‫﻿۱
00:00:18,500 --> 00:00:20,625
‫- صبح بخیر، بابایی
‫- صبح‌ بخیر، ملکه

2
00:00:21,375 --> 00:00:25,000
‫- می‌خوای سکس کنیم؟
‫- آره. تو هم می‌خوای. بیا این رو ببین

3
00:00:30,458 --> 00:00:31,458
‫اونجا رو ببین

4
00:00:32,333 --> 00:00:35,250
‫برزیلی هستن. خیلی وقت بود
‫یه قایق برزیلی ندیده بودیم

5
00:00:35,333 --> 00:00:38,083
‫آخرین قایق‌هایی که اومدن
‫اهالیِ پورتوریکو یا گویان بودن

6
00:00:38,166 --> 00:00:39,500
‫نمی‌دونم

7
00:00:41,083 --> 00:00:42,291
‫به نظر مهربون میان

8
00:00:44,166 --> 00:00:46,208
‫سی‌آی‌اِی، ‌اف‌بی‌آی

9
00:00:46,291 --> 00:00:49,041
‫و اینترپل هم مأمورانی دارن
‫که مهربون به نظر میان

10
00:00:49,125 --> 00:00:52,083
‫بی‌خیال، مرد. اونا توریستن‌.
‫از چهره‌شون می‌تونی بخونی

11
00:00:55,458 --> 00:00:56,458
‫عشقم

12
00:00:57,791 --> 00:00:59,333
‫باید معاشرت کنیم

13
00:01:00,208 --> 00:01:02,583
‫جدی می‌گم. زوج‌ها به یه
‫زندگی اجتماعی نیاز دارن

14
00:01:02,666 --> 00:01:05,416
‫،مهمونی می‌رن، سینما می‌رن
‫شام می‌رن بیرون

15
00:01:06,000 --> 00:01:09,291
‫اونا با سرخپوست‌های "کونا" نمی‌گردن
‫یا هر روز تنیس ساحلی بازی کنن

16
00:01:09,375 --> 00:01:11,375
‫- نه
‫- نه، چی؟

17
00:01:11,458 --> 00:01:12,458
‫نه

18
00:01:12,750 --> 00:01:15,125
‫- بی‌خیال، خواهش می‌کنم
‫- نه، امکان نداره

19
00:01:15,458 --> 00:01:17,833
‫توکیو، این یه اقدام امنیتی‌ـه

20
00:01:33,208 --> 00:01:35,000
‫هی!

21
00:01:36,791 --> 00:01:38,583
‫هی!

22
00:01:38,666 --> 00:01:40,708
‫سلام، دوستان من!

23
00:01:50,416 --> 00:01:55,458
‫ریو! ریو! ریو!

24
00:01:55,541 --> 00:01:58,000
‫ریو! ریو! ریو!

25
00:01:58,083 --> 00:02:01,250
‫ریو! ریو! ریو!

26
00:02:01,333 --> 00:02:03,500
‫ریو! ریو! ریو!

27
00:02:03,583 --> 00:02:06,791
‫ریو! ریو! ریو!

28
00:02:27,291 --> 00:02:29,500
‫آنیبال کورتز داره...

29
00:02:29,583 --> 00:02:31,208
‫به سمت بانک مرکزی می‌ره

30
00:02:31,291 --> 00:02:37,125
‫پلیس اسپانیا داره یکی از تحت‌تعقیب‌ترین
‫فراری‌ها در دنیا رو تحویل می‌ده

31
00:02:37,208 --> 00:02:40,000
‫اکنون ۴۴ ساعت از
‫آغاز سرقت می‌گذره

32
00:02:40,083 --> 00:02:43,875
‫و پلیس به تحویل دادن
‫کورتز تن در داده

33
00:02:43,958 --> 00:02:46,541
‫اون فردی‌ـه که گمان
‫می‌ره شکنجه شده

34
00:02:46,625 --> 00:02:49,575
‫گروه پروفسور بارِ
‫دیگر گرد هم آمده‌اند

35
00:02:58,333 --> 00:02:59,958
‫ریو دم درِ بانک‌ـه

36
00:03:00,375 --> 00:03:01,375
‫نوبت توئه

37
00:03:03,416 --> 00:03:04,416
‫درها رو باز کنین

38
00:03:23,916 --> 00:03:24,916
‫هلسینکی

39
00:03:25,500 --> 00:03:27,908
‫- اجازه‌ی رفتن دارن
‫- رو به جلو حرکت کنین!

40
00:03:59,708 --> 00:04:02,375
‫مبادله‌ی گروگان‌ها در »
‫« بانک مرکزی اسپانیا

41
00:04:34,291 --> 00:04:35,291
‫خیلی خوش‌تیپ شدی!

42
00:04:36,041 --> 00:04:38,541
‫خیلی خوش‌تیپ، با کاراوات و اینا!

43
00:04:38,625 --> 00:04:41,083
‫تنها کار خوبی‌ـه که
‫پلیس برام انجام داده

44
00:04:41,166 --> 00:04:42,500
‫می‌تونم تصور کنم

45
00:04:44,166 --> 00:04:46,333
‫تو لباسِ یه تیکه‌ی قرمز
‫خیلی زیبا شدی

46
00:04:48,416 --> 00:04:49,583
‫چطوری؟

47
00:04:49,791 --> 00:04:50,916
‫- بهترم
‫- آره

48
00:04:52,000 --> 00:04:54,583
‫تو بانک مرکزی چه غلطی می‌کنین؟

49
00:04:55,791 --> 00:04:56,791
‫اومدیم تو رو ببریم

50
00:05:01,833 --> 00:05:04,958
‫همه چیز تموم شده.
‫برمی‌گردین خونه، دوستان!

51
00:05:05,041 --> 00:05:07,708
‫کل اسپانیا در کنار شما هستن!

52
00:05:08,458 --> 00:05:10,833
‫شجاعین! شما خیلی شجاعین!

53
00:05:11,500 --> 00:05:13,708
‫نگران نباشین. الان من پیش‌تون هستم

54
00:05:18,291 --> 00:05:21,166
‫حالا بیا ببینیم سوارز چی
‫می‌تونه بهمون بگه. ایناهاش

55
00:05:21,250 --> 00:05:22,541
‫سوارز، آروم باش!

56
00:05:22,666 --> 00:05:24,750
‫- می‌خوام برگردم اون داخل!
‫- آروم باش

57
00:05:24,833 --> 00:05:27,875
‫افراد بیشتری بهم بده! مواد منفجره!
‫خیلی نزدیک بودیم! من می‌کشم‌شون!

58
00:05:27,958 --> 00:05:29,666
‫- آروم باش، لطفاً
‫- تامایو

59
00:05:31,291 --> 00:05:32,708
‫اون احمق داره چیکار می‌‌کنه؟

60
00:05:32,791 --> 00:05:35,958
‫اون آرتورو رُمن‌ـه.
‫مدیر سابق ضرابخانه‌ی سلطنتی

61
00:05:39,291 --> 00:05:40,333
‫درها رو ببندید!

62
00:05:44,916 --> 00:05:46,291
‫اون عوضی!

63
00:05:56,083 --> 00:05:58,375
‫شلیک نکنید، شلیک نکنید!
‫من مسلح نیستم

64
00:06:01,208 --> 00:06:02,291
‫من آرتورو رُمن هستم

65
00:06:04,125 --> 00:06:05,125
‫آرتوریتو؟

66
00:07:14,375 --> 00:07:16,666
‫یه کفِ مرتب بزنید! یالا!

67
00:07:23,708 --> 00:07:25,583
‫شما آرتورو رُمن
‫هستین، مگه نه؟

68
00:07:26,375 --> 00:07:27,375
‫البته

69
00:07:29,583 --> 00:07:31,291
‫کتا‌ب‌تون رو خوندم

70
00:07:31,708 --> 00:07:34,125
‫خیلی دیوونه‌این!

71
00:07:35,541 --> 00:07:38,541
‫،می‌تونستین اون بیرون باشین
‫زندگی خوبی داشته باشین

72
00:07:39,416 --> 00:07:41,958
‫ولی اینجایین، توی
‫لونه‌ی شیر لعنتی

73
00:07:46,000 --> 00:07:48,291
‫می‌دونین چه جنجالی
‫اون بیرون به پا کردین؟

74
00:07:48,375 --> 00:07:50,875
‫یه بغل گنده بده هلسی ببینم!

75
00:07:53,958 --> 00:07:55,916
‫تو ممکنه دیوونه‌ی
‫جنگ باشی، هلسینکی

76
00:07:56,458 --> 00:07:58,083
‫ولی عزیزِ دلی!

