1
00:00:17,530 --> 00:00:20,280
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#۰۰۶۶CC">.: FilmoGen.Org :.</font>

2
00:01:45,281 --> 00:01:47,281
‫«پروژه‌ی مریخ قرمز دو، لس‌آنجلس»

3
00:02:04,670 --> 00:02:06,580
‫- دنبال چیزی می‌گردی؟
‫- سلام!

4
00:02:06,670 --> 00:02:08,380
‫لوسیفر دیگه

5
00:02:09,420 --> 00:02:11,920
‫وای عزیزم، کارت به اینجا کشیده؟

6
00:02:12,260 --> 00:02:13,800
‫توهمات تمام‌ عیار

7
00:02:13,880 --> 00:02:15,300
‫با همدیگه اینم پشت سر میذاریم

8
00:02:15,380 --> 00:02:16,680
‫قول میدم

9
00:02:16,760 --> 00:02:18,220
‫چیزی نیست. چیزی نیست

10
00:02:18,300 --> 00:02:20,680
‫اون واقعاً برگشته. من...

11
00:02:20,760 --> 00:02:24,440
‫دیروز دیدمش
‫و یه پرونده جدید داریم، پس...

12
00:02:24,520 --> 00:02:27,440
‫وایسا، وایسا، وایسا. لوسیفر برگشته؟
‫یعنی جدّی جدّی برگشته؟

13
00:02:27,940 --> 00:02:30,270
‫- آره
‫- آره

14
00:02:30,440 --> 00:02:33,570
‫،آنتن دارم، شارژم که پُره
‫اما هیچ پیام یا اس‌ام‌اسی نزده

15
00:02:33,650 --> 00:02:34,490
‫عالیه

16
00:02:34,570 --> 00:02:36,950
‫هر چند تعجبی هم نداره.
‫وقتی داشت میرفت به من نگفت

17
00:02:37,030 --> 00:02:38,490
‫حالا که برگشته چرا به من بگه؟

18
00:02:39,370 --> 00:02:42,080
‫،اِلا، می‌دونم از دستش دلخوری
‫و بی‌دلیل هم نیست

19
00:02:42,160 --> 00:02:45,290
‫ولی اونم دلیل خیلی خوبی داشت
‫وقتی یهویی گذاشت رفت

20
00:02:45,710 --> 00:02:48,380
‫و وقتی نبوده، انگار تو...

21
00:02:49,630 --> 00:02:50,460
‫جهنم بوده

22
00:02:50,540 --> 00:02:53,800
‫پس می‌دونی، اگه میشه بهش خیلی گیر نده

23
00:02:53,880 --> 00:02:57,430
‫به گمونم خوبه بازم لوسیفر رو اینجا ببینیم

24
00:02:57,510 --> 00:02:59,140
‫آخه منم دلم براش تنگ شده

25
00:02:59,220 --> 00:03:00,760
‫،مثل تو دلم براش تنگ نمیشه

26
00:03:00,850 --> 00:03:02,220
‫چون به نظرم جذاب نیست

27
00:03:02,310 --> 00:03:03,890
‫- مثل برادرمه
‫- آره

28
00:03:03,970 --> 00:03:04,980
‫بگذریم...

29
00:03:12,230 --> 00:03:13,320
‫سلام

30
00:03:14,940 --> 00:03:17,570
‫سلام علیک، من لوسیفر هستم

31
00:03:18,990 --> 00:03:20,820
‫لوسیفر مورنینگ‌استار

32
00:03:21,910 --> 00:03:23,700
‫مورنینگ‌استار

33
00:03:26,370 --> 00:03:27,540
‫من شیطان ـم

34
00:03:29,170 --> 00:03:32,170
‫من شیطان خوش‌قولم

35
00:03:33,460 --> 00:03:34,300
‫شیطان

36
00:03:43,060 --> 00:03:44,430
‫سلام علیکم

37
00:03:44,890 --> 00:03:47,140
‫من لوسیفر هستم، لوسیفر مورنینگ‌استار

38
00:03:48,350 --> 00:03:49,480
‫سلام، کاراگاه

39
00:03:50,560 --> 00:03:51,900
‫من هرگز دروغ نمیگم

40
00:03:53,190 --> 00:03:54,820
‫به تو نه، کاراگاه

41
00:03:57,190 --> 00:03:58,280
‫کاراگاه

42
00:04:04,030 --> 00:04:05,700
‫مقتول جودی میسون ـه؟

43
00:04:05,790 --> 00:04:07,790
‫آره. طفلکی جودی

44
00:04:08,000 --> 00:04:12,840
‫،زیست‌شیمیدان و فرمانده‌ی پروژه‌ی مریخ قرمز دو بود

45
00:04:12,920 --> 00:04:16,800
‫،یه برنامه‌ی شبیه‌سازی
‫مهندسی شده توسط نخبگان هوافضای برودی

46
00:04:16,880 --> 00:04:19,010
‫همون "آندرز برودی"؟

47
00:04:19,090 --> 00:04:21,590
‫میلیاردر فن‌آوری؟
‫پارسال به خاطر یه پرونده باهاش حرف زدیم

48
00:04:21,680 --> 00:04:24,510
‫- طرف کِشتی داشت
‫- آره. طرف سفینه‌ی فضایی هم داره

49
00:04:24,850 --> 00:04:26,060
‫مایه‌داره!

50
00:04:26,140 --> 00:04:29,180
‫و همینطور کل خدمه‌ی این پروژه

51
00:04:29,270 --> 00:04:30,890
‫جودی فقط دانشمند گروه بود

52
00:04:30,980 --> 00:04:32,400
‫اون پنج نفر دیگه شهروند عادی بودن

53
00:04:32,480 --> 00:04:35,110
‫که یه خروار پول دادن تا یه جا
‫تو سیاره‌ی قرمز نصیبشون بشه

54
00:04:35,190 --> 00:04:39,780
‫آخه برودی خودش قراره
‫ببرتشون به اوّلین کلونی روی مریخ

55
00:04:39,860 --> 00:04:42,110
‫منظورم اینه اگه آزمایشات طبق نقشه پیش بره

56
00:04:42,200 --> 00:04:43,820
‫این به نظر نمیاد بخشی از نقشه باشه

57
00:04:44,070 --> 00:04:46,080
‫نچ، جودی در ناحیه‌ی گردن چاقو خورده

58
00:04:46,160 --> 00:04:47,910
‫یه سیب اینجاست...

59
00:04:48,000 --> 00:04:51,290
‫،و این تار مو
‫که تو اون ردپای خونی بود

60
00:04:51,370 --> 00:04:53,920
‫لباس فضانوردی همه رو چک کردم
‫اما نتونستم اثری از خون پیدا کنم

61
00:04:54,000 --> 00:04:55,340
‫،قاتل حتماً تمیزش کرده

62
00:04:55,420 --> 00:04:57,800
‫چون از اونجایی که هیچ کس
‫،اجازه‌ی ورود و خروج از این گنبد رو نداره

63
00:04:57,880 --> 00:04:59,130
‫باید کار یکی از اون پنج نفر باشه

64
00:04:59,210 --> 00:05:02,890
‫پس با یه معمای سربسته طرفیم، دوست من

65
00:05:03,220 --> 00:05:04,430
‫باشه

66
00:05:04,510 --> 00:05:06,640
‫و دوربینای مدار بسته چیزی نگرفتن؟

67
00:05:06,720 --> 00:05:09,270
‫چرا، ولی بیشتر فیلم‌ها قبلاً پاک شدن

68
00:05:09,980 --> 00:05:10,930
‫بسیار خب

69
00:05:11,020 --> 00:05:14,310
‫،خب، من باید با خدمه حرف بزنم
‫و بعدش بر می‌گردم اداره

70
00:05:14,400 --> 00:05:15,980
‫سلام، کاراگاه

71
00:05:16,770 --> 00:05:17,610
‫لوسیفر

72
00:05:18,820 --> 00:05:20,740
‫سلام، همه جا رو دنبالت گشتم

73
00:05:20,820 --> 00:05:23,200
‫،خب، حالا که اینجام
‫و هیچ جایی نیست که ترجیح بدم باشم، پس...

74
00:05:23,280 --> 00:05:26,370
‫باورم نمیشه گذاشتی رفتی
‫و حتی یه خداحافظی نکردی

75
00:05:26,450 --> 00:05:28,330
‫- لعنت
‫- فرار کردی رفتی فلوریدا

76
00:05:28,410 --> 00:05:29,450
‫و ما رو فراموش کردی

77
00:05:30,410 --> 00:05:31,620
‫فلوریدا؟ من...

78
00:05:33,000 --> 00:05:35,960
‫آره. آره، رفته بودم فلوریدا

79
00:05:36,040 --> 00:05:37,340
‫مادرم به شدت بیمار بود

80
00:05:37,420 --> 00:05:39,460
‫گفتی باید بری کسب و کار خانوادگی رو به دست بگیری

81
00:05:39,550 --> 00:05:42,340
‫،حقاً درسته. مادرم بیمار بود
‫واسه همین من باید امور رو به دست می‌گرفتم

82
00:05:42,880 --> 00:05:47,010
‫،اما فلوریدا خیلی فلاکت‌باره
‫،زیادی آدم چِندش داره

83
00:05:47,100 --> 00:05:48,810
‫و دوشیزه لوپز هم نداره

84
00:05:51,600 --> 00:05:53,890
‫نمی‌تونم از دستت عصبانی بمونم!

85
00:05:53,980 --> 00:05:56,060
‫اما، هی...

86
00:05:56,770 --> 00:05:58,190
‫اما دیگه از این غلطا نکنی، باشه؟

87
00:05:58,270 --> 00:05:59,230
‫دیگه نه

88
00:06:05,910 --> 00:06:06,910
‫کاراگاه، مشکل چیه؟

89
00:06:07,870 --> 00:06:08,740
‫میشه...

90
00:06:09,120 --> 00:06:09,950
‫آره

91
00:06:12,700 --> 00:06:13,790
‫بهش دروغ گفتی

92
00:06:14,420 --> 00:06:15,870
‫نه. تو دروغ گفتی

93
00:06:15,960 --> 00:06:17,040
‫من فقط دنباله‌ی‌ حرف تو رو گرفتم

94
00:06:17,130 --> 00:06:18,380
‫تو هیچ وقت دروغ نمیگی

95
00:06:19,340 --> 00:06:22,630
‫،یادت باشه، کاراگاه
‫،برای تو، من فقط دو ماه نبودم

96
00:06:22,710 --> 00:06:25,800
‫اما برای خودم، هزاران سال تو جهنم بودم

97
00:06:25,880 --> 00:06:28,550
‫،یه چیزای کوچیکی ممکنه تغییر کرده باشه
‫شاید حتی بهبود پیدا کرده

98
00:06:28,640 --> 00:06:32,020
‫،هر چی نباشه
‫یه دروغ مصلحتی کوچیک ممکنه سودمند باشه

99
00:06:35,520 --> 00:06:36,650
‫- هی
‫- برگشتی

100
00:06:37,100 --> 00:06:37,980
‫عالیه

101
00:06:38,440 --> 00:06:39,440
‫برای مثال...

102
00:06:39,520 --> 00:06:40,690
‫دنیل

103
00:06:43,440 --> 00:06:45,490
‫،خیلی خیلی خوشحالم که می‌بینمت

104
00:06:45,570 --> 00:06:48,450
‫و راستی فوق‌العاده شدی

105
00:06:53,040 --> 00:06:54,660
‫عاشق دستبندت هستم

106
00:06:54,750 --> 00:06:55,750
‫خودت درستش کردی؟

107
00:06:55,870 --> 00:06:56,790
‫نه

108
00:06:57,250 --> 00:06:58,500
‫نه، یاقوت ارغوانیه

109
00:06:58,670 --> 00:06:59,960
‫چاکرام رو پاکسازی می‌کنه

110
00:07:00,380 --> 00:07:01,380
‫خب، تو این کار موفق باشی

111
00:07:02,800 --> 00:07:03,800
‫ممنون، مرد

112
00:07:06,510 --> 00:07:09,510
‫دیدی؟ لوسیفر نسخه‌ی ۲.۰

113
00:07:14,511 --> 00:07:17,511
‫فصل پنجم، قسمت دوم
‫« لوسیفر! لوسیفر! لوسیفر »

114
00:07:17,512 --> 00:07:20,512
‫:ترجمه و تنظیم
‫<font color="#۰۰۶۶CC">مریم</font>

115
00:07:21,270 --> 00:07:23,440
‫لوسیفر برگشته؟ چی؟

116
00:07:23,530 --> 00:07:25,740
‫آره! آره، خیلی محشره

117
00:07:25,860 --> 00:07:26,780
‫من...

