‫﻿۱
00:00:01,120 --> 00:00:03,430
‫- آنچه در لوسیفر گذشت...
‫- ممکنه که

2
00:00:03,640 --> 00:00:05,677
‫از موضوعی طفره بری؟
‫کلویی و پیرس؟

3
00:00:05,880 --> 00:00:07,234
‫شاید به قدری که فکر می‌کنی

4
00:00:07,480 --> 00:00:08,960
‫با رابطه‌شون اوکی نباشی.

5
00:00:09,160 --> 00:00:10,560
‫دکره که قراره زجر بکشه

6
00:00:10,760 --> 00:00:12,752
‫یه‌کاری کنی عاشقت بشه
‫و بعدش غیبت بزنه؟

7
00:00:12,960 --> 00:00:13,711
‫چه بی‌رحمانه.

8
00:00:13,920 --> 00:00:15,070
‫برام مهم نیست که
‫،باید به کی آزار برسونم

9
00:00:15,320 --> 00:00:17,118
‫تا وقتی که مُردنم رو برام ممکن کنه.

10
00:00:17,320 --> 00:00:19,232
‫نه من، نه لوسیفر قدرت اینُ نداریم

11
00:00:19,440 --> 00:00:20,840
‫که کسی رو بفرستیم به بهشت.

12
00:00:21,080 --> 00:00:22,309
‫دیگه اُمیدی برام نمونده.

13
00:00:22,520 --> 00:00:23,431
‫دارم میرم جهنم.

14
00:00:23,640 --> 00:00:24,596
‫و از دست اون دختر

15
00:00:24,800 --> 00:00:26,917
‫احمق و کنه‌تون هم دیگه خسته شدم.

16
00:00:27,120 --> 00:00:28,474
‫پیرس، من دوس‍...

17
00:00:28,680 --> 00:00:29,397
‫نگو.

18
00:00:30,520 --> 00:00:31,431
‫نمی‌تونم.

19
00:00:31,800 --> 00:00:32,597
‫چی؟

20
00:00:33,640 --> 00:00:34,312
‫چرا؟

21
00:00:34,760 --> 00:00:35,876
‫چرا آزارش دادی؟

22
00:00:36,440 --> 00:00:37,317
‫چرا؟!

23
00:00:38,280 --> 00:00:40,272
‫نمی‌تونستم... اون‌طوری آزارش بدم.

24
00:00:40,480 --> 00:00:41,994
‫نشونت. رفته.

25
00:01:39,720 --> 00:01:41,791
‫به همین راحتی... رفته؟

26
00:01:43,720 --> 00:01:45,074
‫نمی‌فهمم. چطوری؟

27
00:01:46,160 --> 00:01:46,991
‫آخه چطور بالأخره

28
00:01:47,440 --> 00:01:49,796
‫خودتُ از دست اون نشون لعنتی خلاص کردی؟

29
00:01:50,040 --> 00:01:50,791
‫نمی‌دونم.

30
00:01:54,680 --> 00:01:55,830
‫به گمونم نقشه‌ام جواب داد

31
00:01:56,640 --> 00:01:57,756
‫چه نقشه‌ای؟

32
00:02:00,280 --> 00:02:02,192
‫نقشه‌ی این‌که کلویی رو عاشق خودم کنم

33
00:02:02,400 --> 00:02:04,312
‫و برای چی همچین فکری تو سرت داشتی؟

34
00:02:05,520 --> 00:02:07,637
‫چون‌که بالأخره متوجه شدم که
‫چی ماها رو آسیب‌پذیر می‌کنه

35
00:02:07,840 --> 00:02:08,830
‫ماها؟

36
00:02:09,920 --> 00:02:11,195
‫بخاطر عشقِ کلویی‌‍ه.

37
00:02:12,480 --> 00:02:13,550
‫یه لحظه بهش فکر کن.

38
00:02:14,440 --> 00:02:15,999
‫اون عاشق تو میشه، تو خون‌ریزی می‌کنی

39
00:02:17,280 --> 00:02:19,237
‫حالا هم که عاشق من‌‍ه، من مُردنم ممکن شده.

40
00:02:19,440 --> 00:02:20,840
‫،خب، تبریک می‌گم

41
00:02:21,040 --> 00:02:22,918
‫چون‌که الان به احمقانه وپوچ‌ترین نتیجه‌ای

42
00:02:23,160 --> 00:02:24,719
‫رسیدی که تا به حال تو عمرم شنیده بودم.

43
00:02:25,560 --> 00:02:26,391
‫مطمئنی؟

44
00:02:28,080 --> 00:02:29,480
‫سعی کردم جلوشُ بگیرم
‫تا اون جمله رو نگه.

45
00:02:29,680 --> 00:02:30,909
‫نمی‌خواستم ناراحتش کنم.

46
00:02:32,080 --> 00:02:33,594
‫فکر کنم ولی دیر کردم.

47
00:02:36,200 --> 00:02:37,031
‫اون دیگه عاشقم شد، رفت.

48
00:02:37,240 --> 00:02:39,311
‫خب، بذار که این تصورات غلطت

49
00:02:39,520 --> 00:02:42,115
‫رو برات درستش کنم.

50
00:02:42,320 --> 00:02:45,154
‫،علی‌رغم علایق احتمالی کارآگاه

51
00:02:45,360 --> 00:02:46,919
‫فکر می‌کنم علت از بین رفتن نشون‌ات

52
00:02:47,120 --> 00:02:48,156
‫،به‌طور واضحی معلومه دیگه

53
00:02:48,360 --> 00:02:49,191
‫نه؟

54
00:02:49,800 --> 00:02:51,029
‫دقیقاً لحظه‌ای که تصمیم گرفتی

55
00:02:51,240 --> 00:02:52,230
‫،بی‌خیال این نقشه‌ی مشکوکانه‌ات بشی

56
00:02:52,680 --> 00:02:54,239
‫بابا تصمیم گرفت که سر به سرت بذاره.

57
00:02:54,760 --> 00:02:56,274
‫با دادن اون چیزی که دقیقاً می‌خواستیش.

58
00:02:56,480 --> 00:02:57,914
‫یعنی خب، بی‌خیال دیگه.
‫حربه‌ی اولِ خدا همین‌‍ه دیگه، نه؟

59
00:02:58,120 --> 00:02:59,395
‫من بودم انقدر با اطمینان نمی‌گفتم

60
00:02:59,600 --> 00:03:00,750
‫خب، می‌دونی چیه؟
‫اصلاً چه اهمیتی داره

61
00:03:00,960 --> 00:03:02,030
‫چرا نشون‌ات از بین رفته.

62
00:03:02,280 --> 00:03:03,509
‫موضوع اینه که تو

63
00:03:03,720 --> 00:03:05,677
‫،دوست نامیرای من
‫الان دیگه می‌تونی بمیری.

64
00:03:06,520 --> 00:03:07,874
‫پس، فقط لب تر کن تا من

65
00:03:08,120 --> 00:03:10,077
‫با کمال میل بفرستمت سمت مقصدت.

66
00:03:10,520 --> 00:03:12,910
‫آره؟ به‌شیوه‌ی سنتی عمل می‌کنیم، خوبه؟

67
00:03:13,520 --> 00:03:14,317
‫یالا!

68
00:03:14,520 --> 00:03:15,636
‫بیا بریم تو کارش!
‫[ راک = سنگ ]

69
00:03:15,880 --> 00:03:16,677
‫بس کن.

70
00:03:18,040 --> 00:03:18,837
‫خودم می‌زنم

71
00:03:19,040 --> 00:03:19,632
‫مطمئنی؟

72
00:03:19,880 --> 00:03:21,439
‫،چون‌که جدی جدی میگم
‫من از خدامم هست.

73
00:03:21,880 --> 00:03:22,518
‫خودم دارمش.

74
00:03:25,000 --> 00:03:25,831
‫باشه.

75
00:03:26,960 --> 00:03:27,950
‫هر طور راحتی.

76
00:03:30,360 --> 00:03:32,670
‫- به گمونم اینجا دیگه باید خداحافظی کنیم.
‫- آره.

77
00:03:33,120 --> 00:03:34,156
‫ولی، طرف مثبت قضیه اینه که

78
00:03:36,040 --> 00:03:36,951
‫دیگه نمی‌بینمت.

79
00:03:44,000 --> 00:03:45,719
‫هی، اِلا، اون یارو...

80
00:03:46,560 --> 00:03:48,791
‫پرونده‌ی جرم‌شناسی داک‌ورث دست‌مون رسید؟

81
00:03:49,280 --> 00:03:51,112
‫عجب عینک‌آفتابی‌ای، خانمم!

82
00:03:52,040 --> 00:03:52,678
‫مرسی.

83
00:03:52,920 --> 00:03:56,197
‫آره، من فقط وقتی داخل فضای بسته
‫،آفتابی می‌زنم که مثلاً کُلی خمارم

84
00:03:56,400 --> 00:03:58,631
‫یا، می‌دونی، به یه دلیلی
‫شب قبلش مثلاً گریه کرده باشم.

85
00:03:59,400 --> 00:04:00,117
‫آره.

86
00:04:04,320 --> 00:04:05,390
‫نه.

87
00:04:06,040 --> 00:04:06,871
‫چی شده؟

88
00:04:08,880 --> 00:04:09,950
‫والا...

89
00:04:10,160 --> 00:04:10,957
‫من و پیرس به‌هم زدیم.

90
00:04:11,160 --> 00:04:11,957
‫چی؟

91
00:04:12,760 --> 00:04:13,830
‫- آره.
‫- چرا؟

92
00:04:14,360 --> 00:04:15,316
‫شماها که خیلی کنار هم خوب بودین.

93
00:04:15,560 --> 00:04:17,517
‫آره. نمی... نمی‌دونم.

94
00:04:18,200 --> 00:04:21,352
‫،به گمونم فقط
‫ترسید و فرار کرد.

95
00:04:22,080 --> 00:04:22,752
‫فکر می‌کنم

96
00:04:22,960 --> 00:04:25,520
‫از نزدیکی و صمیمیت می‌ترسه. من...

97
00:04:26,080 --> 00:04:28,595
‫فقط سعی دارم که شخصی به قضیه نگاه نکنم.
‫[ که فکر کنم مشکل خودم‌ام ]

98
00:04:28,800 --> 00:04:31,395
‫چون‌که این‌طوریاهم نیست که
‫،این دفعه‌ی اولی باشه که همچین اتفاقی افتاده

99
00:04:31,600 --> 00:04:32,716
‫پس فقط...

100
00:04:33,200 --> 00:04:34,554
‫تو فکر نمی‌دونم من همه‌ش
‫یه کاری می‌کنم که این‌طوری میشه یا نه.

101
00:04:34,920 --> 00:04:36,240
‫نه بابا.

102
00:04:36,760 --> 00:04:38,558
‫این دقیقاً یه وضعیتی‌‍ه
‫که باید بهش بگی کسشرِ محض.

103
00:04:38,760 --> 00:04:39,910
‫باشه، بگذریم...

104
00:04:40,120 --> 00:04:41,395
‫من الان میرم تو دفتر پیرس

105
00:04:41,600 --> 00:04:43,319
‫و از اون مرتیکه‌ی جذاب و پشت‌بازو دار

106
00:04:43,520 --> 00:04:44,317
‫دلیل این کاراشُ می‌پرسم.

107
00:04:44,880 --> 00:04:45,836
‫هی.

108
00:04:46,360 --> 00:04:47,635
‫لطفاً حرفی نزن.

109
00:04:48,240 --> 00:04:50,914
‫باشه؟ این‌طوری فقط اوضاع
‫رو پیچیده‌تر می‌کنی.

110
00:04:52,720 --> 00:04:53,551
‫باشه.

111
00:04:53,760 --> 00:04:55,433
‫باشه، دخا... دخالتی نمی‌کنم.

112
00:04:56,720 --> 00:04:58,200
‫چطور تونستی همچین کاری باهاش بکنی؟

113
00:04:58,480 --> 00:04:59,550
‫خیلی خوش‌بختش کرده بودی!

114
00:04:59,760 --> 00:05:00,637
‫،اگه حتماً باید بدونی

115
00:05:00,840 --> 00:05:01,990
‫می‌خواستم ازش محافظت کنم.

116
00:05:02,800 --> 00:05:03,756
‫برای این باهاش به‌هم زدم

117
00:05:05,080 --> 00:05:06,514
‫چون‌که نمی‌خواستم کلویی صدمه ببینه.

118
00:05:06,720 --> 00:05:08,234
‫،می‌دونم که تو رئیسمی
‫،پس، برداشت اشتباهی نکن

119
00:05:08,440 --> 00:05:10,919
‫ولی می‌دونی این حرفت چقدر احمقانه‌ست؟

120
00:05:11,160 --> 00:05:12,480
‫،اگه واقعاً دوستش داشتی

121
00:05:12,680 --> 00:05:14,353
‫پس در برابر چی می‌خواستی ازش محافظت کنی؟

122
00:05:15,960 --> 00:05:17,314
‫به گمونم دیگه هیچی.

123
00:05:19,240 --> 00:05:20,435
‫الان دیگه واقعاً می‌تونم همراهش باشم.

