‫﻿۱
00:00:01,092 --> 00:00:03,804
‫در این سریال دیده اید

2
00:00:03,806 --> 00:00:07,335
‫از اونجایی که نمیدونستم
‫کی قرار کارمو شروع کنم

3
00:00:07,337 --> 00:00:09,065
‫هنوز به لیلیان چیزی نگفتم

4
00:00:09,067 --> 00:00:11,477
‫گریت هاوس فکر میکنه که

5
00:00:11,479 --> 00:00:13,249
‫امکانش نیست که تو بیای به اون بیمارستان

6
00:00:13,251 --> 00:00:14,424
‫از دیدنت خوشحالم،بیل

7
00:00:14,426 --> 00:00:16,661
‫امیدوارم برخوردت با ایشون خوب باشه،باربارا

8
00:00:16,663 --> 00:00:17,802
‫چون این یکی

9
00:00:17,804 --> 00:00:19,639
‫از گان اسموک هم طرفداراش بیشترن
‫:--اشاره به شخصیت وسترن پر طرفدار آن زمان--:

10
00:00:19,641 --> 00:00:21,576
‫تو،عزیزم با یه فرشته ازدواج نکردی

11
00:00:21,578 --> 00:00:23,989
‫پس برات بهترــه که ۱۰۰ ها مایل از اون تحقیق
‫خودتو دور نگه داری

12
00:00:23,991 --> 00:00:26,289
‫امّا به صورت غیر رسمی
‫خیلی به اون چیزی که

13
00:00:26,291 --> 00:00:29,571
‫پشت اون درهای بسته اتفاق میفته علاقه دارم
‫خیلی خیلی

14
00:00:29,573 --> 00:00:31,647
‫این که سرطان تو کل بدن پخش بشه
‫همیشه ممکنه

15
00:00:31,649 --> 00:00:33,680
‫الان میدونم باید در مورد چی تحقیق کنم

16
00:00:33,682 --> 00:00:36,288
‫قصد دارم که این تحقیق رو به

17
00:00:36,290 --> 00:00:38,357
‫کس دیگه ای بسپرم
‫کسی که بتونه تا آخرش تلاش کنه

18
00:00:38,359 --> 00:00:39,461
‫تو عقیمی

19
00:00:39,463 --> 00:00:40,862
‫و هنوز هم که هنوزه داری تو درمان نازایی شرکت میکنی

20
00:00:40,864 --> 00:00:42,371
‫این مشکل من نیست

21
00:00:42,373 --> 00:00:44,947
‫تا اونجایی که میدونم،کار جدیدت به صفرهایی که

22
00:00:44,949 --> 00:00:46,654
‫شوهر من روی اون چک انداخته بستگی داره

23
00:00:46,656 --> 00:00:48,289
‫کل کارکنان بیمارستان توجه کنن

24
00:00:48,291 --> 00:00:51,299
‫دکتر آستین لانگهام
‫تمام دو ماه گذشته رو

25
00:00:51,301 --> 00:00:54,340
‫در حال زنا کردن
‫با خواهر زنش بوده

26
00:00:54,342 --> 00:00:55,709
‫فکر میکردم که اینکه بچه دار شیم

27
00:00:55,711 --> 00:00:57,143
‫میتونه برامون معجزه کنه

28
00:00:57,145 --> 00:00:59,916
‫میدونستم که شوهرم درمودر بچه ها زیاد راحت نیست

29
00:00:59,918 --> 00:01:02,823
‫کی تا حالا شنیده که یه مرد بالغ از بچه خودش بترسه؟

30
00:01:02,825 --> 00:01:04,627
‫من فکر میکنم
‫تو در مورد چیزی که بین ما اتفاق افتاده

31
00:01:04,629 --> 00:01:05,868
‫داری اشتباه میکنی

32
00:01:05,870 --> 00:01:08,103
‫در واقع ما باهم رابطه خاصی نداشتیم

33
00:01:08,105 --> 00:01:10,076
‫هرگز هم اینطور نبوده
‫من یه مرد متأهل خوشبختم

34
00:01:10,078 --> 00:01:11,318
‫این که کارمون رو ادامه بدیم فکر خوبیــه

35
00:01:11,320 --> 00:01:14,922
‫ولی تنها در صورتی که تو کاملاً شرایط رو متوجه باشی

36
00:01:14,924 --> 00:01:16,395
‫موافقم

37
00:01:59,167 --> 00:02:01,889
‫ترجمه از مهدی
‫کاری دیگر از جهان زیرنویس

38
00:02:04,531 --> 00:02:06,502
‫اکر فقط سکس رو وسیله ازدیاد نسل در نظر بگیریم

39
00:02:06,504 --> 00:02:08,607
‫پس مشخصاً با پایان دوران باروری

40
00:02:08,609 --> 00:02:09,876
‫میبایست غرایض جنسی هم از بین برن

41
00:02:09,878 --> 00:02:11,814
‫هر چند که فروید همچنان اعتقاد داره که

42
00:02:11,816 --> 00:02:13,511
‫یائسگی باعث شهوتی تر شدن زن میشه

43
00:02:13,513 --> 00:02:16,017
‫خب،طبق معمول دکتر فروید هیچ داده تجربی برای

44
00:02:16,019 --> 00:02:17,154
‫تأیید نظریه هاش ارائه نمیده

45
00:02:17,456 --> 00:02:19,359
‫هرچند که همه حرف هاش هم اشتباه نیست

46
00:02:19,361 --> 00:02:20,655
‫داده ها نشان میدن که

47
00:02:20,657 --> 00:02:24,002
‫زنهای بالای ۵۰ سال از لحاظ بدنی تغییراتی رو احساس میکنن

48
00:02:24,004 --> 00:02:27,140
‫نیاز به تحریک بیشتری دارن تا دچار خیسی در ناحیه تناسلی بشن

49
00:02:27,142 --> 00:02:30,078
‫در زمان ارگاسم عضلات واژنشون کمتر منقبض میشه

50
00:02:30,080 --> 00:02:32,448
‫کی تونستی به اطلاعات شرکت کنندگان نگاه بندازی؟

51
00:02:32,450 --> 00:02:34,144
‫فقط اونایی که نمونه گیری ساده داشتن

52
00:02:35,920 --> 00:02:38,088
‫پس دوباره تحقیق رو شروع کردی

53
00:02:38,090 --> 00:02:39,552
‫بله،البته
‫بدون من

54
00:02:39,554 --> 00:02:40,887
‫من هر کاری که میتونستم انجام دادم،ویرجینیا؟

55
00:02:40,889 --> 00:02:43,056
‫هییت مدیره زیاد از مهارت های تو قانع نشدن

56
00:02:43,058 --> 00:02:45,100
‫هوم،من نمیفهمم

57
00:02:45,102 --> 00:02:47,738
‫سعی کن از منظر اونا نگاه کنی

58
00:02:47,740 --> 00:02:50,011
‫تجربیات محدود
‫بدون تحصیلات بلند پایه

59
00:02:50,013 --> 00:02:51,645
‫من که سعی کردم درس بخونم

60
00:02:51,647 --> 00:02:53,678
‫سعی کردی
‫ولی نتونستی کار خاصی بکنی

61
00:02:53,680 --> 00:02:55,750
‫به جاش با من بودن رو انتخاب کردی
‫من کارم رو انتخاب کردم

62
00:02:55,752 --> 00:02:58,658
‫ویرجینیا،تو فکر میکنی که همش فقط تو کار خلاصه میشه؟

63
00:02:58,660 --> 00:03:00,123
‫من همیشه واقعیت رو میدونستم

64
00:03:00,125 --> 00:03:03,669
‫و این که تجربیات تو در چه سطحی هستند
‫ولی واقعاً متاسفم

65
00:03:03,671 --> 00:03:06,366
‫ولی تو فقط باید خودت رو سرزنش کنی نه کس دیگه

66
00:03:06,368 --> 00:03:08,374
‫چرا؟

67
00:03:08,376 --> 00:03:09,942
‫برای شروع بدت؟

68
00:03:09,944 --> 00:03:15,019
‫جلوی شغلت نوشتی
‫خانه دار

69
00:03:25,003 --> 00:03:26,003
‫بیدار شدی

70
00:03:28,477 --> 00:03:29,508
‫چقدر خوابیدم؟....

71
00:03:29,510 --> 00:03:31,005
‫شاید،یه ساعت

72
00:03:31,007 --> 00:03:33,139
‫یک ساعت؟
‫چرا بیدارم نکردی؟

73
00:03:33,141 --> 00:03:35,409
‫به نظر میومد که شدید نیاز به خواب داشتی

74
00:03:35,411 --> 00:03:37,850
‫میدونستی که با دهن باز میخوابی

75
00:03:37,852 --> 00:03:39,179
‫مثل یه بچه کوچولو؟

76
00:03:39,181 --> 00:03:41,482
‫نباید اینجا بخوابیم

77
00:03:41,484 --> 00:03:43,651
‫یا چیزی بخونیم
‫تعطیلات نیست که

78
00:03:43,653 --> 00:03:45,520
‫من به پرستار گفتم تا ۱۰:۰۰ میرم خونه

79
00:03:45,522 --> 00:03:47,751
‫تازه ۹:۱۵ــست
‫ما هنوزم وقت

80
00:03:47,753 --> 00:03:49,423
‫لطفاً پاشو لباساتو بپوش

81
00:03:49,425 --> 00:03:52,256
‫یادت نرفته که باید فایل های تحقیق رو از صندوق عقب
‫ماشینم برداریم؟

82
00:03:58,260 --> 00:04:00,164
‫اوه،خداحافظ،سیلکی

83
00:04:00,166 --> 00:04:03,466
‫و لطفاً کاری نکن که دوباره
‫چیزی پست سرت بگم

84
00:04:03,468 --> 00:04:04,601
‫هر وقت تونستی بیا اینجا

85
00:04:04,603 --> 00:04:06,969
‫خداحافظ آقای تامپسون

86
00:04:06,971 --> 00:04:09,537
‫نمیخواید منو تا دم در
‫همراهی کنید؟

87
00:04:17,914 --> 00:04:20,852
‫آقای تامپسون
‫همسرم منظوری نداشتند

88
00:04:20,854 --> 00:04:23,220
‫ما ۲۵ ساله که
‫با هم ازدواج کردیم

89
00:04:23,222 --> 00:04:24,956
‫شما که نمیخواید منو با تیر بزنید

90
00:04:24,958 --> 00:04:26,621
‫چرا باید اینکارو کنم؟

91
00:04:26,623 --> 00:04:28,790
‫اگر از ازدواجتون خسته شدید
‫باید به خودتون شلیک کنید

92
00:05:00,724 --> 00:05:03,594
‫یه مقدار به هم ریخته هست
‫ولی همشون اینجاست

93
00:05:04,096 --> 00:05:07,358
‫فرمهای تنفس،داده های اصلی
‫و داده های سکس

94
00:05:07,360 --> 00:05:09,397
‫من میتونم از اینا یه روز دیگه استفاده کنم

95
00:05:09,399 --> 00:05:13,334
‫باربارا داره سعی میکنه که همه چیز رو دسته بندی کنه

96
00:05:13,336 --> 00:05:14,670
‫هنوز چیزی معلوم نیست؟

97
00:05:14,672 --> 00:05:16,702
‫اوه،خب تلفن همینجوری زنگ میخوره

98
00:05:16,704 --> 00:05:18,143
‫من با ۷ تا از شرکت کننده ها

99
00:05:18,145 --> 00:05:21,245
‫فردا قرار دارم
‫و البته ۶ تا هم پس فردا

100
00:05:21,247 --> 00:05:23,676
‫منظورم خبری از طرف گریت هاوس بود

101
00:05:23,678 --> 00:05:25,275
‫در مورد حضورم تو تحقیق

102
00:05:25,277 --> 00:05:30,545
‫هم،خب اون نمیتونه تا زمانی که

103
00:05:30,547 --> 00:05:31,785
‫هییت مدیره اجازه نداده
‫بهم اجازه بده که استخدامت کنم

104
00:05:31,787 --> 00:05:33,914
‫اصلاً بهشون در مورد من چیزی گفته؟

105
00:05:33,916 --> 00:05:36,418
‫سعی میکنم اطمینان پیدا کنم که اینکار رو کرده

106
00:05:38,556 --> 00:05:39,754
‫تو باید ماشینتو بیاری اینجا

107
00:05:39,756 --> 00:05:41,055
‫تا بتونیم اینارو جا به جا کنیم

108
00:05:41,057 --> 00:05:42,390
‫خب،شاید بهتر باشه فعلاً پیش خودا باشن

109
00:05:42,392 --> 00:05:45,559
‫یکی باید اونارو...یه جوری منظم کنه

110
00:05:45,561 --> 00:05:47,356
‫من تصور میکردم که

111
00:05:47,358 --> 00:05:49,260
‫کسی که میگی منشی ــته باید این کار رو بکنه

112
00:05:49,262 --> 00:05:50,597
‫اوه،باربارا به سختی میتونه به صورت الفبایی
‫چیزی رو مرتب کنه

113
00:05:50,599 --> 00:05:52,702
‫جدا از این
‫تو بهتر از هر کس دیگه میدونی

114
00:05:52,704 --> 00:05:54,438
‫که جای هر چیزی کجاست

115
00:05:54,440 --> 00:05:57,668
‫م..من ازت میخوام که همچنان با این کار مرتبط باشی

116
00:05:57,670 --> 00:06:01,139
‫خب م..من نمیتونم به عنوان محقق کار کنم

117
00:06:01,141 --> 00:06:04,871
‫ولی چه بهتر که بتونم تو اوقات فراقتم
‫کارای منشی ها رو انجام بدم

118
00:06:04,873 --> 00:06:06,375
‫ویرجینیا،من همونقدر که تو ناراحتی

119
00:06:06,377 --> 00:06:07,512
‫از این شرایط ناراضی هستم

120
00:06:07,514 --> 00:06:11,543
‫تو
‫تو قرص های رژیمی مصرف میکنی؟

121
00:06:11,545 --> 00:06:13,414
‫میفروشموشون

122
00:06:13,416 --> 00:06:15,150
‫داری برای کسی نگهشون میداری؟

123
00:06:15,152 --> 00:06:16,614
‫نه، میفروشموشون

124
00:06:16,616 --> 00:06:18,781
‫اگر قرار باشه از تحقیق پولی گیرم نیاد

125
00:06:18,783 --> 00:06:20,788
‫به سختی حتّی میتونم اجاره خونم رو بدم

126
00:06:20,790 --> 00:06:23,421
‫منم نیاز دارم که زندگی کنم،بیل

127
00:06:42,006 --> 00:06:45,339
‫امروز صبح داشتیم رانندگی میکردیم

128
00:06:45,341 --> 00:06:48,745
‫و اونجا بود که پارکبان بهم گفت
‫صبح به خیر خانوم مورتی

129
00:06:48,747 --> 00:06:53,015
‫و خب قشنگ یه دقیقه طول کشید تا بفهمم
‫منظورش من بودم

130
00:06:53,017 --> 00:06:56,445
‫من ظورم اینه که،تو کل زندگیتو
‫به عنوان بتی دیملو این ور اونور رفتی