118
00:07:26,860 --> 00:07:28,700
‫من خوشحالم

119
00:07:28,780 --> 00:07:30,570
‫ذوق کردم

120
00:07:31,330 --> 00:07:33,160
‫و بهتره بشینیم

121
00:07:33,540 --> 00:07:34,410
‫مشکل چیه؟

122
00:07:35,830 --> 00:07:39,830
‫،خب، احتمالاً چیزی نیست
‫اما رفتار لوسیفر...

123
00:07:40,710 --> 00:07:42,250
‫فرق کرده

124
00:07:42,340 --> 00:07:43,420
‫از چه لحاظ؟

125
00:07:43,500 --> 00:07:44,380
‫چی بگم

126
00:07:44,460 --> 00:07:47,800
‫مطمئنم ربطی به این مسئله نداره
‫که بهش گفتم عاشقشم

127
00:07:47,880 --> 00:07:51,350
‫،درست قبل از اینکه بره
‫و اون متقابلاً جوابم رو نداد

128
00:07:51,430 --> 00:07:53,010
‫اما اینو گفت...

129
00:07:54,680 --> 00:07:56,850
‫تو بودی، کلویی"

130
00:07:56,930 --> 00:07:58,100
‫"همیشه تو بودی

131
00:07:58,190 --> 00:08:01,610
‫که یه جورایی موضوع مهمّیه
‫،چون اسمم رو به زبون آورد

132
00:08:01,690 --> 00:08:03,020
‫که هرگز این کار رو نمی‌کنه

133
00:08:03,110 --> 00:08:07,110
‫پس کاملاً مطمئنم رفتارش عجیب نشده
‫چون من ترسونده‌مش یا همچین چیزی

134
00:08:08,030 --> 00:08:10,110
‫خب... به نظر من

135
00:08:11,070 --> 00:08:13,370
‫،اگه لوسیفر رفتارش غیرعادی شده

136
00:08:13,450 --> 00:08:16,540
‫احتمالاً برای اینه که اون...
‫خودت که می‌دونی

137
00:08:17,370 --> 00:08:18,210
‫تو جهنم بوده

138
00:08:18,290 --> 00:08:19,670
‫- آره
‫- هر چند برای ما

139
00:08:19,750 --> 00:08:21,380
‫چند ماه گذشته...

140
00:08:22,380 --> 00:08:25,050
‫،بهم گفت زمان اونجا با اینجا یکی نیست

141
00:08:25,130 --> 00:08:28,510
‫پس شاید برای اون هزاران سال گذشته باشه

142
00:08:28,590 --> 00:08:31,180
‫آره. اینم بهم گفت

143
00:08:33,050 --> 00:08:34,050
‫مگه اینکه دروغ بگه

144
00:08:34,140 --> 00:08:34,970
‫آره، درسته

145
00:08:35,060 --> 00:08:36,270
‫حداقل می‌دونیم

146
00:08:36,350 --> 00:08:38,560
‫اون هرگز دروغ نمیگه، درسته؟

147
00:08:41,440 --> 00:08:42,270
‫درست نمیگم؟

148
00:08:42,770 --> 00:08:45,400
‫،خب، راستش امروز صبح

149
00:08:45,480 --> 00:08:51,150
‫فهمیدم لوسیفر در مورد صداقت تغییر موضع داده

150
00:08:56,290 --> 00:08:57,290
‫جالبه

151
00:08:58,580 --> 00:09:01,250
‫،خب، مطمئنم هر چی داره به لوسیفر می‌گذره

152
00:09:01,330 --> 00:09:05,130
‫هیچ ربطی به تو
‫یا احساساتش نسبت به تو نداره

153
00:09:06,090 --> 00:09:08,420
‫احتمالاً زمان لازم داره
‫تا خودشو دوباره وفق بده

154
00:09:08,510 --> 00:09:10,590
‫می‌دونی، به خاطر بیاره

155
00:09:11,720 --> 00:09:13,840
‫زندگیش اینجا چطوری بوده

156
00:09:14,300 --> 00:09:15,140
‫درسته

157
00:09:15,800 --> 00:09:18,270
‫آره. آره. آره، این...

158
00:09:18,600 --> 00:09:19,730
‫حق با توئه، موضوع همینه

159
00:09:19,810 --> 00:09:22,020
‫من فقط باید بهش یادآوری کنم

160
00:09:22,100 --> 00:09:24,230
‫وقتی روی زمین بوده چه جور آدمی بوده

161
00:09:24,310 --> 00:09:25,810
‫و بعدش یه کوچولو هلش بدم

162
00:09:25,900 --> 00:09:28,070
‫دقیقاً همینه. ممنونم، لیندا

163
00:09:28,150 --> 00:09:29,150
‫تو نابغه‌ای

164
00:09:30,780 --> 00:09:32,450
‫خدا در و تخته رو خوب با هم جفت کرده

165
00:09:34,030 --> 00:09:34,870
‫شاید

166
00:09:36,240 --> 00:09:38,330
‫پروژه‌ی مریخ قرمز دو پنج عضو داره

167
00:09:38,410 --> 00:09:40,790
‫فقط باید سر در بیاریم
‫کدومشون برای کُشتن جودی انگیزه‌ داشته

168
00:09:40,870 --> 00:09:42,660
‫آره، بازجویی. خیلی خوب یادمه

169
00:09:42,750 --> 00:09:44,460
‫در روند حل جرایم حیاتیه

170
00:09:44,540 --> 00:09:46,590
‫،خب، ممکنه خسته‌کننده باشه
‫اما تو باحالش می‌کنی

171
00:09:46,670 --> 00:09:48,210
‫همیشه این کار رو می‌کنی.
‫همچین شخصیتی داری

172
00:09:48,550 --> 00:09:51,760
‫صحیح، بریم سر اصل مطلب، باشه؟

173
00:09:52,760 --> 00:09:53,680
‫شما...

174
00:09:54,180 --> 00:09:55,300
‫از جودی متنفر بودید، درسته؟

175
00:09:55,720 --> 00:09:57,970
‫خب، عاشق و مایل اون زن نبودم

176
00:09:58,060 --> 00:10:00,770
‫،راستش جودی دله دزد بود

177
00:10:00,850 --> 00:10:02,680
‫همیشه جیره‌ی غذاییمون رو کِش میرفت

178
00:10:02,770 --> 00:10:03,810
‫خب...

179
00:10:03,890 --> 00:10:06,400
‫،شکم چیزی رو طلب می‌کنه که میخواد
‫درست نمیگم؟

180
00:10:06,480 --> 00:10:09,190
‫یعنی همه‌مون خواسته‌هایی داریم، درسته؟

181
00:10:10,480 --> 00:10:12,570
‫‌در عجبم... خواسته‌ی اون چیه

182
00:10:13,570 --> 00:10:15,910
‫خب، احتمالاً همینکه غذای خودشو بخوره.
‫همین الان گفت

183
00:10:16,490 --> 00:10:19,080
‫جودی کار دیگه‌ای نکرد
‫که از نظر شما بد باشه؟

184
00:10:19,160 --> 00:10:20,910
‫چرا، راستش

185
00:10:20,990 --> 00:10:24,080
‫،پاک قالم گذاشت رفت
‫وقتی یه نموره اوردوز کردم

186
00:10:24,540 --> 00:10:28,420
‫آخه وقتی قصد سفر می‌کنم
‫واقعاً می‌خوام برم رو هوا، درسته؟

187
00:10:28,500 --> 00:10:29,540
‫عه یادم افتاد

188
00:10:30,300 --> 00:10:33,220
‫اینو روی میزم جا گذاشتی

189
00:10:33,630 --> 00:10:35,510
‫- کاراگاه!
‫- نمی‌خوای؟

190
00:10:35,590 --> 00:10:37,140
‫حتی ظهر نشده

191
00:10:38,760 --> 00:10:42,430
‫آره، می‌تونم ببینم چطور این جور رفتار
‫ممکنه رو اعصاب آدم تاثیر بذاره

192
00:10:42,520 --> 00:10:44,890
‫نمی‌دونم. هیچ وقت واقعاً اذیتم نکرد

193
00:10:44,980 --> 00:10:47,060
‫گاهی پای تلفن ماهواره‌ای خیلی داد و هوار میزد

194
00:10:47,150 --> 00:10:48,650
‫غیر از این، خانم خوبی بود

195
00:10:48,730 --> 00:10:49,820
‫داری دروغ میگی!

196
00:10:50,940 --> 00:10:52,570
‫،نه

197
00:10:52,650 --> 00:10:53,780
‫دروغ نمیگم

198
00:10:54,440 --> 00:10:56,450
‫ببخشید، تو نمی‌خواستی این کار رو بکنی؟

199
00:10:56,530 --> 00:10:57,360
‫نه

200
00:10:58,070 --> 00:10:59,830
‫حتماً یه چیزی هست که ازمون مخفی کردی

201
00:10:59,910 --> 00:11:01,410
‫،نه اینکه بخوام پشت سر مُرده غیبت کنم

202
00:11:01,490 --> 00:11:04,330
‫ولی جودی یه خرده ضدحال بود

203
00:11:04,910 --> 00:11:08,960
‫کل زمانی که اونجا بودیم
‫،همش پنج تا کتاب داشتیم

204
00:11:09,040 --> 00:11:11,920
‫و تونست پایان هر پنج تاشون رو لو بده

205
00:11:12,500 --> 00:11:14,590
‫جدّی؟ چی کار کردی؟
‫از حرص سر یه خفاش رو جویدی؟
‫(اشاره به کنسرت آزی آزبورن)

206
00:11:14,670 --> 00:11:16,880
‫تو کون فلک‌زده فضاییش چاقو زدی؟

207
00:11:16,970 --> 00:11:18,430
‫هان، شارون؟

208
00:11:18,510 --> 00:11:22,310
‫راستش اون شوهرم بود که سر خفاش رو جوید

209
00:11:22,390 --> 00:11:24,520
‫دست بردار بابا! داری دروغ میگی

210
00:11:24,600 --> 00:11:27,690
‫بابت رفتار همکارم معذرت میخوام.
‫خیلی غیرحرفه‌ای بود

211
00:11:27,770 --> 00:11:28,730
‫اصلاً عیبی نداره

212
00:11:28,810 --> 00:11:33,400
‫راستی، من هیچ وقت نتونستم
‫بابت کارایی که برای آزی کردید ازتون تشکر کنم

213
00:11:33,480 --> 00:11:36,780
‫از طرف یه شاهزاده‌ی تاریکی به دیگری، درسته؟

214
00:11:36,860 --> 00:11:38,450
‫بله. آفرین

215
00:11:38,530 --> 00:11:41,450
‫،پس به غیر از جریان کتاب‌ها
‫از جودی خوشت می‌اومد؟

216
00:11:41,530 --> 00:11:42,830
‫آره. قطعاً

217
00:11:42,910 --> 00:11:45,000
‫همه دوستش داشتن، خصوصاً پسرا

218
00:11:46,040 --> 00:11:48,330
‫البته زن خیلی جذاب و باهوشی بود

219
00:11:48,960 --> 00:11:51,380
‫اما اون تنها کسی نبود
‫که در مورد علم سررشته داشت

220
00:11:51,460 --> 00:11:53,960
‫می‌دونستید من خودم
‫پنج تا از عطر‌هام رو مهندسی کردم؟

221
00:11:54,050 --> 00:11:56,090
‫،رایحه‌های میوه‌ای یه کم بحث‌برانگیز هستن

222
00:11:56,170 --> 00:11:58,590
‫اما همه عاشق هندوانه‌هام بودن

223
00:12:01,050 --> 00:12:02,430
‫خدایی؟

224
00:12:02,800 --> 00:12:03,970
‫هیچی نمیگی؟

225
00:12:04,060 --> 00:12:05,520
‫حداقل باهاش لاس بزن

226
00:12:05,600 --> 00:12:06,560
‫چرا باید این کار رو بکنم؟

227
00:12:06,640 --> 00:12:09,190
‫- ممکنه قاتل باشه
‫- صبر کنید. من جودی رو نکشتم

228
00:12:09,270 --> 00:12:10,690
‫من هرگز به جودی صدمه نمی‌زدم

229
00:12:10,770 --> 00:12:13,770
‫- مسلماً قاتل نیستم
‫- رفیق، من اونو نکشتم

230
00:12:14,900 --> 00:12:15,940
‫این دارچینیه؟

231
00:12:16,030 --> 00:12:21,660
‫نه، من تو "کون فلک‌زده فضاییش" چاقو نزدم

232
00:12:21,740 --> 00:12:23,370
‫ای داد و بیداد!

