‫﻿۱
00:00:09,840 --> 00:00:11,360
‫اون یکشنبه "راکِل موریو" فقط چند لحظه

2
00:00:11,440 --> 00:00:14,040
‫وقت نیاز داشت تا شانس بهش رو کنه
‫و بتونه صورت «پروفسور» رو ببینه

3
00:00:16,400 --> 00:00:19,440
‫و اونم آخرین چهره‌ای بود که بهش نیاز داشت
‫تا بتونه این پازل گروگانگیرها رو

4
00:00:19,520 --> 00:00:22,440
‫حل کنه و بره سراغ مراحل نهایی پرونده

5
00:00:23,760 --> 00:00:25,280
‫چهره‌ی "ریو" رو که پیدا کرده بود

6
00:00:25,560 --> 00:00:26,480
‫من رو هم پیدا کرده بود

7
00:00:26,880 --> 00:00:28,840
‫کم‌کم داشت از "برلین" رو هم می‌فهمید

8
00:00:30,680 --> 00:00:33,960
‫پروفسور" پیش‌بینی کرده بود که بالاخره"
‫راکِل" دستش به چهره‌ی همه‌مون میرسه"

9
00:00:34,520 --> 00:00:37,120
‫مثله کارت‌هایی بودن که «پروفسور» اونا
‫رو به ترتیب چیده باشه تا بازرس

10
00:00:37,200 --> 00:00:40,200
‫مشغول بازی کردن با این کارت‌ها بشه
‫و سر دربیاره که چی به چی‌ـه

11
00:00:40,280 --> 00:00:43,480
‫ولی قرار بود چهره‌ی «پروفسور» تنها کارتی باشه
‫که هیچ‌موقع دست بازرس نتونه بهش برسه

12
00:00:43,880 --> 00:00:46,480
‫ولی خب ، «پروفسور» هم نمی‌تونست
‫خیلی ناشناس باقی بمونه

13
00:00:46,560 --> 00:00:50,840
‫کم‌کم شروع می‌کردن چهره‌ـش رو با تجهیزاتِ
‫پلیسی مثل یه هولوگرام نقاشی می‌کردن

14
00:00:53,320 --> 00:00:55,720
‫سرنخ‌هایی که به‌جا گذاشته بود
‫خیلی براش خطرآفرین بودن

15
00:00:55,800 --> 00:00:59,140
‫و حالا هم اگه بازرس می‌تونست از کارت‌هایی
‫که توی دستش داره به خوبی استفاده کنه

16
00:00:59,220 --> 00:01:02,060
‫و بتونه چهره‌ی «پروفسور» رو بدست بیاره
‫دیگه بازی عملاً تموم میشه

17
00:01:04,240 --> 00:01:06,040
‫این‌بار «پروفسور» بود که کیش و مات می‌شد

18
00:02:01,900 --> 00:02:07,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"La Casa De Papel"
‫فصل ۱ : قسمت ۸</font>

19
00:02:08,700 --> 00:02:09,700
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

20
00:02:14,600 --> 00:02:17,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" یکشنبه - ساعت ۱۲:۰۶ "</font>

21
00:02:18,160 --> 00:02:19,880
‫- "الیسون پارکر"
‫- مطمئنید؟

22
00:02:19,960 --> 00:02:23,060
‫یعنی ترجیح میدین به جای نجات دادنِ
‫۸نفر جونِ "الیسون پارکر" رو نجات بدین؟

23
00:02:23,120 --> 00:02:24,000
‫بله . مطمئنم

24
00:02:24,080 --> 00:02:26,520
‫چقدر این آدم می‌تونه خونسرد باشه
‫بدون اینکه مکث کنه حرفش رو زد

25
00:02:26,600 --> 00:02:29,200
‫وقتی یه نفر اینطوری تصمیم می‌گیره
‫اونم بدون کوچکترین مکثی

26
00:02:29,280 --> 00:02:30,720
‫آدم واقعاً انگشت به دهن می‌مونه

27
00:02:43,100 --> 00:02:45,900
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۵۰ساعت بعد از سرقت "</font>

28
00:02:46,400 --> 00:02:48,280
‫اینکه ارزش جونِ ۸تا نوجوون اسپانیایی

29
00:02:48,360 --> 00:02:51,640
‫از جونِ یه دختر انگلیسی کمتر تلقی میشه
‫واقعاً ظالمانه‌ست

30
00:02:51,840 --> 00:02:54,240
‫الیسون پارکر" اسپانیایی‌ـه"
‫در واقع دوملیتی‌ـه

31
00:02:54,320 --> 00:02:56,680
‫در نظر داشته باشیم که
‫بحث اصلیِ ما گروگان‌ها هستن

32
00:02:56,760 --> 00:02:59,560
‫"باید در مورد نقش بازرس "موریو
‫محتاطانه‌تر فکر کنیم

33
00:02:59,640 --> 00:03:02,840
‫فکر نمی‌کنم ایشون برای یه چنین موضوع
‫حساس و بزرگی آمادگی لازم رو داشته باشن

34
00:03:02,920 --> 00:03:05,720
‫ایشون به عنوان یه نیروی پلیس
‫بسیار مجرب و متخصص‌ـه

35
00:03:05,800 --> 00:03:08,780
‫روانشناس‌ـه . جرم‌شناس‌ـه . دیگه باید
‫چی باشه که آمادگی بیشتر داشته باشه؟

36
00:03:08,860 --> 00:03:09,940
‫بله . ایشون بسیار مجرب هستند

37
00:03:10,020 --> 00:03:12,760
‫مشکل اینه که در حال حاضر
‫"بازرس "راکِل موریو

38
00:03:12,840 --> 00:03:15,280
‫به تازگی به‌خاطر اینکه مورد آزار جسمی
‫قرار گرفتند شکایت کردند

39
00:03:15,360 --> 00:03:17,340
‫- "پائولا"
‫- این دیگه چه ربطی به...

40
00:03:17,400 --> 00:03:21,040
‫خب ، ایشون احتمالاً تحت‌تأثیر همین
‫عوامل عاطفی هستن و مشکلاتی رو دارن

41
00:03:21,120 --> 00:03:24,120
‫شاید دارن دارو مصرف می‌کنن
‫چندان ثبات روانی نداشته باشن

42
00:03:24,600 --> 00:03:26,440
‫تازگی با باباش صحبت کرده

43
00:03:27,520 --> 00:03:32,240
‫پائولا"ـی عزیزم ، به مامانت بگو"
‫بابایی چی بهت گفته؟

44
00:03:32,400 --> 00:03:33,280
‫بگو عزیزم

45
00:03:34,040 --> 00:03:36,440
‫ازم پرسید می‌خوام با خودش و خاله
‫زندگی کنم یا نه؟

46
00:03:38,480 --> 00:03:40,320
‫خب ، تو چی گفتی عزیزم؟

47
00:03:40,840 --> 00:03:41,720
‫گفتم باشه

48
00:03:45,280 --> 00:03:48,720
‫عزیزم ، میدونی اگه بری پیش بابات

49
00:03:48,880 --> 00:03:53,160
‫- دیگه کمتر می‌تونیم همدیگر رو ببینیم
‫- همین الانشم همینطوری‌ـه . هیچ‌موقع خونه نیستی

50
00:03:55,920 --> 00:03:57,120
‫"ببین "پائولا...

51
00:03:59,120 --> 00:04:02,000
‫واسه این نمی‌خوام بری
‫پیش بابات زندگی کنی چون...

52
00:04:03,160 --> 00:04:06,880
‫چون بابات خیلی آدم خوبی نیست و من رو
‫هم خیلی اذیت کرده . متوجه هستی؟

53
00:04:07,480 --> 00:04:08,720
‫بابا خیلی‌ـم خوبه

54
00:04:09,360 --> 00:04:11,360
‫نه عزیزم . بابات آدم خوبی نیست

55
00:04:11,920 --> 00:04:13,560
‫اصلاً هم درست نیست
‫بابا خودش بهم گفت

56
00:04:14,600 --> 00:04:18,640
‫بهش گفته که هر چی شنیده دروغ‌ـه
‫یعنی گفته که تو داری چرت و پرت میگی

57
00:04:20,520 --> 00:04:23,840
‫- می‌خوام با خاله‌ـم زندگی کنم
‫- ولی عزیزم...

