‫﻿۱
00:00:16,200 --> 00:00:24,200
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#fcc۲۰۸">.: FilmoGen.Org :.</font>

2
00:00:24,300 --> 00:00:33,300
‫« ترجمه از ســــروش و حـسـیـن »
‫<font color="#۰۰c۴c۴">:.:.: SuRouSH AbG & HosseinTL :.:.:</font>

3
00:00:35,410 --> 00:00:36,910
‫ای جان!

4
00:00:41,250 --> 00:00:44,000
‫بذار شامپاینـو بریزم برات!

5
00:00:44,750 --> 00:00:46,090
‫می‌خوای بیای پیش‌مون؟

6
00:00:46,800 --> 00:00:48,050
‫پَ نَ پَ!

7
00:00:48,130 --> 00:00:50,880
‫فقط بذارید برم یه‌چیز راحت‌تر بپوشم

8
00:00:52,010 --> 00:00:53,140


9
00:00:57,520 --> 00:00:58,390
‫سلام علیکم

10
00:01:00,430 --> 00:01:02,850
‫،شنیده بودم اینجایی
‫واسه همین گفتم یه‌سری بهت بزنم

11
00:01:03,020 --> 00:01:05,900
‫نه، نه، ول‌مون کن، حاجی!
‫خدایی باید بری!

12
00:01:05,980 --> 00:01:08,570
‫،خب، حقیقتش، توقع استقبال گرم‌تری داشتم

13
00:01:08,650 --> 00:01:11,320
‫- «جناب «سیکتیر سِنده
‫- سوء تفاهم نشه

14
00:01:11,400 --> 00:01:15,320
‫واقعاً به‌خاطر اون همه پول و طلایی
‫که دفعۀ قبل بهم دادی، ممنونتـم

15
00:01:15,570 --> 00:01:17,580
‫ولی متأسفانه باید
‫یه‌موقع دیگه همـو ببینیم

16
00:01:17,660 --> 00:01:20,450
‫،چون برای اولین بار
‫اوضاع داره به وفق مرادم پیش میره

17
00:01:21,000 --> 00:01:23,830
‫،و هر موقع هم به پُستِ تو می‌خورم
‫اتفاقات بدی میفته

18
00:01:23,920 --> 00:01:26,790
‫صحیح. خب پس خیلی ناجور شد

19
00:01:27,460 --> 00:01:28,420
‫چرا؟

20
00:01:28,500 --> 00:01:30,130
‫،چون اتفاقاً قراره اتفاق بدی بیفته

21
00:01:30,210 --> 00:01:32,590
‫ولی مطمئن باش که
‫هیچ ارتباطی به من نداره

22
00:01:32,680 --> 00:01:33,970
‫چی میگی واسه خودت؟

23
00:01:34,050 --> 00:01:37,850
‫یکی الان از اون در میاد تو
‫و تو رو به قتل می‌رسونه

24
00:01:37,930 --> 00:01:39,060
‫ها؟

25
00:01:43,270 --> 00:01:45,400
‫خیلی می‌خندونیم!

26
00:01:45,480 --> 00:01:47,480
‫عمراً همچین اتفاقی نیفته

27
00:01:47,570 --> 00:01:48,820
‫عزیزم مطمئن باش که

28
00:01:48,900 --> 00:01:50,150
‫قطعاً این اتفاق میفته

29
00:01:50,820 --> 00:01:53,780
‫،در واقع، همین‌الانش ۲۰۰ بار اتفاق افتاده

30
00:01:53,860 --> 00:01:56,490
‫،و دوباره هم میفته
‫با شمارۀ پنج...

31
00:01:56,570 --> 00:01:58,740
‫،چهار، سه

32
00:01:58,830 --> 00:01:59,870
‫دو...

33
00:02:08,170 --> 00:02:09,630
‫این دیگه چه جهنمی بود؟

34
00:02:10,960 --> 00:02:12,472
‫زدی تو خال

35
00:02:15,840 --> 00:02:19,180
‫مقتول: «لی گارنر»، ۵۳ ساله، خلافکارِ حرفه‌ای

36
00:02:19,260 --> 00:02:22,270
‫،سرقت مسلحانه، دستبرد
‫ولی بیشتر دله‌دزدی می‌کنه

37
00:02:22,350 --> 00:02:25,350
‫البته شاید دیگه خیلیـم
‫،دله‌دزد به حساب نیاد

38
00:02:25,440 --> 00:02:27,150
‫چون کُل این «فوشیزل» مال خودشه

39
00:02:27,230 --> 00:02:28,110
‫چی چی؟

40
00:02:28,190 --> 00:02:30,480
‫،فوشیزل، اسم این قایقه‌ست
‫«فیشیزل»

41
00:02:30,570 --> 00:02:32,690
‫آها. علت مرگ؟

42
00:02:32,780 --> 00:02:35,490
‫اصابت گلوله به سینه
‫،راستی، نه که شلیک کافی نبوده

43
00:02:35,570 --> 00:02:38,280
‫قاتل این‌کارو هم کرده

44
00:02:38,570 --> 00:02:41,290
‫بُرش تمییز مُچ دست، بعد از مرگ

45
00:02:41,370 --> 00:02:42,830
‫هنوز دنبال دستشیم

46
00:02:44,870 --> 00:02:45,750
‫نظرت چیه؟

47
00:02:46,420 --> 00:02:47,370


48
00:02:48,080 --> 00:02:49,300
‫فکر کنم با این خوابیده بودم

49
00:02:50,290 --> 00:02:52,210
‫میز، صرفاً چون اتفاقی با اون

50
00:02:52,300 --> 00:02:54,220
‫،مقتول چند هفته قبل خوابیده بودی

51
00:02:54,300 --> 00:02:55,930
‫دلیل نمی‌شه که با همه‌شون
‫خوابیده باشی

52
00:02:56,010 --> 00:02:57,470
‫چطوری باید یادم بمونه، کلویی؟

53
00:02:57,550 --> 00:02:59,930
‫مقتولین رو یا آدمایی
‫که باهاشون خوابیدی؟

54
00:03:00,010 --> 00:03:00,970
‫- هر دو
‫- عجب..

55
00:03:01,060 --> 00:03:03,850
‫میز قشنگ داره نقشِ
‫لوسیفر جدیدت رو عیناً بازی می‌کنه

56
00:03:03,930 --> 00:03:06,350
‫خب، تو شغل جدیدش به‌عنوان
‫،شکارچی جایزه‌بگیرِ پلیس لس‌آنجلس

57
00:03:06,440 --> 00:03:08,520
‫خیلی لطف کرده
‫و تو حل‌کردنِ پرونده‌هام

58
00:03:08,600 --> 00:03:10,980
‫- کمکم کرده
‫- آره. انگار لوسیفر هنوز همین‌جاست

59
00:03:11,690 --> 00:03:12,980
‫ولی اینجا نیست

60
00:03:13,070 --> 00:03:15,490
‫خب لااقل شما تونستید
‫یه خداحافظی باهاش بکنید

61
00:03:15,690 --> 00:03:17,570
‫منو رسماً غال گذاشت رفت

62
00:03:17,660 --> 00:03:18,490
‫و ببینم چندوقته...

63
00:03:18,570 --> 00:03:20,950
‫دو ماه میشه که رفته فلوریدا

64
00:03:21,030 --> 00:03:23,290
‫- به کسب‌وکار خانوادگی‌شون کمک کنه؟
‫- اوهوم.. آره، فلوریدا

65
00:03:23,370 --> 00:03:24,330
‫همون‌جا رفته

66
00:03:24,410 --> 00:03:27,250
‫حتی جوابِ یه‌دونه از پیام‌ها
‫و دایرکت‌هامـم نداده

67
00:03:27,830 --> 00:03:31,170
‫حتی کلیپِ اون طوطیـه که
‫با موسیقیِ تکنو می‌رقصید

68
00:03:31,250 --> 00:03:33,800
‫بچه‌ها، قشنگ بال‌هاشـو باز می‌کنه
‫و همچین...

69
00:03:35,050 --> 00:03:39,640
‫و این‌ور و اون‌ور میره
‫و جر می‌خوری از خنده، ولی...

70
00:03:40,220 --> 00:03:42,970
‫،تا جایی که به من مربوط میشه
‫لوسیفر می‌تونه...

71
00:03:43,060 --> 00:03:44,395
‫می‌تونه بره به جهنم!

72
00:03:46,640 --> 00:03:48,640
‫بچه‌ها فکر نمی‌کنید که
‫رفته باشه جراحی زیبایی کنه؟

73
00:03:48,730 --> 00:03:50,060
‫هی، اِلن

74
00:03:50,560 --> 00:03:51,895
‫حواست به جوّ اتاق باشه

75
00:03:54,690 --> 00:03:56,400
‫کلویی، واقعاً معذرت می‌خوام

76
00:03:56,490 --> 00:03:58,830
‫نمی‌خواستم کلمۀ «ل»ـدار
‫رو پیش بکشم، فقط اینکه...

77
00:03:59,360 --> 00:04:01,530
‫آخه دلم واسه اون پسرۀ دیوونه
‫تنگ شده، می‌دونی؟

78
00:04:01,620 --> 00:04:02,870
‫عیـ... عیبی نداره

79
00:04:03,410 --> 00:04:04,740
‫کاملاً متوجه‌ام

80
00:04:05,450 --> 00:04:08,580
‫و راستشـم بخوای، انقدر سرم شلوغ بوده که...

81
00:04:08,660 --> 00:04:11,080
‫یعنی انقدر سر ما شلوغ بوده که

82
00:04:11,170 --> 00:04:15,000
‫اصلاً فرصت نشده که بشینم
‫و به اون قضیه فکر کنم.. جدی

83
00:04:15,380 --> 00:04:18,110
‫می‌دونید، اصلاً حتی...
‫اصلاً به فکرمم خطور نکرده

84
00:04:18,670 --> 00:04:20,880
‫بگذریم، حرف از کار شد...
‫سرنخی موجوده؟

85
00:04:20,970 --> 00:04:24,260
‫هنوز نه، ولی وقتی همه‌چی رو ببرم آزمایشگاه
‫چیزای بیشتری دستگیرمون می‌شه

86
00:04:24,350 --> 00:04:26,220
‫خیله‌خب، عالیه
‫اگر خبری شد بهم زنگ بزن

87
00:04:26,310 --> 00:04:27,350
‫ردیفه

88
00:04:27,430 --> 00:04:28,730
‫خب. حله

89
00:04:28,810 --> 00:04:32,317
‫،و تا اون‌موقع، مِیز
‫فکر می‌کنم ما جای دیگه کار داشته باشیم

90
00:04:33,480 --> 00:04:36,230


91
00:04:39,190 --> 00:04:40,740


92
00:04:42,660 --> 00:04:43,490


93
00:04:46,830 --> 00:04:48,040


94
00:04:48,910 --> 00:04:49,870


95
00:04:57,760 --> 00:04:58,880
‫خانوما می‌خواید برقصیم؟

96
00:04:59,720 --> 00:05:02,010
‫،چون از یک تا ده، شما دوتا ۹ هستید

97
00:05:02,090 --> 00:05:03,890
‫و ما.. یک‌هایی هستیم که کامل‌تون می‌کنن
‫[ ...پسرایی هستیم ]

98
00:05:05,390 --> 00:05:06,760
‫- نه، مرسی
‫- ممنون

99
00:05:24,820 --> 00:05:27,280
‫پس شما دوباره برگشتین

100
00:05:27,370 --> 00:05:28,370
‫آمندیل!

101
00:05:29,200 --> 00:05:30,250
‫چه خبرا؟

102
00:05:30,330 --> 00:05:31,620
‫آره دیگه، دستِ خودمون نیست

103
00:05:31,710 --> 00:05:33,420
‫،از وقتی که تو صاحب لاکس شدی

104
00:05:33,500 --> 00:05:34,790
‫خیلی خفن شده

105
00:05:34,880 --> 00:05:37,840
‫کم‌کم دارم می‌فهمم که چرا لوسیفر
‫انقدر از اینجا بودن لذت می‌برد

106
00:05:38,550 --> 00:05:40,210
‫آره

107
00:05:45,140 --> 00:05:46,100
‫ببخشید، خانوما

108
00:05:46,970 --> 00:05:47,810


109
00:05:51,600 --> 00:05:53,190
‫ببینم این موادفروشی بود من دیدم؟

110
00:05:53,270 --> 00:05:55,400
‫نه، حاجی. معلومه که نه

111
00:05:57,480 --> 00:05:58,900
‫ببین، من دیگه میرم، و...