233
00:12:24,660 --> 00:12:25,990
‫به هیچ جا نرسیدیم

234
00:12:26,370 --> 00:12:28,330
‫آره، همینو بگو

235
00:12:29,870 --> 00:12:31,920
‫هی، تو چت شده؟ حالت خوبه؟

236
00:12:33,630 --> 00:12:35,670
‫البته. همه چی مرتبه

237
00:12:35,750 --> 00:12:37,760
‫،دلت نمیخواد یه کار بی‌فکرانه

238
00:12:37,840 --> 00:12:40,300
‫ناشایست، گناه‌آلود انجام بدی، می‌دونی؟

239
00:12:41,180 --> 00:12:42,430
‫مثلاً... چی

240
00:12:44,010 --> 00:12:45,220
‫بیا اینو بخور

241
00:12:45,810 --> 00:12:47,140
‫خب، آخه گرسنه‌م نیست

242
00:12:47,220 --> 00:12:48,640
‫واسه این نمیگم بخوریش

243
00:12:48,730 --> 00:12:49,640
‫- به نظر میاد...
‫- هی

244
00:12:49,730 --> 00:12:50,560
‫سلام

245
00:12:51,390 --> 00:12:53,520
‫هی، این پودینگ منه؟

246
00:12:53,610 --> 00:12:55,820
‫آره! آره، بفرمایید، دنیل.
‫خوشمزه‌س

247
00:12:57,820 --> 00:12:58,650
‫باشه

248
00:12:59,990 --> 00:13:01,280
‫چه بازی‌ای در آوردی؟

249
00:13:01,360 --> 00:13:03,660
‫هیچی، فکر کردم انگار گرسنت باشه

250
00:13:09,910 --> 00:13:10,830
‫توش تف کردی؟

251
00:13:11,750 --> 00:13:12,670
‫توش تف کرده

252
00:13:13,500 --> 00:13:14,710
‫یه چیزی دستگیرم شد، بچه‌ها

253
00:13:14,790 --> 00:13:16,750
‫،تار مویی که تو جای پای خونی پیدا کردم

254
00:13:16,840 --> 00:13:17,960
‫پشم گوسفنده

255
00:13:18,050 --> 00:13:20,920
‫مگه اینکه یکی تو خط کارای عجیب غریب باشه...

256
00:13:21,010 --> 00:13:21,930
‫حتی اسمشو نیار

257
00:13:22,430 --> 00:13:23,390
‫نمیارم

258
00:13:23,470 --> 00:13:28,270
‫یعنی یه نفر اون مو رو از بیرون گنبد آورده تو

259
00:13:28,350 --> 00:13:30,640
‫خب، خیلی هیجان‌انگیزه

260
00:13:30,730 --> 00:13:32,640
‫باریکلا، دوشیزه لوپز

261
00:13:32,890 --> 00:13:35,730
‫درسته، من میگم وقتشه بریم
‫با کسایی حرف بزنیم که مسئول این پروژه هستن

262
00:13:36,230 --> 00:13:37,320
‫هوشمندانه بود!

263
00:13:37,400 --> 00:13:40,490
‫وای خدا، خیلی عالیه لوسیفر برگشته، نیست؟

264
00:13:43,950 --> 00:13:45,700
‫متوجه هستیم که هیچ کس اجازه‌ی

265
00:13:45,780 --> 00:13:46,950
‫ورود و خروج از تاسیسات رو نداشت

266
00:13:47,030 --> 00:13:49,790
‫اما حتماً کسایی بودن که
‫برای آوردن ملزومات وارد گنبد شدن، درسته؟

267
00:13:49,870 --> 00:13:50,750
‫در واقع، نه

268
00:13:50,830 --> 00:13:52,830
‫،هدف اصلی اینه که سفر واقعی به مریخ شبیه‌سازی بشه

269
00:13:52,910 --> 00:13:56,590
‫پس وقتی پنجاه میلیون کیلومتر از اینجا دوری
‫کسی نمیاد سر بزنه

270
00:13:56,670 --> 00:13:58,090
‫و تعمیرات چی؟

271
00:13:58,170 --> 00:14:01,630
‫بازم میگم، همه‌ی امور تعمیر
‫و نگهداری تو محوطه انجام میشد، اونم جزئی بود

272
00:14:01,720 --> 00:14:04,720
‫از پروژه اوّل تا قرمز دو پیشرفت‌های زیادی کردیم

273
00:14:04,800 --> 00:14:06,470
‫صریحاً بگم کمتر نگران نقص فنی تجهیزات هستیم

274
00:14:06,550 --> 00:14:08,100
‫تا فروپاشی عصبی افراد

275
00:14:08,180 --> 00:14:09,180
‫منظورتون چیه؟

276
00:14:09,260 --> 00:14:12,140
‫یکی از دلایل اصلی انجام این شبیه‌سازی‌ها

277
00:14:12,230 --> 00:14:14,640
‫اینه که توان روانشناسی مسافرانمون رو آزمایش کنیم

278
00:14:14,980 --> 00:14:18,730
‫،خیلی سخته به مدت طولانی بین افراد غریبه باشی

279
00:14:18,820 --> 00:14:21,440
‫دور از خانواده‌، دوستان و عزیزانت

280
00:14:21,900 --> 00:14:24,070
‫آره. من تو پروژه‌ی مریخ قرمز یک شرکت کردم

281
00:14:24,150 --> 00:14:26,530
‫می‌تونم بهتون بگم، این تجربه واقعاً...

282
00:14:27,660 --> 00:14:28,530
‫آدم رو تغییر میده

283
00:14:28,870 --> 00:14:30,540
‫،اما بعد از یه مدت که برگشته بودید

284
00:14:30,620 --> 00:14:33,080
‫کم کم مثل قبلتون نشدید، یا...

285
00:14:34,080 --> 00:14:37,170
‫اگه بخوام حقیقت رو بگم، مطمئن نیستم.
‫مطمئن نیستم اگه اون آدم سابق بشم

286
00:14:37,750 --> 00:14:40,550
‫،خب، حتماً در خصوص روابطتون خیلی سخت بوده

287
00:14:43,340 --> 00:14:44,170
‫کاراگاه

288
00:14:44,930 --> 00:14:49,050
‫یکی از اعضای خدمه نگفت
‫که جودی پای تلفن داد میزده؟

289
00:14:49,140 --> 00:14:50,930
‫شاید داشته با یکی از خونه بگو مگو می‌کرده

290
00:14:51,010 --> 00:14:51,850
‫بعید میدونم

291
00:14:51,930 --> 00:14:54,600
‫تلفن‌های ماهواره‌ای فقط برای
‫ارتباطات پروژه قابل استفاده هستن

292
00:14:54,680 --> 00:14:56,810
‫فقط به سیستم‌های اینجا وصل هستن

293
00:14:56,900 --> 00:14:59,150
‫خب، پس کسی در اینجا با جودی مشکل نداشت؟

294
00:14:59,230 --> 00:15:01,610
‫داناوان چی؟

295
00:15:02,440 --> 00:15:03,570
‫- کی؟
‫- مهندس هوافضا

296
00:15:03,650 --> 00:15:04,990
‫که قبلاً اینجا کار می‌کرد

297
00:15:05,070 --> 00:15:07,990
‫اما وقتی جودی ترفیع گرفت
‫،و به جای اون فرمانده‌ی پروژه‌ی قرمز دو شد

298
00:15:08,070 --> 00:15:08,910
‫خیلی دلخور شد

299
00:15:08,990 --> 00:15:11,660
‫،رفت پیش برودی
‫از کوره در رفت، پس برودی اخراجش کرد

300
00:15:11,740 --> 00:15:12,830
‫داناوان یه جورایی...

301
00:15:13,620 --> 00:15:15,250
‫احساسی شد وقتی رفت

302
00:15:15,710 --> 00:15:17,000
‫وای جداً؟

303
00:15:17,830 --> 00:15:18,750
‫باشه

304
00:15:22,710 --> 00:15:23,630
‫کاراگاه، من...

305
00:15:24,300 --> 00:15:27,630
‫مشخصه سوالاتی که می‌پرسیدی
‫فقط به پرونده مربوط نبودن

306
00:15:29,090 --> 00:15:31,390
‫از این نگرانی که من عوض شده باشم

307
00:15:31,890 --> 00:15:33,310
‫خب، در واقع...

308
00:15:34,600 --> 00:15:35,430
‫عوض شدم

309
00:15:38,060 --> 00:15:40,520
‫اما میخوام بدونی که احساساتم به تو...

310
00:15:42,690 --> 00:15:43,530
‫عوض نشدن

311
00:15:46,280 --> 00:15:47,700
‫تو خیلی صبور بودی

312
00:15:47,780 --> 00:15:49,950
‫فقط ازت میخوام یه کم بیشتر بهم زمان بدی

313
00:15:51,660 --> 00:15:52,580
‫البته

314
00:15:52,990 --> 00:15:54,040
‫هر چی تو لازم داری

315
00:15:55,580 --> 00:15:57,460
‫ممنونم

316
00:17:06,020 --> 00:17:06,980
‫چطور تونستی؟

317
00:17:07,570 --> 00:17:10,150
‫بعد از این همه مصیبتی که با هم کشیدیم، لوسیفر

318
00:17:10,240 --> 00:17:11,650
‫چطور تونستی بدون من برگردی خونه؟

319
00:17:11,740 --> 00:17:14,160
‫من لوسیفر نیستم! لوسیفر نیستم!

320
00:17:14,240 --> 00:17:17,490
‫من لوسیفر نیستم!

321
00:17:25,130 --> 00:17:27,250
‫لوسیفر بهم گفت یه برادر دوقلو داشته

322
00:17:28,590 --> 00:17:31,170
‫و تو مزکین هستی

323
00:17:34,340 --> 00:17:35,640
‫از آشنایی باهات خوشوقتم

324
00:17:37,260 --> 00:17:38,140
‫من میکائیل هستم

325
00:17:43,390 --> 00:17:44,230
‫"میکائیل"

326
00:17:45,190 --> 00:17:47,360
‫از کجا بدونم تو لوسیفر نیستی
‫و میگی میکائیل هستی

327
00:17:47,440 --> 00:17:49,190
‫تا نزنم دهنت رو سرویس کنم؟

328
00:17:49,940 --> 00:17:51,740
‫لوسیفر دروغ نمیگه، یادت رفت؟

329
00:18:07,290 --> 00:18:09,460
‫به نظرت اینا شبیه بال‌های لوسیفر هستن؟

330
00:18:14,430 --> 00:18:16,260
‫باشه. اینجا چه غلطی می‌کنی؟

331
00:18:18,100 --> 00:18:21,770
‫تا یه چیز خیلی غلط رو درست کنم

332
00:18:21,850 --> 00:18:25,810
‫،ببین، تو شهر نقره‌ای بودم
‫،سرم به کار خودم بود

333
00:18:25,900 --> 00:18:28,770
‫،وقتی جبرئیل اومد و گفت

334
00:18:29,110 --> 00:18:30,730
‫،لوسیفر برگشته جهنم"

335
00:18:30,820 --> 00:18:31,990
‫"به میل خودش

336
00:18:32,650 --> 00:18:35,780
‫،خب، من فقط خندیدم
‫همونطور که می‌تونی تصور کنی، ولی...

