‫﻿۱
00:00:14,000 --> 00:00:19,000
‫« Sorrow ترجمه از: سمیــرا »
‫:: @SorrowSubs ::..

2
00:00:42,000 --> 00:00:44,250
‫« بانک اسپانیا - ۵ سال قبل از سرقت »

3
00:01:24,541 --> 00:01:25,541
‫صبح‌تون بخیر

4
00:01:26,416 --> 00:01:29,125
‫بنده یه قرار ملاقات با آقای "ماریو اُرباناخه" دارم

5
00:01:29,208 --> 00:01:30,708
‫رئیس بانک اسپانیا

6
00:01:33,875 --> 00:01:36,541
‫آلفردو کسمن" هستم، از طرف"
‫«شرکت «ریتینک تراست

7
00:01:45,458 --> 00:01:46,458
‫یه لحظه

8
00:01:50,125 --> 00:01:51,833
‫شما خیلی مهربونید. ممنون

9
00:02:22,958 --> 00:02:25,208
‫- ببخشید. کجا میرید؟
‫- سلام

10
00:02:26,125 --> 00:02:27,166
‫و شما؟

11
00:02:28,375 --> 00:02:29,500
‫همدیگه رو می‌شناسیم؟

12
00:02:30,291 --> 00:02:32,041
‫ازتون می‌پرسم کجا میرید؟

13
00:02:32,458 --> 00:02:34,166
‫یه قرار ملاقات با رئیس بانک دارم

14
00:02:35,458 --> 00:02:37,291
‫خودت کجا میری؟ پیاده‌روی؟

15
00:02:37,708 --> 00:02:38,875
‫روز خوشگلی‌ـه

16
00:02:39,916 --> 00:02:41,196
‫بهتون گفتن همین پایین بمونید

17
00:02:41,666 --> 00:02:42,916
‫- همم
‫- یک نفر میاد دنبالتون

18
00:02:43,000 --> 00:02:45,791
‫خب، کسی نیومد، پس خودم میرم بالا.
‫راه رو بلدم

19
00:02:45,875 --> 00:02:47,666
‫- آقای کسمن؟
‫- در خدمتم

20
00:02:48,083 --> 00:02:49,809
‫- از دیدنتون خوشحالم
‫- حالتون چطوره؟

21
00:02:49,833 --> 00:02:51,083
‫ببخشید که معطل شدید

22
00:02:51,166 --> 00:02:53,250
‫- جناب رئیس به‌زودی خدمت‌تون می‌رسن
‫- عالی‌ـه

23
00:02:53,333 --> 00:02:54,413
‫- همراه من بیاید
‫- ممنون

24
00:02:55,958 --> 00:02:58,250
‫- روز خوبی داشته باشی
‫- میشه همراهی‌تون کنم؟

25
00:02:59,666 --> 00:03:00,750
‫چرا که نه

26
00:03:23,291 --> 00:03:24,708
‫یکمی استراحت کن

27
00:03:26,750 --> 00:03:27,583
‫آروم

28
00:03:27,666 --> 00:03:28,833
‫تویی

29
00:03:29,541 --> 00:03:31,458
‫من سرپرست بخش مراقبت‌های ویژه هستم

30
00:03:31,541 --> 00:03:33,416
‫نگران نباش. قبلاً پرستار بودم

31
00:03:34,333 --> 00:03:36,833
‫می‌خوام برم دستشویی، ولی طولش نمیدم

32
00:03:36,916 --> 00:03:37,916
‫ممنون

33
00:03:44,541 --> 00:03:45,541
‫عوضی

34
00:03:47,208 --> 00:03:49,333
‫بهت گفته بودم می‌کشمت

35
00:04:54,208 --> 00:04:55,375
‫کجا رفت؟

36
00:04:57,791 --> 00:04:59,208
‫ریو، کجا رفت؟

37
00:05:00,083 --> 00:05:01,083
‫ریو، تو روحت!

38
00:05:03,000 --> 00:05:04,000
‫کجا رفت؟

39
00:05:04,250 --> 00:05:05,458
‫طبقه‌ی بالا

40
00:05:08,416 --> 00:05:11,625
‫استکهلم، دنور، همینجا بمونید.
‫نذارید کسی نزدیک در بره

41
00:05:11,708 --> 00:05:13,583
‫اگه گروگان‌ها برن بیرون، کارمون ساخته‌ست. فهمیدید؟

42
00:05:13,666 --> 00:05:14,958
‫- آره
‫- یالا

43
00:05:15,291 --> 00:05:18,041
‫- خیلی‌خب، هلسینکی، بوگاتا، با من بیاید
‫- بریم

44
00:05:19,208 --> 00:05:22,166
‫همگی همین‌حالا از جاتون بلند شید!

