‫﻿۱
00:00:01,120 --> 00:00:02,554
‫آنچه در لوسیفر گذشت...

2
00:00:02,760 --> 00:00:05,992
‫- خواسته‌ی حقیقی‌ات چیه؟
‫- می‌خوام که منُ انتخاب کنه

3
00:00:06,200 --> 00:00:08,078
‫هیچ‌وقت بهت نگفتم که چی می‌خوام.
‫من تو رو می‌خوام.

4
00:00:08,440 --> 00:00:11,000
‫پس فکر کردی که نمی‌فهمم
‫نشان‌ات تقلبی‌‍ه.

5
00:00:11,240 --> 00:00:13,311
‫،حالا شاید امشب نه
‫ولی یه‌روز حتماً میام سراغت.

6
00:00:13,520 --> 00:00:15,591
‫نه من، نه لوسیفر قدرتِ

7
00:00:15,800 --> 00:00:17,029
‫به بهشت رفتن رو نداریم.

8
00:00:17,280 --> 00:00:18,157
‫دارم میرم جهنم

9
00:00:18,360 --> 00:00:19,510
‫خب، امیدوار بودم که شاید دوباره

10
00:00:19,720 --> 00:00:20,676
‫بتونی بهم یه کمکی بکنی.

11
00:00:20,880 --> 00:00:23,440
‫هر فرصتی برای جلب‌توجه خدامون باشه، من هستم.

12
00:00:23,640 --> 00:00:25,836
‫،می‌دونم نمی‌خوای کلویی رو بترسونی

13
00:00:26,120 --> 00:00:26,997
‫ولی داری فکرشُ مشغول می‌کنی.

14
00:00:27,200 --> 00:00:28,634
‫- بیا بریم دزدکی ازدواج کنیم.
‫- من نمی‌تونم باهات ازدواج کنم.

15
00:00:29,520 --> 00:00:31,000
‫شرمنده‌ام، مارکوس.

16
00:00:31,680 --> 00:00:33,353
‫- عه، حلقه دستت نیست.
‫- آره، حلقه‌ای دستم نیست.

17
00:00:45,480 --> 00:00:46,436
‫هی.

18
00:00:47,160 --> 00:00:49,550
‫می‌دونی، خیلی خوش‌حالم که
‫بهم گفتی چه حسی داری.

19
00:00:50,160 --> 00:00:51,594
‫نمی‌دونم والا.

20
00:00:52,840 --> 00:00:54,991
‫اون تنش‌های جنسیِ حل‌نشده؟

21
00:00:55,520 --> 00:00:56,476
‫همچین فان و جالب بودن.

22
00:01:07,480 --> 00:01:08,994
‫الان خونه‌رو به آتیش می‌کشن

23
00:01:09,200 --> 00:01:10,759
‫اگه پا نشیم بریم پایین.

24
00:01:12,960 --> 00:01:14,189
‫خمیرُ درست کردم، دَن.

25
00:01:14,440 --> 00:01:15,191
‫واقعاً؟

26
00:01:15,760 --> 00:01:17,956
‫خب، خوبه، چون‌که
‫سلطان وافل اومده.

27
00:01:18,160 --> 00:01:20,436
‫کنار بایستین لطفاً، بانوی من.

28
00:01:21,840 --> 00:01:23,035
‫صبح بخیر، مایکا.

29
00:01:37,600 --> 00:01:38,636
‫مرسی از کمکت.

30
00:01:42,360 --> 00:01:43,111
‫هی.

31
00:01:44,240 --> 00:01:45,196
‫خوبی؟

32
00:01:47,400 --> 00:01:49,119
‫همون کابوس همیشگی؟

33
00:01:52,000 --> 00:01:54,469
‫منتها، این‌دفعه تو هم توش بودی.

34
00:02:00,520 --> 00:02:01,431
‫پس...

35
00:02:01,800 --> 00:02:03,757
‫الان می‌خوای به کلویی بگی؟

36
00:02:04,400 --> 00:02:05,390
‫چی بگم؟

37
00:02:05,800 --> 00:02:07,598
‫همه‌چیز رو.

38
00:02:07,840 --> 00:02:09,911
‫همون حرفایی که قبل نامزدی‌اش

39
00:02:10,280 --> 00:02:11,794
‫توی پنت‌هاوست زدیم؟

40
00:02:12,000 --> 00:02:16,153
‫وقتی که گفتی:"می‌خوام که
‫"منُ انتخاب کنه.

41
00:02:17,280 --> 00:02:19,078
‫آها. بله.

42
00:02:19,680 --> 00:02:20,511
‫نه، نه، نیازی نیست.

43
00:02:20,720 --> 00:02:23,280
‫اون با پیرس بهم زد، پس من برنده شدم.

44
00:02:23,480 --> 00:02:24,960
‫بله، می‌دونم که بهم زدن

45
00:02:25,200 --> 00:02:26,520
‫ولی فقط بخاطر این‌که
‫اون پیرسُ انتخاب نکرده

46
00:02:26,720 --> 00:02:29,189
‫به این معنی نیست که
‫تو رو انتخاب کرده.

47
00:02:29,400 --> 00:02:30,959
‫،و فقط بخاطر این‌که تصمیمش از پیرس برگشته

48
00:02:31,200 --> 00:02:32,759
‫به این معنی نیست که
‫منُ هم انتخاب نکرده.

49
00:02:33,000 --> 00:02:34,195
‫موضوع اینه که

50
00:02:34,400 --> 00:02:35,675
‫نیازی به تشویش درست‌کردن نیست.

51
00:02:35,920 --> 00:02:37,115
‫یعنی خب، همه می‌دونیم
‫وقتی به کارآگاه فشار وارد می‌کنی

52
00:02:37,320 --> 00:02:38,436
‫چه‌جوری میشه.

53
00:02:38,920 --> 00:02:40,434
‫تازه، می‌دونی، الان تو دوران بعد از بریک‌آپ‌‍ه.

54
00:02:40,680 --> 00:02:42,239
‫- این‌ها بهانه‌ست.
‫- بنظر من

55
00:02:42,440 --> 00:02:45,956
‫بهتره که همه‌ی افراد درگیر در قضیه
‫فقط برگردن به همون حالت عادیِ خودشون

56
00:02:46,840 --> 00:02:48,752
‫حرفش از عملش آسون‌تره، لوسیفر

57
00:02:48,960 --> 00:02:51,270
‫بله، شاید درست بگی.

58
00:02:53,080 --> 00:02:54,673
‫شاید منم باید عملِ عادی داشته باشم

59
00:02:54,880 --> 00:02:56,314
‫به‌جای این‌که فقط حرفشُ بزنم

60
00:02:56,520 --> 00:02:58,989
‫نه؟
‫یکم به کارها سرعت ببخشم.

61
00:02:59,800 --> 00:03:01,632
‫یه مشاوره‌ی خوب دیگه دادی.

62
00:03:01,840 --> 00:03:03,115
‫مرسی، دکتر

63
00:03:04,240 --> 00:03:04,957
‫آره.

64
00:03:05,200 --> 00:03:06,316
‫برگشتیم به اوضاع عادی.

65
00:03:16,680 --> 00:03:18,558
‫این واقعاً زن فورست کلی‌‍ه؟

66
00:03:19,520 --> 00:03:20,431
‫کلویی.

67
00:03:20,640 --> 00:03:21,994
‫،قبل این‌که چیزی بگی

68
00:03:22,400 --> 00:03:24,392
‫واقعاً می‌خوام بخاطر اون...

69
00:03:25,120 --> 00:03:26,759
‫مراسمی که نباید اسمی روش گذاشت
‫عذرخواهی کنم.

70
00:03:26,960 --> 00:03:28,235
‫- چی؟
‫- مهمونی مجردی

71
00:03:28,440 --> 00:03:30,238
‫جهنمی.
‫درگیر یه داستانی شدم.

72
00:03:30,520 --> 00:03:32,273
‫- خودخواهانه رفتار کردم. فقط...
‫- اِلا، چیزی نیست.

73
00:03:32,520 --> 00:03:35,074
‫- و...
‫- ببینم یکی داره پیانو می‌زنه؟

74
00:03:35,680 --> 00:03:36,318
‫فکر کنم.

75
00:03:36,520 --> 00:03:38,000
‫سر صحنه‌ی جرم؟

76
00:03:46,000 --> 00:03:47,559
‫بنظر آشنا میای. قبلاً همدیگه رو دیدیم؟

77
00:03:48,200 --> 00:03:48,838
‫چی؟

78
00:03:49,560 --> 00:03:51,791
‫بعد ازم می‌پرسی که دوست دارم
‫نقش پلیسُ بازی کنم یا نه.

79
00:03:52,040 --> 00:03:53,554
‫و من میگم، "نه، من کلاً
‫".به بازیگری علاقه ‌مندم

80
00:03:53,760 --> 00:03:55,479
‫کارآگاه، منتها شما اون طرف پیانو وایساده بودین.

81
00:03:55,680 --> 00:03:58,036
‫درسته، آره. این اولین
‫صحبتی بود که بین‌مون رد و بدل شد.

82
00:03:58,240 --> 00:03:59,640
‫- آره.
‫- چی‌کار می‌کنی؟

83
00:03:59,880 --> 00:04:02,031
‫دارم خودمونُ به یاد
‫زندگی خیلی ساده‌تری می‌ندازم

84
00:04:02,240 --> 00:04:03,356
‫می‌دونی دیگه، قبل از...

85
00:04:03,840 --> 00:04:05,274
‫اون قضایع مزخرف ستوانی.

86
00:04:05,960 --> 00:04:07,235
‫تا بتونیم برگردیم به وضع عادی.

87
00:04:07,680 --> 00:04:09,717
‫مثلاً، مطمئنم که این
‫ترانه‌ی کوچیکُ یادته.

88
00:04:12,800 --> 00:04:13,836
‫یالا، کارآگاه، خطوط تیزه رو تو بزن.

89
00:04:14,040 --> 00:04:15,110
‫خجالتی نباش بابا.

90
00:04:15,320 --> 00:04:16,913
‫،لوسیفر. برای یه بارم شده

91
00:04:17,120 --> 00:04:18,793
‫باهات موافقم، و واقعاً دوست دارم

92
00:04:19,000 --> 00:04:20,320
‫اوضاع برگرده به حالت عادی خودش.

93
00:04:20,520 --> 00:04:21,431


94
00:04:21,640 --> 00:04:24,758
‫ولی تا وقتی که به این معنا باشه
‫که می‌تونیم برگردیم سر کارمون.

95
00:04:24,960 --> 00:04:26,394
‫بله، البته.

96
00:04:26,600 --> 00:04:28,080
‫پرونده‌ی پر رمز و رازی
‫در انتظار حل شدن‌‍ه.

97
00:04:28,400 --> 00:04:30,278
‫برو بریم، کارآگاه

98
00:04:30,760 --> 00:04:32,035
‫،خلاصه

99
00:04:32,480 --> 00:04:34,199
‫واقعاً می‌خوام که ازت عذرخواهی کنم

100
00:04:34,400 --> 00:04:35,993
‫که زدم نامزدی‌تُ خراب کردم، کلویی

101
00:04:36,200 --> 00:04:37,475
‫می‌دونی، بیشتر به خودم فکر کنم

102
00:04:37,920 --> 00:04:40,151
‫در حالی که باید به نیازهای تو گوش می‌دادم.

103
00:04:40,360 --> 00:04:42,033
‫می‌دونی، من الان چیزی که می‌خوام
‫اینه که اون موضوع رو فراموش کنم.

104
00:04:42,240 --> 00:04:44,232
‫دقیقاً. موندن تو گذشته
‫،که کمکی نمی‌کنه

105
00:04:44,440 --> 00:04:45,794
‫پس بیاید همگی به جلو پیش بریم

106
00:04:46,000 --> 00:04:48,356
‫اونم با برگشتن حتی به روزهای گذشته، باشه؟

107
00:04:48,600 --> 00:04:50,831
‫،یعنی خب، کاشت سینه که نیستن

108
00:04:51,040 --> 00:04:52,793
‫- ولی خب وقتی کمبود هست...
‫- اُوه، اُوه.

109
00:04:53,000 --> 00:04:54,229
‫نه، نه، نه، نه، واو، واو!