131
00:06:56,447 --> 00:06:58,211
‫و فرداش ،یهو ازدواج میکنی

132
00:06:58,213 --> 00:07:01,183
‫و یه نفر با یه اسم دیگه صدات میکنه

133
00:07:01,185 --> 00:07:02,952
‫مثل این میمونه که به طور ناگهانی

134
00:07:02,954 --> 00:07:07,152
‫من شروع کنم بهت بگم
‫دکتر لیپشیتز

135
00:07:07,154 --> 00:07:08,151
‫خانوم مورتی

136
00:07:08,153 --> 00:07:10,149
‫میدونی ،مثل این میمونه که

137
00:07:10,151 --> 00:07:12,122
‫که دارم تظاهر میکنم کسی هستم که
‫نیستم

138
00:07:12,124 --> 00:07:15,317
‫میدونی که منظورم چیه؟

139
00:07:20,561 --> 00:07:22,465
‫اونا پیشنهاد اشتراک رایگان دادن

140
00:07:22,467 --> 00:07:23,560
‫به این نتیجه رسیدم که
‫چرا که نه؟

141
00:07:23,562 --> 00:07:25,494
‫امّا بعدش چشمم به این مقاله خورد

142
00:07:25,496 --> 00:07:28,964
‫بچه دار شدن برای  یه مرد میتونه خیلی  تکان دهنده باشه

143
00:07:28,966 --> 00:07:31,833
‫جون میترسه خونش تبدیل به

144
00:07:31,835 --> 00:07:33,664
‫یه زمین بازی کودکانه بشه

145
00:07:33,666 --> 00:07:36,663
‫کثیف،شلوغ

146
00:07:36,665 --> 00:07:38,333
‫همه جا بو میده

147
00:07:38,335 --> 00:07:40,300
‫که این حرکت بیل رو وقتی که از در میاد تو

148
00:07:40,302 --> 00:07:42,099
‫و اولین کاری که میکنه اینه که
‫قنداق های کثیف رو میبره بیرون توحیه میکنه

149
00:07:43,541 --> 00:07:48,143
‫همینطور این رو هم نشون میده که چرا بیل میخواد
‫وقتی میاد خونه همه چیز آروم باشه

150
00:07:48,145 --> 00:07:50,940
‫منظم و بدون تغییر

151
00:07:50,942 --> 00:07:52,643
‫هیچ شیشه ای روی اُپن نباشه

152
00:07:52,645 --> 00:07:55,042
‫پستونکا رو مبل نباشن

153
00:07:55,044 --> 00:07:57,514
‫به همین دلیلــه که امروز خیلی مهمه

154
00:07:57,516 --> 00:07:59,283
‫منظورم اینه که،میدونم این میتونه
‫یه ضیافت نهار خیلی احمقانه باشه

155
00:07:59,285 --> 00:08:02,522
‫ولی اونا همسرای همکارهای جدید بیل هستند

156
00:08:02,524 --> 00:08:04,154
‫اگر همه چیز خوب پیش بره

157
00:08:04,156 --> 00:08:07,165
‫اونا میتونن روی شوهراشون تأثیر مثبت بذارن

158
00:08:07,167 --> 00:08:10,426
‫که میتونه به بیل کمک کنه همونجور که تو خونه راحته
‫سر کار هم راحت باشه

159
00:08:10,428 --> 00:08:13,958
‫اون لیوان یه بار مصرف نیسک که گذاشتی رو چیزش؟

160
00:08:15,033 --> 00:08:16,167
‫این کلکیه که

161
00:08:16,169 --> 00:08:18,060
‫موقع عوض کردن قنداق از مادرم یاد گرفتم

162
00:08:18,062 --> 00:08:19,625
‫اگر حواست به پسرا نباشه
‫چشمتو از دست میدی

163
00:08:21,298 --> 00:08:23,329
‫شاید باید قبل از اینکه
‫میذاشتم روش ازتون میرپسیدم

164
00:08:23,331 --> 00:08:26,306
‫میپرسیدی
‫قبل از اینکه میذاشتی روش

165
00:08:26,308 --> 00:08:29,199
‫قبلاً که در موردش حرف زده بودیم،یادته؟
‫:--در مورد اشتباه گفتن کلمات--:

166
00:08:29,201 --> 00:08:31,335
‫نگران نباش
‫یاد میگیری

167
00:08:34,514 --> 00:08:36,776
‫ما باید در مورد سرطان سینه یه
‫بسته اطلاعاتی درست کنیم

168
00:08:36,778 --> 00:08:39,146
‫که دکتر پاپانیکولو با خودش به فلوریدا ببره

169
00:08:39,148 --> 00:08:41,112
‫هفته پیش یکی درست کردم

170
00:08:43,183 --> 00:08:45,182
‫چندین ...نمونه بسته اطلاعاتی

171
00:08:45,184 --> 00:08:47,720
‫حداقل سه یا چهار تا
‫کار از محکم کاری عیب نمیکنه

172
00:08:47,722 --> 00:08:51,020
‫چهار تا به نظرم منطقی ــه
‫تو چی فکر میکنی؟

173
00:08:51,022 --> 00:08:52,691
‫اون فقط سالی یه بار اونم برای

174
00:08:52,693 --> 00:08:53,989
‫کنفرانس تالبرگ به سنت لوییس میاد

175
00:08:53,991 --> 00:08:57,258
‫چایی رو ترجیه میدن یا قهوه؟

176
00:08:57,260 --> 00:09:00,895
‫چایی...
‫با خامه و یه کمی...

177
00:09:00,897 --> 00:09:02,399
‫یه کمی...

178
00:09:02,401 --> 00:09:04,765
‫کره
‫وشکر که...

179
00:09:04,767 --> 00:09:06,061
‫قند

180
00:09:07,334 --> 00:09:08,902
‫تو دیگه خیلی نسبت به فردا نگرانی

181
00:09:08,904 --> 00:09:10,607
‫همه دنیا درمان سرطان سینه رو

182
00:09:10,609 --> 00:09:12,808
‫با دکتر پاپانیکولو میشناسن

183
00:09:12,810 --> 00:09:15,473
‫خب معلوم شد چرا میخوای
‫اونو تحت تأثیر قرار بدی

184
00:09:15,475 --> 00:09:17,979
‫من سعی نمیکنم هیچ کس رو تحت تآثیر قرار بدم

185
00:09:17,981 --> 00:09:19,651
‫دکتر پاپانیکولو تو این رشته

186
00:09:19,653 --> 00:09:22,112
‫از هر نظر حرف اول رو میزنه
‫همین

187
00:09:22,114 --> 00:09:25,918
‫حمایت ایشون از کارمون میتونه تأثیر همه جانبه ای
‫روی آیندمون بذاره

188
00:09:25,920 --> 00:09:29,787
‫مخصوصاً برای تو
‫اگر که بخوای تو این کار بمونی

189
00:09:29,789 --> 00:09:33,188
‫دی پاول،لیلیان؟

190
00:09:41,464 --> 00:09:42,661
‫جامو نگه دار

191
00:10:25,366 --> 00:10:26,839
‫چند وقته اینجا کار میکنید؟

192
00:10:26,841 --> 00:10:29,205
‫مارچ که بیاد میشه سه سال

193
00:10:29,207 --> 00:10:31,573
‫منم تو بیمارستان موترنیتی کار میکنم

194
00:10:31,575 --> 00:10:32,573
‫اوه.دوستم پگی هم اونجا کار میکرد

195
00:10:32,575 --> 00:10:33,677
‫اینا رو دوست داری؟

196
00:10:33,679 --> 00:10:35,309
‫راست ــشو بگم؟

197
00:10:35,311 --> 00:10:38,243
‫فشار کار تو یه بیمارستان...

198
00:10:38,245 --> 00:10:42,113
‫بعضی روزا دلم میخواست
‫هر چی میتونم کیک شکلاتی بخورم

199
00:10:42,115 --> 00:10:43,712
‫میفهمم چی میگی

200
00:10:43,714 --> 00:10:46,246
‫ما باید اینا رو برای جلوگیری از حالت تهوع به بیمارا بدیم
‫:--تهوع یکی از علائمی است که بعد از عکس برداری با اشعه ایکس اتفاق میفته--:

201
00:10:46,248 --> 00:10:48,686
‫میتونم تصور کنم که

202
00:10:48,688 --> 00:10:51,316
‫بین این همه آدم که کلی درد و مشکل دارن
‫چه قدر سخت میتونه باشه

203
00:10:51,318 --> 00:10:53,957
‫مخصوصاً که همه اینقدر لاغر باشن
‫:--یعنی چیزی نمیخورن از اون آبنباتها--:

204
00:10:53,959 --> 00:10:56,590
‫من رژیم گریپ فروت رو قبلاً امتحان کردم

205
00:10:56,592 --> 00:10:58,495
‫تنها کاری که کرد این بود که کل بدنم پر لک شده بود
‫:--ترجمه یعنی این--:

206
00:10:58,497 --> 00:11:00,696
‫این مشکلی ــه که تو همه رژیمهای چربی سوز هستند

207
00:11:00,698 --> 00:11:02,801
‫بهت قول ماه و ستاره میدن
‫:--به این معنی که در باغ سبز نشون میدن--:

208
00:11:02,803 --> 00:11:05,136
‫ولی چیزی که دست آخر نسیبت میشه اینه که
‫همیشه گرسنه هستی

209
00:11:05,138 --> 00:11:08,944
‫برای همین بود که من شروع به استفاده از
‫کال-او-متریک کردم

210
00:11:11,545 --> 00:11:14,079
‫ما قرارــه که با همون شیوه ای که قبلاً هم وقتی

211
00:11:14,081 --> 00:11:17,274
‫شما در دانشگاه واشنگتن تشریف میاوردید کار کنیم

212
00:11:17,276 --> 00:11:18,974
‫ولی من باید به همسرم چی بگم؟

213
00:11:18,976 --> 00:11:20,341
‫قبلاً به ایشون چی میگفتید؟

214
00:11:20,343 --> 00:11:22,108
‫که دو تا دکتر هستند

215
00:11:22,110 --> 00:11:23,444
‫و البته یکی از اون دو نفر هم خانم ــه

216
00:11:23,446 --> 00:11:25,878
‫تنها دلیلی که اون بهم اجازه میداد همین بود،دکتر مسترز

217
00:11:25,880 --> 00:11:30,019
‫عذر میخوام ولی اگر که قرار باشه فقط شما اونجا باشید

218
00:11:30,021 --> 00:11:34,588
‫و منو تماشا کنید....شرمنده

219
00:11:38,829 --> 00:11:40,261
‫بخشی از تحقیق بود؟

220
00:11:40,263 --> 00:11:41,565
‫دیگه نیست

221
00:11:41,567 --> 00:11:43,797
‫اوه،چه بد

222
00:11:43,799 --> 00:11:45,635
‫بله
‫و بدون خانم جانسون

223
00:11:45,637 --> 00:11:47,837
‫میتونیم خیلی راحت بشینیم و تماشا کنیم که
‫داوطلبهای خیلی خوبمون

224
00:11:47,839 --> 00:11:49,238
‫از شرکت در تحقیق انصراف میدن

225
00:11:49,240 --> 00:11:51,775
‫حضور خانم جانسون تو این بخش از تحقیق خیلی ضروری ــه

226
00:11:51,777 --> 00:11:53,678
‫کس دیگه ای نمیتونه
‫به اونا حس راحتی رو القا کن...

227
00:11:53,680 --> 00:11:55,477
‫بیل،فهمیدم

228
00:11:55,479 --> 00:11:57,810
‫من و تو خیلی وقت که تو این کار هستیم

229
00:11:57,812 --> 00:12:00,113
‫تو به نقطه قابل اتّکا توی رشته ــت رسیدی

230
00:12:00,115 --> 00:12:01,976
‫که دیگه همه چیز داشت برات عادی میشد

231
00:12:01,978 --> 00:12:05,016
‫مثل این بود که هر چقدر هم که دیر به دیر زایمان  رو انجام میدادی
‫:--از کلمه ای استفاده کرد که نمیشدترجمه کرد--:

232
00:12:05,018 --> 00:12:06,382
‫بازم برات زود بود

233
00:12:06,384 --> 00:12:09,854
‫پس ،یه تحقیق سکسی رو شروع کردی
‫یه دستیار تحقیق استخدام کردی

234
00:12:09,856 --> 00:12:13,656
‫حضور خانم جانسون برای این تحقیق واجب ـــه

235
00:12:13,658 --> 00:12:16,526
‫شاید برای تو باشه
‫ولی از نظر هییت مدیره اینجوری نیست

236
00:12:16,528 --> 00:12:18,430
‫اون..همم فقط به درد منشی طبقه بندی فایلها میخوره

237
00:12:18,432 --> 00:12:21,627
‫چیزا همیشه اونجوری که به نظر میان نیستن
‫هستن؟

238
00:12:21,629 --> 00:12:24,725
‫محض نمونه باربارا به نظر نمیاد که حتی

239
00:12:24,727 --> 00:12:26,462
‫موارد اولیه منشی گری رو هم بدونه

240
00:12:26,464 --> 00:12:30,196
‫ولی ظاهراً
‫اون..برای تو خیلی اهمیت داره

241
00:12:32,227 --> 00:12:33,466
‫من فقط میخوام

242
00:12:33,468 --> 00:12:35,803
‫که خانم جانسون به این تحقیق برگرده

243
00:12:35,805 --> 00:12:39,866
‫اون خیلی برای این کار
‫با اهمیت ــه

244
00:12:42,338 --> 00:12:44,809
‫من این مطلب رو فردا تو دیدارم
‫با هییت مدیره مطرح میکنم

245
00:12:44,811 --> 00:12:45,776
‫بذار ببینیم اونا چطور فکر میکنن

246
00:13:08,791 --> 00:13:11,960
‫چیه؟
‫غذاهای خوشمزه شون تموم شده بود؟

247
00:13:11,962 --> 00:13:16,159
‫میدونی،پارسال ،وقتی که از تحقیق کنار کشیدی

248
00:13:16,161 --> 00:13:18,094
‫از خودم پرسیدم:چرا؟

249
00:13:18,096 --> 00:13:21,502
‫چرا ویرجینیا باید کاری رو که دوست داره ول کنه

250
00:13:21,504 --> 00:13:22,800
‫تا دوباره بره خاطرات تایپ کنه
‫:--کار دم دستی--:

251
00:13:22,802 --> 00:13:24,869
‫نیازی نیست که اشاره کنم
‫"چرا بیل گذاشت بره؟"

252
00:13:24,871 --> 00:13:28,107
‫داری در چه مورد حرف میزنی،آستین؟

253
00:13:28,109 --> 00:13:31,538
‫خب دارم فکر میکنم
‫چی رابطه ها رو پیچیده میکنه

254
00:13:31,540 --> 00:13:35,145
‫چی دو نفر رو از هم جدا میکنه

255
00:13:36,547 --> 00:13:39,418
‫الیس الان داره با مادرش

256
00:13:39,420 --> 00:13:42,555
‫بعد از رودخانه آلتون زندگی میکنه

257
00:13:42,557 --> 00:13:44,952
‫پس وقتی که نوبت من بشه که
‫یه شب رو با بچه ها بگذرونم

