‫﻿۱
00:00:06,800 --> 00:00:08,760
‫دست نگه‌دار وگرنه شلیک می‌کنم

2
00:00:08,880 --> 00:00:09,720
‫نه

3
00:00:25,200 --> 00:00:26,400
‫اسم من "توکیو"ـه

4
00:00:28,560 --> 00:00:31,800
‫ولی وقتی این قضیه شروع شد
‫این اسم من نبود

5
00:00:33,840 --> 00:00:34,600
‫من این آدم بودم

6
00:00:38,160 --> 00:00:39,520
‫و این آقا عشق زندگیم‌ـه

7
00:00:40,740 --> 00:00:43,180
‫آخرین‌باری که دیدمش غرق در خون بود
‫و منم داشتم ترکش می‌کردم

8
00:00:43,260 --> 00:00:44,780
‫اونم درحالی‌که چشماش هنوز باز بود

9
00:00:45,600 --> 00:00:47,160
‫۱۵تا سرقت تَر و تمیز انجام داده بودیم

10
00:00:48,200 --> 00:00:50,400
‫ولی قاطی کردن عشق و کار
‫هیچ‌موقع جواب نمیده

11
00:00:50,680 --> 00:00:54,440
‫واسه همین وقتی اون مأمور امنیتی شلیک کرد
‫مجبور شدم حرفه‌ـم رو تغییر بدم

12
00:00:56,080 --> 00:00:58,000
‫از سارق تبدیل شدم به قاتل

13
00:00:59,040 --> 00:01:00,620
‫و اینجوری شد که شروع کردم
‫به فرار کردن

14
00:01:02,040 --> 00:01:03,920
‫یه‌جورایی منم مُرده بودم دیگه

15
00:01:06,480 --> 00:01:08,560
‫یا حداقل با یه آدم مُرده دیگه فرقی نداشتم

16
00:01:27,000 --> 00:01:28,600
‫به مدت ۱۱ روز مخفی شده بودم

17
00:01:29,080 --> 00:01:32,080
‫و عکسم پس‌زمینه‌ی همه‌ی
‫پاسگاه‌های پلیس اسپانیا شده بود

18
00:01:32,160 --> 00:01:33,840
‫اگه میرفتم زندان ۳۰ سال برام می‌بُریدن

19
00:01:33,920 --> 00:01:36,360
‫منم از اونجور دخترهایی نیستم که
‫دوست داشته باشم

20
00:01:36,440 --> 00:01:37,900
‫توی سلولِ یه زندان پیر بشم

21
00:01:39,160 --> 00:01:40,360
‫ترجیح میدم فرار کنم

22
00:01:41,280 --> 00:01:42,480
‫با تموم وجودم

23
00:01:43,600 --> 00:01:45,080
‫و اگه نتونم جسمم رو فراری بدم

24
00:01:46,600 --> 00:01:48,040
‫ترجیح میدم حداقل روحم رو فراری بدم

25
00:01:50,920 --> 00:01:53,980
‫وقتی برام نمونده بود و یه سری کارهای
‫مهمی داشتم که باید انجام‌شون میدادم

26
00:01:55,280 --> 00:01:56,600
‫در واقع فقط یه کار دیگه داشتم

27
00:02:05,160 --> 00:02:06,160
‫الو؟

28
00:02:08,360 --> 00:02:09,200
‫مامان؟

29
00:02:09,800 --> 00:02:10,680
‫دخترم

30
00:02:12,080 --> 00:02:13,600
‫چطوری عزیزکم؟

31
00:02:15,360 --> 00:02:16,640
‫چی شده؟

32
00:02:17,120 --> 00:02:18,360
‫اخبار رو مگه ندیدی؟

33
00:02:19,240 --> 00:02:20,960
‫تموم اون چیزهایی که در موردم
‫میگن رو نشنیدی؟

34
00:02:21,640 --> 00:02:23,200
‫آره . البته که اخبار رو دیدم

35
00:02:26,000 --> 00:02:26,840
‫میدونی چیه؟

36
00:02:29,000 --> 00:02:30,640
‫دارم فکر می‌کنم که از اینجا برم

37
00:02:30,720 --> 00:02:33,640
‫شاید به عنوان آشپز به
‫یه کشتیِ «چین»ـی ملحق شدم

38
00:02:34,040 --> 00:02:36,280
‫یادته بهم گفته بودی که نمی‌تونم
‫حتی یه اُملت درست کنم؟

39
00:02:36,360 --> 00:02:37,800
‫خب ، یاد می‌گیرم . نظرت چیه؟

40
00:02:38,640 --> 00:02:40,000
‫نمیدونم عزیزم

41
00:02:40,520 --> 00:02:42,080
‫اگه بخوان فقط غذای «چین»ـی بخورن چی؟

42
00:02:45,080 --> 00:02:46,720
‫این رفتن‌ـت چه معنی داره؟

43
00:02:48,240 --> 00:02:50,080
‫یعنی دیگه قرار نیست ببینمت؟

44
00:02:51,560 --> 00:02:53,120
‫چرت و پِرت نگو

45
00:02:53,720 --> 00:02:54,760
‫البته که بازم من رو می‌بینی

46
00:02:54,920 --> 00:02:56,960
‫اصلاً برات بلیط میخرم
‫که بیای من رو ببینی

47
00:02:59,200 --> 00:03:00,480
‫کجا بیام ببینمت؟

48
00:03:01,960 --> 00:03:02,960
‫توی قبرستون؟

49
00:03:07,440 --> 00:03:08,520
‫تنهایی؟

50
00:03:10,960 --> 00:03:12,000
‫مامان ، تنهایی؟

51
00:03:12,560 --> 00:03:13,400
‫آره

52
00:03:13,800 --> 00:03:16,440
‫خب پس برو توی کوچه
‫یه‌جوری که انگار می‌خوای بری مغازه

53
00:03:17,840 --> 00:03:18,880
‫خودم پیدات می‌کنم

54
00:03:22,280 --> 00:03:24,880
‫و همون روز
‫همون روزی که قرار بود وارد کشتارگاه بشم

55
00:03:25,040 --> 00:03:27,080
‫فرشته‌ی نجاتم ظاهر شد

56
00:03:28,360 --> 00:03:31,200
‫ولی خب ، هیچ‌موقع به قطع و یقین
‫نمیدونی یه فرشته‌ی نجات چه شکلی‌ـه

57
00:03:31,480 --> 00:03:34,600
‫و هیچ‌موقع هم نمی‌تونی تصور کنی
‫که قراره توی یه "سیتِ ایبیزا" ظاهر بشه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اسم ماشین)</font>

58
00:03:34,680 --> 00:03:36,120
‫اونم مدلِ ۱۹۹۲

59
00:03:36,200 --> 00:03:37,960
‫عذر می‌خوام . یه لحظه وقت دارین؟

60
00:03:39,960 --> 00:03:40,800
‫نه

61
00:03:44,920 --> 00:03:47,240
‫آشپزی توی یه کشتیِ «چین»ـی
‫فقط یه مزیت داره

62
00:03:51,280 --> 00:03:53,200
‫مجبور نیستی دیگه ظرفاشون رو بشوری

63
00:03:54,400 --> 00:03:56,280
‫واسه یه لحظه داشتم به «چین»ـی‌ها فکر می‌کردم

64
00:03:56,920 --> 00:03:59,220
‫و به این فکر می‌کردم که از کسایی که
‫تُف می‌کنن بدم میاد

65
00:04:06,200 --> 00:04:07,840
‫- کی هستی؟ پلیسی؟
‫- وایسا . وایسا

66
00:04:07,920 --> 00:04:10,760
‫داری وارد کشتارگاه میشی
‫کلی پلیس اونجا منتظرت وایسادن

67
00:04:10,840 --> 00:04:12,680
‫و یه‌دونه ماشینم از ۶ روز پیش
‫اونجا گذاشتن

68
00:04:12,800 --> 00:04:13,800
‫چرا باید حرفات رو باور کنم؟

69
00:04:14,960 --> 00:04:16,520
‫و اینگونه بود که با "پروفسور" آشنا شدم

70
00:04:17,280 --> 00:04:19,300
‫درحالی‌که به سمت بیضه‌هاش
‫تفنگم رو نشونه رفته بودم

71
00:04:19,380 --> 00:04:20,220
‫اجازه میدی؟

72
00:04:20,320 --> 00:04:24,240
‫جنبه‌ی خوب رابطه‌ها اینه که
‫آخرش یادت میره چطوری شروع شدن

73
00:04:24,640 --> 00:04:25,480
‫اجازه میدی؟

74
00:04:40,560 --> 00:04:42,240
‫اونا همین الانش هم توی
‫خونه‌ی مادرت هستن

75
00:04:48,680 --> 00:04:49,960
‫واسه همین اومدم کمکت کنم

76
00:04:52,560 --> 00:04:54,600
‫می‌خوام بهت پیشنهاد یه کار رو بدم

77
00:04:56,360 --> 00:04:58,160
‫یه سرقت . یه سرقت که...