124
00:05:20,640 --> 00:05:21,437
‫می‌تونم در کنارش پیر بشم.

125
00:05:21,640 --> 00:05:23,233
‫شاید...

126
00:05:23,440 --> 00:05:24,510
‫یعنی خب، این دیگه یکمی...

127
00:05:24,760 --> 00:05:26,194
‫اسبُ پشت گاری بستن‌‍ه ها، مگه نه؟
‫،مانند: "بوق رو که از سر گشاده نمی‌زنن" در فارسی ]
‫[ .اشاره به بدون ترتیب انجام دادن کارها

128
00:05:26,400 --> 00:05:27,959
‫،نه، راست میگی، خانم لوپز
‫من رسماً گند زدم به اوضاع.

129
00:05:28,160 --> 00:05:29,230
‫آره. همین‌طوره.

130
00:05:29,960 --> 00:05:31,712
‫- باید دوباره به‌دستش بیارم.
‫- اوهوم.

131
00:05:31,920 --> 00:05:32,990
‫چطوری این‌کارو بکنم؟

132
00:05:35,560 --> 00:05:36,437
‫من ایمان دارم که شدنی‌‍ه.

133
00:05:50,840 --> 00:05:52,513
‫- صبح بخیر!
‫- صبح بخیر.

134
00:05:53,840 --> 00:05:56,480
‫کارآگاه، به‌عنوان کسی که
‫،تو جلسات روان‌کاوی شرکت می‌کنه

135
00:05:56,680 --> 00:05:58,273
‫متوجه‌ام که ممکنه الان درگیر

136
00:05:58,480 --> 00:06:00,312
‫کُلی احساسات باشین
‫به‌دنبال اون فاجعه‌ی دیشب.

137
00:06:00,520 --> 00:06:01,590
‫پس، اگه نیاز به بحثی داشتین...

138
00:06:01,840 --> 00:06:03,240
‫نه، چیزی نیست، واقعاً
‫دوست ندارم راجبش حرف بزنم.

139
00:06:03,440 --> 00:06:04,920
‫،عالیه. یعنی، می‌دونین دیگه

140
00:06:05,120 --> 00:06:06,395
‫،شما هر چی بخواین
‫منم با همون راضی‌ام

141
00:06:07,160 --> 00:06:09,311
‫هر چی نباشه، اگه همه‌چیز
‫طبق برنامه پیش بره، دیگه احتمالاً

142
00:06:09,520 --> 00:06:11,955
‫خبری از اون ستوان دروغ‌گو
‫به گوش‌مون...

143
00:06:12,160 --> 00:06:13,389
‫نرسه...

144
00:06:22,640 --> 00:06:24,074
‫،ببینم تو نباید الان، چمیدونم

145
00:06:24,320 --> 00:06:25,436
‫در حال چایی خوردن با هیتلری، کسی باشی؟

146
00:06:25,640 --> 00:06:26,994
‫یه تغییری تو برنامه‌ها ایجاد شد.
‫من دیگه نمی‌خوام بمیرم.

147
00:06:28,280 --> 00:06:29,316
‫می‌خوام دوباره کلویی‌رو بدست بیارم

148
00:06:29,520 --> 00:06:30,317
‫جونم؟

149
00:06:30,560 --> 00:06:31,835
‫وقت توضیح‌دادن ندارم

150
00:06:33,120 --> 00:06:34,873
‫باشه، می‌دونم که احتمالاً
‫،الان ازم متنفر باشی

151
00:06:35,120 --> 00:06:36,873
‫،ولی خواهش می‌کنم، فقط ببین چی میگم

152
00:06:37,520 --> 00:06:39,239
‫حق با تو بود، درباره‌ی دیشب...
‫من ترس برم داشت.

153
00:06:39,560 --> 00:06:41,552
‫اوضاع بین‌مون زیادی جدی شد، و من...

154
00:06:43,920 --> 00:06:45,798
‫از پسش بر نیومدم، باشه؟

155
00:06:46,000 --> 00:06:48,037
‫و... من به این‌جور احساسات عادت ندارم

156
00:06:48,240 --> 00:06:49,754
‫و الان متوجه این قضیه شدم، و برای
‫همین هم هست که

157
00:06:49,960 --> 00:06:51,519
‫قول میدم که دیگه تکرار نمی‌شه، چون‌که...

158
00:06:53,880 --> 00:06:55,439
‫چونکه من دوست دارم.

159
00:06:57,840 --> 00:06:58,512
‫چی؟

160
00:07:01,040 --> 00:07:02,190
‫من دوست دارم، کلویی

161
00:07:06,320 --> 00:07:07,720
‫انت‍... انتظار داری که چه پاسخی بدم؟

162
00:07:07,920 --> 00:07:09,354
‫خب، که تو هم منُ دوست داری.

163
00:07:11,280 --> 00:07:13,590
‫ببین، مارکوس، با این‌که خیلی قدردان

164
00:07:14,120 --> 00:07:15,395
‫شنیدن این جمله از سمت توئم...

165
00:07:16,880 --> 00:07:18,280
‫:ولی این‌ها چیزی بیشتر از این نیستن
‫فقط یه مشت کلمه‌ی ساده.

166
00:07:18,480 --> 00:07:20,119
‫منم دیگه نمی‌تونم به کلمات اعتماد کنم

167
00:07:23,880 --> 00:07:25,439
‫قربانی‌مون فردی به اسم
‫،رینا مارکووا"‌‍ه"

168
00:07:25,720 --> 00:07:28,155
‫۲۹ ساله، بالرین اول
‫سالن باله‌ی "وستِ" لس‌آنجلس،

169
00:07:28,360 --> 00:07:29,919
‫توی چهارسال گذشته و حال حاضر.

170
00:07:30,120 --> 00:07:31,600
‫نظافت‌چی‌ها وقتی امروز صبح
‫اومدن اینجا پیداش کردن.

171
00:07:32,680 --> 00:07:33,318
‫شاهدی هم هست؟

172
00:07:33,800 --> 00:07:35,598
‫نه، اصلاً معروف به اینه
‫که تنهایی تمرین‌هاشُ انجام میده

173
00:07:35,800 --> 00:07:37,120
‫مخصوصاً وقتی فقط دو روز

174
00:07:37,320 --> 00:07:38,515
‫با شب اول نمایشی مثل "جیزل" فاصله داشته باشه.

175
00:07:38,720 --> 00:07:40,154
‫هوم. هی، اِلا.

176
00:07:40,680 --> 00:07:41,750
‫حدسی از زمان وقوع مرگ داری؟

177
00:07:43,640 --> 00:07:45,552
‫بنظر حدود ۱۰ ساعت پیش کشته شده.

178
00:07:45,760 --> 00:07:46,750
‫چه تصادفی.

179
00:07:46,960 --> 00:07:47,996
‫اون تقریباً از همون موقعی که

180
00:07:48,200 --> 00:07:50,078
‫،رابطه‌ی وحشتناک تو و پیرس تموم شد
‫مُرده.

181
00:07:50,760 --> 00:07:51,398
‫به هم زدن؟

182
00:07:51,600 --> 00:07:52,954
‫والا، پیرس با کلویی بهم زده.

183
00:07:53,200 --> 00:07:55,032
‫- گرفتی ما رو؟
‫- علت مرگ، چی؟

184
00:07:55,520 --> 00:07:56,192
‫آره.

185
00:07:56,400 --> 00:07:57,754
‫خب، طبق

186
00:07:57,960 --> 00:07:59,792
‫،علامت‌های نوار مانند روی گردنش

187
00:08:00,040 --> 00:08:01,474
‫اون با این خفه شده بوده...

188
00:08:02,000 --> 00:08:04,560
‫اونم با استفاده از بندهای این.

189
00:08:04,760 --> 00:08:06,080
‫با کفش خودش کشتنش؟

190
00:08:06,280 --> 00:08:07,680
‫کفش خودش نیست.
‫سایزش متفاوت‌‍ه.

191
00:08:08,160 --> 00:08:09,230
‫ولی چرا سلاح قتاله رو جا گذاشته؟

192
00:08:09,480 --> 00:08:10,755
‫شاید قاتل ترسیده و فرار کرده؟

193
00:08:10,960 --> 00:08:12,916
‫- قبلاً هم که همچین مواردی داشتیم.
‫- ،آره، داشتیم

194
00:08:13,120 --> 00:08:15,715
‫اون هم از طرف پست‌ترین عوضی‌ای
‫که کره‌ی زمین به خودش دیده... مثل پیرس.

195
00:08:17,640 --> 00:08:18,232
‫خب، بی‌خیال دیگه.

196
00:08:18,440 --> 00:08:19,920
‫یعنی خب، الان همه داریم
‫به اون موضوع فکر می‌کنیم دیگه، نه؟

197
00:08:20,240 --> 00:08:23,358
‫خلاصه... وقتشه که این
‫کفش‌ها رو ببرم برای آزمایش.

198
00:08:23,800 --> 00:08:26,838
‫،سؤال دیگه‌ای بود
‫این گزارشات اولیه‌ی من.

199
00:08:29,680 --> 00:08:32,434
‫منم میرم کمکِ اِلا، چون...

200
00:08:32,640 --> 00:08:33,710
‫چون این وضعیت خیلی ناجوره.

201
00:08:35,160 --> 00:08:36,230
‫و، شخصاً...

202
00:08:36,440 --> 00:08:37,556
‫من با توئم، رفیق

203
00:08:38,000 --> 00:08:38,831
‫ریدم دهن اون مرتیکه.

204
00:08:40,400 --> 00:08:41,629
‫پس، دنبال یه

205
00:08:41,840 --> 00:08:42,751
‫سیندرلای قاتله‌ایم.

206
00:08:43,000 --> 00:08:44,275
‫بله، یه شرور نامیرا.

207
00:08:44,480 --> 00:08:45,550
‫تقریباً مثل یه ستوان احمق به اسم...

208
00:08:45,760 --> 00:08:46,876
‫کافیه، لوسیفر.

209
00:08:47,080 --> 00:08:48,309
‫این قتل هیچ ارتباطی به پریس نداره

210
00:08:48,600 --> 00:08:49,920
‫خب، دقیقاً که نه، شاید...

211
00:08:50,120 --> 00:08:51,395
‫می‌دونم که تو می‌خوای ازش متنفر باشم

212
00:08:51,600 --> 00:08:53,273
‫که بهت بگم آدم مضخرفی‌‍ه

213
00:08:53,480 --> 00:08:56,075
‫ولی راستش، رابطه‌ی ما

214
00:08:56,480 --> 00:08:57,550
‫هیچ ارتباطی به تو نداره.

215
00:08:57,800 --> 00:08:59,598
‫- رابطه‌ی سابق‌تون رو میگی دیگه؟
‫- بله.

216
00:08:59,800 --> 00:09:00,711
‫- بله.
‫- نه، نه...

217
00:09:00,920 --> 00:09:02,274
‫- نه؟
‫- من... نمی‌دونم.

218
00:09:02,920 --> 00:09:05,116
‫به همین دلیل، شما باید بری پی کارت.

219
00:09:06,160 --> 00:09:06,832
‫چه من تصمیم بگیرم

220
00:09:07,040 --> 00:09:09,475
‫،پیرس رو دوباره قبول کنم، یا نه

221
00:09:09,680 --> 00:09:11,194
‫هیچ ارتباطی به تو نداره.

222
00:09:19,400 --> 00:09:21,278
‫یا شاید هنوزم داره.

223
00:09:21,302 --> 00:09:22,325


224
00:09:22,326 --> 00:09:26,326
‫::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .::
‫« illusion , SuRouSH AbG »

225
00:09:33,480 --> 00:09:34,311
‫خبرای عالی دارم!

226
00:09:34,800 --> 00:09:36,678
‫کارآگاه هنوزم باعث خون‌ریزیم میشه

227
00:09:37,240 --> 00:09:37,991
‫که یعنی هنوزم کور سوی اُمیدی هست.

228
00:09:38,520 --> 00:09:40,193
‫اُمید برای...

229
00:09:40,800 --> 00:09:42,234
‫خب، برای کارآگاه دیگه، البته!

230
00:09:42,920 --> 00:09:44,240
‫امید به این‌که اون هنوز کاملاً

231
00:09:44,440 --> 00:09:46,477
‫،تسلیمِ اون عوضی غیرقابل تحمل نشده
‫یعنی پیرس.

232
00:09:46,880 --> 00:09:47,916
‫حتی اگه نشونش رو از دست داده باشه.

233
00:09:48,240 --> 00:09:49,469
‫پیرس چی‌شُ از دست داده؟

234
00:09:49,680 --> 00:09:51,160
‫بذار در جریان خبرا بذارمت.

235
00:09:52,800 --> 00:09:56,157
‫خب، ستوان یه تئوری مسخره‌ای داره که

236
00:09:56,400 --> 00:09:58,119
‫،به‌طرز شکه‌کننده‌ای
‫ممکنه منطقی و درست باشه.

237
00:09:58,360 --> 00:09:59,953
‫اون میگه که علائق کارآگاه

238
00:10:00,200 --> 00:10:01,156
‫دلیل آسیب‌پذیریِ من‌‍ه

239
00:10:01,360 --> 00:10:02,919
‫و حالا که اونُ هم دوست داره...