258
00:13:44,954 --> 00:13:46,855
‫میرم آلتون که برشون دارم

259
00:13:46,857 --> 00:13:51,482
‫بعد با خودم ببرمشون به هتل سلطنتیـ ـه پارک پلازا

260
00:13:51,484 --> 00:13:56,154
‫دیشب اونجا دیدمتون با بیل

261
00:13:56,156 --> 00:13:59,626
‫خب
‫بهتر بود یه سلامی میکردی

262
00:13:59,628 --> 00:14:02,225
‫میتونستیم همه با هم بریم
‫یه چیزی بخوریم

263
00:14:04,930 --> 00:14:10,005
‫منو بیل تصمیم گرفتیم یه قدم به جلو برداریم
‫و تحقیمون رو انتشار بدیم

264
00:14:10,007 --> 00:14:12,972
‫خب،الان هنوز تو مراحل اول کار هستیم

265
00:14:12,974 --> 00:14:15,978
‫داده ها رو منظم کنیم
‫نوشته ها رو شماره گذاری میکنیم

266
00:14:15,980 --> 00:14:18,046
‫واضح ــه که بیل اینجا زیاد خواهان نداره

267
00:14:18,048 --> 00:14:19,812
‫و نمیتونه تو این بیمارستان کار کنه

268
00:14:19,814 --> 00:14:23,255
‫و تا دیر وقت هم که نمیشه تو خونش
‫اونم با یه بچه تازه وارد کار کرد

269
00:14:23,257 --> 00:14:26,157
‫البته که تو خونه من هم نمیتونیم

270
00:14:26,159 --> 00:14:29,229
‫در مورد سکس جلوی بچه هام کار کنیم
‫پس تصمیم گرفتیم بریم به هتل

271
00:14:31,495 --> 00:14:33,427
‫پس چرا از همون اوّل بی خیال کار کردن باهاش شدی؟

272
00:14:35,666 --> 00:14:36,992
‫بیل فکر میکرد

273
00:14:36,994 --> 00:14:39,630
‫که ما آمادگی ارئه کار رو به هیئت علمی داریم

274
00:14:39,632 --> 00:14:42,259
‫ولی من عقیده داشتم ما حالا حالاها باید اونا رو برای

275
00:14:42,261 --> 00:14:44,163
‫چیزی که باید بشنون و ببینن آماده کنیم

276
00:14:44,165 --> 00:14:46,970
‫اینکه یه وازن رو جلوی روشون ببینن که

277
00:14:48,268 --> 00:14:49,602
‫داره تحریک میشه

278
00:14:49,604 --> 00:14:53,243
‫پس سر این قضیه با هم یه درگیری شدید داشتیم
‫و من کنار کشیدم

279
00:14:54,475 --> 00:14:57,072
‫و بعد از اون افتضاحی که موقع ارائه کار پیش اومد

280
00:14:57,074 --> 00:14:59,713
‫بیل فهمید که اشتباه کرده بود
‫ومعذرت خواهی کرد

281
00:14:59,715 --> 00:15:01,544
‫و ازم درخواست کرد که برگردم سر کارم

282
00:15:01,546 --> 00:15:03,615
‫همین؟

283
00:15:03,617 --> 00:15:06,120
‫بله،همین

284
00:15:15,334 --> 00:15:16,564
‫و ما بچه ها رو برداشتیم

285
00:15:16,566 --> 00:15:18,564
‫که یک شب با موزیک پریستون رو ببینیم

286
00:15:19,670 --> 00:15:21,635
‫اوه،من شنیدم خیلی جالبه

287
00:15:21,637 --> 00:15:23,201
‫ولقعاً هست
‫اوه!

288
00:15:23,203 --> 00:15:25,838
‫اوه!من که تا حالا نتونستم بیل رو بکشونم
‫به موزیک برودوی

289
00:15:25,840 --> 00:15:28,573
‫اون احتمالاً وقتی قسمتای آرومش برسه

290
00:15:28,575 --> 00:15:29,701
‫مجله ای رو که در مورد رحم باشه رو میخونه

291
00:15:31,775 --> 00:15:33,206
‫راستی تو بیمارستان جدید چطوره؟راحت هست؟

292
00:15:33,208 --> 00:15:34,741
‫اوه،دیگه از این بیشتر نمیتونه خوشحال باشه

293
00:15:34,743 --> 00:15:39,644
‫اون تحقیق... چطور؟
‫اونم هنوز ادامه داره؟

294
00:15:39,646 --> 00:15:41,448
‫شرط میبندم تو همه چیزشو میدونی

295
00:15:41,450 --> 00:15:43,342
‫اوه...
‫لیبی،برامون بگو

296
00:15:43,344 --> 00:15:45,381
‫بهترین چیزی که تونستی

297
00:15:45,383 --> 00:15:46,809
‫از این تحقیق به دست بیاری رو برامون بگو

298
00:15:46,811 --> 00:15:49,008
‫اوه...

299
00:15:49,010 --> 00:15:53,077
‫اوه،خب،هممم
‫اونقدر ها هم که میگن چیز خاصی نیست

300
00:15:53,079 --> 00:15:56,115
‫من که از نزدیک شاهدش بودم برام خیلی خسته کننده بود

301
00:15:56,117 --> 00:15:59,385
‫اون جدولا،گرافا و همه اون کاغذ بازی های مسخره

302
00:16:03,083 --> 00:16:04,385
‫مثل اینکه یه نفر از خواب بیدار شده

303
00:16:05,587 --> 00:16:07,393
‫اوه،خدای من

304
00:16:07,395 --> 00:16:10,488
‫این کوچولوی دوست داشتنی تمام مدت اینجا بوده؟

305
00:16:10,490 --> 00:16:14,156
‫اوه،خیلی خوشگله،لیبی

306
00:16:14,158 --> 00:16:17,396
‫به اونم خیلی میاد

307
00:16:17,398 --> 00:16:19,135
‫میتونم بقلش کنم؟
‫اوهوم

308
00:16:21,370 --> 00:16:22,937
‫آه

309
00:16:22,939 --> 00:16:26,175
‫از کجا یاد گرفتی با بچه ها اینقدر راحت باشی؟

310
00:16:26,177 --> 00:16:27,944
‫تو خیلی برای اینکار جوانی

311
00:16:27,946 --> 00:16:30,777
‫اوه،خب...مادرم وقتی که ۱۰ سالم بود
‫فوت شد و...من

312
00:16:30,779 --> 00:16:32,051
‫اوهوم

313
00:16:32,053 --> 00:16:33,586
‫مجبور بودم از برادرام مراقبت کنم

314
00:16:33,588 --> 00:16:36,847
‫ولی حتی  قبل از اونم یه برادر زاده داشتم
‫اسمش جوپلین بود

315
00:16:36,849 --> 00:16:38,486
‫کورال ،اونا که نخواستن داستان زندگیتو براشون بگی

316
00:16:38,488 --> 00:16:39,351
‫اون سوال فقط یه سوال مودبانه بود

317
00:16:39,353 --> 00:16:41,288
‫ایشون پسرید
‫:--باز اشتباه گفت--:

318
00:16:43,625 --> 00:16:46,928
‫یا من دارم عقلمو از دست میدم
‫یا اینکه

319
00:16:46,930 --> 00:16:50,400
‫یه چیزی داره تو موهاش حرکت میکنه

320
00:16:52,865 --> 00:16:54,902
‫تمام اطلاعات فروشم اونجاست

321
00:16:59,372 --> 00:17:02,573
‫این هفته بیش از ۴۰ دلار از اونا رو فروختم

322
00:17:02,575 --> 00:17:05,410
‫تقریباً دو برابر اون چیزی  که هفته پیش فروختم

323
00:17:05,412 --> 00:17:07,409
‫هممم
‫منو شگفت زده کردی واقعاً!!!

324
00:17:07,411 --> 00:17:10,773
‫در هر حال من این کارو بدون اینکه از

325
00:17:10,775 --> 00:17:11,973
‫شیوه شما پیروی کنم انجام دادم

326
00:17:11,975 --> 00:17:13,277
‫تعجبی هم نداره که آمارت اینقدر افتضاحه

327
00:17:13,279 --> 00:17:15,947
‫من احساس راحتی نمیکنم که

328
00:17:15,949 --> 00:17:17,347
‫همش بخوام از روی یه چیزی بخونم

329
00:17:17,349 --> 00:17:20,050
‫که عمداً داره سعی میکنه کاری کنه که
‫زنان خانه دار حس بدی نسبت به خودشون داشته باشن

330
00:17:20,052 --> 00:17:22,514
‫که البته زنانی که نسبت به خودشون حس خوبی داشته باشن

331
00:17:22,516 --> 00:17:28,694
‫از ما چیزی نمیخرن واین همه چیز رو...پیچیده میکنه

332
00:17:28,696 --> 00:17:30,998
‫گوش کن،اگر واقعاً میخوای تو این کار چیزی بشی

333
00:17:31,000 --> 00:17:32,261
‫اوه،نمیخوام
‫واو

334
00:17:32,263 --> 00:17:33,964
‫نمیخوام تو این کار چیزی بشم

335
00:17:33,966 --> 00:17:37,835
‫فروختن این قرصها شاید برای زنای خانه داری که میان تو دفترت

336
00:17:37,837 --> 00:17:40,539
‫فوق العاده باشه
‫ولی من خودم یه شغل دارم

337
00:17:40,541 --> 00:17:42,067
‫اوه
‫پس داری رویاهاتو دنبال میکنی

338
00:17:42,069 --> 00:17:43,604
‫بله

339
00:17:43,606 --> 00:17:46,845
‫درسته که الان تنها چیزی که من نیاز دارم اینه که
‫سودم زیاد بشه ولی

340
00:17:46,847 --> 00:17:51,184
‫تا حالا اسم ویلیام الویس سولان به گوشت خورده؟

341
00:17:51,186 --> 00:17:53,258
‫اون کال-او-متریک رو اختراع کرده؟

342
00:17:53,260 --> 00:17:56,393
‫اون کشف کرد که چطور میشه از فلاش تانک برای توالت استفاده کرد

343
00:17:56,395 --> 00:17:57,760
‫چی در موردش فکر میکنی؟

344
00:17:57,762 --> 00:18:00,127
‫فکر کردی هر روز صبح شاد و خرم از خواب پا میشد

345
00:18:00,129 --> 00:18:01,559
‫میرفت سر کار؟

346
00:18:01,561 --> 00:18:02,759
‫مطمئناً نه

347
00:18:02,761 --> 00:18:06,863
‫ولی وقتی که مرد خیلی پول دار بود

348
00:18:06,865 --> 00:18:09,300
‫پس،با تمام قوا برو دنبال رویاهات

349
00:18:09,302 --> 00:18:11,901
‫این آرمان خیلی خوبی برای زندگی ــه

350
00:18:11,903 --> 00:18:14,169
‫خیلی از مردم نمیتونن اینو درک کنن

351
00:18:14,171 --> 00:18:15,200
‫ولی کی میدونه؟

352
00:18:15,202 --> 00:18:19,300
‫شاید تو با بقیه فرق داشته باشی

353
00:18:33,944 --> 00:18:36,047
‫دیگه داشتم میگفتم صورت حساب رو بیارن

354
00:18:36,049 --> 00:18:37,247
‫فکر کردم نیمیای

355
00:18:37,249 --> 00:18:40,249
‫باید اطلاعات فروشم رو میدادم

356
00:18:40,251 --> 00:18:41,721
‫البتّه

357
00:18:41,723 --> 00:18:44,886
‫من نمیخوام کارمون تحت تأثیر
‫قرصهای رژیمی تو قرار بگیره

358
00:18:44,888 --> 00:18:47,652
‫آستین دیشب ما دو تا رو باهم دیده
‫که از اتاق اومدیم بیرون

359
00:18:47,654 --> 00:18:48,817
‫ظاهراً همسرش

360
00:18:48,819 --> 00:18:50,783
‫با مادرش تو آلتون زندگی میکنه

361
00:18:50,785 --> 00:18:53,451
‫پس وقتی که رفته بچه هاش رو برداشته
‫اومده به این هتل

362
00:18:53,453 --> 00:18:54,652
‫خدا

363
00:18:54,654 --> 00:18:56,858
‫مشکلی نیست
‫من جمعش کردم

364
00:18:56,860 --> 00:18:58,719
‫دیگه چی؟

365
00:18:58,721 --> 00:19:00,718
‫اگر کسی مثل آستین بتونه بیاد اینجا

366
00:19:00,720 --> 00:19:01,958
‫معنیش اینه که همه میتون بیان

367
00:19:01,960 --> 00:19:03,757
‫خوشبختانه،زیاد عجیب نیست که

368
00:19:03,759 --> 00:19:06,058
‫همکار ها با هم تو یه هتل بشینن و نوشیدنی بخورن

369
00:19:06,060 --> 00:19:07,592
‫ویرجینیا،من یه مرد متأهل هستم

370
00:19:07,594 --> 00:19:11,329
‫تو خوب میدونی که اگر این قضیه لو بره
‫چه اتفاقاتی که نمیفته

371
00:19:13,466 --> 00:19:15,326
‫میدونم

372
00:19:15,328 --> 00:19:18,430
‫این به این معنی نیست که

373
00:19:18,432 --> 00:19:21,237
‫الان رفتنمون به طبقه بالا بی احتیاطی ــه؟هست؟

374
00:19:28,546 --> 00:19:31,571
‫به هم ریخت ــست،میدونم

375
00:19:31,573 --> 00:19:33,782
‫توقع نداشتم که تو اینقدر زود بیای

376
00:19:33,784 --> 00:19:36,185
‫من،آه
‫امیدوارم که یه چیزی خورده باشی

377
00:19:36,187 --> 00:19:38,154
‫هنوز چیزی برای شام درست نکردم

378
00:19:41,229 --> 00:19:43,132
‫همه چیز درست میشه

379
00:19:43,134 --> 00:19:46,101
‫ما تو موهای جانی شپش پیدا کردیم

380
00:19:46,103 --> 00:19:47,502
‫ولی نگران نباش من یه کتاب از تو کتابخونت پیدا کردم
‫:--راه حل رو از اون کتاب پیدا کرده--:

381
00:19:47,504 --> 00:19:49,037
‫- خب ما باید همه چیز رو بشوریم...

382
00:19:49,039 --> 00:19:51,605
‫یعنی هر چیز ابریشمی و پشمی که تو خونه داریم
‫بعدش دیگه مشکلی نیست...