112
00:06:01,490 --> 00:06:02,360
‫ببین منو

113
00:06:02,440 --> 00:06:05,570
‫،لاکس تحت مدیریتِ جدیده
‫و این یعنی قوانین جدید!

114
00:06:06,160 --> 00:06:08,200
‫هیچکس حق نداره تو کلوب من مواد بفروشه...

115
00:06:10,870 --> 00:06:12,960
‫بدون اینکه یه سهمی هم به من بده

116
00:06:21,460 --> 00:06:22,510
‫بفرما

117
00:06:24,550 --> 00:06:26,340
‫بریم که عشق و حالـو شروع کنیم

118
00:06:26,430 --> 00:06:27,340
‫آمین!

119
00:06:34,270 --> 00:06:36,480
‫پس یعنی من الان نمُردم؟

120
00:06:36,560 --> 00:06:39,480
‫،خب، همون‌طور که داشتم می‌گفتم
‫،قبل اینکه اون بی‌شعور مزاحم‌مون شه

121
00:06:39,570 --> 00:06:41,940
‫تو الان توی چرخۀ جهمنی
‫بی‌نهایتِ خودت قرار داری

122
00:06:42,030 --> 00:06:43,860
‫پس.. به جهنم خوش‌اومدی

123
00:06:44,240 --> 00:06:45,110
‫اینجا جهنمه؟

124
00:06:47,240 --> 00:06:49,320
‫نمی‌فهمم

125
00:06:49,410 --> 00:06:53,500
‫آتش الهی؟ عذاب ابدی؟
‫مفهوم سر راستیـه دیگه

126
00:06:53,580 --> 00:06:54,620
‫نه منظورم این بود که...

127
00:06:55,210 --> 00:06:56,080
‫یعنی خودِ جهنمه؟

128
00:06:57,120 --> 00:06:58,170
‫خودِ خودشه

129
00:06:58,250 --> 00:07:00,170
‫پس منو از این جهنم‌دره ببر بیرون!

130
00:07:00,250 --> 00:07:01,800
‫متأسفانه دستِ من نیست

131
00:07:01,880 --> 00:07:05,270
‫توی جهنم، آدم‌ها زندان‌بانِ خودشونن
‫تو خودت عامل اینجا اومدنتی

132
00:07:05,630 --> 00:07:08,180
‫پس خودمم پا می‌شم فلنگـو می‌بندم

133
00:07:13,470 --> 00:07:14,850
‫چه‌جوری آخه؟

134
00:07:14,930 --> 00:07:18,270
‫،هر دفعه همینـو میگه
‫و به این راحتیـا هم نیست

135
00:07:22,440 --> 00:07:23,780
‫ولی آخه چرا من اینجام؟

136
00:07:24,780 --> 00:07:27,650
‫خب، این دیگه بین خودت و گناه خودتـه

137
00:07:27,740 --> 00:07:29,360
‫،گناهتـه که تو رو آورده اینجا

138
00:07:29,570 --> 00:07:33,120
‫و همون گناهتـم از الان تا ابد الدّهر
‫شکنجه‌ت می‌کنه

139
00:07:33,790 --> 00:07:37,330
‫،و الانم دیگه قضیه داره خسته‌کننده میشه
‫پس بهتره من دیگه برم پی کارم

140
00:07:37,410 --> 00:07:38,330
‫بفرما

141
00:07:39,040 --> 00:07:41,040
‫از عذاب ابدی لذت ببر

142
00:07:41,170 --> 00:07:42,000
‫صبر کن، حاجی

143
00:07:42,090 --> 00:07:43,420
‫نباید بری

144
00:07:43,500 --> 00:07:45,260
‫نمی‌شه همین‌طوری
‫منو اینجا تنها بذاری

145
00:07:45,340 --> 00:07:46,590
‫نه، تنها نمی‌مونی

146
00:07:46,670 --> 00:07:51,050
‫اهریمن‌های من همیشه هستن که شکنجه‌ت کنن
‫و از این داستانـا، پس اخماتـو باز کن رفیق!

147
00:07:51,470 --> 00:07:53,060
‫لااقل بگو کی منو کُشت

148
00:07:53,140 --> 00:07:55,140
‫کار من.. دیگه این نیست

149
00:07:55,680 --> 00:07:59,230
‫شرمنده، ولی اینجا بیشتر
‫،برای تو و عذاب ابدیت ساخته شده

150
00:07:59,900 --> 00:08:00,730
‫خب؟

151
00:08:04,530 --> 00:08:06,152
‫ولی من همه‌چی داشتم

152
00:08:08,900 --> 00:08:11,620
‫یعنی.. این قایق قشنگ
‫،«توی ساحل «مارینا دل ری

153
00:08:11,700 --> 00:08:13,080
‫در و داف، پول...

154
00:08:13,580 --> 00:08:14,830
‫همه‌چی داشتم

155
00:08:17,700 --> 00:08:18,870
‫مارینا دل ری؟

156
00:08:26,260 --> 00:08:27,340
‫لس‌آنجلسـه

157
00:08:31,970 --> 00:08:32,800
‫می‌دونی...

158
00:08:33,680 --> 00:08:36,060
‫به احتمال زیاد می‌دونم
‫کی داره رو پرونده‌ت کار می‌کنه

159
00:08:37,270 --> 00:08:39,724
‫یه دوره‌ای واسه خودمون تیم خفنی بودیم

160
00:08:41,230 --> 00:08:42,060
‫یعنی...

161
00:08:42,770 --> 00:08:45,020
‫،واسه اونا کلاً چند ماه گذشته
‫،اندازۀ یه چشم‌بهم‌زدن

162
00:08:45,110 --> 00:08:46,730
‫ولی این پایین...

163
00:08:47,570 --> 00:08:49,610
‫خیلی خیلی بیشتر گذشته

164
00:08:52,450 --> 00:08:54,160
‫امروز روز شانستـه

165
00:08:54,240 --> 00:08:55,740
‫این‌طور که به‌نظر نمیاد

166
00:08:55,830 --> 00:08:58,910
‫می‌خوام یه‌کاری بکنم که
‫،سال‌هاست انجام ندادم

167
00:08:59,370 --> 00:09:00,660
‫به‌خاطر قدیم ندیمـا

168
00:09:01,080 --> 00:09:03,330
‫می‌خوام پروندۀ قتلت رو حل کنم

169
00:09:06,382 --> 00:09:09,382
‫فصل پنجم، قسمت اول
‫« شیطان افسرده »

170
00:09:16,760 --> 00:09:18,140
‫خب قراره چی‌کار کنیم؟

171
00:09:18,220 --> 00:09:21,310
‫قراره قاتل دوباره از اونجا وارد شه
‫و بهم شلیک کنه؟ آخه خیلی درد داشت

172
00:09:21,390 --> 00:09:25,110
‫معمولاً بله، ولی فرمانروای جهنم بودنِ من
‫مزایای خودشـو داره

173
00:09:26,610 --> 00:09:27,440
‫اوه اوه...

174
00:09:40,160 --> 00:09:43,210
‫می‌دونی، اهریمن‌ها نقشِ همه آدمای
‫توی چرخۀ جهنمیت رو بازی می‌کنن

175
00:09:43,420 --> 00:09:44,830
‫تحت کنترلِ منن

176
00:09:46,590 --> 00:09:47,750
‫«یه دست تکون بده، «بلیوس

177
00:09:49,210 --> 00:09:50,130
‫چه خبرا؟

178
00:09:50,550 --> 00:09:51,380
‫پس

179
00:09:52,090 --> 00:09:53,380
‫،اگه می‌تونی سر جاشون خشک‌شون کنی

180
00:09:53,470 --> 00:09:56,720
‫پس حتماً به‌راحتیم می‌تونی
‫بفهمی قاتل کیه، نه؟

181
00:09:56,800 --> 00:09:58,720
‫یعنی، به‌راحتی می‌تونم
‫اینو بکشم بالا و...

182
00:09:58,810 --> 00:09:59,850
‫پشمام!

183
00:10:00,390 --> 00:10:02,680
‫بازم باید بگم که
‫به این راحتیـا نیست

184
00:10:04,600 --> 00:10:07,690
‫ببین، چرخۀ جهنمی تو کاملاً
‫از خاطرات خودت تشکیل شده

185
00:10:07,770 --> 00:10:11,150
‫،تو هم چهرۀ قاتلت رو ندیدی
‫و در نتیجه اینم هیچی نیست

186
00:10:12,110 --> 00:10:13,280
‫دلخور نشی‌هـا، بلیوس

187
00:10:13,360 --> 00:10:16,160
‫و الانم دیگه برو استراحت کن
‫کاملاً حقتـه

188
00:10:17,780 --> 00:10:20,240
‫خب پس چطوری می‌خوایم
‫قاتل منو پیدا کنیم؟

189
00:10:20,990 --> 00:10:24,120
‫با یه کارآگاه‌گریِ کلاسیک، رفیق

190
00:10:24,210 --> 00:10:26,580
‫و از شانس تو هم
‫بهترین‌ها به من آموزش دادن

191
00:10:26,830 --> 00:10:28,420
‫پس.. قدم اول

192
00:10:29,380 --> 00:10:31,420
‫کی می‌خواسته تو رو بُکشه؟

193
00:10:32,710 --> 00:10:34,300
‫لی» به خیلی‌ها بدهی داشت»

194
00:10:34,590 --> 00:10:36,840
‫برادر من همیشه با
‫آدمای موردداری می‌گشت

195
00:10:37,300 --> 00:10:39,140
‫،پول نداشته‌شـو خرج می‌کرد

196
00:10:39,220 --> 00:10:41,720
‫،بدهی بالا می‌آورد
‫و واسه پرداختش دزدی می‌کرد

197
00:10:42,770 --> 00:10:43,770


198
00:10:45,020 --> 00:10:47,150
‫نورِ اینجا براتون زیاده، کارآگاه؟

199
00:10:47,440 --> 00:10:48,360
‫نه

200
00:10:48,440 --> 00:10:52,730
‫نه، من فقط یه‌کم الان..
‫به نور حساسیت دارم

201
00:10:53,360 --> 00:10:55,530
‫خب...
‫،وقتی برادرتون رو پیدا کردن

202
00:10:55,610 --> 00:10:59,120
‫تو قایق تفریحی گرون‌قیمتی بود
‫که مال خودشم بود

203
00:10:59,200 --> 00:11:00,950
‫شاید زندگی‌شـو از این‌رو به اون‌رو کرده

204
00:11:01,490 --> 00:11:02,330
‫آره

205
00:11:03,040 --> 00:11:04,580
‫اینکه سابقه نداشته

206
00:11:06,160 --> 00:11:07,790
‫برادر من آهن‌ربای

207
00:11:07,870 --> 00:11:09,670
‫آدمای بد و اتفاق‌های بد بود

208
00:11:09,750 --> 00:11:12,380
‫همیشه اسیرِ این چرخۀ سیاه بود

209
00:11:12,590 --> 00:11:14,748
‫احتمالاً موقتاً تو اوج بوده

210
00:11:15,800 --> 00:11:18,220
‫دیر یا زود بالأخره باید
‫از عرش به فرش می‌رسید

211
00:11:18,300 --> 00:11:21,930
‫نمی‌دونید چرا یه‌نفر باید بخواد
‫دستش رو قطع کنه؟

212
00:11:22,760 --> 00:11:24,350
‫دستش رو قطع کردن؟

213
00:11:26,180 --> 00:11:27,600
‫وای خدا، واسه چی؟

214
00:11:28,270 --> 00:11:29,810
‫ما هم می‌خوایم همینـو بفهمیم

215
00:11:30,980 --> 00:11:33,610
‫به‌نظرتون این‌کار پیام خاصی
‫توش نهفته نیست؟

216
00:11:35,240 --> 00:11:37,530
‫من سال‌هاست که لی رو ندیدم

217
00:11:38,860 --> 00:11:41,320
‫حتی دیگه نمی‌تونم بگم
‫واقعاً می‌شناختمش یا نه

218
00:11:42,780 --> 00:11:44,040
‫اگر این پیغامی چیزی بوده...