110
00:04:55,840 --> 00:04:57,115
‫نه، نه، نه، خواهشاً بس کن.
‫لطفاً تمومش کن.

111
00:04:57,320 --> 00:04:58,800
‫- مرسی.
‫- چرا؟ چیه، مدرک که نیستن، هستن؟

112
00:04:59,000 --> 00:05:00,514
‫،چون‌که اگه نبودن
‫این آدم بی‌خیال و بی‌رگی

113
00:05:00,720 --> 00:05:01,358
‫که می‌بینید، نمی‌بودم.

114
00:05:01,560 --> 00:05:02,596
‫مدرک نه.

115
00:05:02,800 --> 00:05:06,191
‫- فقط مصنوعات تاریخی گران‌بها.
‫- اُوه.

116
00:05:06,400 --> 00:05:09,916
‫خیلی‌خب، این خوشگه که می‌بینید
‫از مسابقات قهرمانی بیس‌بال‌‍ه.

117
00:05:10,480 --> 00:05:12,756
‫،همه هوم‌رانِ گیبسون رو یادشونه
‫[ .حرکتی که به بازیکن اجازه‌ی امتیازآوردن می‌دهد ]

118
00:05:13,000 --> 00:05:14,480
‫ولی کلی...

119
00:05:14,680 --> 00:05:17,593
‫،یه دفاع توپ توی نیمه‌ی دوم کرد
‫که رسماً بی‌نظیر بود!

120
00:05:19,000 --> 00:05:20,514
‫بخوریدش، عوضی‌ها.

121
00:05:20,720 --> 00:05:21,597


122
00:05:22,720 --> 00:05:25,440
‫وایسا ببینم، تو فورست کلیِ "سلطان" رو نمی‌شناسی؟

123
00:05:25,640 --> 00:05:27,597
‫- نه والا.
‫- بهترین پرتاب‌کننده‌ی بیس‌بال.

124
00:05:28,160 --> 00:05:29,230
‫باارزش‌ترین بازیکن مسابقات قهرمانی جهان.

125
00:05:29,440 --> 00:05:30,999
‫اسطوره‌ی آمریکایی عزیز مردم؟

126
00:05:31,880 --> 00:05:33,234
‫این قفل‌‍ه شکسته؟

127
00:05:34,320 --> 00:05:35,879
‫اِلا، بنظرت این می‌تونسته
‫یه تجاوز خونگی بوده باشه؟

128
00:05:36,080 --> 00:05:38,031
‫آره، می‌دونم. منم
‫همچین فکری کردم، ولی تیم بررسی گفت

129
00:05:38,240 --> 00:05:39,720
‫بنظر نمیومده که چیزی دزدیده شده.

130
00:05:39,920 --> 00:05:41,559
‫دوون تنها خونه بوده؟

131
00:05:41,800 --> 00:05:43,598
‫نه. فورست هم اینجا بوده.

132
00:05:43,800 --> 00:05:45,917
‫ولی بهیارها بخاطر آسیبی
‫که به سرش وارد شده بود بردنش بیمارستان

133
00:05:46,320 --> 00:05:48,073
‫ظاهراً قاتل زده بی‌هوشش کرده.

134
00:05:48,320 --> 00:05:49,071
‫بوم!

135
00:05:49,320 --> 00:05:50,276
‫بخوریدش، عوضی‌ها.

136
00:05:50,480 --> 00:05:51,675
‫لوسیفر، چی‌کار می‌کنی؟

137
00:05:52,680 --> 00:05:54,478
‫بله. داری علف می‌کشی

138
00:05:54,680 --> 00:05:56,512
‫چون‌که اون یه دفعه
‫رفتی با مدرک پرونده نئشه کردی

139
00:05:56,760 --> 00:05:57,876
‫اونم کنار ماشین مظنون.

140
00:05:58,120 --> 00:05:59,156
‫یادته پس. بله.

141
00:05:59,360 --> 00:06:00,874
‫و اون باری که توی مرکز ترک اعتیاد نوجوون‌ها بودیم.

142
00:06:01,080 --> 00:06:03,276
‫تو رو یاد اون دوران می‌ندازه؟
‫خب، منُ که داره یه جاهایی می‌بره.

143
00:06:03,720 --> 00:06:04,471
‫میشه...

144
00:06:10,120 --> 00:06:11,110
‫بچه‌ها.

145
00:06:11,840 --> 00:06:12,830
‫یه میله پیدا کردم.

146
00:06:13,040 --> 00:06:15,509
‫خب، عالیه دیگه، کارآگاه.

147
00:06:15,720 --> 00:06:17,598
‫بی‌بند و باری‌های من که دوباره
‫سرنخی توی پرونده برامون گیر آورده؟

148
00:06:17,800 --> 00:06:20,235
‫"مثال بارزی‌‍ه از "دکراستار.
‫[ دکر + مورنینگ‌استار ]

149
00:06:21,280 --> 00:06:23,317
‫و چشم بالا انداختن‌ها. کم‌کم داره باز میاد دستت.

150
00:06:25,480 --> 00:06:26,277
‫موفق شدیم، شارلوت

151
00:06:26,480 --> 00:06:28,312
‫ما رابطه‌ی پیرس و کلویی رو بهم زدیم.

152
00:06:29,840 --> 00:06:30,717
‫ایول.

153
00:06:31,960 --> 00:06:34,236
‫ببخشید.

154
00:06:34,440 --> 00:06:36,716
‫راستش، من هیچ تغییری
‫توی وجودم حس نمی‌کنم

155
00:06:36,920 --> 00:06:37,797
‫و اگه حهنم دقیقاً بر اساس

156
00:06:38,040 --> 00:06:40,350
‫،گناهان خود آدم باشه
‫پس هنوزم بی‌چاره‌ام.

157
00:06:40,560 --> 00:06:42,153
‫ببین، ما یه حرکت مفیدی زدیم.

158
00:06:42,480 --> 00:06:45,040
‫و مهمه که پیروزی‌های کوچیک در بین راه رو

159
00:06:45,240 --> 00:06:47,118
‫- آدم جشن بگیره.
‫- آره.

160
00:06:47,880 --> 00:06:49,951
‫ولی کِی متوجه می‌شم
‫،که دیگه بس شده

161
00:06:50,160 --> 00:06:51,150
‫آماندیل؟

162
00:06:51,840 --> 00:06:52,830
‫تو از کجا می‌فهمی؟

163
00:06:53,080 --> 00:06:55,072
‫خب، ما خیلی با هم فرق داریم، شارلوت

164
00:06:55,280 --> 00:06:56,600
‫من یه فرشته‌ام.

165
00:06:56,840 --> 00:06:58,593
‫وقتی معلوم میشه برام که
‫بال‌هامُ پس بگیرم.

166
00:06:58,800 --> 00:07:00,075
‫تا اون موقع چی؟

167
00:07:01,280 --> 00:07:04,034
‫درست به نامیراییِ من نیستی؟

168
00:07:07,200 --> 00:07:09,715
‫خب، به... به گمونم درست بگی.

169
00:07:10,680 --> 00:07:12,637
‫اگه قرار بود همین‌الان بمیرم، من...

170
00:07:14,560 --> 00:07:16,597
‫حتی مطمئن نیستم که
‫می‌رفتم به بهشت.

171
00:07:18,120 --> 00:07:19,031
‫،اگه این‌طوری‌‍ه

172
00:07:19,240 --> 00:07:21,232
‫پس دیگه رسماً دیگه امیدی برای من نیست.

173
00:07:21,520 --> 00:07:23,796
‫ایمان هم همین‌جا وارد عمل میشه، شارلوت

174
00:07:24,640 --> 00:07:27,235
‫امید در چهره‌ی ناامیدی.

175
00:07:27,600 --> 00:07:28,556
‫ولی ایمان؟

176
00:07:29,800 --> 00:07:31,871
‫،حالا چه فرشته چه نه
‫چیزی که می‌شنوم اینه که

177
00:07:32,080 --> 00:07:34,356
‫خودت هم به بی‌خبریِ خود منی.

178
00:07:34,760 --> 00:07:37,594
‫شاید واقعاً هم خیلی فرق نداشته باشیم.

179
00:07:41,760 --> 00:07:43,160
‫خدای من، فورست کلی‌‍ه.

180
00:07:48,200 --> 00:07:48,951
‫اون کیه؟

181
00:07:49,720 --> 00:07:51,473
‫یه ورزشکار معروفی که

182
00:07:51,680 --> 00:07:52,830
‫همسرش به قتل رسیده بوده.

183
00:07:57,840 --> 00:07:59,320
‫این فورست کلی‌‍ه.

184
00:07:59,840 --> 00:08:00,671
‫فکر نمی‌کردم

185
00:08:00,880 --> 00:08:01,950
‫ورزش‌دوست باشی.

186
00:08:02,160 --> 00:08:03,719
‫نه، از کابوس‌هام.

187
00:08:03,960 --> 00:08:05,189
‫لوپِ تکراری جهنمی‌ام.

188
00:08:06,960 --> 00:08:09,555
‫اگه زن این یارو مُرده، کار خودشه.

189
00:08:10,960 --> 00:08:11,916
‫قاتل خودشه.

190
00:08:11,940 --> 00:08:13,940


191
00:08:13,964 --> 00:08:23,964
‫::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .::
‫« illusion , SuRouSH AbG »

192
00:08:27,880 --> 00:08:31,680
‫غذای مونده از ناهار رو می‌خوردم.

193
00:08:32,760 --> 00:08:35,036
‫،یه انعکاسی روی یخچال دیدم

194
00:08:35,320 --> 00:08:37,471
‫و فکر کردم که دوون‌‍ه.

195
00:08:37,800 --> 00:08:40,076
‫ولی وقتی برگشتم تنها چیزی که دیدم...

196
00:08:40,600 --> 00:08:45,436
‫یه تفنگ، یه نقاب...
‫قبل این‌که یه ضربه به سرم وارد بشه.

197
00:08:46,360 --> 00:08:47,874
‫،رو زمین آشپزخونه به هوش اومدم

198
00:08:48,080 --> 00:08:49,958
‫سریع دویدم سمت دوون.

199
00:08:51,520 --> 00:08:52,874
‫ولی اون...

200
00:08:55,880 --> 00:08:57,917
‫خون اتاقُ برداشته بود.

201
00:08:58,120 --> 00:08:59,520
‫من...

202
00:09:00,080 --> 00:09:01,673
‫نمی‌تونستم خون‌ریزی‌شُ بند بیارم

203
00:09:01,880 --> 00:09:03,109
‫لازم نیست همین‌الان این‌کارو بکنی.

204
00:09:03,320 --> 00:09:04,231
‫نه، من...

205
00:09:06,600 --> 00:09:07,397
‫خودم می‌خوام.

206
00:09:08,200 --> 00:09:10,715
‫چیزی دیدین که بتونه به
‫شناسایی قاتل کمک کنه؟

207
00:09:11,400 --> 00:09:12,117
‫نه.

208
00:09:13,920 --> 00:09:15,957
‫نمی‌فهمم کی آخه ممکنه بخواد
‫همچین بلایی سر دوون بیاره.

209
00:09:16,200 --> 00:09:18,669
‫کار خودش بوده. فورست زنشُ کشته.

210
00:09:19,040 --> 00:09:21,157
‫- چرا همچین نظری داری؟
‫- ۱۳ سال پیش،

211
00:09:21,480 --> 00:09:22,800
‫من یکی از وکلای شرکت حقوقی "ویلر لاو" بودم.

212
00:09:23,080 --> 00:09:24,958
‫فقط چند ماهی می‌شد که
‫،اونجا مشغول به کار شده بودم که رئیسم

213
00:09:25,160 --> 00:09:27,436
‫بن سینیر"، نصفه شبی"
‫پا میشه میاد دم در خونه‌ام.

214
00:09:27,960 --> 00:09:29,110
‫یه کیف دستی بهم داد.

215
00:09:29,320 --> 00:09:29,992
‫بهم گفت که برم

216
00:09:30,200 --> 00:09:31,316
‫بسوزونمش.

217
00:09:31,800 --> 00:09:33,473
‫:گفت که برای یه موکل مهمی‌‍ه

218
00:09:33,880 --> 00:09:34,677
‫فورست کلی.