58
00:04:24,720 --> 00:04:27,680
‫ببین ، خاله "مارتا"ـی تو آدمِ خرفتی‌ـه

59
00:04:28,360 --> 00:04:30,920
‫نباید یه همچین حرفی بزنم
‫چون مامانِ اونم هستم

60
00:04:31,280 --> 00:04:34,600
‫ولی توی کله‌ـش چیزی جز پشم و پنبه نیست
‫"دقیق مثله خرگوش‌ـت "یوجنیو

61
00:04:34,680 --> 00:04:35,600
‫مامان

62
00:04:36,040 --> 00:04:38,960
‫بسه . لطفاً نمی‌خواد بچه رو دشمنِ
‫خاله‌ـش کنی

63
00:04:39,200 --> 00:04:40,160
‫باشه

64
00:04:40,880 --> 00:04:43,840
‫ببین عزیزم ، اصلاً میدونی می‌خوایم
‫چکار کنیم؟

65
00:04:45,080 --> 00:04:47,520
‫می‌خوایم بریم بیرون همبرگر بزنیم
‫دوست داری باهم بریم؟

66
00:04:48,720 --> 00:04:49,800
‫کِچاپ هم میزنیم روش؟

67
00:04:50,200 --> 00:04:52,640
‫هم کِچاپ میزنیم
‫و هم سیب‌زمینی سرخ‌کرده

68
00:04:53,000 --> 00:04:57,680
‫وقتی هم این‌کار هم تموم بشه
‫«باهم میریم «جزیره‌ی قناری

69
00:04:57,760 --> 00:05:00,360
‫میریم ساحلش . یه سفر دخترونه
‫فکر کن

70
00:05:01,160 --> 00:05:03,640
‫اگه دخترونه باشه که منم می‌خوام بیام

71
00:05:03,720 --> 00:05:04,880
‫حالا هم بیا بریم

72
00:05:05,120 --> 00:05:07,160
‫بستنی شکلاتی هم می‌خوام

73
00:05:07,240 --> 00:05:10,080
‫اگه بستنی شکلاتی بخوای
‫اونم واست میخرم

74
00:05:18,880 --> 00:05:21,800
‫سوالاتی در مورد این سرقت وجود دارن
‫که حسابی ما رو تحت‌فشار قرار دادن

75
00:05:21,880 --> 00:05:23,000
‫و دارن بیشتر و بیشتر میشن

76
00:05:23,080 --> 00:05:26,040
‫گروگانگیرها کی هستن؟
‫برنامه‌شون اینه که داخل بمونن؟

77
00:05:26,040 --> 00:05:29,360
‫پول می‌خوان یا می‌خوان علیه
‫مؤسسات مالی به نوعی اعتراض کرده باشن؟

78
00:05:29,680 --> 00:05:34,080
‫تا کِی می‌تونن اون داخل بمونن تا بالاخره
‫پلیس تصمیم بگیره که وارد بشه؟

79
00:05:36,040 --> 00:05:37,640
‫چرا قرار نیست پلیس وارد ساختمون بشه؟

80
00:05:37,720 --> 00:05:39,880
‫چون قراره در رو از داخل ببندیم

81
00:05:41,080 --> 00:05:42,320
‫ببین چطوری اعصابش خُرد شد

82
00:05:43,520 --> 00:05:45,040
‫اونا به این خاطر نمیان داخل...

83
00:05:47,280 --> 00:05:49,240
‫چون هیچ‌کس توی اسپانیا نمی‌خواد
‫که اونا وارد بشن

84
00:05:49,800 --> 00:05:52,300
‫یعنی فکر می‌کنید واسه یه چنین
‫چیزی میرن همه‌پرسی برگزار کنن؟

85
00:05:55,880 --> 00:05:57,320
‫- باشه
‫- بذار ببینیم

86
00:05:57,800 --> 00:05:58,720
‫سال ۲۰۱۱

87
00:05:59,480 --> 00:06:02,520
‫یه گروه جوونی شروع کردن
‫"به قُرُق کردن "پوئرتا دِل سُل
‫<font color="#ff۸۰۰۰">میدانی بسیار شلوغ و معروف در)
‫(«مادرید به معنی «دروازه‌ی خورشید</font>

88
00:06:02,600 --> 00:06:04,760
‫که یکی از میدان‌های نمادین
‫کل اسپانیاست

89
00:06:04,840 --> 00:06:07,080
‫اون‌موقع بیشتر از ۲۰۰۰۰ نفر آدم
‫اون اطراف جمع شده بودن

90
00:06:07,160 --> 00:06:08,920
‫جریان ۱۵ «مِی» رو میگی دیگه؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اشاره به جنبشی علیه ریاضت اقتصادی در اسپانیا)</font>

91
00:06:09,400 --> 00:06:10,560
‫همون رو میگم

92
00:06:11,440 --> 00:06:16,360
‫اگه به هر کدوم از ما می‌گفتن که
‫۲۰۰۰۰ نفر آدم قراره واسه‌ی ۱ ماه

93
00:06:16,440 --> 00:06:19,600
‫توی این مِیدون جمع بشن
‫و هیچ پلیسی رو هم نذارن وارد بشه

94
00:06:20,400 --> 00:06:23,560
‫هیچ‌موقع باورمون نمی‌شد
‫می‌گفتیم یه چنین چیزی غیرممکن‌ـه

95
00:06:24,960 --> 00:06:28,280
‫ولی همونطور هم شد
‫پلیس هم وارد اونجا نشد

96
00:06:30,080 --> 00:06:30,960
‫چرا؟

97
00:06:34,640 --> 00:06:37,080
‫چون کل اسپانیا متحد شدن
‫و از اون جوونا حمایت کردن

98
00:06:39,120 --> 00:06:43,040
‫درسته ولی اون جوونا چادر داشتن و کمپ زدن
‫اون‌موقع ما اسلحه داریم

99
00:06:43,120 --> 00:06:44,960
‫- یه‌کمی فرق می‌کنه
‫- آره خب

100
00:06:45,080 --> 00:06:47,360
‫ولی سیاست سیاست‌ـه

101
00:06:48,480 --> 00:06:50,080
‫پولم پوله دیگه ، نه؟

102
00:06:51,080 --> 00:06:52,640
‫سنگریا" هم "سنگریا"ـه"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">نوشیدنی الکلی اسپانیایی به رنگ قرمز)
‫(به همراه لموناد ، میوه و ادویه‌جات</font>

103
00:06:53,800 --> 00:06:57,080
‫نه ، نه . توی صربستان پلیس‌ها به‌خاطر
‫یه همچین چیزی حتماً وارد عمل میشن

104
00:06:58,800 --> 00:07:02,520
‫- رفقا ، به سلامتی‌مون
‫- نه . نخور همه‌ـش رو لامصب

105
00:07:02,600 --> 00:07:03,760
‫پسر ، عجب آدم خوک‌صفتی‌ـه‌

106
00:07:04,600 --> 00:07:10,000
‫ما نماد ایستادگی میشیم که توی
‫اون سوراخ موش به دام افتادیم

107
00:07:10,920 --> 00:07:14,240
‫مثل مقاومتی که اون جوونا
‫توی اون مِیدون داشتن

108
00:07:16,720 --> 00:07:18,760
‫و مقاومت و ایستادگی همیشه
‫حمایت مردم دنبالشه

109
00:07:21,640 --> 00:07:24,560
‫- و اگه اینم جواب نده...
‫- بالاخره یه‌کمی طرفدار جمع می‌کنیم دیگه ، نه؟

110
00:07:25,760 --> 00:07:28,000
‫نه . ببخشید . ادامه بده . ادامه بدین

111
00:07:29,480 --> 00:07:30,360
‫ممنون

112
00:07:31,920 --> 00:07:33,600
‫اگه اینم جواب نده

113
00:07:34,040 --> 00:07:36,440
‫پلیس میدونه که ما اسلحه
‫برای دفاع از خودمون داریم

114
00:07:36,600 --> 00:07:38,680
‫میدونه که مواد منفجره داریم

115
00:07:39,120 --> 00:07:41,240
‫هیچ واحد خبره‌ای هم نمی‌تونه
‫بین ما و گروگان‌ها

116
00:07:41,320 --> 00:07:42,720
‫تفاوتی بذاره و ما رو تشخیص بده

117
00:07:43,240 --> 00:07:46,960
‫هیچ وزیری دستور ورود رو نمیده
‫هیچکی

118
00:07:47,040 --> 00:07:48,120
‫خب ، چرا نمیده؟

119
00:07:50,240 --> 00:07:51,720
‫چون افراد کم‌سن و سال داخل ساختمونن

120
00:08:03,640 --> 00:08:07,600
‫نجاتِ جونِ "الیسون پارکر" به جای نجاتِ جونِ
‫اون ۸ نفر تصمیم تو بود

121
00:08:08,040 --> 00:08:10,560
‫تو بهم گفتی که سرویس اطلاعاتی
‫تمامی عواقب رو به‌عهده می‌گیره

122
00:08:11,120 --> 00:08:14,040
‫برو بیرون و به مطبوعات بگو
‫که کارِ تو بوده

123
00:08:14,200 --> 00:08:15,400
‫کارِ دوستای اطلاعاتی‌ـت بوده

124
00:08:15,480 --> 00:08:18,200
‫سرویس اطلاعاتی نمی‌تونه یه چنین
‫بیانیه‌هایی رو بده

125
00:08:18,960 --> 00:08:20,000
‫ولی نگران نباش

126
00:08:20,600 --> 00:08:23,640
‫دفتر ریاست‌جمهوری از این موضوع باخبره
‫حمایت کامل دولت پشت توئه

127
00:08:24,480 --> 00:08:28,160
‫ببین ، حمایت دولت به چیزمم نیست

128
00:08:28,560 --> 00:08:31,040
‫واسه من مهم نیست که رئیس‌جمهور
‫چی فکر می‌کنه . واسه من مهم...

129
00:08:31,800 --> 00:08:33,880
‫مادرم و دخترم هستن که در
‫موردم چی فکر می‌کنن

130
00:08:33,900 --> 00:08:37,520
‫بازرس ، اونا نه قصد آزادی
‫الیسون پارکر" رو داشتن"

131
00:08:37,600 --> 00:08:38,840
‫و نه اون ۸ فرد کم‌سن و سال رو

132
00:08:39,360 --> 00:08:40,800
‫یه تله بود

133
00:08:41,800 --> 00:08:43,760
‫اجازه بدین یه چیزی رو بهتون بگم

134
00:08:44,760 --> 00:08:47,520
‫وقتی این قضایا تموم بشه
‫همه یادشون میره که چی بود و چی شد

135
00:08:48,880 --> 00:08:49,760
‫مثله...

