‫﻿۱
00:00:00,472 --> 00:00:14,300
‫<font color="#ff۸۰۰۰">« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »</font>
‫:.: Bia۲Movies.bid :.:

2
00:00:14,472 --> 00:00:16,599
‫خیلی باحاله، میز

3
00:00:16,683 --> 00:00:18,643
‫داری روح در میاری

4
00:00:18,727 --> 00:00:20,478
‫عالیه

5
00:00:20,562 --> 00:00:23,273
‫و خدا بهت گفت. واو.

6
00:00:23,356 --> 00:00:25,442
‫خب، اینطوری که دقیقاً بهم بگه نبود

7
00:00:25,525 --> 00:00:29,988
‫داشتم گلایه می‌کردم که چرا یه اهریمن نمی‌تونه
‫روح داشته باشه و خدا گفت: «واقعاً نمی‌تونه؟»

8
00:00:30,071 --> 00:00:31,364
‫به طرز ناخوشایندی مبهمـه، می‌دونم

9
00:00:31,448 --> 00:00:35,577
‫ولی یه برقی توی چشماش بود
‫و من همینطوری متوجه شدم

10
00:00:35,660 --> 00:00:37,662
‫اصلاً نمی‌دونستم روح در آوردن ممکنـه

11
00:00:37,746 --> 00:00:40,874
‫یعنی، فکر می‌کردم با خوردن
‫یه چیزی روح در بیارم مثلاً

12
00:00:40,957 --> 00:00:43,710
‫یا یه ابر نورانی که بشه داخلش
‫نفس کشید یا همچین چیزی

13
00:00:43,793 --> 00:00:49,424
‫ولی نه، داخل بدنم رشد کرد،
‫مثل یه جنین یه روح

14
00:00:49,507 --> 00:00:52,969
‫خب، بعد از نیم نگاهی به
‫اوضاع و احوال پدر لوسیفر

15
00:00:53,053 --> 00:00:55,930
‫گمونم این با عقل جور در بیاد، درسته؟

16
00:00:56,014 --> 00:00:59,559
‫آره، آره، درسته. اون مزخرفات
‫درمورد خودشکوفایی و اینا

17
00:00:59,642 --> 00:01:02,479
‫ولی حالا سوال من اینه،
‫در اومدن روحم دیگه تموم شده؟

18
00:01:06,649 --> 00:01:08,818
‫لیندا، گوش میدی؟

19
00:01:08,902 --> 00:01:10,945
‫آره میز، البته

20
00:01:11,029 --> 00:01:12,906
‫خب، خودت حس می‌کنی تموم شده؟

21
00:01:12,989 --> 00:01:15,325
‫خدایا، از دست شما دکترا...

22
00:01:15,408 --> 00:01:18,453
‫همگی سوال رو با سوال جواب میدن؟!

23
00:01:20,663 --> 00:01:22,707
‫- اون چی بود؟
‫- هیچی

24
00:01:41,351 --> 00:01:42,769
‫هی، الان نمی‌تونم حرف بزنم

25
00:01:42,852 --> 00:01:44,813
‫- داری انجامش میدی، مگه نه؟
‫- چیو؟

26
00:01:44,896 --> 00:01:47,148
‫حتی فکرشم نکن که بهم دروغ بگی، لیندا

27
00:01:47,232 --> 00:01:50,777
‫بهت گفته بودم این یه اشتباهـه.
‫صدمه می‌بینی.

28
00:01:51,694 --> 00:01:53,571
‫می‌دونم دارم چیکار می‌کنم

29
00:01:53,600 --> 00:02:12,571
‫ترجمه از:
‫امـیـر سـتـارزاده
‫AM۱Я H۱tmaN

30
00:02:13,800 --> 00:02:17,554
‫فقط نوکش رو بیار بالا

31
00:02:19,889 --> 00:02:21,182
‫آها

32
00:02:21,808 --> 00:02:23,393
‫سلام، ملوان

33
00:02:23,476 --> 00:02:25,603
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

34
00:02:27,105 --> 00:02:30,233
‫دیگه این حواس پرتی‌های احمقانه کافیه، لوسی

35
00:02:30,316 --> 00:02:31,985
‫ببخشید!

36
00:02:32,068 --> 00:02:35,864
‫«بطری غیرممکن» یه سرگرمی
‫باحاله که اخیراً به یادش افتادم

37
00:02:35,947 --> 00:02:39,033
‫و اون شوخی وحشتناکی که
‫با «دن» کردی چی؟

38
00:02:39,117 --> 00:02:41,161
‫کار خیلی مهمی بود

39
00:02:41,244 --> 00:02:46,207
‫هفته‌ها طول کشید براش
‫برنامه بریزم و حالا تموم شده

40
00:02:46,291 --> 00:02:48,293
‫گمونم برم شیپور فرانسوی زدن یاد بگیرم

41
00:02:48,376 --> 00:02:51,129
‫خیلی وقته منتظر اینم

42
00:02:51,212 --> 00:02:54,048
‫لوسی... لوسیفر!

43
00:02:55,258 --> 00:02:57,093
‫باید درمورد پدر حرف بزنیم

44
00:02:57,844 --> 00:03:01,890
‫شاید خدا داره بازنشست میشه، لوسی. خدا.

45
00:03:01,973 --> 00:03:03,933
‫و باید بفهمیم اگه همچین کاری کرد چیکار باید بکنیم

46
00:03:04,017 --> 00:03:05,351
‫اوه، اون

47
00:03:06,436 --> 00:03:09,689
‫خب، اگه این مدت از چیزی دوری می‌کردم،
‫قطعاً اون نیست.

48
00:03:10,481 --> 00:03:13,443
‫بی جهت نگران نباش.
‫چیزی واسه فهمیدن نیست.

49
00:03:14,027 --> 00:03:16,863
‫پس پدر داره بازنشسته میشه.
‫از من بپرسی میگم دوران پر فراز و نشیبی داشت.

50
00:03:16,946 --> 00:03:18,698
‫نمیشه که دنیا خدا نداشته باشه

51
00:03:18,781 --> 00:03:19,699
‫حق با توئـه

52
00:03:19,782 --> 00:03:22,160
‫یکی جایگزینش میشه

53
00:03:22,243 --> 00:03:24,704
‫و منظورم از یکی، تویی

54
00:03:25,872 --> 00:03:28,458
‫- من؟
‫- خجالتی بازی در نیار، برادر

55
00:03:28,541 --> 00:03:32,003
‫از وقتی توی پوشک فرشته‌ای بودی
‫داشتی واسه این کار تمرین می‌کردی

56
00:03:32,086 --> 00:03:35,298
‫دست راست خدا، بزرگترین جنگجو

57
00:03:35,381 --> 00:03:36,758
‫پسر مورد علاقه لعنتی‌ـش

58
00:03:36,841 --> 00:03:38,676
‫خب، اینجاشو اشتباه نمیگی

59
00:03:39,177 --> 00:03:41,721
‫تمام زندگیت اینو می‌خواستی

60
00:03:41,804 --> 00:03:42,889
‫من هیچوقت همچین چیزی نگفتم

61
00:03:42,972 --> 00:03:45,308
‫لازم نیست بگی، برادر

62
00:03:45,391 --> 00:03:47,685
‫حرف از دهن میاد میره دیگه

63
00:03:47,769 --> 00:03:50,438
‫می‌دونم چه حسی داری

64
00:03:53,191 --> 00:03:55,360
‫ویسکی عسل و لیموی ترش؟

65
00:03:55,443 --> 00:03:59,405
‫اون روز دوره‌ی میکسولوژی برداشتم.
‫تنوع‌ـه که به زندگی عطر و طعم میده.

66
00:04:01,115 --> 00:04:02,115
‫لوسیفر

67
00:04:04,953 --> 00:04:06,371
‫خدا بودن راحت نیست

68
00:04:07,497 --> 00:04:08,497
‫اون...

69
00:04:09,457 --> 00:04:10,625
‫کار بزرگی‌ـه

70
00:04:11,251 --> 00:04:12,502
‫بزرگترین

71
00:04:13,378 --> 00:04:15,588
‫اصلاً چطور به همچین تصمیمی فکر کردم؟

72
00:04:15,672 --> 00:04:19,926
‫خب، توی همچین موقعیت‌هایی که
‫چیزای زیادی در معرض خطر هستن

73
00:04:20,009 --> 00:04:23,471
‫دلم می‌خواد از خودم بپرسم:
‫«واکنش سریعت چیه؟»

74
00:04:23,554 --> 00:04:25,848
‫"قطعاً اینو می‌خوای، پس بدون نگاه کردن بپر"

75
00:04:25,932 --> 00:04:29,018
‫شاید قبلاً اینطور عمل می‌کردی،
‫ولی برادر عزیزم، تو تغییر کردی

76
00:04:29,727 --> 00:04:31,813
‫طور دیگه وانمود نکن.
‫این تأثیر روان درمانی‌ـه.

77
00:04:31,896 --> 00:04:35,441
‫لیندا کمکت کرده که بیشتر فکرتو به کار بندازی

78
00:04:35,525 --> 00:04:37,819
‫که درمورد همه چی خوب فکر کنی.

79
00:04:39,028 --> 00:04:41,155
‫چطور جرأت می‌کنی!

80
00:04:41,823 --> 00:04:42,991
‫ولی شاید حق با تو باشه

81
00:04:43,074 --> 00:04:45,159
‫روان درمانی خرابم کرده!

82
00:04:45,243 --> 00:04:49,914
‫بیش از حد روی تصمیماتم فکر می‌کنم
‫در حالی که واقعاً راه حل پیش پامـه!

83
00:04:49,998 --> 00:04:51,374
‫"فقط انجامش بده."

84
00:04:51,457 --> 00:04:55,295
‫خب، جلوی پام که نه. چون کفش طراحی
‫«لوبوتین» می‌پوشم، ولی می‌دونی منظورم چیه

85
00:04:55,795 --> 00:04:57,839
‫ممنونم، برادر

86
00:05:04,262 --> 00:05:07,223
‫خیلی خب

87
00:05:07,307 --> 00:05:10,059
‫شرمنده، شیپور فرانسوی‌ـمه

88
00:05:10,143 --> 00:05:11,853
‫میرم که از شرش خلاص بشم

89
00:05:11,936 --> 00:05:14,022
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

90
00:05:14,105 --> 00:05:17,317
‫باید درمورد خودمون حرف بزنم. من...

91
00:05:18,026 --> 00:05:21,029
‫می‌دونم گفتم که می‌تونم صبر کنم
‫تا کاملاً به خودت بیای،

92
00:05:21,112 --> 00:05:24,490
‫ولی الان می‌فهمم که شاید نتونم

93
00:05:25,616 --> 00:05:29,579
‫عدم شفافیت این رابطه‌ی ما،
‫واقعاً سخته، می‌دونی؟

94
00:05:29,662 --> 00:05:33,333
‫و حالا داره روی بقیه آدما
‫اثر میذاره، مثلاً تریکسی

95
00:05:33,416 --> 00:05:35,585
‫و می‌دونی، تو نامیرا و جاودانی

96
00:05:35,668 --> 00:05:41,090
‫پس این یعنی ممکنه مجبور بشم مدت
‫خیلی زیادی رو منتظر بمونم. مثلاً تا ابد.

97
00:05:41,174 --> 00:05:43,676
‫ولی منظور من اینه که نمی‌تونم صبر کنم

98
00:05:43,760 --> 00:05:48,014
‫و دلیلش این نیست که تو اون حرفا رو نزدی

99
00:05:48,097 --> 00:05:50,600
‫چون ببین، حرف از دهن میاد میره دیگه

100
00:05:51,768 --> 00:05:54,228
‫و فکر می‌کنم می‌دونم چه حسی داری

101
00:05:54,896 --> 00:05:55,938
‫ولی من...

102
00:05:56,022 --> 00:05:58,316
‫همین الان، فقط... باید بدونم...

103
00:05:59,984 --> 00:06:03,321
‫به هر ترتیبی، باید بدونم که باهم هستیم یا نه

104
00:06:04,364 --> 00:06:05,364
‫همین و بس

105
00:06:08,659 --> 00:06:09,659
‫آره

106
00:06:12,205 --> 00:06:13,289
‫- آره؟
‫- آره

107
00:06:13,373 --> 00:06:16,376
‫- بیا انجامش بدیم
‫- چی؟

108
00:06:16,459 --> 00:06:19,962
‫مشخصه که ما می‌خوایم باهم باشیم
‫پس بیا دیگه زیادی بهش فکر نکنیم

109
00:06:20,046 --> 00:06:23,383
‫و فقط با هم باشیم!

110
00:06:24,342 --> 00:06:25,426
‫باشه

111
00:06:26,010 --> 00:06:27,720
‫بریم تو کارش

112
00:06:27,804 --> 00:06:29,472
‫- شرمنده
‫- شیپورت

113
00:06:45,905 --> 00:06:47,532
‫- صبح بخیر خانم لوپز
‫- سلام

114
00:06:47,615 --> 00:06:48,615
‫بریم؟

115
00:06:49,158 --> 00:06:50,701
‫می‌دونید چیه؟ نـه

116
00:06:50,785 --> 00:06:52,620
‫این دفعه حتی قرار نیست بپرسم

117
00:06:52,703 --> 00:06:55,790
‫چون رابطه شما خیلی بالا پایین داشته

118
00:06:55,873 --> 00:06:58,376
‫و منم دیگه نمی‌پرسم

119
00:07:02,171 --> 00:07:03,965
‫خیلی خب باشه. باید بدونم.

