‫﻿۱
00:00:02,170 --> 00:00:04,266
‫در این سریال دیده اید.......

2
00:00:05,312 --> 00:00:08,146
‫اگر که تو به این رفتارات ادامه بدی
‫دست آخر تنها خواهی موند

3
00:00:08,180 --> 00:00:09,715
‫مادرم به اوهایو برمیگرده

4
00:00:09,749 --> 00:00:10,949
‫بنابراین تو باید یه پرستار جدید استخدام کنی

5
00:00:10,983 --> 00:00:12,451
‫یه سری ناملایمات در مورد

6
00:00:12,485 --> 00:00:13,985
‫تحقیق من در مورد سکس وجود داشت

7
00:00:14,019 --> 00:00:15,019
‫و شما میخواید مجدداً ادامه بدید؟

8
00:00:15,054 --> 00:00:16,054
‫بله

9
00:00:16,088 --> 00:00:17,188
‫خب،شاید من بتونم از روابطم استفاده کنم

10
00:00:17,223 --> 00:00:18,890
‫تا یه جایی بشه براتون کاری کرد

11
00:00:18,924 --> 00:00:21,159
‫پس،شما براتون مقدور ــه که تحقیقات بیل رو برقرار کنید؟

12
00:00:21,193 --> 00:00:23,527
‫و با اومدن بیل مسترز تحقیقش هم خواهد امد

13
00:00:23,562 --> 00:00:25,329
‫همه کارکنان بیمارستان توجه کنن

14
00:00:25,364 --> 00:00:26,731
‫دکتر آستین لانگهام

15
00:00:26,766 --> 00:00:28,299
‫تمام دو ماه گذشته رو

16
00:00:28,333 --> 00:00:30,935
‫به زنا کردن با خواهر زنش گذرونده

17
00:00:30,970 --> 00:00:32,303
‫من....اجازه استفاده

18
00:00:32,337 --> 00:00:34,839
‫از بعضی از فناوری هایی که دکتر مسترز
‫در تحقیقش استفاده میکرده رو گرفتم

19
00:00:34,874 --> 00:00:36,040
‫برام خیلی خوشحال کننده خواهد بود

20
00:00:36,075 --> 00:00:37,041
‫اگر بتونم از تجربیات و آموخته های شما استفاده کنم

21
00:00:37,076 --> 00:00:39,443
‫البته بهتون حقوق هم خواهم داد

22
00:00:45,116 --> 00:00:46,116
‫من خیلی تلاش کردم که با بارتون تماس بگیرم

23
00:00:46,151 --> 00:00:48,185
‫خب اون از اینجا دوره و تماس گرفتم باهاش سخته

24
00:00:48,219 --> 00:00:50,988
‫خب،من دارم یه جای جدید مشغول به کار میشم

25
00:00:51,022 --> 00:00:52,722
‫بنده و همسرم برای امشب یه اتاق میخواستیم

26
00:00:52,757 --> 00:00:53,690
‫میتونم اسمتون رو داشته باشم؟

27
00:00:53,724 --> 00:00:54,958
‫هلدن

28
00:00:54,993 --> 00:00:56,793
‫با توجه به شرایطی که.....
‫ما بهش وارد شدیم.....

29
00:00:56,827 --> 00:00:59,128
‫به نظرم میاد میاد که
‫هیچ چیز اتفاقی نیست

30
00:00:59,163 --> 00:01:01,898
‫به خصوص ملاقاتمون تو این هتل
‫تو النویز

31
00:01:01,932 --> 00:01:03,900
‫البته که ما با هم رابطه نداشتیم

32
00:01:03,934 --> 00:01:05,868
‫متوجه هستم

33
00:01:48,474 --> 00:01:51,190
‫جهان زیرنویس تقدیم میکند

34
00:01:59,255 --> 00:02:01,623
‫اون دستکشارو دستت کردی؟

35
00:02:01,657 --> 00:02:03,891
‫اونا خیلی تنگ ــن

36
00:02:03,925 --> 00:02:05,926
‫به دستم خیلی فشار میاد

37
00:02:05,961 --> 00:02:07,862
‫مظلوم نمایی نکن،رز

38
00:02:07,896 --> 00:02:09,429
‫حق با مادرت ــه

39
00:02:09,464 --> 00:02:11,265
‫تو باید به اون دستکشا اهمیت بدی

40
00:02:11,299 --> 00:02:13,868
‫من یادمه مادرت در مراسم بلوغش
‫(یکی از مراسمات سنتی غرب که بعد از بلوغ دختران مجلس رقص ترتیب داده وآنان را به پسرها معرفی میکنند)

41
00:02:13,902 --> 00:02:16,536
‫مثل یه پروانه زیبا بود که همزمان با بیرون
‫اومدنش از پیله

42
00:02:16,571 --> 00:02:18,172
‫همه میخواستن به دستش بیارن

43
00:02:18,206 --> 00:02:20,641
‫من خیلی مطمعن ومتین یه گوشه ایستاده بودم

44
00:02:20,675 --> 00:02:22,409
‫و خودش اومد و به دام من افتاد

45
00:02:31,185 --> 00:02:32,819
‫رز!

46
00:02:32,853 --> 00:02:35,322
‫بشین و گوشتتو تموم کن

47
00:02:35,356 --> 00:02:36,622
‫مادر،من فقط
‫میخوام برم بخوابم

48
00:02:50,404 --> 00:02:52,838
‫بعد از جست و جوی فراوان

49
00:02:52,872 --> 00:02:55,007
‫تمام داده های تحقیقمون رو پیدا کردم

50
00:02:55,041 --> 00:02:57,410
‫تو انبار بیمارستان داشتن خاک میخوردن

51
00:02:57,444 --> 00:02:59,978
‫البته به همراه داروهای فاسد شده
‫و خرتو پرتای دیگه

52
00:03:00,013 --> 00:03:01,314
‫رفتم تا اسکالی رو ببینم

53
00:03:01,348 --> 00:03:04,016
‫که شاید بهم اجازه بده بتونم برم تو انبار و برشون دارم

54
00:03:04,050 --> 00:03:06,419
‫و خب منشیش بهم گفت رفته نهار

55
00:03:06,453 --> 00:03:07,753
‫بنابراین بعد از نهار دوباره رفتم سراغش

56
00:03:07,788 --> 00:03:09,855
‫ومنشیش گفت که کارش تموم شده و رفته

57
00:03:09,889 --> 00:03:12,324
‫و بالاخره امروز صبح گفت که اسکالی بیرون ــه

58
00:03:12,358 --> 00:03:15,127
‫دیگه برام عادی شده

59
00:03:15,161 --> 00:03:17,729
‫داشت با کاغذاش بازی میکرد و حتی بهم نگاه هم نکرد

60
00:03:17,763 --> 00:03:19,431
‫هیچ اطلاعات دیگه ای نداد؟

61
00:03:19,465 --> 00:03:23,368
‫منشی ها اینروز ها تو هیچ زمینه ای

62
00:03:23,402 --> 00:03:25,003
‫با من همکاری نمیکنن

63
00:03:25,038 --> 00:03:28,206
‫تو چند روز گذشته خیلی سعی کردم
‫با بارتون تماس بگیرم

64
00:03:28,240 --> 00:03:29,907
‫ولی،همم...

65
00:03:29,942 --> 00:03:32,143
‫فکر نمیکنم دستم به جایی برسه

66
00:03:36,349 --> 00:03:37,982
‫و، همینطور

67
00:03:38,016 --> 00:03:42,553
‫از اونجایی که نمیدونستم کی قرار کارمو با تو شروع کنم

68
00:03:42,587 --> 00:03:44,521
‫هنوز به لیلیان چیزی نگفتم

69
00:03:44,556 --> 00:03:46,457
‫درسته که به روی خودش نمیاره

70
00:03:46,491 --> 00:03:49,894
‫ولی داره بیشتر وبیشتر به من وابسته میشه

71
00:03:49,928 --> 00:03:53,297
‫بنابراین میبایست به ارامی و یواش یواش بهش بگم

72
00:03:53,332 --> 00:03:55,132
‫من باید بهش یواش یواش بگم دارم میرم

73
00:03:55,167 --> 00:03:56,734
‫داگ گرین هاوس فکر میکنه

74
00:03:56,768 --> 00:03:59,737
‫آّه،اون دیگه داره زیادی تو این تحقیق سرک میکشه

75
00:03:59,771 --> 00:04:01,705
‫این مقدور نیست که...آه

76
00:04:01,740 --> 00:04:05,108
‫بیای به محل تحقیق،البته فقط چند وقت

77
00:04:05,142 --> 00:04:07,043
‫فقط جند وقت؟

78
00:04:07,078 --> 00:04:09,179
‫من دارم سعی میکنم که بهش بفهمونم
‫تصمیمش اشتباه ــه

79
00:04:09,213 --> 00:04:11,081
‫که فکر میکنه تو اعتبار لازم برای

80
00:04:11,115 --> 00:04:12,983
‫اینکه هیئت مدیره رو قانع بکنه
‫توی تحقیق باشی رو نداری

81
00:04:13,017 --> 00:04:14,485
‫ولی اسم منم به عنوان محقق ثبت شده

82
00:04:14,519 --> 00:04:16,186
‫که البته من اینکارو کردم

83
00:04:18,655 --> 00:04:19,956
‫باشه

84
00:04:19,991 --> 00:04:22,292
‫پس به جاش من به عنوام منشیت کار میکنم

85
00:04:22,326 --> 00:04:24,027
‫به عنوان برنامه ریز کارهات

86
00:04:24,061 --> 00:04:25,528
‫که خب قبلاً هم این کارو کردم

87
00:04:25,562 --> 00:04:28,631
‫این جور به نظر میاد که برام یه منشی هم در نظر گرفته

88
00:04:28,665 --> 00:04:31,167
‫ولی تو این حق رو داری که
‫هر کسی رو خواستی استخدام کنی

89
00:04:31,202 --> 00:04:33,035
‫خب،منم به گریت هاوس گفتم که این تحقیق
‫متعلق به منه

90
00:04:33,069 --> 00:04:35,371
‫من دارم روش کار میکنم
‫و هر کس که راحت باشم رو میارم

91
00:04:35,406 --> 00:04:37,607
‫ولی اون اصرار داره که به خاطر انتخاب این منشی
‫بعده ها ازش ممنون هم خواهم بود

92
00:04:37,641 --> 00:04:40,376
‫که با توجه به حرفای اون

93
00:04:40,411 --> 00:04:42,978
‫هم بیمارستان رو خوب میشناسه
‫و هم برای خودش جواهری ــه

94
00:04:43,013 --> 00:04:48,284
‫هیچ جواهری ارزنده تر از من نیست،!بیل

95
00:04:48,318 --> 00:04:50,752
‫من شیوه و روش های این تحقیق رو میشناسم

96
00:04:50,787 --> 00:04:53,155
‫من بودم که به کمک تو این تحقیق رو انجام دادم
‫بهتره که فراموش نکنیم

97
00:04:53,189 --> 00:04:55,824
‫و باید بدونی که دکتر دیتمر از توانایی های من
‫به خوبی آگاه ــه

98
00:04:55,858 --> 00:04:57,159
‫و ازم خواسته که در مورد

99
00:04:57,193 --> 00:04:59,528
‫استفاده از روشنی بخشی آب سرد در
‫روده شناسی بهش کمک کنم

100
00:04:59,562 --> 00:05:01,397
‫الان دیگه داری با فرانک دیتمر کار میکنی؟

101
00:05:01,431 --> 00:05:02,798
‫قصدم این نیست که منت بذارم

102
00:05:02,832 --> 00:05:04,099
‫ولی این من بودم که اون دستگاه رو درست کردم

103
00:05:04,134 --> 00:05:05,901
‫فکر میکنی تو کارت با دیتمر دوام میاری؟

104
00:05:05,935 --> 00:05:07,101
‫کی میدونه

105
00:05:07,136 --> 00:05:08,503
‫چقدر طول میکشه تا گریت هاوس بکشه کنار؟

106
00:05:08,538 --> 00:05:10,371
‫خب...

107
00:05:10,406 --> 00:05:11,973
‫میدونی منظورم اینه که

108
00:05:12,007 --> 00:05:13,542
‫من دوباره موضوع بودن تو رو باهاش مطرح میکنم

109
00:05:13,576 --> 00:05:17,111
‫نه
‫نه.بهش فکر نکن

110
00:05:17,146 --> 00:05:20,749
‫من این جریان رو به روش خودم حل میکنم

111
00:05:20,783 --> 00:05:22,383
‫این دفعه اولم نیست که

112
00:05:22,418 --> 00:05:25,286
‫در این زمینه به مانع برخورد کردم

113
00:05:25,321 --> 00:05:27,188
‫ما میبایست با احتیاط رفتار کنیم

114
00:05:27,222 --> 00:05:28,389
‫من میتونم خودم اول باهاش حرف بزنم

115
00:05:28,424 --> 00:05:30,458
‫چرا؟
‫چرا خودتو درگیر میکنی؟

116
00:05:30,492 --> 00:05:32,526
‫من باهاش حرف میزنم
‫برای نهار باهاش میرم

117
00:05:32,561 --> 00:05:35,096
‫منشی ها میان ومیرن

118
00:05:35,130 --> 00:05:37,498
‫خیلی راحت فردا میام اونجا

119
00:05:37,532 --> 00:05:40,000
‫و این قضیه رو حل میکنم

120
00:05:43,037 --> 00:05:46,440
‫با هم برنامه نداشتیم.....

121
00:05:46,475 --> 00:05:48,208
‫دکتر هلدن؟

122
00:05:50,779 --> 00:05:52,980
‫به نظر میاد که داشتیم

123
00:06:02,656 --> 00:06:04,257
‫صبحتون به خیر
‫آقای مسترز

124
00:06:06,494 --> 00:06:09,062
‫دکتر...مسترز

125
00:06:09,097 --> 00:06:10,330
‫و شما؟

126
00:06:10,365 --> 00:06:13,232
‫اوه،من کورال هستم.قربان. ...دکتر

127
00:06:13,266 --> 00:06:15,201
‫من برای مراقبت از بچتون اینجا هستم

128
00:06:20,440 --> 00:06:21,975
‫فکر میکنم این یعنی اینکه نیستی

129
00:06:22,009 --> 00:06:23,743
‫خانوم لیبی ازم خواستن که اینجا بمونم

130
00:06:23,777 --> 00:06:26,345
‫احتمالاً منظورشون زمانی بوده که
‫بچه هنوز گریه نمیکرده

131
00:06:26,380 --> 00:06:28,547
‫بله،آقای دکتر

132
00:06:34,054 --> 00:06:37,956
‫من داشتم دنبال پیراهن جاکوبم(برند معروف) میگشتم

133
00:06:37,991 --> 00:06:39,925
‫به در اتاق خوابت آویزونه

134
00:06:39,959 --> 00:06:41,394
‫نیست

135
00:06:41,428 --> 00:06:43,462
‫کورال ،اینجور که میبینم با دکتر مسترز ملاقات کردی

136
00:06:43,497 --> 00:06:45,363
‫امروز برای همه ما روز فوق العاده ای ــه

137
00:06:45,398 --> 00:06:47,098
‫البته که روز اول تو با ما هم هست

138
00:06:47,133 --> 00:06:49,568
‫اما مشجصاً روز اول کار دکتر تو محل کار جدیدشونه

139
00:06:49,602 --> 00:06:51,003
‫لیبی،لباس من اونجا نیست

140
00:06:51,037 --> 00:06:52,738
‫کورال،لطفاً لباس دکتر رو بیار

141
00:06:52,772 --> 00:06:54,239
‫از در اتاق خوابمون آویزونه

142
00:06:56,809 --> 00:06:58,443
‫یه بچه استخدام کردی؟

143
00:06:58,477 --> 00:07:01,612
‫اون ۱۸ سالشه والبته به صورت ویژه توسط خانوم والتون پیشنهاد شده

144
00:07:01,647 --> 00:07:02,914
‫اونوقت برای چه کاری؟

145
00:07:02,948 --> 00:07:04,682
‫تو گفتی خودم پرستار پیدا کنم
‫منم همین کار رو کردم

146
00:07:04,716 --> 00:07:06,051
‫این دختر خودش نیاز به پرستار داره

147
00:07:06,085 --> 00:07:07,218
‫من فکر کردم با هم توافق کردیم که

148
00:07:07,253 --> 00:07:08,653
‫کسی رو پیدا کنیم که واقعاً بتونه کمکمون کنه

149
00:07:08,687 --> 00:07:09,787
‫کورال هم داره کمک میکنه

150
00:07:09,821 --> 00:07:11,222
‫اون امروز با من میاد تا به کارام برسیم

151
00:07:11,257 --> 00:07:13,024
‫و چه کسی کنار بچه میمونه؟

152
00:07:13,059 --> 00:07:16,161
‫خب بچه هم با ما میاد

153
00:07:16,195 --> 00:07:18,529
‫تا با خانوادش یه روز خوب رو
‫تو دنیای بیرون تجربه کنه

154
00:07:18,564 --> 00:07:20,031
‫یه روز پر از خرید...نهار خوردن و....