78
00:05:01,280 --> 00:05:02,420
‫منحصربه‌فردـه

79
00:05:04,040 --> 00:05:05,360
‫دنبال آدمایی هستم که...

80
00:05:06,400 --> 00:05:08,400
‫یعنی آدمایی که چیزی واسه
‫از دست دادن ندارن

81
00:05:11,280 --> 00:05:12,680
‫نظرت در مورد...

82
00:05:14,000 --> 00:05:16,440
‫۲ میلیون و ۴۰۰هزار یورو چیه؟

83
00:05:20,000 --> 00:05:22,240
‫هیچکی یه همچین کاری رو
‫تا حالا انجام نداده

84
00:05:22,320 --> 00:05:25,360
‫نه توی نیویورک ، نه توی لندن
‫«نه توی «مونتِ کارلو

85
00:05:25,440 --> 00:05:27,600
‫پس اگه این‌دفعه عکسم میرفت
‫توی روزنامه‌ها

86
00:05:27,680 --> 00:05:30,320
‫حداقل این‌بار به‌خاطر بزرگترین
‫سرقت تاریخ می‌شد

87
00:06:13,000 --> 00:06:14,080
‫بهتون خوشامد میگم

88
00:06:16,160 --> 00:06:20,080
‫و ازتون سپاسگزارم که این...

89
00:06:22,280 --> 00:06:23,460
‫پیشنهاد کاری رو پذیرفتین

90
00:06:27,640 --> 00:06:30,920
‫ما قراره اینجا زندگی کنیم
‫که از سروصدای شهر دور باشیم

91
00:06:31,720 --> 00:06:34,160
‫۵ماه...۵ ماهی که وقت میذاریم
‫تا نحوه‌ی انجام کار رو

92
00:06:34,240 --> 00:06:36,840
‫- بررسی و مطالعه کنیم
‫- منظورت چیه ۵ ماه؟

93
00:06:37,040 --> 00:06:38,480
‫مگه دیوونه‌ایم؟

94
00:06:41,240 --> 00:06:45,080
‫ببینید ، ملت کلی وقت میذارن
‫درس می‌خونن

95
00:06:46,280 --> 00:06:48,960
‫تا آخرش بتونن یه حقوقی بگیرن
‫یه حقوقی که در بهترین حالت

96
00:06:49,800 --> 00:06:51,840
‫فقط یه حقوق ساده‌ست
‫یه حقوق بخور نمیر

97
00:06:54,080 --> 00:06:55,480
‫مگه ۵ ماه چقدره؟

98
00:06:57,520 --> 00:06:58,840
‫من در مورد این قضیه...

99
00:07:02,040 --> 00:07:03,480
‫خیلی بیشتر از این حرفا فکر کردم

100
00:07:07,520 --> 00:07:09,440
‫اینکه دیگه لازم نباشه تا
‫آخر عمرتون کار کنین

101
00:07:10,400 --> 00:07:11,760
‫نه خودتون

102
00:07:13,480 --> 00:07:15,080
‫نه بچه‌هاتون

103
00:07:23,000 --> 00:07:23,840
‫خیلی‌خب

104
00:07:23,920 --> 00:07:26,880
‫هنوز همدیگر رو نمی‌شناسید
‫و قصد دارم همینطورم باقی بمونه

105
00:07:26,960 --> 00:07:30,920
‫اسم هیچ‌کدوم‌تون نباید مشخص باشه
‫هیچ سوال شخصی هم نداریم

106
00:07:32,760 --> 00:07:35,080
‫و البته رابطه‌ی شخصی هم نداریم

107
00:07:36,960 --> 00:07:39,840
‫از تک‌تک‌تون می‌خوام که یه اسم
‫واسه خودتون انتخاب کنین . یه چیز ساده

108
00:07:39,920 --> 00:07:41,720
‫می‌تونه شماره باشه . سیاره باشه
‫شهر باشه

109
00:07:41,880 --> 00:07:46,440
‫- مثلاً "آقای ۱۷ ، خانم ۲۳"
‫- اینطوری که نمیشه

110
00:07:46,520 --> 00:07:49,280
‫- من شماره تلفنمم یادم نیست
‫- منم واسه همین این رو گفتم

111
00:07:51,080 --> 00:07:54,640
‫- اون‌موقع سیاره چی؟
‫- «من می‌تونم «مریخ» باشم . اونم «اورانوس

112
00:07:55,040 --> 00:07:56,760
‫من که «اورانوس» نمیشم
‫پس بیخیالش شو

113
00:07:57,240 --> 00:07:59,560
‫- مگه «اورانوس» چشه؟
‫- از ریتمش خوشم نمیاد

114
00:07:59,720 --> 00:08:02,800
‫- اسم شهرها رو میذاریم . شهرها
‫- پس شد شهرها

115
00:08:03,560 --> 00:08:04,400
‫خیلی‌خب

116
00:08:04,560 --> 00:08:06,720
‫اینطور شد که من شدم "توکیو"

117
00:08:07,800 --> 00:08:10,040
‫اون که به ماتحتم زُل زده شد آقای "برلین"

118
00:08:10,520 --> 00:08:11,480
‫آقا تحت بازداشته

119
00:08:12,920 --> 00:08:14,000
‫۲۷تا سرقت انجام داده

120
00:08:14,080 --> 00:08:16,480
‫از جواهرات و خونه‌های حراجی گرفته
‫تا وَن‌های امنیتی بانکی

121
00:08:16,560 --> 00:08:18,880
‫بزرگترین کارِش توی «شانزه‌لیزه» پاریس بود

122
00:08:19,040 --> 00:08:21,320
‫۴۳۴تا الماس

123
00:08:22,160 --> 00:08:23,680
‫مثل کوسه توی استخر می‌مونه

124
00:08:23,820 --> 00:08:26,320
‫می‌تونی باهاش شنا کنی
‫ولی هیچ‌موقع پیش‌ـش آروم و قرار نداری

125
00:08:26,400 --> 00:08:28,280
‫و در واقع ایشون رئیس و مسئول
‫عملیات‌مون می‌شد

126
00:08:29,400 --> 00:08:31,200
‫اونی که داره سرفه می‌کنه آقای "مسکو"ـه

127
00:08:31,660 --> 00:08:34,340
‫اولین چیزهایی که می‌کَند مین‌های توی
‫"آستوریاس" بود
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(یکی از ایالت‌های اسپانیا)</font>

128
00:08:35,760 --> 00:08:38,800
‫بعد فهمید اگه به سمت بالا حفاری
‫رو انجام بده بیشتر پیشرفت می‌کنه

129
00:08:38,960 --> 00:08:42,120
‫۶تا مغازه‌ی خزفروشی ، ۶تا ساعت‌فروشی
‫«و بالاخره بانک "کاخا رورال" «آبیلس
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(آبیلس» : نام روستایی در «آستوریاس» اسپانیا»)</font>

130
00:08:42,960 --> 00:08:45,720
‫بَلَده از دستگاه جوش و خلاصه
‫هر جور تجهیزات صنعتی استفاده کنه

131
00:08:45,960 --> 00:08:48,960
‫اونی که پشت "مسکو" نشسته
‫"دِنوِر" هست و پسرش‌ـه

132
00:08:50,680 --> 00:08:52,760
‫توی کارِ مواده . دندون و دنده خُرد می‌کنه

133
00:08:53,720 --> 00:08:55,280
‫توی دیسکوها سلطان هر چی دعواست

134
00:08:55,520 --> 00:08:56,760
‫شدیداً بی‌اعصاب و جوشی‌ـه

135
00:08:56,920 --> 00:08:59,440
‫توی یه نقشه‌ی درست و حسابی
‫بمب ساعتی‌ـه

136
00:09:03,720 --> 00:09:05,440
‫"ریو" نقطه ضعف منه

137
00:09:05,760 --> 00:09:07,520
‫مثل «موتزارت» می‌مونه
‫فقط کارش با کامپیوتره

138
00:09:08,840 --> 00:09:12,520
‫از ۶ سالگی‌ـش برنامه‌نویسی می‌کرده
‫و خدای وسایل الکترونیکی و هشداری‌ـه

139
00:09:12,600 --> 00:09:15,940
‫واسه‌ی بقیه‌ی چیزهایی که توی زندگی‌ وجود داره
‫مثل این می‌مونه که دیروز به دنیا اومده باشه

140
00:09:16,360 --> 00:09:18,960
‫اون ۲تا دوقلوهای "سیامی" هستند
‫"هلسینکی" و "اُسلو"

141
00:09:19,200 --> 00:09:21,800
‫حتی خفن‌ترین نقشه‌ها هم
‫به سرباز نیاز داره

142
00:09:21,960 --> 00:09:23,400
‫و کی بهتر از ۲تا صِرب

143
00:09:23,480 --> 00:09:26,560
‫شاید فکرم می‌کنن
‫ولی خداییش ما که هیچ‌وقت نفهمیدیم

144
00:09:28,160 --> 00:09:29,000
‫"نایروبی"