219
00:11:44,910 --> 00:11:47,160
‫چیزی نیست که من بتونم رمزیابیـش کنم

220
00:11:49,750 --> 00:11:51,330
‫دکر، سرنخ پیدا کردم

221
00:11:57,470 --> 00:11:58,510
‫بگیر بشین

222
00:11:59,760 --> 00:12:01,050
‫چیزی که به من گفتی
‫رو به اونم بگو

223
00:12:02,260 --> 00:12:04,310
‫آی! باشه بابا

224
00:12:08,690 --> 00:12:11,480
‫«چو افتاده که اون پسره «لی
‫رو «داگ کثیف» زده شَتَک کرده

225
00:12:13,020 --> 00:12:14,400
‫داگ کثیف دیگه کدوم خریه؟

226
00:12:14,480 --> 00:12:18,700
‫داگ سارگزین دیگه. طرف برگذارکنندۀ
‫بازی پوکر با ریسک بالای مافیاییِ تو «کلوب اِچ‌»ـه

227
00:12:19,700 --> 00:12:22,700
‫از داداشم «کِی‌سوئیس» شنیدم
‫که اونم از رفیقش «ایت‌بال» شنیده

228
00:12:22,780 --> 00:12:24,530
‫که لی پولِ زیادی بهش بدهکار بود

229
00:12:24,870 --> 00:12:26,160
‫،واسه همینم داگ دخلشـو آورد

230
00:12:26,580 --> 00:12:29,370
‫و بعدم دستش رو قطع کرد
‫که واسه بقیه درس عبرت بشه

231
00:12:29,870 --> 00:12:30,790


232
00:12:31,080 --> 00:12:32,170
‫چه درس عبرتی؟

233
00:12:32,290 --> 00:12:34,670
‫اگه بدهی‌تون رو ندین»
‫عین... دزدی می‌مونه»؟

234
00:12:35,050 --> 00:12:36,880
‫اگر نظر منو بخواید
‫،یه‌کمی زیاده‌روی کرده

235
00:12:36,960 --> 00:12:38,470
‫،ولی والا که پیامش رو رسوند

236
00:12:38,550 --> 00:12:41,640
‫چون منم یه بدهیِ گنده
‫به داگ کثیف دارم که ندارمـم پس بدم

237
00:12:41,720 --> 00:12:46,600
‫خب؟ واسه همینم پیچیده بودم به بازی، تا اینکه
‫این پرندۀ خشمگین‌تون نقشه‌مـو نقش بر آب کرد

238
00:12:52,980 --> 00:12:54,980
‫ظاهراً باید یه سر به داگ بزنیم

239
00:12:55,730 --> 00:12:57,730
‫- امثال داگ...
‫- صدتا وکیل می‌گیرن؟

240
00:12:57,820 --> 00:12:58,690
‫به محض دیدنِ پلیس

241
00:12:58,780 --> 00:13:00,110
‫- باید...
‫- یه آتو ازش گیر بیاریم

242
00:13:00,200 --> 00:13:01,740
‫- می‌دونم چی تو فکرتـه
‫- شاید تنها راهش همین باشه

243
00:13:01,820 --> 00:13:03,200
‫- یا چطوره...
‫- خطرناکه

244
00:13:03,280 --> 00:13:05,128
‫- پس چطوره...
‫- دست‌مون رو می‌خونه

245
00:13:06,870 --> 00:13:07,700


246
00:13:08,160 --> 00:13:09,410
‫یه فکری به سرم زد

247
00:13:11,120 --> 00:13:13,630
‫اصلاً و ابداً، میز!

248
00:13:13,710 --> 00:13:15,670
‫خجالت بکش واقعاً

249
00:13:15,750 --> 00:13:17,380
‫باشه بابا! باشه!

250
00:13:17,460 --> 00:13:19,380
‫- شیوۀ تو رو پیش می‌گیریم
‫- خوبه

251
00:13:19,460 --> 00:13:21,260
‫پس روی نقشه به توافق رسیدیم؟

252
00:13:21,420 --> 00:13:22,300
‫آره

253
00:13:22,380 --> 00:13:24,930
‫خودمون رو جای دو تا پوکربازِ حرفه‌ای
‫،جا می‌زنیم و وارد بازی‌شون می‌شیم

254
00:13:25,010 --> 00:13:27,644
‫،کاری می‌کنیم داگ سوتی بده
‫ازش پول می‌گیریم و بعدم اعتراف

255
00:13:28,640 --> 00:13:29,890
‫چیز خنده‌داری گفتیم؟

256
00:13:29,980 --> 00:13:31,140
‫سوء تفاهم نشه

257
00:13:31,230 --> 00:13:34,730
‫شما دوتا خوشگل هر وقت خواستین
‫به بازیِ پوکر من دعوتین، خب؟

258
00:13:35,810 --> 00:13:39,150
‫ولی بازی داگ کثیف
‫خودِ «اختصاصی»‌ـه

259
00:13:39,230 --> 00:13:40,530
‫خب؟ فقط با دعوت‌نامه، و...

260
00:13:41,360 --> 00:13:43,448
‫کسی هم شما رو دعوت نمی‌کنه

261
00:13:45,160 --> 00:13:47,620
‫یکی رو می‌شناسم که می‌تونست
‫برامون دعوت‌نامه گیر بیاره

262
00:13:48,030 --> 00:13:51,120
‫،تو نیازی به لوسیفر نداری
‫و منم احتیاجی به...

263
00:13:55,880 --> 00:13:57,920
‫خودم دعوت‌نامه رو جور می‌کنم

264
00:13:59,630 --> 00:14:00,460
‫حله

265
00:14:03,170 --> 00:14:05,220
‫- سلام! الا!
‫- سلام! چطوری؟

266
00:14:05,300 --> 00:14:06,680
‫خیلی ممنون که اومدی

267
00:14:06,760 --> 00:14:09,140
‫خب، من ممنونم که دعوتم کردی

268
00:14:09,220 --> 00:14:11,810
‫آره، هر چی خواسته بودی
‫،رو برات آوردم

269
00:14:11,890 --> 00:14:14,230
‫ولی تو پیغامت نگفتی
‫واسه چی می‌خواستی‌شون

270
00:14:14,310 --> 00:14:16,310
‫خب، البته که واسه چارلی‌ـه

271
00:14:17,060 --> 00:14:20,150
‫آره، می‌خواستم ببینم می‌تونی
‫بهش علوم یاد بدی

272
00:14:20,480 --> 00:14:24,530
‫آره، من شدیداً به پایۀ قوی
‫تو زمینه‌های «ع.ت.م.ر» اعتقاد دارم

273
00:14:24,650 --> 00:14:27,570
‫آها آره. علم و تکنولوژی و مهندسی و ریاضی

274
00:14:27,660 --> 00:14:29,200
‫فوق‌العاده مهمه

275
00:14:31,910 --> 00:14:33,910
‫ببینم مگه چارلی
‫حدود دو ماهش نیست؟

276
00:14:34,000 --> 00:14:35,750
‫آره می‌دونی چی تو فکرته

277
00:14:35,830 --> 00:14:38,170
‫ولی چارلی بچۀ خاصیـه

278
00:14:38,250 --> 00:14:41,800
‫آره. همۀ بچه‌ها از دیدِ مامان‌هاشون
‫خاصن دیگه، نه؟

279
00:14:41,880 --> 00:14:44,630
‫آره، نه، ولی چارلی واقعاً خاصـه

280
00:14:45,010 --> 00:14:46,760
‫- آره
‫- موسیقی کلاسیک..

281
00:14:46,840 --> 00:14:48,550
‫و درس علوم و پیلاتس کودک
‫هم واسه همینه

282
00:14:48,640 --> 00:14:51,470
‫همگی به‌خاطر استفاده از
‫پتانسیل واقعیش که...

283
00:14:52,180 --> 00:14:55,850
‫که چیزیـه که دنیا
‫تا به‌حال به خودش ندیده

284
00:14:55,940 --> 00:14:57,100
‫آره

285
00:14:57,190 --> 00:14:58,560
‫خب، بیا. الان نشونت میدم

286
00:14:59,900 --> 00:15:00,820
‫خب، چارلی

287
00:15:01,400 --> 00:15:04,860
‫چارلی، عنصر «بور» کدومه؟

288
00:15:07,070 --> 00:15:09,820
‫دیدی؟ آره! همینه...

289
00:15:09,910 --> 00:15:12,330
‫آره، قندعسل، خودشه!
‫آفرین!

290
00:15:12,410 --> 00:15:13,290
‫آره

291
00:15:13,370 --> 00:15:15,160
‫دیدی، این بور ـه

292
00:15:15,250 --> 00:15:20,000
‫خدای من! آره واقعاً.. محشر بود

293
00:15:20,090 --> 00:15:22,550
‫آره! بچه‌دار شدن موهبت بزرگیه

294
00:15:23,420 --> 00:15:25,090
‫خودت تا حالا به بچه‌دار شدن فکر کردی؟

295
00:15:25,970 --> 00:15:26,840


296
00:15:26,970 --> 00:15:30,760
‫گمونم، آره خب
‫یعنی ولی، می‌دونی...

297
00:15:31,100 --> 00:15:34,430
‫الان یه‌جورایی بخش مَرد معادله خالیه

298
00:15:34,520 --> 00:15:38,600
‫و این دختر هم خیلی
‫تو انتخابِ مرد بد سلیقه‌ست

299
00:15:39,730 --> 00:15:42,400
‫نمی‌دونم چرا جذبِ پسرای لاشی می‌شم

300
00:15:44,230 --> 00:15:47,070
‫می‌دونی، واسه یه بارم که شده حس می‌کنم...

301
00:15:48,070 --> 00:15:50,820
‫حقم یه پسر خوبه، می‌دونی؟

302
00:15:52,620 --> 00:15:55,290
‫پس درس علوم. چهارشنبه‌ها ۱۱ صبح؟

303
00:15:55,370 --> 00:15:57,580
‫برنامۀ کاریتـو چک کردم
‫و اون روزت خالیـه

304
00:15:59,710 --> 00:16:02,250
‫آره حتماً. چهارشنبه عالیه

305
00:16:13,970 --> 00:16:15,890
‫این بوی چیه؟

306
00:16:16,220 --> 00:16:17,270
‫بوی موفقیت

307
00:16:18,560 --> 00:16:19,640
‫عطر گیاهیـه، حاجی

308
00:16:19,730 --> 00:16:21,560
‫چیزی که داری بوش می‌کنی، اسمش «ساکسس»‌ـه
‫[ موفقیت ]

309
00:16:21,650 --> 00:16:23,270
‫عطر «استرنگث»ـم تموم شده، ولی اگه بخوای..
‫[ قدرت ]

310
00:16:26,480 --> 00:16:27,780
‫می‌تونم یه مقدار «هوپ» بهت بدم
‫[ امید ]

311
00:16:27,860 --> 00:16:28,860
‫معجزه می‌کنه

312
00:16:29,280 --> 00:16:30,160
‫نه، ممنون

313
00:16:30,240 --> 00:16:32,570
‫مطمئنی؟ دست بردار
‫همه به کمی «امید» نیاز دارن

314
00:16:32,660 --> 00:16:34,240
‫- نیازی نیست
‫- نه؟ باشه

315
00:16:34,330 --> 00:16:35,660
‫خیله‌خب، خیله‌خب

316
00:16:36,490 --> 00:16:39,910
‫خب می‌بینم که قشنگ
‫درگیرِ این داستان اصلاح نفس شدی

317
00:16:40,000 --> 00:16:42,630
‫آره حاجی. آره، من واقعاً وضع خوبی نداشتم

318
00:16:43,130 --> 00:16:44,750
‫دست‌وپنجه نرم‌کردن با
‫اون همه گناه و عذاب‌وجدان

319
00:16:44,840 --> 00:16:45,800
‫ولی می‌دونی چیه؟

320
00:16:46,170 --> 00:16:47,880
‫،شروع کردم به کار کردن روی خودم

321
00:16:47,960 --> 00:16:49,300
‫و الحق که بیدار شدم

322
00:16:49,670 --> 00:16:53,890
‫ما انسان‌ها اصلاً از ذره‌ای از
‫پتانسیل انسانی‌مونـم استفاده نمی‌کنیم

323
00:16:55,180 --> 00:16:57,100
‫- تا حالا ورزش «کراس‌فیت» کردی؟
‫- نه

324
00:16:57,180 --> 00:16:58,810
‫ای بابا بی‌خیال! نه!