219
00:09:34,920 --> 00:09:35,797
‫خب، چی توی کیف‌‍ه بود؟

220
00:09:36,400 --> 00:09:37,311
‫نمی‌دونم.

221
00:09:37,520 --> 00:09:39,830
‫گفت که نه بازش کنم
‫نه سؤالی بپرسم.

222
00:09:40,080 --> 00:09:41,799
‫و راستشُ بخوای، خودمم نمی‌خواستم چیزی بدونم.

223
00:09:42,400 --> 00:09:43,311
‫البته، یه داستانی هست.

224
00:09:43,560 --> 00:09:46,029
‫یه تیکه لخته‌ی خون
‫بیرون کیف‌‍ه بود.

225
00:09:46,240 --> 00:09:47,230
‫مطمئنم.

226
00:09:47,480 --> 00:09:48,755
‫آره، ولی دیگه خیلی زود قضاوت‌کردنه که بگی

227
00:09:48,960 --> 00:09:50,952
‫فورست بر این اساس
‫اون موقع یا الان یکی رو کشته بوده

228
00:09:51,440 --> 00:09:53,591
‫بعد از سال‌ها کار کردن
‫توی اون شرکت، می‌دونم

229
00:09:53,800 --> 00:09:54,916
‫که طریقه‌ی عملکردشون چطوری‌‍ه.

230
00:09:56,480 --> 00:09:57,675
‫،تو اعماق وجودم

231
00:09:57,880 --> 00:10:00,793
‫می‌دونم کاری که کمک کردم بهش
‫لاپوشونیِ یه قتل بود.

232
00:10:01,200 --> 00:10:01,917
‫من حرفشُ باور می‌کنم

233
00:10:02,960 --> 00:10:03,632
‫واقعاً؟

234
00:10:03,840 --> 00:10:05,354
‫- هوم.
‫- چرا؟

235
00:10:05,640 --> 00:10:07,711
‫خب، چه جواب سنتی‌ای رو دوست داری؟

236
00:10:07,960 --> 00:10:09,713
‫،جوابِ گنگ و معماگونه

237
00:10:09,960 --> 00:10:11,110
‫یا مزخرف و کسل‌کننده؟

238
00:10:11,560 --> 00:10:12,630
‫چطوره حقیقت رو بگی؟

239
00:10:13,040 --> 00:10:16,511
‫خب، وقتی شارلوت اون ریزه‌مرگش رو
‫تجربه کرد، رفت به جهنم.

240
00:10:16,960 --> 00:10:18,314
‫فورست لوپِ جهنمی‌اش رو تسخیر کرد

241
00:10:18,520 --> 00:10:20,034
‫و حالا هم کابوس‌هاشُ تسخیر کرده...

242
00:10:20,320 --> 00:10:20,958
‫،که، به‌علاوه

243
00:10:21,160 --> 00:10:21,957
‫،دَن هم بخش ازشه

244
00:10:22,160 --> 00:10:23,355
‫پس اوضاع داره حساس میشه.

245
00:10:23,600 --> 00:10:25,910
‫خب، این‌که چرت محض‌‍ه.

246
00:10:26,120 --> 00:10:27,634
‫نگران نباش بابا.
‫کارآگاه حرفامُ باور نمی‌کنه.

247
00:10:28,760 --> 00:10:30,160
‫می‌بینی؟
‫همون دکراستارِ همیشگی.

248
00:10:30,400 --> 00:10:32,710
‫،ببین، می‌دونم بعید بنظر می‌رسه

249
00:10:32,960 --> 00:10:35,395
‫و حرفی هم که لوسیفر الان زد
‫رسماً خود دیوونه‌واره.

250
00:10:35,600 --> 00:10:36,795
‫،بگذریم

251
00:10:37,000 --> 00:10:39,720
‫اگه فورست ۱۳ سال پیش
‫،یکی رو کشته باشه

252
00:10:39,920 --> 00:10:42,594
‫احتمال این‌که الان هم دوباره دست
‫به همچین کاری زده باشه غیرواقعی نیست.

253
00:10:43,120 --> 00:10:45,555
‫لطفاً، فقط یه بررسی‌ای بکنش.

254
00:10:45,760 --> 00:10:47,513
‫من کاری که همیشه می‌کنمُ می‌کنم.

255
00:10:47,720 --> 00:10:50,599
‫که بازجویی از تمام افراد درگیر در ماجراست.

256
00:10:50,800 --> 00:10:52,598
‫،ولی تا وقتی که یه سرنخ جدید گیرم بیاد

257
00:10:53,160 --> 00:10:54,560
‫با فورست کارمُ شروع می‌کنم.

258
00:10:54,760 --> 00:10:56,319
‫عینِ همیشه، کارآگاه.

259
00:10:56,520 --> 00:10:57,840
‫عالی.

260
00:11:04,040 --> 00:11:06,111
‫برادر، اینجا چی‌کار می‌کنی؟

261
00:11:07,160 --> 00:11:09,755
‫من خودم، دارم از بخش جرم‌شناسیِ پرونده

262
00:11:09,960 --> 00:11:11,110
‫که همیشه می‌پیچونمش، فرار می‌کنم.

263
00:11:11,320 --> 00:11:12,515
‫ولی تو که اهل نوشیدنی‌خوردن وسط روز نیستی.

264
00:11:12,720 --> 00:11:14,518
‫شارلوت یه حرفی زد که
‫منُ به فکر انداختم.

265
00:11:14,720 --> 00:11:15,870


266
00:11:16,840 --> 00:11:18,957
‫شاید موجودات آسمانی و انسان‌ها...

267
00:11:21,120 --> 00:11:22,952
‫لوسی، شاید اون‌قدرا هم تفاوت نداشته باشن

268
00:11:23,960 --> 00:11:24,837
‫چی، منظورت توانایی جنسی‌‍ه؟

269
00:11:25,080 --> 00:11:26,673
‫چون‌که همه می‌دونیم مهارت‌های من
‫تو اون مورد مافوق طبیعی‌ان.

270
00:11:26,880 --> 00:11:28,030
‫ولی فکر کنم، تو از طرفی...

271
00:11:28,240 --> 00:11:30,436
‫منظورم قوانین بهشت و جهنم‌‍ه، لوسی.

272
00:11:30,640 --> 00:11:32,438
‫،همه‌ش براساس ناخودآگاه انسان‌‍ه

273
00:11:32,640 --> 00:11:34,074
‫که بنظرشون مستحق چی‌ان.

274
00:11:34,880 --> 00:11:36,872
‫اگه این قانون در مورد ما هم صدق کنه، چی؟

275
00:11:37,120 --> 00:11:38,634
‫آره. دیگه بسه انقدر خوردی، الکی‌خان.

276
00:11:38,880 --> 00:11:40,599
‫نه، گوش کن.

277
00:11:40,920 --> 00:11:42,559
‫،من وقتی اول بال‌هامُ از دست دادم

278
00:11:42,800 --> 00:11:44,120
‫فکر کردم که بابا داره مجازاتم می‌کنه.

279
00:11:44,360 --> 00:11:47,990
‫و بعدش فکر کردم که تو یه‌جورایی
‫،آزمون من بودی

280
00:11:48,200 --> 00:11:50,840
‫که با کمک به خودسرترین آفریده‌ی خدا، می‌تونم

281
00:11:51,040 --> 00:11:53,032
‫یه‌جورایی به رستگاری برسم.

282
00:11:53,240 --> 00:11:55,471
‫ولی، لوسی، این‌ها فقط حدسیات بوده.

283
00:11:55,680 --> 00:11:57,239
‫بابا هیچ‌وقت همچین چیزایی رو
‫خودش بهم نگفت.

284
00:11:57,480 --> 00:11:59,392
‫از کِی تا حالا اصلاً بابا
‫یه کلمه با ما صحبتی هم می‌کنه؟

285
00:11:59,600 --> 00:12:01,592
‫حرف منم دقیقاً همینه، برادر.

286
00:12:01,800 --> 00:12:03,871
‫اگه ازمون بخواد که خودمون
‫قاضیِ زندگی خودمون باشیم، چی؟

287
00:12:04,080 --> 00:12:05,480
‫،پس بال‌های من، بال‌های تو

288
00:12:05,680 --> 00:12:06,909
‫،چهره‌ی شیطانی‌ات

289
00:12:08,800 --> 00:12:10,553
‫برادر، اگه ما خودمون

290
00:12:10,760 --> 00:12:13,480
‫کنترل‌کننده‌ی همه‌ی اینا باشیم، چی؟

291
00:12:13,680 --> 00:12:14,909
‫،برادر

292
00:12:15,120 --> 00:12:18,158
‫این چرت محض‌‍ه.

293
00:12:18,600 --> 00:12:20,671
‫افسار همه دست باباست. ختم کلام.

294
00:12:20,920 --> 00:12:22,639
‫،چون‌که اگه واقعاً کنترل دست خود ما باشه

295
00:12:22,880 --> 00:12:24,837
‫چرا پس همین‌الان
‫بال‌هاتُ باز نمی‌کنی؟

296
00:12:25,040 --> 00:12:26,713
‫هوم؟ ببخشید.

297
00:12:26,920 --> 00:12:29,754
‫یکم فضا احتیاج داریم.
‫یالا. فرشته شو.

298
00:12:29,960 --> 00:12:30,632
‫ببین، هنوز مطمئن نیستم

299
00:12:30,840 --> 00:12:32,638
‫هنوز اون بخشش رو حل نکردم.

300
00:12:32,840 --> 00:12:35,196
‫خب، اگه جای تو بودم دست
‫از تلاش بر می‌داشتم. خیلی خسته‌کننده‌ست

301
00:12:35,640 --> 00:12:38,519
‫،نه، اتفاقاً، حالا که فکر می‌کنم

302
00:12:38,840 --> 00:12:41,275
‫همین‌طور به افکار پوچت ادامه بده.
‫چون کار همیشگی‌ات همینه دیگه، نه؟

303
00:12:50,800 --> 00:12:52,234
‫،نه رسوایی مالی‌ای
‫[ فورست کلی افسانه‌ای و این‌که چطور بازی بیس‌بال را دست‌خوش تغییر کرد ]

304
00:12:52,640 --> 00:12:53,994
‫،نه اتهامات شخصی‌ای

305
00:12:54,200 --> 00:12:56,795
‫تنها حرکت جنایی‌ای که تو زندگی‌اش انجام داده "بیس‌دزدی" بوده.
‫[ حرکت انجام‌شده در بیس‌بال توسط رانرها ]

306
00:12:57,040 --> 00:12:58,440
‫این یارو عینِ چی بی‌سابقه‌ست.

307
00:12:58,640 --> 00:12:59,676
‫خب، انگاری یکی

308
00:12:59,920 --> 00:13:01,195
‫یه دروغگوی عوضی‌‍ه.

309
00:13:01,400 --> 00:13:03,073
‫،داشتم گزارش پرونده‌ی پزشکی فورستُ چک می‌کردم

310
00:13:03,280 --> 00:13:04,839
‫و یه چیزی جور نمی‌شد.

311
00:13:05,040 --> 00:13:06,713
‫اون گفت که قاتل با تفنگ زده بی‌هوشش کرده دیگه، نه؟

312
00:13:07,160 --> 00:13:07,798
‫آره.

313
00:13:08,000 --> 00:13:10,117
‫خب، شپلق!

314
00:13:10,600 --> 00:13:12,557
‫،یا بهتره بگم

315
00:13:12,760 --> 00:13:14,194
‫شپلقی در کار نبوده؟

316
00:13:14,840 --> 00:13:16,752
‫- هوم؟
‫- اگه زخمی توسط

317
00:13:16,960 --> 00:13:18,792
‫،یه شیء غیر نوک‌تیز ایجاد شده باشه

318
00:13:19,000 --> 00:13:21,560
‫شاهد بافت‌هایی می‌شیم که
‫داخل زخم برآمده می‌شن.

319
00:13:21,760 --> 00:13:23,080
‫،تازه، یه کبودی خیلی شدیدی هم بوجود میومد

320
00:13:23,320 --> 00:13:25,277
‫اگه زخمه بخاطر شی‌ءای
‫بوده که بی‌هوشش کرده.

