‫﻿۱
00:00:42,781 --> 00:00:52,116
‫<font color="#ff۸۰۰۰">« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »</font>
‫:.: Bia۲Movies.bid :.:

2
00:00:52,120 --> 00:01:02,116
‫<font color="#ff۰۰۰۰">« دانلود اپلیکیشن با قابلیت پخش آنلاین »</font>
‫:.: WwW.Bia۲Movies.App :.:

3
00:01:02,120 --> 00:01:12,116
‫« تــرجــمــه: تورج پاکاری و امیر ستارزاده »
‫<font color="#۰ec۵c۵">:.:.: Stef@n & H۱tmaN :.:.:</font>

4
00:01:12,781 --> 00:01:15,116
‫هی، رئیس!
‫جانی شاش داره!

5
00:01:15,200 --> 00:01:16,409
‫حرفشم نزن، پسر.
‫خفه شو!

6
00:01:17,619 --> 00:01:20,497
‫اوه، داره میشاشه!
‫جانی داره رو صندلی میشاشه!

7
00:01:20,580 --> 00:01:22,957
‫چرا مسخره‌بازی در میاری، پسر؟

8
00:01:23,541 --> 00:01:24,751
‫لعنت بهت، جانی!

9
00:01:27,921 --> 00:01:30,840
‫واقعا؟
‫مشکلت چیه، مَرد؟

10
00:01:31,758 --> 00:01:34,177
‫بندازش زمین!

11
00:02:50,044 --> 00:02:52,505
‫میدونی، همیشه تو این فکر بودم
‫که چرا پیانو

12
00:02:53,089 --> 00:02:56,342
‫از بین ما تو قرار بود مضطربه باشی.
‫گیتار بیشتر...

13
00:02:56,426 --> 00:02:59,888
‫اوه! هی، هی، هی، هی!
‫لوسیفر! لوسیفر. لوسیفر

14
00:02:59,971 --> 00:03:01,598
‫نیومدم دعوا کنم

15
00:03:01,681 --> 00:03:03,600
‫اوه خب، من که بدون شک دعوا میخوام!

16
00:03:03,683 --> 00:03:06,102
‫خب، در این صورت چه اتفاقی...

17
00:03:06,186 --> 00:03:10,690
‫واسه این انسان‌های بیچاره‌ی
‫آسیب‌پذیر میوفته، برادر عزیز؟

18
00:03:16,779 --> 00:03:18,323
‫چیزی نیست، همگی!

19
00:03:18,406 --> 00:03:21,367
‫فقط یه دعوای برادرانه کوچیکه

20
00:03:21,451 --> 00:03:24,579
‫طوری نیست. طوری نیست.
‫موسیقی رو پخش کن

21
00:03:24,662 --> 00:03:28,625
‫و بعلاوه، یعنی واقعا میگم
‫چه فایده‌ای داره؟

22
00:03:28,708 --> 00:03:30,043
‫من که بردم

23
00:03:30,627 --> 00:03:32,420
‫شمشیر شعله‌ور رو کامل کردم

24
00:03:32,503 --> 00:03:36,090
‫و به لطف اون و...
‫البته جذابیت‌هام

25
00:03:36,174 --> 00:03:38,593
‫بیشتر فرشته‌ها پشت منن

26
00:03:38,676 --> 00:03:41,846
‫ولی باز اومدی اینجا.
‫چرا؟

27
00:03:41,930 --> 00:03:43,723
‫تا جلوی خون و خون‌ریزی رو بگیرم، برادر

28
00:03:44,641 --> 00:03:47,602
‫تا خواهر و برادرامون رو امن نگه دارم.
‫تا صلح برقرار کنم

29
00:03:49,729 --> 00:03:52,482
‫با یه پیشنهاد اومدم

30
00:03:52,565 --> 00:03:56,110
‫هیچی نیست که بتونی بهم پیشنهاد کنی

31
00:03:56,194 --> 00:03:58,571
‫هوم

32
00:03:59,572 --> 00:04:00,615
‫یه تخت پادشاهی چطوره؟

33
00:04:03,534 --> 00:04:05,662
‫داری شغل قبلیم رو بهم پیشنهاد میدی؟

34
00:04:06,537 --> 00:04:11,084
‫من به بهشت فرمانروایی میکنم. تو به جهنم.
‫اگه بهش فکر کنی یه جورایی شاعرانه‌ست

35
00:04:11,167 --> 00:04:14,963
‫و اجازه میدم هرطور که دوست داری
‫اون پایین فرمانروایی کنی

36
00:04:15,046 --> 00:04:17,966
‫اوه خدایا، ممنون داداش

37
00:04:18,049 --> 00:04:20,176
‫ولی اونجا بودم، انجامش دادم
‫امتحانش کردم

38
00:04:20,260 --> 00:04:23,680
‫آه‌‌آه‌آه!
‫ولی بهترین بخشش رو بهت نگفتم

39
00:04:24,430 --> 00:04:26,766
‫کلویی هم میاد اونجا پیشت

40
00:04:27,809 --> 00:04:30,103
‫یعنی، زندگی خوش و خرم از این بهتر

41
00:04:30,186 --> 00:04:32,897
‫چی داری میگی؟
‫این غیرممکنه

42
00:04:33,815 --> 00:04:37,568
‫حتی اگه خدا هم بشی، قدرت اینو نداری
‫که بتونی روحش رو به زور اونجا نگه داری

43
00:04:38,152 --> 00:04:40,321
‫فقط گناه یه نفر میتونه
‫اونو به جهنم بفرسته

44
00:04:40,405 --> 00:04:41,698
‫دقیقا

45
00:04:42,907 --> 00:04:44,200
‫بهش فکر کن

46
00:04:44,284 --> 00:04:48,830
‫پدر بچه‌اش بخاطر یه پرونده‌ای
‫که براش کار میکرد، مُرده

47
00:04:53,126 --> 00:04:54,794
‫تو تمام این کارها رو کردی؟

48
00:04:55,670 --> 00:04:57,171
‫تو دادی اونا دنیل رو ببرن؟

49
00:04:57,255 --> 00:05:01,175
‫نه، نه، نه.
‫اون بخش فقط یه اتفاق خیلی خوشی بود

50
00:05:01,259 --> 00:05:04,220
‫ولی وقتی بهم گفتن که
‫اون پیش‌شونه...

51
00:05:04,304 --> 00:05:07,432
‫برادر، فهمیدم که فرصت طلایی‌ای دارم

52
00:05:08,016 --> 00:05:09,183
‫پس تو...

53
00:05:09,726 --> 00:05:12,562
‫بهشون گفتی دن رو بکشن؟

54
00:05:12,645 --> 00:05:13,771
‫قابلت رو نداشت

55
00:05:17,275 --> 00:05:19,819
‫آروم باش، برادر

56
00:05:19,902 --> 00:05:21,404
‫دن بخاطر تو توی جهنمه!

57
00:05:21,487 --> 00:05:23,990
‫خب، اساساَ بخاطر گناه خودشه

58
00:05:24,073 --> 00:05:25,992
‫که واقعا تا الان باید فراموشش میکرد

59
00:05:27,744 --> 00:05:29,912
‫گذشته رو فراموش کن، برادر

60
00:05:29,996 --> 00:05:31,998
‫رو آینده تمرکز کن

61
00:05:32,081 --> 00:05:33,750
‫آینده خودت

62
00:05:34,625 --> 00:05:35,752
‫با کلویی

63
00:05:45,386 --> 00:05:48,097
‫زمان نیاز داری تا بهش فکر کنی.
‫میفهمم

64
00:05:48,181 --> 00:05:52,101
‫ولی فقط محض اطلاعت،
‫رأی‌گیری فرداست

65
00:05:52,185 --> 00:05:54,729
‫و اینجا روی زمین برگذارش میکنم
‫تا بتونی توش شرکت کنی

66
00:05:54,812 --> 00:05:57,690
‫میدونی، بخاطر قضیه
‫طرد شدنت از بهشت

67
00:05:57,774 --> 00:06:00,526
‫و اگه برگردی فوراً میسوزی و خاکستر میشی

68
00:06:00,610 --> 00:06:03,905
‫ولی دیدنش باحاله

69
00:06:05,823 --> 00:06:06,823
‫برادر

70
00:06:08,451 --> 00:06:11,954
‫دارم پیشنهاد یه پایان خوش رو بهت میکنم

71
00:06:13,539 --> 00:06:15,333
‫امیدوارم قبولش کنی

72
00:06:21,450 --> 00:06:26,990
‫« لـوسـیـفـر »
‫«فصل پنجم، قسمت شانزدهم»

73
00:06:44,362 --> 00:06:45,362
‫لیندا

74
00:06:50,993 --> 00:06:51,993
‫دیدی؟

75
00:06:52,495 --> 00:06:54,622
‫اهمیت دادن به آدما به اینجا میرسونتت

76
00:06:54,705 --> 00:06:58,459
‫عین احمق‌ها واسه خودت میشینی،
‫بخاطر یه آشغال مُرده احساساتی میشی

77
00:06:58,543 --> 00:07:03,423
‫پس میشه لطفا گریه و زاری رو بس کنیم
‫و این قضیه رو تمومش کنیم بره؟

78
00:07:24,485 --> 00:07:25,528
‫میز

79
00:07:26,779 --> 00:07:28,531
‫میز عزیزم، درست میشه

80
00:07:30,741 --> 00:07:31,741
‫این چیه؟

81
00:07:33,744 --> 00:07:35,663
‫تی‌شرتیه که دن...