77
00:07:58,958 --> 00:08:00,583
‫- سلام!
‫- سلام!

78
00:08:01,816 --> 00:08:03,208
‫باید چی صدات بزنم؟ مونیکا؟

79
00:08:03,291 --> 00:08:04,791
‫نه، استُکهلم

80
00:08:06,208 --> 00:08:08,375
‫خیلی‌خب. برادر!

81
00:08:11,375 --> 00:08:13,125
‫با خودت چی فکر می‌کردی
‫که برگردی اینجا؟

82
00:08:13,208 --> 00:08:15,416
‫زندگیِ یه میلیونر
‫خیلی خسته‌کننده‌ست

83
00:08:15,500 --> 00:08:16,541
‫ممنون، رفیق

84
00:08:18,291 --> 00:08:19,291
‫،اینکه تو اینجایی

85
00:08:19,833 --> 00:08:22,333
‫بعد از اینکه همه چیز رو از دست
‫دادی، خیلی برام ارزش داره

86
00:08:23,875 --> 00:08:25,166
‫کوچولو!

87
00:08:25,458 --> 00:08:28,791
‫- کوچولو! بذار ماچ‌ـت کنم
‫- چطوری، خوشگله؟

88
00:08:29,416 --> 00:08:32,250
‫حتی اگه به دنیا آورده بودمت
‫امکان نداشت از این خوشحال‌تر باشم

89
00:08:32,666 --> 00:08:33,666
‫همه‌تون معرکه‌این

90
00:08:33,750 --> 00:08:37,583
‫بله، ما معرکه‌ایم، ولی کسی که ما رو
‫ترغیب کرد دوست‌دختر زشت‌ـت بود

91
00:08:37,666 --> 00:08:39,142
‫- اگه به خاطر اون نبود...
‫- بس کن

92
00:08:39,166 --> 00:08:42,291
‫،باید من رو ببخشید
‫ولی... نوبت منه

93
00:08:43,000 --> 00:08:44,208
‫به زودی برمی‌گردم

94
00:08:46,250 --> 00:08:47,250
‫حال‌ـت چطوره؟

95
00:08:48,083 --> 00:08:49,500
‫برای هالوتان جواب مثبت‌ بود

96
00:08:49,791 --> 00:08:52,750
‫ولی اثری از مواد
‫دیگه نبود. ما خوبیم

97
00:08:53,333 --> 00:08:57,333
‫خوشحالم. یه نبرد رو بردن، ولی نه
‫جنگ رو، پس اخم‌هاتون رو باز کنین بابا!

98
00:08:57,833 --> 00:08:59,041
‫همگی گوش کنین!

99
00:08:59,625 --> 00:09:01,125
‫این عملیات هیچوقت اتفاق نیوفتاده

100
00:09:01,208 --> 00:09:03,000
‫- مفهوم شد؟
‫- واقعاً؟

101
00:09:04,041 --> 00:09:07,225
‫حتی یه کماندوی بورکینا فاسویی
‫هم کاری که ما کردیم رو نمی‌کنه

102
00:09:07,666 --> 00:09:09,166
‫یه ذره احترام بذار

103
00:09:10,166 --> 00:09:12,250
‫قرار نیست این
‫،وضع تشدید بشه

104
00:09:12,333 --> 00:09:14,916
‫،قربانی‌ای در کار نیست
‫ما ۴۰ گروگان رو آزاد کردیم

105
00:09:15,000 --> 00:09:17,708
‫پس بیاین راجع بهش مثبت
‫فکر کنیم و به جلو بریم. لطفاً

106
00:09:17,791 --> 00:09:20,833
‫آره، آره، من مثبت هستم.
‫ببین. خیلی مثبت

107
00:09:20,916 --> 00:09:22,791
‫مشکل اینه که هیچوقت
‫درس عبرت نمی‌گیریم

108
00:09:23,375 --> 00:09:27,083
‫اون یارو مثل انیشتین‌ـه، و مأمورین عملیات
‫ویژه‌ی ما از یه توالت وارد بانک شدن

109
00:09:27,166 --> 00:09:29,291
‫ما کاری که لازم
‫بود رو انجام دادیم

110
00:09:29,375 --> 00:09:31,891
‫کاری که تکاوران نیروی دریایی آمریکا
‫طی جستجو برای بن لادن کردن؟

111
00:09:31,975 --> 00:09:33,958
‫کاری که روس‌ها توی
‫سالن تئاتر دوبروفکا کردن؟

112
00:09:34,041 --> 00:09:35,291
‫دقیقاً طبق دستورالعمل

113
00:09:35,833 --> 00:09:38,541
‫چقدر برامون زمان برد
‫تا این تصمیم رو بگیریم؟

114
00:09:38,625 --> 00:09:39,916
‫بیست دقیقه؟

115
00:09:40,000 --> 00:09:42,500
‫چون اون یارو سال‌ها وقت داشته
‫تصمیم بگیره چطور واکنش نشون بده

116
00:09:42,583 --> 00:09:45,625
‫،هر اقدامی که می‌کنیم
‫می‌دونه چطور عمل متقابل انجام بده

117
00:09:45,708 --> 00:09:49,041
‫این دست عملیات‌ها همیشه
‫پرمخاطره‌ هستن. همیشه

118
00:09:49,250 --> 00:09:52,666
‫مگر اینکه تو بخوای ما رو با یه
‫پیشنهاد بدون مخاطره روشن کنی

119
00:09:53,541 --> 00:09:54,541
‫،یکی نه

120
00:09:55,416 --> 00:09:57,083
‫حداقل سه تا

121
00:09:58,208 --> 00:10:00,583
‫آنتونیانزاس، یه دونات بهم بده

122
00:10:05,458 --> 00:10:06,458
‫مونیکا

123
00:10:09,458 --> 00:10:11,416
‫- خوشگل شدی
‫- من استکهلمم

124
00:10:11,750 --> 00:10:12,750
‫اینجا وایسا

125
00:10:16,291 --> 00:10:17,291
‫پیرهن‌ـت رو بزن بالا

126
00:10:22,291 --> 00:10:23,291
‫دست‌هات رو بیار بالا

127
00:10:27,625 --> 00:10:29,545
‫چرا اومدی، آرتورو؟
‫ممکن بود بهت شلیک کنن

128
00:10:29,625 --> 00:10:30,625
‫برام مهم نیست

129
00:10:31,375 --> 00:10:33,525
‫دیگه زندگی‌ـم برام
‫اهمیتی نداشت وقتی...

130
00:10:33,666 --> 00:10:35,233
‫وقتی همه چیز رو از دست دادم

131
00:10:35,333 --> 00:10:37,500
‫لارا من رو ترک کرد
‫و بچه‌ها رو با خودش برد

132
00:10:38,208 --> 00:10:40,833
‫توی یه آپارتمان زندگی می‌کنم
‫که یه آشپزخونه تو یه کمد داره

133
00:10:41,375 --> 00:10:42,875
‫تن ماهی کنسروی می‌خورم

134
00:10:43,750 --> 00:10:46,500
‫و جعبه‌هایِِ نقل مکان هنوز
‫توی سالن هستن، ولی...

135
00:10:47,250 --> 00:10:49,625
‫خب، دارم فراموشش می‌کنم

136
00:10:51,250 --> 00:10:52,750
‫کم کم، آرتورو

137
00:10:55,625 --> 00:10:59,000
‫گوش کن. می‌دونم رفتارم
‫با تو و زنم وحشتناک بود

138
00:11:00,166 --> 00:11:01,166
‫اقرار می‌کنم

139
00:11:02,291 --> 00:11:04,291
‫مدام راجع به لارا
‫فکر می‌کنم، ولی...

140
00:11:04,375 --> 00:11:06,125
‫نه به اندازه‌ای‌ که
‫راجع به تو فکر می‌کنم

141
00:11:06,208 --> 00:11:07,916
‫همه‌ش به تو فکر می‌کنم

142
00:11:08,291 --> 00:11:09,791
‫به تو و پسرمون

143
00:11:11,291 --> 00:11:12,583
‫چون پسره، مگه نه؟

144
00:11:12,666 --> 00:11:15,166
‫آره، پسره. لباس رو تن‌ـت کن

145
00:11:20,000 --> 00:11:21,458
‫می‌دونم تو رو از دست دادم، مونیکا

146
00:11:23,291 --> 00:11:24,833
‫ولی نمی‌خوام پسرم
‫رو از دست بدم

147
00:11:24,916 --> 00:11:27,708
‫همون لحظه‌ای که گفتی پدرش
‫نیستی اون رو از دست دادی

148
00:11:27,791 --> 00:11:28,916
‫لباس رو بپوش، لطفاً!