136
00:08:50,760 --> 00:08:51,840
‫مثله تیم فوتبال اسپانیا می‌مونه

137
00:08:51,920 --> 00:08:54,840
‫مهم نیست اول جام جهانی
‫چطوری بازی کنن

138
00:08:54,920 --> 00:08:57,395
‫اگه آخرش بتونی بهشون یه قهرمانی بدی
‫همه رو خوشحال می‌کنی

139
00:08:57,420 --> 00:08:59,504
‫و نهایتاً به عنوان یه
‫قهرمان بخاطر می‌سپارنت

140
00:09:00,240 --> 00:09:02,560
‫ولی اگه آخرش کلی جنازه روی دست‌مون بمونه

141
00:09:02,880 --> 00:09:04,920
‫کارمون دیگه تموم‌ـه . همه‌مون

142
00:09:07,240 --> 00:09:08,840
‫به‌خاطر اشتباهاتم ازتون معذرت می‌خوام

143
00:09:09,600 --> 00:09:11,560
‫الانم کاملاً می‌تونید روم حساب کنید

144
00:09:13,200 --> 00:09:14,800
‫ولی اگه بخواید که استعفا بدم...

145
00:09:20,640 --> 00:09:23,800
‫سوآرز" ، می‌خوام همه مشغول کار باشن"

146
00:09:24,800 --> 00:09:27,520
‫نتیجه‌ی آزمایش‌هایی که روی صندلیِ
‫اون ماشین انجام شده رو هم الان می‌خوام

147
00:09:27,600 --> 00:09:30,720
‫گزارش واحد زیرزمین‌مون رو هم می‌خوام
‫گزارش‌ـش کجاست؟

148
00:09:32,400 --> 00:09:36,520
‫آقای "پریتو" ، زودتر از هر چیزی
‫از سرویس اطلاعاتی می‌خوام

149
00:09:36,600 --> 00:09:39,440
‫که بهم بگن اون سارق‌ها قراره چطوری
‫از اونجا خارج بشن

150
00:09:48,640 --> 00:09:52,640
‫«یه سوالی داشتم «پروفسور
‫چطوری قراره از اونجا خارج بشیم؟

151
00:09:55,600 --> 00:09:58,000
‫- از طریق یه تونل
‫- الان این نقشه‌ی خفن شما بود؟

152
00:09:58,080 --> 00:10:00,440
‫پلیس توی چند دقیقه می‌تونه
‫بفهمه از کجا داریم خارج میشیم

153
00:10:00,920 --> 00:10:01,800
‫آره

154
00:10:12,120 --> 00:10:13,000
‫ببینید...

155
00:10:14,040 --> 00:10:18,800
‫این نمایِ «ضراب‌خونه‌ی ملی
‫پول و تمبر» از بالائه

156
00:10:20,560 --> 00:10:22,040
‫به محض اینکه وارد بشین

157
00:10:22,640 --> 00:10:25,600
‫از گروگان‌ها می‌خواید که
‫دقیقاً اینجا سنگ‌ها رو بشکنن

158
00:10:26,120 --> 00:10:27,600
‫که در واقع میشه شوفاژخونه توی زیرزمین

159
00:10:28,480 --> 00:10:31,960
‫دقیقاً ۱۳ متر با سیستم فاضلاب فاصله داره

160
00:10:34,600 --> 00:10:35,480
‫۱۳ متر؟

161
00:10:37,920 --> 00:10:41,320
‫توی اون فاصله هر سیستمِ رادارِ
‫زمین‌نفوذی می‌تونه شناسایی‌مون کنه

162
00:10:42,120 --> 00:10:43,000
‫نمی‌تونه؟

163
00:10:44,800 --> 00:10:45,840
‫چرا ، می‌تونه

164
00:10:48,320 --> 00:10:50,680
‫سیستم رادار زمین‌نفوذ تا بازه‌ی ۱۵ متر
‫رو می‌تونه شناسایی کنه

165
00:10:51,280 --> 00:10:53,080
‫یا به جاش حتی ممکنه از
‫لرزه‌نگار استفاده کنن

166
00:10:53,160 --> 00:10:55,200
‫که اونم می‌تونه لرزش مته‌ی دستی
‫رو شناسایی کنه

167
00:10:57,280 --> 00:10:59,800
‫واسه همین اینطوری فکر می‌کنن
‫که ما قراره از اینجا فرار کنیم

168
00:11:01,320 --> 00:11:03,440
‫ولی ما قرار نیست از
‫اونجا خارج بشیم دیگه ، نه؟

169
00:11:05,840 --> 00:11:06,720
‫نه

170
00:11:09,120 --> 00:11:10,800
‫ما از یه تونل دیگه خارج میشیم

171
00:11:11,120 --> 00:11:12,160
‫یه تونلی که...

172
00:11:13,680 --> 00:11:15,360
‫نمی‌تونن ببیننش

173
00:11:16,440 --> 00:11:19,480
‫چون از هر سیستم یا لوله‌ی فاضلابی
‫حداقل ۲۶ متر فاصله داره

174
00:11:19,640 --> 00:11:22,720
‫و اصل قضیه اینه که این
‫تونل الان اونجا وجود داره

175
00:11:22,960 --> 00:11:25,880
‫فقط باید یه سوراخ درست کنیم
‫تا بتونیم از اینجا بازش کنیم

176
00:11:25,960 --> 00:11:27,360
‫که میشه گاوصندوق شماره‌ی ۳

177
00:11:32,760 --> 00:11:34,120
‫کی اون تونل رو درست کرده؟

178
00:11:34,280 --> 00:11:36,600
‫- من ۵ سال پیش درستش کردم
‫- نه

179
00:11:37,720 --> 00:11:41,040
‫وقتی اون سوراخ رو درست کنین که
‫اون تونل رو به ضراب‌خونه وصلش کنین

180
00:11:41,640 --> 00:11:46,560
‫می‌بینید که ۴۸۶ متر
‫از قبل حفاری شده

181
00:11:47,760 --> 00:11:48,680
‫یه پناهگاه هم...

182
00:11:51,880 --> 00:11:53,200
‫از قبل براتون آماده شده

183
00:11:55,920 --> 00:11:56,800
‫نه

184
00:11:58,360 --> 00:12:00,680
‫- کلاهم رو به احترام‌تون از سر برمیدارم
‫- شُرت‌ـتم دربیار

185
00:12:02,760 --> 00:12:04,340
‫ولی با وجود اون‌همه دوربین نظارتی...

186
00:12:05,960 --> 00:12:08,640
‫زمین باید حسابی محکم شده باشه دیگه ، نه؟

187
00:12:09,720 --> 00:12:10,600
‫همینطوره

188
00:12:10,960 --> 00:12:14,400
‫لایه‌ی اولی که گذاشتیم روی زمین از فولاده
‫و لایه‌ی دوم هم از بتن مسلح‌ـه

189
00:12:14,760 --> 00:12:18,680
‫بعدشم از هیچ مته‌ی دستی اونجا
‫نمیشه استفاده کرد

190
00:12:19,320 --> 00:12:22,020
‫حتماً باید با دست انجام بشه
‫از دستگاه جوش و اره‌ی گِرد استفاده بشه

191
00:12:22,100 --> 00:12:23,060
‫چند متره؟

192
00:12:26,040 --> 00:12:28,240
‫۱۶ سانتیمترش از فولاده

193
00:12:30,000 --> 00:12:32,200
‫۸۰ سانتیمترش هم از بتن مسلح‌ـه

194
00:12:34,160 --> 00:12:35,480
‫بعدشم دیگه خاک‌ـه

195
00:12:36,720 --> 00:12:38,600
‫که به‌طور کلی میشه ۶ متر و ۷۰ سانتر

196
00:12:39,040 --> 00:12:40,880
‫- خدای من
‫- سوراخ خفنی‌ـه

197
00:12:40,960 --> 00:12:42,680
‫هی و...

198
00:12:43,640 --> 00:12:47,080
‫چقدر وقت لازم داری تا بتونی
‫اون سوراخ رو حفاری کنی؟

199
00:12:51,320 --> 00:12:53,120
‫تقریباً ۱۲-۱۰ روز

200
00:12:54,320 --> 00:12:56,040
‫همینقدر هم قراره داخل ضراب‌خونه بمونیم

201
00:12:56,600 --> 00:12:57,600
‫که میشه حدوداً...