337
00:18:36,360 --> 00:18:40,290
‫،بعدش رافائل گفت چقدر لوسیفر عاقل و بالغ شده

338
00:18:40,370 --> 00:18:43,250
‫"و بعدش رمی گفت، "آره، چه از خودگذشتگی‌ای

339
00:18:43,330 --> 00:18:47,460
‫،و بعدش خیلی زود فقط این به گوشم می‌خورد
‫"!لوسیفر، لوسیفر، لوسیفر"

340
00:18:48,460 --> 00:18:49,880
‫پس حسودیت شده؟

341
00:18:50,630 --> 00:18:51,460
‫نه

342
00:18:53,210 --> 00:18:54,170
‫عصبانیم

343
00:18:54,260 --> 00:18:57,300
‫،سرانجام لوسیفر کاری رو می‌کنه که باید بکنه

344
00:18:57,390 --> 00:18:59,600
‫،بدون غر و ناله زدن
‫و ازش تعریف و تمجید می‌کنن؟

345
00:18:59,970 --> 00:19:02,270
‫بر علیه بابا شورش کرد

346
00:19:02,350 --> 00:19:04,520
‫خدای بزرگ متعال، محض رضای خدا

347
00:19:04,810 --> 00:19:07,560
‫از کِی تا حالا به یه محکومی
‫به خاطر گذروندن مجازاتش تبریک میگیم؟

348
00:19:08,480 --> 00:19:12,280
‫،و اگه من برادر خودشیفته‌ام رو بشناسم
‫،که خوبم می‌شناسمش

349
00:19:12,360 --> 00:19:16,570
‫،همه‌ی این خزعبلات از خودگذشتگی و مسئولیت‌پذیری
‫همش باد هواس

350
00:19:16,650 --> 00:19:19,700
‫،نمیدونم میخواد کی رو خر کنه
‫اما اینو خوب میدونم...

351
00:19:20,070 --> 00:19:24,410
‫به محض اینکه بشنوه یکی این بالا
‫،داره با اسباب‌بازیاش بازی می‌کنه

352
00:19:25,160 --> 00:19:27,790
‫،شاید حتی چند تاشو خراب کنه

353
00:19:28,460 --> 00:19:32,340
‫اونوقت پروازکنان بر میگرده اینجا
‫تا ذات واقعیش رو برملا کنه

354
00:19:32,840 --> 00:19:33,760
‫از این رو...

355
00:19:36,420 --> 00:19:39,010
‫سلام، لس‌آنجلس

356
00:19:41,600 --> 00:19:44,270
‫به نظر من این تویی که میخوای بقیه رو خر کنی

357
00:19:44,680 --> 00:19:45,680
‫موفق باشی

358
00:19:46,180 --> 00:19:47,810
‫انسان‌ها باهوشن

359
00:19:48,230 --> 00:19:50,020
‫خصوصاً کلویی دکر

360
00:19:50,810 --> 00:19:52,520
‫اعتراف می‌کنم، یه خرده

361
00:19:52,610 --> 00:19:54,230
‫مشکوک شد، ولی...

362
00:19:54,900 --> 00:19:57,990
‫فقط مثل لوسیفر رفتار می‌کنم
‫،تا وقتی خامم بشه

363
00:19:58,070 --> 00:20:01,570
‫و بعدش اون قلب کوچیکش رو می‌شکونم

364
00:20:02,580 --> 00:20:05,750
‫اصلاً بلدی چطور مثل لوسیفر باشی؟

365
00:20:06,290 --> 00:20:08,670
‫در مورد زمین چیزی میدونی؟ انسان‌ها؟

366
00:20:09,250 --> 00:20:11,540
‫دقتم بالاس، دوشیزه مزکین

367
00:20:12,460 --> 00:20:14,250
‫خیلی چیزا رو می‌دونم

368
00:20:14,340 --> 00:20:17,920
‫و چی باعث شده فکر کنی
‫میذارم از زیر این کارات قسر در بری؟

369
00:20:18,010 --> 00:20:19,470
‫خب، چرا نذاری؟

370
00:20:21,390 --> 00:20:23,930
‫چرا اصلاً کمکم نکنی؟

371
00:20:27,520 --> 00:20:29,890
‫،بهت گفتم، خیلی چیزا رو می‌دونم

372
00:20:30,190 --> 00:20:33,770
‫و میدونم از دست برادرم کفری هستی

373
00:20:35,320 --> 00:20:36,360
‫به من ملحق شو

374
00:20:36,990 --> 00:20:41,280
‫می‌کِشونیمش اینجا، و بعدش تو
‫می‌تونی دهن لوسیفر واقعی رو سرویس کنی

375
00:20:43,620 --> 00:20:46,160
‫یا می‌تونی همینطور به پر و پای پیانو بپیچی

376
00:20:46,830 --> 00:20:47,910
‫انتخاب با خودته

377
00:20:58,210 --> 00:21:00,430
‫- سلام، برادر
‫- سلام، لوسی

378
00:21:00,930 --> 00:21:01,880
‫لوسی!

379
00:21:02,510 --> 00:21:03,340
‫اومدی!

380
00:21:08,350 --> 00:21:09,230
‫صبر کن

381
00:21:10,140 --> 00:21:11,270
‫اینجایی

382
00:21:11,350 --> 00:21:15,110
‫آره. آره، یه کم حوصله‌ام سر رفت
‫پس فکر کردم برگردم این بالا

383
00:21:15,520 --> 00:21:17,320
‫بگذریم، بعداً می‌بینمت

384
00:21:17,400 --> 00:21:18,650
‫یه لحظه صبر کن. صبر کن!

385
00:21:18,740 --> 00:21:21,610
‫یه خرده بیشتر از این اطلاعات میخوام، برادر

386
00:21:21,700 --> 00:21:24,200
‫مثلاً کی هوای جهنم رو داره؟

387
00:21:24,280 --> 00:21:25,870
‫هیچ کس، اما جوش نزن

388
00:21:25,950 --> 00:21:27,700
‫قول دادن اهریمن‌های کوچیک خوبی باشن

389
00:21:28,290 --> 00:21:30,790
‫یه بشقاب پنیر دادم دستشون
‫و براشون کارتون گذاشتم

390
00:21:32,290 --> 00:21:33,620
‫خیلی خوش صبحت شدی

391
00:21:33,710 --> 00:21:35,590
‫من همیشه خوش صحبتم، برادر

392
00:21:38,420 --> 00:21:41,300
‫ببین، می‌دونم قضیه چیه

393
00:21:41,380 --> 00:21:43,630
‫به خاطر چارلی می‌ترسی، درسته؟

394
00:21:45,850 --> 00:21:47,510
‫آره، لوسی، البته که می‌ترسم

395
00:21:47,600 --> 00:21:50,350
‫چی جلوی اهریمن‌ها رو می‌گیره
‫تا دوباره نیان سراغ بچه‌ام؟

396
00:21:50,430 --> 00:21:52,770
‫به یه دلیلی برگشتم جهنم

397
00:21:52,850 --> 00:21:55,060
‫منم نگران بودم، اما دیگه نیستم

398
00:21:55,940 --> 00:21:57,480
‫همه سر به راه شدن، بهم اعتماد کن

399
00:22:08,990 --> 00:22:14,210
‫،بسیار خب، تو لیست اداره‌ی وسایل موتوری
‫این جدیدترین آدرس داناوان ـه

400
00:22:14,290 --> 00:22:16,580
‫،اگه اون بره مریخ
‫اونا عمراً بتونن والدو رو پیدا کنن

401
00:22:20,460 --> 00:22:23,470
‫می‌دونی، امشب بیشتر مثل قبلنت شدی

402
00:22:24,340 --> 00:22:25,800
‫جدّی؟

403
00:22:32,640 --> 00:22:33,890
‫داناوان گلاور؟

404
00:22:37,900 --> 00:22:38,860
‫پلیس لس‌آنجلس

405
00:22:40,530 --> 00:22:42,110
‫فکر نکنم صدات رو شنید

406
00:22:51,200 --> 00:22:52,250
‫داره میره به طرف پل

407
00:22:52,330 --> 00:22:54,080
‫- اما اگه از غرب بری...
‫- می‌تونیم جلوش سبز بشیم

408
00:22:54,160 --> 00:22:55,290
‫ذهنم رو خوندی

409
00:23:03,880 --> 00:23:05,220
‫باریکلا، کاراگاه

410
00:23:34,330 --> 00:23:35,200
‫زود باش

411
00:23:47,470 --> 00:23:49,300
‫پلیس لس‌آنجلس! از ماشین پیاده شو!

412
00:24:24,000 --> 00:24:24,880
‫خب!

413
00:24:25,460 --> 00:24:27,300
‫کیف داد

414
00:24:32,390 --> 00:24:34,060
‫خیال کردم مردای اداره‌ی ضبط اموال هستید

415
00:24:34,470 --> 00:24:35,640
‫و زنان

416
00:24:35,970 --> 00:24:37,060
‫شرمنده هول کردم

417
00:24:37,140 --> 00:24:39,060
‫فقط این ماشین واسم مونده

418
00:24:39,140 --> 00:24:41,560
‫خب، شاید بهتر بود
‫جلوِی رئیست برودی از کوره در نمیرفتی

419
00:24:41,650 --> 00:24:42,730
‫و باعث نمیشدی اخراجت کنن

420
00:24:42,810 --> 00:24:43,900
‫شمام خبر دارید؟

421
00:24:43,980 --> 00:24:45,360
‫خب، حقش بود

422
00:24:45,440 --> 00:24:47,900
‫به کسی ترفیع داد
‫که شایستگیش از من خیلی کمتر بود

423
00:24:47,990 --> 00:24:49,280
‫منظورت جودی فلک‌زده‌اس

424
00:24:49,360 --> 00:24:51,070
‫همون زنی که به گردنش چاقو زدی

425
00:24:51,660 --> 00:24:54,450
‫وایسید، یعنی میگید جودی مُرده؟

426
00:24:54,530 --> 00:24:55,870
‫بدجورم

427
00:24:56,370 --> 00:24:57,620
‫و فکر می‌کنید کار من بوده؟

428
00:24:59,000 --> 00:25:00,670
‫نه. محاله

429
00:25:00,870 --> 00:25:03,080
‫اولاً، کل هفته تگزاس بودم، مشغول مصاحبه شغلی

430
00:25:03,170 --> 00:25:04,460
‫همین دیشب برگشتم

431
00:25:04,540 --> 00:25:06,800
‫دوماً، هرگز دستم به اون زن نخورده

432
00:25:06,880 --> 00:25:08,880
‫همینقدر بد بود که برودی
‫منو تو لیست سیاه قرار داده

433
00:25:08,970 --> 00:25:11,010
‫فقط خدا می‌دونه چی کار می‌کرد
‫اگه کسی به جودی عزیزش صدمه بزنه؟

434
00:25:11,090 --> 00:25:12,090
‫جودی "عزیزش"؟

435
00:25:12,180 --> 00:25:13,010
‫آره

436
00:25:13,550 --> 00:25:14,930
‫با هم رابطه‌ی پنهانی داشتن

437
00:25:15,010 --> 00:25:16,810
‫چرا فکر می‌کنید جای منو گرفت؟

438
00:25:17,100 --> 00:25:20,270
‫رئیس حتی نمی‌تونه به قانون
‫رابطه با همکار ممنوع" خودش عمل کنه"

439
00:25:22,350 --> 00:25:23,440
‫برودی متاهله

440
00:25:23,520 --> 00:25:25,230
‫شاید جودی از معشوقه بودن خسته شده

441
00:25:25,310 --> 00:25:26,570
‫تماسای تلفنی رو توجیه می‌کنه

442
00:25:26,650 --> 00:25:28,320
‫برودی ترسیده زنش بویی ببره

443
00:25:28,400 --> 00:25:31,610
‫آره، خاطرجمع شده بویی نبره.
‫به اتاق کنترل ماموریت دسترسی داره

444
00:25:31,700 --> 00:25:34,370
‫و توانایی پاک کردن فیلم دوربین‌ مداربسته رو داره

445
00:25:34,450 --> 00:25:36,780
‫آره. باید بریم با برودی حرف بزنیم

446
00:25:37,370 --> 00:25:38,490
‫بله، همینطوره

447
00:25:39,540 --> 00:25:40,410
‫ممنون

448
00:25:40,870 --> 00:25:43,500
‫و راستی عمراً بتونی مثل رایان گوزلینگ بشی

449
00:25:50,590 --> 00:25:51,420
‫هی

450
00:25:53,300 --> 00:25:54,140
‫چی کار می‌کنی؟

451
00:25:54,720 --> 00:25:56,760
‫عملاً هیچ کاری

452
00:25:58,390 --> 00:25:59,390
‫محاله بیکار بشینی

453
00:25:59,890 --> 00:26:01,680
‫صددرصد یه خبرایی هست

454
00:26:02,350 --> 00:26:05,190
‫سلام. فهمیدم چرا نمی‌تونیم برودی رو پیدا کنیم

455
00:26:05,270 --> 00:26:06,110
‫مُرده؟

456
00:26:06,940 --> 00:26:08,860
‫بهشت نیست. تو فضاس

457
00:26:08,940 --> 00:26:11,990
‫کاشف به عمل اومد تا صبح فردا
‫تو شاتل زیر مداری زمین می‌مونه

458
00:26:12,070 --> 00:26:14,110
‫پس می‌دونی...