149
00:11:30,000 --> 00:11:31,458
‫ولی چه انتظاری داشتی؟

150
00:11:33,208 --> 00:11:37,375
‫می‌دونی برای یه مرد متأهل با
‫:سه تا بچه چقدر سخته بشنوه

151
00:11:37,625 --> 00:11:40,750
‫این آزمایش رو نگاه کن ".
‫پسرِ من مال توئه." ترسیده بودم

152
00:11:41,541 --> 00:11:43,791
‫آره، بدجور ترسیده بودم

153
00:11:44,958 --> 00:11:47,125
‫کی از همچین چیزی نمی‌ترسه؟

154
00:11:49,333 --> 00:11:50,916
‫ولی فقط سه دقیقه بود

155
00:11:51,000 --> 00:11:54,041
‫سه دقیقه. زمانی که اون تروریست‌ها
‫برای اومدن صرف کردن

156
00:11:54,125 --> 00:11:55,833
‫و شروع به شلیک به همه کردن

157
00:11:56,750 --> 00:11:59,958
‫،دارم ازت استدعا می‌کنم، لطفاً
‫من رو روی اون سه دقیقه قضاوت نکن

158
00:12:01,666 --> 00:12:04,500
‫می‌دونم هیچ حقی ندارم
‫که یهو پیدام بشه...

159
00:12:06,333 --> 00:12:08,333
‫و ازت درخواست کنم بذاری
‫برای پسرم پدری کنم

160
00:12:09,083 --> 00:12:10,083
‫می‌دونم

161
00:12:10,916 --> 00:12:13,875
‫ولی دلم می‌خواد
‫ببینم‌ـش، فقط همین

162
00:12:14,875 --> 00:12:17,708
‫نمی‌دونم. تا لمس‌ـش کنم
‫و بدونم حالش چطوره

163
00:12:18,000 --> 00:12:20,541
‫و قسم می‌خورم برام مهم نیست
‫،کجاست. می‌تونم برم برزیل

164
00:12:20,625 --> 00:12:24,041
‫رومانی، برمه، تایلند... هر جایی

165
00:12:26,125 --> 00:12:28,416
‫اون پسر منه و من
‫می‌خوام باهاش ملاقات کنم

166
00:12:31,791 --> 00:12:32,791
‫تو رو خدا

167
00:12:35,541 --> 00:12:39,041
‫،ممکنه حق داشته باشی اون رو ببینی
‫ولی نمی‌دونم قادر به انجامش هستم یا نه

168
00:12:43,166 --> 00:12:44,608
‫سعی خودم رو می‌کنم، خب؟

169
00:12:44,750 --> 00:12:45,791
‫ممنون

170
00:12:46,833 --> 00:12:47,833
‫ممنون

171
00:12:51,166 --> 00:12:52,833
‫بعضی چیزا هیچوقت تغییر نمی‌کنن

172
00:12:58,625 --> 00:12:59,666
‫چی؟

173
00:13:00,041 --> 00:13:01,875
‫ببین باهام چیکار می‌کنی

174
00:13:01,958 --> 00:13:04,291
‫- جداً، آرتورو؟
‫- ببین باعث می‌شی چقدر شق کنم

175
00:13:04,375 --> 00:13:06,500
‫تأثیری که رو من داری اینه

176
00:13:06,583 --> 00:13:09,500
‫اون موقع که رو میزم سکس داشتیم یادته؟
‫امکان نداره انقدر عوض شده باشی

177
00:13:13,833 --> 00:13:15,583
‫بهم دست بزنی مُردی

178
00:13:16,875 --> 00:13:18,500
‫حالم رو بهم می‌زنی، آرتورو!

179
00:13:19,416 --> 00:13:20,583
‫حالم رو بهم می‌زنی

180
00:13:21,791 --> 00:13:24,333
‫بهم می‌زنم؟ من حالت رو بهم می‌زنم؟

181
00:13:25,125 --> 00:13:26,125
‫شلیک کن!

182
00:13:26,166 --> 00:13:30,000
‫به اینجام شلیک کن، چون اگه شلیک نکنی.
‫تنها چهره‌ای‌ـه که پسرم می‌بینه اینه

183
00:13:30,083 --> 00:13:33,166
‫تو و دنور برای یه مدت
‫طولانی به زندان می‌افتین

184
00:13:33,250 --> 00:13:35,875
‫آرتوریتو جونیور هیچوقت
‫نمی‌فهمه مادرش کی بوده

185
00:13:35,958 --> 00:13:38,625
‫ولی قراره من رو بابا
‫صدا بزنه! من رو!

186
00:13:38,708 --> 00:13:42,166
‫پدر مشروع و واقعی‌ـش!
‫برای همین اومدم، حالی‌ـت می‌شه؟

187
00:13:55,166 --> 00:13:57,441
‫اسم پسر من سین‌سیناتی‌ـه
‫[ شهری در ایالت اوهایو ]

188
00:13:58,125 --> 00:14:00,250
‫و توی زندگی‌ کوفتی‌ـت
‫اون رو نخواهی دید!

189
00:14:05,208 --> 00:14:07,666
‫هلسینکی، می‌شه کار
‫رو اینجا تموم کنی؟

190
00:14:08,125 --> 00:14:09,125
‫آرتوریتو

191
00:14:10,375 --> 00:14:11,375
‫آروم باش

192
00:14:12,500 --> 00:14:15,916
‫می‌دونی که، یه مرد هوای
‫یه مرد دیگه رو داره

193
00:14:18,416 --> 00:14:20,541
‫یالا. لباس‌هات رو در بیار

194
00:14:48,416 --> 00:14:50,458
‫شادترین لحظه‌ی کل سرقت بود

195
00:14:50,875 --> 00:14:53,541
‫شاید حتی شادترین
‫لحظه‌ی تمام عمرم باشه

196
00:14:54,625 --> 00:14:56,250
‫ولی شادی مثل یه آذرخش می‌مونه

197
00:14:56,541 --> 00:14:58,708
‫،یه بازدم، و بعد

198
00:14:59,208 --> 00:15:00,375
‫سقوط می‌کنی

199
00:15:00,875 --> 00:15:04,166
‫وقتی آسمان رو لمس
‫کرده باشی، سقوط عظیم‌ـه

200
00:15:05,791 --> 00:15:08,500
‫همگی ما داشتیم در
‫یک ورطه فرو می‌افتادیم

201
00:15:09,333 --> 00:15:10,708
‫حتی پروفسور

202
00:15:18,041 --> 00:15:21,000
‫اولین موضوع، داریم
‫اشتباه مشابه...

203
00:15:21,083 --> 00:15:24,041
‫،توی سرقت قبلی رو تکرار می‌کنیم
‫که تلاش برای دستگیری پروفسور‌ـه

204
00:15:24,125 --> 00:15:26,833
‫اون یه فریبکارِ حرفه‌ای‌ـه.
‫باید تدابیر‌مون رو تغییر بدیم

205
00:15:26,916 --> 00:15:29,333
‫باید روی چیزی که می‌دونیم
‫اون تو وجود داره تمرکز کنیم

206
00:15:30,750 --> 00:15:31,625
‫طلا

207
00:15:31,708 --> 00:15:33,750
‫اگه سر در بیاریم برنامه
‫،دارن چطور بیرونش بیارن

208
00:15:33,833 --> 00:15:36,250
‫اون‌وقت فقط می‌تونن سَر
‫تسلیم‌ شدن‌شون مذاکره کنن

209
00:15:36,333 --> 00:15:39,375
‫و برای انجام اون ‌کار، از تمامی
‫گروگان‌ها بازجویی می‌کنیم!

210
00:15:39,750 --> 00:15:40,916
‫حتی خدا هم نمی‌تونه بره خونه

211
00:15:41,000 --> 00:15:42,708
‫می‌خوام بدونم دارن
‫کار می‌کنن یا نه

212
00:15:43,500 --> 00:15:45,625
‫چطور کار می‌کنن؟ برای چه مدت؟

213
00:15:45,708 --> 00:15:47,000
‫چه موقع؟ و مخصوصاً...

214
00:15:49,708 --> 00:15:51,416
‫این دو نفر کی هستن؟

215
00:15:51,500 --> 00:15:53,666
‫چون این اعضای جدید...