202
00:12:58,920 --> 00:13:02,720
‫روزانه ۲۰۰ میلیون یورو پول چاپ کنیم

203
00:13:03,200 --> 00:13:07,960
‫یعنی ۲۴۰۰ میلیون یورو

204
00:13:08,040 --> 00:13:09,680
‫ایول

205
00:13:11,320 --> 00:13:12,840
‫- بیا ببینم
‫- «پروفسور»

206
00:13:12,920 --> 00:13:16,000
‫سی‌اس‌آی تونسته رَدِ آمونیاک و الکل رو

207
00:13:16,080 --> 00:13:20,380
‫روی داشبورد ، روکش‌ها ، پنجره‌ها
‫یعنی یه‌جورایی توی کلِ ماشین پیدا کنه

208
00:13:22,040 --> 00:13:24,520
‫گزارش شیمیایی آزمایشگاه گفته که
‫این محصولات فقط چند دقیقه

209
00:13:24,680 --> 00:13:26,700
‫قبل از اینکه اونجا برسیم
‫مورد استفاده قرار گرفتن

210
00:13:26,920 --> 00:13:29,720
‫که باتوجه به این قضیه فهمیدیم
‫یه نفر که با این گروه مرتبط هست

211
00:13:29,800 --> 00:13:31,720
‫دقیقاً همون زمانی که
‫اونجا بودیم حضور داشته

212
00:13:34,640 --> 00:13:37,400
‫- اون یارو ولگرده چی؟
‫- هیچ ردی نتونستیم ازش پیدا کنیم

213
00:13:38,080 --> 00:13:40,280
‫دوربین‌های نظارتی خیابون‌ها
‫و مغازه‌های اطراف رو

214
00:13:40,480 --> 00:13:42,760
‫بررسی کردیم ولی چیزی پیدا نکردیم

215
00:13:43,000 --> 00:13:44,680
‫ولی خب ، یه خبرهای خوبی هم
‫به دست‌مون رسیده

216
00:13:44,920 --> 00:13:48,480
‫تونستن اثرانگشت یه نفر رو روی اون
‫دکمه‌ای که توی ماشین پیدا کردی پیدا کنن

217
00:13:52,760 --> 00:13:55,840
‫طرف قبلاً سابقه داشته
‫دارن پرونده‌ـش رو برامون می‌فرستن

218
00:13:58,640 --> 00:14:00,280
‫توجه کنید . همه گوش بدین

219
00:14:00,960 --> 00:14:03,280
‫ازتون می‌خوام یه چند دقیقه‌ای
‫از چادر خارج بشین

220
00:14:04,320 --> 00:14:06,880
‫"همه‌تون غیر از کاراگاه "روبیو

221
00:14:07,920 --> 00:14:10,400
‫فقط چند دقیقه میشه
‫خیلی ممنونم ازتون

222
00:14:10,640 --> 00:14:11,520
‫ممنونم

223
00:14:16,600 --> 00:14:17,880
‫سرویس اطلاعاتی بمونه

224
00:14:27,960 --> 00:14:29,800
‫یعنی به نظرتون تصادفی‌ـه که اون یارو

225
00:14:29,960 --> 00:14:32,280
‫همون ولگرده قبل از ما
‫وارد اسقاطی بشه؟

226
00:14:32,720 --> 00:14:34,400
‫نه . تصادفی نبوده

227
00:14:36,800 --> 00:14:38,240
‫یه خبرچین بین‌مون هست

228
00:14:40,320 --> 00:14:42,000
‫حالا باید چکار کنیم؟

229
00:14:43,600 --> 00:14:44,720
‫پیداش کنیم

230
00:14:53,720 --> 00:14:55,400
‫پرونده هم رسید

231
00:15:22,600 --> 00:15:25,000
‫آروم باش . آروم باش

232
00:15:26,080 --> 00:15:27,200
‫همه چیز مرتبه

233
00:15:27,960 --> 00:15:28,880
‫آروم باش

234
00:15:29,400 --> 00:15:30,520
‫استراحت کن

235
00:15:34,920 --> 00:15:35,840
‫آروم بمون

236
00:15:37,040 --> 00:15:38,160
‫آروم باش

237
00:15:50,040 --> 00:15:51,360
‫همه چیز مرتبه

238
00:15:52,000 --> 00:15:53,400
‫همه چیز مرتبه

239
00:16:15,600 --> 00:16:16,800
‫الان برمیگردم

240
00:16:32,760 --> 00:16:33,640
‫آروم باش

241
00:16:34,000 --> 00:16:36,160
‫عفونتی نیست . خوبه

242
00:16:38,560 --> 00:16:39,560
‫خیلی خوبه

243
00:16:46,920 --> 00:16:50,224
‫۳۷.۶ـه . هیچ مشکلی نیست

244
00:16:50,560 --> 00:16:57,080
‫اگه ۴۰ بود مشکل‌ساز می‌شد
‫ولی ۳۷.۶ مشکلی نداره

245
00:16:58,240 --> 00:17:00,920
‫من توی جنگ از خیلی‌ها مراقبت کردم

246
00:17:01,600 --> 00:17:03,120
‫مردها باید هوای همدیگر رو داشته باشن

247
00:17:05,880 --> 00:17:06,920
‫مشکلی نیست

248
00:17:07,600 --> 00:17:12,080
‫همه چیز خوبه . همه چیز مرتبه

249
00:17:36,040 --> 00:17:37,080
‫"مونیکا"

250
00:17:42,640 --> 00:17:44,080
‫مونیکا" ، هی"

251
00:17:51,160 --> 00:17:52,280
‫حال‌ـت چطوره؟

252
00:17:54,840 --> 00:17:55,720
‫بهترم

253
00:17:57,600 --> 00:17:58,720
‫اینجا چکار می‌کنی؟

254
00:17:59,680 --> 00:18:02,680
‫نوبت خوابم‌ـه ولی گفتم بیام پیشت
‫ببینم حال‌ـت چطوره و اینا

255
00:18:08,160 --> 00:18:10,760
‫- اینجا گرم‌ـه ، نه؟
‫- آره

256
00:18:12,280 --> 00:18:14,200
‫انگار اکسیژن هم کم‌ـه یه‌جورایی

257
00:18:15,400 --> 00:18:17,880
‫اگه خواستی می‌تونی همینجا استراحت کنی
‫من حالم خوبه

258
00:18:18,040 --> 00:18:20,000
‫یه‌کمی همینجا میشینم
‫مشکلی ندارم

259
00:18:20,160 --> 00:18:21,040
‫باشه

260
00:18:43,564 --> 00:18:46,000
‫- پس منم استراحت می‌کنم
‫- آره . باشه . باشه

261
00:19:02,760 --> 00:19:04,240
‫"آندرس دِ فونولوسا"

262
00:19:05,360 --> 00:19:07,040
‫حکم بازداشت داره

263
00:19:08,040 --> 00:19:11,000
‫سرقت‌هاش شامل مغازه‌های جواهرفروشی
‫ماشین‌های بانکی ، خونه‌های حراجی

264
00:19:11,720 --> 00:19:13,200
‫اداره‌ها و شرکت‌ها می‌شدن

265
00:19:14,240 --> 00:19:17,000
‫باتوجه به پاسپورت الکترونیکی‌ـش
‫هنوز از کشور خارج نشده

266
00:19:17,560 --> 00:19:19,160
‫به احتمال خیلی زیاد پاسپورت جعلی داره

267
00:19:19,240 --> 00:19:21,720
‫هیچ سابقه‌ای از دوستاش یا
‫خانواده‌ـش هم جایی ثبت نشده

268
00:19:21,800 --> 00:19:24,000
‫منابع‌مون هم نمی‌شناسنش

269
00:19:24,800 --> 00:19:27,440
‫آدرسی ازش نیست . اطلاعاتی هم ازش
‫توی دفاتر ثبتی یا سرشماری نیست

270
00:19:28,200 --> 00:19:30,720
‫تنها چیزی که به ذهنم میرسه
‫اینه که با هم‌سلولی‌ـش صحبت کنیم

271
00:19:31,800 --> 00:19:33,920
‫"توی زندانِ "سوتو دِل رئال
‫با همدیگه هم‌سلولی بودن

272
00:19:34,760 --> 00:19:37,600
‫باشه . کاغذبازی‌هاش رو انجام بده
‫که بیاریمش اینجا

273
00:19:37,680 --> 00:19:38,840
‫صبر کن . وایسا

274
00:19:39,000 --> 00:19:40,720
‫همه‌ـش که همین نبود
‫نکته‌ی جالبی که از واحد

275
00:19:40,800 --> 00:19:43,120
‫روانپزشکی اومده خوندن داره
‫می‌خوای برات بخونمش؟

276
00:19:46,760 --> 00:19:49,440
‫ما در مقابل آدمی خودشیفته ، خودخواه...

277
00:19:51,040 --> 00:19:52,960
‫که توهم خودبزرگ‌بینی داره قرار گرفتیم

278
00:19:55,520 --> 00:19:57,920
‫شما رو اینجا جمع کردم که یه مقداری

279
00:19:58,080 --> 00:20:00,640
‫در مورد مسائلی که اینجا
‫جریان داره قرارتون بدم

280
00:20:01,000 --> 00:20:02,920
‫و به یه سری شایعات هم خاتمه بدم

281
00:20:03,160 --> 00:20:05,400
‫به هیچ عنوان قادر به
‫همدلی کردن با دیگران نیست

282
00:20:05,560 --> 00:20:10,000
‫"شایعه شده که خانم "مونیکا گَتَمبید

283
00:20:10,960 --> 00:20:13,560
‫فوت شدند . این شایعه
‫شایعه‌ی خوبی نیست

284
00:20:14,040 --> 00:20:17,480
‫شایعه‌ها می‌تونن تردید به دل راه بدن

285
00:20:18,000 --> 00:20:19,040
‫اضطراب به‌وجود بیارن

286
00:20:20,120 --> 00:20:22,280
‫به‌خاطر همین دوست داشتم
‫این قضیه رو کامل توضیح بدم

287
00:20:24,720 --> 00:20:28,560
‫"درسته . خانم "گَتَمبید
‫همکارتون کُشته شده

288
00:20:30,280 --> 00:20:33,960
‫مردی‌ست غیرعادی با جنون
‫خودبزرگ‌بینی که اون رو تبدیل کرده به

289
00:20:34,120 --> 00:20:36,260
‫آدمی که نمی‌تونه خیر و شر
‫رو از همدیگه تشخیص بده

290
00:20:38,080 --> 00:20:42,920
‫ولی می‌خواستم که یه سری خبرهای
‫خوب دیگه رو هم بهتون بگم