383
00:19:51,607 --> 00:19:52,773
‫بچه داره گریه میکنه

384
00:19:52,775 --> 00:19:54,405
‫میدونم داره گریه میکنه

385
00:19:54,407 --> 00:19:56,079
‫تمام روز رو داشت گریه میکرد

386
00:19:56,081 --> 00:19:57,912
‫من نمیتونم کاری کنم که دیگه گریه نکنه

387
00:20:00,015 --> 00:20:01,781
‫متأسفم
‫معذرت میخوام

388
00:20:01,783 --> 00:20:03,915
‫تو خودت کلی مشغله داری

389
00:20:03,917 --> 00:20:06,114
‫حالا هم که اون دختر ــه با خودش شپش آورده

390
00:20:06,116 --> 00:20:07,618
‫کورال؟
‫کی میتونه باشه؟

391
00:20:07,620 --> 00:20:09,986
‫من هیچوقت شپش نداشتم
‫تو هم همینطور

392
00:20:09,988 --> 00:20:12,122
‫همه کسایی که ما میشناسیمشون
‫هیچوقت شپش نداشتن

393
00:20:12,124 --> 00:20:14,394
‫نیازی نیست
‫که همه چیز رو بشوری

394
00:20:15,827 --> 00:20:18,664
‫لیبی،فقط باید لباس ها و پتو های بچه رو بشوری

395
00:20:18,666 --> 00:20:20,064
‫میتونی سرش رو با

396
00:20:20,066 --> 00:20:21,725
‫با اون شامپوهای طبی که تو همه سوپر مارکتا پیدا میشه
‫ماساژ بدی

397
00:20:21,727 --> 00:20:26,363
‫اونا فقط چند تا حشره بی آزار هستند

398
00:20:26,365 --> 00:20:28,897
‫ظرف یکی دو روز همشون میرن

399
00:20:28,899 --> 00:20:31,430
‫میبینی؟

400
00:20:31,432 --> 00:20:34,964
‫خیلی قشنگ تره وقتی که اینجور مسائل رو
‫با هم دیگه حل میکنیم

401
00:20:39,499 --> 00:20:43,070
‫من...همم ظرف پوشک بچه رو میبرم بیرون

402
00:20:49,468 --> 00:20:51,442
‫هدف اصلی کارمون اینه که

403
00:20:51,444 --> 00:20:53,505
‫از طریق یه برنامه سیستماتیک به پزشکان

404
00:20:53,507 --> 00:20:56,272
‫این امکان رو بده که بتونن درمان رو سریع تر شروع کنن

405
00:20:56,274 --> 00:20:59,650
‫همینطور...به ...به

406
00:20:59,652 --> 00:21:00,714
‫بیمارستان ها

407
00:21:00,716 --> 00:21:02,585
‫و در واقع
‫ما امیدواریم که بتونیم

408
00:21:02,587 --> 00:21:04,820
‫یه مرکز تحقیق برای همین کار
‫توی دانشگاه واشنگتن تأسیس کنیم

409
00:21:04,822 --> 00:21:06,692
‫که بتونه روش های جدیدی برای
‫پیش گیری و درمان

410
00:21:06,694 --> 00:21:08,492
‫سرطان رحمی رو فراهم کنه

411
00:21:08,494 --> 00:21:09,828
‫ولی خب این ایده برای سال های آینده به کار خواهد اومد

412
00:21:09,830 --> 00:21:12,657
‫من دارم برای خودم یه مرکز

413
00:21:12,659 --> 00:21:14,694
‫تحقیق در دانشگاه میامی نأسیس میکنم

414
00:21:14,696 --> 00:21:16,494
‫جداً
‫اوهوم

415
00:21:16,496 --> 00:21:17,494
‫چه قدر جالب

416
00:21:17,496 --> 00:21:18,630
‫اوه

417
00:21:21,167 --> 00:21:22,931
‫این یه نمونه آزمایشی

418
00:21:22,933 --> 00:21:25,195
‫ابزار نمونه گیری ماست
‫که قرار به زودی بیاد بیرون

419
00:21:25,197 --> 00:21:27,730
‫ما همچنین یه فیلم کتاه هم درش قرار دادیم

420
00:21:27,732 --> 00:21:30,200
‫ببخشید؟

421
00:21:30,202 --> 00:21:31,472
‫یه فیلم کتاه

422
00:21:31,474 --> 00:21:33,965
‫یه فیلم کوتاه درش قرار دادیم

423
00:21:35,302 --> 00:21:38,139
‫بله،یه فیلم کوتاه

424
00:21:38,141 --> 00:21:40,074
‫سوالی در این مورد ندارید؟

425
00:21:47,802 --> 00:21:48,840
‫هی،اه،دکتر؟

426
00:21:48,842 --> 00:21:50,167
‫برنامه ریزی کردی که

427
00:21:50,169 --> 00:21:52,503
‫هر روز صبح با من به این جا بیای

428
00:21:52,505 --> 00:21:55,340
‫یا این که زمین و فلک قصد دارن منو اذیت کنن؟

429
00:21:55,342 --> 00:21:57,739
‫در واقع ،ما منتظر موندیم تا اینکه
‫شما ماشینتونو پارک کردید

430
00:21:57,741 --> 00:21:59,778
‫روز به خیر!

431
00:21:59,780 --> 00:22:03,081
‫جنه اومده اینجا تا  اهدا منه

432
00:22:03,083 --> 00:22:04,408
‫خب، شما دیگه بیش از حد سخاوتمند هستید

433
00:22:04,410 --> 00:22:05,973
‫نه از اون اهدا ها

434
00:22:05,975 --> 00:22:08,642
‫همم
‫جنه بیچاره دیگه طاقتش تاق شده

435
00:22:08,644 --> 00:22:10,944
‫از این همه آزمایشاتی که ما داریم انجام میدیم

436
00:22:10,946 --> 00:22:13,647
‫اون همش میپرسه که پس کی قرار یه قدم بریم جلوتر؟

437
00:22:13,649 --> 00:22:14,878
‫یه قدم به کجا....؟

438
00:22:14,880 --> 00:22:16,150
‫خب،بتی میگه که شما کاراتون رو با
‫اون به خوبی انجام دادید

439
00:22:16,152 --> 00:22:18,749
‫ولی الان به
‫هممم...ترشحات من نیاز دارید

440
00:22:18,751 --> 00:22:20,053
‫ببخشید که فرنسویش رو گفتم

441
00:22:22,222 --> 00:22:24,593
‫مورتی آمادگیشو داری؟
‫بله

442
00:22:28,757 --> 00:22:30,155
‫روز به خیر ،دکتر مسترز

443
00:22:30,157 --> 00:22:32,194
‫بیتی،بتی من..؟
‫فکر میکنم بهتر باشه که

444
00:22:32,196 --> 00:22:33,530
‫نگران نباش
‫من خودم حلش میکنم

445
00:22:33,532 --> 00:22:34,995
‫اگر اجازه بدید چند لحظه...

446
00:22:34,997 --> 00:22:37,066
‫تو کاملاً میدونی اینجا باید
‫چه کار کنی عزیزم،اینطور نیست؟

447
00:22:37,068 --> 00:22:39,095
‫من فقط خیلی محتاط هستم
‫دوباره دارم تأکید میکنم

448
00:22:39,097 --> 00:22:40,430
‫خیله خوب،چیزایی که باید بخونی اینجاست

449
00:22:40,432 --> 00:22:42,103
‫تو حتی میتونی به اوا گاردنر هم فکر کنی
‫:--یکی از بزرگترین بازیگران زن تاریخ سینما--:

450
00:22:42,105 --> 00:22:43,766
‫دکتر مسترز،میتون چند لحظه

451
00:22:43,768 --> 00:22:45,038
‫خیلی خب،نمیخواد حالا زیاد خوش بگذرونید

452
00:22:45,040 --> 00:22:46,167
‫اگر اجازه بدید یه چیزی...

453
00:22:46,169 --> 00:22:47,974
‫باربارا،چی میخوای بگی؟

454
00:22:47,976 --> 00:22:49,437
‫دکتر گریت هاوس میخواستن بدونن که

455
00:22:49,439 --> 00:22:50,773
‫تحقیقتون امشب چه ساعتی شروع میشه

456
00:22:50,775 --> 00:22:53,476
‫تا بتونن خودشون رو برسونن؟

457
00:22:53,478 --> 00:22:55,181
‫۷:۰۰

458
00:22:55,183 --> 00:22:58,716
‫وای مطمئن شید که میدونن که امشب
‫رو چه بخشی تمرکز خواهیم داشت

459
00:22:58,718 --> 00:22:59,715
‫اوه،آه،بله

460
00:22:59,717 --> 00:23:02,451
‫ما با مردانی کار خواهیم کرد...

461
00:23:02,453 --> 00:23:04,682
‫غده پروستاتشون بزرگ شده باشه

462
00:23:04,684 --> 00:23:09,088
‫به صورت مشخص مردان پا به سنّی که
‫خودشون با دست کارشون رو میکنن

463
00:23:09,090 --> 00:23:10,288
‫خودشون...ببخشید

464
00:23:10,290 --> 00:23:11,719
‫جق زدن مردان مسّن!

465
00:23:14,655 --> 00:23:15,853
‫میدونم که میخوای بگی...

466
00:23:15,855 --> 00:23:17,260
‫برید توی دفترم
‫اوهوم

467
00:23:21,660 --> 00:23:23,362
‫اوه،من دیگه تقریباً کارم تموم شده

468
00:23:23,364 --> 00:23:24,667
‫فکر کنم چند دقیقه دیگه بتونم برم به بچه برسم

469
00:23:24,669 --> 00:23:25,932
‫یه چیزی هست که میخوام

470
00:23:25,934 --> 00:23:27,405
‫در موردش باهات صحبت کنم

471
00:23:27,407 --> 00:23:30,204
‫همم،ازت میخوام که امشب از این استفاده کنی

472
00:23:30,206 --> 00:23:31,705
‫این چی هست؟

473
00:23:31,707 --> 00:23:33,071
‫یه شامپوی به خصوص ــه

474
00:23:33,073 --> 00:23:36,436
‫اون،خب... از شر هر چی
‫خب...باقی مونده باشه

475
00:23:36,438 --> 00:23:38,339
‫تخم ها،یا هر چیزی

476
00:23:40,065 --> 00:23:42,333
‫این چیز ــه که تو وتمام اعضای
‫خانوادت

477
00:23:42,335 --> 00:23:43,532
‫باید استفاده کنن

478
00:23:43,534 --> 00:23:46,168
‫من شپش ندارم
‫خانوم مسترز

479
00:23:46,170 --> 00:23:47,799
‫اونا از من نیومدن

480
00:23:47,801 --> 00:23:51,037
‫منم نگفتم اومدن

481
00:24:04,544 --> 00:24:06,742
‫تنها کاری که باید بکنی اینه که
‫این تو نگاه کنی

482
00:24:06,744 --> 00:24:08,309
‫و بهش بگی اسپرمش  نا کارآمد ــه

483
00:24:08,311 --> 00:24:10,410
‫و...این رو من چطور میتونم

484
00:24:10,412 --> 00:24:11,545
‫با نگاه کردن تو یه لیوان بگم؟

485
00:24:11,547 --> 00:24:13,410
‫خب بذارش زیر میکروسکوپ

486
00:24:13,412 --> 00:24:15,248
‫این خجالت آوره تو همین جوری نمیتونی تو کار پزشکی

487
00:24:15,250 --> 00:24:16,584
‫رشد کنی بدون اینکه
‫برای کارات دلیل خاصی داشته باشی

488
00:24:16,586 --> 00:24:18,312
‫اون چیزی نمیفهمه

489
00:24:18,314 --> 00:24:20,950
‫میدونم،ولی من آدمی نیستم که به مریضم بگم عقیم ــه

490
00:24:20,952 --> 00:24:22,117
‫در حالی که میدونم حقیقت اینه که

491
00:24:22,119 --> 00:24:24,348
‫تنها دلیلی که اون نمیتونه بچه دار بشه اینه که

492
00:24:24,350 --> 00:24:26,755
‫همسرش خیلی قبل لوله هاش رو بسته

493
00:24:26,757 --> 00:24:28,956
‫میخوای همه کار هات درست و بی نقص باشه؟

494
00:24:28,958 --> 00:24:30,292
‫خوبه
‫برو همه چیز رو تموم کن

495
00:24:30,294 --> 00:24:32,758
‫بهش بگو من باروری ندارم
‫حقیقت رو بهش بگو

496
00:24:32,760 --> 00:24:34,567
‫تو بهش میگی

497
00:24:36,065 --> 00:24:38,271
‫هی
‫ببخشید که حرفتون رو قطع کردم

498
00:24:38,273 --> 00:24:41,174
‫من،همم...
‫کارمو تموم کردم

499
00:24:45,482 --> 00:24:47,712
‫فقط...

500
00:24:50,416 --> 00:24:52,446
‫خب،این بیرحمانست

501
00:24:52,448 --> 00:24:58,083
‫اوه،تو اون بیرون نشستی وبه این فکر میکنی که
‫بچه بیشتر زندگی بهتر

502
00:24:58,085 --> 00:25:02,519
‫در حالی که اینجا دکتر نتیجه آخرین آزمایش منو بهم داد

503
00:25:02,521 --> 00:25:04,579
‫و مشخص شد که مشکل از من ــه

504
00:25:08,894 --> 00:25:11,757
‫حتی نمیدونم چی باید بگم

505
00:25:11,759 --> 00:25:15,966
‫هیچ کس نمیدونست
‫فقط بتی میدونست

506
00:25:15,968 --> 00:25:18,798
‫میدونی،تموم زندگیت

507
00:25:18,800 --> 00:25:23,371
‫فکر میکنی تنها چیزی که دنبالشی
‫مرد موردعلاقت ــه

508
00:25:23,373 --> 00:25:25,801
‫ولی بعدش میفهمی
‫اون تازه قسمت راحت داستان بوده

509
00:25:25,803 --> 00:25:29,607
‫بعدش یه دفعه میفهمی بدنت برای اون کار ساخته نشده

510
00:25:29,609 --> 00:25:31,303
‫دکتر

511
00:25:32,207 --> 00:25:34,478
‫کاری هست که بشه انجام بدیم؟

512
00:25:34,480 --> 00:25:36,813
‫فکر نمیکنم

513
00:25:36,815 --> 00:25:39,710
‫هیچی کاری؟

514
00:25:41,949 --> 00:25:42,981
‫اوه،این یه بدبختی واقعی ــه

515
00:25:42,983 --> 00:25:48,420
‫من...واقعا بابت تلاشتون ازتون ممنونم

516
00:25:48,422 --> 00:25:52,487
‫در واقع من اصلاً کاری نکردم

517
00:25:54,424 --> 00:26:00,588
‫فکر میکنم با وجود این
‫استفاده از این میتونه کمکت کنه بتی

518
00:26:05,661 --> 00:26:09,397
‫هی،تو خوبی؟
‫چون من که اصلاً خوب نیستم

519
00:26:09,399 --> 00:26:13,340
‫همم،من
‫کاملاً داغون شدم

520
00:26:13,342 --> 00:26:14,340
‫هی

521
00:26:14,342 --> 00:26:17,641
‫حداقلش ما همدیگرو داریم

522
00:26:17,643 --> 00:26:19,136
‫اه،لعنتی
‫صندوق دار

523
00:26:19,138 --> 00:26:20,407
‫باید برم پولشو بدم

524
00:26:20,409 --> 00:26:21,805
‫نه

525
00:26:21,807 --> 00:26:24,842
‫همم،دکتر مسترز برای امروز صبح قرار نیست از ما پول بگیره

526
00:26:24,844 --> 00:26:26,539
‫نه،ما باید پول تمام آزمایشات باروری رو پرداخت کنیم

