‫﻿۱
00:00:01,960 --> 00:00:03,679
‫در این سریال دیده اید

2
00:00:03,680 --> 00:00:05,099
‫تنها چیزی که میخوام اینه که بفهمم

3
00:00:05,100 --> 00:00:07,219
‫در طول سکس برای بدن چه اتفاقی میافته

4
00:00:07,220 --> 00:00:08,969
‫دکتر ویلیام مسترز

5
00:00:08,970 --> 00:00:12,029
‫اون سلطان علم پزشکی تو رشته خودشه

6
00:00:12,030 --> 00:00:13,799
‫حالا میخوای تو این کار شرکت کنی یا نه؟

7
00:00:13,800 --> 00:00:14,900
‫چطور میتونم کمک کنم؟

8
00:00:15,620 --> 00:00:18,110
‫شما در این تحقیق به عنوان نمونه ای برای

9
00:00:18,120 --> 00:00:20,839
‫دریافت داده هایی برای کسب اطلاعات اندام در

10
00:00:20,840 --> 00:00:22,389
‫حین سکس میباشید

11
00:00:22,390 --> 00:00:25,069
‫این تحقیق هرگز در علم پزشکی جدی گرفته نمیشه

12
00:00:25,070 --> 00:00:27,980
‫اخر کار هم بهت برچسب منحرف بودن میزنن

13
00:00:28,010 --> 00:00:29,849
‫تو....تظاهر به ارضا شدن کردی؟

14
00:00:29,850 --> 00:00:32,239
‫یعنی این کاریـه که همه فاحشه ها میکنن؟

15
00:00:32,240 --> 00:00:35,299
‫این کارو همه زنها میکنن

16
00:00:35,300 --> 00:00:36,329
‫میخوام لوله ها مو باز کنم

17
00:00:36,330 --> 00:00:39,299
‫دارم ازدواج میکنم ،نامزدم میخواد بچه دار شیم

18
00:00:39,300 --> 00:00:40,619
‫نامزدت،همون تاجر بادام زمینی

19
00:00:40,620 --> 00:00:41,270
‫پریتزل

20
00:00:41,271 --> 00:00:43,471
‫امکانش نیست که بتونی دوباره بچه دار شی

21
00:00:43,510 --> 00:00:44,879
‫اولش،با هم یه صحبت دوستانه داشتیم

22
00:00:44,880 --> 00:00:46,799
‫تنها چیزی که میدونم اینه که
‫اگه یه بار دیگه دعوتم کنه خونش

23
00:00:46,800 --> 00:00:48,479
‫میخوام باهاش ازدواج کنم

24
00:00:48,480 --> 00:00:50,499
‫نمیتونم زندگیمو بدون تو تصور کنم

25
00:00:50,500 --> 00:00:52,389
‫تو دیگه منو دوست نداری،درسته.بارتون؟

26
00:00:52,390 --> 00:00:54,849
‫عزیم،اون همجنس بازه

27
00:00:54,850 --> 00:00:56,480
‫من دارم خودمو درمان میکنم

28
00:00:56,520 --> 00:00:58,000
‫دارم با یه دکتر جلسه درمانی میذارم

29
00:00:58,010 --> 00:00:59,710
‫دارم شیوه های درمانی مختلف رو امتحان میکنم

30
00:00:59,720 --> 00:01:00,429
‫بهترینش شک الکتریکیـه

31
00:01:00,430 --> 00:01:01,649
‫یا خدا،بارتون

32
00:01:01,650 --> 00:01:04,099
‫خودمون هم باید تو این تحقیق شرکت داشته باشیم

33
00:01:04,100 --> 00:01:05,499
‫یعنی با بیمارامون سکس داشته باشیم؟

34
00:01:05,500 --> 00:01:06,530
‫با همدیگه

35
00:01:06,570 --> 00:01:08,050
‫ما محقق هستیم

36
00:01:08,290 --> 00:01:09,290
‫ببینیم چی میشه

37
00:01:09,959 --> 00:01:10,959
‫ورجینیا

38
00:01:10,960 --> 00:01:12,320
‫لیلین دیپاول

39
00:01:12,410 --> 00:01:14,220
‫کسی که دور شدنش از کورنل

40
00:01:14,310 --> 00:01:16,569
‫برای ما مایه خرسندیـه

41
00:01:16,570 --> 00:01:17,680
‫کار من اینه که....

42
00:01:17,690 --> 00:01:20,029
‫که درمان سرطان سینه را برای همه زنای جامعه
‫فراهم کنید

43
00:01:20,030 --> 00:01:20,620
‫میدونم.

44
00:01:20,620 --> 00:01:21,160
‫این تنها کاریه که میتونم بکنم

45
00:01:21,161 --> 00:01:22,459
‫تا شرایط رو عوض کنم

46
00:01:22,460 --> 00:01:23,550
‫من سرطان دارم

47
00:01:23,850 --> 00:01:25,640
‫واقعا متاسفم

48
00:01:26,000 --> 00:01:29,329
‫دیگخ مجبورم بیخیال کاری که میخوام بکنم بشم

49
00:01:29,330 --> 00:01:30,709
‫اون(دکتر مسترز)لایق بچه دار شدنه

50
00:01:30,710 --> 00:01:32,559
‫مشکل از تو نیست لیبی

51
00:01:32,560 --> 00:01:33,130
‫از بیله

52
00:01:33,131 --> 00:01:34,369
‫اون کسیه که بچه دار نمیشه

53
00:01:34,370 --> 00:01:35,780
‫من پروندتونو چک کردم

54
00:01:35,790 --> 00:01:37,159
‫تو بارداری

55
00:01:37,160 --> 00:01:38,229
‫این ممکن نیست

56
00:01:38,230 --> 00:01:39,240
‫هست

57
00:01:39,400 --> 00:01:40,679
‫دیگه نمیخوام راجع بهش صحبت کنم

58
00:01:40,680 --> 00:01:42,189
‫پدرت هم همیشه اینجوری حرف میزد

59
00:01:42,190 --> 00:01:44,680
‫دوباره شروع به مقایسه اون با من نکن!

60
00:01:44,690 --> 00:01:46,189
‫میخواستم بهت اینو بدم

61
00:01:46,190 --> 00:01:47,959
‫تو نباید خودتو ارزون بفروشی

62
00:01:47,960 --> 00:01:50,369
‫من خودمو نمیفروشم،همش به خاطر علمه

63
00:01:50,370 --> 00:01:51,650
‫استعفا میدم

64
00:01:52,560 --> 00:01:54,430
‫میبینم که هنوز به منشی احتیاج دارید

65
00:01:55,010 --> 00:01:56,939
‫میخواست بدونم که شما ویرجینا رو
‫برای بعد از ظهر دعوت میکنید؟

66
00:01:56,940 --> 00:02:00,249
‫چون خیلی برای این تحقیق زحمت کشید،خودشو خرج اینکار کرد

67
00:02:00,250 --> 00:02:02,709
‫کاری که ویرجینیا این بعد از ظهر یا هر
‫بعد از ظهر میکنه

68
00:02:02,710 --> 00:02:04,260
‫به ما ربطی نداره

69
00:02:04,330 --> 00:02:05,879
‫وقتی صحبت از سکس میشه

70
00:02:05,880 --> 00:02:10,049
‫زنان برتری هایی دارن که اونارو از مردا متمایز میکنه

71
00:02:10,050 --> 00:02:12,670
‫این بی اخلاقی ها تو این بیمارستان جایی نداره

72
00:02:12,770 --> 00:02:14,469
‫میخوام بعد از اینجا تو دفترم جلسه داشته باشیم

73
00:02:14,470 --> 00:02:17,339
‫دنیا با ادمای یک دنده مهربون نیست،بیل

74
00:02:17,340 --> 00:02:18,610
‫تو اخراجی

75
00:02:19,730 --> 00:02:20,820
‫با من ازدواج میکنی؟

76
00:02:23,100 --> 00:02:24,449
‫دست آخر فهمیدم

77
00:02:24,450 --> 00:02:27,030
‫فقط یه چیز وجود داره که نمیتونم
‫بدون اون زندگی کنم

78
00:02:27,780 --> 00:02:28,790
‫اون تو هستی

79
00:02:28,815 --> 00:02:32,840
‫<font color="#ff۰۰۸۰"><b>جهان زیر نویس با افتخار تقدیم میکند</b></font>

80
00:02:32,865 --> 00:02:34,865
‫کاری از مهدی

81
00:04:41,040 --> 00:04:42,189
‫خانم جانسون

82
00:04:42,190 --> 00:04:43,370
‫دکتر کرِین

83
00:04:51,840 --> 00:04:54,880
‫دکتر ادلر،لطفاً با ۸۲۴ تماس بگیرید

84
00:04:58,219 --> 00:04:59,219
‫شما باید همین الان برید بیرون

85
00:04:59,220 --> 00:05:00,339
‫مثلاً اینجا زنونستا

86
00:05:00,340 --> 00:05:02,049
‫از همون وقتی که تو اون فیلم

87
00:05:02,050 --> 00:05:02,750
‫اونجوری لخت دیدمت....
‫اون من نبودم

88
00:05:02,760 --> 00:05:03,489
‫نمیتونم بهت فکر نکنم

89
00:05:03,490 --> 00:05:05,409
‫تازه اگرم من بودم...

90
00:05:05,410 --> 00:05:06,559
‫میخوام شام باهم بریم بیرون

91
00:05:06,560 --> 00:05:08,399
‫چی؟نه شامی وجود داره!و نه هیچی دیگه

92
00:05:08,400 --> 00:05:08,970
‫ویرجینیا

93
00:05:08,971 --> 00:05:10,349
‫دکتر کرین،باید به اطلاعتون برسونم

94
00:05:10,350 --> 00:05:13,249
‫منو تو هر وضعیت سخیفی
‫نمیتونید تصاحب کنید

95
00:05:13,250 --> 00:05:14,249
‫ای بابا،بی خیال

96
00:05:14,250 --> 00:05:15,660
‫دنیس،داری چی کار؟

97
00:05:19,350 --> 00:05:20,490
‫ضربه خوبی بود

98
00:05:22,470 --> 00:05:24,670
‫من فقط دارم میگم قضیه رو شخصی برداشت نکن

99
00:05:24,690 --> 00:05:27,039
‫کرین یه جراح کالبد شناسی ـه،خب؟
‫اونا همشون یه جورایی منحرف ـن

100
00:05:27,040 --> 00:05:29,490
‫فقط صحبت اون نیست

101
00:05:29,610 --> 00:05:31,039
‫از زمان ارائه اون تحقیق

102
00:05:31,040 --> 00:05:33,400
‫ده ها بار تو روز تو یه همچین
‫شرایطی قرار میگیرم

103
00:05:33,730 --> 00:05:35,449
‫کلی یادداشت رو شیشه ماشینم میذارن

104
00:05:35,450 --> 00:05:39,429
‫همین امروز...یه دیلدو ...گذاشته بودن رو میزم
‫(دیلدو:آلت مصنوعی)

105
00:05:39,430 --> 00:05:41,129
‫کار یکی از دخترای بخش ـه،شک ندارم

106
00:05:41,130 --> 00:05:42,759
‫خدای من.زنا چقدر از راه به در شدن

107
00:05:42,760 --> 00:05:44,459
‫عواقب مالی ـی هم که برام داشته رو دیگه نپرس

108
00:05:44,460 --> 00:05:48,039
‫پولی که دیپاول میده...حتی خرجای معمولی رو هم
‫نمیشه باهاش انجام داد

109
00:05:48,040 --> 00:05:49,109
‫دیگه خرجای اضافی رو فراموش کن

110
00:05:49,110 --> 00:05:51,159
‫وبا وجود این لکه ننگی که رو پیشونیم خورده

111
00:05:51,160 --> 00:05:53,560
‫مطمئنم اصلا ممکن نیست که بتونم
‫ارتقا شغلی بگیرم