291
00:20:43,520 --> 00:20:44,400
‫خبرهای خوب

292
00:20:45,000 --> 00:20:50,360
‫چون حقیقت اینه که این سرقت
‫داره خیلی خوب پیش میره

293
00:20:51,600 --> 00:20:52,920
‫و سرعت پیشرفتش هم خیلی بالائه

294
00:20:53,520 --> 00:20:55,320
‫آدمی‌ـه که شرافت
‫و احترام رو به خوبی می‌فهمه

295
00:20:55,760 --> 00:20:59,440
‫و شدیداً نیاز داره که بتونه بقیه
‫رو تحت‌تأثیر خودش قرار بده

296
00:21:00,280 --> 00:21:02,480
‫بخصوص روی غریبه‌ها

297
00:21:05,720 --> 00:21:10,920
‫به همین خاطر ازتون می‌خوام
‫تشکر کنم از همه‌ی شمایی که

298
00:21:11,240 --> 00:21:16,300
‫دارین تمام تلاش‌تون رو می‌کنین
‫و همکاری می‌کنین تشکر کنم

299
00:21:16,560 --> 00:21:19,580
‫بخصوص یک نفر

300
00:21:21,360 --> 00:21:22,560
‫"آقای تورِس"

301
00:21:24,880 --> 00:21:25,760
‫"آقای تورِس"

302
00:21:33,000 --> 00:21:34,000
‫"پَکو"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(«توی اسپانیایی معمولاً به "فرانسیسکو" میگن «پکو)</font>

303
00:21:34,720 --> 00:21:35,880
‫"پَکو"

304
00:21:37,040 --> 00:21:38,160
‫پَکی" جون"

305
00:21:38,920 --> 00:21:41,960
‫"آقای "فرانسیسکو تورِس

306
00:21:42,400 --> 00:21:47,080
‫این آقا ۲۷ ساله که داره
‫اسکناس چاپ می‌کنه

307
00:21:47,400 --> 00:21:49,600
‫و امروز رکورد خودش رو هم شکسته

308
00:21:49,680 --> 00:21:52,880
‫چون بعد از ۴۰ ساعت تونسته...

309
00:21:52,960 --> 00:21:54,760
‫بهمون بگو چقدر پول تونستی چاپ کنی

310
00:21:55,120 --> 00:21:57,160
‫۳۱۱ میلیون یورو

311
00:21:57,240 --> 00:21:59,720
‫بلندتر بگو . با افتخار
‫به همه بگو که بشنون

312
00:21:59,960 --> 00:22:01,680
‫۳۱۱ میلیون

313
00:22:02,160 --> 00:22:05,840
‫۳۱۱ میلیون یورو

314
00:22:06,000 --> 00:22:11,840
‫۳۱۱ میلیون یورو
‫اونم خودش به تنهایی

315
00:22:12,160 --> 00:22:14,640
‫خب ، با کمک همکارهام البته

316
00:22:15,160 --> 00:22:18,400
‫تازه آدم فروتنی هم هست
‫ممنون آقای "تورِس" . ممنون

317
00:22:18,760 --> 00:22:20,360
‫از همه‌تون مچکریم

318
00:22:20,720 --> 00:22:23,040
‫آقای "تورِس" ، میدونی چی هستی؟

319
00:22:23,120 --> 00:22:27,720
‫تو بهترین گروگان این ماه هستی

320
00:22:27,800 --> 00:22:30,880
‫آره . به افتخارش یه کف و جیغ
‫و سوت و هورا بریم

321
00:22:31,120 --> 00:22:32,680
‫"به افتخار آقای "تورِس

322
00:22:35,440 --> 00:22:36,520
‫یالا دیگه

323
00:22:36,720 --> 00:22:39,600
‫تشویقش کنین که ببینه
‫چقدر خاطرخواهش هستیم

324
00:22:40,400 --> 00:22:41,840
‫تو یه قهرمانی

325
00:22:42,000 --> 00:22:44,880
‫- طوری تشویقش کنین که بفهمه
‫- ممنونم

326
00:22:52,960 --> 00:22:55,360
‫و حالا یه‌کم خبرهایِ خوبِ دیگه

327
00:22:56,560 --> 00:22:58,080
‫ازتون می‌خوام که به یه نفر...

328
00:22:59,560 --> 00:23:00,560
‫خوشامد بگین و طوری...

329
00:23:02,040 --> 00:23:05,320
‫تشویقش کنین که هیچ‌موقع
‫فراموش نکنه

330
00:23:06,560 --> 00:23:07,520
‫"آقای "آرتورو

331
00:23:08,560 --> 00:23:11,800
‫مدیری که بالاخره از خطر
‫جونِ سالم به‌در بُرد

332
00:23:34,680 --> 00:23:35,800
‫"ممنون "پَکو

333
00:23:47,440 --> 00:23:49,600
‫میشه خصوصی باهات صحبت داشته باشم لطفاً؟

334
00:24:17,080 --> 00:24:20,160
‫ازت می‌خوام هر اطلاعاتی درباره‌ی این آدم
‫داری رو توی مطبوعات منتشر کنی

335
00:24:21,440 --> 00:24:22,440
‫واسه چی؟

336
00:24:23,320 --> 00:24:24,440
‫- واسه چی؟
‫- آره

337
00:24:25,360 --> 00:24:27,440
‫این یارو این قضیه رو تبدیل کرده
‫به یه شوی تلویزیونی

338
00:24:27,720 --> 00:24:29,000
‫انگار توی فیلم‌ـه

339
00:24:29,160 --> 00:24:31,340
‫بذار ببینیم حالا عُمومِ مردم
‫چی دارن در موردش بگن

340
00:24:31,420 --> 00:24:33,340
‫وقتی بفهمن که یه آدم عجیب
‫کلی نوجوون رو

341
00:24:33,400 --> 00:24:35,160
‫- گروگان گرفته چی واسه گفتن دارن
‫- "راکِل"

342
00:24:36,720 --> 00:24:38,700
‫فکر نکنم بتونی به مردم بگی
‫که سردسته‌ی گروگانگیرها

343
00:24:38,780 --> 00:24:41,380
‫آدم غیرعادی‌ـه و بعدشم انتظار داشته باشی
‫مردم ازش متنفر بشن

344
00:24:41,680 --> 00:24:43,640
‫این کشور عاشق آدمای غیرعادی‌ـه

345
00:24:44,400 --> 00:24:45,760
‫باید حرفای بدتری در موردش بزنی

346
00:24:49,960 --> 00:24:51,240
‫مثلاً دخترها رو قاچاق می‌کنه

347
00:24:52,200 --> 00:24:54,440
‫یه پرونده‌ی باز در مورد جاکشی داره

348
00:24:55,200 --> 00:24:56,880
‫یه چیزی که مردم نتونن ببخشن‌ـش

349
00:25:00,080 --> 00:25:04,040
‫"این‌کار رو نکن . این‌کار رو نکن "راکِل
‫اینطوری خودت رو ذلیل نکن . این‌کار رو نکن

350
00:25:12,720 --> 00:25:14,800
‫منتشر کن . بگو یه جاکش‌ـه

351
00:25:15,160 --> 00:25:17,840
‫که مدت طولانی درگیر قاچاق زن‌ها

352
00:25:17,920 --> 00:25:20,800
‫از کشورهای اروپای شرقی بوده
‫بعضی‌هاشون هم دخترهای کم‌سن و سال بودن

353
00:25:21,720 --> 00:25:24,000
‫که چون با پلیس همکاری‌های زیادی
‫رو داشته آزادش کردن

354
00:25:24,400 --> 00:25:25,800
‫روی هم رفته یه خبرچین هم بوده

355
00:25:27,120 --> 00:25:28,440
‫از روش‌ـت خوشم میاد

356
00:25:29,080 --> 00:25:31,200
‫میرم دفترم که همه چیز رو آماده کنم

357
00:25:35,760 --> 00:25:38,360
‫"گوش کن . دارم بهت میگم گوش کن "راکِل

358
00:25:39,480 --> 00:25:42,680
‫واقعاً می‌خوای یه همچین کاری کنی ، نه؟
‫اینطوری یه آدم رو بدنام می‌کنیم

359
00:25:43,520 --> 00:25:44,560
‫بدنام‌ـش می‌کنیم؟

360
00:25:44,640 --> 00:25:45,760
‫- آره
‫- آره؟

361
00:25:46,320 --> 00:25:49,280
‫ببین "آنخل" ، اسم من توی تموم
‫شبکه‌های تلویزیونی و مطبوعاتِ

362
00:25:49,360 --> 00:25:52,600
‫بین‌المللی‌ـه و عملاً بهم عنوان
‫هرزه‌ی اعظم رو دادن

363
00:25:53,120 --> 00:25:55,720
‫و خب ، همونطوری که انتظار میرفت
‫همسر سابقم اومده از این موقعیت

364
00:25:55,800 --> 00:25:59,720
‫و از این زمان شکوهمند سوءاستفاده کرده تا
‫ببینه دخترم می‌خواد بره پیش‌ـش یا نه

365
00:26:01,520 --> 00:26:03,080
‫میدونی این یعنی چی؟

366
00:26:05,800 --> 00:26:08,320
‫یعنی که قراره بره از دستم شکایت کنه
‫تا بتونه حضانت دخترم رو بگیره

367
00:26:08,440 --> 00:26:10,640
‫: که بره پیش قاضی و بهش بگه

368
00:26:10,720 --> 00:26:13,120
‫سرورم ، این آشغال آدم درستی
‫واسه بزرگ کردن دخترم نیست