321
00:13:25,480 --> 00:13:27,915
‫- ولی خبری از هیچ‌کدوم نیست.
‫- خب پس، چی باعث این زخم شده؟

322
00:13:28,160 --> 00:13:30,470
‫،اینی که می‌بینی، عزیز من
‫یه زخم شکافته شده‌ست

323
00:13:30,680 --> 00:13:31,796
‫ایجاد شده توسط یه شیء نوک‌تیز.

324
00:13:32,320 --> 00:13:34,277
‫لپ مطلب این‌که دماغ آقای کلی

325
00:13:34,520 --> 00:13:36,273
‫الان به طول یه هات‌داگ دو متری شده.

326
00:13:36,480 --> 00:13:38,551
‫داره دروغ می‌گه.

327
00:13:39,560 --> 00:13:41,392
‫شاید شارلوت همچین هم بی‌راه نمی‌گه.

328
00:13:47,440 --> 00:13:48,794
‫مراقب باشین، آقای کلی.

329
00:13:49,240 --> 00:13:52,438
‫،فعالیت فیزیکی ممکنه بعد از، می‌دونین

330
00:13:52,680 --> 00:13:53,431
‫ضربه‌ی وارده به سر خیلی هوشمندانه نباشه.

331
00:13:53,680 --> 00:13:54,909
‫کارآگاه، سلام.

332
00:13:55,120 --> 00:13:56,031
‫موضوع چیه؟

333
00:13:56,240 --> 00:13:58,311
‫خب، تیم جرم‌شناسی به پرونده‌ی پزشکی‌تون یه نگاه انداخت.

334
00:13:58,800 --> 00:14:00,280
‫شما رو با تفنگ نزده بودن.

335
00:14:00,520 --> 00:14:02,159
‫خب، شاید درست ندیده بودمش.

336
00:14:02,400 --> 00:14:03,914
‫خیلی سریع اتفاق افتاد. شاید...

337
00:14:04,120 --> 00:14:05,873
‫شاید من بهتر باشه که بپرم
‫سر اصل مطلب

338
00:14:06,120 --> 00:14:08,351
‫که تو خواسته‌ی حقیقی‌تُ توش بهم میگی.

339
00:14:13,120 --> 00:14:15,157
‫فقط نمی‌خوام کسی بفهمه.

340
00:14:15,360 --> 00:14:16,555
‫چی، که تو همسرتُ کشتی؟

341
00:14:16,800 --> 00:14:19,031
‫نه، نه، نه. که من...
‫اصلاً خونه نبودم.

342
00:14:19,800 --> 00:14:20,790


343
00:14:23,520 --> 00:14:25,159
‫شبی که دوون به قتل رسید...

344
00:14:27,240 --> 00:14:28,196
‫من با کس دیگه‌ای بودم

345
00:14:28,400 --> 00:14:30,039
‫اُوه. یه معشوقه.

346
00:14:32,040 --> 00:14:32,996
‫اسمش چی بود؟

347
00:14:34,200 --> 00:14:35,532
‫میا هایتنر.

348
00:14:35,556 --> 00:14:37,113
‫"من توی بار "وست هیلز کانتری کلاب
‫متصدی هستم.

349
00:14:37,360 --> 00:14:39,591
‫باشه. و همین‌طوری با فورست آشنا شدی؟

350
00:14:39,880 --> 00:14:42,600
‫،بله. اون خیلی میومد به بار
‫حتی با این‌که خیلی کم پیش میاد الکل بخوره.

351
00:14:42,840 --> 00:14:44,194
‫- اَه.
‫- ،خلاصه

352
00:14:44,440 --> 00:14:45,476
‫،قبل این‌که بفهمم اصلاً چی شد
‫شروع کردیم به...

353
00:14:45,680 --> 00:14:47,000
‫هوم‌ران زدن و امتیاز آوردن؟

354
00:14:47,240 --> 00:14:48,469
‫رفتن سمت نیمکت کادرفنی؟

355
00:14:48,680 --> 00:14:50,114
‫شوت‌کردن توپ و گل زدن؟

356
00:14:52,840 --> 00:14:53,876
‫پس تأیید می‌کنید که تو

357
00:14:54,120 --> 00:14:55,156
‫و فورست رابطه‌ی مخفیانه‌ای داشتین

358
00:14:55,360 --> 00:14:56,589
‫و این‌که اون شب به قتل رسیدن دوون کلی

359
00:14:56,800 --> 00:14:58,120
‫تو آپارتمان شما بوده؟

360
00:14:58,360 --> 00:14:59,714
‫- بله.
‫- و چطوری سرش

361
00:14:59,960 --> 00:15:01,917
‫- آسیب دیده؟
‫- اوضاع بعضی‌وقتا می‌تونه...

362
00:15:02,280 --> 00:15:03,270
‫توی تخت‌خواب...

363
00:15:03,880 --> 00:15:05,633
‫بین‌مون آتیشی بشه.

364
00:15:06,040 --> 00:15:08,350
‫اون شب، فورست افتاد

365
00:15:08,560 --> 00:15:09,550
‫،روی میز کنار تخت

366
00:15:09,800 --> 00:15:11,234
‫و لامپُ شکوند.

367
00:15:12,240 --> 00:15:15,119
‫این، اون زخم نوک‌تیزی رو که
‫اِلا توصیف کرد رو توجیه می‌کنه.

368
00:15:15,320 --> 00:15:16,834
‫آره. و سکس اثاثیه‌بشکونی

369
00:15:17,040 --> 00:15:19,760
‫خیلی با ذهنیت مقدسی که
‫از فورست یاد میشه نمی‌خوره.

370
00:15:19,960 --> 00:15:21,599
‫و توضیحم میده که چرا درباره‌ش دروغ گفته.

371
00:15:21,800 --> 00:15:23,154
‫سعی کنید خیلی سخت

372
00:15:23,400 --> 00:15:24,151
‫درمورد فورست قضاوت نکنید.

373
00:15:24,440 --> 00:15:25,157
‫اون اولین نفری نبود که

374
00:15:25,400 --> 00:15:26,880
‫توی زندگی زناشویی‌شون خیانت می‌کنه

375
00:15:27,200 --> 00:15:28,759
‫،اون اگه بود هرگز اینُ بهتون نمی‌گفت

376
00:15:28,960 --> 00:15:32,192
‫ولی دوون سال‌ها می‌شد که با
‫مدیرعامل شرکتش رابطه‌ی مخفیانه داشت.

377
00:15:32,640 --> 00:15:34,120
‫نه بابا؟

378
00:15:35,040 --> 00:15:36,713
‫- ممنونم.
‫- تشکر.

379
00:16:03,760 --> 00:16:05,797
‫فقط یه راه برای غافلگیرکردن اهریمن‌ها هست.

380
00:16:06,200 --> 00:16:07,839
‫بذار فکر کنه خودش داره غافلگیرت می‌کنه.

381
00:16:08,840 --> 00:16:09,637
‫می‌دونی، من می‌دونستم که

382
00:16:09,840 --> 00:16:12,116
‫فقط دیر یا زود داره که بیای
‫و خونه‌ی جدیدمُ پیدا کنی

383
00:16:12,360 --> 00:16:12,952
‫کشتن من

384
00:16:13,480 --> 00:16:14,436
‫برت نمی‌گردونه به خونه.

385
00:16:16,240 --> 00:16:16,991
‫حرف بزن.

386
00:16:17,240 --> 00:16:18,879
‫تنها راهی که باهاش می‌تونی برگردی به جهنم

387
00:16:19,440 --> 00:16:20,556
‫اینه که لوسیفر خودش ببردت

388
00:16:20,760 --> 00:16:21,591
‫ولی فقط اون در حالی این‌کارو می‌کنه

389
00:16:21,800 --> 00:16:22,995
‫زندگیِ روی زمینش رو نابود کنیم.

390
00:16:23,320 --> 00:16:25,312
‫برای همین‌هم پاپوش‌دوختن برای لوسیفر
‫به جرم قتل تو

391
00:16:25,560 --> 00:16:27,233
‫بهترین نقشه بود.

392
00:16:27,600 --> 00:16:29,114
‫تا وقتی‌که پیچیدی رفتی.

393
00:16:29,360 --> 00:16:30,760
‫خب، یه نقشه‌ی جدید ریختم، یا تقریباً

394
00:16:30,960 --> 00:16:32,394
‫همون نقشه، با قربانی متفاوت.

395
00:16:32,840 --> 00:16:34,274
‫گوسفند قربونی جدید کیه؟

396
00:16:34,560 --> 00:16:35,994
‫فرزند مورد علاقه‌ی خداوند.

397
00:16:42,120 --> 00:16:43,474
‫می‌خوای آماندیل رو بکشم؟

398
00:16:43,680 --> 00:16:44,477
‫دقیقاً نه.

399
00:16:44,680 --> 00:16:46,114
‫می‌خوام که برام بیاریش

400
00:16:46,560 --> 00:16:47,232
‫زنده ولی ضعیف.

401
00:16:47,480 --> 00:16:48,391
‫کارُ برام آسون کنی.

402
00:16:48,920 --> 00:16:49,717
‫خودم می‌کشمش.

403
00:16:50,480 --> 00:16:53,154
‫- نشانت رو پس می‌خوای.
‫- دقیقاً.

404
00:16:53,720 --> 00:16:54,790
‫هیچ راه بهتری برای کفری‌کردن خدا نیست

405
00:16:55,000 --> 00:16:57,151
‫تا بری پسر مورد علاقه‌شُ بکشی.
‫من به خواسته‌ام می‌رسم.

406
00:16:57,360 --> 00:16:58,953
‫،بعدش می‌ریم برای لوسیفر پاپوش می‌دوزیم
‫و تو هم به خوسته‌ات می‌رسی.

407
00:16:59,200 --> 00:17:01,078
‫- دو سر برده.
‫- کمک منُ می‌خوای چی‌کار؟

408
00:17:01,280 --> 00:17:02,634
‫اگه خودتی که باید بکشیش؟

409
00:17:02,920 --> 00:17:04,991
‫خب، شاید قدرت‌های ملائکیِ آماندیل
‫،دیگه از بین رفته باشن

410
00:17:05,200 --> 00:17:07,317
‫ولی اون بازم تونست موقع دعوامون
‫منُ نه بار بکشه.

411
00:17:07,520 --> 00:17:09,318
‫حالا که من میرا شدم...

412
00:17:09,600 --> 00:17:10,556
‫دیگه نباید آسیبی ببینم.

413
00:17:11,240 --> 00:17:12,037
‫یعنی خب، یالا دیگه، تو یه اهریمنی.

414
00:17:12,240 --> 00:17:14,072
‫اونم یه فرشته.
‫کارت همینه دیگه.

415
00:17:14,720 --> 00:17:16,791
‫مگه این‌که دورانی که روی زمین سپری کردی
‫بیشتر از اونی که فکر می‌کردم عوضت کرده باشه

416
00:17:17,000 --> 00:17:18,832
‫و دیگه اون بزن‌بهادر بی‌رحمی که بودی، نیستی.

417
00:17:21,640 --> 00:17:22,835
‫هیچی عوض نشده.

418
00:17:24,760 --> 00:17:25,477
‫حلش می‌کنم.

419
00:17:41,000 --> 00:17:42,912
‫دوون روح و جان کینگ کلی بود.

420
00:17:43,360 --> 00:17:44,794
‫باورتون نمی‌شه چقدر سخت بوده.

421
00:17:45,040 --> 00:17:46,713
‫"تأکید روی "سخت.
‫[ .هارد به معنای: "شق" هم هست ]

422
00:17:46,960 --> 00:17:48,519
‫- جانم؟
‫- ما دلایلی داریم که فکر کنیم

423
00:17:48,720 --> 00:17:50,837
‫شما و دوون کلی رابطه‌ی مخفیانه‌ای داشتین.

424
00:17:51,040 --> 00:17:51,951
‫این‌که احمقانه‌ست.

425
00:17:52,160 --> 00:17:53,116
‫ببین، می‌فهمم.