112
00:05:53,600 --> 00:05:54,710
‫اون تحقیق

113
00:05:55,390 --> 00:05:57,840
‫بذار صادقانه بگم،از نفرین مومیایی هم بدتر بود

114
00:06:00,030 --> 00:06:01,699
‫ببین،نظرت در مورد کال و متریک چیه؟

115
00:06:01,700 --> 00:06:02,960
‫من کال رو نمیشناسم

116
00:06:03,260 --> 00:06:06,090
‫نه.خبالیس داشت دیگه دیوونه میشد

117
00:06:06,100 --> 00:06:07,489
‫اون دیگه داشت از خودش متنفر میشد

118
00:06:07,490 --> 00:06:08,589
‫کل زندگیش تو بچه داری خلاصه شده بود

119
00:06:08,590 --> 00:06:10,789
‫اون شروع به فروش کال و متریک کرد

120
00:06:10,790 --> 00:06:13,880
‫که یه جور رژیم مخصوص خانومای خانه دار بود

121
00:06:15,590 --> 00:06:17,019
‫نه،خیلی آسونه.فقط باید از قوانین پیروی کنی

122
00:06:17,020 --> 00:06:19,190
‫همون قوانینی که میگن ما زنا چاقیم؟

123
00:06:19,610 --> 00:06:23,029
‫یه قانون به زنا میگه که
‫مثلا فیلیس

124
00:06:23,030 --> 00:06:24,999
‫دور کمرشو مثل ریتا هاویرس کنه
‫(مدل مطرح)

125
00:06:25,000 --> 00:06:27,730
‫و پایین تنش هم مثل هنری پنجم بزرگ بشه

126
00:06:28,580 --> 00:06:29,709
‫تو باید به فیلیس بگی که

127
00:06:29,710 --> 00:06:31,699
‫الان دیگه شب جمعه های بلند و غریبانه ـش
‫دیگه رو به پایانه

128
00:06:31,700 --> 00:06:33,479
‫چون که تو چیزی میدونی که

129
00:06:33,480 --> 00:06:36,250
‫باسنشو به اندازه صورتش زیبا میکنه

130
00:06:37,790 --> 00:06:39,530
‫منو اینجوری نگاه نکن.از الیس بپرس

131
00:06:39,940 --> 00:06:42,699
‫کلی وزن کم کرده
‫انرژی خیلی زیادی به دست آورده

132
00:06:42,700 --> 00:06:44,199
‫و البته اونقدر پول جمع کرده که بتونه

133
00:06:44,200 --> 00:06:46,930
‫برای خودش یه کمد لباس جادار بخره تا بتونه
‫لباس جدیدشو توش بذاره

134
00:06:46,950 --> 00:06:48,689
‫زنت هنوز اینقدر بهت اهمیت میده که

135
00:06:48,690 --> 00:06:50,080
‫به خاطرت زیر پوش جدید بخره؟

136
00:06:50,090 --> 00:06:52,730
‫زن من برای قلب بخشنده ـش لایق تقدیر شدنه

137
00:06:53,420 --> 00:06:55,880
‫فقط تعجبم ازینه که چرا قبلنا درکش نمیکردم

138
00:06:57,800 --> 00:07:01,920
‫خب،زنت چقدر خرج زیرپوش جدید خریدن میکنه؟

139
00:07:01,930 --> 00:07:03,950
‫فکر کنم ۱۰۰ تا تو ماه ارزششو داشته باشه

140
00:07:05,240 --> 00:07:07,719
‫گوش کن ببین چی میگم ویرجینیا
‫نفرین مومیایی رو پشت سر بذار

141
00:07:07,720 --> 00:07:10,810
‫چون وقتی که کارناوان مقبره توتن هامون رو باز کرد

142
00:07:12,320 --> 00:07:13,519
‫هر چیزی که اونجا بود باعث شد که

143
00:07:13,520 --> 00:07:16,030
‫چهار ماه بعد به خاطر نیش یه پشه بمیره

144
00:07:16,080 --> 00:07:17,990
‫اونوقت راجع بع اون معبد چی میگن؟

145
00:07:18,110 --> 00:07:19,659
‫مرگ سرغ اونی رفت که نبود پارسا

146
00:07:19,660 --> 00:07:22,280
‫رفت دنبال نبش قبر پادشاه

147
00:07:23,170 --> 00:07:24,170
‫خب...

148
00:07:24,830 --> 00:07:28,349
‫خب تحقیق ما که نه مقبره ای داره و نه پادشاهی

149
00:07:28,350 --> 00:07:29,650
‫اوه، پادشاه که داره

150
00:07:32,750 --> 00:07:35,790
‫دکتر کانرز به اورژانس،اتاق ۲۰۱

151
00:07:39,030 --> 00:07:41,369
‫اونا میگن که من بعدش نمیتونم رانندگی کنم

152
00:07:41,370 --> 00:07:44,060
‫و خب از اونجایی که مارگارت نمیدونه من اینجا هستم

153
00:07:48,040 --> 00:07:50,669
‫میخواستم اگه بشه اینبارو ازت سوء استفاده کنم

154
00:07:50,670 --> 00:07:54,430
‫از اونجایی که دیگه این کار همیشگیم خواهد بود
‫باید خودم بتونم باهاش کنار بیام

155
00:07:59,240 --> 00:08:02,059
‫به دکتر اندرز هم گفتم تو باید شاهد معالجه باشی

156
00:08:02,060 --> 00:08:06,210
‫اون تو کار خودش خیلی اعتبار داره
‫به حر حال بهترینه

157
00:08:09,490 --> 00:08:12,880
‫در هر حال حق منه که بهترین دکترو داشته باشم

158
00:08:47,040 --> 00:08:50,330
‫چی؟این چیه؟

159
00:08:50,340 --> 00:08:52,250
‫تو تو بیمارستانی،بارتون

160
00:08:52,840 --> 00:08:55,070
‫معالجت یک ساعت پیش تموم شد

161
00:08:55,390 --> 00:08:57,930
‫معالجه؟برای چی؟

162
00:08:58,420 --> 00:09:00,780
‫من...نمیفهمم

163
00:09:01,380 --> 00:09:03,160
‫تو باید استراحت کنی،بارتون

164
00:09:05,560 --> 00:09:07,209
‫اوه،ببخشید

165
00:09:07,210 --> 00:09:09,569
‫من...نمیدونم چمه

166
00:09:09,570 --> 00:09:10,980
‫این فقط یه لباسه

167
00:09:12,070 --> 00:09:13,410
‫مارگارت کجاست؟

168
00:09:13,510 --> 00:09:14,900
‫من مارگارت رو میخوام

169
00:09:16,080 --> 00:09:17,240
‫لطفا

170
00:09:17,670 --> 00:09:19,100
‫من چرا اینجام؟

171
00:09:19,690 --> 00:09:22,259
‫لطفاً به مارگارت زنگ بزنید.من نمیفهمم چه خبره

172
00:09:22,260 --> 00:09:25,300
‫این حالتت به زودی رفع میشه

173
00:09:25,800 --> 00:09:28,360
‫چی؟من چرا

174
00:09:43,700 --> 00:09:45,710
‫علم ساخت موشک که نیست

175
00:09:45,720 --> 00:09:48,559
‫محصول مارو میخری و پولتو ذخیره میکنی

176
00:09:48,560 --> 00:09:50,050
‫خب،البته نه همه پولتو

177
00:09:50,060 --> 00:09:52,480
‫یه درصدی باید به مدیرت برسه

178
00:09:53,260 --> 00:09:54,560
‫من مدیریت هستم

179
00:09:54,810 --> 00:09:59,080
‫درسته.ولی من ...نمیتونم
‫قرص ها رو  نقداً بخرم

180
00:09:59,430 --> 00:10:01,289
‫من براین اینجا هستم که
‫پول به دست بیارم

181
00:10:01,290 --> 00:10:04,600
‫پولی که البته ندارم تا قرصها رو بخرم

182
00:10:05,140 --> 00:10:06,489
‫خب ،من میتونم قرصها رو بهت بدم

183
00:10:06,490 --> 00:10:08,819
‫ولی سهمی که باید به من بدی
‫بالاتر میره

184
00:10:08,820 --> 00:10:09,539
‫چقدر؟

185
00:10:09,540 --> 00:10:11,390
‫میشه ۵۰٪ به جای ۲۰٪

186
00:10:11,750 --> 00:10:12,750
‫بهش میگن رشد اقتصادی

187
00:10:12,751 --> 00:10:13,751
‫اره خب

188
00:10:14,460 --> 00:10:17,320
‫شما نمیتونید با فقیر کردن پولدارا
‫فقیرا رو پول دار کنید

189
00:10:17,920 --> 00:10:19,100
‫این جمله از خودته؟

190
00:10:19,640 --> 00:10:21,950
‫خب وینستون چرچیل قبل از من گفتتش

191
00:10:25,020 --> 00:10:26,500
‫حالا این قرصها واقعاً کارایی دارن؟

192
00:10:26,510 --> 00:10:30,140
‫وقتی من شروع کردم ۹۰ کیلو بودم

193
00:10:30,760 --> 00:10:32,570
‫باشه  ۱۴۰ کیلو بودم

194
00:10:32,630 --> 00:10:34,849
‫بعدش راجع بع مرگ چینی ها از گرسنگی خوندم

195
00:10:34,850 --> 00:10:35,789
‫راجع به قحطی که اونجا اومده

196
00:10:35,790 --> 00:10:37,909
‫کی میدونه شاید ما نفر بعدی باشیم؟

197
00:10:37,910 --> 00:10:39,689
‫برا همینه که دخترای جوون از چاق شدن میترسن

198
00:10:39,690 --> 00:10:41,410
‫من بهش به عنوان یه تضمین نگاه میکنم

199
00:10:43,960 --> 00:10:45,620
‫فقط از دستورات پیروی کن

200
00:10:45,710 --> 00:10:48,040
‫خب من معمولا خودم بهتر عمل میکنم

201
00:10:48,050 --> 00:10:50,159
‫وقتی که به صورت خودجوش با مردم حرف میزنم

202
00:10:50,160 --> 00:10:52,020
‫میدونی،از ته قلبم

203
00:10:52,070 --> 00:10:54,709
‫پس من بهت پیشنهاد میکنم نمایش بدیهه سرایی ترتیب بده

204
00:10:54,710 --> 00:10:57,790
‫اگه قرار برای من کار کنی
‫از قوانین پیروی میکنی

205
00:10:58,940 --> 00:11:02,300
‫من خودم رانندگی میکنم
‫چن تا خیابون اونور تره

206
00:11:02,550 --> 00:11:03,970
‫نه تو رانندگی نمیکنی

207
00:11:04,360 --> 00:11:05,459
‫جدی؟پس بریم

208
00:11:05,460 --> 00:11:07,030
‫الان احساس خیلی بهتری دارم

209
00:11:08,050 --> 00:11:10,039
‫من فکر نمینم از این کار جواب بگیری،بارتون

210
00:11:10,040 --> 00:11:13,179
‫تصور من اینه که شک الکتریکی غیر قابل پیش بینی ـه

211
00:11:13,180 --> 00:11:14,659
‫همینطور میتونه آثار سوءجانبی هم داشته باشه

212
00:11:14,660 --> 00:11:18,200
‫از اونور هم هیچ تضمینی نیست که بتونه مشکل تو رو درمان کنه

213
00:11:18,910 --> 00:11:21,010
‫از نظر من تو باید همین الان درمانتو متوقف کنی

214
00:11:22,980 --> 00:11:25,940
‫خب،نشون دادی که دوست خوبی هستی

215
00:11:28,300 --> 00:11:31,280
‫فقط درمورد حرفام فکر کن.لطفا

216
00:11:40,070 --> 00:11:42,009
‫دکتر هلدن.خوش آمدید

217
00:11:42,010 --> 00:11:43,290
‫روز سختی بود.قربان؟

218
00:11:44,000 --> 00:11:46,950
‫اوه،بله.بیمارای زیادی داشتم

219
00:11:47,020 --> 00:11:48,820
‫کار شما کار با ارزشی ـه قربان

220
00:11:49,370 --> 00:11:51,370
‫لباساتون رو که گفته بودید بشورن
‫بفرستم به اتاقتون؟

221
00:11:51,920 --> 00:11:53,089
‫ممنون میشم

222
00:11:53,090 --> 00:11:54,620
‫والبته مقداری هم یخ

223
00:11:55,200 --> 00:11:56,800
‫شب خوبی داشته باشید.دکتر

224
00:13:25,530 --> 00:13:27,280
‫داری نبضمو میگیری؟

225
00:13:29,700 --> 00:13:31,400
‫بیشترین شبیه کورمال کورمال راه رفتن ـه

226
00:13:32,730 --> 00:13:37,090
‫هیچ تجهیزاتی نداریم
‫رو جدول هم چیزی وارد نکردیم

227
00:13:37,930 --> 00:13:41,350
‫چجوری میتونیم اتفاقی که بینمون افتاده رو
‫تحلیل کنیم؟