82
00:07:37,206 --> 00:07:40,334
‫بعد از اینکه بی‌هوشش کردم
‫و لخت...

83
00:07:40,418 --> 00:07:43,921
‫در خونه کلویی انداختمش
‫مجبور شد ازش بدزده

84
00:07:46,132 --> 00:07:47,633
‫هنوزم...

85
00:07:47,717 --> 00:07:51,429
‫هنوزم نمیدونم چطوری خودش
‫رو تو این جا داد

86
00:07:58,519 --> 00:07:59,937
‫دلم براش تنگ شده

87
00:08:00,021 --> 00:08:02,315
‫میز

88
00:08:02,398 --> 00:08:04,108
‫خیلی‌خب

89
00:08:07,612 --> 00:08:08,612
‫خیلی‌خب

90
00:08:09,697 --> 00:08:10,740
‫طوری نیست

91
00:08:12,658 --> 00:08:13,701
‫خیلی‌خب

92
00:08:14,327 --> 00:08:15,703
‫واقعیه

93
00:08:17,163 --> 00:08:21,000
‫واقعیه، بعضی وقت‌ها که
‫به آدما اهمیت میدی...

94
00:08:22,668 --> 00:08:25,546
‫باید درد و فقدان بکشی

95
00:08:27,757 --> 00:08:29,634
‫ولی این بهای شادیه

96
00:08:31,260 --> 00:08:33,012
‫حق با اونه، مزکین

97
00:08:33,930 --> 00:08:38,017
‫برای اینکه الان هیچ کدوم ما غمگین نشیم،
‫نباید اصلا با دن آشنا نمیشیدم

98
00:08:38,809 --> 00:08:41,729
‫تو اینو دوست نداشتی.
‫هیچ کدوم‌مون دوست نداشتیم باهاش آشنا نشیم

99
00:08:42,980 --> 00:08:44,190
‫اوهوم

100
00:08:45,525 --> 00:08:47,777
‫مثلا... مثلا وقتی...

101
00:08:49,195 --> 00:08:51,447
‫وقتی من و دن...

102
00:08:51,531 --> 00:08:53,908
‫دهن اون باند رو سرویس کردم

103
00:08:56,786 --> 00:08:57,995
‫قشنگ بود

104
00:08:59,872 --> 00:09:02,250
‫اوهوم. اوهوم

105
00:09:03,125 --> 00:09:04,125
‫دقیقا

106
00:09:04,168 --> 00:09:07,296
‫و به یاد داشتن...

107
00:09:09,674 --> 00:09:11,384
‫اونجور لحظات قشنگ...

108
00:09:13,052 --> 00:09:15,429
‫چیزی هستن که درد رو خوب میکنن

109
00:09:19,642 --> 00:09:21,185
‫چون باور کن...

110
00:09:23,771 --> 00:09:28,359
‫اینکه هیچوقت کسی رو دوست نداشته باشی
‫خیلی بدتر از دست دادن کسیه

111
00:09:44,083 --> 00:09:46,794
‫ممنون که اومدی، کارآگاه

112
00:09:46,877 --> 00:09:49,463
‫- خواهش
‫- تریکسی چطوره؟

113
00:09:50,673 --> 00:09:56,012
‫اون میدونی، پیش مامانم
‫و والدین دن هستش

114
00:09:56,095 --> 00:09:57,388
‫دختر بچه قوی‌ای هستش

115
00:09:57,471 --> 00:10:00,349
‫فقط الان باید قوی‌تر از حدی باشه
‫که باید میبود

116
00:10:01,976 --> 00:10:04,770
‫گوش کن، میدونم تو از من خواستی بیام اینجا

117
00:10:04,854 --> 00:10:09,275
‫ولی فقط میخوام من اول
‫یه حرفی رو بهت بزنم

118
00:10:10,484 --> 00:10:13,321
‫اون بحث اون شب‌مون...

119
00:10:14,864 --> 00:10:19,827
‫هردومون پریشون بودیم،
‫و احساساتی بود و...

120
00:10:19,910 --> 00:10:22,204
‫نیازی نیست، کارآگاه.
‫حق با تو بود

121
00:10:22,955 --> 00:10:27,043
‫تو تونستی حرفی رو بزنی که
‫من نمیتونستم واسه خودم اعتراف کنم

122
00:10:27,126 --> 00:10:29,879
‫میخواستم به دلایل اشتباهی خدا بشم

123
00:10:31,130 --> 00:10:35,259
‫ولی حالا میدونم که چرا باید خدا بشم

124
00:10:37,219 --> 00:10:38,387
‫بخاطر دن

125
00:10:39,305 --> 00:10:40,305
‫منظورت چیه؟

126
00:10:42,058 --> 00:10:43,893
‫لطفا. بشین، لطفا

127
00:10:52,485 --> 00:10:55,071
‫پس، دن...

128
00:10:56,155 --> 00:10:58,658
‫مرگ دن...

129
00:10:59,867 --> 00:11:02,286
‫تمام اتفاقات تقصیر میکائیله

130
00:11:02,870 --> 00:11:05,456
‫داشته شمشیر شعله‌ور
‫رو واسه پیروز شدن جنگ سرهم میکرده

131
00:11:05,539 --> 00:11:09,460
‫پس واسه همین دن رو کشتن،
‫تا نذارن ما اینو بفهمیم؟

132
00:11:10,294 --> 00:11:11,462
‫نه

133
00:11:12,505 --> 00:11:13,714
‫نه

134
00:11:13,798 --> 00:11:15,675
‫میکائیل دن رو کشت...

135
00:11:16,509 --> 00:11:18,552
‫تا تو احساس گناه کنی

136
00:11:19,804 --> 00:11:23,307
‫تا وقتی که مُردی، به جهنم بری

137
00:11:23,391 --> 00:11:26,852
‫یه رشوه دیوونه‌وار تا راضیم کنه
‫عین یه شیطان خوب برگردم اونجا

138
00:11:28,813 --> 00:11:30,272
‫من حتی نمیدونم...

139
00:11:31,357 --> 00:11:33,192
‫نمیدونم این حرف رو چیکارش کنم!

140
00:11:33,275 --> 00:11:34,777
‫نباید تسلیم بشی

141
00:11:35,569 --> 00:11:36,987
‫همش یه فریب‌کاریه

142
00:11:37,071 --> 00:11:39,490
‫کارآگاه، تو نباید احساس گناه کنی

143
00:11:42,284 --> 00:11:44,120
‫صحیح.
‫آره، باشه

144
00:11:44,203 --> 00:11:46,497
‫الان بِشکن میزنم
‫و دیگه احساس گناه نمیکنم

145
00:11:46,580 --> 00:11:48,457
‫- جدی میگم، کارآگاه
‫- منم جدی‌ام

146
00:11:48,541 --> 00:11:51,252
‫احساسات اینطوری نیستن، لوسیفر

147
00:11:52,586 --> 00:11:54,380
‫ثابت کن اشتباه میکنم.
‫یالا!

148
00:11:54,463 --> 00:11:56,006
‫یالا! فقط...

149
00:11:56,090 --> 00:11:58,884
‫احساس سزاواری کن!

150
00:12:00,761 --> 00:12:03,514
‫یا میدونی چیه؟
‫نه، این بهتره. این بهتره

151
00:12:07,184 --> 00:12:08,686
‫خودت رو آسیب پذیر کن

152
00:12:15,735 --> 00:12:18,571
‫- گفتنش از انجامش راحت‌تره، مگه نه؟
‫- باهم فرق دارن

153
00:12:19,238 --> 00:12:22,491
‫نباید بذاریم میکائیل برنده بشه،
‫و تو نباید عاقبتت عین دن بشه

154
00:12:22,575 --> 00:12:25,870
‫چی داری میگی، عاقبتم عین دن بشه؟
‫دن تو بهشته

155
00:12:35,588 --> 00:12:36,588
‫لوسیـ...

156
00:12:38,883 --> 00:12:40,259
‫دن الان کجاست؟

157
00:12:42,803 --> 00:12:43,637
‫اون کجاست؟

158
00:12:43,721 --> 00:12:45,389
‫مجبورم نکن به زبون بیارمش، لطفا

159
00:12:47,016 --> 00:12:50,394
‫اون کجاست؟

160
00:12:50,478 --> 00:12:51,478
‫کیه؟

161
00:12:52,271 --> 00:12:53,355
‫میکائیل؟

162
00:12:54,106 --> 00:12:55,149
‫رمیل

163
00:12:55,232 --> 00:12:57,860
‫- لوسیفر
‫- رمی!

164
00:13:10,164 --> 00:13:11,373
‫مُرده

165
00:13:12,249 --> 00:13:13,709
‫اوه، خدای من

166
00:13:17,296 --> 00:13:19,590
‫حتما میکائیل فهمیده
‫اون جاسوس ما بوده...