325
00:16:58,890 --> 00:17:01,140
‫ولی ببین دَن
‫می‌خوام بدونی که بنظرم

326
00:17:01,230 --> 00:17:03,310
‫این وقتی که به خودت اختصاص دادی...

327
00:17:03,400 --> 00:17:04,440
‫واقعاً چیز خوبیه

328
00:17:04,520 --> 00:17:06,190
‫خب ممنون، داداش
‫مرسی

329
00:17:06,980 --> 00:17:08,690
‫چه خبر؟
‫چرا اومدی اینجا؟

330
00:17:09,570 --> 00:17:10,820
‫برای گزارشِ یه جرم

331
00:17:11,740 --> 00:17:14,870
‫آمندیل، بابا شورشی‌بازی
‫رو بذارش کنار

332
00:17:14,950 --> 00:17:17,870
‫نمی‌شه که به‌خاطر پیاده‌روی با بی‌احتیاطی
‫و آشغال ریختن ملت رو دستگیر کنی

333
00:17:18,290 --> 00:17:20,580
‫تابلو گذاشته بود خب
‫مسلماً ممنوع بود

334
00:17:21,580 --> 00:17:22,830
‫بابا پسره ۳ سالش بود

335
00:17:22,920 --> 00:17:24,540
‫خب، این یکی کلاً فرق داره، دن

336
00:17:24,630 --> 00:17:27,050
‫،الان دیگه نفوذی شدم
‫،توی لاکس مأمور مخفی شدم

337
00:17:27,130 --> 00:17:28,630
‫،گناه‌کده‌ی لوسیفر

338
00:17:28,710 --> 00:17:32,970
‫و بالأخره اعتمادِ یه موادفروش خفن
‫رو جلب کردم

339
00:17:33,380 --> 00:17:36,430
‫- باید بی‌خیالِ این کارا شی، پسر
‫- دن، من می‌خوام کمک کنم

340
00:17:40,560 --> 00:17:41,680
‫احتیاج دارم که کمک کنم

341
00:17:42,980 --> 00:17:43,810
‫خب؟

342
00:17:45,400 --> 00:17:48,230
‫احتیاج دارم که کمک کنم
‫دنیا جای امن‌تری بشه

343
00:17:49,480 --> 00:17:51,900
‫ببین شاید اولش از در اشتباهی
‫وارد شده باشم، ولی...

344
00:17:53,860 --> 00:17:55,280
‫این پروندۀ درست‌وحسابی‌ایه، دن

345
00:17:55,870 --> 00:17:58,620
‫یه پروندۀ حسابی علیه
‫یه موادفروش واقعی

346
00:18:01,500 --> 00:18:03,620
‫خودت عامل تحول باش، مگه نه؟

347
00:18:06,365 --> 00:18:07,889
‫[ خودت عامل تحول باش ]

348
00:18:12,590 --> 00:18:15,090
‫بهت که گفتم دعوت‌نامه‌ی
‫بازی پوکر داگ کثیف رو گیر میارم

349
00:18:15,510 --> 00:18:17,180
‫منم شکی بهت نداشتم، همکار

350
00:18:19,100 --> 00:18:20,220
‫میز، این خون‌ـه؟

351
00:18:20,890 --> 00:18:22,100
‫بد به دلت راه نده

352
00:18:28,690 --> 00:18:30,610
‫اینو پوشیده بودی؟

353
00:18:30,690 --> 00:18:32,610
‫ببین حاجی، عاشقِ این کت‌شلوارم

354
00:18:32,860 --> 00:18:35,530
‫و بله، قشنگ یادمه
‫اون‌موقع که انقدر به یارو بدهکار شدم

355
00:18:35,610 --> 00:18:37,990
‫این خوشگله رو پوشیده بودم

356
00:18:38,070 --> 00:18:39,410
‫بعد بدهیت چه‌قدر بود؟

357
00:18:39,490 --> 00:18:42,750
‫حدود ۷۰۰ هزار دلار، بگی نگی

358
00:18:42,830 --> 00:18:44,500
‫،واسه همچین مبلغی
‫حاضر بودم خودم بکشمت

359
00:18:46,250 --> 00:18:47,080
‫اول شما

360
00:18:53,670 --> 00:18:55,590
‫عجب چرخۀ جهنمی بی‌نظیری

361
00:18:55,680 --> 00:18:58,930


362
00:18:59,550 --> 00:19:02,810


363
00:19:02,890 --> 00:19:05,390


364
00:19:06,600 --> 00:19:09,690


365
00:19:09,770 --> 00:19:13,110


366
00:19:13,440 --> 00:19:16,780


367
00:19:16,950 --> 00:19:20,370


368
00:19:20,700 --> 00:19:23,410
‫،شهر فرشتگان
‫دلم برات لک زده بود

369
00:19:24,000 --> 00:19:24,830
‫هی

370
00:19:25,790 --> 00:19:26,830
‫این همونیه که بهش بدهکارم

371
00:19:26,920 --> 00:19:27,870
‫داگ کثیف

372
00:19:37,510 --> 00:19:38,590
‫شب‌تون بخیر، خانما

373
00:19:40,470 --> 00:19:41,300
‫سلام

374
00:19:41,390 --> 00:19:42,260
‫شب‌تون بخیر

375
00:19:43,470 --> 00:19:45,430
‫ما اومدیم پوکر بازی کنیم

376
00:19:56,440 --> 00:19:57,820
‫نباید اون‌قدرا هم سخت باشه

377
00:19:57,900 --> 00:20:00,030
‫،فقط باید ببازیم
‫و یه بدهیِ گنده بالا بیاریم

378
00:20:00,110 --> 00:20:01,950
‫بعد داگ کثیف میاد سراغ‌مون

379
00:20:02,030 --> 00:20:03,620
‫- حله
‫- خب، خوبه

380
00:20:09,960 --> 00:20:11,000
‫ما رو ببخشید

381
00:20:12,290 --> 00:20:14,630
‫واسه چی می‌شینی سر جای من؟

382
00:20:14,710 --> 00:20:16,550
‫تو باید نقش همراه نازمـو بازی کنی

383
00:20:16,630 --> 00:20:18,970
‫برو بابا! یه نگاه به خودت کردی؟
‫پلنگ‌تر از نمی‌شد بشی!

384
00:20:19,050 --> 00:20:21,470
‫- من یه کت و شلوار معقول پوشیدم
‫- آخرین باری که پوکر بازی کردی کِی بوده؟

385
00:20:21,550 --> 00:20:23,600
‫دقیقاً
‫هدف هم باختنـه

386
00:20:25,680 --> 00:20:26,520
‫باشه

387
00:20:27,520 --> 00:20:30,810
‫- ممنون
‫- تو بازی کن، عزیزم

388
00:20:31,770 --> 00:20:34,440
‫وای خدای بزرگ
‫خدای بزرگ

389
00:20:35,320 --> 00:20:37,030
‫«پوکر «تگزاس هولدم

390
00:20:37,110 --> 00:20:38,240
‫وای چه هیجان‌انگیز

391
00:20:39,240 --> 00:20:41,820
‫خب، از این داگ کثیف
‫چی می‌تونی بهم بگی؟

392
00:20:42,620 --> 00:20:43,780
‫،چیز خاصی که نمی‌دونم

393
00:20:43,870 --> 00:20:46,910
‫فقط اینکه خیلی آدم
‫قدرتمند و ترسناکی به‌نظر میاد

394
00:20:47,080 --> 00:20:49,620
‫اینکه مشخصـه
‫طرف کچله و رو گردنش تتو داره

395
00:20:53,210 --> 00:20:54,710
‫اگه کلویی بود چی‌کار می‌کرد؟

396
00:20:55,420 --> 00:20:56,800
‫آها آره!

397
00:20:56,880 --> 00:20:59,510
‫تمام اطلاعات سابقش رو بهم بده

398
00:20:59,590 --> 00:21:00,930
‫سابقۀ جنایی چطور؟

399
00:21:01,180 --> 00:21:03,970
‫جریمۀ رانندگی، یا دیر برگردوندنِ کتاب به کتابخونه؟

400
00:21:04,510 --> 00:21:06,350
‫آخه من این چیزا رو از کجا بدونم؟

401
00:21:09,270 --> 00:21:10,940
‫یعنی هیچی نمی‌تونی بهم بگی؟

402
00:21:11,270 --> 00:21:12,310
‫نه والا

403
00:21:12,400 --> 00:21:14,980
‫خب همچین مطمئنم که اون منو کُشته
‫این رو می‌دونم

404
00:21:15,770 --> 00:21:17,400
‫ولی خب ما که رفیق فابریک نبودیم

405
00:21:17,480 --> 00:21:19,610
‫حاجی، دیگه نمی‌دونم
‫چی می‌خوای ازم

406
00:21:24,240 --> 00:21:26,160
‫ممنون

407
00:21:27,330 --> 00:21:29,080
‫دکر، داری چی‌کار می‌کنی؟

408
00:21:29,160 --> 00:21:30,790
‫دارم می‌برم، باورت میشه؟

409
00:21:30,870 --> 00:21:33,040
‫آره، قرار بود ببازی

410
00:21:33,500 --> 00:21:34,790
‫می‌دونم، ولی آخه من هیچ‌وقت نمی‌برم

411
00:21:37,130 --> 00:21:38,380


412
00:21:40,380 --> 00:21:41,380
‫خیله‌خب بابا

413
00:21:44,390 --> 00:21:45,430
‫همه‌ش

414
00:21:47,010 --> 00:21:49,310
‫این آغاز پایانِ من بود

415
00:21:49,390 --> 00:21:51,430
‫خوبه خوبه
‫بالأخره داریم به جاهای جذابش می‌رسیم

416
00:21:51,520 --> 00:21:53,190
‫خب، حالا چی میشه؟

417
00:21:53,690 --> 00:21:57,980
‫حالا داگ بهم اعتبار قرضی پیشنهاد میده
‫که منم متأسفانه قبولش می‌کنم

418
00:22:03,490 --> 00:22:06,160
‫واقعاً یه مدت خوب داشتی برد می‌کردیـا

419
00:22:06,240 --> 00:22:07,740
‫بله. همین‌طوره

420
00:22:08,790 --> 00:22:11,370
‫خب می‌دونی، اگر دوست دارید به
‫،عشق‌وحال و بازی ادامه بدید

421
00:22:12,040 --> 00:22:13,210
‫می‌تونم بهتون اعتبار قرضی بدم

422
00:22:13,500 --> 00:22:14,420


423
00:22:14,790 --> 00:22:17,210
‫،یه سؤالی در همین مورد
‫اگه نتونم پول‌تون رو پس بدم چی می‌شه؟

424
00:22:18,040 --> 00:22:19,840
‫آره. یه چیزایی شنیدیم

425
00:22:19,920 --> 00:22:21,380
‫درمورد کشته‌شدنِ آدمـا

426
00:22:23,170 --> 00:22:26,090
‫،منظورت
‫البته که فرضاً..