228
00:13:56,900 --> 00:13:58,130
‫میخوای جواب بدی؟

229
00:14:03,080 --> 00:14:05,379
‫دیروقت ـه.شاید اتفاق مهمی افتاده باشه

230
00:14:05,380 --> 00:14:06,470
‫اتان ـه

231
00:14:10,910 --> 00:14:13,080
‫اینقدر زنگ میزنه تا جواب بدم

232
00:14:14,890 --> 00:14:16,080
‫مثل یه سگ گله

233
00:14:17,010 --> 00:14:20,079
‫اینقدر پارس میکنه تا یه نفر بهش توجه کنه

234
00:14:20,080 --> 00:14:21,390
‫دقیقاً

235
00:14:23,330 --> 00:14:26,270
‫اتان ازم خواست باهاش ازدواج کنم

236
00:14:30,080 --> 00:14:33,780
‫بعدش؟تو بهش چه جوابی دادی؟

237
00:14:35,750 --> 00:14:38,480
‫هیچی...هنوز هیچی

238
00:14:59,840 --> 00:15:00,900
‫نه،همین جا بودم

239
00:15:02,760 --> 00:15:03,760
‫اتان

240
00:15:05,960 --> 00:15:07,290
‫اتان.من عذر میخوام

241
00:15:11,030 --> 00:15:12,620
‫الان اوضاع فرق کرده

242
00:15:15,520 --> 00:15:16,520
‫نه

243
00:15:17,040 --> 00:15:19,790
‫نه.ربطی به اون نداره

244
00:15:23,660 --> 00:15:27,080
‫تو مرد خوبی هستی
‫بچه ها هم تا پای جونشون دوست دارن

245
00:15:33,680 --> 00:15:34,800
‫ولی

246
00:15:38,390 --> 00:15:39,800
‫من به اینجا تعلق دارم

247
00:16:14,790 --> 00:16:15,970
‫دکتر هلدن

248
00:16:21,910 --> 00:16:25,390
‫میبینید انگشت دومیش از انگشت شستش بزرگتره؟

249
00:16:26,160 --> 00:16:29,049
‫یه جا خوندم که این نشونه هوش وذکاوته

250
00:16:29,050 --> 00:16:31,350
‫من فکر میکردم شما قرار امروزتون رو کنسل میکنید

251
00:16:31,540 --> 00:16:32,299
‫چرا باید اینکارو بکنم؟

252
00:16:32,300 --> 00:16:34,559
‫خودتون گفته بودید سه هفتگیش باید
‫بیارمش پیشتون

253
00:16:34,560 --> 00:16:35,439
‫نه.منظورم اینه که

254
00:16:35,440 --> 00:16:38,520
‫زیاد هوشمندانه نیست بعد افتضاحی که بیل به بار آورد

255
00:16:39,120 --> 00:16:40,970
‫شما به این بیمارستان بیاید

256
00:16:42,780 --> 00:16:44,139
‫مشکل فقط اینه که همسر من و رییس بیمارستان

257
00:16:44,140 --> 00:16:46,199
‫از یه منظر به این تحقیق نگاه نمیکنن

258
00:16:46,200 --> 00:16:47,289
‫خدای من،این خنده داره.اینطور نیست؟

259
00:16:47,290 --> 00:16:49,859
‫ما هیچوقت نمیدونیم وقتی میگیم بله
‫کارمون به کجا میکشه
‫(منظورش ازدواجـه)

260
00:16:49,860 --> 00:16:52,510
‫مهم اینه که آدم خودشو سرزنش نکنه

261
00:16:52,540 --> 00:16:54,289
‫مگه النور فیش میدونست بعد از اینکه

262
00:16:54,290 --> 00:16:55,540
‫با آلبرت فیش ازدواج کنه چه اتفاقی میافته؟

263
00:16:55,550 --> 00:16:56,580
‫آلبرت...

264
00:16:56,770 --> 00:16:58,359
‫یه خون خوار که اهل بروکلین بود

265
00:16:58,360 --> 00:17:01,130
‫کلی آدم کشت که اکثرشون بچه بودن

266
00:17:01,660 --> 00:17:03,229
‫شایعاتی هم در مورد خوردنشون بود

267
00:17:03,230 --> 00:17:04,039
‫جالب اینجاست که

268
00:17:04,040 --> 00:17:06,510
‫همسرش همش کنارش بوده بدون اینکه بهش شک کنه

269
00:17:06,680 --> 00:17:11,119
‫دکتر بگنر همسر من یه دکترزنان و زایمان بی نظیره که

270
00:17:11,120 --> 00:17:13,749
‫این تشکیلات به حضورش افتخار میکنه

271
00:17:13,750 --> 00:17:16,140
‫و افتخارات زیادی رو برای این جا به دست آورده

272
00:17:16,150 --> 00:17:18,180
‫چیزی که شما حتی نمیتونید تو خواب هم ببینید

273
00:17:36,500 --> 00:17:37,550
‫سلام

274
00:17:38,390 --> 00:17:40,989
‫سلام شما باید جدید آمده باشید اینجا.

275
00:17:40,990 --> 00:17:43,299
‫من جینی هستم.جینی جانسون

276
00:17:43,300 --> 00:17:44,829
‫از کدوم بخش هستید؟

277
00:17:44,830 --> 00:17:46,399
‫پذیرش.من ایوون هستم

278
00:17:46,400 --> 00:17:47,540
‫شما اینجا چی دارید؟

279
00:17:48,450 --> 00:17:50,889
‫خب ایوون ما اینجا

280
00:17:50,890 --> 00:17:53,589
‫یه محصول بینظیر رو داریم

281
00:17:53,590 --> 00:17:57,659
‫بهش میگیم کال و متریک
‫برای کاهش وزن حرف نداره

282
00:17:57,660 --> 00:18:01,299
‫به طور مثال...میدونی چه حسی داشت وقتی که داشتی

283
00:18:01,300 --> 00:18:03,419
‫بچتو تو شکمت حمل میکردی؟

284
00:18:03,420 --> 00:18:05,809
‫من خودم دوتا دارم و  میدونم حسش چیه

285
00:18:05,810 --> 00:18:07,669
‫و اگر نتونی بعد از بارداری به حالت اول

286
00:18:07,670 --> 00:18:08,940
‫من بچه ندارم

287
00:18:10,659 --> 00:18:11,659
‫اهان.باید میدونستم

288
00:18:11,660 --> 00:18:16,399
‫خب...اگر روزی چند تا از این قرص ها بخورید

289
00:18:16,400 --> 00:18:19,279
‫و فقط سه تا از  اونا

290
00:18:19,280 --> 00:18:22,279
‫میتونید بعد از اون اون ۹ ماه بهترین بخش زندگیتونو داشته باشید

291
00:18:22,280 --> 00:18:26,150
‫بدون حتی یک گرم اضافه وزن

292
00:18:33,650 --> 00:18:35,289
‫ببین چجوری چونه کوچولوشو تکون میده

293
00:18:35,290 --> 00:18:36,039
‫میدونم

294
00:18:36,040 --> 00:18:37,890
‫معمولا معنبش اینه که الان میخواد گریه کنه

295
00:18:38,380 --> 00:18:40,600
‫تو بغلش کن.برو

296
00:18:40,880 --> 00:18:43,080
‫مطمئنم تو بهتر از من اینکارو میکنی

297
00:18:50,910 --> 00:18:52,609
‫باشه
‫دیدی؟

298
00:18:52,610 --> 00:18:54,870
‫بوی شیر میده

299
00:18:56,350 --> 00:18:57,939
‫درسته؟هنری هم همین بو رو میداد

300
00:18:57,940 --> 00:18:59,249
‫تیشا بیشتر بوی دارچین میداد

301
00:18:59,250 --> 00:19:01,049
‫داری قرص رژیمی میفروشی؟

302
00:19:01,050 --> 00:19:01,720
‫نه

303
00:19:01,721 --> 00:19:05,159
‫خب منظورم اینه که ...هنوز یکی هم نفروختم

304
00:19:05,160 --> 00:19:06,390
‫خودتم استفاده میکنی؟

305
00:19:06,850 --> 00:19:08,390
‫چرا من باید بخورمشون؟

306
00:19:08,770 --> 00:19:11,169
‫من همین الانشم جوون ترین و شایسته ترین

307
00:19:11,170 --> 00:19:14,110
‫مجرد تو این بیمارستان هستم

308
00:19:14,410 --> 00:19:17,609
‫همون جون مجردی که نیاز به یه پزشک کودکان داره
‫(اشاره به اتان)

309
00:19:17,610 --> 00:19:20,469
‫از اونجایی که قبلی ـه بیل رو به یه روانی تشبیه کرد

310
00:19:20,470 --> 00:19:22,669
‫چی؟دکتر بگنر؟

311
00:19:22,670 --> 00:19:24,099
‫پیش دکتر دیگه هم رفتم

312
00:19:24,100 --> 00:19:25,350
‫اون یه جور دیگه نگاه میکرد

313
00:19:25,380 --> 00:19:29,859
‫این تحقیق مثل بارون اسیدی زندگی
‫هممونو مختل کرده

314
00:19:29,860 --> 00:19:30,860


315
00:19:31,020 --> 00:19:33,469
‫به من ترحم میکنن و تیکه میندازن

316
00:19:33,470 --> 00:19:35,719
‫بیلم که...برای بیل اصلاً خوب نیست

317
00:19:35,720 --> 00:19:37,329
‫که کل روز رو بشینه تو خونه

318
00:19:37,330 --> 00:19:39,240
‫من الان نیاز به یه راهکار دارم

319
00:19:39,900 --> 00:19:42,220
‫واقعاً چه جوری میتونم برش گردونم سر کار؟

320
00:19:45,070 --> 00:19:47,849
‫لیب بهم بگو کی خواستی بیل رو مجبور به کاری کنی

321
00:19:47,850 --> 00:19:49,470
‫و موفق شدی؟

322
00:19:50,380 --> 00:19:51,380
‫هیچ وقت

323
00:19:51,390 --> 00:19:53,450
‫اگر اون فکر کنه داره مجبور به کاری میشه

324
00:19:53,460 --> 00:19:56,290
‫میدونم.نتیجه عکس میده

325
00:19:58,750 --> 00:20:00,640
‫ولی اگر جای من بودی چه کار میکردی؟

326
00:20:05,310 --> 00:20:06,450
‫اگر جای تو بودم

327
00:20:07,080 --> 00:20:11,310
‫اول از همه به این شیر کوچولو رسیدگی میکردم

328
00:20:15,430 --> 00:20:17,680
‫و صد البته که بیشتر به خودم میرسیدم

329
00:20:18,040 --> 00:20:19,220
‫این همه کاری ـه که میتونی بکنی

330
00:20:24,760 --> 00:20:27,340
‫مجلس خیریه سنت لوییس جای خیلی مهمی ـه

331
00:20:27,570 --> 00:20:30,270
‫علاوه بر اون داگ گریت هاوس و همسرش تاتی
‫میزبان این برنامه هستن

332
00:20:30,910 --> 00:20:33,250
‫داگ گریت هاوس یه آدم خرفت و کند ذهن ـه

333
00:20:33,296 --> 00:20:34,296
‫خب هرچی باشه اون الان

334
00:20:34,320 --> 00:20:36,770
‫اون الان ریاست بخش زایمان بیمارستان یادگار  رو بر عهده داره

335
00:20:36,940 --> 00:20:38,950
‫خب پس به این خاطر داری منو
‫میکشونی اونجا که

336
00:20:39,040 --> 00:20:42,080
‫پاچه خواری ـه اون ابله رو بکنم
‫تا بهم کار بده؟

337
00:20:43,140 --> 00:20:46,650
‫شما دو تا اینقدر خوش تیپ شدید که باید
‫ازتون به عنوان زوج نمونه یاد بشه

338
00:20:46,970 --> 00:20:50,330
‫اسی داشت یادم میرفت،براش یه شیشه شیر اضافه گذاشتم تو یخچال

339
00:20:50,400 --> 00:20:52,450
‫به همسایه هم خبر دادم که تو اینجا هستی

340
00:20:52,830 --> 00:20:55,190
‫البته فقط محض احتیاط

341
00:20:55,330 --> 00:20:57,190
‫عزیزم مشکلی پیش نمیاد

342
00:20:57,370 --> 00:20:59,720
‫این کوچولو الان دیگه پیش مادر بزرگ خودشه

343
00:21:01,440 --> 00:21:03,520
‫مثل یه معجزه میمونه.نه؟

344
00:21:03,730 --> 00:21:04,990
‫مثل یه شروع دوباره

345
00:21:05,970 --> 00:21:09,910
‫این پسر کوچولو ـی خوشگل به این دنیا آورده شد
‫تا زندگی همه مارو نجات بده