167
00:13:19,673 --> 00:13:21,509
‫و با شمشیر شعله‌ور اونو کشته

168
00:13:22,593 --> 00:13:25,763
‫صبر کن، شمشیر شعله واقعی داره؟

169
00:13:25,846 --> 00:13:29,809
‫کارآگاه، الان اصلا وقتش نیست
‫قوانین آسمانی رو زیر سوال ببری

170
00:13:29,892 --> 00:13:33,562
‫ولی بله، شمشیر روش شعله داره.
‫جور در میاد. زیاد بهش فکر نکن

171
00:13:33,646 --> 00:13:37,191
‫نه، فقط دارم به این دلیل میپرسم که
‫نگاه کن، دور زخم جای سوختگی‌ای نیست

172
00:13:37,274 --> 00:13:40,361
‫پس هرچی که میکائیل اونو باهاش کشته
‫ممکن نیست شعله داشته باشه

173
00:13:40,444 --> 00:13:43,030
‫پس حتما از خنجر عزرائیل استفاده کرده

174
00:13:44,198 --> 00:13:46,867
‫ولی وقتی میکائیل رو دیدم،
‫گفت که شمشیر رو داره

175
00:13:47,785 --> 00:13:52,540
‫اگه داشت، اون که اینقدر خودنماست
‫ازش استفاده میکرد که یعنی داره دروغ میگه

176
00:13:52,623 --> 00:13:54,250
‫هنوز قطعه رو پیدا نکرده

177
00:13:54,333 --> 00:13:55,668
‫ما که نمیدونیم کجاست

178
00:13:55,751 --> 00:13:58,128
‫میکائیل یه ارتش از فرشته‌ها داره
‫که براش دنبالش بگردن

179
00:13:58,212 --> 00:14:00,339
‫شاید رمیل فهمیده بود
‫قطعه کجاست

180
00:14:00,422 --> 00:14:02,508
‫فکر میکنی داشت میومد اینجا
‫اینو بهمون بگه؟

181
00:14:03,342 --> 00:14:04,342
‫نمیدونم

182
00:14:08,013 --> 00:14:10,266
‫نمیدونم. این...

183
00:14:10,349 --> 00:14:11,600
‫این ممکنه یه سرنخ باشه

184
00:14:12,434 --> 00:14:17,064
‫ببین، میدونم درخواست زیادیه،
‫ولی برای آخرین بار به کارآگاه نیاز دارم

185
00:14:17,648 --> 00:14:18,774
‫به کمکت نیاز دارم

186
00:14:18,858 --> 00:14:20,192
‫البته

187
00:14:22,111 --> 00:14:25,739
‫شاید نتونم احساس گناهم رو کنترل کنم،
‫ولی بدون شک میتونم خشمم رو کنترل کنم

188
00:14:26,323 --> 00:14:27,783
‫بیا حرومزاده رو زمین بزنیم

189
00:14:47,887 --> 00:14:49,346
‫هی، گنده‌بک

190
00:14:51,599 --> 00:14:53,767
‫تو یکی از خوبا رو گرفتی

191
00:14:55,561 --> 00:14:56,645
‫و من...

192
00:14:57,646 --> 00:15:00,149
‫خوشحالم که پیش توئه و اینا
‫ولی...

193
00:15:01,901 --> 00:15:03,444
‫فقط دلم براش تنگ شده

194
00:15:04,486 --> 00:15:05,738
‫خیلی دلم براش تنگ شده

195
00:15:15,247 --> 00:15:18,959
‫و میدونم خیلی سرت شلوغه و...

196
00:15:19,835 --> 00:15:21,420
‫میدونم. میدونم

197
00:15:21,503 --> 00:15:25,299
‫تاریکی، روشنایی رو درخشان‌تر میکنه
‫و اینا ولی...

198
00:15:27,009 --> 00:15:29,011
‫الان زیادیه تاریکه...

199
00:15:30,763 --> 00:15:33,140
‫و به سختی میتونم ببینم

200
00:15:36,560 --> 00:15:38,145
‫تقریباً حس میکنم...

201
00:15:39,521 --> 00:15:41,315
‫تو دیگه اون بالا نیستی

202
00:15:44,735 --> 00:15:46,153
‫ولی...

203
00:15:46,904 --> 00:15:49,823
‫میدونم این کاملا غیرممکنه

204
00:15:50,699 --> 00:15:51,699
‫پس...

205
00:15:52,910 --> 00:15:54,453
‫واقعا ممنون میشم...

206
00:15:56,664 --> 00:15:58,791
‫اگه بتونی راه رو نشونم بدی

207
00:15:58,874 --> 00:16:01,794
‫یا حداقل فقط میدونی...

208
00:16:01,877 --> 00:16:04,838
‫منو سمت مسیر درست سوق بدی

209
00:16:04,922 --> 00:16:05,923
‫یا فقط...

210
00:16:07,132 --> 00:16:09,385
‫خیلی‌خب، چیزی که میخوام بگم
‫اینه که فقط...

211
00:16:09,468 --> 00:16:11,470
‫فقط یه‌جور نشانه‌ای بهم بده

212
00:16:11,553 --> 00:16:15,641
‫فقط بهم بفهمون که من الان جایی‌ام
‫که قراره باشم

213
00:16:15,724 --> 00:16:17,977
‫کجایی که باید باشم

214
00:16:18,060 --> 00:16:19,186
‫- هی
‫- آره

215
00:16:19,269 --> 00:16:22,690
‫خداروشکر که اینجایی.
‫به کمکت نیاز داریم

216
00:16:22,773 --> 00:16:24,525
‫- الان برمیگردیم
‫- باشه

217
00:16:24,608 --> 00:16:26,193
‫- باشه؟
‫- باشه

218
00:16:29,738 --> 00:16:30,738
‫ممنون

219
00:16:34,576 --> 00:16:38,372
‫هوم. شاید بهتره باشه یه نمونه دیگه
‫از طریق طیف‌سنجی جرمی آزمایش کنم

220
00:16:38,455 --> 00:16:41,917
‫- چرا؟
‫- چون این اصلا جور در نمیاد

221
00:16:42,001 --> 00:16:43,794
‫گزارش میگه این مخمره

222
00:16:43,877 --> 00:16:45,546
‫خب، رمیل عاشق جکوزی بود

223
00:16:45,629 --> 00:16:47,756
‫مخمر، واقعا عجیبه

224
00:16:47,840 --> 00:16:49,550
‫میدونی چیه؟
‫یه لحظه بهم وقت بده

225
00:16:51,635 --> 00:16:52,720
‫خیلی‌خب

226
00:16:53,429 --> 00:16:57,224
‫میدونم که گفتی فقط چیزی که
‫روی پَر هست رو بررسی کنم ولی...

227
00:16:58,642 --> 00:17:01,729
‫دست خودم نیست که دو دوتا
‫چهارتا کنم و...

228
00:17:03,147 --> 00:17:05,315
‫فکر کنم بدونم جریان این چیه، لوسیفر

229
00:17:06,066 --> 00:17:07,693
‫میدونی؟

230
00:17:08,402 --> 00:17:09,402
‫بیخیال

231
00:17:10,237 --> 00:17:12,906
‫پَر غول‌پیکر مرموز؟

232
00:17:12,990 --> 00:17:14,700
‫تو تحقیقات مخفیانه؟

233
00:17:16,410 --> 00:17:19,621
‫لوسیفر، باید بدونی که تا الان دیگه
‫میتونی بهم اعتماد کنی

234
00:17:21,665 --> 00:17:22,791
‫پس حقیقت رو بهم بگو

235
00:17:25,335 --> 00:17:27,588
‫یه شترمرغ رو با ماشین زیر کردی، مگه نه؟

236
00:17:29,298 --> 00:17:31,151
‫- فکر کنم فهمیدم
‫- باورم نمیشه

237
00:17:31,175 --> 00:17:33,886
‫اون دو متر قدشونه و فقط تو استرالیا زیست میکنن.
‫اون یه...

238
00:17:35,679 --> 00:17:37,681
‫اوه، یه لحظه تنهاتون میذارم

239
00:17:37,765 --> 00:17:39,433
‫بله ممنون، خانوم لوپز

240
00:17:42,936 --> 00:17:47,191
‫خیلی‌خب، تی‌جی راس رو یادته
‫فروشنده اقلام دزدی‌ای که گردنبند آمنادیل رو داشت؟

241
00:17:47,274 --> 00:17:50,394
‫همون احمقی که منو عین پرندگان خشمگین
‫پرت کرد اونور اتاق؟ بله، چطور میتونم فراموش کنم؟

242
00:17:50,444 --> 00:17:52,112
‫پس وقتی روی پرونده
‫متخصص پزشکی مُرده کار میکردم،

243
00:17:52,196 --> 00:17:54,198
‫و تمام جاهای که توشون فعالیت داشت
‫رو بررسی کردم،

244
00:17:54,281 --> 00:17:56,200
‫و یکی‌شون یه کارخونه آبجوی متروکه بود

245
00:17:56,283 --> 00:17:57,659
‫واقعا هم یه محل تهیه مخمره

246
00:17:57,743 --> 00:18:00,287
‫اگه رمیل میخواست قبل از اینکه
‫میکائیل برسه اونجا، بهمون بگه چی؟

247
00:18:00,370 --> 00:18:01,622
‫و اون زودتر دستش بهش رسید؟

248
00:18:01,705 --> 00:18:03,625
‫یا شاید هنوزم بتونیم زودتر از میکائیل
‫تی‌جی رو پیدا کنیم

249
00:18:03,707 --> 00:18:05,167
‫الان چند ساعت گذشته

250
00:18:05,250 --> 00:18:07,127
‫باید بریم ببینیم.
‫باید سعی‏مون رو بکنیم

251
00:18:07,211 --> 00:18:09,213
‫اگه خواهر و برادرهات اونجا
‫منتظرمون باشن چی؟

252
00:18:11,757 --> 00:18:12,800
‫خانوم لوپز

253
00:18:14,176 --> 00:18:15,010
‫بله

254
00:18:16,428 --> 00:18:19,389
‫خانوم لوپز، میشه زحمت یه لطف آخر
‫رو بهت بدم؟

255
00:18:19,973 --> 00:18:21,225
‫صددرصد

256
00:18:21,767 --> 00:18:22,810
‫چی لازم داری؟

257
00:18:30,526 --> 00:18:34,530
‫♪ یه پُک دیگه بزنم، ولی همین الانشم نعشه‌ام ♪

258
00:18:35,114 --> 00:18:38,992
‫♪ به خودم گفتم نمیکِشم ♪
‫♪ اصلا چرا تلاش میکنم؟ ♪

259
00:18:39,576 --> 00:18:41,995
‫دوباره شروع شد...
‫خیلی کار دارم...