427
00:22:26,180 --> 00:22:28,010
‫یه آقایی در مارینا دل ری‌ـه

428
00:22:29,760 --> 00:22:32,850
‫،ببینید، من مرد منطقی‌ای هستم
‫تا وقتی که تلاش کنید پولمـو پس بدید

429
00:22:33,770 --> 00:22:37,150
‫،یا که می‌تونید به‌جاش یه قایق بخرید
‫و آخرشم یه گلوله بخوره تو سرتون

430
00:22:37,230 --> 00:22:38,310


431
00:22:38,730 --> 00:22:40,650
‫از نظر من که این اعتراف بود

432
00:22:40,730 --> 00:22:42,320
‫میز، نه دقیقاً

433
00:22:42,400 --> 00:22:44,700
‫یادت رفته؟
‫گلوله به سینۀ لی اصابت کرده بود

434
00:22:47,410 --> 00:22:48,320
‫همین؟

435
00:22:48,410 --> 00:22:51,540
‫اعتبار قرضیش اینه؟
‫همین‌طوری یه سکۀ طلا بهت میده؟

436
00:22:51,620 --> 00:22:54,870
‫نه قراردادی؟ نه ضمانتی، و نه تهدیدی؟

437
00:22:55,290 --> 00:22:56,120
‫همین

438
00:22:58,040 --> 00:23:02,130
‫خب، باید یه مدرک محکم‌تری برای
‫اثباتِ قاتل‌بودن داگ وجود داشته باشه

439
00:23:02,210 --> 00:23:03,800
‫یه سرنخ پنهان

440
00:23:05,170 --> 00:23:06,510
‫یه نشونه

441
00:23:06,970 --> 00:23:08,640
‫خب، باید اطلاعات بیشتری بهم بدی

442
00:23:08,720 --> 00:23:11,180
‫یه‌چیزی، هر چی، کارآگاه

443
00:23:12,470 --> 00:23:13,390
‫کی؟

444
00:23:18,650 --> 00:23:21,520
‫تو به هیچ دردی نمی‌خوری

445
00:23:22,150 --> 00:23:25,280
‫کل این پرونده وقت تلف‌کردنی بیش نیست
‫یعنی...

446
00:23:25,990 --> 00:23:27,610
‫اینجا حتی لس‌آنجلس هم نیست

447
00:23:33,790 --> 00:23:34,700
‫و تو...

448
00:23:36,660 --> 00:23:37,949
‫تو هم اون نیستی

449
00:23:39,170 --> 00:23:41,631
‫یه لحظه وایسا ببینم
‫شماها از کجا می‌دونید «لی» چطوری مُرده؟

450
00:23:41,790 --> 00:23:42,880
‫پلیس‌اید؟

451
00:23:43,130 --> 00:23:46,260
‫،درسته، دوست کثیفِ من
‫و چطوره باهامون بیای

452
00:23:46,340 --> 00:23:49,180
‫و توضیح بدی که چرا الکی میگی
‫قتل لی کارِ تو بوده؟

453
00:23:49,260 --> 00:23:50,640
‫نگاه کی داره فرار می‌کنه

454
00:23:52,310 --> 00:23:53,220
‫تو همین‌جا بمون

451
00:24:29,720 --> 00:24:32,090
‫خب، هنوز این کباب خیابونیت رو شناسایی نکردیم

452
00:24:32,180 --> 00:24:34,350
‫ولی این همراهش بود. کالیبر ۴۵

453
00:24:34,430 --> 00:24:36,100
‫- مثل همونی که باهاش لی رو کشتن
‫- آره

454
00:24:36,180 --> 00:24:39,730
‫و حس عنکبوتیم میگه که
‫این آلت قتاله‌مونه

455
00:24:39,810 --> 00:24:41,600
‫ولی برسم آزمایشگاه بیشتر
‫سر درمیارم

456
00:24:41,690 --> 00:24:43,310
‫باشه، حله

457
00:24:48,070 --> 00:24:48,950
‫تو...

458
00:24:50,070 --> 00:24:52,320
‫میخوای بری تو کارش الن؟

459
00:24:54,950 --> 00:24:56,080
‫منظورت چیه؟

460
00:24:56,160 --> 00:24:57,200
‫سر منو گول نمال

461
00:24:57,750 --> 00:25:00,540
‫میتونی بچسبونیش به دیوار و...

462
00:25:01,290 --> 00:25:02,120
‫لاشو وا کنی

463
00:25:03,330 --> 00:25:04,210
‫وای خدا

464
00:25:05,500 --> 00:25:06,550
‫میز، این چه...

465
00:25:07,170 --> 00:25:09,760
‫خیلی حرفت مسخره‌ست، خب؟ من...

466
00:25:10,840 --> 00:25:12,970
‫من دیگه با پسرای لاشی کاری ندارم

467
00:25:13,340 --> 00:25:14,550
‫- حله؟
‫- حله

468
00:25:15,260 --> 00:25:16,810
‫هر چی تو بگی

469
00:25:18,470 --> 00:25:20,060
‫فرمانروا مورنینگ‌استار؟

470
00:25:22,270 --> 00:25:24,310
‫یکی هست که باید ببینین

471
00:25:25,770 --> 00:25:26,860
‫من کجام؟

472
00:25:37,870 --> 00:25:40,330
‫ای بابا، شرمنده‌ها. خیلی چندشه

473
00:25:41,080 --> 00:25:43,040
‫شما همون کاراگاهی؟

474
00:25:43,120 --> 00:25:47,960
‫من اهریمنم. فرمانروا لوسیفر
‫منو فرستاد که یه پیغام درباره پرونده برسونم

475
00:25:48,050 --> 00:25:48,920
‫لوسیفر

476
00:25:50,510 --> 00:25:51,670
‫حالش چطوره؟

477
00:25:51,760 --> 00:25:54,680
‫پادشاه جهنمه، پس حالش ردیفه

478
00:25:55,600 --> 00:25:57,680
‫خواست بهتون بگم...

479
00:25:59,270 --> 00:26:01,310
‫اونجا که انبارش کردی گاوصندوقه

480
00:26:01,390 --> 00:26:03,230
‫چی؟ چی رو؟

481
00:26:03,310 --> 00:26:04,810
‫همونی که انبار کردی؟

482
00:26:04,900 --> 00:26:06,110
‫انبار؟

483
00:26:06,480 --> 00:26:08,070
‫کجا؟

484
00:26:08,150 --> 00:26:09,900
‫نمیدونم والا، شما انبارش کردی

485
00:26:09,980 --> 00:26:11,570
‫وایسا ببینم، من انبارش کردم؟

486
00:26:11,650 --> 00:26:14,610
‫آره، اونجا که انبارش کردی گاوصندوقه.
‫ای بابا

487
00:26:15,070 --> 00:26:17,120
‫این بدن له‌تر از اونه
‫که ازش کار بکشم

488
00:26:17,200 --> 00:26:18,450
‫ولی فهمیدی دیگه

489
00:26:19,450 --> 00:26:21,950
‫عه، اون مزکین ـه؟

490
00:26:22,040 --> 00:26:22,910
‫صبر کن!

491
00:26:23,710 --> 00:26:24,580
‫دکر...

492
00:26:24,670 --> 00:26:26,460
‫چیکار کردی؟ جسد رو جابه‌جا کردی؟

493
00:26:29,380 --> 00:26:31,050
‫اینم از این

494
00:26:31,800 --> 00:26:34,340
‫گروموس گفت پیغام رسیده بهش

495
00:26:34,800 --> 00:26:38,350
‫یعنی الان اهریمنت یهویی پرید تو بدن اون بابا؟

496
00:26:39,430 --> 00:26:41,720
‫و به کاراگاه چیزی که نیاز بود رو گفت

497
00:26:41,970 --> 00:26:44,850
‫تا بتونه هر کی که به قتل رسوندتت
‫رو دستگیر کنه

498
00:26:44,940 --> 00:26:46,060
‫لازم نیست ازم تشکر کنی

499
00:26:46,400 --> 00:26:49,190
‫خب، برگرد سر شکنجه‌ات

500
00:26:49,940 --> 00:26:51,280
‫منم برگردم سر شکنجه‌ی خودم

501
00:26:53,570 --> 00:26:54,490
‫هی حاجی...

502
00:26:55,990 --> 00:26:58,030
‫همش از یه کاراگاهی حرف میزنی

503
00:26:59,950 --> 00:27:00,790
‫کی هست حالا؟

504
00:27:01,660 --> 00:27:02,870
‫یکی که خیلی وقت پیش...

505
00:27:03,620 --> 00:27:05,000
‫ترکش کردم

506
00:27:05,670 --> 00:27:07,420
‫انگار آدم خیلی مهمی بوده

507
00:27:09,790 --> 00:27:11,300
‫بیشتر از اونکه فکرش رو بکنی

508
00:27:14,220 --> 00:27:15,340
‫درک میکنم حاجی

509
00:27:16,220 --> 00:27:17,760
‫منم آدمایی رو ترک کردم

510
00:27:18,390 --> 00:27:19,550
‫آدمایی که برام مهمن

511
00:27:20,680 --> 00:27:21,720
‫مثل خواهرم، مِگ...

512
00:27:22,890 --> 00:27:26,190
‫یه دنیا دوستش داشتم ولی...
‫اونم ول کردم

513
00:27:27,400 --> 00:27:28,600
‫حالا دیگه دیر شده

514
00:27:31,860 --> 00:27:33,480
‫اسم کاراگاه تو چیه؟

515
00:27:33,570 --> 00:27:34,530
‫خب...

516
00:27:35,280 --> 00:27:37,950
‫من که همیشه کاراگاه صداش میکردم ولی...

517
00:27:39,200 --> 00:27:40,030
‫اسمش...

518
00:27:43,080 --> 00:27:45,330
‫ای حرومزاده‌ی زرنگ

519
00:27:47,080 --> 00:27:48,120
‫آفرین

520
00:27:48,710 --> 00:27:51,460
‫خواستی حواسم رو پرت کنی
‫که باهات همدردی کنم

521
00:27:51,540 --> 00:27:54,920
‫به این امید که از شکنجه‌ی ابدی
‫خلاصت کنم، آره؟

522
00:27:55,010 --> 00:27:57,380
‫نه حاجی، اینجوریا نیست!

523
00:27:57,470 --> 00:28:00,970
‫آخه شیطان افسرده‌‌ای بنظر میای

524
00:28:07,810 --> 00:28:08,810
‫خب آره

525
00:28:08,890 --> 00:28:11,940
‫میدونی شاید یه بخش کوچیک وجودم
‫امیدوار بود که کمکم کنی

526
00:28:12,020 --> 00:28:13,900
‫چند بار باید بهت بگم

527
00:28:13,980 --> 00:28:16,740
‫تا فرو بره تو اون مغز فندقیت؟

528
00:28:16,820 --> 00:28:19,410
‫این قضیه همش تقصیر خودته!

529
00:28:19,490 --> 00:28:20,950
‫میدونی چیه اصن؟ برو به درک!

530
00:28:21,370 --> 00:28:23,370
‫اگه دلت می‌خواست میتونستی
‫کمکم کنی

531
00:28:23,450 --> 00:28:25,830
‫فکر میکردم تو رئیس اینجایی

532
00:28:25,910 --> 00:28:27,370
‫مگه "پادشاه جهنم" نیستی؟

533
00:28:27,460 --> 00:28:30,750
‫واقعاً میخوای بدونی چرا اینجایی؟

534
00:28:31,540 --> 00:28:32,380
‫آره؟

535
00:28:33,170 --> 00:28:35,380
‫خب، بذار نشونت بدم

536
00:28:38,720 --> 00:28:40,470
‫- تادا! رسیدیم
‫- عه، هیس!