145
00:09:29,760 --> 00:09:31,080
‫یه آدم شدیداً خوش‌بین

146
00:09:31,440 --> 00:09:33,800
‫از وقتی ۱۳ سالش بوده
‫اسکناس جعل می‌کرده

147
00:09:33,880 --> 00:09:35,800
‫و حالا هم مدیر کِیفی کار ماست

148
00:09:37,000 --> 00:09:40,080
‫شاید دیوونه و رو اعصاب باشه
‫ولی واقعاً بامزه‌ست

149
00:09:41,240 --> 00:09:45,640
‫فکر کنید که هر روز قراره
‫در مورد ما توی اخبار صحبت کنن

150
00:09:46,280 --> 00:09:49,000
‫هر خونواده‌ای توی کشور
‫داره با خودش فکر می‌کنه

151
00:09:49,680 --> 00:09:50,880
‫که ما داریم چکار می‌کنیم

152
00:09:52,400 --> 00:09:53,920
‫و میدونید چی فکر می‌کنن؟

153
00:09:57,000 --> 00:09:59,800
‫فکرشون اینه : "حرومزاده‌ها
‫کاش یه چنین ایده‌ای به ذهن ما میرسید"

154
00:09:59,800 --> 00:10:02,840
‫"پروفسور" هیچ سابقه‌ی کیفری‌ نداشت
‫اثری ازش جایی نبود

155
00:10:03,160 --> 00:10:06,120
‫آخرین‌باری که شناسنامه‌ـش
‫رو تمدید کرد ۱۹ سالش بود

156
00:10:06,440 --> 00:10:10,680
‫به‌طور کلی میشه گفت یه روح‌ـه
‫ولی یه روح خیلی باهوشه

157
00:10:10,880 --> 00:10:14,520
‫ما قرار نیست پول کسی رو بدزدیم

158
00:10:16,240 --> 00:10:18,200
‫چون قراره اونا فکر کنن ما آدمای
‫خوبی هستیم

159
00:10:19,560 --> 00:10:20,520
‫و این قضیه واقعاً حیاتی هست

160
00:10:20,600 --> 00:10:23,640
‫واقعاً حیاتی‌ـه که افکار عمومی
‫سمت ما باشه

161
00:10:28,120 --> 00:10:30,520
‫قراره ما قهرمان‌هاشون باشیم

162
00:10:32,640 --> 00:10:35,640
‫ولی خیلی محتاطانه
‫چون لحظه‌ای که حتی

163
00:10:35,720 --> 00:10:38,040
‫یه قطره خون از کسی ریخته بشه
‫حواس‌تون باشه خیلی مهمه

164
00:10:38,840 --> 00:10:40,320
‫اگه حتی یه‌دونه قربانی داشته باشیم

165
00:10:41,520 --> 00:10:45,240
‫دیگه دست از «رابین هود بودن» برمیداریم
‫و خیلی ساده اون رویِ سگ‌مون بالا میاد

166
00:10:46,600 --> 00:10:47,440
‫پروفسور»؟»

167
00:10:49,440 --> 00:10:50,520
‫«بفرمایید خانم «توکیو

168
00:10:52,280 --> 00:10:53,480
‫قراره به چی دستبُرد بزنیم؟

169
00:11:00,920 --> 00:11:03,000
‫«ضراب‌خونه‌ی ملی پول و تمبر»

170
00:12:01,200 --> 00:12:07,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"La Casa De Papel"
‫فصل ۱ : قسمت ۱</font>

171
00:12:08,000 --> 00:12:09,000
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

172
00:12:14,500 --> 00:12:23,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">روز سرقت "
‫" جمعه - ساعت ۸:۳۵</font>

173
00:12:27,920 --> 00:12:29,040
‫کی ماسک رو انتخاب کرده؟

174
00:12:29,360 --> 00:12:31,600
‫- مگه چه مشکلی داره؟
‫- ترسناک نیست آخه

175
00:12:32,120 --> 00:12:34,560
‫توی فیلمای سرقت از بانک ماسک‌ها ترسناکن

176
00:12:35,240 --> 00:12:38,740
‫مثلاً ماسک زامبی میزنن یا اسکلت . یه چیزی
‫که به مرگ مربوطه . نمیدونم . احساس می‌کنم...

177
00:12:39,880 --> 00:12:41,000
‫وقتی یه تفنگ تو دست‌ـت باشه

178
00:12:41,080 --> 00:12:43,520
‫بهت اطمینان میدم که یه آدم روانی
‫خیلی ترسناک‌تر از یه اسکلته

179
00:12:43,580 --> 00:12:45,660
‫- بس کن بابا
‫- حالا این یارو که سیبیل داره کی بوده؟

180
00:12:47,400 --> 00:12:50,940
‫"دالی" پسرم . یه نقاش اسپانیایی
‫کارِش خیلی خوب بود
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(«اشاره به «سالوادور دالی)</font>

181
00:12:51,240 --> 00:12:52,920
‫- یه نقاش بوده پس
‫- بله

182
00:12:53,000 --> 00:12:55,720
‫- یعنی نقاشی که نقاشی می‌کرده دیگه؟
‫- بله

183
00:12:56,880 --> 00:13:00,040
‫میدونی چی ترسناکه؟
‫عروسک واسه بچه‌ها

184
00:13:00,200 --> 00:13:01,720
‫خیلی ترسناکن

185
00:13:02,760 --> 00:13:03,680
‫چه عروسکایی؟

186
00:13:03,840 --> 00:13:05,880
‫«گوفی» ، «پلوتو» ، میکی ماوس»
‫همین چیزها دیگه

187
00:13:06,040 --> 00:13:08,560
‫یعنی داری میگی
‫یه موش با گوش‌هاش ترسناک‌ترـه

188
00:13:08,640 --> 00:13:10,600
‫بله عوضی جان
‫می‌خوای بگیرم بزنمت؟

189
00:13:10,680 --> 00:13:12,720
‫- هی
‫- دارم درست میگم . گوش بده بهم

190
00:13:13,000 --> 00:13:16,000
‫اگه یکی اسلحه به دست
‫ماسک «میکی ماوس» بزنه

191
00:13:16,080 --> 00:13:18,360
‫و وارد یه جایی بشه
‫ملت فکر می‌کنن طرف خُل و چِل‌ـه

192
00:13:18,440 --> 00:13:20,360
‫بعدشم کُشت و کشتار میشه
‫میدونی چرا؟

193
00:13:20,680 --> 00:13:22,760
‫چون سلاح و بچه‌ها

194
00:13:22,880 --> 00:13:24,960
‫۲تا چیزی هستن
‫که کنار هم قرارشون نمیدی پدر من

195
00:13:25,000 --> 00:13:27,920
‫- درست میگم یا نه؟
‫- واسه همینه که قضیه خطرناک‌تر جلوه می‌کنه

196
00:13:28,880 --> 00:13:29,920
‫پیچیده‌تر جلوه می‌کنه

197
00:13:30,080 --> 00:13:33,080
‫پس اینطور که میگی ماسک عیسی مسیح
‫بیشتر ملت رو می‌ترسونه چون معصوم‌ترـه

198
00:13:33,240 --> 00:13:35,800
‫ملت میگن "از شما بعیده
‫عیسی که نباید ۲تا اسلحه دستش بگیره"

199
00:13:35,880 --> 00:13:38,320
‫-"یه آدم مقدس که ۲تا اسلحه دستش نمی‌گیره"
‫- مهم نیست

200
00:13:38,400 --> 00:13:40,920
‫مشخص بود که گروه‌مون
‫چندتا زن کم داشت

201
00:13:41,480 --> 00:13:44,520
‫یه زن می‌تونه ۲ روز واسه انتخاب
‫کفش عروسی وقت صرف کنه

202
00:13:45,400 --> 00:13:48,560
‫ولی هیچ‌موقع یه دقیقه از وقتش رو
‫بابت انتخاب ماسک واسه دزدی تلف نمی‌کنه

203
00:14:07,680 --> 00:14:10,360
‫هر چیزی که واسه‌ـش برنامه ریخته بودیم
‫داشت شروع می‌شد

204
00:14:10,760 --> 00:14:14,080
‫و حین اون ثانیه‌های کوتاه داشتم به تموم
‫آدمای بی‌گناهی فکر می‌کردم

205
00:14:14,240 --> 00:14:16,520
‫که قرار بود جلویِ راه زندگی‌شون
‫سبز بشیم

206
00:14:26,500 --> 00:14:27,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">E-۸۰ جاده‌ی محلیِ "
‫" ساعت ۹:۲۵</font>

207
00:14:27,680 --> 00:14:29,760
‫"پروفسور" میدونست که فقط
‫یه راه واسه ورود به

208
00:14:29,840 --> 00:14:31,960
‫«ضرابخونه‌ی ملی پول و تمبر»
‫اونم ورود با ۳ تُن

209
00:14:32,120 --> 00:14:34,800
‫مواد منفجره هست
‫باید این مواد رو با یه کامیونی که