155
00:07:20,065 --> 00:07:23,000
‫منو ببخشید خانوم
‫قصد مزاحمت نداشتم

156
00:07:23,035 --> 00:07:24,969
‫تو به هیچ وجه مزاحم نیستی

157
00:07:25,003 --> 00:07:27,438
‫دکتر مسترز و من داشتیم بحث میکردیم

158
00:07:27,472 --> 00:07:29,406
‫در مورد بچه.
‫خب شاید اون در مورد بچه هایی که

159
00:07:29,441 --> 00:07:32,276
‫مریضش هستن حق داشته باشه

160
00:07:32,310 --> 00:07:34,478
‫ولی اینجا توی خونه منم که تصمیم میگیرم

161
00:07:35,846 --> 00:07:37,814
‫خانوم،هیچ لباسی روی اون در نبود

162
00:07:39,250 --> 00:07:41,017
‫خب .باشه

163
00:07:41,052 --> 00:07:45,189
‫پس ما با هم میریم تا پیداش کنیم

164
00:08:07,777 --> 00:08:10,346
‫کار تیمی هان؟

165
00:08:10,380 --> 00:08:12,047
‫ما اینجوری کارا رو پیش میبریم

166
00:08:12,082 --> 00:08:13,116
‫درست مثل سه تفنگ دار

167
00:08:14,251 --> 00:08:15,451
‫مثل اینکه خیلی شوکه شدید

168
00:08:15,486 --> 00:08:17,953
‫ولی برای من وبتی که...همه چیز..خب

169
00:08:17,988 --> 00:08:20,289
‫بی خیال،بابت کاری برامون میکنید ازتون ممنونم

170
00:08:20,324 --> 00:08:22,625
‫میدونید که
‫جنی کوچولو و بتیی کوچولو

171
00:08:22,659 --> 00:08:24,660
‫حتی فکر اینکه اونا به مامانشون چشمک میزنن
‫خوشحالمون میکنه

172
00:08:24,694 --> 00:08:25,894
‫اون دوتا هم از شما تشکر میکنن

173
00:08:25,929 --> 00:08:27,262
‫اوه.خب دیگه نمیخواد بچه ها رو بشماری
‫)بچه ها رو به مرغ تشبیه کرد)

174
00:08:27,296 --> 00:08:28,797
‫خودت میدونی که یه دو جین بچه هست که
‫دکتر بخواد نگرانشون باشه

175
00:08:28,832 --> 00:08:30,099
‫فقط مال ما نیستن که

176
00:08:30,133 --> 00:08:32,134
‫میدونم.ولی تو هم میدونی که
‫کار من اینه که فروشنده خوبی باشم

177
00:08:32,168 --> 00:08:33,969
‫همین که پامو از در میزام تو
‫دیگه جلوی حرف زدنمو گرفتن کار خداست

178
00:08:34,004 --> 00:08:35,938
‫پس من اینجا تو ماشین منتظرتون میمونم
‫تا شما جادوی خودتونو انجام بدید

179
00:08:35,972 --> 00:08:37,773
‫ممم

180
00:08:37,807 --> 00:08:39,741
‫بتی فکر میکنه اگر من تو اتاق باشم
‫کنار اون دستگاه ها

181
00:08:39,775 --> 00:08:41,610
‫و اون چراغها
‫باعث میشم که جادودوتون کار نکنه

182
00:08:41,644 --> 00:08:42,877
‫جدولتو با خودت آوردی؟

183
00:08:42,911 --> 00:08:44,246
‫بله.لیوان قهوه ــم رو هم آوردم

184
00:08:44,280 --> 00:08:46,080
‫خیله خب،بعد از اون کار بزرگ میبینمتون

185
00:08:51,487 --> 00:08:53,054
‫چه جور کار بزرگی

186
00:08:53,088 --> 00:08:54,989
‫به شوهرت گفتی میخوای انجام بدی؟

187
00:08:55,024 --> 00:08:56,658
‫هممم،درمان باروری

188
00:08:56,692 --> 00:08:58,092
‫اوه،این قدر واضح بهش گفتی؟

189
00:08:58,127 --> 00:08:59,794
‫خب من تو بیان نظرم خیلی راحتم

190
00:08:59,828 --> 00:09:02,329
‫میدونی که اگر نمیگفتم باعث میشد خیال پردازی کنه

191
00:09:03,866 --> 00:09:06,300
‫چی میتونه بیشتر از این براش خیال بافی بیاره؟تو نازا هستی

192
00:09:06,334 --> 00:09:08,202
‫و هنوزم که هنوزه داری عمل باروری رو انجام میدی

193
00:09:08,236 --> 00:09:09,203
‫هرچند این که مشکل من نیست

194
00:09:09,237 --> 00:09:10,705
‫خهب،این چیزی ــه که من باید بگم

195
00:09:10,739 --> 00:09:13,474
‫تا اونجایی که من میدونم کار جدید تو دقیقاً

196
00:09:13,508 --> 00:09:15,909
‫به تعداد صفرایی که شوهر من روی اون چک انداخت
‫وابسته ـــست

197
00:09:15,943 --> 00:09:17,578
‫سه روز جلسه میذاریم و کارمون تموم میشه

198
00:09:17,612 --> 00:09:19,680
‫یا چطوره کارمون هر وقت که من بگم تموم شه؟

199
00:09:19,714 --> 00:09:20,981
‫مثل اینکه تو تحقیقتو وقتی که

200
00:09:21,015 --> 00:09:23,150
‫داشتی یواشکی از سوراخ جنده خونه
‫سکس  ها رو نگاه میکردی

201
00:09:23,185 --> 00:09:25,219
‫اونم وقتی که کسی نمیدونست اونجایی
‫بیشتر دوست داشتی

202
00:09:25,253 --> 00:09:26,287
‫خیل جالبه

203
00:09:33,527 --> 00:09:34,995
‫دکتر مسترز

204
00:09:35,029 --> 00:09:37,130
‫باربارا سندرسون هستم

205
00:09:37,165 --> 00:09:38,665
‫اوه،نگران این به هم ریختگی نباشید

206
00:09:38,700 --> 00:09:40,767
‫من موقع نهار همه چیز رو مرتب میکنم

207
00:09:40,802 --> 00:09:42,268
‫خانم مسترز

208
00:09:42,303 --> 00:09:43,570
‫خدای من

209
00:09:43,604 --> 00:09:46,272
‫در واقع
‫من خانوم مورتی هستم

210
00:09:46,307 --> 00:09:50,376
‫خانوم مسترز کسی ــه که قبلاً اینکارو انجام داده

211
00:09:50,411 --> 00:09:51,844
‫خانوم مورت

212
00:09:51,878 --> 00:09:55,481
‫خانوم مورتی اینجا هستند تا درمان نازایی روشون انجام بشه

213
00:09:55,516 --> 00:09:58,184
‫که البته میبایست توی راهرو منتظر بمونن

214
00:09:58,219 --> 00:09:59,619
‫اوه.فعلاً که جاش اینجا خوبه

215
00:09:59,653 --> 00:10:02,221
‫بنابراین تو دفتر من منتظر میمونن

216
00:10:02,255 --> 00:10:04,156
‫اون اینجا درست روی همین صندلی منتظر میمونه

217
00:10:04,191 --> 00:10:06,425
‫برای هر چند وقت که دلش بخواد

218
00:10:06,459 --> 00:10:07,860
‫اوه

219
00:10:07,894 --> 00:10:10,362
‫سریع ترین طلوع خورشید در میسوری
‫:--اشاره به حضور دکتر مسترز--:

220
00:10:10,396 --> 00:10:12,297
‫بیل از دیدنت خوشحالم

221
00:10:12,332 --> 00:10:14,533
‫امیدوارم که باهاشون خوب برخورد کرده باشی باربارا

222
00:10:14,567 --> 00:10:15,801
‫به این خاطر که

223
00:10:15,836 --> 00:10:17,402
‫هم طرفدارای بیشتری دارهbigsmokeایشون حتی از
‫)اشاره به سریال در همون زمان که خیلی طرفدار داشت)

224
00:10:19,004 --> 00:10:21,273
‫البته
‫دکتر گریت هاوس

225
00:10:21,307 --> 00:10:24,276
‫باید به اطلاعت برسونم که یه تغییر کوچولو
‫تو برنامه پیش اومده

226
00:10:24,310 --> 00:10:27,346
‫قصدم این بود که بیمارستان رو بهت نشون بدم
‫کارکنان رو بهت معرفی کنم

227
00:10:27,380 --> 00:10:29,948
‫تو رو با خودم به اتاق مخفی ببرم

228
00:10:29,982 --> 00:10:33,518
‫ولی متأسفانه یه نفر تو اورژانس دچار خونریزی شدید شد

229
00:10:33,553 --> 00:10:35,186
‫که ربطش به تو چیه؟

230
00:10:35,221 --> 00:10:37,255
‫این یه فرصت خیلی خوبه که جا پاتو محکم کنی

231
00:10:37,289 --> 00:10:38,422
‫قضیه چیه؟

232
00:10:38,457 --> 00:10:40,825
‫دختر یک (حخم)

233
00:10:40,860 --> 00:10:42,127
‫حامی خیلی مهم

234
00:10:42,161 --> 00:10:43,928
‫و بعد از اون میتونیم با هم نهار بخوریم

235
00:10:46,565 --> 00:10:48,499
‫اون دچار شوک شده
‫فشار خونش چنده؟

236
00:10:48,533 --> 00:10:50,268
‫۹۰به ۶۰ بر روی ۱۴۰

237
00:10:50,302 --> 00:10:53,137
‫دمای بدنش۱۰۳ و میزان تنفسش هم ۳۰ تاست

238
00:10:53,171 --> 00:10:54,605
‫اطلاعات قلبی وبافتی بدنش رو میخوام

239
00:10:54,640 --> 00:10:56,106
‫چرا داره اینجوری خونریزی میکنه؟

240
00:10:56,141 --> 00:10:58,175
‫۳۵میلیلیتر هم کورتیکواستروءید بهش بزنید

241
00:10:58,209 --> 00:11:00,444
‫هر ۴ ساعت هم چک کنید ببینید دچار عفونت نشده باشه

242
00:11:00,479 --> 00:11:01,345
‫دست کش

243
00:11:01,380 --> 00:11:02,313
‫بله،قربان

244
00:11:02,347 --> 00:11:04,348
‫بتادین

245
00:11:04,383 --> 00:11:06,984
‫پاهاش رو بدید بالا

246
00:11:08,953 --> 00:11:10,654
‫ذره بین

247
00:11:15,693 --> 00:11:17,194
‫دکتر،خواهش میکنم

248
00:11:17,228 --> 00:11:18,528
‫چه اتفاقسی برای دخترم افتاده؟

249
00:11:18,562 --> 00:11:20,597
‫اگر اون چیزی باشه که من فکر میکنم

250
00:11:20,631 --> 00:11:23,433
‫من حتی نباید به دهانه رحمش دست بزنم

251
00:11:23,467 --> 00:11:25,368
‫اتاق عمل رو برای جراحی آماده کنید

252
00:11:25,403 --> 00:11:26,869
‫حواستون به فشار خونش باشه

253
00:11:26,904 --> 00:11:28,137
‫بله،دکتر

254
00:11:28,172 --> 00:11:29,439
‫حالش خوب میشه؟

255
00:11:29,473 --> 00:11:30,807
‫میدونید این اتفاق کی افتاده؟

256
00:11:30,841 --> 00:11:31,841
‫امروز صبح نیومد پایین که صبحانه بخوره

257
00:11:31,875 --> 00:11:33,343
‫من رفتم بالا که ببینم چطوره

258
00:11:33,377 --> 00:11:34,844
‫روی زمین افتاده بود و همه جارو خون برداشته بود

259
00:11:34,878 --> 00:11:37,180
‫خونی که داره از دست میده به علت
‫سوراخ شدن رحم ــشه

260
00:11:37,214 --> 00:11:38,848
‫که اغلباً در حین کورتاژ اتفاق میفته

261
00:11:38,882 --> 00:11:40,216
‫اطلاعات دقیق تری دارید؟

262
00:11:40,250 --> 00:11:42,351
‫چند وقت میشه که عمل جراحی رو انجام داده؟

263
00:11:42,385 --> 00:11:43,352
‫چند وقت میشه؟

264
00:11:43,386 --> 00:11:44,987
‫نگید که از اینکه دخترتون

265
00:11:45,022 --> 00:11:47,389
‫بچه اش رو سقط کرده خبر ندارید

266
00:11:54,298 --> 00:11:56,665
‫دکتر ها شروع به داخل کردن دوربینی
‫به دهانه رحمی

267
00:11:56,700 --> 00:11:58,534
‫بیماران کردند که

268
00:11:58,568 --> 00:12:01,036
‫بهشون این اجازه رو میداد که...