120
00:07:04,048 --> 00:07:05,299
‫شماها با هم هستید یا نه؟

121
00:07:06,717 --> 00:07:08,719
‫- هستیم
‫- قطعاً باهمیم

122
00:07:08,803 --> 00:07:11,722
‫خب، دیگه وقتش بود

123
00:07:12,348 --> 00:07:16,310
‫سلام رفقا، بهتره واسه دیدن این
‫یکی کنترل‌ـتون رو به دست بگیرید

124
00:07:16,394 --> 00:07:18,062
‫کنترل‌ـمون رو بدست بگیریم؟ چرا؟

125
00:07:18,146 --> 00:07:19,689
‫این که به نظر خیلی سر راست میاد

126
00:07:19,772 --> 00:07:23,568
‫آره. قربانی «آرتور استرلینگ» بوده
‫صاحب خونه، با شلیک تیر به سینه‌اش مُرده

127
00:07:23,651 --> 00:07:27,029
‫گاوصندوق باز شده بوده، خالی بوده،
‫به نظر یه سرقت ساده‌ـست که درست پیش نرفته

128
00:07:27,113 --> 00:07:30,032
‫آره، و آلت قتاله یه یه تپانچه ۳۸ـه
‫که از گاوصندوق دزدیده شده

129
00:07:30,116 --> 00:07:32,034
‫مسأله قتل نیست. مسأله قاتلـه.

130
00:07:32,952 --> 00:07:36,080
‫ولی اینجا که نوشته همین الانشم یه اعتراف کامل
‫از یه مظنون که سر صحنه قتل بوده گرفتید

131
00:07:36,164 --> 00:07:39,000
‫دنیل، داری زیادی روش فکر می‌کنی؟
‫مراقب باش، ممکنه زندگی‌ـتو خراب کنه

132
00:07:39,917 --> 00:07:41,586
‫فقط دنبالم بیاید

133
00:07:42,920 --> 00:07:44,046
‫باشه

134
00:07:45,548 --> 00:07:46,883
‫ای جان

135
00:08:08,654 --> 00:08:09,654
‫دکتر

136
00:08:10,823 --> 00:08:11,823
‫کار من بوده

137
00:08:12,283 --> 00:08:13,283
‫من کُشتمش

138
00:08:13,910 --> 00:08:15,661
‫دنیل، می‌تونستی بهمون خبر بدی

139
00:08:17,163 --> 00:08:18,706
‫لیندا، تو اون مرد رو کُشتی؟

140
00:08:18,789 --> 00:08:20,416
‫گفتم که کُشتم؛ مگه نگفتم؟

141
00:08:20,500 --> 00:08:21,584
‫خیلی خب. چرا؟

142
00:08:22,919 --> 00:08:26,339
‫گمونم سوال مهم تره اینه که چرا اینقدر
‫پذیرش حرف من براتون سخته؟

143
00:08:26,422 --> 00:08:27,882
‫مشکلات اعتمادی

144
00:08:27,965 --> 00:08:30,676
‫معمولاً ناشی از رابطه پیچیده با والدینـه

145
00:08:31,385 --> 00:08:32,303
‫احتمالاً مادرت؟

146
00:08:32,386 --> 00:08:36,140
‫کارآگاه، گول روش‌های آب زیرکاهی
‫روان درمانی‌ـشو نخور

147
00:08:36,224 --> 00:08:39,268
‫سعی داره گولت بزنه که احساساتت
‫رو بیش از حد تحلیل کنی

148
00:08:39,352 --> 00:08:41,938
‫و تا به خودت بیای، تمام تصمیماتت
‫رو زیر سوال می‌بری

149
00:08:42,021 --> 00:08:43,439
‫من که میگم فقط انجامش بدیم!

150
00:08:43,523 --> 00:08:44,649
‫- چیو؟
‫- این

151
00:08:47,276 --> 00:08:48,276
‫دکتر...

152
00:08:49,278 --> 00:08:50,738
‫خواسته‌ی حقیقیت چیه؟

153
00:08:52,740 --> 00:08:53,741
‫من...

154
00:08:55,701 --> 00:08:57,370
‫می‌خوام از بچه‌ام محافظت کنم

155
00:09:00,998 --> 00:09:03,376
‫لیندا، اگه کسی سعی داره به چارلی
‫آسیب بزنه، ما می‌تونیم کمکت کنیم

156
00:09:03,459 --> 00:09:06,003
‫ولی بازداشت شدن بابت قتل چطور
‫قراره ازش حفاظت کنه؟

157
00:09:06,087 --> 00:09:07,880
‫گمونم وقت امروزمون تمومه!

158
00:09:10,132 --> 00:09:11,884
‫خیلی خب باشه، هیچ راه دیگه‌ای برام نذاشتی

159
00:09:11,968 --> 00:09:14,512
‫دکتر لیندا مارتین،
‫شما به جرم قتل بازداشت هستید.

160
00:09:17,655 --> 00:09:26,365
‫« لـوسـیـفـر »
‫«فصل پنجم، قسمت سیزدهم»
‫۱۴۰۰/۰۳/۰۷

161
00:09:32,655 --> 00:09:34,365
‫اینجا چه خبره؟

162
00:09:34,448 --> 00:09:38,327
‫لطفاً بهم بگید که جدی جدی باور نمی‌کنید
‫که لیندا کسی رو کشته باشه

163
00:09:38,411 --> 00:09:39,411
‫اون اعتراف کرد، میز

164
00:09:40,037 --> 00:09:40,871
‫یکیو کُشتی؟

165
00:09:40,955 --> 00:09:42,081
‫- آره
‫- کی؟

166
00:09:42,164 --> 00:09:43,164
‫اون...

167
00:09:43,874 --> 00:09:45,084
‫مهم نیست

168
00:09:45,585 --> 00:09:46,961
‫جنایت ناگهانی

169
00:09:47,044 --> 00:09:49,130
‫جنایتی که ناگهانی و توی یه لحظه رخ داد

170
00:09:49,213 --> 00:09:52,633
‫جنایت مورد علاقه‌ام. بهترین تصمیمات
‫توی حرارت و داغی لحظه گرفته میشن!

171
00:09:52,717 --> 00:09:55,720
‫- البته از نظر فرضی
‫- و چطور اونا رو کُشتی؟

172
00:09:57,471 --> 00:09:58,598
‫خیلی خوب

173
00:09:59,181 --> 00:10:00,181
‫و سخت

174
00:10:01,183 --> 00:10:02,893
‫درست و حسابی مُردن

175
00:10:02,977 --> 00:10:04,395
‫- داره دروغ میگه
‫- می‌دونیم

176
00:10:05,146 --> 00:10:07,106
‫اسلحه‌ای که به اسمش‌ـه یه تفنگ ۹ میلی‌متری‌ـه

177
00:10:07,189 --> 00:10:09,317
‫آزمایش اسلحه شناسی میگه که
‫آلت قتاله یه کالیبر ۳۸ بوده

178
00:10:09,400 --> 00:10:11,444
‫ناگفته نمونه که اون دکتر خودمونه

179
00:10:12,111 --> 00:10:13,863
‫فقط نمی‌دونیم چرا داره دروغ میگه

180
00:10:13,946 --> 00:10:15,281
‫منم نمی‌دونم

181
00:10:16,032 --> 00:10:17,908
‫دیشب داشتم باهاش حرف می‌زدم و...

182
00:10:20,536 --> 00:10:21,871
‫- لیندا
‫- دهنتو ببند، میز

183
00:10:21,954 --> 00:10:22,954
‫اگه خودت نگی...

184
00:10:22,997 --> 00:10:23,914
‫نه

185
00:10:23,998 --> 00:10:25,374
‫- لیندا
‫- نخیرم. نه.

186
00:10:25,458 --> 00:10:27,835
‫اگه خودت بهشون نگی، من میگم

187
00:10:29,003 --> 00:10:31,964
‫خب، عجب رازی رو داشتی
‫از ما مخفی می‌کردی

188
00:10:32,465 --> 00:10:35,051
‫یه دختر واقعی که از وجود تو خبر نداره؟

189
00:10:35,134 --> 00:10:36,177
‫آدریانا

190
00:10:36,260 --> 00:10:38,262
‫و تو هم این مدت داشتی اونو می‌پاییدی

191
00:10:38,346 --> 00:10:39,346
‫بیشتر شبیه اینه...

192
00:10:40,431 --> 00:10:42,391
‫که حواسم بهش بوده. از دور.

193
00:10:42,475 --> 00:10:44,101
‫- مخفیانه
‫- البته که مخفیانه

194
00:10:44,685 --> 00:10:47,605
‫یه پاییدن بی‌آزار که تاحالا کسیو نکشته

195
00:10:49,482 --> 00:10:50,858
‫خیلی خب...

196
00:10:52,568 --> 00:10:54,654
‫بعد اینکه میز ردش رو زد، من...

197
00:10:54,737 --> 00:10:58,366
‫به خودم گفتم که باید صبور باشم

198
00:11:00,242 --> 00:11:04,705
‫صبر کنم تا اون منو پیدا کنه.
‫ولی نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

199
00:11:04,789 --> 00:11:07,041
‫باید می‌دیدمش

200
00:11:07,124 --> 00:11:08,459
‫پس فقط انجامش دادی

201
00:11:08,542 --> 00:11:10,169
‫من که قطعاً می‌تونم درک کنم

202
00:11:10,252 --> 00:11:11,921
‫آره، و خوب شد که این کارو کردم

203
00:11:12,004 --> 00:11:15,091
‫حتی از دور هم می‌تونستم بفهمم که
‫درگیر چیزای بدی شده

204
00:11:15,174 --> 00:11:16,008
‫حتی خطرناک

205
00:11:16,092 --> 00:11:17,593
‫به همین دلیل اسلحه رو خریدی؟

206
00:11:17,677 --> 00:11:20,096
‫نه، بعد از اینکه یه الهه ازم انتقام گرفت

207
00:11:20,179 --> 00:11:21,555
‫و اهریمن‌ها بچه‌مو بردن اونو خریدم

208
00:11:22,056 --> 00:11:24,225
‫ولی دلیل اینکه همراهم حملش می‌کنم همینه

209
00:11:24,308 --> 00:11:29,313
‫خیلی خب لیندا، باید بهمون بگی
‫دیشب واقعاً چه اتفاقی افتاد

210
00:11:30,690 --> 00:11:31,524
‫باشه

211
00:11:31,607 --> 00:11:35,861
‫خب داشتم ماشین آدریانا رو تعقیب می‌کردم...

212
00:11:36,737 --> 00:11:39,949
‫که یهویی شروع کرد مثل دیوونه‌ها رانندگی کردن

213
00:11:40,533 --> 00:11:42,076
‫می‌دونستم یه مشکلی هست

214
00:11:42,159 --> 00:11:45,079
‫پس وقتی رفت داخل خونه...

215
00:11:45,955 --> 00:11:48,457
‫دنبالش رفتم داخلش و همون موقع بود
‫که جسد رو دیدم

216
00:11:48,541 --> 00:11:50,084
‫کس دیگه‌ای رو هم دیدی؟

217
00:11:53,462 --> 00:11:57,216
‫خیلی خب لیندا، اصلاً دلم نمی‌خواد
‫اینو بگم، ولی به نظر میاد...

218
00:11:57,299 --> 00:12:00,636
‫آره، می‌دونم چطور به نظر میاد.
‫به همین دلیل خودمو تحویل دادم.

219
00:12:01,303 --> 00:12:03,889
‫می‌دونم آدریانا این کارو نکرده.
‫نمی‌تونه کار اون باشه.

220
00:12:03,973 --> 00:12:05,433
‫- چرا نه؟
‫- چون که...

221
00:12:08,144 --> 00:12:09,144
‫می‌دونم دیگه

222
00:12:09,895 --> 00:12:13,232
‫پس دارم واسش زمان می‌خرم تا فرار کنه
‫در حالی که پلیسا قاتل واقعی رو پیدا می‌کنن

223
00:12:13,315 --> 00:12:15,568
‫انگار یکی داره یه چیزی رو انکار می‌کنه

224
00:12:15,651 --> 00:12:18,696
‫ولی اگه غریزه‌ات اینو بهت میگه،
‫منم باهات همراهم، دکتر

225
00:12:18,779 --> 00:12:20,614
‫به هر حال، مجبوریم احضارش کنیم

226
00:12:20,698 --> 00:12:22,992
‫خب، پس امیدوارم الان از اینجا خیلی دور باشه

227
00:12:24,452 --> 00:12:25,452
‫اون اینجاست

228
00:12:33,586 --> 00:12:36,505
‫اون چیزی درمورد من نمی‌دونه و
‫نباید بفهمه. نه این شکلی.

229
00:12:36,589 --> 00:12:38,257
‫اصلاً چطور باید بدونه تو کی هستی؟

230
00:12:38,340 --> 00:12:40,926
‫یه بار باهم ملاقات داشتیم،
‫توی یه خونه که واسه فروش گذاشته بودن.

231
00:12:41,010 --> 00:12:43,429
‫قصه‌اش طولانیه، فقط بهم قول بدید که بهش نمیگید

232
00:12:44,013 --> 00:12:45,097
‫اوه

233
00:12:45,931 --> 00:12:47,767
‫کار من بود. من اونو کُشتم.

234
00:12:49,518 --> 00:12:50,518
‫چرا؟

235
00:12:51,395 --> 00:12:52,480
‫من یه دلال معاملات ملکی‌ام

236
00:12:52,563 --> 00:12:54,732
‫به تازگی اون خونه رو به آقای استرلینگ فروختم

237
00:12:55,274 --> 00:12:57,193
‫می‌دونستم قراره بیرون شهرباشه

238
00:12:58,110 --> 00:12:59,987
‫و رمز گاوصندوقش رو هم می‌دونستم

239
00:13:00,821 --> 00:13:02,782
‫خدایا، قرار بود فقط یه سرقت ساده باشه

240
00:13:02,865 --> 00:13:05,659
‫قرار نبود کسی صدمه ببینه

241
00:13:06,619 --> 00:13:09,872
‫ولی آقای استرلینگ زودتر
‫از موعد اومد خونه و...

