن بچه
‫با همچین آدمی رو هم بکنم

682
00:33:12,578 --> 00:33:15,832
‫همدردی با الهه، کاراگاه؟

683
00:33:15,857 --> 00:33:18,315
‫چرا بهم نگفتی که مادر ناتنیته؟

684
00:33:18,340 --> 00:33:22,089
‫خب راستش به نظر بیانش راحت نبود

685
00:33:22,115 --> 00:33:24,659
‫آخه... اصلا چطور این بحث پیش کشیده شد؟

686
00:33:24,728 --> 00:33:26,688
‫خب...

687
00:33:26,713 --> 00:33:29,573
‫وقتی شارلوت واسه بیانکا روئیز
‫داشت مدرک میزدید

688
00:33:29,599 --> 00:33:31,377
‫مچش رو گرفتم

689
00:33:31,446 --> 00:33:32,608
‫چی؟

690
00:33:32,677 --> 00:33:33,907
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

691
00:33:33,974 --> 00:33:35,336
‫خب ظاهرا بیانکا تو اون
‫مأموریت فهمیده که

692
00:33:35,406 --> 00:33:37,333
‫من و شارلوت باهم کار می‌کنیم

693
00:33:37,401 --> 00:33:38,937
‫بیانکا خونواده شارلوت رو تهدید کرده

694
00:33:38,963 --> 00:33:41,575
‫اگه کمکش نمی‌کرد
‫تو رو تهدید می‌کنه

695
00:33:41,672 --> 00:33:44,112
‫خب قابل درکه، بله

696
00:33:44,137 --> 00:33:45,897
‫نمی‌دونم

697
00:33:46,315 --> 00:33:47,909
‫یه جای کار می‌لنگه

698
00:33:47,977 --> 00:33:50,185
‫نمی‌دونم میشه بهش اعتماد کرد یا نه

699
00:33:50,316 --> 00:33:52,066
‫خب می‌دونم طرفداری می‌کنم

700
00:33:52,136 --> 00:33:54,375
‫ولی یه چیز رو مطمئن باش، کاراگاه

701
00:33:54,401 --> 00:33:58,139
‫شارلوت برای محافظت از بچه‌هاش
‫هیچی جلودارش نیست

702
00:33:59,428 --> 00:34:02,645
‫می‌تونی مطمئن باشی

703
00:34:03,764 --> 00:34:06,870
‫چیزی که می‌خواستم رو برام آوردی؟

704
00:34:08,159 --> 00:34:10,020
‫همونطور که قولش رو داده بودم

705
00:34:13,140 --> 00:34:15,103
‫مطمئن شو واقعیه

706
00:34:15,400 --> 00:34:17,261
‫و کپی نشده

707
00:34:27,522 --> 00:34:30,056
‫[تلفن متصل شد]
‫[در حال اسکن تلفن...]

708
00:34:31,476 --> 00:34:34,178
‫به سلامتی کارایی که مادرا
‫واسه بچه‌هاشون می‌کنن

709
00:34:34,246 --> 00:34:36,174
‫به سلامتیش

710
00:34:37,586 --> 00:34:39,407
‫حساب دفعاتی که

711
00:34:39,432 --> 00:34:41,772
‫چت کم مونده امپراطوری‌ای که ساختم
‫رو نابود کنه، از دستم در رفته

712
00:34:41,799 --> 00:34:44,740
‫بچه‌ها همیشه راه‌های جدیدی برای
‫امتحان کردن ما پیدا می‌کنن

713
00:34:44,767 --> 00:34:46,290
‫منظورش آمندیله

714
00:34:46,315 --> 00:34:48,496
‫و ما رو تو جهنم قرار بدن

715
00:34:48,523 --> 00:34:50,074
‫این یکی رو منظورش من بودم

716
00:34:50,142 --> 00:34:52,366
‫ولی با اینحال هنوزم ازشون محافظت می‌کنیم

717
00:34:52,392 --> 00:34:54,000
‫همیشه

718
00:34:59,234 --> 00:35:00,965
‫[اسکن کامل شد]

719
00:35:03,419 --> 00:35:05,512
‫حالا قولی که من داده بودم

720
00:35:13,054 --> 00:35:14,300
‫صداش قطع شد

721
00:35:14,326 --> 00:35:15,772
‫- می‌خواد یه کاری بکنه
‫- خب، نه نه نه

722
00:35:15,797 --> 00:35:16,956
‫شاید خودش قطع شده باشه

723
00:35:16,983 --> 00:35:19,053
‫نه، شارلوت ریچاردز یا داره ما رو دور میزنه

724
00:35:19,078 --> 00:35:20,184
‫یا تو دردسر افتاده

725
00:35:20,210 --> 00:35:21,501
‫بچه‌ها، برای ورود آماده باشین

726
00:35:21,528 --> 00:35:23,353
‫و به نفعشه تو دردسر افتاده باشه

727
00:35:26,764 --> 00:35:29,477
‫این کلید یه صندوق اماناته

728
00:35:29,503 --> 00:35:31,684
‫داخلش همون چیزیه که قرار بود
‫زیک برات مخفیانه بیاره