537
00:28:40,550 --> 00:28:42,850
‫چارلی وسط کلاس زبان ژاپنیشه

538
00:28:42,930 --> 00:28:44,140
‫- آها
‫- آره

539
00:28:44,220 --> 00:28:45,890
‫شرمنده. سروصدا نمیکنیم

540
00:28:48,230 --> 00:28:51,850
‫واقعاً ممنون که از تریکسی مراقبت میکنی.
‫فقط یکم طول میکشه

541
00:28:51,940 --> 00:28:53,730
‫منم خیلی وقته میخوام بچه رو ببینم

542
00:28:53,810 --> 00:28:55,520
‫نه بابا، خواهش میکنم

543
00:28:55,610 --> 00:28:57,530
‫میدونی، چارلی خیلی با بچه‌ها خوبه

544
00:28:57,610 --> 00:28:59,700
‫می‌خواستم اینارم بهت پس بدم

545
00:28:59,780 --> 00:29:00,740
‫آها، بله

546
00:29:00,820 --> 00:29:02,360
‫ممنون که بهم قرضشون دادی

547
00:29:02,620 --> 00:29:04,490
‫- عجب، پس همشون رو خوندی؟
‫- اوهوم

548
00:29:04,580 --> 00:29:07,040
‫آره. مثل فشنگ همه رو خوندم

549
00:29:07,120 --> 00:29:08,080
‫بسیار خردمندانه بود

550
00:29:08,750 --> 00:29:11,080
‫واقعاً لذت میبرم از اینکه یاد میگیرم
‫حقیقت خودم رو زندگی کنم

551
00:29:11,170 --> 00:29:12,370
‫بازم داری؟

552
00:29:12,960 --> 00:29:16,590
‫خب، این تمام کتاب‌های خودیاری‌ایه
‫که من دارم

553
00:29:17,760 --> 00:29:21,760
‫شاید بهتره اول بذاری
‫اینا یکم اثرشون رو بذارن

554
00:29:22,220 --> 00:29:23,140
‫شاید

555
00:29:26,890 --> 00:29:27,850
‫پس ژاپنی، آره؟

556
00:29:27,930 --> 00:29:30,350
‫آره، خب چارلی یه مقدار
‫از یوگا خسته شده بود

557
00:29:30,430 --> 00:29:32,850
‫برای همین زمان هنرشناسی در موزه
‫رو انداختم عقب

558
00:29:32,940 --> 00:29:35,520
‫و یه کلاس زبان کم فشار جاش گذاشتم

559
00:29:35,610 --> 00:29:36,900
‫عجب برنامه‌ای واقعاً

560
00:29:36,980 --> 00:29:38,900
‫آره. آره واقعاً. خیلی هم کار میبره

561
00:29:38,980 --> 00:29:42,070
‫ولی بخاطر تربیت کردن
‫بهترین بچه‌ی ممکنه

562
00:29:42,150 --> 00:29:43,320
‫خیلی خاصه

563
00:29:43,410 --> 00:29:44,740
‫آره

564
00:29:45,120 --> 00:29:47,280
‫همه فکر میکنیم بچه‌مون
‫میتونه رو آب راه بره، نه؟

565
00:29:47,950 --> 00:29:48,950
‫به این فکر نکرده بودم

566
00:29:50,580 --> 00:29:52,830
‫کنسل کردن کلاس شنا

567
00:29:57,290 --> 00:29:58,710
‫میدونی، یکی از چیزایی

568
00:29:59,260 --> 00:30:01,550
‫که از این همه کتاب خوندن
‫و اینا دستگیرم شده

569
00:30:01,970 --> 00:30:02,930
‫و همینطور از بابا بودن...

570
00:30:03,010 --> 00:30:04,840
‫- خب
‫- اینه که بهترین بخش زندگی

571
00:30:04,930 --> 00:30:05,930
‫پدر یا مادر بودن...

572
00:30:06,390 --> 00:30:08,180
‫اینه که میتونی شل بگیری
‫و ازش لذت ببری

573
00:30:09,810 --> 00:30:12,430
‫لیندا، حواست باشه که
‫قدر لحظه‌ها رو بدونی

574
00:30:12,520 --> 00:30:13,350
‫آره، میدونم

575
00:30:13,440 --> 00:30:14,850
‫کاملاً میدونم

576
00:30:14,940 --> 00:30:16,730
‫وایسا ببینم، این چه صداییه؟

577
00:30:24,860 --> 00:30:27,410
‫این اولین باره که میخنده

578
00:30:27,990 --> 00:30:29,030
‫دو ماهشه

579
00:30:29,660 --> 00:30:30,870
‫واقعاً پیشرفته‌ست

580
00:30:31,370 --> 00:30:33,750
‫کاری نداره. فقط باید براش
‫شکلک دربیاری

581
00:30:47,850 --> 00:30:52,220
‫اثر انگشت صاریغ له‌شده‌مون
‫مال ورنون گیل ـه. ۳۷ ساله

582
00:30:52,310 --> 00:30:55,390
‫آدمکش معروف، برای سازمان‌های
‫خلافکاری خرده‌پا کار میکنه

583
00:30:55,480 --> 00:30:58,020
‫و حدسم درست بود

584
00:30:58,110 --> 00:31:01,480
‫تفنگی که ازش برداشتم
‫با گلوله‌ای که لی گارنر رو کشته مطابقت داره

585
00:31:01,570 --> 00:31:04,860
‫۲۰ هزار تا نقد هم تو صندوق عقب
‫ماشین یارو پیدا کردم

586
00:31:04,950 --> 00:31:06,950
‫نرخ آدمکشی قراردادی هم همینقدره

587
00:31:07,030 --> 00:31:09,490
‫پس گیل ماشه رو کشیده،
‫ولی کی بهش پول داده لی رو بکشه؟

588
00:31:09,580 --> 00:31:11,330
‫- شاید داگ کثیف اجیرش کرده
‫- فکر نکنم

589
00:31:11,410 --> 00:31:12,830
‫من با دوست‌پسر الن حرف زدم

590
00:31:12,910 --> 00:31:14,120
‫- اون دوست‌پسـ...
‫- دیشب اومد

591
00:31:14,200 --> 00:31:17,080
‫و گیل گفت تهدیدش کرده بابت
‫به گردن گرفتن قتل لی

592
00:31:17,170 --> 00:31:18,830
‫گفته "برای کار و کاسبی‌مون خوب نیست"

593
00:31:18,920 --> 00:31:20,040
‫بعد رفته سراغ پوکرش

594
00:31:20,130 --> 00:31:21,460
‫یکی دیگه گیل رو اجیر کرده

595
00:31:21,750 --> 00:31:24,970
‫عجب. خب، من...

596
00:31:25,970 --> 00:31:27,010
‫شاید یه سرنخ داشته باشم

597
00:31:27,970 --> 00:31:29,720
‫بدون من سرنخ پیدا کردی؟ کجا؟

598
00:31:31,850 --> 00:31:33,470
‫نمیتونم بگم

599
00:31:33,850 --> 00:31:35,310
‫اوه!

600
00:31:35,390 --> 00:31:38,100
‫خبرچین سری. بله

601
00:31:38,770 --> 00:31:40,860
‫- بله
‫- باید از جاسوست محافظت کنی

602
00:31:40,940 --> 00:31:42,820
‫- هوای طرف رو داری. دمت گرمه
‫- آره

603
00:31:42,900 --> 00:31:44,780
‫خب، بگو سرنخت رو

604
00:31:45,110 --> 00:31:46,110
‫بله. چیزه...

605
00:31:49,370 --> 00:31:52,120
‫"اونجایی که انبارش کردی گاوصندوقه"

606
00:31:52,200 --> 00:31:53,200
‫چی رو انبار کردم؟

607
00:31:53,290 --> 00:31:55,290
‫وایسا ببینم، تو انبار کردی یا این؟

608
00:31:55,370 --> 00:31:56,660
‫"تو انبار کردی و گاوصندوقه"

609
00:31:56,750 --> 00:31:58,710
‫- آخه من چی انبار کردم؟
‫- نه، تو نه

610
00:31:58,790 --> 00:32:00,960
‫کی چی انبار کرده؟ خیلی گیج شدم

611
00:32:01,040 --> 00:32:02,170
‫منم گیج شدم

612
00:32:02,250 --> 00:32:03,420
‫برای همین دارم به شما میگم

613
00:32:03,750 --> 00:32:06,840
‫"انبارش کردی"
‫"انبارش کردی"

614
00:32:06,920 --> 00:32:08,840
‫ایول! می‌دونستم آشناست

615
00:32:08,930 --> 00:32:09,840
‫"انبارش..."

616
00:32:10,140 --> 00:32:11,430
‫صورتحساب کارت اعتباری لی

617
00:32:11,510 --> 00:32:14,810
‫اون بطور منظم مبلغی رو پرداخت میکرده
‫به یه انباری تو پاکویما به اسم...

618
00:32:15,270 --> 00:32:16,180
‫"انبارش کردی"

619
00:32:16,270 --> 00:32:18,810
‫عالیه. خوبه.
‫بریم یه سر بزنیم

620
00:32:18,890 --> 00:32:20,440
‫حالا کدوم خبرچین این سرنخ رو بهت داده؟

621
00:32:25,650 --> 00:32:30,030
‫یه اتفاق خیلی عجیبی
‫برای جسد گیل افتاد

622
00:32:41,210 --> 00:32:42,330


623
00:32:43,250 --> 00:32:45,630
‫یه ماشین داشتم کپی همین

624
00:32:45,710 --> 00:32:46,550


625
00:32:48,470 --> 00:32:49,720
‫ماشین خودمه که

626
00:32:51,430 --> 00:32:52,260
‫الان کجاییم؟

627
00:32:52,340 --> 00:32:54,430
‫ریشه‌ی چرخه‌ی جهنمیت

628
00:32:57,270 --> 00:32:59,140
‫وای نه. اینجا نه

629
00:33:03,270 --> 00:33:05,320
‫حالا چرا قضیه اهریمنه
‫رو بهم نگفتی؟

630
00:33:05,860 --> 00:33:07,940
‫جسدهای ناقص، اهریمن‌های جهنمی...

631
00:33:08,360 --> 00:33:09,820
‫اینا راست کار خودمن، کلویی

632
00:33:09,900 --> 00:33:12,870
‫آره، ببخشید.
‫آخه خیلی سریع اتفاق افتاد

633
00:33:12,950 --> 00:33:15,950
‫و یهو غافلگیر شدم که
‫اونجوری از لوسیفر خبر رسید

634
00:33:19,290 --> 00:33:20,160
‫بازه

635
00:33:42,310 --> 00:33:44,650
‫مگ؟

636
00:33:59,160 --> 00:34:00,500
‫خیلی‌خب کایل

637
00:34:00,580 --> 00:34:02,620
‫اگه میخوای تو کلوب من مواد بفروشی

638
00:34:02,710 --> 00:34:04,710
‫باید یه سری مقررات وضع کنیم

639
00:34:04,790 --> 00:34:07,210
‫من روال کار مدیریت قبلی رو ترجیح میدم

640
00:34:07,290 --> 00:34:08,340


641
00:34:09,130 --> 00:34:10,840
‫هر کی سرش تو کار خودش بود

642
00:34:10,920 --> 00:34:12,510
‫گذشته‌ها گذشته کایل

643
00:34:13,010 --> 00:34:14,970
‫اومدم از آینده باهات حرف بزنم داداش

644
00:34:15,550 --> 00:34:17,680
‫پس پیشنهاد میکنم خودت رو وفق بدی

645
00:34:19,720 --> 00:34:21,770
‫خب برنامه چیه؟

646
00:34:21,850 --> 00:34:25,650
‫از الان هر چی می‌فروشی
‫۲۰ درصدش میرسه به من

647
00:34:25,730 --> 00:34:26,690
‫معامله‌مون اینه

648
00:34:27,560 --> 00:34:28,860
‫تنها معامله‌ی ممکن همینه

649
00:34:31,820 --> 00:34:32,650
‫هر چی تو میگی

650
00:34:34,150 --> 00:34:35,450
‫اینجا انقدر مشتری هست

651
00:34:35,910 --> 00:34:37,320
‫که جفتمون کلی سود میکنیم

652
00:34:37,910 --> 00:34:39,450
‫تند نرو آقا کوچولو

653
00:34:40,040 --> 00:34:42,330
‫اگه قراره تو کلوب من مواد بفروشی

654
00:34:42,410 --> 00:34:45,870
‫باید بدونم جنس بالاترین
‫کیفیت رو داره، میگیری چی میگم؟

655
00:34:46,380 --> 00:34:47,380
‫میگیرم

656
00:34:47,460 --> 00:34:48,880
‫خیلی‌خب، ببینیم پس

657
00:34:58,720 --> 00:35:00,180
‫از اینا زیاد داریم

658
00:35:00,260 --> 00:35:02,310
‫جنس ردیفی بنظر میاد

659
00:35:03,100 --> 00:35:04,890
‫پلیس! دستاتو ببر بالا

660
00:35:04,980 --> 00:35:05,980
‫دستا بالا!

661
00:35:09,440 --> 00:35:10,320
‫تکون نخور

662
00:35:13,490 --> 00:35:14,440
‫یعنی چی؟

663
00:35:14,610 --> 00:35:16,160
‫موادها رو از کی میگیری؟

664
00:35:16,530 --> 00:35:18,200
‫کایل؟ بگو!