240
00:10:03,160 --> 00:10:05,800
‫،خب، مخلص کلام این‌که
‫این دست قبربچه‌ایِ نخستین ما دیگه طلسم نیست.

241
00:10:06,040 --> 00:10:06,951
‫میرا شده.

242
00:10:08,320 --> 00:10:10,953
‫پس، آسیب‌پذیری تو دلیل بر اینه که

243
00:10:11,720 --> 00:10:13,200
‫کلویی بهت علاقه داشته...

244
00:10:13,560 --> 00:10:14,630
‫،ولی حالا به پیرس علاقه داره

245
00:10:14,880 --> 00:10:17,156
‫- پس اون هم آسیب‌پذیر شده.
‫- تقریباً.

246
00:10:17,360 --> 00:10:18,794
‫اون الان به هردوی ما علاقه داره.

247
00:10:19,320 --> 00:10:21,516
‫که مدرکش هم این خون‌ریزیِ من‌‍ه

248
00:10:22,040 --> 00:10:25,112
‫،بااینحال، به یه دلیل لاینحلی

249
00:10:25,320 --> 00:10:27,039
‫،بین ما دو تا الان گیر کرده
‫نمی‌دونه کدومُ انتخاب کنه

250
00:10:27,240 --> 00:10:28,799
‫و این چه حسی بهت میده؟

251
00:10:29,600 --> 00:10:31,159
‫خب، این حس رو بهم میده که...

252
00:10:32,280 --> 00:10:33,316
‫مثلاً باید...

253
00:10:36,440 --> 00:10:38,511
‫باید کفه‌ی ترازو رو به سمت خودم سنگین کنم.

254
00:10:39,200 --> 00:10:39,917
‫بهش نشون بدم که

255
00:10:40,320 --> 00:10:41,800
‫کدوم طرف چمن سبزتره.

256
00:10:42,000 --> 00:10:44,595
‫و چرا می‌خوای که کفه‌ی ترازوی کلویی
‫رو به سمت خودت سنگین کنی؟

257
00:10:44,800 --> 00:10:46,200
‫،چون‌که، به‌عنوان همکارش

258
00:10:46,400 --> 00:10:49,040
‫وظیفه‌ی من‌‍ه که نذارم
‫یه اشتباه بزرگ بکنه.

259
00:10:49,240 --> 00:10:50,310


260
00:10:50,520 --> 00:10:51,510
‫پیرس مشخصاً با این

261
00:10:51,720 --> 00:10:52,676
‫روتین احمقانه‌ی جذابش کورش کرده.

262
00:10:52,920 --> 00:10:54,274
‫پس من باید چشماشُ باز کنم.

263
00:10:54,480 --> 00:10:57,837
‫بهش نشون بدم که من از هر نظری
‫از اون یارو بهترم.

264
00:10:58,040 --> 00:10:59,952
‫و اگه کلویی واقعاً تو رو انتخاب کرد، چی؟

265
00:11:00,160 --> 00:11:03,073
‫خب، بعدش، اوضاع می‌تونه
‫بالأخره برگرده به همون وضع قبل

266
00:11:03,280 --> 00:11:06,717
‫ماقبلِ پیرس، دیگه.

267
00:11:07,320 --> 00:11:10,040


268
00:11:10,640 --> 00:11:13,235
‫چرا حس می‌کنم که باید
‫این دفعه جلوشُ می‌گرفتم؟

269
00:11:13,480 --> 00:11:14,630
‫این دیگه چه کوفتی‌‍ه؟
‫[ .نقشه کنسل‌‍ه ]

270
00:11:15,040 --> 00:11:16,554
‫همچین توضیحش روش هست دیگه.

271
00:11:16,920 --> 00:11:18,593
‫- نقشه کنسل‌‍ه.
‫- چرا؟

272
00:11:19,120 --> 00:11:21,237
‫یه‌ذره مونده تا این دکری
‫که داشت با سکس‌هاتون حال می‌کردُ

273
00:11:21,440 --> 00:11:22,078
‫عاشق خودت کنی.

274
00:11:22,320 --> 00:11:25,631
‫،آره، و من گند زدم
‫باشه؟ باهام بهم زدم.

275
00:11:27,720 --> 00:11:28,870
‫باهاش بهم زدی؟

276
00:11:29,800 --> 00:11:31,200
‫پس اون داستان خلاص شدن
‫از شر نشون‌ات چی شد؟

277
00:11:31,560 --> 00:11:32,550
‫مهم نیست.

278
00:11:33,280 --> 00:11:35,317
‫دیگه از نقشه‌های بزرگ
‫و فریب‌کاری‌ها خسته شدم.

279
00:11:36,680 --> 00:11:38,114
‫دیگه نمی‌خوام از کلویی سوء استفاده کنم

280
00:11:38,640 --> 00:11:40,074
‫پس خواسته‌ی من چی میشه؟

281
00:11:40,400 --> 00:11:42,039
‫،چون‌که اگه کلویی رو عاشق رو نکنیم

282
00:11:42,240 --> 00:11:43,560
‫بعدش نمی‌تونیم نشونت رو برداریم

283
00:11:44,280 --> 00:11:45,919
‫،و اگه نتونیم نشونت رو از بین ببریم

284
00:11:46,120 --> 00:11:48,840
‫بعد منم نمی‌تونم تو رو بکشم
‫و تقصیرشُ بندازم گردن لوسیفر.

285
00:11:49,600 --> 00:11:51,034
‫پاپوشِ قتل برای لوسیفر دوختن

286
00:11:51,240 --> 00:11:53,232
‫تنها راهی‌‍ه که میشه باهاش
‫زندگی روی زمینش رو نابود کرد.

287
00:11:53,480 --> 00:11:54,311
‫صدات رو بیار پایین.

288
00:11:54,560 --> 00:11:55,550
‫چرا متوجه نیستی؟

289
00:11:55,760 --> 00:11:57,558
‫بخش مربوط به من تو نقشه
‫بدون بخش تو جواب نمیده.

290
00:11:57,960 --> 00:11:59,189
‫و منم به این نیاز دارم

291
00:11:59,440 --> 00:12:00,874
‫تا برگردم به جهنم.

292
00:12:02,240 --> 00:12:04,630
‫،ببخشید. همون‌طور که گفتم
‫نقشه کنسل‌‍ه.

293
00:12:12,400 --> 00:12:13,675
‫تو" میگی کنسل‌‍ه".

294
00:12:17,320 --> 00:12:18,037
‫کارآگاه.

295
00:12:18,240 --> 00:12:19,196
‫از تأخیرم عذر می‌خوام

296
00:12:19,400 --> 00:12:20,800
‫ولی با هدیه اومدم.

297
00:12:21,000 --> 00:12:22,593
‫این چیه؟

298
00:12:22,840 --> 00:12:24,957
‫خب، می‌دونم که چقدر
‫مشروبات فصلی دوست دارین.

299
00:12:25,160 --> 00:12:26,833
‫پس یه لاته‌ی "شانس ایرلندی" براتون گرفتم.

300
00:12:27,040 --> 00:12:29,236
‫،و... راستی! مسلماً، مسلماً

301
00:12:29,440 --> 00:12:30,351
‫یه چیز کوچیک دیگه.

302
00:12:34,320 --> 00:12:36,471
‫عه، باس‍... باسلوق لیمویی گرفتی واسه‌ام.

303
00:12:36,680 --> 00:12:38,160
‫خب، خیلی دوست دارین دیگه، مگه نه؟

304
00:12:38,760 --> 00:12:39,910
‫،ببین، کارآگاه

305
00:12:40,120 --> 00:12:42,476
‫،می‌دونم که الان دارین خیلی سختی می‌کشین

306
00:12:42,680 --> 00:12:43,636
‫و چیزی که نیاز دارین

307
00:12:43,840 --> 00:12:44,717
‫یه کسی‌‍ه که شما رو خوب بشناسه

308
00:12:45,680 --> 00:12:46,477
‫می‌دونم. فقط...

309
00:12:46,680 --> 00:12:47,431
‫- اِم...
‫- فقط چی؟

310
00:12:47,640 --> 00:12:50,792
‫باسلوق لیمویی.
‫خیلی دوست دارم. هوم.

311
00:12:51,200 --> 00:12:53,112
‫پسر، این‌ها محشرن، کی درست‌شون کرده؟

312
00:12:53,400 --> 00:12:54,311
‫پیرس درست کرده.

313
00:12:54,600 --> 00:12:56,273
‫باورت میشه این سکسی
‫کولوچه هم می‌پزه؟

314
00:12:57,720 --> 00:13:00,235
‫،حالا که فکر می‌کنم
‫که به کالریِ خالی نیاز داره؟

315
00:13:00,520 --> 00:13:01,271
‫هوم.

316
00:13:03,160 --> 00:13:04,640
‫هوم، بنظر یکی سعی داره

317
00:13:04,880 --> 00:13:06,599
‫دل کارآگاه‌مونُ دوباره بدست بیاره.

318
00:13:06,840 --> 00:13:07,478
‫اوهوم.

319
00:13:07,800 --> 00:13:09,314
‫- جواب داده؟
‫- آره، داده؟

320
00:13:09,520 --> 00:13:11,477
‫بیاید فقط روی پرونده تمرکز کنیم.

321
00:13:12,000 --> 00:13:12,797
‫اِلا، چه اطلاعاتی گیر آوردی؟

322
00:13:13,080 --> 00:13:14,560
‫خب، یه سرنخ از سلاح قتاله گیر آوردم.

323
00:13:14,760 --> 00:13:17,992
‫،تطابق "دی‌ان‌ای"‌ای که نه
‫ولی یه‌جور امضایی گیر آوردم.

324
00:13:18,200 --> 00:13:19,634
‫روی کفش باله‌‍ه ردهایی از

325
00:13:19,840 --> 00:13:21,991
‫روغن زیتون، آب‌معدنی "اِویان" و موم بود.
‫[ آب‌معدنی گران قیمت ]

326
00:13:22,200 --> 00:13:24,840
‫،پس قاتل‌مون یه زنبور عسل‌‍ه
‫با سلیقه‌ی باکلاس و گرون‌قیمت.

327
00:13:25,040 --> 00:13:26,076
‫و یه بالرین.

328
00:13:26,400 --> 00:13:27,595
‫رقاص‌ها همه‌شون راه مخصوص به خودشونُ دارن

329
00:13:27,800 --> 00:13:28,597
‫تا کفش‌هاشونُ آماده‌ی رقص کنن

330
00:13:28,800 --> 00:13:30,439
‫،و، طبق اکانت فضای مجازی‌ش

331
00:13:30,640 --> 00:13:32,916
‫حدس بزنید کی دقیقاً از
‫همین ترکیبات استفاده می‌کنه.

332
00:13:33,320 --> 00:13:34,754
‫،رقاص علی‌البدل سابق رینا

333
00:13:35,000 --> 00:13:38,357
‫و بالرین اول و اصلی
‫باله‌ی "وست" لس‌آنجلس.

334
00:13:38,760 --> 00:13:40,194
‫اَمبر فانتین.

335
00:13:41,240 --> 00:13:43,197
‫پس یا این دختره دخلِ رقیبشُ در آورده

336
00:13:43,400 --> 00:13:44,880
‫یا قاتل یه‌جوری دستش رسیده
‫به یکی از کفش‌های اون؟

337
00:13:45,080 --> 00:13:47,754
‫نه، نه، نه. این قشنگ بهش می‌خوره "قوی سیاه"‍طور باشه.
‫[ اشاره به فیلم بلک‌سوآن ساختِ ۲۰۱۰ ]

338
00:13:48,760 --> 00:13:53,516
‫و... حالا به‌سمت بالا. خانم‌ها، دست‌ها به سمت بیرون...

339
00:13:53,720 --> 00:13:54,517
‫شرمنده بابت مزاحمت.

340
00:13:54,720 --> 00:13:55,710
‫می‌خوایم با

341
00:13:55,920 --> 00:13:57,718
‫- اَمبر فانتین صحبت کنیم.
‫- برای چی؟

342
00:13:57,920 --> 00:13:59,036
‫ما خیلی سرمون شلوغ‌‍ه

343
00:13:59,240 --> 00:14:00,276
‫بله، ما هم همین‌طور

344
00:14:00,520 --> 00:14:02,830
‫مشغول حل‌کردن پرونده‌ی
‫یه بالرینی که به‌طرز وحشیانه‌ای کشته شده.

345
00:14:03,040 --> 00:14:04,394
‫ولی اَمبر که ارتباطی به اون ماجرا نداشته

346
00:14:04,600 --> 00:14:06,353
‫و ما هم فقط دو روز وقت داریم

347
00:14:06,560 --> 00:14:09,359
‫- تا برای این برنامه آماده بشیم.
‫- آروم، آروم باش، گوئن.

348
00:14:09,560 --> 00:14:11,233
‫اون‌ها فقط دارن وظیفه‌شونُ انجام میدن

349
00:14:11,800 --> 00:14:12,517
‫شرمنده.

350
00:14:12,720 --> 00:14:14,871
‫ما الان همگی خیلی احساساتی شدیم.