729
00:35:31,709 --> 00:35:33,718
‫توافقمون این نبود

730
00:35:33,745 --> 00:35:36,565
‫از کجا بدونم به قولت عمل می‌کنی؟

731
00:35:36,590 --> 00:35:38,551
‫چون همیشه به قولم عمل می‌کنم

732
00:35:39,127 --> 00:35:40,653
‫و راستش رو بخوای
‫دلیلی نمی‌بینم که

733
00:35:40,679 --> 00:35:42,773
‫این تیکه آشغال برات اینقدر...

734
00:35:42,798 --> 00:35:44,579
‫ایست! دست‌ها بالا!

735
00:35:45,059 --> 00:35:48,161
‫پلیس لس آنجلس
‫بیانکا روئیز، شما بازداشتی

736
00:35:48,186 --> 00:35:49,880
‫مسخره‌ست

737
00:35:49,907 --> 00:35:52,650
‫شارلوت، شارلوت

738
00:35:52,676 --> 00:35:55,202
‫دیگه وکیل تو نیست

739
00:35:56,249 --> 00:35:59,463
‫داری اشتباه خیلی بدی می‌کنی

740
00:36:00,416 --> 00:36:02,055
‫بهم دست نزن

741
00:36:02,055 --> 00:36:04,621
‫شارلوت، حالت خوبه؟

742
00:36:04,621 --> 00:36:05,985
‫- بله
‫- لوسیفر، نزدیکش نشو

743
00:36:06,050 --> 00:36:07,379
‫ازش فاصله بگیر
‫باید وارسیش کنم

744
00:36:07,446 --> 00:36:09,264
‫فکر نکنم نیازی باشه، کاراگاه

745
00:36:09,289 --> 00:36:12,314
‫- خب، به نظرم لازمه
‫- اشکالی نداره، پسرم

746
00:36:12,339 --> 00:36:13,601
‫باشه

747
00:36:13,627 --> 00:36:14,956
‫دست‌ها بالا

748
00:36:19,721 --> 00:36:22,359
‫خیلی دقیق وارسی می‌کنی

749
00:36:23,578 --> 00:36:25,360
‫خوشم اومد

750
00:36:28,035 --> 00:36:30,183
‫- چیزی نداره
‫- خب بهت که گفتم، کاراگاه

751
00:36:30,208 --> 00:36:31,790
‫اون چیزی برای قایم کردن نداره

752
00:36:31,860 --> 00:36:33,587
‫گوشی هنوزم بازه

753
00:36:33,656 --> 00:36:35,318
‫همه چی دستمونه

754
00:36:35,344 --> 00:36:37,399
‫به نظر که همینطوره

755
00:36:39,192 --> 00:36:40,843
‫بریم

756
00:36:57,074 --> 00:36:58,659
‫یه کتاب؟

757
00:36:58,685 --> 00:37:01,090
‫این چیزیه که زیک برام قاچاق کرد؟

758
00:37:02,881 --> 00:37:04,624
‫این شوخیه؟

759
00:37:04,651 --> 00:37:06,379
‫اگه بود، یه چیز باحالتر انتخاب می‌کردم

760
00:37:06,405 --> 00:37:08,359
‫مثل کتاب داگلاس آدامز یا فروید

761
00:37:08,385 --> 00:37:10,052
‫مطمئنی که

762
00:37:10,078 --> 00:37:12,249
‫این همه‌ی چیزیه که
‫توی صندوق امانات بود؟

763
00:37:12,329 --> 00:37:15,210
‫خب، یه کتاب قراره چطوری
‫شمشیرو روشن کنه؟

764
00:37:15,236 --> 00:37:17,599
‫شاید یه کتابچه‌ی راهنماست

765
00:37:19,638 --> 00:37:22,270
‫به یه زبون باستانی که بلد نیستم

766
00:37:22,295 --> 00:37:23,894
‫عالی شد

767
00:37:23,921 --> 00:37:24,961
‫بگیر

768
00:37:24,988 --> 00:37:27,113
‫من که نمی‌تونم بخونم

769
00:37:27,181 --> 00:37:29,052
‫ولی به همه‌ی زبون‌ها صحبت می‌کنی

770
00:37:29,077 --> 00:37:30,378
‫صحبت می‌کنم، نمی‌خونم

771
00:37:30,404 --> 00:37:32,352
‫همیشه به نظرم زبون بیشتر از
‫کتاب‌ها فایده داشته

772
00:37:32,378 --> 00:37:33,931
‫پس هر زبونی که هست...

