‫﻿۱
00:00:27,125 --> 00:00:31,041
‫ اکثر آدم‌ها فکر می‌کنن فقط با گُل و
‫ شکلات میشه عشق رو نشون داد،

2
00:00:31,583 --> 00:00:36,250
‫ ولی با چکش یا دریل هم میشه

3
00:00:49,791 --> 00:00:53,250
‫ حتی دزدیدن یه افسر پلیس هم
‫ می‌تونه حکم ابراز عشق رو داشته باشه

4
00:00:53,833 --> 00:00:56,208
‫ اینکه از غرق شدن توی
‫ استخر نجاتش بدی چطور؟

5
00:00:56,625 --> 00:00:57,958
‫ حرکت قشنگیه

6
00:01:12,333 --> 00:01:14,166
‫اونجا چه خبره؟

7
00:01:17,041 --> 00:01:19,291
‫- ادای مست‌ها رو در بیار
‫- از این خبرا نیست

8
00:01:19,375 --> 00:01:21,625
‫خودتو به مستی بزن،
‫وگرنه گردنتو می‌شکنم

9
00:01:21,708 --> 00:01:23,625
‫داری چیکار می‌کنی؟ یعنی چه؟

10
00:01:23,708 --> 00:01:24,958
‫زنگ می‌زنم پلیس!

11
00:01:28,083 --> 00:01:31,125
‫پلیس‌ها... همینجان!

12
00:01:31,208 --> 00:01:34,083
‫- اون بنیتوئه؟
‫- می‌خوای زنگ بزنی پلیس؟

13
00:01:34,333 --> 00:01:36,833
‫- درینگ، درینگ، درینگ!
‫- داری چیکار می‌کنی؟

14
00:01:36,916 --> 00:01:39,166
‫- تو مثلاً پلیسی!
‫- ادامه بده. یالا

15
00:01:42,541 --> 00:01:44,708
‫خجالت بکِش!

16
00:01:49,708 --> 00:01:51,228
‫خونه پر از این چیزهاست

17
00:01:53,000 --> 00:01:54,250
‫همینطور ماشین خودت

18
00:01:55,208 --> 00:01:56,750
‫ماشین زنت هم همینطور

19
00:01:57,500 --> 00:02:00,166
‫شبیه سی‌-۴ـه، ولی تقلبی و پلاستیکیه.

20
00:02:01,000 --> 00:02:04,916
‫اینم عذرتـه. اگه گرفتنت،
‫مجرم شناخته نمیشی، فقط

21
00:02:05,000 --> 00:02:07,041
‫یه پدری که حسابی ترسیده،
‫و اینو درک می‌کنن

22
00:02:07,750 --> 00:02:11,500
‫آزاد که شدم، گزارش‌تون رو میدم،
‫و با ۳ هزار تا پلیس برمی‌گردم!

23
00:02:11,583 --> 00:02:13,333
‫خب، میشه از سی-۴ واقعی هم استفاده کرد

24
00:02:14,125 --> 00:02:17,458
‫- هر جا که فکر کنی می‌تونیم بذاریمش
‫- بوووم!

25
00:02:24,333 --> 00:02:27,916
‫اشتباه برداشت نکن.
‫نمی‌خوایم واسه پول این کارو بکنی

26
00:02:28,000 --> 00:02:32,166
‫ولی، خب، دردسری که ممکنه
‫برات درست کنه رو درک می‌کنیم

27
00:02:32,250 --> 00:02:33,416
‫یک میلیون یورو

28
00:02:34,041 --> 00:02:37,750
‫با وجودِ پول و عذر،
‫آزادانه طرفت رو انتخاب کن

29
00:02:38,166 --> 00:02:40,541
‫می‌خوای طرف اون زنه باشی
‫که غیرقانونی آدم‌ها رو دستگیر و

30
00:02:41,083 --> 00:02:42,208
‫شکنجه می‌کنه،

31
00:02:42,291 --> 00:02:45,708
‫و از قدرتی که قانون اساسی
‫بهش داده سوء استفاده می‌کنه؟

32
00:02:52,333 --> 00:02:53,333
‫یا طرف ما؟

33
00:02:57,083 --> 00:02:58,958
‫خوبه. ازت می‌خوام به
‫چند تا سؤال جواب بدی

34
00:02:59,041 --> 00:03:01,125
‫اگه دلم بخواد جواب میدم

35
00:03:02,291 --> 00:03:05,125
‫بازرس موریو... زنده‌ست؟

36
00:03:07,250 --> 00:03:08,250
‫خب، ممکنه

37
00:03:11,333 --> 00:03:12,416
‫توی چادره؟

38
00:03:13,833 --> 00:03:14,833
‫شاید

39
00:03:15,875 --> 00:03:20,041
‫بهش اطلاع بده پروفسور
‫خبر داره که... زنده‌ست

40
00:03:20,125 --> 00:03:21,541
‫حرفمو باور نمی‌کنه

41
00:03:22,458 --> 00:03:25,291
‫اگه بهش بگم دیدمت،
‫فکر می‌کنه دستگیر شدی

42
00:03:27,458 --> 00:03:29,125
‫اگه این ساعتو دستت بکنی...

43
00:03:30,500 --> 00:03:31,500
‫حرفت رو باور می‌کنه

44
00:03:32,291 --> 00:03:35,541
‫ حرف از عشق که بشه،
‫ همیشه پای تیک تیک یه ساعت وسطه

45
00:03:37,375 --> 00:03:38,958
‫ همیشه یه شمارش معکوس وجود داره

46
00:03:40,958 --> 00:03:44,000
‫ - عشق به‌تنهایی کافی نیست
‫- چیز دیگه‌ای هم هست؟

47
00:03:44,083 --> 00:03:45,791
‫ همه چیز به زمان‌بندی درست ختم میشه

48
00:04:08,416 --> 00:04:09,416
‫چیه؟

49
00:04:11,250 --> 00:04:12,875
‫یه چیزی برای وقتی که بیدار بشه

50
00:04:13,833 --> 00:04:15,666
‫خیلی لطف داری

51
00:04:18,333 --> 00:04:20,500
‫گفت هیچ رقمه نمی‌خواد
‫با من سر و کار داشته باشه

52
00:04:28,375 --> 00:04:30,041
‫ یه توصیه‌ای براتون دارم...

53
00:04:33,833 --> 00:04:35,791
‫ وسط دزدی عاشق نشید

54
00:04:42,208 --> 00:04:43,458
‫ فقط بدبیاری میاره

55
00:05:35,000 --> 00:05:43,000
‫« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن »
‫« <font color="#۰۰۰۰ff">Ali۹۹</font> & <font color="#ff۰۰۰۰">Cardinal</font> »

56
00:05:43,024 --> 00:05:48,024
‫▷ Instagram: @Aliakbar.۱۹۹۹
‫▶ Telegram: @IST_Subs

57
00:05:48,458 --> 00:05:50,041
‫پائولیتا! پائولیتا!

58
00:05:51,250 --> 00:05:52,625
‫خانم ماریوی!

59
00:05:54,625 --> 00:05:58,833
‫« جزیرۀ میندانائو »
‫« روز اول سرقت »

60
00:05:59,166 --> 00:06:00,333
‫تلفن!

61
00:06:01,791 --> 00:06:03,791
‫« جنوب اسپانیا »
‫« روز اول سرقت »

62
00:06:03,875 --> 00:06:04,708
‫ مامانی؟

63
00:06:04,791 --> 00:06:07,041
‫پائولا، عزیز دلم!