269
00:12:01,070 --> 00:12:03,071
‫چی شد؟
‫چرا واستادی؟

270
00:12:03,105 --> 00:12:04,272
‫آخه حس میکنم

271
00:12:04,307 --> 00:12:05,808
‫دارم فیلم بازی میکنم
‫(ادگار برگن شو من مشهور در آن زمان.به این موضوع اشاره داره که انگار داره ادای اونو در میاره)

272
00:12:05,842 --> 00:12:07,810
‫جالبه

273
00:12:07,844 --> 00:12:10,346
‫چارلی مک کارتی(عروسکس که ادگار برگمن ازش استفاده میکرد)
‫بچه های من عاشق اون عروسکن

274
00:12:10,380 --> 00:12:11,947
‫بهش میگن مرد چوبی

275
00:12:11,981 --> 00:12:14,149
‫لطفاً آروم باش

276
00:12:14,183 --> 00:12:17,219
‫نمیدونم چجوری بهت اجازه دارم
‫منو مجبور به اینکار کنی

277
00:12:17,253 --> 00:12:18,686
‫چون که کار درستی بود

278
00:12:18,721 --> 00:12:19,721
‫این فیلم قرار برای دکترا پخش بشه

279
00:12:19,755 --> 00:12:21,656
‫اونا میدونن که این یه فیلم کاربردی ــه

280
00:12:21,690 --> 00:12:23,225
‫در ضمن ازت توقع هم ندارن که لوران باکال باشی
‫------ -----لوران باکال بازیگر و مدل که به خاطر نگاه وصدای شهوت انگیزش به شهرت رسید

281
00:12:23,259 --> 00:12:25,060
‫خب،پس نیاز نیست ناراحت باشم

282
00:12:25,094 --> 00:12:27,462
‫برای روشن تر شدن

283
00:12:27,496 --> 00:12:29,297
‫فقط یه کم

284
00:12:29,332 --> 00:12:31,131
‫میشه بدونم آرایش چه ربطی به پزشکی داره؟

285
00:12:32,934 --> 00:12:34,435
‫خب

286
00:12:34,470 --> 00:12:37,338
‫اگر خیلی مهمه
‫خودت انجامش بده

287
00:12:37,373 --> 00:12:41,743
‫مادرت بهت یاد نداده چطور آرایش کنی؟

288
00:12:41,777 --> 00:12:44,345
‫اون برای وقتی بود که
‫یادش بود بچه هم داره

289
00:12:44,380 --> 00:12:46,080
‫نه احساسات مادرانه فقط حکم ــه

290
00:12:46,114 --> 00:12:47,314
‫مثل تو پاسور؟

291
00:12:47,349 --> 00:12:49,750
‫نه به عنوان یه رویه تو میزوری اعمال میشه

292
00:12:50,919 --> 00:12:53,720
‫فکر کنم مادر تو این قدر به تو از این پودرا میزد که
‫مثل عروسک میشدی

293
00:12:53,755 --> 00:12:55,689
‫هر وقت فرصت میکرد

294
00:12:55,723 --> 00:12:56,891
‫لطفاً اینقدر تکون نخور

295
00:12:59,527 --> 00:13:02,062
‫مادرت وقتی سبزی هاتو میخوردی برات دست هم میزد؟

296
00:13:02,097 --> 00:13:05,999
‫مادر من..رویاهای بزرگی داشت

297
00:13:06,033 --> 00:13:08,001
‫خیلی بزرگتر از خوردن سبزی

298
00:13:08,035 --> 00:13:09,369
‫رویاهای بزرگ برای تو؟

299
00:13:09,404 --> 00:13:10,970
‫برای هردومون
‫تمام شد.ببین

300
00:13:12,907 --> 00:13:15,141
‫من نمیفهمم چرا ارائه تحقیق به تنهایی نمیتونه کافی باشه

301
00:13:15,175 --> 00:13:16,610
‫و منم اینو میفهمم که نیاز نیست

302
00:13:16,644 --> 00:13:19,279
‫جوری آرایشت کنم که انگار
‫میخوای بری جلوی دوربین

303
00:13:19,313 --> 00:13:22,348
‫ولی اگر میخوای تو این امتحان قبول بشی

304
00:13:22,383 --> 00:13:24,717
‫باید بتونی چهرتو به خوبی نشون بدی

305
00:13:33,227 --> 00:13:35,728
‫اگر فکر میکنی که احمقانست به مردم بگی که
‫تو بازی تنیس اینجوری شده

306
00:13:35,762 --> 00:13:37,830
‫میتونی بهشون بگی برای این که جون یه

307
00:13:37,864 --> 00:13:41,099
‫بچه رو نجان بدی پریدی جلوی یه ماشین و

308
00:13:41,134 --> 00:13:42,568
‫دست شکست در ضمن میتونی بگی
‫بچه یتیم هم بوده

309
00:13:42,602 --> 00:13:44,236
‫چه تخیلی دارید

310
00:13:44,270 --> 00:13:46,872
‫الان میفهمم چرا اینقدر کتابای تخیلی تو
‫اتاق انتظارتون هست

311
00:13:46,907 --> 00:13:48,908
‫شما میبایست مخاطبتونو بشناسید

312
00:13:48,942 --> 00:13:51,376
‫بچه ها و پیرا
‫اونا هستن که دچار شکستگی میشن

313
00:13:53,512 --> 00:13:54,679
‫ممنونم

314
00:13:54,713 --> 00:13:56,415
‫خواهش میکنم

315
00:13:56,449 --> 00:13:59,051
‫به من ربطی نداره
‫ولی...آه

316
00:13:59,085 --> 00:14:01,053
‫وقتی شنیدم با اتان به هم زدید خیلی ناراحت شدم

317
00:14:01,087 --> 00:14:02,487
‫برای منم یه همچین چیزی اتفاق افتاد

318
00:14:02,521 --> 00:14:03,788
‫منظورم جدایی ــه

319
00:14:03,823 --> 00:14:05,057
‫بله شنیدم

320
00:14:05,091 --> 00:14:06,458
‫البته فکر میکنم وقتی کارای اشتباه آدم از بلندگو

321
00:14:06,492 --> 00:14:08,427
‫پخش بشه دیگه همه میشنون

322
00:14:08,461 --> 00:14:10,027
‫اوه

323
00:14:12,230 --> 00:14:16,668
‫همسرم برگشت پیش مادرش به التون تو النویز

324
00:14:16,702 --> 00:14:19,504
‫الان مجبورم برای دیدن بچه هام کل عرض
‫رودخانه رو رانندگی کنم

325
00:14:19,538 --> 00:14:22,474
‫در ضمن بهترین وکیل طلاق تو سنت لوییز رو هم استخدام کرده

326
00:14:22,508 --> 00:14:26,877
‫خیلیا هستن که از شنیدن اسم شرمن متنفرن

327
00:14:26,911 --> 00:14:28,779
‫اوه ولی من برام فرقی نمیکنه

328
00:14:28,813 --> 00:14:31,915
‫اگر که نیاز به هم صحبت داشتی

329
00:14:31,950 --> 00:14:33,351
‫در چه موردی؟

330
00:14:33,385 --> 00:14:35,119
‫خب،نمیدونم

331
00:14:35,153 --> 00:14:36,387
‫از اینور از اونور

332
00:14:36,421 --> 00:14:38,456
‫خب من تو هر موضوعی سر رشته دارم

333
00:14:38,490 --> 00:14:41,392
‫تا چند وقت دیگه باید این گچ رو با خودم داشته باشم؟

334
00:14:41,426 --> 00:14:43,894
‫اون گچ...آه
‫چهار یا شش هفته

335
00:14:46,931 --> 00:14:48,732
‫چیزی که همسرت گفت حقیقته؟

336
00:14:48,766 --> 00:14:50,300
‫در مورد خواهر زنم؟

337
00:14:51,836 --> 00:14:54,938
‫خب،چجوری بگم؟
‫اون یه عنکبوت ــه

338
00:14:54,973 --> 00:14:56,607
‫من تو دامش اسیر شدم

339
00:15:01,778 --> 00:15:03,646
‫من امروز به علت یه قرار نهار

340
00:15:03,680 --> 00:15:05,681
‫و البته بعد از اون جلسه ای که دکتر دی پاول با انجمن
‫جراحی اندام تحتانی داشت کمی دیر کردم

341
00:15:05,716 --> 00:15:06,883
‫امّا فردا....

342
00:15:06,917 --> 00:15:09,219
‫اتفاقاً فردا با برنامه کاری من هم هماهنگ ــه

343
00:15:09,253 --> 00:15:11,421
‫و برای اینکه بهتون بیشتر کمک کرده باشم

344
00:15:11,455 --> 00:15:14,190
‫بیشترین توجه من به اولیسیوس ــه
‫----- -----همون دستگاهی که در فصل اوّل دیدیم

345
00:15:14,225 --> 00:15:16,058
‫وس با خودم حتماً میارمش

346
00:15:17,193 --> 00:15:18,661
‫یه جور دستگاه مکانیکی ــه دیگه؟

347
00:15:19,963 --> 00:15:22,197
‫اوه،بله با یه موتور الکتریکی

348
00:15:22,232 --> 00:15:24,266
‫که با جریان برق کنترل میشه کار میکنه

349
00:15:24,300 --> 00:15:25,935
‫خیلی کنجکاوم ببینمش

350
00:15:25,969 --> 00:15:27,202
‫من من میخواستم بگم

351
00:15:27,237 --> 00:15:29,639
‫احترام واعتمادی که به کاری که شما و دکتر مسترز

352
00:15:29,673 --> 00:15:32,207
‫در حال انجامش بودید با خوندن اصلاعات تحقیقتون
‫داره بیشتر و بیشتر میشه

353
00:15:32,242 --> 00:15:35,244
‫ممنونم
‫این برام خیلی ارزش داره

354
00:15:35,278 --> 00:15:36,412
‫پس فردا همدیگرپ میبینیم؟

355
00:15:36,446 --> 00:15:37,812
‫بله فردا

356
00:15:39,015 --> 00:15:40,649
‫ویویان

357
00:15:40,683 --> 00:15:42,184
‫اوه نه، شکسته؟

358
00:15:42,218 --> 00:15:43,552
‫تو تنیس آسیب دیده

359
00:15:43,586 --> 00:15:46,088
‫اوه.متأسفم.
‫خیلی درد میکنه؟

360
00:15:46,122 --> 00:15:48,857
‫خب...همم...من
‫خیلی خوشحالم که دیدمت

361
00:15:48,891 --> 00:15:50,725
‫داشتم همین الان به پدرت فکر میکردم

362
00:15:50,760 --> 00:15:51,726
‫حالش چطوره؟

363
00:15:51,761 --> 00:15:53,428
‫چند روز گذشته اصلاً ازش خبری نیست

364
00:15:53,462 --> 00:15:55,263
‫خب اون مرخصی گرفته

365
00:15:55,297 --> 00:15:56,965
‫مرخصی؟
‫چرا؟

366
00:15:56,999 --> 00:15:58,533
‫با هم به ونیز رفتن

367
00:15:58,568 --> 00:16:00,735
‫مادرم فکر میکرد که پدر دیگه داره خیلی کار میکنه

368
00:16:00,770 --> 00:16:03,337
‫تو با چه جرأتی داری با من حرف میزنی؟

369
00:16:03,372 --> 00:16:05,473
‫خب من نگران پدرت بودم

370
00:16:05,507 --> 00:16:08,209
‫و اگر بخوام باهات رو راست باشم خیلی خیلی نگران بودم

371
00:16:08,243 --> 00:16:10,644
‫یه جوری صدام نکن که
‫انگار با هم دوستیم

372
00:16:10,679 --> 00:16:13,013
‫نکنه فراموش کردی که من با اتان نامزد بودم؟

373
00:16:15,384 --> 00:16:17,351
‫البته که فراموش نکردم

374
00:16:17,386 --> 00:16:19,653
‫و....حق با تو ــه

375
00:16:19,688 --> 00:16:22,089
‫من باید میامدم پیشت
‫باید باهات حرف میزدم

376
00:16:22,123 --> 00:16:24,458
‫چرا با اتان خوابیدی؟

377
00:16:24,492 --> 00:16:26,226
‫به خاطر اینکه چی؟حوصله ــت سر رفته بود؟

378
00:16:26,260 --> 00:16:27,828
‫نیاز به توجّه داشتی؟

379
00:16:27,862 --> 00:16:29,763
‫من برای آیندمون برنامه ریزی کرده بودم ،خیلی خوشبخت بودم

380
00:16:29,798 --> 00:16:31,599
‫و تو آیندمو ازم گرفتی و خوشبختیمو خراب کردی

381
00:16:31,633 --> 00:16:33,067
‫تو اتان رو از من دزدیدی
‫چرا اینکارو کردی؟

382
00:16:33,101 --> 00:16:34,334
‫منظورت چیه؟

383
00:16:34,368 --> 00:16:35,836
‫من حقیقتاً هیچ نقشه ای

384
00:16:35,870 --> 00:16:37,638
‫برای اینکه چیزی اونجوری که من میخوام بشه
‫نداشتم

385
00:16:37,672 --> 00:16:39,372
‫جینی بیچاره!نمیتونه نقشه بکشه

386
00:16:39,407 --> 00:16:41,308
‫نمیفهمه کاراش چه عواقبی داره

387
00:16:41,342 --> 00:16:42,442
‫خب ،جیزی که من به طور واضح میبینم

388
00:16:42,477 --> 00:16:44,177
‫اینه که تو هر کاری میکنی
‫تا چیزی رو که میخوای داشته باشی

389
00:16:44,212 --> 00:16:46,279
‫تو از دست من عصبانی هستی

390
00:16:46,314 --> 00:16:48,615
‫ولی از نظر من باید بیشتر از
‫دست اتان ناراحت باشی

391
00:16:48,649 --> 00:16:50,517
‫من هیچ وقت با دوست پسر دوستم قرار نذاشتم

392
00:16:50,551 --> 00:16:52,219
‫و بذار با هم رک باشیم
‫ویویان

393
00:16:52,253 --> 00:16:53,386
‫ما دوستای واقعی هم نیستیم

394
00:16:53,421 --> 00:16:55,722
‫خب،حالا که دوست نیستیم
‫چرا باید مثل دوستا باشیم؟نه؟

395
00:16:55,756 --> 00:16:58,457
‫اگه تو بخوای به همین رفتارات ادامه بدی

396
00:16:58,492 --> 00:17:01,027
‫در نهایت مردم میفهمن چه موجودی هستی

397
00:17:01,061 --> 00:17:05,665
‫و در پایان خواهی دید که پیر زشت و بدبخت هستی

398
00:17:10,337 --> 00:17:12,938
‫چیزی که من دارم میگم
‫اینه که برداشتن رحم لازم نیست

399
00:17:12,972 --> 00:17:14,607
‫با توجه به عمل آخری که من روشون انجام دادم

400
00:17:14,641 --> 00:17:16,575
‫و دستمال کاغذی های باقی مانده رو
‫از رحمشون در آوردم

401
00:17:16,610 --> 00:17:18,644
‫همینطور زخم کهنه ای که داشتن رو هم درمان کردم

402
00:17:18,678 --> 00:17:20,579
‫به زودی میتونن به حالت اولشون برگردن

403
00:17:20,614 --> 00:17:21,614
‫و بعدش چی؟

404
00:17:21,648 --> 00:17:23,582
‫رز به زندگیش ادامه خواهد داد

405
00:17:23,617 --> 00:17:25,484
‫و میشه بگید اون زندگی چه جور زندگی میتونه باشه؟

406
00:17:25,519 --> 00:17:27,052
‫هر جور که خود رز انتخاب کنه

407
00:17:27,086 --> 00:17:28,820
‫من فکر نمیکنم شما متوجه باشید که

408
00:17:28,855 --> 00:17:31,222
‫رز چه تصمیماتی تا به حال گرفته

409
00:17:31,257 --> 00:17:34,893
‫اتاق خوابش تا وقتی ۱۳ سالش بود
‫تو طبقه پایین بود

410
00:17:34,927 --> 00:17:37,763
‫ولی دیگه،خب....بودنش تو طبقه پایین ممکن نبود

411
00:17:37,797 --> 00:17:39,698
‫بنابراین جاش رو به اتق برادرش تغییر دادیم

412
00:17:39,732 --> 00:17:40,766
‫که تو طبقه دوّم بود

413
00:17:40,800 --> 00:17:43,702
‫ما هر کاری بگید کردیم
‫به جز زنجیر کردنش به تخت

414
00:17:43,736 --> 00:17:45,770
‫اون هنوزم هر شب دزدکی میره بیرون

415
00:17:45,804 --> 00:17:49,607
‫وقتی ۱۴ سالش بود اونو لخت
‫تو بغل یه پسر گرفتیم

416
00:17:49,642 --> 00:17:51,075
‫۱۴!

