‫﻿۱
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#fcc۲۰۸">.: FilmoGen.Org :.</font>

2
00:00:11,024 --> 00:00:21,024
‫<font color="#۰۰ffff">ترجمه از آریـن
‫:: Cardinal ::.</font>.

3
00:00:24,190 --> 00:00:25,780
‫سلام، خانما

4
00:00:26,690 --> 00:00:28,860
‫خانم، مفرد

5
00:00:28,940 --> 00:00:29,780
‫مادرت کجاست؟

6
00:00:29,860 --> 00:00:31,200
‫امشب خونه‌ی بابام می‌مونم

7
00:00:31,280 --> 00:00:32,360
‫ولی امشب شب بازیـه

8
00:00:32,450 --> 00:00:34,410
‫کارآگاه همیشه واسه شب بازی میاد

9
00:00:35,330 --> 00:00:38,540
‫واسه شب بازی...میومد.
‫شاید واسه همین دیگه جواب پیامام رو نداد.

10
00:00:39,080 --> 00:00:40,710
‫والدین مثل پسته‌ی سر بسته می‌مونن

11
00:00:40,790 --> 00:00:42,000
‫خب، قبول دارم

12
00:00:43,750 --> 00:00:47,460
‫احیاناً که چیزی درباره‌ی هدیه‌ای
‫از طرف خدا بودن نگفت، گفت؟

13
00:00:47,550 --> 00:00:49,010
‫،چون اگه مشکل اینـه

14
00:00:49,090 --> 00:00:51,220
‫واقعاً مشکل چندانی نیست

15
00:00:51,300 --> 00:00:52,510
‫مشکلات آدم بزرگا

16
00:00:52,590 --> 00:00:53,550
‫علاقه‌ای به این چیزا ندارم

17
00:00:53,930 --> 00:00:55,550
‫تازه، کی اهمیت میده که مامانم کجاست؟

18
00:00:55,640 --> 00:00:56,930
‫خب، من میدم

19
00:00:57,010 --> 00:00:59,730
‫امشب شب بازیـه و
‫تریکسی رو پیش خودت داری

20
00:00:59,810 --> 00:01:02,310
‫خب، گمونم می‌تونیم مونوپولی بازی کنیم

21
00:01:02,390 --> 00:01:05,150
‫نه. مونوپولی دو نفری حال نمیده

22
00:01:05,230 --> 00:01:07,070
‫اوه، باشه. من تسلیمم

23
00:01:07,150 --> 00:01:09,820
‫،از اونجایی که ممکنه آخرین شبم روی زمین باشه

24
00:01:10,190 --> 00:01:11,450
‫بیا بریم بار

25
00:01:12,860 --> 00:01:15,120
‫پدر و مادرم از این خوششون نمیاد

26
00:01:15,200 --> 00:01:17,080
‫نمیاد؟ خب، به نظرم از همون
‫مشکلات آدم بزرگاست

27
00:01:18,790 --> 00:01:20,250
‫می‌تونی یه قصه برام تعریف کنی

28
00:01:20,830 --> 00:01:22,580
‫قیافه‌ام به آقای راجرز می‌خوره؟
‫(مجری برنامه کودک)

29
00:01:22,670 --> 00:01:24,420
‫لازم نیست چیزی سرهم کنی

30
00:01:24,500 --> 00:01:26,960
‫فقط می‌تونی درباره‌ی...

31
00:01:28,170 --> 00:01:29,130
‫این خنجر بهم بگی

32
00:01:29,210 --> 00:01:30,510
‫تابحال کسی باهاش کُشته شده؟

33
00:01:30,590 --> 00:01:31,970
‫هنوز نه، نه

34
00:01:36,050 --> 00:01:36,890
‫با این می‌تونی؟

35
00:01:37,010 --> 00:01:37,930
‫آه...

36
00:01:38,010 --> 00:01:39,970
‫بستگی داره به اینکه از کی می‌پرسی

37
00:01:40,060 --> 00:01:41,310
‫خب، این چی؟

38
00:01:41,390 --> 00:01:43,600
‫چی؟ مانیکور دستم رو میگی؟
‫فقط یه برق‌اندازیِ ساده‌ست

39
00:01:43,690 --> 00:01:45,860
‫حلقه‌ات. داستان حلقه‌ات رو
‫برام تعریف کن

40
00:01:46,560 --> 00:01:48,730
‫مگه اینکه ترجیح بدی درباره‌ی
‫دستبند حرف بزنی

41
00:01:49,230 --> 00:01:50,940
‫عجب مذاکره‌کننده‌ای هستی

42
00:01:51,900 --> 00:01:53,030
‫خیلی خب

43
00:01:53,740 --> 00:01:55,110
‫فقط همین یه شب...

44
00:01:56,070 --> 00:01:58,280
‫توی پنتهاوس وقت قصه‌ست

45
00:02:00,790 --> 00:02:02,080
‫آه...

46
00:02:02,160 --> 00:02:04,540
‫مادرم معمولاً با جمله‌ی
‫روزی روزگاری...» شروع می‌کنه»

47
00:02:04,620 --> 00:02:05,460
‫جدی؟

48
00:02:06,130 --> 00:02:07,210
‫باشه، خب...

49
00:02:09,750 --> 00:02:11,170
‫،روزی روزگاری

50
00:02:11,880 --> 00:02:14,800
‫شیطان رفت به نیویورک

51
00:02:15,970 --> 00:02:16,800
‫اونموقع...

52
00:02:17,800 --> 00:02:19,810
‫سال ۱۹۴۶ بود

53
00:02:36,860 --> 00:02:38,410
‫دوران محشری بود

54
00:02:38,490 --> 00:02:41,490
‫،مردها کلاه سرشون می‌ذاشتن
‫،دامن‌ها کوتاه‌تر می‌شدن

55
00:02:41,990 --> 00:02:43,330
‫و جرائم بیشتر

56
00:02:49,380 --> 00:02:52,670
‫،جیره‌بندی تموم شده بود
‫،سربازها از جنگ برگشته بودن

57
00:02:52,760 --> 00:02:56,340
‫و همه جا پر از موسیقی جاز و احتمالات بود

58
00:03:00,890 --> 00:03:02,470
‫یه دوست قدیمی باهام تماس گرفت و

59
00:03:02,560 --> 00:03:05,390
‫ازم خواست توی کلوبِ گاردن
‫به صرف نوشیدنی برم دیدنش

60
00:03:33,380 --> 00:03:36,720
‫،حالا، کلوب گاردن پر هیاهوترین جای منهتن بود

61
00:03:36,800 --> 00:03:39,970
‫چون بهترین خواننده‌ی زن رو داشت

62
00:03:40,050 --> 00:03:44,810
‫،تمام شهر با صداش آشنا بودن
‫ولی فقط من بودم که اسم واقعیش رو می‌دونستم

63
00:03:44,890 --> 00:03:45,720
‫لیلیث

64
00:03:45,810 --> 00:03:47,350
‫صبرکن، لیلیث کیه؟

65
00:03:47,430 --> 00:03:48,690
‫مادرِ مِیز

66
00:03:48,770 --> 00:03:51,980
‫کپی برابرِ اصلش، ولی هیچکدوم
‫هرگز بهش اعتراف نمی‌کنن

67
00:03:52,060 --> 00:03:54,230
‫♪ از پاک بودن خسته شدم و ♪

68
00:03:54,730 --> 00:03:56,190
‫♪ ...از اینکه ♪

69
00:03:56,780 --> 00:03:57,740
‫♪ نمیفتن دنبالم ♪

70
00:03:59,700 --> 00:04:02,700
‫♪ ،مثل کسی که دنبال یه جفت مناسبـه ♪

71
00:04:03,740 --> 00:04:06,450
‫♪ ،می‌خوام برم سراغ شیطان ♪
‫♪ می‌خوام پلید باشم ♪

72
00:04:06,540 --> 00:04:07,370
‫منو میگه

73
00:04:08,660 --> 00:04:11,000
‫♪ می‌خوام عصبانی باشم ♪

74
00:04:12,080 --> 00:04:14,500
‫♪ می‌خوام پلید باشم ♪

75
00:04:14,590 --> 00:04:17,260
‫♪ و توی بازی جکز تقلب کنم ♪

76
00:04:18,260 --> 00:04:21,010
‫♪ می‌خوام بدذات باشم ♪

77
00:04:21,090 --> 00:04:24,260
‫♪ می‌خوام دروغ بگم ♪

78
00:04:24,350 --> 00:04:26,970
‫♪ می‌خوام بدجنس باشم ♪

79
00:04:27,060 --> 00:04:29,980
‫♪ و آبروی بقیه رو ببرم ♪

80
00:04:30,060 --> 00:04:33,190
‫♪ و توی تئاتر ♪

81
00:04:33,270 --> 00:04:37,110
‫♪ می‌خوام جام رو عوض کنم ♪

82
00:04:37,440 --> 00:04:42,110
‫♪ فقط برای اینکه پای بقیه رو له کنم ♪

83
00:04:42,700 --> 00:04:45,410
‫♪ می‌خوام پلید باشم ♪

84
00:04:45,490 --> 00:04:48,790
‫♪ می‌خوام آزارم به مورچه‌ها برسه ♪

85
00:04:48,870 --> 00:04:55,420
‫♪ ،می‌خوام آهنگ بخونم ♪
‫♪ مثل مردی که گریه می‌کنه ♪

86
00:04:55,500 --> 00:04:57,840
‫♪ می‌خوام ترسناک باشم ♪

87
00:04:57,920 --> 00:05:00,760
‫♪ می‌خوام مشروب بخورم ♪

88
00:05:00,840 --> 00:05:03,050
‫♪ ،و هر چی توی وجودم داشته باشم ♪

89
00:05:03,970 --> 00:05:08,350
‫♪ دوست دارم بریزم بیرون ♪

90
00:05:08,430 --> 00:05:14,310
‫♪ می‌خوام پلید باشم ♪

91
00:05:14,980 --> 00:05:19,490
‫♪ منِ کوچولوی پلید ♪

92
00:05:19,780 --> 00:05:23,990
‫♪ ،می‌خوام تا جایی که می‌تونم ♪

93
00:05:24,280 --> 00:05:27,790
‫♪ ...پلید و ♪

94
00:05:27,870 --> 00:05:30,660
‫♪ ...شرور ♪

95
00:05:30,750 --> 00:05:35,580
‫♪ باشم ♪

96
00:05:39,800 --> 00:05:41,260
‫میو

97
00:05:54,190 --> 00:05:56,020
‫به خیال خودت چه غلطی می‌کنی، پسر؟

98
00:05:57,270 --> 00:05:59,440
‫فقط می‌خوام برم با دوستم صحبت کنم

99
00:05:59,530 --> 00:06:01,320
‫نباید اینطوری به لیلی رز زل بزنی

100
00:06:01,690 --> 00:06:02,780
‫اون  دوست‌دختر استامپناتو هستش

101
00:06:02,860 --> 00:06:04,570
‫آروم باشید، پسرا

102
00:06:07,990 --> 00:06:08,870
‫باور کنید

103
00:06:09,580 --> 00:06:11,330
‫این دعواییـه که دلتون نمی‌خواد راه بندازید

104
00:06:11,790 --> 00:06:12,750
‫هممم

105
00:06:13,500 --> 00:06:16,250
‫چطوره برید یه نوشیدنی بزنید؟

106
00:06:17,210 --> 00:06:18,040
‫اوه، راستی...

107
00:06:18,590 --> 00:06:19,750
‫،به تامی هم بگید

108
00:06:20,380 --> 00:06:21,960
‫من دوست‌دختر هیچکس نیستم

109
00:06:26,680 --> 00:06:28,930
‫خب، چند وقت گذشته؟

110
00:06:29,470 --> 00:06:31,720
‫فکر کنم آخرین باری که دیدمت...