665
00:35:18,530 --> 00:35:19,370
‫از...

666
00:35:19,450 --> 00:35:20,580
‫کسی نمیگیرم

667
00:35:20,660 --> 00:35:22,040
‫مواد رو از کجا آوردی؟

668
00:35:23,080 --> 00:35:23,950
‫مامانم

669
00:35:25,500 --> 00:35:26,790
‫تازه کمرش رو عمل کرده

670
00:35:28,330 --> 00:35:29,290
‫اینجا چیزی نیست

671
00:35:29,880 --> 00:35:31,210
‫همین یه کیفه

672
00:35:34,050 --> 00:35:36,430
‫همین الان گفتی بازم هست، پس کو؟

673
00:35:36,510 --> 00:35:38,300
‫می‌خواستم از بابابزرگم کش برم

674
00:35:40,470 --> 00:35:42,510
‫میخواد کیسه صفراش رو برداره

675
00:35:59,280 --> 00:36:01,240
‫دن، فقط می‌خواستم دنیا رو...

676
00:36:02,370 --> 00:36:03,740
‫جای امن‌تری کنم برای...

677
00:36:03,830 --> 00:36:04,660
‫چارلی

678
00:36:07,410 --> 00:36:08,250
‫آره

679
00:36:10,500 --> 00:36:12,250
‫پدر بودن چیز عجیبیه

680
00:36:14,300 --> 00:36:15,550
‫وقتی تریکسی به دنیا اومد

681
00:36:16,420 --> 00:36:17,510
‫سعی کردم اَبَرپلیس باشم

682
00:36:18,510 --> 00:36:20,260
‫و تا میتونم خلافکار بگیرم

683
00:36:21,930 --> 00:36:22,930
‫بعد فهمیدم...

684
00:36:23,600 --> 00:36:26,600
‫از بین بردن تمام خطرات دنیا
‫مثل جا دادن اقیانوس تو بطریه

685
00:36:30,690 --> 00:36:32,190
‫میخوای چارلی رو در امان نگه داری؟

686
00:36:34,070 --> 00:36:35,530
‫فقط پیشش باش

687
00:36:37,570 --> 00:36:38,610
‫بابای خوبی باش

688
00:36:45,870 --> 00:36:47,450
‫چطور تونستی منو بیاری اینجا؟

689
00:36:49,040 --> 00:36:50,120
‫پس شناختی؟

690
00:36:51,920 --> 00:36:53,460
‫البته که شناختی، خاطرات خودته

691
00:36:53,540 --> 00:36:55,050
‫این خونه پدر و مادرمه

692
00:36:57,590 --> 00:36:59,010
‫خونه‌ای که توش بزرگ شدم

693
00:37:00,430 --> 00:37:03,010
‫۱۵ ساله اینجا رو ندیدم

694
00:37:04,760 --> 00:37:05,600
‫مگ...

695
00:37:05,970 --> 00:37:08,600
‫تازه بچه‌ش، خواهرزاده‌ام به دنیا اومده بود

696
00:37:10,390 --> 00:37:12,020
‫این جشن سیسمونیش بود

697
00:37:13,690 --> 00:37:16,650
‫این آخرین باری بود
‫که کل خانواده‌ام دور هم جمع شدن

698
00:37:18,490 --> 00:37:20,860
‫مامانم بعدش مریض شد

699
00:37:22,990 --> 00:37:23,950
‫مُرد

700
00:37:25,780 --> 00:37:27,660
‫بابام هم بعدش

701
00:37:33,330 --> 00:37:35,210
‫این آخرین فرصتم بود

702
00:37:35,670 --> 00:37:37,420
‫ولی نرفتم تو

703
00:37:40,260 --> 00:37:43,010
‫اینجا رو از رسیدهای کارت اعتباریش پیدا کردم

704
00:37:43,090 --> 00:37:45,600
‫همش از خودم می‌پرسیدم
‫چرا دستش رو بریدن

705
00:37:46,140 --> 00:37:48,310
‫بعد این گاوصندوق بیومتریک رو دیدم

706
00:37:49,220 --> 00:37:50,640
‫با دستش بازش کردن

707
00:37:50,730 --> 00:37:52,440
‫حتماً پولش رو اینجا نگه می‌داشته

708
00:37:54,560 --> 00:37:57,150
‫گاوصندوق توی انباریِ "انبارش کردی"

709
00:37:57,230 --> 00:37:59,780
‫لوسیفر اینو می‌خواست بهم بگه.
‫موضوع این گاوصندوقه

710
00:38:00,150 --> 00:38:01,280
‫دیگه کی خبر داشت؟

711
00:38:01,360 --> 00:38:02,570
‫نمیدونم

712
00:38:03,860 --> 00:38:06,330
‫گروه قبلیش شاید.
‫به اونا خیلی نزدیک بود

713
00:38:06,410 --> 00:38:09,950
‫حتماً یکی گیل رو اجیر کرده که لی رو بکشه
‫و دستش به پول برسه

714
00:38:11,290 --> 00:38:12,910
‫می‌خواستی با اون تفنگ چیکار کنی؟

715
00:38:13,000 --> 00:38:15,000
‫صداتون رو شنیدم.
‫هول کردم

716
00:38:15,080 --> 00:38:17,210
‫تفنگ لی رو برداشتم
‫که از خودم محافظت کنم

717
00:38:17,290 --> 00:38:18,670
‫گفتم شاید...

718
00:38:19,250 --> 00:38:22,340
‫چه میدونم، قاتلش برگشته و اینا

719
00:38:24,300 --> 00:38:27,890
‫حقیقتش نمیدونم چیکار میکردم
‫اگه واقعاً قاتل لی اومده بود

720
00:38:28,510 --> 00:38:29,720
‫خیلی عصبانی بودم

721
00:38:30,390 --> 00:38:34,140
‫زحمت زیادیه اونم برای
‫برادری که ولش کردی

722
00:38:35,810 --> 00:38:36,650
‫آره

723
00:38:37,230 --> 00:38:38,900
‫همش به خودم گفتم مهم نیست

724
00:38:38,980 --> 00:38:41,440
‫و برام مهم نیست که رفته ولی...

725
00:38:42,070 --> 00:38:44,820
‫مرگش خیلی روم تأثیر گذاشته

726
00:38:46,280 --> 00:38:48,280
‫- حقیقت اینه که...
‫- دلت براش تنگ شده

727
00:38:50,240 --> 00:38:53,000
‫هر روز چشمم به در بود
‫که بیاد تو خونه

728
00:38:54,040 --> 00:38:56,790
‫انگار الان دیگه باید قبول کنم
‫که هیچوقت برنمیگرده خونه

729
00:39:00,210 --> 00:39:01,880
‫خیلی‌خب. میبرمت خونه

730
00:39:05,380 --> 00:39:07,680
‫میخوام یه سری وسایل لی رو بردارم
‫اگه اشکالی نداره

731
00:39:09,550 --> 00:39:10,510
‫باشه، راحت باش

732
00:39:12,970 --> 00:39:15,600
‫حالا چیکار کنیم؟
‫بریم چند نفرو لت و پار کنیم

733
00:39:15,690 --> 00:39:16,940
‫و گروه قبلی لی رو پیدا کنیم؟

734
00:39:17,850 --> 00:39:21,110
‫عه... میز، راستش بنظرم بهتره...

735
00:39:22,860 --> 00:39:25,400
‫وقت بذارم تا یه سری چیزا رو هضم کنم

736
00:39:26,110 --> 00:39:27,240
‫چی شده؟

737
00:39:29,070 --> 00:39:32,700
‫خب، بنظرم یه مدته
‫دارم فرار میکنم از کنار اومدن با این حقیقت که...

738
00:39:33,120 --> 00:39:34,450
‫لوسیفر برنمیگرده

739
00:39:35,040 --> 00:39:35,910
‫یا...

740
00:39:36,870 --> 00:39:38,710
‫به این نتیجه رسیدی که بهش نیاز نداری

741
00:39:40,130 --> 00:39:42,840
‫ما به اون نیاز نداریم

742
00:39:43,460 --> 00:39:44,710
‫یا به هر کس دیگه

743
00:39:45,170 --> 00:39:46,680
‫کلویی، من و تو...

744
00:39:48,180 --> 00:39:49,090
‫با هم خوبیم

745
00:39:50,720 --> 00:39:51,600
‫میز...

746
00:39:57,140 --> 00:39:59,520
‫موضوع اینه که من...
‫من خوب نیستم

747
00:40:00,270 --> 00:40:02,110
‫و فکر نمیکنم تو هم حالت خوب باشه

748
00:40:03,360 --> 00:40:05,940
‫نمیدونم بین تو و حوا دقیقاً
‫چه اتفاقی افتاده

749
00:40:06,030 --> 00:40:07,110
‫الان مسئله حوا نیست

750
00:40:07,900 --> 00:40:08,740
‫ولی...

751
00:40:09,780 --> 00:40:10,740
‫خب؟ این...

752
00:40:11,030 --> 00:40:14,200
‫موضوع حوا نیست.
‫موضوع چیزیه که جلو چشممونه

753
00:40:14,580 --> 00:40:16,370
‫همینجا و همین لحظه، من و تو

754
00:40:16,460 --> 00:40:18,500
‫میز، میدونم اینکه ولت کنن
‫چه حسی داره

755
00:40:19,370 --> 00:40:22,210
‫میدونی، منم خودمو غرق کار و...

756
00:40:22,880 --> 00:40:24,960
‫بیرون رفتن با تو کردم که...

757
00:40:25,960 --> 00:40:27,630
‫مجبور نشم قبولش کنم و...

758
00:40:30,470 --> 00:40:34,010
‫فکر میکنم من و تو میخوایم با
‫این همکاریمون یه خلاء رو پر کنیم

759
00:40:34,100 --> 00:40:35,970
‫که جای کس دیگه‌ای بوده

760
00:40:37,890 --> 00:40:38,770
‫پس...

761
00:40:40,560 --> 00:40:45,070
‫بنظرم بهتره که دیگه...

762
00:40:46,570 --> 00:40:47,610
‫با هم کار نکنیم

763
00:40:51,280 --> 00:40:52,120
‫آره

764
00:40:53,490 --> 00:40:54,370
‫فکر خوبیه

765
00:40:58,290 --> 00:41:00,080
‫جهنم چه‌ها که نمیکنه

766
00:41:00,170 --> 00:41:02,420
‫پس جشن سیسمونی خواهرته، آره؟

767
00:41:02,500 --> 00:41:06,420
‫چه شب سرورآمیزی،
‫پر از صمیمیت و شادی

768
00:41:06,510 --> 00:41:08,010
‫واقعاً جشنیه برای بزرگداشت زندگی

769
00:41:08,090 --> 00:41:09,930
‫خب، برو دیگه. برو داخل

770
00:41:11,760 --> 00:41:12,680
‫نمیتونم

771
00:41:12,760 --> 00:41:15,890
‫معلومه که میتونی. خیلی ساده‌ست.
‫راحت در رو باز کن و برو تو

772
00:41:16,350 --> 00:41:18,930
‫- من رو اونجا نمیخوان
‫- خودشون دعوتت کردن، مگه نه؟

773
00:41:19,020 --> 00:41:20,020
‫جدی نگفتن خب

774
00:41:20,100 --> 00:41:22,310
‫بیخیال. بازم بهونه!