260
00:18:42,079 --> 00:18:44,706
‫♪ ولی به جاش خونه موندم ♪
‫♪ و دارم نعشه‌ میکنم ♪

261
00:18:44,790 --> 00:18:48,293
‫[استیو: بدجور مشتاقم حضوری ببینمت]

262
00:18:52,214 --> 00:18:53,298
‫سلام

263
00:18:54,007 --> 00:18:55,092
‫آم...

264
00:18:56,260 --> 00:18:58,804
‫من فقط منتظر کسی‌ام

265
00:18:58,887 --> 00:19:00,430
‫آره، میدونم

266
00:19:01,265 --> 00:19:03,517
‫منتظر منی.
‫من استیو ام

267
00:19:08,230 --> 00:19:09,690
‫باشه

268
00:19:11,233 --> 00:19:13,902
‫این دلیل اینکه چرا اون میخواست تو لاکس
‫همدیگه رو ببینیم رو مشخص میکنه

269
00:19:15,863 --> 00:19:19,616
‫و اینکه چرا از خوش طبعی شیطون‌وارش خوشم اومد

270
00:19:21,034 --> 00:19:23,620
‫پس به این زودی قرار میذاری؟
‫خوبه

271
00:19:23,704 --> 00:19:24,872
‫خدایی؟

272
00:19:24,955 --> 00:19:27,499
‫تو با من بهم زدی، میز

273
00:19:27,583 --> 00:19:30,419
‫بعلاوه، تو استیوی.
‫پس...

274
00:19:30,502 --> 00:19:32,171
‫آره، ولی تو که نمیدونستی

275
00:19:32,254 --> 00:19:35,007
‫- من...
‫خیلی‌خب، حالا هرچی. لب کلام اینه که...

276
00:19:35,090 --> 00:19:36,842
‫آم...

277
00:19:39,469 --> 00:19:40,762
‫من فکرهام رو کردم

278
00:19:41,763 --> 00:19:44,099
‫و تصمیمم رو گرفتم

279
00:19:48,645 --> 00:19:50,063
‫اگه بمیری برام مهم نیست

280
00:19:54,109 --> 00:19:56,778
‫این قشنگ‌ترین حرفیه که
‫تا حالا کسی بهم زده

281
00:19:57,362 --> 00:20:00,157
‫صبر کن، صبر کن

282
00:20:00,824 --> 00:20:03,160
‫فقط دارم دوبار چک میکنم

283
00:20:03,243 --> 00:20:05,495
‫این یعنی میخوای باهام باشی، درسته؟

284
00:20:08,415 --> 00:20:10,959
‫تا گذر سال‌‌ها روی صورتت نمایان بشن...

285
00:20:12,878 --> 00:20:14,630
‫و قوی‌ترین روزهام گذشتن

286
00:20:16,131 --> 00:20:18,425
‫بله

287
00:20:38,320 --> 00:20:42,491
‫خب، خب، خب، تی‌جی
‫تو انسان چابکی هستی، مگه نه؟

288
00:20:42,574 --> 00:20:43,992
‫بالاخره!
‫کمکمون کن، برادر

289
00:20:44,076 --> 00:20:46,036
‫این سوسک کوچولو ول کن نیست!

290
00:20:46,119 --> 00:20:47,788
‫تی‌جی

291
00:20:47,871 --> 00:20:51,458
‫اگه میدونی چی به صلاحته،
‫دستبند رو ول میکنی

292
00:20:51,541 --> 00:20:55,128
‫مگه اینکه از رو نعشم رد بشین!

293
00:20:56,255 --> 00:20:59,341
‫میدونی، آدمه به نکته خوبی اشاره کرد

294
00:20:59,424 --> 00:21:01,802
‫پدر که دیگه اینجا نیست،

295
00:21:01,885 --> 00:21:05,305
‫پس یعنی قوانین نکُشتن انسان‌ها
‫هم باهاش از بین رفت

296
00:21:05,931 --> 00:21:09,393
‫اگه این روح بی‌‍‌ارزش رو نابود کنی...

297
00:21:09,476 --> 00:21:11,853
‫من هرچی که میخوام رو دارم

298
00:21:25,409 --> 00:21:26,409
‫میکائیل

299
00:21:26,952 --> 00:21:31,957
‫ببخشید، ولی نمیتونم اینکارو بکنم

300
00:21:35,877 --> 00:21:38,755
‫با اینکه خانوم لوپز خوب کاسپلی پیاده میکنه

301
00:21:38,839 --> 00:21:41,216
‫من هیچوقت به خوبی برادرم حیله‌گر نبودم

302
00:21:41,300 --> 00:21:42,301
‫لوسیفر!

303
00:21:44,511 --> 00:21:45,721
‫بریم تو کارش، آره؟

304
00:21:52,477 --> 00:21:54,730
‫خب...

305
00:21:54,813 --> 00:21:56,690
‫حال‌بهم‌زن بود

306
00:21:56,773 --> 00:22:00,444
‫ولی به گمونم واسه خدا بودن
‫باید طاقت چیزهای ناجور رو داشته باشی

307
00:22:00,527 --> 00:22:02,112
‫این خداییه که میخواین؟

308
00:22:02,195 --> 00:22:05,115
‫خدایی که بیگناه‌ها رو واسه منفعت
‫خودخواهانه خودش میکُشه؟

309
00:22:05,198 --> 00:22:07,951
‫انسان‌ها خودخواهن!

310
00:22:08,035 --> 00:22:09,536
‫اونا حیونن!

311
00:22:09,619 --> 00:22:10,619
‫اهمیت ندارن

312
00:22:11,538 --> 00:22:13,415
‫رمیل چی؟
‫خواهرمون چی؟

313
00:22:13,498 --> 00:22:15,625
‫براتون مهمه که میکائیل
‫اونو به قتل رسوند؟

314
00:22:15,709 --> 00:22:16,793
‫این ممکن نیست
‫حقیقت داشته باشه

315
00:22:19,171 --> 00:22:20,422
‫میکائیل؟

316
00:22:23,050 --> 00:22:24,760
‫من کاری رو کردم که مجبور بودم

317
00:22:25,719 --> 00:22:28,430
‫بعضی وقت‌ها باید برای هدف والاتر
‫قربانی‌هایی باشه

318
00:22:28,513 --> 00:22:31,600
‫سنگین یعنی سَری که تاج پادشاهی روشه
‫و این چیزا
‫[بار سنگینی بر دوش شخص مسئول هست]

319
00:22:36,855 --> 00:22:39,483
‫خب، سلام کلویی

320
00:22:39,566 --> 00:22:42,611
‫میدونی که گلوله نمیتونه
‫بهم صدمه‌ای بزنه، درسته؟

321
00:22:43,737 --> 00:22:45,655
‫قرار نبود بهت صدمه بزنه

322
00:22:47,491 --> 00:22:49,576
‫قرار بود حواست رو پرت کنه

323
00:22:59,419 --> 00:23:01,088
‫باشه. خیلی‌خب.
‫اینو ببین

324
00:23:02,756 --> 00:23:03,799
‫حاضری؟

325
00:23:05,258 --> 00:23:06,426
‫خیلی‌خب

326
00:23:07,761 --> 00:23:09,971
‫دیدی؟

327
00:23:11,723 --> 00:23:13,517
‫دیدی؟

328
00:23:13,600 --> 00:23:14,476
‫یعنی...

329
00:23:14,559 --> 00:23:17,270
‫همیشه میوفته، آمنادیل

330
00:23:17,354 --> 00:23:20,023
‫دو برابر بقیه بچه‌های تو
‫"گروه بچه‌ها" میوفته

331
00:23:20,107 --> 00:23:21,400
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫پس...

332
00:23:21,483 --> 00:23:25,737
‫من یه مختصص روانپزشک/مامان/اینفلوئنسری که
‫تو اینستاگرام دنبال میکنم

333
00:23:25,821 --> 00:23:27,697
‫که اسپانسر یه بلاگ هستش، میگه که ما...