369
00:26:14,120 --> 00:26:16,280
‫از اینا هم که بگذریم
‫این بچه می‌خواد با من زندگی کنه

370
00:26:16,480 --> 00:26:18,960
‫هی ، هیچ قاضی نمیاد بهش حضانت بده

371
00:26:19,040 --> 00:26:23,240
‫- نمیان به کسی که تو رو مورد آزار
‫جسمی قرار داده حضانت بدن
‫- ولی مامانم هم نمی‌تونه باورم کنه

372
00:26:23,520 --> 00:26:26,640
‫- فکر می‌کنی یه قاضی می‌تونه باورم کنه؟
‫- "من باورت می‌کنم "راکِل

373
00:26:27,640 --> 00:26:28,680
‫من حرفات رو باور می‌کنم

374
00:26:30,520 --> 00:26:32,000
‫می‌تونم برات شهادت بدم

375
00:26:34,240 --> 00:26:35,480
‫- شهادت بدی؟
‫- آره

376
00:26:35,560 --> 00:26:36,800
‫چی می‌خوای شهادت بدی؟

377
00:26:36,960 --> 00:26:38,600
‫- تو که شاهد چیزی نبودی
‫- خب ، به دَرَک

378
00:26:38,680 --> 00:26:41,800
‫مگه نمی‌خوایم "فونولوسا" رو بدنام کنیم؟
‫اینجا همه همدیگر رو بدنام می‌کنن

379
00:26:42,520 --> 00:26:44,720
‫شوهر خودت اولی‌ـشه

380
00:26:46,880 --> 00:26:50,040
‫واسه همین میگم که کبودی‌ها رو دیدم

381
00:26:51,680 --> 00:26:53,760
‫که اونا هم زیر دامن‌ـت هستن دیگه ، نه؟

382
00:26:55,880 --> 00:26:57,680
‫"من که هیچ‌موقع دامن نمی‌پوشم "آنخل

383
00:26:57,840 --> 00:26:59,120
‫فرقی نداره که بابا

384
00:27:00,640 --> 00:27:04,680
‫بعدشم همون‌موقع می‌تونم بهشون در مورد شبی
‫که باهم توی کوهستان گذروندیم رو بگم

385
00:27:06,920 --> 00:27:09,280
‫بازم میگم توی "سرسدیلا" نبود
‫توی "میرافلورِز" بود

386
00:27:23,160 --> 00:27:25,840
‫عذر می‌خوام بازرس
‫می‌تونم بیام داخل؟

387
00:27:26,720 --> 00:27:27,720
‫چی شده؟

388
00:27:28,040 --> 00:27:30,800
‫از اسقاطی برمیگردیم
‫اون مرد روسیه‌ای رو بازجویی کردیم

389
00:27:33,440 --> 00:27:35,560
‫نیکولای دیمیترِویچ" نگهبان‌ـه"

390
00:27:36,280 --> 00:27:39,480
‫یک ساعت قبل از اینکه شما برسید اونجا
‫یه آقایی ازش در مورد ماشینش سوال پرسیده

391
00:27:39,840 --> 00:27:43,400
‫اونم به روسیه‌ای باهاش حرف زده
‫باتوجه به توصیف‌هایی که از اون شخص داشته

392
00:27:43,480 --> 00:27:46,600
‫این آدم می‌تونه همون شخصی باشه
‫که با "آلمانسا" صحبت کرده بوده

393
00:27:46,680 --> 00:27:47,680
‫همون یارو ولگرده

394
00:27:48,280 --> 00:27:49,520
‫خب ، اون روسی رو بیارش داخل

395
00:27:50,280 --> 00:27:52,760
‫می‌تونه پرونده اشخاصِ
‫متخلف اروپای شرقی رو ببینه

396
00:27:53,280 --> 00:27:55,280
‫بعدشم ازش یه طرح اولیه
‫از چهره‌ی یارو بگیرین

397
00:28:04,520 --> 00:28:08,440
‫پرونده‌ی تمام روسی‌هایی که
‫ازشون بازجویی شده

398
00:28:08,600 --> 00:28:10,300
‫دستگیر شدن یا متهم شدن رو می‌خوام . باشه؟

399
00:28:10,360 --> 00:28:13,920
‫یه نرم‌افزاری اینجا توی چادر هست که می‌تونه
‫به کشیدنِ یه طرحی از چهره‌ی اون یارو کمک کنه

400
00:28:15,000 --> 00:28:19,360
‫عکس «پروفسور» انقدر ناشناس بود که
‫مثله یه پازل ۱۰۰۰ قطعه‌ای حل‌نشده بود

401
00:28:20,240 --> 00:28:22,720
‫ولی یه شاهد قرار بود تموم اون
‫قطعات پازل رو کنار همدیگه بذاره

402
00:28:23,440 --> 00:28:27,080
‫و "راکِل" کسی که هیچ‌موقع به
‫طرح چهره‌ها اعتمادی نداشت...

403
00:28:28,280 --> 00:28:30,840
‫قرار بود که به کلید کل این تحقیقات
‫دسترسی پیدا کنه

404
00:28:38,200 --> 00:28:39,080
‫لعنتی

405
00:28:54,640 --> 00:28:55,640
‫"جسیکا"

406
00:28:57,080 --> 00:28:58,080
‫"النا"

407
00:28:58,720 --> 00:29:00,200
‫«دنیس»

408
00:29:01,280 --> 00:29:02,200
‫"پائولا"

409
00:29:02,720 --> 00:29:03,800
‫"الیزابت"

410
00:29:04,160 --> 00:29:05,080
‫"آئورورا"

411
00:29:05,800 --> 00:29:06,680
‫"و "الیسون

412
00:29:10,520 --> 00:29:12,200
‫باید ببخشید که انقدر محکم بَستمت

413
00:29:15,680 --> 00:29:18,160
‫ولی خب ، تو هم یه اسلحه به سمت
‫کَلَه‌ـم نشونه رفتی دیگه

414
00:29:18,400 --> 00:29:19,880
‫انتظار داشتی چکار کنم؟

415
00:29:20,480 --> 00:29:23,240
‫با اینکه دختر سفیر هستی آدم خیلی
‫سَرکِشی هستی ، مگه نه؟

416
00:29:24,360 --> 00:29:27,120
‫نه . واقعاً دومین کار احمقانه‌ای بوده
‫که توی زندگی‌ـم انجام دادم

417
00:29:27,320 --> 00:29:29,400
‫واقعاً؟ اولی‌ـش چی بوده اون‌موقع؟

418
00:29:29,640 --> 00:29:31,880
‫بدون اینکه بابام بفهمه
‫رفتم کلاس رقص باله

419
00:29:32,040 --> 00:29:33,520
‫چقدرم که کارِت دیوونه‌وار بوده

420
00:29:33,600 --> 00:29:36,600
‫حواست باشه ممکنه شروع کنی به رقصیدن
‫و کارِت به جایی بکشه که نباید بکشه

421
00:29:36,680 --> 00:29:39,240
‫مثلاً به ویولن زدن گرفتار بشی
‫بعدشم گرفتار پارتی و اینا بشی

422
00:29:45,400 --> 00:29:47,760
‫بابام همه چیز رو توی زندگیم
‫واسم انتخاب کرده

423
00:29:48,520 --> 00:29:50,320
‫مدرسه‌ـم ، واحدهای دانشگاهی‌ـم

424
00:29:51,360 --> 00:29:54,880
‫حتی خونه‌ای که قراره تحصیلات عالیه‌ـم رو در
‫رشته‌ی سیاستمداریِ دانشگاه آکسفورد انجام بدم

425
00:29:55,240 --> 00:29:58,000
‫الیسون" ، این کارد و چنگال"
‫مخصوصِ خوردنِ ماهی‌ـه

426
00:29:58,080 --> 00:29:59,440
‫الیسون" ، از اون لیوان نخور"

427
00:29:59,560 --> 00:30:02,160
‫الیسون" ، باید بری کلاس شطرنج"

428
00:30:03,680 --> 00:30:05,000
‫واسه همه چیز‌م همینطوری بوده

429
00:30:06,800 --> 00:30:07,680
‫معلومه

430
00:30:08,440 --> 00:30:10,920
‫تو هم واسه اینکه بری روی اعصابش
‫توی کلاس باله ثبت‌نام کردی

431
00:30:12,200 --> 00:30:15,120
‫رقص باله رو انتخاب کردم
‫چون بابام از باله متنفره

432
00:30:15,560 --> 00:30:17,360
‫کلاس والیبال‌ـم هم شنبه‌ها بود

433
00:30:17,920 --> 00:30:21,160
‫و شنبه‌ها هم هر کاری می‌کردم می‌فهمید

434
00:30:25,200 --> 00:30:26,200
‫خیلی‌خب

435
00:30:26,720 --> 00:30:29,360
‫کیف لوازم آرایشی و بهداشتی‌تون رو
‫بردارید و به صف برین بالا

436
00:30:45,400 --> 00:30:46,680
‫داشتی در مورد چی حرف میزدی؟

437
00:30:47,720 --> 00:30:48,680
‫هیچی

438
00:30:51,240 --> 00:30:52,580
‫یه چیزهایی در مورد آکسفورد می‌گفتی

439
00:30:53,800 --> 00:30:54,880
‫شنیدم حرفات رو

440
00:30:55,400 --> 00:30:58,600
‫نه . در مورد زندگی‌ـم بود . در مورد
‫بابام بود که واسم رئیس‌بازی درمیاره