351
00:14:15,120 --> 00:14:17,316
‫بله، مشخصاً بعضی‌ها بیشتر از دیگران

352
00:14:18,320 --> 00:14:19,197
‫می‌دونیم که کفش تو بوده که

353
00:14:19,400 --> 00:14:20,914
‫برای خفه کردن رینا
‫ازش استفاده شده.

354
00:14:21,360 --> 00:14:22,510
‫احمقانه‌ست.

355
00:14:23,520 --> 00:14:25,591
‫قاتل حتماً از تو کمدم دزدیده‌تش.

356
00:14:27,120 --> 00:14:28,395
‫یعنی، کمد رینا.

357
00:14:28,600 --> 00:14:31,035
‫ببین، دمت گرم که "تانیا هاردینگ"‌بازیت گل کرده،
‫[ با محوریت قصه‌ی همین شخص، ساخت ۲۰۱۷ I, Tonya فیلم ]

358
00:14:31,240 --> 00:14:32,640
‫،ولی اگه می‌خوای یکی رو بکشی

359
00:14:32,840 --> 00:14:34,160
‫اول باید داستانت رو با خودت هماهنگ کنی.

360
00:14:34,720 --> 00:14:38,031
‫،نه، کمد رینا واسه من شد
‫،حدود یه هفته‌ای

361
00:14:38,240 --> 00:14:40,914
‫وقتی برای یه شغل جدید
‫شرکت رو ترک کرد.

362
00:14:41,120 --> 00:14:42,554
‫ولی وقتی برگشت، مجبور شدم که پسش بدم.

363
00:14:42,760 --> 00:14:44,752
‫حتماً کفش‌های باله‌ام رو
‫اون تو جا گذاشتم.

364
00:14:45,360 --> 00:14:47,237
‫- دیشب کجا بودی؟
‫- خونه.

365
00:14:47,440 --> 00:14:49,397
‫عین بچه‌ها خوابیده بودم.
‫می‌تونید از هم‌اتاقی‌ام بپرسید.

366
00:14:49,920 --> 00:14:51,559
‫،حالا که رینا مُرده

367
00:14:51,760 --> 00:14:53,353
‫دوباره برگشتم به حالت گیجی.

368
00:14:53,560 --> 00:14:55,074
‫آره، قتل این بلا رو سر آدم میاره

369
00:14:55,280 --> 00:14:56,919
‫نه، هر چقدرم که دوست داشتم

370
00:14:57,160 --> 00:15:00,836
‫،به جایگاه اون برسم
‫،و بتونم با اسطوره‌ای مثل میگوئل برقصم

371
00:15:02,440 --> 00:15:03,874
‫ولی آما... آماده نبودم.

372
00:15:04,080 --> 00:15:05,594
‫به همین که از رینا یاد بگیرم راضی بودم.

373
00:15:05,840 --> 00:15:09,277
‫فکر کردم ما سود بردیم و اونا ضرر کردن.

374
00:15:09,480 --> 00:15:10,960
‫دقیقاً کی ضرر کرده؟

375
00:15:11,160 --> 00:15:13,356
‫،می‌دونین دیگه
‫"بالرین برتر بعدیِ آمریکا".

376
00:15:14,800 --> 00:15:16,757
‫برنامه‌ی تلویزیونی‌ای که
‫رینا قرار بود مجری‌گریش کنه.

377
00:15:20,360 --> 00:15:22,158
‫می‌دونی، مایلم که
‫حرف این دختر ساده‌مونُ باور کنم.

378
00:15:22,400 --> 00:15:24,039
‫،اگه این و رینا هیچ رقابتی با هم نداشتن

379
00:15:24,240 --> 00:15:26,118
‫اصلاً انگیزه‌ی خاصی نشون میده که نداشته.

380
00:15:26,840 --> 00:15:27,830
‫آره، باید یه نگاهی به این
‫،برنامه تلویزیونی‌‍ه بندازیم

381
00:15:28,040 --> 00:15:29,474
‫ببینیم چرا کاره رو قبول نکرده.

382
00:15:29,680 --> 00:15:31,558
‫خب، مطمئناً که قضیه
‫ترجیح دادنِ هنر به پول نبوده.

383
00:15:31,760 --> 00:15:34,150
‫هیچ کسی انقدر علاقه نداره...

384
00:15:37,200 --> 00:15:38,395
‫اینا از طرف...
‫[ "دیگه حرف‌های خالی و پوچ نمی‌زنم. "مارکوس ]

385
00:15:38,840 --> 00:15:41,036
‫مارکوس. آره.

386
00:15:41,640 --> 00:15:43,438
‫حرومی.

387
00:15:44,960 --> 00:15:48,078
‫لوسی، موضوع اضطراری‌ای که می‌گفتی چی بود؟
‫چرا گفتی بیام اینجا؟

388
00:15:48,280 --> 00:15:50,237
‫چون‌که دیگه به اینجام رسیده.
‫وقتشه.

389
00:15:52,200 --> 00:15:53,953
‫باید از شر پیرس خلاص بشیم.

390
00:15:58,400 --> 00:16:00,153
‫:دقیقاً منظورت از

391
00:16:00,520 --> 00:16:01,715
‫از شر پیرس خلاص بشیم" چیه؟"

392
00:16:02,120 --> 00:16:03,349
‫خب، بنظر خودت منظورم چیه؟

393
00:16:03,600 --> 00:16:05,273
‫آره، ما نمی‌تونیم پیرس رو بکشیم، لوسی

394
00:16:05,680 --> 00:16:07,592
‫می‌دونم، فرشته‌ها نمی‌تونن
‫،انسان‌ها رو بکشن

395
00:16:08,080 --> 00:16:09,116
‫چرت و شر و ور.

396
00:16:09,360 --> 00:16:11,397
‫دیگه نمی‌خواد برام سخنرانی کنی.
‫تازه، کشتن پیرس

397
00:16:11,600 --> 00:16:12,716
‫اصلاً جواب کار نیست.

398
00:16:12,920 --> 00:16:14,479
‫،چون‌که، هر چقدرم که عجیب باشه

399
00:16:14,680 --> 00:16:16,000
‫،کارآگاه واقعاً به این یارو علاقه داره

400
00:16:16,240 --> 00:16:17,720
‫و هدف شکستن دل کارآگاه نیست.

401
00:16:18,520 --> 00:16:20,751
‫باید اعتراف کنم، من خودمم
‫یکمی تو اون قسمت ماجرا رو گیج می‌زنم.

402
00:16:21,000 --> 00:16:21,717
‫این هدف دقیقاً چیه؟

403
00:16:21,960 --> 00:16:24,680
‫که کارآگاه بفهمه که باید منُ انتخاب کنه

404
00:16:24,920 --> 00:16:27,071
‫به‌جای اون مرتیکه‌ی احمق، پیرس، که...

405
00:16:27,840 --> 00:16:29,240
‫اَه، حتی نباید مشکلی پیش میاورد، ولی...

406
00:16:29,440 --> 00:16:32,399
‫- من هستم.
‫- واقعاً؟

407
00:16:33,600 --> 00:16:35,990
‫تو برادر و آزمون من هستی.

408
00:16:36,520 --> 00:16:37,670
‫هر چی لازم داری بگو.

409
00:16:38,240 --> 00:16:40,038
‫،خب، باید اعتراف کنم

410
00:16:40,240 --> 00:16:42,630
‫،انتظار نداشتم که به همین راحتی‌ها باشه

411
00:16:42,840 --> 00:16:44,957
‫ولی من کی باشم که
‫،دندون فرشته‌ی پیش‌کشی رو بشمرم

412
00:16:45,160 --> 00:16:46,071
‫قبوله.

413
00:16:46,960 --> 00:16:47,916
‫خب، برنامه چیه؟

414
00:16:48,120 --> 00:16:49,554
‫باید کارآگاه رو متوجهِ این موضوع کنیم

415
00:16:49,760 --> 00:16:51,991
‫پیرس اون مردی نیست
‫که اون فکر می‌کنه

416
00:16:52,280 --> 00:16:53,999
‫باید بهش ثابت کنیم که

417
00:16:54,240 --> 00:16:57,233
‫اون یه دروغگوی دو رو و نفرت‌انگیزه.

418
00:16:58,280 --> 00:17:00,112
‫یعنی خب، مگه چقدر می‌تونه سخت باشه؟

419
00:17:01,080 --> 00:17:03,356
‫هر چی نباشه، آقا پشت
‫کلِ اون قضیه‌ی سینرمن بود.

420
00:17:05,200 --> 00:17:07,271
‫چی؟

421
00:17:07,480 --> 00:17:09,756
‫شرمنده. بهت نگفته بودم؟

422
00:17:10,000 --> 00:17:13,471
‫:یه فکتِ جالب
‫پیرس = نابغه‌ی جنایی.

423
00:17:14,560 --> 00:17:15,391
‫خلاصه...

424
00:17:15,600 --> 00:17:18,559
‫،تو همین قضیه رو پیگیری کن
‫و منم رو کارآگاه کار می‌کنم

425
00:17:19,600 --> 00:17:20,636
‫:لب‌هامُ بخونید

426
00:17:20,840 --> 00:17:23,355
‫رقص یعنی درد.

427
00:17:23,680 --> 00:17:25,558
‫می‌خواین برای خودتون تأسف بخورین؟

428
00:17:26,000 --> 00:17:28,515
‫پس برگردین به کانزاس
‫یا هر جا که محل تولدتون‌‍ه.

429
00:17:28,720 --> 00:17:30,632
‫این "مایلز دراکر"‌‍ه.

430
00:17:30,840 --> 00:17:33,799
‫یکی از بزرگ‌ترین طراحان رقص باله‌ی دنیا.

431
00:17:34,240 --> 00:17:35,560
‫طراح رقص با پای شکسته؟

432
00:17:35,760 --> 00:17:38,320
‫اینم یکی از همون سناریوهایی‌‍ه که میگن: "کسانی که نمی‌تونن، درس میدن"؟
‫،ضرب‌المثلی هست که میگه: افرادی که از پس کاری بر میان ]
‫[ .اون کار رو انجام میدن. و افرادی که نمی‌تونن، درسش رو میدن

433
00:17:38,640 --> 00:17:41,678
‫اون رقاصی بود که پاش رو
‫تو یه تصادف از دست داد.

434
00:17:42,720 --> 00:17:45,110
‫ولی هیچ‌وقت اعتقادی
‫به نقش قربانی رو بازی‌کردن نداشت

435
00:17:45,440 --> 00:17:46,271
‫،به‌جاش

436
00:17:46,480 --> 00:17:48,995
‫تراژدی‌ای که سرش اومده بود
‫رو تبدیل به یه داستان الهام‌بخش کرد

437
00:17:49,200 --> 00:17:50,429
‫برای ما تا دنبالش کنیم.

438
00:17:51,000 --> 00:17:54,232
‫اون به‌علاوه خالق برنامه‌ی
‫،بالرین برتر بعدی آمریکا هم هست

439
00:17:54,440 --> 00:17:55,635
‫برنامه‌ای که رینا قرار بود
‫،مجری‌گریشُ به عهده بگیره

440
00:17:55,880 --> 00:17:58,156
‫تا وقتی‌که دبه کرد
‫و کُلی ضرر به این آدم زد.

441
00:17:58,360 --> 00:17:59,430
‫صحیح، خب، من که دلیلی نمی‌بینم

442
00:17:59,680 --> 00:18:01,160
‫چرا نتونه با همچین چیزی کنار بیاد.

443
00:18:01,680 --> 00:18:04,514
‫- دیدی چه حرکتی زدم؟
‫- اوهوم.

444
00:18:04,720 --> 00:18:05,676
‫کنار اومدن؟
‫[ .در لغت به معنای قدم برداشتن، و شوخی با پاهای شکسته‌اش ]

445
00:18:05,920 --> 00:18:07,513
‫حتماً مطلع هستید که رینا مارکووا

446
00:18:07,720 --> 00:18:08,790
‫دیشب به قتل رسیده.

447
00:18:09,000 --> 00:18:12,994
‫آره، شنیدم.
‫حالا میگی چیکار کنم؟

448
00:18:13,200 --> 00:18:15,590
‫،خب، واسه‌ی یه قاتل بی‌رحم احتمالی

449
00:18:15,800 --> 00:18:17,519
‫داری خیلی... ضایع‌بازی در میاری.

450
00:18:17,720 --> 00:18:20,440
‫یعنی خب، منظورم اینه که
‫خیلی فکر نمی‌کردم رینا حرفه‌ای باشه

451
00:18:20,640 --> 00:18:21,630
‫پس برای چی استخدامش کردین؟

452
00:18:21,840 --> 00:18:24,275
‫بیاید فقط بگیم که... مجبورم کردن

453
00:18:24,480 --> 00:18:25,994
‫که همکاری‌ای صورت بدم.

454
00:18:27,560 --> 00:18:28,357
‫توسط کی؟

455
00:18:29,840 --> 00:18:31,069
‫توسط ربطی به شما نداره.

456
00:18:31,920 --> 00:18:33,036
‫،ببینید، من مرد خیلی مشغله‌داری هستم

457
00:18:33,240 --> 00:18:35,311
‫،پس مگه این‌که بخواید اتهامی بهم بزنید
‫دیگه حرفی نمی‌مونه.

458
00:18:35,520 --> 00:18:36,158
‫خب، والا، نه.