216
00:15:53,750 --> 00:15:55,791
‫نقش کلیدی دارن

217
00:15:58,166 --> 00:16:00,458
‫و مهم‌ترین چیز، پاداش

218
00:16:01,500 --> 00:16:04,833
‫چون دارن اسکناس پخش می‌کنن.
‫ما دولت هستیم، چیزی پیشنهاد می‌دیم؟

219
00:16:05,416 --> 00:16:08,791
‫بزرگ‌ترین پاداش‌‌‌ در تاریخ
‫دنیای غرب رو می‌خوام

220
00:16:10,383 --> 00:16:12,583
‫تامایو، ارزش یه خبر که منجر
‫به حلِ این جریان بشه چقدره؟

221
00:16:12,666 --> 00:16:15,000
‫نمی‌دونم. سه میلیون یورو؟

222
00:16:15,208 --> 00:16:16,250
‫پیشنهاد بهتری هست؟

223
00:16:16,333 --> 00:16:18,333
‫- سه میلیون و نیم
‫- پیشنهاد قیمت‌ بازه!

224
00:16:19,125 --> 00:16:20,125
‫مارتینز

225
00:16:20,416 --> 00:16:21,916
‫- چهار میلیون؟
‫- چهار میلیون؟

226
00:16:22,000 --> 00:16:24,125
‫- پنج میلیون!
‫- همینه! آنتونیانزاس؟

227
00:16:24,208 --> 00:16:25,208
‫شش میلیون

228
00:16:26,125 --> 00:16:28,875
‫سوارز، می‌تونی
‫بیشتر پیشنهاد بدی؟

229
00:16:29,916 --> 00:16:31,916
‫شش میلیون یک، شش میلیون دو...

230
00:16:32,000 --> 00:16:33,000
‫هشت!

231
00:16:33,708 --> 00:16:36,541
‫هشت. کُس‌ها‌مون رو
‫برامون می‌خورن

232
00:16:36,916 --> 00:16:40,875
‫،اگه اون مبلغ رو رُند کنیم
‫داریم از ۱۰ میلیون یورو حرف می‌زنیم

233
00:16:41,791 --> 00:16:43,625
‫و اون میزان پول...

234
00:16:43,708 --> 00:16:46,958
‫هر اسپانیایی رو متقاعد می‌کنه
‫که مادر خودش رو بفروشه

235
00:16:48,625 --> 00:16:50,875
‫آنخل؟ چند تا خبر خوب بده

236
00:16:50,958 --> 00:16:53,133
‫- یه چیزی داریم. رؤیت شدن
‫- همینه!

237
00:16:53,216 --> 00:16:55,096
‫یه مأمور "گارد کشوری" محلی
‫زنگ هشدار رو به صدا درآورده

238
00:16:55,166 --> 00:16:57,017
‫تا جای ممکن ناحیه
‫رو محدود کردیم

239
00:16:57,041 --> 00:16:59,833
‫سیگنال رادیویی حاکی از اینه که
‫در حال حرکت بودن. همین جاها هستن

240
00:16:59,916 --> 00:17:01,958
‫- کجایی؟
‫- آراسنا، هولوا

241
00:17:02,041 --> 00:17:03,625
‫توی یه انبار یا همچین جایی

242
00:17:04,541 --> 00:17:07,291
‫یه ون اینجاست. اینجا بودن، سرهنگ

243
00:17:07,375 --> 00:17:09,833
‫به نظر می‌رسه
‫با عجله رهاش کردن

244
00:17:10,375 --> 00:17:11,875
‫بنظرت می‌تونه یه تله باشه؟

245
00:17:11,958 --> 00:17:13,000
‫نه، فکر نمی‌کنم

246
00:17:14,916 --> 00:17:15,916
‫دارم می‌رم داخل

247
00:17:25,166 --> 00:17:27,916
‫کسی اینجا نیست. صبر کن، صبر کن

248
00:17:35,166 --> 00:17:36,166
‫لعنتی

249
00:17:37,041 --> 00:17:40,541
‫لعنت، سرهنگ. اینجا مثل یه
‫مرکز ارتباط از راه دور می‌مونه

250
00:17:40,625 --> 00:17:43,041
‫صفحه‌‌های کامپیوتری و
‫دستگاه‌های رادیویی همه جا هستن

251
00:17:43,500 --> 00:17:45,333
‫به تیم قضایی و یه واحد
‫تحقیق فناوری نیاز دارم

252
00:17:46,000 --> 00:17:48,958
‫دیروز یه تصادف داشتن
‫و چند تا کشاورز کمک‌شون کردن

253
00:17:52,000 --> 00:17:54,458
‫هویت‌شون رو تأیید کردن، سرهنگ

254
00:17:54,541 --> 00:17:59,083
‫،خوبه، آنخل. می‌تونی رو ارتش، پلیس
‫و اصلاً همه‌ی نیروها حساب کنی

255
00:17:59,166 --> 00:18:00,291
‫تعقیب شروع می‌شه

256
00:18:01,208 --> 00:18:04,208
‫گیرت آوردم، عوضی.
‫گیرت آوردم

257
00:18:04,291 --> 00:18:05,291
‫سرهنگ

258
00:18:05,666 --> 00:18:07,916
‫یه هلیکوپتر بهم بدین.
‫من این تعقیب رو رهبری می‌کنم

259
00:18:08,750 --> 00:18:09,750
‫بیا انجامش بدیم

260
00:18:13,333 --> 00:18:15,916
‫بازرس، دارن با
‫پروفسور حرف می‌زنن

261
00:18:18,833 --> 00:18:21,625
‫ریو، ازت می‌خوام هر چقدر
‫می‌تونی دقیق بهم جواب بدی

262
00:18:22,400 --> 00:18:24,358
‫کجا به عنوان گروگان
‫نگه داشته شده بودی؟

263
00:18:24,375 --> 00:18:25,375
‫توی یه سلول

264
00:18:26,875 --> 00:18:28,041
‫یه سلول خیلی کوچیک

265
00:18:28,500 --> 00:18:30,875
‫به کوچیکی یه تابوت.
‫حتی نمی‌تونستم بشینم

266
00:18:31,333 --> 00:18:32,941
‫همیشه روی پام ایستاده بودم

267
00:18:33,208 --> 00:18:35,541
‫- چند روز؟
‫- نمی‌دونم

268
00:18:36,041 --> 00:18:38,116
‫بعد از ۴ یا ۵ روز
‫حساب از دستم در رفت

269
00:18:39,041 --> 00:18:40,458
‫اونجا نور طبیعی وجود نداشت

270
00:18:42,791 --> 00:18:44,808
‫ریو، می‌تونی به
‫جواب دادن ادامه بدی؟

271
00:18:46,208 --> 00:18:47,208
‫بله

272
00:18:47,916 --> 00:18:49,583
‫چی برای خوردن بهت می‌دادن؟

273
00:18:50,166 --> 00:18:51,958
‫یه جور خمیر قلمبه قلمبه

274
00:18:52,875 --> 00:18:54,833
‫احتمالاً با آرد درست
‫شده بود. و قهوه

275
00:18:55,500 --> 00:18:56,666
‫یه عالمه قهوه

276
00:18:57,000 --> 00:18:59,416
‫سی، چهل، پنجاه تا
‫قهوه در روز

277
00:19:00,375 --> 00:19:01,875
‫کاملاً هشیار و پرانرژی بودم

278
00:19:01,958 --> 00:19:03,416
‫محرومیت از خواب

279
00:19:04,000 --> 00:19:07,166
‫فکر می‌کنی تو قهوه
‫چیز دیگه‌ای هم بود؟

280
00:19:07,250 --> 00:19:08,250
‫شاید

281
00:19:08,750 --> 00:19:09,750
‫مزه‌ـش وحشتناک بود

282
00:19:10,875 --> 00:19:12,375
‫ولی بهم ماده‌ی مخدر داده بودن

283
00:19:12,575 --> 00:19:15,142
‫وقتی ازم بازجویی می‌کردن مجبورم
‫می‌کردن یه گاز رو استنشاق کنم

284
00:19:15,166 --> 00:19:16,750
‫نمی‌دونم چه کوفتی بود

285
00:19:17,166 --> 00:19:20,175
‫،ولى‌ از طرف‌ دیگه حداقل
‫می‌تونستم از اون سلول بیرون بیام

286
00:19:20,375 --> 00:19:22,083
‫و بعضی‌اوقات حتی
‫می‌تونستم بشینم

287
00:19:23,000 --> 00:19:25,750
‫بهت اجازه دادن از
‫اون سلول بیرون بیای...