426
00:17:53,320 --> 00:17:54,515
‫،رابطه با یه زن شوهردار

427
00:17:54,800 --> 00:17:56,154
‫دونستن این‌که هرگز نمی‌تونه
‫شوهرشُ ترک کنه

428
00:17:56,360 --> 00:17:58,352
‫،بخاطر به شرکت چرت

429
00:17:58,560 --> 00:17:59,755
‫صورت گنده‌ی فورست که صبح تا شب

430
00:17:59,960 --> 00:18:01,679
‫از بالا بهت نگاه می‌کنه.
‫یعنی خب کار کردن کنار کسی که

431
00:18:01,880 --> 00:18:03,872
‫بهش علاقه داری می‌تونه
‫خیلی آزاردهنده باشه.

432
00:18:04,080 --> 00:18:06,959
‫مخصوصاً اگه مجبور باشی که اون
‫احساسات رو انکار کنی، و سرکوب‌شون کنی.

433
00:18:07,840 --> 00:18:09,559
‫می‌دونی، می‌تونه غیرقابل‌تحمل باشه.

434
00:18:09,760 --> 00:18:10,989
‫آره.

435
00:18:11,200 --> 00:18:12,634
‫بنظر خیلی بده.

436
00:18:13,120 --> 00:18:14,998
‫ولی داستان من و دوون
‫همچین چیزی نبوده.

437
00:18:15,200 --> 00:18:17,237
‫ما فقط ساعات کاری بیشتری
‫توی دفتر می‌گذروندیم.

438
00:18:17,440 --> 00:18:19,272
‫باید قبل محصولات های‌کپی
‫محصولات خودمونُ آماده‌ی فروش کنیم.

439
00:18:19,520 --> 00:18:21,352
‫جاسوسی شرکتی واقعاً هست.

440
00:18:21,560 --> 00:18:23,597
‫اتفاقاً مچ یه یارویی رو چند روز پیش
‫گرفتیم که داشت سرک‌کشی می‌کرد اینجا.

441
00:18:23,800 --> 00:18:25,553
‫واقعاً؟ شکایتی هم کردین؟

442
00:18:25,760 --> 00:18:26,876
‫،متأسفانه نه، طرف فرار کرد

443
00:18:27,120 --> 00:18:28,918
‫- وقتی نگهبان‌ها رفتش سراغش.
‫- به ذهن‌تون خطور نکرد که

444
00:18:29,120 --> 00:18:31,316
‫شاید طرف داشته واسه‌ی دوون
‫یه سر و گوشی آب می‌داده، نه کفش‌هاتون.

445
00:18:31,720 --> 00:18:33,120
‫نه، خدای من. شما فکر می‌کنید...

446
00:18:33,320 --> 00:18:35,391
‫فکر می‌کنم که باید تمام
‫تصاویر امنیتی‌تونُ ببینم.

447
00:18:35,800 --> 00:18:37,280
‫باشه.
‫از این طرف.

448
00:18:44,120 --> 00:18:45,315
‫دکتر کینان.

449
00:18:46,200 --> 00:18:46,917
‫باعث افتخاره.

450
00:18:47,200 --> 00:18:48,600
‫دفترم از این طرفه.

451
00:18:49,480 --> 00:18:52,075
‫واقعاً امیدوارم درک کنی حادثه

452
00:18:52,280 --> 00:18:54,920
‫- چقدر ناجور بوده.
‫- به دست آدم‌های باتجربه‌ای هستید.

453
00:18:55,720 --> 00:18:57,552
‫شرکت همیشه به چنین
‫پرونده‌هایی رسیدگی می‌کنه.

454
00:18:58,040 --> 00:18:58,837
‫واقعاً؟

455
00:18:59,400 --> 00:18:59,992
‫آره.

456
00:19:00,240 --> 00:19:02,994
‫مگه چندتا پرونده‌ی کلامیدیای به نادرستی
‫تشخیص داده شده وجود داره؟

457
00:19:03,480 --> 00:19:05,631
‫باعث... تعجب‌تون میشه اگه بدونید؟

458
00:19:05,840 --> 00:19:06,956
‫جایی نمیرم.

459
00:19:07,520 --> 00:19:08,874
‫- از سر راهم برو کنار.
‫- یه لحظه من رو ببخشید.

460
00:19:09,160 --> 00:19:10,389
‫نه تا وقتی با ویلر حرف بزنم!

461
00:19:10,600 --> 00:19:13,870
‫- بن!
‫- شارلوت، چه خبره؟

462
00:19:14,120 --> 00:19:14,997
‫،وقتی از این شرکت رفتم

463
00:19:15,200 --> 00:19:16,395
‫ازم پرسیدی
‫چرا.

464
00:19:16,600 --> 00:19:17,477
‫واقعیت رو می‌خوای؟

465
00:19:17,680 --> 00:19:19,194
‫چون فهمیدم کاری که این‌جا انجام می‌دید

466
00:19:19,400 --> 00:19:22,950
‫،چه عواقب جدی‌ای داره

467
00:19:23,200 --> 00:19:25,078
‫کاری که این‌جا می‌کردیم.

468
00:19:25,280 --> 00:19:26,634
‫به خودت میگی

469
00:19:27,080 --> 00:19:29,311
‫،داری از بی‌گناه دفاع می‌کنی

470
00:19:29,960 --> 00:19:33,192
‫،به یه عهدی وفا می‌کنی
‫ولی تظاهره.

471
00:19:33,920 --> 00:19:35,070
‫همه‌تون.

472
00:19:35,600 --> 00:19:39,389
‫،هرچیزی که پنهان می‌کنید
‫،هر دروغی که میگید

473
00:19:40,040 --> 00:19:41,793
‫درست در میاد.

474
00:19:42,960 --> 00:19:43,950
‫شما هم به اندازه‌ی مجرم‌هایی

475
00:19:44,200 --> 00:19:46,431
‫که وکیل‌شون هستید
‫گناه‌کارید.

476
00:19:46,960 --> 00:19:48,155
‫جهنم واقعیه.

477
00:19:48,360 --> 00:19:52,354
‫،و حرفم رو باور کن
‫همه‌تون به جهنم میرید.

478
00:19:53,040 --> 00:19:55,509
‫به کمک نیاز داری، شارلوت.

479
00:19:55,760 --> 00:19:57,160
‫و من هم همین‌طور.

480
00:19:57,360 --> 00:19:58,874
‫نگهبانی کدوم گوریه؟

481
00:19:59,800 --> 00:20:00,790
‫خدا رو شکر.

482
00:20:01,000 --> 00:20:03,390
‫فکر نکنم خدا طرفت باشه، بن.

483
00:20:03,600 --> 00:20:05,114
‫،شاید واسه ما خیلی دیر شده باشه

484
00:20:05,320 --> 00:20:08,199
‫ولی حداقل من دارم تلاش می‌کنم اوضاع رو درست کنم.

485
00:20:09,880 --> 00:20:11,917
‫شاید تو هم بتونی تلاش کنی.

486
00:20:19,320 --> 00:20:20,037


487
00:20:20,280 --> 00:20:22,556
‫،بابت مزاحمت عذرخواهی می‌کنم
‫دکتر کینان.

488
00:20:23,360 --> 00:20:24,316
‫ادامه بدیم؟

489
00:20:24,560 --> 00:20:27,553
‫،متأسفم
‫ولی فکر نکنم این شرکتی باشه که می‌خوام.

490
00:20:35,760 --> 00:20:36,796
‫رمزعبور قدیمی هنوز کار می‌کرد؟

491
00:20:37,320 --> 00:20:38,390
‫البته.

492
00:20:45,720 --> 00:20:46,631
‫دارمش.

493
00:20:46,840 --> 00:20:49,071
‫،در واقع
‫چهار بار.

494
00:20:49,280 --> 00:20:51,556
‫ولی نرم‌افزار تشخیص چهره‌مون
‫چیزی گیر نیاورده

495
00:20:51,760 --> 00:20:53,194
‫چون کلاه و عینک زده بوده.

496
00:20:54,200 --> 00:20:54,997
‫،قد متوسط

497
00:20:55,200 --> 00:20:57,157
‫هیکل متوسط، جای زخم
‫یا خالکوبی مشخصی نیست.

498
00:20:57,400 --> 00:20:58,993
‫یعنی، حتی کفش‌هاش هم خیلی حوصله‌سربر هستن.

499
00:20:59,240 --> 00:21:01,835
‫تعجبی نداره چرا راز کتونی‌ها رو
‫می‌دزده.

500
00:21:02,040 --> 00:21:03,838
‫من امشب دوباره تصاویر رو نگاه می‌کنیم.
‫شاید چیزی رو جا انداخته باشیم.

501
00:21:05,520 --> 00:21:06,840
‫شما دن اِسپینوزا هستید؟

502
00:21:07,040 --> 00:21:08,474
‫چطور جرئت می‌کنی.

503
00:21:08,680 --> 00:21:10,273
‫هی، هی.
‫راستش، اون واسه منه.

504
00:21:11,320 --> 00:21:11,912


505
00:21:12,400 --> 00:21:14,710
‫- خب، شبیه قدیم‌ها شده، نه؟
‫- ممنون.

506
00:21:15,000 --> 00:21:16,320
‫بذار حدس بزنم، سر انسانه یا بمب؟

507
00:21:16,560 --> 00:21:17,516
‫کسی حاضره شرط ببنده؟

508
00:21:17,720 --> 00:21:18,551
‫جالبه.

509
00:21:18,760 --> 00:21:20,877
‫نه.
‫این

510
00:21:21,080 --> 00:21:21,831
‫برای...

511
00:21:23,120 --> 00:21:24,236
‫شارلوت‌ـه.

512
00:21:26,080 --> 00:21:27,036


513
00:21:28,360 --> 00:21:29,191
‫یه وافل‌سازه.

514
00:21:29,960 --> 00:21:30,871
‫،ببین

515
00:21:31,080 --> 00:21:32,594
‫من وافل درست می‌کنم.

516
00:21:32,960 --> 00:21:34,679
‫و مال اون... خیلی قدیمیه.

517
00:21:34,920 --> 00:21:36,593
‫من مثل شاه وافل‌ساز هستم؟

518
00:21:37,760 --> 00:21:39,558
‫- عجیبه؟
‫- خیلی. ولی خوشحالم

519
00:21:39,800 --> 00:21:42,269
‫می‌بینم برگشتی سراغ کارهای
‫مزخرف همیشگیت، دنیل.

520
00:21:42,480 --> 00:21:44,358
‫خب، بین اون
‫و..

521
00:21:46,800 --> 00:21:47,631
‫این یکی موندم.

522
00:21:48,560 --> 00:21:49,391
‫خوشگله.

523
00:21:49,960 --> 00:21:51,314
‫یه وافله.

524
00:21:51,520 --> 00:21:53,159
‫- اون بهتره، درسته؟
‫- ،هنوزم عجیبه

525
00:21:53,360 --> 00:21:55,079
‫ولی آره، زن‌ها جواهرات رو

526
00:21:55,280 --> 00:21:56,714
‫نسبت به وسایل خانگی ترجیح میدن.

527
00:21:57,480 --> 00:21:58,516
‫زیاد مطمئن نیستم لوسیفر بدونه

528
00:21:58,720 --> 00:22:00,359
‫زن‌ها چی می‌خوان.

529
00:22:07,920 --> 00:22:09,513
‫این عالیه. این رو می‌بینی؟

530
00:22:09,840 --> 00:22:11,354
‫این‌ها توافق‌نامه‌های عدم‌افشاسازی هستن.

531
00:22:11,720 --> 00:22:13,120
‫فورست کلی و...

532
00:22:13,360 --> 00:22:14,874
‫۱۴زن دیگه.

533
00:22:15,080 --> 00:22:17,470
‫در طول دو دهه...
‫،آخری‌شون، میا هایتنره

534
00:22:17,800 --> 00:22:19,029
‫همین یه هفته پیش بوده.

535
00:22:19,280 --> 00:22:21,954
‫فقط سؤال این‌جاست این چطوری ثابت می‌کنه
‫فورست قاتله؟

536
00:22:22,440 --> 00:22:25,080
‫خب، هر سری ۳۰۰، ۴۰۰ هزار تا...
‫یعنی، هیچکس

537
00:22:25,320 --> 00:22:27,039
‫همچین پولی رو خرج نمی‌کنه
‫مگه این‌که بخواد یه چیز

538
00:22:27,280 --> 00:22:28,350
‫خیلی بد رو لاپوشونی کنه.