773
00:37:33,957 --> 00:37:35,724
‫سومریه

774
00:37:36,234 --> 00:37:38,813
‫برخلاف بعضی‌ها که همه چی رو اختیار داشتن

775
00:37:38,839 --> 00:37:41,035
‫من جوونیم رو صرف مطالعه کردم

776
00:37:42,338 --> 00:37:43,684
‫چه عالی

777
00:37:43,709 --> 00:37:45,297
‫پسر باهوش من

778
00:37:46,740 --> 00:37:49,518
‫چقدر طول می‌کشه ترجمه‌اش کنی؟

779
00:37:49,544 --> 00:37:52,097
‫فقط یه چند روز

780
00:37:52,123 --> 00:37:53,723
‫روز؟

781
00:37:53,750 --> 00:37:55,684
‫من اینقدر وقت ندارم

782
00:37:55,752 --> 00:37:58,554
‫مامان، چرا اینقدر عجله داری؟

783
00:37:58,623 --> 00:38:00,957
‫دلیلی داره که اخیرا اینقدر عجله داری؟

784
00:38:01,026 --> 00:38:04,724
‫فقط برای دیدن بقیه اعضای
‫خونواده مضطربم

785
00:38:04,749 --> 00:38:08,031
‫لطفا ترجمه رو شروع کن

786
00:38:12,174 --> 00:38:14,375
‫یه چیزیش هست

787
00:38:14,444 --> 00:38:17,804
‫آره، شایدم پریود شده

788
00:38:20,687 --> 00:38:22,572
‫چیه خب؟

789
00:38:31,296 --> 00:38:32,933
‫ببخشید

790
00:38:33,002 --> 00:38:35,116
‫این دفعه نه

791
00:38:40,779 --> 00:38:42,063
‫- سلام
‫- سلام

792
00:38:42,088 --> 00:38:44,893
‫تبریک واسه دستگیری ملکه تکیلا

793
00:38:45,207 --> 00:38:46,916
‫خب، چت هنوز آزاده

794
00:38:46,943 --> 00:38:49,578
‫پس تا وقتی پیداش نکنم تموم نشده

795
00:38:49,725 --> 00:38:51,291
‫تو و شارلوت ریچاردز...

796
00:38:51,317 --> 00:38:53,828
‫بدترین اتحاد تیمیِ ممکن در قرن

797
00:38:55,210 --> 00:38:57,355
‫راستش به اون بدی‌ای که انتظار داشتم نبود

798
00:38:57,380 --> 00:38:59,713
‫چیزای زیادی ازش فهمیدم
‫که چشمام رو باز کرد

799
00:38:59,740 --> 00:39:02,649
‫اینو مطمئنم. مثلا اینکه اون
‫مادر ناتنی لوسیفره

800
00:39:02,675 --> 00:39:04,171
‫- نمی‌دونستم...
‫- صبر کن ببینم

801
00:39:04,196 --> 00:39:06,775
‫اون... مادر ناتنی؟

802
00:39:06,914 --> 00:39:09,173
‫آره آره

803
00:39:09,199 --> 00:39:12,117
‫راستش به طرز عجیبی با عقل جور درمیاد

804
00:39:13,289 --> 00:39:15,723
‫دن، می‌خوام مراقبش باشی

805
00:39:15,793 --> 00:39:17,723
‫یه جای کارش می‌لنگه و بهش اعتماد ندارم

806
00:39:17,748 --> 00:39:19,792
‫چیزیم نمیشه، کلویی

807
00:39:21,322 --> 00:39:23,162
‫- وایسا. یه مسئله دیگه
‫- بله

808
00:39:23,857 --> 00:39:25,862
‫اگه باهاش ازدواج کنی

809
00:39:26,273 --> 00:39:28,728
‫یه جورایی میشی بابای لوسیفر

810
00:39:30,546 --> 00:39:32,011
‫- خدای من
‫- مگه نه؟

811
00:39:32,036 --> 00:39:34,637
‫خیلی اوضاع داغونی میشه

812
00:39:51,572 --> 00:39:53,307
‫خوشحالم که قبول کردی
‫باهام ملاقات کنی

813
00:39:53,377 --> 00:39:55,244
‫خب، معلومه که قبول می‌کنم

814
00:39:55,312 --> 00:39:58,856
‫می‌دونستم که ممکن نیست اون کتاب باشه

815
00:40:00,452 --> 00:40:01,617
‫خب، یالا دیگه

816
00:40:01,687 --> 00:40:05,437
‫بدش ببینم. چیزی که واقعا
‫زک قاچاق کرده بود رو می‌خوام

817
00:40:06,176 --> 00:40:07,764
‫همین الان

818
00:40:12,369 --> 00:40:14,633
‫یه چاقو

819
00:40:15,373 --> 00:40:17,611
‫ما که همین الانشم یه...