111
00:06:31,810 --> 00:06:34,100
‫مهمونی پیش‌نماگرِ ماری آنتوانت بود

112
00:06:35,140 --> 00:06:36,650
‫و خیلی هم خودشو نمایان کرد

113
00:06:36,730 --> 00:06:38,110
‫حیفِ بلایی که سرش اومد

114
00:06:38,480 --> 00:06:41,070
‫خب، توی چند صد سال گذشته چیکار می‌کردی؟

115
00:06:42,030 --> 00:06:44,240
‫،اوه، آهنگ می‌خوندم، مشروب می‌زدم

116
00:06:44,320 --> 00:06:46,530
‫توی یه بار بعد اون یکی، جهنم به پا می‌کردم

117
00:06:47,780 --> 00:06:51,660
‫همه چی عالی بود تا اینکه یکی حلقه‌ام رو دزدید

118
00:06:52,740 --> 00:06:54,750
‫اوه، خب، چه بد

119
00:06:55,710 --> 00:06:58,380
‫چطوره با یه حواس‌پرتیِ خوب
‫شادت کنیم، همم؟

120
00:06:58,920 --> 00:07:01,840
‫می‌تونیم یه جنده‌خونه اجاره کنیم، یه بانک بزنیم

121
00:07:02,340 --> 00:07:03,170
‫اوه!

122
00:07:03,260 --> 00:07:05,510
‫ارنی همینگوی توی شهره.
‫اون همیشه مایه‌ی خنده‌ست.

123
00:07:09,260 --> 00:07:11,140
‫خب، بعید می‌دونم بتونی
‫با این لباس بیای بیرون

124
00:07:11,220 --> 00:07:14,640
‫لوسیفر، اون حلقه تنها چیز توی
‫کل هستیـه که

125
00:07:14,730 --> 00:07:16,390
‫برام اهمیت داره

126
00:07:17,480 --> 00:07:18,980
‫من پسش می‌گیرم

127
00:07:20,060 --> 00:07:22,150
‫و تو قراره کمکم کنی

128
00:07:22,230 --> 00:07:24,610
‫آها. و اونوقت چرا باید همچین کاری بکنم؟

129
00:07:27,990 --> 00:07:29,620
‫چون بهم مدیونی

130
00:07:32,660 --> 00:07:34,450
‫درسته. اون جریان رو میگی

131
00:07:38,330 --> 00:07:40,290
‫شیطان در حال گرفتن مجرم‌ها

132
00:07:40,580 --> 00:07:42,630
‫مسخره‌ترین چیزیـه که به عمرم شنیدم

133
00:07:44,054 --> 00:07:48,054
‫فصل پنجم، قسمت چهارم
‫« مرغـه هیچوقت عاقبت خوشی نداره »

134
00:07:51,350 --> 00:07:55,810
‫از اونجایی که این داستان مال خیلی قبل‌تر از اینـه که
‫مشاور پلیس بشم، کمک لازم داشتم

135
00:07:55,890 --> 00:07:57,270
‫کمک حرفه‌ای

136
00:07:57,350 --> 00:07:59,850
‫جک یه گردن کلفتی بود که
‫از قدیم الایام باهاش آشنا بودم

137
00:07:59,940 --> 00:08:01,520
‫،بعد جنگ یکم قاطی کرده بود

138
00:08:01,610 --> 00:08:05,820
‫،ولی وقتی پای حل کردن جرم و جنایت وسط باشه
‫کارش رودست نداره

139
00:08:07,530 --> 00:08:08,360
‫صبر کن

140
00:08:09,400 --> 00:08:11,280
‫چرا کارآگاه باید پسر باشه؟

141
00:08:11,660 --> 00:08:13,410
‫مامانم همیشه جرائم رو حل می‌کنه

142
00:08:14,240 --> 00:08:15,080
‫باشه

143
00:08:16,040 --> 00:08:17,500
‫همونطور که می‌گفتم...

144
00:08:26,380 --> 00:08:28,800
‫خب، ببین کی اینجاست. لوسیفر مورنینگ‌استار

145
00:08:29,680 --> 00:08:31,090
‫چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

146
00:08:31,180 --> 00:08:36,270
‫باید یه جواهر کمیاب و خیلی باارزش که
‫دزدیده شده رو پیدا کنم

147
00:08:39,770 --> 00:08:40,770
‫این حلقه رو...

148
00:08:41,480 --> 00:08:42,560
‫اگه بخوایم دقیق بگیم

149
00:08:43,020 --> 00:08:44,650
‫صبرکن. داستان رو نگو

150
00:08:45,150 --> 00:08:47,150
‫قراره درباره‌ی حلقه‌ی خودت بهم بگی

151
00:08:47,280 --> 00:08:48,490
‫حلقه‌ی تو سیاهـه

152
00:08:48,570 --> 00:08:49,820
‫می‌خوای داستان رو بشنوی یا نه؟

153
00:08:49,900 --> 00:08:51,570
‫چون کاملاً راضیم برم بار

154
00:08:52,240 --> 00:08:54,410
‫باشه، باشه. لطفاً ادامه بده

155
00:08:54,910 --> 00:08:55,870
‫اوه، ممنون

156
00:08:56,830 --> 00:08:57,740
‫خب...

157
00:08:58,370 --> 00:09:00,000
‫اونوقت چرا باید دخیل بشم؟

158
00:09:10,630 --> 00:09:11,880
‫باشه، گوشم با توئـه

159
00:09:13,760 --> 00:09:15,010
‫آخرین بار حلقه رو کجا دیدید؟

160
00:09:21,730 --> 00:09:24,520
‫،خیلی خب، گوش کن
‫این بار خیلی خطرناکـه

161
00:09:24,900 --> 00:09:27,020
‫دردسر خبر نمی‌کنه. بهتره پشت سرم بمونی

162
00:09:27,110 --> 00:09:29,570
‫نگران نباش، من به قدر کافی
‫تجربه‌ی دردسر دارم

163
00:09:29,780 --> 00:09:30,990
‫جدی؟

164
00:09:31,360 --> 00:09:33,360
‫تو اخیراً چندتا نازی کُشتی؟

165
00:09:34,280 --> 00:09:35,950
‫آزاد باش، سرباز

166
00:09:36,990 --> 00:09:40,160
‫،اگه دعوا شد
‫قول میدم تمام کِیفش به خودت می‌رسه

167
00:09:42,460 --> 00:09:43,620
‫خب...

168
00:09:44,290 --> 00:09:47,210
‫اول باید با کدوم یکی از این بی‌عرضه‌ها صحبت کنیم؟

169
00:09:48,960 --> 00:09:50,920
‫همون کسی که همه باهاش حرف می‌زنن

170
00:09:57,390 --> 00:09:59,220
‫سه سوتـه میام

171
00:10:02,480 --> 00:10:03,350
‫چی می‌خواید؟

172
00:10:03,770 --> 00:10:05,480
‫جین؟ تکیلا؟

173
00:10:05,560 --> 00:10:08,940
‫ما...دنبال اطلاعاتی درباره‌ی
‫حلقه‌ی لیلی رز هستیم

174
00:10:09,020 --> 00:10:10,230
‫می‌دونی کی دزدیدتش؟

175
00:10:13,320 --> 00:10:14,320
‫شایعه شده که...

176
00:10:15,110 --> 00:10:18,620
‫،شبی که حلقه ناپدید شده
‫یه تازه‌وارد دور و برِ

177
00:10:18,700 --> 00:10:20,200
‫رختکنِ لیلی می‌پلکیده

178
00:10:20,990 --> 00:10:23,460
‫یه مرد کج‌دستی به اسم لاکی لری
‫(لریِ خوش‌شانس)

179
00:10:23,870 --> 00:10:24,710
‫اوه

180
00:10:24,790 --> 00:10:26,080
‫می‌تونی توصیفش کنی؟

181
00:10:32,380 --> 00:10:33,970
‫حتماً، حتماً. خوشتیپـه

182
00:10:34,050 --> 00:10:35,130
‫یجورایی عضلانیـه

183
00:10:35,590 --> 00:10:37,220
‫موهای کوتاه، فک بزرگ

184
00:10:38,100 --> 00:10:40,260
‫معمولاً یه کت و شلوار آبی ساده می‌پوشه

185
00:10:40,390 --> 00:10:42,270
‫اوه، و یه چشم‌بند داره

186
00:10:42,930 --> 00:10:44,310
‫خب، می‌تونستی اینو اول بگی

187
00:10:45,690 --> 00:10:46,690
‫خیلی خب

188
00:10:50,360 --> 00:10:51,190
‫هی

189
00:10:51,570 --> 00:10:52,730
‫اون یارو رو می‌بینی؟

190
00:10:53,570 --> 00:10:56,320
‫اون قیافه‌ی یه خبرچینـه که
‫داره می‌میره تا حرف بزنه

191
00:10:56,660 --> 00:10:57,660
‫تو همینجا بمون

192
00:10:58,660 --> 00:11:00,160
‫من میرم ببینم حرفش چیه

193
00:11:02,200 --> 00:11:03,660
‫اوه! چه خوب

194
00:11:04,040 --> 00:11:05,500
‫همون چیزی که می‌خواستم

195
00:11:07,460 --> 00:11:08,960
‫جک مونرو، کارآگاه خصوصی

196
00:11:16,430 --> 00:11:18,720
‫اطلاعاتی درباره‌ی یکی
‫به اسم لاکی لری داری؟

197
00:11:20,300 --> 00:11:21,220
‫این اطراف دیدمش

198
00:11:21,970 --> 00:11:24,560
‫خوشتیپ، عضله‌ای، فک بزرگ

199
00:11:24,640 --> 00:11:26,640
‫- چشم‌بند؟
‫- خودشـه!

200
00:11:28,150 --> 00:11:29,060
‫گوش کن

201
00:11:29,770 --> 00:11:32,900
‫،دنبال دردسر نمی‌گردم
‫،ولی اگه ۵ دقیقه دیگه بیای پشت پیشم

202
00:11:33,280 --> 00:11:34,990
‫شاید بتونم همه چیو بهت بگم

203
00:11:35,440 --> 00:11:36,360
‫خیلی خب

204
00:11:47,210 --> 00:11:48,040
‫خب...

205
00:11:48,580 --> 00:11:50,960
‫به نظر میاد خبرچین‌مون دمش رو گذاشته
‫روی کولش و فرار کرده

206
00:11:51,710 --> 00:11:53,920
‫آره، پیداش میشه

207
00:11:57,470 --> 00:11:59,220
‫خب، چی می‌خواستی بهم بگی؟

208
00:11:59,300 --> 00:12:00,930
‫که بهتره مراقب پشت سرتون باشید

209
00:12:05,060 --> 00:12:06,930
‫- آخ!
‫- بازم تو؟

210
00:12:07,020 --> 00:12:09,980
‫خدای من! مطمئنی نمی‌خوای درگیر شم؟

211
00:12:10,060 --> 00:12:12,190
‫اینجا وایسادن یکم نامردی به نظر میاد

212
00:12:13,020 --> 00:12:14,440
‫حرفمو پس می‌گیرم

213
00:12:38,800 --> 00:12:40,880
‫براتون گرم‌شون کردم، آقای استمپناتو

214
00:12:44,810 --> 00:12:46,140
‫مرسی، پسرا

215
00:12:47,770 --> 00:12:49,230
‫صبرکن، وایسا!

216
00:12:49,350 --> 00:12:50,730
‫اوه، محض رضای خدا

217
00:12:50,810 --> 00:12:53,020
‫فکر کردم گفتی آقای استمپناتو

218
00:12:53,610 --> 00:12:55,020
‫آقا یه مرده

219
00:12:55,110 --> 00:12:58,240
‫مگه یه داستان که به یه اندازه
‫زن و مرد داشته باشه نمی‌خواستی؟

220
00:12:58,320 --> 00:13:00,400
‫من فقط از دستوراتت پیروی می‌کنم

221
00:13:03,280 --> 00:13:06,620
‫شاید براتون سؤال باشه که
‫برای چی امشب شما رو اینجا آوردم

222
00:13:07,330 --> 00:13:08,200
‫مسئله اینه که...