64
00:06:07,125 --> 00:06:09,500
‫ چطوری؟ امروز چیکار می‌کنی؟

65
00:06:09,583 --> 00:06:11,250
‫امروزم مثل دیروز، مامانی

66
00:06:11,833 --> 00:06:13,875
‫مطمئنم کلی خوش گذروندی

67
00:06:13,958 --> 00:06:16,833
‫ - زود باش. برام تعریف کن
‫- چیزی به ذهنم نمیاد

68
00:06:17,250 --> 00:06:19,500
‫- دلت برام تنگ شده؟
‫ - آره

69
00:06:20,041 --> 00:06:22,291
‫ چی شده؟ تلویزیون نگاه می‌کنی؟

70
00:06:22,375 --> 00:06:24,458
‫نه، با مامان‌بزرگ بازی می‌کنم

71
00:06:24,875 --> 00:06:25,875
‫گوشی رو بده مامان‌بزرگ

72
00:06:26,458 --> 00:06:28,041
‫ باشه. مامان‌بزرگ!

73
00:06:28,500 --> 00:06:29,500
‫عزیزم؟

74
00:06:30,333 --> 00:06:33,291
‫بچه‌م چیزیش نشده؟
‫عجیب به‌نظر میاد

75
00:06:33,375 --> 00:06:34,750
‫نمی‌دونم

76
00:06:35,583 --> 00:06:36,750
‫به‌نظرم که روبراهه

77
00:06:37,500 --> 00:06:40,625
‫ خب، واسه شام که اومدی خونه،
‫ می‌تونی باهاش حرف بزنی، نه؟

78
00:06:42,541 --> 00:06:45,208
‫- البته، مامان
‫- نون یادت نره

79
00:07:30,125 --> 00:07:31,791
‫ساعت ۶ صبحه

80
00:07:32,750 --> 00:07:35,250
‫آمبولانس توی آزمایشگاهه،
‫قراره بگردنش

81
00:07:35,333 --> 00:07:37,333
‫حدوداً یک ساعت دیگه،
‫‌آلبرتو می‌رسه اونجا

82
00:07:37,416 --> 00:07:38,625
‫و مثل یه سگ شکاری...

83
00:07:40,958 --> 00:07:44,500
‫بو می‌کِشه و طعمه‌ش، یعنی
‫دختر عزیزت رو پیدا می‌کنه

84
00:07:44,916 --> 00:07:48,875
‫خیال می‌کنی آدرسش رو
‫با آهن‌ربا زدم به یخچال؟

85
00:07:48,958 --> 00:07:50,916
‫به‌نظرم تو مادر گناهکاری هستی

86
00:07:51,000 --> 00:07:52,917
‫بیخیال. تو آدمی نیستی که
‫همینجوری بذاری بری و

87
00:07:53,250 --> 00:07:55,750
‫یه هفتۀ آزگار به دزدیت برسی
‫و حتی یه زنگ هم نزنی

88
00:07:56,208 --> 00:07:57,041
‫مگه نه؟

89
00:07:57,125 --> 00:08:00,791
‫دخترت که توی یه خونۀ داغون هست چی؟
‫آخه مادرت هم که آلزا... اوه!

90
00:08:01,791 --> 00:08:04,500
‫تو حتی نمی‌تونی واسه یه
‫آبنبات خوردن تنهاش بذاری

91
00:08:05,458 --> 00:08:06,458
‫چطور این کارو کردی؟

92
00:08:07,041 --> 00:08:09,434
‫توی آمبولانس با پروفسور...
‫چطور بهشون زنگ زدی؟

93
00:08:09,458 --> 00:08:12,333
‫فکر همه جاشو کردیم.
‫می‌دونم، تعجب‌ آوره

94
00:08:13,083 --> 00:08:15,791
‫پس می‌تونی آلبرتو رو بفرستی بره
‫مثل سگ دنبال استخوان بگرده،

95
00:08:15,875 --> 00:08:17,916
‫- منتها می‌دونی که چیزی پیدا نمی‌کنی
‫- اوهوم

96
00:08:35,333 --> 00:08:36,750
‫سَرِت چی شده؟

97
00:08:37,416 --> 00:08:40,291
‫می‌دونی، سرهنگ، فکر و ذهنم
‫درگیر سرقت شده

98
00:08:41,166 --> 00:08:43,958
‫خیلی زود بیدار میشم.
‫نمی‌تونم تو تخت بمونم

99
00:08:45,125 --> 00:08:47,792
‫بند کفش‌هام رو که داشتم می‌بستم،
‫ذهنم بدجوری مشغول پروفسور بود،

100
00:08:47,833 --> 00:08:50,309
‫وقتی می‌خواستم بلند بشم،
‫اونقدر محکم سرم رو کوبیدم تو دیوار،

101
00:08:50,333 --> 00:08:52,916
‫که نزدیک بود پنجره
‫از سر جاش کَنده شه

102
00:08:55,500 --> 00:08:57,333
‫تو مثل خودمی، آنتونیانزاس

103
00:08:57,750 --> 00:09:00,083
‫من حتی باوجود آتش‌بس هم نمی‌تونم بخوابم

104
00:09:00,166 --> 00:09:02,286
‫ساعت ۳ صبح، عین جغد بیدار بودم،

105
00:09:02,333 --> 00:09:04,976
‫و تو این فکر بودم که پروفسور امروز
‫چجوری قراره برینه تو احوالمون

106
00:09:05,000 --> 00:09:07,416
‫یه لحظه میرم اونجا ببینم
‫سیِرا کمک می‌خواد یا...

107
00:09:07,500 --> 00:09:09,375
‫موریو در قرنطینۀ کامله

108
00:09:10,041 --> 00:09:14,250
‫پس میرم قهوه میدم به بازرس

109
00:09:17,583 --> 00:09:20,125
‫فقط موریو می‌تونه با سیرا حرف بزنه

110
00:09:20,208 --> 00:09:23,625
‫نذاشت دیشب پلک رو هم بذاره.
‫می‌خواد... مُقُرِش بیاره

111
00:09:25,458 --> 00:09:27,166
‫بیا دو نفری قهوه بزنیم

112
00:09:29,041 --> 00:09:32,250
‫بزرگ‌ترین دشمن این جنایت پلیس نیست

113
00:09:33,416 --> 00:09:34,416
‫بلکه عجله‌ست

114
00:09:35,875 --> 00:09:38,416
‫خونۀ سیار کاملاً تمیز بود

115
00:09:38,500 --> 00:09:39,708
‫قبل از رفتن عین آینه...

116
00:09:40,583 --> 00:09:41,583
‫تمیزش کرده بودین

117
00:09:42,166 --> 00:09:43,666
‫ولی آمبولانسه...

118
00:09:44,875 --> 00:09:47,209
‫جوری از اونجا زده بودین بیرون
‫که انگار آتیش گرفته بودین

119
00:09:47,291 --> 00:09:49,625
‫همیشه یه چیزی جا میذارید. همیشه

120
00:09:49,708 --> 00:09:51,416
‫یه تار مو روی بالشت

121
00:09:51,833 --> 00:09:52,833
‫یه لنگه جوراب...

122
00:09:52,875 --> 00:09:56,125
‫بعدش تیم تحقیقات صحنۀ جرم با
‫لومینول و چراغ‌قوۀ فرابنفش میاد و...

123
00:09:56,208 --> 00:09:57,208
‫بوووم!

124
00:09:58,125 --> 00:09:59,166
‫مدرک ازتون پیدا می‌‌کنیم

125
00:10:01,750 --> 00:10:03,291
‫پیشنهادم رو تکرار می‌کنم

126
00:10:03,750 --> 00:10:05,458
‫من میرم اونجا و

127
00:10:05,541 --> 00:10:08,541
‫و اون تار مویی که باهاش به مادر
‫و دخترت رسیدیم، محو میشه

128
00:10:08,625 --> 00:10:10,000
‫یا منتظرت شوهر سابقت می‌مونیم...