242
00:13:09,955 --> 00:13:11,290
‫و حین ارتکاب سرقت اومد بالا سرم

243
00:13:12,374 --> 00:13:13,417
‫پس منم بهش شلیک کردم

244
00:13:14,084 --> 00:13:17,546
‫آلت قتاله یا هیچ کدوم از
‫چیزای دزدیده شده رو داری؟

245
00:13:17,630 --> 00:13:20,633
‫نه. بلافاصله از شر همه چی خلاص شدم.

246
00:13:22,051 --> 00:13:23,886
‫قرار نبود اعتراف کنم

247
00:13:23,969 --> 00:13:25,763
‫ولی عذاب وجدانش بیش از حد بود

248
00:13:27,139 --> 00:13:28,641
‫فقط همینو برای گفتن دارم

249
00:13:31,435 --> 00:13:34,480
‫خیلی خب، یه اظهارنامه کتبی لازم داریم

250
00:13:42,947 --> 00:13:46,075
‫اون این کارو نکرده. نمی‌دونم چرا
‫داره اینو میگه.

251
00:13:46,158 --> 00:13:47,868
‫به نظر یه چیزی اشتباهـه

252
00:13:47,952 --> 00:13:52,498
‫حرف از چیزایی که به نظر اشتباه هستن شد
‫ولی دقیقاً برعکس

253
00:13:53,123 --> 00:13:56,544
‫من و کارآگاه باهم هستیم و
‫همه چی به نظر درست میاد

254
00:13:56,627 --> 00:14:00,297
‫هیچ کدوم‌مون چیزیو مخفی نمی‌کنیم،
‫هیچ حس تنشی وجود نداره.

255
00:14:01,924 --> 00:14:04,718
‫- چی؟
‫- خب... چیزی به ذهنت نمیاد؟

256
00:14:04,802 --> 00:14:07,429
‫اینکه چقدر این خوبه؟

257
00:14:10,558 --> 00:14:13,602
‫- می‌دونی که داره دروغ میگه، درسته؟
‫- من هنوز هیچی نمی‌دونم

258
00:14:13,686 --> 00:14:16,039
‫خودت گفتی اون تنها کسیه که توی خونه دیدی

259
00:14:16,063 --> 00:14:17,231
‫و هیچ سرنخ دیگه‌ای نداریم

260
00:14:18,315 --> 00:14:19,149
‫اون یارو ترسناکه

261
00:14:19,233 --> 00:14:20,317
‫یارو ترسناکه؟

262
00:14:20,401 --> 00:14:22,361
‫دلیل اینکه اولش فکر کردم آدریانا درگیر

263
00:14:22,444 --> 00:14:24,238
‫چیز خطرناکی شده، اون بود.

264
00:14:24,321 --> 00:14:26,532
‫اون روز دیدم داره با این

265
00:14:26,615 --> 00:14:31,203
‫مرد عظیم الجثه ترسناک بحث می‌کنه

266
00:14:31,287 --> 00:14:32,496
‫خب، پیداش کردیم

267
00:14:32,580 --> 00:14:35,583
‫اسم کوچیکش یارو‌ـه، فامیلیش هم ترسناکـه
‫بیا بریم دستگیرش کنیم، کارآگاه

268
00:14:35,666 --> 00:14:39,670
‫شماره پلاکش رو حفظ کردم محض احتیاط
‫اگه اتفاق بدی بیوفته که افتاد.

269
00:14:40,462 --> 00:14:44,508
‫خیلی خب، می‌تونیم براش احضاریه صادر کنیم،
‫ولی تا اون موقع، آدریانا باید اینجا بمونه.

270
00:14:44,592 --> 00:14:47,177
‫همین که پیداش کنیم می‌بینید. یارو ترسناکه.

271
00:14:47,261 --> 00:14:48,429
‫قطعاً قاتل خودشـه

272
00:14:48,512 --> 00:14:50,890
‫قطعاً. قطعاً. قطعاً.

273
00:14:52,512 --> 00:15:10,890
‫<font color="#ff۰۰۰۰">« دانلود اپلیکیشن با قابلیت پخش آنلاین »</font>
‫:.: WwW.Bia۲Movies.App :.:

274
00:15:15,372 --> 00:15:16,290
‫خیلی خب

275
00:15:16,373 --> 00:15:18,000
‫بذار ببینیم چی داری، کلایو

276
00:15:52,034 --> 00:15:53,327
‫گلوله مشقی لوبیایی؟

277
00:15:55,996 --> 00:15:57,289
‫تو کلایو نیستی

278
00:16:38,622 --> 00:16:39,707
‫حوا

279
00:16:40,457 --> 00:16:41,457
‫میز

280
00:16:42,042 --> 00:16:44,837
‫جالبه اینجا می‌بینمت

281
00:16:50,551 --> 00:16:53,595
‫خب، وقتی لوبیا میاری توی دعوای
‫اهریمنی همین بلا سرت میاد

282
00:16:53,679 --> 00:16:55,556
‫چی با خودت فکر می‌کردی؟

283
00:16:57,016 --> 00:17:00,394
‫که با حرکات نینجایی‌ـم تو رو تحت تأثیر قرار میدم

284
00:17:03,063 --> 00:17:04,106
‫تحت تأثیر قرار نگرفتی، مگه نه؟

285
00:17:04,606 --> 00:17:06,525
‫اینجا چیکار می‌کنی، حوا؟

286
00:17:06,608 --> 00:17:09,278
‫خیلی خب...

287
00:17:10,029 --> 00:17:12,990
‫می‌دونی چطوری گذاشتم رفتم تا خودمو پیدا کنم؟

288
00:17:13,741 --> 00:17:14,825
‫آره

289
00:17:14,908 --> 00:17:18,120
‫خب، من...

290
00:17:18,203 --> 00:17:23,542
‫یه سری چیزا رو امتحان کردم
‫و هیچ کدوم جوابگو نبود

291
00:17:23,625 --> 00:17:28,297
‫پس فکر کردم بهتره برگردم
‫به شادترین دوران زندگیم

292
00:17:32,384 --> 00:17:35,721
‫یادت میاد سر اون پرونده رفتیم دنبال اون یارو؟

293
00:17:35,804 --> 00:17:36,804
‫بگی نگی

294
00:17:38,724 --> 00:17:42,478
‫خب، گمونم برای تو فقط یه روز کاری
‫توی دفتر بود؛ ولی...

295
00:17:43,270 --> 00:17:46,398
‫برای من...

296
00:17:49,318 --> 00:17:50,819
‫فرق داشت

297
00:17:50,903 --> 00:17:53,363
‫و چالش برانگیز بود

298
00:17:53,947 --> 00:17:54,947
‫و...

299
00:17:55,407 --> 00:17:56,784
‫ترسناک بود

300
00:17:58,410 --> 00:17:59,870
‫به طرز خوبی البته

301
00:18:03,749 --> 00:18:04,583
‫به هر حال

302
00:18:04,666 --> 00:18:09,922
‫فهمیدم واسه خوشحال بودن
‫باید چیکار کنم، می‌دونی

303
00:18:10,005 --> 00:18:13,592
‫واقعاً خیلی واضح بود. نمی‌دونم چرا اینقدر
‫طول کشید تا بفهمم

304
00:18:14,176 --> 00:18:15,176
‫ولی...

305
00:18:16,804 --> 00:18:19,014
‫باید یه شکارچی جایزه می‌شدم

306
00:18:22,810 --> 00:18:23,810
‫خیلی خب

307
00:18:24,394 --> 00:18:25,394
‫توی این راه موفق باشی

308
00:18:27,314 --> 00:18:29,817
‫وایستا! قرار نیست توام
‫بری دنبال اون یارو کلایو؟

309
00:18:29,900 --> 00:18:31,985
‫می‌تونیم باهم بریم سر وقتش

310
00:18:32,611 --> 00:18:33,445
‫من تنها کار می‌کنم

311
00:18:33,529 --> 00:18:35,405
‫خواهش می‌کنم!

312
00:18:35,489 --> 00:18:37,616
‫- می‌تونم خیلی چیزا ازت یاد بگیرم
‫- خوبه

313
00:18:38,575 --> 00:18:41,411
‫لابد دوره آموزشی گذاشتم و وسطش اومدی

314
00:18:42,621 --> 00:18:43,789
‫۷۰ ۳۰ تقسیم می‌کنیم!

315
00:18:46,416 --> 00:18:47,501
‫۸۰ ۲۰؟

316
00:18:55,968 --> 00:18:58,178
‫قبوله

317
00:18:58,262 --> 00:19:00,973
‫ایول!

318
00:19:01,056 --> 00:19:03,559
‫خب من قبلاً اینجا رو بررسی کردم

319
00:19:03,642 --> 00:19:07,229
‫هیچ سرنخ درست حسابی از اینکه کجا
‫ممکنه باشه نیست، ولی اینو داشته باش

320
00:19:11,275 --> 00:19:13,026
‫اون تابلو «هالینگزهد»ـه

321
00:19:14,653 --> 00:19:17,197
‫نقاشی‌هاش ۱۰۰ها هزار دلار ارزش دارن

322
00:19:17,281 --> 00:19:18,281
‫عجب

323
00:19:22,619 --> 00:19:27,207
‫یه اثر هنری گرون قیمت توی یه خونه‌ی
‫در پیت توی «ون نایز» چیکار می‌کنه؟

324
00:19:28,250 --> 00:19:30,711
‫دقیقاً همین برام سوال بود، استاد

325
00:19:32,171 --> 00:19:33,255
‫منو به این اسم صدا نکن

326
00:19:34,089 --> 00:19:35,089
‫صحیح

327
00:19:38,969 --> 00:19:40,512
‫ببخشید، آدریانا کجاست؟

328
00:19:40,596 --> 00:19:42,931
‫باید با کی درموردش حرف بزنم؟
‫آدریانا نسار

329
00:19:43,015 --> 00:19:45,684
‫- یکی باید یه چیزی بدونه!
‫- ببخشید، سلام

330
00:19:45,767 --> 00:19:48,312
‫من کارآگاه پرونده‌ام
‫می‌تونم کمکتون کنم؟ ممنون

331
00:19:48,395 --> 00:19:49,271
‫خدایا، آره

332
00:19:49,354 --> 00:19:52,107
‫من دوست پسر آدریانام، اوون

333
00:19:52,191 --> 00:19:53,609
‫اون این کارو نکرده، کارآگاه

334
00:19:53,692 --> 00:19:55,986
‫واقعاً؟ آره این مدت زیاد اینو شنیدم

335
00:19:56,069 --> 00:19:57,613
‫چیه؟ نکنه توام قراره اعتراف کنی؟

336
00:19:58,447 --> 00:19:59,948
‫- چی؟
‫- هیچی بیخیال

337
00:20:00,449 --> 00:20:03,660
‫هیچ مدرک واقعی داری که اون بی‌گناهه؟

338
00:20:04,494 --> 00:20:06,371
‫نه. ندارم.

339
00:20:06,455 --> 00:20:08,457
‫ولی گمونم بدونم کار کی بوده

340
00:20:08,540 --> 00:20:10,542
‫جدی؟ بفرما

341
00:20:10,626 --> 00:20:11,460
‫خیلی خب

342
00:20:11,543 --> 00:20:13,921
‫آدریانا مشکل مالی داشت

343
00:20:14,004 --> 00:20:14,880
‫اینو بهتون گفته بود؟

344
00:20:14,963 --> 00:20:17,799
‫نه. راستش هیچی به ما نگفته

345
00:20:18,300 --> 00:20:20,510
‫گمونم می‌ترسه

346
00:20:21,303 --> 00:20:22,888
‫یه وام پردرسر گرفت

347
00:20:22,971 --> 00:20:25,057
‫با یه سری آدم ناجور دم خور شد

348
00:20:25,140 --> 00:20:28,185
‫شنیدم داشت پشت تلفن با یکی‌شون دعوا می‌کرد

349
00:20:28,268 --> 00:20:30,979
‫نمی‌دونی اسمش «کلایو وینتر» نبود؟

350
00:20:31,063 --> 00:20:32,856
‫نه، نه، یه زن بود

351
00:20:33,732 --> 00:20:34,732
‫جیمی

352
00:20:35,400 --> 00:20:36,526
‫جیمی

353
00:20:40,781 --> 00:20:43,242
‫خیلی خب، این برای شروع کارم کافیه

354
00:20:43,825 --> 00:20:45,160
‫خیلی ازتون ممنونم؛ آقایون

355
00:20:45,244 --> 00:20:47,204
‫نوشیدنی به حساب ما

356
00:20:47,287 --> 00:20:48,455
‫اوه، به سلامتی
‫[به زبان عبری]

357
00:20:48,538 --> 00:20:49,831
‫میز ۷، به حساب من

358
00:20:50,415 --> 00:20:52,084
‫خب قضیه چی بود؟

359
00:20:52,709 --> 00:20:54,795
‫فقط...

360
00:20:56,129 --> 00:20:57,673
‫فقط یه سری تحقیقات انجام می‌دادم

361
00:20:57,756 --> 00:21:00,092
‫درمورد چی؟ کلاه‌های بی‌ریخت؟

362
00:21:00,175 --> 00:21:03,178
‫دلت نمی‌خواد بدونی، حرفمو باور کن.
‫هضمش خیلی سخته.

363
00:21:03,262 --> 00:21:05,097
‫دادا، مخ من دیگه به فنا رفته

364
00:21:05,180 --> 00:21:08,809
‫هم تلویحاً و هم واقعاً
‫پس مطمئنم می‌تونم هضمش کنم

365
00:21:08,892 --> 00:21:11,561
‫- گمونم قراره خدا بشم
‫- ببخشـ...