223
00:13:09,580 --> 00:13:12,960
‫دوست ندارم بقیه بیان توی کلوبم پرس و جو کنن

224
00:13:13,790 --> 00:13:16,090
‫توی کارایی دخالت کنن که ربطی بهشون نداره

225
00:13:17,000 --> 00:13:17,840
‫پس...

226
00:13:19,170 --> 00:13:20,590
‫اگه بشه اینکارو نکنید...

227
00:13:21,590 --> 00:13:23,760
‫اوه، خیلی ممنون میشم

228
00:13:25,140 --> 00:13:26,430
‫چون دفعه‌ی بعد...

229
00:13:28,890 --> 00:13:30,680
‫انقدر خوب برخورد نمی‌کنم

230
00:13:32,390 --> 00:13:33,940
‫این یعنی قراره بمیرید

231
00:13:43,070 --> 00:13:44,870
‫و تو...

232
00:13:47,080 --> 00:13:49,080
‫خوش‌شانسی که از دوستای لیلی هستی

233
00:13:51,500 --> 00:13:52,910
‫ولی خیلی خودمونی نشو

234
00:13:57,290 --> 00:13:58,670
‫از شب‌تون لذت ببرید

235
00:14:01,590 --> 00:14:02,670
‫بریم، پسرا

236
00:14:10,850 --> 00:14:12,850
‫آره، مرسی که اونجا هوامو داشتی

237
00:14:12,930 --> 00:14:15,480
‫،ولی تو بهم گفتی پشت سرت بمونم

238
00:14:15,940 --> 00:14:18,860
‫،که از اونجایی که همش روی زمین بودی
‫کار چندان راحتی نبود

239
00:14:20,360 --> 00:14:21,860
‫خب، حالا چی؟

240
00:14:24,070 --> 00:14:26,740
‫خب، صبح یه سر میریم به
‫پاتوق‌های لاکی لری

241
00:14:26,820 --> 00:14:28,870
‫می‌دونی، دله دزدها همیشه بدموقع پیداشون میشه

242
00:14:28,950 --> 00:14:30,790
‫دیر و زود داره، ولی سوخت و سوز نداره

243
00:14:31,330 --> 00:14:32,410
‫خب، پس

244
00:14:32,500 --> 00:14:36,370
‫من میرم توی بهترین جاهای شهرت عشق و حال و رقص

245
00:14:37,830 --> 00:14:39,840
‫گمونم تو هم برنامه‌های خودت رو داشته باشه

246
00:14:40,800 --> 00:14:42,050
‫چی بگم؟

247
00:14:42,300 --> 00:14:44,170
‫زندگی خودش یه مهمونیِ بزرگـه

248
00:14:47,640 --> 00:14:48,930
‫من هم خبر نداشتم که

249
00:14:49,010 --> 00:14:51,930
‫جک و همسرش شرلی، دوران
‫سختی رو سپری می‌کردن

250
00:14:52,100 --> 00:14:53,430
‫سیب‌زمینی‌ها چطورن؟

251
00:14:58,560 --> 00:15:01,190
‫با خامه درست‌شون کردم، همونطور که دوست داری

252
00:15:06,700 --> 00:15:07,660
‫آم...

253
00:15:07,990 --> 00:15:09,370
‫چشمت چی شده؟

254
00:15:12,700 --> 00:15:13,580
‫هیچی

255
00:15:14,700 --> 00:15:16,210
‫،جک، می‌دونم هنوز از دستم دلخوری

256
00:15:16,290 --> 00:15:17,540
‫- ولی نمی‌تونی همینطوری...
‫- عذر می‌خوام

257
00:15:18,120 --> 00:15:19,420
‫اشتهام کور شد

258
00:15:22,840 --> 00:15:26,050
‫یه مرد نمی‌تونه اینجا
‫یه لحظه آرامش داشته باشی

259
00:15:35,390 --> 00:15:36,480
‫لاکی لری؟

260
00:15:52,660 --> 00:15:53,950
‫اون اسم رو دوباره بگو

261
00:15:57,250 --> 00:16:00,500
‫باید بگم که رنگ اون لباس خیلی بهت میاد

262
00:16:01,130 --> 00:16:04,380
‫نظرت چیه بیخیال ظرف‌ها بشیم و
‫بریم توی کلوب کوپاکابانا برقصیم؟

263
00:16:04,460 --> 00:16:06,880
‫خب، لطف دارید، آقای مورنینگ‌استار ولی...

264
00:16:07,510 --> 00:16:09,180
‫من الانشم یه شریک رقص دارم

265
00:16:09,260 --> 00:16:10,300
‫اوه

266
00:16:11,220 --> 00:16:12,350
‫حداقل فکر می‌کردم دارم

267
00:16:13,350 --> 00:16:14,350
‫خیلی خب، ممنون

268
00:16:19,020 --> 00:16:23,230
‫،اگه خیر و صلاح خودت رو می‌خوای
‫بهتره طرف زن من نیای

269
00:16:23,310 --> 00:16:24,570
‫،خب، فکر نمی‌کردم مشکلی داشته باشی

270
00:16:24,650 --> 00:16:27,110
‫از اونجایی که از وقتی رسیدم
‫دو کلمه هم باهاش حرف نزدی

271
00:16:27,190 --> 00:16:29,030
‫الان با خبرچینم تماس گرفتم

272
00:16:29,110 --> 00:16:32,950
‫انگار لاکی لری دیروز با یکی
‫توی بارانداز دعواش شده

273
00:16:33,320 --> 00:16:37,330
‫وارث یه کارخونه‌ی تولید سوسیس
‫به اسم ویلیام کینکنون

274
00:16:37,870 --> 00:16:39,620
‫مردم «ویلی، شاهزاده‌ی سوسیس» صداش می‌کنن

275
00:16:40,420 --> 00:16:41,830
‫به نظر آدم شریفی میاد

276
00:16:41,920 --> 00:16:44,460
‫آره، خب، صبح میریم سراغش

277
00:16:47,260 --> 00:16:49,340
‫جک، کجا میری؟

278
00:16:49,420 --> 00:16:50,260
‫من...

279
00:16:50,340 --> 00:16:52,590
‫فکر کنم باید صبح زود پاشم و...

280
00:16:53,180 --> 00:16:54,050
‫فقط...

281
00:16:55,260 --> 00:16:56,390
‫توی دفتر می‌خوابم

282
00:17:00,230 --> 00:17:04,150
‫خب، خانمت چیکار کرده که
‫انقدر از دستش شاکی‌ای؟

283
00:17:04,440 --> 00:17:05,480
‫بهت خیانت کرده؟

284
00:17:05,980 --> 00:17:08,440
‫سگت رو زده؟ پیرهن موردعلاقت رو خراب کرده؟

285
00:17:08,860 --> 00:17:10,030
‫هیچکدوم

286
00:17:10,110 --> 00:17:11,700
‫دو سه هفته پیش، من...

287
00:17:13,070 --> 00:17:16,240
‫با چندتا از دوستام توی ارتش رفتم بیرون و...

288
00:17:18,370 --> 00:17:20,620
‫چندتا نوشیدنی که زدیم، سروان بهم میگه...

289
00:17:22,460 --> 00:17:25,500
‫«تو و شرلی بهترین ۲۰ دلاری‌ای بودید که خرج کردم»

290
00:17:28,300 --> 00:17:31,170
‫،خب، تمام این مدت فکر می‌کردم
‫سرنوشت بوده که اون روز

291
00:17:31,260 --> 00:17:33,180
‫توی کتابخونه‌ی عمومی، من و
‫شرلی رو به هم رسونده

292
00:17:33,970 --> 00:17:35,430
‫تمام این مدت...

293
00:17:36,050 --> 00:17:37,140
‫فقط به خاطر پول بوده

294
00:17:37,760 --> 00:17:39,600
‫- شرلی یه فاحشه‌ی تلفنی بوده؟
‫- آره

295
00:17:40,680 --> 00:17:41,600
‫درسته

296
00:17:41,680 --> 00:17:44,350
‫و خارج کردنم از حالت شوکه و
‫مات و مبهوت، آخرین حقه‌اش بود

297
00:17:44,900 --> 00:17:45,730
‫خب

298
00:17:46,190 --> 00:17:47,940
‫تو واقعاً خوش‌شانسی که

299
00:17:48,020 --> 00:17:50,990
‫از تجربه‌ای که زنت با ده‌ها یا شاید صدها

300
00:17:51,070 --> 00:17:53,570
‫مرد دیگه کسب کرده، بهره می‌بری

301
00:17:54,240 --> 00:17:57,240
‫،آتیش‌نشان‌ها، آرایشگرها
‫ملوان‌ها، تبلیغ‌کننده‌های کارناوال...

302
00:17:57,330 --> 00:17:58,450
‫آره، گرفتم

303
00:18:00,080 --> 00:18:02,910
‫،خب، اگه انقدر اذیتت می‌کنه
‫چرا ولش نمی‌کنی بری؟

304
00:18:03,000 --> 00:18:06,630
‫خب، چون دوستش دارم و
‫اونم میگه دوستم داره

305
00:18:08,420 --> 00:18:11,550
‫پس وقتی می‌فهمی بهترین اتفاقی که
‫،برات افتاده، با یه دروغ شروع شده

306
00:18:11,630 --> 00:18:13,800
‫خب، مثل ساختن یه خونه روی شن روان می‌مونه

307
00:18:14,470 --> 00:18:16,470
‫دیر یا زود، همه چی از هم می‌پاشه

308
00:18:18,760 --> 00:18:20,890
‫،ببخشید، رفتم تو خواب و رویا

309
00:18:20,970 --> 00:18:24,520
‫چون مشکلت به شدت کسل‌کننده‌ست

310
00:18:25,400 --> 00:18:27,810
‫فکر کردی فراموشش کنی؟

311
00:18:29,690 --> 00:18:32,070
‫فکر کردم فراموشش کنم؟

312
00:18:32,780 --> 00:18:34,030
‫توصیه‌ات اینـه؟

313
00:18:34,110 --> 00:18:35,860
‫خب، تجربه‌ام ثابت کرده که...

314
00:18:35,950 --> 00:18:39,160
‫مشکلات مثل فروشنده‌های انجیلن یا...

315
00:18:39,660 --> 00:18:40,700
‫زگیل‌های تناسلی

316
00:18:41,240 --> 00:18:44,120
‫،اگه وانمود کنی که وجود ندارن
‫دیر یا زود ناپدید میشن

317
00:18:52,760 --> 00:18:54,590
‫نمیشه شمشیر رو اول بکشی؟

318
00:18:54,670 --> 00:18:56,220
‫خیلی سنگینـه

319
00:18:56,300 --> 00:18:58,050
‫شاید بخواید یکم استراحت کنید، قربان

320
00:18:59,220 --> 00:19:00,050
‫آره

321
00:19:02,680 --> 00:19:05,770
‫چرا یکم استراحت نمی‌کنی، ویلی؟

322
00:19:05,850 --> 00:19:07,350
‫شما دیگه کی هستید؟

323
00:19:07,440 --> 00:19:09,060
‫جک مونرو، کارآگاه خصوصی

324
00:19:09,150 --> 00:19:11,150
‫لوسیفر مورنینگ‌استار، شیطان

325
00:19:11,980 --> 00:19:12,940
‫کارمینا!

326
00:19:13,650 --> 00:19:14,610
‫چای بیار!