417
00:17:51,109 --> 00:17:52,377
‫خانم پالماتر

418
00:17:52,411 --> 00:17:53,578
‫آیا شما و یا همسرتو از این عمل جراحی اخیر آگاهی داشتید؟

419
00:17:53,612 --> 00:17:56,147
‫نه

420
00:17:56,182 --> 00:17:58,015
‫نه این دفعه خبر نداشتیم

421
00:17:58,050 --> 00:18:00,185
‫وقتی من ازتون در مورد سوابق پزشکیش پرسیدم

422
00:18:00,219 --> 00:18:01,218
‫که البته این دوّمین کورتاژی ــه که

423
00:18:01,252 --> 00:18:04,621
‫ما دیگه الان میدونیم انجام داده

424
00:18:04,656 --> 00:18:07,758
‫امروز،اون تا سر حدّ مرگ خونریزی کرد

425
00:18:07,793 --> 00:18:10,294
‫دفعه بعد،حتماً میمیره

426
00:18:10,328 --> 00:18:13,064
‫همسر من خیلی از این موضوع ناراحت ــه

427
00:18:13,098 --> 00:18:14,464
‫اون حتی حاضر نیست دیگه دخترشو ببینه

428
00:18:14,499 --> 00:18:16,834
‫تنها راهی که مونده اینه که عقیمش کنیم

429
00:18:16,868 --> 00:18:18,302
‫رز فقط ۱۸ سالشه

430
00:18:18,336 --> 00:18:21,004
‫اون سالهای زیادی رو پیش روی خودش داره

431
00:18:21,038 --> 00:18:22,339
‫این تصمیمی ــه که خودش باید بگیره

432
00:18:22,373 --> 00:18:24,341
‫این تصمیم رو ما میگیریم

433
00:18:24,375 --> 00:18:27,344
‫من حاضر نیستم حتی یک دقیقه دیگه رو به این خاطر

434
00:18:27,378 --> 00:18:28,812
‫دخترم نمیتونه شهوتش رو کنترل کنه زیر فشار باشم

435
00:18:28,846 --> 00:18:31,181
‫بیل،اگر ممکنه
‫تو تازه به اینجا اومدی

436
00:18:31,216 --> 00:18:32,916
‫هیچ ربطی به این موضوع نداره

437
00:18:32,950 --> 00:18:34,050
‫این یه تصمیم پزشکی ــه

438
00:18:34,085 --> 00:18:35,852
‫من میخوام این کار انجام بشه.داگ

439
00:18:35,886 --> 00:18:38,188
‫تو میدونی که ما یه خانواده مهربون و بخشنده هستیم

440
00:18:38,222 --> 00:18:40,356
‫و تعهد من هم به بیمارم ــه

441
00:18:40,390 --> 00:18:41,557
‫نه به مادرش

442
00:18:41,592 --> 00:18:44,194
‫هیچ کس همینجوری
‫بیرون آوردن رحم رو پیشنهاد نمیکنه

443
00:18:44,228 --> 00:18:46,162
‫یعنی چی؟

444
00:18:46,197 --> 00:18:48,965
‫منظورم اینه که در این مورد خاص

445
00:18:48,999 --> 00:18:52,067
‫خانواده حقیقتاً صلاح فرزندشونو بهتر تشخیص میدن

446
00:18:52,102 --> 00:18:56,038
‫خانوم پالمتیر این جرّاحی همونطور که شما
‫مدّنظرتون ــه انجام خواهد شد

447
00:19:01,745 --> 00:19:03,679
‫به خدا اون چیزی که داره اتفاق میفته

448
00:19:03,714 --> 00:19:04,947
‫یه جنایته

449
00:19:04,981 --> 00:19:07,783
‫م...من زیاد وارد نیستم

450
00:19:07,817 --> 00:19:10,052
‫ولی شما فکر میکنید چطور قرار بچه دار بشید

451
00:19:10,086 --> 00:19:12,020
‫اونم وقتی که فقط روی صندلی نشستید؟

452
00:19:12,055 --> 00:19:16,158
‫از طریق معجزه طب مدرن

453
00:19:18,494 --> 00:19:20,295
‫اوه.ببین چی شد

454
00:19:20,329 --> 00:19:21,696
‫وقت تمومه

455
00:19:23,332 --> 00:19:25,333
‫امیدوارم پسر باشه

456
00:19:38,847 --> 00:19:40,081
‫سلام!

457
00:19:40,115 --> 00:19:42,283
‫دکتر مسترز نمیخوان که کسی مزاحمشون بشه

458
00:19:42,317 --> 00:19:44,385
‫حداقل...فکر میکنم که
‫نمیخوان کسی سر از کارشون در بیاره

459
00:19:44,419 --> 00:19:46,988
‫در واقع اممم من اینجام تا شما رو ببینم

460
00:19:47,022 --> 00:19:48,289
‫من ویرجینیا جانسون هستم

461
00:19:48,323 --> 00:19:51,159
‫من منشی ایشون بودم البته وقتی که
‫در بیمارستان قبلی بودن

462
00:19:51,193 --> 00:19:53,027
‫اوه!

463
00:19:53,061 --> 00:19:55,096
‫منم باربارا سندرسون هستم

464
00:19:55,130 --> 00:19:57,698
‫اوه،بهم بگو بارب،اوه پسر

465
00:19:57,732 --> 00:19:58,799
‫فکر کنم ملاقات کسی که

466
00:19:58,833 --> 00:20:00,100
‫بدونه چجوری گره هاتو با یکی مثل این وا بکنی
‫خوب باشه

467
00:20:01,569 --> 00:20:03,771
‫خب..من..یه سری پرونده برات آوردم

468
00:20:03,805 --> 00:20:05,105
‫ااا

469
00:20:05,139 --> 00:20:06,573
‫نه،برای خودت ــه
‫امیدوارم بتونه کمکت کنه

470
00:20:06,608 --> 00:20:08,375
‫تو یه فرشته ای

471
00:20:09,944 --> 00:20:13,780
‫امکانش هست...که ناهار مهمونتون کنم؟
‫نمیدونم میشه یا نه؟

472
00:20:13,815 --> 00:20:16,183
‫من واقعا الان به یه دوست احتیاج دارم

473
00:20:16,217 --> 00:20:18,251
‫من خیلی چیزا رو خراب کردم

474
00:20:18,286 --> 00:20:19,652
‫نه

475
00:20:19,687 --> 00:20:20,753
‫مثلاً همین امروز صبح

476
00:20:20,788 --> 00:20:21,955
‫وقتی قهوه دکتر مسترز رو براشون بردم

477
00:20:21,989 --> 00:20:25,058
‫هیچی نگفتن.نه گفتن ..خوبه
‫نه گفت بده،هیچی نگفت

478
00:20:25,092 --> 00:20:27,294
‫یه جوری منو نگاه کرد که انگار
‫آرزوشه من گورمو گم کنم

479
00:20:27,328 --> 00:20:29,729
‫یا شاید بدتر...

480
00:20:29,763 --> 00:20:31,431
‫نه من....

481
00:20:31,465 --> 00:20:33,098
‫اوه،من

482
00:20:33,133 --> 00:20:34,701
‫دکتر مسترز

483
00:20:35,969 --> 00:20:37,870
‫شما...ما یه مهمون عزیز داریم

484
00:20:37,904 --> 00:20:39,672
‫بله،میتونم ببینمشون

485
00:20:41,107 --> 00:20:43,175
‫خانم جانسون

486
00:20:43,210 --> 00:20:45,378
‫دکتر مسترز من همین اطراف بودم

487
00:20:45,412 --> 00:20:47,512
‫با خودم فکر کردم شاید بهتر باشه
‫یه سری از پرونده ها رو براتون بیارم

488
00:20:47,547 --> 00:20:48,513
‫برای من

489
00:20:48,548 --> 00:20:51,217
‫این عالی نیست؟

490
00:20:51,251 --> 00:20:54,053
‫میتونم چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟

491
00:21:02,395 --> 00:21:04,363
‫بارتون یه همچین کاری نمیکنه

492
00:21:04,397 --> 00:21:06,331
‫در هر حال یه کاسه ای زیر نیم کاسه ــست

493
00:21:06,366 --> 00:21:08,967
‫ویویان نگفت تا چند وقت مرخصی ــه؟

494
00:21:09,001 --> 00:21:11,870
‫فقط گفت که پدرش با خانوم اسکالی به ونیز رفتن

495
00:21:11,904 --> 00:21:13,171
‫یه چیزایی راجع بع رفع استرس و این چیزا گفت

496
00:21:13,205 --> 00:21:15,507
‫چیز دیگه ای نگفت؟

497
00:21:15,541 --> 00:21:17,242
‫خب،ویویان

498
00:21:17,276 --> 00:21:19,143
‫خیلی از دیدمن من سر راهش خوشحال نبود

499
00:21:19,178 --> 00:21:22,947
‫ولی اگر چیز دیگه ای دستگیرم شد
‫حتماً شما رو در جریان میزارم

500
00:21:25,117 --> 00:21:27,852
‫ویرجینیا،پس قضیه تو و

501
00:21:27,887 --> 00:21:28,853
‫هممم...باربارا چی شد؟

502
00:21:28,888 --> 00:21:30,021
‫هممم،نمیخوای بری باهاش ناهار بخوری؟

503
00:21:30,055 --> 00:21:31,923
‫مگه قرار نبود به روش خودت با موضوع برخورد کنی؟

504
00:21:33,292 --> 00:21:35,893
‫فکر میکنم الان زیاد اشتها ندارم

505
00:21:49,007 --> 00:21:51,275
‫بیست دقیقه دیر کردی

506
00:21:51,309 --> 00:21:53,176
‫من...من گیر کردم جایی

507
00:21:53,211 --> 00:21:54,177
‫ببخشید

508
00:21:54,212 --> 00:21:55,312
‫خب

509
00:21:55,346 --> 00:21:56,813
‫از اون جایی که معذرت میخواید

510
00:21:56,847 --> 00:22:00,250
‫امکانش هست که فیلممونو بگیریم؟

511
00:22:00,285 --> 00:22:02,485
‫همونجوری که تمرین کردیم

512
00:22:10,628 --> 00:22:12,128
‫براشت اوّل

513
00:22:15,699 --> 00:22:17,967
‫و....حرکت

514
00:22:18,001 --> 00:22:20,503
‫سلام

515
00:22:20,538 --> 00:22:24,307
‫من دکتر لیلیان.....

516
00:22:24,341 --> 00:22:25,374
‫اوه،کات

517
00:22:25,409 --> 00:22:26,542
‫من فقط یه حس احمقانه....

518
00:22:26,576 --> 00:22:28,244
‫بهم دست میده وقتی اسممو میگم

519
00:22:28,278 --> 00:22:29,412
‫تو

520
00:22:29,446 --> 00:22:30,646
‫تو باید اسمتو بگی لیلیان

521
00:22:30,680 --> 00:22:31,747
‫این برنامه خودته

522
00:22:31,781 --> 00:22:34,016
‫من قصد ندارم اسممو بگم

523
00:22:34,051 --> 00:22:36,585
‫باشه،نگو

524
00:22:36,619 --> 00:22:38,321
‫خب،دوباره شروع میکنیم

525
00:22:38,355 --> 00:22:39,555
‫برداشت دوّم

526
00:22:42,091 --> 00:22:42,991
‫حرکت

527
00:22:43,025 --> 00:22:44,259
‫سلام

528
00:22:44,293 --> 00:22:46,528
‫شما در حال تماشای این فیلم آموزشی هستید

529
00:22:46,563 --> 00:22:48,163
‫که به شما گامهای ساده ای رو آموزش میده

530
00:22:48,197 --> 00:22:50,398
‫تا یک عمل برداشتن سینه موّفق رو انجام بدید

531
00:22:50,433 --> 00:22:53,635
‫تجهیزاتی که برای این بخش لازمه
‫عبارتند از:

532
00:22:53,670 --> 00:22:55,571
‫آزمایش های بیمار

533
00:22:55,605 --> 00:22:57,238
‫روپوش مخصوص بیمار

534
00:22:57,273 --> 00:22:59,074
‫که برای شرایط بیمار طراحی شده باشه

535
00:22:59,108 --> 00:23:00,976
‫سونوگرافی واژن بیمار

536
00:23:01,010 --> 00:23:02,577
‫داده های روانی

537
00:23:02,611 --> 00:23:04,212
‫قلم موی زیست شناسی

538
00:23:04,246 --> 00:23:05,213
‫گاز استریل نرم ولطیف

539
00:23:05,247 --> 00:23:06,881
‫چیزی در مورد

540
00:23:06,915 --> 00:23:08,683
‫نرم و لطیف بودن گفت؟

541
00:23:08,717 --> 00:23:09,884
‫مراحل بدین طریق شروع میشه که

542
00:23:09,918 --> 00:23:12,687
‫ما ابتدا دوربین رو

543
00:23:12,721 --> 00:23:16,724
‫از پشت بیمار درست مثل مرغ

544
00:23:16,758 --> 00:23:18,292
‫صبر کنید

545
00:23:18,326 --> 00:23:20,060
‫کات!

546
00:23:20,095 --> 00:23:21,428
‫لیلیان...

547
00:23:21,463 --> 00:23:23,731
‫کلماتی که میگی...

548
00:23:23,765 --> 00:23:25,566
‫چیزایی که داری میگی

549
00:23:25,601 --> 00:23:28,168
‫من دارم از روی متنی که تو بناییش کردی میگم دیگه

550
00:23:28,203 --> 00:23:29,770
‫بنّاییش کردم؟

551
00:23:37,178 --> 00:23:38,979
‫ایشون مسته؟

552
00:23:39,014 --> 00:23:40,280
‫نه،مست نیستن

553
00:23:40,315 --> 00:23:41,515
‫فقط یه مقدار اعصابشون به هم ریخته

554
00:23:41,549 --> 00:23:44,618
‫لیلیان میخوای برات متنو بذاریم

555
00:23:44,652 --> 00:23:46,053
‫جلوی دوربین؟
‫اینجوری برات راحت تر نیست؟

556
00:23:46,087 --> 00:23:47,287
‫نه،من میدونم دارم چی میگم

557
00:23:47,322 --> 00:23:48,287
‫میدونم

558
00:23:48,322 --> 00:23:49,990
‫خیله خب

559
00:23:50,024 --> 00:23:51,057
‫باشه خب

560
00:23:51,091 --> 00:23:52,392
‫خب،بریم از اوّل شروع کنیم

561
00:23:52,426 --> 00:23:53,660
‫نه.اگر اینایی که اینجان از

562
00:23:53,694 --> 00:23:55,662
‫کار من راضی نیستن پس بقیه هم...

563
00:24:08,475 --> 00:24:10,576
‫لیلیان

564
00:24:10,610 --> 00:24:12,512
‫تقصیر چراغها بود

565
00:24:12,546 --> 00:24:14,180
‫خیلی گرم بودن

566
00:24:14,214 --> 00:24:16,282
‫نه ربطی به چراغها نداشت

567
00:24:16,316 --> 00:24:18,784
‫تو کاملاً بدون حس بودی

568
00:24:18,818 --> 00:24:20,520
‫و چند هفته قبل هم

569
00:24:20,554 --> 00:24:24,056
‫تو یه کبودی داشتی که اون موقع هم
‫یا نمیخواستی یا نمیتونستی توضیحش بدی،مثل الان

570
00:24:24,090 --> 00:24:27,059
‫من فقط یه جزوه آموزشی میخواستم

571
00:24:27,093 --> 00:24:29,261
‫تو بودی که به فکر فیلم بودی

572
00:24:32,065 --> 00:24:34,499
‫*بذار به یه کار بزرگتر فکر کنیم*

573
00:24:34,534 --> 00:24:36,301
‫بذار بیشتر بزرگ

574
00:24:36,335 --> 00:24:38,203
‫و بهترش کنیم

575
00:24:38,237 --> 00:24:39,204
‫چی؟

576
00:24:39,238 --> 00:24:40,472
‫دکتر جانسون

577
00:24:40,506 --> 00:24:42,107
‫هیچ چیزی برای شما به اندازه کافی بزرگ نیست

578
00:24:42,141 --> 00:24:43,442
‫چشم های تو...