210
00:14:34,880 --> 00:14:36,720
‫هر هفته وارد اون
‫ساختمون می‌شد وارد می‌کردیم

211
00:14:36,800 --> 00:14:39,440
‫تا با رول‌های کاغذی اسکناس‌ها که آماده‌ی
‫چاپ کردن بودن وارد می‌شدن

212
00:14:41,840 --> 00:14:43,520
‫و قرار بود ما هم همین کار رو انجام بدیم

213
00:14:43,600 --> 00:14:47,000
‫قرار بود تا مرکزی‌ترین نقطه‌ی ضراب‌خونه بریم
‫اونم با اسکورتِ پلیس ملی

214
00:14:54,080 --> 00:14:57,280
‫توی اسپانیا هر چیزی که با ۲تا
‫ماشین پلیس محافظت بشه

215
00:14:57,360 --> 00:14:59,520
‫یه چیزی‌ـه که دارن شدیداً
‫ازش محافظت می‌کنن

216
00:15:02,240 --> 00:15:06,440
‫ولی اگه بتونی امکان هر جور ارتباطی
‫رو از طریق رادیو یا تلفن ازشون بگیری

217
00:15:06,520 --> 00:15:10,500
‫و اگه به سمت کَله‌ی ۲تا بچه‌ی ۲۶ ساله
‫با ۵تا تفنگ تهاجمی نشونه بگیری

218
00:15:10,560 --> 00:15:12,120
‫دیگه مهم نیست اسلحه داشته باشن یا نه

219
00:15:12,200 --> 00:15:14,660
‫چون پیشِ خودشون میگن یه چنین چیزی
‫ممکنه واسه هر کسی پیش بیاد

220
00:15:14,720 --> 00:15:17,400
‫گفتم یالا . از ماشین پیاده شو دیگه

221
00:15:17,960 --> 00:15:20,600
‫- مثله سگ ترسیده بودن
‫- هر کاری گفتم انجام میدی

222
00:15:20,680 --> 00:15:22,760
‫قهرمان‌بازی درآوردن هزینه داره برات

223
00:15:22,840 --> 00:15:24,800
‫هزینه‌ـش هم از ۱۶۰۰ یورو
‫در ماهی که یه بچه

224
00:15:24,880 --> 00:15:27,800
‫- توی یونیفورم می‌گیره خیلی بیشتره
‫- در کامیون رو باز کن . می‌شنوی چی میگم؟

225
00:15:27,960 --> 00:15:29,660
‫یا پولی که یه راننده ‌کامیون می‌گیره

226
00:15:29,920 --> 00:15:31,360
‫یالا لعنتی . بازش کن

227
00:15:34,760 --> 00:15:37,760
‫اگه پشت اون کامیون دختر بچه‌شون
‫رو نگه میداشتن

228
00:15:37,840 --> 00:15:40,240
‫هیچ‌موقع درش رو باز نمی‌کردن
‫ولی آخه کی به یه مُشت

229
00:15:40,320 --> 00:15:42,400
‫رُلِ کاغذ اسکناسی با
‫علامت اهمیت میده؟

230
00:15:45,680 --> 00:15:47,640
‫یالا . زود باشین

231
00:15:48,200 --> 00:15:50,280
‫یالا دیگه بابا . زودباش

232
00:15:53,120 --> 00:15:54,360
‫زود باشین . زود باشین

233
00:15:54,440 --> 00:15:58,880
‫بگیر بشین . حالا هم هر ۳تایی‌تون
‫آروم بگیرین وگرنه با تیر میزنم‌تون

234
00:16:00,840 --> 00:16:03,480
‫یه اسلحه به سمت کُلیه‌ـت نشونه رفته
‫همینطوری باید رانندگی کنی

235
00:16:03,560 --> 00:16:06,080
‫وقتی بهتون بی‌سیم زدن که ببینن
‫همه چیز مرتبه یا نه

236
00:16:06,160 --> 00:16:09,200
‫با ملایمت کامل جواب میدین
‫طوری که انگار همه چیز داره به خوبی پیش میره

237
00:16:10,000 --> 00:16:11,040
‫شیرفهم شد؟

238
00:16:15,320 --> 00:16:17,360
‫و میونِ اون هرج و مرج با اسلحه‌ها

239
00:16:17,440 --> 00:16:20,280
‫اون شبی رو یادم میومد
‫قبل از اینکه ازم درخواست ازدواج بشه

240
00:16:20,720 --> 00:16:22,800
‫شبی که من برنامه‌های دیگه
‫رو بهش ترجیح داده بودم

241
00:16:22,960 --> 00:16:26,680
‫ولی اگه بهش فکر کنی هیچ‌موقع
‫یه روز درست و حسابی واسه دزدی پیدا نمی‌کنی

242
00:16:28,120 --> 00:16:29,960
‫الان دیگه میدونی که باید چکار کنی

243
00:16:30,760 --> 00:16:32,160
‫حواست کاملاً به دختره باشه

244
00:16:32,720 --> 00:16:35,120
‫هیچ مشکلی نباید به‌وجود بیاد . باشه؟

245
00:16:35,200 --> 00:16:36,760
‫دختره ۱۷ سالشه

246
00:16:38,080 --> 00:16:39,320
‫فکر کنم بتونم از پس‌ـش بربیام

247
00:17:18,200 --> 00:17:20,900
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" می‌تونم کنارت بشینم؟ "</font>

248
00:17:26,800 --> 00:17:27,900
‫<font color="#۰۰ff۴۰">" باشه "</font>

249
00:17:39,440 --> 00:17:40,320
‫سلام

250
00:17:43,000 --> 00:17:43,840
‫سلام

251
00:17:49,480 --> 00:17:50,960
‫دوست داری باهام بری بیرون؟

252
00:17:55,840 --> 00:17:57,480
‫باشه . پس من میرم

253
00:17:58,120 --> 00:17:59,160
‫نه ، نه

254
00:18:01,320 --> 00:18:03,120
‫لازم نیست در موردش فکر کنم

255
00:18:05,640 --> 00:18:06,980
‫یعنی جوابم آره‌ست

256
00:18:37,200 --> 00:18:39,080
‫خیلی‌خب بچه‌ها ، رسیدیم

257
00:18:39,240 --> 00:18:41,960
‫بیاین مستقیم وارد سالن
‫موزه بشیم جایی که...

258
00:18:42,040 --> 00:18:44,040
‫"پِدرو" ، لطفاً مثل آدم رفتار کن
‫توی کلاس نیستی که

259
00:18:44,120 --> 00:18:47,000
‫بیاین منظم و به ترتیب خارج بشیم
‫از ۲تا در خروجی استفاده کنید

260
00:18:55,760 --> 00:18:59,080
‫و اینم نمای ساختمانِ
‫ضراب‌خونه‌ی ملی پول و تمبر»ـه»

261
00:19:06,080 --> 00:19:07,560
‫بَرّه کوچیکه داره وارد میشه

262
00:19:10,000 --> 00:19:11,040
‫عالیه

263
00:19:12,520 --> 00:19:13,800
‫"برلین" ، نوبت توئه

264
00:19:14,900 --> 00:19:18,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">ضراب‌خانه‌ی ملی پول و تمبر "
‫" ساعت ۱۰:۱۶</font>

265
00:19:20,160 --> 00:19:22,360
‫خب ، حالا حواست باشه که داری
‫چی‌کار می‌کنی

266
00:19:24,920 --> 00:19:27,200
‫چطوری "خاوی"؟ "رفیتا" کجاست؟

267
00:19:27,680 --> 00:19:28,840
‫شیفتش عوض شده

268
00:19:36,920 --> 00:19:39,560
‫خیلی‌خب ، همینطوری آروم باش

269
00:19:41,680 --> 00:19:43,000
‫خیلی‌خب بچه‌ها ، وارد بشین

270
00:19:44,240 --> 00:19:45,320
‫خیلی آروم

271
00:19:49,920 --> 00:19:52,760
‫این مسئله خیلی مهمه
‫به محض اینکه کارت شناسایی‌تون رو گرفتید...