441
00:31:01,800 --> 00:31:03,320
‫می‌خوای دعوتش کنی سفارت؟

442
00:31:04,160 --> 00:31:05,040
‫کی رو؟

443
00:31:06,240 --> 00:31:07,120
‫ریو" رو"

444
00:31:07,960 --> 00:31:08,840
‫نه

445
00:31:10,360 --> 00:31:11,520
‫از دوست‌پسرم خوشت نمیاد؟

446
00:31:13,160 --> 00:31:14,040
‫نه

447
00:31:17,640 --> 00:31:21,520
‫من از لبخندش خوشم میاد
‫تو هم خوشت میاد؟

448
00:31:25,080 --> 00:31:25,960
‫نه

449
00:31:27,760 --> 00:31:30,320
‫دیدم چطوری بهش نگاه می‌کنی
‫چرا بهم دروغ میگی؟

450
00:31:42,520 --> 00:31:43,880
‫ریو" بامزه‌ست ، نه؟"

451
00:31:46,720 --> 00:31:47,640
‫آره خب

452
00:31:48,840 --> 00:31:50,200
‫دیدی؟ ازش خوشت میاد

453
00:31:50,960 --> 00:31:52,400
‫اشکالی نداره . اعتراف کن

454
00:31:56,240 --> 00:31:59,120
‫آره . ازش خوشم میاد
‫آره . اون با منه

455
00:32:01,200 --> 00:32:03,040
‫ولی از اون عوضی‌هایی نیستم

456
00:32:03,320 --> 00:32:05,440
‫که تا حس می‌کنن دوست‌پسرشون
‫داره از دست‌شون میره سگ بشن

457
00:32:13,920 --> 00:32:18,200
‫اگه دوست داری بازی کنی
‫همه‌مون اهل بازی هستیم . نیستیم؟

458
00:33:01,640 --> 00:33:02,520
‫می‌تونی بری

459
00:33:09,080 --> 00:33:10,800
‫چقدر وقت توی دستشویی بودی؟

460
00:33:35,760 --> 00:33:37,760
‫۳فقره آزار جنسی

461
00:33:40,160 --> 00:33:44,080
‫۳بار مسمومیت با مواد مخدر ، عریان‌گرایی

462
00:33:44,560 --> 00:33:47,800
‫۳۸ سال برات حبس بُریدن

463
00:33:48,120 --> 00:33:50,200
‫هنوزم دادرسی‌ـت تموم نشده . درسته؟

464
00:33:54,840 --> 00:33:56,520
‫واسه چی من رو آوردین اینجا؟

465
00:34:02,520 --> 00:34:04,200
‫با این آدم هم‌سلولی بودی

466
00:34:06,160 --> 00:34:07,840
‫یادته که با چه کسایی در ارتباط بوده؟

467
00:34:09,920 --> 00:34:10,800
‫با هیچکی

468
00:34:10,960 --> 00:34:13,280
‫باشه ولی حداقل یه فامیلی
‫آشنایی داشته دیگه

469
00:34:14,120 --> 00:34:15,000
‫مثلاً دوست‌دختر

470
00:34:15,280 --> 00:34:16,920
‫- شریکی
‫- نمیدونم

471
00:34:17,480 --> 00:34:18,360
‫رفیقی

472
00:34:19,280 --> 00:34:20,360
‫چیزی در این مورد بهم نگفته

473
00:34:20,760 --> 00:34:24,200
‫یعنی داری بهم میگی توی اون
‫۷ماه از هیچکی پیشت حرف نزده؟

474
00:34:28,720 --> 00:34:29,680
‫مشکل چیه؟

475
00:34:31,920 --> 00:34:33,240
‫پرسید مشکل چیه؟

476
00:34:34,360 --> 00:34:35,840
‫چیزی در مورد خونه‌ـش بهت گفته بود؟

477
00:34:36,080 --> 00:34:37,240
‫- نه
‫- نه؟

478
00:34:37,760 --> 00:34:39,720
‫در مورد محله‌ـش ، ولایتش

479
00:34:40,240 --> 00:34:44,240
‫- یه جایی که بخواد برگرده بهش
‫- نمیدونم . هیچی نمی‌گفت

480
00:34:44,560 --> 00:34:47,680
‫فکر کنم کامل در جریان نیستی
‫که قضیه از چه قراره

481
00:34:50,760 --> 00:34:54,200
‫باید یه چیزی بهم بگی . می‌فهمی؟

482
00:34:54,640 --> 00:34:55,840
‫یه سرنخی بدی که کمک‌مون کنه

483
00:34:56,920 --> 00:34:57,880
‫لطفاً فکر کن

484
00:35:01,240 --> 00:35:02,320
‫یه چیزی هست

485
00:35:02,920 --> 00:35:04,000
‫چی؟

486
00:35:04,840 --> 00:35:06,800
‫همینطوری که بهت نمیگم

487
00:35:07,400 --> 00:35:08,920
‫۴سال‌ـه توی زندان بودم

488
00:35:09,600 --> 00:35:11,520
‫- یه چیزی عوضش می‌خوام ازت
‫- حتماً

489
00:35:11,600 --> 00:35:13,080
‫بذار ببینم . اعصاب من رو به‌هم نریز

490
00:35:13,160 --> 00:35:15,040
‫- "آنخل"
‫- مگه فیلمه آخه . نه ، نه

491
00:35:15,120 --> 00:35:18,800
‫تو یه چیزی به ما میگی و بعدش ما هم می‌بینیم
‫کاری از دست‌مون برمیاد برات انجام بدیم یا نه

492
00:35:18,880 --> 00:35:21,000
‫تو شروع می‌کنی حرف میزنی
‫منم بابتش بهت شکلات میدم

493
00:35:21,080 --> 00:35:22,640
‫- فهمیدی چی گفتم؟
‫- "آنخل" ، "آنخل"

494
00:35:24,840 --> 00:35:25,720
‫آروم باش

495
00:35:28,680 --> 00:35:29,560
‫ببین...

496
00:35:31,600 --> 00:35:33,240
‫یه فرمی رو امضاء می‌کنم که از

497
00:35:33,320 --> 00:35:35,720
‫هیئت "سوتو" درخواست بشه که
‫عفو مشروط بهت بدن و آزادت کنن

498
00:35:36,400 --> 00:35:37,800
‫ولی تحت ۲تا شرط

499
00:35:38,480 --> 00:35:40,800
‫شرط اول اینه که همین الان
‫بهمون اطلاعات رو بدی

500
00:35:41,320 --> 00:35:44,360
‫اگه اطلاعات‌ـت خوب باشه
‫شرط دوم رو بهت میگم

501
00:35:44,680 --> 00:35:47,320
‫ولی بهت قول میدم که
‫عفو مشروط رو برات بگیرم

502
00:35:49,880 --> 00:35:52,760
‫اون‌موقع‌ها هر روز یه دارویی
‫به خودش تزریق می‌کرد

503
00:35:53,360 --> 00:35:57,520
‫من مدارک درمانگاهی‌ـش رو اینجا دارم ولی در مورد
‫عارضه‌ی پزشکی که میگی چیزی نگفتن

504
00:35:58,080 --> 00:35:59,280
‫آره . میدونم

505
00:36:00,040 --> 00:36:01,760
‫این قضیه رو یه‌جورایی مخفی کرده بود

506
00:36:02,720 --> 00:36:04,280
‫یه‌جورایی بدنش رو از کار مینداخت

507
00:36:04,480 --> 00:36:08,080
‫- اسم دارو رو یادته؟
‫- "رتروکسیل"

508
00:36:08,240 --> 00:36:09,440
‫چطوری این دارو رو می‌گرفت؟

509
00:36:09,800 --> 00:36:11,280
‫نمیدونم تا چه حد در جریان هستین

510
00:36:11,360 --> 00:36:13,680
‫ولی توی زندان خیلی راحت میشه
‫همه چیز رو وارد کرد

511
00:36:14,960 --> 00:36:16,440
‫میذارن توی سوراخ مقعد

512
00:36:20,960 --> 00:36:23,200
‫حالا بهم بگید شرط دوم چی بود

513
00:36:25,560 --> 00:36:29,360
‫که داوطلب عمل اختگی
‫به‌صورت شیمیایی بشی

514
00:36:31,480 --> 00:36:34,960
‫به محض اینکه درخواستش رو بدی فرمی که
‫بابتش بهت عفو مشروط بدن رو امضاء می‌کنم

515
00:36:35,360 --> 00:36:36,480
‫- نه؟
‫- نه

516
00:36:36,960 --> 00:36:38,520
‫سوآرز" ، ببرش"

517
00:36:40,000 --> 00:36:41,800
‫- زودباش
‫- تو بهم قول دادی

518
00:36:42,160 --> 00:36:44,040
‫- کثافتِ عوضی
‫- یالا

519
00:36:46,520 --> 00:36:48,600
‫ببین "رتروکسیل" واسه چی‌ـه

520
00:36:48,760 --> 00:36:51,120
‫تموم الگوهای عجیبی که برای
‫خرید این دارو هست رو پیدا کن

521
00:36:51,200 --> 00:36:53,480
‫لیست فروش همه‌ی داروخونه‌ها
‫رو طی ۶ ماه گذشته بررسی کن

522
00:36:53,800 --> 00:36:56,000
‫اگه این یارو هر روز این دارو رو به خودش
‫تزریق کرده باشه

523
00:36:56,060 --> 00:36:58,900
‫مجبور بوده قبل از رفتن به زندون
‫کلی‌ـش رو خریده باشه

524
00:36:59,840 --> 00:37:00,720
‫فقط خودت

525
00:37:03,320 --> 00:37:05,860
‫تا قبل از اینکه جاسوس پیدا نشده
‫به هیچ‌کس نمی‌تونیم اعتماد کنیم

526
00:37:05,880 --> 00:37:06,760
‫باشه

527
00:37:10,280 --> 00:37:12,040
‫بازرس ، روسی‌ـه رو آوردمش

528
00:37:12,440 --> 00:37:13,320
‫"نیکولای"

529
00:37:14,840 --> 00:37:18,520
‫گفتم بیارنت اینجا که بتونی اون شخصی
‫که امروز صبح دیدی رو شناسایی کنی

530
00:37:18,600 --> 00:37:19,680
‫همونی که توی اسقاطی بود رو

531
00:37:21,160 --> 00:37:22,960
‫به نظرت می‌تونی چهره‌ـش رو تشخیص بدی؟

532
00:37:24,320 --> 00:37:25,800
‫می‌تونی توصیفش کنی طرحش رو بِکِشیم؟

533
00:37:26,560 --> 00:37:27,600
‫کاملاً

534
00:37:28,200 --> 00:37:29,080
‫"آنخل"

535
00:37:29,600 --> 00:37:32,160
‫به بقیه بگو می‌تونن بیان داخل
‫تو با من بیا

536
00:37:41,680 --> 00:37:42,560
‫ببین...