579
00:24:43,476 --> 00:24:45,110
‫همیشه دنبال یه چیز بهتر ــه

580
00:24:45,144 --> 00:24:48,146
‫درسته

581
00:24:48,181 --> 00:24:50,348
‫من قصد ندارم اینجا واستم و از خودم

582
00:24:50,383 --> 00:24:52,617
‫جلوی تو یا هر کس دیگه دفاع کنم

583
00:24:52,651 --> 00:24:54,118
‫یه دکتر باید تو رو ببینه

584
00:24:54,152 --> 00:24:55,553
‫من خودم یه دکتر هستم

585
00:24:55,588 --> 00:24:57,288
‫یه دکتر که کلّه خر نباشه

586
00:24:57,322 --> 00:25:00,191
‫و همینطور از مشکل روانی غرور بهره مند نباشه

587
00:25:00,225 --> 00:25:02,093
‫کارتش باید یه جایی همینجاها باشه

588
00:25:23,681 --> 00:25:26,383
‫رز؟

589
00:25:26,418 --> 00:25:27,618
‫من دکتر مسترز هستم

590
00:25:27,652 --> 00:25:30,887
‫میخوام اینو بدونی که جلوی خونریزی
‫رو گرفتیم

591
00:25:30,922 --> 00:25:32,856
‫الان دیگه حالت خوبه

592
00:25:35,159 --> 00:25:38,261
‫همینطور میخوام اینم بدونی که
‫من با ....مادرت صحبت کردم

593
00:25:38,295 --> 00:25:42,699
‫ایشون اعتقاد داره که باید تو رو برای
‫یه جرّاحی دیگه آماده کنیم

594
00:25:42,734 --> 00:25:44,066
‫میدونم

595
00:25:44,101 --> 00:25:47,370
‫تو میدونی از من میخواد چی کار کنم؟

596
00:25:47,404 --> 00:25:50,673
‫فقط میخوام اینکار رو قبل مراسم بلوغ من انجام بدید

597
00:25:50,707 --> 00:25:53,109
‫مادرم عمرشو برای لباس اون شبم صرف کرده

598
00:25:53,144 --> 00:25:54,511
‫البته اگر خودش بهتون نگفته باشه

599
00:25:54,545 --> 00:25:56,045
‫من به مادرت میگم که

600
00:25:56,079 --> 00:25:57,713
‫تو قبول نکردی رحمت رو برداریم

601
00:25:57,748 --> 00:25:59,815
‫نه،من یه همچین حرفی نزدم

602
00:26:05,122 --> 00:26:07,523
‫شما برام این کار رو میکنید؟

603
00:26:07,557 --> 00:26:10,159
‫منظورم اینه شاید اینکار بهم کمک کنه

604
00:26:10,193 --> 00:26:12,028
‫رز....

605
00:26:14,531 --> 00:26:17,666
‫اگر داری سعی میکنی از مادرت محافظت کنی...

606
00:26:17,700 --> 00:26:19,801
‫مادر من نیاز به محافظت نداره

607
00:26:19,835 --> 00:26:21,503
‫ولی من دارم

608
00:26:21,538 --> 00:26:23,905
‫متوجه نمیشم

609
00:26:23,939 --> 00:26:25,874
‫نبایدم متوجه بشید

610
00:26:25,908 --> 00:26:27,976
‫هیچ کس نمیدونه چه حسی داره

611
00:26:28,010 --> 00:26:30,812
‫خب،من سعی میکنم بفهمم

612
00:26:34,850 --> 00:26:39,487
‫مثل این میمونه که یه چیز پلید تو وجودمه....

613
00:26:39,521 --> 00:26:40,989
‫داره از شهوت میمیره

614
00:26:41,023 --> 00:26:42,824
‫و هر دفعه که

615
00:26:42,858 --> 00:26:45,760
‫در مورد یه پسر یا مرد فکر میکنم

616
00:26:45,795 --> 00:26:47,729
‫نمیتونم جلوی خودمو بگیرم
‫تا وقتی که باهاش بخوابم

617
00:26:47,763 --> 00:26:50,931
‫اصلاً مهم نیست که مغزم چی میگه

618
00:26:50,965 --> 00:26:52,766
‫اون بخشی که منو هدایت میکنه

619
00:26:52,801 --> 00:26:55,736
‫و به نظر میاد که دشمن من باشه

620
00:26:55,770 --> 00:26:58,339
‫فقط یه چیز میخواد

621
00:26:58,373 --> 00:27:01,642
‫و وفتی که اونو بخواد هیچ چیز نمیتونه
‫جلوشو بگیره

622
00:27:01,677 --> 00:27:05,145
‫هیچ چیز

623
00:27:05,180 --> 00:27:07,147
‫ودرست بعدش...

624
00:27:07,182 --> 00:27:12,352
‫وقتی در مورد کاری که کردم فکر میکنم

625
00:27:12,386 --> 00:27:13,887
‫چیزی که هستم...

626
00:27:13,922 --> 00:27:16,656
‫رز،همم...

627
00:27:16,691 --> 00:27:20,127
‫با وجود هر احساسی که داری

628
00:27:20,161 --> 00:27:23,563
‫میخوام اینو بدونی که
‫اگر این عمل انجام بشه

629
00:27:23,598 --> 00:27:26,165
‫تو دیگه هرگز بچه دار نمیشی

630
00:27:26,200 --> 00:27:29,669
‫در هر حال من چه جور مادری میتونم باشم؟

631
00:27:29,704 --> 00:27:32,539
‫من دیگه نمیخوام اون افکار شیطانی رو داشته باشم

632
00:27:32,573 --> 00:27:34,507
‫دیگه نمیخوام حس پشیمونی داشته باشم

633
00:27:34,542 --> 00:27:40,847
‫پس اگر قرار با در آوردن بخشی از من این حس ها هم بره....

634
00:27:40,881 --> 00:27:44,784
‫انجامش بدید

635
00:27:44,818 --> 00:27:47,153
‫ازم جداش کنید

636
00:27:57,631 --> 00:28:01,267
‫اوه،ببین
‫بذار بهت یاد بدم چجوری تاشون کنی

637
00:28:01,301 --> 00:28:05,036
‫دکتر مسترز خیلی در مورد لباساش حساسه

638
00:28:05,071 --> 00:28:06,972
‫اونا همه کاملاً به هم شبیه هستن

639
00:28:07,006 --> 00:28:09,775
‫این باعث میشه خرید کردن
‫براش راحت تر بشه

640
00:28:14,280 --> 00:28:15,981
‫میتونم بپرسم اون چجوری اتفاق افتاده؟

641
00:28:16,015 --> 00:28:18,216
‫یه آتش سوزی،وقتی که ۹سالم بود

642
00:28:18,251 --> 00:28:20,285
‫داشتم برای برادرم غذا درست میکردم

643
00:28:20,319 --> 00:28:23,121
‫خالم اومد و برام با عسل باند پیچیش کرد

644
00:28:23,156 --> 00:28:24,689
‫مادرت سر کار بود؟

645
00:28:24,723 --> 00:28:26,792
‫مادرم چن ماه قبلش فوت کرده بود

646
00:28:26,826 --> 00:28:29,661
‫همم
‫برای مادر منم همین اتفاق افتاد

647
00:28:29,695 --> 00:28:33,062
‫اونم وقتی من ۸ سالم بود فوت شد

648
00:28:33,097 --> 00:28:35,365
‫اینجا

649
00:28:35,400 --> 00:28:37,334
‫روغن داغ وقتی ۱۱ سالم بود

650
00:28:37,368 --> 00:28:38,835
‫اونقدر ها هم دراماتیم نبود

651
00:28:40,171 --> 00:28:42,606
‫شاید برای هر دومون بهتر باشه که زیاد تو
‫آشپزخونه نریم

652
00:28:49,013 --> 00:28:52,215
‫خالم میگفت مردای خشک و محکم
‫برای دکتر بودن بهترینن

653
00:28:52,249 --> 00:28:53,983
‫چون هیچ وقت، وقت رو تلف نمیکنن

654
00:28:54,018 --> 00:28:55,584
‫نمیدونم راجع به هوا حرف بزنن

655
00:28:55,619 --> 00:28:57,821
‫یا مزخرفات دیگه

656
00:28:57,855 --> 00:29:00,356
‫یک راست میرن سر اصل مطلب

657
00:29:00,390 --> 00:29:03,526
‫خب،بیل هم میره سر اصل مطلب

658
00:29:03,560 --> 00:29:05,194
‫حتی یه صحبت کوتاه هم نمیکنه

659
00:29:05,228 --> 00:29:08,364
‫دفعه اوّل که دیدمش عاشق
‫همین خصیصه ــش شدم

660
00:29:08,398 --> 00:29:10,533
‫باعث میشد خیلی با وقار به نظر بیاد

661
00:29:10,567 --> 00:29:12,501
‫مثل مردی که جذابیت و وقارش

662
00:29:12,536 --> 00:29:14,437
‫بهش اجازه نمیده زیاد حرف بزنه

663
00:29:14,471 --> 00:29:17,940
‫بعضی وقتا حرف زدن خوبه

664
00:29:17,974 --> 00:29:20,943
‫بعضی وقتا حرف زدن خیلی ضروریه

665
00:29:20,977 --> 00:29:22,945
‫بعضی مواقع باعث سرگرمی و مهر ومحبت میشه

666
00:29:22,979 --> 00:29:25,580
‫من ساعتها میتونم در مورد جان کوچولو حرف بزنم

667
00:29:25,614 --> 00:29:27,682
‫این بچه کوچولوی خوشگل

668
00:29:27,717 --> 00:29:30,185
‫که فکر میکردم میتونه جادو کنه

669
00:29:30,220 --> 00:29:32,787
‫منظورم برای بیل  ــه

670
00:29:32,822 --> 00:29:34,756
‫بچه دار شدنمون

671
00:29:34,790 --> 00:29:38,460
‫میدونی،من میدونستم که شوهرم

672
00:29:38,494 --> 00:29:42,163
‫در مورد بچه ها.. محتاط و منفعل بود

673
00:29:42,197 --> 00:29:44,966
‫میدونستم که بیل کودکی شاد و خوبی نداشته

674
00:29:45,000 --> 00:29:49,270
‫دوباره دارم زیاد حرف میزنم
‫بذار برم سر اصل مطلب

675
00:29:49,304 --> 00:29:50,872
‫شاید باورت نشه

676
00:29:50,906 --> 00:29:52,273
‫تو تمام این سالها فکر میکردم

677
00:29:52,307 --> 00:29:54,308
‫من کاملاً در این مورد اطمینان داشتم که

678
00:29:54,343 --> 00:29:57,644
‫وقتی بیل بالاخره بچه خودشو داشته باشه

679
00:29:57,679 --> 00:30:01,315
‫همه اون چیزایی که اذیتش میکنه و عذابش میده

680
00:30:01,350 --> 00:30:04,085
‫خود به خود از بین میرن

681
00:30:04,119 --> 00:30:07,755
‫ولی در عوض همه چیز خراب تر شد

682
00:30:07,789 --> 00:30:10,691
‫بیشتر دور شدیم

683
00:30:10,725 --> 00:30:13,861
‫مثل اینکه اون...

684
00:30:13,895 --> 00:30:19,966
‫از اون بچه بی نظیر و بی گناه میترسه

685
00:30:23,304 --> 00:30:26,573
‫کی تا حالا شنیده که یه مرد بالغ
‫از بچه خودش بترسه؟

686
00:30:31,245 --> 00:30:32,745
‫ممنون

687
00:30:35,516 --> 00:30:37,250
‫میدونم واون گزارش رو هم برای سه شنبه آماده میکنم

688
00:30:37,284 --> 00:30:38,318
‫شنبه چطوره؟

689
00:30:38,352 --> 00:30:39,785
‫باشه .عالیه

690
00:30:43,056 --> 00:30:44,824
‫دکتر مسترز شمایید؟

691
00:30:44,858 --> 00:30:47,159
‫منتظر تو بودم

692
00:30:47,194 --> 00:30:50,162
‫تو تنیس آسیب دیده

693
00:30:50,197 --> 00:30:52,698
‫حریفم خیلی قوی بود

694
00:30:52,733 --> 00:30:55,500
‫یادمه وقتی ۱۰ سالت بود

695
00:30:55,535 --> 00:30:58,470
‫معلّم تنیست یکی از حرفه ای های مدرست بود

696
00:30:58,504 --> 00:30:59,571
‫فیلیپ

697
00:30:59,606 --> 00:31:00,606
‫اره،فیلیپ

698
00:31:00,640 --> 00:31:02,241
‫تو فیلیپ رو لوله کردی

699
00:31:02,275 --> 00:31:03,875
‫کاملاًتو زمین خوردش کردی

700
00:31:03,909 --> 00:31:05,377
‫در واقع از همون روز تا به حالا

701
00:31:05,411 --> 00:31:08,580
‫برام خیلی سخته بتونم کسی رو تصور کنم که تو
‫نتونی ببریش

702
00:31:08,615 --> 00:31:11,015
‫پدرت همیشه به این تواناییت افتخار میکرد

703
00:31:14,387 --> 00:31:18,957
‫ویویان،من باور نمیکنم که دست تو
‫تو بازی تنیس شکسته

704
00:31:21,861 --> 00:31:24,662
‫درست شبیه اون کابوس هایی بود که
‫همه چیز توش صحنه آهسته ــست

705
00:31:24,696 --> 00:31:26,931
‫مامان و من هر دومون دیدیمش که اونجا آویزون بود

706
00:31:26,966 --> 00:31:28,867
‫وای برای چند ثانیه انگار

707
00:31:28,901 --> 00:31:31,169
‫مغزامون نمیتونست وقایع رو تجزیه و تحلیل کنه

708
00:31:31,203 --> 00:31:34,037
‫اون یه سیم برق و پیچیده بود دور گردنش

709
00:31:34,072 --> 00:31:36,540
‫پاهاش داشتن به هم میخوردن

710
00:31:36,575 --> 00:31:38,075
‫فقط چند لحظه طول کشید

711
00:31:38,109 --> 00:31:40,745
‫ولی برای ما دیدن پدر تو اون وضعیت

712
00:31:40,779 --> 00:31:42,747
‫که

713
00:31:42,781 --> 00:31:45,983
‫با خودش اونکارو کرده بود
‫مثل یه عمر گذشت

714
00:31:46,017 --> 00:31:51,188
‫من احتمالاًنباید اینو بهتون بگم،....ولی خب

715
00:31:51,222 --> 00:31:54,524
‫پدرم فکر میکنم خورشید با شما طلوع وبا شما غروب میکنه
‫------ ------یعنی رو شما خیلی حساب میکرد

716
00:31:54,558 --> 00:31:57,995
‫مامان میگه بابا شدیداً سر کارش تحت فشار بوده

717
00:31:58,029 --> 00:32:01,498
‫اون اخیراً حتی از محل کارش هم اخراج شده بوده

718
00:32:01,532 --> 00:32:02,833
‫میتونید تصور کنید چقدر براش سخت بوده؟

719
00:32:02,867 --> 00:32:04,234
‫بعدشم که شما رفتید

720
00:32:04,269 --> 00:32:07,136
‫و مامانم گفت که رهضم این موضوع براش خیلی سخت بوده

721
00:32:07,171 --> 00:32:09,806
‫ولی همه اینا یه اتفاق بوده درسته؟

722
00:32:12,610 --> 00:32:15,545
‫میدونید که بعضی وقتا آدم قلبش شکسته،داغونه

723
00:32:15,579 --> 00:32:17,614
‫و نا امیدی از همه چیز میباره

724
00:32:17,648 --> 00:32:19,649
‫بعدش فقط برای یه لحظه

725
00:32:19,684 --> 00:32:22,919
‫فراموش میکنی که چه کسای هستن که خیلی دوست دارن...