346
00:21:10,050 --> 00:21:11,360
‫مادر یه دفعه بگو مسیحه دیگه

347
00:21:12,040 --> 00:21:13,700
‫اگر هم نباشه برای شما هست

348
00:21:13,960 --> 00:21:18,610
‫پسز شما که میتونه براتون از هر مسیح ی مقدس تر
‫و مهم تر باشه

349
00:21:20,610 --> 00:21:21,640
‫بله

350
00:21:21,830 --> 00:21:23,200
‫چه چیزی گفتم

351
00:21:24,780 --> 00:21:27,970
‫همینطور فکر میکنم

352
00:21:48,180 --> 00:21:50,180
‫خیلی خب،بهتره که شروع کنیم

353
00:21:51,090 --> 00:21:55,030
‫من داگ گریت هاوس هستم همونجور که همتون میدونید

354
00:21:56,570 --> 00:21:58,640
‫من معمولا مسئولیت تشریفات رو برعهده نمیگیرم

355
00:21:58,740 --> 00:22:02,480
‫ولی همونطور که همسرم میگه
‫هیچ چیز بهتر از زندگی

356
00:22:02,570 --> 00:22:05,920
‫بین یه جفت پای خوش ترکیب نیست

357
00:22:08,210 --> 00:22:10,880
‫خب امروز میخوایم راجع به سرخچه حرف بزنیم

358
00:22:11,500 --> 00:22:15,500
‫سرخچه یا مرض آلمانی
‫که معمولا بهش میگن

359
00:22:15,790 --> 00:22:17,860
‫که یه جور تحقیر جهانی برای آلمانی هاست
‫(اشاره به پوست سرخ آلمانی ها)

360
00:22:18,000 --> 00:22:20,810
‫البته نمیخوام به هیچ آلمانی ـی امشب توهین بشه

361
00:22:21,030 --> 00:22:23,050
‫ولی خب بهش میگن مریضی آلمانی

362
00:22:23,160 --> 00:22:25,400
‫چون که توسط یه آلمانی تبار کشف شده

363
00:22:25,670 --> 00:22:29,400
‫که البته میتونست توسط یه ژاپنی هم کشف بشه

364
00:22:29,550 --> 00:22:31,990
‫و شاید ما بهش میگفتیم مرض کوفته برنجی

365
00:22:35,550 --> 00:22:36,680
‫اره

366
00:22:37,210 --> 00:22:41,110
‫البته این بیماری تنها دلیل جمع شدنمون اینجا نیست

367
00:22:41,260 --> 00:22:44,710
‫امشب ما اینجا در مورد سیا سرفه هم حرف خواهیم زد

368
00:22:44,820 --> 00:22:48,840
‫یا اینکه میتونیم در مورد انواع سرفه ها وآهنگشون حرف بزنیم

369
00:22:57,340 --> 00:22:58,810
‫الان بهترین وقته بری پیشش تا دوباره شلوغ بازی نکرده

370
00:22:58,870 --> 00:23:00,490
‫ترجیه میدم بپرم تو روغن داغ

371
00:23:04,730 --> 00:23:09,030
‫شما تو این شب کسل کننده میتونید بهترین بخشش باشید

372
00:23:09,490 --> 00:23:10,530
‫بیا

373
00:23:10,840 --> 00:23:13,140
‫اوه!ببین کی اینجاست

374
00:23:13,320 --> 00:23:15,010
‫اره اونم بین این همه آدم کج و کوله

375
00:23:15,080 --> 00:23:16,780
‫منم باید همینو بگم بتی

376
00:23:16,810 --> 00:23:19,360
‫خب من فکر میکردم تو یه مجمع پزشکی هستم

377
00:23:19,450 --> 00:23:22,300
‫خب من تو همه این مهمونی های خاله زنکی دعوت میشم

378
00:23:22,370 --> 00:23:24,160
‫البته به خاطر این نیست که ازم خوششون میاد
‫به خاطر اینه که پولمو دوست دارن

379
00:23:24,200 --> 00:23:27,030
‫خب همشون زنم هم دوست دارن
‫بله

380
00:23:27,040 --> 00:23:28,400
‫ولی برای ما شانس خیلی بزرگیـه که امشب
‫شما اینجا هستید

381
00:23:28,470 --> 00:23:31,140
‫میدونی ..خی بتی ومن

382
00:23:31,210 --> 00:23:34,649
‫خب خیلی راه سختی داریم که تبدیل
‫به یه خانواده بشیم

383
00:23:34,650 --> 00:23:35,750
‫امیدوارم منظورمو فهمیده باشید

384
00:23:35,810 --> 00:23:37,560
‫همم.خب.دقیقاً فهمید عزیزم

385
00:23:37,640 --> 00:23:39,710
‫خب ولی راستشو بخواید
‫اینجا حایی نیست که

386
00:23:39,800 --> 00:23:40,770
‫ما بخوایم شما رو ببینیم دکتر

387
00:23:40,840 --> 00:23:42,170
‫خب بالاخره وقتی صحبت از بچه دار شدن میشه

388
00:23:42,260 --> 00:23:44,610
‫شما سرآمد همه دکترا هستید دیگه

389
00:23:45,270 --> 00:23:46,440
‫خب.متاسفانه

390
00:23:46,510 --> 00:23:49,480
‫من.هممم...دیگه تو بیمارستان کار نمیکنم

391
00:23:49,530 --> 00:23:51,230
‫از دانشگاه واشنگتن اومدم بیرون

392
00:23:51,450 --> 00:23:53,240
‫با هم یه سری مشکلات داشتیم

393
00:23:53,330 --> 00:23:55,380
‫در ارتباط با تحقیق من راجع به سکس

394
00:23:57,059 --> 00:23:58,059
‫تحقیق سکس؟

395
00:23:58,060 --> 00:24:00,060
‫این...این  یه چیزی تو مایع های جوکه دیگه؟

396
00:24:00,130 --> 00:24:00,910
‫اوه.اره یه خوبش هم هست

397
00:24:01,010 --> 00:24:02,589
‫یه کشیش،یه راهب و البته یه خاخام

398
00:24:02,590 --> 00:24:03,640
‫همشون میرسن به تحقیق سکسی

399
00:24:03,740 --> 00:24:05,061
‫در واقع این یه جور تحقیق قانونی ـه که

400
00:24:05,280 --> 00:24:08,130
‫واکنش های اندام رو نسبت به تحریک جنسی مشخص میکنه

401
00:24:08,330 --> 00:24:10,130
‫قصدم اینه که به زودی و در یه بیمارستان خیلی بهتر

402
00:24:10,240 --> 00:24:12,480
‫مجدداً به این تحقیقات ادامه بدم

403
00:24:12,840 --> 00:24:15,100
‫اوه،کدوم بیمارستان؟

404
00:24:16,570 --> 00:24:17,570
‫هنوز نمیدونم

405
00:24:17,580 --> 00:24:20,690
‫میدونی فکر میکنم یکی داره صدام میکنه

406
00:24:20,770 --> 00:24:22,110
‫اره همینطوره

407
00:24:22,120 --> 00:24:24,100
‫خب تحقیق یه جوری بازی با آتیشه دیگه

408
00:24:24,220 --> 00:24:27,120
‫شوخی نمیکنی؟پس میخوای دوباره ادامه ـش بدی؟

409
00:24:27,200 --> 00:24:28,980
‫بله همینطوره،ادامه ـش خواهم داد

410
00:24:29,390 --> 00:24:30,480
‫بذار ببینم شاید بتونم یه کاری برات بکنم

411
00:24:30,540 --> 00:24:32,240
‫شاید همین دو رو برا یه جایی باشه

412
00:24:43,120 --> 00:24:45,240
‫اصلا ممکن نیست که بخوای با گریت هاوس حرف بزنی

413
00:24:45,370 --> 00:24:48,120
‫اون مرده که بادوم زمینی درست میکنه
‫اون کلا محو خودش کرده

414
00:24:48,590 --> 00:24:50,740
‫من خودم فردا به گریت هاوس زنگ میزنم

415
00:24:53,860 --> 00:24:56,960
‫فکر میکنم فکر بدی نباشه که
‫دیگه برگردم سر کار

416
00:24:59,050 --> 00:25:00,240
‫برای همینه که عاشقتم

417
00:25:01,010 --> 00:25:03,510
‫بعد از این همه سال بازم غافلگیرم میکنی

418
00:25:44,380 --> 00:25:45,380
‫چی شده؟

419
00:25:48,996 --> 00:25:49,996
‫دوباره نمیتونی بخوابی؟

420
00:25:50,020 --> 00:25:51,370
‫میتونم امشب اینجا بخوابم؟

421
00:25:52,590 --> 00:25:55,060
‫تو تخت من؟
‫میخوام با تو باشم

422
00:26:07,820 --> 00:26:11,930
‫آه بارتون،من...فکر نمیک

423
00:26:13,340 --> 00:26:14,700
‫میخوام تو رو نگاه کنم

424
00:26:33,710 --> 00:26:34,970
‫تو خیلی زیبا یی

425
00:27:09,130 --> 00:27:10,330
‫بذار اینجوری انجامش بدیم

426
00:27:10,910 --> 00:27:12,090
‫اره اینوری

427
00:27:13,490 --> 00:27:15,610
‫اوه،اره،اه

428
00:27:25,700 --> 00:27:27,620
‫بارتون

429
00:27:28,310 --> 00:27:29,310
‫بارتون

430
00:27:29,870 --> 00:27:33,250
‫تو...نمیتونی وانمود کنی من
‫کس دیگه ای هستم

431
00:27:33,470 --> 00:27:36,240
‫نمیکنم
‫پس به من نگاه کن

432
00:27:37,830 --> 00:27:38,990
‫به من نگاه کن

433
00:27:41,740 --> 00:27:42,779
‫مارگارت،دارم سعی میکنم

434
00:27:42,780 --> 00:27:44,630
‫تو...باید به من اجازه بدی به روش خودم عمل کنم

435
00:27:44,810 --> 00:27:46,430
‫با تظاهر به اینکه یه مردم؟

436
00:27:47,570 --> 00:27:51,340
‫فقط یه ذره از حس زنونگی برام مونده

437
00:27:53,050 --> 00:27:55,060
‫تو نمیتونی اونم ازم بگیری.بهت این اجازه رو نمیدم

438
00:27:55,150 --> 00:27:57,720
‫باشه.ایرادی نداره.بذار
‫بذار یه بار دیگه امتحان کنم

439
00:27:58,110 --> 00:28:00,420
‫این دفعه،به تو نگاه میکنم

440
00:28:00,600 --> 00:28:03,190
‫ولی چ چرا؟

441
00:28:04,500 --> 00:28:08,230
‫ببین.خواهش میکنم...من میتونم

442
00:28:09,420 --> 00:28:11,150
‫من میتونم و میخوام

443
00:28:12,670 --> 00:28:15,280
‫فقط...دوباره لمسم کن

444
00:28:15,830 --> 00:28:16,830
‫همین الان لمسم کن

445
00:28:17,820 --> 00:28:19,880
‫مارگارت.مارگارت!باز چی شد؟

446
00:28:19,990 --> 00:28:21,990
‫لعنتی!کمکم کن

447
00:28:22,670 --> 00:28:24,200
‫اگه کمک نکنی.هیچ کاریش نمیشه کرد

448
00:28:24,290 --> 00:28:25,430
‫میفهمی؟

449
00:28:25,660 --> 00:28:27,680
‫مابا هم میتونم انجامش بدیم
‫بذار ببینیم میشه یا نه

450
00:28:27,770 --> 00:28:29,450
‫فقط باید بیشتر تلاش کنیم

451
00:28:29,530 --> 00:28:30,530
‫مارگارت!