129
00:10:10,875 --> 00:10:12,000
‫و به گا میرید

130
00:10:17,000 --> 00:10:18,375
‫تو هیچی نداری

131
00:10:20,375 --> 00:10:23,708
‫داری با شاید و اما و اگر منو تهدید می‌کنی

132
00:10:29,083 --> 00:10:30,500
‫می‌دونی چی میشه؟

133
00:10:30,583 --> 00:10:33,166
‫بارداریت اونقدر استروژنت رو بُرده بالا

134
00:10:33,250 --> 00:10:36,416
‫که خوش‌بین‌ترین زن اسپانیا شدی

135
00:10:37,416 --> 00:10:40,041
‫اون همه هورمون رو حیف و میل نکن.
‫واسه زایمان لازمشون داری

136
00:10:40,125 --> 00:10:41,791
‫آخه دردش کون‌‌پاره‌کنـه

137
00:10:45,666 --> 00:10:47,666
‫بچه‌ت که به‌دنیا اومد می‌خوای چیکار کنی؟

138
00:10:49,541 --> 00:10:50,750
‫دختره یا پسر؟

139
00:10:52,291 --> 00:10:53,375
‫نمی‌دونی؟

140
00:10:56,333 --> 00:10:57,333
‫بچۀ بی‌نوا

141
00:11:08,875 --> 00:11:10,083
‫آخه چی شد؟

142
00:11:11,041 --> 00:11:12,541
‫اونها پابرهنه بودن، رفیق

143
00:11:12,625 --> 00:11:14,166
‫پابرهنه؟ کی؟

144
00:11:14,250 --> 00:11:15,541
‫ریو و استکهلم

145
00:11:16,250 --> 00:11:17,958
‫- دیگه؟
‫- منظورت چیه دیگه؟

146
00:11:18,416 --> 00:11:20,541
‫کی پابرهنه میره دزدی؟

147
00:11:21,250 --> 00:11:22,625
‫تو کَتِ آدم نمیره که بیان

148
00:11:22,708 --> 00:11:25,250
‫وسط دزدی بشینن رو مبل و
‫کفش‌های کیری‌شون رو در بیارن

149
00:11:26,333 --> 00:11:27,458
‫چی؟ مخت تاب برداشته؟

150
00:11:37,541 --> 00:11:39,341
‫اگه می‌خواستن سکس کنن، می‌کردن

151
00:11:40,458 --> 00:11:41,833
‫کفش‌هاشون رو در نمی‌آوردن

152
00:11:42,375 --> 00:11:43,375
‫خب...

153
00:11:44,416 --> 00:11:46,333
‫دیشب اینجا چی درست می‌کردی؟

154
00:11:51,791 --> 00:11:52,875
‫اینو

155
00:11:57,541 --> 00:11:59,541
‫- اینو درست می‌کردی؟
‫- آره

156
00:12:06,083 --> 00:12:07,708
‫می‌زنی خوار و مادر طرفو یکی می‌کنی،

157
00:12:08,291 --> 00:12:10,500
‫ذهنیتش رو نسبت به خودت نابود می‌کنی،

158
00:12:11,541 --> 00:12:14,625
‫بعد می‌خوای با یه قلب طلایی
‫همه چیزو درست کنی؟

159
00:12:15,125 --> 00:12:16,333
‫باید چیکار می‌کردم؟

160
00:12:18,875 --> 00:12:19,916
‫تغییر

161
00:12:21,958 --> 00:12:23,791
‫از دید اون،

162
00:12:24,750 --> 00:12:26,125
‫الان تو آدم بده‌ای

163
00:12:26,583 --> 00:12:27,791
‫یه آدم خشن

164
00:12:28,500 --> 00:12:29,958
‫چی شد که عاشقش شدی؟

165
00:12:31,708 --> 00:12:32,833
‫تیر زدم تو پاش

166
00:12:32,916 --> 00:12:35,083
‫نه، تیر زدم تو پاش

167
00:12:35,166 --> 00:12:37,833
‫تا بتونم جونش رو نجات بدم.
‫برای نجات جون خودش بود

168
00:12:39,291 --> 00:12:40,291
‫نمی‌دونم

169
00:12:45,041 --> 00:12:46,416
‫یه خرده جلوش رقصیدم

170
00:12:47,416 --> 00:12:48,916
‫- واسش رقصیدی؟
‫- آره

171
00:12:49,500 --> 00:12:50,708
‫واسش رقصیدم

172
00:12:50,791 --> 00:12:52,958
‫نمی‌دونم. براش داستان تعریف کردم

173
00:12:53,541 --> 00:12:54,875
‫کلی خندیدیم

174
00:12:57,083 --> 00:12:58,541
‫اونوقت...

175
00:13:00,166 --> 00:13:02,333
‫آخرین بار کِی واسش داستان گفتی؟

176
00:13:02,708 --> 00:13:04,833
‫آخرین باری که خندوندیش کِی بوده؟

177
00:13:04,916 --> 00:13:07,625
‫بار آخر کِی براش رقصیدی؟

178
00:13:21,625 --> 00:13:24,250
‫آهای، ریو. بی‌زحمت میشه
‫یه خرده قهوه برام بیاری؟

179
00:13:25,833 --> 00:13:29,708
‫این نقشه فکر من بود. اگه امروز
‫صحیح و سالم اینجایی، به‌خاطر منه

180
00:13:29,791 --> 00:13:31,041
‫یه کم قدردان باش

181
00:13:32,250 --> 00:13:34,351
‫تو که دست و پات بسته‌ست،
‫چرا یه خرده استراحت نمی‌کنی؟

182
00:13:34,375 --> 00:13:36,875
‫حداقل یه خرده آب بیار.
‫فقط همینو می‌خوام، خواهش می‌کنم

183
00:13:38,041 --> 00:13:39,666
‫فقط یه خرده آب؟

184
00:13:49,916 --> 00:13:51,041
‫شرمنده، رفیق، منتها...

185
00:13:52,083 --> 00:13:53,083
‫مرسی

186
00:13:54,458 --> 00:13:55,708
‫خسته می‌زنی

187
00:13:56,083 --> 00:13:57,083
‫نمی‌تونی بخوابی؟

188
00:14:01,416 --> 00:14:04,250
‫هر شب ۳، ۴ بار داری
‫از خواب پا میشی، آره؟

189
00:14:11,416 --> 00:14:12,416
‫هِی، ریو...

190
00:14:13,541 --> 00:14:17,041
‫اگه خواستی با کسی حرف بزنی،
‫چیزی لازم داشتی، من هستم. خب؟

191
00:14:20,375 --> 00:14:21,375
‫ممنون

192
00:14:31,000 --> 00:14:32,583
‫نقطه ضعف همینه

193
00:14:32,666 --> 00:14:35,875
‫تپش قلب داره، زیادی عرق کرده،
‫بی‌خوابی زده به سرش

194
00:14:37,125 --> 00:14:39,250
‫وقتی نگهبانی میده باید فرار کنیم

195
00:14:39,666 --> 00:14:41,541
‫نمی‌تونه ماشه بکِشه

196
00:14:43,916 --> 00:14:47,083
‫رو چه حسابی فکر می‌کنی
‫همینکه آزاد بشم دخلت رو نمیارم؟

197
00:14:47,166 --> 00:14:48,166
‫خب...