726
00:32:22,953 --> 00:32:26,022
‫که یه خانواده داری

727
00:32:26,056 --> 00:32:29,558
‫هر جور حساب میکنم چیزی دستگیرم نمیشه

728
00:32:29,592 --> 00:32:32,061
‫حالا واقعا تو ونیزن؟

729
00:32:32,095 --> 00:32:35,764
‫کارت پوستالایی که میفرستن از اروپاست

730
00:32:35,799 --> 00:32:37,099
‫مامان هر روز برام مینویسه

731
00:32:37,134 --> 00:32:39,435
‫و میگه داره حال بابا بهتر میشه

732
00:32:39,469 --> 00:32:44,940
‫اون همیشه میگفت که میخواد برج پیزا رو ببینه

733
00:32:44,974 --> 00:32:47,008
‫میگفت ۸۰۰ سال لم دادن به یه طرف

734
00:32:47,043 --> 00:32:50,178
‫حتی نمیتونی تصور کنی که چقدر این برج
‫میتونه خسته باشه

735
00:32:52,849 --> 00:32:54,850
‫بهتر میشه،نه؟

736
00:32:54,884 --> 00:32:59,187
‫فقط باید یه کم استراحت کنه،بعد خوب میشه.درسته؟

737
00:32:59,222 --> 00:33:02,991
‫اون...فقط نیاز به استراحت داره

738
00:33:28,950 --> 00:33:31,952
‫سلام

739
00:33:31,987 --> 00:33:33,988
‫ما داشتیم امروز صبح رانندگی میکردیم

740
00:33:34,022 --> 00:33:35,856
‫و من این به ذهنم رسید که
‫جالب نیست

741
00:33:35,891 --> 00:33:38,893
‫چه جوری میشه که نصف شب رو تخت مشکلات بزرگ
‫مثل کیک خوشمزه به نظر بیان

742
00:33:38,927 --> 00:33:40,261
‫اوه،صحبت کیک شد

743
00:33:40,295 --> 00:33:43,030
‫جنه تصمیم گرفته هر روز صبح با هم رانندگی کنیم
‫اونم از سمت محله کروندلت
‫---- ----جنوبی ترین بخش شهر سنت لوییس

744
00:33:43,064 --> 00:33:45,732
‫به نظرش یه جور تشریفات میاد

745
00:33:45,767 --> 00:33:47,934
‫بهش میگه درمان درمانی

746
00:33:47,968 --> 00:33:50,771
‫کلوچه زردآلویی رو اون میخوره
‫اوانیی که شکرش فراوونه رو من میخورم

747
00:33:50,805 --> 00:33:53,840
‫و امروز برای تو یه دانمارکیشو آوردم
‫با طعم آلو

748
00:33:53,875 --> 00:33:55,575
‫آیا این به درمانت کمک میکنه؟

749
00:33:55,610 --> 00:33:57,377
‫که من مریض های واقعی هم دارم

750
00:33:57,412 --> 00:33:58,578
‫کسایی که واقعا مریض هستن

751
00:33:58,613 --> 00:34:00,414
‫کسایی که نیاز به کمک واقعی دارن

752
00:34:00,448 --> 00:34:01,948
‫پس لطفاً آلو رو فراموش کن

753
00:34:01,982 --> 00:34:03,816
‫بتی،حرفای من که جُک نیست

754
00:34:03,850 --> 00:34:06,252
‫تو باید همین امروز این بازی شرم آور رو تموم کنی

755
00:34:06,287 --> 00:34:07,653
‫چون اگر تو این کار رو نکنی،من میکنم

756
00:34:07,687 --> 00:34:09,389
‫خودم به شوهرت همه چیز رو میگم

757
00:34:09,423 --> 00:34:10,756
‫نه.نه.تو اینکار رو نمیکنی

758
00:34:10,791 --> 00:34:13,659
‫چون  خیلی به اون تحقیق سکسی احمقانت اهمیت میدی

759
00:34:13,693 --> 00:34:16,029
‫این تحقیق هیچ کجاش احمقانه نیست

760
00:34:16,063 --> 00:34:18,097
‫تو اصلاً نمیدونی مردم دارن چه زجری میکشن

761
00:34:18,132 --> 00:34:21,734
‫تو...نمیخواد برای من از زجر کشیدن بگی

762
00:34:21,768 --> 00:34:23,936
‫چون اون زجرایی که من کشیدم

763
00:34:23,970 --> 00:34:26,505
‫باعث میشه این زجرایی که تو میگی
‫برام بچه بازی به نظر بیاد

764
00:34:30,644 --> 00:34:33,546
‫آه،دکتر گریت هاوس تو دفترتون منتظر

765
00:34:33,580 --> 00:34:35,948
‫برای تو باربی،دانمارکین آلویی

766
00:34:37,850 --> 00:34:39,051
‫تو میبایست

767
00:34:39,085 --> 00:34:41,320
‫از توافقی که در مورد اون جراحی کردیم پیروی میکردی

768
00:34:41,354 --> 00:34:42,587
‫من هیچ توافقی نکردم

769
00:34:42,621 --> 00:34:43,688
‫تو دستورات منو زیر سوال بردی

770
00:34:44,757 --> 00:34:46,091
‫و حالا من باید این گند کاری رو درست کنم!

771
00:34:46,125 --> 00:34:48,260
‫اون دختر لایق یه زندگیه عادی بود

772
00:34:48,294 --> 00:34:50,128
‫عادی

773
00:34:50,163 --> 00:34:52,430
‫هر شب دزدکی از خونه بیرون رفتن

774
00:34:52,465 --> 00:34:54,766
‫با هر پسری که دیدی بخوابی

775
00:34:54,800 --> 00:34:56,267
‫فکر میکنی به این میگن نرمال؟

776
00:34:56,301 --> 00:35:01,172
‫اگر دختر خودت مثل یه جنده رفتار کنه چه کار میکنی؟

777
00:35:01,206 --> 00:35:03,942
‫میدونی
‫برای صدها سال

778
00:35:03,976 --> 00:35:05,710
‫کسانی که از قواعد جاری در مورد سکس

779
00:35:05,744 --> 00:35:07,445
‫پاشونو فراتر گذاشتن

780
00:35:07,480 --> 00:35:10,681
‫به عنوان منحرف بی اخلاق و جنده یاد شدن

781
00:35:10,715 --> 00:35:14,151
‫ولی این طرز فکر مرتجعانه واحمقانه ــست داگ

782
00:35:14,186 --> 00:35:16,620
‫یه سری اختلالات سکسی تو این دنیا هست که

783
00:35:16,654 --> 00:35:17,754
‫حقیقت دارن

784
00:35:17,789 --> 00:35:19,823
‫شاید روانی باشن
‫شایدم عصبی

785
00:35:19,858 --> 00:35:21,258
‫اختلالات سکسی؟

786
00:35:21,293 --> 00:35:23,294
‫جنون جنسی
‫ارباب و بردگی والبته همجنسگرایی

787
00:35:23,328 --> 00:35:26,262
‫که به عنوان فاحشه،منحرف و انگل جامعه هم ازشون یاد میشه

788
00:35:26,297 --> 00:35:27,931
‫بیل تو که فکر نمیکنی

789
00:35:27,966 --> 00:35:30,100
‫الان کار ما اینه که خودمونو خراب کنیم

790
00:35:30,134 --> 00:35:31,568
‫و دنبال این باشیم که از اپنا به عنوان بیماری یاد بشه؟

791
00:35:31,603 --> 00:35:33,904
‫این اگر به این معنی باشه که میشه کاری کرد

792
00:35:33,938 --> 00:35:35,506
‫برام مهم نیست چقدر سخته،بله

793
00:35:35,540 --> 00:35:38,408
‫خب،بنابراین از اونجایی که من هییت مدیره رو

794
00:35:38,442 --> 00:35:41,344
‫اداره میکنم،کلیه جراحی ها تو رو معلق میکنم

795
00:35:41,379 --> 00:35:43,279
‫تو که جدی نمیگی

796
00:35:43,314 --> 00:35:45,382
‫حداکثر برای چند ماه

797
00:35:45,416 --> 00:35:47,683
‫و اون موقع شاید بی خیال تو و

798
00:35:47,718 --> 00:35:48,985
‫کارات بشم

799
00:35:49,020 --> 00:35:53,156
‫الان هم بهتره این بحثارو بذاریم کنار

800
00:35:53,190 --> 00:35:56,826
‫و بریم سر موضوعی که برای هر دومون جالبه

801
00:35:56,860 --> 00:35:58,427
‫تحقیق سکس

802
00:35:58,461 --> 00:36:00,462
‫خب پروژه مورد علاقه من چطور داره پیش میره؟

803
00:36:02,766 --> 00:36:05,635
‫ما ابتدا از یه لنز کوچک وعادی استفاده کردیم

804
00:36:05,669 --> 00:36:07,937
‫والبته نور کافی تا بتونیم فضای داخل واژن رو ببینیم

805
00:36:07,971 --> 00:36:09,271
‫البته بدون هیچ آسیبی

806
00:36:09,305 --> 00:36:11,941
‫ولی بعد از اون ما این دستگاه رو به یه دوربین
‫فیلم برداری ارتقا دادیم

807
00:36:11,975 --> 00:36:14,209
‫تا بتونیم آثار جانبی که این تحریک شدن روی بدن

808
00:36:14,244 --> 00:36:15,877
‫داره رو ببینیم و ضبط کنیم البته به صورت کاملاً رنگی

809
00:36:15,912 --> 00:36:17,612
‫و چرا از این دستگاه در جراحی روده و کلیه

810
00:36:17,647 --> 00:36:19,214
‫البته با کمی تغییرات استفاده نکنیم؟

811
00:36:19,249 --> 00:36:20,849
‫منم فکر میکنم ممکن باشه

812
00:36:20,883 --> 00:36:22,051
‫میتونم ببینمش؟

813
00:36:22,085 --> 00:36:23,152
‫البته

814
00:36:29,025 --> 00:36:34,529
‫و...چه جور اطلاعاتی رو شما میتونید از طریق
‫اولیسیوس در یافت کنید؟

815
00:36:34,564 --> 00:36:36,798
‫این تحقیق ۲۶ نوع از واکنش اندامها رو

816
00:36:36,832 --> 00:36:38,466
‫به صورت مستند ضبط کرده که شامل

817
00:36:38,500 --> 00:36:40,936
‫تحریک های مختلف داخلی و خارجی میشدن

818
00:36:40,970 --> 00:36:42,236
‫ضربان قلب

819
00:36:42,271 --> 00:36:44,806
‫نوار مغزی
‫فشار خون در هر نوع رابطه جنسی

820
00:36:44,840 --> 00:36:47,108
‫برای هر دوشون هم مرد و هم زن
‫علاوه بر اون...

821
00:36:47,142 --> 00:36:49,110
‫منظورت اینه که اون حالتی ــه که

822
00:36:49,144 --> 00:36:50,844
‫قبل از رابطه جنسی اتفاق میفته؟

823
00:36:50,879 --> 00:36:51,946
‫میبینم که تو تحقیق ما رو خوندی

824
00:36:51,980 --> 00:36:53,281
‫یه سرکی توش کشیدم

825
00:36:53,315 --> 00:36:56,317
‫اگر همه چیز به صورت عدد نبود راحت تر بود

826
00:36:56,351 --> 00:36:59,253
‫من میخوام به تحقیقات نو آورانه تر وارد بشیم

827
00:36:59,288 --> 00:37:01,822
‫همون چیزی که خوندی نوآورانه بوده

828
00:37:01,856 --> 00:37:04,692
‫خب،پس نوع های دیگه رابطه سکسی چی میشه؟

829
00:37:04,726 --> 00:37:07,461
‫چه نوع هایی؟

830
00:37:07,495 --> 00:37:10,064
‫به طور مثال،از لحاظ وارد شدن یا دخول

831
00:37:10,098 --> 00:37:15,402
‫منظورم اینه که همیشه نباید به

832
00:37:15,436 --> 00:37:17,404
‫میره داخل واژن

833
00:37:20,575 --> 00:37:22,142
‫ولی..

834
00:37:22,176 --> 00:37:25,612
‫طولش...و پهناش

835
00:37:25,646 --> 00:37:28,248
‫واژن یه زن میتونه حجم سر فرزندشو تحمل کنه

836
00:37:28,282 --> 00:37:29,382
‫بهتره که این موضوع رو فراموش نکنید

837
00:37:29,417 --> 00:37:31,684
‫ولی خب چطور به

838
00:37:31,719 --> 00:37:33,953
‫یه همچین آلت بزرگی واکنش نشون میده؟

839
00:37:33,988 --> 00:37:36,856
‫واکنش به چی؟

840
00:37:36,890 --> 00:37:38,858
‫برای یه زن چه حسی داره؟

841
00:37:38,892 --> 00:37:40,192
‫براش ناراحت کننده ــست یا لذت میبره؟

842
00:37:40,227 --> 00:37:41,628
‫خب لذّت بخشه

843
00:37:41,662 --> 00:37:44,196
‫این برای لذّت بخشیدن طرّاحی شده

844
00:37:44,231 --> 00:37:48,134
‫امّا شما میبایست --مری--رو با این دستگاه ببینید نه واژن رو

845
00:37:48,168 --> 00:37:50,336
‫خب هر دو اندام دارای پیچیدگی خاص خودشون هستن

846
00:37:50,370 --> 00:37:52,171
‫غدّه هایی که در دهان هستند بزاق رو ترشح میکنند

847
00:37:52,205 --> 00:37:54,206
‫و واژن هم در واقع ترشحاتی داره

848
00:37:54,241 --> 00:37:56,142
‫اونم به شیوه ای که بیشترین شباهت رو
‫به بزاق دهان داره

849
00:37:58,478 --> 00:38:02,515
‫میتونید بیشتر در این مورد برام توضیح بدید؟

850
00:38:02,549 --> 00:38:05,751
‫زاویه ای که آلت مرد وار واژن میشه

851
00:38:05,785 --> 00:38:08,687
‫یه موضوعی ــه که میبایست خیلی بهش توجه کرد

852
00:38:08,721 --> 00:38:11,489
‫ما داده های خیلی زیادی رو با توجه به حالت های مختلف ثبت کردیم

853
00:38:11,524 --> 00:38:13,358
‫مرد بالا باشه
‫زن بالا باشه

854
00:38:13,392 --> 00:38:15,393
‫پس اگر یه زن و مرد

855
00:38:15,427 --> 00:38:19,330
‫بخوان در حالی که از مچ پا از پل آویزونن اینکارو بکنن

856
00:38:19,365 --> 00:38:21,900
‫با توجه به دانش شما چطور یه همچین چیزی ممکنه؟

857
00:38:21,934 --> 00:38:24,335
‫خب داده های ما روشن کرده که

858
00:38:24,370 --> 00:38:26,404
‫قدرت بدنی درسته که میتونه نقش مهمی داشته باشه

859
00:38:26,438 --> 00:38:29,274
‫ولی از لحاظ احساس اگر که میل دوجانبه وجود داشته باشه

860
00:38:29,308 --> 00:38:31,709
‫روشی که اون رطوبت ها جمع میشن

861
00:38:31,743 --> 00:38:33,777
‫تا دیواره های واژن رو برای

862
00:38:33,811 --> 00:38:35,212
‫ورود آلت مرد آماده کنن...

863
00:38:35,246 --> 00:38:36,913
‫و البته حرکتش

864
00:38:36,947 --> 00:38:40,950
‫ولی مجدداً میپرسم این چطور میتونه برای مری مورد استفاده قرار بگیره؟

865
00:38:40,985 --> 00:38:43,453
‫شما چه حسی بهتون دست میده وقتی

866
00:38:43,488 --> 00:38:45,922
‫یکی از اجزای بدن به راحتی در دیگری قرار میگیره

867
00:38:45,956 --> 00:38:46,956
‫حساسیت

868
00:38:46,991 --> 00:38:48,292
‫احساسی که به آدم میده

869
00:38:48,326 --> 00:38:51,427
‫ولی بیماران شما که کاملاً بیهوش هستند

870
00:38:51,461 --> 00:38:53,830
‫در هر حال اونا میبایست خودشونو با این دستگاه وفق بدن

871
00:38:53,864 --> 00:38:55,298
‫این..وسیله

872
00:38:55,332 --> 00:38:57,934
‫این آلت بزرگ

873
00:38:57,968 --> 00:39:01,004
‫که به اندازه کافی بزرگ هست
‫تا واژن رو تحریک کنه

874
00:39:01,038 --> 00:39:04,174
‫رازی که درون هر زنی نهفته است

875
00:39:04,208 --> 00:39:05,141
‫دکتر دیتمیر...

876
00:39:05,176 --> 00:39:06,141
‫متوجه نیستی،ویرجینیا؟

877
00:39:06,176 --> 00:39:07,243
‫خانوم جانسون

878
00:39:07,277 --> 00:39:10,413
‫روده شناسی علمی ــه که

879
00:39:10,447 --> 00:39:12,881
‫تماماً در مورد لوله های غذایی ــه

880
00:39:12,916 --> 00:39:17,420
‫تمام راهی که از دهان یه زن تا....