459
00:26:14,950 --> 00:26:16,570
‫این یعنی بعد از ظهر...

460
00:26:17,660 --> 00:26:19,330
‫من و تو خالیه

461
00:26:22,580 --> 00:26:23,460
‫صحیح

462
00:26:23,540 --> 00:26:27,340
‫صحیح، خب، به گمونم برم خونه
‫و شام بخورم

463
00:26:27,590 --> 00:26:29,050
‫تک و تنها

464
00:26:30,500 --> 00:26:31,920
‫بعداً می‌بینمت، کاراگاه

465
00:26:34,550 --> 00:26:36,760
‫یعنی دعوتم کرد؟

466
00:26:37,890 --> 00:26:38,850
‫از من نپرس

467
00:26:40,060 --> 00:26:41,520
‫این بابا یه معمای کوفتیه

468
00:26:55,990 --> 00:26:56,860
‫لوسیفر

469
00:26:59,370 --> 00:27:00,530
‫غذای مورد علاقه‌مون رو آوردم

470
00:27:01,620 --> 00:27:03,200
‫برگر و سیب‌زمینی سرخ شده

471
00:27:08,670 --> 00:27:09,500
‫کاراگاه

472
00:27:11,800 --> 00:27:13,960
‫کاراگاه! صبر کن!

473
00:27:17,220 --> 00:27:18,510
‫کاراگاه، خواهش می‌کنم

474
00:27:19,260 --> 00:27:20,140
‫کاراگاه...

475
00:27:21,850 --> 00:27:23,060
‫خواهش می‌کنم! لطفاً

476
00:27:24,100 --> 00:27:25,640
‫- بذار توضیح بدم
‫- میز؟

477
00:27:26,100 --> 00:27:26,940
‫میز؟

478
00:27:27,520 --> 00:27:29,730
‫رفتارت خیلی فرق کرده

479
00:27:29,810 --> 00:27:32,110
‫من سعی می‌کنم صبور باشم، لوسیفر

480
00:27:32,190 --> 00:27:33,980
‫- درکت کنم، ولی نه...
‫- کاراگاه

481
00:27:35,240 --> 00:27:37,280
‫نه. دست از سرم بردار. من...

482
00:27:38,240 --> 00:27:40,160
‫حتی دیگه نمی‌شناسمت

483
00:27:42,330 --> 00:27:43,240
‫راست میگی

484
00:27:44,540 --> 00:27:47,960
‫راستش خودمم دیگه نمی‌دونم کی هستم

485
00:27:48,370 --> 00:27:51,920
‫،آخه مدت زیادی اون پایین بودم
‫،سردرگم شدم

486
00:27:52,000 --> 00:27:53,590
‫خودمو گم کردم

487
00:27:53,670 --> 00:27:56,720
‫و سخت در تلاش بودم
‫،مثل لوسیفری بشم که قبلاً بودم

488
00:27:56,800 --> 00:27:59,260
‫،لوسیفری که تو می‌شناسی

489
00:27:59,680 --> 00:28:00,510
‫ولی...

490
00:28:01,220 --> 00:28:03,680
‫،وقتی میز رو دیدم
‫خاطرات جهنم اومد سراغم

491
00:28:04,850 --> 00:28:05,930
‫،کلویی

492
00:28:06,020 --> 00:28:07,310
‫برام هیچ معنایی نداشت

493
00:28:07,770 --> 00:28:10,190
‫فقط تو برام مهمّی

494
00:28:14,150 --> 00:28:15,030
‫جدّی؟

495
00:28:17,150 --> 00:28:18,780
‫از کجا بدونم دروغ نمیگی؟

496
00:28:20,490 --> 00:28:22,410
‫چون حالا دیگه دروغم میگی، نه؟
‫دروغ میگی

497
00:28:22,490 --> 00:28:23,450
‫به تو نه

498
00:28:25,040 --> 00:28:26,000
‫تو حسابت جداس

499
00:28:27,290 --> 00:28:28,960
‫من هرگز بهت دروغ نمیگم

500
00:28:34,800 --> 00:28:37,210
‫آره، خب، باید برم

501
00:28:37,300 --> 00:28:39,430
‫باید فکر کنم

502
00:28:39,510 --> 00:28:40,630
‫چی... کاراگاه!

503
00:28:47,890 --> 00:28:50,480
‫هیچی مثل منظره‌ی زیر مداری زمین الهام‌بخش نیست

504
00:28:51,020 --> 00:28:53,110
‫جز اینکه البته شاید منظره‌ای از سیاره‌ی قرمز باشه

505
00:28:53,190 --> 00:28:54,650
‫و بذارید یه چیزی رو بهتون بگم

506
00:28:54,730 --> 00:28:57,440
‫جف بزوس می‌تونه پشت ما رو ببوسه!
‫(مالک شرکت آمازون)

507
00:28:59,860 --> 00:29:01,110
‫،اما این ماموریت

508
00:29:01,780 --> 00:29:03,280
‫ما رو یه قدم نزدیک‌تر می‌کنه...

509
00:29:03,370 --> 00:29:05,740
‫- کاراگاه، در خصوص دیشب...
‫- نمیخوام در موردش حرف بزنم

510
00:29:05,830 --> 00:29:07,450
‫تا اون رویا به حقیقت بپیونده

511
00:29:07,540 --> 00:29:08,410
‫- ببخشید
‫- ببخشید

512
00:29:08,500 --> 00:29:10,620
‫سربلندتر از این نمی‌تونم باشم.
‫و بذارید بهتون بگم...

513
00:29:10,710 --> 00:29:13,080
‫- آقای بروی، یه لحظه وقت دارید؟
‫- ،ببخشید

514
00:29:13,170 --> 00:29:15,880
‫اگه اشکال نداره شماهام
‫مثل بقیه‌ی افراد رسانه اون پشت بمونید

515
00:29:15,960 --> 00:29:16,960
‫یه لحظه صبر کنید

516
00:29:17,090 --> 00:29:18,170
‫تو رو میشناسم

517
00:29:21,220 --> 00:29:22,180
‫آره

518
00:29:22,890 --> 00:29:25,470
‫تو همونی هستی
‫که کمک کردی به آمرزش برسم

519
00:29:27,180 --> 00:29:28,310
‫آره، خودمم

520
00:29:28,390 --> 00:29:29,520
‫چطوریا بودی؟

521
00:29:29,890 --> 00:29:31,230
‫بازم ممنونم، مرد

522
00:29:31,310 --> 00:29:33,310
‫خیلی باحال بودی

523
00:29:33,560 --> 00:29:34,900
‫بازم ممنون، مرد

524
00:29:35,400 --> 00:29:37,650
‫کار خیلی بزرگی کردی...

525
00:29:39,490 --> 00:29:41,700
‫بابت مرگ جودی خیلی داغونم

526
00:29:41,780 --> 00:29:42,660
‫حالم بده

527
00:29:42,740 --> 00:29:44,700
‫هیچ کس انتظار نداره
‫کارمندش رو اینطور از دست بده

528
00:29:44,780 --> 00:29:46,370
‫خبر داریم که باهاش می‌خوابیدی

529
00:29:48,290 --> 00:29:49,450
‫،یه زن موفق

530
00:29:49,790 --> 00:29:51,460
‫،شاید نمی‌خواسته هوو باشه

531
00:29:51,540 --> 00:29:52,870
‫شاید دوست نداشته با زنت باشی

532
00:29:53,170 --> 00:29:56,590
‫،آره شاید تهدیدت کرده به زنت بگه
‫یا به پلیس

533
00:29:57,670 --> 00:29:59,260
‫وکیل لازم دارم؟

534
00:29:59,340 --> 00:30:01,800
‫،هیچ کس مثل شما به گنبد
‫دوربین‌ها دسترسی نداشته

535
00:30:01,880 --> 00:30:04,090
‫،در حال حاضر
‫هیچ کس مثل شما انگیزه نداره

536
00:30:04,260 --> 00:30:07,140
‫می‌دونید، من که میگم وکیل لازمم

537
00:30:09,930 --> 00:30:12,390
‫پس الان وقت خوبیه اون شگردت رو انجام بدی

538
00:30:13,690 --> 00:30:14,730
‫چی چیم؟

539
00:30:14,810 --> 00:30:15,940
‫اون انرژی، با چشمات

540
00:30:16,060 --> 00:30:17,860
‫صحیح، آره، اون

541
00:30:17,940 --> 00:30:20,610
‫آقای برودی، یه سوال دیگه

542
00:30:21,280 --> 00:30:22,320
‫ماشین رو روشن کن

543
00:30:25,660 --> 00:30:26,490
‫بگو ببینم

544
00:30:27,990 --> 00:30:29,490
‫تو از چی

545
00:30:29,580 --> 00:30:30,830
‫خیلی می‌ترسی؟

546
00:30:37,250 --> 00:30:38,130
‫من...

547
00:30:39,170 --> 00:30:40,300
‫من می‌ترسم

548
00:30:41,130 --> 00:30:42,010
‫که

549
00:30:43,010 --> 00:30:44,300
‫مردم بفهمن

550
00:30:44,380 --> 00:30:46,180
‫که تو جودی رو کُشتی؟

551
00:30:48,140 --> 00:30:49,010
‫نه

552
00:30:49,890 --> 00:30:52,060
‫که از فضا متنفرم

553
00:30:53,850 --> 00:30:56,230
‫این چرت و پرت فضانوردی بدجور زهره ترکم می‌کنه!

554
00:30:56,310 --> 00:30:59,940
‫پروژه‌ی مریخ رو فقط برای
‫رقابت با بزوس و ماسک شروع کردم

555
00:31:00,020 --> 00:31:01,980
‫یه جور ترفند تبلیغاتی کوفتی بود

556
00:31:02,070 --> 00:31:03,780
‫پس نمیخوای بری مریخ؟

557
00:31:03,860 --> 00:31:05,780
‫واسه همین مثل یه دختر فسقلی عرق کردی؟

558
00:31:06,610 --> 00:31:08,990
‫ماشین‌زده میشم، محض رضای خدا

559
00:31:09,070 --> 00:31:10,660
‫نزدیک بود تو شبیه‌سازی غش کنم

560
00:31:10,990 --> 00:31:13,500
‫خبر مرگم چطوری قراره برم مریخ خراب‌شده؟

561
00:31:13,950 --> 00:31:15,500
‫جودی می‌دونست همه‌ی اینا دروغیه؟

562
00:31:15,580 --> 00:31:18,210
‫اوّلش نه.
‫،وقتی تو گنبد بود فهمید

563
00:31:18,460 --> 00:31:21,960
‫،بهم زنگ زد، عصبانی بود
‫تهدید کرد به همه میگه، به مطبوعات

564
00:31:22,050 --> 00:31:23,920
‫خب، یه دلیل دیگه تا از دستش خلاص بشی

565
00:31:24,210 --> 00:31:25,170
‫نه، نه، نه

566
00:31:25,800 --> 00:31:26,970
‫،من آرومش کردم

567
00:31:27,470 --> 00:31:29,800
‫بهش گفتم الان دیگه چاره ندارم
‫جز اینکه به این سفر تن بدم

568
00:31:29,890 --> 00:31:31,390
‫پس آشتی کردیم

569
00:31:31,470 --> 00:31:34,680
‫،دارم بهتون میگم
‫من هیچ دخالتی تو مرگش نداشتم

570
00:31:34,770 --> 00:31:36,480
‫برای سه شب قبل عذر موجه داری؟

571
00:31:36,560 --> 00:31:37,560
‫،کل شب خونه بودم

572
00:31:37,650 --> 00:31:39,060
‫،دل و روده‌ام رو بالا آوردم

573
00:31:39,150 --> 00:31:41,690
‫،چون صبح فرداش
‫مجبور بودم تو اون قوطی کوچیک لعنتی برم

574
00:31:41,770 --> 00:31:43,230
‫خب، کسی می‌تونه شهادت بده؟

575
00:31:45,950 --> 00:31:47,070
‫به گمونم نه

576
00:31:48,200 --> 00:31:50,700
‫آره، بدون حضور وکیلم دیگه حرفی نمیزنم

577
00:31:56,000 --> 00:31:57,120
‫فکر می‌کردم با هم دوستیم

578
00:32:00,080 --> 00:32:01,210
‫دن، سلام

579
00:32:01,290 --> 00:32:02,340
‫راستی برودی یه قشون وکیل داره

580
00:32:02,420 --> 00:32:05,010
‫بدون مدرک بیشتر کاری از دستمون بر نمیاد، باشه؟

581
00:32:05,970 --> 00:32:07,050
‫آره، الان دارم بر می‌گردم

582
00:32:07,840 --> 00:32:08,800
‫من...