198
00:14:48,958 --> 00:14:50,500
‫من محکم زدم تو سرت

199
00:14:50,583 --> 00:14:52,250
‫تو چشم‌هامو به گا دادی

200
00:14:52,750 --> 00:14:53,750
‫بی‌حسابیم

201
00:14:54,208 --> 00:14:55,666
‫یه قرار بین دو تا آدم متشخص

202
00:14:55,750 --> 00:14:58,625
‫می‌خوای بهت اعتماد کنم، کثافت آشغال؟

203
00:14:59,125 --> 00:15:01,958
‫دارم میگم اون بیرون
‫آتش‌بس اعلام کردن

204
00:15:02,666 --> 00:15:04,375
‫وَن‌های رزهدار نمی‌ریزن این تو

205
00:15:05,708 --> 00:15:09,583
‫ما عملاً توی جنگ سردیم،
‫من و تو تنهای تنهاییم

206
00:15:09,666 --> 00:15:10,666
‫و؟

207
00:15:11,375 --> 00:15:15,166
‫منم می‌خوام تو رو تبدیل به هرج و مرجی
‫کنم که این سرقت لازم داره

208
00:15:16,833 --> 00:15:19,166
‫مثل بیگانه: هشتمین مسافر

209
00:15:22,375 --> 00:15:25,500
‫تبدیلت کنم به
‫جان مکلین تو فیلم جان سخت

210
00:15:36,791 --> 00:15:38,708
‫« مخزن آب؛ وارد نشوید »

211
00:15:58,875 --> 00:15:59,958
‫بریم

212
00:16:31,416 --> 00:16:33,541
‫ پروفسور وقتی به مخزن آب رسید،

213
00:16:33,625 --> 00:16:34,833
‫ داشت به راکل فکر می‌کرد

214
00:16:36,333 --> 00:16:39,166
‫ آلبرتو هم وقتی وارد
‫ آمبولانس شد همینطور

215
00:16:43,291 --> 00:16:46,333
‫ آدم مات می‌مونه که چطور
‫ دو نفر می‌تونن همزمان

216
00:16:46,833 --> 00:16:47,958
‫ راجع به یه نفر...

217
00:16:49,000 --> 00:16:50,541
‫ کاملاً متفاوت فکر کنن

218
00:16:52,208 --> 00:16:54,166
‫ میگن عشق می‌تونه
‫ دنیا رو تکون بده...

219
00:16:54,916 --> 00:16:57,333
‫ ولی حقیقت اینه که،
‫ تنفر هم همینقدر قویه

220
00:17:01,416 --> 00:17:03,250
‫ راست می‌گفتی

221
00:17:03,333 --> 00:17:04,333
‫ لسیبون زنده‌ست

222
00:17:07,125 --> 00:17:07,958
‫کجاست؟

223
00:17:08,041 --> 00:17:10,841
‫الان توی چادره. فکر کنم
‫دارن ازش بازجویی می‌کنن

224
00:17:10,916 --> 00:17:12,333
‫ تا کِی می‌تونن اونجا نگهش دارن؟

225
00:17:12,750 --> 00:17:16,750
‫نمی‌دونم، ولی مطمئناً قانون حداکثر
‫۷۲ ساعت بازداشت رو رعایت نمی‌کنن

226
00:17:17,750 --> 00:17:19,875
‫ بالأخره منتقلش می‌کنن

227
00:17:19,958 --> 00:17:22,666
‫- می‌تونین نجاتش بدین؟
‫ - زمان انتقال نه

228
00:17:22,750 --> 00:17:23,666
‫حرکت هوشمندانه‌ای نیست

229
00:17:23,750 --> 00:17:26,476
‫تو رو موقع انتقال نجات دادیم. پیش‌بینیش
‫می‌کنن، و حکم خودکشی پیدا می‌کنه

230
00:17:26,500 --> 00:17:27,666
‫ پس می‌خواین چیکار کنین؟

231
00:17:28,708 --> 00:17:31,548
‫اونها لیسبون رو گرفتن،
‫کل نقشه تو سر اونه،

232
00:17:32,041 --> 00:17:34,708
‫ از جمله جایی که ازش
‫ بهم زنگ زدی، پروفسور

233
00:17:42,500 --> 00:17:43,500
‫پروفسور؟

234
00:17:45,875 --> 00:17:46,875
‫نمی‌دونم

235
00:17:49,208 --> 00:17:50,708
‫ خیلی خستمه. نمی‌تونم...

236
00:17:51,125 --> 00:17:52,541
‫ذهنم کار نمی‌کنه

237
00:17:55,208 --> 00:17:57,583
‫ ولی یه راهی پیدا می‌کنم.
‫ نگرانش نباش

238
00:17:59,583 --> 00:18:02,666
‫راویولى‌ درست می‌کنم.
‫باید جون بگیریم

239
00:18:07,833 --> 00:18:08,958
‫هنوز پالرمو رو بستن؟

240
00:18:09,041 --> 00:18:10,750
‫- آره
‫ - برو پیشش

241
00:18:10,833 --> 00:18:12,083
‫و بهش بگو...

242
00:18:12,166 --> 00:18:14,250
‫نه، نه، نه. من بهش هیچی نمیگم

243
00:18:15,083 --> 00:18:16,708
‫ مثل سگ هار صورتم رو با دندون می‌کَنه

244
00:18:17,041 --> 00:18:19,875
‫ خب، چارۀ دیگه‌ای نداری.
‫ دقیقاً اینو بهش بگو:

245
00:18:20,375 --> 00:18:22,166
‫«یه پیام از طرف پروفسور داری.

246
00:18:22,666 --> 00:18:24,875
‫لیسبون زنده‌ست.

247
00:18:25,375 --> 00:18:27,250
‫توی چادر پلیس‌ها بازداشته،

248
00:18:27,333 --> 00:18:30,000
‫می‌خوام یه راهی برای
‫نجاتش پیدا کنی.»

249
00:18:31,416 --> 00:18:33,583
‫- این کارو نمی‌کنه
‫ - توکیو، بهم گوش کن

250
00:18:33,666 --> 00:18:36,875
‫من فقط می‌خوام پالرمو باز از

251
00:18:36,958 --> 00:18:40,375
‫ این نقشه خوشش بیاد.
‫ می‌خوام طرف ما باشه

252
00:18:40,458 --> 00:18:42,916
‫برو اینو بهش بگو،
‫تا یه من یه راه دیگه پیدا کنم

253
00:18:44,250 --> 00:18:45,250
‫فهمیدی؟

254
00:18:50,375 --> 00:18:51,375
‫بله

255
00:19:10,500 --> 00:19:14,000
‫من می‌خوام برم دستشویی.
‫می‌خوای همراهم بیای، سرخیو؟

256
00:19:16,791 --> 00:19:19,333
‫تا حالا افتخار اینو داشتی که

257
00:19:19,416 --> 00:19:21,958
‫یه مردِ ماهر برات یه ساک مجلسی بزنه؟

258
00:19:22,041 --> 00:19:23,500
‫هممم؟

259
00:19:32,541 --> 00:19:34,166
‫اصلاً قابل‌پیش‌بینی نیست

260
00:19:34,250 --> 00:19:37,500
‫سرخیو، طرف داشت بدون هیچ ترسی
‫پیشنهاد ساک مجلسی می‌داد

261
00:19:37,583 --> 00:19:39,642
‫- نمی‌دونه...
‫- می‌دونی راجع به چی حرف می‌زنم

262
00:19:39,666 --> 00:19:42,041
‫نمیشه کنترلش کرد چون زیادی خودمحوره

263
00:19:42,125 --> 00:19:43,267
‫به سلسله‌ مراتب‌ احترام میذاره

264
00:19:43,291 --> 00:19:46,791
‫اگه سرقت منحصر به ۲ ساعت یا ۳ ساعت
‫یا یک شب بود، احترام میذاشت

265
00:19:47,208 --> 00:19:48,916
‫ولی دزدی چند روز طول می‌کِشه،

266
00:19:49,000 --> 00:19:51,750
‫و اون بیش از حد تحت فشار قرار می‌گیره

267
00:19:52,125 --> 00:19:54,375
‫- خودم مارتین رو کنترل می‌کنم...
‫- نمی‌تونی!