881
00:39:20,857 --> 00:39:23,058
‫آآآآآه

882
00:39:28,464 --> 00:39:31,767
‫انقدر به سینش فشار بیاری تا نسبت به درد بیحس بشه

883
00:39:31,801 --> 00:39:34,169
‫تا کاری کنی که کاملاً بی حال  بشه

884
00:39:34,204 --> 00:39:36,905
‫یه جراحت تأثیر گذار ومهم

885
00:39:36,940 --> 00:39:39,307
‫فلیرز دی مال
‫اثر باودلیره

886
00:39:39,342 --> 00:39:41,643
‫اطمینان دارم که تو هم خوندیش

887
00:39:41,677 --> 00:39:43,245
‫یه جورایی فراموشش کرده بودم
‫فکر میکردم اسمش فکر کن بماله

888
00:39:43,279 --> 00:39:44,679
‫هممم

889
00:39:44,714 --> 00:39:46,748
‫به عنوان یه فرانسوی خیلی چیزا از یه مرد یونانی میدونه
‫---- ---اشاره به وحشی گری یونانی ها

890
00:39:46,782 --> 00:39:50,418
‫میدونی که اونا از روغن زیتون فقط برای پخت و پز استفاده نمیکنن

891
00:39:50,453 --> 00:39:54,222
‫فکر میکنم اینم نگاه جدیدی برای تحقیق ماست

892
00:39:57,425 --> 00:39:58,525
‫دکتر گریت هاوس

893
00:39:58,560 --> 00:40:00,161
‫ازم خواسته بودید که قرار ساعت۹:۳۰ تون رو بهتون یاداوری کنم

894
00:40:00,195 --> 00:40:02,496
‫بله.باربارا
‫ممنونم

895
00:40:09,404 --> 00:40:13,874
‫یه چیزی رو میدونی بیل؟

896
00:40:13,908 --> 00:40:15,643
‫یه پرنده بایاب هست که

897
00:40:15,677 --> 00:40:19,380
‫حتی کوچکترین اشارات رو هم میفهمه

898
00:40:19,414 --> 00:40:21,382
‫بهم اطمینان داشته باش،یکیشون اون بیرون ــه

899
00:40:21,416 --> 00:40:23,717
‫و وقتی که یکیشونو تو دستت داشته باشی

900
00:40:23,752 --> 00:40:27,120
‫دیگه هیچ چیز برات مهم نخواهد بود

901
00:40:40,334 --> 00:40:41,701
‫آسانسور رو نگه دار!

902
00:40:51,645 --> 00:40:54,514
‫دیگه کارم روی نمونه خون خانم دلسی داره تموم میشه

903
00:40:54,548 --> 00:40:55,682
‫ولی تو میتونی بری

904
00:40:55,716 --> 00:40:57,950
‫برات یه غرار ملاقات گذاشتم

905
00:40:57,984 --> 00:41:00,553
‫فردا ساعت ۲:۰۰
‫با متخصص غده شناسیت

906
00:41:11,198 --> 00:41:14,934
‫هی،ویرجینیا

907
00:41:14,968 --> 00:41:17,803
‫میخوام بهت یه چیزی نشون بدم
‫تو دفترم

908
00:41:23,443 --> 00:41:26,110
‫تو واقعا یکی ازاون بچه های بی خیالی

909
00:41:26,145 --> 00:41:27,946


910
00:41:27,980 --> 00:41:32,217


911
00:41:32,251 --> 00:41:35,419
‫پس این جوابی ــه که به بیرون شدنت از خونه

912
00:41:35,454 --> 00:41:37,121
‫وبه هم ریختن زندگیت میدی؟

913
00:41:37,156 --> 00:41:38,289
‫متأسفم

914
00:41:38,324 --> 00:41:39,490
‫تو راه بهتری رو پیشنهاد میدی؟

915
00:41:39,524 --> 00:41:41,826
‫نه

916
00:41:43,662 --> 00:41:46,030


917
00:41:46,065 --> 00:41:48,733
‫میدونی اونا وقتی که داری رو یه سطح

918
00:41:48,767 --> 00:41:51,602
‫لغزنده رانندگی میکنی
‫وکنترلتو از دست میدی بهت چی میگن؟

919
00:41:51,636 --> 00:41:53,270
‫جیغ بکش

920
00:41:53,304 --> 00:41:54,638
‫این کاری ــه که بیشتر مردم میکنن

921
00:41:54,673 --> 00:41:56,139
‫اونا هل میکنن

922
00:41:56,174 --> 00:41:58,843
‫اونا جفت پا میزنن رو ترمز
‫و خب میرن ته درّه

923
00:41:58,877 --> 00:42:00,811
‫کاری که تو باید بکنی اینه که گاز ماشینتو منفجر کنی

924
00:42:00,846 --> 00:42:02,045
‫و بعدش محکم ترمز رو فشار بدی

925
00:42:02,080 --> 00:42:04,114
‫ماشین به صورت خودکار میره هوا

926
00:42:04,148 --> 00:42:06,183
‫این کاری ــه که من دارم میکنم

927
00:42:06,217 --> 00:42:10,020
‫دارم گاز رو منفحر میکنم و ترمز رو فشار میدم

928
00:42:10,054 --> 00:42:11,654
‫خب،هنوزم میری ته درّه

929
00:42:13,824 --> 00:42:16,093
‫بی خیال

930
00:42:16,127 --> 00:42:18,128
‫متأسفم،استین

931
00:42:18,162 --> 00:42:20,463
‫وقتی حرف از ورقای ابریشمی باشه تو خیلی با استعدادی

932
00:42:26,370 --> 00:42:27,871
‫نظرت راجع به رقص چیه؟

933
00:42:27,905 --> 00:42:30,206
‫خب مثل اینکه برای کارکنان

934
00:42:30,240 --> 00:42:32,174
‫اینجا غیر ممکنه که بی خیال من بشن

935
00:42:32,209 --> 00:42:34,677
‫من فکر میکنم باید یه کاریش بکنم

936
00:42:34,712 --> 00:42:35,945
‫واقعا نمیخوای برقصی؟

937
00:42:45,422 --> 00:42:46,889
‫هر چند من میدونم دوست داری

938
00:42:46,924 --> 00:42:48,791
‫ما هر دومون نیاز داریم گذشتمونو درست کنیم

939
00:42:48,825 --> 00:42:50,526
‫باید برگردیم به احترامی که قبلنا داشتیم

940
00:42:50,560 --> 00:42:52,895
‫الان با هم یه تیم شدیم؟

941
00:42:52,930 --> 00:42:56,698
‫خب،البته نه از روش رمانتیکش

942
00:42:56,733 --> 00:42:59,267
‫میدونی چرا ما هیچ وقت با هم وارد
‫رابطه احساسی نشدیم؟

943
00:42:59,302 --> 00:43:01,369
‫چون برامون سخته که از یه جایی شروع کنیم

944
00:43:01,404 --> 00:43:02,571


945
00:43:02,605 --> 00:43:04,673
‫خب،به این خاطر که ما گرگ های تنها هستیم

946
00:43:04,707 --> 00:43:07,776
‫از گله دور موندیم
‫چون قبول نکردیم که زیر بار کسی باشیم

947
00:43:07,811 --> 00:43:09,678
‫واقعا؟

948
00:43:09,712 --> 00:43:12,581
‫مطمئنی به این خاطر ازمون نخواستن ترکشون کنیم که

949
00:43:12,615 --> 00:43:16,684
‫نمیتونستیم تو بازی بقیه شرکت کنیم؟

950
00:43:16,718 --> 00:43:18,886
‫گرگ های تنها همیشه تمیز بازی نمیکنن

951
00:43:18,921 --> 00:43:20,855
‫اونا وحشی ــن،غیر قابل پیش بینی ــن

952
00:43:20,889 --> 00:43:22,690
‫همیشه در حال شکار هستن

953
00:43:24,460 --> 00:43:26,561
‫خب،این خیلی غریبانه به نظر میاد

954
00:43:28,931 --> 00:43:31,532
‫میدونی دقیقاً چهار طبقه زیر ما چه خبره؟

955
00:43:33,435 --> 00:43:36,236
‫سرد خونه

956
00:43:36,271 --> 00:43:37,605
‫این غریبانست

957
00:43:37,639 --> 00:43:39,540


958
00:43:39,575 --> 00:43:41,476
‫ما داریم میرقصیم

959
00:43:51,219 --> 00:43:53,587
‫من فقط میخوام برم خونه

960
00:43:53,621 --> 00:43:55,189
‫قبلش میخوام باهات حرف بزنم

961
00:43:55,223 --> 00:43:56,823
‫خب،من گوش نمیدم

962
00:43:56,858 --> 00:43:59,326
‫من ازت خواهش کردم،بهت التماس کردم
‫که اون جراحی رو انجام بدی

963
00:43:59,361 --> 00:44:01,862
‫میدونم
‫میدونم

964
00:44:01,896 --> 00:44:04,197
‫ولی،رز...

965
00:44:04,231 --> 00:44:05,665
‫دکتر ها قسم خوردن

966
00:44:05,700 --> 00:44:07,266
‫یه قسم به شیوه بقراط

967
00:44:07,301 --> 00:44:11,004
‫که میگه:اول از همه آسیب نمیرسانم

968
00:44:11,038 --> 00:44:14,808
‫اون جراحی به تو صدمات جبران ناپذیری میزنه

969
00:44:14,842 --> 00:44:16,576
‫من نمیتونم با این عذاب وجدان زندگی کنم

970
00:44:16,611 --> 00:44:18,478
‫کی به تو اهمیت میده؟

971
00:44:18,513 --> 00:44:21,580
‫چهار سال قبل

972
00:44:21,615 --> 00:44:26,352
‫مرض فلج اطفال سالانه نیم میلیون نفر آدم میکشت

973
00:44:26,387 --> 00:44:28,388
‫امروز با تشکر از دکتر سالک

974
00:44:28,422 --> 00:44:31,891
‫داریم میبینیم که این مرض از زندگیمون ریشه کن شده

975
00:44:31,925 --> 00:44:34,060
‫مشکل من فلج اطفال نیست

976
00:44:34,094 --> 00:44:35,461
‫من بهتر میدونم مشکل تو چیه

977
00:44:38,264 --> 00:44:41,834
‫این یه ابزار درون رحمی ــه
‫IUDیا

978
00:44:41,868 --> 00:44:44,637
‫تقریباً از اوایل قرن داره ازش استفاده میشه

979
00:44:44,671 --> 00:44:47,640
‫ولی دکتر جک لیپس جدیداً کشف کرده که

980
00:44:47,674 --> 00:44:50,543
‫با استفاده از یه حالت ارتجاعی که بهش داده

981
00:44:50,577 --> 00:44:52,610
‫میشه تأثیر گذاریش رو بیشتر کرد

982
00:44:52,645 --> 00:44:55,280
‫و تبدیلش کرده به یه راه ساده
‫برای جلوگیری از تولّد

983
00:44:55,314 --> 00:44:56,381
‫که امروزه موجوده

984
00:44:56,416 --> 00:44:57,249
‫جلوگیری از تولد؟

985
00:44:58,851 --> 00:45:01,286
‫مادرم هرگز اجازه اینکار رو بهم نمیده

986
00:45:01,320 --> 00:45:02,820
‫تو دیگه ۱۸ سالته و نیازی به اجازه مادرت نداری

987
00:45:02,855 --> 00:45:04,956
‫به عنوان دکترت
‫دارم بهت تذکر میدم که

988
00:45:04,990 --> 00:45:07,592
‫این اولین قدم برای...

989
00:45:07,626 --> 00:45:10,161
‫حل مشکلت ــه

990
00:45:14,733 --> 00:45:17,936
‫یه چیز کوچو لو که از پلاستیک درست شده؟

991
00:45:19,605 --> 00:45:21,806
‫این چطور میتونه جلوی منو بگیره تا
‫مثل جنده ها رفتار نکم؟

992
00:45:21,840 --> 00:45:23,174
‫نه....

993
00:45:23,208 --> 00:45:25,709
‫دیگه این حرف رو به خودت نزن،رز

994
00:45:28,012 --> 00:45:30,081
‫خیلی چیزا هیت که...

995
00:45:30,115 --> 00:45:34,118
‫میتونی تو زندگی بهش امیدوار باشی

996
00:45:34,152 --> 00:45:37,421
‫دیگه قرار نیست تو زندگیت اینقدر عذایب بکشی

997
00:45:37,456 --> 00:45:42,392
‫ولی تا وقتی که ما به جوابی که
‫حتماً بهش خواهیم رسید برسیم

998
00:45:42,426 --> 00:45:47,064
‫حداقل میتونیم امیدوار باشیم که
‫دیگه باردار نمیشی

999
00:45:49,667 --> 00:45:52,502
‫گرسنگی،بخار معده

1000
00:45:52,536 --> 00:45:54,638
‫خیس هم که نیستی

1001
00:45:54,672 --> 00:45:57,107
‫یه بچه به چه دلیلای دیگه میتونه گریه کنه؟

1002
00:45:57,141 --> 00:45:59,309
‫بچه ها دوست دارن قنداقشون محکم باشه

1003
00:45:59,343 --> 00:46:01,478
‫من برم یه بطری شیر دیگه براش داغ کنم

1004
00:46:11,788 --> 00:46:13,123
‫دیر آمدی خونه

1005
00:46:13,157 --> 00:46:15,190
‫نکنه سر کار جدیدت مشکلی پیش اومده؟

1006
00:46:15,225 --> 00:46:18,393
‫کار جدیدم خوبه

1007
00:46:18,428 --> 00:46:20,696
‫ولی به نظر میرسه خونه اوضاعش برعکسه

1008
00:46:20,731 --> 00:46:21,864
‫اون داره گریه میکنه
‫چون گشنشه

1009
00:46:21,898 --> 00:46:22,865
‫دارم براش شیر گرم میکنم

1010
00:46:37,413 --> 00:46:39,648
‫قنداقش باید محکم تر میشد،همین

1011
00:46:39,682 --> 00:46:43,752
‫فکر میکنم در مورد قنداقش توضیح داده بودم

1012
00:46:43,786 --> 00:46:45,287
‫من هم به خانوم لیبی گفتم که

1013
00:46:45,321 --> 00:46:47,088
‫خالم تمام روز رو در مورد فنداق حرف میزد

1014
00:46:48,958 --> 00:46:50,324
‫خالم ملکه بستن قنداق بود

1015
00:46:53,796 --> 00:46:56,464
‫سلطنتش طولانی باد
‫---- ----اشاره به نام یک کتاب

1016
00:46:59,802 --> 00:47:01,803
‫مثل الین که تو در مورد این دختر درست میگفتی

1017
00:47:01,837 --> 00:47:05,540
‫به نظر میاد....

1018
00:47:05,574 --> 00:47:08,108
‫پرستار قابلی  ــه

1019
00:47:19,120 --> 00:47:21,521
‫همم،من میخواستم درباره یه موضوعی
‫باهات حرف بزنم

1020
00:47:21,556 --> 00:47:23,924
‫درباره رز،همون دختر با اون مادر جادوگرش

1021
00:47:23,958 --> 00:47:25,325
‫که داره سعی میکنه رحم دخترشو برداره

1022
00:47:25,359 --> 00:47:27,995
‫ببینم داری تو پرونده های
‫مریضای من سرک میکشی؟

1023
00:47:28,029 --> 00:47:32,232
‫اونجوری که تو در باره مریضات تو اتاقت حرف میزنی
‫الان تو فضا هم همه در مورد مریض هات میدونن

1024
00:47:32,266 --> 00:47:35,302
‫حرفم اینه که،من اینجور شرایطو زیاد دیدم

1025
00:47:35,336 --> 00:47:39,138
‫و تو میبایست باهاش حرف بزنی
‫یه مکالمه از ته قلب

1026
00:47:39,173 --> 00:47:42,175
‫من هرگز در مورد بیمارانم از تو مشاوره نخواستم

1027
00:47:42,210 --> 00:47:44,644
‫روشنه؟

1028
00:47:44,679 --> 00:47:46,313
‫آخه تو همه چیزو میدونی!

1029
00:47:46,347 --> 00:47:47,647
‫اووه!معذرت میخوام

1030
00:47:47,682 --> 00:47:48,848
‫مبتونم کمکتون کنم؟

1031
00:47:48,882 --> 00:47:50,083
‫اوه خدای من

1032
00:47:50,117 --> 00:47:52,819
‫کفشا ۵۰ دلار میارزه
‫ولی مثل یه ۵ دلاری میشکنه

1033
00:47:52,853 --> 00:47:55,621
‫الان دیگه تو اون خونه نیستی؟

1034
00:47:55,655 --> 00:47:58,124
‫ممنون از نگرانیتون

1035
00:47:58,158 --> 00:47:59,325
‫منو یادت نیومد؟نه؟

1036
00:47:59,359 --> 00:48:00,326
‫روز خوبی داشته باشید

1037
00:48:00,360 --> 00:48:02,729
‫از دیدنت خوشحال شدم

1038
00:48:04,765 --> 00:48:06,332
‫اون دیگه کی بود؟

1039
00:48:06,366 --> 00:48:09,202
‫هیچ کس
‫یه نیکوکار

1040
00:48:54,044 --> 00:48:59,549
‫اگر بخوایم مثبت نگاه کنیم یه برخوردد خشن با لحنی محکم

1041
00:48:59,584 --> 00:49:00,850
‫به نظر چیزی نیست که

1042
00:49:00,885 --> 00:49:02,686
‫تو به خاطرش ناراحت باشی

1043
00:49:02,720 --> 00:49:05,289
‫من اصلا منظورم تو نبودی
‫روی صحبتم با برادرت کارل بود

1044
00:49:05,323 --> 00:49:07,456
‫بنابراین ناراحت نباش

1045
00:49:07,491 --> 00:49:10,226
‫مثل اینکه برنامه های تلویزیونی رو بیشتر دوست داری

1046
00:49:10,261 --> 00:49:12,428
‫البته در مقایسه با رادیو

1047
00:49:12,462 --> 00:49:14,130
‫من واقعا تلویزیون رو دوست دارم

1048
00:49:14,165 --> 00:49:17,133
‫شبا برادرام فیلمای وسترن نگاه میکردن

1049
00:49:17,168 --> 00:49:18,501
‫مممم

1050
00:49:18,535 --> 00:49:20,469
‫واگن قطار
‫بت مترسون
‫--:--برنامه های وسترن در اون دوران--:

1051
00:49:20,504 --> 00:49:22,338
‫ولی وقتی که ساعت ۱:۰۰ بشه
‫عشق زمانها رو نشون میده

1052
00:49:22,372 --> 00:49:26,309
‫برام مهم نیست که برادرام چقدر حرص میخورن
‫حتماً باید ببینمش

1053
00:49:26,343 --> 00:49:29,178
‫البته
‫من ساعت یک اینجا هستم

1054
00:49:29,212 --> 00:49:32,114
‫پس ازت ممنون میشم اگر اون موقع تلویزیون رو برام
‫روشن بذارید

1055
00:49:33,517 --> 00:49:35,851
‫تابستونا وقتی که پسرا خونه باشن

1056
00:49:35,885 --> 00:49:38,521
‫من از خالم ؛مینخوام؛ که سرشونو گرم کنه

1057
00:49:38,555 --> 00:49:41,857
‫به این خاطر که خونه رو به هم نریزن
‫تا من راحت فیلمو ببینم

1058
00:49:41,891 --> 00:49:43,658
‫میخوام

1059
00:49:43,693 --> 00:49:44,993
‫خانوم؟؟؟

1060
00:49:45,028 --> 00:49:47,562
‫میخوام
‫تو گفتی مینخوام

1061
00:49:47,596 --> 00:49:50,265
‫تلفظ درستش میخوامه

1062
00:49:50,300 --> 00:49:52,901
‫آه

1063
00:49:52,936 --> 00:49:54,636
‫باشه خانوم،عذر میخوام

1064
00:49:54,670 --> 00:49:56,871
‫اوه،نیازی نیست معذرت خواهی کنی

1065
00:49:56,905 --> 00:49:58,206
‫من همیشه خوشحال میشم میبینم

1066
00:49:58,240 --> 00:50:00,842
‫میتونم برای کسی کاری انجام بدم

1067
00:50:00,876 --> 00:50:02,444
‫بیا با هم امتحان کنیم؟

1068
00:50:02,478 --> 00:50:05,480
‫چیو؟

1069
00:50:05,514 --> 00:50:08,883
‫تلفظ میخوام رو

1070
00:50:08,917 --> 00:50:12,086
‫مینخوام

1071
00:50:12,120 --> 00:50:14,989
‫نه

1072
00:50:15,023 --> 00:50:17,458
‫میخوام

1073
00:50:19,862 --> 00:50:21,929
‫میــــــخوام

1074
00:50:21,964 --> 00:50:23,430
‫بعدنا

1075
00:50:23,465 --> 00:50:27,235
‫خیلی بد ــه که بچه از تو یه جور حرف زدن یاد بگیره

1076
00:50:27,269 --> 00:50:28,736
‫از من یه جور دیگه

1077
00:50:28,770 --> 00:50:32,138
‫از اونجایی که ما دو نفر با هم بزرگش میکنیم

1078
00:50:32,173 --> 00:50:34,975
‫فکر میکنم بهتر باشه مثل یه تیم
‫با هم همکاری کنیم

1079
00:50:35,009 --> 00:50:37,277
‫به نظرت بهتر نیست؟

1080
00:50:37,311 --> 00:50:40,180
‫بله خانوم

1081
00:50:50,791 --> 00:50:52,792
‫من خیلی شرمنده هستم،لیلیان

1082
00:50:58,599 --> 00:51:01,101
‫بدخیم بودنش همیشه ممکن بوده

1083
00:51:01,135 --> 00:51:03,403
‫ولی حتماً یه راه حلایی داره

1084
00:51:03,437 --> 00:51:04,570
‫خب راه حل های ما چیه؟

1085
00:51:04,605 --> 00:51:06,706
‫سوال خوبیه

1086
00:51:06,740 --> 00:51:09,442
‫لیلیان تو دیگه بهتره لباساتو بپوشی

1087
00:51:09,476 --> 00:51:11,076
‫میتونیم همدیگرو تو دفتر من ببینیم

1088
00:51:11,111 --> 00:51:13,679
‫خب درمورد چیزایی که احتمالش هست صحبت کنیم

1089
00:51:13,714 --> 00:51:15,681
‫من نمیخوام کسی چیزی از مشکلم بدونه

1090
00:51:19,319 --> 00:51:20,886
‫البته
‫من به کسی چیزی نمیگم

1091
00:51:27,427 --> 00:51:29,895
‫من تو زندگی شخصیت دخالت نمیکنم

1092
00:51:29,930 --> 00:51:32,431
‫فکر نمیکنی دیگه برای اینکار دیر باشه؟

1093
00:51:34,034 --> 00:51:35,801
‫ویرجینیا

1094
00:51:35,835 --> 00:51:38,202
‫این کار برات چه سودی داشته؟

1095
00:51:40,640 --> 00:51:42,040
‫من...

1096
00:51:42,074 --> 00:51:44,509
‫الان دیگه میدونم چجوری باید یه تحقیق رو انجام بدم

1097
00:51:44,544 --> 00:51:46,077
‫پس الان میخوای روی بدخیم بودن

1098
00:51:46,111 --> 00:51:47,111
‫سرطان من تحقیق کنی؟

1099
00:51:47,146 --> 00:51:49,614
‫باورش اینقدر سخته؟

1100
00:51:52,351 --> 00:51:53,952
‫پس هنوز منو نشناختی

1101
00:51:53,986 --> 00:51:55,119
‫ولی من خوب تو رو شناختم

1102
00:51:55,154 --> 00:51:57,221
‫و چیزی که میدونم تو یه مبارزی،لیلیان

1103
00:51:57,256 --> 00:51:58,356
‫همونجور که من هستم

1104
00:51:58,390 --> 00:52:00,491
‫و کاری که ما باید بکنیم چیه؟

1105
00:52:00,525 --> 00:52:03,227
‫اینه که باهاش مبارزه کنیم

1106
00:52:03,262 --> 00:52:05,763
‫خب،هر مبارزه خوبی با یه پیتزا شروع میشه

1107
00:52:05,797 --> 00:52:10,000
‫گفتی...پیتزا؟

1108
00:52:10,034 --> 00:52:11,902
‫منظورت چی بود؟

1109
00:52:11,937 --> 00:52:13,036
‫پیتزا

1110
00:52:13,071 --> 00:52:14,271
‫بعد از اینکه با دکتر حرق زدیم

1111
00:52:14,305 --> 00:52:16,540
‫این دور وبرا جایی هست که پیتزا داشته باشه؟

1112
00:52:18,643 --> 00:52:21,912
‫گائتانو چند تا خیابون اون طرف تر ــه

1113
00:52:21,947 --> 00:52:24,047
‫من تا حالا پیتزا نخوردم
‫حتی خوشم هم نمیاد

1114
00:52:24,082 --> 00:52:25,983
‫امّا یه دفعه هوس کردم

1115
00:52:32,823 --> 00:52:35,993
‫فوق تخصص مارشال
‫لطفا به بخش پرتو نگاری

1116
00:52:41,398 --> 00:52:43,700
‫رز پالماتیر هستید؟

1117
00:52:43,734 --> 00:52:46,636
‫برای منه؟
‫کی فرستادش؟

1118
00:52:46,670 --> 00:52:48,738
‫اوه،خب،روش هیچ کارتی نیست

1119
00:52:48,772 --> 00:52:50,874
‫شاید یه دلباخته مرموز

1120
00:52:50,908 --> 00:52:52,408
‫خب...

1121
00:52:52,442 --> 00:52:55,745
‫ممنونم

1122
00:52:55,779 --> 00:52:56,913
‫اوه.من اسمتونو

1123
00:52:56,947 --> 00:52:58,280
‫اره،من بتی هستم

1124
00:52:58,315 --> 00:53:01,683
‫خی من فقط یکی از پرستار های بیمارستان هستم

1125
00:53:01,718 --> 00:53:04,320
‫که البته با دکتر مسترز هم کار میکنم

1126
00:53:04,354 --> 00:53:06,588
‫چه جال،ایشون دکتر من هم هستن

1127
00:53:06,623 --> 00:53:08,624
‫واقعاً؟

1128
00:53:08,658 --> 00:53:10,926
‫پس...پس داری مرخص میشی؟

1129
00:53:10,960 --> 00:53:13,062
‫بله،مادرم
‫قرار که بیاد دنبالم

1130
00:53:19,002 --> 00:53:22,437
‫یه جور....چیز
‫جالب در مورد مادرا هست.نه؟

1131
00:53:22,471 --> 00:53:25,173
‫یکی از اولین خاطراتی که تو بیمارستان دارم

1132
00:53:25,207 --> 00:53:27,108
‫مربوط به مادرم میشه

1133
00:53:27,143 --> 00:53:31,846
‫یه اتفاق براش پیش اومده بود که
‫به کوریش منجر شد

1134
00:53:31,880 --> 00:53:33,848
‫مجبور شد که چشمشو در بیاره

1135
00:53:33,882 --> 00:53:37,519
‫خب،به جاش از یه چشم شیشه ای
‫تا آخر زندگیش استفاده کرد

1136
00:53:37,553 --> 00:53:39,654
‫واقعا از شنیدنش ناراحت شدم

1137
00:53:39,688 --> 00:53:43,425
‫در واقه،من اینکارو باهاش کردم

1138
00:53:43,459 --> 00:53:49,296
‫میدونی ،مادرم همیشه باعث میشد
‫فکر کنم آدم پستی هستم

1139
00:53:49,330 --> 00:53:51,532
‫به من میگفت فاحشه

1140
00:53:51,567 --> 00:53:55,670
‫میگفت باعث بی آبرویی اون وخودم هستم

1141
00:53:55,704 --> 00:54:00,140
‫من این کاراشو خیلی تحمل کردم

1142
00:54:00,175 --> 00:54:02,076
‫دیدی که نسبت به من داشتو تحمل کردم

1143
00:54:02,110 --> 00:54:05,845
‫تا این که یه روز ،خودم هم نمیدونم چی شد

1144
00:54:05,880 --> 00:54:08,549
‫یکی از کفش ها ــم رو برداشتم

1145
00:54:08,583 --> 00:54:11,718
‫البته یکی از اون پاشنه بلنداشو

1146
00:54:11,752 --> 00:54:15,089
‫و مستقیم کردم تو چشمش

1147
00:54:15,123 --> 00:54:19,493
‫شاید کور کردنش بهترین کاری که کردم نبود

1148
00:54:19,527 --> 00:54:25,231
‫ههم...ولی خی تو این قضیه
‫یه سری درسهایی هم هست

1149
00:54:25,265 --> 00:54:28,768
‫در مورد اینکه رو پای خودت واستی

1150
00:54:28,803 --> 00:54:34,140
‫درسی که من خیلی خوشحالم که یاد گرفتمش

1151
00:54:34,174 --> 00:54:36,375
‫تو در مورد من با دکتر مسترز صحبت کردی؟

1152
00:54:36,410 --> 00:54:39,044
‫اوه،اون هیچ وقت در مورد مریض هاش چیزی نمیگه

1153
00:54:39,079 --> 00:54:40,546
‫قسم میخورم.فقط فضولی کردم

1154
00:54:40,581 --> 00:54:43,082
‫در هر حال الان حس بهتری دارم

1155
00:54:43,117 --> 00:54:45,884
‫دکتر چیزایی بهم گفت که باعث شد حسم خوب باشه

1156
00:54:45,919 --> 00:54:48,854
‫چیز مفیدی بهت گفت؟

1157
00:54:50,257 --> 00:54:52,592
‫اون بهم گفت که اونی که نیاز به کمک داره خود منم

1158
00:54:52,626 --> 00:54:54,026
‫مثل همه ما ها

1159
00:54:54,060 --> 00:54:55,527
‫بعدش گفت

1160
00:54:55,561 --> 00:54:58,697
‫من بهت میگم تو چی نیستی رز

1161
00:54:58,732 --> 00:55:01,000
‫تو اون آدم بدی که تو وجودت هست نیستی

1162
00:55:03,202 --> 00:55:05,604
‫من اون آدم بد ــه نیستم

1163
00:55:09,609 --> 00:55:11,009
‫صبح میام خونه

1164
00:55:11,043 --> 00:55:13,445
‫یه اتفاقی پیش اومد که

1165
00:55:13,479 --> 00:55:15,514
‫میترسم اومدنم خیلی دیر بشه

1166
00:55:15,548 --> 00:55:17,415
‫میتونم شامتو برات گرم نگه دارم

1167
00:55:17,450 --> 00:55:19,584
‫نه،لیب
‫منتظر نمون

1168
00:55:19,619 --> 00:55:20,718
‫هممم..

1169
00:55:20,753 --> 00:55:22,587
‫همینجا یه چیزی میخورم

1170
00:55:22,622 --> 00:55:24,289
‫شاید بهتر باشه که یه کم بخوابی

1171
00:55:24,323 --> 00:55:28,159
‫اره،خیلی داغونم
‫صبح همدیگرو میبینیم،پس؟

1172
00:55:28,193 --> 00:55:29,861
‫اره تا صبح

1173
00:55:40,673 --> 00:55:42,906
‫ممکنه که دیر شده باشه

1174
00:55:42,940 --> 00:55:44,775
‫خب میدونی امروز یکی از اون روزای کوفتی بود

1175
00:55:44,809 --> 00:55:46,644
‫تازه کلی کارامم موندن

1176
00:55:46,678 --> 00:55:48,111
‫لازم نیست نگران باشی ویرجینیا

1177
00:55:48,146 --> 00:55:50,181
‫بچه  ها دیگه درست حسابی خوابیدن
‫دیگه میتونم یه ذره بشینم

1178
00:55:50,215 --> 00:55:51,982
‫کلی درس دارم که باید انجام بدم

1179
00:55:52,016 --> 00:55:54,084
‫خب،واقعاً ازت ممنونم،پم

1180
00:55:54,118 --> 00:55:55,486
‫شما برید به کاراتون برسید

1181
00:55:55,520 --> 00:55:56,687
‫اینجا همه چیز مرتب ــه

1182
00:56:54,894 --> 00:57:01,286
‫ترجمه و هماهنگی مهدی

1183
00:57:01,311 --> 00:57:03,311
‫ارائه ای دیگر از جهان زیرنویس
‫www.worldsubtitle.in