288
00:19:26,125 --> 00:19:28,333
‫- تا کار دیگه‌ای کنی؟
‫- نه حتی ریدن

289
00:19:30,458 --> 00:19:31,458
‫ساعت‌ها من رو اونجا

290
00:19:31,791 --> 00:19:34,250
‫بعد از اینکه تو خودم شاشیدم
‫و ریدم ول می‌کردن

291
00:19:35,791 --> 00:19:36,791
‫روزها

292
00:19:37,375 --> 00:19:38,375
‫نمی‌دونم

293
00:19:38,416 --> 00:19:40,125
‫بهت اجازه دادن خودت رو بشوری؟

294
00:19:42,625 --> 00:19:45,150
‫نزدیک‌ترین چیز بهش وقتی بود
‫که با شلینگ بهم آب می‌پاشیدن

295
00:19:47,958 --> 00:19:49,041
‫چطوری بود، ریو؟

296
00:19:49,916 --> 00:19:52,500
‫اول، لخت از زنجیر
‫آویزون‌ـت می‌کنن

297
00:19:54,416 --> 00:19:56,458
‫بعد، یه شیلنگ آبِ پرفشار
‫روت به کار می‌برن

298
00:19:57,250 --> 00:19:59,375
‫،اگه می‌خوای این وضع تموم بشه "

299
00:20:00,875 --> 00:20:02,583
‫"فقط بهمون بگو پروفسور کجاست

300
00:20:04,500 --> 00:20:06,291
‫این چیزی بود که
‫آلیسیا مدام می‌گفت

301
00:20:09,458 --> 00:20:12,333
‫به جونت قسم، پروفسور...

302
00:20:14,125 --> 00:20:16,833
‫که اگه می‌دونستم کجایی...

303
00:20:18,875 --> 00:20:20,000
‫به حرف می‌اومدم

304
00:20:24,750 --> 00:20:26,233
‫هر کسی به حرف میاد، ریو

305
00:20:27,375 --> 00:20:28,741
‫هر کسی به حرف میاد

306
00:20:31,500 --> 00:20:33,541
‫ترسیده بودی جون‌ـت
‫رو از دست بدی، نه؟

307
00:20:40,250 --> 00:20:41,916
‫می‌دونستم توی اسپانیا نیستیم

308
00:20:45,125 --> 00:20:46,875
‫،وقتی جهت باد تغییر می‌کرد

309
00:20:48,375 --> 00:20:51,166
‫می‌تونستم صدای اذان
‫رو از یه مسجد بشنوم

310
00:20:53,000 --> 00:20:54,958
‫کاملاً مطمئن بودم...

311
00:20:57,333 --> 00:21:00,291
‫که اونا قراره بهم شلیک کنن
‫و من رو توی بیابون دفن کنن

312
00:21:02,250 --> 00:21:03,458
‫هر روز

313
00:21:06,083 --> 00:21:08,866
‫بیدار می‌شدم و حیران از اینکه
‫اون روز آخرین روز عمرمه یا نه

314
00:21:25,958 --> 00:21:27,375
‫همه‌ی اونا تموم شده، ریو

315
00:21:30,958 --> 00:21:35,166
‫گوش کن. ازت می‌خوام دقیقاً بهم بگی
‫وقتی از اونجا بیرون‌ـت آوردن چی شد

316
00:21:40,708 --> 00:21:41,916
‫من رو توی یه هواپیما گذاشتن

317
00:21:43,916 --> 00:21:45,833
‫،و وقتی فرود اومدیم
‫توی یه ماشین گذاشتن

318
00:21:46,500 --> 00:21:48,583
‫و به یه بیمارستان نظامی بردن

319
00:21:49,458 --> 00:21:52,125
‫و اونجا چطور خوابیدی؟

320
00:21:52,208 --> 00:21:54,383
‫هیچوقت تو عمرم انقدر خوب
‫نخوابیده بودم، پروفسور

321
00:21:55,625 --> 00:21:57,665
‫اونا یه چیز فوق‌العاده
‫بهم تزریق کردن

322
00:21:58,625 --> 00:22:00,385
‫و تا امروز صبح
‫چشم باز نکردم

323
00:22:00,958 --> 00:22:02,375
‫آلیسیا بیدارم کرد

324
00:22:04,000 --> 00:22:05,200
‫خب، چیه؟

325
00:22:07,041 --> 00:22:08,541
‫لباس قرمزِ من کو؟

326
00:22:10,000 --> 00:22:12,958
‫اگه ریو رو تحویل‌مون بدن، احتمالاً
‫یه میکروفن رو بدنش کار گذاشتن

327
00:22:13,041 --> 00:22:16,791
‫پس اگه به چیزی شک کردیم، کلمات
‫کلیدی " تعطیلات فوری" می‌شه

328
00:22:17,666 --> 00:22:18,958
‫یه خرده استراحت کن

329
00:22:19,541 --> 00:22:21,600
‫یه حمام آب داغ بگیر

330
00:22:23,000 --> 00:22:24,666
‫لایق یه تعطیلات فوری هستی

331
00:22:31,250 --> 00:22:34,166
‫یه فرستنده‌ی جی‌پی‌اس
‫توی یه دندونِ کاشته شده

332
00:22:34,250 --> 00:22:38,458
‫،یه میکروفن مخفی توی بافت چربی
‫توی جمجمه، هر جایی

333
00:22:38,875 --> 00:22:40,250
‫،اون حفره اهمیتی نداره

334
00:22:41,000 --> 00:22:42,666
‫بهتون آموزش می‌دیم
‫چطور خارجش کنین

335
00:22:45,291 --> 00:22:47,166
‫داوطلبی نبود؟

336
00:22:50,666 --> 00:22:53,125
‫من نیستم. نمی‌تونم

337
00:22:53,208 --> 00:22:55,375
‫بی‌عرضه، از چاقوی
‫جراحی ترسیدی

338
00:22:55,458 --> 00:22:57,916
‫نه. من اصول اخلاقی دارم

339
00:23:01,125 --> 00:23:03,941
‫من مخالف ظلم به حیوانات هستم

340
00:23:05,083 --> 00:23:08,458
‫ولی تو یه سربازی. آدم می‌کشی.
‫مشکل چیه؟ درک نمی‌کنم

341
00:23:08,541 --> 00:23:11,083
‫،قضیه‌ی آدم‌ها یه چیزـه
‫حیوون‌ها یه چیز دیگه

342
00:23:11,708 --> 00:23:13,375
‫من عاشق حیوون‌هام

343
00:23:13,958 --> 00:23:16,191
‫قاتلِ فعال حقوق حیوانات

344
00:23:17,833 --> 00:23:21,583
‫خودم می‌تونم به هرچیزی که می‌خوام
‫باور داشته باشم یا قراره شما بهم بگین؟

345
00:23:22,166 --> 00:23:23,750
‫راجع به دوست داشتن حیوانات؟

346
00:23:24,291 --> 00:23:26,041
‫- بله
‫- خب، بله

347
00:23:26,750 --> 00:23:27,916
‫من بهت می‌گم

348
00:23:28,583 --> 00:23:32,583
‫،اگه واقعاً این خوک رو دوست داری
‫بدنش رو بشکاف و اون تراشه رو خارج کن

349
00:23:32,916 --> 00:23:35,416
‫و با همه‌ی عشق‌ـت، بخورش

350
00:23:37,833 --> 00:23:39,658
‫من بدن یه خوک
‫رو چاک نمی‌دم

351
00:23:40,916 --> 00:23:42,892
‫- من همین‌کارو با یه عروسک می‌کنم
‫- نه، مارسِی

352
00:23:42,916 --> 00:23:45,208
‫عروسک به درد نمی‌خوره.
‫باید یه بافت واقعی رو شکاف بدیم

353
00:23:45,291 --> 00:23:49,333
‫این نزدیک‌ترین چیز به یه انسان‌ـه

354
00:23:51,291 --> 00:23:52,458
‫من توی جنگ بودم

355
00:23:53,541 --> 00:23:56,125
‫با یه سگ در کنارم

356
00:23:56,625 --> 00:23:58,916
‫همیشه پیشم بود

357
00:23:59,958 --> 00:24:02,875
‫آدم‌ها فرار ‌کردن.
‫اون سگ در کنارم موند

358
00:24:04,833 --> 00:24:06,591
‫از اون زمان، به خودم قول دادم...

359
00:24:07,291 --> 00:24:10,208
‫- بدن این خوک رو چاک نمی‌دم
‫- خوک لعنتی رو جر بده! تو یه قاتلی

360
00:24:11,958 --> 00:24:13,041
‫نزدیکم نشو!

361
00:24:13,791 --> 00:24:18,958
‫یه بار دیگه هل‌ـم بدی بافت
‫بدن‌ـت رو از بالا تا پایین می‌شکافم

362
00:24:19,541 --> 00:24:20,583
‫مارسِی

363
00:24:20,666 --> 00:24:21,666
‫چاقوی جراحی

364
00:24:23,375 --> 00:24:25,383
‫- هر دوتون، از اتاق برین بیرون
‫- من؟

365
00:24:25,625 --> 00:24:27,785
‫تقصیر اون بود. نمی‌خواد
‫بدن خوک رو ببره

366
00:24:27,833 --> 00:24:28,666
‫برو بیرون

367
00:24:28,750 --> 00:24:30,416
‫- اگه برم بیرون، می‌زنم...
‫- همین حالا!

368
00:24:31,041 --> 00:24:31,875
‫بسیار خب

369
00:24:31,958 --> 00:24:33,791
‫- خوک لعنتی
‫- امان از این مردها...

370
00:24:35,791 --> 00:24:37,541
‫بیاین ادامه بدین.
‫برام مهم نیست...

371
00:24:37,625 --> 00:24:41,458
‫کی انجامش می‌ده، ولی ۱۵ دقیقه برای
‫پیدا کردن تراشه و شروع جراحی وقت داریم

372
00:24:43,708 --> 00:24:47,416
‫،توکیو، تا زمانی که ریو رو جراحی کنیم
‫باید روال طبیعی زندگی رو پیش بگیرید

373
00:24:48,425 --> 00:24:51,333
‫وقتی داریم از بانک مرکزی سرقت می‌کنیم
‫روال طبیعی زندگی رو پیش بگیریم؟

374
00:24:51,416 --> 00:24:53,208
‫نباید شک کنن که خبر داریم

375
00:24:53,291 --> 00:24:57,166
‫باید راجع به هر چی لازمه حرف بزنید
‫با ریو حرف بزنی، صاف و صادق

376
00:24:58,000 --> 00:25:02,166
‫بگین چقدر دل‌تون برای هم تنگ شده
‫و کاری که حس می‌کنین طبیعی‌ـه بکنین

377
00:25:03,958 --> 00:25:06,208
‫داری پیشنهاد می‌دی
‫باید باهاش بخوابم؟

378
00:25:07,875 --> 00:25:09,741
‫چون چیزی که ریو
‫نیاز داره یه بغل‌ـه

379
00:25:10,541 --> 00:25:11,783
‫نه یه سکسِ خوب

380
00:25:12,750 --> 00:25:16,125
‫پلیس می‌‌دونه شما با هم هستین
‫و ماه‌ها همدیگه رو ندیدین

381
00:25:16,916 --> 00:25:18,516
‫حیاتی‌ـه که فکر کنن...

382
00:25:18,583 --> 00:25:21,283
‫،به حریم خصوصی‌تون دسترسی دارن
‫اینجوری به هیچی شک نمی‌کنن

383
00:25:23,041 --> 00:25:24,041
‫توکیو

384
00:25:26,458 --> 00:25:27,458
‫توکیو

385
00:25:30,666 --> 00:25:32,700
‫کاری که لازمه رو انجام می‌دن

386
00:25:58,916 --> 00:26:02,375
‫واقعاً؟ واقعاً این‌ کار لازم بود؟

387
00:26:02,458 --> 00:26:05,916
‫اونا دو ماه اون پسرِ بیچاره رو بدون
‫،خواب توی یه سوراخ نگه داشتن

388
00:26:06,041 --> 00:26:07,666
‫تو خودش شاشیده و ریده

389
00:26:08,041 --> 00:26:11,000
‫فکر می‌کرده توی بند اعدامی‌هاست
‫و حالا اینجوری ازش استفاده می‌کنی؟

390
00:26:11,083 --> 00:26:14,458
‫الان بهترین موقع برای بدست
‫آوردن یه برتری اساسی‌ـه، راکل

391
00:26:14,541 --> 00:26:16,166
‫اساسی توی کل این جنگ!

392
00:26:16,250 --> 00:26:20,541
‫تا میکروفن‌ها و فرستنده‌هایی که ممکنه
‫روش کار گذاشته باشن رو کنترل کنیم

393
00:26:20,625 --> 00:26:23,750
‫اگه لازم باشه سکس کنن، حتی اگه
‫توی حس و حالش نباشن، باید بکنن

394
00:26:23,833 --> 00:26:26,041
‫حتی متوجه نشدی
‫توکیو جواب نداد

395
00:26:26,125 --> 00:26:27,916
‫تو بیشتر از اون گله می‌کنی

396
00:26:34,000 --> 00:26:36,375
‫مشکل اینه که من اینجام. مگه نه؟

397
00:26:36,458 --> 00:26:39,416
‫و ترجیح می‌دی این‌‌کارو به تنهایی
‫انجام بدی. مثل یه گرگِ تنها

398
00:26:41,291 --> 00:26:43,133
‫پس یه بارم شده بیا
‫واضح حرف بزنیم

399
00:26:43,166 --> 00:26:44,416
‫چی شده؟

400
00:26:44,583 --> 00:26:47,083
‫سرخیو، من رو ببین. چی شده؟

401
00:26:48,291 --> 00:26:51,208
‫- چه خبره؟
‫- حس می‌کنم دارم به گروه خیانت می‌کنم

402
00:26:52,583 --> 00:26:53,583
‫چی؟

403
00:26:54,375 --> 00:26:55,875
‫دارم به سرقت...

404
00:26:57,083 --> 00:26:58,083
‫بی‌حرمتی می‌کنم

405
00:26:59,333 --> 00:27:02,291
‫برادرم می‌تونه همه‌ی اینا رو با
‫یه رابطه قاطی کنه، من نمی‌تونم

406
00:27:02,375 --> 00:27:05,416
‫به نظرم غیرممکن‌ـه. نمی‌تونم
‫راکل. من یه شطرنج‌بازم

407
00:27:05,500 --> 00:27:09,250
‫بابی فیشر هیچوقت با دوست‌دخترش
‫در کنارش با اسپاسکی رو به رو نمی‌شه

408
00:27:10,250 --> 00:27:11,916
‫من دوست‌دختر کسی نیستم

409
00:27:13,000 --> 00:27:16,375
‫من اینجام چون می‌دونم
‫پلیس خیلی بهتر از توئه

410
00:27:16,458 --> 00:27:18,625
‫و خیلی بهتر از هر
‫کسی توی این گروه

411
00:27:18,708 --> 00:27:21,583
‫تو راجع به پروتکل‌ها و مذاکرات
‫می‌دونی، همونطور که من می‌دونم

412
00:27:23,125 --> 00:27:24,825
‫من توی این بازی تو
‫رو شکست‌ دادم، راکل

413
00:27:30,250 --> 00:27:31,833
‫توی این بازی شکستم دادی؟

414
00:27:37,208 --> 00:27:38,583
‫باید احمق باشم

415
00:27:40,916 --> 00:27:42,916
‫فکر کردم عاشق همدیگه‌ایم

416
00:27:48,208 --> 00:27:51,666
‫ببین. مادرم و دخترم
‫توی فیلیپین هستن

417
00:27:51,750 --> 00:27:53,666
‫پلیس داره دنبال‌شون می‌گرده

418
00:27:53,750 --> 00:27:55,500
‫من ازت نخواستم بیای

419
00:28:06,541 --> 00:28:08,583
‫این فقط انتقام‌ـه، مگه نه؟

420
00:28:09,375 --> 00:28:10,625
‫از زمان فیلیپین

421
00:28:11,166 --> 00:28:14,166
‫از وقتی که اون شب‌ها خواب
‫برادرت رو دیده بودی بیدار می‌شدی

422
00:28:15,416 --> 00:28:19,708
‫و ریو فقط بهترین بهونه برای
‫گرفتن انتقام برلین‌ـه، مگه نه؟

423
00:28:21,083 --> 00:28:22,458
‫ولی می‌دونی چیه؟

424
00:28:25,916 --> 00:28:27,791
‫الانشم زندگی‌ـم رو به گند کشیدی

425
00:29:13,708 --> 00:29:16,083
‫« هیچ حرفی نزن »

426
00:29:18,416 --> 00:29:21,000
‫« روت یه میکروفن کار گذاشتن »

427
00:29:25,791 --> 00:29:28,458
‫« هر کاری می‌گم بکن »

428
00:29:31,125 --> 00:29:33,125
‫فکر می‌کنی لباس زیرم چه رنگی‌ـه؟

429
00:29:33,625 --> 00:29:34,625
‫سرخ

430
00:29:34,708 --> 00:29:35,708
‫مشکی

431
00:29:36,125 --> 00:29:37,375
‫و همیشه هم اونا رو نمی‌پوشی‌

432
00:29:37,708 --> 00:29:38,708
‫چی؟

433
00:29:42,166 --> 00:29:43,166
‫بینگو

434
00:29:47,041 --> 00:29:48,583
‫آنتونیانزاس، خبری شده؟

435
00:29:49,333 --> 00:29:50,333
‫نه، قربان

436
00:29:51,833 --> 00:29:54,791
‫« قراره جراحی‌ـت کنیم »

437
00:30:13,916 --> 00:30:17,083
‫من و ریو همیشه موقع
‫سکس صادق بودیم

438
00:30:18,000 --> 00:30:20,291
‫ولی آدم همیشه دلش
‫نمی‌خواد حقیقت رو بشنوه

439
00:30:20,791 --> 00:30:21,791
‫توکیو...

440
00:30:25,875 --> 00:30:27,125
‫نمی‌تونم باهات باشم

441
00:30:32,250 --> 00:30:33,625
‫خیلی بهش فکر کردم...

442
00:30:36,666 --> 00:30:39,125
‫و متوجه شدم من
‫همیشه دنباله‌روت بودم

443
00:30:39,583 --> 00:30:40,583
‫مثل یه سگ دست‌آموز

444
00:30:42,625 --> 00:30:44,875
‫توی اون سلول، فهمیدم قوی هستم

445
00:30:45,875 --> 00:30:47,000
‫قبلاً می‌ترسیدم

446
00:30:48,041 --> 00:30:49,625
‫از زندگی بدون
‫وجود تو می‌ترسیدم

447
00:30:51,750 --> 00:30:53,750
‫،توی اون جزیره
‫بعد از سه روز...

448
00:30:55,083 --> 00:30:57,833
‫زده بود به سرم.
‫حس افتضاحی بود

449
00:31:01,383 --> 00:31:03,083
‫دلم نمی‌خواد دوباره
‫اون حس رو داشته باشم

450
00:31:03,166 --> 00:31:04,375
‫ریو

451
00:31:04,833 --> 00:31:06,125
‫توکیو، تو به این نیاز داری

452
00:31:06,500 --> 00:31:07,875
‫- نه
‫- چرا. متأسفم

453
00:31:07,958 --> 00:31:11,041
‫واقعاً متأسفم. ولی دلم نمی‌خواد
‫توی هیجانِ تو زندگی کنم

454
00:31:14,208 --> 00:31:15,625
‫این طوری سقوط من آغاز شد

455
00:31:16,041 --> 00:31:18,125
‫ناگهان، حس کردم
‫یه نفتکش هستم

456
00:31:18,208 --> 00:31:20,601
‫که به آخر دنیا می‌رسه
‫و به داخل ورطه فرو می‌افته

457
00:31:20,625 --> 00:31:22,291
‫،و درحالی که سقوط می‌کنی

458
00:31:22,791 --> 00:31:24,458
‫می‌تونی بالا رو ببینی

459
00:31:25,416 --> 00:31:28,800
‫و ببینی چطور چیزی که بیش از همه
‫دوستش داشتی کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شه

460
00:31:33,416 --> 00:31:34,708
‫اگه می‌دونستم

461
00:31:34,791 --> 00:31:36,791
‫که اون قراره آخرین سکس‌مون باشه

462
00:31:36,875 --> 00:31:38,833
‫نمی‌ذاشتم به آخرش برسه

463
00:31:40,208 --> 00:31:42,083
‫هیچ کسی رو مثل
‫تو دوست نداشتم

464
00:31:43,750 --> 00:31:45,791
‫،و این زیاد نیست
‫من ۲۲ سالمه

465
00:31:46,708 --> 00:31:48,708
‫ولی وقتی ۷۰ سالم بشه
‫بازم حقیقت داره

466
00:32:01,125 --> 00:32:02,750
‫ریو، من رو ترک نکن، خواهش می‌کنم

467
00:32:03,625 --> 00:32:05,250
‫خواهش می‌کنم، من رو ترک نکن

468
00:32:05,791 --> 00:32:07,375
‫می‌شنوی؟ من رو ترک نکن

469
00:32:08,791 --> 00:32:09,791
‫من رو ترک نکن

470
00:32:10,375 --> 00:32:12,291
‫با یکی بهتر از
‫من آشنا می‌شی

471
00:32:13,125 --> 00:32:14,500
‫خیلی جذابی

472
00:32:14,708 --> 00:32:15,916
‫- و پولداری
‫- نه

473
00:32:16,000 --> 00:32:17,708
‫،و ظرف چند سال
‫دوباره همدیگه رو می‌بینیم

474
00:32:17,791 --> 00:32:20,666
‫و من با دو یا سه تا بچه
‫و کیسه‌های خواربار هستم

475
00:32:21,166 --> 00:32:22,166
‫و تو...

476
00:32:22,458 --> 00:32:24,833
‫توی یه ماشینِ کروکی محشر

477
00:32:24,916 --> 00:32:27,125
‫با یه مرد سیاهپوست
‫جذابی. یه برزیلی. آره

478
00:32:27,958 --> 00:32:30,166
‫و شراب می‌خوریم
‫و راجع بهش می‌خندیم

479
00:32:30,250 --> 00:32:32,375
‫می‌خوام با تو به
‫اون جزیره برگردم

480
00:32:34,458 --> 00:32:35,666
‫تو رو خدا، نه

481
00:32:54,166 --> 00:32:56,500
‫سرهنگ، یه پهپاد
‫پروفسور رو پیدا کرده

482
00:32:56,875 --> 00:32:58,017
‫- سیگنال داره؟
‫- بله

483
00:32:58,041 --> 00:32:59,566
‫بذارش رو صفحه

484
00:33:00,208 --> 00:33:03,041
‫سرهنگ تامایو صحبت می‌کنه.
‫صدام رو داری؟ نزدیک‌تر شو

485
00:33:03,125 --> 00:33:04,333
‫« اورژانس »

486
00:33:29,708 --> 00:33:31,083
‫آره. برو نزدیک‌تر

487
00:33:46,166 --> 00:33:47,708
‫نزدیک‌تر شو. نزدیک‌تر!

488
00:33:47,791 --> 00:33:49,250
‫- آماده‌ای؟
‫- آماده‌ام

489
00:33:51,625 --> 00:33:52,625
‫نه، نه

490
00:33:58,375 --> 00:34:01,916
‫گندش بزنن. برو بالا، لعنتی، برو بالا!
‫می‌خوام ببینم از کدوم خروجی می‌ره

491
00:34:02,000 --> 00:34:03,666
‫آخر اون جاده رو پیدا کن

492
00:34:42,250 --> 00:34:44,625
‫باید راجع به پروتکلِ
‫فرار باهات صحبت کنم

493
00:34:44,708 --> 00:34:47,158
‫اون پیژامه‌های مسخره رو در بیار

494
00:34:54,583 --> 00:34:58,333
‫- آره. بنظرم پروتکل می‌تونه صبر کنه
‫- نه، درموردش بهم بگو

495
00:34:59,375 --> 00:35:00,833
‫این رو بعنوان...

496
00:35:01,458 --> 00:35:05,875
‫یه جور تمرین کاری
‫تحت فشار در نظر بگیر

497
00:35:09,166 --> 00:35:10,166
‫بسیار خب

498
00:35:10,708 --> 00:35:11,708
‫نکته‌ی اول

499
00:35:12,708 --> 00:35:13,708
‫پراکندگی

500
00:35:14,291 --> 00:35:16,541
‫،اگه پیدامون کردن

501
00:35:16,625 --> 00:35:18,625
‫اگه جدا بشیم...

502
00:35:18,708 --> 00:35:21,625
‫،فرصت دو برابر داریم
‫و باید این‌کارو...

503
00:35:22,250 --> 00:35:23,833
‫خیلی سریع انجام بدیم

504
00:35:26,833 --> 00:35:27,833
‫راکل

505
00:35:28,833 --> 00:35:29,916
‫مراقب باش

506
00:35:30,500 --> 00:35:31,875
‫‌اگه بگیرن‌ـت، می‌کشم‌ـت

507
00:36:10,541 --> 00:36:12,125
‫یه نکته‌ی خیلی خوب

508
00:36:12,500 --> 00:36:13,750
‫و نکته‌ی دوم

509
00:36:14,416 --> 00:36:15,416
‫نکته‌ی دوم؟

510
00:36:17,375 --> 00:36:19,958
‫نکته‌ی دوم رو نمی‌شنوم، پروفسور

511
00:36:23,500 --> 00:36:25,541
‫نکته‌ی دوم. توی
‫،کیسه‌های اضطراری

512
00:36:26,125 --> 00:36:28,625
‫،باید پول

513
00:36:28,875 --> 00:36:31,041
‫،یه تور استتار

514
00:36:31,708 --> 00:36:33,333
‫،یه پتوی گرم

515
00:36:33,791 --> 00:36:35,666
‫- یه اسلحه بیاریم
‫- یه اسلحه

516
00:36:35,750 --> 00:36:38,750
‫و آب برای زنده موندن
‫حداقل در ۷۲...

517
00:36:43,500 --> 00:36:44,916
‫‏۷۲ ساعت

518
00:36:45,458 --> 00:36:47,541
‫اسم نکته‌ی دوم چیه؟

519
00:36:47,625 --> 00:36:49,125
‫رو همه چی اسم می‌ذاری

520
00:36:49,750 --> 00:36:51,041
‫کانون

521
00:36:55,208 --> 00:36:57,416
‫،تو ذهن همه

522
00:36:57,916 --> 00:37:03,333
‫،یه ایده‌ی ثابت وجود داره
‫اینکه شخص فراری فرار می‌کنه

523
00:37:04,083 --> 00:37:05,541
‫ولی ما فرار نمی‌کنیم

524
00:37:06,250 --> 00:37:07,375
‫ما همونجا می‌مونیم

525
00:37:08,125 --> 00:37:11,041
‫،ثابت می‌مونیم
‫هر اتفاقی که بی‌افته

526
00:37:11,500 --> 00:37:14,583
‫در محدوده‌ی ۵۰۰ متری...

527
00:37:14,666 --> 00:37:16,875
‫از هر جایی که شناسایی شدیم

528
00:37:17,416 --> 00:37:20,041
‫- کانون
‫- کانون. خیلی خوبه

529
00:37:20,125 --> 00:37:23,208
‫،چند متری‌شون قرار می‌گیریم
‫ولی اونا متوجه ما نمی‌شن

530
00:37:23,291 --> 00:37:27,791
‫به شرط اینکه طی
‫‏۴ دقیقه‌ی اول پنهان بشیم

531
00:37:27,875 --> 00:37:29,541
‫چطور قراره پنهان بشیم؟

532
00:37:29,625 --> 00:37:31,708
‫هفت یا هشت متر بالای زمین

533
00:37:31,791 --> 00:37:33,258
‫بالای یه درخت

534
00:37:35,583 --> 00:37:39,708
‫از تکنیک پنهان شدن مشابه
‫تک‌تیرانداز‌ها استفاده می‌کنیم

535
00:37:39,791 --> 00:37:41,666
‫یه استتار بی‌نقص

536
00:37:41,750 --> 00:37:42,791
‫کلاس تعطیل‌ـه

537
00:38:03,500 --> 00:38:05,416
‫راکل، باید تا الان
‫توی موقعیت باشی

538
00:38:05,500 --> 00:38:07,125
‫می‌دونم، ولی یه مشکلی دارم

539
00:38:08,958 --> 00:38:09,958
‫مشکل چیه؟

540
00:38:13,291 --> 00:38:15,250
‫سربازها اینجا هستن.
‫وقت کافی ندارم

541
00:38:15,333 --> 00:38:16,833
‫نه. طبق نقشه پیش برو

542
00:38:20,250 --> 00:38:21,250
‫راکل!

543
00:38:22,458 --> 00:38:23,291
‫ایناهاشن!

544
00:38:23,375 --> 00:38:24,375
‫نزدیک‌تر شو

545
00:38:44,875 --> 00:38:46,083
‫گندش بزنن!

546
00:38:46,541 --> 00:38:48,166
‫می‌خوام تیم قضایی اونجا باشه!

547
00:38:48,250 --> 00:38:50,083
‫گیرشون آوردیم، آقایون

548
00:38:50,166 --> 00:38:53,041
‫مطمئنم اون آمبولانس
‫پر از مدرک‌ـه. زود باشین!

549
00:39:30,500 --> 00:39:34,666
‫راکل، من دو کیلومتریِ
‫غربِ کانون هستم

550
00:39:34,750 --> 00:39:38,250
‫افسرای نظامی همه جا هستن.
‫خودت رو به بالای درخت رسوندی؟

551
00:39:38,333 --> 00:39:41,041
‫- نه، مجبور شدم ابتکار عمل
‫به خرج بدم     - چی؟

552
00:39:41,125 --> 00:39:43,625
‫توی ۴۰۰ متریِ جنوب
‫موقعیت‌ تو یه مزرعه‌ست

553
00:39:43,708 --> 00:39:45,541
‫نه. این اولین جایی‌ـه
‫که بررسی می‌کنن

554
00:39:45,625 --> 00:39:48,666
‫- گزینه‌ی دیگه‌ای ندارم
‫- راکل

555
00:40:06,875 --> 00:40:09,000
‫وزارت کشور هم اکنون...

556
00:40:09,083 --> 00:40:10,958
‫بزرگ‌ترین پاداش
‫تاریخ رو اعلام کرد

557
00:40:11,041 --> 00:40:15,375
‫‏۱۰ میلیون یورو برای هر اطلاعاتی
‫که به دستگیری پروفسور کمک کنه

558
00:40:15,458 --> 00:40:17,125
‫یا سرقت رو متوقف کنه

559
00:40:17,416 --> 00:40:21,625
‫یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های
‫پلیس حمایت عمومی‌ـه...

560
00:40:22,500 --> 00:40:24,083
‫همه‌ی گروگان‌ها گفتن...

561
00:40:25,875 --> 00:40:29,500
‫این مرد چند تا گروگان
‫برای کمک کردن بهش بُرده

562
00:40:29,875 --> 00:40:33,250
‫گفته قراره تو محیط بیشتر
‫از ۶۵ درجه کار کنن

563
00:40:35,125 --> 00:40:36,416
‫دارن طلاها رو ذوب می‌کنن

564
00:40:37,083 --> 00:40:38,650
‫طلاها رو ذوب می‌کنن؟
‫چطوری؟

565
00:40:38,958 --> 00:40:42,250
‫لعنت، سیرا. اون تو چی
‫کار گذاشتن؟ یه کوره‌ی لعنتی؟

566
00:40:42,416 --> 00:40:45,416
‫یه کوره‌ی صنعتی کوچیک‌تر
‫از یه ماشین‌ظرفشویی‌ـه

567
00:40:45,500 --> 00:40:47,416
‫اونا با کامیون‌های ارتش
‫وارد بانک شدن

568
00:40:47,541 --> 00:40:48,625
‫لعنت به من!

569
00:40:50,000 --> 00:40:52,708
‫دارن ذخیره‌ی ملی رو
‫ذوب می‌کنن! چرا؟

570
00:40:52,791 --> 00:40:55,791
‫تا ببرنش بیرون، این باعث
‫می‌شه خارج‌سازی آسون‌تر بشه

571
00:40:56,166 --> 00:40:58,166
‫می‌تونن به هر شکلی که
‫دل‌شون می‌خواد درش بیارن

572
00:40:58,250 --> 00:40:59,708
‫می‌تونن از تو یه
‫راه‌آب عبورش بدن

573
00:40:59,791 --> 00:41:02,750
‫یا با زپلین‌شون به شکل
‫خرده‌های طلا خارجش کنن

574
00:41:03,583 --> 00:41:04,583
‫نمی‌دونم

575
00:41:06,958 --> 00:41:09,666
‫بیا با نقشه‌ی تو جلو بریم.
‫می‌ریم سراغ ‌طلاها

576
00:41:09,833 --> 00:41:11,833
‫حتی یه ذره هم خارج نمی‌کنن!

577
00:41:24,500 --> 00:41:27,291
‫آقایون، باید همینجاها باشن

578
00:41:27,733 --> 00:41:30,266
‫سگ‌ها رو ببرین نمونه‌هایی
‫که از ون پیدا کردیم رو بو کنن

579
00:41:30,333 --> 00:41:33,583
‫کل جنگل رو بگردید!
‫زیر سنگ هم دنبال‌شون بگردید!

580
00:41:34,416 --> 00:41:37,291
‫،هر ساختمانی پیدا کردید
‫با دقت جستجوش کنین! خیلی‌خب؟

581
00:41:37,625 --> 00:41:38,625
‫بیاین بریم!

582
00:42:22,900 --> 00:42:28,900
‫(€rik) زیرنویس از عرفان

583
00:42:28,925 --> 00:42:30,925
‫@modern_gesprach