45
00:05:23,583 --> 00:05:26,166
‫- چی شده؟
‫- پشت به در کنید!

46
00:05:26,250 --> 00:05:27,958
‫اوه، لعنتی! نایروبی

47
00:05:28,041 --> 00:05:29,333
‫یه مشکلی پیش اومده. بدوئید!

48
00:05:29,416 --> 00:05:30,958
‫نایروبی، داریم میایم!

49
00:05:51,166 --> 00:05:53,333
‫- نایروبی، داریم میایم!
‫- نایروبی!

50
00:06:06,916 --> 00:06:08,958
‫نایروبی، داریم میایم!

51
00:06:09,041 --> 00:06:10,375
‫نایروبی، طاقت بیار!

52
00:06:27,166 --> 00:06:29,333
‫می‌خواست بکشش. ضربان قلبش روی ۱۶۲ ـه

53
00:06:29,458 --> 00:06:31,500
‫نایروبی! نایروبی، حالت خوبه؟

54
00:06:31,583 --> 00:06:33,916
‫نایروبی. چیزی نیست. چیزی نیست. نفس بکش

55
00:06:34,458 --> 00:06:36,666
‫- نفس بکش، نایروبی
‫- گاندیا فرار کرده

56
00:06:39,208 --> 00:06:40,208
‫بوگاتا

57
00:06:40,708 --> 00:06:41,708
‫بوگاتا!

58
00:06:42,666 --> 00:06:43,875
‫پیش نایروبی بمون

59
00:06:44,583 --> 00:06:45,916
‫،اگه برگشت

60
00:06:46,000 --> 00:06:48,750
‫کله‌ی کوفتیش رو بترکون. فهمیدی؟

61
00:06:48,833 --> 00:06:50,958
‫هلسینکی، بریم دنبالش

62
00:06:52,625 --> 00:06:54,375
‫- مراقبش باش
‫- پیداش می‌کنیم

63
00:07:07,250 --> 00:07:09,458
‫از حالا به بعد، تمام قوانین تغییر می‌کنه

64
00:07:09,541 --> 00:07:11,541
‫،هیچکس از جاش بلند نمیشه، هیچکس تکون نمی‌خوره

65
00:07:11,625 --> 00:07:14,458
‫هیچکس بدون دستور مستقیم هیچی نمی‌خوره

66
00:07:14,541 --> 00:07:15,661
‫کارتون ساخته‌ست، دنور

67
00:07:16,916 --> 00:07:18,375
‫بدجوری هم کارتون ساخته‌ست!

68
00:07:18,458 --> 00:07:19,500
‫عجب بی‌شعوری‌ـه

69
00:07:19,583 --> 00:07:21,416
‫- چیزی می‌خوای بگی، آرتوریتو؟
‫- آره

70
00:07:22,458 --> 00:07:24,500
‫شماها دیگه شکست‌ناپذیر نیستید

71
00:07:24,583 --> 00:07:26,291
‫نه، شکست‌ناپذیر نیستید

72
00:07:26,375 --> 00:07:28,208
‫اونا شکست‌ناپذیر نیستن!

73
00:07:28,291 --> 00:07:29,625
‫آرتورو، خفه‌شو!

74
00:07:30,041 --> 00:07:31,041
‫وگرنه چی میشه؟

75
00:07:31,291 --> 00:07:33,208
‫وگرنه خشابم رو توی کله‌ات خالی می‌کنم

76
00:07:33,833 --> 00:07:36,273
‫- شرایط اینجا تغییر کرده، مونیکا
‫- آره

77
00:07:37,000 --> 00:07:38,000
‫،ما اینجائیم

78
00:07:38,666 --> 00:07:41,000
‫و حالا ماهای بی‌همه‌چیز مقاومت هستیم!

79
00:07:43,333 --> 00:07:46,041
‫یالا، میگوئل. یالا!
‫ما مقاومت هستیم! هی؟

80
00:07:46,875 --> 00:07:49,708
‫ما مقاومت هستیم. مقاومت خودمون!