775
00:41:22,400 --> 00:41:23,310
‫بهونه مثل سوراخ کونه

776
00:41:23,400 --> 00:41:25,270
‫همه دارن،
‫ولی کسی نمیخواد صداشو بشنوه

777
00:41:25,360 --> 00:41:28,280
‫- من هیچ بهونه‌ای نمیارم
‫- جدی؟

778
00:41:28,360 --> 00:41:31,030
‫خب، کل خانواده‌ات اون توئه.
‫ولی تو اینجایی

779
00:41:31,950 --> 00:41:32,780
‫چرا؟

780
00:41:34,200 --> 00:41:35,410
‫چون میترسی؟

781
00:41:37,040 --> 00:41:37,910
‫بترسم؟

782
00:41:38,950 --> 00:41:41,370
‫چرا باید از دیدن خانواده‌ی خودم بترسم؟

783
00:41:41,710 --> 00:41:43,120
‫چون میدونی

784
00:41:43,210 --> 00:41:45,840
‫که اگه پاتو بذاری تو خونه،
‫دیر یا زود

785
00:41:45,920 --> 00:41:48,380
‫دوباره گند میزنی میره، نه؟

786
00:41:49,210 --> 00:41:53,890
‫شاید دو روز طول بکشه، دو ماه،
‫یا دو سال. ولی بالاخره گند میزنی

787
00:41:54,390 --> 00:41:57,220
‫بانک میزنی یا ماشین می‌دزدی

788
00:41:57,600 --> 00:41:58,850
‫یه دارایی خانوادگی رو به خطر میندازی

789
00:41:58,930 --> 00:42:00,480
‫اجتناب‌ناپذیره

790
00:42:00,560 --> 00:42:04,270
‫دیر یا زود،
‫قراره دوباره...

791
00:42:04,690 --> 00:42:06,770
‫ناامیدشون کنی!

792
00:42:12,070 --> 00:42:14,530
‫پس ترجیح میدی
‫تا ابد دور بمونی

793
00:42:18,080 --> 00:42:18,950
‫حق با توئه

794
00:42:21,000 --> 00:42:22,660
‫همش حقیقته

795
00:42:24,000 --> 00:42:24,920
‫آره

796
00:42:30,670 --> 00:42:33,550
‫الان موضوع فقط من نیستم، درسته؟

797
00:42:36,010 --> 00:42:37,640
‫اصلاً اینجا جهنم کیه؟

798
00:42:43,230 --> 00:42:46,100
‫بعد لی من رو برد که فیلم "اره" رو ببینیم

799
00:42:47,020 --> 00:42:48,820
‫اولین فیلم بزرگسالانمون بود

800
00:42:49,440 --> 00:42:50,280
‫خیلی...

801
00:42:58,450 --> 00:43:00,240
‫تو، تفنگت رو بذار رو پیشخون

802
00:43:01,750 --> 00:43:02,660
‫خیلی‌خب

803
00:43:04,370 --> 00:43:06,000
‫همین الان

804
00:43:06,460 --> 00:43:07,920
‫بیاین آروم باشیم

805
00:43:13,340 --> 00:43:14,220
‫تو "راد"ـی

806
00:43:15,470 --> 00:43:16,590
‫قبلاً با لی هم‌خونه‌ای بودی

807
00:43:17,680 --> 00:43:18,800
‫کشتیش؟

808
00:43:18,890 --> 00:43:20,970
‫اون برادر بی‌عرضه‌ات چاره‌ای برامون نذاشت

809
00:43:21,060 --> 00:43:23,270
‫هنوز سهم مأموریت قبلیمون رو نداده

810
00:43:23,680 --> 00:43:25,390
‫پول گاوصندوق کجاست؟

811
00:43:25,600 --> 00:43:26,980
‫مگه دست شما نیست؟

812
00:43:28,100 --> 00:43:29,900
‫وقتی رسیدیم اونجا
‫گاوصندوق خالی بود

813
00:43:32,400 --> 00:43:33,570
‫کجاش خنده داره؟

814
00:43:35,240 --> 00:43:36,360
‫معلومه که نیست

815
00:43:36,780 --> 00:43:37,700
‫تو برادرم رو می‌شناختی

816
00:43:37,780 --> 00:43:40,240
‫حتماً فکر کرده میتونه
‫توی کازینو دو برابرش کنه یا...

817
00:43:40,620 --> 00:43:42,870
‫چه میدونم، واسه یه قایق کوفتی
‫خرجش کرده

818
00:43:44,660 --> 00:43:46,460
‫انقدر لفتش نده و پولمون رو بده

819
00:43:46,540 --> 00:43:47,540
‫پول دست منه

820
00:43:48,830 --> 00:43:50,090
‫همینجاست

821
00:43:50,170 --> 00:43:51,380
‫تو کیفه

822
00:43:58,180 --> 00:43:59,180
‫بخواب زمین!

827
00:44:12,110 --> 00:44:14,030
‫ببینم مطمئنی اینجا جهنم منـه؟

828
00:44:16,900 --> 00:44:19,110
‫- خب، می‌خواستی مال کی باشه؟
‫- نمی‌دونم

829
00:44:19,200 --> 00:44:21,320
‫ولی به‌نظرم تو اینجا
‫فقط داری خودتـو شکنجه می‌کنی

830
00:44:21,410 --> 00:44:23,490
‫حرفای مسخره نزن

831
00:44:23,910 --> 00:44:27,330
‫مگه یادت رفته که این چرخۀ جهنمی توئه؟
‫آخه چه ارتباطی به من داره؟

832
00:44:27,410 --> 00:44:28,580
‫همین‌طوری میگم

833
00:44:28,670 --> 00:44:32,000
‫تو می‌تونستی هر لحظه‌ای رو برای
‫شکنجۀ من انتخاب کنی، ولی اینو انتخاب کردی

834
00:44:32,090 --> 00:44:34,920
‫خب به‌خاطر این بود که مشخصاً
‫این واسه تو دردناک‌ترین لحظه بوده

835
00:44:35,000 --> 00:44:38,130
‫بله، تو هم که اصلاً
‫همچین حسی به این لحظه نداری

836
00:44:38,220 --> 00:44:40,300
‫این هیچ ارتباطی به من نداره

837
00:44:41,390 --> 00:44:43,180
‫من اینجام چون شاه جهنم‌ام

838
00:44:43,260 --> 00:44:45,220
‫این کارمـه. وظیفه‌مـه

839
00:44:45,310 --> 00:44:47,140
‫حالا کی داره بهانه‌تراشی می‌کنه؟

840
00:44:48,770 --> 00:44:50,457
‫ولی من که باید خوب بدونم، نه؟

841
00:44:50,730 --> 00:44:53,060
‫آخه من تمام عمرم رو
‫،مشغول بهانه‌تراشی بودم

842
00:44:53,270 --> 00:44:59,610
‫و هزاران دلیل چرت‌وپرتی که برای چی
‫پونزده سالِ تمام با خانواده‌م قطع رابطه کردم

843
00:45:01,070 --> 00:45:04,200
‫خب.. حقیقت اینه که باید از
‫اون ماشین لعنتی پیاده می‌شدم

844
00:45:04,660 --> 00:45:06,490
‫و از اون در می‌رفتم تو

845
00:45:09,160 --> 00:45:10,790
‫من فرصتمـو از دست دادم

846
00:45:11,580 --> 00:45:12,670
‫تو چی؟

847
00:45:16,960 --> 00:45:21,550
‫سادگیِ خودمحورانۀ شما انسان‌ها
‫هر روز منو شگفت‌زده‌م می‌کنه

848
00:45:23,850 --> 00:45:27,600
‫چطور می‌تونی خودتـو با من مقایسه کنی؟

849
00:45:29,600 --> 00:45:32,230
‫من از سر مسئولیت‌شناسیم اینجام

850
00:45:32,310 --> 00:45:34,360
‫اهریمن‌ها شورش کرده بودن

851
00:45:34,440 --> 00:45:36,320
‫باید از بشریت محافظت می‌کردم!

852
00:45:36,400 --> 00:45:38,360
‫- باید از اون محافظت می‌کردم!
‫- شاه مورنینگ استار

853
00:45:38,440 --> 00:45:39,490
‫چیه!؟

854
00:45:39,780 --> 00:45:41,737
‫این پسره از اون کارآگاهـه خبر آورده

855
00:45:47,040 --> 00:45:47,990
‫بیا اینجا

856
00:45:49,500 --> 00:45:52,290
‫الان تیراندازی رو بس می‌کنن
‫و مجبور میشن که خشاب‌شونـو پُر کنن

857
00:45:52,370 --> 00:45:53,580
‫تو هم همون‌موقع فرار می‌کنی

858
00:45:53,670 --> 00:45:55,000
‫من حواس‌شون رو پرت می‌کنم
‫حاضری؟

859
00:45:55,080 --> 00:45:56,710
‫نه، نه، نمی‌تونم
‫نه نمی‌تونم!

860
00:45:56,800 --> 00:45:58,300
‫مگ، گوش کن ببین چی میگم

861
00:45:58,880 --> 00:46:01,340
‫تو می‌تونی
‫ما اینجا نمی‌میریم. آماده شو

862
00:46:13,020 --> 00:46:14,100
‫چی شد؟

863
00:46:15,730 --> 00:46:18,110
‫سلام، آدم بدهای عزیز

864
00:46:18,980 --> 00:46:20,570
‫این خُل و چلـه دیگه کیه؟

865
00:46:21,070 --> 00:46:23,296
‫امیدوارم دیر به مهمونی نرسیده باشم

866
00:46:55,060 --> 00:46:56,770
‫گفتم شاید بخوای یه دستی برسونم، ولی...

867
00:46:57,560 --> 00:46:59,431
‫انگاری یکی زودتر از من این‌کارو کرده

868
00:47:09,927 --> 00:47:20,213
‫« ترجمه از ســــروش و حـسـیـن »
‫<font color="#۰۰c۴c۴">:.:.: SuRouSH AbG & HosseinTL :.:.:</font>

869
00:47:23,590 --> 00:47:25,470
‫لوسیفر، همه‌چی مرتبه؟

870
00:47:25,550 --> 00:47:27,090
‫فرق کردی

871
00:47:30,470 --> 00:47:32,850
‫خب، برای شما
‫کلاً یکی دو ماه گذشته

872
00:47:33,560 --> 00:47:35,310
‫،ولی این پایین
‫گذر زمان متفاوتـه

873
00:47:36,390 --> 00:47:38,900
‫واسه من هزاران سال گذشته

874
00:47:40,980 --> 00:47:42,860
‫ولی تنها چیزی که بهم انگیزه می‌داد...

875
00:47:44,860 --> 00:47:46,070
‫فکر و خیالِ تو بود

876
00:47:51,780 --> 00:47:54,120


877
00:47:54,660 --> 00:47:59,040


878
00:47:59,130 --> 00:48:03,130


879
00:48:03,210 --> 00:48:06,130


880
00:48:08,010 --> 00:48:11,140


881
00:48:11,430 --> 00:48:15,140


882
00:48:15,600 --> 00:48:19,810


883
00:48:19,900 --> 00:48:23,230


884
00:48:24,860 --> 00:48:28,910


885
00:48:29,860 --> 00:48:32,870


886
00:48:32,990 --> 00:48:37,750


887
00:48:38,040 --> 00:48:40,830


888
00:48:41,250 --> 00:48:44,000


889
00:48:44,250 --> 00:48:47,970


890
00:48:48,340 --> 00:48:51,970


891
00:48:52,350 --> 00:48:54,640


892
00:48:58,100 --> 00:49:02,610


893
00:49:02,690 --> 00:49:05,570


894
00:49:05,650 --> 00:49:10,530


895
00:49:10,820 --> 00:49:13,120


896
00:49:14,200 --> 00:49:16,700


897
00:49:17,080 --> 00:49:21,120


898
00:49:23,580 --> 00:49:26,170
‫پس نمی‌خوای بری اون بالا
‫و به رفیق دخترت کمک کنی؟

899
00:49:26,590 --> 00:49:29,090
‫من با تمام وجودم به کارآگاه ایمان دارم

900
00:49:29,170 --> 00:49:30,050
‫اون...

901
00:49:30,760 --> 00:49:32,720
‫قشنگ از پس خودش بر میاد

902
00:49:35,260 --> 00:49:36,180
‫من..

903
00:49:36,930 --> 00:49:38,798
‫الان دقیقاً سر جاییم که باید باشم

904
00:49:39,980 --> 00:49:41,100
‫باشه، داداش

905
00:49:42,690 --> 00:49:43,650
‫هر جور راحتی

906
00:49:47,150 --> 00:49:48,860
‫بدون من چیزیش نمی‌شه

907
00:49:49,500 --> 00:49:55,040
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#fcc۲۰۸">.: FilmoGen.Org :.</font>

908
00:49:55,064 --> 00:49:59,064
‫<font color="#ffff۰۰">► Instagram: @eLOLeir
‫► Telegram: @AbG_Sub</font>