272
00:19:54,800 --> 00:19:56,840
‫کارت‌هاتون رو روی گردن‌تون آویزون کنید

273
00:19:56,920 --> 00:19:59,480
‫باید حین کل بازدید کاملاً
‫تویِ دید باشن . باشه؟

274
00:20:13,160 --> 00:20:14,400
‫برنگرد

275
00:20:15,480 --> 00:20:18,120
‫وقتی کنارمی حتی
‫نمی‌تونم نفس بکشم

276
00:20:18,880 --> 00:20:20,000
‫خب ، نفس بکش

277
00:20:20,440 --> 00:20:23,280
‫چون تا ۹ ماه دیگه
‫قراره حسابی از نفس بیفتی

278
00:20:31,480 --> 00:20:32,360
‫برو داخل

279
00:20:37,440 --> 00:20:40,040
‫طی کل بازدید کاملاً قابل دید باشه بچه‌ها

280
00:20:40,440 --> 00:20:43,960
‫کارت‌ها رو بندازین دور گردن‌تون
‫کمتر سروصدا کنین

281
00:20:51,040 --> 00:20:53,480
‫"برلین" ، اولین دوربین سمت چپ‌ـته

282
00:21:19,600 --> 00:21:21,000
‫یعنی هیچی نمی‌خوای بگی؟

283
00:21:21,160 --> 00:21:23,160
‫دارم بهت میگم حامله‌ام
‫اون‌موقع هیچی نمیگی؟

284
00:21:23,240 --> 00:21:26,000
‫چکار کنم؟ زنگ بزنم به زنم
‫بهش بگم بچه‌ها رو برداره بیاره

285
00:21:26,080 --> 00:21:28,200
‫که همه‌مون باهم جشن بگیریم؟
‫دست بردار تو رو خدا

286
00:21:29,800 --> 00:21:32,680
‫بیا جلوتر . بیا . زودباش

287
00:21:38,880 --> 00:21:40,120
‫دارم وارد میشم

288
00:21:41,200 --> 00:21:42,520
‫حواست باشه "توکیو"

289
00:21:50,960 --> 00:21:51,800
‫ایول

290
00:21:52,240 --> 00:21:54,200
‫- زنگ‌های خطر رو قطع کردم
‫- حالا وارد بشین

291
00:21:58,880 --> 00:22:00,560
‫زود باش بیا عقب‌تر

292
00:22:01,360 --> 00:22:03,680
‫خودت بودی که دیروز می‌گفتی
‫توی وضعیت بدی هستی

293
00:22:03,760 --> 00:22:07,360
‫- نمی‌تونی تحملش کنی . مشکل داری
‫- مثل هر زوج دیگه‌ای مشکل داریم "مونیکا"

294
00:22:07,440 --> 00:22:09,560
‫مثل هر زوجی که ازدواج کردن
‫و ۳تا بچه هم دارن

295
00:22:09,640 --> 00:22:11,080
‫نه اونطوری که بخوام
‫ازش طلاق بگیرم

296
00:22:21,040 --> 00:22:25,080
‫"مونیکا" ، من ۳تا بچه رو
‫با لقاح آزمایشگاهی به دنیا آوردم

297
00:22:25,400 --> 00:22:28,240
‫بیشتر از ۲۰ سال سعی کردم ولی نتونستم
‫با زنم به‌طور معمولی بچه‌دار بشم

298
00:22:28,320 --> 00:22:29,740
‫اون‌موقع حالا تو این رو بهم میگی

299
00:22:30,920 --> 00:22:33,680
‫باید "شیوا" باشی
‫الهه‌ی باروری

300
00:22:51,880 --> 00:22:53,280
‫چرا اینطوری مسخره می‌کنی؟

301
00:22:53,480 --> 00:22:55,680
‫نیومدم اینجا ازت پولی بگیرم که
‫این رو که میدونی؟

302
00:22:57,240 --> 00:22:58,600
‫یا نیومدم ازت بخوام طلاق بگیری

303
00:22:59,840 --> 00:23:01,800
‫حتی نیومدم ازت بخوام
‫آزمایش پدر بودن بدی

304
00:23:09,800 --> 00:23:11,000
‫فکر می‌کردم من رو دوست داری

305
00:23:12,440 --> 00:23:13,280
‫و...

306
00:23:14,840 --> 00:23:16,320
‫فکر می‌کردم ایده‌ی قشنگی باشه

307
00:23:20,440 --> 00:23:22,620
‫سخته یه همچین چیزی رو توی
‫زندگی‌مون جا بدیم ولی...

308
00:23:24,440 --> 00:23:25,840
‫ولی کارِ خیلی قشنگی‌ـه

309
00:23:44,480 --> 00:23:45,320
‫گوش کن

310
00:23:46,080 --> 00:23:48,640
‫چیه؟ می‌خوای بدونی که می‌خوام
‫با بچه‌ـت چکار کنم؟

311
00:23:49,120 --> 00:23:51,920
‫- همین رو می‌خوای بدونی دیگه ، نه؟
‫- گوش کن . عجله نکن

312
00:23:55,200 --> 00:23:56,200
‫از جاتون تکون نخورین

313
00:23:59,440 --> 00:24:00,600
‫دستا بالا

314
00:24:05,480 --> 00:24:07,840
‫تکون نخورین . تکون نخورین
‫وگرنه می‌کُشم‌تون

315
00:24:08,200 --> 00:24:10,600
‫- چه مشکلی پیش اومده؟ یه کاری بکن
‫- بلند شو . بلند شو

316
00:24:11,680 --> 00:24:12,960
‫برین بیرون

317
00:24:18,160 --> 00:24:20,000
‫زود باشین . زود باشین

318
00:24:20,720 --> 00:24:22,360
‫عجله کنین . تکون بخورین

319
00:24:23,360 --> 00:24:24,960
‫زود باشین . زود باشین

320
00:24:25,040 --> 00:24:26,360
‫زود باشین

321
00:24:26,520 --> 00:24:27,400
‫آره . همینه

322
00:24:33,720 --> 00:24:34,640
‫کثافت

323
00:24:41,120 --> 00:24:42,480
‫زود باشین . عجله کنین

324
00:24:42,880 --> 00:24:44,720
‫از اینطرف . زود باشین

325
00:24:49,440 --> 00:24:53,240
‫و این راه‌پله‌ی فوق‌العاده
‫از سنگ مرمر و گرانیت ساخته شده

326
00:24:53,320 --> 00:24:54,440
‫از جاتون تکون نخورین

327
00:24:57,920 --> 00:24:59,240
‫تکون نخورین

328
00:25:05,720 --> 00:25:07,000
‫تکون نخورین . زود باشین

329
00:25:07,080 --> 00:25:07,920
‫برگردین

330
00:25:09,280 --> 00:25:11,880
‫- کاری باهامون نداشته باشین لطفاً
‫- "پروفسور" ، یه مشکلی داریم

331
00:25:12,840 --> 00:25:14,280
‫نمی‌تونم برّه کوچیکه رو پیداش کنم

332
00:25:14,440 --> 00:25:15,840
‫لعنتی رو نمی‌تونم ببینمش

333
00:25:16,240 --> 00:25:20,680
‫خانم "پارکر" ، کجا رفتی یعنی؟

334
00:25:40,520 --> 00:25:41,480
‫صبر کن

335
00:25:46,680 --> 00:25:49,720
‫- تو رو خدا
‫- بیاین بریم . از اونطرف

336
00:25:58,480 --> 00:26:00,640
‫صبر کن . وایسا

337
00:26:01,200 --> 00:26:02,040
‫باشه

338
00:26:04,280 --> 00:26:05,240
‫خیلی‌خب ، باشه

339
00:26:05,440 --> 00:26:07,400
‫دارم زیادی عجله می‌کنم . میدونم

340
00:26:12,400 --> 00:26:14,280
‫بیا حداقل جاودانه‌ـش کنیم . باشه؟

341
00:26:20,200 --> 00:26:22,880
‫- بیا با دوربین گوشی‌ـت یه عکس بگیریم
‫- وایسا

342
00:26:23,040 --> 00:26:24,040
‫یا خدا

343
00:26:26,120 --> 00:26:28,560
‫اینجا؟ یه مقداری زشته ، نه؟

344
00:26:28,720 --> 00:26:30,320
‫خب ، روز اول‌مون‌ـه دیگه

345
00:26:37,960 --> 00:26:39,120
‫خیلی خوشگلی

346
00:26:41,320 --> 00:26:43,680
‫نمی‌تونم دختره رو پیدا کنم
‫نمی‌تونم عوضی رو ببینمش

347
00:26:44,040 --> 00:26:46,580
‫اینجا رو باز کن . باز کن و یه مقداری
‫سکسی‌تر به دوربین نگاه کن

348
00:26:51,960 --> 00:26:54,200
‫گوشیِ خودته
‫اگه بخوای می‌تونی پاکش کنی

349
00:26:54,280 --> 00:26:56,400
‫واسه جفت‌مون‌ـه
‫هم واسه تو و هم واسه من

350
00:26:59,360 --> 00:27:00,600
‫زودباش بیا

351
00:27:16,320 --> 00:27:18,680
‫با این عکس کل اینترنت رو
‫قراره به‌هم بریزی

352
00:27:19,400 --> 00:27:21,600
‫گوشیم رو پس بده . گفتم پس بده

353
00:27:22,360 --> 00:27:24,560
‫گوشیم رو بده . گوشیم رو بده

354
00:27:24,880 --> 00:27:27,480
‫گوشی لعنتی رو بهم بده
‫گوشیم رو بده

355
00:27:27,960 --> 00:27:29,600
‫گوشیم رو بده

356
00:27:29,680 --> 00:27:31,160
‫گوشیم رو بده

357
00:28:15,720 --> 00:28:21,000
‫قبل از هر چیزی
‫صبح‌تون بخیر باشه

358
00:28:26,880 --> 00:28:28,640
‫من مسئول این قضیه هستم

359
00:28:32,680 --> 00:28:37,920
‫و اول از همه می‌خوام
‫ازتون عذرخواهی کنم

360
00:28:40,880 --> 00:28:43,080
‫واقعیت اینه که خوب نیست
‫آخرهفته‌ی آدم این شکلی تموم بشه