81
00:07:49,791 --> 00:07:53,041
‫مقاومت! مقاومت!

82
00:07:53,125 --> 00:07:54,583
‫مقاومت!

83
00:07:54,666 --> 00:07:56,041
‫مقاومت!

84
00:07:56,125 --> 00:07:57,708
‫مقاومت!

85
00:07:57,791 --> 00:07:59,208
‫مقاومت!

86
00:07:59,291 --> 00:08:00,708
‫مقاومت!

87
00:08:07,791 --> 00:08:09,833
‫مقاومت و زهرمار

88
00:08:12,083 --> 00:08:14,666
‫همین‌الان همگی روی زمین دراز بکشید!

89
00:08:27,041 --> 00:08:28,666
‫اینطوریاست، سرخیو

90
00:08:28,750 --> 00:08:31,750
‫باید بفهمیم که نگهبان‌ها چه واکنشی نشون میدن

91
00:08:32,791 --> 00:08:34,291
‫،اینکه چه واکنشی نشون میدن

92
00:08:34,375 --> 00:08:36,809
‫و اینکه دقیقاً چقدر طول می‌کشه تا
‫،رئیس بانک رو به جای امن ببرن

93
00:08:36,833 --> 00:08:38,273
‫و اینکه خودشون رو توی
‫چه موقعیتی قرار میدن

94
00:08:39,500 --> 00:08:40,666
‫همش توی پروتکل‌ها نوشته شده

95
00:08:40,750 --> 00:08:44,083
‫درسته. پروتکل داریم، تئوری داریم

96
00:08:44,166 --> 00:08:46,541
‫ولی یکمی تمرین هم ضرری نداره

97
00:08:48,125 --> 00:08:50,625
‫و چطوری قراره این تمرین رو عملی کنید؟

98
00:08:51,666 --> 00:08:55,500
‫یه بحران امنیتی جزئی درست می‌کنیم
‫و از داخل همه‌چی رو تماشا می‌کنیم

99
00:08:57,625 --> 00:08:59,000
‫قراره وارد لونه‌ی شیر شی؟

100
00:08:59,541 --> 00:09:01,458
‫و خود شیر قراره ازم محافظت کنه

101
00:09:08,916 --> 00:09:11,000
‫می‌خوای چه هویتی رو بدزدی؟

102
00:09:12,500 --> 00:09:14,541
‫قراره فکر کنن برادرت یه نابغه‌ست، یه شخص مهم

103
00:09:15,541 --> 00:09:18,958
‫یه تحلیلگر ریسک از شرکت ریتینگ تراست

104
00:09:19,458 --> 00:09:23,875
‫که قبلاً برای «بیکر اند بیکر»، و قبل از اون
‫استاندارد اند ریسک» کار کرده»

105
00:09:24,375 --> 00:09:26,541
‫این شخصی که داریم هویتش رو می‌دزدیم...

106
00:09:27,208 --> 00:09:29,541
‫یه آدم... باهوشه

107
00:09:30,500 --> 00:09:31,625
‫یه اسپانیایی...

108
00:09:32,208 --> 00:09:34,791
‫که ۲۰ سال گذشته رو توی نیویورک زندگی می‌کرده

109
00:09:35,291 --> 00:09:36,541
‫آلفردو کسمن

110
00:09:37,041 --> 00:09:38,333
‫یه نابغه‌ی واقعی

111
00:09:38,791 --> 00:09:42,708
‫همچنین، چندتا پیشنهاد به شدت فوق‌العاده
‫واسه اقتصاد اسپانیا داریم

112
00:09:42,791 --> 00:09:45,208
‫- رئیس هم از این پیشنهادات استقبال می‌کنه
‫- آره

113
00:09:57,666 --> 00:09:58,666
‫میشه بشینم؟

114
00:09:58,916 --> 00:09:59,916
‫البته

115
00:10:00,333 --> 00:10:03,173
‫همچنین می‌تونید منتظر رئیس بانک اسپانیا وایسید

116
00:10:03,750 --> 00:10:04,750
‫همم

117
00:10:05,625 --> 00:10:07,825
‫حدس می‌زنم تو فرمانده‌ی نیروهای امنیتی رئیس باشی