583
00:32:09,260 --> 00:32:10,970
‫من اون موقع بیشتر ناراحتت کردم، مگه نه؟

584
00:32:11,050 --> 00:32:12,930
‫وقتی ازش پرسیدم واقعاً از چی می‌ترسید

585
00:32:14,470 --> 00:32:16,180
‫راستش لوسیفر...

586
00:32:17,060 --> 00:32:18,100
‫اتفاقاً بر عکس

587
00:32:18,190 --> 00:32:20,770
‫فکر کنم این کمک کرد درک کنم

588
00:32:21,560 --> 00:32:23,070
‫،من هیچ وقت تو جهنم نبودم

589
00:32:23,150 --> 00:32:25,820
‫،و خدا کنه هیچ وقت نرم
‫اما با توجه به چیزایی که تو تعریف کردی

590
00:32:27,570 --> 00:32:29,150
‫،جای خیلی وحشتناکیه

591
00:32:29,240 --> 00:32:31,620
‫،و اگه واقعاً برای تو هزار سال گذشته باشه

592
00:32:31,700 --> 00:32:34,490
‫تعجبی نداره که دروغگویی
‫و ترس تا اینجا دنبالت اومده

593
00:32:36,160 --> 00:32:38,330
‫،آره، تو عوض شدی

594
00:32:39,160 --> 00:32:42,080
‫اما اگه عوض نمیشدی عجیب‌ بود

595
00:32:43,500 --> 00:32:45,380
‫فکر کنم وقتشه اینو قبول کنم

596
00:32:51,640 --> 00:32:52,850
‫تو اداره می‌بینمت؟

597
00:32:54,680 --> 00:32:55,510
‫درسته

598
00:32:56,140 --> 00:32:56,970
‫باشه

599
00:33:06,230 --> 00:33:07,110
‫بهت گفتم

600
00:33:08,820 --> 00:33:11,450
‫تکیلا بهش نمیسازه

601
00:33:12,240 --> 00:33:13,490
‫- سلام، لیندا
‫- سلام

602
00:33:13,570 --> 00:33:15,660
‫- به این زودی ظهر شد؟
‫- آره

603
00:33:15,780 --> 00:33:17,790
‫می‌دونی، میخواستم بهت زنگ بزنم...

604
00:33:18,870 --> 00:33:20,410
‫فقط تو این فکر بودم اشکال نداره

605
00:33:20,500 --> 00:33:23,170
‫اگه چارلی رو واسه یه شب دیگه نگه میداشتم

606
00:33:23,750 --> 00:33:24,670
‫مگه کار نمی‌کنی؟

607
00:33:24,750 --> 00:33:26,880
‫چرا، اما فعلاً هیچ کجا برای این فرشته‌ی فسقلی

608
00:33:26,960 --> 00:33:28,800
‫،بهتر از اینجا نیست
‫آویزون من باشه

609
00:33:30,260 --> 00:33:31,260
‫آمندیل

610
00:33:32,010 --> 00:33:34,010
‫آخرین بار کِی چارلی رو زمین گذاشتی؟

611
00:33:34,090 --> 00:33:36,760
‫،مدت زیادی نیست
‫شاید پونزده شونزده ساعت قبل؟

612
00:33:37,510 --> 00:33:38,850
‫باشه، آمندیل، بچه رو بده

613
00:33:41,190 --> 00:33:42,350
‫باشه

614
00:33:42,940 --> 00:33:43,770
‫چی شده؟

615
00:33:45,400 --> 00:33:46,730
‫باشه، گوش کن

616
00:33:46,820 --> 00:33:49,030
‫نمیخوام نگرانت کنم، خب؟ ولی...

617
00:33:50,150 --> 00:33:51,240
‫لوسیفر برگشته

618
00:33:51,320 --> 00:33:52,610
‫باشه، آره، کلویی بهم گفته. خب که چی؟

619
00:33:53,280 --> 00:33:54,110
‫خب که چی"؟"

620
00:33:54,200 --> 00:33:56,740
‫خب تو جهنم نیست.
‫هوای اهریمن‌ها رو نداره

621
00:33:56,830 --> 00:33:59,910
‫اما اگه همه چی روبراه نبود
‫لوسیفر بر نمی‌گشت، درسته؟

622
00:34:01,790 --> 00:34:03,500
‫به گمونم. خودش همینو گفت

623
00:34:04,290 --> 00:34:06,040
‫و لوسیفره دیگه، دروغ نمیگه

624
00:34:10,590 --> 00:34:11,420
‫قضیه چیه؟

625
00:34:13,130 --> 00:34:18,470
‫نه، فقط اینکه کلویی بهم گفت
‫که از قرار معلوم از وقتی برگشته...

626
00:34:19,310 --> 00:34:21,930
‫لوسیفر شروع کرده به دروغ گفتن

627
00:34:22,940 --> 00:34:23,770
‫چی؟

628
00:34:25,190 --> 00:34:27,230
‫مطمئناً در مورد همچین چیزی دروغ نمیگه

629
00:34:27,610 --> 00:34:28,440
‫آره

630
00:34:28,860 --> 00:34:29,780
‫درسته

631
00:34:29,860 --> 00:34:31,570
‫نه، البته، حق با توئه...

632
00:34:32,070 --> 00:34:33,820
‫نباید بذاریم ترس بهمون غالب بشه

633
00:34:35,610 --> 00:34:37,410
‫باشه. بیا ببینم، پسرم

634
00:34:40,200 --> 00:34:41,200
‫دکر

635
00:34:51,380 --> 00:34:52,260
‫هی

636
00:34:52,710 --> 00:34:53,590
‫خب...

637
00:34:54,470 --> 00:34:55,300
‫هول برت داشت؟

638
00:34:55,380 --> 00:34:57,140
‫وقتی من و لوسیفر رو با هم دیدی...

639
00:34:57,220 --> 00:34:58,850
‫میز، میدونم میخوای چی کار کنی

640
00:34:59,930 --> 00:35:02,060
‫- جدّی؟
‫- آره، و کارت افتضاحه

641
00:35:02,140 --> 00:35:03,480
‫- جدّی؟
‫- آره

642
00:35:03,560 --> 00:35:04,390
‫آره

643
00:35:04,480 --> 00:35:08,310
‫میخوای به روش اهریمنی
‫عجیب غریب ناجور خودت عذرخواهی کنی

644
00:35:09,860 --> 00:35:11,780
‫واقعاً؟

645
00:35:12,610 --> 00:35:13,780
‫ببین...

646
00:35:14,780 --> 00:35:15,950
‫من کفری شدم

647
00:35:16,030 --> 00:35:18,280
‫داغون شدم وقتی تو و لوسیفر رو با هم دیدم

648
00:35:18,370 --> 00:35:19,320
‫داغون شدم

649
00:35:20,280 --> 00:35:21,790
‫اما می‌دونم که تو...

650
00:35:23,500 --> 00:35:25,500
‫می‌دونی، الان تو یه مقطع آسیب‌پذیر هستی

651
00:35:25,580 --> 00:35:26,420
‫تنهایی

652
00:35:27,420 --> 00:35:28,460
‫دلت برای حوا تنگ شده

653
00:35:29,460 --> 00:35:33,210
‫و این کمکم کرد که بفهمم
‫لوسیفر هم داره عذاب میکشه

654
00:35:34,090 --> 00:35:37,430
‫تشنه‌ی عشق و محبته، خیلی مستاصله

655
00:35:37,510 --> 00:35:40,510
‫معلوم بود می‌اومد سراغ تو

656
00:35:41,100 --> 00:35:45,810
‫همینطور متوجه شدم
‫که میخوام کسی باشم که در کنارشه

657
00:35:46,980 --> 00:35:47,850
‫همه جوره

658
00:35:48,980 --> 00:35:53,280
‫در حقیقت، فکر کنم وقتشه
‫رابطه‌مون رو وارد مرحله‌ی بعدی بکنیم

659
00:35:53,730 --> 00:35:56,070
‫یعنی میگی میخوای بکنیش؟

660
00:35:57,360 --> 00:35:58,240
‫یعنی...

661
00:35:58,660 --> 00:36:01,740
‫خوشبختانه از این یه کم رمانتیک‌تره

662
00:36:01,830 --> 00:36:03,490
‫،اما آره

663
00:36:04,160 --> 00:36:05,790
‫به نظرم به اندازه‌ی کافی صبر کردیم

664
00:36:23,560 --> 00:36:25,180
‫آراگون، اون شمشیرت نیست

665
00:36:26,890 --> 00:36:29,020
‫من بیدار بیدارم. خواب نیستما

666
00:36:30,770 --> 00:36:33,110
‫فکر کنم وقتشه بریم قهوه بخوریم

667
00:37:13,480 --> 00:37:14,360
‫بسه

668
00:37:26,240 --> 00:37:29,040
‫می‌دونی، من گرسنمه

669
00:37:30,080 --> 00:37:32,790
‫از دستگاه خودکار چیزی نمیخوای؟

670
00:37:33,920 --> 00:37:35,340
‫ای بابا

671
00:37:35,420 --> 00:37:37,340
‫یادم رفته پول بیارم

672
00:37:38,800 --> 00:37:42,090
‫اشکال نداره اگه...

673
00:37:57,070 --> 00:37:59,990
‫خب، نظرت چیه؟

674
00:38:00,070 --> 00:38:01,820
‫خوراکی مورد علاقه‌ات رو میخوای؟

675
00:38:02,650 --> 00:38:04,110
‫پف فیل مزرعه، یا...

676
00:38:04,700 --> 00:38:06,660
‫یا شاید یه چیز متفاوت؟

677
00:38:11,500 --> 00:38:12,910
‫می‌دونی، خیلی فکر کردم

678
00:38:13,960 --> 00:38:15,130
‫،تو فرق کردی

679
00:38:15,210 --> 00:38:18,090
‫اما یوقتایی تغییر چیز خوبیه

680
00:38:19,920 --> 00:38:20,880
‫می‌دونی، من...

681
00:38:22,300 --> 00:38:23,930
‫فکر کنم از این لوسیفر جدید خوشم میاد

682
00:38:25,050 --> 00:38:26,050
‫تو عاقل و پخته شدی

683
00:38:30,140 --> 00:38:35,400
‫من درگیر رابطه‌ی سابقمون بودم، و...

684
00:38:37,560 --> 00:38:40,900
‫شاید وقتشه تا منم به جلو حرکت کنم، یا...

685
00:38:41,400 --> 00:38:43,900
‫با همدیگه به جلو پیش بریم

686
00:38:46,370 --> 00:38:48,740
‫چطور بعد از حل کردن پرونده، من...

687
00:38:49,910 --> 00:38:51,330
‫من بیام خونه‌ات؟

688
00:38:52,950 --> 00:38:53,870
‫باشه

689
00:39:02,300 --> 00:39:03,380
‫خودمون رو ببین

690
00:39:06,390 --> 00:39:07,220
‫آره

691
00:39:07,970 --> 00:39:09,470
‫خیلی دوست‌داشتنیه، نیست؟

692
00:39:12,390 --> 00:39:13,890
‫شاید یه تصویر تو شیشه باشه

693
00:39:16,310 --> 00:39:17,190
‫ببخشید

694
00:39:19,900 --> 00:39:20,860
‫تصویر شیشه

695
00:39:24,070 --> 00:39:24,900
‫لوسیفر

696
00:39:27,740 --> 00:39:28,620
‫لوسیفر؟

697
00:39:30,740 --> 00:39:32,080
‫دکتر لیندا مارتین! سلام

698
00:39:32,160 --> 00:39:33,410
‫پس حقیقت داره

699
00:39:33,830 --> 00:39:34,910
‫اینجایی

700
00:39:35,000 --> 00:39:36,500
‫- آره
‫- عالیه

701
00:39:36,580 --> 00:39:37,830
‫لابد خیلی خوشحالی

702
00:39:38,330 --> 00:39:39,460
‫همه باید خیلی...