361
00:28:43,160 --> 00:28:44,240
‫گوشی رو بده

362
00:28:44,440 --> 00:28:46,800
‫ولی شماها اینجا گروگان هستین

363
00:28:50,400 --> 00:28:51,400
‫گوشی‌؟

364
00:28:51,480 --> 00:28:53,680
‫اگه پیروی کنین
‫بهتون اطمینان میدم که زنده می‌مونین

365
00:28:53,760 --> 00:28:55,800
‫- اسم؟
‫- "الیسون پارکر"

366
00:28:56,640 --> 00:28:58,640
‫- رمزت؟
‫- ۲۰۷۸

367
00:29:01,720 --> 00:29:02,800
‫گوشی؟

368
00:29:05,840 --> 00:29:07,360
‫آروم باش . آروم باش

369
00:29:07,880 --> 00:29:09,240
‫آروم باش

370
00:29:09,400 --> 00:29:10,240
‫رمز؟

371
00:29:10,640 --> 00:29:12,720
‫واسه چی رمز رو می‌خوای؟

372
00:29:14,040 --> 00:29:16,960
‫یا بهم رمزت رو میگی یا با
‫تَهِ اسلحه‌ـم دهنت رو سرویس می‌کنم

373
00:29:17,800 --> 00:29:18,960
‫چند وقته حامله‌ای؟

374
00:29:19,280 --> 00:29:22,240
‫- ۸ماه‌ـه
‫- ۸ماه

375
00:29:22,640 --> 00:29:25,320
‫- رمزت؟
‫- ۱۲۳۴

376
00:29:28,280 --> 00:29:29,880
‫قیافه‌ـت میزنه آدم باهوشی باشی

377
00:29:29,960 --> 00:29:32,480
‫اون‌موقع رمزت اینه
‫چه دهن‌سرویسی . اسمت چیه؟

378
00:29:32,560 --> 00:29:33,720
‫- "آرتورو"
‫- "آرتورو" چی؟

379
00:29:33,800 --> 00:29:36,520
‫- "آرتورو رومن"
‫- "آرتورو رومن"...خیلی‌خب "آرتوریتو"

380
00:29:37,360 --> 00:29:40,560
‫شما اینجا قراره امنیت ما رو تضمین کنید
‫واسه همین منم ازتون محافظت می‌کنم

381
00:29:45,240 --> 00:29:46,040
‫هی

382
00:29:49,040 --> 00:29:51,240
‫دستات رو بده به من . راحت باش

383
00:29:51,320 --> 00:29:53,600
‫سخت نگیر . راحت باش

384
00:29:57,400 --> 00:29:58,720
‫اسمت چیه؟

385
00:30:00,800 --> 00:30:01,840
‫"آریادنا"

386
00:30:03,840 --> 00:30:05,200
‫"آریادنا"

387
00:30:06,880 --> 00:30:09,760
‫بیا . باهام بیا . آروم باش

388
00:30:10,320 --> 00:30:11,600
‫دستام رو حس کن

389
00:30:12,720 --> 00:30:15,360
‫- به نظرت اینا دستای یه هیولا هستن؟
‫- نه ، نه

390
00:30:15,440 --> 00:30:17,120
‫چون من که یه هیولا نیستم

391
00:30:19,000 --> 00:30:20,800
‫دقیقاً میدونم چه احساسی داری

392
00:30:21,440 --> 00:30:26,040
‫دهنت خشک شده . نفس‌هات کوتاه شدن
‫باید خودت رو یه مقداری آروم کنی . نفس بکش

393
00:30:26,120 --> 00:30:27,320
‫نفس بکش

394
00:30:28,760 --> 00:30:29,760
‫نفس بکش

395
00:30:31,120 --> 00:30:33,080
‫آفرین . لطفاً همه‌تون با من نفس بکشین

396
00:30:33,480 --> 00:30:34,560
‫نفس بکشین

397
00:30:35,960 --> 00:30:38,120
‫آروم ، آروم

398
00:30:39,240 --> 00:30:42,400
‫با تموم وجود و به آرامی نفس بکشید
‫حالا نفس‌تون رو بدین بیرون

399
00:30:43,360 --> 00:30:46,160
‫خیلی‌خب ، خیلی عالی

400
00:30:51,720 --> 00:30:53,960
‫خانم "مونیکا گَتَمبید" ، لطف می‌کنید؟

401
00:30:54,280 --> 00:30:56,360
‫تکون نخور . خواهش می‌کنم تکون نخور

402
00:30:56,440 --> 00:30:59,320
‫- ساکت باش
‫- بهت میگم تکون نخور

403
00:30:59,400 --> 00:31:00,360
‫ساکت باش

404
00:31:00,520 --> 00:31:05,720
‫خانم "مونیکا گَتَمبید" ، لطف می‌کنید
‫یه مقداری بیاید جلوتر؟

405
00:31:09,040 --> 00:31:10,080
‫من هستم

406
00:32:01,120 --> 00:32:04,720
‫تو یه ستاره‌ای بابا . بهترینی

407
00:32:41,840 --> 00:32:46,280
‫اینجا بهترین جا واسه خوابیدن‌ـه بابا
‫اینجا می‌تونی با عظمت بگیری بخوابی

408
00:32:46,600 --> 00:32:48,240
‫بابا ، بابا

409
00:32:49,080 --> 00:32:51,560
‫لعنتی ، همینجا

410
00:32:52,960 --> 00:32:55,840
‫بس کن . مسخره‌بازی درنیار
‫و بیا بریم سراغ کار . زود باش . خدایا

411
00:32:57,320 --> 00:32:58,680
‫لعنتی بویِ خیلی خوبی میده

412
00:32:58,760 --> 00:33:01,560
‫حتی از کباب برّه هم بوی بهتری داره بابا
‫از کباب برّه بهتره

413
00:33:01,640 --> 00:33:03,640
‫- بیا پایین ببینم
‫- بیخیال بابا

414
00:33:03,720 --> 00:33:06,720
‫کِی تا حالا یه همچین تخت باحالی داشتی؟
‫توی زندان که یه همچین تختی نداشتی

415
00:33:07,000 --> 00:33:09,760
‫اصلاً میدونی کجاییم بابا؟
‫ما بهترینیم

416
00:33:09,840 --> 00:33:12,640
‫- ما بهترینیم
‫- پسرجون ، اشتباه نکن

417
00:33:14,560 --> 00:33:15,920
‫ما هیچی نیستیم

418
00:33:18,200 --> 00:33:19,360
‫اصلاً بلدی کاری انجام بدی؟

419
00:33:20,120 --> 00:33:21,400
‫تا حالا شده شغلی داشته باشی؟

420
00:33:21,560 --> 00:33:24,040
‫تا حالا شده که جایی رزومه‌ـت رو بفرستی؟

421
00:33:24,720 --> 00:33:26,200
‫بیخیال . خدایا

422
00:33:29,880 --> 00:33:31,040
‫رزومه‌ـم...

423
00:33:32,840 --> 00:33:34,240
‫رزومه‌ـم واسه‌ی چی؟

424
00:33:35,240 --> 00:33:37,120
‫تا بتونم تو رو از زندان
‫"الکالا-مِکو" دربیارم؟

425
00:33:48,160 --> 00:33:50,080
‫فکر می‌کنی به زندان رفتنم
‫افتخار می‌کنم؟

426
00:33:52,320 --> 00:33:54,760
‫۱۲ سال از زندگی‌ـم رو
‫هی رفتم زندان و هی اومدم بیرون

427
00:33:55,600 --> 00:33:58,720
‫- اون‌وقت میدونی واسه چی؟
‫- واسه چی؟

428
00:34:02,520 --> 00:34:06,000
‫چون من آدم باهوشی نیستم پسرم
‫تو هم آدم باهوشی نیستی

429
00:34:07,640 --> 00:34:10,760
‫مغز این عملیات یکی دیگه‌ست

430
00:34:11,560 --> 00:34:13,800
‫اگه خوش‌شانس باشیم
‫و تو هم عوضی‌بازی درنیاری

431
00:34:13,960 --> 00:34:15,920
‫می‌تونی طوری از اینجا خارج بشی که یه زندگی
‫درست و حسابی واسه خودت داشته باشی

432
00:34:16,000 --> 00:34:18,080
‫- ولی من عوضی نیستم
‫- بیخیال بابا

433
00:34:19,440 --> 00:34:20,280
‫پُرشون کن

434
00:34:25,600 --> 00:34:26,920
‫ازت می‌خوام که تلفن رو جواب بدی

435
00:34:27,000 --> 00:34:29,040
‫و هر کی که هست رو
‫قانع کنی که ما الان به‌خاطر

436
00:34:29,120 --> 00:34:31,720
‫- یه مشکل فنی بستیم . فهمیدی؟
‫- بله

437
00:34:35,520 --> 00:34:38,200
‫هیچ راهی ندارم مگر اینکه یه
‫اسلحه روی سرت بگیرم

438
00:34:38,520 --> 00:34:40,360
‫- می‌فهمی که اسلحه‌ست؟
‫- بله

439
00:34:41,360 --> 00:34:42,200
‫خوبه

440
00:34:44,680 --> 00:34:45,840
‫حالا

441
00:34:53,280 --> 00:34:55,640
‫ضراب‌خونه‌ی ملی پول و تمبر» ، بفرمایید؟»

442
00:34:56,560 --> 00:34:59,720
‫نه . معذرت می‌خوام . نمی‌تونم الان
‫به "آرتورو" وصل‌تون کنم

443
00:35:01,560 --> 00:35:03,000
‫سیستم بسته‌ست

444
00:35:03,760 --> 00:35:05,160
‫نه . نمی‌تونم الان بیارمش بالا

445
00:35:06,160 --> 00:35:08,100
‫نه . ایشون نمی‌تونن بیان بالا
‫که تلفن رو بردارن

446
00:35:09,960 --> 00:35:11,200
‫نه . نمیشه

447
00:35:11,680 --> 00:35:12,800
‫نه چون...