327
00:19:20,370 --> 00:19:23,120
‫به دوست عزیزم زیگموند، پیش تو
‫خیلی خوش می‌گذشت

328
00:19:24,080 --> 00:19:24,910
‫حلقه کجاست؟

329
00:19:25,870 --> 00:19:26,710
‫چی؟

330
00:19:26,790 --> 00:19:28,370
‫بیخیال، خودم پیداش می‌کنم

331
00:19:29,380 --> 00:19:30,290
‫چیکار می‌کنی؟

332
00:19:30,750 --> 00:19:32,340
‫چیکار می‌کنه؟ داره چیکار می‌کنه؟

333
00:19:32,420 --> 00:19:34,090
‫میشه لطفاً بگی داره چیکار می‌کنه؟

334
00:19:34,380 --> 00:19:36,470
‫هی، من بودم نگران اون نمی‌بودم

335
00:19:36,880 --> 00:19:38,180
‫چیزی که نگرانش می‌بودم اینه که

336
00:19:38,260 --> 00:19:42,430
‫شنیدیم دیروز توی بارانداز بگو مگوی بدی داشتی

337
00:19:42,760 --> 00:19:44,270
‫با یکی به اسم لاکی لری

338
00:19:45,060 --> 00:19:45,930
‫خب؟

339
00:19:46,560 --> 00:19:49,810
‫خب، لاکی لری حلقه‌ی دوستم رو
‫دزدیده و بعدش مُرده

340
00:19:49,900 --> 00:19:52,020
‫،از پشت خنجر خورده
‫با یه چاقوی باکلاس

341
00:19:53,020 --> 00:19:55,780
‫صبرکن، فکر می‌کنید من کُشتمش؟

342
00:19:56,490 --> 00:19:57,570
‫من هرگز چنین کاری نمی‌کنم

343
00:19:58,530 --> 00:20:01,280
‫یعنی، اگه مجبور بودم می‌تونستم، ولی نکردم

344
00:20:01,370 --> 00:20:03,080
‫و چیزی درباره‌ی این حلقه نمی‌دونم

345
00:20:03,160 --> 00:20:05,160
‫کسی خبر داره که دیشب کجا بودی؟

346
00:20:05,250 --> 00:20:06,080
‫بله

347
00:20:06,580 --> 00:20:07,710
‫نقاشم

348
00:20:07,790 --> 00:20:10,960
‫تقریباً تا نیمه‌شب ژستِ هانیبال رو
‫در حال گذشتن از کوه‌های آلپ گرفته بودم

349
00:20:11,040 --> 00:20:14,590
‫هزینه‌های نگه داشتن یه فیل اجاره‌ای
‫بیشتر از زمان مقرر، خیلی زیاده

350
00:20:14,670 --> 00:20:16,670
‫دقیقاً لاکی لری رو از کجا می‌شناسی؟

351
00:20:27,140 --> 00:20:28,480
‫،هر از گاهی

352
00:20:28,980 --> 00:20:32,150
‫یه چیزایی از لارنس می‌خریدم

353
00:20:32,730 --> 00:20:35,980
‫ازش نمی‌پرسیدم اونا رو
‫از کجا گیر آورده

354
00:20:36,280 --> 00:20:38,700
‫من وسایلی از جنگ جمع می‌کنم

355
00:20:39,700 --> 00:20:42,240
‫،اگه چیزی داشته باشه که باب میلم باشه
‫بهم زنگ می‌زنه

356
00:20:43,370 --> 00:20:45,490
‫فقط جنگ رو دوست دارم، شما ندارید؟

357
00:20:47,870 --> 00:20:48,710
‫معلومـه

358
00:20:50,040 --> 00:20:50,870
‫پیاده‌نظام پنجم بودم

359
00:20:51,330 --> 00:20:52,540
‫نبرد بولج

360
00:20:53,250 --> 00:20:56,340
‫و حالا، شما کجا خدمت کردید؟

361
00:20:56,420 --> 00:20:57,510
‫می‌خواستم بکنم، ولی...

362
00:20:58,420 --> 00:20:59,340
‫آسم دارم

363
00:20:59,880 --> 00:21:02,260
‫واسه همین وقتی لاکی لری اصرار کرد توی

364
00:21:02,340 --> 00:21:04,890
‫بارانداز همدیگه رو ببینیم، انقدر ناراحت شدم

365
00:21:04,970 --> 00:21:06,430
‫همه جا پر خاک بود

366
00:21:06,970 --> 00:21:08,850
‫و تقریباً مطمئنم پا روی مدفوع گذاشتم

367
00:21:09,430 --> 00:21:12,060
‫کم کم دارم به این فکر میفتم که
‫ویلیِ عزیزمون مغزِ

368
00:21:12,150 --> 00:21:13,190
‫دزدیدنِ حلقه‌ی لیلی رو نداره

369
00:21:13,270 --> 00:21:14,560
‫گل گفتی

370
00:21:14,900 --> 00:21:16,440
‫معمولاً تو و لری کجا همدیگه رو می‌بینید؟

371
00:21:16,690 --> 00:21:17,780
‫توی آپارتمانش

372
00:21:17,860 --> 00:21:19,690
‫چندان از بارانداز تمیزتر نیست

373
00:21:19,780 --> 00:21:22,490
‫و آره، به کارمینا میگم آدرس رو براتون بنویسه

374
00:21:23,740 --> 00:21:24,620
‫ممنون

375
00:21:26,490 --> 00:21:28,240
‫آدم خاصی هستی، مگه نه؟

376
00:21:29,540 --> 00:21:32,830
‫یه کلمه برای توصیفت هست که نوک زبونمـه

377
00:21:34,380 --> 00:21:36,380
‫مثل کلمه‌ی دوشـه ولی فرانسویـه

378
00:21:36,960 --> 00:21:39,010
‫اوه، مطمئنم به ذهنم میاد

379
00:21:43,550 --> 00:21:45,850
‫کارآگاه خصوصیـه حلقه‌ات رو پیدا کرد؟

380
00:21:45,930 --> 00:21:46,890
‫نه چندان

381
00:21:46,970 --> 00:21:48,970
‫بهترین سرنخ‌مون مُرده

382
00:21:51,100 --> 00:21:52,890
‫انگار اون حلقه خیلی برات باارزش بوده

383
00:21:57,940 --> 00:22:00,860
‫من خیلی وقت پیش شوهر داشتم

384
00:22:01,990 --> 00:22:03,240
‫یه مردی به اسم آدم

385
00:22:04,700 --> 00:22:07,330
‫اوضاع بین‌مون خیلی خوب بود

386
00:22:07,780 --> 00:22:09,870
‫بین من و پدرش هم خیلی بدتر بود

387
00:22:10,290 --> 00:22:11,660
‫- متأسفم
‫- نباش

388
00:22:12,580 --> 00:22:15,250
‫،وقتی منو فرستادن ردِ کارم
‫واقعاً خیالم راحت شد

389
00:22:16,880 --> 00:22:20,800
‫وقتی داشتم می‌رفتم، یه تیکه
‫از اون باغ رو با خودم آوردم

390
00:22:21,960 --> 00:22:23,800
‫سنگی که توی حلقه‌ام بود

391
00:22:26,260 --> 00:22:28,970
‫خیلی از زندگیم توی اون دوران خوشم نمیومد

392
00:22:30,470 --> 00:22:32,770
‫ولی واقعاً عاشق اون باغ بودم

393
00:22:36,600 --> 00:22:37,480
‫بگذریم

394
00:22:38,690 --> 00:22:42,030
‫حلقه بهم یادآوری می‌کنه که
‫نیازی به آدم یا خانوادش ندارم

395
00:22:42,690 --> 00:22:43,900
‫که به هیچکس نیازی ندارم

396
00:22:44,780 --> 00:22:45,990
‫اوه، لیلی

397
00:22:46,070 --> 00:22:47,200
‫تو ازدواج کردی، درسته؟

398
00:22:48,410 --> 00:22:49,240
‫آره

399
00:22:50,700 --> 00:22:52,370
‫با عشق دوران دبیرستانم، بیل

400
00:22:53,700 --> 00:22:55,670
‫قبل اینکه وارد ارتش شد، ازدواج کردیم

401
00:22:56,540 --> 00:22:58,040
‫هر روز برای هم نامه می‌نوشتیم...

402
00:22:59,880 --> 00:23:02,050
‫تا اینکه توی گوادال‌کانال مجروح شد

403
00:23:04,260 --> 00:23:05,380
‫،ولی جون سالم به در برد

404
00:23:05,470 --> 00:23:07,260
‫تا خود بیمارستان کهنه‌سربازانِ شمال

405
00:23:09,600 --> 00:23:11,140
‫ولی دکترها، نمی‌تونن...

406
00:23:13,390 --> 00:23:15,230
‫تمام عمرمون همدیگه رو می‌شناختیم

407
00:23:16,980 --> 00:23:18,150
‫فقط باورم نمیشه...

408
00:23:18,980 --> 00:23:20,020
‫ممکنه از دستش بدم

409
00:23:21,570 --> 00:23:24,360
‫گمونم خوش‌شانسم که هیچوقت
‫اینطوری به کسی وابسته نشدم

410
00:23:24,440 --> 00:23:25,490
‫اینو نگو!

411
00:23:26,820 --> 00:23:29,120
‫هر روزی که پیش بیلم یه هدیه‌ست

412
00:23:31,870 --> 00:23:34,000
‫اینکه می‌دونم شاید وقت زیادی برامون نمونده باشه...

413
00:23:36,250 --> 00:23:37,870
‫به همون اندازه لذت‌بخش‌ترش می‌کنه

414
00:23:48,760 --> 00:23:51,100
‫خب، نمی‌دونم چرا لاکی لری صداش می‌کردن

415
00:23:52,350 --> 00:23:56,310
‫این آپارتمان رسماً غمناک‌ترین
‫خونه‌ایـه که به عمرم دیدم

416
00:23:56,890 --> 00:23:58,730
‫تازه من چرخه‌ی جهنم کافکا رو هم دیدم

417
00:24:05,990 --> 00:24:07,530
‫،شاید حلقه‌ی دوستت اینجا نباشه

418
00:24:07,610 --> 00:24:10,360
‫ولی اطلاعات مفید زیادی هست

419
00:24:10,450 --> 00:24:12,200
‫- این قالی رو می‌بینی که جمع شده؟
‫- همم

420
00:24:12,280 --> 00:24:15,660
‫فکر کنم قاتل‌مون همینجا
‫زده تو دهن لری

421
00:24:16,580 --> 00:24:18,410
‫،لری به پشت میفته، اینجا

422
00:24:18,500 --> 00:24:19,670
‫بعد سرش

423
00:24:19,750 --> 00:24:22,210
‫می‌خوره اینجا روی میز.
‫اینجا که این خرده چوب‌ها هست.

424
00:24:22,290 --> 00:24:23,250
‫همم

425
00:24:24,170 --> 00:24:25,050
‫ولی بعدش...

426
00:24:25,960 --> 00:24:26,960
‫اثر مشتش از بین میره

427
00:24:27,050 --> 00:24:32,180
‫بلند میشه به قاتل‌مون حمله می‌کنه.
‫مثلاً تو. اینطوری.

428
00:24:32,680 --> 00:24:34,470
‫- اوه!
‫- نفسش رو بند میاره

429
00:24:34,560 --> 00:24:36,430
‫- ببخشید، رفیق
‫- مشکلی نیست. نقش بازی کردن دوست دارم

430
00:24:36,520 --> 00:24:40,100
‫،اوضاع واسه لری خوب به نظر میاد
‫تا اینکه قاتل چاقو می‌کشه

431
00:24:40,980 --> 00:24:42,520
‫- آها!
‫- لری...

432
00:24:43,150 --> 00:24:46,070
‫،میره سمت پنجره
‫ولی پنجره بسته بوده

433
00:24:46,480 --> 00:24:49,740
‫سعی می‌کنه و به زور بازش می‌کنه

434
00:24:52,030 --> 00:24:54,410
‫نصف بدنش رو از پنجره خارج می‌کنه و بعدش قاتل...

435
00:24:55,910 --> 00:24:57,700
‫میاد و از پشت بهش خنجر می‌زنه...

436
00:24:58,910 --> 00:24:59,910
‫و باعث میشه اینجا...

437
00:25:00,460 --> 00:25:01,290
‫خون بپاشه

438
00:25:01,960 --> 00:25:03,000
‫اوه!

439
00:25:03,290 --> 00:25:05,000
‫و بعدش...