268
00:19:54,833 --> 00:19:58,416
‫- چون سال‌هاست دارم این کارو می‌کنم
‫- نمی‌تونی کنترلش کنی. یارو خودپرسته

269
00:19:58,500 --> 00:20:00,333
‫عقدۀ مدیریت داره

270
00:20:01,166 --> 00:20:02,833
‫و این فقط یه معنی رو داره

271
00:20:04,250 --> 00:20:07,916
‫اگه خودش مسئول نباشه، هر کاری
‫می‌کنه تا همه چیزو تحت کنترل در بیاره

272
00:20:09,166 --> 00:20:12,750
‫و براش هم مهم نیست مجبور به
‫اعدام، خیانت یا آشوب‌افکنی میشه

273
00:20:12,833 --> 00:20:17,791
‫مارتین وسواسیه و خودمحوره، به غرایزش
‫اعتماد می‌کنه و یه نابغۀ به تمام معناست

274
00:20:17,875 --> 00:20:18,750
‫مثل خودت

275
00:20:18,833 --> 00:20:20,375
‫اگه ترجیحت آدم‌های معمولیه،

276
00:20:20,458 --> 00:20:22,833
‫کلی آدم معمولی اینجا پیدا می‌کنی.
‫غلام حلقه به گوشت میشن

277
00:20:22,875 --> 00:20:25,715
‫متوجه نیستی که نبوغ
‫شرایط رو پیچیده می‌کنه؟

278
00:20:25,791 --> 00:20:27,958
‫اون خطرناکه چون غیرقابل پیش‌بینیـه

279
00:20:28,041 --> 00:20:29,500
‫گوش کن. تو برادر منی

280
00:20:29,583 --> 00:20:33,500
‫من بدون هیچ شکی تو رو
‫مسئول هر سرقتی می‌کنم

281
00:20:36,291 --> 00:20:37,291
‫ولی اون...

282
00:20:38,166 --> 00:20:41,500
‫در اشتباهی که به من اعتماد می‌کنی و
‫به اون نه. اون قابل‌اطمینان‌تر از منه

283
00:20:44,333 --> 00:20:45,416
‫دو پیک آبجو

284
00:20:52,166 --> 00:20:53,833
‫دیگه بادوم زمینی سفارش نده

285
00:20:54,583 --> 00:20:56,875
‫همین حالاشم از فیل چاق‌تری

286
00:20:58,166 --> 00:20:59,541
‫،اگه به پاپیونم بخندی

287
00:21:00,333 --> 00:21:01,583
‫پس به من می‌خندی

288
00:21:01,666 --> 00:21:03,791
‫،و اگه به من بخندی، بهت اطمینان میدم

289
00:21:03,875 --> 00:21:06,625
‫،برای بقیۀ عمرت، هفدهم مارس یادت می‌مونه

290
00:21:06,708 --> 00:21:08,625
‫ولی هنوز نمی‌دونی برای چی

291
00:21:10,708 --> 00:21:12,708
‫پیش‌بینیش هیجان‌انگیز نیست؟

292
00:21:24,958 --> 00:21:25,958
‫مشکلی هست؟

293
00:21:26,958 --> 00:21:27,958
‫به هیچ وجه

294
00:21:32,916 --> 00:21:35,000
‫همه جا اثر انگشت هست

295
00:21:37,000 --> 00:21:39,000
‫روی دیوارها پر از برنامه و

296
00:21:39,083 --> 00:21:41,375
‫نقشه و نموداره

297
00:21:43,583 --> 00:21:44,625
‫یه اجاق دارن

298
00:21:45,375 --> 00:21:47,791
‫احتمالاً ازش برای از بین بردن مدارک استفاده کردن

299
00:21:50,208 --> 00:21:51,750
‫می‌برمش برای آنالیز

300
00:22:01,916 --> 00:22:03,666
‫،آثار پلاستیک می‌بینم

301
00:22:03,750 --> 00:22:05,791
‫احتمالاً از یه وسیلۀ الکترونیکی

302
00:22:07,125 --> 00:22:09,166
‫بخش‌های ذوب شده رو جدا می‌کنم

303
00:22:13,208 --> 00:22:14,750
‫فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

304
00:22:17,625 --> 00:22:18,625
‫مشکلی هست؟

305
00:22:18,916 --> 00:22:19,916
‫نه

306
00:22:25,625 --> 00:22:27,041
‫پس یه مازراتی، ها؟

307
00:22:27,791 --> 00:22:31,458
‫حتماً شوخیت گرفته.
‫به همین زودی رفت توی روزنامه؟

308
00:22:31,541 --> 00:22:32,666
‫اصلاً عیبی نداره

309
00:22:36,416 --> 00:22:39,309
‫- اگه بخوای می‌تونی یه دور سوارش بشی
‫- چی داری میگی، توکیو؟

310
00:22:39,333 --> 00:22:41,166
‫کار خاصی نیست. فقط سوارت می‌کنم. همین

311
00:22:41,250 --> 00:22:42,250
‫همین؟

312
00:22:42,916 --> 00:22:45,791
‫،بعد یه دکمه رو فشار میدیم، نوار رو پاک می‌کنیم

313
00:22:45,875 --> 00:22:49,958
‫مدارک رو از بین می‌بریم و
‫دیگه هیچ سابقه‌ای نمی‌مونه

314
00:23:03,166 --> 00:23:04,291
‫مونیکا باهام به هم زد

315
00:23:04,875 --> 00:23:06,083
‫من یه مرد آزادم

316
00:23:06,750 --> 00:23:09,166
‫پس لازم نیست هیچ جعبۀ سیاهی رو پاک کنم

317
00:23:09,666 --> 00:23:11,666
‫،من مازراتی رو برمی‌دارم
‫پامو می‌ذارم روی گاز و

318
00:23:11,708 --> 00:23:14,458
‫شروع می‌کنم به دور درجا زدن تا لاستیک‌هاش دود کنن...

319
00:23:14,541 --> 00:23:16,101
‫بدون نگرانی‌ای، خوشگل

320
00:23:16,166 --> 00:23:17,041
‫اوه...

321
00:23:17,125 --> 00:23:18,934
‫- از اون راننده‌های بی‌احتیاطی؟
‫- خیلی بی‌احتیاطم

322
00:23:18,958 --> 00:23:20,458
‫،انقدر که باید مراقب خودت باشی

323
00:23:20,541 --> 00:23:23,916
‫وگرنه مجبور میشی ماشین رو ببری
‫پیش مکانیک و سیستم تعلیق رو عوض کنی

324
00:23:24,583 --> 00:23:26,708
‫حالا صبر کن ببینی با شاسی چیکار می‌کنم

325
00:23:28,541 --> 00:23:29,541
‫چه ترسناک

326
00:23:45,708 --> 00:23:48,458
‫این عوضی حتی سرنخ‌های
‫اشتباهی می‌ذاره توی دستشوییش

327
00:23:50,125 --> 00:23:51,916
‫شرط می‌بندم عمداً اونجا بوده

328
00:23:52,000 --> 00:23:54,351
‫ته اجاق پنهان بوده و ذوب شده بوده

329
00:23:54,375 --> 00:23:56,208
‫امکان نداره عمداً گذاشته باشنش اونجا

330
00:23:56,291 --> 00:23:57,291
‫خب، دیگه چی؟

331
00:23:57,333 --> 00:24:00,708
‫پلاستیک تراشه یه شمارۀ ثبت شدۀ
‫حداکثر ۱۹ رقمی داره که

332
00:24:00,791 --> 00:24:02,125
‫مختص به یه سیمکارتـه

333
00:24:02,208 --> 00:24:04,500
‫،این توی فرایند احتراق از بین رفته

334
00:24:04,583 --> 00:24:08,416
‫،ولی به نظر میاد طی این فرایند
‫خم شده و تراشۀ فلزی رو سوزونده و

335
00:24:08,500 --> 00:24:10,583
‫هفت‌تا شماره رو انداخته روش

336
00:24:10,666 --> 00:24:13,041
‫شماره رو با اطلاعات شرکت‌های
‫خدمات تلفن مطابقت دادیم و

337
00:24:13,625 --> 00:24:17,666
‫تونستیم ۳۵۴ سیمکارت پیدا کنیم که
‫به این شماره‌ها ختم میشن

338
00:24:18,375 --> 00:24:22,583
‫یکی‌شون سه ماه پیش خریداری شده و
‫فقط یه تماس باهاش گرفته شده و

339
00:24:23,083 --> 00:24:24,458
‫اون تماس موقع سرقت بوده

340
00:24:24,541 --> 00:24:25,416
‫زدیم به هدف!