448
00:35:15,560 --> 00:35:18,080
‫چون الان نمیدونم کجاست

449
00:35:18,160 --> 00:35:20,840
‫نمیدونم توی کارخونه‌ست
‫توی موزه‌ست . توی غذاخوری‌ـه

450
00:35:20,920 --> 00:35:23,400
‫یا هر جای دیگه
‫بعدشم خانم ، اینکه کارِ من نیست

451
00:35:30,840 --> 00:35:34,960
‫انصافاً به‌خاطر نقشی که بازی کردی
‫باید بهت اسکار بدن خانم "گَتَمبید"

452
00:35:49,320 --> 00:35:51,680
‫۲۰ دقیقه بعد از وارد شدن
‫شروع کردیم به سیم‌کشیِ

453
00:35:51,760 --> 00:35:54,360
‫سیستم ارتباطی آنالوگ تا بتونیم
‫با «پروفسور» صحبت کنیم

454
00:35:57,200 --> 00:36:01,080
‫بدون تلفن یا فرکانس رادیویی
‫بدون اینکه کسی بتونه حرفامون رو گوش بده

455
00:36:01,640 --> 00:36:04,840
‫درها رو پلمپ کرده بودیم
‫و آژیرهای خطر هنوز به صدا درنیومده بودن

456
00:36:05,120 --> 00:36:08,160
‫فعلاً توی یه برزخ موقتی بودیم
‫که هیچ‌کسی ازش باخبر نبود

457
00:36:08,240 --> 00:36:10,720
‫«که ما «ضراب‌خونه‌ی ملی پول و تمبر
‫رو به‌دست گرفتیم

458
00:36:12,520 --> 00:36:14,480
‫و توی اون آرامش زیبای قبل از طوفان

459
00:36:15,080 --> 00:36:16,520
‫اون روز کاملاً...

460
00:36:17,960 --> 00:36:19,200
‫معمولی به‌نظر میرسید

461
00:36:33,040 --> 00:36:34,640
‫چقدر خوشتیپ شدی ، نه؟

462
00:36:56,160 --> 00:36:58,800
‫- کیه؟
‫- منم . بذار بیام داخل

463
00:37:11,080 --> 00:37:14,440
‫"ریو" ، اگه «پروفسور» ما رو ببینه
‫ما رو می‌کُشه . مگه نمیدونی؟

464
00:37:14,520 --> 00:37:17,240
‫میدونم . میدونم
‫باید باهات صحبت کنم . بشین

465
00:37:17,320 --> 00:37:19,040
‫- چی شده؟
‫- بشین دیگه بابا

466
00:37:20,520 --> 00:37:21,640
‫چی شده؟

467
00:37:22,080 --> 00:37:23,240
‫فردا روز سرقت‌ـه

468
00:37:25,120 --> 00:37:27,240
‫ما هم نمیدونیم چه اتفاقی قراره بیفته

469
00:37:30,240 --> 00:37:33,440
‫واسه همین می‌خوام بدونی که
‫من در مورد تو کاملاً جدی هستم

470
00:37:33,600 --> 00:37:37,840
‫و این رو به خوبی می‌فهمم که
‫تو دیگه بچه نیستی و...

471
00:37:39,160 --> 00:37:42,000
‫و ممکنه دنبال یه‌جور
‫یه تعهد جدی‌تر باشی

472
00:37:44,800 --> 00:37:46,600
‫واسه همین می‌خوام یه چیزی رو بهت بدم

473
00:37:51,040 --> 00:37:53,360
‫واست حلقه نخریدم چون اینجا
‫زندانی شدیم یه‌جورایی

474
00:37:53,600 --> 00:37:56,200
‫ولی به محض اینکه از اینجا خارج بشم
‫واست کلی جواهرات می‌گیرم

475
00:37:56,280 --> 00:37:59,080
‫که مجبور بشی دست‌ـت رو با
‫یه‌دونه فرقون اینور و اونور ببری

476
00:38:00,600 --> 00:38:01,560
‫این چیه؟

477
00:38:03,040 --> 00:38:05,680
‫نشونِ نامزدی‌ـه؟

478
00:38:05,760 --> 00:38:07,720
‫حداقل الان دیگه اسم واقعی‌ـم رو میدونی

479
00:38:09,320 --> 00:38:11,880
‫درسته ولی خب ، اجازه نداریم
‫اسم واقعی‌مون رو به همدیگه بگیم

480
00:38:12,240 --> 00:38:14,000
‫خب ، بهش نگاه نکن

481
00:38:15,160 --> 00:38:16,000
‫ولی مال توئه

482
00:38:19,040 --> 00:38:20,320
‫چطوری بهت بگم؟

483
00:38:24,120 --> 00:38:27,680
‫این چند وقتی که باهم بودیم
‫خیلی خوب بوده ، خب؟ عالی بوده

484
00:38:29,200 --> 00:38:30,880
‫چند شبی رو باهم خوابیدیم

485
00:38:31,280 --> 00:38:35,200
‫منظورت چیه "چند شب"؟ هر شب باهم بودیم
‫دیگه فقط ۵-۴ شب رو باهم نبودیم

486
00:38:36,920 --> 00:38:40,680
‫جدی میگم . فکر نمی‌کنم بتونیم
‫زوج خیلی خوبی واسه هم باشیم

487
00:38:41,480 --> 00:38:44,520
‫- مگه کارمون توی تخت خوب نیست؟
‫- آره . خب ، کارمون خیلی هم عالیه . حرف نداره

488
00:38:44,680 --> 00:38:45,960
‫خب ، این خودش یه شروع‌ـه دیگه ، نه؟

489
00:38:46,480 --> 00:38:49,600
‫ولی واسه اینکه یه زوج باشیم اینکه کارمون
‫توی تخت خیلی خوب باشه کافی نیست ، خب؟

490
00:38:51,800 --> 00:38:54,160
‫اینا رو به‌خاطر این میگی چون من
‫ازت ۱۲ سال کوچیکترم؟

491
00:38:55,360 --> 00:38:57,360
‫من قراره از این‌کار ۳۰۰ میلیون یورو
‫گیرم بیاد ، خب؟

492
00:38:57,480 --> 00:38:59,360
‫بچه که نیستم
‫زندگیم سروسامون می‌گیره

493
00:38:59,720 --> 00:39:02,240
‫- جداً "ریو" ، کاشکی ما...
‫- منظورت از کاشکی چیه؟

494
00:39:03,640 --> 00:39:06,000
‫توی رابطه‌مون عشق بود
‫واقعاً بود . من عشق رو دیدم

495
00:39:14,800 --> 00:39:16,000
‫یکی دیگه توی زندگی‌ـته ، نه؟

496
00:39:19,440 --> 00:39:20,440
‫نه . دیگه نیست

497
00:39:22,120 --> 00:39:23,280
‫ببین "ریو"...