459
00:18:36,360 --> 00:18:38,113
‫فقط یه سؤال دیگه دارم.

460
00:18:38,640 --> 00:18:39,596
‫،توجه داشته باش، کارآگاه

461
00:18:39,840 --> 00:18:41,240
‫این یکی از کارهایی‌‍ه که
‫،از دست من بر میاد، و بقیه

462
00:18:41,440 --> 00:18:42,920
‫،که اسم‌شون با "اشمیرس" هم‌وزن‌‍ه
‫نمی‌تونن.

463
00:18:43,920 --> 00:18:44,956
‫،بگو ببینم

464
00:18:45,160 --> 00:18:47,755
‫خواسته‌ی حقیقی‌ات چیه؟

465
00:18:50,280 --> 00:18:51,839
‫- آرزو داشتم...
‫- آره.

466
00:18:52,440 --> 00:18:54,397
‫که اون تصادف هیچ‌وقت اتفاق نمیفتاد.

467
00:18:54,600 --> 00:18:56,796
‫چرا؟ چون‌که پات رو شکوند؟

468
00:18:57,600 --> 00:18:58,397
‫نه.

469
00:18:59,920 --> 00:19:01,479
‫چون‌که پامُ نشکوند.

470
00:19:01,680 --> 00:19:02,557
‫اُوه!

471
00:19:03,640 --> 00:19:05,074
‫آره، خب.

472
00:19:05,400 --> 00:19:06,470
‫نمی‌خوای توضیح بدی؟

473
00:19:09,240 --> 00:19:13,519
‫همه فکر می‌کنن اون
‫تصادف باعث نابودیِ حرفه‌ام شد

474
00:19:14,080 --> 00:19:17,391
‫خب، حقیقت اینه که، اون باعث ساخته‌شدنش شد.

475
00:19:17,840 --> 00:19:19,638
‫،من برندم رو بر اساس این ایده ساختم

476
00:19:19,880 --> 00:19:21,394
‫که می‌تونم به هرچیزی غلبه کنم.

477
00:19:22,160 --> 00:19:25,710
‫من هر روز با یه پای مصنوعی قدم می‌زنم

478
00:19:25,920 --> 00:19:27,195
‫که جای پای واقعیم رو گرفته.

479
00:19:30,080 --> 00:19:31,230
‫پلی‌پروپلین.

480
00:19:31,600 --> 00:19:33,910
‫پس واسه این رینا از برنامه رفت؟

481
00:19:34,120 --> 00:19:35,156
‫فهمید تو یه حقه‌بازی؟

482
00:19:35,400 --> 00:19:38,996
‫نه، رفت چون به اخاذی کردن از من
‫متهمش کردم.

483
00:19:39,480 --> 00:19:41,631
‫برام یه ایمیل فرستادن

484
00:19:41,840 --> 00:19:44,355
‫با یه فیلم که من رو افشا می‌کرد...

485
00:19:44,800 --> 00:19:46,075
‫،می‌دونید
‫با دو پای سالم...

486
00:19:46,560 --> 00:19:49,155
‫،گفتن اگه به رینا کار بدم
‫فیلم ناپدید میشه.

487
00:19:49,360 --> 00:19:50,111
‫پس این‌کار رو کردم.

488
00:19:50,320 --> 00:19:51,037
‫ولی اون ارسالش نکرده بود؟

489
00:19:51,240 --> 00:19:52,230
‫،ظاهراً که نه

490
00:19:52,440 --> 00:19:53,874
‫با این‌که از
‫،آدرس ایمیل اون فرستاده شده بود

491
00:19:54,080 --> 00:19:55,833
‫،چون وقتی باهاش روبرو شدم
‫عصبی شد.

492
00:19:56,040 --> 00:19:58,475
‫گفت اون به صدقه‌ی کسی نیاز نداره
‫و همون‌جا استعفا کرد.

493
00:19:59,680 --> 00:20:01,592
‫،ولی اگه اون ازت اخاذی نکرده
‫پس کی بوده؟

494
00:20:02,160 --> 00:20:02,911
‫خودم هم نمی‌دونم.

495
00:20:03,120 --> 00:20:06,796
‫درسته. خب، بهتره دروغ نگی.
‫[ پامون رو نکِشی ]

496
00:20:16,720 --> 00:20:17,870
‫این‌جا چی‌کار می‌کنی، شارلوت؟

497
00:20:18,160 --> 00:20:19,116
‫معلوم نیست؟

498
00:20:20,480 --> 00:20:22,312
‫من آدم افتضاحی هستم که...

499
00:20:22,520 --> 00:20:24,477
‫،زندگی افتضاحی داشته
‫پس من...

500
00:20:24,680 --> 00:20:27,559
‫دارم خودم رو برای لعنت‌شدگی آماده می‌کنم.

501
00:20:27,760 --> 00:20:29,274
‫تو یه هتل سه ستاره؟

502
00:20:29,520 --> 00:20:31,079
‫حقمه.

503
00:20:31,400 --> 00:20:32,959
‫خب، وقتشه هوشیار بشی.

504
00:20:34,240 --> 00:20:35,594
‫تو یه موضوع حقوقی به کمکت نیاز دارم.

505
00:20:36,040 --> 00:20:39,033
‫نمی‌خوای از کسی که کم‌تر
‫لعنت‌شده است بخوای؟

506
00:20:39,280 --> 00:20:39,952
‫فکرنکنم.

507
00:20:40,160 --> 00:20:41,514
‫باید یه راهی پیداکنم تا ثابت کنم

508
00:20:41,760 --> 00:20:44,514
‫ستوان پیرس یه نابغه‌ی تبه‌کاریه

509
00:20:44,760 --> 00:20:46,274
‫که همچنین به نام سینرمن شناخته میشه.

510
00:20:47,160 --> 00:20:47,911
‫دوباره بگو؟

511
00:20:48,720 --> 00:20:51,918
‫ستوان پیرس زندگی‌ای دوگانه داشته

512
00:20:52,120 --> 00:20:53,713
‫که خیلی وقت ازش می‌گذره.

513
00:20:54,200 --> 00:20:55,077
‫،باید ثابتش کنم

514
00:20:55,840 --> 00:20:57,240
‫و باید اون رو از سر راه بردارم

515
00:20:57,480 --> 00:20:58,755
‫تا لوسیفر بتونه با کلویی باشه.

516
00:21:01,000 --> 00:21:04,232
‫یکم بیشتر اطلاعات
‫لازم دارم.

517
00:21:05,880 --> 00:21:07,599
‫،خیلی وقت پیش

518
00:21:08,280 --> 00:21:12,593
‫خدا بهم مأموریت داد معجزه کنم و
‫یه زوج رو تقدیس کنم تا بچه‌دار بشن.

519
00:21:12,800 --> 00:21:15,952
‫،حالا
‫،اون بچه شد کلویی دکر

520
00:21:16,360 --> 00:21:18,192
‫،که به نظر

521
00:21:18,480 --> 00:21:19,960
‫روی این زمین قرار گرفته

522
00:21:20,160 --> 00:21:22,516
‫تا راهش با لوسیفر یکی بشه.

523
00:21:23,000 --> 00:21:24,639
‫،حالا، چون لوسیفر وظیفه‌ی منه

524
00:21:24,880 --> 00:21:29,477
‫رسوندن اون دوتا به همدیگه
‫باید وظیفه‌ی نهاییم باشه.

525
00:21:29,880 --> 00:21:30,996
‫،که اگه انجامش بدم

526
00:21:31,720 --> 00:21:34,189
‫امیدوارم دوباره پدر
‫بهم نظر کنه.

527
00:21:34,400 --> 00:21:36,915
‫باشه، بذار ببینم درست
‫متوجه قضیه شدم یا نه.

528
00:21:40,640 --> 00:21:41,756
‫،من بهت کمک می‌کنم

529
00:21:42,880 --> 00:21:45,349
‫و کمک می‌کنم خواست خدا انجام بشه؟

530
00:21:46,320 --> 00:21:47,390
‫یه جوری، آره.

531
00:21:47,600 --> 00:21:49,159
‫و ممکنه اون...

532
00:21:50,440 --> 00:21:52,557
‫باعث بشه من هم
‫مورد رضایتش قرار بگیرم؟

533
00:21:53,400 --> 00:21:54,038
‫شاید.

534
00:21:55,080 --> 00:21:55,831
‫به اندازه‌ی کافی خوبه.

535
00:21:56,320 --> 00:21:57,151
‫پایه‌ام.

536
00:21:59,080 --> 00:22:00,673
‫و فکرکنم بدونم چطوری شروع کنیم.

537
00:22:10,360 --> 00:22:12,591
‫،خب، به نظرم متأثرکننده بود
‫درسته؟

538
00:22:12,800 --> 00:22:14,951
‫یه آدم حقه‌باز رو افشا کردم
‫و یه سرنخ برامون گیر آوردم.

539
00:22:15,160 --> 00:22:17,356
‫انگار تمام دنیا داره
‫،من رو

540
00:22:17,600 --> 00:22:18,795
‫نشون میده، امروز.

541
00:22:19,560 --> 00:22:21,631
‫،آره لوسیفر

542
00:22:21,840 --> 00:22:23,433
‫خیلی متأثرکننده بود.

543
00:22:23,640 --> 00:22:25,552
‫متأسفانه، تا وقتی بخش سایبری

544
00:22:25,760 --> 00:22:27,080
‫،این ایمیل اخاذی رو ردیابی نکنه

545
00:22:27,320 --> 00:22:28,515
‫امشب کاری نداریم.

546
00:22:28,720 --> 00:22:29,915
‫چرت نگو، چرت نگو.
‫شب خیلی طولانیه.

547
00:22:30,160 --> 00:22:32,470
‫،چطوره، نمی‌دونم

548
00:22:32,840 --> 00:22:34,513
‫- بریم یه دوری بزنیم؟
‫- دوری بزنیم؟

549
00:22:34,720 --> 00:22:36,916
‫مگه ۸۰ سال‌مونه؟
‫چرا بریم یه دوری...

550
00:22:37,960 --> 00:22:38,677


551
00:22:40,240 --> 00:22:42,118
‫،یعنی، گل که نیست
‫ولی

552
00:22:42,320 --> 00:22:46,155
‫،صفر تا صدش رو
‫سریع میره.

553
00:22:51,880 --> 00:22:52,472
‫برام...

554
00:22:53,840 --> 00:22:55,832
‫ماشین خریدی؟

555
00:22:57,720 --> 00:23:00,474
‫صبرکن، فکر می‌کنی این یه جور
‫رقابته؟

556
00:23:00,680 --> 00:23:03,275
‫البته.
‫،اگه به طرز دردناکی مشخص نیست

557
00:23:03,520 --> 00:23:06,592
‫،هرکاری که پیرس می‌تونه انجام بده
‫من بهتر می‌تونم انجامش بدم.

558
00:23:12,320 --> 00:23:14,073
‫قضیه مادیات نیستن، لوسیفر.

559
00:23:18,160 --> 00:23:19,150
‫به هرحال ممنون.

560
00:23:34,880 --> 00:23:35,791
‫صبح بخیر.

561
00:23:37,960 --> 00:23:38,711
‫صبح بخیر؟

562
00:23:39,600 --> 00:23:41,671
‫،آخرین باری که بررسی کردم
‫مگه از این‌جا نرفته بودی؟

563
00:23:43,160 --> 00:23:44,435
‫وقت عذرخواهی کردنه.

564
00:23:44,920 --> 00:23:46,036
‫اومدم حقم رو برای

565
00:23:46,240 --> 00:23:47,310
‫برگشتن به خونه پس بگیرم.

566
00:23:48,400 --> 00:23:50,631
‫واقعاً؟ و برنامه داری
‫چطوری انجامش بدی؟

567
00:23:51,240 --> 00:23:53,152
‫خب، سعی کردم
‫،به یه چیز خوب فکرکنم

568
00:23:53,360 --> 00:23:55,636
‫ولی زیاد تو این‌کار وارد نیستم.

569
00:23:56,720 --> 00:23:59,076
‫،ولی بعد شنیدم
‫تو و پیرس به هم زدین.

570
00:23:59,880 --> 00:24:02,076
‫پس، گفتم اون بهت صدمه زده.

571
00:24:03,000 --> 00:24:05,834
‫شاید منم بهش صدمه بزنم؟

572
00:24:06,360 --> 00:24:08,397
‫ممنون، ولی نه.

573
00:24:08,600 --> 00:24:10,239
‫یعنی، حداقل فعلاً نه.

574
00:24:10,440 --> 00:24:11,271


575
00:24:15,720 --> 00:24:17,712
‫مردها خیلی گیج‌کننده هستن.

576
00:24:18,120 --> 00:24:20,794
‫آره، احمقن. خیلی احمق.

577
00:24:21,000 --> 00:24:22,878


578
00:24:23,320 --> 00:24:24,151
‫چی‌شد؟

579
00:24:24,960 --> 00:24:25,791
‫خب...

580
00:24:27,880 --> 00:24:29,837
‫،یه لحظه
‫اوضاع با مارکوس عالی بودن.

581
00:24:30,040 --> 00:24:31,030
‫،و بعدش

582
00:24:31,280 --> 00:24:32,999
‫،همه چیز رو تموم می‌کنه
‫و...