539
00:22:30,280 --> 00:22:30,918
‫صبرکن.

540
00:22:31,760 --> 00:22:32,910
‫جوآن فولز.

541
00:22:33,800 --> 00:22:37,271
‫۲۲ژوئن، سال ۲۰۰۵. درست حدود
‫زمانیه

542
00:22:37,480 --> 00:22:39,836
‫که من از شر کیف خلاص شدم.
‫یادمه.

543
00:22:42,240 --> 00:22:44,436
‫زنی ۲۴ ساله در یک اتاق هتل خفه شده.

544
00:22:44,920 --> 00:22:46,912
‫امکان نداره زمان‌بندیش تصادفی باشه.

545
00:22:47,120 --> 00:22:48,952
‫،فورست اون زن رو کشته
‫و مدرکش

546
00:22:49,160 --> 00:22:50,230
‫- توی اون کیف بوده.
‫- ،آره

547
00:22:50,440 --> 00:22:52,193
‫ولی این‌جا حتی یه اشاره‌ی کوچیک به فورست هم نشده.

548
00:22:52,400 --> 00:22:55,234
‫آره، درست میگی.
‫،شاید بدونم کار فورست بوده

549
00:22:55,440 --> 00:22:57,836
‫ولی هنوز نمی‌تونم ثابتش کنم
‫به خاطر کاری که کردم.

550
00:22:57,860 --> 00:22:58,751
‫هی، حداقل

551
00:22:58,960 --> 00:23:01,236
‫حالا اسم قربانی رو داریم...
‫شاید اون ما رو به یه مدرک دیگه

552
00:23:01,560 --> 00:23:02,710
‫برسونه.

553
00:23:02,920 --> 00:23:05,754
‫پیروزی‌های کوچیک، یاددته؟

554
00:23:07,880 --> 00:23:09,394
‫- سلام.
‫- دن.

555
00:23:10,880 --> 00:23:11,757
‫می‌تونم بعداً بیام.

556
00:23:11,960 --> 00:23:13,360
‫نه، نه.
‫بهتره من برم.

557
00:23:17,200 --> 00:23:17,872
‫ممنون.

558
00:23:21,720 --> 00:23:22,437
‫سلام.

559
00:23:29,760 --> 00:23:30,637
‫میز.

560
00:23:32,200 --> 00:23:33,793
‫این‌جا چی‌کار می‌کنی؟
‫چی‌شده؟

561
00:23:37,400 --> 00:23:38,675
‫همه چیز.

562
00:23:39,960 --> 00:23:41,189
‫همه چیز از بین رفته.

563
00:23:42,640 --> 00:23:44,233
‫من کسی رو ندارم، آماندیل.

564
00:23:44,960 --> 00:23:47,111
‫و نمی‌دونم چطوری همچین شد.

565
00:23:51,960 --> 00:23:54,156
‫میز، نمی‌دونم چه
‫،مشکلاتی داشتی

566
00:23:55,520 --> 00:23:57,193
‫ولی واسه درست کردن اوضاع

567
00:23:57,400 --> 00:23:58,720
‫هرگز دیر نیست.

568
00:24:04,280 --> 00:24:04,952
‫همیشه می‌تونی بخشیده بشی

569
00:24:05,160 --> 00:24:07,516
‫این به دست خودته.

570
00:24:07,840 --> 00:24:08,796
‫و...

571
00:24:10,160 --> 00:24:11,719
‫،خب، بد نیست بدونی

572
00:24:12,080 --> 00:24:14,072
‫من همیشه هوات رو دارم.

573
00:24:24,240 --> 00:24:25,560
‫سلام عرض شد.

574
00:24:26,080 --> 00:24:27,036
‫سلام، لوسیفر!

575
00:24:27,400 --> 00:24:29,392
‫عالیه... دقیقاً جایی هستی
‫که باید باشی.

576
00:24:29,600 --> 00:24:31,956
‫کی پایه‌ی یه شب بازی کلاسیکه؟

577
00:24:32,240 --> 00:24:34,277
‫خب راستش، فردا
‫،باید بره مدرسه

578
00:24:34,480 --> 00:24:35,709
‫و من هم الان می‌خواستم

579
00:24:35,920 --> 00:24:37,991
‫- تصاویر امنیتی شاه کلی رو نگاه کنم.
‫- یادت باشه، فقط کار کردن

580
00:24:38,320 --> 00:24:41,040
‫و بازی نکردن باعث میشه کارآگاه... یه کفش بشه.

581
00:24:42,200 --> 00:24:42,997
‫لوسیفر؟

582
00:24:43,200 --> 00:24:44,600
‫این... یکم عجیبه.

583
00:24:44,800 --> 00:24:46,359
‫خب، اگه منظورت از عجیب
‫اینه که برگشتی به دورانی

584
00:24:46,560 --> 00:24:49,075
‫ساده‌تر و شادتر، پس موافقم.

585
00:24:51,560 --> 00:24:53,836
‫نه، نه، نه، متأسفانه اون درست نیست...
‫تو دفعه‌ی پیش

586
00:24:54,040 --> 00:24:56,430
‫،علامت سؤال آوردی
‫پس زودباش، از اول.

587
00:24:57,520 --> 00:25:00,558
‫مامان راست میگه، این عجیبه...
‫نمی‌تونیم همون بازی‌ای

588
00:25:00,760 --> 00:25:03,116
‫که قبلاً کردیم رو انجام بدیم، لوسیفر.

589
00:25:03,840 --> 00:25:04,717
‫باحال نیست.

590
00:25:04,920 --> 00:25:05,831
‫نیست؟

591
00:25:06,320 --> 00:25:07,071
‫شرمنده، ولی...

592
00:25:07,520 --> 00:25:08,840
‫باید گزارش کتابم رو تموم کنم.

593
00:25:09,360 --> 00:25:10,840
‫آره، و من هم باید برگردم سر کار.

594
00:25:11,040 --> 00:25:13,874
‫ولی نمی‌خوای یه تک‌شاخ روی لپم
‫نقاشی کنی؟

595
00:25:14,080 --> 00:25:14,957
‫خب، صبرکن ببینم.

596
00:25:15,200 --> 00:25:16,793
‫همینه.

597
00:25:18,720 --> 00:25:20,359
‫- باشه. چی؟
‫- بیا این‌جا. بیا این‌جا.

598
00:25:20,560 --> 00:25:21,198
‫لوسیفر!

599
00:25:21,400 --> 00:25:22,675
‫چی‌کار می‌کنی؟

600
00:25:23,600 --> 00:25:24,431
‫همینه.

601
00:25:27,760 --> 00:25:28,876
‫صبرکن.

602
00:25:29,080 --> 00:25:30,514
‫لوسیفر، بسه.

603
00:25:31,360 --> 00:25:32,680
‫قبلاً از این خوشت می‌اومد، نه؟

604
00:25:33,280 --> 00:25:35,272
‫آره. خوشم می‌اومد.

605
00:25:35,480 --> 00:25:36,311
‫درواقع...

606
00:25:37,160 --> 00:25:39,197
‫،خیلی برام مهم بود

607
00:25:39,400 --> 00:25:42,359
‫واسه همین نمی‌فهمم چرا
‫داری این‌کار رو می‌کنی.

608
00:25:43,440 --> 00:25:45,352
‫داری ما رو مسخره می‌کنی؟

609
00:25:45,720 --> 00:25:49,509
‫نه. نه، سعی دارم یادمون بندازم
‫،چقدر با هم عالی هستیم

610
00:25:49,720 --> 00:25:50,949
‫تا کمک کنم به وضع عادی برگردیم.

611
00:25:51,640 --> 00:25:52,630
‫درسته.

612
00:25:53,200 --> 00:25:55,954
‫خب، می‌دونی، من هم
‫،فکر می‌کردم این رو می‌خوام

613
00:25:56,200 --> 00:25:56,917
‫ولی...

614
00:25:57,880 --> 00:25:58,836
‫شاید نمی‌تونیم.

615
00:25:59,040 --> 00:26:00,918
‫یا حداقل شاید من نمی‌تونم.

616
00:26:01,160 --> 00:26:02,389
‫،ببین

617
00:26:03,720 --> 00:26:04,437
‫،الان

618
00:26:04,640 --> 00:26:06,711
‫عالی بودن، فقط ناراحت کننده است.

619
00:26:07,920 --> 00:26:08,831
‫کارآگاه...

620
00:26:09,960 --> 00:26:11,394
‫فکر می‌کنم باید بری.

621
00:26:19,560 --> 00:26:20,550
‫هی، یه چیزی گیر آوردم.

622
00:26:21,120 --> 00:26:22,236
‫- جدی؟
‫- آره.

623
00:26:22,440 --> 00:26:23,556
‫باشه، من زمان‌هایی که سوژه

624
00:26:23,760 --> 00:26:25,194
‫به شاه کلی رفته رو با برنامه‌ی دوون

625
00:26:25,400 --> 00:26:26,516
‫مطابقت دادم.

626
00:26:26,720 --> 00:26:29,155
‫،دو روز از اون چهار روز
‫دوون حتی اون‌جا نبوده.

627
00:26:29,400 --> 00:26:30,675
‫ولی حدس بزن کی بوده.

628
00:26:31,120 --> 00:26:32,839
‫- فورست کلی؟
‫- هر چهار بار

629
00:26:33,040 --> 00:26:35,396
‫آدم مشکوک اون‌جا بوده...
‫درست پشت‌سر فورست.

630
00:26:35,880 --> 00:26:38,395
‫پس اگه از اول فورست هدف اصلیش بوده چی؟

631
00:26:38,760 --> 00:26:40,479
‫اگه، دوون فقط اشتباهی
‫گلوله خورده چی؟

632
00:26:41,160 --> 00:26:42,310
‫وای.

633
00:26:42,520 --> 00:26:44,352
‫نظریه‌ی عالی‌ایه.

634
00:26:45,080 --> 00:26:47,276
‫- آره.
‫- حالت خوبه؟

635
00:26:47,480 --> 00:26:48,436
‫آره.

636
00:26:49,040 --> 00:26:49,678
‫آره.

637
00:26:50,480 --> 00:26:52,392
‫،خب، دیشب نتونستم بخوابم

638
00:26:52,600 --> 00:26:54,512
‫،پس کل شب کار کردم
‫،و می‌دونی

639
00:26:54,720 --> 00:26:56,996
‫کلی کافئین خوردم.
‫یعنی، خیلی.

640
00:26:57,600 --> 00:26:59,353
‫به خاطر پیرس؟

641
00:27:01,400 --> 00:27:02,151
‫نه.

642
00:27:02,960 --> 00:27:06,351
‫نه.
‫فکر نکنم هیچ‌کدوم این‌ها

643
00:27:06,600 --> 00:27:08,353
‫واقعاً درباره‌ی پیرس باشه.

644
00:27:09,280 --> 00:27:11,749
‫فکرکنم اگه بخوام با خودم روراست باشم...

645
00:27:13,000 --> 00:27:15,196
‫این‌ها درباره‌ی لوسیفره.

646
00:27:15,720 --> 00:27:17,677
‫لوسیفر... دلیلیه که

647
00:27:17,920 --> 00:27:19,639
‫به پیرس آره گفتم، و...

648
00:27:20,080 --> 00:27:22,311
‫همچین دلیلی که بهش نه گفتم.

649
00:27:22,960 --> 00:27:25,759
‫وای، دوباره.

650
00:27:26,560 --> 00:27:28,791
‫فقط خیلی متأُسفم که درگیر

651
00:27:29,040 --> 00:27:31,111
‫ایده‌ی بچه‌های
‫خوشگل پکر شدم

652
00:27:31,320 --> 00:27:33,596
‫که یادم رفت بهت سر بزنم.

653
00:27:33,920 --> 00:27:36,719
‫یعنی... واقعاً ببینم چته.

654
00:27:36,960 --> 00:27:38,155
‫- اِلا، چیزیم نیست.
‫- بهم بگو

655
00:27:38,360 --> 00:27:39,840
‫همین الان چه کاری از دستم برمیاد.

656
00:27:40,040 --> 00:27:42,157
‫می‌تونی کمکم کنی روی کار تمرکز کنم.