118
00:10:07,875 --> 00:10:09,083
‫همینطوره

119
00:10:21,333 --> 00:10:22,333
‫،از بعضی‌جهات

120
00:10:22,916 --> 00:10:25,125
‫من و تو یه خط کاری داریم

121
00:10:25,791 --> 00:10:27,833
‫جفت‌مون ریسک‌ها رو تحلیل می‌کنیم

122
00:10:29,083 --> 00:10:31,125
‫فکر می‌کنم خیلی شبیه به هم هستیم، اینطور فکر نمی‌کنی؟

123
00:10:31,541 --> 00:10:32,541
‫نه

124
00:10:33,083 --> 00:10:34,583
‫ما اصلاً شبیه به هم نیستیم

125
00:10:35,708 --> 00:10:38,541
‫من ریسک‌ها رو تحلیل می‌کنم
‫تا بتونم جون انسان‌ها رو نجات بدم

126
00:10:39,416 --> 00:10:40,875
‫تو اینکارو می‌کنی تا پول دربیاری

127
00:10:42,708 --> 00:10:43,708
‫اینا یکی نیست

128
00:10:45,250 --> 00:10:46,416
‫ببین، ما شبیه همیم

129
00:10:46,500 --> 00:10:48,541
‫همچنین به‌نظر تیزبین و بسیار...

130
00:10:49,291 --> 00:10:50,291
‫نکته‌سنج میای

131
00:10:57,041 --> 00:11:00,708
‫توی همین‌ لحظه چه ریسک‌ها و خطراتی رو
‫توی این اتاق می‌بینی؟

132
00:11:00,791 --> 00:11:02,125
‫کاملاً از روی کنجکاوی می‌پرسم

133
00:11:02,208 --> 00:11:05,125
‫اگه خطری توی این اتاق می‌دیدم

134
00:11:06,333 --> 00:11:07,708
‫تا الان اثری ازش باقی نمونده بود

135
00:11:08,708 --> 00:11:09,750
‫متوجهی که

136
00:11:13,083 --> 00:11:13,916
‫جناب کسمن

137
00:11:14,000 --> 00:11:15,791
‫- حالتون چطوره؟
‫- شما چطورید؟

138
00:11:15,875 --> 00:11:17,708
‫- خیلی خوبم، ممنون
‫- میشه بشینیم؟

139
00:11:17,791 --> 00:11:18,916
‫بله، لطفاً

140
00:11:19,000 --> 00:11:21,250
‫واستون قهوه بیارم، جناب کسمن؟

141
00:11:21,333 --> 00:11:24,458
‫خب، یه فنجون چای سیلان سیاه
‫با طعم هِل عالی خواهد بود

142
00:11:24,541 --> 00:11:27,500
‫- اگر نشد، هر چای سیاهی باشه اشکال نداره. ممنون
‫- به روی چشم

143
00:11:30,125 --> 00:11:32,541
‫اگه الان قهوه بخورم، دیوونه میشم

144
00:11:38,625 --> 00:11:40,750
‫خیلی‌خب. می‌تونی اظهاراتت رو شروع کنی

145
00:11:41,250 --> 00:11:42,250
‫بفرما

146
00:11:47,000 --> 00:11:49,125
‫قبل از اینکه شروع کنم یه سؤال دارم

147
00:11:51,375 --> 00:11:53,458
‫نمی‌دونم وارده یا نه، ولی...

148
00:11:53,916 --> 00:11:57,166
‫خیلی در مورد این قضیه فکر کردم
‫و می‌خواستم ازت بپرسم، الیسیا

149
00:11:58,041 --> 00:11:59,041
‫بپرس

150
00:11:59,666 --> 00:12:01,000
‫وقتی میری خونه اوضاع چطوری‌ـه؟

151
00:12:02,291 --> 00:12:03,375
‫،منظورم اینه

152
00:12:03,458 --> 00:12:05,583
‫تو از سر کار میری خونه

153
00:12:06,125 --> 00:12:07,125
‫اونم بعد از اینکه...

154
00:12:07,708 --> 00:12:09,583
‫یه بچه‌ای مثل ریو رو شکنجه می‌کنی

155
00:12:09,666 --> 00:12:12,416
‫ریویی که مجبورش کردی روزها

156
00:12:12,500 --> 00:12:15,125
‫،توی سلولی که از یه کمد کوچیک‌تره بایسته

157
00:12:15,541 --> 00:12:17,083
‫و به خودش بشاشه و برینه

158
00:12:18,916 --> 00:12:21,333
‫بعدش میری خونه... پیش خرمن

159
00:12:23,958 --> 00:12:25,416
‫می‌خواستم همین رو ازت بپرسم

160
00:12:26,208 --> 00:12:28,958
‫برات مهم نیست که توی رسانه‌ها
‫شکنجه‌گر خطابت می‌کنن

161
00:12:30,333 --> 00:12:31,375
‫ولی خرمن...