498
00:39:24,800 --> 00:39:27,920
‫وقتی همه‌ی این قضایا تموم بشه
‫شاید بتونیم باهم بریم "تاهیتی"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(جزیره‌ای در اقیانوس آرام)</font>

499
00:39:28,120 --> 00:39:31,440
‫و بعدش ببینیم جواب میده یا نه ولی فردا
‫می‌خوام فقط در مورد یه چیز فکر کنم :

500
00:39:32,000 --> 00:39:32,960
‫اینکه کشته نشیم

501
00:39:44,480 --> 00:39:45,520
‫"ریو"

502
00:40:21,600 --> 00:40:23,680
‫"ریو" ، نکن

503
00:40:24,440 --> 00:40:25,640
‫نه ، نه

504
00:40:25,960 --> 00:40:27,680
‫تو یه تلفن رو روشن گذاشتی

505
00:40:28,640 --> 00:40:29,920
‫خب ، خاموش‌ـش کن

506
00:40:43,440 --> 00:40:45,240
‫گاوصندوق بازه

507
00:40:47,760 --> 00:40:49,760
‫جلیقه‌هاتون رو بپوشید
‫و آماده بشید که بریم بیرون

508
00:40:50,240 --> 00:40:52,280
‫به محض اینکه آماده شدین
‫آژیر رو به صدا درمیاریم

509
00:40:54,520 --> 00:40:56,640
‫"برلین" ، آماده باش که درها رو باز کنی

510
00:40:57,320 --> 00:41:01,720
‫گروگان‌ها ، واسه‌ی امنیت خودتونم که شده
‫همه‌تون ۳ قدم به عقب برگردین

511
00:41:02,600 --> 00:41:05,080
‫یه کمی اینطرف‌تر . خیلی‌خب

512
00:41:05,320 --> 00:41:07,520
‫خب ، همه چیز قراره خیلی خوب پیش بره

513
00:41:09,880 --> 00:41:11,240
‫یه‌کمی نزدیک‌تر

514
00:41:23,920 --> 00:41:25,040
‫آروم باشین

515
00:41:25,960 --> 00:41:28,880
‫آروم باشین . دارم کیف‌ها رو می‌بینم
‫پُر از پول هستن

516
00:41:28,960 --> 00:41:30,840
‫الان دارن میرن و همه چیز درست میشه

517
00:41:55,000 --> 00:41:58,400
‫یه مورد ۱۰-۳۳ توی «ضراب‌خونه‌ی ملی
‫پول و تمبر» گزارش شده

518
00:41:58,480 --> 00:42:00,780
‫Z۲۴ ، دریافت شد و توی راهیم
‫تا ۲ دقیقه دیگه میرسیم اونجا

519
00:42:00,860 --> 00:42:01,820
‫۲دقیقه‌

520
00:42:02,280 --> 00:42:03,480
‫۲دقیقه

521
00:42:08,000 --> 00:42:11,400
‫- واسه چی آژیر صداش دراومد؟
‫- نمیدونم

522
00:42:12,640 --> 00:42:14,720
‫همینطوری اونجا وایسادن
‫نمی‌فهمم اصلاً

523
00:42:14,960 --> 00:42:17,800
‫- چرا پولا رو نمی‌برن و از اینجا نمیرن؟
‫- نمیدونم

524
00:42:20,480 --> 00:42:22,200
‫۱دقیقه و ۴۰ ثانیه

525
00:42:23,520 --> 00:42:24,440
‫۱دقیقه و...

526
00:42:29,880 --> 00:42:31,120
‫اسمت چیه؟

527
00:42:32,800 --> 00:42:33,680
‫"آرتورو"

528
00:42:34,600 --> 00:42:37,040
‫- "آرتورو" ، نه؟
‫- بله . نه . من چیزی ندیدم

529
00:42:37,120 --> 00:42:39,560
‫قسم می‌خورم چیزی ندیدم
‫هیچی ندیدم

530
00:42:39,640 --> 00:42:41,800
‫- من رو ببین
‫- هیچی ندیدم

531
00:42:41,880 --> 00:42:43,080
‫بیخیال "آرتورو" . من رو ببین

532
00:42:43,520 --> 00:42:45,560
‫من رو ببین . من رو ببین

533
00:42:45,720 --> 00:42:48,200
‫هِی ، یالا

534
00:42:50,840 --> 00:42:51,680
‫هی

535
00:42:54,320 --> 00:42:55,520
‫از سینما خوشت میاد؟

536
00:42:59,280 --> 00:43:00,120
‫خوشت میاد ازش؟

537
00:43:02,160 --> 00:43:04,960
‫خیلی دوست دارم

538
00:43:08,720 --> 00:43:11,080
‫تا حالا دقت کردی توی فیلمای ترسناک

539
00:43:11,400 --> 00:43:14,840
‫همیشه یه نفر اون اول هست که اینطوری‌ـه
‫آدم خوبی‌ـه . مثله تو

540
00:43:14,920 --> 00:43:18,160
‫: و تو با خودت میگی
‫"این همونی‌ـه که قراره بمیره"

541
00:43:21,800 --> 00:43:23,360
‫- و واقعاً هم این اتفاق میفته؟
‫- نه

542
00:43:23,680 --> 00:43:24,960
‫طرف همیشه می‌میره

543
00:43:28,840 --> 00:43:32,440
‫"آرتورو" ، باور کن تو همون آدمی

544
00:43:35,280 --> 00:43:37,880
‫از Z۲۴ به مرکز
‫تا ۳۰ ثانیه‌ی دیگه میرسیم اونجا

545
00:43:37,960 --> 00:43:38,880
‫۳۰ ثانیه

546
00:43:40,560 --> 00:43:41,680
‫۳۰ ثانیه

547
00:43:44,080 --> 00:43:45,840
‫خیلی مهم‌ـه که پلیس کوچکترین

548
00:43:46,000 --> 00:43:48,560
‫سرنخی از کاری که ما قراره
‫انجام بدیم هم نداشته باشه

549
00:43:50,120 --> 00:43:52,600
‫بهشون اینطوری تلقین می‌کنیم
‫که فکر کنن اومدیم واسه سرقت

550
00:43:53,120 --> 00:43:57,200
‫ولی اونا تونستن ما رو درحالی‌که داشتیم با پولا
‫فرار می‌کردیم غافلگیر کنن و کل نقشه‌مون به فنا رفته

551
00:43:57,280 --> 00:44:00,280
‫تفنگ‌هامون رو بردیم بیرون . همینطوری
‫شلیک کردیم و چون هیچ راه دیگه‌ای نداشتیم

552
00:44:00,760 --> 00:44:01,920
‫مجبور شدیم برگردیم داخل

553
00:44:04,160 --> 00:44:08,160
‫و بعدش بدون اینکه به
‫کسی آسیبی وارد بشه...

554
00:44:11,000 --> 00:44:12,160
‫برمیگردیم داخل

555
00:44:13,920 --> 00:44:17,160
‫میذاریم اینطوری فکر کنن که
‫مثل موش توی تله افتادیم

556
00:44:18,320 --> 00:44:20,440
‫اینطوری فکر کنن که ما داریم
‫فی‌البداهه عمل می‌کنیم

557
00:44:20,520 --> 00:44:21,360
‫حالا

558
00:44:22,240 --> 00:44:24,800
‫"توکیو"..."توکیو" ، صبر کن
‫الان زوده

559
00:44:25,000 --> 00:44:25,960
‫"توکیو"

560
00:44:28,880 --> 00:44:33,200
‫برید بیرون . پولا رو بندازین
‫به سمت زمین شلیک کنین و برگردین داخل

561
00:44:34,880 --> 00:44:36,800
‫بیشتر از ۳۰بار این رو شنیدم

562
00:44:39,920 --> 00:44:41,520
‫ولی چیزی که «پروفسور» به ما نگفت

563
00:44:41,600 --> 00:44:43,920
‫این بود که اونا هم به سمت ما
‫شلیک می‌کنن

564
00:44:44,720 --> 00:44:46,080
‫"ریو" ، "ریو"

565
00:44:53,840 --> 00:44:55,160
‫یا خدا ، پسر

566
00:45:41,480 --> 00:45:42,440
‫تو روح‌تون

567
00:45:42,520 --> 00:45:45,400
‫از این بدترم مگه می‌شد یه چنین
‫چیزی رو شروع کنیم آخه؟

568
00:46:05,360 --> 00:46:06,520
‫لعنتیا

569
00:46:08,080 --> 00:46:10,200
‫نیروی کمکی
‫سریعاً به نیروی کمکی نیاز داریم

570
00:46:10,360 --> 00:46:12,040
‫«به سمت «ضراب‌خونه‌ی ملی پول و تمبر

571
00:46:12,120 --> 00:46:15,840
‫بهمون شلیک شده . یه افسر پلیس زخمی شده
‫تکرار می‌کنم یه افسر زخمی شده

572
00:46:15,920 --> 00:46:19,840
‫یه گلوله‌ی ام۱۶ با سرعت ۳۵۱۰ کیلومتر
‫بر ساعت که شلیک بشه

573
00:46:21,120 --> 00:46:23,320
‫سریع‌تر از سرعت صوت به پرواز درمیاد

574
00:46:24,920 --> 00:46:26,760
‫پس اگه به سمت قلب‌تون شلیک شد

575
00:46:27,680 --> 00:46:30,280
‫دیگه حتی صدای گلوله‌ای که
‫می‌کُشَت‌تون رو هم نمی‌تونید بشنوید

576
00:46:31,280 --> 00:46:33,360
‫اینطوری بود که فهمیدم
‫همه چیز رو به فنا دادم

577
00:46:34,000 --> 00:46:35,600
‫در کسری از ثانیه

578
00:46:36,640 --> 00:46:38,460
‫و طبق معمول به همون شکل سابق

579
00:46:41,100 --> 00:46:42,100
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