527
00:26:26,541 --> 00:26:28,179
‫و همه درمان هایی که روی تو انجام شده

528
00:26:28,181 --> 00:26:30,444
‫تمیخواد،جنه،عزیزم
‫فقط بیا بریم خونه

529
00:26:30,446 --> 00:26:32,516
‫و مراحل درمانیمون رو شروع کنیم

530
00:26:32,518 --> 00:26:34,148
‫بتی،ما الان اینجا هستیم

531
00:26:34,150 --> 00:26:35,619
‫بذار همین الان کار رو انجام بدیم

532
00:26:43,519 --> 00:26:45,622
‫تاکسیتون همین موقع هاست که برسه

533
00:26:47,622 --> 00:26:50,957
‫دکتر پاپانیکولو
‫اگر اجازه بدید خیلی رک صحبت کنم

534
00:26:50,959 --> 00:26:54,897
‫شما رییس کمیته داوران جایزه ویلیام هستید؟
‫:--جایزه ای که همه ساله به محققان برتر عرصه پزشکی داده میشه--:

535
00:26:54,899 --> 00:26:56,194
‫همینطوره

536
00:26:56,196 --> 00:26:59,297
‫خب،دکتر دی پاول هرگز اینو نخواهد گفت

537
00:26:59,299 --> 00:27:01,229
‫ولی یه همچین پشتوانه ای

538
00:27:01,231 --> 00:27:03,101
‫برای برنامه کاری ما خیلی پر اهمیت خواهد بود

539
00:27:03,103 --> 00:27:05,300
‫نمیتونم بگم این چقدر میتونه
‫برای دکتر دی پاول با ارزش باشه

540
00:27:05,302 --> 00:27:07,361
‫ویا حتی به صورت شخصی برای خود شما
‫کسب اعتبار کنه

541
00:27:07,363 --> 00:27:09,998
‫همینجور که میبینید ،هیچکس از این تحقیق پشتیبانی نمیکنه

542
00:27:10,000 --> 00:27:12,272
‫مدیران حتی برای یه پشتیبانی حداقلی هم

543
00:27:12,274 --> 00:27:14,535
‫مقاومت میکنن

544
00:27:14,537 --> 00:27:17,208
‫هر چیزی که تا به حال دکتر دی پاول بهش رسیده

545
00:27:17,210 --> 00:27:20,175
‫بدون هیچ پشتوانه و راهنمایی انجامشون داده

546
00:27:20,177 --> 00:27:22,847
‫من که فکر نمیکنم امروز صبح چیز جالبی دیده باشم

547
00:27:22,849 --> 00:27:24,182
‫بذارید صادقانه بگم

548
00:27:24,184 --> 00:27:27,316
‫من حتی نام دکتر دی پاول رو هم
‫نشنیده بودم

549
00:27:27,318 --> 00:27:30,980
‫ولی مطمئناً سالهای آینده

550
00:27:30,982 --> 00:27:35,891
‫از این که دانش آموزانم من رو مربی و مرشد خودشون بدونن خوشحال میشم
‫:--منتور طبق اسطوره های یونان دوست و مشاور اولسیوس بوده--:

551
00:27:35,893 --> 00:27:38,627
‫نه،من نگفتم شما براش مربی و ناصح باشید

552
00:27:38,629 --> 00:27:40,522
‫و دکتر دی پاول هم این رو نمیخواد

553
00:27:40,524 --> 00:27:42,930
‫حرف دکتر دی پاول اینه که تا زمانی که دانشجویان مرد هستند

554
00:27:42,932 --> 00:27:44,594
‫کسی اون رو لایق شاگرد خودش بودن نمیدونه

555
00:27:45,731 --> 00:27:50,032
‫و درسته که شما ایشون رو نمیشناختید
‫ولی من این رو تضمین میکنم که

556
00:27:50,034 --> 00:27:51,535
‫حالا به خوبی میشناسیدشون

557
00:27:51,537 --> 00:27:54,367
‫به این دلیل که کاری که او با اون برنامه تو این بیمارستان

558
00:27:54,369 --> 00:27:58,374
‫و بدون کمک کسی انجام داده
‫واقعا قابل ستایش ــه

559
00:27:58,376 --> 00:28:01,405
‫درسته
‫در این مورد حق با شماست

560
00:28:01,407 --> 00:28:03,676
‫خب،پس امیدوارم که

561
00:28:03,678 --> 00:28:05,779
‫که شما برای انتخاب برندگانتون

562
00:28:05,781 --> 00:28:08,514
‫برای جایزه ویلیامز این مطلب رو در نظر بگیرید

563
00:28:18,583 --> 00:28:23,456
‫حالا..همم،شما خودتون دستگاه رو کنترل میکنید

564
00:28:25,298 --> 00:28:27,929
‫سرعت،قدرت وعمقش رو

565
00:28:27,931 --> 00:28:29,968
‫آه،خیلی سرد ــه

566
00:28:29,970 --> 00:28:34,396
‫اوه،هممم
‫دستیارم همیشه اونو  با یه حوله گرم

567
00:28:34,398 --> 00:28:35,994
‫گرم نگه میداشت

568
00:28:35,996 --> 00:28:38,433
‫م..من کاملاً فراموش کرده بودم

569
00:28:44,406 --> 00:28:49,965
‫خب،همم...برخورد بین دستگاه و دیواره وازن میتونه

570
00:28:49,967 --> 00:28:53,067
‫باعث گرم تر شدنش بشه

571
00:29:20,348 --> 00:29:22,082
‫اوه،من فکر میکردم روی مشکل پروستات کار خواهیم کرد

572
00:29:22,084 --> 00:29:24,221
‫در آخرین لحظات برنامه تغییر کرد

573
00:29:24,223 --> 00:29:26,690
‫میبینم که به جاش آدمای چاق و پیر رو انتخاب کردی

574
00:29:26,692 --> 00:29:27,658
‫هممم

575
00:29:27,660 --> 00:29:29,161
‫در واقع بهش میگن
‫پس از یائسگی

576
00:29:29,163 --> 00:29:30,298
‫اوه

577
00:29:30,300 --> 00:29:32,966
‫خب،فکر کن من اینجا نیستم

578
00:29:32,968 --> 00:29:36,234
‫من نامرئی هستم
‫یواشکی دید میزنم

579
00:29:42,710 --> 00:29:45,982
‫پس داره چه حالی میکنه
‫:--نام فیلمی کوتاه محصول کشور استرالیا--:
‫:--از این اصطلاح زمانی استفاده میشه که زنی چاق رو پای خودش بند نباشه--:

580
00:29:47,383 --> 00:29:49,715
‫ببخشید،در مورد هر چیز که نباید اظهار نظر کرد

581
00:29:49,717 --> 00:29:52,021
‫در مورد دستیارم با هیئت مدیره صحبت کردی؟

582
00:29:52,023 --> 00:29:53,821
‫اوه،بله البته که اینکار رو کردم

583
00:29:53,823 --> 00:29:57,060
‫امروز صبح به صورت مفصل در مورد خانم جانسون باهاشون صحبت کردم

584
00:29:57,062 --> 00:30:00,227
‫،همم،خب هنوز به تصمیم مشخصی در این باره نرسیدن

585
00:30:00,229 --> 00:30:02,029
‫ولی،همم،به نظر میرسید که موافق باشن

586
00:30:02,031 --> 00:30:03,430
‫خب،من برام راحت تره که خودم باهاشون صحبت کنم

587
00:30:03,432 --> 00:30:04,429
‫تا بتونم جواب سوال هاشون رو بدم

588
00:30:04,431 --> 00:30:06,202
‫صبر کن رفیق

589
00:30:06,204 --> 00:30:09,800
‫این یه پروسه ــست
‫زمان میبره

590
00:30:09,802 --> 00:30:13,106
‫ولی به اطمینان کن
‫ردیفش میکنیم

591
00:30:21,813 --> 00:30:23,316
‫تق،تق

592
00:30:25,022 --> 00:30:26,155
‫دیدم دارید تا دیر وقت کار میکنید

593
00:30:26,157 --> 00:30:27,218
‫گفتم بیام یه سلامی بکنم

594
00:30:27,220 --> 00:30:28,384
‫سلام

595
00:30:28,386 --> 00:30:30,716
‫میدونید بدترین بخش طلاق گرفتن

596
00:30:30,718 --> 00:30:32,083
‫چیه؟

597
00:30:32,085 --> 00:30:33,449
‫این نیست که با وکیلا سرو کلّه بزنی

598
00:30:33,451 --> 00:30:35,416
‫یا اینکه نیم ساعت رانندگی کنی تا بچه هاتو ببینی

599
00:30:35,418 --> 00:30:37,055
‫این نیست که زنی که ۱۲ سال همسرت بوده رو

600
00:30:37,057 --> 00:30:38,655
‫میبینی که تبدیل به یه آدم سنگدل شده
‫:--شی ولف نام کتابی که اون زمان خیلی معروف بوده و شخصیت اولش زنی خیلی خشن بوده--:

601
00:30:38,657 --> 00:30:41,425
‫اینه که برای شامت باید چیپس بخوری

602
00:30:45,224 --> 00:30:48,402
‫همش در مورد دستپخت الیس فکر میکنم

603
00:30:48,404 --> 00:30:52,034
‫بیف استراگانوف
‫ماکارونی با تن ماهی

604
00:30:52,036 --> 00:30:54,243
‫خوراک ذرت
‫چیز برگر

605
00:30:54,245 --> 00:30:57,706
‫میخوای هینجوری بشینی اینجا،حرف بزنی؟

606
00:30:59,778 --> 00:31:02,911
‫چون اگه اینجوری باشه،من باید یه چیزی بخورم

607
00:31:06,418 --> 00:31:08,583
‫من اصلاٍ نمیدونستم که واتر پولو هم ورزش ــه

608
00:31:08,585 --> 00:31:10,486
‫اگر اینجوری باشه ورزش مورد علاقم ــه

609
00:31:18,327 --> 00:31:21,231
‫هممم،من یه سری برگه امتحانی دارم که باید تصحیح کنم

610
00:31:21,233 --> 00:31:23,630
‫پاسخ نامه رو بده به ویرجینیا

611
00:31:23,632 --> 00:31:24,565
‫بذار اون برات تصحیحشون میکنه

612
00:31:24,567 --> 00:31:25,797
‫یکی دیگه میخورم

613
00:31:30,936 --> 00:31:32,310
‫به سلامتی ویرجینیا

614
00:31:32,312 --> 00:31:34,111
‫به سلامتی ویرجینیا

615
00:31:39,585 --> 00:31:41,985
‫خنده داره

616
00:31:41,987 --> 00:31:44,721
‫دفعه دومی که ویرجینیا رو دیدم

617
00:31:44,723 --> 00:31:47,796
‫فکر کردم اونم یکی دیگه از اون زنای ـــه که نمیخوان سخت کار کنن

618
00:31:47,798 --> 00:31:49,765
‫آماده هستن که دودستی به اولین مردی که  میتونه

619
00:31:49,767 --> 00:31:52,397
‫اونا رو یه یه جای بهتر ببره بچسبن

620
00:31:52,399 --> 00:31:54,502
‫خب،پس این ثابت میکنه

621
00:31:54,504 --> 00:31:56,541
‫که شما خوب آدما رو میشناسید

622
00:31:56,543 --> 00:31:58,068
‫اون از همه به شما نزدیک تره

623
00:32:00,245 --> 00:32:02,108
‫چند وقته میدونید؟

624
00:32:04,308 --> 00:32:06,781
‫خیلی...زیاد

625
00:32:06,783 --> 00:32:08,285
‫خیلی وقته

626
00:32:08,287 --> 00:32:10,283
‫دیشب دیدمشون که داشتن با هم از هتل میرفتن

627
00:32:10,285 --> 00:32:11,417
‫ویرجینیا،خدا بگم چی کارش کنه

628
00:32:11,419 --> 00:32:13,278
‫سعی کرد یه داستان برام سر هم کنه که

629
00:32:13,280 --> 00:32:15,717
‫دارن تحقیقشونو آماده میکنن

630
00:32:15,719 --> 00:32:17,253
‫که تو هتل روش کار میکنن

631
00:32:17,255 --> 00:32:21,081
‫این کار رو بار ها تو آزمایشگاه هم انجام داده بود

632
00:32:21,083 --> 00:32:23,889
‫خم میشد به جلو و پاپیون بیل رو درست میکرد

633
00:32:23,891 --> 00:32:26,685
‫فقط یه کم سفتش میکرد
‫میدونید که؟

634
00:32:26,687 --> 00:32:30,251
‫دور تا دور بیل مسترز پر سیم خاردار هایی ــه

635
00:32:30,253 --> 00:32:32,018
‫که با کلی سیم به هم وصل شدن

636
00:32:32,020 --> 00:32:35,153
‫کسی نمیتونه ازشون رد بشه
‫حتی نمیتونه نزدیک بشه

637
00:32:35,155 --> 00:32:38,990
‫ولی ویرجینیا....ویرجینیا به راحتی آب خوردن اینکارو میکنه

638
00:32:38,992 --> 00:32:40,359
‫الان که به گذشته فکر میکنم

639
00:32:40,361 --> 00:32:42,361
‫میدونی،چطور میتونستم چیزای اینقدر واضح رو متوجه نشم؟

640
00:32:42,363 --> 00:32:43,496
‫چطور نتونستم بفهمم که

641
00:32:43,498 --> 00:32:44,999
‫اونا تمام این مدت داشتن با هم میخوابیدن؟

642
00:32:54,204 --> 00:32:57,538
‫تتی گریت هاوس بهم نحوه تهیه روسو بوچو رو آموزش داد

643
00:32:57,540 --> 00:33:00,539
‫اون میگفت از اونی که تو رستوران بوسا روسو میدن هم بهتر میشه

644
00:33:00,541 --> 00:33:02,673
‫من ممکنه تا بعد از ۹:۰۰ هم نیام خونه

645
00:33:02,675 --> 00:33:05,049
‫اوه،پس فکر کنم یه شام آخر وقت میخوریم

646
00:33:05,051 --> 00:33:07,081
‫میتونیم چشمامونو ببندیم و
‫تظاهر کنیم که تو فلورانس هستیم

647
00:33:07,083 --> 00:33:08,018
‫بده،من میشورمش

648
00:33:09,356 --> 00:33:10,987
‫روز به خیر،خانوم مسترز
‫روز به خیر ،دکتر مسترز

649
00:33:10,989 --> 00:33:12,186
‫روز به خیر ،دکتر مسترز

650
00:33:12,188 --> 00:33:13,218
‫روز به خیر

651
00:33:13,220 --> 00:33:17,518
‫سلام،کورال
‫درست میبینم؟

652
00:33:17,520 --> 00:33:20,819
‫خب،مثل اینکه موهات همونجوری ــه که دیروز بود

653
00:33:20,821 --> 00:33:25,419
‫واه،بله خانوم مسترز
‫من حس میکنم اینجوری بیشتر بهم میاد