452
00:28:30,990 --> 00:28:33,070
‫این قدر رو مغز من راه نرو

453
00:28:35,050 --> 00:28:36,050
‫مگی

454
00:28:42,500 --> 00:28:45,390
‫من فقط دارم میگم تو زیاد لستر رو نمیشناسی همین

455
00:28:46,380 --> 00:28:48,420
‫و خب کالیفرنیا هم خیلی دوره

456
00:28:49,010 --> 00:28:51,370
‫ولی من همیشه میخواستم چهرم دیده بشه

457
00:28:51,720 --> 00:28:52,920
‫تو که میدونی ویرجینیا

458
00:28:53,030 --> 00:28:55,360
‫میخوام مردم چهرمو ببینن
‫(اشاره به وقایع فصل اول)

459
00:28:55,880 --> 00:28:57,480
‫لستر هم تو یه شرکت معتبر

460
00:28:57,560 --> 00:28:58,640
‫به عنوان دستیار تهیه داره کار میکنه

461
00:28:58,760 --> 00:29:00,700
‫خب این یعنی به زودی میتونه کارگردان بشه

462
00:29:00,780 --> 00:29:03,630
‫در ضمن میخواد من تو اولین فیلمش
‫نقش اصلی رو بازی کنم

463
00:29:05,590 --> 00:29:07,040
‫آخه چرا من نباید برم دنبال آرزوهام باشم؟

464
00:29:07,160 --> 00:29:08,390
‫البته که باید باشی

465
00:29:08,650 --> 00:29:09,920
‫این فقط....

466
00:29:10,030 --> 00:29:11,430
‫و تو هم باید با ما بیای

467
00:29:11,610 --> 00:29:13,090
‫تو هم رویاهاتو دنبال کن.مثلاً میتونی بخونی

468
00:29:13,170 --> 00:29:14,230
‫بخونم؟

469
00:29:14,450 --> 00:29:15,970
‫جین این مسخره ـست

470
00:29:16,090 --> 00:29:17,730
‫هیچ چیش هم مسخره نیست

471
00:29:17,760 --> 00:29:20,410
‫تو هالیود اونا استودیو ـی مرکزی دارن

472
00:29:20,610 --> 00:29:22,820
‫این چه ربطی به من داره؟
‫خب،تو اینجا بمونی که چی بشه؟

473
00:29:23,400 --> 00:29:25,650
‫زندگیم!بچه هام! همه اینجان

474
00:29:25,940 --> 00:29:28,550
‫خب.نکنه بچه ها از ساحل و آفتاب متنفرن؟

475
00:29:29,350 --> 00:29:30,350
‫کارم چی؟

476
00:29:30,700 --> 00:29:32,430
‫نکنه سرطان سینه اونم با دکتر دی پاول شد کار؟

477
00:29:34,410 --> 00:29:35,610
‫اونکه تنها کار من نیست

478
00:29:36,140 --> 00:29:37,140
‫ا؟جدی؟

479
00:29:37,420 --> 00:29:39,420
‫اره دیگه داری اون قرصای مسخررو میفروشی

480
00:29:39,490 --> 00:29:41,100
‫اونم به یه مشت آدم خپل

481
00:29:41,220 --> 00:29:42,410
‫ویرجینیا،من تو رو میشناسم

482
00:29:42,940 --> 00:29:44,790
‫تو برای این کارا ساخته نشدی

483
00:29:46,940 --> 00:29:47,930
‫میدونی چی منو ناراحت میکنه؟

484
00:29:48,010 --> 00:29:49,960
‫اینکه تو به خاطر اون تحقیق بخوای اینجا بمونی

485
00:29:50,960 --> 00:29:52,560
‫چون میدونم که دکتر مسترز اسم تو هم
‫اون زیر اضافه کرد

486
00:29:52,690 --> 00:29:54,440
‫ولی دوران دکتر مسترز دیگه تموم شده

487
00:29:55,140 --> 00:29:56,250
‫دیگه تحقیقی وجود نداره

488
00:29:56,730 --> 00:29:59,530
‫و تو هم داری به آینده ـت پشت  پا میزنی

489
00:30:00,270 --> 00:30:03,170
‫اونم درست وقتی که پیشنهاد کسی مثل
‫اتان رو رد میکنی

490
00:30:04,650 --> 00:30:06,350
‫تو با اتان حرف زدی؟

491
00:30:06,610 --> 00:30:08,670
‫اون بهم زنگ زد،اره

492
00:30:08,770 --> 00:30:10,520
‫و خب قلبش دو تیکه شده

493
00:30:10,610 --> 00:30:14,030
‫ولی اگه نظرتو عوض کنی اون باز
‫برمیگرده پیشت

494
00:30:14,720 --> 00:30:17,120
‫در ضمن چیزی که اتان میخواد بهت بده
‫واقعیت ـه

495
00:30:17,780 --> 00:30:21,860
‫در حالی که  دکتر مسترز دیگه وجود نداره

496
00:30:23,090 --> 00:30:24,210
‫نه بعد از این

497
00:30:31,870 --> 00:30:33,640
‫خانم هلدن،خوشحالم که دوباره میبینمتون

498
00:30:33,750 --> 00:30:35,030
‫منم همینطور توماس

499
00:30:35,830 --> 00:30:37,640
‫این رنگ، چشم آدمو به خودش جلب میکنه

500
00:30:38,070 --> 00:30:40,500
‫منظورم روسریتونه.رنگش چیه؟

501
00:30:40,790 --> 00:30:45,490
‫سبز بیدی.تو همون سبز رو بگو

502
00:30:45,650 --> 00:30:47,870
‫خب،لباس سبز قشنگیه.خانوم هلدن

503
00:30:48,180 --> 00:30:49,180
‫شب خوبی داشته باشید

504
00:31:23,130 --> 00:31:24,580
‫اسم منم تو تحقیق قرار دادی

505
00:31:27,210 --> 00:31:28,210
‫لیاقتشو داشتی

506
00:31:46,560 --> 00:31:49,250
‫اتان ازم خواسته باهاش ازدواج کنم

507
00:31:55,910 --> 00:31:57,760
‫بعد؟تو بهش چی گفتی؟

508
00:32:00,040 --> 00:32:03,180
‫هیچی...هنوز چیزی نگفتم

509
00:32:10,770 --> 00:32:12,350
‫سلام
‫سلام عروسکم

510
00:32:12,510 --> 00:32:14,510
‫دیگه داشتم فکر میکردم برنمیداری

511
00:32:14,780 --> 00:32:15,780
‫نه.داشتم میومدم بردارم

512
00:32:15,970 --> 00:32:18,220
‫میخواستم بهت بگم ،امشب دارم میام خونه

513
00:32:18,340 --> 00:32:21,139
‫ولی قبلش میخواستم بپرسم میخوای
‫یه جا برای شام

514
00:32:21,140 --> 00:32:23,400
‫برای خودمو  نامزد خوشگلم رزرو کنم
‫تا باهم بودنمونو جشن بگیریم؟

515
00:32:24,260 --> 00:32:25,370
‫دیگه بسته هر چه قدر تو خیال باهات بودم

516
00:32:25,490 --> 00:32:28,350
‫اتان. - فقط شامپایت،بازم شامپاین .خاویار

517
00:32:28,730 --> 00:32:30,540
‫اتان،واقعا متاسفم

518
00:32:33,910 --> 00:32:35,140
‫یعنی چی؟

519
00:32:36,920 --> 00:32:38,310
‫چی؟چرا باید متاسف باشی؟

520
00:32:41,110 --> 00:32:42,410
‫خیلی چیزا تغییر کرده

521
00:32:45,360 --> 00:32:46,380
‫چطور؟

522
00:32:47,750 --> 00:32:49,560
‫یعنی چی تغییر کرده؟چرا؟

523
00:32:51,600 --> 00:32:54,380
‫نکنه کس دیگه ای رو دوست داری؟
‫نه

524
00:32:54,500 --> 00:32:56,680
‫خدای من.نگو که عاشق بیل مسترز شدی

525
00:32:56,840 --> 00:32:59,590
‫نه اتان.نشدم.این به تو ربطی

526
00:32:59,690 --> 00:33:01,290
‫چرا داره.خودشه.پای بیل وسطه

527
00:33:01,480 --> 00:33:04,480
‫خدای من.جینی نذار اون تو رو رو یه انگشتش بچرخونه

528
00:33:04,750 --> 00:33:07,740
‫من تنها کسی هستم که زندگی ـی که تو میخوای
‫رو بهت میدم

529
00:33:07,810 --> 00:33:09,200
‫آینده تو و بچه ها رو تضمین میکنم

530
00:33:09,280 --> 00:33:10,280
‫تو مرد خوبی هستی

531
00:33:10,490 --> 00:33:14,160
‫اتان تو خوبی وبچه ها هم تو رو تا
‫پای جون دوست دارن

532
00:33:14,246 --> 00:33:15,246
‫ولی فقط این

533
00:33:15,270 --> 00:33:16,140
‫فقط چی؟

534
00:33:16,180 --> 00:33:18,780
‫ویرجینیا بیل چی میتونه بهت بده؟

535
00:33:18,850 --> 00:33:19,850
‫کار؟

536
00:33:21,270 --> 00:33:24,630
‫این نمیتونه به خاطر کار باشه
‫نه،تو به خاطر اون تحقیق اینکارو نمیکنی

537
00:33:24,760 --> 00:33:28,060
‫نه...نمیتونه اینجوری باشه

538
00:33:29,810 --> 00:33:31,160
‫ولی هست

539
00:33:33,240 --> 00:33:34,720
‫من به اینجا تعلق دارم

540
00:34:06,150 --> 00:34:08,250
‫خانوم جانسون.ببخشید

541
00:34:08,330 --> 00:34:09,200
‫خانوم جانسون!

542
00:34:09,270 --> 00:34:12,080
‫میخواستم ببینم اگر میشه چند لحظه وقتتونو بگیرم

543
00:34:12,210 --> 00:34:14,180
‫آه ..درمورد تحقیقتونه

544
00:34:14,270 --> 00:34:15,950
‫اااا،تحقیقتون در مورد سکس با دکتر مسترز

545
00:34:16,050 --> 00:34:17,740
‫غافلگیر شدم
‫واقعا؟

546
00:34:17,880 --> 00:34:21,269
‫دکتر دیتمر ،من علاقه ای به مشروب،شام و

547
00:34:21,270 --> 00:34:24,650
‫یا یه آخر هفته تو خونه ویلاییتون کنار رودخونه

548
00:34:24,770 --> 00:34:27,240
‫ویا حتی یه خوش گذرونی تو صندلی عقب ماشین درجه یکتون
‫به درد من نمیخوره

549
00:34:27,390 --> 00:34:28,240
‫با این وجود ازتون ممنونم

550
00:34:28,340 --> 00:34:29,880
‫بابت ابراز علاقتون ازتون ممنونم

551
00:34:29,950 --> 00:34:31,730
‫اوه،شاید...یه لحظه

552
00:34:31,800 --> 00:34:33,470
‫ببخشید،فکر کردید چه خبره؟

553
00:34:33,620 --> 00:34:35,740
‫نکنه تصور کردید همینجا دراز میکشمو

554
00:34:35,870 --> 00:34:37,580
‫خودمو بهتون عرضه میکنم؟

555
00:34:39,070 --> 00:34:41,680
‫من تو تحقیقاتم برای منور کردن آب سرد برای

556
00:34:41,740 --> 00:34:42,920
‫برای جراحی مری پیشرفت خوبی داشتم

557
00:34:43,260 --> 00:34:46,060
‫که خب این همون تکنولوژی ـی هست که شما
‫تو تحقیقتون با دکتر مسترز داشتید

558
00:34:46,070 --> 00:34:48,650
‫میخواستم بدونم امکانش هست که یه مقدار
‫از تجربیات و پیشنهاداتتون استفاده کنم

559
00:34:48,780 --> 00:34:50,510
‫البته بابتش بهتون حقوق هم خواهم داد

560
00:34:50,680 --> 00:34:52,330
‫خب شما دارید از توانایی هاتون استفاده میکنید

561
00:34:52,440 --> 00:34:54,590
‫البته اگر کمکی میکنه باید بدونید که این تحقیق
‫کاملا پشتیبانی مالی میشه

562
00:34:56,730 --> 00:34:58,860
‫من واقعاً عذر میخوام،فکر کردم که

563
00:35:00,640 --> 00:35:03,210
‫خب.هممم،خیلی دوست دارم در خدمت باشم

564
00:35:03,670 --> 00:35:06,930
‫ولی متاسفانه من در حال حاضر با
‫دکتر دی پاول کار میکنم

565
00:35:07,020 --> 00:35:07,739
‫ممنونم ازتون

566
00:35:07,740 --> 00:35:09,350
‫خب میتونه تو زمانای استراحتتون باشه
‫یا حتی زمان نهار

567
00:35:09,430 --> 00:35:11,230
‫در هر حال هر جور که شما راحتید

568
00:35:11,330 --> 00:35:14,530
‫من خیلی خوشحال میشم که
‫خودمو با برنامه شما منطبق کنم

569
00:35:16,780 --> 00:35:19,279
‫من دارم میرم به این دلیل که
‫تتی گریت هاوس

570
00:35:19,280 --> 00:35:21,670
‫اینقدر مهربان بوده که منو به این
‫میان وعده شاهانش دعوت کنه

571
00:35:21,710 --> 00:35:23,150
‫چون مهمه دارم میرم

572
00:35:23,246 --> 00:35:24,246
‫اصلاًمهم نیست

573
00:35:24,270 --> 00:35:27,060
‫من که بهت گفتم خودم به گریت هاوس زنگ میزنم

574
00:35:27,150 --> 00:35:28,750
‫نمیشه بشینی کنار ،کارا هم خودش درست شه

575
00:35:30,980 --> 00:35:33,280
‫من کنار نشستم،لیبی

576
00:35:33,860 --> 00:35:36,360
‫در ضمن نیازی نیست برای کاری که

577
00:35:36,390 --> 00:35:37,810
‫انجام نشدنی ـه خودتو خوار وذلیل کنی

578
00:35:37,860 --> 00:35:40,470
‫تتی گریت هاوس دوست منه،و من میرم

579
00:35:40,580 --> 00:35:41,980
‫اون سطحش خیلی از ما بالا تره

580
00:35:42,030 --> 00:35:45,390
‫جانی خوابیده.فقط میخوام ۲ساعت پیشش باشی

581
00:35:45,460 --> 00:35:47,200
‫نمیتونم.من قرار دارم

582
00:35:48,070 --> 00:35:50,070
‫تو که گفته بودی تمام روز رو خونه میمونی

583
00:35:50,310 --> 00:35:51,810
‫و روی ارائه بهتر تحقیقت کار میکنی

584
00:35:53,910 --> 00:35:54,910
‫بیل....