440
00:25:05,960 --> 00:25:08,920
‫لری توی تاریکی شب فرار می‌کنه

441
00:25:09,670 --> 00:25:11,930
‫فقط برای اینکه جلوی درت بمیره

442
00:25:13,140 --> 00:25:15,220
‫فقط کاش مدارک بیشتری داشتیم که ما رو

443
00:25:15,300 --> 00:25:17,720
‫به سمت قاتل لریِ بیچاره هدایت می‌کرد

444
00:25:19,390 --> 00:25:20,480
‫،خب، در واقع

445
00:25:21,190 --> 00:25:22,730
‫شاید یه چیزی داشته باشم

446
00:25:25,190 --> 00:25:27,150
‫یه سیگار خیلی گرون قیمت

447
00:25:27,230 --> 00:25:28,690
‫خب، فقط سرش

448
00:25:28,780 --> 00:25:31,820
‫رومئو و ژولیت، سیگار مورد علاقه‌ی
‫وینستون چرچیل و

449
00:25:31,900 --> 00:25:32,910
‫دوست قدیمی‌مون...

450
00:25:32,990 --> 00:25:34,700
‫- تونی استامپناتو
‫- تونی استامپناتو

451
00:25:40,750 --> 00:25:41,580
‫ها

452
00:25:44,080 --> 00:25:47,550
‫پس استامپناتو می‌فهمه که
‫،لاکی لری حلقه‌ی دوست‌دخترش رو دزدیده

453
00:25:48,590 --> 00:25:49,630
‫خودش رو جای یه خریدار جا می‌زنه...

454
00:25:50,590 --> 00:25:51,470
‫حلقه رو پس می‌گیره

455
00:25:51,550 --> 00:25:53,430
‫بعدش دزد رو می‌کشه تا انتقام دختره رو بگیره

456
00:25:53,510 --> 00:25:56,180
‫ولی اگه استامپناتو تمام این کارا رو
‫کرده تا لیلی رز رو تحت تأثیر قرار بده...

457
00:25:56,260 --> 00:25:57,470
‫چرا حلقه رو بهش نداده؟

458
00:25:57,560 --> 00:25:58,430
‫آره

459
00:26:27,540 --> 00:26:29,380
‫بیدار شو، استامپناتو

460
00:26:47,310 --> 00:26:49,820
‫مسلماً به همین خاطره که
‫حلقه‌ی لیلی رو بهش پس نداده

461
00:26:50,780 --> 00:26:54,200
‫انگار آقای استامپناتو لب و دهنی بیش نبوده

462
00:27:03,370 --> 00:27:04,370
‫قلبش رو در آوردن

463
00:27:05,080 --> 00:27:06,460
‫به نظرت باهاش چیکار کردن؟

464
00:27:06,540 --> 00:27:08,710
‫خب، نمی‌خورد آدمی باشه که
‫هر چی تو دلشـه رو بریزه بیرون

465
00:27:08,790 --> 00:27:09,920
‫زمین رو می‌گردم

466
00:27:17,300 --> 00:27:20,550
‫انگار حق با ما بوده و استامپناتو
‫واقعاً لاکی لری رو کُشته

467
00:27:21,470 --> 00:27:24,020
‫همون نشان چاقوی توی پشتِ
‫لاکی لری رو داره

468
00:27:24,100 --> 00:27:26,890
‫ولی کی استامپناتو رو کُشته؟

469
00:27:26,980 --> 00:27:29,310
‫فکر کنم جواب این سؤال رو بدونم

470
00:27:29,400 --> 00:27:31,230
‫مردی که دنبال قلب خودشـه و

471
00:27:31,570 --> 00:27:33,320
‫حلقه‌ی لیلی رز

472
00:27:34,820 --> 00:27:37,860
‫ولی انگار در هر صورت دیر کردیم

473
00:27:38,950 --> 00:27:41,120
‫کی جیگرشو داره که استامپناتو رو پاره پوره کنه و

474
00:27:41,200 --> 00:27:43,580
‫این نماد عجیب روی صورتش چیه؟

475
00:27:43,790 --> 00:27:45,000
‫هیروگلیف هستش

476
00:27:47,420 --> 00:27:48,920
‫،فکر کنم چشم حورس باشه

477
00:27:49,000 --> 00:27:51,210
‫یه نماد مقدس توی فرهنگ مصر باستان

478
00:27:51,670 --> 00:27:52,710
‫چشم مقدس

479
00:27:54,090 --> 00:27:55,460
‫قبلاً هم در این باره شنیدم

480
00:27:55,840 --> 00:27:57,930
‫فکر کنم بدونم کجا می‌تونیم
‫هنرمند نقاش‌مون رو پیدا کنیم

481
00:28:09,230 --> 00:28:10,310
‫همم

482
00:28:14,780 --> 00:28:16,280
‫- سلام
‫- لعنتی!

483
00:28:18,820 --> 00:28:20,360
‫اومدید دنبال...

484
00:28:21,320 --> 00:28:22,280
‫کتاب؟

485
00:28:22,780 --> 00:28:25,750
‫آره، اومدیم...

486
00:28:26,870 --> 00:28:28,830
‫دنبال کتاب

487
00:28:29,120 --> 00:28:29,960
‫اوه

488
00:28:31,170 --> 00:28:34,000
‫فکر کردم برای مراسم فرقه‌ی سرّی اومدید

489
00:28:34,090 --> 00:28:35,670
‫ببخشید، دوست من تازه‌وارده

490
00:28:35,760 --> 00:28:38,840
‫ما صد درصد واسه مراسم فرقه‌ی سرّی اومدیم

491
00:28:39,180 --> 00:28:41,300
‫اگه میشه نشون‌مون بده باید از کدوم طرف بریم

492
00:28:41,640 --> 00:28:42,890
‫از اون در

493
00:28:43,390 --> 00:28:45,560
‫،و اگه هنوز رداهاتون رو سفارش ندادید

494
00:28:45,640 --> 00:28:47,730
‫چندتا اضافه روی رخت‌آویز هست

495
00:28:48,270 --> 00:28:49,480
‫همم

496
00:28:50,390 --> 00:28:51,230
‫عالیـه

497
00:28:51,560 --> 00:28:52,400
‫ممنون

498
00:29:16,090 --> 00:29:18,710
‫ملوینِ شگفت‌انگیز هستم، در خدمت‌تون

499
00:29:18,800 --> 00:29:20,470
‫اینجا چرا اینطوریـه؟

500
00:29:20,550 --> 00:29:22,550
‫،کشیش مورد تأیید هیئت مدیره، پیام‌آور

501
00:29:22,640 --> 00:29:24,850
‫شامن و مأمور صلح

502
00:29:24,930 --> 00:29:26,390
‫چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

503
00:29:26,760 --> 00:29:28,390
‫می‌خواید نفرین بردارم؟
‫کهیر بدی رو درمان کنم؟

504
00:29:28,470 --> 00:29:31,890
‫من یه طلسم عشق دارم که تضمینی
‫هر خانمی رو از ۵۰ قدمی عاشق‌تون می‌کنه

505
00:29:31,980 --> 00:29:34,360
‫دنبال چیز خیلی قوی‌تری می‌گردیم

506
00:29:34,900 --> 00:29:38,690
‫ترجیحاً مصری که احتمالاً شامل
‫در آوردن قلب میشه

507
00:29:40,150 --> 00:29:41,240
‫آها...

508
00:29:42,360 --> 00:29:45,990
‫شما دنبال مراسم آنوبیس هستید

509
00:29:46,660 --> 00:29:49,910
‫بله، همینطوره.
‫بی‌زحمت یکی از همونا بدید.

510
00:29:50,000 --> 00:29:50,870
‫خیلی خب

511
00:29:52,210 --> 00:29:53,170
‫اونجا رو ببینید!

512
00:29:57,880 --> 00:29:59,960
‫،در ازای فقط ۱۲ دلار، ۱۲ دلار

513
00:30:00,050 --> 00:30:02,800
‫مراسم آنوبیس لوکس‌مون شامل

514
00:30:02,880 --> 00:30:05,800
‫،این ماسک مخصوص مراسم، دوتا دستیار

515
00:30:05,890 --> 00:30:08,100
‫و یه طبل ساخته شده از پوستِ
‫،باکره‌های وستال

516
00:30:08,180 --> 00:30:09,970
‫،یه خنجر قربانیِ طلاکاری شده

517
00:30:10,060 --> 00:30:12,640
‫و یه مرغِ...

518
00:30:12,730 --> 00:30:13,560
‫زنده میشه!

519
00:30:14,520 --> 00:30:16,650
‫مرغـه هیچوقت عاقبت خوشی نداره

520
00:30:16,730 --> 00:30:19,690
‫یا شاید بسته‌ی

521
00:30:20,030 --> 00:30:21,280
‫کم‌خرج‌مون رو ترجیح بدید

522
00:30:22,240 --> 00:30:23,240
‫آه...

523
00:30:23,320 --> 00:30:24,700
‫فقط شیش دلار!

524
00:30:25,200 --> 00:30:27,830
‫و مرغ از قبل قربانی شده و
‫قلبشو میدیم بهتون تا راحت باشید

525
00:30:27,910 --> 00:30:30,080
‫،به لحاظ تاریخی خیلی دقیق نیست

526
00:30:30,160 --> 00:30:31,750
‫ولی خیلی...خونیـه

527
00:30:31,830 --> 00:30:33,790
‫دوست قدیمیم توت‌عنخ‌آمون بود، خوشش میومد

528
00:30:34,160 --> 00:30:37,420
‫،در دوران معاصر
‫به ما یاد میدن که باید از مرگ بترسیم

529
00:30:37,960 --> 00:30:40,250
‫ولی مردم باستان فهمیده بودن که مرگ...

530
00:30:41,170 --> 00:30:42,090
‫یعنی قدرت

531
00:30:45,680 --> 00:30:46,930
‫وقتی که قلبِ

532
00:30:47,760 --> 00:30:51,310
‫تامی استامپناتو رو بعد اینکه کُشتیش، گرفتی
‫دستت هم احساس قدرت می‌کردی؟

533
00:30:53,310 --> 00:30:55,350
‫یکی تامی استامپناتو رو کُشته؟

534
00:30:57,230 --> 00:31:00,320
‫یعنی...امکان نداره فکر کنید که
‫من ربطی به این ماجرا داشتم

535
00:31:00,400 --> 00:31:02,110
‫اوه، چرا. کاملاً می‌کنیم

536
00:31:02,190 --> 00:31:05,110
‫آره، بگو ببینم، ملوینِ شگفت‌انگیز

537
00:31:05,650 --> 00:31:07,450
‫چی می‌خوای؟

538
00:31:09,780 --> 00:31:11,410
‫- من...
‫- آره...

539
00:31:11,490 --> 00:31:12,330
‫یه...

540
00:31:13,120 --> 00:31:13,950
‫آره

541
00:31:14,460 --> 00:31:16,370
‫پونتیاک تورپیدوی ۱۹۴۱ می‌خوام

542
00:31:19,590 --> 00:31:22,130
‫،موتور ۸ سیلندر، ۱۰۳ اسب بخار

543
00:31:22,210 --> 00:31:25,590
‫صفر تا چهلش زیر سه دقیقه‌ست و

544
00:31:26,470 --> 00:31:27,800
‫خیلی مقرون بصرفه‌ست

545
00:31:28,260 --> 00:31:30,890
‫،با چندتا از این مراسم‌های لوکس هر هفته

546
00:31:30,970 --> 00:31:33,640
‫،و یکی دوتا شیء مقدس اینور اونور

547
00:31:33,720 --> 00:31:35,770
‫تا تابستون می‌تونم بزنم به دل جاده

548
00:31:35,850 --> 00:31:40,360
‫تو استامپناتو رو کُشتی و حلقه‌ی
‫،مخصوص دوستم لیلیث رو دزدیدی

549
00:31:40,440 --> 00:31:43,780
‫پس بیخیال جاده شو.
‫تنها جایی که میری زندانـه.

550
00:31:43,860 --> 00:31:45,110
‫صبرکن ببینم، رفیق

551
00:31:45,780 --> 00:31:47,660
‫درباره‌ی حلقه‌ی لیلیث حرف می‌زنی؟

552
00:31:47,740 --> 00:31:49,030
‫چون مشتری‌های من...