654
00:33:25,421 --> 00:33:28,051
‫منظورم به اون شامپویی ــه که دادم بهت

655
00:33:28,053 --> 00:33:29,490
‫ازش استفاده نکردی؟

656
00:33:29,492 --> 00:33:32,122
‫برادرم موهامو نگاه کرد
‫چیزی پیدا نکرد

657
00:33:32,124 --> 00:33:34,459
‫هیچ چیز
‫هیچ چیز پیدا نکرد

658
00:33:36,963 --> 00:33:40,030
‫برام هفته ای ۴ دلار خرج بر میداره که موهامو درست کنم

659
00:33:40,032 --> 00:33:41,735
‫اگر مدلشو خراب کنم هزینش برام زیاد میشه

660
00:33:41,737 --> 00:33:43,767
‫پس از اون شامپو استفاده نکردی؟

661
00:33:43,769 --> 00:33:46,733
‫حتی با این وجود که خودت گفتی
‫تو به من قول دادی که این کار رو میکنی

662
00:33:46,735 --> 00:33:49,373
‫دکتر مسترز
‫من شپش ندارم

663
00:33:49,375 --> 00:33:50,540
‫قسم میخورم که ندارم

664
00:33:50,542 --> 00:33:52,372
‫برادرم میگه سیاه پوستا
‫نمیتونن شپش داشته باشن

665
00:33:52,374 --> 00:33:54,678
‫کورال،این بحث بین من و تو ــه

666
00:33:54,680 --> 00:33:56,142
‫حق با برادرش ــه

667
00:33:56,144 --> 00:33:58,309
‫سیاه پوست ها مو های فرفری و کوتاهی دارن که

668
00:33:58,311 --> 00:34:00,242
‫باعث میشه موهاشون جای مناسبی برای شپش ها نباشه

669
00:34:00,244 --> 00:34:02,711
‫من در این مورد تو یکی از این مجلات پزشکی خونده بودم

670
00:34:02,713 --> 00:34:05,248
‫پس خیلی نادره که اون شپش داشته باشه

671
00:34:05,250 --> 00:34:07,248
‫نادر هست ولی غیر ممکن نیست

672
00:34:07,250 --> 00:34:09,655
‫نمیفهمم چرا باید دکتر مسترز رو

673
00:34:09,657 --> 00:34:11,023
‫توی این بحث وارد کنیم

674
00:34:15,322 --> 00:34:17,551
‫میرم ببینم چی شده

675
00:34:32,698 --> 00:34:34,264
‫مشکلی پیش اومده؟

676
00:34:39,800 --> 00:34:41,366
‫من تو کالج تقلب کردم

677
00:34:43,566 --> 00:34:44,804
‫انتگرال

678
00:34:44,806 --> 00:34:47,572
‫هیچ جوره نمیتونستم تو انتگرال خوب باشم

679
00:34:47,574 --> 00:34:51,246
‫مهم نبود چقدر میخوندم
‫بگیرمB+بازم نمیتونستم بهتر از

680
00:34:51,248 --> 00:34:53,244
‫و منم یه دانشجوی ساده بودم

681
00:34:53,246 --> 00:34:55,749
‫به این نتیجه رسیدم که مدرسه علوم میتونه خیلی سخت باشه

682
00:34:55,751 --> 00:34:58,780
‫برای یه دانشجوی ساده چه برسه که زن هم باشه

683
00:34:58,782 --> 00:35:01,751
‫پس نتیجتاً امتحانات سال گذشته رو از

684
00:35:01,753 --> 00:35:05,094
‫یه دانشجوی بی قید سال قبلی گرفتم

685
00:35:05,096 --> 00:35:06,222
‫در ازای ۱۰ دلار

686
00:35:09,866 --> 00:35:12,432
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

687
00:35:12,434 --> 00:35:15,270
‫لیلین دی پاول قوانین رو هم میشکونه

688
00:35:17,073 --> 00:35:21,638
‫یه جور میانبر بود
‫همین

689
00:35:21,640 --> 00:35:24,176
‫به نظرت رو کاری که تا حالا انجام داد تأثیر داشته؟

690
00:35:24,178 --> 00:35:27,553
‫آیا یه میانبر هر چی که بعد از اون آومده باشه رو خراب میکنه؟

691
00:35:30,121 --> 00:35:31,216
‫پس...؟

692
00:35:31,218 --> 00:35:34,352
‫خب...این راز من بود

693
00:35:34,354 --> 00:35:36,562
‫راز تو چیه؟

694
00:35:36,564 --> 00:35:38,764
‫راز من؟

695
00:35:38,766 --> 00:35:40,996
‫من
‫من هیچ رازی ندارم

696
00:35:40,998 --> 00:35:42,364
‫باورت نمیکنم

697
00:35:55,181 --> 00:36:00,022
‫ویرجینیا،تو بدترین حالتم منو دیدی

698
00:36:00,024 --> 00:36:02,990
‫که لخت روی تخت بیمارستان خوابیده بودم

699
00:36:02,992 --> 00:36:06,661
‫که بعد از دیالیز بی حال رو صندلی افتاده بودم

700
00:36:06,663 --> 00:36:12,797
‫من دیگه همه چیزمو ...با تو تقسیم کردم...همه چیز رو

701
00:36:12,799 --> 00:36:16,870
‫فکر میکنم این حق رو داشته باشم که
‫از تو چیزی بدونم

702
00:36:21,407 --> 00:36:24,845
‫من...

703
00:36:27,046 --> 00:36:29,319
‫صادقانه لیلیان...

704
00:36:32,354 --> 00:36:35,794
‫من اونقدر ها هم آدم جذّ‌ابی نیستم

705
00:36:49,347 --> 00:36:52,589
‫کورال
‫میشه بیای اینجا لطفاً؟

706
00:36:55,124 --> 00:36:56,988
‫رابطه کاری ما همش به اعتماد بستگی داره

707
00:36:56,990 --> 00:36:59,492
‫من هر روز بچه ــم رو با تو تو خونه تنها میذارم

708
00:36:59,494 --> 00:37:00,996
‫واگر نتونم بهت اعتماد داشته باشم...
‫خانوم مسترز

709
00:37:00,998 --> 00:37:03,228
‫و اگر خدای ناکرده اتفاقی برای جانی بیفته

710
00:37:03,230 --> 00:37:05,333
‫چجوری میتونم باور کنم که تو حقیقت رو به من میگی؟

711
00:37:05,335 --> 00:37:07,606
‫چجوری میتونم چیزایی که بهم میگی رو باور کنم؟

712
00:37:07,608 --> 00:37:09,102
‫متأسفم

713
00:37:09,104 --> 00:37:11,438
‫ازت میخوام که بشینی،لطفاً

714
00:37:11,440 --> 00:37:14,014
‫خانوم مسترز
‫من خودم از اون شامپو استفاده میکنم

715
00:37:14,016 --> 00:37:15,710
‫نه،کورال
‫مسأله اینه که

716
00:37:15,712 --> 00:37:17,716
‫دیگه نمیتوونم بهت اعتماد کنم که بذارم خودت بکنی

717
00:37:19,814 --> 00:37:22,789
‫کورال اگر که نشینی
‫مجبوری که اینجا رو ترک کنی

718
00:37:22,791 --> 00:37:24,884
‫و دیگه اینجا جایی نداری

719
00:37:34,822 --> 00:37:36,988
‫سرتو بیار عقب لطفاً

720
00:37:39,756 --> 00:37:42,492
‫آب به اندازه کافی گرم هست؟

721
00:37:44,628 --> 00:37:46,964
‫ما باید با هم  تو یه جبهه باشیم

722
00:37:46,966 --> 00:37:51,002
‫اگه برات مشکلی پیش اومد یا از چیزی ناراحت بودی
‫بهتر بیای پیش خودم

723
00:37:51,004 --> 00:37:56,332
‫دکتر مسترز یه مرد پر مشغله ــست
‫نیاز نیست اونو درگیر کنیم

724
00:37:56,334 --> 00:37:59,036
‫اینکار به اون ربطی نداره

725
00:37:59,038 --> 00:38:03,540
‫و من...ما نیاز داریم که کنار هم بمونیم

726
00:38:03,542 --> 00:38:06,306
‫امیدوارم که متوجه باشی

727
00:38:23,331 --> 00:38:24,898
‫لطفاً

728
00:38:24,900 --> 00:38:27,065
‫برای اینکه دوباره مو تو درست کنی
‫یه جور محبت ــه

729
00:38:39,208 --> 00:38:40,976
‫ممنونم که ملاقات رو قبول کردید

730
00:38:40,978 --> 00:38:42,808
‫اونم در حالی که خیلی کار داشتید
‫دکتر پاپانیکپلو

731
00:38:42,810 --> 00:38:44,280
‫من زیاد وقت ندارم

732
00:38:44,282 --> 00:38:45,511
‫پروازم یک ساعت دیگه حرکت میکنه

733
00:38:45,513 --> 00:38:46,950
‫زیاد طول نمیکشه

734
00:38:46,952 --> 00:38:50,452
‫ازتون خواستم به اینحا بیاید

735
00:38:50,454 --> 00:38:52,948
‫چون میخواستم برنامه من رو هم با خودتون ببرید...

736
00:38:52,950 --> 00:38:54,420
‫به میامی
‫به مرکز تحقیقاتی خودتون

737
00:38:54,422 --> 00:38:57,653
‫عذر میخوام ولی مثل اینکه سوء تعبیر شده لیلیان

738
00:38:57,655 --> 00:39:00,322
‫ولی تمام پست ها تو مرکز تحقیق من اشغال شده

739
00:39:00,324 --> 00:39:02,626
‫نه،درخواست کار ندارم

740
00:39:05,029 --> 00:39:08,563
‫بعد از کلی فکر کردن...

741
00:39:08,565 --> 00:39:11,371
‫به این نتیجه رسیدم که این دانشگاه

742
00:39:11,373 --> 00:39:13,803
‫به اندازه کافی قدرتمند نیست که

743
00:39:13,805 --> 00:39:16,003
‫کاملاً این برنامه تحقیقی رو درک کنه

744
00:39:17,444 --> 00:39:20,912
‫شما متوجه هستید که اگر بخوام این کار رو سرپرستی کنم

745
00:39:20,914 --> 00:39:25,174
‫حتماً شما رو نسبت به هر گونه تصمیم مقتضی مطلع خواهم کرد

746
00:39:25,176 --> 00:39:27,645
‫ولی با توجه به این شرایط که روز به روز باید به کار رسیدگی بشه

747
00:39:27,647 --> 00:39:29,717
‫از زمانی که تحقیق رو به شما واگذار کنم

748
00:39:29,719 --> 00:39:31,349
‫دیگه هیچ نقشی درش نخواهم داشت

749
00:39:37,222 --> 00:39:38,621
‫متوجه هستم

750
00:39:48,070 --> 00:39:50,406
‫آه،بیل

751
00:39:50,408 --> 00:39:51,669
‫خب؟

752
00:39:51,671 --> 00:39:53,141
‫خب،چی؟

753
00:39:53,143 --> 00:39:54,838
‫خب،همم
‫امشب برناممون چیه؟

754
00:39:56,477 --> 00:39:59,274
‫میدونی،درواقع
‫من هم داشتم دنبالت میگشتم داگ

755
00:39:59,276 --> 00:40:05,048
‫اوه،خب جون که نتونستم ازت معذرت خواهی کنم

756
00:40:05,050 --> 00:40:08,850
‫متوجه شدم که بعد از این همه
‫یادم رفته که هشدار های لازم رو بهت بدم

757
00:40:08,852 --> 00:40:11,090
‫در مورد تأثیرات روحی

758
00:40:11,092 --> 00:40:14,186
‫یعنی تأثیراتی روی زنهای جذاب میذاره؟

759
00:40:15,492 --> 00:40:17,658
‫خب،بله اونم هست
‫ولی منظورم اون نیست

760
00:40:17,660 --> 00:40:23,361
‫مشاهده اعمال جنسی میتونه باعث به وجود آمدن

761
00:40:23,363 --> 00:40:27,338
‫یه جور کشش تو شخص تماشا کننده میشه

762
00:40:27,340 --> 00:40:29,370
‫امکان داره که محققین

763
00:40:29,372 --> 00:40:33,873
‫یه شرایط کشش جنسی نا خواسته رو نسبت به هم تجربه کنن

764
00:40:33,875 --> 00:40:36,914
‫حالا میتونه بین زن و مرد باشه

765
00:40:36,916 --> 00:40:40,082
‫حتی میتونه بین یه مرد و مرد دیگه هم اتفاق بیفته

766
00:40:42,814 --> 00:40:44,579
‫مطمئن نیستم که متوجه شده باشم

767
00:40:44,581 --> 00:40:47,147
‫خب،من خیلی وفته که دارم اینکار رو انجام میدم داگ

768
00:40:47,149 --> 00:40:49,481
‫پس خودم تقزیباً در مورد این تأثیرات مقاوم شدم

769
00:40:49,483 --> 00:40:54,256
‫ولی دیدم کسانی رو که تو یه فضای محدود و بسته قرار داشتن

770
00:40:54,258 --> 00:40:58,287
‫خب،خطرش بالاست

771
00:40:58,289 --> 00:41:01,495
‫و برای اون دسته از نظاره گر های مرد که وارد میشن

772
00:41:01,497 --> 00:41:07,492
‫خب... بغضاً نمیتونن از سمت دیگه

773
00:41:07,494 --> 00:41:12,727
‫حداقل همونجوری که رفتن داخل بیان بیرون

774
00:41:12,729 --> 00:41:15,464
‫مثل کشتی دیگه؟

775
00:41:15,466 --> 00:41:18,706
‫یه چیز مثل اون

776
00:41:30,115 --> 00:41:31,555
‫تو عصبی هستی

777
00:41:31,557 --> 00:41:32,884
‫از کجا میدونید؟

778
00:41:32,886 --> 00:41:35,157
‫انقباض های واضح عضلانی

779
00:41:35,159 --> 00:41:36,389
‫تو  صورت وسینتون

780
00:41:36,391 --> 00:41:38,494
‫گرفتگی عضلات دست و پا

781
00:41:39,999 --> 00:41:43,429
‫تو هیجان زده هستی و...داری میلرزی

782
00:41:46,904 --> 00:41:48,405
‫این که بد نیست؟

783
00:41:51,309 --> 00:41:53,014
‫هممم...