162
00:12:34,416 --> 00:12:36,375
‫چون خرمن واقعاً آدم خوبی‌ـه

163
00:12:37,125 --> 00:12:39,250
‫وقتی میری خونه چی بهت میگه؟

164
00:12:39,333 --> 00:12:42,250
‫ازت می‌پرسه روزت چطور بود، عزیزم؟

165
00:12:43,083 --> 00:12:44,250
‫می‌بوسیش و...

166
00:12:46,125 --> 00:12:47,166
‫بغلش می‌کنی؟

167
00:12:47,833 --> 00:12:48,833
‫بعدش چی؟

168
00:12:48,916 --> 00:12:50,291
‫اون هم بغلت می‌کنه؟ بوست می‌کنه؟

169
00:12:50,708 --> 00:12:51,708
‫سکس می‌کنید؟

170
00:12:53,416 --> 00:12:55,500
‫چون فکر می‌کنم تو حالش رو به هم می‌زنی

171
00:13:06,791 --> 00:13:11,458
‫ببین، حقیقت اینه که... خب، تقریباً
‫دو ماهی میشه که خرمن، من رو بغل نکرده

172
00:13:12,541 --> 00:13:15,458
‫،از موقعی که بغلم نکرده
‫بوسم نکرده، یا باهام عشق‌بازی نکرده

173
00:13:17,458 --> 00:13:19,750
‫واضح‌تر بخوام بگم، نه از وقتی‌که جسدش رو سوزوندم

174
00:13:21,875 --> 00:13:23,875
‫،یه ملافه‌ی سفید روی سرش کشیدن

175
00:13:24,500 --> 00:13:27,000
‫،به سردخونه‌ی بیمارستان بردنش

176
00:13:27,916 --> 00:13:29,916
‫و اونجا بود که دیگه بغل‌ها تموم شد

177
00:13:32,916 --> 00:13:34,416
‫الیسیا، داری چیکار می‌کنی؟

178
00:13:44,375 --> 00:13:45,375
‫اون مُرده

179
00:13:56,166 --> 00:13:57,166
‫سرطان...

180
00:13:58,708 --> 00:13:59,750
‫لوزالمعده...

181
00:14:03,583 --> 00:14:06,208
‫،همون نوعی که بهت میگن دو ماه زمان داری

182
00:14:06,291 --> 00:14:07,416
‫و همون دو ماهه دیگه

183
00:14:10,958 --> 00:14:11,958
‫من داشتم چاق می‌شدم

184
00:14:13,166 --> 00:14:14,166
‫اون لاغر

185
00:14:15,708 --> 00:14:16,708
‫،من پوستم صورتی بود

186
00:14:17,208 --> 00:14:18,250
‫و اون زرد

187
00:14:22,000 --> 00:14:23,000
‫سرطان از بین بردش

188
00:14:24,958 --> 00:14:26,500
‫،زندگی توی من جوونه زده بود

189
00:14:27,875 --> 00:14:29,125
‫و مرگ توی اون

190
00:14:32,583 --> 00:14:34,208
‫ولی گمون می‌کنم سرطان همینه دیگه

191
00:14:35,916 --> 00:14:38,000
‫می‌دونی آخرین حرف‌هایی که بهم زد چی بود؟

192
00:14:38,250 --> 00:14:41,375
‫باورت میشه آخرین حرف‌هاش این بود که...

193
00:14:44,750 --> 00:14:45,958
‫"بزن اخبار"

194
00:14:54,250 --> 00:14:57,250
‫خیال می‌کردم قراره یکی از اون
‫سخنرانی‌هاش رو تحویلم بده

195
00:14:57,333 --> 00:15:01,458
‫چون خودت می‌دونی اون واقعاً خوش‌صحبت
‫و خلاق بود

196
00:15:01,541 --> 00:15:04,000
‫و گفت، "بزن اخبار". بزن اخبار!