657
00:27:42,760 --> 00:27:43,716
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

658
00:27:43,920 --> 00:27:48,199
‫خب، اگه فورست هدف واقعی
‫،قاتل بوده

659
00:27:48,640 --> 00:27:49,312
‫انگیزه‌اش چیه؟

660
00:27:49,640 --> 00:27:50,756
‫فکرکنم من بدونم.

661
00:27:52,120 --> 00:27:53,679
‫اون اِی‌جی آگالوره.

662
00:27:54,360 --> 00:27:55,635
‫،در سال ۲۰۰۵
‫به جرم

663
00:27:55,840 --> 00:27:56,990
‫قتل جوآن فولز به زندان رفت.

664
00:27:57,200 --> 00:27:58,190
‫ولی کار اِی‌جی نبوده.

665
00:27:58,440 --> 00:28:01,558
‫کار فورست بوده.
‫انگیزه‌ی اِی‌جی انتقام بوده.

666
00:28:01,760 --> 00:28:02,989
‫از کجا فهمیدی؟

667
00:28:03,240 --> 00:28:06,631
‫این لیستی از زن‌هاییه که فورست
‫برای ۲۰ سال گذشته بهشون باج داده.

668
00:28:07,160 --> 00:28:07,957
‫و ببینید.

669
00:28:08,280 --> 00:28:12,513
‫و جوآن در ۲۲ ژوئن یه قرارداد عدم‌افشاسازی ۳۰۰ هزار دلاری امضاکرده.

670
00:28:12,920 --> 00:28:14,479
‫،در ۲۵ ژوئن کشته شد

671
00:28:14,680 --> 00:28:16,956
‫- همون شبی که من کیف رو گرفتم.
‫- ،شارلوت

672
00:28:17,160 --> 00:28:18,514
‫این‌ها همه‌اش می‌تونه
‫،یه مشت تصادف باشه

673
00:28:18,800 --> 00:28:20,632
‫خصوصاً برای یه هیئت منصفه که
‫بیشترشون طرفدارهای فورست کلی هستن.

674
00:28:20,880 --> 00:28:23,349
‫آره، ولی کلی تصادف میشه
‫یه الگو.

675
00:28:24,120 --> 00:28:24,871
‫و نکته این‌جاست.

676
00:28:25,440 --> 00:28:27,955
‫اِی‌جی همین سه هفته پیش
‫از زندان آزاد شده.

677
00:28:28,840 --> 00:28:30,194
‫انگیزه و موقعیت.

678
00:28:30,840 --> 00:28:31,478
‫همه چیز جور در میاد.

679
00:28:31,680 --> 00:28:33,319
‫باشه.
‫باید این یارو رو پیداکنیم.

680
00:28:46,320 --> 00:28:47,231
‫آماندیل کجاست؟

681
00:28:47,920 --> 00:28:49,559
‫تصمیم گرفتم تو اشتباه می‌کنی.

682
00:28:49,920 --> 00:28:52,151
‫کشتن آماندیل
‫باعث نمیشه علامتت برگرده.

683
00:28:52,600 --> 00:28:53,636
‫خدا که خدمت سواره نمیده...

684
00:28:53,840 --> 00:28:55,991
‫نمیشه فقط چیزی که می‌خوای رو سفارش بدی.

685
00:28:57,160 --> 00:28:57,991
‫نه.

686
00:28:58,680 --> 00:29:01,320
‫جا زدی.
‫دل نازک شدی، همون‌طور که فکر می‌کردم.

687
00:29:01,760 --> 00:29:03,080
‫می‌دونی چیه؟
‫خودم انجامش میدم.

688
00:29:05,840 --> 00:29:06,910
‫فکر می‌کنی داری کجا میری؟

689
00:29:13,720 --> 00:29:15,359
‫دل نازک کیه حالا؟

690
00:29:18,440 --> 00:29:20,432
‫این رو توی ماشینت پیدا کردیم، اِی‌جی.

691
00:29:20,640 --> 00:29:23,519
‫با غلافی که کنار جسد دوون کلی
‫پیداکردیم مطابقت داره.

692
00:29:24,000 --> 00:29:26,037
‫حالا، فکر نمی‌کنم خواسته باشی
‫دوون رو بکشی.

693
00:29:26,560 --> 00:29:29,758
‫فکر نکنم.
‫،فکر می‌کنم هفته‌ها دنبال فورست بودی

694
00:29:29,960 --> 00:29:33,271
‫دزدکی وارد خونه‌اش شدی وقتی
‫می‌دونستی تنهاست توی خونه، ولی نبود...

695
00:29:33,480 --> 00:29:35,119
‫دوون سورپرایزت کرد.
‫،ترسیدی

696
00:29:35,320 --> 00:29:36,356
‫و بهش شلیک کردی.

697
00:29:36,920 --> 00:29:39,230
‫۱۳سال توی زندان بودی

698
00:29:39,440 --> 00:29:41,511
‫به جرمی که مرتکب نشدی.

699
00:29:42,280 --> 00:29:44,237
‫قابل درکه که
‫دنبال انتقام باشی.

700
00:29:44,760 --> 00:29:46,479
‫آره.
‫ولی واسه خودم نه.

701
00:29:47,560 --> 00:29:48,676
‫واسه جوآنی.

702
00:29:50,120 --> 00:29:52,351
‫قرار بود ازدواج کنیم.
‫اون قطع رابطه کرد.

703
00:29:52,600 --> 00:29:54,034
‫- به خاطر فورست؟
‫- آره.

704
00:29:54,400 --> 00:29:56,596
‫فقط اون موقع
‫اسمش رو بهم نگفت.

705
00:29:57,160 --> 00:29:57,911
‫خیلی ترسیده بود.

706
00:29:58,120 --> 00:29:58,758
‫ترسیده بود؟

707
00:29:59,480 --> 00:30:00,800
‫بهش صدمه می‌زد.

708
00:30:02,560 --> 00:30:04,119
‫گفت می‌خواد ترکش کنه.

709
00:30:04,720 --> 00:30:08,031
‫،بعد یه شب
‫با گریه بهم زنگ داد، فریاد می‌کشید.

710
00:30:08,680 --> 00:30:11,400
‫،بعدش فهمیدم که
‫قراره به جرم قتل زندانی بشم.

711
00:30:11,600 --> 00:30:14,115
‫- کی فهمیدی کار فورست بوده؟
‫- ،وقتی از زندان بیرون اومدم

712
00:30:14,320 --> 00:30:15,993
‫رفتم دیدن مامان جوآنی.

713
00:30:16,560 --> 00:30:18,631
‫بهم گفت جوآنی وقتی مرده
‫با اون قرار می‌ذاشته.

714
00:30:19,480 --> 00:30:22,234
‫،اون، یا تو
‫مدرکی دارید؟

715
00:30:22,720 --> 00:30:23,551


716
00:30:24,040 --> 00:30:24,632
‫لعنتی.

717
00:30:24,880 --> 00:30:26,109
‫بازم شایعات.

718
00:30:27,600 --> 00:30:28,829
‫شارلوت.

719
00:30:33,480 --> 00:30:34,391
‫اون کیه؟

720
00:30:35,120 --> 00:30:36,349
‫اون دوون کلی رو کشته.

721
00:30:37,200 --> 00:30:37,951
‫داستانش طولانیه.

722
00:30:39,080 --> 00:30:41,037
‫پس کارآگاه آدم بده رو گیر انداخت.

723
00:30:41,880 --> 00:30:42,711
‫بدون من.

724
00:30:42,920 --> 00:30:44,070
‫باشه، ممنون.

725
00:30:44,600 --> 00:30:46,398
‫آره، اون آدم بده‌ی واقعی نیست.

726
00:30:50,520 --> 00:30:51,317
‫ممنون.

727
00:30:51,520 --> 00:30:53,113
‫می‌دونم هنوز میگی
‫مدرکی نیست.

728
00:30:53,320 --> 00:30:54,640
‫نه، می‌خواستم تشکر کنم.

729
00:30:55,520 --> 00:30:56,920
‫ممنون که کمکم کردی
‫این پرونده رو حل کنم.

730
00:30:57,160 --> 00:30:59,834
‫و شاید بدونم
‫چطوری پرونده‌ی تو رو حل کنم.

731
00:31:15,320 --> 00:31:17,596
‫باشه.
‫وقت استراحت بده.

732
00:31:17,800 --> 00:31:19,951
‫یا مسیح.
‫نمیرم دنبال آماندیل.

733
00:31:20,480 --> 00:31:21,006
‫نمیری؟

734
00:31:21,030 --> 00:31:22,631
‫احتمالاً درست میگی...
‫به هرحال شاید جواب نده.

735
00:31:45,720 --> 00:31:48,030
‫،قبلاً مجبور بودم بکشمت
‫ولی حالا فقط دلم می‌خواد.

736
00:31:48,240 --> 00:31:50,960
‫،باشه، می‌تونی من رو بکشی، البته
‫ولی لیندا هم می‌میره.

737
00:31:51,160 --> 00:31:53,516
‫- مزخرف میگی.
‫- شاید می‌دونستم طبق برنامه عمل نمی‌کنی

738
00:31:53,760 --> 00:31:54,750
‫واسه همین یه اطمینان می‌خواستم.

739
00:31:55,280 --> 00:31:56,077
‫دروغگو!

740
00:31:56,280 --> 00:31:59,079
‫بهش زنگ بزن.
‫بگو از پنجره بیرون رو نگاه کنه.

741
00:32:08,200 --> 00:32:08,997
‫حالا دیگه...

742
00:32:09,840 --> 00:32:11,752
‫واقعاً می‌خوام بکشمت.

743
00:32:24,880 --> 00:32:27,520
‫هی، یه آبجو برام میاری؟

744
00:32:37,240 --> 00:32:38,196
‫سلام، فورست.

745
00:32:38,400 --> 00:32:40,153
‫،شارلوت ریچاردز
‫این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

746
00:32:40,360 --> 00:32:42,352
‫فقط یه سر اومدم بهت بگم

747
00:32:42,600 --> 00:32:43,716
‫همه چیز رو می‌دونم.

748
00:32:44,760 --> 00:32:46,558
‫همه رو، درواقع.

749
00:32:47,360 --> 00:32:49,113
‫استفانی، دایان، جیلین...

750
00:32:49,360 --> 00:32:51,556
‫درباره‌ی همه‌ی زن‌هایی که آزارشون دادی

751
00:32:51,760 --> 00:32:52,716
‫و بعد بهشون حق‌السکوت دادی.

752
00:32:52,920 --> 00:32:54,877
‫،البته
‫همین اخیراً، میا.

753
00:32:55,520 --> 00:32:56,590
‫بهم گفت چطوری واقعاً

754
00:32:56,800 --> 00:32:58,280
‫سرت زخم شده.

755
00:32:58,480 --> 00:32:59,960
‫بهش گفتم که دوباره
‫داری خشن رفتار می‌کنی.

756
00:33:00,680 --> 00:33:02,672
‫که شروع کردی به خفه کردن من.

757
00:33:03,040 --> 00:33:06,238
‫،سعی کردم کاری کنم تمومش کنی
‫ولی حاضر نشدی.

758
00:33:06,440 --> 00:33:07,794
‫واسه همین هلت دادم.

759
00:33:08,080 --> 00:33:09,673
‫و سرت به لامپ خورد.

760
00:33:14,480 --> 00:33:15,800
‫چقدر می‌خوای؟

761
00:33:16,000 --> 00:33:16,751
‫پول؟

762
00:33:17,000 --> 00:33:18,719
‫خب، یه الگوی

763
00:33:18,920 --> 00:33:20,957
‫آزار خانگی که چند دهه
‫سابقه داشته خیلی ناجوره.

764
00:33:21,880 --> 00:33:22,916
‫ولی قتل؟

765
00:33:23,200 --> 00:33:26,079
‫بذار ببینم، با اون رقم...

766
00:33:27,200 --> 00:33:28,270
‫آره، همه‌اش.

767
00:33:28,520 --> 00:33:30,318
‫قتل؟
‫منظورت چیه؟

768
00:33:30,520 --> 00:33:33,638
‫جوآن فولز.
‫چیزی یادت میاد؟

769
00:33:34,120 --> 00:33:36,077
‫می‌تونی دست از تظاهر برداری، فورست.