784
00:41:57,649 --> 00:41:59,182
‫خدا وکیلی،بیل

785
00:41:59,184 --> 00:42:01,457
‫این ار مهمونی های مجردیم هم بهتره

786
00:42:07,196 --> 00:42:08,428
‫بیا بیرون،داگ

787
00:42:08,430 --> 00:42:10,035
‫حتماً

788
00:42:16,075 --> 00:42:17,603
‫بله؟

789
00:42:17,605 --> 00:42:20,839
‫این یه تحقیق علمی ــه

790
00:42:20,841 --> 00:42:23,943
‫این که یه یه فیلم مجردی نیست که
‫تو یه خونه تماشا میکنن

791
00:42:23,945 --> 00:42:26,079
‫همکارات خیلی نسبت به کارت علاقه داشتن

792
00:42:26,081 --> 00:42:27,614
‫م..م..من فکر میکنم باید ازم ممنون باشی

793
00:42:27,616 --> 00:42:29,349
‫اونارو ببر بیرون

794
00:42:29,351 --> 00:42:31,647
‫ببین،میدونم که برت اسکالی باهات مثل

795
00:42:31,649 --> 00:42:32,918
‫خودش برخورد میکرده

796
00:42:32,920 --> 00:42:35,450
‫ولی اینجا تو این بیمارستان
‫تو به عنوان کارمند من کار میکنی

797
00:42:35,452 --> 00:42:38,322
‫و تو هم باید بدونی که کاملاً در مورد من اشتباه کردی

798
00:42:38,324 --> 00:42:41,058
‫اگر فکر میکنی که میذارم اون میمونا تو اتاق تحقیق من بشینن

799
00:42:41,060 --> 00:42:43,091
‫اونا رو بمکن و کار منو مسخره کنن
‫سخت در اشتباهی

800
00:42:43,093 --> 00:42:44,258
‫شرایط کاری من

801
00:42:44,260 --> 00:42:46,259
‫که بین تو و من هست از الان به بعد تغییر میکنه

802
00:42:46,261 --> 00:42:49,428
‫تو اتاق تحقیق منو خالی میکنی

803
00:42:49,430 --> 00:42:52,404
‫و خودت هم دیگه نزدیکش نمیشی

804
00:42:52,406 --> 00:42:55,169
‫و جوری برنامه ریزی میکنی که کارای استخدام خانم جانسون انجام بشه

805
00:42:55,171 --> 00:42:56,802
‫و کارشو از فردا صبح آغاز کنه

806
00:42:56,804 --> 00:43:01,109
‫حالا،بذار من بهت بگم که اینجا کارا با منشی ها چجوری پیش میره

807
00:43:01,111 --> 00:43:04,546
‫نمیتونی به جایی که بیش از توانشون ــه ارتقاشون بدی

808
00:43:04,548 --> 00:43:07,144
‫یا بهشون عناوینی مثل
‫دستیار تحقیق بدی

809
00:43:07,146 --> 00:43:09,954
‫من هرگز در مورد دستیارت با هیئت مدیره حرف نزدم

810
00:43:09,956 --> 00:43:11,720
‫و به همین خاطر باید ازم ممنون باشی

811
00:43:11,722 --> 00:43:14,613
‫چون نذاشتم مردم تو رو به عنوان کسی که

812
00:43:14,615 --> 00:43:17,517
‫با کیرش زندگی میکنه و نه با مغزش بشناسن

813
00:43:19,422 --> 00:43:21,492
‫حالا،تا زمانی که این تحقیق در جریانه

814
00:43:21,494 --> 00:43:24,495
‫همکارهات در کنار تو خواهند بود

815
00:43:24,497 --> 00:43:26,433
‫پس بی خیال شو

816
00:43:40,848 --> 00:43:42,614
‫میخوای یه دونه بخوری بیل؟

817
00:43:42,616 --> 00:43:44,581
‫خوشمزه هستن
‫اونقدر ها هم ادویه نزدن بهشون

818
00:43:49,684 --> 00:43:51,788
‫هی!
‫واو،واو،وای!وای

819
00:43:51,790 --> 00:43:53,356
‫این چه کوفتی ــه!؟

820
00:43:53,358 --> 00:43:55,659
‫اووه!
‫چی غلطی کردی!؟

821
00:43:55,661 --> 00:43:58,060
‫آه!

822
00:44:00,168 --> 00:44:01,137
‫آروم باش

823
00:44:02,467 --> 00:44:04,508
‫همین که فردا صبح دستم به گوشی برسه

824
00:44:04,510 --> 00:44:06,781
‫هیچ بیمارستانی تو تمام شرق نیست که

825
00:44:06,783 --> 00:44:08,877
‫بهت اجازه بدن حتی از دم در شون رد بشی

826
00:44:24,663 --> 00:44:26,496
‫اینا میبایست تکثیر بشن

827
00:44:26,498 --> 00:44:28,327
‫و باید هر چه زودتر به دفتر دکتر پاپانیکولو

828
00:44:28,329 --> 00:44:29,632
‫تو کورنل فرستاده بشن

829
00:44:29,634 --> 00:44:31,370
‫در خواست کرده که فایل های برناممون رو داشته باشه؟

830
00:44:32,973 --> 00:44:35,139
‫شاید بخواد اونا با کمیته برای

831
00:44:35,141 --> 00:44:36,209
‫جایزه ویلیام در میون بذاره

832
00:44:36,211 --> 00:44:37,610
‫در واقع دکتر پاپانیکولو

833
00:44:37,612 --> 00:44:39,147
‫قرار که این برنامه رو با خودش ببره

834
00:44:39,149 --> 00:44:40,612
‫به بخش تحقیقاتی خودش تو میامی

835
00:44:40,614 --> 00:44:42,411
‫منظورت چیه؟

836
00:44:42,413 --> 00:44:44,083
‫باید با یکی از افراد بخش

837
00:44:44,085 --> 00:44:45,252
‫تصویر نگاری هم صحبت کنی تا

838
00:44:45,254 --> 00:44:47,051
‫یه کپی هم از فیلم بگیرن

839
00:44:47,053 --> 00:44:48,755
‫برنامه رو دادی به اونا؟

840
00:44:54,431 --> 00:44:56,534
‫چرا چیزی در این مورد بهم نگفتی؟

841
00:44:56,536 --> 00:44:58,305
‫الان دارم بهت میگم

842
00:44:58,307 --> 00:45:00,340
‫بعد از اینکه تصمیمت رو گرفتی؟

843
00:45:00,342 --> 00:45:02,245
‫نیازی نیست  که من در مورد تحقیق خودم

844
00:45:02,247 --> 00:45:03,813
‫با تو همفکری ومشورت کنم

845
00:45:03,815 --> 00:45:05,076
‫تحقیق تو!؟

846
00:45:05,078 --> 00:45:08,619
‫ما با هم همکار هستیم
‫م..من اعتقاد دارم که هستیم

847
00:45:08,621 --> 00:45:11,222
‫من مثل سگ کار کردم که این تحقیق به یه جایی برسه

848
00:45:11,224 --> 00:45:13,255
‫حتی تو رو برای جایزه ویلیامز پیشنهاد دادم!

849
00:45:13,257 --> 00:45:14,654
‫من ازت نخواستم اینکارو انجام بدی

850
00:45:14,656 --> 00:45:16,628
‫خب،من در هر حال اینکار رو میکردم!
‫یرای تو!

851
00:45:16,630 --> 00:45:20,795
‫پپانیکولو..اون اسم خودش رو
‫روی تحقیق تو میذاره!

852
00:45:20,797 --> 00:45:22,794
‫حتی تو پاورقی هم اسمتو نمیاره

853
00:45:22,796 --> 00:45:24,530
‫من به این دلیل وارد طبابت نشدم که

854
00:45:24,532 --> 00:45:26,333
‫اسمم رو روی تحقیقی ببینم
‫ویرجینیا

855
00:45:43,950 --> 00:45:46,579
‫لورین
‫ویرجینیا جانسون هستم

856
00:45:46,581 --> 00:45:48,284
‫ما تابستان گذشته همدیگر رو
‫تو مهمونی محله دیدیم

857
00:45:48,286 --> 00:45:49,621
‫البته
‫تو هنوز تو ماترنیتی کار میکنی؟

858
00:45:49,623 --> 00:45:50,790
‫همینطوره

859
00:45:50,792 --> 00:45:53,116
‫همینطور دارم یه شاخه دیگه

860
00:45:53,118 --> 00:45:54,388
‫از کار رو هم تجربه میکنم

861
00:45:54,390 --> 00:45:57,219
‫من فروشنده جدید کال -او-متریک
‫تو این محلّه هستم

862
00:45:57,221 --> 00:46:00,963
‫اوه،این که از اپن رژیم های زود گذر نیست؟

863
00:46:00,965 --> 00:46:02,928
‫خواهرم یکی از اون رژیم های کلم رو برداشته بود

864
00:46:02,930 --> 00:46:05,327
‫دست آخر اینقدر نفخ کرده بود
‫که دیگه بهش میگفتیم بالن

865
00:46:05,329 --> 00:46:06,998
‫نه،من میتونم بهتون اطمینان بدم که

866
00:46:07,000 --> 00:46:08,727
‫کال-او-متریک
‫از اون رژیم های بی تأثیر نیست

867
00:46:08,729 --> 00:46:11,000
‫نه فرمول تغذیه برند ما

868
00:46:11,002 --> 00:46:13,168
‫کاملاً بر پایه های علمی استوار شده

869
00:46:13,170 --> 00:46:16,300
‫خب،امیدوارم که موفق باشید

870
00:46:16,302 --> 00:46:18,005
‫بذار ازت یه چیزی بپرسم لورین

871
00:46:18,007 --> 00:46:21,910
‫وقتی تو آینه خودتو میبینی چه حسی داری؟

872
00:46:21,912 --> 00:46:23,309
‫خودت چه حسی داری؟

873
00:46:23,311 --> 00:46:25,848
‫من احساس فوق العاده ای بهم دست میده

874
00:46:25,850 --> 00:46:27,851
‫خب،پس خیلی خوش شانسی

875
00:46:27,853 --> 00:46:29,555
‫من زنای زیادی رو نمیشناسم که مثل تو باشن

876
00:46:29,557 --> 00:46:31,795
‫خب،من بهت میگم کیا هستن

877
00:46:31,797 --> 00:46:33,660
‫زنی که نسبت به هیکلش حس خوبی داره

878
00:46:33,662 --> 00:46:35,532
‫زنی که حس خیلی خوبی داره

879
00:46:35,534 --> 00:46:38,267
‫در حقیقت زنی که احساس فوق الهاده ای نسبت به خودش داره

880
00:46:38,269 --> 00:46:41,602
‫ولی زنانی هم هستن که زیاد اطمینان به خودشون ندارن؟

881
00:46:41,604 --> 00:46:44,267
‫کسایی که پنج یا ده کیلو در طول سالها اضافه کردن

882
00:46:44,269 --> 00:46:46,841
‫یا اینکه چند تا برآمدگی اینور اونور بدنشون پیدا شده

883
00:46:46,843 --> 00:46:49,378
‫از این متعجب هستن که چرا شوهرشون دیگه
‫به همون چشمی که قبلاً نگاهشون میکرده

884
00:46:49,380 --> 00:46:50,441
‫نمیکنه

885
00:46:50,443 --> 00:46:53,242
‫و یا حتی اون پسرایی که میان و میرن

886
00:46:53,244 --> 00:46:55,148
‫که معمولا به آدم خیره میشن

887
00:46:55,150 --> 00:46:57,544
‫ولی الان که به گذشتش نگاه میکنه
‫هیچ وقت اینجوری نبوده

888
00:46:57,546 --> 00:47:00,553
‫میدونی...زنی که

889
00:47:00,555 --> 00:47:03,150
‫اینجوری باشه هرگز احساس خوبی نداره

890
00:47:07,688 --> 00:47:10,161
‫اینجاست که باید یه شروع دوباره رو امتحان کرد

891
00:47:10,163 --> 00:47:13,001
‫میدونم برای من که اینجوری بوده

892
00:47:36,087 --> 00:47:37,486
‫بیل

893
00:47:37,488 --> 00:47:40,055
‫باید باهات صحبت کنم

894
00:47:40,057 --> 00:47:41,286
‫از این که اینو بگم خیلی بدم میاد

895
00:47:41,288 --> 00:47:44,158
‫ولی بچتون بدجوری تو دل بورو شده

896
00:47:45,264 --> 00:47:47,630
‫دکتر لانگهام تصمیم گرفتن که بین اینجا

897
00:47:47,632 --> 00:47:48,661
‫به نظرت خوب نیست؟

898
00:47:48,663 --> 00:47:51,027
‫من شدیداً نیاز به همفکری دارم،بیل

899
00:47:51,029 --> 00:47:52,332
‫یه مریض جدید برام اومده
‫از اون آدم های بد قلق ــه

900
00:47:52,334 --> 00:47:53,734
‫درست تو محله شما زندگی میکنه

901
00:47:53,736 --> 00:47:56,701
‫خب از اون سبک آدمایی نیست که من بتونم باهاش کنار بیام

902
00:47:56,703 --> 00:47:59,074
‫از اون ور هم لیبی ازم خواسته برای شام بمونم

903
00:47:59,076 --> 00:48:01,737
‫لیبی دو تا کلمه جادویی گفت
‫سردست وماهیچه گوساله

904
00:48:01,739 --> 00:48:03,041
‫آخه چطور میتونستم مقاومت کنم؟

905
00:48:03,043 --> 00:48:05,841
‫علاوه بر اون چند تا مونته کریستو گرفتم
‫:--یک نوع سیگار گران قیمت--:

906
00:48:05,843 --> 00:48:07,641
‫میخوای با هم بریم بیرون؟

907
00:48:07,643 --> 00:48:10,114
‫من سیگار نمیکشم

908
00:48:10,116 --> 00:48:11,514
‫چرا نمیای بریم بیل؟

909
00:48:13,588 --> 00:48:15,021
‫میخوای بری مامان رو ببینی؟

910
00:48:15,023 --> 00:48:16,391
‫میدونم

911
00:48:16,393 --> 00:48:17,422
‫بیا

912
00:48:19,429 --> 00:48:20,860
‫اوه

913
00:48:20,862 --> 00:48:22,493
‫باشه

914
00:48:22,495 --> 00:48:25,834
‫سعی کردم از اون گوشت های درجه یک درست کنم

915
00:48:25,836 --> 00:48:29,168
‫همش به خاطر آموزش های بتی کروکر بود

916
00:48:29,170 --> 00:48:31,429
‫اوه،کی،اون که آخرش یه تلفنچی بود

917
00:48:31,431 --> 00:48:34,467
‫میدونستی؟

918
00:48:34,469 --> 00:48:37,331
‫بتی کروکر فقط یه ایده برای تبلیغات و جلب مشتری

919
00:48:37,333 --> 00:48:39,942
‫بود که توسط یه عده که تو اتاق نشسته بودن طراحی شده بود

920
00:48:39,944 --> 00:48:41,975
‫هیچ وقت یه آدم حقیقی نبود

921
00:48:41,977 --> 00:48:43,742
‫اون یه زن بود

922
00:48:45,615 --> 00:48:47,754
‫یه زن که قرار شد بشه بتی کروکر

923
00:48:49,820 --> 00:48:52,394
‫خب تو از اونجایی که

924
00:48:52,396 --> 00:48:54,163
‫تو کار غذا هستی باید این چیزا رو بهتر بدونی

925
00:48:55,493 --> 00:48:57,466
‫و حدس میزنم تو هم باید به خوبی بتی تلفنچی رو بشناسی

926
00:48:59,265 --> 00:49:00,832
‫باشه

927
00:49:03,299 --> 00:49:05,907
‫من لیاقتم همینه

928
00:49:05,909 --> 00:49:10,073
‫ولی فقط محض اطلاعت من جایی نمیرم

929
00:49:10,075 --> 00:49:12,673
‫وقتی کارت تموم شد
‫و گوشت هاتو خوردی

930
00:49:12,675 --> 00:49:13,808
‫من همینجا خواهم بود

931
00:49:13,810 --> 00:49:16,746
‫تو میدونستی که نمیتونی بچه دار شی

932
00:49:16,748 --> 00:49:19,916
‫قبل از اینکه ازدواج کنیم میدونستی
‫حتی قبل از اینکه همدیگرو ببینیم

933
00:49:21,087 --> 00:49:22,357
‫آخه برای چی بهم نگفتی؟

934
00:49:22,359 --> 00:49:23,756
‫چون تو هیچ وقت باهام ازدواج نمیکردی

935
00:49:23,758 --> 00:49:25,354
‫اگه حقیقت رو میدونستی
‫اینکار رو میکردی؟

936
00:49:25,356 --> 00:49:27,488
‫میدونم وقتی اولین بار منو تو کلیسا دیدی با خودت چی گفتی

937
00:49:27,490 --> 00:49:28,758
‫یه دختر خوب مسیحی که

938
00:49:28,760 --> 00:49:30,054
‫کلی بچه خوب مسیحی به دنیا میاره

939
00:49:30,056 --> 00:49:31,421
‫من تو رو تو کلیسا ندیدم

940
00:49:31,423 --> 00:49:32,789
‫البته که دیدی
‫یادت نمیاد؟

941
00:49:32,791 --> 00:49:36,832
‫غذای یکشنبه قبل از عید پاک بود
‫و من یه دفعه خوردم به تو

942
00:49:36,834 --> 00:49:39,170
‫سالاد کلم تو ریخت رو دفتر من و

943
00:49:39,172 --> 00:49:40,369
‫قبل از اون بود

944
00:49:44,909 --> 00:49:49,251
‫من همیشه تو رابطه با دخترا خجالتی بودم

945
00:49:49,253 --> 00:49:52,284
‫همیشه سختم بود باهاشون حرف بزنم

946
00:49:52,286 --> 00:49:56,925
‫خب با خودم فکر کردم...