334
00:23:27,781 --> 00:23:30,242
‫شاید کاری که باید بکنیم، لیندا

335
00:23:30,325 --> 00:23:33,120
‫اینه که فقط بذاریم چارلی
‫خودش اینو یاد بگیره. خب؟

336
00:23:33,203 --> 00:23:36,706
‫یعنی، باید بذاریم به خودش صدمه بزنه؟

337
00:23:37,749 --> 00:23:39,292
‫فکر نکنم بتونم اینکارو بکنم

338
00:23:39,376 --> 00:23:41,294
‫تو چطور میتونی اینکارو بکنی؟

339
00:23:41,378 --> 00:23:44,464
‫قرار نیست راهیِ مبارزه در قفسش بکنیم، لیندا

340
00:23:44,548 --> 00:23:47,926
‫انسان‌ها با زمین خوردن یاد میگیرن.
‫منم اینطوری یاد گرفتم

341
00:23:48,510 --> 00:23:51,930
‫ببین، من بال‌هام،
‫قدرت‌هام رو از دست دادم

342
00:23:52,013 --> 00:23:54,599
‫بارها زمین خوردم

343
00:23:55,475 --> 00:23:56,768
‫میدونی؟

344
00:23:56,852 --> 00:23:58,061
‫و بلند شدن...

345
00:24:01,106 --> 00:24:05,068
‫خب، اون توانمندسازترین تجربه زندگیم بود

346
00:24:06,945 --> 00:24:09,030
‫آره. یه نمودار درست میکنم

347
00:24:09,614 --> 00:24:14,286
‫هر دفعه که میوفتی رو ثبت میکنم، چارلی
‫و میبینم الگویی تو کاره یا نه

348
00:24:14,369 --> 00:24:18,039
‫بعد میتونیم به اینفلوئنسره مامان پیام بدم
‫و ببینم توضیحی داره

349
00:24:18,123 --> 00:24:21,501
‫آره. الو

350
00:24:28,925 --> 00:24:29,926
‫چی؟

351
00:24:31,178 --> 00:24:32,178
‫نه

352
00:24:36,558 --> 00:24:38,268
‫آمنادیل، چی شده؟

353
00:25:02,834 --> 00:25:05,128
‫باورم نمیشه رمی مُرده

354
00:25:06,296 --> 00:25:07,296
‫اون...

355
00:25:08,882 --> 00:25:11,718
‫همونطوری که میخواست مُرد.
‫به عنوان یه جنگجو مُرد

356
00:25:11,801 --> 00:25:14,554
‫مهم نیست چطوری مُرد.
‫بازم مُرده

357
00:25:14,638 --> 00:25:17,098
‫پدر و راه‌های اسرارآمیزش

358
00:25:17,182 --> 00:25:19,267
‫اگه یه جانشین انتخاب می‌کرد
‫الان اینجا نبودیم

359
00:25:19,351 --> 00:25:21,853
‫رمیل هنوز زنده بود،
‫دن هم توی جهنم نبود.

360
00:25:22,437 --> 00:25:26,358
‫پدر جوابا رو بهمون نداد، لوسی،
‫چون می‌خواست خودمون پیداشون کنیم.

361
00:25:26,441 --> 00:25:29,069
‫- حتی اگه معنیش مُردن باشه؟
‫- آره!

362
00:25:30,695 --> 00:25:31,863
‫آره، لوسی

363
00:25:33,615 --> 00:25:35,992
‫اگه می‌خوای پرواز کنی باید
‫ریسک افتادن رو بپذیری

364
00:25:37,619 --> 00:25:39,079
‫پدر به ما باور داشت

365
00:25:39,162 --> 00:25:42,415
‫- به همین دلیل بهمون انتخاب داد
‫- خب، نباید می‌داد

366
00:25:42,499 --> 00:25:46,711
‫انتخابش با من بود که همه و هرکسی
‫که برام مهمه رو نجات بدم، ولی ندادم

367
00:25:46,795 --> 00:25:47,963
‫غلط انتخاب کردم

368
00:25:48,046 --> 00:25:49,923
‫میکائیل قراره خدا بشه

369
00:25:50,006 --> 00:25:52,801
‫چون تخمش رو نداشتم که
‫یه دله دزد دوزاری رو بکشم

370
00:25:52,884 --> 00:25:55,554
‫که در هر صورت مُرد

371
00:25:55,637 --> 00:25:59,516
‫و حالا، کی می‌دونه قراره
‫چند نفر به خاطر بزدلی من...

372
00:26:01,226 --> 00:26:02,102
‫بمیرن؟

373
00:26:02,185 --> 00:26:05,188
‫نجات جون یه آدم بزدلانه نیست

374
00:26:05,272 --> 00:26:09,651
‫جنگیدن برای یه روح بزدلانه نیست

375
00:26:10,277 --> 00:26:12,737
‫اینو به رمیل و دن مدیونیم

376
00:26:12,821 --> 00:26:15,365
‫ماییم که هنوز سر پا هستیم

377
00:26:16,366 --> 00:26:18,577
‫ماییم که باید بجنگیم

378
00:26:18,660 --> 00:26:21,371
‫البته برای تو به صورت استعاره‌ای

379
00:26:21,454 --> 00:26:24,332
‫چون خواهر برادرهای ما آسیب ناپذیرن

380
00:26:24,416 --> 00:26:27,419
‫- در برابر اونا ناتوان هستی
‫- قرار نیست ناتوان باشه

381
00:26:29,713 --> 00:26:30,755
‫بیا

382
00:26:30,839 --> 00:26:32,090
‫می‌تونی خنجر استبی رو داشته باشی

383
00:26:35,427 --> 00:26:36,761
‫ممنونم، میز

384
00:26:36,845 --> 00:26:40,974
‫فقط مطمئن نیستم چطور باید از این استفاده کنم

385
00:26:41,057 --> 00:26:43,476
‫مشکلی نیست. یه راهی براش پیدا کردم.

386
00:26:44,644 --> 00:26:45,812
‫تو قرار نیست بجنگی!

387
00:26:45,895 --> 00:26:49,149
‫دن به خاطر من مُرد، لوسیفر

388
00:26:49,232 --> 00:26:50,232
‫من هم می‌جنگم

389
00:26:50,275 --> 00:26:51,735
‫تو نمی‌جنگی...

390
00:26:51,818 --> 00:26:52,818
‫من می‌جنگم!

391
00:26:57,741 --> 00:26:58,741
‫باشه

392
00:27:00,160 --> 00:27:02,954
‫باشه. خب، حتی اگه ۱۰ ۱۲ تا
‫هم خنجر اهریمنی داشتیم

393
00:27:03,038 --> 00:27:06,499
‫بازم ۴ نفریم در برابر
‫یه لشگر به تمام معنا از فرشته‌ها

394
00:27:06,583 --> 00:27:09,919
‫گمونم یه فکری واسه جور کردن
‫لشگر خودمون داشته باشم

395
00:27:12,797 --> 00:27:14,049
‫منظورت این نیست که...

396
00:27:14,132 --> 00:27:17,469
‫اونا بهترین شانس‌ـمون هستن.
‫نظر تو چیه، میز؟

397
00:27:17,552 --> 00:27:19,262
‫هی، من کاملاً پایه‌ام

398
00:27:19,804 --> 00:27:21,222
‫بیاید یه مشت فرشته رو بکشیم

399
00:27:21,306 --> 00:27:22,766
‫نه، مزکین!

400
00:27:23,308 --> 00:27:26,394
‫اگه قرار باشه این کارو بکنیم،
‫کشتن بی کشتن

401
00:27:26,895 --> 00:27:27,895
‫اونا خانواده ما هستن

402
00:27:27,937 --> 00:27:30,148
‫می‌خوای نقطه ضعف‌ـمون بیشتر بشه؟

403
00:27:30,649 --> 00:27:32,317
‫مثل یه مشت ترسو بریم واسه جنگ؟

404
00:27:32,400 --> 00:27:34,235
‫نجات جون یه نفر

405
00:27:35,612 --> 00:27:37,030
‫بزدلانه نیست

406
00:27:42,577 --> 00:27:43,703
‫باشه. هر چی.

407
00:27:44,412 --> 00:27:46,247
‫حداقل همگی باهم می‌میریم

408
00:27:47,207 --> 00:27:51,670
‫خب، اینم از خوش‌بینی!
‫پدر بهمون قدرت انتخاب داد.

409
00:27:51,753 --> 00:27:55,298
‫نظرتون چیه یه انتخاب شدیداً بد بکنیم؟

410
00:28:16,986 --> 00:28:23,910
‫[ورزشگاه یادبود لس آنجلس]

411
00:28:32,377 --> 00:28:35,588
‫پس، می‌خواد رأی‌گیری رو اینجا انجام بده

412
00:28:35,672 --> 00:28:37,424
‫اینجا... کلاسیکـه

413
00:28:37,507 --> 00:28:39,175
‫اگه حرفم واست ارزشی داره،

414
00:28:40,009 --> 00:28:42,345
‫هیچکسو بیشتر از تو برای این کار نمی‌خوام

415
00:28:48,184 --> 00:28:49,060
‫میز کجاست؟

416
00:28:49,144 --> 00:28:50,645
‫و نیروی کمکی‌ـمون؟

417
00:28:50,729 --> 00:28:53,523
‫خب، بیشتر از چیزی که
‫انتظار داشتیم طول می‌کشه

418
00:28:55,817 --> 00:28:58,528
‫صحیح. خب، فقط باید وقت تلف کنیم

419
00:29:09,914 --> 00:29:12,292
‫واقعاً هم مسأله خانوادگی‌ـه، مگه نه؟

420
00:29:12,375 --> 00:29:15,378
‫واقعاً سر و کله‌ات پیدا شد. اینجا رو نگاه.

421
00:29:16,379 --> 00:29:18,506
‫آماده‌ای که زانو بزنی، برادر؟

422
00:29:19,799 --> 00:29:21,718
‫آره، میکائیل، ما...