366
00:21:12,271 --> 00:21:13,105
‫چـی!؟

367
00:21:13,188 --> 00:21:14,648
‫خب، پدرم...

368
00:21:15,732 --> 00:21:18,735
‫داره بازنشست میشه، و ظاهراً من
‫جانشین بدیهی‌ـش هستم

369
00:21:18,819 --> 00:21:22,114
‫پس اون یه مقدار تکلیف الهی بود

370
00:21:22,197 --> 00:21:23,615
‫یه گروه هم فکری مثلاً

371
00:21:23,699 --> 00:21:26,868
‫از مردم می‌پرسن دوست دارن چی توی خدا ببینن

372
00:21:26,952 --> 00:21:28,495
‫ولی دیگه از من حرف زدن کافیه، دن

373
00:21:28,578 --> 00:21:30,247
‫تو چطوری، رفیق؟

374
00:21:30,872 --> 00:21:33,208
‫جای شوخی که لوسیفر باهات کرد خوب شده؟!

375
00:21:33,292 --> 00:21:35,085
‫آره، آره خوبم

376
00:21:35,168 --> 00:21:38,547
‫یه مقدار مشکل دارم واسه تمرکز روی...

377
00:21:38,630 --> 00:21:39,630
‫شرمنده

378
00:21:41,091 --> 00:21:42,134
‫خدای لعنتی؟!

379
00:21:43,593 --> 00:21:46,221
‫یهویی قراره پدر...

380
00:21:47,014 --> 00:21:48,056
‫کل دنیا بشی؟

381
00:21:49,224 --> 00:21:51,435
‫یه ذره وسوسه کننده‌ـست راستشو بخوای

382
00:21:51,518 --> 00:21:52,936
‫حتماً، مطمئنم داداش

383
00:21:53,478 --> 00:21:56,648
‫داری از ترفیع حرف می‌زنی
‫من حتی نتونستم ستوان بشم

384
00:21:56,732 --> 00:21:58,900
‫من بیشتر مثل پیاده نظام اعزامی‌ام

385
00:21:58,984 --> 00:22:01,028
‫عاشق جزئیات روزمره‌ام

386
00:22:01,111 --> 00:22:03,613
‫ولی تو یه آدم کُلی بین هستی
‫واسه این کار بی‌نقصی

387
00:22:03,697 --> 00:22:05,907
‫احتمالات و اختیارات خیلی زیادن

388
00:22:08,577 --> 00:22:11,163
‫هی، تبریک میگم رفیق
‫برات خوشحالم

389
00:22:11,830 --> 00:22:12,830
‫ممنونم

390
00:22:20,964 --> 00:22:24,509
‫خیلی خب، تابلویی که میز توی خونه کلایو دید

391
00:22:24,593 --> 00:22:26,136
‫ردش برمی‌گرده به این گالری

392
00:22:26,219 --> 00:22:29,264
‫- اسم صاحبش...
‫- جیمی. جیمی‌ـه؟ بگو که جیمی‌ـه

393
00:22:29,348 --> 00:22:31,099
‫صحیح، و ما چرا عصبی هستیم؟

394
00:22:31,183 --> 00:22:33,661
‫این همونیه که دوست پسر آدریانا گفت
‫داشته پشت تلفن باهاش دعوا می‌کرده

395
00:22:33,685 --> 00:22:36,521
‫و با کسی که دیدم داشت دخترمو
‫تهدید می‌کرد در ارتباطه؟

396
00:22:36,605 --> 00:22:38,899
‫مشکوکـه. بریم مجبورش کنیم وا بده.

397
00:22:38,982 --> 00:22:39,982
‫لیندا

398
00:22:40,650 --> 00:22:43,904
‫چیه؟ گفتید می‌تونم همراهتون بیام چون
‫ممکنه اطلاعاتم از پرونده به درد بخوره

399
00:22:43,987 --> 00:22:46,382
‫منصفانه بگیم، گفتی اگه با خودمون
‫نیاریمت تعقیب‌مون می‌کنی

400
00:22:47,407 --> 00:22:50,702
‫آره فکر می‌کنم اطلاعات ویژه‌ات
‫برای پرونده باارزشـه

401
00:22:50,786 --> 00:22:53,163
‫ولی موقع گفتگو با یه مظنون نمی‌تونی اونجا باشی

402
00:22:53,246 --> 00:22:54,498
‫خیلی خب باشه

403
00:22:54,581 --> 00:22:56,249
‫پس دقیقاً همینجا می‌مونم :)

404
00:23:00,253 --> 00:23:03,715
‫اوه. چرا تو هم اینجا پیش لیندا نمی‌مونی؟

405
00:23:03,799 --> 00:23:04,674
‫همراهش باش

406
00:23:04,758 --> 00:23:07,677
‫البته، هرچی تو بگی عزیزم

407
00:23:15,852 --> 00:23:18,647
‫متوجه حرفای عاشقانه بین من و کارآگاه شدی؟

408
00:23:18,730 --> 00:23:20,774
‫همونطور که قبلاً اشاره کردم،
‫ما باهم هستیم.

409
00:23:21,483 --> 00:23:22,734
‫آهان

410
00:23:22,818 --> 00:23:23,819
‫یعنی باهم ِباهم

411
00:23:23,902 --> 00:23:28,240
‫کاملاً و متعهد به همدیگه.
‫دیگه بقیه نمی‌پرسن باهم هستید یا نه.

412
00:23:35,247 --> 00:23:38,083
‫از اونجا که مدام داری سوال می‌پرسی
‫رابطه‌ـمون خیلی عالیه

413
00:23:38,166 --> 00:23:40,127
‫می‌دونم داری چیکار می‌کنی
‫و قرار نیست کارساز باشه

414
00:23:40,210 --> 00:23:41,503
‫چیکار دارم می‌کنم؟

415
00:23:41,586 --> 00:23:43,672
‫سعی داری کاری کنی درمورد رابطه‌ـت بپرسم

416
00:23:43,755 --> 00:23:46,550
‫تا بتونیم درمورد هر احساس جانبی
‫دیگه‌ای که داری حرف بزنیم

417
00:23:46,633 --> 00:23:47,968
‫اگه هنوز متوجه نشدی،

418
00:23:48,051 --> 00:23:50,429
‫فعلاً مشغول یه چیز دیگه‌ام

419
00:23:50,512 --> 00:23:53,140
‫چرا باید احساس جانبی دیگه‌ای داشته باشم؟

420
00:23:55,434 --> 00:23:57,602
‫راستش نه. اینو جواب نده.

421
00:23:57,686 --> 00:23:59,980
‫آخرین چیزی که الان لازم دارم
‫نظر حرفه‌ای و دکتری‌ـته

422
00:24:00,063 --> 00:24:03,525
‫در واقع، فهمیدم که روان درمانی
‫کاملاً وقت تلف کردن بوده

423
00:24:03,608 --> 00:24:05,235
‫وای خدای من

424
00:24:08,530 --> 00:24:09,530
‫نگاه کن

425
00:24:10,323 --> 00:24:14,161
‫نگاه کن، اون دقیقاً همون ونی‌ـه که جلوی
‫یکی از خونه‌هایی که آدریانا فروخته بود دیدم

426
00:24:15,996 --> 00:24:19,624
‫مسخره‌ـست. کدوم نوع اثر هنری رو با
‫ون گل فروشی جا به جا می‌کنن؟

427
00:24:20,542 --> 00:24:21,793
‫نوع دزدیش رو

428
00:24:21,877 --> 00:24:24,629
‫نه نه نه، کارآگاه گفت که همینجا منتظرش بشیم

429
00:24:24,713 --> 00:24:26,423
‫پس چی به سر آقای
‫«غرایزم رو دنبال می‌کنم» اومد؟

430
00:24:27,424 --> 00:24:29,384
‫اوه!

431
00:24:29,468 --> 00:24:30,469
‫تو روح هر چی روان شناسه

432
00:24:30,552 --> 00:24:32,846
‫همیشه از حرفای خودت علیه‌ت استفاده می‌کنن

433
00:24:35,682 --> 00:24:36,600
‫باشه

434
00:24:36,683 --> 00:24:39,311
‫ولی طبق خواسته غریزی من عمل می‌کنیم

435
00:24:39,394 --> 00:24:40,394
‫باشه

436
00:24:48,528 --> 00:24:49,529
‫جیمی اوینگتون؟

437
00:24:50,739 --> 00:24:51,948
‫صاحب اینجا شمایید؟

438
00:24:52,032 --> 00:24:54,159
‫کارآگاه دکر هستم. میشه چندتا
‫سوال ازتون بپرسم؟

439
00:24:54,242 --> 00:24:55,494
‫درمورد چی؟

440
00:24:55,577 --> 00:24:57,579
‫شما آدریانا نسار رو می‌شناسید؟

441
00:24:57,662 --> 00:24:59,122
‫نه نمی‌شناسم

442
00:24:59,956 --> 00:25:02,375
‫خب، مگه اون نبود که خونه‌ی
‫شما رو در «مالیبو» فروخت؟

443
00:25:02,459 --> 00:25:04,169
‫اوه

444
00:25:04,252 --> 00:25:05,629
‫اون آدریانا

445
00:25:05,712 --> 00:25:07,506
‫ارتباط چندانی باهاش نداشتم

446
00:25:07,589 --> 00:25:10,217
‫کلایو وینتر چطور؟
‫این اسم براتون آشنا نیست؟

447
00:25:10,300 --> 00:25:12,010
‫نه. شرمنده.

448
00:25:12,636 --> 00:25:15,397
‫عجیبه چون اون یه تابلو از
‫گالری شما توی خونه‌اش داره

449
00:25:15,430 --> 00:25:17,474
‫آدمای زیادی تابلوی هالینگزهد دارن

450
00:25:20,018 --> 00:25:22,437
‫من که نگفتم اون تابلو هالینگزهد ـه

451
00:25:28,735 --> 00:25:30,237
‫بیشتر کارم همینه

452
00:25:30,904 --> 00:25:32,197
‫حدس زدم

453
00:25:33,365 --> 00:25:36,535
‫حالا اگه می‌بخشید، باید برم به مشتری‌هام برسم

454
00:25:43,375 --> 00:25:45,418
‫واقعاً عزیزم؟ می‌تونم هر چیزی انتخاب کنم؟

455
00:25:45,502 --> 00:25:48,713
‫شک نکن، عزیزم. برایم برای «ون گوک» و اینا
‫[بازی با کلمات]

456
00:25:52,509 --> 00:25:55,303
‫اوه! اوه!

457
00:25:55,387 --> 00:25:58,974
‫آره! اینو بذاریم بغل کمدت
‫خیلی قشنگ میشه، عزیزم

458
00:25:59,057 --> 00:26:01,476
‫وای، رنگاش خیلی...

459
00:26:02,185 --> 00:26:03,687
‫رنگارنگ هستن

460
00:26:03,770 --> 00:26:04,770
‫چشم‌ تیزی دارید

461
00:26:07,023 --> 00:26:08,733
‫هنرمندش از رنگهای متنوع استفاده کرده

462
00:26:08,817 --> 00:26:12,195
‫تا پیچیدگی احساسات این زوج رو نشون بده

463
00:26:12,946 --> 00:26:15,198
‫یا شایدم اصلاً پیچیده نباشه

464
00:26:15,282 --> 00:26:17,742
‫شرط می‌بندم چیزی جز
‫خوشبختی بین این دو تا نیست

465
00:26:17,826 --> 00:26:20,745
‫هرچقدر که لیندای عزیزم روی
‫تحلیل بیش از حدش اصرار داره

466
00:26:20,829 --> 00:26:23,665
‫تنها چیزی که من ازش متوجه میشم
‫اینه که اون زن نگران دخترشـه

467
00:26:23,748 --> 00:26:27,210
‫و اون مرد هم مدام همه چی
‫رو به خودش ربط میده

468
00:26:28,128 --> 00:26:29,588
‫چه تفسیر جسورانه

469
00:26:29,671 --> 00:26:31,881
‫و عجیب و به خصوصی بود.

470
00:26:34,676 --> 00:26:37,095
‫من همین ِهنر رو دوست دارم

471
00:26:37,178 --> 00:26:38,305
‫به شدت وابسته به طرز تفکر خودته

472
00:26:38,388 --> 00:26:40,390
‫- همینطور نیست؟
‫- آره

473
00:26:40,473 --> 00:26:43,393
‫یه چند تا دیگه بهتون نشون
‫میدم که روشون فکر کنید

474
00:26:45,687 --> 00:26:47,022
‫چیکار داریم می‌کنیم؟!

475
00:26:47,105 --> 00:26:49,441
‫مشخصه که جیمی داره عملیات
‫سرقت آثار هنری انجام میده

476
00:26:49,524 --> 00:26:51,985
‫- معنیش این نیست که استرلینگ رو کشته باشه
‫- اون نه

477
00:26:52,068 --> 00:26:52,902
‫کلایو کُشته

478
00:26:52,986 --> 00:26:56,281
‫اون قل چماق‌ـشه
‫متوجه نیستی؟ یعنی...

479
00:26:56,364 --> 00:27:00,368
‫حتماً اون و جیمی آدریانا رو به زور
‫وارد نقشه‌ـشون کردن

480
00:27:00,452 --> 00:27:04,289
‫ازش استفاده کردن تا وارد خونه‌های
‫مجللی بشن که آثار ارزشمندی داخلشونـه

481
00:27:04,372 --> 00:27:06,916
‫شاید، ولی بدون هیچ مدرکی،
‫ما هیچ اهرم فشاری نداریم

482
00:27:07,000 --> 00:27:10,003
‫پس بیا بذاریمش به عهده حرفه‌ای‌ها، نه؟

483
00:27:10,086 --> 00:27:11,212
‫خب؟

484
00:27:12,964 --> 00:27:16,885
‫زوج دوست داشتنی علاقه‌ای به
‫اون زوج دوست داشتنی دارن؟

485
00:27:16,968 --> 00:27:19,971
‫خب، راستش...