197
00:15:04,083 --> 00:15:06,333
‫منظورم اینه، البته که کُلی مرفین
‫،بهش تزریق شده بود

198
00:15:06,416 --> 00:15:08,125
‫پس به گمونم مرفین‌ها روش تأثیر گذاشته بود

199
00:15:10,041 --> 00:15:11,041
‫همین دیگه

200
00:15:26,541 --> 00:15:27,541
‫خیلی متأسفم

201
00:15:31,250 --> 00:15:34,833
‫- الیسیا، میشه یه لحظه بیای بیرون؟
‫- آره، آره. میام

202
00:15:54,125 --> 00:15:56,166
‫آنتونیانزاس، تو وایسا و حواست به موریو باشه

203
00:15:56,958 --> 00:15:57,958
‫نذار هیچکس وارد شه

204
00:16:10,750 --> 00:16:13,916
‫محض رضای خدا چرا قبلاً در مورد
‫این قضیه به هیچکس حرفی نزده بودی؟

205
00:16:15,458 --> 00:16:16,708
‫می‌گفتم که چی بشه؟

206
00:16:17,583 --> 00:16:18,708
‫یه کوچولو هم دردی؟

207
00:16:20,416 --> 00:16:21,625
‫اوه، الیسیا...

208
00:16:24,791 --> 00:16:28,333
‫واست ناراحتم، ولی فکر نمی‌کنم درحال‌حاضر
‫بتونی این پرونده رو فرماندهی کنی

209
00:17:59,041 --> 00:18:00,333
‫این رو برمی‌دارم

210
00:18:01,250 --> 00:18:02,458
‫و این یکی رو

211
00:18:02,541 --> 00:18:03,541
‫آروم باش

212
00:18:03,625 --> 00:18:05,916
‫سعی کن بدون سر و صدا بمیری

213
00:18:16,958 --> 00:18:18,958
‫هلسینکی! هلسینکی!

214
00:18:21,458 --> 00:18:23,416
‫طاقت بیار! بوگاتا!

215
00:18:23,500 --> 00:18:24,916
‫بوگاتا!

216
00:18:25,000 --> 00:18:26,375
‫بیا کتابخونه!

217
00:18:26,875 --> 00:18:28,208
‫هلسینکی، طاقت بیار

218
00:18:28,291 --> 00:18:29,809
‫- طاقت بیار! دووم بیار
‫- برو!

219
00:18:29,833 --> 00:18:31,125
‫بوگاتا!

220
00:18:37,708 --> 00:18:39,541
‫بوگاتا! بوگاتا، خواهش می‌کنم!

221
00:18:40,250 --> 00:18:42,125
‫کتابخونه، بوگاتا!

222
00:18:44,166 --> 00:18:45,833
‫بوگاتا، عجله‌کن!

223
00:18:46,541 --> 00:18:47,541
‫کمکم کن!

224
00:18:48,041 --> 00:18:50,250
‫داریمت! داریمت، هلسینکی!

225
00:18:51,166 --> 00:18:52,541
‫این رو بگیر. برو

226
00:18:54,083 --> 00:18:54,958
‫طاقت بیار!

227
00:18:55,041 --> 00:18:56,041
‫بجنب!

228
00:18:56,583 --> 00:18:57,583
‫طاقت بیار!

229
00:18:58,041 --> 00:18:59,041
‫طناب رو ببر!

230
00:18:59,458 --> 00:19:00,958
‫طاقت بیار! یالا!

231
00:19:01,500 --> 00:19:04,375
‫یالا! اون طناب وامونده رو همین‌الان ببُر!

232
00:19:05,791 --> 00:19:07,708
‫طاقت بیار، هلسینکی!

233
00:19:20,041 --> 00:19:22,208
‫گاندیا!

234
00:19:22,708 --> 00:19:24,166
‫مادر به خطا!

235
00:19:25,916 --> 00:19:27,500
‫هی، خفه‌شو!

236
00:19:27,583 --> 00:19:29,166
‫گفتم حرف نباشه!

237
00:19:29,250 --> 00:19:30,416
‫حرف نباشه!