553
00:31:49,110 --> 00:31:54,160
‫یعنی اهالی کلیسام، حاضرن واسه یه بدلِ
‫خوب اون هم یه عالمه پول بدن

554
00:31:54,240 --> 00:31:55,450
‫می‌تونیم سودش رو نصف کنیم

555
00:31:55,540 --> 00:31:58,370
‫اشیای جاودانگی من حسابی فروش میرن

556
00:31:58,460 --> 00:32:02,000
‫صحیح. هیچکدوم از این اهالی کلیسات
‫می‌تونن بگن که امروز

557
00:32:02,090 --> 00:32:03,380
‫از ظهر تا ساعت ۶ کجا بودی؟

558
00:32:03,460 --> 00:32:04,800
‫خب، معلومـه، من اینجا بودم

559
00:32:04,880 --> 00:32:06,880
‫چهارتا فالِ تاروت گرفتم...

560
00:32:07,300 --> 00:32:08,550
‫یه جن‌گیری...

561
00:32:09,550 --> 00:32:11,600
‫و یه مراسم بار میتصوا

562
00:32:11,680 --> 00:32:14,010
‫- اوه...
‫- ،قلب تامی استامپناتو رو از سینه‌اش در آوردن

563
00:32:14,100 --> 00:32:16,140
‫،درست به روش کلاهبرداریِ مرغیِ تو

564
00:32:16,230 --> 00:32:18,100
‫،پس اگه تو نکُشتیش

565
00:32:18,190 --> 00:32:19,690
‫حتماً کار یکی از مشتری‌هات بوده

566
00:32:19,770 --> 00:32:22,230
‫به هیچکدوم‌شون درباره‌ی
‫حلقه‌ی لیلیث گفتی؟

567
00:32:22,310 --> 00:32:25,780
‫خب، معلومـه. سال‌هاست دارم نقشه‌های
‫مقبره‌ی لیلیث رو می‌فروشم، ولی...

568
00:32:26,360 --> 00:32:28,860
‫به خاطر رداها نمی‌تونم بگم کی اونا رو خریده

569
00:32:29,410 --> 00:32:33,280
‫خب، قشنگ وقت‌مون رو تلف کردیم

570
00:32:36,290 --> 00:32:38,910
‫متأسفانه به بن‌بست رسیدیم

571
00:32:39,370 --> 00:32:42,000
‫،چندتا شوخی با قلب کردیم
‫یکم خندیدیم ولی...

572
00:32:42,880 --> 00:32:45,340
‫به نظر میاد باید بدون حلقه‌ات زندگی کنی

573
00:32:46,800 --> 00:32:50,630
‫خب، چطوره یجور دیگه بدهی‌ام رو تسویه کنم؟

574
00:32:52,220 --> 00:32:56,270
‫با قصری، جزیره‌ی خصوصی‌ای، کوه طلایی؟

575
00:32:56,640 --> 00:32:59,770
‫دنیا در اختیار توئـه و می‌تونم هر چی می‌خوای بهت بدم

576
00:33:01,850 --> 00:33:03,770
‫،هزاران سال، لوسیفر

577
00:33:04,480 --> 00:33:06,980
‫و اون حلقه همیشه باهام بوده

578
00:33:07,900 --> 00:33:10,070
‫،بهم یادآوری می‌کنه که کی هستم

579
00:33:10,780 --> 00:33:13,370
‫چرا دست به کارایی که کردم زدم

580
00:33:14,490 --> 00:33:16,830
‫منظورت اینه واسه چی بچه‌هات رو
‫فرستادی به جهنم؟

581
00:33:17,660 --> 00:33:19,410
‫من یه ارتش بهت دادم!

582
00:33:19,500 --> 00:33:21,710
‫یه ارتشی که من هیچوقت نخواستم

583
00:33:22,370 --> 00:33:23,210
‫و...

584
00:33:23,670 --> 00:33:25,880
‫ارتشی که اون زمان نمی‌دونستم نیاز دارم

585
00:33:28,090 --> 00:33:32,010
‫ولی...بدون اونا باید تا ابد تنها می‌موندم و...

586
00:33:32,760 --> 00:33:35,350
‫به همین خاطر، تا ابد مدیونت می‌مونم

587
00:33:36,890 --> 00:33:40,600
‫واسه همین واقعاً متأسفم که
‫نتونستم حلقه‌ات رو پس بگیرم

588
00:33:45,060 --> 00:33:46,230
‫من هم همینطور

589
00:33:49,490 --> 00:33:50,320
‫خب...

590
00:33:51,200 --> 00:33:54,110
‫چرا بقیه فکر می‌کنن اون حلقه‌ست که

591
00:33:54,200 --> 00:33:56,490
‫تو رو جاودانه می‌کنه؟

592
00:33:57,120 --> 00:33:57,990
‫همم؟

593
00:33:59,910 --> 00:34:00,910
‫آه...

594
00:34:01,580 --> 00:34:05,210
‫خب، من با یه کاوشگری بین آمریکای
‫،شمالی و جنوبی سفر کردم

595
00:34:05,420 --> 00:34:06,790
‫،هرنان کورتس

596
00:34:06,880 --> 00:34:10,920
‫فکر و ذکرش طلا بود. هر جا می‌رفت
‫خون و خونریزی و وحشت به وجود میومد

597
00:34:11,010 --> 00:34:12,010
‫یه ضدحال واقعی

598
00:34:13,050 --> 00:34:19,810
‫به محض اینکه به خشکی رسیدیم ازش جدا شدم و
‫زدم تو کار یه جنگجوی ازتکِ هیکلی

599
00:34:20,680 --> 00:34:21,810
‫مونتزوما

600
00:34:23,560 --> 00:34:27,230
‫چندتا نوشیدنی خوردیم. پرسید باکره‌ام یا نه

601
00:34:27,480 --> 00:34:31,440
‫گفتم آره، چون مردم اسپانیا
‫همیشه با این حال می‌کنن

602
00:34:31,900 --> 00:34:33,530
‫،چشم که به هم زدم

603
00:34:33,610 --> 00:34:36,200
‫یه سری کشیش داشتن منو
‫مینداختن توی آتشفشان

604
00:34:36,700 --> 00:34:37,990
‫من زنده موندم و...

605
00:34:38,620 --> 00:34:42,080
‫یکی اینو روی یه لوح سنگی می‌نویسه.
‫می‌دونی که این داستان‌ها چطوری شروع میشه.

606
00:34:42,160 --> 00:34:44,290
‫می‌دونم

607
00:34:44,790 --> 00:34:46,170
‫امان از فانی‌ها

608
00:34:46,880 --> 00:34:49,420
‫،خیلی دوست دارم قیافه‌ی اون دزد رو ببینم

609
00:34:49,500 --> 00:34:52,670
‫وقتی متوجه میشه که حلقه هیچ کاری نمی‌کنه

610
00:34:52,760 --> 00:34:53,590
‫صبرکن

611
00:34:54,840 --> 00:34:56,800
‫،اگه حلقه کار نمی‌کنه

612
00:34:57,590 --> 00:35:00,720
‫یعنی دزد دنبال یه راهی می‌گرده تا
‫کاری کنه، کار کنه

613
00:35:03,270 --> 00:35:06,560
‫لیلیث، فکر کنم یه راهی برای
‫پس گرفتن حلقه‌ات پیدا کردم

614
00:35:07,480 --> 00:35:11,110
‫،تنها چیزایی که لازم داریم، یه کشیش ارشد
‫یه جواهر شناس و یه حواس پرتیـه

615
00:35:17,870 --> 00:35:21,030
‫به لطف یه کشیش ارشد و دانشجوی
‫،سال اول مدرسه‌ی جادو

616
00:35:21,120 --> 00:35:22,950
‫خبرش پخش شده که حلقه‌ات فقط وقتی کار می‌کنه که

617
00:35:23,040 --> 00:35:25,460
‫کنار این النگوی براق باشه

618
00:35:25,540 --> 00:35:28,170
‫،پس هر کی حلقه رو دزدیده
‫برمی‌گرده دنبال این...

619
00:35:28,750 --> 00:35:29,590
‫دستبند

620
00:35:30,040 --> 00:35:31,550
‫دزد صبر می‌کنه تا بری روی صحنه و

621
00:35:31,630 --> 00:35:33,760
‫مثل دفعه‌ی قبل قایمکی
‫،وارد رختکنت میشه

622
00:35:33,840 --> 00:35:36,380
‫ولی این دفعه، حواس رفیق‌مون جک هستش

623
00:35:36,470 --> 00:35:39,050
‫،جک دزد رو می‌گیره، دزد حلقه رو میده

624
00:35:39,140 --> 00:35:42,100
‫و چشم به هم بزنی، اون تیکه‌ی بهشت
‫،برمی‌گرده روی انگشتت

625
00:35:42,180 --> 00:35:43,890
‫جایی که باید باشه

626
00:35:49,650 --> 00:35:50,560
‫هی...

627
00:35:55,570 --> 00:35:57,030
‫ممنونم که اینکارو می‌کنی

628
00:35:57,110 --> 00:35:59,280
‫خب، دوستت لوسیفر گفت بهم نیاز دارید

629
00:35:59,950 --> 00:36:02,280
‫،ولی وقتی این جریان تموم شد
‫با اتوبوس میرم به دموین

630
00:36:02,370 --> 00:36:04,290
‫برمی‌گردم پیش مادرم زندگی می‌کنم

631
00:36:08,370 --> 00:36:09,670
‫باشه، خب...

632
00:36:10,960 --> 00:36:13,250
‫،وقتی لیلی علامت داد
‫دستبند رو ازش بگیر

633
00:36:13,340 --> 00:36:15,340
‫- باشه؟
‫- بعد دور و بر کلوب نشونش میدم و

634
00:36:15,760 --> 00:36:18,550
‫برش می‌گردونم به رختکن و
‫میذارمش توی گاوصندوق

635
00:36:19,800 --> 00:36:20,640
‫صبرکن

636
00:36:23,760 --> 00:36:24,720
‫فقط...

637
00:36:26,560 --> 00:36:27,480
‫مراقب باش، باشه؟

638
00:36:30,230 --> 00:36:33,020
‫بیشتر از اینا لازم دارم، جک

639
00:36:36,820 --> 00:36:39,450
‫تمام این مدت که روی زمین بودی...

640
00:36:40,570 --> 00:36:43,200
‫تابحال با انسانی رابطه داشتی؟

641
00:36:44,080 --> 00:36:46,330
‫با هزاران آدم رابطه داشتم

642
00:36:46,410 --> 00:36:49,000
‫یه بار من و کالیگولا یه قطار انسانی

643
00:36:49,080 --> 00:36:52,460
‫- از ۳۷ نفر...
‫- منظورم سکس نیست، لوسیفر

644
00:36:54,380 --> 00:36:55,210
‫منظورم...

645
00:36:56,210 --> 00:36:57,760
‫یه رابطه‌ی احساسیـه

646
00:36:58,470 --> 00:36:59,300
‫اوه!

647
00:36:59,380 --> 00:37:02,140
‫اصلاً و ابداً

648
00:37:02,260 --> 00:37:04,850
‫یه معجزه لازمـه تا همچین چیزی بخوام و

649
00:37:04,930 --> 00:37:07,600
‫مطمئنم پدرم دیگه تو کار معجزه نیست

650
00:37:07,930 --> 00:37:08,770
‫چطور؟

651
00:37:09,980 --> 00:37:11,140
‫فقط برام سؤال بود

652
00:37:16,070 --> 00:37:18,610
‫همسرم رو بگیرید. خواهش می‌کنم!

653
00:37:22,320 --> 00:37:25,990
‫ایب گنتز، بامزه‌ترین مردِ منهتن

654
00:37:30,750 --> 00:37:31,920
‫،به خاطر یه درخواست ویژه

655
00:37:32,000 --> 00:37:35,420
‫می‌خوام آهنگی رو بخونم که مدتیـه
‫از آهنگ‌های مورد علاقمـه

656
00:37:37,670 --> 00:37:38,550
‫در حقیقت، من...