423
00:29:23,261 --> 00:29:26,097
‫گوش کن، ما تو رو به عنوان
‫خدای جدیدمون قبول می‌کنیم

424
00:29:26,181 --> 00:29:27,557
‫جدی؟

425
00:29:27,640 --> 00:29:30,769
‫می‌خوام از اون بشنوم

426
00:29:31,519 --> 00:29:32,937
‫اونی که دروغ نمیگه

427
00:29:33,021 --> 00:29:35,064
‫البته، برادر

428
00:29:37,817 --> 00:29:39,110
‫تو...

429
00:29:40,820 --> 00:29:41,654
‫خدا هستی...

430
00:29:44,199 --> 00:29:45,325
‫افتضاح بود!

431
00:29:45,408 --> 00:29:48,536
‫یعنی، این چه کوفتی‌ـه پوشیدی؟!

432
00:29:48,620 --> 00:29:49,871
‫نکنه «زمستان در راهه» یا چیزی؟
‫[اشاره به سریال بازی تاج و تخت]

433
00:29:49,954 --> 00:29:53,625
‫خیلی بامزه‌ای، لوسیفر
‫خیلی خیلی بامزه‌ای.

434
00:29:53,708 --> 00:29:55,308
‫چرا باید با امر اجتناب ناپذیر بجنگی؟

435
00:29:55,376 --> 00:29:57,420
‫فقط همین راهو واسه جنگیدن بلدم

436
00:29:59,589 --> 00:30:00,673
‫من درخواست رأی‌گیری دارم!

437
00:30:00,757 --> 00:30:02,842
‫خداییش؟

438
00:30:04,344 --> 00:30:05,386
‫خیلی خب، باشه

439
00:30:05,470 --> 00:30:09,015
‫باشه! اینجا چه کسی به من رأی نمیده؟

440
00:30:15,021 --> 00:30:18,024
‫گفتم، اینجا کسی هست که به من رأی نده؟

441
00:30:26,366 --> 00:30:28,326
‫خب، سخنرانیت همین بود، آره؟

442
00:30:28,409 --> 00:30:30,453
‫گمونم چیزایی که لازمه گفتم

443
00:30:30,537 --> 00:30:33,665
‫میکائیل همیشگی...
‫فقط تهدید تو خالی

444
00:30:33,748 --> 00:30:36,000
‫برادران و خواهران

445
00:30:37,502 --> 00:30:39,712
‫می‌دونم خواسته‌ی حقیقی همگی‌ـتون چیه

446
00:30:41,005 --> 00:30:43,633
‫و می‌دونم دوست ندارید من خدا بشم

447
00:30:45,552 --> 00:30:48,179
‫ولی اینم می‌دونم که دلتون نمی‌خواد اونم خدا بشه

448
00:30:49,764 --> 00:30:52,058
‫پس تصمیم سختی در پیش دارید

449
00:30:52,767 --> 00:30:55,228
‫همه می‌دونن‌ ذات میکائیل چیه. ترس و تهدید

450
00:30:55,311 --> 00:30:58,356
‫همین الان داره با شمشیر شعله‌ور تهدیدتون می‌کنه

451
00:30:59,732 --> 00:31:00,732
‫ولی من...

452
00:31:02,485 --> 00:31:05,446
‫قصد دارم با حقیقت متقاعدتون کنم

453
00:31:07,323 --> 00:31:11,786
‫علت واقعی اینکه می‌خوام خدا بشم رو بهتون میگم

454
00:31:15,582 --> 00:31:17,750
‫من می‌دونم چرا لوسیفر تاج و تخت رو می‌خواد

455
00:31:18,793 --> 00:31:19,793
‫بهم گفت

456
00:31:22,088 --> 00:31:25,508
‫و به خاطر عشق‌ـه
‫از بین اون همه چیزای دیگه

457
00:31:33,933 --> 00:31:36,811
‫فکر نمی‌کردم همچین چیزی بشنوم. عشق.

458
00:31:39,314 --> 00:31:42,066
‫بهترین دلیلی که یکی می‌تونه داشته باشه

459
00:31:47,989 --> 00:31:49,449
‫من از لوسیفر حمایت می‌کنم

460
00:31:50,617 --> 00:31:52,118
‫اون لایق‌ـه

461
00:31:53,453 --> 00:31:54,453
‫کی با منـه؟

462
00:32:08,051 --> 00:32:09,051
‫ممنونم

463
00:32:27,320 --> 00:32:30,239
‫واقعاً فکر می‌کردم الان همگی بیان

464
00:32:30,323 --> 00:32:32,492
‫تلاشت حرف نداشت، زادکیل

465
00:32:32,575 --> 00:32:36,079
‫خب، ظاهراً تعداد ما بیشتره

466
00:32:36,162 --> 00:32:39,707
‫رأی‌گیری رو تموم شده فرض کن و منو...

467
00:32:40,875 --> 00:32:45,505
‫خــدا!

468
00:32:54,973 --> 00:32:57,433
‫خـــدا!

469
00:32:59,894 --> 00:33:01,229
‫بیخیال!

470
00:33:02,814 --> 00:33:06,609
‫فکر می‌کردم یه نوری صاعقه‌ای
‫چیزی بیاد، مگه اینکه...

471
00:33:07,235 --> 00:33:10,029
‫فکر کردم پدر گفت انتخاب با ماست

472
00:33:12,532 --> 00:33:14,867
‫شاید باید متفق القول باشیم

473
00:33:15,660 --> 00:33:18,079
‫درسته. درسته.

474
00:33:18,162 --> 00:33:22,500
‫خب، اگه باید اجماع بشه،
‫فقط یه راه واسه صورت گرفتنش هست.

475
00:33:22,583 --> 00:33:25,128
‫از شر همه‌ی آرای مخالف خلاص میشیم

476
00:33:27,088 --> 00:33:28,256
‫وایستا

477
00:33:28,339 --> 00:33:30,466
‫- مامان هیچوقت ازت خوشش نمی‌اومد
‫- ممنونم

478
00:33:30,550 --> 00:33:32,260
‫میز کجاست؟

479
00:33:32,343 --> 00:33:34,053
‫هر لحظه ممکنه بیاد، لوسی. مطمئنم.

480
00:33:43,521 --> 00:33:44,856
‫قراره چیکار کنیم؟

481
00:33:46,899 --> 00:33:48,067
‫می‌شنوید؟

482
00:33:49,736 --> 00:33:51,696
‫نمیشه لمسش کرد

483
00:33:53,114 --> 00:33:54,657
‫نمیشه چیو لمس کرد؟

484
00:33:54,741 --> 00:33:58,453
‫♪ نمیشه لمسش کرد ♪

485
00:33:58,536 --> 00:34:00,955
‫♪ نمیشه لمسش کرد ♪

486
00:34:01,039 --> 00:34:02,915
‫♪ ای وای، وای، وای، وای ♪

487
00:34:02,999 --> 00:34:04,709
‫♪ موسیقی شدیداً روم اثر میذاره ♪

488
00:34:04,792 --> 00:34:06,377
‫♪ کاری می‌کنه بگم، وای خدای من! ♪

489
00:34:06,461 --> 00:34:07,962
‫♪ ممنون که به من برکت میدی ♪

490
00:34:08,046 --> 00:34:09,726
‫♪ با ذهنی منظم و دو پای محرک ♪

491
00:34:09,797 --> 00:34:11,549
‫♪ حس خوبی داره وقتی می‌دونی قابل اطمینانی ♪

492
00:34:11,632 --> 00:34:13,301
‫♪ یه پسر شیک پوش از شهر «اوک» ♪

493
00:34:13,384 --> 00:34:14,761
‫♪ و منم همینطور شناخته میشم ♪

494
00:34:14,844 --> 00:34:16,846
‫♪ و این ریتمی‌ـه که نمی‌تونی لمسش کنی ♪

495
00:34:19,432 --> 00:34:20,767
‫اینو پدر نمی‌خوند، نه؟

496
00:34:20,850 --> 00:34:22,852
‫آره، آره، نه، نه، اون درست میگه!

497
00:34:22,935 --> 00:34:25,730
‫حتماً خدا اینجاست و داره ما رو
‫به خوندن وا می‌داره! پدر برگشته!

498
00:34:25,813 --> 00:34:28,566
‫خیلی خب. خیلی خب، بس کنید!

499
00:34:28,649 --> 00:34:30,526
‫♪ وقت کتک کاری‌ـه! ♪

500
00:34:30,610 --> 00:34:33,488
‫نه، نه، منظورم اینه که
‫این ادا بازی رو تمومش کنید

501
00:34:35,198 --> 00:34:37,325
‫مشخصه فقط دارید وقت تلف می‌کنید

502
00:34:37,408 --> 00:34:39,577
‫لوسیفر!

503
00:34:40,495 --> 00:34:41,495
‫بالاخره!

504
00:34:49,921 --> 00:34:53,049
‫تحت فرمان من، برادران و خواهران!

505
00:34:53,674 --> 00:34:55,510
‫خیلی سکسی بود

506
00:34:55,593 --> 00:34:56,594
‫الان وقتش نیست

507
00:34:56,677 --> 00:34:57,678
‫درسته. البته.

508
00:34:57,762 --> 00:34:59,972
‫ولی بعداً حـتـمـاً میریم تو کارش :)

509
00:35:08,106 --> 00:35:10,358
‫خیلی بامزه‌ـست. یه لشگر اهریمنی کوچیک.