703
00:39:39,540 --> 00:39:40,880
‫کی هوای جهنم رو داره؟

704
00:39:40,960 --> 00:39:43,050
‫چی؟ نگران اون مسئله نباش.
‫ردیفه

705
00:39:43,130 --> 00:39:46,760
‫آره، چون آخرین دفعه که
‫،جهنم به حال خودش رها شد

706
00:39:46,840 --> 00:39:48,550
‫،اهریمن‌ها اومدن و بچه‌ام رو دزدیدن

707
00:39:48,640 --> 00:39:50,970
‫پس به یه دلگرمی بیشتر از "ردیفه" نیاز دارم

708
00:39:51,050 --> 00:39:52,890
‫آره، قابل درکه، بخاطر پسرت می‌ترسی

709
00:39:52,970 --> 00:39:55,980
‫آره، از این نمی‌ترسم از تاب بیفته زمین، لوسیفر

710
00:39:56,060 --> 00:39:58,150
‫مگه خاطرت نیست چه اتفاقی افتاد؟

711
00:40:00,190 --> 00:40:01,570
‫اونا چارلی رو گرفتن

712
00:40:01,650 --> 00:40:03,780
‫میخواستن ببرنش جهنم

713
00:40:03,860 --> 00:40:05,110
‫موضوع مهمّیه

714
00:40:05,860 --> 00:40:08,820
‫پس البته که بخاطر پسرم می‌ترسم

715
00:40:09,200 --> 00:40:10,870
‫باید امینت این بچه رو حفظ کنم

716
00:40:16,080 --> 00:40:17,160
‫بله، می‌فهمم

717
00:40:17,790 --> 00:40:19,420
‫بخاطر پسرت می‌ترسی، ولی...

718
00:40:21,420 --> 00:40:22,920
‫قضیه بیشتر از این حرفاس، نه؟

719
00:40:24,380 --> 00:40:27,800
‫از این می‌ترسی که مادر بدی باشی، مگه نه؟

720
00:40:30,090 --> 00:40:31,720
‫و چرا حس می‌کنم...

721
00:40:32,800 --> 00:40:34,510
‫دلیل خوبی واسه این ترست داری؟

722
00:40:41,520 --> 00:40:44,400
‫اما نگران نباش.
‫هوای جهنم رو دارن، بهت قول میدم

723
00:40:47,400 --> 00:40:49,490
‫،و هر چی بیشتر بهش فکر می‌کنم

724
00:40:49,570 --> 00:40:51,870
‫ممکنه مدت بیشتری به همین منوال باقی بمونه

725
00:41:00,790 --> 00:41:03,080
‫میشه بزنی عقب قبل از خاموش شدن دوربین‌ها؟

726
00:41:04,750 --> 00:41:05,710
‫هیچی

727
00:41:07,260 --> 00:41:08,260
‫یه کم بزن جلو

728
00:41:08,630 --> 00:41:10,090
‫بزن جلو، جلو

729
00:41:10,470 --> 00:41:12,140
‫بیشتر. استوپ کن

730
00:41:12,800 --> 00:41:13,970
‫وای خدا

731
00:41:14,050 --> 00:41:15,810
‫حق با توئه. عکسش تو شیشه افتاده

732
00:41:16,770 --> 00:41:18,430
‫هر کسی که جودی رو کشته

733
00:41:18,520 --> 00:41:21,770
‫فقط فیلم دوربینا رو از زمانی
‫که وارد تصویر شده پاک کرده

734
00:41:21,850 --> 00:41:23,980
‫به انعکاس تصویرش فکر نکرده

735
00:41:24,810 --> 00:41:26,730
‫هر چند صورتش رو نمی‌تونم ببینم

736
00:41:26,820 --> 00:41:28,400
‫معلومه لباس فضانوردی کیه؟

737
00:41:28,490 --> 00:41:30,030
‫لباس هیچ کدومشون نیست. ببین...

738
00:41:30,110 --> 00:41:32,030
‫،اون یکی یه لوله‌ی اضافی خارجی اکسیژن داره

739
00:41:32,110 --> 00:41:35,240
‫،اما لباسای پروژه‌ی مریخ قرمز دو
‫ببینید هیچی ندارن

740
00:41:35,330 --> 00:41:36,870
‫حتماً اونا رو داخل لباس جا دادن

741
00:41:36,950 --> 00:41:39,870
‫به نظرت این تغییر یه جور پیشرفت حساب میشه؟

742
00:41:39,960 --> 00:41:41,210
‫قطعاً، آره

743
00:41:41,290 --> 00:41:44,000
‫باشه. شاید بدونم اون لباس قدیمی از کجا اومده

744
00:41:44,540 --> 00:41:45,670
‫لوسیفر؟

745
00:41:45,750 --> 00:41:46,710
‫بیا بریم

746
00:41:46,800 --> 00:41:48,170
‫- درسته. درسته
‫- آره

747
00:41:56,890 --> 00:41:59,980
‫خب، دیروقته.
‫احتمالاً بهتره برگردیم صبح بیاییم

748
00:42:03,730 --> 00:42:05,520
‫لوسیفر، حتی حکم تفتیش نداریم

749
00:42:23,120 --> 00:42:24,080
‫لوسیفر

750
00:42:25,130 --> 00:42:26,080
‫لوسیفر

751
00:42:27,670 --> 00:42:28,670
‫کجایی؟

752
00:42:39,010 --> 00:42:40,970
‫هیچی نیست

753
00:42:41,060 --> 00:42:42,020
‫خب، بیا بریم

754
00:42:56,530 --> 00:42:57,740
‫سم شالوز!

755
00:42:58,240 --> 00:43:00,080
‫پلیس لس‌آنجلس! شلیک نکن!

756
00:43:00,540 --> 00:43:01,490
‫پلیس لس‌آجلس؟

757
00:43:02,160 --> 00:43:03,290
‫وای خدای من. خدا رو شکر

758
00:43:05,080 --> 00:43:07,210
‫- اسلحه رو بنداز
‫- ببخشید. ببخشید

759
00:43:10,460 --> 00:43:12,760
‫به جرم قتل جودی میسون بازداشتی

760
00:43:12,840 --> 00:43:13,840
‫صبر کنید، چی؟

761
00:43:14,670 --> 00:43:16,760
‫نه، نه. من جودی رو نکشتم.
‫کار آندرز برودیه

762
00:43:18,090 --> 00:43:20,220
‫فکر کردم اون اومده.
‫واسه همین بهتون شلیک کردم

763
00:43:20,310 --> 00:43:22,810
‫و از کجا میدونی برودی جودی رو کشته؟

764
00:43:23,480 --> 00:43:26,440
‫جودی فهمید پروژه‌ی مریخ یه جور ترفند تبلیغاتیه

765
00:43:26,980 --> 00:43:30,860
‫خودش بهم گفت. با هم کار می‌کردیم
‫تا واسه رسانه‌ها مدرک جمع کنیم

766
00:43:30,940 --> 00:43:35,240
‫اما اون زیادی از لحاظ عاطفی
‫به پروژه و برودی وابسته بود، و...

767
00:43:35,740 --> 00:43:39,030
‫می‌دونید، بهش هشدار دادم.
‫هشدار دادم باهاش روبروکاری نکنه، ولی...

768
00:43:40,780 --> 00:43:42,330
‫تحملش طاق شد، و...

769
00:43:42,910 --> 00:43:43,750
‫الان مُرده

770
00:43:43,830 --> 00:43:45,160
‫چرا اینو زودتر نگفتی؟

771
00:43:45,250 --> 00:43:46,540
‫مگه آندرز برودی رو نمی‌شناسید؟

772
00:43:46,620 --> 00:43:49,460
‫شهرت و آوازه‌اش همه چیزشه.
‫فکر کردم بعدش میاد سر وقت من

773
00:43:49,540 --> 00:43:51,250
‫حقه‌ی زیرکانه‌اییه، اما بی‌فایده‌س

774
00:43:51,340 --> 00:43:53,300
‫همه‌ی مدارک به سمت تو نشونه میره

775
00:43:53,380 --> 00:43:55,170
‫چه مدرکی؟ منظورتون چیه؟

776
00:43:55,260 --> 00:43:57,630
‫،فقط تو به اتاق کنترل ماموریت

777
00:43:57,720 --> 00:43:58,800
‫فیلم دوربین‌های مداربسته دسترسی داری

778
00:43:58,890 --> 00:44:01,550
‫تو لباس فضانوردی پروژه‌ی مریخ قرمز یک رو داری

779
00:44:01,640 --> 00:44:04,270
‫تو دوربین تصویر لباست روی شیشه افتاده

780
00:44:04,350 --> 00:44:07,640
‫وقتی داشتی میرفتی طرف گنبد
‫چند ثانیه قبل از پاک شدن فیلم‌ها

781
00:44:07,730 --> 00:44:11,560
‫،و اگه بخوام حدس بزنم
‫این قالیچه از پشم گوسفنده

782
00:44:11,650 --> 00:44:14,190
‫و با تار مویی که در صحنه‌ی جرم پیدا کردیم
‫مطابقت داره

783
00:44:16,650 --> 00:44:18,200
‫نه. نه، نه، نه

784
00:44:19,740 --> 00:44:21,120
‫حق با شماست. باهاتون میام

785
00:44:22,160 --> 00:44:23,200
‫سم داره دروغ میگه

786
00:44:23,490 --> 00:44:24,370
‫کار اون نبوده

787
00:44:25,950 --> 00:44:27,000
‫من جودی رو کشتم

788
00:44:28,580 --> 00:44:29,750
‫چاقو رو بنداز، مندی

789
00:44:29,830 --> 00:44:31,920
‫،نه، من نمیخوام به کسی صدمه بزنم
‫فقط اینکه...

790
00:44:32,000 --> 00:44:34,090
‫اینو به عنوان مدرک که آلت قتله آوردم

791
00:44:34,550 --> 00:44:36,840
‫به نظر میاد برودی و جودی تنها کسایی نبودن

792
00:44:36,920 --> 00:44:39,300
‫که قانون "رابطه با همکار ممنوع" رو زیر پا گذاشتن

793
00:44:39,380 --> 00:44:40,590
‫متوجه نمیشم

794
00:44:40,680 --> 00:44:42,970
‫لباس فضانوردی منو برداشتی
‫و جودی رو کشتی؟

795
00:44:43,720 --> 00:44:45,520
‫- چرا؟
‫- فکر می‌کردم عاشقشی

796
00:44:46,060 --> 00:44:48,520
‫شماها یواشکی می‌رفتید بیرون، و...

797
00:44:48,600 --> 00:44:49,850
‫مخفی‌کاری می‌کردید

798
00:44:49,940 --> 00:44:52,310
‫و بعدش وقتی تلفنی داشتی
‫باهاش پچ پچ می‌کردی دیدمت

799
00:44:52,400 --> 00:44:54,070
‫نه، داشتم باهاش کار می‌کردم
‫دست برودی رو رو کنیم

800
00:44:54,150 --> 00:44:55,610
‫کل پروژه‌ی مریخ شیادیه

801
00:44:57,070 --> 00:44:57,900
‫چی؟

802
00:45:00,570 --> 00:45:01,950
‫پس چرا هیچی نگفتی؟

803
00:45:02,410 --> 00:45:04,120
‫چون می‌خواستم خطری تهدیدت نکنه

804
00:45:06,950 --> 00:45:09,580
‫می‌دونی، وقتی برای پروژه‌ی اوّل رفتی
‫من منتظرت موندم

805
00:45:10,170 --> 00:45:11,710
‫مدت زیادی نبودی

806
00:45:11,790 --> 00:45:13,710
‫و وقتی برگشتی، خیلی فرق کرده بودی

807
00:45:13,790 --> 00:45:15,420
‫فکر کردم دیگه دوستم نداری

808
00:45:15,500 --> 00:45:19,630
‫مهم نیست کجا باشم. اینجا، ماه، مریخ...

809
00:45:19,720 --> 00:45:21,800
‫مهم نیست. هیچی نیست بتونه...

810
00:45:22,890 --> 00:45:24,930
‫احساسی که بهت دارم رو عوض کنه

811
00:45:25,010 --> 00:45:26,510
‫حتی اگه تو زندان باشم؟

812
00:45:26,600 --> 00:45:27,430
‫هیچی

813
00:45:48,580 --> 00:45:50,210
‫کاراگاه!

814
00:45:50,290 --> 00:45:52,250
‫نه. منم بابا

815
00:45:53,580 --> 00:45:55,920
‫می‌دونم میخوای چی کار کنی
‫و بهت اجازه نمیدم

816
00:45:57,090 --> 00:46:00,420
‫،من مشکلات خودمو با لوسیفر دارم

817
00:46:01,170 --> 00:46:03,640
‫و آره، یه جورایی از دست کلویی کفری هستم

818
00:46:03,720 --> 00:46:05,470
‫اما این؟ نه

819
00:46:06,300 --> 00:46:07,560
‫بوسیدن من یه چیز بود

820
00:46:08,890 --> 00:46:10,930
‫کلویی آدم خوبیه. حقش این نیست

821
00:46:11,020 --> 00:46:12,350
‫راست میگی

822
00:46:12,440 --> 00:46:14,940
‫راست میگی. کلویی خاصه

823
00:46:15,810 --> 00:46:18,230
‫واسه همین نظرم عوض شد

824
00:46:18,860 --> 00:46:19,980
‫و...