657
00:37:40,380 --> 00:37:41,220
‫فقط یه دلار

658
00:37:41,300 --> 00:37:45,640
‫،فکر کنم تا قبل از همین الان
‫متوجه معنیش نبودم

659
00:37:47,310 --> 00:37:48,970
‫اوه!

660
00:37:49,850 --> 00:37:51,890
‫شرمنده، دوستان

661
00:37:51,980 --> 00:37:54,900
‫خیلی وقتـه اینو دارم و
‫همیشه لای دست و پاست

662
00:37:55,690 --> 00:37:58,860
‫چطوره قبل اینکه شروع کنیم، لباسمو یه تغییری بدم؟

663
00:38:02,780 --> 00:38:05,160
‫دختر خوبی باش و اینو بذار توی
‫گاوصندوقم، باشه؟

664
00:38:21,720 --> 00:38:26,930
‫♪ یه ضرب المثل هست که ♪
‫♪ میگه عشق آدمو کور می‌کنه ♪

665
00:38:27,510 --> 00:38:32,640
‫♪ با این حال همیشه بهمون میگن که ♪
‫♪ «عاقبت جوینده، یابنده است» ♪

666
00:38:33,560 --> 00:38:37,650
‫♪ پس من قراره مردی رو بجویم که ♪

667
00:38:37,730 --> 00:38:43,570
‫♪ در نظرم داشتم ♪

668
00:38:45,070 --> 00:38:49,660
‫♪ همه جا رو می‌گردم ولی هنوز پیداش کردم ♪

669
00:38:50,910 --> 00:38:56,080
‫♪ اون رابطه‌ی مهمیـه که ♪
‫♪ نمی‌تونم فراموشش کنم ♪

670
00:38:56,790 --> 00:39:02,920
‫♪ تنها مردی که با پشیمونی ♪
‫♪ بهش فکر می‌کنم ♪

671
00:39:08,140 --> 00:39:12,680
‫♪ می‌خوام حروف اول اسمش رو ♪

672
00:39:12,770 --> 00:39:15,560
‫♪ به اسمم اضافه کنم ♪

673
00:39:17,900 --> 00:39:22,860
‫♪ بهم بگید که چوپانِ ♪

674
00:39:22,940 --> 00:39:27,240
‫♪ این بره‌ی گمشده کجاست؟ ♪

675
00:39:30,120 --> 00:39:34,750
‫♪ یکی هست که خیلی دلم می‌خواد ببینمش ♪

676
00:39:35,290 --> 00:39:38,250
‫♪ امیدوارم که اون ♪

677
00:39:38,330 --> 00:39:41,960
‫♪ تبدیل بشه به ♪

678
00:39:42,050 --> 00:39:46,220
‫♪ یکی که ازم ♪

679
00:39:46,300 --> 00:39:48,510
‫♪ مراقبت می‌کنه ♪

680
00:39:54,520 --> 00:39:59,270
‫♪ من یه برّه‌ی کوچیکم که ♪
‫♪ توی جنگل گم شده ♪

681
00:39:59,350 --> 00:40:05,280
‫♪ می‌دونم که می‌تونم همیشه با کسی که ♪

682
00:40:06,610 --> 00:40:10,160
‫♪ ،ازم مراقبت می‌کنه ♪

683
00:40:10,490 --> 00:40:14,910
‫♪ خوب باشم ♪

684
00:40:22,130 --> 00:40:24,960
‫لوسیفر مورنینگ‌استار!

685
00:40:30,340 --> 00:40:31,260
‫جک!

686
00:40:33,010 --> 00:40:34,310
‫خدا رو شکر حالت خوبـه

687
00:40:34,390 --> 00:40:36,640
‫یه مردی توی رختکنِ لیلی‌ـه

688
00:40:37,020 --> 00:40:39,940
‫مطمئن شدم ببینه دستبند رو
‫می‌ذارم توی گاوصندوق، همونطور که گفتی

689
00:40:40,650 --> 00:40:42,150
‫برو، قبل اینکه فرار کنه!

690
00:40:42,610 --> 00:40:43,770
‫تو یه فرشته‌ای، شرل

691
00:40:44,320 --> 00:40:45,610
‫- برو
‫- باشه

692
00:40:56,580 --> 00:40:57,450
‫دستا بالا

693
00:41:00,500 --> 00:41:01,330
‫بیا عقب

694
00:41:02,330 --> 00:41:03,500
‫آروم بیا عقب

695
00:41:06,000 --> 00:41:07,460
‫برگرد

696
00:41:13,970 --> 00:41:16,140
‫تو تامی استامپناتو رو کُشتی؟

697
00:41:16,220 --> 00:41:17,680
‫و حلقه رو هم دزدیدم

698
00:41:19,350 --> 00:41:24,940
‫و مراسم آنوبیس رو انجام دادم تا
‫قدرت باستانی‌اش رو آزاد کنم

699
00:41:25,770 --> 00:41:26,980
‫و حالا...

700
00:41:27,940 --> 00:41:28,780
‫من...

701
00:41:29,610 --> 00:41:30,450
‫جاودانه...

702
00:41:31,660 --> 00:41:32,910
‫هستم!

703
00:41:34,660 --> 00:41:37,990
‫خب، اعجوبه‌ای که تامی استامپناتو رو کُشته

704
00:41:38,080 --> 00:41:39,910
‫ویلی؟ فکر نمی‌کردم جیگرشو داشته باشه

705
00:41:40,000 --> 00:41:42,830
‫لری نباید اون حلقه رو
‫به استامپناتو می‌فروخت

706
00:41:43,380 --> 00:41:45,250
‫هیچکدوم اصلاً نمی‌دونستن
‫چی دست‌شونـه

707
00:41:48,840 --> 00:41:50,880
‫من همه چی رو درباره‌ی حلقه می‌دونستم

708
00:41:50,970 --> 00:41:53,510
‫من بودم که لاکی لری رو اجیر کرد تا بدزدتش

709
00:41:54,260 --> 00:41:56,220
‫حالا تفنگ رو بذار زمین و بدش به من

710
00:42:03,400 --> 00:42:04,400
‫گرتی

711
00:42:04,480 --> 00:42:05,400
‫چطور تونستی؟

712
00:42:05,480 --> 00:42:07,320
‫چون نقشه‌ی من بود

713
00:42:08,360 --> 00:42:09,690
‫من حلقه رو پیدا کردم

714
00:42:09,780 --> 00:42:13,530
‫من به لاکی لری گفتم چطوری و کِی بدزدتش

715
00:42:13,610 --> 00:42:16,950
‫،حتی بهش گفتم اگه فقط حلقه رو بده به من
‫می‌تونه هر چی توی گاوصندوقـه رو نگه داره

716
00:42:17,870 --> 00:42:18,830
‫اونوقت اون چیکار کرد؟

717
00:42:19,450 --> 00:42:22,830
‫فروختش به یه گانگستر دلباخته که آخر هم کُشتش

718
00:42:22,910 --> 00:42:23,920
‫صبر کن!

719
00:42:24,000 --> 00:42:26,380
‫پس ملوین شگفت‌انگیز درباره‌ی حلقه

720
00:42:26,460 --> 00:42:27,880
‫هم به گرتی گفته، هم به بیلی؟

721
00:42:28,250 --> 00:42:29,380
‫درسته

722
00:42:30,550 --> 00:42:33,130
‫گرتی لاکی لری رو برای
‫،دزدیدن حلقه اجیر کرد

723
00:42:33,220 --> 00:42:37,550
‫ولی اون در عوض بهش خیانت کرد و
‫فروختش به استامپناتو در ازای قیمت بالاتر

724
00:42:37,890 --> 00:42:40,310
‫ولی بعدش استامپناتو لری رو کُشت تا به خاطر

725
00:42:40,390 --> 00:42:42,310
‫دزدیدن حلقه‌ی دوست‌دخترش انتقام بگیره؟

726
00:42:42,390 --> 00:42:43,980
‫دقیقاً، ولی...

727
00:42:44,060 --> 00:42:45,730
‫،از بخت بد استامپناتو

728
00:42:45,810 --> 00:42:48,440
‫ویلی، شاهزاده‌ی سوسیسی هم
‫دنبال حلقه بوده و

729
00:42:48,520 --> 00:42:50,400
‫قلب گانگستر رو توی یه نسخه‌ی

730
00:42:50,480 --> 00:42:54,200
‫واقعی از مراسمِ فرقه‌ی الکی ملوینِ
‫،شگفت‌انگیز از سینه‌اش در میاره

731
00:42:54,280 --> 00:42:55,570
‫تا قدرت حلقه رو فعال کنه

732
00:42:55,660 --> 00:42:56,700
‫ها؟

733
00:42:58,160 --> 00:43:00,450
‫بیخیالش، تریکس. خیلی شلم شورباست

734
00:43:00,910 --> 00:43:01,830
‫چیه؟

735
00:43:02,330 --> 00:43:05,170
‫ولش کن. می‌خوای بقیه‌ی
‫داستان رو بشنوی یا نه؟

736
00:43:06,250 --> 00:43:07,830
‫،نمی‌خوام به کسی صدمه بزنم

737
00:43:08,420 --> 00:43:09,790
‫ولی باید بیل رو نجات بدم

738
00:43:09,880 --> 00:43:12,420
‫جواهرات نمی‌تونن شوهرت رو نجات بدن، گرتی

739
00:43:12,510 --> 00:43:13,630
‫دروغ میگی!

740
00:43:14,340 --> 00:43:15,220
‫دروغ میگی

741
00:43:15,800 --> 00:43:17,510
‫اون شب توی کوچه دیدمت

742
00:43:17,970 --> 00:43:19,180
‫تو وسط تیراندازی افرادِ

743
00:43:19,260 --> 00:43:21,890
‫استامپناتو و دار و دسته‌ی
‫بروکلین بریج بودی

744
00:43:22,350 --> 00:43:26,650
‫تو شیش هفت‌تا تیر خوردی و
‫پا شدی و رفتی

745
00:43:26,730 --> 00:43:27,560
‫که اینطور

746
00:43:27,650 --> 00:43:30,520
‫ولی اون ربطی به حلقه‌ی جادویی نداشت

747
00:43:30,900 --> 00:43:32,570
‫همچین چیزی وجود نداره

748
00:43:32,650 --> 00:43:33,690
‫این نمی‌تونه حقیقت داشته باشه

749
00:43:33,780 --> 00:43:37,030
‫بیاید یه بار برای همیشه
‫به این غائله خاتمه بدیم، باشه؟

750
00:43:37,110 --> 00:43:38,030
‫چی؟

751
00:43:42,450 --> 00:43:43,540
‫تو بهم شلیک کردی!

752
00:43:43,620 --> 00:43:44,660
‫آره، کردم

753
00:43:44,750 --> 00:43:46,080
‫خونریزی دارم

754
00:43:47,000 --> 00:43:47,870
‫خونریزی دارم

755
00:43:48,500 --> 00:43:52,840
‫خب، واسه یکی که عاشق جنگـه، خیلی شاکیـه

756
00:43:59,010 --> 00:44:00,050
‫این واقعی نیست

757
00:44:03,850 --> 00:44:04,890
‫نمی‌تونم نجاتش بدم

758
00:44:04,970 --> 00:44:06,730
‫معلومـه که نمی‌تونی

759
00:44:07,480 --> 00:44:11,480
‫پس چرا همه چی رو به خطر
‫انداختی تا سعی کنی اینکارو بکنی؟

760
00:44:12,070 --> 00:44:13,730
‫گرتی، ممکن بود بمیری

761
00:44:17,110 --> 00:44:18,110
‫شکمم...

762
00:44:18,200 --> 00:44:19,410
‫همه می‌میریم، لیلی

763
00:44:21,450 --> 00:44:22,490
‫و این عیبی نداره

764
00:44:25,410 --> 00:44:26,250
‫حقیقت اینه که...