585
00:35:57,930 --> 00:36:00,080
‫هیچ کس بیشتر از تو در مورد بچه ها اطلاعات نداره

586
00:36:01,730 --> 00:36:03,839
‫هر اتفاقی برای جانی بیفته

587
00:36:03,840 --> 00:36:05,710
‫محاله تو نتونی باهاش کنار بیای

588
00:36:08,870 --> 00:36:10,320
‫شماره کلوپ رو روی اُپن گذاشتم

589
00:36:11,220 --> 00:36:12,920
‫یه چشم به هم بزنی اومدم

590
00:36:22,290 --> 00:36:25,350
‫دکتر دیلن لطفاً با بخش ۳۵۸ تماس بگیرید

591
00:36:25,620 --> 00:36:28,620
‫دکتر دیلن،بخش ۳۵۸

592
00:36:33,560 --> 00:36:34,700
‫روز ب خیر،دارید میز منو میگردید؟

593
00:36:34,810 --> 00:36:36,720
‫بله دنبال گیره میگشتم

594
00:36:36,790 --> 00:36:38,690
‫به جاش ۳ تا شیشه از اینا پیدا کردم

595
00:36:41,310 --> 00:36:43,460
‫تو داری این قرصا رو تو این بیمارستان وارد میکنی؟

596
00:36:43,950 --> 00:36:45,000
‫اونوقت برای بیمارا یا کار کنا؟

597
00:36:45,110 --> 00:36:47,050
‫اون قرصا.برای رژیمه

598
00:36:47,180 --> 00:36:49,250
‫که اغلباً امفتامین های فلسد شده

599
00:36:49,340 --> 00:36:51,340
‫با شکر وژلاتین مخلوط میشن

600
00:36:51,810 --> 00:36:54,280
‫و بیشتر از۹۰٪الکل داره

601
00:36:54,430 --> 00:36:55,700


602
00:36:55,790 --> 00:36:58,120
‫معذرت میخوام
‫زیر چشمت کبود شده

603
00:36:59,140 --> 00:37:01,230
‫باید مراقب کمد دارو ها باشم

604
00:37:01,310 --> 00:37:03,880
‫لیلیان این دقیقاً همون چیزی ـه که

605
00:37:03,990 --> 00:37:05,790
‫وقتی خبری از کمد نیست همه میگن

606
00:37:05,870 --> 00:37:07,070
‫یعنی چی؟

607
00:37:07,200 --> 00:37:09,030
‫یعنی اینکه چی شده؟

608
00:37:09,460 --> 00:37:11,090
‫تو هیچ وقت با کسی قرار نمیذاری

609
00:37:11,240 --> 00:37:13,100
‫پس طبیعتا این کبودی نمیتونه کار مرد باشه

610
00:37:13,140 --> 00:37:14,460
‫نکنه داری قرار میذاری؟

611
00:37:14,530 --> 00:37:16,800
‫هرچند اگر با کسی هستی

612
00:37:16,880 --> 00:37:19,540
‫اونوقت این تنها چیزی ـه که میتونی باهام
‫در موردش حرف بزنی

613
00:37:20,020 --> 00:37:21,270
‫مثل استنلی کواسکی؟

614
00:37:22,360 --> 00:37:23,360
‫استلا

615
00:37:23,500 --> 00:37:24,690
‫استلا!

616
00:37:25,660 --> 00:37:27,810
‫احمق نشو،خوردم به کمد دارو ها

617
00:37:27,840 --> 00:37:28,480
‫در ضمن موضوع رو هم عوض نکن

618
00:37:28,570 --> 00:37:30,350
‫تو دارو اون قرصای خطر ناکو میفروشی

619
00:37:30,450 --> 00:37:32,690
‫که هم روی بیمارستان و هم روی کار ما تاثیر بدی میذاره

620
00:37:32,770 --> 00:37:35,800
‫لیلیان اون قرصا باعث میشن من از پس مخارجم بربیام

621
00:37:35,920 --> 00:37:39,070
‫حقوقم هم خودت میدونی  که نمیشه باهاش کاری کرد

622
00:37:39,180 --> 00:37:41,870
‫الانم اگر نمیخوای خیلی صادقانه در مورد

623
00:37:41,940 --> 00:37:44,140
‫اینکه واقعا چه اتفاقی برات افتاده
‫باهام صحبت میکنی. من میتونم

624
00:37:44,890 --> 00:37:47,710
‫درکتر لانگهام،دکتر دی پاول و من داشتیم
‫با هم صحبت می کردیم

625
00:37:47,990 --> 00:37:48,990
‫من اینجا نیستم

626
00:37:50,540 --> 00:37:52,240
‫نپرسید چرا،ولی من اینجا نیستم

627
00:37:52,980 --> 00:37:55,830
‫آستین!استین،کجایی؟

628
00:37:56,170 --> 00:37:57,170
‫کجایی؟

629
00:37:57,420 --> 00:37:59,090
‫دکتر آستین لانگهام.کجا هستید؟

630
00:37:59,450 --> 00:38:01,130
‫دکتر لانگهام .کجایی؟

631
00:38:01,680 --> 00:38:02,680
‫آستین!

632
00:38:03,720 --> 00:38:05,920
‫تو میدونی کجاست،ورجینیا
‫بهم نشونش بده

633
00:38:05,940 --> 00:38:07,570
‫دکتر لانگهام؟
‫نه پس پاپ

634
00:38:07,840 --> 00:38:09,600
‫نکنه آستین تو رو فرستاده اینجا تا منو
‫دست به سر کنی؟

635
00:38:09,760 --> 00:38:11,360
‫نه.نه،اینکارو نکرده

636
00:38:11,500 --> 00:38:13,500
‫الیس چرا تو و بچه ها با من نمیاید
‫بریم  اونور؟

637
00:38:13,620 --> 00:38:14,499
‫خیلی وقت میشه ندیدمت

638
00:38:14,500 --> 00:38:15,560
‫صادقانه بگم ویرجینیا

639
00:38:15,710 --> 00:38:17,440
‫اگر خود زنا پشت هم نباشن

640
00:38:17,560 --> 00:38:20,810
‫و تو مواجهه با بدی ها و کثافت کاری مردا

641
00:38:20,920 --> 00:38:22,100
‫از خودشون نجابت نشون بدن

642
00:38:22,570 --> 00:38:25,520
‫خب فکر میکنم بعد از اون دیگه
‫برای هیچ کدوم از ما امیدی نمیمونه

643
00:38:30,440 --> 00:38:31,590
‫اوه اوه،نه نه،الیس

644
00:38:31,750 --> 00:38:35,250
‫توجه،توجه تمام کامندان بینارستان

645
00:38:35,350 --> 00:38:39,000
‫دکتر استین لانگهام که همتون اینجا توی
‫دانشگاه واشینگتون میشناسیدش

646
00:38:39,100 --> 00:38:42,900
‫البته به عنوان استاد لاس زدن با زنها
‫وهمینطور حماقت

647
00:38:43,510 --> 00:38:45,290
‫تمام دو ماه گذشته رو

648
00:38:45,530 --> 00:38:47,990
‫داشته به زنا کردن با خواهر زنش میگذرونده

649
00:38:48,400 --> 00:38:52,510
‫درسته خواهر کوچولوی من رز ماری

650
00:38:52,590 --> 00:38:55,720
‫فقط به این خاطر که رز ماری کوچولو تنها زنی بود که

651
00:38:55,790 --> 00:38:57,050
‫تو کل سنت لوییس

652
00:38:57,140 --> 00:38:59,980
‫دکتر لانگهام نتونسته بود مثل یه خوک بکندش

653
00:39:06,200 --> 00:39:07,980
‫تو باعث شدی به شغل خودم افتخار کنم

654
00:39:14,890 --> 00:39:16,280
‫منم دقیقاً همین حسو دارم داگ

655
00:39:17,250 --> 00:39:18,590
‫خب من شرمنده هستم که

656
00:39:18,640 --> 00:39:21,640
‫دیشب نتونستم زیاد باهات حرف بزنم

657
00:39:24,120 --> 00:39:25,990
‫بله بله منم همینو به لیبی گفتم

658
00:39:26,130 --> 00:39:28,760
‫آهو اوه در مورد همسرش بتی

659
00:39:29,920 --> 00:39:31,870
‫خب میدونی که ما خیلی بیشتر

660
00:39:32,710 --> 00:39:34,400
‫از اون چه که خودشو ن میدونن

661
00:39:36,360 --> 00:39:38,660
‫فرج زنشونو دیدیم

662
00:39:38,750 --> 00:39:42,960
‫اوه...ببین..چطوره امروز بعداز ظهر
‫دوباره با هم حرف بزنیم؟

663
00:39:43,440 --> 00:39:44,440
‫خوبه

664
00:39:45,710 --> 00:39:47,210
‫منم پیگیری میکنم داگ.

665
00:41:32,910 --> 00:41:33,910
‫در نزدی؟

666
00:41:38,609 --> 00:41:39,609
‫لیبی زنگ زد

667
00:41:39,610 --> 00:41:40,989
‫ازم خواست بیام رسیدگی کنم

668
00:41:40,990 --> 00:41:43,040
‫ببینم تو تونستی با بچه کنار بیای یا نه

669
00:41:45,680 --> 00:41:49,100
‫خب همونجوری که معلومه هنوز بهت نیاز داریم

670
00:41:50,790 --> 00:41:51,890
‫همونجوری که قبلاً نیاز داشتیم

671
00:41:55,920 --> 00:41:57,960
‫پسرم باید ما یه راه دیگه پیدا کنیم

672
00:41:59,570 --> 00:42:01,229
‫در هر حال ما بایذ یه کاری کنیم.چون ما

673
00:42:01,230 --> 00:42:02,280
‫خانواده ایم؟

674
00:42:03,180 --> 00:42:05,030
‫خب خانواده چیزیه که تو اسمشو میذاری

675
00:42:05,690 --> 00:42:07,219
‫بیلی چیزی که تو ساختی

676
00:42:07,220 --> 00:42:08,819
‫برای تو قابل تحمل نیست ،میدونم

677
00:42:08,820 --> 00:42:10,039
‫قشنگ واضحه

678
00:42:10,040 --> 00:42:13,320
‫تو خیلی واضح داری نشون میدی که رفتار من مورد تاییدت نیست

679
00:42:13,570 --> 00:42:18,300
‫عزیزم چیزی که من دارم میگم اینه که بچه ها همه گریه میکنن

680
00:42:18,340 --> 00:42:20,659
‫و والدین ،خب بعضی وقتا

681
00:42:20,660 --> 00:42:22,959
‫از لحاظ عصبی آروم نیستن

682
00:42:22,960 --> 00:42:24,819
‫و خب یه لحظه بعدش خوب میشن

683
00:42:24,820 --> 00:42:27,350
‫منظورم رفتارم با ویرجینیاست

684
00:42:29,740 --> 00:42:32,020
‫این حقیقت که من سکس داشتم

685
00:42:32,030 --> 00:42:35,390
‫اونم با ویرجینیا

686
00:42:37,130 --> 00:42:38,650
‫که به طور مداوم انجام میشده و قرار هم نیست
‫متوقف میشه

687
00:42:41,820 --> 00:42:43,400
‫تو از رفتار من راضی نیستی

688
00:42:43,410 --> 00:42:45,510
‫چون از این میترسی که من شبیه پدرم بشم

689
00:42:45,520 --> 00:42:47,359
‫خب دیگه نیاز نیست به خودت فشار بیاری مامان

690
00:42:47,360 --> 00:42:48,959
‫ترست به حقیقت تبدیل شد

691
00:42:48,960 --> 00:42:52,250
‫من...من خود پدرم هستم

692
00:42:52,710 --> 00:42:53,710
‫تو هم میدونی

693
00:42:54,590 --> 00:42:56,380
‫والان پسرم هم اینو میدونه

694
00:43:00,560 --> 00:43:03,199
‫میدونی جالبش اینجاست که

695
00:43:03,200 --> 00:43:06,779
‫نمیشد با این همه بدی و تاریکی که تو وجودم بود

696
00:43:06,780 --> 00:43:09,230
‫تبدیل به یکی مثل تو بشم

697
00:43:17,510 --> 00:43:18,510
‫خب....

698
00:43:24,970 --> 00:43:26,090
‫حالا چی؟

699
00:43:34,090 --> 00:43:36,059
‫میخوام برات یه جا رختی جدید بخرم

700
00:43:36,060 --> 00:43:37,739
‫بعدش با هم یه نهار ویژه با سه شات
‫مارتینی میخوریم

701
00:43:37,740 --> 00:43:39,540
‫حتی شاید بعدش برات یه ماشین هم خریدم

702
00:44:14,760 --> 00:44:15,840
‫به نظز میاد خواب باشه

703
00:44:17,520 --> 00:44:21,010
‫تو معجزه میکنی،تو با بچه ها معجزه میکنی

704
00:44:30,370 --> 00:44:32,690
‫یا نکنه اسی اومد خوابوندش؟

705
00:44:35,170 --> 00:44:39,700
‫مادرم برمیگرده به اوهایو...برامون بهتره

706
00:44:40,240 --> 00:44:41,820
‫بنابراین بهتره یه پرستار پیدا کنی

707
00:44:42,410 --> 00:44:43,410
‫اسی

708
00:44:44,790 --> 00:44:46,020
‫چی شد؟

709
00:44:47,660 --> 00:44:49,319
‫من به اسی نیاز دارم
‫اون خیلی به من کمک میکنه

710
00:44:49,320 --> 00:44:50,219
‫تموم شد

711
00:44:50,220 --> 00:44:52,270
‫و این آخرین باری ـه که در موردش حرف میزنیم

712
00:44:57,660 --> 00:44:58,979
‫من برای چند ساعت میخوام برم بیرون

713
00:44:58,980 --> 00:45:02,609
‫شاید تو هم بتونی از این زمان کافی که داری

714
00:45:02,610 --> 00:45:04,060
‫برای زنگ زدن به این ور اون ور استفاده کنی

715
00:45:04,200 --> 00:45:06,050
‫شاید بهتر باشه از فردا استخدام پرستارو شروع کنی

716
00:45:36,710 --> 00:45:37,710
‫دختر نازنین داشت فکر میکرد که

717
00:45:37,711 --> 00:45:39,711
‫برگرده اینجا و بمونه

718
00:45:40,930 --> 00:45:43,880
‫مدرسه پرستاریشون زیاد خوب نیست

719
00:45:44,060 --> 00:45:44,690
‫برام بهتر بود که

720
00:45:44,691 --> 00:45:46,690
‫یه مدتی از سنت لوییس دور باشم

721
00:45:46,990 --> 00:45:49,240
‫خب البته برات الان بهتره که اینجا بمونی

722
00:45:49,600 --> 00:45:50,609
‫میدونم مامان

723
00:45:50,610 --> 00:45:54,130
‫تو دوست داری که بمونم و بابا از رفتنم
‫دلخور میشه

724
00:45:54,390 --> 00:45:57,670
‫اگه به شما ها باشه میگید اینقدر اینجا بمونم
‫تا ترشیده بشم

725
00:45:57,680 --> 00:45:59,480
‫اون ویوی این درست نیست

726
00:45:59,520 --> 00:46:00,900
‫چطوره هرچند وقت یک بار بیام پیشتون؟

727
00:46:01,800 --> 00:46:03,750
‫این رنگ خیلی بهت میاد

728
00:46:05,290 --> 00:46:07,509
‫شاید حتی قبل از رفتنم برات یه بچه گربه هم بگیرم

729
00:46:07,510 --> 00:46:09,940
‫یه چیزی که به تو وبابا شور زندگی بده

730
00:46:11,620 --> 00:46:13,330
‫اوه.صدای پنجره زیرزمین بود

731
00:46:13,370 --> 00:46:14,689
‫مشکلی نیست .الان میام

732
00:46:14,690 --> 00:46:16,590
‫اوه...تو باید...اه

733
00:46:16,720 --> 00:46:19,570
‫اول باید صدای تغ بشنوی بعد معلوم میشه قفل شده

734
00:46:34,420 --> 00:46:36,400
‫اوه خدا!وای

735
00:46:36,529 --> 00:46:37,529
‫نه!

736
00:46:37,530 --> 00:46:39,640
‫اوه خدا!

737
00:46:42,780 --> 00:46:44,000
‫یه چاقو بده! یه چاقو!

738
00:46:44,010 --> 00:46:47,470
‫بجنب!زود!

739
00:46:51,790 --> 00:46:54,080
‫بارتون!تحمل کن

740
00:46:58,760 --> 00:47:00,030
‫بارتون!

741
00:47:00,760 --> 00:47:03,090
‫بارتون.نفس بکش!

742
00:47:03,510 --> 00:47:05,070
‫نفس بکش،لعنتی!

743
00:47:16,060 --> 00:47:17,799
‫به سلامتی دکتر بیل مسترز

744
00:47:17,800 --> 00:47:20,619
‫امیدوارم کاری که داریم شروع میکنیم برای
‫هممون پربار باشه

745
00:47:20,620 --> 00:47:23,470
‫وباعث بشه هممون پول دار  بشیم

746
00:47:25,020 --> 00:47:26,140
‫پول دار تر

747
00:47:26,190 --> 00:47:28,300
‫اوه.خب این برای همه ما میتونه یه شروع دوباره باشه

748
00:47:28,310 --> 00:47:29,900
‫ازتون ممنونم
‫از هردو شما ممنونم

749
00:47:30,060 --> 00:47:31,709
‫خب این یه معامله دو سر برده

750
00:47:31,710 --> 00:47:33,480
‫همونجوری که باید باشه

751
00:47:33,620 --> 00:47:36,369
‫هیچ بیمارستانی در سنت لوییس نیست که

752
00:47:36,370 --> 00:47:39,149
‫از توانایی های ممتاز بیل مسترز

753
00:47:39,150 --> 00:47:40,850
‫تو جلب مشتری نخواد استفاده کنه

754
00:47:41,060 --> 00:47:42,839
‫ولی خب کار کردن باهاش سخته

755
00:47:42,840 --> 00:47:45,769
‫خب برای همینه که پادشاه بادام زمینی

756
00:47:45,770 --> 00:47:47,970
‫تو کارای کثیف کمکش میکنه

757
00:47:49,020 --> 00:47:50,179
‫بچه ها شاید شلوغ باشن

758
00:47:50,180 --> 00:47:51,549
‫ولی خوب نیست بهشون بگبم کثیف

759
00:47:51,550 --> 00:47:54,509
‫درسته ولی درست کردنشون که زیاد زیبا نمیتونه باشه

760
00:47:54,510 --> 00:47:57,189
‫داگلاس لطفا!اینجا که میخونه نیست

761
00:47:57,190 --> 00:47:58,129
‫بله

762
00:47:58,130 --> 00:47:59,190
‫البته

763
00:48:00,220 --> 00:48:02,979
‫خب پس شما قرار که همزمان با کار های روتین بیل

764
00:48:02,980 --> 00:48:05,580
‫تحقیقش هم تو بیمارستانتون انجام بدید

765
00:48:05,660 --> 00:48:07,189
‫البته به پاس جنی موراتی

766
00:48:07,190 --> 00:48:08,600
‫همون مردی که اون کارخونه بزرگ بادوم زمینی رو اداره میکنه

767
00:48:08,610 --> 00:48:10,999
‫یه مبلغ خیلی زیادی رو روی بیمارستان سرمایه گذاری کرده

768
00:48:11,000 --> 00:48:12,279
‫که البته همه اینا به خاطر

769
00:48:12,280 --> 00:48:15,720
‫همسر توانای شماست

770
00:48:16,270 --> 00:48:18,249
‫که با اون پول بیل مسترز میاد

771
00:48:18,250 --> 00:48:20,980
‫و با بیل مسترز هم تحقیقش

772
00:48:21,040 --> 00:48:24,380
‫اوه.خیلی خوشحالم که همه چیز مثل قبل میشه

773
00:48:25,420 --> 00:48:27,260
‫آه،ویرجینیا هم کمکت میکنه؟

774
00:48:29,120 --> 00:48:31,420
‫فکر میکنم خیلی مشتاق باشه که برگرده سر کار

775
00:48:32,490 --> 00:48:35,269
‫هر چند که این موضوعات نمیتونه برای
‫میزبان عزیزمون خوشایند باشه

776
00:48:35,270 --> 00:48:36,549
‫ولی من فکر میکنم جالب باشه

777
00:48:36,550 --> 00:48:39,330
‫و این چیزایی که من گفتم رو اثبات میکنه

778
00:48:39,340 --> 00:48:41,199
‫لیبی مسترز یه فرشته ـست

779
00:48:41,200 --> 00:48:43,329
‫و تو عزیزم با یه فرشته ازدواج نکردی

780
00:48:43,330 --> 00:48:45,910
‫برات بهتره که از اون تحقیق۱۰۰ ها مایل دور بمونی

781
00:48:48,500 --> 00:48:50,110
‫برای دور میزا چرخیدن بهم ملحق میشی؟

782
00:48:57,870 --> 00:48:59,820
‫دفعه بعدی یه لقد زیر میز بهم بزن

783
00:49:00,840 --> 00:49:03,030
‫من فقط به لیبی تمام جزییات کارامو نمیگم

784
00:49:03,469 --> 00:49:04,469
‫خب همه چیز سریع اتفاق افتاد

785
00:49:04,470 --> 00:49:07,070
‫خب اگر خراب کاری کردم ازت معذرت میخوام

786
00:49:08,180 --> 00:49:11,749
‫جدا از اینا به عنوان رییس سازمان

787
00:49:11,750 --> 00:49:15,410
‫و به عنوان مردی که با آتیلا ازدواج کرده
‫(اشاره به خونخواری زنش)

788
00:49:16,210 --> 00:49:19,320
‫من موافقت خودمو با خارج شدن از تحقیقت اعلام میکنم

789
00:49:19,410 --> 00:49:21,220
‫بالاخره توافقی ـه که انجام شده

790
00:49:21,470 --> 00:49:23,999
‫ولی خودمونیم خیلی دلم میخواد بدونم

791
00:49:24,000 --> 00:49:27,100
‫پشت اون درهای بسته چه اتفاقاتی میفته.خیلی مشتاقم