486
00:27:21,306 --> 00:27:24,267
‫می‌خواستیم بدونیم چیز
‫منحصر به فرد تری ندارید؟

487
00:27:24,351 --> 00:27:28,063
‫می‌دونیم که شما در بدست آوردن
‫آثار هنری تبهر دارید که

488
00:27:28,146 --> 00:27:29,564
‫در دسترس بقیه نیست.

489
00:27:29,648 --> 00:27:33,735
‫که اینطور. و شما دنبال چه نوع تابلویی هستید؟

490
00:27:33,818 --> 00:27:34,818
‫- ماتیس
‫- مونه

491
00:27:35,487 --> 00:27:36,696
‫خب، هر کدوم باشه خوبه

492
00:27:36,780 --> 00:27:39,991
‫ما آثار امپرسیونیست‌هایی رو جمع می‌کنیم
‫که با حرف «ام» شروع میشن، مگه نه؟
‫[نگارگران آزاداندیش و نوآور فرانسه قرن نوزده]

493
00:27:40,075 --> 00:27:44,412
‫تا زمانی که دست نیافتنی، ممنوع، انحصاری
‫و خارج از دسترس باشن

494
00:27:44,496 --> 00:27:46,498
‫من معمولاً فقط با معرفی مستقیم کار می‌کنم

495
00:27:46,581 --> 00:27:50,627
‫خب، می‌تونم بهتون اطمینان بدم
‫که ما مشتری‌های قابل اطمینانی هستیم

496
00:27:51,211 --> 00:27:54,130
‫همیشه می‌خواستم حرفمو به کُرسی بشونم
‫[تشابه کلمات مونه و پول]

497
00:27:54,214 --> 00:27:56,800
‫راستش می‌دونید چیه؟ گمونم این
‫تابلوی زوج خوشبخت رو هم ببریم

498
00:27:56,883 --> 00:27:57,759
‫آره

499
00:27:57,842 --> 00:27:59,094
‫باشه پس

500
00:28:01,221 --> 00:28:05,392
‫ویکتور پشت میز جلویی ترتیب
‫جزئیات این یکی رو براتون میده و...

501
00:28:05,475 --> 00:28:07,227
‫منم برای امپرسیونیست‌ها باهاتون تماس می‌گیرم

502
00:28:07,310 --> 00:28:08,310
‫عالی شد

503
00:28:22,033 --> 00:28:24,411
‫برای تو، کارآگاه
‫اسمشو بذار خرید غریزی و آنی

504
00:28:24,494 --> 00:28:27,414
‫مرسی. تابحال از محل کمین
‫کادو نگرفته بودم

505
00:28:27,497 --> 00:28:28,748
‫قابلتم نداره

506
00:28:28,832 --> 00:28:30,291
‫کمین؟ کجاش کمین بود؟

507
00:28:30,375 --> 00:28:33,002
‫هیچی گیرمون نیومد. و چرا
‫عصبانی نیستی که سر خود عمل کردیم؟

508
00:28:33,086 --> 00:28:34,921
‫- چون سر خود نبود
‫- هان؟

509
00:28:35,004 --> 00:28:38,383
‫وقتی وارد گالری شدید لوسیفر مخفیانه
‫بهم زنگ زد. همه چی رو شنیدم.

510
00:28:38,466 --> 00:28:40,719
‫وقتی داشتیم جیمی رو افسون می‌کردیم
‫کارآگاه داشت گوش می‌داد

511
00:28:40,802 --> 00:28:43,430
‫خب، من افسونش کردم.
‫تو بیشتر چرت و پرت گفتی.

512
00:28:43,513 --> 00:28:46,766
‫خیلی خب، پس از ون گل فروشی تقلبی و
‫بوم نقاشی دزدیده شده خبر داری؟

513
00:28:46,850 --> 00:28:49,894
‫اوهوم. حس می‌کردم اطلاعاتت از
‫پرونده ممکنه به درد بخوره

514
00:28:49,978 --> 00:28:51,104
‫باشه پس موافقی

515
00:28:51,187 --> 00:28:54,107
‫کلایو قاتلـه و دختر من بی‌گناهـه

516
00:28:54,190 --> 00:28:56,568
‫آره، جز اینکه چرا باید آدریانا کاری
‫که کلایو کرده رو گردن بگیره

517
00:28:56,651 --> 00:28:58,236
‫مگه اینکه خودش یه نوعی دخیل بوده باشه؟

518
00:28:58,319 --> 00:29:00,780
‫چون حتماً ملکه یخی جیمی تهدیدش کرده

519
00:29:00,864 --> 00:29:02,949
‫ندیدی چقدر ترسناک و مرعوب کننده‌‌ـست؟

520
00:29:03,032 --> 00:29:05,034
‫شرط می‌بندم می‌تونه گردو رو
‫لای شکاف کونش بشکنه

521
00:29:05,118 --> 00:29:07,746
‫به همین دلیل لوسیفر رو لازم داشتم
‫تا بره توی جلدش

522
00:29:07,829 --> 00:29:10,749
‫دکتر، بهت چی گفتم؟ بذاریمش به عهده حرفه‌ای‌ها

523
00:29:10,832 --> 00:29:13,001
‫نقشه همین الانشم در جریانه
‫مگه نه، کارآگاه؟

524
00:29:13,084 --> 00:29:15,420
‫آره، بعد اینکه شما اونو طعمه کردید
‫زنگ زدم مجوز شنود تلفنی گرفتم

525
00:29:15,503 --> 00:29:17,797
‫حالا فقط لازمه صبر کنیم
‫تا جیمی به کلایو زنگ بزنه

526
00:29:17,881 --> 00:29:19,591
‫بهش مأموریت بده که
‫تابلوی مونه‌ی ما رو پیدا کنه

527
00:29:19,674 --> 00:29:22,343
‫رد تلفنش رو می‌زنیم. احضارش
‫می‌کنیم، حالا با اهرم فشار

528
00:29:22,427 --> 00:29:25,180
‫- اگه آدریانا بهمون نمیگه قضیه چیه...
‫- شاید کلاید بگه

529
00:29:27,599 --> 00:29:29,934
‫می‌بینی دکتر؟ خیلی باهم جفت و جوریم

530
00:29:35,774 --> 00:29:37,692
‫چارلی

531
00:29:42,280 --> 00:29:43,865
‫سلام

532
00:29:44,741 --> 00:29:45,909
‫سلام

533
00:29:45,992 --> 00:29:47,160
‫همه چی مرتبه؟

534
00:29:47,243 --> 00:29:49,537
‫آره بد جور

535
00:29:49,621 --> 00:29:51,456
‫خیلی باحال بود

536
00:29:51,539 --> 00:29:55,210
‫و می‌دونی که خیلی چارلی رو دوست دارم

537
00:29:55,293 --> 00:29:59,839
‫ولی، بذار بگم، نمی‌دونم شما چطوری
‫کل روز این کارو می‌کنید

538
00:29:59,923 --> 00:30:02,008
‫هر روز، یعنی، هر روز هر روز

539
00:30:02,091 --> 00:30:04,260
‫آره. با تمرین آسون تر میشه

540
00:30:05,261 --> 00:30:06,429
‫و می‌دونی، من...

541
00:30:07,180 --> 00:30:10,892
‫راستش من از جزئیات لذت می‌برم

542
00:30:10,975 --> 00:30:14,437
‫هر روز و هر روز، چیزای جادویی

543
00:30:15,647 --> 00:30:18,525
‫نمی‌دونم، طی لحظات کوچیکی
‫اتفاق می‌افتن، می‌دونی؟

544
00:30:21,611 --> 00:30:24,447
‫خیلی کلیشه‌ای بود. شرمنده، من...

545
00:30:24,531 --> 00:30:27,492
‫نه، می‌دونی چیه؟ کاملاً... درک می‌کنم

546
00:30:28,243 --> 00:30:30,119
‫خدا توی جزئیاتـه

547
00:30:34,040 --> 00:30:35,250
‫حرف از خدا شد...

548
00:30:37,585 --> 00:30:39,420
‫- میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
‫- آره

549
00:30:41,965 --> 00:30:45,260
‫چیزی هست که درموردش بخوای تغییر بدی؟

550
00:30:45,885 --> 00:30:46,803
‫اگه می‌تونستی

551
00:30:46,886 --> 00:30:49,472
‫تغییر؟ درمورد خدا؟

552
00:30:50,849 --> 00:30:53,601
‫نه. یعنی، معنی ایمان همینه دیگه

553
00:30:53,685 --> 00:30:54,686
‫پذیرش

554
00:30:55,520 --> 00:30:56,604
‫صحیح، ولی...

555
00:30:58,606 --> 00:31:00,108
‫صرفاً واسه اینکه بحثمون جلو بره

556
00:31:01,651 --> 00:31:06,531
‫تصور کن خدا همینجا
‫جلوت ایستاده و ازت می‌پرسه

557
00:31:08,658 --> 00:31:10,493
‫«چطور می‌تونم بهتر از این عمل کنم؟»

558
00:31:10,577 --> 00:31:12,704
‫حتماً یه چیزی هست که بخوای بگی

559
00:31:13,621 --> 00:31:14,621
‫نه

560
00:31:15,081 --> 00:31:16,124
‫نه. یعنی...

561
00:31:16,875 --> 00:31:19,002
‫خدا همیشه پشتمـه

562
00:31:19,085 --> 00:31:21,379
‫همیشه

563
00:31:21,462 --> 00:31:22,505
‫منو دوست داره

564
00:31:23,631 --> 00:31:27,677
‫احتمالاً بیشتر از هرکسی که باید، واقعاً

565
00:31:29,012 --> 00:31:30,179
‫منظورت چیه؟

566
00:31:31,681 --> 00:31:32,681
‫من...

567
00:31:34,517 --> 00:31:36,185
‫من تاریکی‌های زیادی دارم

568
00:31:38,730 --> 00:31:41,274
‫و خدای بزرگ خبر داره و...

569
00:31:42,692 --> 00:31:43,735
‫براش مهم نیست

570
00:31:45,069 --> 00:31:46,404
‫هیچ مشکلی نداره

571
00:31:46,946 --> 00:31:49,032
‫به همین دلیل من لیاقتش رو ندارم

572
00:31:52,201 --> 00:31:53,870
‫مخالفم، اِلا

573
00:31:55,371 --> 00:31:56,706
‫مخالفم

574
00:31:56,789 --> 00:32:01,628
‫ببین، به نظر من اگه خدا
‫همین الان اینجا جلوت ایستاده بود

575
00:32:01,711 --> 00:32:05,131
‫بهت می‌گفت یه مقدار از اون
‫ایمانی که بهش داری رو برداری

576
00:32:07,133 --> 00:32:08,593
‫و بذاریش داخل خودت و
‫به خودت ایمان داشته باشی

577
00:32:12,263 --> 00:32:13,263
‫این...

578
00:32:17,977 --> 00:32:20,647
‫ممنون بابت حرفی که زدی، آمندیل. من...

579
00:32:24,150 --> 00:32:25,485
‫سعی‌ـمو می‌کنم

580
00:32:26,361 --> 00:32:29,072
‫خیلی خب

581
00:32:30,990 --> 00:32:32,075
‫سعی‌ـمو می‌کنم

582
00:33:01,854 --> 00:33:05,525
‫خب، چرا فکر می‌کنیم این یارو کلایو اینجاست؟

583
00:33:06,067 --> 00:33:09,028
‫خب، پلیسا تماسی که اون یارو جنده‌ی
‫هنری باهاش گرفت رو ردیابی کردن

584
00:33:09,112 --> 00:33:13,616
‫رد تلفنش برمی‌گرده به نزدیکی این
‫انبار مرموز که خیلی باهاش آشنام

585
00:33:13,700 --> 00:33:15,368
‫اسمشو بذار حدس حساب شده

586
00:33:15,451 --> 00:33:17,537
‫درسته. زیرکانه‌ـست.

587
00:33:17,620 --> 00:33:19,455
‫جای مناسبی برای انبار کردن
‫آثار هنری دزدیده‌ شده‌ـست

588
00:33:28,673 --> 00:33:31,884
‫بهم بگو، چرا واسه کمین کردن
‫اینجا رو انتخاب کردی؟

589
00:33:31,968 --> 00:33:35,680
‫چون می‌تونیم بدون اینکه ما
‫رو ببینه اومدنش رو ببینیم

590
00:33:37,432 --> 00:33:38,432
‫واو

591
00:33:39,559 --> 00:33:40,685
‫بفرما

592
00:33:42,937 --> 00:33:44,230
‫این واسه چیه؟

593
00:33:44,313 --> 00:33:45,648
‫فلش بنگـه

594
00:33:45,732 --> 00:33:48,276
‫نیازی به فلش بنگ نداریم. این یه کمین‌ـه.

595
00:33:51,070 --> 00:33:51,904
‫هوشمندانه بود!

596
00:33:51,988 --> 00:33:55,324
‫عقلت خوب کار می‌کنه. به همین
‫دلیله که ازت تقلید می‌کنم

597
00:33:55,408 --> 00:33:58,036
‫- خیلی چیزا میشه یاد گرفت
‫- خیلی خب، می‌دونی چیه؟ بس کن!

598
00:33:58,119 --> 00:34:00,121
‫- چیه؟
‫- این ادای تازه کارا رو در آوردن

599
00:34:00,204 --> 00:34:01,789
‫- باور نمی‌کنم
‫- چی؟

600
00:34:01,873 --> 00:34:04,584
‫اونجا مبارزه کردنت رو دیدم.
‫کارت رو بلدی.