947
00:49:56,927 --> 00:50:01,493
‫برم به یه...فاحشه خونه

948
00:50:01,495 --> 00:50:09,140
‫شاید اونجا بتونم
‫میدونی که...یه چیزی یاد بگیرم

949
00:50:09,142 --> 00:50:14,308
‫تا هیچ دختری رو ندیده بودم که اونقدر باهام مهربون باشه

950
00:50:14,310 --> 00:50:16,676
‫دیگه نمیخواستم اونجارو ترک کنم

951
00:50:16,678 --> 00:50:18,043
‫از این میترسیدم که دیگه

952
00:50:18,045 --> 00:50:19,380
‫هیچ وقت تو رو نمیبینم

953
00:50:19,382 --> 00:50:21,919
‫و وقتی اون روز اومدن به اون کلیسا

954
00:50:21,921 --> 00:50:27,586
‫تو اونجا واستاده بودی
‫میدونستم این برام میتونه چه معنی ــی داشته باشه

955
00:50:30,259 --> 00:50:32,659
‫هرگز به این فکر نکردم که تو یه دختر خوب مسیحی هستی

956
00:50:32,661 --> 00:50:34,965
‫به این فکر کردم که تو عشق زندگیم هستی

957
00:50:55,418 --> 00:50:57,953
‫باید قبول کنم که مزه خیلی خوبی داره

958
00:50:57,955 --> 00:51:00,025
‫همیشه شکل و قیافشو دوست داشتم

959
00:51:00,027 --> 00:51:02,426
‫یه جورایی منو شبیه همینگوی میکرد

960
00:51:02,428 --> 00:51:07,067
‫خب،من چه جور نصیحتی میتونم بهت بکنم؟

961
00:51:07,069 --> 00:51:08,235
‫حقیقتش ،بیل

962
00:51:08,237 --> 00:51:09,833
‫یه سری نصیحت هست که من میخوام به تو بکنم

963
00:51:09,835 --> 00:51:11,969
‫میدونی من چرا با الیس ازدواج کردم؟

964
00:51:15,743 --> 00:51:17,205
‫فکر میکردم میتونه منو درمان کنه

965
00:51:17,207 --> 00:51:18,436
‫دیگه چشمم دنبال این و اون نباشه

966
00:51:18,438 --> 00:51:20,508
‫دیگه مثل جوونا دنبال کون دخترا راه نیفتم

967
00:51:20,510 --> 00:51:22,178
‫میدونی میشد مثل یه جادو باشه؟

968
00:51:22,180 --> 00:51:24,642
‫به محض این که حلقه رو میکردم تو دستم
‫جادو اتفاق میفتاد

969
00:51:24,644 --> 00:51:26,084
‫همه اون چیزا از بین میرفت

970
00:51:26,086 --> 00:51:28,949
‫و خب،فقط من واون میموندیم

971
00:51:28,951 --> 00:51:32,928
‫درست سه ماه بعدش مخ یه کمک دندان پزشک
‫به اسم جری رو زدم

972
00:51:32,930 --> 00:51:34,361
‫برای اون کار از خودم متنفر شدم

973
00:51:34,363 --> 00:51:36,564
‫بعد از اون تمام اون ۱۲ سال رو

974
00:51:36,566 --> 00:51:39,268
‫به متنفر بودن از خودم گذروندم

975
00:51:39,270 --> 00:51:40,669
‫بیشتر کسایی که یه بار بسوزن

976
00:51:40,671 --> 00:51:42,038
‫دیگه به آتیش دست نمیزنن

977
00:51:42,040 --> 00:51:44,207
‫پس من چه مرگم بود؟

978
00:51:44,209 --> 00:51:45,911
‫که نمیتونستم از لمس کردن آتیش دست بکشم؟

979
00:51:49,114 --> 00:51:51,688
‫نمیدونی چند بار که از خودم این سوال رو نپرسیدم

980
00:51:51,690 --> 00:51:53,717
‫چرا تو ...نمیتونی مثل بیل باشی؟

981
00:51:55,350 --> 00:51:58,191
‫وبعدش...
‫اون شب...

982
00:52:00,623 --> 00:52:02,430
‫تو هتل

983
00:52:02,432 --> 00:52:05,365
‫م..من فهمیدم الکی خودم رو عذاب میدادم

984
00:52:05,367 --> 00:52:07,500
‫چون...تو و من
‫هر دو از یه قماش بودیم

985
00:52:07,502 --> 00:52:11,665
‫هر دومون سعی میکردیم بهترین باشیم
‫ولی چی شد؟

986
00:52:11,667 --> 00:52:13,296
‫من نه بهتر ونه بدتر از بیل مسترز بودم

987
00:52:13,298 --> 00:52:14,295
‫من فکر میکنم ویرجینیا برات توضیح داده باشه

988
00:52:14,297 --> 00:52:15,597
‫ما دوباره داریم تحقیق رو راه میندازیم

989
00:52:15,599 --> 00:52:17,830
‫بی خیال،بیل
‫ببین تو داری با من حرف میزنی

990
00:52:17,832 --> 00:52:19,870
‫نمیفهمم منظورت چیه

991
00:52:19,872 --> 00:52:23,174
‫فقط راهی رو که من رفتم رو نرو

992
00:52:23,176 --> 00:52:25,640
‫تو  بهتره این چیزا رو تو لفافه نگه داری

993
00:52:25,642 --> 00:52:27,945
‫منظورم اینه که
‫من تنها کسی نیستم که میدونم

994
00:52:27,947 --> 00:52:31,924
‫لیلیان دی پاول اونقدر باهوش بوده که
‫از همون اوّل همه چیز رو بفهمه

995
00:52:31,926 --> 00:52:35,356
‫اینو از من داشته باش
‫این زندگی مجردی....

996
00:52:35,358 --> 00:52:36,524
‫اونقدر ها هم جالب نیست

997
00:52:36,526 --> 00:52:39,458
‫و حرفمو اشتباه متوجه نشو

998
00:52:39,460 --> 00:52:41,628
‫بعضی روزاست که حس میکنم

999
00:52:41,630 --> 00:52:45,434
‫مردم و رفتم به بهشت...واقعاً

1000
00:52:45,436 --> 00:52:47,537
‫ولی از محل بچه ها بیشتر نمیتونم برم جلو

1001
00:52:47,539 --> 00:52:51,199
‫چون وقتی میخوام حرکت کنم میبینم...
‫یه چیزی جلوم رو گرفته

1002
00:52:54,941 --> 00:52:57,342
‫تنها چیزی که میدونم اینه که نمیتونم
‫بدون بچه هام زندگی کنم

1003
00:52:59,450 --> 00:53:04,783
‫همه چیزی که میخوام بگم اینه که
‫هر چیزی رو که ویرجینیا بهت میده رو

1004
00:53:04,785 --> 00:53:10,119
‫با همه این چیزا بذار کنار هم

1005
00:53:13,731 --> 00:53:15,625
‫واقعاً ارزششو داره؟

1006
00:53:46,195 --> 00:53:48,933
‫تتی گریت هاوس زنگ زد

1007
00:53:48,935 --> 00:53:53,770
‫برام یه چیز خیلی عجیب و غریب تعریف کرد

1008
00:53:53,772 --> 00:53:56,002
‫گفت تو اخراج شدی

1009
00:53:56,004 --> 00:53:58,843
‫که به همسرش حمله کردی

1010
00:53:58,845 --> 00:54:01,180
‫م..م..من یه دفعه
‫کنترلمو...از دست دادم

1011
00:54:01,182 --> 00:54:02,508
‫ولی باید این کار رو میکردم

1012
00:54:02,510 --> 00:54:04,180
‫اون آدم یه آدم بی فرهنگ هرزه ــست

1013
00:54:04,182 --> 00:54:06,348
‫آخه چرا من باید همه چیزو

1014
00:54:06,350 --> 00:54:07,886
‫در مورد شوهرم از این واون بشنوم!؟

1015
00:54:07,888 --> 00:54:09,719
‫میخواستم همون دیشب بهت بگم

1016
00:54:09,721 --> 00:54:11,025
‫ولی بعدش دیدم آستین اینجاست

1017
00:54:11,027 --> 00:54:13,027
‫این دوّمین کارت تو ۲ماه ــه بیل!

1018
00:54:13,029 --> 00:54:17,163
‫چند وقت دیگه هیچ بیمارستانی نیست که توش سرک نکشیده باشی

1019
00:54:17,165 --> 00:54:18,234
‫لیب

1020
00:54:18,236 --> 00:54:20,304
‫چرا داری با من اینکار رو میکنی؟

1021
00:54:20,306 --> 00:54:24,410
‫این برامون زندگی شده که
‫از این کار بپری سر یه کار دیگه؟

1022
00:54:24,412 --> 00:54:27,150
‫همیشه هم میگی کارت به اندازه کافی خوب نبوده

1023
00:54:27,152 --> 00:54:29,047
‫فقط قضیه خوب بودن نیست لیبی

1024
00:54:29,049 --> 00:54:30,118
‫در مورد

1025
00:54:30,120 --> 00:54:31,149
‫تحقیقت

1026
00:54:31,151 --> 00:54:33,590
‫اونا چیزی در مورد تحقیقت نمیفهمن؟

1027
00:54:33,592 --> 00:54:37,358
‫خب،تو بیمارستان قبلی هم چیزی نمیفهمیدم

1028
00:54:37,360 --> 00:54:39,494
‫این به این معنی نیست که کارا درست پیش نمیره

1029
00:54:39,496 --> 00:54:40,663
‫درست میشه
‫همه چیز درست میشه

1030
00:54:40,665 --> 00:54:41,761
‫کی بیل؟

1031
00:54:41,763 --> 00:54:45,369
‫دقیقآً کی همه چیز درست میشه؟

1032
00:54:45,371 --> 00:54:48,166
‫یادت نیست چند تا موقعیت رو بر باد دادی

1033
00:54:48,168 --> 00:54:49,670
‫تا این کار گیرت اومد؟

1034
00:54:49,672 --> 00:54:55,745
‫تو...تو یه زن ویه بچه داری که به تو تکیه کردن

1035
00:54:55,747 --> 00:54:58,049
‫این برات اهمیت نداره؟

1036
00:54:58,051 --> 00:55:02,320
‫ا..اره
‫بله،ال..الب..البته که داره

1037
00:55:02,322 --> 00:55:05,783
‫همش دارم به این فکر میکنم که

1038
00:55:05,785 --> 00:55:12,528
‫چی کار میتونم برای تو انجام بدم
‫برای بچه

1039
00:55:15,564 --> 00:55:20,036
‫تو فق...تو فقط باید بهم اعتماد کنی
‫باشه؟

1040
00:55:20,038 --> 00:55:22,207
‫من میخوام از شما مراقبت کنم

1041
00:55:22,209 --> 00:55:25,112
‫هر اتفاقی بیفته من همیشه
‫از شما مراقبت خواهم کرد

1042
00:55:25,114 --> 00:55:27,319
‫فقط باید باورم کنی

1043
00:55:27,321 --> 00:55:29,952
‫خواهش میکنم،لیبی

1044
00:55:29,954 --> 00:55:32,320
‫من فق...من فق..من فقط

1045
00:55:32,322 --> 00:55:33,719
‫من میخوا....من میخ

1046
00:55:33,721 --> 00:55:35,623
‫باشه،باشه
‫خب،خب

1047
00:55:38,224 --> 00:55:39,495
‫تو یه کار بهتر پیدا میکنی

1048
00:55:39,497 --> 00:55:43,066
‫و همه چیز درست میشه

1049
00:55:43,068 --> 00:55:45,170
‫همه چیز درست میشه

1050
00:55:57,449 --> 00:56:00,320
‫شش به علاوه چهار؟

1051
00:56:00,322 --> 00:56:03,416
10

1052
00:56:03,418 --> 00:56:05,089
‫شش به علاوه دوازده

1053
00:56:05,091 --> 00:56:06,290
‫تشا

1054
00:56:06,292 --> 00:56:07,931
‫برادرت نباید مشقات رو جای تو انجام بده

1055
00:56:07,933 --> 00:56:09,460
‫آخه اون بهتر انجامشون میده

1056
00:56:09,462 --> 00:56:11,299
‫اگه اون اینجا نباشه چی میشه؟

1057
00:56:11,301 --> 00:56:13,403
‫همم؟وقتی سر کلاس معلم ازت خواست بری پا تخته

1058
00:56:13,405 --> 00:56:14,732
‫اون موقع چی کار میکنی؟

1059
00:56:16,344 --> 00:56:19,309
‫تو نباید برای انجام کارات رو کسی حساب کنی

1060
00:56:19,311 --> 00:56:20,972
‫فقط میتونی رو خودت حساب کنی

1061
00:56:20,974 --> 00:56:23,675
‫اون چیزی که خودت به دست میاری ارزش داره

1062
00:56:23,677 --> 00:56:26,115
‫تو همه کاراتو خودت میکنی؟

1063
00:56:27,484 --> 00:56:29,348
‫نه قبلاً نه

1064
00:56:29,350 --> 00:56:30,819
‫ولی الان چرا

1065
00:56:30,821 --> 00:56:32,988
‫از الان به بعد

1066
00:56:56,215 --> 00:56:58,645
‫ما خیلی خوشحالیم

1067
00:56:58,647 --> 00:57:01,851
‫که تصمیم گرفتید به ما ملحق بشید
‫دکتر مسترز

1068
00:57:01,853 --> 00:57:04,600
‫برای من افتخاره