341
00:24:25,500 --> 00:24:27,500
‫- تماس از کجا گرفته شده؟
‫- صبرکن، صبرکن

342
00:24:28,833 --> 00:24:30,083
‫یکم انتظار بکش

343
00:24:34,875 --> 00:24:36,750
‫میندانائو، فیلیپین

344
00:24:36,833 --> 00:24:38,083
‫لعنتی! می‌دونستم!

345
00:24:40,750 --> 00:24:42,291
‫با پلیس بین‌الملل حرف می‌زنیم

346
00:24:53,916 --> 00:24:55,726
‫- بله؟
‫- میندانائو، فیلیپین

347
00:24:55,750 --> 00:24:56,750
‫اونا خبر دارن

348
00:25:00,916 --> 00:25:03,833
‫- چطوری؟
‫- یه سیمکارت نیمه‌سوخته توی آمبولانس

349
00:25:13,041 --> 00:25:14,666
‫شرایط تو فرقی نکرده

350
00:25:14,750 --> 00:25:16,666
‫می‌خوام همین الان بری به اون دفتر

351
00:25:16,750 --> 00:25:20,083
‫ساعت رو نشونش بدی و
‫«بهش بگی، «من باهاتم

352
00:25:20,166 --> 00:25:22,541
‫من باهاشم؟
‫باید همینطوری بگم؟

353
00:25:22,958 --> 00:25:23,833
‫ببخشید؟

354
00:25:23,916 --> 00:25:25,916
‫بگم من باهاتم؟
‫ممکنه گیج‌کننده باشه

355
00:25:26,000 --> 00:25:28,458
‫ممکنه فکر کنه یه آدم عجیب غریبم یا کمونیستم

356
00:25:28,541 --> 00:25:30,583
‫اگه بگم «پروفسور باهاتـه» واضح‌تره

357
00:25:30,666 --> 00:25:32,458
‫اینطوری سوم شخص میشه

358
00:25:32,541 --> 00:25:34,666
‫بنیتو، فقط ساعتو نشونش بده و چیزی نگو

359
00:25:34,750 --> 00:25:35,750
‫فهمیدم

360
00:25:43,375 --> 00:25:44,458
‫گروگان‌ها رو ببرید بیرون

361
00:25:45,000 --> 00:25:46,958
‫همگی پاشید و برید سمت پله‌ها!

362
00:25:47,041 --> 00:25:49,541
‫رئیس بودن چطوریـه، عزیزم؟
‫در چه حالیم؟

363
00:25:49,625 --> 00:25:50,833
‫عالیـه

364
00:25:53,833 --> 00:25:55,833
‫خب، من سراپا گوشم. حرفتو بزن

365
00:25:56,958 --> 00:25:59,166
‫:این پیام از طرف پروفسوره

366
00:25:59,250 --> 00:26:00,375
‫لیسبون زنده‌ست»

367
00:26:00,458 --> 00:26:03,541
‫توی چادر نگهش می‌دارن و
‫«می‌خوام راهی برای نجات دادنش پیدا کنی

368
00:26:04,166 --> 00:26:05,166
‫یه دستوره

369
00:26:05,958 --> 00:26:08,791
‫اول یه کودتا رو صحنه‌سازی می‌کنی.
‫حالا بهم دستور میدی.

370
00:26:08,875 --> 00:26:10,541
‫جالبـه. به نظرم...

371
00:26:11,125 --> 00:26:15,708
‫،خیلی خطرناکـه، ولی خب
‫البته قابل درکـه

372
00:26:15,791 --> 00:26:18,958
‫نگاشون کن.
‫زن‌ها قدرتمندن.

373
00:26:20,833 --> 00:26:22,541
‫ولی این مزخرفات عمر کوتاهی دارن و

374
00:26:22,625 --> 00:26:24,583
‫- بعد یه مدت میرن پی کارشون
‫- تموم شد؟

375
00:26:27,083 --> 00:26:28,500
‫چه اتفاقی افتاده؟

376
00:26:28,583 --> 00:26:29,583
‫برای من؟

377
00:26:31,541 --> 00:26:33,041
‫از دست مامانی عصبانی‌ای؟

378
00:26:34,291 --> 00:26:37,000
‫به قدر کافی بهت شیر نداده؟ ها؟

379
00:26:38,166 --> 00:26:41,833
‫از زن‌ها بدت میاد چون...شدیداً شیر می‌خوای؟

380
00:26:45,750 --> 00:26:46,750
‫خب...

381
00:26:47,750 --> 00:26:49,500
‫این دستور از طرف پروفسوره

382
00:26:50,791 --> 00:26:52,875
‫و اون هم مثل تو کیر داره

383
00:27:08,916 --> 00:27:10,375
‫توی میندانائو هستن

384
00:27:12,541 --> 00:27:14,208
‫بعد ۲۴ ساعت گیرشون میاریم

385
00:27:14,833 --> 00:27:16,416
‫می‌دونی که چطوریـه

386
00:27:16,500 --> 00:27:17,750
‫،پائولا میاد اینجا

387
00:27:18,333 --> 00:27:21,000
‫،متهم میشی به دزدیدن بچۀ خودت

388
00:27:21,083 --> 00:27:22,416
‫،حق حظانتت رو از دست میدی

389
00:27:23,208 --> 00:27:25,083
‫و اون میره که با پدرش زندگی کنه

390
00:27:30,250 --> 00:27:32,666
‫پس اومدی بهم بگی دهنم سرویسـه؟

391
00:27:32,750 --> 00:27:33,958
‫الانش هم اینو می‌دونم

392
00:27:40,416 --> 00:27:41,416
‫بستگی داره

393
00:27:42,125 --> 00:27:44,458
‫می‌ذارم بهشون زنگ بزنی.
‫همینجا. همین الان.

394
00:27:45,500 --> 00:27:46,792
‫و می‌تونی بفرستی‌شون یه جای امن

395
00:27:46,875 --> 00:27:49,708
‫،وقتی برسیم به مخفیگاهت توی میندانائو
‫اونا دیگه رفتن

396
00:27:49,791 --> 00:27:51,083
‫گند زدیم

397
00:27:51,875 --> 00:27:54,166
‫من هم از فکر بودن پائولا پیش اون آلبرتوی حرومزاده

398
00:27:54,250 --> 00:27:55,375
‫خوشم نمیاد

399
00:28:01,125 --> 00:28:02,625
‫پائولا الان چیکار می‌کنه؟

400
00:28:06,500 --> 00:28:08,375
‫یالا. چشماتو ببند. تصورش کن

401
00:28:09,583 --> 00:28:10,583
‫توی تختش خوابـه

402
00:28:10,666 --> 00:28:13,750
‫موهاش ریخته روی پتو.
‫تقریباً می‌تونی بوش رو حس کنی.