770
00:33:36,320 --> 00:33:37,390
‫دستت رو شده.

771
00:33:37,600 --> 00:33:40,832
‫یا بهتر بگم، کیف خونی رو شده.

772
00:33:41,760 --> 00:33:44,320
‫آره، یادته اون رو به بن سینیور دادی، درسته؟

773
00:33:45,040 --> 00:33:46,759
‫،خب، ببین

774
00:33:47,160 --> 00:33:49,038
‫اون رو به هم‌کار سال اولی جوان

775
00:33:49,240 --> 00:33:52,870
‫و پرشوقش داد، من.

776
00:33:53,480 --> 00:33:56,393
‫و قضیه اینه، من نگهش داشتم.

777
00:33:57,520 --> 00:33:59,876
‫فکر می‌کردم یه موقعی به کارم بیاد.

778
00:34:01,320 --> 00:34:03,277
‫میرم دسته چکم رو بیارم.

779
00:34:05,480 --> 00:34:07,437
‫معلوم شد یه خانوم خیلی باهوشم.

780
00:34:10,160 --> 00:34:12,436
‫نه اونقدرها.

781
00:34:19,360 --> 00:34:20,919
‫تق، تق.
‫منم لوسیفر.

782
00:34:21,160 --> 00:34:22,799
‫اومدم نجات‌تون بدم.

783
00:34:23,040 --> 00:34:24,474
‫همه آروم باشن.

784
00:34:25,400 --> 00:34:26,516
‫فقط برو عقب جدی میگم.

785
00:34:26,720 --> 00:34:27,517
‫جدی میگم!

786
00:34:27,720 --> 00:34:28,676
‫فورست، ولش کن.

787
00:34:30,440 --> 00:34:33,239
‫هی، نمی‌خواستم جوآنی رو بکشم.

788
00:34:33,440 --> 00:34:35,557
‫یه تصادف بود.

789
00:34:36,160 --> 00:34:37,753
‫من بیمارم.
‫به کمکت نیاز دارم.

790
00:34:39,600 --> 00:34:40,351
‫ممنون بابت کمکت.

791
00:34:41,520 --> 00:34:44,194
‫این بار کمکت نمی‌کنم.

792
00:34:44,400 --> 00:34:45,038
‫دست‌ها بالا.

793
00:34:45,240 --> 00:34:46,560
‫ولش کن، فورست.

794
00:34:48,880 --> 00:34:50,758
‫،این اعتراف کافی بود برات
‫کارآگاه؟

795
00:34:50,960 --> 00:34:52,394
‫آره.
‫ما همه چیز رو ضبط کردیم.

796
00:34:53,120 --> 00:34:54,349
‫دیگه تمومه، فورست.

797
00:34:55,400 --> 00:34:56,470
‫ولش کن.

798
00:35:02,920 --> 00:35:03,637
‫برگرد.

799
00:35:16,480 --> 00:35:18,870


800
00:35:20,040 --> 00:35:21,394
‫جای خوبی واسه جشن گرفتنه.

801
00:35:21,640 --> 00:35:22,869
‫آره، واقعاً.

802
00:35:24,200 --> 00:35:26,112
‫از وقتی فهمیدم این می‌تونه نزدیک‌ترین

803
00:35:26,320 --> 00:35:28,551
‫چیزی به بهشت باشه که

804
00:35:28,760 --> 00:35:30,353
‫زمانی گیرم میاد.

805
00:35:31,720 --> 00:35:32,676


806
00:35:34,400 --> 00:35:35,390
‫منم همین‌طور.

807
00:35:37,680 --> 00:35:38,636
‫،می‌دونی
‫به خودم می‌گفتم

808
00:35:38,920 --> 00:35:40,070
‫که دارم کار خدا رو انجام میدم.

809
00:35:40,320 --> 00:35:42,676
‫ولی اگه روراست باشم...

810
00:35:43,440 --> 00:35:45,796
‫فکر کنم همه‌اش واسه خودم بوده.

811
00:35:46,200 --> 00:35:49,193
‫تا کاری کنم پدرم
‫بال‌هام رو برگردونه.

812
00:35:52,520 --> 00:35:54,989
‫ولی می‌دونی چیه، شارلوت؟
‫فکرکنم...

813
00:35:57,600 --> 00:36:00,354
‫فکرکنم من کسی هستم که
‫باعث شد بال‌هام گرفته بشه.

814
00:36:01,040 --> 00:36:03,430
‫عالیه.
‫جفت‌مون شکستیم.

815
00:36:04,960 --> 00:36:06,394
‫آره.

816
00:36:06,640 --> 00:36:09,951
‫خب، فکرکنم فرشته‌ها واقعاً
‫،به همون اندازه‌ی انسان‌ها پرنقص هستن

817
00:36:10,720 --> 00:36:12,234
‫یا حداقل من این‌طوری‌ام.

818
00:36:12,600 --> 00:36:14,000
‫هی، حداقل همدیگه رو داریم.

819
00:36:15,440 --> 00:36:17,557
‫پیروزی‌های کوچیک، درسته؟

820
00:36:18,400 --> 00:36:19,117
‫کوچیک؟

821
00:36:20,400 --> 00:36:21,595
‫لازمه یادآوری کنم

822
00:36:21,840 --> 00:36:23,957
‫که الان یه آزاردهنده‌ی سریالی رو متوقف کردی؟

823
00:36:24,200 --> 00:36:24,997
‫یه قاتل رو.

824
00:36:25,600 --> 00:36:27,000
‫آره، ولی اون این واقعیت رو عوض نمی‌کنه

825
00:36:27,240 --> 00:36:30,756
‫که اون به کلی از زن‌ها صدمه زده.

826
00:36:31,600 --> 00:36:32,351
‫نه.

827
00:36:34,120 --> 00:36:35,634
‫ولی به خاطر تو...

828
00:36:37,080 --> 00:36:40,118
‫دیگه به هیچکس صدمه نمی‌زنه.

829
00:36:41,920 --> 00:36:43,400
‫و کاملاً مطمئنم این‌کار رو

830
00:36:43,600 --> 00:36:47,037
‫فقط واسه خودت نکردی، درسته؟

831
00:36:50,240 --> 00:36:52,596
‫شاید نه.

832
00:37:28,480 --> 00:37:29,800
‫آفرین، کارآگاه.

833
00:37:34,840 --> 00:37:37,309
‫و، منظورت رو فهمیدم.

834
00:37:38,600 --> 00:37:39,397
‫منظورت چیه؟

835
00:37:39,600 --> 00:37:42,160
‫،خب، امروز نه تنها یکی
‫بلکه دو تا آدم بده رو دستگیر کردی.

836
00:37:42,400 --> 00:37:43,436
‫همه‌اش بدون کمک من.

837
00:37:43,640 --> 00:37:46,394
‫پس کاملاً مشخص شد که...

838
00:37:47,440 --> 00:37:48,715
‫خب، بهم نیاز نداری.

839
00:37:49,280 --> 00:37:50,760
‫،عیبی نداره
‫،کارآگاه

840
00:37:50,960 --> 00:37:52,599
‫چون با این درک

841
00:37:53,600 --> 00:37:54,351
‫یه چیز دیگه رو هم فهمیدم.

842
00:37:55,320 --> 00:37:55,958


843
00:37:56,160 --> 00:37:57,799
‫،اگه بهم نیاز نداری

844
00:37:58,040 --> 00:38:00,236
‫پس این همه مدت با هم کار می‌کردیم

845
00:38:00,440 --> 00:38:02,352
‫چون تو می‌خواستی.

846
00:38:02,720 --> 00:38:04,916
‫چون تو انتخاب کردی.

847
00:38:07,320 --> 00:38:08,800
‫من رو انتخاب کردی.

848
00:38:11,680 --> 00:38:12,670
‫درست می‌گفتی.

849
00:38:13,640 --> 00:38:15,552
‫من سعی داشتم اوضاع رو
‫به قبل برگردونم.

850
00:38:15,760 --> 00:38:17,353
‫می‌دونی، قطعات
‫،عالی‌مون رو بنوازم

851
00:38:17,600 --> 00:38:19,831
‫چون داشتم از کنار اومدن با

852
00:38:20,040 --> 00:38:21,838
‫اتفاقات حال طفره می‌رفتم مثل...

853
00:38:23,000 --> 00:38:24,514
‫احساسی که بهت دارم.

854
00:38:27,200 --> 00:38:28,236
‫می‌ترسیدم.

855
00:38:29,720 --> 00:38:30,551
‫می‌ترسیدم...

856
00:38:31,600 --> 00:38:34,559
‫که فقط من رو بخوای چون
‫بعضی از حالت‌های من رو دیده باشی.

857
00:38:35,240 --> 00:38:38,995
‫که اگه تمام من رو ببینی...

858
00:38:39,360 --> 00:38:41,750
‫،همه‌ی من رو بدونی

859
00:38:43,400 --> 00:38:44,390
‫فرار می‌کنی.

860
00:38:44,920 --> 00:38:45,671
‫لوسیفر.

861
00:38:45,920 --> 00:38:48,071
‫- کارآگاه، واقعیت داره.
‫- نه.

862
00:38:48,600 --> 00:38:51,115
‫اون روی من... بده.

863
00:38:51,440 --> 00:38:53,830
‫هیولاییه، حتی.

864
00:38:54,840 --> 00:38:57,719
‫،ولی تو واقعیت رو می‌خواستی
‫و حقت بود.

865
00:38:57,920 --> 00:38:59,240
‫،الان
‫،نمی‌تونم نشونت بدمش

866
00:38:59,480 --> 00:39:01,551
‫پس فقط بهت میگم.

867
00:39:03,160 --> 00:39:04,560
‫کارآگاه...

868
00:39:10,520 --> 00:39:11,670
‫کلویی...

869
00:39:14,160 --> 00:39:15,958
‫من شیطانم.

870
00:39:20,000 --> 00:39:21,320
‫نه، نیستی.

871
00:39:24,160 --> 00:39:25,355
‫نه واسه من.

872
00:39:38,680 --> 00:39:40,558


873
00:39:41,360 --> 00:39:41,998
‫بذار این رو خاموش کنم.

874
00:39:42,200 --> 00:39:43,111
‫باشه.

875
00:39:43,680 --> 00:39:44,670


876
00:39:47,040 --> 00:39:48,156
‫این...

877
00:39:48,840 --> 00:39:50,194
‫خیلی متأسفم.
‫باید جواب بدم.

878
00:39:50,400 --> 00:39:51,516
‫البته، نه.

879
00:39:53,640 --> 00:39:54,357
‫بله.

880
00:39:59,360 --> 00:40:00,874
‫کارآگاه، چی‌شده؟

881
00:40:07,000 --> 00:40:08,639
‫هی، فقط طاقت بیار، شارلوت.

882
00:40:08,960 --> 00:40:11,714
‫من کمک گیر میارم.

883
00:40:11,920 --> 00:40:15,436
‫قبلاً یه بار از مرگ نجات پیداکردم.

884
00:40:16,720 --> 00:40:19,997
‫فکرکنم دوبار زنده موند... زیادیه.

885
00:40:20,520 --> 00:40:22,000
‫نه. حالت خوب میشه.

886
00:40:27,320 --> 00:40:28,800
‫چرا اون‌کار رو کردی؟

887
00:40:30,320 --> 00:40:32,710
‫چرا اون‌طوری پریدی جلوم؟

888
00:40:33,640 --> 00:40:36,360
‫،واسه خودم نبود
‫از این بابت که مطمئنم.

889
00:40:47,440 --> 00:40:50,956
‫باهام می‌مونی؟

890
00:40:51,200 --> 00:40:52,031
‫آره.

891
00:40:53,040 --> 00:40:54,838
‫آره، قول میدم.

892
00:41:48,440 --> 00:41:49,590
‫بیا بریم خونه.

893
00:41:51,024 --> 00:42:01,024
‫::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .::
‫« illusion , SuRouSH AbG »

894
00:42:05,120 --> 00:42:08,120
‫« .ما را در تلگرام دنبال کنید »
‫T.Me/AbG_Sub
‫T.Me/illusion_Sub

895
00:42:08,220 --> 00:42:11,220
‫« T.Me/Soroush_abg/llillusionll »
‫«« Soroushabg@Yahoo.Com »»