765
00:44:27,790 --> 00:44:31,040
‫ترجیح میدم امروز در تلاش برای
‫،نجات مردی که دوستش دارم بمیرم

766
00:44:33,590 --> 00:44:35,260
‫تا اینکه تا ابد بدون اون زندگی کنم

767
00:44:44,640 --> 00:44:45,970
‫اوه، گرتی

768
00:44:49,890 --> 00:44:51,810
‫من واسه رفتن به زندان زیادی پولدارم!

769
00:44:52,270 --> 00:44:53,150
‫نه!

770
00:44:53,610 --> 00:44:55,900
‫زنگ بزن بابام!
‫زنگ بزن بابام!

771
00:44:57,690 --> 00:44:59,780
‫زنگ بزنید بابام!

772
00:45:04,660 --> 00:45:06,290
‫دوتا کار میشه کرد

773
00:45:08,000 --> 00:45:10,460
‫یا شاهزاده‌ی سوسیسی به سزای اعمالش می‌رسه و

774
00:45:10,540 --> 00:45:12,460
‫،بقیه‌ی جرائم رو میندازیم گردن استامپناتو

775
00:45:13,040 --> 00:45:14,750
‫یا اینکه پای خانم متصدیِ بار رو وسط می‌کشیم

776
00:45:15,960 --> 00:45:17,880
‫اگه می‌خوای اتهامی وارد کنی، تصمیمش با خودتـه

777
00:45:25,890 --> 00:45:28,560
‫بذارید از دورانش با بیل لذت ببره

778
00:45:34,980 --> 00:45:37,980
‫خب، تو آدم عجیبی هستی، ولی...

779
00:45:38,780 --> 00:45:40,110
‫ماجراجویی جالبی داشتیم

780
00:45:40,200 --> 00:45:41,320
‫همم

781
00:45:41,570 --> 00:45:43,110
‫مراقب خودت باش، پسر

782
00:45:45,370 --> 00:45:46,700
‫تو هم همینطور، پیرمرد

783
00:45:54,210 --> 00:45:55,080
‫هی، شرل

784
00:45:56,000 --> 00:45:57,000
‫آم...

785
00:45:57,750 --> 00:45:59,260
‫اتوبوست کی راه میفته؟

786
00:46:00,590 --> 00:46:01,420
‫نیمه شب

787
00:46:05,050 --> 00:46:05,930
‫اوه، آره

788
00:46:07,180 --> 00:46:10,060
‫،پس اگه عجله کنی
‫هنوز می‌تونی بهش برسی

789
00:46:12,980 --> 00:46:13,810
‫آره

790
00:46:20,690 --> 00:46:21,570
‫شرل!

791
00:46:26,450 --> 00:46:27,410
‫آم...

792
00:46:28,330 --> 00:46:29,160
‫من...

793
00:46:30,580 --> 00:46:32,040
‫تو این فکر بودم که...

794
00:46:34,040 --> 00:46:35,540
‫اگه مشکلی نداری...

795
00:46:38,670 --> 00:46:39,880
‫شاید منم بتونم باهات بیام

796
00:46:42,220 --> 00:46:43,880
‫تا دموین راه درازیـه، جک

797
00:46:46,340 --> 00:46:47,180
‫خوبـه

798
00:46:49,390 --> 00:46:50,720
‫اینطوری می‌تونیم با هم صحبت کنیم

799
00:46:53,270 --> 00:46:54,140
‫بیا اینجا

800
00:47:04,530 --> 00:47:07,660
‫خب، حلقه رو پس دادم و
‫دِینم رو ادا کردم

801
00:47:07,740 --> 00:47:09,200
‫خداحافظ تا چند صد سال دیگه؟

802
00:47:13,160 --> 00:47:14,040
‫نه

803
00:47:14,120 --> 00:47:17,830
‫،خب، تو خیلی خوب چونی می‌زنی
‫ولی باشه، یه قصر هم می‌ذارم روش

804
00:47:18,420 --> 00:47:21,750
‫یه ۲۲ خوابـه توی اتریش دارم که
‫اصلاً بمبارون نشده

805
00:47:22,670 --> 00:47:24,300
‫من قصر نمی‌خوام

806
00:47:24,380 --> 00:47:26,470
‫خب، دیگه داری لجبازی می‌کنی

807
00:47:27,300 --> 00:47:28,220
‫کورتس

808
00:47:30,050 --> 00:47:31,310
‫مونتزوما

809
00:47:31,390 --> 00:47:33,270
‫ویلی، شاهزاده‌ی سوسیسی

810
00:47:34,180 --> 00:47:36,270
‫،همه به خیال خودشون
‫می‌خوان تا ابد زندگی کنن

811
00:47:38,060 --> 00:47:41,070
‫ولی همینطوریشم یه چیز خیلی باارزش‌تر دارن

812
00:47:42,780 --> 00:47:44,190
‫حق با گرتی بود

813
00:47:45,990 --> 00:47:47,530
‫مسئله اینه که بدونی پایانی هست

814
00:47:49,490 --> 00:47:51,530
‫همینـه که بقیه‌اش رو باارزش می‌کنه

815
00:47:52,660 --> 00:47:54,870
‫همین اونا رو به هم نزدیک می‌کنه

816
00:47:56,000 --> 00:47:59,420
‫،همین بهشون شجاعت می‌بخشه
‫حتی وقتی دلیلی واسه شجاع بودن نیست

817
00:48:01,420 --> 00:48:03,710
‫فکر کنم به قدر کافی جاودانه بودم

818
00:48:20,060 --> 00:48:22,110
‫می‌خوام این دست تو باشه

819
00:48:25,190 --> 00:48:27,950
‫وقتی اینکارو بکنی، دیگه راه برگشتی نیست

820
00:48:29,070 --> 00:48:30,410
‫مطمئنی؟

821
00:48:32,660 --> 00:48:33,530
‫فقط یه چیزی

822
00:48:33,620 --> 00:48:35,870
‫خواسته‌هات تمومی نداره، مگه نه؟

823
00:48:36,620 --> 00:48:38,620
‫ولی گمونم الان دیگه داره

824
00:48:41,960 --> 00:48:44,880
‫می‌خوای بچه‌هات رو بیارم باهاشون خداحافظی کنی؟

825
00:48:46,590 --> 00:48:48,590
‫و هر چی توی جهنم یاد گرفتن رو خراب کنم؟

826
00:48:49,380 --> 00:48:50,340
‫به هیچ وجه

827
00:48:51,390 --> 00:48:52,850
‫بچه‌های من بی‌نقصن

828
00:48:54,010 --> 00:48:54,890
‫اونا نمی‌تونن...

829
00:48:55,810 --> 00:48:57,930
‫تبعید بشن، چون خونه‌ای ندارن

830
00:48:58,690 --> 00:49:01,480
‫،نمی‌تونن ترک بشن
‫چون خانواده‌ای ندارن

831
00:49:01,980 --> 00:49:04,730
‫هرگز از باغ معروف بیرون نمیشن

832
00:49:04,820 --> 00:49:07,150
‫نباید بهشون بگی امروز چیکار کردم، لوسیفر

833
00:49:09,570 --> 00:49:11,660
‫نه اگه قراره شکست‌ناپذیر باشن

834
00:49:12,700 --> 00:49:13,990
‫خب، بهت قول میدم

835
00:49:15,870 --> 00:49:16,740
‫خب...

836
00:49:17,290 --> 00:49:19,160
‫فکر نمی‌کردم اینو بگم، ولی...

837
00:49:20,250 --> 00:49:21,750
‫از بقیه‌ی عمرت لذت ببر

838
00:49:28,880 --> 00:49:29,970
‫همچنین

839
00:49:58,410 --> 00:50:01,040
‫جاودانگی لیلیث توی اون حلقه‌ست؟

840
00:50:03,250 --> 00:50:04,130
‫آره

841
00:50:04,630 --> 00:50:05,880
‫گمونم همینطوره

842
00:50:07,300 --> 00:50:11,380
‫،ولی تا جایی که به من مربوطـه
‫تنها ویژگی خاصش اینه که...

843
00:50:13,430 --> 00:50:15,140
‫منو یاد یه دوست قدیمی میندازه

844
00:50:17,760 --> 00:50:19,720
‫خب، جک و شرلی چی شدن؟

845
00:50:20,220 --> 00:50:22,020
‫بقیه‌ی عمرشون به خوبی و خوشی زندگی کردن؟

846
00:50:22,100 --> 00:50:25,100
‫خب، به دموین نقل مکان کردن، پس...

847
00:50:25,310 --> 00:50:26,150
‫احتمالاً نه

848
00:50:27,980 --> 00:50:31,860
‫مامانم میگه سر و کله زدن با مشکلاتت
‫تنها راه برای پشت سر گذاشتن‌شونـه

849
00:50:33,110 --> 00:50:36,320
‫شرط می‌بندم جک و شرلی تمام مدت که توی
‫اتوبوس بودن حرف زدن و مشکلات‌شون رو حل کردن

850
00:50:37,990 --> 00:50:38,830
‫آره

851
00:50:39,240 --> 00:50:40,540
‫آره، احتمالاً همینطوره

852
00:50:42,210 --> 00:50:43,040
‫درسته

853
00:50:43,500 --> 00:50:44,710
‫داستان تمومـه

854
00:50:54,130 --> 00:50:56,510
‫مرسی، لوسیفر. خوش گذشت

855
00:50:57,050 --> 00:50:58,720
‫پیاز داغش رو زیاد نکن

856
00:51:07,400 --> 00:51:08,770
‫داستان رو برات تعریف کرد؟

857
00:51:16,990 --> 00:51:18,620
‫خوب آموزشت دادم، بچه‌جون

858
00:51:23,040 --> 00:51:25,920
‫،روزی روزگاری
‫شیطان رفت به نیویورک

859
00:51:26,580 --> 00:51:28,710
‫سال ۱۹۴۶ بود

860
00:52:12,170 --> 00:52:13,670
‫تو لیلی رز هستی؟

861
00:52:17,470 --> 00:52:18,680
‫شما کی باشی؟

862
00:52:20,760 --> 00:52:21,600
‫منم

863
00:52:22,600 --> 00:52:23,430
‫مزکین

864
00:52:26,560 --> 00:52:30,480
‫لوسیفر بهت گفته من اینجام، مگه نه؟

865
00:52:32,060 --> 00:52:35,820
‫طبیعتاً شیطان باید بهتر از اینا
‫زیپ دهنش رو بسته نگه داره

866
00:52:35,900 --> 00:52:38,320
‫نه، خودم تنها پیدات کردم

867
00:52:38,400 --> 00:52:39,280
‫تو...

868
00:52:40,200 --> 00:52:41,820
‫تمام این مدت اینجا بودی؟

869
00:52:42,410 --> 00:52:44,950
‫یه چیزی رو امتحان کردم.
‫درست از آب در نیومد.

870
00:52:46,040 --> 00:52:46,910
‫همین؟

871
00:52:47,460 --> 00:52:49,120
‫فقط همینو داری بهم بگی؟

872
00:52:50,370 --> 00:52:51,630
‫از جونم چی می‌خوای؟

873
00:52:53,460 --> 00:52:55,210
‫من می‌خواستم بیام ببینمت

874
00:53:00,010 --> 00:53:02,300
‫می‌خواستم بدونم چرا ما رو ول کردی

875
00:53:04,260 --> 00:53:05,680
‫چرا ولم کردی

876
00:53:07,430 --> 00:53:10,310
‫اونکارو کردم تا قوی‌ترت کنم و جواب داد

877
00:53:11,690 --> 00:53:13,150
‫فقط حال و روزت رو ببین

878
00:53:13,980 --> 00:53:17,610
‫می‌بینم که تو به هیچکس نیاز نداری

879
00:53:24,240 --> 00:53:25,080
‫آره

880
00:53:26,620 --> 00:53:27,450
‫حال و روزم رو ببین

881
00:53:28,074 --> 00:53:36,074
‫<font color="#۰۰ffff">ترجمه از آریـن
‫:: Cardinal ::.</font>.

882
00:53:36,098 --> 00:53:44,098
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#fcc۲۰۸">.: FilmoGen.Org :.</font>