537
00:37:43,840 --> 00:37:46,440
‫من خیلی نگران یکی از
‫شاگردهام هستم . "سیلویا" رو میگم

538
00:37:46,920 --> 00:37:48,120
‫چون اون دختره...

539
00:37:49,600 --> 00:37:51,320
‫نسبتاً ضعیفی‌ـه

540
00:37:52,920 --> 00:37:56,160
‫و فکر می‌کنم اگه پیش
‫بقیه‌ی اعضای گروه باشه

541
00:37:56,240 --> 00:37:58,800
‫بیشتر احساس امنیت می‌کنه . میدونی؟
‫پیش دوستاش باشه

542
00:37:59,840 --> 00:38:03,560
‫شما چه درسایی رو توی مدرسه
‫تدریس می‌کنین خانم؟

543
00:38:05,840 --> 00:38:07,280
‫- من؟
‫- بله

544
00:38:07,960 --> 00:38:11,960
‫- من فلسفه و اخلاقیات تدریس می‌کنم
‫- فلسفه؟

545
00:38:12,320 --> 00:38:13,760
‫- بله
‫- چه خوب

546
00:38:14,440 --> 00:38:16,200
‫تاریخ ادیان

547
00:38:16,880 --> 00:38:20,400
‫- و خب ، یه کارگاه‌هایی هم دارم
‫- چه کارگاه‌هایی؟

548
00:38:22,640 --> 00:38:25,160
‫در مورد محیط زیست ، آموزش‌های جنسی

549
00:38:29,960 --> 00:38:31,720
‫چه وظیفه‌ی مهمی ، نه؟

550
00:38:35,640 --> 00:38:37,120
‫و از اونجایی که شما کارشناس هستین

551
00:38:38,200 --> 00:38:40,960
‫شاید بتونین بهم کمک کنین
‫یه مشکلی رو حل کنم

552
00:38:41,040 --> 00:38:44,240
‫مسئله‌ای که دارم موضوع‌ـش جنسی‌ـه . میدونید؟

553
00:38:44,920 --> 00:38:48,160
‫در واقع دوست داشتم نظریه‌ـم
‫رو خدمت‌تون بگم

554
00:38:55,480 --> 00:38:56,360
‫بگم؟

555
00:38:58,320 --> 00:38:59,200
‫بله . حتماً

556
00:38:59,880 --> 00:39:00,760
‫بگید

557
00:39:02,800 --> 00:39:05,380
‫این نظریه رو به‌خاطر یه سری
‫جوکی که شنیده بودم به ذهنم رسید

558
00:39:05,520 --> 00:39:06,680
‫جوک

559
00:39:08,680 --> 00:39:09,800
‫جوک

560
00:39:12,640 --> 00:39:15,080
‫میدونی ، واسه اینکه یه جوک
‫بامزه باشه

561
00:39:15,680 --> 00:39:17,560
‫باید یه مقداری حقیقت
‫و یه مقداری درد

562
00:39:18,600 --> 00:39:19,680
‫توش نهفته باشه

563
00:39:20,440 --> 00:39:22,360
‫جدی؟ نه . نمیدونستم

564
00:39:22,440 --> 00:39:25,600
‫- خیلی عجیب‌ـه
‫- آره . اینطوریاست

565
00:39:29,200 --> 00:39:31,840
‫اون جوک‌ـه در مورد سردرد رو شنیدی؟

566
00:39:34,840 --> 00:39:35,720
‫نه

567
00:39:36,880 --> 00:39:38,280
‫شوهره میرسه خونه

568
00:39:38,560 --> 00:39:42,080
‫میگه : عزیزم واست آسپیرین آوردم

569
00:39:42,960 --> 00:39:45,600
‫: زنش هم بهش میگه
‫ولی من که سردرد ندارم

570
00:39:47,480 --> 00:39:49,200
‫شوهره هم بهش میگه : خب پس بیا سکس کنیم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">اشاره به بهونه‌ی سردرد که خانم‌ها مطرح می‌کنن تا)
‫(بتونن محترمانه به شوهرشون بگن نمی‌خوان سکس کنن</font>

571
00:39:58,520 --> 00:40:00,120
‫تا حالا دقت کردی

572
00:40:00,800 --> 00:40:03,360
‫چقدر جوک واسه غلبه‌ی همیشگی
‫آقایون بر خانم‌ها

573
00:40:03,440 --> 00:40:07,000
‫برای اینکه بتونن مقاربت جنسی
‫داشته باشن وجود داره؟

574
00:40:07,080 --> 00:40:10,000
‫اون خانم هم همیشه مجبور بوده تن بده
‫طوری که انگار اصلاً لذتی نبرده

575
00:40:13,040 --> 00:40:15,080
‫فکر می‌کنی واقعیت همچین چیزی‌ـه؟

576
00:40:16,440 --> 00:40:19,440
‫مگه تو هم همونقدر مایل به
‫داشتن مقاربت نیستی خانم؟

577
00:40:24,080 --> 00:40:25,240
‫میدونم که داریم

578
00:40:27,320 --> 00:40:29,880
‫شاید البته نه به اون اندازه‌ای که
‫آقایون تمایل دارن . میدونی؟

579
00:40:30,520 --> 00:40:31,400
‫شاید همینطور باشه

580
00:40:32,960 --> 00:40:35,400
‫حالا این رو بهم بگید "سیلویا" رو می‌تونم
‫ببرم پیش دوستاش؟

581
00:40:35,480 --> 00:40:37,000
‫«البته . قضیه‌ی «سیلویا

582
00:40:37,560 --> 00:40:40,280
‫ببین ، یه لحظه بلند شو لطفاً

583
00:40:41,120 --> 00:40:42,120
‫بیا باهام

584
00:40:43,320 --> 00:40:44,200
‫بیا

585
00:40:49,160 --> 00:40:50,880
‫ببین . "سیلویا" اونجاست

586
00:40:52,880 --> 00:40:54,160
‫می‌بینی چقدر آروم‌ـه؟

587
00:40:57,120 --> 00:40:58,080
‫سلام

588
00:40:59,600 --> 00:41:00,560
‫سلام

589
00:41:01,480 --> 00:41:02,560
‫سلام کنید خانم

590
00:41:03,200 --> 00:41:05,760
‫مطمئنم دختر کوچولومون
‫خوشحال میشه صداتون رو بشنوه

591
00:41:21,520 --> 00:41:22,800
‫چی شده "نایروبی"؟

592
00:41:25,520 --> 00:41:27,040
‫تو رو گذاشتن توی تلویزیون

593
00:41:32,640 --> 00:41:33,520
‫"اُسلو"

594
00:41:35,840 --> 00:41:37,440
‫خیلی خوشحال شدم خانم

595
00:41:38,840 --> 00:41:41,200
‫هر موقع خواستی بازم بیا پیشم
‫در مورد اخلاقیات حرف میزنیم

596
00:41:41,760 --> 00:41:42,760
‫این رو ببرش

597
00:41:45,880 --> 00:41:46,760
‫باهام بیا

598
00:41:57,200 --> 00:41:58,680
‫فکر کنم این بینی باشه

599
00:42:10,840 --> 00:42:11,840
‫"آلمانسا"

600
00:42:13,920 --> 00:42:15,520
‫تشخیص چهره چطور داره پیش میره؟

601
00:42:15,600 --> 00:42:18,160
‫خب ، هم من و هم اون تونستیم
‫در مورد شکل چهره‌ـش هم‌نظر باشیم

602
00:42:18,220 --> 00:42:20,540
‫- خیلی زود صورتش رو می‌تونیم پیدا کنیم
‫- خیلی خوبه

603
00:42:43,080 --> 00:42:45,320
‫«اون کلمات توی ذهن «پروفسور
‫جرقه‌ای رو زدن

604
00:42:45,400 --> 00:42:47,940
‫جرقه‌ی کاری که هیچ‌موقع فکرش رو نمی‌کرد
‫مجبور بشه انجامش بده

605
00:42:49,760 --> 00:42:51,800
‫بره پیش پلیس تا بتونه
‫چهره‌ـش رو مخفی نگه داره

606
00:43:01,200 --> 00:43:02,200
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