403
00:28:15,500 --> 00:28:16,625
‫چشمات رو ببند

404
00:28:17,375 --> 00:28:18,375
‫تصورش کن

405
00:28:20,500 --> 00:28:21,500
‫یالا

406
00:28:22,000 --> 00:28:23,500
‫داری چیکار می‌کنی، آلیسیا؟

407
00:28:25,791 --> 00:28:29,625
‫فقط باید پنج سال صبر کنی و
‫بعد دوباره می‌تونی ببینیش

408
00:28:30,041 --> 00:28:31,750
‫«!میدوئه سمتت و میگه «مامان

409
00:28:32,208 --> 00:28:34,666
‫،اینطوری بغلت می‌کنه، فشارت میده

410
00:28:34,750 --> 00:28:37,041
‫دستا و پاهاشو مثل یه میمون کوچولو میندازه دورت

411
00:28:38,500 --> 00:28:40,458
‫و تو هم فشارش میدی و...

412
00:28:41,916 --> 00:28:43,583
‫صورت کوچیکش رو می‌گیری...

413
00:28:44,416 --> 00:28:45,416
‫تا نگاش کنی

414
00:28:48,500 --> 00:28:49,875
‫ولی اون ولت نمی‌کنه

415
00:28:50,375 --> 00:28:52,166
‫،دوباره و دوباره این حرفو می‌زنه

416
00:28:52,250 --> 00:28:55,125
‫،عین یه دعا که از شیطان نجاتش میده

417
00:28:55,208 --> 00:28:56,500
‫«مامان، از پیشم نرو»

418
00:28:57,041 --> 00:28:58,625
‫«مامان، از پیشم نرو»

419
00:28:58,708 --> 00:28:59,958
‫«مامان، از پیشم نرو»

420
00:29:00,458 --> 00:29:01,916
‫«مامان، نرو»

421
00:29:02,500 --> 00:29:03,833
‫«مامان، از پیشم نرو»

422
00:29:05,000 --> 00:29:05,833
‫،راکل

423
00:29:05,916 --> 00:29:08,708
‫،می‌دونم دوستش داری و اون هم دوستت داره

424
00:29:08,791 --> 00:29:09,958
‫و به همین خاطر...

425
00:29:11,166 --> 00:29:13,291
‫به نظرت الان بهت می‌گفت چیکار کنی؟

426
00:29:18,583 --> 00:29:19,833
‫پیشنهادم بهت...

427
00:29:20,958 --> 00:29:22,416
‫پنج سال حبس بود؟

428
00:29:22,500 --> 00:29:24,083
‫با پنج دقیقه عوضش می‌کنم

429
00:29:28,958 --> 00:29:30,542
‫دارم آزادیت رو دودستی بهت تقدیم می‌کنم

430
00:29:31,666 --> 00:29:34,291
‫سرخیو میفته زندان ولی تو آزاد میشی

431
00:29:35,083 --> 00:29:37,375
‫دستگیری تو هیچوقت رسمی نبود

432
00:29:38,791 --> 00:29:40,791
‫بهشون زنگ بزن، بفرست‌شون یه جای امن

433
00:29:41,291 --> 00:29:43,333
‫بعد ۲۴ ساعت، همه به هم می‌رسید

434
00:29:44,541 --> 00:29:46,208
‫هیچوقت نمیایم سراغت

435
00:29:46,750 --> 00:29:48,000
‫همه چیز تموم میشه

436
00:30:39,125 --> 00:30:40,125
‫اینطوری بهتره؟

437
00:30:40,708 --> 00:30:41,708
‫همم؟

438
00:30:52,083 --> 00:30:53,083
‫خب؟

439
00:30:53,583 --> 00:30:55,333
‫تونستی بخوابی؟

440
00:30:57,041 --> 00:30:58,916
‫سعی کردم، ولی نمی‌تونم

441
00:31:01,666 --> 00:31:02,916
‫کابوس می‌بینی؟

442
00:31:04,000 --> 00:31:06,208
‫،هر بار که چشمامو می‌بندم
‫همش میاد جلوی چشمام

443
00:31:20,583 --> 00:31:22,458
‫پس آقای بزرگ گله چی شد؟

444
00:31:23,916 --> 00:31:25,416
‫فکر می‌کردم یه مرد آزادی

445
00:31:27,125 --> 00:31:29,666
‫چی داری میگی؟

446
00:31:30,083 --> 00:31:32,083
‫سلام، خوشگل

447
00:31:32,833 --> 00:31:34,583
‫می‌خوام ببرمت به جزیره‌ام

448
00:31:35,750 --> 00:31:37,416
‫ولی فقط اگه تمام مدت عشق و حال نکنی

449
00:31:37,833 --> 00:31:40,333
‫من خیلی اهل رقص و این چیزا نیستم، می‌دونی؟

450
00:31:43,958 --> 00:31:46,875
‫اگه دعوتم کنی، بیکینی کوچیکمو نشونت میدم

451
00:31:51,750 --> 00:31:52,916
‫چرا بهمون نگفتی؟

452
00:31:54,750 --> 00:31:55,750
‫نتونستم

453
00:31:57,166 --> 00:31:59,500
‫باید دربارش حرف بزنی، ریو. خیلی مهمـه

454
00:32:02,125 --> 00:32:04,000
‫شب منو از سلولم بردن بیرون و

455
00:32:05,291 --> 00:32:07,875
‫مجبورم کردن گور خودمو وسط صحرا بکَنم

456
00:32:11,708 --> 00:32:14,166
‫من خیلی خیلی مهربونم و...

457
00:32:14,625 --> 00:32:17,083
‫واسه همینـه که تمام روز می‌خندم

458
00:32:18,666 --> 00:32:21,125
‫مجبورم کردن یه تابوت بکشونم توی گوری که کندم

459
00:32:25,000 --> 00:32:26,791
‫بعد مجبورم کردن برم توش

460
00:32:29,708 --> 00:32:31,541
‫بعد خاک ریختن روی گور

461
00:32:34,416 --> 00:32:35,416
‫تا اینکه دیگه دفن شدم

462
00:32:38,708 --> 00:32:40,125
‫بعد اونجا ولم کردن

463
00:32:43,000 --> 00:32:44,041
‫توی تاریکی

464
00:32:46,166 --> 00:32:47,208
‫توی سکوت

465
00:32:48,041 --> 00:32:50,416
‫به زور نفس می‌کشیدم

466
00:32:50,500 --> 00:32:52,416
‫هیس

467
00:32:52,500 --> 00:32:53,541
‫آروم باش

468
00:32:54,958 --> 00:32:55,958
‫نفس بکش

469
00:32:58,541 --> 00:32:59,791
‫من اینجا پیشتم

470
00:33:01,250 --> 00:33:03,166
‫می‌دونی همش به چی فکر می‌کردم؟

471
00:33:05,416 --> 00:33:06,416
‫به چی؟

472
00:33:07,291 --> 00:33:08,500
‫به اینکه پروفسور...

473
00:33:09,708 --> 00:33:11,916
‫باید توی اون تابوت می‌بود، نه من

474
00:33:15,500 --> 00:33:16,541
‫ببخشید

475
00:33:17,625 --> 00:33:19,458
‫ببین

476
00:33:34,625 --> 00:33:35,750
‫خیلی خب، بریم

477
00:33:53,458 --> 00:33:56,291
‫یه لحظه منو ببخشید.
‫میرم دستشویی.

478
00:34:03,583 --> 00:34:04,750
‫بهم اعتماد نداری

479
00:34:12,833 --> 00:34:14,333
‫من خودشیفته‌ام

480
00:34:16,791 --> 00:34:19,125
‫فقط حاضرم نقشۀ خودمو دنبال کنم

481
00:34:20,875 --> 00:34:22,708
‫انقدر وسواس رئیس بودن دارم که

482
00:34:22,791 --> 00:34:25,333
‫اگه چیزی طبق نقشه‌ام پیش نره...