583
00:24:33,520 --> 00:24:36,035
‫و حالا داره کلی کار خوب...

584
00:24:37,800 --> 00:24:40,395
‫انجام میده تا
‫من رو برگردونه.

585
00:24:40,600 --> 00:24:42,000
‫،و خیلی خوب به نظر میاد

586
00:24:42,200 --> 00:24:44,032
‫ولی فقط مطمئن نیستم بتونم بهش اعتماد کنم.

587
00:24:44,240 --> 00:24:44,912
‫نمی‌دونم، تو...

588
00:24:45,160 --> 00:24:46,674
‫چطور می‌دونی میشه به
‫مردم اعتماد کرد یا نه؟

589
00:24:47,600 --> 00:24:49,876
‫آسونه.
‫نمی‌تونم.

590
00:24:50,360 --> 00:24:51,430
‫مردم همیشه ناامیدت می‌کنن.

591
00:24:51,640 --> 00:24:53,757
‫می‌دونی به چی اعتماد دارم؟
‫درد.

592
00:24:54,520 --> 00:24:55,237
‫،و اعتراف می‌کنم

593
00:24:55,440 --> 00:24:56,510
‫پیرس خیلی درد داره.

594
00:24:56,760 --> 00:24:58,035
‫چی؟ از کجا می‌دونی؟

595
00:25:01,040 --> 00:25:03,635
‫خب، شاید رفته باشم خونه‌اش تا
‫دهنش رو سرویس کنم

596
00:25:03,840 --> 00:25:05,479
‫قبل از این‌که به فکرم بیاد که
‫احتمالاً باید

597
00:25:05,680 --> 00:25:07,239
‫اجازه می‌گرفتم.

598
00:25:07,480 --> 00:25:08,391
‫- میز...
‫- ولی من...

599
00:25:08,600 --> 00:25:11,069
‫جلوی خودم رو گرفتم.
‫پس این هم هست.

600
00:25:12,760 --> 00:25:15,639
‫،پیرس خودش رو شجاع جلوه می‌داد

601
00:25:15,840 --> 00:25:18,753
‫ولی... خیلی ناراحت بود.

602
00:25:20,360 --> 00:25:21,555
‫سلام، مامان، صبحونه چی داریم...

603
00:25:22,760 --> 00:25:23,591
‫سلام!

604
00:25:30,240 --> 00:25:32,436
‫یکم...
‫زمان می‌بره.

605
00:25:38,160 --> 00:25:39,150
‫سلام دن، چه خبر؟

606
00:25:39,360 --> 00:25:40,237
‫نتایج بخش سایبری رسیدن.

607
00:25:40,440 --> 00:25:42,159
‫معلوم شد ایمیل اخاذی‌ای
‫که مایلز دریافت کرده

608
00:25:42,360 --> 00:25:43,680
‫از یه آپارتمانی ارسال شده

609
00:25:43,880 --> 00:25:45,360
‫که به نام ویلیام استرلینگ ثبت شده...

610
00:25:46,040 --> 00:25:48,077
‫رئیس هیئت مدیره‌ی
‫،لُس‌آنجلس وست باله

611
00:25:48,440 --> 00:25:51,080
‫،جراح معروف، متأهل
‫دوتا بچه.

612
00:25:51,440 --> 00:25:53,511
‫چرا اون سعی داشته واسه رینا
‫یه شغل جدید گیر بیاره؟

613
00:25:54,040 --> 00:25:55,759
‫شاید سعی داشته واسه شرکت
‫تبلیغات کنه.

614
00:25:55,960 --> 00:25:56,598
‫کی می‌دونه؟

615
00:25:56,800 --> 00:25:58,075
‫آدرسش کجاست؟

616
00:26:06,360 --> 00:26:07,476
‫- لوسیفر.
‫- کارآگاه.

617
00:26:07,680 --> 00:26:08,670
‫صبح بخیر.
‫،خواهش می‌کنم

618
00:26:08,920 --> 00:26:10,877
‫- بفرما.
‫- این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

619
00:26:11,080 --> 00:26:13,515
‫خب... فهمیدم درست می‌گفتی.

620
00:26:13,720 --> 00:26:15,393
‫قضیه مادیاتی نیست که
‫،می‌تونم بهت بدم

621
00:26:15,600 --> 00:26:16,716
‫قضیه اعماله.

622
00:26:16,920 --> 00:26:18,752
‫پس، تصمیم گرفتم تو پرونده
‫پیش‌دستی کنم

623
00:26:18,960 --> 00:26:20,474
‫و یه کم دشواری‌هات رو کم کنم.

624
00:26:20,960 --> 00:26:22,553
‫،که، باید اضافه کنم
‫،برعکس کارهای پیرس‌ـه

625
00:26:22,760 --> 00:26:24,956
‫که شغلش اضافه کردن
‫به دشواری‌های توئه.

626
00:26:25,160 --> 00:26:27,197
‫- استرلینگ کجاست؟
‫- این‌جا نیست.

627
00:26:27,400 --> 00:26:29,039
‫،که بهتره
‫چون بهم زمان میده

628
00:26:29,240 --> 00:26:30,799
‫،تا یه چیزهایی رو درباره‌ی، خب

629
00:26:31,000 --> 00:26:32,673
‫سوژه‌ی یه مقدار دیوانه‌مون بفهمم.

630
00:26:33,360 --> 00:26:34,635
‫لوسیفر، دزدکی وارد این‌جا شدی؟

631
00:26:35,800 --> 00:26:36,916
‫کارآگاه...

632
00:26:37,440 --> 00:26:39,033
‫ناامید شدم که
‫اینقدر من رو پست در نظر می‌گیری.

633
00:26:39,280 --> 00:26:40,600
‫باورت می‌شد اگه بهت می‌گفتم

634
00:26:40,800 --> 00:26:42,871
‫یه همسایه‌ی جذاب با کلید
‫به راحتی من رو به داخل راه داد؟

635
00:26:43,760 --> 00:26:44,750
‫متأسفانه، آره.

636
00:26:44,960 --> 00:26:47,031
‫عالیه.
‫پس، بریم سراغ تورمون.

637
00:26:47,240 --> 00:26:49,038
‫خب، به این نتیجه رسیدم که

638
00:26:49,240 --> 00:26:51,550
‫داخل لونه‌ی یه
‫،بپّای ترسناک هستیم

639
00:26:51,760 --> 00:26:52,910
‫که مدرکش هم عکس‌های استرلینگ

640
00:26:53,120 --> 00:26:55,157
‫از ریناست.

641
00:26:55,360 --> 00:26:56,396
‫مشخصه که فتوشاپ هستن.

642
00:26:57,040 --> 00:26:58,315
‫چندتا از لباس‌زیرهاش

643
00:26:58,520 --> 00:26:59,920
‫این اطراف افتادن.

644
00:27:00,120 --> 00:27:01,759
‫نمی‌خوام بدونم چطوری گیرشون آورده.

645
00:27:02,240 --> 00:27:04,675
‫و در نهایت...

646
00:27:05,720 --> 00:27:08,189
‫زیارتگاهی که مربوط
‫به لباس‌های قدیمی رینا میشه.

647
00:27:08,400 --> 00:27:10,551
‫احتمالاً از بوی عرقش خوشش می‌اومده...
‫حال به هم زنه.

648
00:27:10,960 --> 00:27:11,837
‫لوسیفر، فکرکنم...

649
00:27:12,040 --> 00:27:13,520
‫استرلینگ یه دل‌باخته‌ی عقده‌ایه

650
00:27:13,720 --> 00:27:14,870
‫که می‌خواسته پیشرفت رینا رو ببینه؟

651
00:27:15,080 --> 00:27:16,309
‫آره، منم همین فکر رو می‌کنم.
‫ولی مشخصه کادوی

652
00:27:16,520 --> 00:27:18,432
‫شغل جدید خوبش
‫،از روی لطف نبوده

653
00:27:18,640 --> 00:27:20,438
‫و واسه همین اون...

654
00:27:21,680 --> 00:27:22,431


655
00:27:22,640 --> 00:27:24,518
‫گیرت انداختم، کثیفِ مریض!

656
00:27:24,720 --> 00:27:26,677
‫چی گفتم، کارآگاه؟

657
00:27:26,880 --> 00:27:28,439
‫اعمال، نه مادیات.

658
00:27:28,640 --> 00:27:31,633
‫لوسیفر، ولش کن.
‫اون یه بپا نیست.

659
00:27:31,840 --> 00:27:33,479
‫اون و رینا با هم رابطه داشتن.

660
00:27:34,120 --> 00:27:35,600
‫درست میگم، آقای استرلینگ؟

661
00:27:36,040 --> 00:27:37,156


662
00:27:38,320 --> 00:27:40,073
‫با کسی مثل اون آشنا نشده بودم.

663
00:27:41,360 --> 00:27:43,113
‫اون عشق زندگیم بود.

664
00:27:43,520 --> 00:27:45,876
‫یعنی، عشق بعد از ظهرهای سه شنبه‌ات

665
00:27:46,080 --> 00:27:47,639
‫،و گاهی صبح‌های شنبه‌ات
‫درسته؟

666
00:27:48,280 --> 00:27:49,509
‫،تو متأهلی
‫،و بچه هم داری

667
00:27:49,720 --> 00:27:50,631
‫درسته؟

668
00:27:51,440 --> 00:27:53,432
‫همیشه نمی‌تونی انتخاب کنی
‫عاشق کی میشی.

669
00:27:57,360 --> 00:27:59,192
‫واسه همین از مایلز دراکر
‫،اخاذی کردی

670
00:27:59,440 --> 00:28:01,432
‫تا به رینا نشون بدی چقدر اهمیت میدی؟

671
00:28:01,920 --> 00:28:03,274
‫نمی‌دونم منظورتون چیه.

672
00:28:03,480 --> 00:28:06,154
‫یه فیلم اخاذی بوده که
‫از ایمیل رینا فرستاده شده.

673
00:28:06,360 --> 00:28:07,919
‫ردش رو از این آدرس
‫،فیزیکی زدیم

674
00:28:08,160 --> 00:28:09,310
‫و مایلز واسه همین استخدامش کرد.

675
00:28:09,520 --> 00:28:10,397
‫و وقتی اون فهمیده، استعفا کرده.

676
00:28:10,600 --> 00:28:12,796
‫باهات رو در رو شد؟
‫جلوت رو گرفت؟

677
00:28:13,040 --> 00:28:14,315
‫چون می‌تونه خیلی سخت باشه

678
00:28:14,520 --> 00:28:15,920
‫وقتی یه نفر بابت کادوهات
‫ممنون نیست.

679
00:28:16,120 --> 00:28:17,474
‫،شاید

680
00:28:17,680 --> 00:28:19,239
‫،نمی‌دونم
‫عصبی شدی.

681
00:28:20,000 --> 00:28:21,992
‫مزخرفه.
‫برام مهم نبود

682
00:28:22,200 --> 00:28:23,350
‫رینا با کی کار می‌کرد.

683
00:28:23,560 --> 00:28:24,880
‫مطمئناً سر اون بهش صدمه نمی‌زدم.

684
00:28:25,080 --> 00:28:26,150
‫ولی اگه
‫،تو اون ایمیل رو نفرستادی

685
00:28:26,360 --> 00:28:27,794
‫پس کی فرستاده؟

686
00:28:28,000 --> 00:28:29,195
‫نمی‌دونم.

687
00:28:30,360 --> 00:28:32,955
‫شاید یه نفر
‫رفته سر کامپیوترش.

688
00:28:35,160 --> 00:28:37,072
‫- اون کامپیوترشه؟
‫- آره.

689
00:28:38,400 --> 00:28:39,516
‫دیگه کی از این‌جا خبر داره؟

690
00:28:41,240 --> 00:28:42,594
‫فکر می‌کردم، هیچکس.

691
00:28:43,600 --> 00:28:44,477
‫فکرکنم اشتباه می‌کردم.

692
00:28:44,880 --> 00:28:45,870
‫،باشه خب
‫باید کامپیوتر رو

693
00:28:46,120 --> 00:28:47,918
‫به عنوان مدرک ببریم.

694
00:28:50,080 --> 00:28:51,400
‫باورم نمیشه

695
00:28:51,600 --> 00:28:52,875
‫چقدر خوب داره عملی میشه.

696
00:28:53,120 --> 00:28:55,510
‫،یعنی
‫این‌که پیرس رو با یه تبه‌کار شناخته شده پیداکنی؟

697
00:28:55,720 --> 00:28:58,189
‫کی می‌دونست پلیس لُس‌آنجلس
‫می‌تونه اینقدر مفید باشه؟

698
00:28:58,400 --> 00:29:00,153
‫خب، پلیس لُس‌آنجلس تو این مورد کمکی نکرده.

699
00:29:00,360 --> 00:29:01,953
‫،من یه درخواستی کردم
‫دادم گوشی پیرس رو هک کنن.

700
00:29:02,160 --> 00:29:03,196
‫شارلوت!

701
00:29:03,760 --> 00:29:04,796
‫،اگه می‌خواستم قانون‌شکنی بکنم

702
00:29:05,000 --> 00:29:06,320
‫نمی‌رفتم پیش یه دادستان.