825
00:46:20,570 --> 00:46:22,740
‫من کاملاً مطمئنم نظر کلویی هم عوض شده

826
00:46:23,860 --> 00:46:25,200
‫،به نظر میاد که

827
00:46:25,780 --> 00:46:28,330
‫از لوسیفر جدیده بیشتر از قدیمیه خوشش میاد

828
00:46:28,410 --> 00:46:29,870
‫بهش گفتی واقعاً کی هستی؟

829
00:46:29,950 --> 00:46:30,830
‫نه

830
00:46:31,370 --> 00:46:33,290
‫نه، اما به وقتش میگم

831
00:46:34,540 --> 00:46:37,670
‫ببین، تصمیم گرفتم زندگی لوسیفر رو  خراب نکنم

832
00:46:39,500 --> 00:46:40,590
‫میخوام مال خودم بکنم

833
00:46:42,260 --> 00:46:43,800
‫پس اگه منو ببخشی

834
00:46:45,180 --> 00:46:46,260
‫آره، این...

835
00:46:55,980 --> 00:46:57,520
‫باید به قرارم برسم

836
00:47:18,250 --> 00:47:19,090
‫لوسیفر؟

837
00:47:21,090 --> 00:47:22,960
‫یه لحظه دیگه میام، کاراگاه

838
00:47:23,050 --> 00:47:23,920
‫باشه

839
00:47:39,270 --> 00:47:40,150
‫عصر بخیر

840
00:47:43,070 --> 00:47:43,900
‫سلام

841
00:47:47,450 --> 00:47:49,660
‫آخرین بار که اینجا بودیم رو یادته؟

842
00:47:50,620 --> 00:47:51,490
‫البته

843
00:47:53,080 --> 00:47:54,830
‫احساسمون رو به همدیگه گفتیم

844
00:47:57,290 --> 00:48:00,960
‫فقط امیدوارم بدونی
‫که هر چی گفتم از ته قلبم بود

845
00:48:01,170 --> 00:48:02,050
‫من...

846
00:48:06,050 --> 00:48:07,220
‫من دوستت دارم، لوسیفر

847
00:48:08,590 --> 00:48:09,680
‫و هنوزم دارم

848
00:48:10,640 --> 00:48:11,970
‫و منم از ته قلبم گفتم

849
00:48:13,560 --> 00:48:15,220
‫دوستت دارم، کلویی

850
00:48:19,980 --> 00:48:21,810
‫خیلی وقته منتظر این بودم

851
00:48:23,860 --> 00:48:24,820
‫منم همینطور

852
00:48:37,370 --> 00:48:38,210
‫می‌بینی؟

853
00:48:39,370 --> 00:48:40,460
‫هنوز دارمش

854
00:48:41,790 --> 00:48:43,920
‫دارم می‌بینم

855
00:48:45,050 --> 00:48:46,420
‫می‌دونی...

856
00:48:48,090 --> 00:48:50,470
‫- وقتی این کار رو بکنیم...
‫- آره

857
00:48:52,800 --> 00:48:54,720
‫اوضاع دیگه مثل قبل نمیشه

858
00:48:55,770 --> 00:48:56,930
‫فکر می‌کنم درست میگی

859
00:49:06,150 --> 00:49:08,530
‫یه زمانی به لوسیفر شلیک کردم
‫،تا ثابت کنم شیطانه

860
00:49:08,610 --> 00:49:10,910
‫و الان به تو شلیک می‌کنم
‫تا ثابت کنم تو شیطان نیستی

861
00:49:17,870 --> 00:49:18,960
‫همین فکر رو می‌کردم

862
00:49:26,550 --> 00:49:28,300
‫از کِی میدونستی؟

863
00:49:29,590 --> 00:49:32,220
‫همون بار اوّل که بوسیدمت
‫فهمیدم یه جای کار درست نیست

864
00:49:33,680 --> 00:49:37,270
‫،اما همیشه خوب توجیه می‌کردی
‫دروغای خوبی می‌گفتی

865
00:49:38,100 --> 00:49:39,430
‫میخواستم حرفتو باور کنم

866
00:49:41,190 --> 00:49:43,480
‫اما بعدش تو رو با میز دیدم

867
00:49:45,190 --> 00:49:46,480
‫اون موقع فهمیدم

868
00:49:47,730 --> 00:49:49,240
‫لوسیفر هرگز...

869
00:49:50,070 --> 00:49:51,030
‫همچین کاری باهام نمی‌کرد

870
00:49:53,530 --> 00:49:54,370
‫خب...

871
00:49:55,070 --> 00:49:55,910
‫تو کی هستی؟

872
00:49:58,040 --> 00:49:59,410
‫من برادر لوسیفر هستم

873
00:50:00,200 --> 00:50:01,080
‫میکائیل

874
00:50:02,670 --> 00:50:03,710
‫از آشنایی باهات خوشوقتم

875
00:50:04,710 --> 00:50:06,750
‫می‌دونی که اون منو نمی‌کشه

876
00:50:07,420 --> 00:50:10,170
‫آره، اما حالم رو بهتر می‌کنه

877
00:50:10,720 --> 00:50:12,220
‫باشه، باشه، باشه. می‌فهمم

878
00:50:13,840 --> 00:50:16,140
‫می‌فهمم

879
00:50:17,640 --> 00:50:18,470
‫خب که چی؟

880
00:50:19,060 --> 00:50:22,810
‫به گمونم یعنی هرگز
‫از لوسیفر جدید خوشت نیومد

881
00:50:22,890 --> 00:50:24,690
‫،فقط تو نیستی که می‌تونه دروغ بگه

882
00:50:25,400 --> 00:50:27,520
‫و تو لوسیفر نیستی

883
00:50:31,190 --> 00:50:34,410
‫،نمی‌دونم چرا اومدی اینجا و واسم مهم نیست

884
00:50:34,490 --> 00:50:36,570
‫،اما اینو می‌دونم که خوشحالم

885
00:50:36,660 --> 00:50:38,870
‫چون تو باعث شدی بفهمم

886
00:50:38,950 --> 00:50:42,210
‫که همه‌ی ترسام از اینکه ببینم
‫لوسیفر تغییر کرده بوده همین بود

887
00:50:44,370 --> 00:50:45,670
‫در حد ترس بودن

888
00:50:46,460 --> 00:50:48,710
‫رابطه‌ی من و لوسیفر خاصه

889
00:50:49,300 --> 00:50:52,220
‫واقعیه، و مهم نیست چند تا دروغ بهم میگی

890
00:50:52,300 --> 00:50:54,800
‫من هرگز ایمانم به

891
00:50:55,890 --> 00:50:56,890
‫خودم و اونو از دست نمیدم

892
00:50:58,760 --> 00:50:59,680
‫واقعاً؟

893
00:51:00,640 --> 00:51:01,810
‫دیگه دروغ نگم؟

894
00:51:03,770 --> 00:51:06,310
‫خب، حقیقت چطوره؟

895
00:51:09,020 --> 00:51:09,900
‫تو...

896
00:51:10,650 --> 00:51:13,360
‫یه هدیه از طرف خدایی، کلویی دکر

897
00:51:17,490 --> 00:51:18,620
‫یعنی چی؟

898
00:51:19,330 --> 00:51:22,290
‫یعنی تو هرگز نباید وجود داشته باشی

899
00:51:23,080 --> 00:51:26,330
‫پدر تو رو برای لوسیفر درست کرده

900
00:51:27,580 --> 00:51:30,630
‫،تو رو فقط بخاطر اون روی زمین قرار داده

901
00:51:31,460 --> 00:51:33,800
‫تا بازیچه‌ی کوچیکش باشی

902
00:51:38,260 --> 00:51:40,720
‫حالا این خاص نیست؟

903
00:51:44,520 --> 00:51:45,890
‫حرفت رو باور نمی‌کنم

904
00:51:51,230 --> 00:51:52,440
‫وقتشه بری

905
00:51:54,320 --> 00:51:55,190
‫برو بیرون!

906
00:52:24,560 --> 00:52:25,730
‫هنوز بیداری...

907
00:52:29,730 --> 00:52:30,560
‫میکائیل

908
00:52:34,110 --> 00:52:36,030
‫تبریک میگم، داداش

909
00:52:36,780 --> 00:52:39,360
‫یه عمر طول کشید بفهمی
‫دارم سرتو شیره میمالم

910
00:52:39,450 --> 00:52:41,950
‫نباید از ترس استفاده می‌کردی
‫تا وارد سرم بشی

911
00:52:42,660 --> 00:52:44,080
‫نباید اون کار رو می‌کردی

912
00:52:45,240 --> 00:52:46,620
‫خیلی تابلو بود

913
00:52:50,370 --> 00:52:51,670
‫پدر می‌دونه اومدی اینجا؟

914
00:52:51,750 --> 00:52:53,840
‫دست بردار. هر کاری عشقم بکشه می‌کنم

915
00:52:56,210 --> 00:52:57,380
‫برو خونه، میکائیل

916
00:52:58,670 --> 00:53:00,050
‫به اینجا تعلق نداری

917
00:53:00,130 --> 00:53:02,350
‫خب، امکانش هست

918
00:53:02,720 --> 00:53:06,220
‫،و وقتی رسیدم اونجا
‫،میتونم به رمی هم بگم وقتشه برگرده

919
00:53:06,310 --> 00:53:08,180
‫چون میدونی دیگه کی به اینجا تعلق نداره؟

920
00:53:09,020 --> 00:53:12,360
‫درسته. پسرت، چاکی

921
00:53:13,770 --> 00:53:15,570
‫من ازت نمی‌ترسم، میکائیل

922
00:53:16,940 --> 00:53:17,990
‫حالا برو خونه

923
00:53:22,160 --> 00:53:24,120
‫به هر حال زندگی لوسیفر خیلی بیخوده

924
00:53:24,870 --> 00:53:26,660
‫بدترین چیز ترافیکه

925
00:53:28,580 --> 00:53:31,120
‫فکر کنم خیلی اعتراض می‌کنی

926
00:53:33,790 --> 00:53:36,710
‫می‌دونی، به خودت می‌بالی
‫که از ترس بقیه سوءاستفاده می‌کنی

927
00:53:36,800 --> 00:53:38,510
‫اما ما همیشه میدونستیم تو از چی می‌ترسی

928
00:53:40,170 --> 00:53:42,800
‫،وحشت داری که لوسیفر از تو بهتر باشه

929
00:53:43,890 --> 00:53:45,640
‫که همیشه از تو بهتر

930
00:53:46,140 --> 00:53:47,180
‫خواهد بود

931
00:53:49,640 --> 00:53:51,060
‫دست بردار

932
00:53:51,890 --> 00:53:52,730
‫برادرمون؟

933
00:53:53,560 --> 00:53:54,560
‫شیطان؟

934
00:53:54,980 --> 00:53:57,900
‫همونی که برای همیشه از بهشت رانده شد؟

935
00:53:58,400 --> 00:54:01,280
‫،دقیقاً میکائیل
‫،چون علیرغم این موضوع

936
00:54:01,700 --> 00:54:02,660
‫ته دلت میدونی

937
00:54:03,820 --> 00:54:05,990
‫اون همیشه برنده میشه

938
00:54:08,580 --> 00:54:09,450
‫حالا می‌بینیم

939
00:55:19,980 --> 00:55:21,280
‫برادر!

940
00:55:22,070 --> 00:55:23,240
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

941
00:55:24,990 --> 00:55:26,110
‫دیگه وقتشه، لوسی

942
00:55:26,780 --> 00:55:28,070
‫باید برگردی

943
00:55:32,910 --> 00:55:33,750
‫چرا؟

944
00:55:35,500 --> 00:55:36,710
‫چه اتفاقی افتاده؟

945
00:55:38,870 --> 00:55:41,710
‫:ترجمه و تنظیم
‫<font color="#۰۰۶۶CC">مریم</font>

946
00:55:42,380 --> 00:55:46,720
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#۰۰۶۶CC">.: FilmoGen.Org :.</font>