483
00:34:27,125 --> 00:34:28,916
‫ممکنه خطرناک بشم، نه؟

484
00:34:34,833 --> 00:34:35,833
‫درسته

485
00:34:36,791 --> 00:34:37,958
‫همین نظر رو دارم

486
00:34:39,833 --> 00:34:40,833
‫می‌تونم قبول کنم

487
00:34:42,500 --> 00:34:44,833
‫ولی یه چیزی هست که در نظر نمی‌گیری

488
00:34:45,500 --> 00:34:47,333
‫،نه تنها من برادرت رو دوست دارم

489
00:34:48,458 --> 00:34:50,291
‫،بلکه نقشه رو هم دوست دارم

490
00:34:50,375 --> 00:34:52,166
‫و علاقه‌ام به جفت‌شون برابره

491
00:34:52,583 --> 00:34:54,791
‫اگه پاش بیفته بهت خیانت می‌کنم.
‫این کاملاً مبرهنـه.

492
00:34:55,250 --> 00:34:57,083
‫به بقیۀ دوستات هم همینطور

493
00:34:57,166 --> 00:34:59,166
‫ولی به نقشه؟ هیچوقت

494
00:35:00,416 --> 00:35:02,125
‫و وفاداری من به نقشه‌ست

495
00:35:04,791 --> 00:35:07,291
‫این خیلی بزرگتر از یه سرقتـه و اینو خوب می‌دونی

496
00:35:08,625 --> 00:35:11,166
‫الان نقشه عالی نیست.
‫این رو قبول دارم.

497
00:35:11,250 --> 00:35:12,958
‫یه شعر ناتمومـه

498
00:35:14,583 --> 00:35:16,333
‫ما بهت نیاز داریم، برادر

499
00:35:28,458 --> 00:35:29,458
‫خواهش می‌کنم

500
00:35:46,500 --> 00:35:48,750
‫اون بیرون خیلی شجاع بودی

501
00:35:50,958 --> 00:35:52,250
‫و این قابل تحسینـه

502
00:35:55,625 --> 00:35:56,791
‫خیلی ستودنیـه

503
00:36:09,500 --> 00:36:10,833
‫فقط بذار برم، خواهش می‌کنم

504
00:36:16,083 --> 00:36:17,375
‫،قبلاً شجاع به نظر میومدی

505
00:36:17,458 --> 00:36:19,750
‫ولی الان باید اون شجاعت رو نشون بدی

506
00:36:28,375 --> 00:36:30,041
‫بذار یه نگاهی به تخمات بندازیم

507
00:36:33,291 --> 00:36:34,291
‫طاقت بیار

508
00:36:37,041 --> 00:36:39,750
‫طاقت بیار و بهم بگو چیو ترجیح میدی؟

509
00:36:41,291 --> 00:36:42,291
‫مرگ؟

510
00:36:42,875 --> 00:36:44,875
‫به من نگاه کن. یا ضعف جنسی؟

511
00:36:45,416 --> 00:36:47,517
‫گاهی توی زندگی مجبوری تصمیمات سختی بگیری

512
00:36:47,541 --> 00:36:50,750
‫تصمیم سخت من اینه که باید با دیوثی که
‫پاپیونم رو مسخره می‌کنه چیکار کنم؟

513
00:36:50,833 --> 00:36:52,000
‫:مال تو اینه

514
00:36:52,083 --> 00:36:54,291
‫زندگی بدون کیر اصلاً ارزش داره؟

515
00:37:01,875 --> 00:37:03,291
‫خیلی داره لفتش میده

516
00:37:03,375 --> 00:37:06,208
‫داره اون چاقالو رو توی دستشویی گوشمالی میده

517
00:37:07,125 --> 00:37:09,083
‫صدای مشت یا چیز دیگه‌ای نیومده

518
00:37:10,875 --> 00:37:13,083
‫،سرخیوی عزیزم، آشوب واقعی

519
00:37:14,583 --> 00:37:15,791
‫بی‌سر و صداست

520
00:37:19,541 --> 00:37:21,666
‫،پالرمو به نقشه وفادار بود

521
00:37:21,750 --> 00:37:24,125
‫ولی توی ذهنش، این فقط یه معنی داشت

522
00:37:25,375 --> 00:37:27,000
‫،برای ادامه پیدا کردن سرقت

523
00:37:27,083 --> 00:37:29,125
‫،اون باید ریاست رو به دست می‌گرفت

524
00:37:29,208 --> 00:37:33,208
‫و به این منظور، بی‌سر و صدا
‫آشوبی درست می‌کرد که هیچوقت فکرش رو نمی‌کردیم

525
00:37:33,291 --> 00:37:36,208
‫می‌دونی چیکار باید بکنی.
‫ترسو نباش.

526
00:37:37,166 --> 00:37:39,250
‫باید مفصل بین استخوان چهارپهلو و

527
00:37:39,791 --> 00:37:42,958
‫اولین استخوان کف‌دستیِ
‫شستت رو از جا در بیاری

528
00:37:43,375 --> 00:37:45,291
‫با قدرت و عزم راسخ

529
00:37:45,833 --> 00:37:47,583
‫شستت رو بگیر و بچرخونش

530
00:37:48,000 --> 00:37:50,208
‫هیچ دست‌بندی نمی‌تونه جلوی اینو بگیره

531
00:37:51,083 --> 00:37:53,041
‫مثل مدرسه باید شما رو از هم جدا کنم؟

532
00:38:00,458 --> 00:38:02,125
‫،یکم درد داره

533
00:38:02,208 --> 00:38:04,708
‫ولی آزادیت ارزشش رو داره. اینطور فکر نمی‌کنی؟

534
00:38:08,416 --> 00:38:09,416
‫حالا بچرخونش

535
00:38:42,500 --> 00:38:43,500
‫تکون نخور!

536
00:38:49,708 --> 00:38:51,125
‫- تکون نخور
‫- آروم

537
00:38:52,041 --> 00:38:54,000
‫من فقط یه بادیگاردم

538
00:38:54,958 --> 00:38:55,958
‫بخواب زمین

539
00:38:57,666 --> 00:38:59,916
‫- نمی‌تونم اینکارو بکنم
‫- گفتم بخواب زمین

540
00:39:00,500 --> 00:39:03,125
‫می‌خوای چیکار کنی؟
‫به یه آدم غیرمسلح شلیک می‌کنی؟

541
00:39:04,958 --> 00:39:07,500
‫به خدا قسم، اگه مجبور بشم بهت شلیک می‌کنم

542
00:39:07,583 --> 00:39:11,250
‫یه پدر غیرمسلح خانواده‌دار که
‫می‌خواد فرار کنه رو می‌کُشی؟

543
00:39:14,375 --> 00:39:15,375
‫یالا

544
00:39:21,333 --> 00:39:22,708
‫من همینجام

545
00:39:22,791 --> 00:39:23,958
‫تکون نخور

546
00:39:24,041 --> 00:39:25,041
‫تکون نخور!

547
00:39:27,000 --> 00:39:29,625
‫بخواب زمین، گنادیا!
‫بخواب زمین!

548
00:39:30,750 --> 00:39:31,916
‫بهم شلیک نمی‌کنی

549
00:39:32,000 --> 00:39:33,458
‫بخواب زمین!

550
00:39:34,250 --> 00:39:35,291
‫یالا

551
00:39:35,375 --> 00:39:37,166
‫تو رو خدا حرکت نکن!

552
00:39:38,041 --> 00:39:39,250
‫تکون نخور!

553
00:39:45,958 --> 00:39:47,208
‫می‌بینمت

554
00:40:04,000 --> 00:40:12,000
‫« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن »
‫« <font color="#۰۰۰۰ff">Ali۹۹</font> & <font color="#ff۰۰۰۰">Cardinal</font> »

555
00:40:12,024 --> 00:40:18,024
‫▷ Instagram: @Aliakbar.۱۹۹۹
‫▶ Telegram: @IST_Subs