792
00:50:03,919 --> 00:50:04,919
‫بیل

793
00:50:04,920 --> 00:50:05,980
‫سلام مارگارت

794
00:50:06,170 --> 00:50:08,960
‫همم،منو ببخش که بدون اطلاع قبلی اومدم

795
00:50:08,970 --> 00:50:10,499
‫من...خیلی تلاش کردم که با بارتون تماس بگیرم

796
00:50:10,500 --> 00:50:11,719
‫تمام چند روز گذشته در دسترس نبود

797
00:50:11,720 --> 00:50:12,340
‫همم درسته

798
00:50:12,341 --> 00:50:15,300
‫برنامه کاریش خیلی سنگین بود

799
00:50:15,340 --> 00:50:16,340
‫متوجه هستم

800
00:50:16,850 --> 00:50:19,240
‫امیدوارم الان بتونم ببینمش

801
00:50:19,250 --> 00:50:21,200
‫خوب تماس گرفت گفت تو راه

802
00:50:21,210 --> 00:50:24,330
‫از استفورد با همکار جدیدش داره میاد

803
00:50:27,416 --> 00:50:28,416
‫باشه

804
00:50:28,440 --> 00:50:30,300
‫خیلی طول میکشه؟:میتونم منتظر بمونم

805
00:50:31,960 --> 00:50:33,890
‫بله خیلی طول میکشه

806
00:50:34,790 --> 00:50:36,370
‫میخوای پیغامتو بهش برسونم؟

807
00:50:37,770 --> 00:50:38,800
‫من...خب

808
00:50:40,790 --> 00:50:43,310
‫خب،من دارم یه کار جدید شروع میکنم

809
00:50:44,570 --> 00:50:47,940
‫فردا تو بیمارستان یادگار

810
00:50:49,370 --> 00:50:53,259
‫میخواستم فقط یه سر بهم بزنه

811
00:50:53,260 --> 00:50:53,900
‫البته

812
00:50:53,901 --> 00:50:55,910
‫میخوای راجع به کارت باهاش حرف بزنی

813
00:50:56,090 --> 00:50:58,569
‫از آخرین باری که کاری رو با بارتون شروع نکردی تقریبا

814
00:50:58,570 --> 00:51:00,200
‫بیست سال میگذره

815
00:51:03,960 --> 00:51:06,490
‫واقعا؟این همه وقت شد؟

816
00:51:09,020 --> 00:51:11,120
‫بهش میگم شما اومدید

817
00:51:13,760 --> 00:51:15,290
‫شب خوبی داشته باشی مارگارت

818
00:51:34,710 --> 00:51:36,540
‫میخوای بیشتر بمونی؟

819
00:51:37,520 --> 00:51:39,020
‫شاید ۱۰:۰۰

820
00:51:40,330 --> 00:51:41,580
‫فکر کنم بخوام نصف شب برم تو خیابون

821
00:51:41,590 --> 00:51:42,660
‫لیلیان

822
00:51:43,350 --> 00:51:44,960
‫تو باید شبا استراحت کنی

823
00:51:45,320 --> 00:51:46,980
‫در هر حال خیلی هم از شب نمونده

824
00:52:00,750 --> 00:52:02,420
‫لیوان داریم؟

825
00:52:03,840 --> 00:52:04,980
‫به جاش فنجان دادریم

826
00:52:12,520 --> 00:52:15,450
‫خب پس فهمیدی همونقدر که من میگم
‫همه چیز سادست

827
00:52:15,600 --> 00:52:17,769
‫ساده نیست ناراحت کنندست

828
00:52:17,770 --> 00:52:19,270
‫این فقط یه نوشیدنیه،لیلیان

829
00:52:20,150 --> 00:52:21,620
‫قرار نیست شادی باشه

830
00:52:36,360 --> 00:52:37,899
‫از این جهت ناراحت کنندست که هیچ کس تو دنیا

831
00:52:37,900 --> 00:52:40,120
‫فکرشم نمیکنه که یه عاشق حسود با چشم من اینکارو کرده

832
00:52:41,160 --> 00:52:43,860
‫تو که فکر نمیکنی واقعا این اتفاق افتاده باشه؟میکنی؟

833
00:52:45,080 --> 00:52:46,200
‫نه

834
00:52:47,600 --> 00:52:49,529
‫ولی کنجکاوم بدونم

835
00:52:49,530 --> 00:52:50,550
‫میدونی چرا؟

836
00:52:51,159 --> 00:52:52,159
‫چرا؟....

837
00:52:52,160 --> 00:52:54,910
‫چرا تو میدونی که یه مرد این بلا رو سر من نیاورده؟

838
00:52:55,850 --> 00:52:57,820
‫چون من بی ملاحضه نیستم

839
00:52:58,370 --> 00:52:59,970
‫هیچ وقت نبودم

840
00:53:00,390 --> 00:53:03,450
‫من همیشه خیلی جدی هستم.محکم

841
00:53:04,300 --> 00:53:08,199
‫یعنی حواسم هست.خیلی مراقبم

842
00:53:08,200 --> 00:53:09,660
‫به غیر از اینکه الان داری مشروب میخوری

843
00:53:09,740 --> 00:53:12,080
‫ولی ناگهان همه تمهیدات آدم از بین میره

844
00:53:16,840 --> 00:53:20,900
‫نه.چیز بدی نیست که آدم محتاط باشه

845
00:53:37,640 --> 00:53:40,160
‫خب،الان باید چی کار کنیم؟

846
00:53:47,880 --> 00:53:52,090
‫خب،فکر کنم...من باید ازت معذرت خواهی کنم

847
00:53:53,720 --> 00:53:55,399
‫برای اینکه دیشب اومدم دم در خونتون

848
00:53:55,400 --> 00:53:58,280
‫نیازی نیست بیل

849
00:53:59,600 --> 00:54:00,630
‫جدی

850
00:54:03,680 --> 00:54:04,680
‫خوبه

851
00:54:08,740 --> 00:54:09,740
‫پس...

852
00:54:12,390 --> 00:54:14,810
‫در مورد اینکه چجوری باید ادامه بدیم

853
00:54:15,660 --> 00:54:20,290
‫خب با اطمینان میگم که
‫ملاقاتمون تو یه هتل تو الینوس

854
00:54:20,690 --> 00:54:25,499
‫اصلا اتفاقی نیست

855
00:54:25,500 --> 00:54:27,720
‫اونم با فلصله یک ساعت ونیم از شهر

856
00:54:29,130 --> 00:54:31,180
‫احتمالا فروید بهتر از همه اینو توجیه میکنه
‫(<font color="#ff۸۰۰۰">فروید:فیلسوفی که نظریات او در باب رابطه جنسی بسیار شهرت دارد)</font>

857
00:54:31,330 --> 00:54:32,880
‫واقعا اتفاقی نیست

858
00:54:34,030 --> 00:54:35,440
‫میبینی ذهنامون هم به هم نزدیکـه

859
00:54:36,210 --> 00:54:37,340
‫منم همینطور فکر میکنم

860
00:54:39,680 --> 00:54:43,300
‫خب من فکر میکنم بهتر یه چیزایی رو روشن کنیم

861
00:54:47,800 --> 00:54:52,030
‫در هر حال من فکر میکنم الان زمان خوبی نباشه

862
00:54:53,780 --> 00:54:56,190
‫الان اتان میبایست بدجور سرخورده شده باشه

863
00:54:59,410 --> 00:55:01,600
‫اون نمیتونه اینو درک کنه

864
00:55:03,340 --> 00:55:06,799
‫خب .بالاخره میفهمه.البته وقتی که یه مقدار زمان بگذره

865
00:55:06,800 --> 00:55:08,030
‫اینطور فکر نمیکنم

866
00:55:10,780 --> 00:55:15,649
‫میدونی،مردی که بتونه درک بکنه

867
00:55:15,650 --> 00:55:17,940
‫یه زن بین عشقش و کارش انتخابش چیه واقعا نایابـه

868
00:55:25,040 --> 00:55:26,790
‫این چیزی ـه که تو به اون گفتی

869
00:55:28,100 --> 00:55:29,250
‫دلیل تموم کردنت که این نبود

870
00:55:31,290 --> 00:55:32,570
‫چیزی که بهش گفتم حقیقت بود

871
00:55:37,480 --> 00:55:39,180
‫فکر میکردم داری میشنوی

872
00:55:45,030 --> 00:55:46,030
‫بیل

873
00:55:48,100 --> 00:55:50,230
‫ما میتونیم با هم رابطه داشته باشیم

874
00:55:50,450 --> 00:55:52,189
‫میلیونها نفر اینکارو میکنن

875
00:55:52,190 --> 00:55:53,270
‫ولی یه رابطه

876
00:55:54,250 --> 00:55:57,540
‫فقط یه چیز بیروح وساده ـست

877
00:55:58,210 --> 00:56:00,510
‫و داستان هم همیشه یه جور تموم میشه

878
00:56:00,580 --> 00:56:01,580
‫اینجوری بود؟

879
00:56:01,870 --> 00:56:04,190
‫ولی چیزی که بین ما داره اتفاق میفته....

880
00:56:05,910 --> 00:56:07,699
‫خیلی از این اتفاق ساده مهمتره

881
00:56:07,700 --> 00:56:09,739
‫دیگه فقط یه رابطه ساده نیست

882
00:56:09,740 --> 00:56:12,740
‫ما چیز مهم تری مثل کامون رو داریم

883
00:56:16,150 --> 00:56:17,150
‫بله

884
00:56:19,560 --> 00:56:22,930
‫و خب ما بار ها باهم تو تحقیقاتمون رابطه داشتیم

885
00:56:24,810 --> 00:56:26,220
‫ولی تو آپارتمان تو

886
00:56:28,320 --> 00:56:30,100
‫یه چیزی فرق میکرد

887
00:56:30,530 --> 00:56:32,750
‫اره خب هیچ سیمی نبود

888
00:56:37,670 --> 00:56:39,210
‫و همین برای من جالب بود

889
00:56:39,620 --> 00:56:42,700
‫هممم..میدونی شاید

890
00:56:43,400 --> 00:56:45,490
‫یه جور چیز با کیفیت غیر قابل اندازه گیری

891
00:56:45,500 --> 00:56:50,159
‫یه جور داده روانشناختی
‫که تو البته همیشه رو این مورد مصّر بودی

892
00:56:50,160 --> 00:56:55,159
‫که میتونه کاملا برروی بدن از لحاظ

893
00:56:55,160 --> 00:56:57,070
‫فیزیولوژیکی تاثیر بذاره

894
00:56:58,640 --> 00:57:01,449
‫م م من فکر میکنم یه در دیگه از اگاهی رومون

895
00:57:01,450 --> 00:57:02,800
‫باز شده که

896
00:57:03,070 --> 00:57:07,600
‫تصور میکنم اگر الان جلوشو بگیریم
‫اشتباه بزرگی مرتکب شدیم

897
00:57:09,390 --> 00:57:10,640
‫موافقم

898
00:57:11,910 --> 00:57:16,620
‫ولی من بازم میبایستی از تو عذر خواهی کنم

899
00:57:16,630 --> 00:57:19,469
‫من...فکر میکنم..هممم تو اشتباه متوجه شدی

900
00:57:19,470 --> 00:57:20,980
‫چیزی که بین ما اتفاق افتاد

901
00:57:22,260 --> 00:57:24,510
‫تو اشاره کردی که فقط یه ارتباط جنسی ساده بود

902
00:57:24,740 --> 00:57:27,010
‫والبته خوب هم به این موضوع اشاره کردی

903
00:57:29,310 --> 00:57:30,709
‫البته که ما یه رابطه با هم داشتیم

904
00:57:30,710 --> 00:57:31,270
‫ویرجینیا

905
00:57:31,271 --> 00:57:32,249
‫ما هرگز بیشتر از یه رابطه نداشتیم

906
00:57:32,250 --> 00:57:33,719
‫من یه مرد متاهل خوشبخت هستم

907
00:57:33,720 --> 00:57:37,670
‫بنابراین من فکر میکنم میبایست کارمون رو ادامه بدیم

908
00:57:38,300 --> 00:57:40,450
‫اما به شرطی که تو شرایط کار رو خوب متوجه بشی

909
00:57:43,620 --> 00:57:47,910
‫من نمیخوام تو فکر کنی که......داری هدایت میشی

910
00:57:53,070 --> 00:57:54,830
‫متوجه شدم

911
00:58:00,190 --> 00:58:01,190
‫خوبه

912
00:58:15,710 --> 00:58:17,000
‫میتونم کمکتون کنم قربان؟

913
00:58:19,420 --> 00:58:23,670
‫خب من و همسرم مایلیم برای امشب
‫اینجا یک اتاق بگیریم

914
00:58:23,900 --> 00:58:25,190
‫خب میتونم کمک کنم بهتون

915
00:58:25,260 --> 00:58:26,550
‫و ...میتونم اسمتون رو بپرسم؟

916
00:58:27,190 --> 00:58:28,190
‫هلدن

917
00:58:29,250 --> 00:58:30,410
‫دکتر....

918
00:58:32,080 --> 00:58:35,510
‫فرانسیس هلدن

919
00:58:35,535 --> 00:58:39,560
‫<b><font color="#ff۸۰۰۰">ارائه ای دیگر از جهان زیر نویس
‫www.worldsubtitle.in</font></b>

920
00:58:39,585 --> 00:58:41,585
‫<b>کاری از مهدی</b>