703
00:29:06,520 --> 00:29:08,079
‫،و اگه من قانون‌شکنی نمی‌کردم
‫به این زودی یا

704
00:29:08,280 --> 00:29:11,034
‫اینقدر مؤثرانه این‌جا نبودیم یا...
‫خب، به درک، کی اهمیت میده؟

705
00:29:11,240 --> 00:29:13,038
‫الان داریم واسه خدا کار می‌کنیم.
‫درسته؟

706
00:29:13,720 --> 00:29:15,439
‫خب...

707
00:29:15,640 --> 00:29:17,120
‫نمیشه با نتایج به دست اومده بحث کرد.

708
00:29:18,640 --> 00:29:19,869
‫باشه، فکرکنم چیزی که می‌خواستیم رو به دست آوردبم.

709
00:29:20,520 --> 00:29:21,715
‫نه دقیقاً.

710
00:29:21,920 --> 00:29:24,640
‫متأسفانه تو فقط چندتا عکس از
‫یه نامه داری.

711
00:29:24,960 --> 00:29:25,950
‫،اگه می‌خوایم پیرس رو افشا کنیم

712
00:29:26,200 --> 00:29:27,600
‫باید بفهمیم داخلش چیه.

713
00:29:29,720 --> 00:29:32,030
‫لعنتی.
‫داره میره.

714
00:29:32,720 --> 00:29:33,358
‫خب، شاید ما...

715
00:29:39,520 --> 00:29:41,796
‫،متأسفم
‫ولی باید موتورت رو قرض بگیرم.

716
00:29:42,320 --> 00:29:43,231
‫نگران نباش، واسه خداست.

717
00:30:25,400 --> 00:30:26,151
‫تو کی هستی؟

718
00:30:26,480 --> 00:30:27,470
‫واسه چی تعقیبم می‌کنی؟

719
00:30:31,720 --> 00:30:33,837
‫گفتم، کی هستی؟

720
00:30:43,640 --> 00:30:44,869
‫خانوم ریچاردز.

721
00:30:46,280 --> 00:30:46,997
‫چرا شما...

722
00:30:47,240 --> 00:30:48,560
‫تعقیبت می‌کنم؟

723
00:30:49,280 --> 00:30:51,715
‫خب، ظاهراً اجازه دادم

724
00:30:52,000 --> 00:30:53,195
‫فراستم از دستم رها بشه.

725
00:30:54,240 --> 00:30:55,151
‫متوجه نمیشم.

726
00:30:55,600 --> 00:30:57,000
‫پیچیده است.

727
00:30:58,120 --> 00:31:00,191
‫ببین...

728
00:31:00,720 --> 00:31:03,030
‫وقتی شنیدم تو و کلویی
‫،به هم زدین

729
00:31:03,320 --> 00:31:05,880
‫افکارم بهت شروع شد.

730
00:31:07,440 --> 00:31:09,557
‫می‌دونم چقدر سخته

731
00:31:09,800 --> 00:31:11,757
‫تو جایی تاریک گیر کنی.

732
00:31:12,240 --> 00:31:14,197
‫،گاهی
‫چیزی که لازم داری

733
00:31:14,400 --> 00:31:15,470
‫شخص درستیه که از اون وضع خلاصت کنه.

734
00:31:16,760 --> 00:31:17,716
‫هرچی نباشه...

735
00:31:19,360 --> 00:31:20,510
‫جفت‌مون نیازهایی داریم.

736
00:31:22,280 --> 00:31:23,509
‫باشه واسه بعد.

737
00:31:24,920 --> 00:31:26,195
‫،این‌طوری میشم خوش‌شانس‌ترین آدم دنیا

738
00:31:26,440 --> 00:31:27,715
‫ولی من عاشق کلویی‌ام.

739
00:31:29,760 --> 00:31:30,637
‫شرمنده.

740
00:31:35,880 --> 00:31:38,076
‫،می‌دونم می‌دونستیم توی این فیلم چی هست

741
00:31:38,280 --> 00:31:42,035
‫ولی با این‌حال
‫یه جوری پای قلابی قلابی مایلز رو می‌دیدیم...

742
00:31:42,240 --> 00:31:43,993
‫- خیلی چندش‌تر بود.
‫- عالیه.

743
00:31:44,200 --> 00:31:45,156
‫اون مرد مایه‌ی خجالت

744
00:31:45,360 --> 00:31:46,919
‫هم رقص و هم اعضای بدن مصنوعیه.

745
00:31:47,120 --> 00:31:48,634
‫خب، فقط شانس آوردیم که بخش
‫سایبری تونست این رو

746
00:31:48,880 --> 00:31:50,109
‫از کامپیوتر رینا به دست بیاره.

747
00:31:50,600 --> 00:31:52,478
‫دن، راهی هست بگیم
‫کی این رو از تصویر ساخته؟

748
00:31:52,720 --> 00:31:54,393
‫هیچی، نه صدایی هست.
‫نه حتی یه سرفه.

749
00:31:54,760 --> 00:31:56,114
‫کار هرکی بود خیلی مراقب بوده.

750
00:31:56,480 --> 00:31:58,073
‫آر، هنوز منتظر نتایج دی‌اِن‌اِی هستیم

751
00:31:58,280 --> 00:31:59,316
‫،از کیبورد کامیپوتر

752
00:31:59,560 --> 00:32:02,314
‫،ولی اگه قاتل دستکش پوشیده باشه
‫یعنی، شانس نداریم.

753
00:32:07,800 --> 00:32:08,790
‫پیرس‌ـه.

754
00:32:11,480 --> 00:32:13,039
‫خب، یه نفر باید ریجکتش کنه.

755
00:32:13,280 --> 00:32:14,316
‫جواب میدم.

756
00:32:17,400 --> 00:32:18,231
‫سلام پیرس، چه خبر؟

757
00:32:18,440 --> 00:32:19,715
‫کلویی، سلام.

758
00:32:19,920 --> 00:32:21,513
‫گوش کن، فهمیدم کیک لیمویی و گل

759
00:32:21,720 --> 00:32:22,597
‫کافی نیستن.

760
00:32:22,920 --> 00:32:24,639
‫فکرکنم یه راهی پیداکردم
‫،تا بهت ثابت کنم

761
00:32:24,880 --> 00:32:25,518
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی.

762
00:32:25,720 --> 00:32:28,030
‫میشه امشب واسه شام
‫بیای خونه‌ام؟ ساعت ۸؟

763
00:32:28,240 --> 00:32:29,230
‫نمی‌دونم.

764
00:32:29,440 --> 00:32:30,430
‫کلویی، خواهش می‌کنم.

765
00:32:30,640 --> 00:32:31,869
‫،گوش کن
‫،اگه نخوای بعدش من رو ببینی

766
00:32:32,080 --> 00:32:34,151
‫قول میدم دیگه مزاحمت نشم.

767
00:32:34,440 --> 00:32:36,830
‫فقط... بیا این‌جا.

768
00:32:37,360 --> 00:32:38,396
‫باید غذا بخوری، درسته؟

769
00:32:39,440 --> 00:32:41,716
‫باشه.
‫آره، می‌تونم واسه شام بیام.

770
00:32:41,920 --> 00:32:42,831
‫عالیه.
‫پس می‌بینمت.

771
00:32:44,160 --> 00:32:45,276
‫کارآگاه.

772
00:32:45,520 --> 00:32:48,080
‫دست خودم نبود ولی یه بخشی از تماست رو شنیدم

773
00:32:48,320 --> 00:32:49,959
‫،و درک می‌کنم عاشق طرف هستی

774
00:32:50,160 --> 00:32:51,640
‫ولی قبل از این‌که تصمیمی بگیری

775
00:32:51,840 --> 00:32:53,320
‫درباره‌ی پیرس
‫می‌خوام فرصتی داشته باشم

776
00:32:53,520 --> 00:32:55,239
‫من هم یه سری نظرات بهت بگم.

777
00:32:55,440 --> 00:32:57,397
‫باشه.
‫بگو.

778
00:32:58,080 --> 00:33:00,151
‫درسته، خب، من...

779
00:33:03,160 --> 00:33:04,753
‫راستش، میشه خصوصی انجامش بدیم؟

780
00:33:05,120 --> 00:33:06,349
‫مکان من، یه ساعت دیگه؟

781
00:33:07,520 --> 00:33:10,354
‫باشه.

782
00:33:11,240 --> 00:33:12,276
‫عالیه.

783
00:33:22,000 --> 00:33:23,229
‫کارآگاه.

784
00:33:23,760 --> 00:33:24,876
‫ممنون که اومدی.

785
00:33:28,240 --> 00:33:31,677
‫فکرمی‌کردم دعوتم کردی
‫تا چیزی بهم بگی؟

786
00:33:31,880 --> 00:33:33,633
‫خب، همه چیز به موقع توضیح داده میشه.

787
00:33:33,840 --> 00:33:35,911
‫،ولی خواهش می‌کنم
‫بشین.

788
00:33:40,160 --> 00:33:41,276
‫حالا، امیدوارم

789
00:33:41,640 --> 00:33:42,630
‫شاتوبریان دوست داشته باشی.

790
00:33:44,360 --> 00:33:45,510


791
00:33:48,880 --> 00:33:49,870
‫لوسیفر، قضیه چیه؟

792
00:33:50,080 --> 00:33:52,037
‫این واسه کمک به توئه

793
00:33:52,680 --> 00:33:55,434
‫که یه تصمیم مناسب درباره‌ی آینده‌ات بگیری

794
00:33:55,640 --> 00:33:56,710
‫،و
‫،باید بگم

795
00:33:57,440 --> 00:33:58,237
‫آینده‌مون.

796
00:34:03,280 --> 00:34:05,078
‫حالا، ما خیلی چیزها رو
‫پشت‌سر گذاشتیم، کارآگاه.

797
00:34:06,560 --> 00:34:09,871
‫ولی حالا که جفت‌مون تنها هستیم
‫جلوی این غذای زیبا

798
00:34:10,080 --> 00:34:13,551
‫،در این محیط رمانتیک
‫می‌تونم بالأخره

799
00:34:13,880 --> 00:34:15,633
‫سؤالی رو ازت بپرسم که برای جواب دادنش
‫به این‌جا آوردمت

800
00:34:15,840 --> 00:34:19,436
‫،و امیدوارم، خب
‫امیدوارم بتونی صادقانه جواب بدی.

801
00:34:24,120 --> 00:34:27,557
‫این بهتر از نهایت کاری که پیرس بتونه
‫انجام بده نیست؟

802
00:34:32,080 --> 00:34:35,391
‫تمام این‌کارها رو کردی...
‫تا واسه پیرس خودنمایی کنی؟

803
00:34:35,600 --> 00:34:37,990
‫تحسین‌برانگیزه.
‫می‌دونم.

804
00:34:40,560 --> 00:34:41,676
‫کارآگاه.

805
00:34:44,120 --> 00:34:46,589
‫اون‌ها اشک شوق نیستن، نه؟

806
00:34:47,120 --> 00:34:48,679
‫چرا این‌کار رو باهام می‌کنی؟

807
00:34:49,120 --> 00:34:52,079
‫تا بهت ثاتب کنم نباید
‫با پیرس باشی.

808
00:34:52,280 --> 00:34:53,873
‫چرا اهمیت میدی با کی هستم؟

809
00:34:54,400 --> 00:34:57,313
‫چون اون...
‫لایقت نیست.

810
00:34:57,520 --> 00:34:59,910
‫پس لایق کی هستم؟

811
00:35:01,880 --> 00:35:02,950
‫یه نفر...

812
00:35:04,360 --> 00:35:05,350
‫یه نفر بهتر.

813
00:35:06,160 --> 00:35:08,277
‫نمی‌تونی به هر دو خواسته‌ات برسی، لوسیفر.

814
00:35:11,600 --> 00:35:13,478
‫کارآگاه، من...

815
00:35:15,280 --> 00:35:16,111
‫سلام، دن. چه خبر؟

816
00:35:16,320 --> 00:35:17,037
‫یه سرنخ گیر آوردیم.

817
00:35:17,240 --> 00:35:19,880
‫خب، دی‌اِن‌اِی کامپیوتر
‫منفی بود.

818
00:35:20,080 --> 00:35:23,596
‫پس، تصمیم گرفتیم باید دوباره
‫فیلم پای ترسناک رو ببینیم.

819
00:35:23,800 --> 00:35:24,950
‫،ولی اون موقع متوجهش شدیم

820
00:35:25,160 --> 00:35:26,913
‫توی بازتاب پنجره مخفی شده بود.

821
00:35:27,120 --> 00:35:29,032
‫شبیه یکی از اون عکس‌های
‫چشم جادویی بود.

822
00:35:29,240 --> 00:35:31,118
‫- می‌دونی اون‌هایی که...
‫- بچه‌ها، چی دیدیدن؟

823
00:35:31,320 --> 00:35:32,436
‫- آره.
‫- درسته، آره.

824
00:35:32,640 --> 00:35:34,791
‫الان داریم درحالی که حرف می‌زنیم عکس
‫بهبود یافته رو ارسال می‌کنیم.