820
00:40:19,845 --> 00:40:22,546
‫زندگیم نابود شده!

821
00:40:22,615 --> 00:40:24,449
‫نمی‌خوام برم زندون

822
00:40:24,518 --> 00:40:25,918
‫همه‌اش تقصیر تو بود

823
00:41:04,184 --> 00:41:07,871
‫کی فکرشو می‌کرد ترجمه
‫ممکنه اینقدر خسته کننده باشه

824
00:41:10,311 --> 00:41:12,421
‫گوش کن، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

825
00:41:13,671 --> 00:41:17,234
‫خدا شمشیر آتشین رو به
‫سه تکه‌ی جدا از هم خرد کرد

826
00:41:17,260 --> 00:41:18,841
‫خنجر مرگ

827
00:41:18,868 --> 00:41:20,168
‫خنجر عزرائیل

828
00:41:20,193 --> 00:41:21,840
‫مدال زندگی

829
00:41:21,867 --> 00:41:24,228
‫سگک کمربند جانسون

830
00:41:24,546 --> 00:41:27,466
‫و کلیدی که اونا رو به هم وصل می‌کنه

831
00:41:29,572 --> 00:41:32,636
‫خب، کلید به هم وصل نمی‌کنه
‫معمولا باز و جدا می‌کنه

832
00:41:32,662 --> 00:41:35,483
‫فکر کنم باید برگردی دانشکده‌ی ترجمه

833
00:41:38,757 --> 00:41:41,074
‫به گمونم بدونم کلید دست کیه

834
00:41:44,401 --> 00:41:45,900
‫خب منم در جریان بذار

835
00:41:45,961 --> 00:41:47,093
‫دست کیه، برادر؟

836
00:41:47,162 --> 00:41:48,828
‫نوشته که خدا اون کلید رو

837
00:41:48,898 --> 00:41:51,096
‫به پسر محبوبش سپرده

838
00:41:55,125 --> 00:41:57,625
‫معلومه که به تو داده

839
00:41:58,777 --> 00:42:00,765
‫همیشه مسئله تویی، مگه نه

840
00:42:00,790 --> 00:42:01,989
‫منظورت چیه؟

841
00:42:02,058 --> 00:42:03,642
‫تنها کلیدی که دارم اینان

842
00:42:05,610 --> 00:42:08,286
‫دیگه چی با خودت به زمین آوردی، لوسی؟

843
00:42:09,539 --> 00:42:11,051
‫حلقه‌ات

844
00:42:11,228 --> 00:42:14,062
‫تاحالا ندیدم انگشتت نباشه
‫شاید کلید اون باشه

845
00:42:14,089 --> 00:42:16,724
‫خب، شاید کلید تکمیل خودم باشه

846
00:42:16,750 --> 00:42:18,354
‫بفرما

847
00:42:18,380 --> 00:42:20,949
‫حلقه‌ات رو بهش وصل کن

848
00:42:21,017 --> 00:42:22,518
‫- برادر
‫- انجامش بده

849
00:42:22,586 --> 00:42:24,030
‫تا چیزی که هردومون می‌دونیم رو مطمئن بشیم

850
00:42:24,056 --> 00:42:25,949
‫- برادر
‫- اینکه پسر محبوب پدر

851
00:42:25,975 --> 00:42:27,342
‫با وجود همه‌ی کارایی که کردی

852
00:42:27,367 --> 00:42:29,492
‫تویی و همیشه بودی

853
00:42:29,662 --> 00:42:30,977
‫پایین رو نگاه کن

854
00:42:35,504 --> 00:42:37,254
‫اونی که دور گردنته کلیده

855
00:42:37,281 --> 00:42:39,482
‫یا اینکه از دیدن من خوشحال شدی؟

856
00:42:44,119 --> 00:42:46,147
‫اون کلید رو به تو...

857
00:42:47,558 --> 00:42:50,012
‫سپرده، برادر

858
00:43:12,208 --> 00:43:17,208
‫<font color="#ff۰۰۸۰">ReSync To BluRay BY</font> : <font color="#ff۸۰۰۰">AMiR SPB</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">AMiR SalehiPoor</font>

859
00:43:17,232 --> 00:43:22,232
‫<font color="#ff۸۰۰۰"> تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" امــــیر صالحـــــی پـــــور "</font>