510
00:35:10,441 --> 00:35:13,069
‫ولی هنوزم شانسی ندارید

511
00:35:22,203 --> 00:35:24,914
‫شاید بهتر باشه بگی دوست دخترت بره

512
00:35:24,997 --> 00:35:26,249
‫وگرنه صدمه می‌بینه

513
00:35:26,332 --> 00:35:28,459
‫می‌خواستم همینو بهت بگم

514
00:35:28,543 --> 00:35:31,796
‫کلویی، چند دفعه باید همین کارو تکرار کنیم؟

515
00:35:31,879 --> 00:35:33,881
‫گلوله‌های تو نمی‌تونن بهم صدمه بزنن

516
00:35:37,927 --> 00:35:41,347
‫معلوم شد با ذوب کردن یه خنجر اهریمنی
‫میشه گلوله‌های زیادی درست کرد

517
00:35:42,515 --> 00:35:44,392
‫پس می‌بینی، برادر عزیزم

518
00:35:44,475 --> 00:35:47,270
‫از چیزی که پیش بینی می‌کردی مساوی‌تریم

519
00:35:48,062 --> 00:35:52,608
‫حالا، می‌دونم که می‌خوای از خونریزی بین
‫خواهر و برادرامون جلوگیری کنی، درست مثل من

520
00:35:53,442 --> 00:35:57,572
‫پس... چرا خودمون...

521
00:35:57,655 --> 00:35:59,407
‫می‌دونی، خون همدیگه رو نریزیم؟

522
00:36:00,283 --> 00:36:01,742
‫یک به یک؟

523
00:36:01,826 --> 00:36:05,830
‫یا «آلا به آلا»؟
‫که به لاتین معنیش میشه بال به بال...

524
00:36:05,913 --> 00:36:07,540
‫آره فهمیدم، مرسی

525
00:36:07,623 --> 00:36:08,958
‫و دقیقاً همین که گفتی

526
00:36:09,041 --> 00:36:11,377
‫من ببرم، خدا بودن واسه منه

527
00:36:11,460 --> 00:36:14,839
‫اگه تو بردی، حمایت کامل منو خواهی داشت

528
00:36:14,922 --> 00:36:18,426
‫و مثل یه شیطان خوب می‌خزم و برمی‌گردم جهنم

529
00:36:19,802 --> 00:36:23,723
‫موقعی که من برنده شدم، هیچ جایی نمی‌خزی

530
00:36:25,349 --> 00:36:26,851
‫ته این بازی مرگـه

531
00:36:32,106 --> 00:36:33,107
‫پس بذار همینطور باشه

532
00:36:39,488 --> 00:36:41,365
‫من شمشیر شعله‌ور رو دارم

533
00:36:41,449 --> 00:36:43,951
‫تو هیچ شانسی...

534
00:36:52,084 --> 00:36:55,213
‫- لوسیفر داره می‌بازه
‫- زادکیل، باید خودش به تنهایی این کارو بکنه

535
00:37:04,180 --> 00:37:06,265
‫برادر، میشه واسه لحظاتی عصا‌ـتو قرض بگیرم؟

536
00:37:08,142 --> 00:37:09,142
‫لوسیفر!

537
00:37:15,441 --> 00:37:19,070
‫اوه! برادرم یه چوب دستی داره! حالا چیکار کنم؟

538
00:37:24,909 --> 00:37:27,745
‫اون عصا تنها باقی مونده از «درخت زندگی»ـه

539
00:37:27,828 --> 00:37:28,828
‫می‌دونم

540
00:37:29,413 --> 00:37:31,499
‫به نظرم داره به بهترین نحو ازش استفاده میشه

541
00:37:31,999 --> 00:37:33,292
‫واسه یه هدف از دست رفته؟

542
00:37:33,376 --> 00:37:36,170
‫نه، میکائیل دقیقاً همون جایی‌ـه که می‌خوایم

543
00:38:19,297 --> 00:38:21,674
‫خداحافظ، برادر

544
00:38:28,472 --> 00:38:32,143
‫هیچ وقت قرار نیست این شمشیر
‫رو ازم بگیری، برادر

545
00:38:32,226 --> 00:38:35,104
‫برادر عزیزم، این هیچوقت جزوی از نقشه‌ام نبوده

546
00:38:35,771 --> 00:38:36,897
‫- نقشه؟
‫- حالا!

547
00:38:36,981 --> 00:38:39,734
‫- نه، نه، نه!
‫- خنجر رو بردار، لوسیفر!

548
00:38:53,706 --> 00:38:55,207
‫عزرائیل

549
00:38:55,291 --> 00:38:57,543
‫فرشته مرگ طرف ما
‫باشه که دیگه برد قطعی‌ـه

550
00:38:57,626 --> 00:38:59,086
‫متأسفم، لو

551
00:39:00,671 --> 00:39:02,715
‫نه...

552
00:39:02,798 --> 00:39:04,175
‫گرفتمش!

553
00:39:05,051 --> 00:39:06,844
‫کلویی!

554
00:39:06,927 --> 00:39:08,888
‫کـلـویــی!

555
00:39:18,147 --> 00:39:20,608
‫میز، خودتو نگه دار

556
00:39:20,691 --> 00:39:22,777
‫باشه؟ صبر کن. نقشه!

557
00:39:23,986 --> 00:39:25,738
‫نقشه به گای سگ رفته

558
00:39:25,821 --> 00:39:29,533
‫نه! نه، نه، نه، نه!
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه!

559
00:39:29,617 --> 00:39:31,827
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه!

560
00:39:31,911 --> 00:39:34,747
‫همه‌اش تقصیر منه
‫همه‌اش تقصیر منه. متأسفم.

561
00:39:34,830 --> 00:39:36,582
‫تقصیر تو نیست

562
00:39:36,665 --> 00:39:37,750
‫متأسفم. متأسفم.

563
00:39:37,833 --> 00:39:40,711
‫نه، بس کن. لوسیفر

564
00:39:41,629 --> 00:39:42,671
‫لوسیفر...

565
00:39:44,131 --> 00:39:45,633
‫ما خودمون انتخاب می‌کنیم

566
00:39:46,967 --> 00:39:49,970
‫من انتخاب کردم که اینجا باشم. و دن...

567
00:39:51,639 --> 00:39:57,853
‫اتفاقی که برای دن افتاد... تقصیر من نیست

568
00:39:59,063 --> 00:40:02,441
‫و این هم تقصیر تو نیست

569
00:40:04,652 --> 00:40:06,028
‫این تقصیر تو نیست

570
00:40:09,281 --> 00:40:10,282
‫دوست دارم

571
00:40:10,366 --> 00:40:12,576
‫- نه
‫- دوست دارم

572
00:40:12,660 --> 00:40:16,163
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه!

573
00:40:19,542 --> 00:40:21,877
‫نـه! نـه!

574
00:40:28,134 --> 00:40:30,428
‫بهت گفتم که بهتره بره

575
00:40:31,637 --> 00:40:35,182
‫و خبر خوب اینه که ظاهراً
‫با عذاب وجدانش کنار اومد

576
00:40:35,266 --> 00:40:37,017
‫شرط می‌بندم یه راست رفت بهشت

577
00:40:39,270 --> 00:40:42,606
‫گمونم معنیش اینه که دیگه هرگز نمی‌بینیش

578
00:40:43,524 --> 00:40:45,693
‫یعنی، واقعاً باید پیشنهادمو قبول می‌کردی

579
00:40:50,364 --> 00:40:52,908
‫این... این درست نیست

580
00:40:54,326 --> 00:40:56,162
‫این درست نیست.
‫وقتش نبود بمیره.

581
00:40:56,245 --> 00:40:58,664
‫چی داری زر می‌زنی؟

582
00:40:59,248 --> 00:41:00,499
‫برمی‌گردونمش!

583
00:41:00,583 --> 00:41:02,585
‫لوسیفر، بیخیال!

584
00:41:02,668 --> 00:41:05,379
‫تبعید شدی. اگه بخوای بری بهشت می‌میری

585
00:41:07,756 --> 00:41:09,884
‫پس بذار همینطور بشه

586
00:41:23,314 --> 00:41:25,232
‫میز. صبر کن!

587
00:41:27,401 --> 00:41:30,946
‫بجنگید!

588
00:41:42,917 --> 00:41:44,460
‫بزنید بریم

589
00:42:03,229 --> 00:42:05,189
‫درست به همون خوبی‌ـه که یادم بود

590
00:42:05,773 --> 00:42:08,317
‫ساندویچ تخم مرغ.
‫رسم خانواده‌ی دکر.

591
00:42:09,485 --> 00:42:11,362
‫خیلی خوبه

592
00:42:14,406 --> 00:42:16,867
‫پدر، این خیلی خوبه

593
00:42:16,951 --> 00:42:18,077
‫آره، میمون

594
00:42:18,160 --> 00:42:20,496
‫شک نکن...

595
00:42:21,789 --> 00:42:22,873
‫همینطوره

596
00:42:22,957 --> 00:42:24,542
‫این اینجا عادی‌ـه؟!

597
00:42:24,625 --> 00:42:27,545
‫تا جایی که من می‌دونم نه.
‫مطمئنم مشکلی نیست.