825
00:35:39,920 --> 00:35:41,593
‫اون لباس رو می‌شناسی؟

826
00:35:52,320 --> 00:35:54,152
‫باشه، می‌دونیم
‫،میگل پشت فیلمه

827
00:35:54,360 --> 00:35:56,591
‫ولی نمی‌فهمم چرا.

828
00:35:57,360 --> 00:35:58,760
‫چرا همه چیز رو به خطر بندازه

829
00:35:59,240 --> 00:36:00,276
‫تا فقط از شر رینا خلاص بشه؟

830
00:36:00,760 --> 00:36:01,830
‫خب، مشخص نیست؟

831
00:36:02,040 --> 00:36:03,190
‫می‌خواسته با اون باشه.

832
00:36:11,760 --> 00:36:12,477
‫اون‌جا.

833
00:36:13,200 --> 00:36:14,270
‫چرا انجامش دادی؟!

834
00:36:14,720 --> 00:36:16,632
‫چرا مجبور بودی رینا رو ازم بگیری؟

835
00:36:21,520 --> 00:36:23,751
‫جوابم رو بده.
‫چرا رینا رو کشتی؟

836
00:36:24,680 --> 00:36:25,431
‫اسلحه رو بنداز!

837
00:36:25,640 --> 00:36:28,439
‫حق نداشتی!
‫حق نداشتی!

838
00:36:28,640 --> 00:36:29,437
‫صبرکن!

839
00:36:30,680 --> 00:36:31,397
‫متوجه نیستی؟

840
00:36:31,600 --> 00:36:33,034
‫نمی‌خواسته رینا رو بکشه.

841
00:36:33,240 --> 00:36:34,276
‫لوسیفر، برو عقب.

842
00:36:34,480 --> 00:36:35,596
‫همه کار رو امتحان کرده

843
00:36:35,800 --> 00:36:36,950
‫تا فقط از سر راه برش داره.

844
00:36:37,160 --> 00:36:38,992
‫اون همه زمان که
‫می‌اومدی سراغش.

845
00:36:40,080 --> 00:36:41,116
‫اون دوستت بود.

846
00:36:41,560 --> 00:36:42,596
‫چطور تونستی بهش صدمه بزنی؟

847
00:36:43,600 --> 00:36:44,590
‫فکرمی‌کردم بهش اهمیت می‌داده.

848
00:36:44,840 --> 00:36:47,435
‫بله.
‫ولی همین‌طور مانعی بوده

849
00:36:47,680 --> 00:36:51,435
‫که میگل بتونه با زنی که عاشقشه باشه...
‫اَمبر.

850
00:36:53,680 --> 00:36:54,955
‫ولی چرا رینا رو کشتی؟

851
00:36:55,160 --> 00:36:57,391
‫چون فهمید سعی داشتم از مایلز
‫اخاذی کنم.

852
00:36:57,600 --> 00:36:58,397
‫می‌خواست کاری کنه اخراج بشم.

853
00:36:58,600 --> 00:36:59,636
‫و بعد حتی نمی‌تونست

854
00:36:59,840 --> 00:37:01,194
‫تو یه شرکت کنار اَمبر کار کنه.

855
00:37:01,440 --> 00:37:03,352
‫چرا فقط به اَمبر نگفتی چه حسی داری؟

856
00:37:03,720 --> 00:37:04,756
‫واقعیت رو بهش نگفتی؟

857
00:37:05,160 --> 00:37:06,071
‫چون...

858
00:37:06,800 --> 00:37:07,950
‫می‌ترسیدی.

859
00:37:09,080 --> 00:37:10,309
‫می‌ترسیدی اون هم عاشقت نباشه.

860
00:37:11,240 --> 00:37:12,799
‫ولی هستم.

861
00:37:14,360 --> 00:37:17,512
‫من بهت احساستی دارم، میگل.

862
00:37:27,960 --> 00:37:28,996
‫متأسفم.

863
00:37:31,200 --> 00:37:32,634
‫خیلی متأسفم.

864
00:37:35,840 --> 00:37:36,637
‫حالا که فکر می‌کنم...

865
00:37:38,280 --> 00:37:39,600
‫می‌تونستی به تمام چیزهایی که می‌خواستی برسی.

866
00:37:39,800 --> 00:37:41,996
‫فقط باید به اَمبر می‌گفتی
‫،چه حسی داری

867
00:37:42,920 --> 00:37:43,876
‫ولی خرابش کردی.

868
00:37:54,280 --> 00:37:55,430
‫و من هم خرابش کردم.

869
00:38:35,800 --> 00:38:37,678
‫باید یه جایی همین‌جاها باشه.

870
00:38:46,600 --> 00:38:47,431
‫پیداش کردم.

871
00:38:50,080 --> 00:38:50,991
‫خالیه؟

872
00:38:51,280 --> 00:38:52,794
‫متوجه نمیشم.

873
00:38:55,600 --> 00:38:56,954
‫ازمون خبردار شده بود؟

874
00:38:58,000 --> 00:39:00,595
‫یعنی...
‫چیزی که داخلش بود رو نابود کرده؟

875
00:39:01,280 --> 00:39:02,475
‫شاید فقط با خودش بردتش.

876
00:39:03,440 --> 00:39:04,317
‫متأسفم، شارلوت.

877
00:39:04,520 --> 00:39:05,556
‫هرکاری تونستیم کردیم.

878
00:39:06,520 --> 00:39:07,920
‫فقط خیلی دیر رسیدیم.

879
00:39:09,960 --> 00:39:11,440
‫مزخرف نگو.

880
00:39:12,120 --> 00:39:15,113
‫اگه به خیلی دیر اعتقاد داشتم
‫هیچ‌کدوم از این‌کارها رو نمی‌کردم.

881
00:39:16,880 --> 00:39:18,234
‫نه، تسلیم نمیشیم.

882
00:39:18,440 --> 00:39:22,434
‫هرچی نباشه، نمیشه وقتی داری کار خدا رو
‫انجام میدی تسلیم بشی.

883
00:39:32,240 --> 00:39:33,515
‫خیلی متأسفم.

884
00:39:34,920 --> 00:39:37,515
‫،از وقتی از دفترم رفتی
‫بین نقش‌ام بین

885
00:39:37,720 --> 00:39:39,712
‫روان‌شناست

886
00:39:40,000 --> 00:39:41,912
‫و نگرانیم بهت به عنوان یه دوست درگیری داشتم.

887
00:39:46,040 --> 00:39:47,076
‫دوستی برنده شد.

888
00:39:48,960 --> 00:39:50,394
‫،ولی به نظر
‫خیلی دیر شده.

889
00:39:51,360 --> 00:39:54,194
‫خب، این بار واقعاً گند زدم، لیندا.

890
00:39:55,440 --> 00:39:56,112
‫معلوم شد

891
00:39:56,320 --> 00:39:58,198
‫من هم به اندازه‌ی قاتل‌مون آدم بدی‌ام.

892
00:39:59,160 --> 00:40:01,470
‫خدایا. پیرس رو کشتی؟

893
00:40:02,280 --> 00:40:03,919
‫نه.

894
00:40:05,760 --> 00:40:06,716
‫نه.

895
00:40:06,960 --> 00:40:10,840
‫ولی هرکاری رو امتحان کردم
‫تا اون جاودان سابق و دلباخته رو

896
00:40:11,040 --> 00:40:13,191
‫از سر راه بردارم وقتی
‫درواقع فقط باید به کارآگاه می‌گفتم

897
00:40:13,720 --> 00:40:16,440
‫چه احساسی دارم...

898
00:40:22,200 --> 00:40:23,554
‫واقعاً چه حسی دارم.

899
00:40:26,600 --> 00:40:28,000
‫پس چرا این‌کار رو نمی‌کنی؟

900
00:40:29,960 --> 00:40:31,360
‫نمی‌تونم.

901
00:40:32,000 --> 00:40:34,071
‫از چی اینقدر می‌ترسی؟

902
00:40:35,680 --> 00:40:36,955
‫اول چهره‌ی شیطانیت بود.

903
00:40:38,360 --> 00:40:38,952
‫حالا چی؟

904
00:40:39,200 --> 00:40:41,317
‫نمی‌خوای کلویی ببینه بال داری؟

905
00:40:41,520 --> 00:40:43,512
‫کی اهمیت میده؟

906
00:40:43,720 --> 00:40:46,030
‫- من! من اهمیت میدم!
‫- چرا؟!

907
00:40:46,240 --> 00:40:48,197
‫،چون اون چاره‌ای نداره
‫داره؟

908
00:40:48,800 --> 00:40:49,870
‫من هم ندارم!

909
00:40:50,080 --> 00:40:52,879
‫همه چیز بخشی از نقشه‌ی بزرگ خداست
‫،که ما رو به بازی بگیره

910
00:40:53,080 --> 00:40:55,197
‫که کاری کنه ما برای شاد شدن اون برقصیم.

911
00:40:55,400 --> 00:40:56,834
‫این یه بهونه است.

912
00:40:57,520 --> 00:40:58,749
‫متوجه نیستی؟

913
00:40:59,240 --> 00:41:00,993
‫تو هم حالا داری کار خدا رو انجام میدی.

914
00:41:02,400 --> 00:41:04,073
‫،با نگفتن واقعیت به کلویی

915
00:41:04,840 --> 00:41:06,832
‫داری انتخاب رو ازش می‌گیری.

916
00:41:07,040 --> 00:41:07,837
‫نه.

917
00:41:08,280 --> 00:41:09,634
‫نه.

918
00:41:09,840 --> 00:41:11,035
‫نه، این فرق داره.

919
00:41:11,280 --> 00:41:12,794
‫،می‌دونی
‫واقعیت اینه که...

920
00:41:14,120 --> 00:41:17,318
‫هیچکس واقعاً نمی‌دونه
‫بابات مسئول چیه.

921
00:41:18,520 --> 00:41:20,239
‫همه‌مون فقط داریم حدس می‌زنیم.

922
00:41:20,440 --> 00:41:21,271
‫حتی تو.

923
00:41:23,000 --> 00:41:25,151
‫ولی می‌دونی یه چیز رو که نمی‌تونه کنترل کنه چیه؟

924
00:41:27,240 --> 00:41:31,200
‫کاری که تو همین الان انجام میدی.

925
00:41:31,840 --> 00:41:33,240
‫،پس ازت می‌پرسم

926
00:41:33,600 --> 00:41:34,750
‫ای شیطان...

927
00:41:37,400 --> 00:41:41,474
‫واقعاً خواسته‌ات چیه؟

928
00:41:45,600 --> 00:41:47,717
‫می‌خوام کلویی من رو انتخاب کنه.

929
00:41:49,400 --> 00:41:50,356
‫پس بهش بگو.

930
00:41:51,040 --> 00:41:52,997
‫آره.

931
00:41:56,400 --> 00:41:57,436
‫آره.

932
00:41:59,484 --> 00:42:07,484
‫::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .::
‫« illusion , SuRouSH AbG »

933
00:42:10,960 --> 00:42:12,189
‫متأسفم که یهویی اومدم.

934
00:42:12,400 --> 00:42:13,516
‫ولی وقتی واسه شام نیومدی...

935
00:42:13,880 --> 00:42:16,190
‫نه، این... متأسفم.

936
00:42:17,520 --> 00:42:19,830
‫این پرونده، می‌دونی...

937
00:42:21,160 --> 00:42:22,435
‫عیب نداره.

938
00:42:22,680 --> 00:42:25,593
‫می‌تونم چیزی که می‌خواستم رو این‌‌جا بگم... الان.

939
00:42:27,720 --> 00:42:28,551
‫باشه.

940
00:42:28,800 --> 00:42:31,952
‫برای چند روز داشتم به این فکر می‌کردم
‫که چطوری گند زدم.

941
00:42:33,600 --> 00:42:35,319
‫سعی داشتم بفهمم چطوری
‫اوضاع رو بهتر کنم.

942
00:42:36,440 --> 00:42:39,239
‫وقتی اون شخص رو پیدا می‌کنی
‫،که به زندگیت معنا میده

943
00:42:40,400 --> 00:42:41,675
‫،کلویی
‫چیز دیگه‌ای اهمیت نداره.

944
00:42:42,320 --> 00:42:43,276
‫باشه، خب...

945
00:42:43,480 --> 00:42:44,960
‫می‌دونم بهم اعتماد نداری.
‫می‌دونم اشتباهاتی کردم.

946
00:42:45,200 --> 00:42:48,352
‫کلی اشتباه کردم.

947
00:42:48,800 --> 00:42:50,439
‫،ولی خواهش می‌کنم
‫اجازه بده باقی عمرم رو

948
00:42:50,640 --> 00:42:51,551
‫صرف جبران کردن برات بکنم؟

949
00:42:52,400 --> 00:42:53,880
‫چی؟ داری چی‌کار می‌کنی؟

950
00:42:58,400 --> 00:43:00,198
‫،کلویی دکر
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

951
00:43:08,760 --> 00:43:09,432
‫آره.

952
00:43:11,480 --> 00:43:15,480
‫« .ما را در تلگرام دنبال کنید »
‫T.Me/AbG_Sub
‫T.Me/illusion_Sub

953
00:43:15,580 --> 00:43:18,580
‫« T.Me/Soroush_abg/llillusionll »
‫«« Soroushabg@Yahoo.Com »»