601
00:34:05,543 --> 00:34:07,503
‫پس چرا اینجایی، حوا؟

602
00:34:11,424 --> 00:34:14,469
‫خیلی خب ببین، این قضیه‌ی «پیدا کردن خودت»

603
00:34:14,552 --> 00:34:16,929
‫واقعاً خیلی سخته، خب؟

604
00:34:17,013 --> 00:34:20,475
‫اینطوری نیست که بری یه گوشه
‫و یهویی خودتو پیدا کنی

605
00:34:21,184 --> 00:34:23,853
‫باید خوب فکر می‌کردم که چه موقع خوشحال‌ترم

606
00:34:23,936 --> 00:34:26,105
‫آره. جایزه بگیر بودن.

607
00:34:26,189 --> 00:34:28,024
‫اینجاشو قبلاً گفتی

608
00:34:28,107 --> 00:34:29,317
‫جز اینکه...

609
00:34:30,276 --> 00:34:31,903
‫یه چیزایی رو نگفتم

610
00:34:35,364 --> 00:34:37,325
‫خب، بعد از اینکه شکارچی جایزه شدم

611
00:34:37,408 --> 00:34:41,537
‫فهمیدم خوشحالیم هیچ ربطی به این شغل نداشته

612
00:34:44,415 --> 00:34:47,168
‫خوشحال بودم چون با تو بودم

613
00:34:48,211 --> 00:34:50,338
‫می‌دونم. بدیهی‌ـه

614
00:34:50,421 --> 00:34:53,341
‫و اصلاً نمی‌دونستم چطوری برگردونمت

615
00:34:53,800 --> 00:34:55,593
‫پس دنبالت گشتم،

616
00:34:55,676 --> 00:34:58,054
‫دیدم دنبال جایزه این کلاید هستی

617
00:34:58,137 --> 00:35:01,432
‫و این نقشه مسخره رو سر هم کردم

618
00:35:02,308 --> 00:35:06,437
‫یه رویارویی رو مهندسی کردم.
‫فکر کردم شاید رومانتیک باشه.

619
00:35:07,105 --> 00:35:08,940
‫ولی وقتی ماسکم رو برداشتی

620
00:35:09,023 --> 00:35:11,484
‫اینطور نبود که بپری توی بغلم

621
00:35:12,360 --> 00:35:14,821
‫به نظر خیلی عصبانی می‌اومدی

622
00:35:15,446 --> 00:35:17,573
‫بدجورررر عصبانی

623
00:35:18,991 --> 00:35:22,620
‫پس وحشت زده شدم و دروغ گفتم. شرمنده.

624
00:35:22,703 --> 00:35:24,080
‫البته که عصبانی بودم

625
00:35:27,291 --> 00:35:28,417
‫تو قلبمو شکستی

626
00:35:28,501 --> 00:35:29,501
‫جدی؟

627
00:35:30,628 --> 00:35:32,213
‫محشره

628
00:35:32,296 --> 00:35:35,258
‫یعنی، خیلی بده، وحشتناکـه

629
00:35:41,556 --> 00:35:43,558
‫من... خیلی متأسفم

630
00:35:45,309 --> 00:35:46,936
‫نمی‌خواستم اذیتت کنم

631
00:35:47,019 --> 00:35:48,229
‫ولی الان اینجام

632
00:35:49,814 --> 00:35:51,440
‫و می‌خوام با تو باشم

633
00:35:57,905 --> 00:35:58,905
‫یکی اینجاست

634
00:36:11,794 --> 00:36:13,838
‫هی، نگاه کن، این باز شده

635
00:36:27,852 --> 00:36:30,313
‫واو! چه برقی می‌زنه

636
00:36:33,024 --> 00:36:36,777
‫با مشخصات اسلحه‌ای که از گاوصندوق
‫آقای استرلینگ دزدیده شده تطابق داره

637
00:36:37,778 --> 00:36:38,905
‫حتماً آلت قتاله...

638
00:36:38,988 --> 00:36:40,072
‫بپا!

639
00:36:55,713 --> 00:36:57,381
‫میز

640
00:37:23,658 --> 00:37:26,410
‫بیا پایین!

641
00:37:34,085 --> 00:37:35,795
‫واسه یه تازه کار بد نبود

642
00:37:36,379 --> 00:37:38,923
‫مرسی، استاد

643
00:37:41,092 --> 00:37:42,092
‫هی

644
00:37:43,427 --> 00:37:44,512
‫وای خدای من

645
00:37:45,096 --> 00:37:47,807
‫وای خدا من حوا، تیر خوردی.
‫هی، منو نگاه کن.

646
00:37:47,890 --> 00:37:49,392
‫- میز...
‫- تو خوبی؟

647
00:37:49,475 --> 00:37:50,518
‫اوهوم

648
00:38:18,421 --> 00:38:21,340
‫هی، همراهم بمون، حوا

649
00:38:21,424 --> 00:38:24,510
‫حوا. حوا! حوا!

650
00:38:24,593 --> 00:38:26,762
‫بیخیال، همراهم بمون!

651
00:38:34,312 --> 00:38:36,564
‫دووم بیار. دارمت.

652
00:39:05,301 --> 00:39:06,301
‫حوا حالش خوبه؟

653
00:39:07,928 --> 00:39:09,847
‫امیدوارم باشه

654
00:39:10,431 --> 00:39:12,266
‫الان داره جراحی میشه

655
00:39:12,350 --> 00:39:14,393
‫بهت گفتم کلایو آدم ترسناکی‌ـه

656
00:39:14,477 --> 00:39:17,855
‫و قل چماق جیمی برای سرقت‌هاست.
‫جفتشم درست گفتی.

657
00:39:17,938 --> 00:39:20,107
‫شاید بهتره من مشاور پلیس بشم

658
00:39:21,984 --> 00:39:23,736
‫پس میذارن آدریانا بره؟

659
00:39:24,445 --> 00:39:27,698
‫خب، ظاهراً درمورد یه چیز دیگه هم درست گفتی

660
00:39:27,782 --> 00:39:30,076
‫آدریانا توی سرقت نقش داشته

661
00:39:30,159 --> 00:39:32,953
‫اون بوده که به جیمی و کلاید می‌گفته

662
00:39:33,037 --> 00:39:35,414
‫کدوم خونه‌ها واسه دزدی مناسب هستن

663
00:39:35,498 --> 00:39:39,585
‫آره، چون مجبورش می‌کردن، همونطور
‫که گفتم. خب مظنون جدیدمون کیه؟

664
00:39:42,421 --> 00:39:43,421
‫یه...

665
00:39:44,465 --> 00:39:46,300
‫یه مظنون جدید هست، درسته؟

666
00:39:47,259 --> 00:39:51,722
‫میز اسلحه قتل رو توی انبار همراه
‫کالاهای دزدیده شده پیدا کرد

667
00:39:52,515 --> 00:39:54,725
‫اثر انگشت آدریانا روش بوده

668
00:40:00,356 --> 00:40:01,440
‫بیخیال، نه

669
00:40:02,608 --> 00:40:03,608
‫نه. امکان نداره.

670
00:40:03,651 --> 00:40:06,320
‫چرا نه؟ و لطفاً نگو «چون که».

671
00:40:06,404 --> 00:40:07,530
‫چون که!

672
00:40:09,657 --> 00:40:12,326
‫چون اگه باشه، مقصر منم

673
00:40:20,167 --> 00:40:22,545
‫تقصیر منه که اون داغون شده

674
00:40:28,259 --> 00:40:31,053
‫به هر حال. دیگه خبر بد کافیه.

675
00:40:31,137 --> 00:40:33,097
‫بریم سراغ اصل مطلب

676
00:40:33,180 --> 00:40:35,516
‫من و کارآگاه همین به تازگی...

677
00:40:35,599 --> 00:40:38,144
‫بحث‌ـتون شد! آره می‌دونم، دیدم.

678
00:40:39,311 --> 00:40:43,983
‫حالا می‌خوای که من رابطه‌ـتون رو بسنجم

679
00:40:44,567 --> 00:40:46,610
‫از اولشم همه چی به خاطر همین بود، مگه نه؟

680
00:40:47,361 --> 00:40:50,739
‫اصلاً برات مهم نبوده که بهم کمک کنی

681
00:40:51,240 --> 00:40:53,701
‫فقط یه روان شناس می‌خواستی که پا به پات بیاد

682
00:40:53,784 --> 00:40:57,496
‫برای یه بار، می‌خواستم که به
‫یکی جز خودت اهمیت بدی

683
00:40:57,580 --> 00:40:59,582
‫که به من اهمیت بدی!

684
00:41:00,666 --> 00:41:02,293
‫می‌دونی چیه؟ لوسیفر حق با تو بود

685
00:41:03,836 --> 00:41:05,087
‫روان درمانی شکست خورده

686
00:41:08,007 --> 00:41:09,425
‫من شکست خوردم

687
00:41:11,510 --> 00:41:15,639
‫تو فقط یه شخص خودخواه و خودشیفته‌ای که...

688
00:41:18,476 --> 00:41:19,935
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

689
00:41:22,313 --> 00:41:23,647
‫همونطور که داشتم می‌گفتم...

690
00:41:25,441 --> 00:41:27,860
‫من و کارآگاه یه صحبتی داشتیم

691
00:41:27,943 --> 00:41:30,070
‫و تصمیم گرفتیم دوباره با آدریانا حرف بزنیم

692
00:41:30,154 --> 00:41:32,823
‫ولی تمام شواهد بر علیه اونه
‫شما فکر می‌کنید اون گناهکاره

693
00:41:32,907 --> 00:41:34,700
‫ولی تو این فکرو نمی‌کنی

694
00:41:38,287 --> 00:41:42,041
‫خود محوری ِمن به کنار، واقعاً سعی
‫دارم کمک کنم. همه‌ـمون همینطور.

695
00:41:42,875 --> 00:41:44,293
‫و تسلیم نمیشیم

696
00:41:45,544 --> 00:41:46,544
‫پس...

697
00:41:47,755 --> 00:41:50,132
‫بریم ببینیم دخترت چی واسه گفتن داره؟

698
00:41:51,967 --> 00:41:52,967
‫هیچی

699
00:41:53,802 --> 00:41:56,931
‫هیچی واسه گفتن ندارم.
‫هر چی می‌دونستم نوشتم.

700
00:41:58,599 --> 00:42:01,519
‫خب، ما اظهاراتت رو خوندیم و
‫یه مقدار کار میدانی انجام دادیم.

701
00:42:01,602 --> 00:42:05,022
‫یه چندتا چیز رو جا انداختیم که
‫می‌خوایم تو برامون تکمیل کنی

702
00:42:05,105 --> 00:42:09,193
‫پرونده و بازپرسی رو ببندید دیگه.
‫کار من بود. فقط همینو میگم.

703
00:42:09,276 --> 00:42:12,655
‫زیاد مطمئن نیستم. بهم بگو، آدریانا

704
00:42:13,906 --> 00:42:15,533
‫خواسته‌ی حقیقی تو چیه؟

705
00:42:19,161 --> 00:42:20,161
‫می‌خوام...

706
00:42:22,122 --> 00:42:23,457
‫از مادرم محافظت کنم

707
00:42:29,088 --> 00:42:30,631
‫مادرم بیماره

708
00:42:30,714 --> 00:42:33,551
‫یه مدتی میشه

709
00:42:33,634 --> 00:42:35,177
‫هزینه درمانش گرونـه

710
00:42:35,261 --> 00:42:38,681
‫به همین دلیل مشکلات مالی داری؟
‫اوون بهمون گفت.

711
00:42:38,764 --> 00:42:41,767
‫آره. خونه‌ـمو دادم رهن
‫پس اندازهامو خرج کردم

712
00:42:41,850 --> 00:42:43,686
‫هیچی برام نمونده بود

713
00:42:43,769 --> 00:42:46,105
‫بعدش با خانم «توماس کراون» آشنا شدی
‫[اشاره به این فیلم حادثه توماس کراون]

714
00:42:46,188 --> 00:42:49,984
‫- جیمی اومد سراغت، مگه نه؟
‫- گفت سریع پول در میارم

715
00:42:50,067 --> 00:42:51,986
‫قول داد هیچکس صدمه‌ای نمی‌بینه

716
00:42:52,069 --> 00:42:54,321
‫متقاعدت کرد که رمز دزدگیر
‫مشتری‌هاتو بهش بدی

717
00:42:54,405 --> 00:42:56,949
‫چیزای قیمتی کجا هستن
‫و چه زمانی خونه نیستن؟

718
00:42:57,032 --> 00:42:58,492
‫و کلایو هم کار کثیف رو به عهده داشت؟

719
00:43:00,369 --> 00:43:01,996
‫سعی کردم بکشم بیرون

720
00:43:02,079 --> 00:43:03,539
‫- این کارو کردم
‫- ولی تهدیدت کردن؟

721
00:43:03,622 --> 00:43:05,249
‫گفتن مامانمو می‌کُشن

722
00:43:06,166 --> 00:43:07,835
‫حس کردم گیر افتادم

723
00:43:09,211 --> 00:43:11,255
‫دنبال یه راه خروج بودم

724
00:43:11,338 --> 00:43:15,676
‫وقتی که یهویی از تغییر برنامه سفر
‫دقیقه‌ی نودی آقای استرلینگ با خبر شدم

725
00:43:16,677 --> 00:43:18,304
‫داشت زودتر می‌اومد خونه

726
00:43:19,263 --> 00:43:22,433
‫اونم توی شبی که کلاید
‫قرار بود از خونه‌اش دزدی کنه

727
00:43:23,225 --> 00:43:24,059
‫وحشت کردم

728
00:43:24,143 --> 00:43:26,812
‫سعی کردی به کلاید هشدار بدی؟
‫به همین دلیل بهش پیامک دادی؟

729
00:43:26,895 --> 00:43:30,608
‫پیامک؟ نه، بهش زنگ زدم، جواب نمی‌داد

730
00:43:30,691 --> 00:43:32,693
‫پس با عجله رفتم به اون خونه و...

731
00:43:34,111 --> 00:43:35,112
‫خیلی دیر شده بود

732
00:43:37,489 --> 00:43:42,411
‫لابد کلایو توسط آقای استرلینگ
‫غافلگیر شده و اونو کشته

733
00:43:42,494 --> 00:43:45,748
‫جز اینکه کلاید مشغول خالی کردن
‫خونه‌ی آقای استرلینگ نبوده

734
00:43:45,831 --> 00:43:48,000
‫توی لاس وگاس داخل یه کلوپ لختی بوده

735
00:43:48,083 --> 00:43:50,002
‫شواهد نشون میدن که اون شب توی وگاس بوده

736
00:43:50,085 --> 00:43:52,046
‫طبق گفته اون، زودتر خبر تغییر برنامه رو دادی

737
00:43:52,129 --> 00:43:53,631
‫گفته که شب جمعه بهش پیامک زدی

738
00:43:53,714 --> 00:43:54,715
‫جمعه؟

739
00:43:55,591 --> 00:43:58,636
‫نه، من تا شنبه حتی از
‫تغییر برنامه سفر آقای استرلینگ

740
00:43:58,719 --> 00:43:59,928
‫خبر نداشتم.

741
00:44:00,012 --> 00:44:02,473
‫درست قبل اینکه با عجله برم اون خونه

742
00:44:04,058 --> 00:44:05,893
‫پنجشنبه شب سینما بودم

743
00:44:05,976 --> 00:44:07,102
‫من...

744
00:44:07,186 --> 00:44:09,772
‫خواهش می‌کنم، باید حرفمو باور کنید

745
00:44:09,855 --> 00:44:11,690
‫فقط می‌خوام از مامانم محافظت کنم

746
00:44:12,274 --> 00:44:14,276
‫همه این کارا رو به خاطر اون کردم

747
00:44:16,945 --> 00:44:18,322
‫گرفتم. ممنون.

748
00:44:19,239 --> 00:44:22,368
‫هی! خب مامان آدریانا در امانه.
‫لیندا رو پیدا کردی؟

749
00:44:22,451 --> 00:44:25,704
‫نه، ظاهراً رفته. احتمالاً به خاطر
‫آدریانا زیادی احساسی شده

750
00:44:25,788 --> 00:44:26,789
‫- آره
‫- سلام

751
00:44:26,872 --> 00:44:29,583
‫لوپز وسواسی میزنه به هدف!

752
00:44:29,667 --> 00:44:33,128
‫بار اول خودم آلت قتاله رو بررسی نکردم

753
00:44:33,212 --> 00:44:35,422
‫و گفتم بهتره یه نگاه دیگه هم بندازم

754
00:44:35,506 --> 00:44:37,383
‫و زدم وسط خال!

755
00:44:37,466 --> 00:44:39,677
‫اسلحه رو پاک کردن

756
00:44:39,760 --> 00:44:42,513
‫و فقط یه اثر انگشت از آدریانا روشـه

757
00:44:42,596 --> 00:44:43,430
‫مشکوکـه

758
00:44:43,514 --> 00:44:47,810
‫و برای تأیید حدسم، روی اسلحه
‫متیل الکرلیت پیدا کردم

759
00:44:47,893 --> 00:44:50,688
‫مخدری که نه اسمشو شنیدم نه تا بحال
‫استفاده کردم، اینش مشکوکـه

760
00:44:50,771 --> 00:44:52,064
‫نه، ماده مخدر نیست

761
00:44:52,147 --> 00:44:55,025
‫ماده‌ای‌ـه که طرف چسبناک نوار چسب هست

762
00:44:55,109 --> 00:44:57,861
‫یکی با استفاده از چسب
‫اثر انگشت رو به اسلحه منتقل کرده

763
00:44:57,945 --> 00:44:59,780
‫پس واسه آدریانا پاپوش دوختن

764
00:44:59,863 --> 00:45:01,323
‫توسط کلایو؟

765
00:45:01,407 --> 00:45:03,742
‫فکر نکنم، سوابق تماس رو بررسی کردم

766
00:45:03,826 --> 00:45:04,660
‫کلاید دروغ نمیگه

767
00:45:04,743 --> 00:45:07,621
‫کلایو یه تماس از آدریانا دریافت کرده
‫که بهش گفته سرقت رو بیخیال بشه

768
00:45:07,705 --> 00:45:09,707
‫- معنیش این نیست که واقعاً آدریانا اونو فرستاده باشه
‫- درسته

769
00:45:09,790 --> 00:45:12,710
‫وقتی توی سینما بوده چه کس
‫دیگه‌ای به تلفنش دسترسی داشته؟

770
00:45:12,793 --> 00:45:14,253
‫ای کاش دکتر اینجا بود

771
00:45:14,336 --> 00:45:16,880
‫احتمالاً می‌دونست، با اون همه
‫تعقیب و کمینی که کرده بود

772
00:45:18,882 --> 00:45:20,300
‫گمونم می‌دونم کار کی بوده

773
00:45:21,093 --> 00:45:22,845
‫و این چیز بدیه؟

774
00:45:22,928 --> 00:45:25,139
‫فقط اگه لیندا هم فهمیده باشه

775
00:45:26,098 --> 00:45:27,599
‫- خیلی خب
‫- باشه

776
00:45:35,441 --> 00:45:36,441
‫اوون

777
00:45:38,068 --> 00:45:39,653
‫باید خودت رو تحویل بدی

778
00:45:40,946 --> 00:45:44,158
‫روحمم خبر نداره کی هستی
‫و نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

779
00:45:44,241 --> 00:45:47,244
‫من کسی‌ام که واقعاً به آدریانا اهمیت میده

780
00:45:47,828 --> 00:45:51,039
‫نه کسی که وانمود می‌کنه بهش اهمیت میده
‫درحالی که برای قتل واسش پاپوش می‌دوزه

781
00:45:51,123 --> 00:45:54,168
‫- وایستا، چی؟
‫- دیدمت، بازی در نیار

782
00:45:54,752 --> 00:45:56,754
‫با خودم گفتم، "چقدر با ادب

783
00:45:56,837 --> 00:45:59,214
‫نمی‌خواد حین فیلم دیدن پیامک بده."

784
00:45:59,298 --> 00:46:00,716
‫خب، با ادب بیاد بره تو کونم

785
00:46:00,799 --> 00:46:04,970
‫داشتی با تلفن آدریانا به کلایو پیامک
‫می‌دادی تا بهش بگی سرقت کنسلـه

786
00:46:05,053 --> 00:46:09,057
‫تا بتونی غنایم رو برای خودت برداری
‫تو آقای استرلینگ رو کُشتی!

787
00:46:09,141 --> 00:46:11,810
‫قبل اینکه یکی بندازتت توی دیوونه‌خونه،
‫اسلحه رو بده من، خانم

788
00:46:11,894 --> 00:46:13,312
‫نه، نه تا وقتی که اعتراف کنی

789
00:46:18,150 --> 00:46:19,943
‫فکر می‌کنی شلیک نمی‌کنم؟

790
00:46:21,111 --> 00:46:21,945
‫اوه، گرفتم

791
00:46:22,029 --> 00:46:24,072
‫شبیه یه آدم خوبم

792
00:46:24,740 --> 00:46:25,949
‫خب، نیستم

793
00:46:26,992 --> 00:46:28,702
‫من مادر افتضاحی بودم

794
00:46:29,912 --> 00:46:32,998
‫هیچ کاری برای آدریانا در طول زندگیش نکردم

795
00:46:34,583 --> 00:46:39,588
‫این تنها کاریه که می‌تونم بکنم
‫پس اونو از دست تو نجات میدم

796
00:46:39,671 --> 00:46:40,798
‫هر طور که شده

797
00:46:41,465 --> 00:46:42,299
‫لیندا!

798
00:46:42,382 --> 00:46:43,717
‫اسلحه رو بذار کنار

799
00:46:43,801 --> 00:46:45,594
‫نمی‌تونم بذارم قسر در بره

800
00:46:45,677 --> 00:46:47,262
‫اون واسه آدریانا پاپوش دوخته!

801
00:46:48,055 --> 00:46:49,306
‫این زن روانی‌ـه

802
00:46:49,389 --> 00:46:52,768
‫بپا، اون زن یه دکتره
‫و اتفاقاً کارش هم درسته

803
00:46:52,851 --> 00:46:54,686
‫- لیندا
‫- ولی...

804
00:46:54,770 --> 00:46:56,688
‫چرا باید واسه دوست دختر
‫خودم پاپوش درست کنم؟

805
00:46:56,772 --> 00:46:59,274
‫من بودم که بهتون گفتم اون بی‌گناهه، کارآگاه

806
00:46:59,358 --> 00:47:01,485
‫به علاوه این تو بودی که انگشت نشونه
‫رو به سمت جیمی گرفتی

807
00:47:01,568 --> 00:47:02,945
‫که ما رو به انبار رسوند

808
00:47:03,028 --> 00:47:05,364
‫و اسلحه‌ قتلی که جاسازی کرده بودی
‫که هوشمندانه بود

809
00:47:05,447 --> 00:47:07,741
‫ولی حالا مدارک پزشکی قانونی داریم

810
00:47:07,825 --> 00:47:10,494
‫که اثر انگشت آدریانا به اسلحه منتقل شده

811
00:47:10,577 --> 00:47:12,037
‫تو بازداشتی

812
00:47:12,120 --> 00:47:13,413
‫نه

813
00:47:15,999 --> 00:47:17,251
‫موفق شدی، دکتر

814
00:47:19,711 --> 00:47:21,088
‫دخترت رو نجات دادی

815
00:47:32,349 --> 00:47:33,349
‫ممنونم

816
00:47:37,688 --> 00:47:38,688
‫هی

817
00:47:39,606 --> 00:47:42,442
‫به نظر خیلی آشنا میاید. شما رو می‌شناسم؟

818
00:47:42,526 --> 00:47:44,403
‫نه، فکر نکنم

819
00:47:44,486 --> 00:47:47,030
‫مگه یه مدت قبل نیومدید به خونه‌ای
‫که واسه فروش گذاشته بودن نیومدید؟

820
00:47:47,614 --> 00:47:48,614
‫من یه دلال املاکم

821
00:47:49,783 --> 00:47:53,370
‫اوه. درسته، شاید

822
00:47:53,453 --> 00:47:54,454
‫شاید

823
00:47:55,372 --> 00:47:58,917
‫اگه برات سواله که دارم اینجا
‫توی پاسگاه پلیس چیکار می‌کنم، فقط...

824
00:47:59,626 --> 00:48:00,626
‫اینا دوستان من هستن

825
00:48:01,169 --> 00:48:03,171
‫و داشتن واسه یه چیزی کمکم می‌کردن...

826
00:48:04,464 --> 00:48:05,464
‫یه چیز مهم

827
00:48:06,216 --> 00:48:07,216
‫خوبه

828
00:48:07,843 --> 00:48:09,136
‫به منم کمک کردن

829
00:48:09,970 --> 00:48:13,098
‫اگه کمکم نمی‌کردن خیلی بد میشد

830
00:48:13,181 --> 00:48:14,181
‫آره

831
00:48:15,392 --> 00:48:16,894
‫یعنی، خوبه

832
00:48:20,188 --> 00:48:22,024
‫خب، گمونم باید برم دیگه

833
00:48:22,524 --> 00:48:23,524
‫هی

834
00:48:27,863 --> 00:48:29,156
‫خوشحالم حالت خوبه

835
00:48:31,283 --> 00:48:32,283
‫ممنونم

836
00:48:44,087 --> 00:48:48,300
‫خیلی خب لوسیفر، کل حواسم به توئـه

837
00:48:48,383 --> 00:48:50,052
‫می‌خوای درمورد چی حرف بزنی؟

838
00:48:50,135 --> 00:48:53,138
‫تنها چیزی که می‌خوام درموردش حرف بزنم تویی

839
00:48:54,097 --> 00:48:56,934
‫خب. هنوز بهش نگفتی که مامانش هستی؟

840
00:49:00,354 --> 00:49:02,439
‫نه. می‌خوام...

841
00:49:03,649 --> 00:49:04,649
‫با احترام وارد بشم.

842
00:49:05,192 --> 00:49:07,027
‫خب، یه زن عاقل این حرفو بزنه،

843
00:49:07,110 --> 00:49:09,279
‫به نظر من خیلی شبیه طفره رفتن می‌مونه

844
00:49:09,363 --> 00:49:10,697
‫خط و مرزها مهم هستن

845
00:49:10,781 --> 00:49:12,157
‫کمین کننده این حرفو می‌زنه

846
00:49:19,164 --> 00:49:21,041
‫چرا بهش نگفتی، دکتر؟

847
00:49:25,003 --> 00:49:26,922
‫فکر می‌کنم باید انتخاب خودش باشه

848
00:49:27,839 --> 00:49:30,300
‫ولی اگه رو راست باشم، گمونم...

849
00:49:31,134 --> 00:49:32,134
‫می‌ترسم

850
00:49:36,056 --> 00:49:37,849
‫که منو پس بزنه

851
00:49:39,059 --> 00:49:42,396
‫نه که الان باهاش رابطه‌ای داشته باشم، فقط...

852
00:49:42,479 --> 00:49:45,357
‫نمی‌دونم. با عقل جور در نمیاد.

853
00:49:45,440 --> 00:49:46,817
‫خیلی هم جور در میاد

854
00:49:48,235 --> 00:49:50,070
‫می‌خوای اونو بشناسی، باهاش باشی

855
00:49:50,153 --> 00:49:54,282
‫همیشه همینو می‌خواستی ولی نمی‌تونی
‫کاملاً خودتو رها کنی

856
00:49:54,366 --> 00:49:57,077
‫چون ته دلت معتقدی که...

857
00:49:57,995 --> 00:49:59,287
‫لیاقت محبتش رو نداری

858
00:49:59,371 --> 00:50:01,832
‫چون اون خیلی بی‌نقصـه

859
00:50:01,915 --> 00:50:06,712
‫و... تو فقط، خب...

860
00:50:10,215 --> 00:50:11,215
‫نالایق‌ هستی

861
00:50:16,430 --> 00:50:18,473
‫چه مغزی ریختی؛ لوسیفر

862
00:50:20,017 --> 00:50:21,893
‫شاید بهتر باشه تو روان شناس بشی

863
00:50:33,989 --> 00:50:36,992
‫عجب اشتباهی بود

864
00:50:37,784 --> 00:50:39,828
‫خب، به نظر که کمتر مُرده میای

865
00:50:39,911 --> 00:50:41,663
‫آهان! مرسی

866
00:50:43,832 --> 00:50:47,127
‫می‌دونی، اونجا وقتی تیر خوردی...

867
00:50:48,879 --> 00:50:49,880
‫خیلی بدم اومد

868
00:50:49,963 --> 00:50:53,467
‫آره، واسه خودمم زیاد خوب نبود

869
00:50:53,550 --> 00:50:56,261
‫هیچوقت تابحال همچین حسی نداشتم
‫عجیب بود

870
00:50:57,179 --> 00:50:59,973
‫جدید بود و من...

871
00:51:00,057 --> 00:51:01,349
‫ترسیده بودی؟

872
00:51:02,726 --> 00:51:04,436
‫آره. گمونم.

873
00:51:06,021 --> 00:51:10,650
‫یعنی، قبلاً هم ترسیده بودم،
‫ولی این کاملاً یه سطح دیگه بود

874
00:51:13,487 --> 00:51:16,364
‫میز داری همون چیزی رو میگی که فکر می‌کنم؟

875
00:51:27,334 --> 00:51:29,252
‫می‌خوام باهات باشم؛ حوا

876
00:51:49,189 --> 00:51:51,066
‫یه چیزی هست که می‌خوام داشته باشی

877
00:51:51,149 --> 00:51:52,442
‫خیلی خب...

878
00:51:53,360 --> 00:51:56,279
‫اگه دوست داری اسمشو بذار ارثیه خانوادگی

879
00:51:56,363 --> 00:51:58,281
‫تازه از لوسیفر پسش گرفتم

880
00:52:04,329 --> 00:52:07,457
‫از ترس خوشم نمیاد
‫پس این باید رفع‌ـش کنه

881
00:52:08,375 --> 00:52:10,961
‫جاودانگی مادرم داخلشه

882
00:52:11,044 --> 00:52:13,213
‫پس گمونم ازت محافظت می‌کنه

883
00:52:13,964 --> 00:52:16,508
‫این منو نامیرا می‌کنه؟

884
00:52:17,384 --> 00:52:18,802
‫اوهوم. امیدوارم.

885
00:52:19,678 --> 00:52:22,180
‫چیزی نمونده بود دوباره از دستت بدم

886
00:52:22,264 --> 00:52:24,808
‫و هیچوقت قبلاً اینطوری صدمه ندیده بودم

887
00:52:26,685 --> 00:52:28,937
‫گمونم روح در آوردم

888
00:52:30,313 --> 00:52:34,067
‫ولی اگه یه روح همچین حسی بهش دست
‫میده، نمی‌خوام هرگز دوباره حسش کنم.

889
00:52:34,151 --> 00:52:35,652
‫عزیزم، من...

890
00:52:36,236 --> 00:52:37,988
‫نمی‌خوام تا ابد زندگی کنم

891
00:52:40,949 --> 00:52:41,992
‫چرا که نه؟

892
00:52:43,160 --> 00:52:47,372
‫چون دیدم با پسرم قابیل چیکار کرد

893
00:52:47,455 --> 00:52:48,540
‫خودت هم دیدی

894
00:52:49,499 --> 00:52:51,126
‫فناپذیر بودن یه هدیه‌ـست

895
00:52:51,209 --> 00:52:53,336
‫باعث میشه قدر زندگی رو بدونی

896
00:52:54,004 --> 00:52:56,548
‫درست مثل ترس که باعث شد قدر منو بدونی

897
00:52:58,675 --> 00:53:00,927
‫- نه، نمی‌تونم قبولش کنم
‫- نه، باید قبول کنی

898
00:53:03,430 --> 00:53:04,598
‫باید

899
00:53:04,681 --> 00:53:07,350
‫باشه؟ وگرنه نمی‌تونم به رابطه‌ـمون ادامه بدم

900
00:53:07,434 --> 00:53:09,603
‫- چی؟
‫- دارم سعی می‌کنم ازت محافظت کنم

901
00:53:09,686 --> 00:53:11,605
‫نه، داری سعی می‌کنی از خودت محافظت کنی

902
00:53:11,688 --> 00:53:14,024
‫چیزی نمونده بود از دستت بدم، حوا

903
00:53:14,107 --> 00:53:15,984
‫نمی‌تونم دوباره از دستت بدم

904
00:53:16,568 --> 00:53:18,069
‫می‌فهمی؟

905
00:53:19,571 --> 00:53:20,571
‫دوست دارم

906
00:53:20,614 --> 00:53:24,618
‫میز، منم خیلی دوستت دارم

907
00:53:27,370 --> 00:53:29,789
‫به همین دلیل این خیلی ترسناکـه

908
00:53:29,873 --> 00:53:33,001
‫ولی باید اینو بپذیریم

909
00:53:41,593 --> 00:53:42,593
‫نمی‌تونم

910
00:53:44,846 --> 00:53:46,389
‫- آره که می‌تونی
‫- متأسفم

911
00:53:48,016 --> 00:53:50,268
‫میز...

912
00:53:51,895 --> 00:53:53,063
‫میز

913
00:54:07,118 --> 00:54:09,246
‫جان؟ حواسم بهت هست

914
00:54:12,123 --> 00:54:13,291
‫سلام

915
00:54:13,375 --> 00:54:15,085
‫لیندا هستید، درسته؟

916
00:54:15,710 --> 00:54:16,710
‫سلام

917
00:54:18,338 --> 00:54:21,007
‫پلیس به تو کمک نمی‌کرد، مگه نه؟

918
00:54:21,758 --> 00:54:23,802
‫تو داشتی واسه پرونده من بهشون کمک می‌کردی

919
00:54:25,095 --> 00:54:26,095
‫آ...

920
00:54:27,180 --> 00:54:28,890
‫فقط می‌خواستم تشکر کنم

921
00:54:31,685 --> 00:54:32,894
‫مسأله مهمی نبود

922
00:54:36,314 --> 00:54:37,691
‫می‌خوای بیای داخل؟

923
00:54:41,778 --> 00:54:42,904
‫حتماً

924
00:54:45,407 --> 00:54:46,407
‫خیلی خب

925
00:54:52,080 --> 00:54:56,084
‫به علاوه، یه کمک مالی ناشناس

926
00:54:56,167 --> 00:54:59,170
‫به کلینیکی که مادرمو توش مداوا می‌کنن شده

927
00:55:02,299 --> 00:55:03,800
‫یه کمک مالی خیلی سخاوتمندانه

928
00:55:08,680 --> 00:55:11,057
‫خب، این... این خبر خوبیه

929
00:55:14,894 --> 00:55:17,355
‫یه چیزی هست که می‌خواستم بهت بگم

930
00:55:17,939 --> 00:55:19,149
‫تو مامانم هستی

931
00:55:21,693 --> 00:55:22,527
‫مگه نه؟

932
00:55:22,610 --> 00:55:24,446
‫از کجا فهمیدی؟

933
00:55:26,990 --> 00:55:28,450
‫وقتی به فرزندی قبولت می‌کنن

934
00:55:28,992 --> 00:55:32,329
‫به هرکسی که بهت شباهت داشته
‫باشه نگاه می‌کنی، حتی یه ذره

935
00:55:33,246 --> 00:55:35,999
‫هر کسی که توی بازه سنی مناسبی‌ـه

936
00:55:36,082 --> 00:55:37,082
‫و از خودت می‌پرسی

937
00:55:39,252 --> 00:55:42,047
‫پس اون روزی که اومدم به اون خونه‌ی فروشی

938
00:55:44,382 --> 00:55:45,925
‫شک کرده بودم

939
00:55:46,551 --> 00:55:49,137
‫تو و اون یکی خانمه خیلی عجیب رفتار می‌کردید

940
00:55:50,680 --> 00:55:51,931
‫می‌خواستم بهت بگم

941
00:55:54,267 --> 00:55:55,267
‫ولی من...

942
00:55:57,020 --> 00:55:58,813
‫نمی‌دونستم منو بخوای یا نه

943
00:56:06,196 --> 00:56:09,240
‫فکر کردم بهتره بذارم تو بیای سراغم

944
00:56:10,033 --> 00:56:11,493
‫خب...

945
00:56:11,576 --> 00:56:12,576
‫خب...

946
00:56:13,828 --> 00:56:14,828
‫من اینجام

947
00:56:19,376 --> 00:56:20,543
‫اینجایی

948
00:56:26,299 --> 00:56:27,550
‫بچه داری؟

949
00:56:27,634 --> 00:56:28,927
‫آره

950
00:56:33,223 --> 00:56:35,016
‫می‌خوای ببینیش؟

951
00:56:37,852 --> 00:56:38,852
‫باشه

952
00:56:40,647 --> 00:56:41,647
‫باشه

953
00:56:47,737 --> 00:56:50,198
‫خیلی خب

954
00:56:54,035 --> 00:56:56,162
‫این چارلی‌ـه

955
00:57:00,083 --> 00:57:03,420
‫سلام، چارلی

956
00:57:03,503 --> 00:57:06,506
‫وای خدای من

957
00:57:10,093 --> 00:57:11,177
‫سلام

958
00:57:12,053 --> 00:57:13,638
‫سلام، چارلی

959
00:57:13,721 --> 00:57:14,931
‫من خواهرتم

960
00:57:14,950 --> 00:57:35,931
‫کاری از:
‫امـیـر سـتـارزاده
‫AM۱Я H۱tmaN

961
00:57:38,371 --> 00:57:40,415
‫قراره همچین خدایی باشی، مگه نه؟

962
00:57:40,999 --> 00:57:42,876
‫فرسوده و خسته

963
00:57:44,836 --> 00:57:45,836
‫فقط...

964
00:57:46,296 --> 00:57:50,258
‫فکر می‌کردم برای گرفتن جای پدر
‫خیلی اشتیاق داشته باشم، می‌دونی؟

965
00:57:50,925 --> 00:57:52,510
‫ولی به جاش، شک و شبهه دارم

966
00:57:53,511 --> 00:57:55,263
‫راستش گمونم می‌فهمم

967
00:57:55,889 --> 00:57:57,932
‫حس می‌کنی نالایق هستی

968
00:57:58,016 --> 00:58:00,185
‫نه. این نیست.

969
00:58:00,768 --> 00:58:04,022
‫قطعاً حس می‌کنم لایقش هستم.
‫من نباشم پس کی باشه؟

970
00:58:05,773 --> 00:58:10,278
‫نه، مدت زیادی از بالا به بشریت
‫نگاه کردم، عاقل اندر سفیه

971
00:58:10,862 --> 00:58:11,862
‫و حالا...

972
00:58:14,699 --> 00:58:16,618
‫لوسی، عاشق زندگی کردن بین اونام

973
00:58:17,202 --> 00:58:20,497
‫بالاخره یاد گرفتم چطوری بهشون بپیوندم.
‫اینجا یه زندگی ساختم.

974
00:58:22,457 --> 00:58:24,501
‫دوست پیدا کردم. یه خانواده.

975
00:58:25,877 --> 00:58:27,712
‫اگه راستشو بگم...

976
00:58:28,254 --> 00:58:29,254
‫من...

977
00:58:30,298 --> 00:58:32,467
‫نمی‌خوام هیچ کدوم اینا تغییر کنه

978
00:58:32,550 --> 00:58:35,303
‫پس تو فکر عقب کشیدن هستی؟

979
00:58:35,386 --> 00:58:36,262
‫نه

980
00:58:36,346 --> 00:58:39,807
‫این کار خودخواهی‌ـه لوسی
‫باید وظیفه الهی‌ـمو بپذیرم

981
00:58:39,891 --> 00:58:43,061
‫- باید کاری رو بکنی که خوشحالت می‌کنه
‫- ای کاش به همین سادگی بود

982
00:58:43,144 --> 00:58:44,437
‫خب، شاید بتونه باشه

983
00:58:45,230 --> 00:58:49,901
‫اگه یکی دیگه حاضر باشه مسئولیتش
‫رو قبول کنه، همینطور میشه.

984
00:58:49,984 --> 00:58:51,361
‫یکی که لایقش باشه

985
00:58:53,112 --> 00:58:53,947
‫کی؟

986
00:58:54,030 --> 00:58:56,908
‫البته که من!

987
00:58:56,991 --> 00:58:59,410
‫دقیقاً واسه اثبات خودم به همین نیاز دارم

988
00:58:59,494 --> 00:59:01,621
‫- چی؟
‫- شنیدی چی گفتم، برادر

989
00:59:02,872 --> 00:59:04,082
‫تصمیمم رو گرفتم

990
00:59:05,959 --> 00:59:08,127
‫خودم قراره خدا بشم!

991
00:59:08,130 --> 00:59:22,127
‫<font color="#ffff۰۰">« ارائه‌ای از وب‌سایت بیاتوموویز »</font>
‫:.: Bia۲Movies.bid :.:

992
00:59:22,130 --> 00:59:59,127
‫T.me/H۱tmaN
‫instagram.com/h۱tman۰۰۷