598
00:42:27,628 --> 00:42:28,628
‫بهشته دیگه

599
00:42:59,868 --> 00:43:03,122
‫رفیق، به نظر خیلی داغونی

600
00:43:07,543 --> 00:43:09,044
‫جناب سیکتیر سِنده؟

601
00:43:10,546 --> 00:43:11,880
‫امکان نداره

602
00:43:11,964 --> 00:43:14,133
‫اینو کسی میگه که از آسمون افتاده پایین

603
00:43:16,969 --> 00:43:19,138
‫چرا آتیش نمی‌گیرم؟

604
00:43:20,681 --> 00:43:23,601
‫باید تا الان خاکستر می‌شدم

605
00:43:27,229 --> 00:43:29,523
‫باورنکردنی‌ـه. حلقه.

606
00:43:30,983 --> 00:43:33,485
‫جاودانگی لیلیث ازم محافظت کرده

607
00:43:36,655 --> 00:43:38,240
‫هر چند ظاهراً زیاد دووم نمیاره

608
00:43:38,324 --> 00:43:40,826
‫خیلی خب، اصلاً نمی‌دونم چه شعری گفتی،

609
00:43:40,909 --> 00:43:43,203
‫ولی انگار کمک لازم داری

610
00:43:50,294 --> 00:43:53,422
‫آخرین باری که دیدمت، توی جهنم بودی.

611
00:43:53,505 --> 00:43:55,674
‫نکنه به جهت اشتباهی پرواز کردم؟

612
00:43:55,758 --> 00:43:57,384
‫نه، جای درستی اومدی

613
00:43:57,468 --> 00:44:00,721
‫این بهشتـه. یا حداقل، یکی از چندین اتاق‌ـشـه

614
00:44:00,804 --> 00:44:02,973
‫من هنوز در تلاشم اینجا رو درست حسابی بشناسم

615
00:44:03,057 --> 00:44:05,643
‫شنیدم یه اتاق دارن که کاملاً با پشمک درست شده

616
00:44:05,726 --> 00:44:07,311
‫نه، نه، نه، این امکان نداره

617
00:44:07,394 --> 00:44:12,399
‫هیچ روحی تابحال از اونجا به اینجا نرسیده

618
00:44:13,067 --> 00:44:16,570
‫اینو نمی‌دونم، ولی می‌دونم
‫که به توصیه‌ات عمل کردم

619
00:44:16,654 --> 00:44:19,490
‫با خانواده‌ام رو به رو شدم. گناهم.

620
00:44:21,450 --> 00:44:22,910
‫از در عبور کردی

621
00:44:22,993 --> 00:44:24,662
‫آره؛ بالاخره

622
00:44:24,745 --> 00:44:26,830
‫و بوووم، بهشت!

623
00:44:26,914 --> 00:44:30,250
‫بهشت

624
00:44:30,334 --> 00:44:32,503
‫بـهـشـت!

625
00:44:32,586 --> 00:44:35,214
‫کارآگاه

626
00:44:35,297 --> 00:44:39,218
‫نگران نباش، اون اینجاست. یالا.

627
00:44:39,301 --> 00:44:41,261
‫چیکار داری می‌کنی؟

628
00:44:41,345 --> 00:44:43,889
‫هی، تو بهم کمک کردی

629
00:44:43,972 --> 00:44:45,015
‫بذار منم کمکت کنم

630
00:44:47,142 --> 00:44:47,976
‫برو که رفتیم

631
00:44:48,060 --> 00:44:51,522
‫وایستا، بجنب، بابا! یالا؛ بهم بگو!

632
00:44:51,605 --> 00:44:54,650
‫جدی میگم. صورت مامانت کاملاً بنفش بود.

633
00:44:54,733 --> 00:44:57,403
‫یادش رفته بود ماسک لایه بردار گذاشته

634
00:44:57,486 --> 00:45:00,072
‫و هیچکس توی انجمن اولیا مربیان
‫جرأتشو نداشت که بهش بگه...

635
00:45:00,155 --> 00:45:02,324
‫کارآگاه! کارآگاه!

636
00:45:02,825 --> 00:45:04,451
‫ممنونم. ممنونم.

637
00:45:05,953 --> 00:45:06,953
‫لوسیفر

638
00:45:08,914 --> 00:45:09,914
‫لوسیفر!

639
00:45:11,250 --> 00:45:12,250
‫چی...

640
00:45:13,502 --> 00:45:14,837
‫لوسیفر

641
00:45:16,088 --> 00:45:17,297
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

642
00:45:17,381 --> 00:45:19,383
‫اومدم برت دارم

643
00:45:19,466 --> 00:45:22,886
‫وقتش نبود بمیری. باید برگردی.

644
00:45:26,306 --> 00:45:27,683
‫اوه، درسته...

645
00:45:29,268 --> 00:45:31,895
‫- مبارزه... و...
‫- آره

646
00:45:31,979 --> 00:45:33,689
‫و تریکسی رو تنها گذاشتم...

647
00:45:34,815 --> 00:45:36,442
‫- و دوستام و...
‫- آره

648
00:45:37,067 --> 00:45:38,277
‫تو رو تنها گذاشتم

649
00:45:38,360 --> 00:45:39,778
‫- آره
‫- ولی... ولی...

650
00:45:41,280 --> 00:45:44,825
‫پدرم اینجاست، و نمی‌تونم...
‫نمی‌تونم دوباره از دستش بدم

651
00:45:45,951 --> 00:45:48,871
‫مشکلی نیست. من که جایی نمیرم.

652
00:45:50,456 --> 00:45:53,375
‫ولی انگار یه عده می‌تونن از
‫کمکت استفاده کنن، کارآگاه دکر

653
00:45:55,377 --> 00:45:57,463
‫ممنونم، پدر

654
00:45:58,422 --> 00:46:01,717
‫خیلی خب. وایستا! چطوری برگردیم؟

655
00:46:01,800 --> 00:46:04,970
‫مطمئن نیستم جفت‌مونم بتونیم

656
00:46:05,637 --> 00:46:08,766
‫متأسفانه برای دوتامون
‫به اندازه کافی قدرت نداره

657
00:46:08,849 --> 00:46:11,351
‫چی؟ نه، من بدون تو نمیرم.
‫داری از چی حرف می‌زنی؟

658
00:46:11,435 --> 00:46:12,644
‫مجبوری

659
00:46:14,813 --> 00:46:15,939
‫مجبوری

660
00:46:17,649 --> 00:46:19,735
‫دنیا هنوز بهت نیاز داره، کلویی دکر

661
00:46:19,818 --> 00:46:22,321
‫نه، مجبور نیستی این کارو بکنی!

662
00:46:23,113 --> 00:46:26,200
‫می‌دونم. می‌دونم که مجبور نیستم.

663
00:46:28,118 --> 00:46:29,328
‫انتخاب می‌کنم که این کارو بکنم

664
00:46:30,078 --> 00:46:31,078
‫چی؟

665
00:46:32,331 --> 00:46:35,959
‫تو رو انتخاب می‌کنم، کلویی

666
00:46:36,794 --> 00:46:39,838
‫چون...

667
00:46:49,097 --> 00:46:52,434
‫تو رو انتخاب می‌کنم چون...

668
00:46:55,103 --> 00:46:56,355
‫دوست دارم

669
00:47:01,151 --> 00:47:03,862
‫لوسیفر. لوسیفر!

670
00:48:00,252 --> 00:48:01,962
‫امکان نداره

671
00:48:02,045 --> 00:48:03,380
‫اون موفق شد

672
00:48:03,463 --> 00:48:07,009
‫جدی جدی تو رو برگردوند

673
00:48:09,094 --> 00:48:11,471
‫تا بتونم دوباره بکشمت

674
00:48:28,697 --> 00:48:30,866
‫بدرود، کارآگاه

675
00:48:31,909 --> 00:48:32,951
‫اوه!

676
00:48:59,603 --> 00:49:02,272
‫تو مردی که دوست داشتم رو ازم گرفتی!

677
00:49:04,316 --> 00:49:06,151
‫انجامش بده. منو بکش!

678
00:49:08,904 --> 00:49:10,656
‫کارآگاه!

679
00:49:35,263 --> 00:49:36,723
‫تو همچین آدمی نیستی

680
00:50:02,916 --> 00:50:05,460
‫زانو بزن، برادر

681
00:50:05,544 --> 00:50:07,629
‫تا مرگ بود، نه؟

682
00:50:31,361 --> 00:50:32,361
‫دیگه کشتن بی کشتن

683
00:50:39,202 --> 00:50:44,291
‫طی دورانی که توی زمین بودم، فهمیدم که
‫همه لایق یه فرصت مجدد هستن

684
00:50:44,374 --> 00:50:45,375
‫حتی من

685
00:50:46,668 --> 00:50:49,171
‫حتی تو، میکائیل

686
00:50:51,590 --> 00:50:53,050
‫لوسیفر، چطور؟

687
00:50:54,051 --> 00:50:55,343
‫نمی‌دونم. من...

688
00:51:44,309 --> 00:51:46,520
‫اوه، یا خودم!

689
00:51:46,525 --> 00:51:56,520
‫« تــرجــمــه: تورج پاکاری و امیر ستارزاده »
‫<font color="#۰ec۵c۵">:.:.: Stef@n & H۱tmaN :.:.:</font>

690
00:51:56,525 --> 00:52:06,520
‫<font color="#ff۸۰۰۰">« ارائه‌ای از وب‌سایت بیاتوموویز »</font>
‫:.: Bia۲Movies.bid :.:

