1
00:00:09,125 --> 00:00:10,416
‫،پالرمو

2
00:00:10,500 --> 00:00:11,791
‫این جنگ ـه

3
00:00:12,291 --> 00:00:13,625
‫متناسب باهاش دست به کار شو

4
00:00:18,500 --> 00:00:19,583
‫دنور!

5
00:00:21,666 --> 00:00:22,958
‫آتش!

6
00:00:58,875 --> 00:01:01,625
‫تو کمتر از یه ثانیه همه چی می‌تونه جهنم بشه

7
00:01:03,708 --> 00:01:06,583
‫،تو چنین لحظاتی
‫،حس می‌کنی مرگ تو یه قدمی ـته

8
00:01:07,291 --> 00:01:10,250
‫و میدونی دیگه هیچی مثل قبل نمیشه

9
00:01:12,791 --> 00:01:15,666
‫اما لازمه به هر قیمتی شده زنده بمونی

10
00:01:15,750 --> 00:01:17,458
‫نایروبی، طاقت بیار!

11
00:01:21,666 --> 00:01:22,666
‫طاقت بیار!

12
00:01:23,250 --> 00:01:24,583
‫طاقت بیار، نایروبی

13
00:01:25,000 --> 00:01:27,208
‫ـ همه چی درست میشه
‫ـ زود باشید!

14
00:01:27,708 --> 00:01:28,791
‫زود باشید!

15
00:01:29,541 --> 00:01:32,208
‫قلب هر کدوممون رو یه تک‌تیرانداز نشونه رفته

16
00:01:32,291 --> 00:01:33,708
‫بریم!

17
00:01:33,791 --> 00:01:34,791
‫اما وحشت واقعی...

18
00:01:35,375 --> 00:01:38,000
‫ـ اون موقع نیست که تیر میخوری
‫ـ دیگه رسیدیم!

19
00:01:38,083 --> 00:01:40,083
‫موقعیه که عزیزت رو ازت می‌گیره

20
00:01:40,166 --> 00:01:41,166
‫زود باشید! یالا!

21
00:01:47,208 --> 00:01:48,375
‫ریو، سِرُم نمکی

22
00:01:49,416 --> 00:01:50,625
‫زود باشید!

23
00:01:54,791 --> 00:01:56,625
‫باشه. نفستو بده بیرون

24
00:01:59,500 --> 00:02:00,500
‫همینه

25
00:02:06,041 --> 00:02:09,625
‫پروفسور بیشتر از همه‌‌مون وحشت واقعی رو حس کرد

26
00:02:09,708 --> 00:02:12,750
‫تو قلبش دو تا کلمه بود
‫:که هرگز نباید همجوار میشدن

27
00:02:12,833 --> 00:02:14,375
‫عشق و مرگ

28
00:02:15,541 --> 00:02:17,125
‫و این باعث شد حسابی به سرش بزنه

29
00:02:18,458 --> 00:02:20,125
‫،در حین دویدن تو جنگل

30
00:02:24,166 --> 00:02:25,666
‫فقط به یه چیز فکر می‌کرد...

31
00:02:27,083 --> 00:02:29,041
‫"اونا عشق زندگیم رو کُشتن"

32
00:02:38,458 --> 00:02:39,666
‫اما لیسبون زنده بود

33
00:02:40,833 --> 00:02:42,125
‫سُر و مر و گنده

34
00:02:43,250 --> 00:02:45,458
‫دو تا تیری که برای اعدام سوریش شلیک شد

35
00:02:45,541 --> 00:02:48,375
‫مستقیماً به ذهن پروفسور نشونه رفتن

36
00:02:49,791 --> 00:02:52,666
‫پروفسور در حال غرق شدن تو غم و ماتم خودش بود

37
00:02:53,333 --> 00:02:54,333
‫،و همراهش

38
00:02:55,708 --> 00:02:57,875
‫ما هم داشتیم به زیر فرو می‌رفتیم

39
00:03:21,458 --> 00:03:23,166
‫نبضش ۱۵۵ ـه و داره بالا میره

40
00:03:23,250 --> 00:03:25,750
‫فشار خون ۸ بر روی ۵.
‫داره پایین میره

41
00:03:25,833 --> 00:03:28,083
‫باشد دو واحد خون و سِرم نمکی لازم داریم

42
00:03:28,166 --> 00:03:29,291
‫،نایروبی

43
00:03:29,375 --> 00:03:30,958
‫قوی باش. من کنارتم

44
00:03:38,208 --> 00:03:39,208
‫،تو چادر

45
00:03:40,041 --> 00:03:42,083
‫حال و روز تامایو مثل من بود

46
00:03:43,208 --> 00:03:45,375
‫ترس و وحشت رویارویی با مرگ

47
00:03:49,041 --> 00:03:51,416
‫دهان خشک با مزه‌ی فلز

48
00:03:51,500 --> 00:03:55,000
‫تنگی نفس، تشویش، و درد و رنج فراوان

49
00:03:55,083 --> 00:03:57,666
‫،اما مادامی که نقشه در جریان بود

50
00:03:57,750 --> 00:03:59,208
‫همه مجبور بودیم به ایستادگی ادامه بدیم

51
00:04:07,000 --> 00:04:09,208
‫فشار خونش پایینه.
‫باید بهش خون بدیم

52
00:04:27,291 --> 00:04:29,250
‫گلوله درست همینجاست

53
00:04:29,916 --> 00:04:31,208
‫پشت دنده‌ی هفتم

54
00:04:31,291 --> 00:04:33,041
‫تو قسمت پایینی ریه

55
00:04:33,666 --> 00:04:35,958
‫عشقم، خبر خوبیه

56
00:04:39,208 --> 00:04:41,458
‫نمی‌تونه نفس بکشه.
‫دچار هواجَنبی شده

57
00:04:41,541 --> 00:04:43,541
‫ـ سینه‌اش رو سوراخ کن
‫ـ داره خفه میشه

58
00:04:43,625 --> 00:04:45,208
‫توکیو. کیت جراحی شش

59
00:04:45,291 --> 00:04:47,041
‫باشه. الان میارم. کیت جراحی شش

60
00:04:47,125 --> 00:04:49,291
‫هوا بین ریه‌ها و قفسه سینه جمع شده

61
00:04:49,375 --> 00:04:50,791
‫عجله کن، هلسینکی!

62
00:04:51,916 --> 00:04:53,125
‫ـ توکیو!
‫ـ آوردم

63
00:04:59,458 --> 00:05:00,458
‫خوب شد

64
00:05:05,916 --> 00:05:07,750
‫باید منو از اینجا ببرید بیرون

65
00:05:09,875 --> 00:05:11,708
‫ترجیح میدم بیفتم زندون اما زنده بمونم

66
00:05:12,458 --> 00:05:14,333
‫نمیخوام اینجا بمیرم

67
00:05:15,458 --> 00:05:16,583
‫توکیو...

68
00:05:18,500 --> 00:05:20,916
‫لطفاً منو به پلیسا تحویل بده

69
00:05:23,000 --> 00:05:24,250
‫خواهش می‌کنم

70
00:05:26,750 --> 00:05:27,833
‫منو از اینجا ببر بیرون

71
00:05:54,625 --> 00:05:59,500
‫:ترجمه و تنظیم
‫مریم


80
00:06:45,833 --> 00:06:48,500
‫« مرحله‌ی سوم »

81
00:06:49,833 --> 00:06:51,125
‫« مقاومت »

82
00:06:53,791 --> 00:06:57,250
‫،وقتی ریو آزاد بشه
‫فاز سوم نقشه رو شروع می‌کنیم...

83
00:06:58,375 --> 00:06:59,375
‫مقاومت

84
00:07:03,958 --> 00:07:06,291
‫هیچ کس نمی‌تونه زنده از بانک اسپانیا خارج بشه

85
00:07:08,375 --> 00:07:09,375
‫غیرممکنه

86
00:07:10,916 --> 00:07:12,791
‫اما من شما رو از اونجا میارم بیرون

87
00:07:13,583 --> 00:07:15,958
‫،وقتی فاز سوم رو شروع کردیم

88
00:07:16,583 --> 00:07:19,875
‫،تنها چیزی که مهمّه طلاهاس
‫و تنها هدف ما...

89
00:07:20,500 --> 00:07:21,500
‫ذوب کردنشونه

90
00:07:22,416 --> 00:07:24,916
‫چون طلا تنها کلید نجات ماست

91
00:07:25,208 --> 00:07:27,916
‫،اگه دستمون به طلاها نرسه
‫نمی‌تونم از اونجا بیارمتون بیرون

92
00:07:29,375 --> 00:07:30,500
‫پلیس‌ها...

93
00:07:31,625 --> 00:07:34,625
‫،با تمام قوا بهمون حمله می‌کنن
‫اما مهم نیست چی میشه...

94
00:07:37,708 --> 00:07:38,833
‫،هر اتفاقی بیفته

95
00:07:39,833 --> 00:07:41,125
‫،هر کاری بکنن

96
00:07:43,541 --> 00:07:46,916
‫ما باید بتونیم کنترل اوضاع رو حفظ کنیم

97
00:07:49,916 --> 00:07:52,333
‫در غیر اینصورت، جون همه‌مون به خطر می‌افته

98
00:08:03,500 --> 00:08:04,958
‫کسی از نیروی پلیس رو کُشتیم؟

99
00:08:05,041 --> 00:08:07,458
‫نمیدونم، یکیشون آتیش گرفته بود

100
00:08:07,541 --> 00:08:09,809
‫،وقتی برگردن
‫،با تمام قوا بر می‌گردن

101
00:08:09,833 --> 00:08:10,913
‫و ما تو وضعیتی نیستیم

102
00:08:10,958 --> 00:08:12,541
‫تا از خودمون دفاع کنیم، سرخیو

103
00:08:13,250 --> 00:08:14,875
‫و نایروبی به یه جراح نیاز داره

104
00:08:16,375 --> 00:08:19,095
‫یه ضدتانک به طرفشون شلیک کردیم.
‫جراح بهمون نمیدن

105
00:08:19,166 --> 00:08:21,375
‫یه گلوله لعنتی تو ریه‌شه

106
00:08:21,458 --> 00:08:24,541
‫کاری از دست خودمون بر نمیاد.
‫باید سعیت رو بکنی، سرخیو

107
00:08:25,791 --> 00:08:27,833
‫باید با اون جراح تو پاکستان تماس بگیریم

108
00:08:29,958 --> 00:08:31,208
‫چقدر وقت دارم؟

109
00:08:31,625 --> 00:08:32,750
‫داره میمیره

110
00:08:33,291 --> 00:08:36,875
‫،تجهیزات درخت‌نوردی
‫اسپری بازدارنده سگ و لباس‌ استتار داره

111
00:08:37,250 --> 00:08:38,916
‫ممکنه نوک درخت‌ها باشه

112
00:08:39,000 --> 00:08:41,208
‫،به بالا تیراندازی کنید
‫و نوک درخت‌ها رو هدف بگیرید

113
00:08:57,125 --> 00:09:00,083
‫راکل، نذار تنها گیرت بندازن.
‫بهشون بگو من تسلیم میشم

114
00:09:01,250 --> 00:09:02,500
‫راکل!

115
00:09:03,416 --> 00:09:04,750
‫از اونجا بیا بیرون!

116
00:09:05,458 --> 00:09:06,458
‫بیا بیرون!

117
00:09:07,625 --> 00:09:09,000
‫فقط برو بیرون!

118
00:09:13,083 --> 00:09:14,291
‫سعیمو می‌کنم

119
00:09:52,208 --> 00:09:54,083
‫آروم باش

120
00:09:55,125 --> 00:09:55,958
‫آروم

121
00:09:56,041 --> 00:09:57,291
‫آروم

122
00:09:57,375 --> 00:09:59,166
‫آروم باش

123
00:10:00,666 --> 00:10:02,083
‫گاو خوب کوچولو

124
00:10:04,125 --> 00:10:06,583
‫آروم

125
00:10:06,666 --> 00:10:08,083
‫آروم

126
00:10:09,083 --> 00:10:10,083
‫آروم

127
00:10:21,541 --> 00:10:23,916
‫،پروفسور به پلیسا حمله کرد

128
00:10:24,000 --> 00:10:26,208
‫اما هیچ کس از بانک اسپانیا تکون نمیخوره

129
00:10:26,291 --> 00:10:28,458
‫،معترضان شوکه شدن

130
00:10:28,541 --> 00:10:32,166
‫،و سوال مهم اینه که
‫با حمایت از دالی چه اتفاقی می‌افته؟

131
00:10:32,708 --> 00:10:34,291
‫،در این لحظه، هیچ کس نمی‌تونه پیش‌بینی کنه

132
00:10:34,375 --> 00:10:36,750
‫اما شاید ما شاهد اولین مشکل بزرگ

133
00:10:36,833 --> 00:10:38,833
‫برای حامیان آرمان پروفسور هستیم

134
00:10:39,458 --> 00:10:41,791
‫عین فیلم سینماییه.
‫بهترین اتفاقی که برامون افتاده

135
00:10:42,166 --> 00:10:44,875
‫آدمای اون بیرون سوختگی‌های درجه دوم و سوم دارن

136
00:10:44,958 --> 00:10:47,708
‫طبیعیه.
‫حالا یه ون زرهپوش دیگه لازم داریم

137
00:10:47,791 --> 00:10:49,208
‫اصلاً چیزی برات مهم هست؟

138
00:10:50,833 --> 00:10:53,083
‫قصد ندارم افراد بیشتری بفرستم اونجا تا صورتشون

139
00:10:53,166 --> 00:10:54,286
‫تا آخر عمر از ریخت بیفته

140
00:10:54,333 --> 00:10:57,041
‫،دو تا موشک به طرفمون شلیک کردن
‫و مردم اسپانیا شاهد بودن

141
00:10:57,125 --> 00:10:59,541
‫وسط مادرید جنگ شروع نمی‌کنم

142
00:10:59,625 --> 00:11:00,833
‫همین حالاشم جنگ شروع شده

143
00:11:02,500 --> 00:11:07,208
‫تامایو. تامایو، یوقت گند نزنیا.
‫مرتکب بدترین اشتباه زندگیت نشو

144
00:11:09,958 --> 00:11:12,250
‫اشتباه شکنجه کردن اون بچه به دست تو بود

145
00:11:17,125 --> 00:11:19,791
‫،اگه می‌بردیمش دادگاه
‫الان کار به اینجا نمی‌کشید

146
00:11:19,875 --> 00:11:22,795
‫باعث شدیم قوی‌تر بشن و بهونه دستشون دادیم.
‫دیگه این کار رو نمی‌کنم

147
00:11:24,083 --> 00:11:25,083
‫تو ترسیدی

148
00:11:31,333 --> 00:11:32,666
‫تای همون پریتو هستی...

149
00:11:33,250 --> 00:11:36,458
‫یه جعبه قرص ویاگرا کنار پاتختی واسه شق نشدنت. عوق

150
00:11:37,083 --> 00:11:39,625
‫و خیال می‌کنی قانون به دادت میرسه

151
00:11:40,250 --> 00:11:41,750
‫الان دیگه قانون نمی‌تونه کمکمون کنه

152
00:11:43,875 --> 00:11:45,166
‫من خود قانونم

153
00:11:46,166 --> 00:11:47,958
‫شق نشدن و کوفت!

154
00:11:49,166 --> 00:11:50,875
‫باید آرامش خودمون رو حفظ کنیم

155
00:11:52,958 --> 00:11:55,916
‫میخوام از وخامت اوضاع کم کنیم.
‫همه متوجه هستید؟

156
00:11:56,000 --> 00:11:58,333
‫گفتگو و آتش‌بس.
‫آتش‌بس و گفتگو

157
00:11:59,458 --> 00:12:00,458
‫مفهومه؟

158
00:12:01,416 --> 00:12:02,708
‫مثل روز، رئیس

159
00:12:08,333 --> 00:12:09,500
‫آنتونیانزاس؟

160
00:12:11,000 --> 00:12:12,416
‫آنتونیانزاس!

161
00:12:12,500 --> 00:12:13,625
‫بله، بازرس؟

162
00:12:13,708 --> 00:12:14,750
‫شنیدی چی گفت، نه؟

163
00:12:14,833 --> 00:12:17,500
‫طرف میگه خودِ قانونه. مثل جان وین

164
00:12:19,833 --> 00:12:21,958
‫یه آمبولانس جراحی و یه جراح میخوام

165
00:12:23,291 --> 00:12:24,291
‫همین حالا!

166
00:12:27,791 --> 00:12:30,666
‫برید اونجا و مجبورشون کنید زخمی‌هاشون رو تحویل بدن

167
00:12:36,875 --> 00:12:38,915
‫شهردار سه واحد پزشکی تو ارتش گذرونده

168
00:12:38,958 --> 00:12:40,791
‫تو جراحی کمک می‌کنه

169
00:12:41,208 --> 00:12:44,708
‫،تحصیلاتم رو تموم نکردم
‫،و به عنوان حرفه دنبالش نرفتم

170
00:12:44,791 --> 00:12:46,458
‫اما بعضی اصول رو یادمه

171
00:12:46,541 --> 00:12:47,875
‫عالیه. لباس جراحی بپوش

172
00:12:48,291 --> 00:12:49,291
‫من برم بیارم

173
00:12:49,625 --> 00:12:50,833
‫پس جراح کجاست؟

174
00:12:50,916 --> 00:12:53,791
‫،دارم سعی می‌کنم تماس بگیرم
‫اما باید اجازه‌ی دسترسی بدن

175
00:12:53,875 --> 00:12:57,250
‫بوگاتا، بیهوشی.
‫نایروبی، الان بیهوشت می‌کنیم

176
00:12:57,708 --> 00:12:59,791
‫بیهوشم نکنید!
‫توکیو!

177
00:13:01,666 --> 00:13:02,875
‫توکیو...

178
00:13:02,958 --> 00:13:04,583
‫،بهش بگو زندگی خودمه

179
00:13:05,291 --> 00:13:06,541
‫و خودم تصمیم می‌گیرم

180
00:13:07,583 --> 00:13:08,416
‫تو رو خدا!

181
00:13:08,500 --> 00:13:11,583
‫زندگی و جون خودته.
‫واسه همین همینجا جراحی می‌کنیم، پس آروم باش

182
00:13:11,666 --> 00:13:13,083
‫توکیو، خواهش می‌کنم

183
00:13:13,791 --> 00:13:14,791
‫خواهش می‌کنم

184
00:13:19,541 --> 00:13:20,541
‫خودش تصمیم می‌گیره

185
00:13:22,541 --> 00:13:23,541
‫حرف آخره

186
00:13:26,041 --> 00:13:29,000
‫هلسینکی، بیهوشش کن.
‫لعنتی این دستوره

187
00:13:31,416 --> 00:13:33,833
‫تو بهم دستور نمیدی.
‫رئیس من نیستی

188
00:13:35,125 --> 00:13:36,583
‫بذار از تلفن استفاده کنه

189
00:13:37,500 --> 00:13:39,166
‫ناسلامتی باید ازمون محافظت کنی

190
00:13:39,750 --> 00:13:41,916
‫،اون می‌تونه مرتکب اشتباه بشه
‫اما تو نمی‌تونی!

191
00:13:42,000 --> 00:13:44,666
‫گاله‌ات رو ببند، خیکی
‫،یا همینجا می‌کشمت

192
00:13:44,750 --> 00:13:45,750
‫ای پدر سگ!

193
00:13:46,333 --> 00:13:48,333
‫تو لاشی منی، نه ننه‌م

194
00:13:48,416 --> 00:13:52,125
‫تقصیر اونه که نایروبی به این وضع افتاده
‫چون تصمیم گرفت گاگول بازی در بیاره

195
00:13:52,541 --> 00:13:55,541
‫،اگه نایروبی بگه میخواد بره
‫من تا دم در همراهیش می‌کنم

196
00:13:56,833 --> 00:13:58,208
‫،و توی کثافت آشغال

197
00:13:58,791 --> 00:14:00,208
‫اون دهن کثیفت رو میبندی

198
00:14:00,291 --> 00:14:03,166
‫چون از الان به بعد، دیگه رئیسم نیستی

199
00:14:03,250 --> 00:14:05,916
‫ـ توکیو، اسلحه کوفتیت رو پایین بیار
‫ـ دنور

200
00:14:06,000 --> 00:14:09,625
‫اگه نایروبی حرف بزنه، همه‌مون رو می‌کشن.
‫همینجا عملش می‌کنیم

201
00:14:12,708 --> 00:14:14,916
‫آخه تو رو چه به جراحی، احمق؟

202
00:14:15,875 --> 00:14:17,166
‫نایروبی جراح لازم داره

203
00:14:17,250 --> 00:14:19,166
‫زده به سرتون یا چی؟

204
00:14:19,833 --> 00:14:21,208
‫به جون پسرم قسم...

205
00:14:22,125 --> 00:14:23,583
‫هیچی بهشون نمیگم

206
00:14:23,666 --> 00:14:27,083
‫،اینطور فکر می‌کنی
‫اما وقتی شکنجه‌ات بدن، زبون باز می‌کنی

207
00:14:27,708 --> 00:14:28,916
‫گه نخور

208
00:14:29,500 --> 00:14:31,250
‫نایروبی میره

209
00:14:33,583 --> 00:14:34,916
‫اینطور فکر نمی‌کنم

210
00:14:38,166 --> 00:14:42,333
‫واقعاً فکر کردی الان وقت خوبیه
‫نقش رهبر یاغی رو بازی کنی؟ هان؟

211
00:14:42,416 --> 00:14:45,375
‫،یکیمون در حال مرگه
‫پس مسخره بازی رو بذار کنار

212
00:14:47,833 --> 00:14:49,208
‫یکی دیگه‌مون

213
00:14:50,125 --> 00:14:51,541
‫منظورت چیه "یکی دیگه"؟

214
00:14:55,958 --> 00:14:57,708
‫نیم ساعت پیش لیسبون رو اعدام کردم

215
00:15:02,333 --> 00:15:05,166
‫،اگه می‌تونستم اون روی دمکراتیک باشکوه ـم رو نشونتون بدم

216
00:15:05,250 --> 00:15:08,083
‫،می‌تونستیم رای بگیریم و بفرستیمش بره
‫اما اینطور به کُشتنش میدم

217
00:15:08,166 --> 00:15:11,041
‫لیسبون در حالی که زانو زده بود
‫و غیرمسلح بود اعدام شد

218
00:15:11,125 --> 00:15:15,375
‫پسر نایروبی رو با خرس عروسکیش آوردن
‫تا بتونن یه تیر تو سرش خالی کنن

219
00:15:15,458 --> 00:15:18,916
‫خیال کردی چند تا راهبه از صلیب سرخ اون بیرون منتظرن؟

220
00:15:19,000 --> 00:15:20,291
‫لوس‌بازی رو تمومش کن

221
00:15:26,166 --> 00:15:27,333
‫پالرمو راست میگه

222
00:15:29,458 --> 00:15:31,208
‫شما باید بدنم رو بشکافید...

223
00:15:33,708 --> 00:15:34,916
‫و گلوله رو بیرون بیارید

224
00:15:37,291 --> 00:15:38,791
‫شاید...

225
00:15:40,000 --> 00:15:41,541
‫یه قسمتی از ریه‌ام رو بردارید

226
00:15:42,500 --> 00:15:44,833
‫و همه‌ی این کارا رو بکنید
‫بدون اینکه از خونریزی بمیرم

227
00:15:46,166 --> 00:15:47,541
‫منو می‌کُشید!

228
00:15:49,041 --> 00:15:50,250
‫منو به کُشتن میدید

229
00:15:52,166 --> 00:15:53,541
‫هلسینکی...

230
00:15:55,416 --> 00:15:57,083
‫خیلی پیچیده‌س

231
00:15:57,791 --> 00:16:00,416
‫هلسینکی، عملش خیلی پیچیده‌س

232
00:16:00,500 --> 00:16:01,708
‫منو ببر بیرون

233
00:16:01,791 --> 00:16:03,500
‫ـ منو...
‫ـ آروم باش

234
00:16:04,083 --> 00:16:05,750
‫ـ منو ببر طرف در!
‫ـ آروم باش

235
00:16:06,541 --> 00:16:08,625
‫ـ آروم باش
‫ـ منو ببر بیرون!

236
00:16:08,708 --> 00:16:10,958
‫ـ همه چی درست میشه
‫ـ ممنون

237
00:16:12,250 --> 00:16:14,000
‫ـ همه چی درست میشه
‫ـ نه!

238
00:16:14,083 --> 00:16:15,375
‫نه! من نمیخوام! نه!

239
00:16:15,458 --> 00:16:16,916
‫نه، نه، نه!

240
00:16:17,000 --> 00:16:18,333
‫نه!

241
00:16:18,416 --> 00:16:19,583
‫نه!

242
00:16:19,666 --> 00:16:20,666
‫نه!

243
00:16:20,708 --> 00:16:23,541
‫نه! نه! نه!

244
00:16:25,916 --> 00:16:27,916
‫نه، نه، نه، نه!

245
00:16:44,708 --> 00:16:48,291
‫عذر میخوام، پروفسور، همین امشب بحثمون شد

246
00:16:49,583 --> 00:16:51,458
‫من پیش توکیو میخوابم

247
00:16:59,000 --> 00:17:02,208
‫عیب نداره، توکیو؟
‫اشکال نداره من اینجا بخوابم؟

248
00:17:04,208 --> 00:17:05,333
‫اصلاً

249
00:17:14,791 --> 00:17:16,791
‫،راستی میدونی، وقتی یکی تو تختمه

250
00:17:16,875 --> 00:17:19,041
‫خیلی حشری میشم.
‫از نظرت عیب که نداره، نه؟

251
00:17:20,041 --> 00:17:23,541
‫ـ چی عیب نداره؟
‫ـ اینکه من و تو حال همو خوب کنیم

252
00:17:24,583 --> 00:17:26,041
‫اونجامون رو به هم بمالیم

253
00:17:31,541 --> 00:17:33,000
‫میدونستم داری شوخی می‌کنی

254
00:17:35,083 --> 00:17:38,000
‫میشه یکی توضیح بده چرا این پالرمو لعنتی...

255
00:17:38,625 --> 00:17:39,708
‫رهبری رو بدست گرفته؟

256
00:17:39,791 --> 00:17:41,500
‫چون ایده خودش بوده؟

257
00:17:43,375 --> 00:17:45,541
‫ـ و نابغه‌س
‫ـ نابغه‌س؟

258
00:17:45,625 --> 00:17:48,333
‫همونیه که مثل منحرفای چندش

259
00:17:48,416 --> 00:17:49,500
‫تخماشو تو راهرو میمالید؟

260
00:17:49,583 --> 00:17:50,916
‫بیخیال بابا!

261
00:17:51,541 --> 00:17:53,625
‫میدونی کی باید رئیس باشه؟

262
00:17:56,041 --> 00:17:57,041
‫تو!

263
00:17:57,541 --> 00:17:58,791
‫آره، تو

264
00:17:59,500 --> 00:18:01,708
‫نظر منم همینه.
‫اگه کسی به موفقیت سرقت

265
00:18:01,791 --> 00:18:03,708
‫اهمیت بده، اون توئی

266
00:18:05,833 --> 00:18:07,625
‫الکی فکر و خیال نندازید تو سرم

267
00:18:07,708 --> 00:18:10,125
‫الکی فکر و خیال نندازید تو سرم

268
00:18:10,708 --> 00:18:11,958
‫من دیگه میخوابم

269
00:18:12,416 --> 00:18:13,458
‫شب خوش

270
00:18:22,333 --> 00:18:24,208
‫حالا برم یه صحبتی با پروفسور بکنم

271
00:18:24,916 --> 00:18:26,041
‫منتظرم نمونید!

272
00:18:30,416 --> 00:18:31,416
‫،پروفسور

273
00:18:31,500 --> 00:18:32,708
‫من میخوام رهبری...

274
00:18:33,583 --> 00:18:35,458
‫،سرقت رو به عهده بگیرم
‫کارم از پالرمو بهتره

275
00:18:35,541 --> 00:18:37,958
‫توکیو، میشه صبح در موردش حرف بزنیم؟

276
00:18:38,041 --> 00:18:39,416
‫صبح؟ نه، همین الان

277
00:18:40,125 --> 00:18:43,000
‫ـ چرا اون باید رئیس باشه؟
‫ـ بذار ببینم، توکیو. اون...

278
00:18:43,583 --> 00:18:48,125
‫رهبری رو به عهده داره
‫چون نقشه‌ی این سرقت مدت زیادیه که در حال توسعه‌س و...

279
00:18:48,208 --> 00:18:50,791
‫و از اوّل کار حضور داشته.
‫نقشه رو تو سرش داشته.

280
00:18:50,875 --> 00:18:51,875
‫که چی؟

281
00:18:53,375 --> 00:18:55,833
‫می‌تونم نقشه رو یاد بگیرم.
‫یادگیریم خیلی سریعه

282
00:18:56,333 --> 00:18:57,933
‫پلترو یه خر پشمالو، لطیف و کوچولوئه"

283
00:18:57,958 --> 00:19:00,541
‫،اونقدر لطیف و تیتیش مامانی
‫"که میگن از پنبه بدون استخوون درست شده

284
00:19:03,916 --> 00:19:06,083
‫شعر "من و پلترو" اثر خوان رامون جمینز

285
00:19:06,166 --> 00:19:07,416
‫میدونیم

286
00:19:07,500 --> 00:19:11,125
‫،توکیو، نمیدونم متوجه شدی یا نه
‫اما وسط کار مزاحممون شدی

287
00:19:11,208 --> 00:19:12,208
‫هان؟

288
00:19:18,416 --> 00:19:19,416
‫مشکلت چیه؟

289
00:19:20,916 --> 00:19:21,916
‫حشری هستی؟

290
00:19:22,000 --> 00:19:23,750
‫بودم. بودم، اره

291
00:19:24,208 --> 00:19:25,625
‫ـ جدّی؟
‫ـ اوهوم

292
00:19:26,125 --> 00:19:28,416
‫به نظر نمیاد خیلی خلاق باشی

293
00:19:28,500 --> 00:19:30,000
‫کجاشو دیدی

294
00:19:30,083 --> 00:19:32,625
‫ـ ای بابا. محض رضای خدا...
‫ـ واو! اینطوریاس؟

295
00:19:32,708 --> 00:19:33,708
‫اوهوم

296
00:19:33,750 --> 00:19:35,041


297
00:19:36,458 --> 00:19:37,708
‫میخوای منم بمونم؟

298
00:19:38,916 --> 00:19:39,916
‫نه

299
00:19:40,875 --> 00:19:41,750
‫تو چی؟

300
00:19:41,833 --> 00:19:43,750
‫این حرفا چیه میزنیم؟

301
00:19:43,833 --> 00:19:46,041
‫چون دارم پیشنهاد رابطه سه نفره میدم

302
00:19:47,333 --> 00:19:48,916
‫من و تو و پالرمو

303
00:19:50,250 --> 00:19:52,250
‫ارقام و محاسبات با اون

304
00:19:52,333 --> 00:19:54,166
‫،استراتژی با تو

305
00:19:54,750 --> 00:19:58,041
‫اما من بهترین کاپیتان کوفتی هستم
‫که می‌تونی داشته باشی

306
00:19:58,458 --> 00:20:00,625
‫،چون وقتی اوضاع خیط بشه

307
00:20:00,708 --> 00:20:01,708
‫عکس‌العمل نشون میدم

308
00:20:02,541 --> 00:20:05,833
‫اینو با تحصیل و مطالعه یاد نمیگیری.
‫ذاتیه

309
00:20:12,416 --> 00:20:13,416
‫،آقایون

310
00:20:15,083 --> 00:20:16,416
‫مسئولیت با منه

311
00:20:19,041 --> 00:20:20,083
‫جراحی رو شروع کنیم

312
00:20:22,041 --> 00:20:23,875
‫رهبری با توئه.
‫مغز عملیات

313
00:20:24,291 --> 00:20:26,250
‫باهوش و خویشتن‌دار

314
00:20:26,333 --> 00:20:28,250
‫زنیکه روانی که ما رو تو این مخمصه انداخت

315
00:20:28,333 --> 00:20:30,625
‫همونیه که جونتون رو براش میدید.
‫عالیه

316
00:20:30,708 --> 00:20:33,125
‫اجازه میدم شماها دکتربازی کنید...

317
00:20:34,041 --> 00:20:36,791
‫در حالیکه من میرم در مورد قدم بعدیم فکر کنم.
‫مراقب باشید، خب؟

318
00:20:48,875 --> 00:20:51,125
‫اون نیم ساعت تاریک‌ترین لحظات عمرمون بود

319
00:20:52,041 --> 00:20:53,250
‫،در عرض ۳۰ دقیقه

320
00:20:53,333 --> 00:20:56,291
‫پلیس بیشتر مناطق رو پوشش داد
‫و به درخت‌ها تیراندازی می‌کردن

321
00:20:56,833 --> 00:20:59,083
‫ما رو گیر انداختن و مستاصل بودیم

322
00:20:59,708 --> 00:21:02,791
‫،و پروفسور تو آبشخور

323
00:21:02,875 --> 00:21:05,333
‫به اون سی دقیقه فکر می‌کرد

324
00:21:05,416 --> 00:21:08,416
‫و اینکه چطور می‌تونست نیم ساعت قبل باهاشون تماس بگیره...

325
00:21:09,416 --> 00:21:10,666
‫اونوقت لیسبون زنده بود

326
00:21:31,291 --> 00:21:32,958
‫وقتشه فاز دوم "هاملین" رو شروع کنیم

327
00:21:33,041 --> 00:21:34,041
‫دریافت شد

328
00:21:50,000 --> 00:21:51,500
‫« شماره خصوصی »

329
00:21:54,000 --> 00:21:56,875
‫آلیسیا، همدردی، گفتگو و آتش‌بس‌

330
00:22:01,250 --> 00:22:02,250
‫پروفسور

331
00:22:02,291 --> 00:22:03,666
‫،پنج دقیقه نشده بیوه شدی

332
00:22:03,750 --> 00:22:05,333
‫و داری به زنای دیگه زنگ میزنی

333
00:22:05,958 --> 00:22:07,000
‫پسر شیطون

334
00:22:07,625 --> 00:22:09,333
‫خیلی حشری هستی، مگه نه؟

335
00:22:09,833 --> 00:22:13,416
‫ـ تو دستور اعدامش رو دادی؟
‫ـ من وقت نداشتم. خودش این کار رو کرد

336
00:22:15,000 --> 00:22:17,458
‫،راکل موریو با خشونت تمام از دستگیریش جلوگیری کرد

337
00:22:17,541 --> 00:22:19,250
‫،به همکارای سابقش شلیک کرد

338
00:22:19,333 --> 00:22:21,416
‫ـ درست مثل یه خائن
‫ـ سرهنگ

339
00:22:24,333 --> 00:22:25,791
‫سیگنال از مادرید نیست

340
00:22:33,416 --> 00:22:35,125
‫ظاهراً از یه بزرگراه باشه

341
00:22:36,166 --> 00:22:37,208
‫نزدیک هیولوا

342
00:22:42,958 --> 00:22:44,638
‫انجل، داره از دستمون فرار می‌کنه

343
00:22:45,041 --> 00:22:48,291
‫اون حرمزاده ۴۲ کیلومتر از موقعیت فعلی شما فاصله داره

344
00:22:48,375 --> 00:22:50,333
‫مطمئنی؟
‫اگه یه تله دیگه باشه چی؟

345
00:22:50,416 --> 00:22:53,375
‫کاملاً مطمئنم.
‫سیگنالش رو با سه دستگاه ردیابی کردیم

346
00:22:53,458 --> 00:22:56,416
‫جاده نشنال ۴۳۵، شمال.
‫برو دنبالش

347
00:22:56,500 --> 00:22:57,541
‫بسیار خب

348
00:22:58,916 --> 00:23:01,500
‫بازرس روبیو به همه‌ی گشتی‌ها.
‫از اینجا میریم

349
00:23:01,583 --> 00:23:04,833
‫سوژه داره از جاده‌ی نشنال ۴۳۵ شمالی فرار می‌کنه

350
00:23:14,208 --> 00:23:15,416
‫گوش کن، سیرا

351
00:23:16,958 --> 00:23:18,916
‫،قبل از اینکه از بانک اسپانیا خارج بشیم

352
00:23:20,083 --> 00:23:21,833
‫آتیشت میزنم

353
00:23:23,666 --> 00:23:25,000
‫خیلی کسل‌کننده هستی

354
00:23:25,541 --> 00:23:27,250
‫مگه پروفسور اخلاقیات نبودی؟

355
00:23:28,041 --> 00:23:30,791
‫،وای، نه. دو تا موشک وسط مادرید شلیک کردی

356
00:23:30,875 --> 00:23:33,000
‫و الان با القاعده فرقی نداری.

357
00:23:33,083 --> 00:23:35,166
‫بینگ، بنگ، بوم.
‫دیدی از وضعت جوک گفتم

358
00:23:35,583 --> 00:23:37,041
‫،من اشتباهاتم رو درست می‌کنم

359
00:23:37,125 --> 00:23:39,708
‫و الان این فرصت رو بهت میدم
‫تو هم همین کار رو بکنی

360
00:23:40,208 --> 00:23:41,583
‫ـ نایروبی...
‫ـ نه

361
00:23:42,500 --> 00:23:43,958
‫من جراح براشون نمیفرستم

362
00:23:45,208 --> 00:23:48,625
‫اما می‌تونم یه راه‌حل آسون پیش پات بذارم.
‫،نایروبی رو بفرست بیرون

363
00:23:48,708 --> 00:23:51,000
‫و میگم یه آمبولانس بیرون منتظرش باشه

364
00:23:51,083 --> 00:23:52,583
‫نایروبی رو دست کسی نمیدم

365
00:23:52,666 --> 00:23:55,041
‫که سعی کرد بکُشتش

366
00:23:56,208 --> 00:23:59,416
‫ـ  حالا عواقب کارت رو می‌بینی
‫ـ آره. دارم از ترس میلرزم

367
00:24:02,166 --> 00:24:05,708
‫باشه، خب.
‫حسن نیتم رو با آتش‌بس بهت نشون میدم

368
00:24:05,791 --> 00:24:07,166
‫به مدت ۴۸ ساعت

369
00:24:07,250 --> 00:24:08,958
‫اینطوری می‌تونی تخمین بزنی

370
00:24:09,041 --> 00:24:11,000
‫جراحاتش چقدر جدّیه

371
00:24:12,000 --> 00:24:14,500
‫ـ یا بذاری همونجا بمیره
‫ـ آتش‌بس رو قبول می‌کنم

372
00:24:14,583 --> 00:24:15,833
‫،اما ببین چی میگم

373
00:24:17,041 --> 00:24:18,666
‫نایروبی زنده میمونه...

374
00:24:19,750 --> 00:24:21,250
‫چه با کمک تو چه بدون کمکت

375
00:24:25,625 --> 00:24:26,625
‫خوبه

376
00:24:29,083 --> 00:24:30,750
‫برید اون مادرقحبه‌ رو گیر بندازید!

377
00:24:56,708 --> 00:24:57,708
‫زود باش!

378
00:25:25,666 --> 00:25:27,833
‫چطور از مرکز زلزله بیرون بریم؟

379
00:25:30,208 --> 00:25:31,666
‫با دنبال کردن نقشه‌ی هاملین

380
00:25:35,000 --> 00:25:36,625
‫تعریف کن

381
00:25:40,625 --> 00:25:42,541
‫،مارسی فلوت میزنه

382
00:25:42,625 --> 00:25:45,083
‫و همه‌ی موش‌ها دنبالش می‌افتن

383
00:25:48,333 --> 00:25:51,041
‫یه کار می‌کنیم باور کنن "عملیات کیج" شکست خورده؟

384
00:25:52,541 --> 00:25:53,875
‫دقیقاً

385
00:25:53,958 --> 00:25:56,583
‫اثر و رد الکی از خودمون به جا میذاریم، اما...

386
00:25:57,791 --> 00:26:00,916
‫با گذاشتن مدارک و شواهد باورپذیر نشونش میدیم

387
00:26:01,000 --> 00:26:03,625
‫و درختایی که توشون قایم شدیم
‫خالی خواهند بود

388
00:26:04,041 --> 00:26:06,125
‫،و وقتی مهاجمان رفتن

389
00:26:06,208 --> 00:26:09,125
‫مثل میمون از درخت‌ها میاییم پایین

390
00:26:15,750 --> 00:26:18,375
‫این بزرگ‌ترین تجدید دیدار کل عمرت نیست؟

391
00:26:59,833 --> 00:27:01,541
‫چرا منو "آقای سیب‌زمینی" صدا زدی؟

392
00:27:02,583 --> 00:27:05,666
‫ـ نمیدونم. طرز راه رفتنت؟
‫ـ راه رفتنم؟ یعنی چی؟

393
00:27:05,750 --> 00:27:08,041
‫شاید چون... ظریفی

394
00:27:08,125 --> 00:27:10,541
‫بالاخره ظریف هستم یا چاق؟

395
00:27:10,625 --> 00:27:12,750
‫خب، خب
‫ترجیح میدم جوابشو ندی

396
00:27:14,416 --> 00:27:16,958
‫واقعا با آقای سیب‌زمینی پاتو از گلیمت درازتر کردی

397
00:27:17,041 --> 00:27:19,166
‫ببین، الان همه در موردش میدونن...

398
00:27:19,250 --> 00:27:21,875
‫بخش جنایی، امور داخلی، حتی قوه‌ی قضاییه

399
00:27:21,958 --> 00:27:23,500
‫اصلاً نمیدونستم "میم" چیه
‫(جوک تصویری)

400
00:27:23,583 --> 00:27:25,458
‫تا اینکه یه عالمه میم آقای سیب‌زمینی بهم رسید

401
00:27:25,541 --> 00:27:27,000
‫خیلی متاسفم، انجل

402
00:27:37,541 --> 00:27:38,875
‫نمیخوای ازم بپرسی...

403
00:27:39,791 --> 00:27:41,083
‫چرا همه‌ی این کارا رو کردم؟

404
00:27:46,166 --> 00:27:47,166
‫نه

405
00:27:48,833 --> 00:27:50,458
‫نه. میدونم برای عشق این کار رو کردی

406
00:27:53,416 --> 00:27:57,125
‫،وقتی بریم مادرید
‫برای همکاریت باهات معامله می‌کنن

407
00:27:57,333 --> 00:27:58,333
‫آره

408
00:28:00,291 --> 00:28:01,875
‫،سرقت مسلحانه

409
00:28:01,958 --> 00:28:03,541
‫،بر هم زدن نظم عمومی

410
00:28:03,625 --> 00:28:05,000
‫،مقاومت در برابر مقامات

411
00:28:05,083 --> 00:28:06,458
‫،مالکیت اسلحه

412
00:28:06,541 --> 00:28:07,666
‫،افشاگری اسرار

413
00:28:07,750 --> 00:28:10,416
‫همدستی با گروه‌های مسلح و آدم‌ربایی...

414
00:28:11,416 --> 00:28:12,458
‫گروگان‌ها...

415
00:28:13,291 --> 00:28:14,458
‫و دختر خودم

416
00:28:19,000 --> 00:28:21,125
‫،پس مهم نیست پیشنهادشون چی باشه

417
00:28:21,958 --> 00:28:24,833
‫،حتی اگه قاضی و سیستم دلشون برام بسوزه

418
00:28:25,458 --> 00:28:27,458
‫سی سال برام می‌بُرن

419
00:28:30,333 --> 00:28:32,291
‫پس واقعاً به گا رفتم

420
00:28:33,250 --> 00:28:34,416
‫آقای سیب‌زمینی

421
00:28:38,750 --> 00:28:41,267
‫سعی کنید واضح و مختصر راهنمایی کنید

422
00:28:41,291 --> 00:28:42,291
‫باشه؟ خوبه

423
00:28:42,791 --> 00:28:44,191
‫چند واحد خون لازم داریم؟

424
00:28:44,250 --> 00:28:46,875
‫سه واحد خون با دمای مناسب آماده بذار
‫(اسلام آباد، پاکستان)

425
00:28:47,291 --> 00:28:48,708
‫دنور، چند واحد داریم؟

426
00:28:51,416 --> 00:28:53,291
‫ـ سه تا
‫ـ برو بیشتر بیار

427
00:28:53,375 --> 00:28:56,291
‫اُو منفی و آ منفی.
‫،به اندازه سه تا عمل خون بگیر

428
00:28:56,833 --> 00:28:58,291
‫و ببین کسی بینشون دکتر هست

429
00:28:58,375 --> 00:28:59,833
‫بوگاتا، برو طبقه پایین

430
00:28:59,916 --> 00:29:02,583
‫تنها راه فرارمونه.
‫به ذوب کردن طلاها ادامه بدید

431
00:29:09,000 --> 00:29:11,000
‫رئیس بودن بهت میاد

432
00:29:11,083 --> 00:29:12,625
‫دیگه کسی بهت اعتماد نداره

433
00:29:12,708 --> 00:29:16,125
‫میدونی تنها راه فرارت از اینجا
‫وقتیه که من اینجا نیستم؟

434
00:29:19,166 --> 00:29:21,291
‫،وقتی دستات پشت سرته بری بیرون

435
00:29:21,375 --> 00:29:25,375
‫و خداخدا کنی بهت شلیک نکنن
‫بخاطر همه‌ی دوربین‌ها و آدمایی که اون بیرونن

436
00:29:25,458 --> 00:29:26,500
‫آقایون...

437
00:29:28,125 --> 00:29:29,125
‫خدانگهدار

438
00:29:29,416 --> 00:29:30,416
‫به سلامت

439
00:29:35,458 --> 00:29:36,583
‫ادامه بدید، دکتر

440
00:29:36,666 --> 00:29:41,958
‫یه شکاف ۱۵ سانتی‌متری
‫بین دنده‌ی ششم و هفتم ایجاد کنید

441
00:29:42,041 --> 00:29:43,041
‫چاقو

442
00:29:45,708 --> 00:29:47,833
‫،اگه کسی زخمی بشه

443
00:29:47,916 --> 00:29:50,083
‫آمادگی کافی برای نجات جونش خواهیم داشت

444
00:29:51,125 --> 00:29:54,583
‫رایج‌ترین پروتکل‌ها رو در مورد
‫جراحات ناشی از گلوله یاد می‌گیریم

445
00:29:55,375 --> 00:29:58,333
‫،و تو ماشین نظامی با تمام تجهیزاتی که برای سرقت نیاز داریم

446
00:29:59,958 --> 00:30:03,625
‫محض احتیاط تجهیزات پزشکی
‫ضروری برای جراحی رو هم قرار میدیم

447
00:30:05,833 --> 00:30:08,833
‫،دکتر احمد راهنمایی می‌کنه
‫،اما اون ۷ هزار کیلومتر باهامون فاصله داره

448
00:30:08,916 --> 00:30:10,166
‫پس شما خودتون جراحی می‌کنید

449
00:30:11,083 --> 00:30:12,291
‫کار آسونی نیست

450
00:30:13,541 --> 00:30:14,541
‫نمیشه تردید کرد

451
00:30:16,458 --> 00:30:17,458
‫نمیشه قصور کرد

452
00:30:18,666 --> 00:30:21,208
‫چون یه خوک مُرده رو میز نیست

453
00:30:26,000 --> 00:30:27,375
‫یکی از خودتونه

454
00:30:28,708 --> 00:30:31,916
‫ـ مَکنده. نمی‌تونم خوب ببینم
‫ـ دوربین رو بیار نزدیک‌تر

455
00:30:32,000 --> 00:30:34,916
‫همیشه ناحیه جراحی رو تمیز نگه دارید

456
00:30:35,833 --> 00:30:37,250
‫ـ بهتر شد
‫ـ بعدش چی؟

457
00:30:37,666 --> 00:30:39,291
‫باید دنده‌ها رو جدا کنیم

458
00:30:40,000 --> 00:30:40,916
‫ممکنه

459
00:30:41,000 --> 00:30:43,166
‫مجبورید بخشی از ریه رو خارج کنید

460
00:30:43,250 --> 00:30:45,250
‫دنده‌ها رو جدا کنیم؟
‫شوخیت گرفته؟

461
00:30:46,125 --> 00:30:47,875
‫برو ابزار جداکننده‌ دنده رو بیار

462
00:30:54,333 --> 00:30:56,333
‫ـ اینه؟
‫ـ آره. بیارش

463
00:31:04,708 --> 00:31:09,125
‫،کسایی که گروه خونی اُو منفی و آ منفی دارن
‫دستاشون رو بالا ببرن

464
00:31:14,000 --> 00:31:17,208
‫میخوایید سابقه پزشکی‌تون رو در بیاریم یا چی؟

465
00:31:21,416 --> 00:31:22,416
‫پاکویتا

466
00:31:23,291 --> 00:31:24,958
‫تو پرستار بودی، نیست؟

467
00:31:25,041 --> 00:31:26,625
‫بله، قربان. و قابله

468
00:31:26,708 --> 00:31:28,166
‫پس دنبالم بیا

469
00:31:28,250 --> 00:31:31,500
‫هر کسی که دستشو بالا برد
‫دنبالم بیاد

470
00:32:01,875 --> 00:32:02,916
‫هی...

471
00:32:03,000 --> 00:32:04,208
‫هی، پروفسور!

472
00:32:04,291 --> 00:32:05,208
‫مارسی؟

473
00:32:05,291 --> 00:32:06,541
‫آره، منم. آروم باش

474
00:32:10,666 --> 00:32:12,833
‫ـ بیاو بیرون. پلیسی در کار نیست
‫ـ و گاو؟

475
00:32:13,625 --> 00:32:16,000
‫ـ کدوم گاو؟
‫ـ کمک کن بلند بشم. بدنم بی‌حس شده

476
00:32:26,291 --> 00:32:27,583
‫اون گاو؟

477
00:32:27,666 --> 00:32:29,583
‫اون گاو

478
00:32:30,208 --> 00:32:31,208
‫وای!

479
00:32:31,250 --> 00:32:32,500
‫برو عقب

480
00:32:32,583 --> 00:32:34,000
‫خیلی آروم، مارسی

481
00:32:34,458 --> 00:32:36,208
‫همینطور تو چشماش زل بزن

482
00:32:36,750 --> 00:32:37,875
‫برو عقب

483
00:32:38,708 --> 00:32:40,958
‫این وضع تو رو یاد چیزی نمیندازه؟

484
00:32:41,041 --> 00:32:42,041
‫جشنواره گاوبازی "سن فرمین"؟

485
00:32:42,125 --> 00:32:43,250
‫نه

486
00:32:44,291 --> 00:32:45,291
‫ایتالیا

487
00:32:45,791 --> 00:32:47,833
‫اون موقع که با هم آشنا شدیم... تو عروسی

488
00:32:47,916 --> 00:32:50,000
‫زود باشید. برید عقب‌تر

489
00:32:50,791 --> 00:32:53,458
‫مگه دسته گل رو نباید زنای مجرد بگیرن؟

490
00:32:53,875 --> 00:32:56,041
‫مارتین، زن مجردی اینجا می‌بینی؟

491
00:32:56,125 --> 00:32:58,916
‫نزدیکترین چیز به زن مجرد خودتی

492
00:32:59,000 --> 00:33:01,208
‫یه رسمه.
‫،عروس دسته گل رو پرتاپ می‌کنه

493
00:33:01,291 --> 00:33:03,541
‫پس یه کم دیگه برید عقب

494
00:33:03,625 --> 00:33:05,000
‫زود باشید! برید دیگه!

495
00:33:05,875 --> 00:33:07,625
‫،یه جوشکار، گِی

496
00:33:08,208 --> 00:33:09,875
‫یه گوشه‌گیر و حتی یه کتابدار

497
00:33:10,708 --> 00:33:13,333
‫خوشی تمومی نداره. عاشق ایتالیایی‌هام

498
00:33:13,416 --> 00:33:15,666
‫من گوشه‌گیر نیستم. فقط ساکتم

499
00:33:15,750 --> 00:33:17,916
‫و من کتابدار نیستم

500
00:33:18,000 --> 00:33:20,125
‫لطفاً منو همون سرخیو صدا بزنید

501
00:33:20,208 --> 00:33:21,416
‫خانما، حواستون اینجا باشه

502
00:33:21,500 --> 00:33:24,916
‫ـ عروس خانم میخواد دسته گل رو پرتاپ کنه!
‫ـ دخترها، یه کم دیگه برید عقب!

503
00:33:25,000 --> 00:33:26,166
‫عقب‌تر!

504
00:33:26,958 --> 00:33:28,041
‫عقب‌تر!

505
00:33:48,708 --> 00:33:49,708
‫حاضرید؟

506
00:33:50,583 --> 00:33:51,833


507
00:33:54,958 --> 00:33:56,625
‫داداش کوچیکه!

508
00:33:56,708 --> 00:33:58,541
‫دست مریزاد، داداش کوچیکه!

509
00:33:58,625 --> 00:34:00,541
‫واست خیلی خوشحالم

510
00:34:00,625 --> 00:34:04,291
‫،خب، خانم فونولوزا
‫باید رقص عروسی رو شروع کنیم اما قبلش...

511
00:34:05,041 --> 00:34:06,875
‫ـ یه سورپرایز برات دارم
‫ـ چی؟

512
00:34:07,583 --> 00:34:08,583


513
00:35:41,041 --> 00:35:43,833
‫زود باشید! همه بخونید! یالا!

514
00:35:47,583 --> 00:35:50,625
‫،مثل کسایی که هیچ درکی از ریتم ندارن و نمی‌تونن برقصن

515
00:35:50,708 --> 00:35:53,000
‫،پروفسور سر میز نشست

516
00:35:53,083 --> 00:35:54,708
‫،و از خودش پرسید

517
00:35:54,791 --> 00:35:56,375
‫کدوم مهمتره؟

518
00:35:56,458 --> 00:35:58,208
‫عشق یا مرگ؟

519
00:35:58,666 --> 00:36:00,791
‫زندگی مهمتره، داداش کوچیکه

520
00:36:01,583 --> 00:36:02,583
‫زندگی

521
00:36:04,000 --> 00:36:06,958
‫اونوقت منو در نظر بگیر.
‫هر چند در حال مرگم، اما دارم عروسی می‌کنم

522
00:36:09,541 --> 00:36:11,708
‫تناقض زیبایی نیست؟

523
00:36:16,125 --> 00:36:17,625
‫میدونه مریضی؟

524
00:36:18,041 --> 00:36:20,500
‫البته که میدونه

525
00:36:22,500 --> 00:36:23,625
‫خیلی باهوشه

526
00:36:26,000 --> 00:36:28,875
‫،و اگه نیمه پر لیوان رو ببینی
‫خوش شانسیه

527
00:36:30,375 --> 00:36:32,791
‫بقیه زمان مرگشون رو نمیدونن

528
00:36:33,666 --> 00:36:36,208
‫اما ما می‌تونیم تا ابد تو ماه عسل بمونیم

529
00:36:39,416 --> 00:36:42,375
‫،مردم واسه یه مناسبت خاص شامپاین میخرن

530
00:36:42,458 --> 00:36:44,166
‫بعدش بر می‌گردن به روزای معمولی‌شون

531
00:36:44,250 --> 00:36:46,166
‫من و تاتیانا قراره با بشکه‌های شامپاین از فرانسه

532
00:36:46,250 --> 00:36:48,666
‫از زندگیمون لذت ببریم

533
00:36:57,208 --> 00:37:00,375
‫مرگ می‌تونه بزرگ‌ترین فرصت زندگیت باشه، سرخیو

534
00:37:19,083 --> 00:37:20,291
‫دمغی، پروفسور؟

535
00:37:24,208 --> 00:37:27,416
‫اگه بخوای، می‌تونی در مورد احساسات باهام حرف بزنی

536
00:37:28,666 --> 00:37:33,125
‫میخوای موسیقی گوش کنی؟
‫موسیقی حال آدمو خوب می‌کنه

537
00:37:43,500 --> 00:37:45,958
‫این ماشین دزدیه.
‫این آهنگ مال من نیست

538
00:37:46,041 --> 00:37:48,833
‫مهم نیست، مارسی
‫فقط برو

539
00:38:07,958 --> 00:38:09,000
‫ببخشید

540
00:38:10,166 --> 00:38:11,708
‫خون رو برای کی میخوایید؟

541
00:38:12,500 --> 00:38:14,458
‫چرا برات مهمه واسه کیه؟

542
00:38:14,541 --> 00:38:17,125
‫،دو نفر رو دیدم با خرس عروسکی میرن طبقه بالا

543
00:38:17,208 --> 00:38:18,528
‫اما الان فقط یکیشون هست

544
00:38:18,916 --> 00:38:20,541
‫خب، الان میدونی خون رو مال کی میخواییم

545
00:38:21,416 --> 00:38:22,666
‫پس دیگه حرف نزن

546
00:38:31,250 --> 00:38:32,791
‫ـ دنور
‫ـ چیه؟

547
00:38:35,166 --> 00:38:36,166
‫ممنون، مرد

548
00:38:37,041 --> 00:38:38,958
‫ـ واسه چی؟
‫ـ میخواستم بیام اینجا

549
00:38:39,041 --> 00:38:40,708
‫تا بتونم شخصاً باهات حرف بزنم

550
00:38:42,916 --> 00:38:45,708
‫،میدونم اوّلش خوب با هم تا نکردیم

551
00:38:45,791 --> 00:38:48,208
‫اما دست آخر، تنها چیزی که مهمه

552
00:38:48,291 --> 00:38:49,875
‫اینه که تو پسرم رو بزرگ می‌کنی

553
00:38:50,291 --> 00:38:52,583
‫ـ ممنون
‫ـ چی کار می‌کنی، اسگول؟

554
00:38:57,250 --> 00:39:00,208
‫عیب نداره، پاکویتا. کافیه. کافیه. ممنون

555
00:39:02,250 --> 00:39:04,916
‫میدونم تو این سن
‫با این همه پولی که داری...

556
00:39:05,000 --> 00:39:06,833


557
00:39:06,916 --> 00:39:09,916
‫صددرصد مطمئنم عوض کردن پوشک تو برنامه‌ات نبود

558
00:39:10,000 --> 00:39:11,320
‫واسه همین برات احترام قائلم

559
00:39:11,708 --> 00:39:16,083
‫چون یه مرد واقعی هستی که از بچه‌ای مراقبت می‌کنی

560
00:39:16,166 --> 00:39:17,583
‫که از اسپرم یه مرد دیگه بدنیا اومده

561
00:39:17,666 --> 00:39:19,166
‫گوش کن، مادرجنده

562
00:39:20,083 --> 00:39:23,875
‫،خفه شو، و سر به سر من نذار
‫وگرنه میزنم دندوناتو خرد می‌کنم

563
00:39:24,833 --> 00:39:26,000
‫اون...

564
00:39:26,541 --> 00:39:27,708
‫آ منفی نیست

565
00:39:27,791 --> 00:39:29,291
‫آرتورو آ مثبته

566
00:39:30,166 --> 00:39:31,750
‫آرتورو، چی کار کردی؟

567
00:39:33,000 --> 00:39:35,458
‫چی کار کردی؟
‫اگه چک نمی‌کردم چی میشد؟

568
00:39:35,541 --> 00:39:36,781
‫نایروبی میمیرد

569
00:39:39,416 --> 00:39:40,458
‫متاسفم

570
00:39:40,541 --> 00:39:43,583
‫متاسفم. اشتباه کردم.
‫قسم میخورم عمدی نبود

571
00:39:44,125 --> 00:39:46,625
‫،میدونستم گروه خونیم آ هست
‫،اما نمیدونستم کدوم نوعش

572
00:39:46,708 --> 00:39:48,468
‫منفی یا مثبت. آخه کی این چیزا رو میدونه؟

573
00:39:48,500 --> 00:39:49,980
‫به کارت نمیاد

574
00:39:50,041 --> 00:39:52,250
‫باشه. پس الان گیج شدی.
‫قضیه اینه؟

575
00:39:56,791 --> 00:39:58,511
‫ـ چه مرگته، دنور؟
‫ـ منظورت چیه؟

576
00:39:58,583 --> 00:40:01,541
‫چی کار می‌کنی؟
‫شاید واقعاً گیج شده بوده. لعنتی

577
00:40:03,333 --> 00:40:05,666
‫ـ محض رضای خدا، کمکش کن
‫ـ بلند شو. چیزیت نیست

578
00:40:05,750 --> 00:40:06,875
‫پاشو!

579
00:40:07,333 --> 00:40:10,208
‫نمیشه بیخودی بقیه رو زیر مشت و لگد بگیری. ای خدا

580
00:40:10,666 --> 00:40:12,586
‫همینکه اینجا گیرمون انداختن کافی نیست

581
00:40:12,625 --> 00:40:15,166
‫دیگه تموم شد.
‫چیزیش نیست. تموم شد. شرمنده

582
00:40:15,625 --> 00:40:16,750
‫مشکلی نیست

583
00:40:17,583 --> 00:40:18,583
‫مشکلی نیست

584
00:40:19,583 --> 00:40:20,583
‫میدونی...

585
00:40:24,083 --> 00:40:26,166
‫میدونم چرا اینقدر از دستم کفری هستی، رفیق

586
00:40:26,250 --> 00:40:28,458
‫ـ چرا؟ واسه چی؟
‫ـ عیب نداره. می‌فهمم

587
00:40:28,875 --> 00:40:31,166
‫مونیکا بهت گفت تو دستشویی چی شد، نه؟

588
00:40:31,250 --> 00:40:32,333
‫کدوم دستشویی؟

589
00:40:33,541 --> 00:40:35,916
‫دستشویی کدومه دیگه؟ چی داره میگه؟

590
00:40:36,000 --> 00:40:37,708
‫واقعاً عذر میخوام

591
00:40:37,791 --> 00:40:41,250
‫شرمنده. وای خدا، نمیدونم یهو چم شد

592
00:40:41,333 --> 00:40:44,750
‫خیلی وقت بود ندیده بودمش.
‫اون خیلی بهم نزدیک بود

593
00:40:44,833 --> 00:40:46,875
‫نمیدونم. به گمونم برداشت اشتباه کردم

594
00:40:47,458 --> 00:40:52,500
‫بهم گفت بعد از این قضایا
‫یه جا همدیگه رو می‌بینیم تا بتونم پسرم رو ببینم

595
00:40:52,916 --> 00:40:55,333
‫همه چی دست به دست هم داد، و من سوءاستفاده کردم

596
00:40:55,416 --> 00:40:56,625
‫سوءاستفاده کردی؟

597
00:40:57,208 --> 00:40:58,291
‫از چی؟

598
00:40:58,708 --> 00:41:00,041
‫دنور، هیچ اتفاقی نیفتاد

599
00:41:00,125 --> 00:41:02,458
‫فقط فراموشش کن. فراموش کن

600
00:41:03,541 --> 00:41:06,875
‫میخواستی این کثافت رو ببینی تا پسرمون رو نشونش بدی؟

601
00:41:06,958 --> 00:41:10,166
‫گولم زد. گفت پدرشه. احساسی شده بود

602
00:41:10,250 --> 00:41:13,291
‫آره، اما چی کار کرد؟
‫اینو متوجه نمیشم

603
00:41:13,375 --> 00:41:15,750
‫اون کاری نکرد. به مونیکا کار نداشته باش

604
00:41:15,833 --> 00:41:17,333
‫من مقصرم

605
00:41:17,750 --> 00:41:20,125
‫همدیگه رو بغل کردیم، من تحریک شدم

606
00:41:20,208 --> 00:41:21,666
‫ـ اوضاع ناجور شد
‫ـ خفه شو

607
00:41:22,666 --> 00:41:23,666
‫راست میگه؟

608
00:41:26,000 --> 00:41:27,291
‫این تخمه سگ کودن

609
00:41:27,833 --> 00:41:30,333
‫وقتی شق بود خودشو به تو مالید؟

610
00:41:30,416 --> 00:41:33,625
‫همون لحظه هلش دادم عقب، دنور

611
00:41:34,541 --> 00:41:35,541
‫ببین چی میگم

612
00:41:35,583 --> 00:41:37,666
‫از خودم دفاع کردم، دنور

613
00:41:38,250 --> 00:41:39,416
‫پس راست میگه

614
00:41:45,333 --> 00:41:47,750
‫نکن! لطفاً نکن

615
00:41:47,833 --> 00:41:49,833
‫بس کن. داری می‌کُشیش

616
00:41:50,208 --> 00:41:52,416
‫نکن! کُشتیش

617
00:41:52,500 --> 00:41:53,791
‫نکن! نکن!

618
00:42:14,291 --> 00:42:15,833
‫این دیگه چه کوفتیه؟

619
00:42:18,833 --> 00:42:21,208
‫تو چه مرگت شده؟

620
00:42:21,833 --> 00:42:23,291
‫این همه خشم

621
00:42:25,833 --> 00:42:27,583
‫این همه خشونت

622
00:42:28,125 --> 00:42:29,625
‫یه گروگان رو با تیر زدی

623
00:42:31,708 --> 00:42:33,291
‫و الان اونو کتک زدی

624
00:42:34,916 --> 00:42:36,000
‫مثل روانیا

625
00:42:36,083 --> 00:42:38,291
‫نمی‌تونم ادامه بدم

626
00:42:39,458 --> 00:42:41,208
‫نمیدونم چه ضربه‌ی روحی خوردی

627
00:42:41,708 --> 00:42:44,500
‫نمیدونم چه ضربه‌ی روحی خوردی
‫و علتش چیه اما...

628
00:42:44,916 --> 00:42:46,250
‫دیگه نمی‌تونم، دنور

629
00:42:49,125 --> 00:42:51,083
‫نمی‌تونم، نمیخوام

630
00:42:51,958 --> 00:42:53,125
‫نمیخوام

631
00:42:54,000 --> 00:42:55,500
‫نمیخوام پسرم...

632
00:42:56,166 --> 00:42:59,750
‫این خشونت غیرمنطقی درونت رو حس کنه

633
00:43:01,208 --> 00:43:02,250
‫اینو نمیخوام

634
00:43:20,333 --> 00:43:21,666
‫درسته. برید

635
00:43:29,666 --> 00:43:31,333
‫ـ صبح بخیر
‫ـ صبح بخیر

636
00:43:31,791 --> 00:43:33,916
‫ـ خودشه؟
‫ـ ماشین چند بار غلت خورده

637
00:43:34,000 --> 00:43:37,416
‫اثر خون دیده میشه، اما راننده رو پیدا نکردیم.
‫باید خودش باشه

638
00:43:37,500 --> 00:43:39,625
‫یه یه دلال مواد، یه مجرم تصادفی، نه؟

639
00:43:39,708 --> 00:43:42,166
‫،ماشین رو دو ساعت و نیم پیش تو سالواتریا سرقت کردن

640
00:43:42,583 --> 00:43:45,333
‫نزدیک‌ترین روستا به جایی که موریو رو پیدا کردیم

641
00:43:45,750 --> 00:43:47,041
‫و از درخت بالا میره

642
00:43:48,333 --> 00:43:49,333
‫صحیح

643
00:43:50,916 --> 00:43:51,916
‫ببخشید

644
00:43:58,125 --> 00:43:59,875
‫ـ بله، سرهنگ
‫ـ خودش بوده؟

645
00:44:00,583 --> 00:44:03,791
‫فکر می‌کنم. نمی‌تونه زیاد دور شده باشه.
‫انگار خون زیادی از دست داده

646
00:44:04,416 --> 00:44:07,166
‫اینو میسپریم به سوارز.
‫باید با موریو بیای اینجا

647
00:44:07,250 --> 00:44:10,125
‫بیارش مادرید. این مهمه. فهمیدی؟

648
00:44:10,208 --> 00:44:12,500
‫ـ بله. دریافت شد
‫ـ و خاطر جمع شو سوارز

649
00:44:12,583 --> 00:44:14,666
‫به همه‌ی بیمارستان‌ها، دامپزشکی‌ها

650
00:44:14,750 --> 00:44:17,500
‫و هر صومعه‌ی خراب‌شده گشتی بفرسته

651
00:44:18,750 --> 00:44:20,458
‫میخوام همه در حال آماده‌باش کامل باشن

652
00:44:20,541 --> 00:44:23,250
‫فقط اگه مرده باشه می‌تونه از چنگمون فرار کنه

653
00:44:30,541 --> 00:44:31,541
‫پاموک

654
00:44:36,125 --> 00:44:37,125
‫چی؟

655
00:44:37,500 --> 00:44:39,125
‫اسم سگم پاموک بود

656
00:44:40,125 --> 00:44:42,125
‫در طول جنگ باهام بود

657
00:44:42,625 --> 00:44:43,875
‫درکت می‌کنم

658
00:44:43,958 --> 00:44:46,666
‫مارسی، میخوای استعاره بگی

659
00:44:46,750 --> 00:44:49,208
‫یا سگ مُرده‌ات و زن منو داری مقایسه می‌کنی؟

660
00:44:49,291 --> 00:44:50,833
‫سگم ماده بود

661
00:44:52,708 --> 00:44:57,166
‫،بعد از جنگ
‫همه‌ی دوستام مُردن

662
00:44:58,208 --> 00:44:59,458
‫و من...

663
00:45:00,000 --> 00:45:02,583
‫شب‌ها رو تو بار می‌گذروندم

664
00:45:02,666 --> 00:45:05,125
‫هر روز خدا

665
00:45:05,750 --> 00:45:08,916
‫پاموک همیشه بیرون منتظرم بود. همیشه

666
00:45:11,125 --> 00:45:14,458
‫،پس شمام عاشق هم بودید
‫و اونم جلو روت اعدام کردن؟

667
00:45:17,000 --> 00:45:18,000
‫آره

668
00:45:23,750 --> 00:45:25,208
‫چه بلایی سر پاموک اومد؟

669
00:45:29,333 --> 00:45:30,791
‫پسرای روستا...

670
00:45:31,750 --> 00:45:33,458
‫دوست داشتن جنگ بازی کنن

671
00:45:34,666 --> 00:45:36,458
‫،بعد از یه مدت

672
00:45:37,208 --> 00:45:41,833
‫بدون دشمن، حوصله‌شون از جنگ‌بازی سر رفت

673
00:45:42,375 --> 00:45:43,375
‫،یه روز

674
00:45:44,041 --> 00:45:45,625
‫چند تا تخته سنگ پیدا کردن

675
00:45:47,291 --> 00:45:49,291
‫بطری‌ها رو میشکوندن...

676
00:45:51,875 --> 00:45:53,375
‫و گفتن پاموک من

677
00:45:53,958 --> 00:45:55,166
‫دشمنه

678
00:45:59,916 --> 00:46:00,916
‫متاسفم

679
00:46:05,250 --> 00:46:06,958
‫سگ خوبی بود

680
00:46:13,750 --> 00:46:17,083
‫مارسی، میشه یه لحظه بزنی کنار؟
‫باید برم دستشویی

681
00:47:45,500 --> 00:47:46,541
‫خوب شاشیدی؟

682
00:47:47,625 --> 00:47:48,625
‫اوهوم

683
00:47:51,125 --> 00:47:53,291
‫گاهی شاشیدن آدمو آروم می‌کنه

684
00:48:03,541 --> 00:48:08,083
‫،هر چند همه‌مون در عذاب بودیم
‫نمی‌تونستیم یه حقیقت رو نادیده بگیریم

685
00:48:08,875 --> 00:48:13,708
‫جونمون به چیزی بستگی داشت
‫که در ۴۸ متری زیر زمین اتفاق می‌افتاد

686
00:48:14,333 --> 00:48:15,958
‫نقشه‌مون یه قانون خیلی ساده داشت

687
00:48:16,833 --> 00:48:18,416
‫،یا طلا رو بیرون میبریم

688
00:48:19,125 --> 00:48:20,583
‫یا همه‌مون میمیریم

689
00:48:21,625 --> 00:48:23,958
‫،مهم نبود چه اتفاقی داره بالا سرمون می‌افته

690
00:48:24,041 --> 00:48:26,000
‫طلا رو باید بیرون میاوردیم

691
00:48:26,083 --> 00:48:30,000
‫،مهم نبود چه اتفاقی داره بالا سرمون می‌افته
‫طلا رو باید بیرون میاوردیم

692
00:48:34,458 --> 00:48:35,791
‫ریه رو جابه‌جا کنید

693
00:48:36,291 --> 00:48:37,916
‫میخوام قسمت زیرش رو ببینم

694
00:48:39,416 --> 00:48:40,416
‫بلندش کن

695
00:48:44,625 --> 00:48:45,625
‫سرهنگ!

696
00:48:48,208 --> 00:48:50,916
‫جریان سیگنال‌های الکترومغناطیسی

697
00:48:51,000 --> 00:48:52,500
‫بین بانک و بیرون افزایش پیدا کرده

698
00:48:52,958 --> 00:48:55,416
‫مارتینز، لطفاً به زبون آدمیزاد بگو

699
00:48:55,500 --> 00:48:57,250
‫با یه نفر بیرون از بانک در ارتباطن

700
00:49:02,583 --> 00:49:05,208
‫تصویر رو زوم کن. خوبه

701
00:49:05,625 --> 00:49:08,500
‫باشه. باید قسمت تحتانی ریه رو خارج کنیم

702
00:49:08,583 --> 00:49:10,791
‫خطر عفونت و مُردگی بافت وجود داره

703
00:49:10,875 --> 00:49:12,166
‫ممکنه به قیمت جونش تموم بشه

704
00:49:12,250 --> 00:49:14,500
‫چطور یه قسمت از ریه‌ش رو ببُریم؟

705
00:49:14,791 --> 00:49:17,250
‫ـ چاقوی الکتریکی دارید؟
‫ـ بله

706
00:49:17,333 --> 00:49:19,208
‫از پهنای باند به نظر میرسه تماس ویدئویی باشه

707
00:49:19,625 --> 00:49:21,041
‫می‌تونیم ببینیم؟

708
00:49:21,125 --> 00:49:22,625
‫سیگنال رمز‌گذاری شده

709
00:49:23,750 --> 00:49:26,000
‫من میگم با استفاده از ماهواره قزاق مخابره میشه

710
00:49:27,750 --> 00:49:30,916
‫،و از اونجا احتمالاً از طریق وب پنهان
‫اما مطمئن نیستم

711
00:49:34,125 --> 00:49:35,333
‫خب ارتباط رو قطع کن

712
00:49:37,916 --> 00:49:40,375
‫شروع کنید. وقت رو هدر ندید

713
00:49:40,458 --> 00:49:43,166
‫با دقت به دستورالعمل‌هام گوش کنید

714
00:49:44,083 --> 00:49:47,083
‫ـ خیلی آروم پیش میریم. فهمیدید؟
‫ـ آره

715
00:49:47,166 --> 00:49:48,166
‫سرهنگ...

716
00:49:49,166 --> 00:49:51,267
‫،اگه ماهواره متعلق به یه شرکت در اسپانیا باشه

717
00:49:51,291 --> 00:49:53,934
‫ـ می‌تونیم درخواست پارازیت موقتی...
‫ـ لازم نیست تو بهم بگم

718
00:49:53,958 --> 00:49:55,083
‫چی کار نمی‌تونیم بکنیم

719
00:49:55,166 --> 00:49:57,416
‫بهت گفتم تماس تلفنی‌شون رو قطع کن

720
00:49:57,500 --> 00:50:00,750
‫اگه رگ پاره بشه، چاقو رو در میارید

721
00:50:00,833 --> 00:50:04,000
‫ـ و با گیره کوچر می‌بندیتش
‫ـ فهمیدم

722
00:50:04,083 --> 00:50:06,625
‫،اونطوری مجبوریم رو همه‌ی سیگنال‌های منطقه پارازیت بندازیم

723
00:50:06,708 --> 00:50:09,833
‫اینترنت و ارتباطات ماهواره‌ای رو قطع کنیم

724
00:50:10,250 --> 00:50:12,291
‫مثل مصر تو سال ۲۰۱۱

725
00:50:12,375 --> 00:50:13,375
‫انجامش بده

726
00:50:14,458 --> 00:50:16,583
‫اولین بریدگی رو انجام بدید

727
00:50:16,666 --> 00:50:18,833
‫ـ لینگولا رو می‌بینی؟
‫ـ لینگولا چیه؟

728
00:50:18,916 --> 00:50:20,750
‫قسمت تحتانی ریه...

729
00:50:21,666 --> 00:50:23,416
‫ـ هی، هی، هی
‫ـ چی شد؟

730
00:50:23,500 --> 00:50:24,750
‫ای داد و بیداد!

731
00:50:28,958 --> 00:50:29,958
‫چی شد؟

732
00:50:33,000 --> 00:50:34,750
‫ـ سیگنال برگشتی وجود نداره
‫ـ چی؟

733
00:50:34,833 --> 00:50:35,916
‫گندش بزنن

734
00:50:38,791 --> 00:50:42,000
‫نمی‌تونیم با دکتر تماس بگیریم.
‫قطع شده

735
00:50:42,083 --> 00:50:43,083
‫حالا چی کار کنیم؟

736
00:50:43,166 --> 00:50:45,958
‫فشار خونش داره میاد پایین.
‫از دست میدیمش!

737
00:50:46,041 --> 00:50:49,041
‫نه، نه، نه. لعنتی!

738
00:50:52,042 --> 00:50:57,042
‫:ترجمه و تنظیم
‫مریم