238
00:19:43,041 --> 00:19:44,166
‫آماندا

239
00:19:44,958 --> 00:19:47,083
‫- حالت چطوره؟
‫- بهترم

240
00:19:48,000 --> 00:19:50,250
‫- حس می‌کنم الان یکمی آروم‌ترم
‫- عالی‌ـه

241
00:19:52,291 --> 00:19:54,958
‫اگه اشکالی نداره، فکر می‌کنم
‫آماده‌ام که پیش بقیه برگردم

242
00:19:55,458 --> 00:19:57,898
‫فعلاً نمی‌خواد نگران اون باشی.
‫چیزی که مهمه بهتر شدن خودته

243
00:19:58,333 --> 00:20:00,166
‫- باشه
‫- خیلی‌خب، بذار نبضت رو بگیرم

244
00:20:01,541 --> 00:20:06,458
‫اوه، اوه پسر، خیلی تند می‌زنه، آماندا
‫این‌ علائم یه حمله‌ی عصبی حاده

245
00:20:06,541 --> 00:20:09,000
‫اضطراب داری؟ دلشوره داری؟

246
00:20:09,416 --> 00:20:11,125
‫خب یکمی، آره

247
00:20:11,208 --> 00:20:13,541
‫نه، این طبیعی‌ـه. یکی از علائمه

248
00:20:14,000 --> 00:20:15,541
‫خیلی خوش‌شانسی چون...

249
00:20:16,791 --> 00:20:18,708
‫یه چیزی واست دارم

250
00:20:20,291 --> 00:20:22,250
‫بفرما. این قرص‌ها معجزه می‌کنن

251
00:20:22,833 --> 00:20:24,458
‫چرا سه تا نمی‌خوری؟

252
00:20:24,541 --> 00:20:26,208
‫ولی زیاد نیست؟

253
00:20:26,291 --> 00:20:28,416
‫فقط یه کمی از والیم قوی‌تره

254
00:20:28,500 --> 00:20:29,875
‫- مطمئنی؟
‫- قسم می‌خورم

255
00:20:30,666 --> 00:20:31,666
‫خودم همین‌الان ۴ تا خوردم

256
00:20:33,250 --> 00:20:34,416
‫- باشه
‫- بفرمایید

257
00:20:34,500 --> 00:20:36,291
‫یکی یکی. یکی یکی

258
00:20:38,333 --> 00:20:39,500
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

259
00:20:44,333 --> 00:20:45,833
‫خیلی‌خب، همگی گوش کنید

260
00:20:46,625 --> 00:20:47,666
‫گوش کنید!

261
00:20:49,000 --> 00:20:50,000
‫خیلی‌خب

262
00:20:50,958 --> 00:20:54,083
‫خیلی‌هایی که اینجائید، شوهر من...

263
00:20:54,833 --> 00:20:55,833
‫خرمن رو...

264
00:20:56,583 --> 00:20:57,583
‫نمی‌شناختید

265
00:20:58,583 --> 00:21:01,375
‫طبق گفته‌های سرهنگ، این قضیه
‫به همگی‌تون ربط پیدا می‌کنه

266
00:21:03,083 --> 00:21:04,083
‫خب، اون مُرده

267
00:21:08,250 --> 00:21:09,250
‫تامایو...

268
00:21:09,791 --> 00:21:12,458
‫فکر می‌کنه من توی شرایطی نیستم
‫که این عملیات رو فرماندهی کنم

269
00:21:14,541 --> 00:21:17,500
‫ولی حقیقت اینه که، واسه این‌کار
‫کسی بهتر از من نیست

270
00:21:17,791 --> 00:21:19,000
‫هیچکس

271
00:21:19,083 --> 00:21:20,083
‫هیچکس

272
00:21:23,000 --> 00:21:25,458
‫چون من دلم نمی‌خواد به خونه‌ام برگردم...

273
00:21:26,041 --> 00:21:27,208
‫و در یخچالم رو باز کنم...

274
00:21:29,291 --> 00:21:30,291
‫یا برم سراغ صندوق پستم...

275
00:21:30,916 --> 00:21:32,833
‫چون می‌بینم که اسمش رو نامه‌ها نوشته شده

276
00:21:33,458 --> 00:21:34,666
‫و عکس‌هامون به چشمم می‌خوره

277
00:21:38,791 --> 00:21:41,291
‫واسه همین مثل یه روبات

278
00:21:41,375 --> 00:21:44,666
‫می‌تونم ۲۰۰ میلیون حقه رو در دقیقه
‫برعلیه پروفسور طراحی کنم

279
00:21:47,833 --> 00:21:49,958
‫و این همون چیزیه که این سرقت
‫درحال‌حاضر احتیاج داره

280
00:21:51,041 --> 00:21:53,000
‫و این همون چیزیه که من درحال‌حاضر
‫بهش احتیاج دارم

281
00:21:55,625 --> 00:21:57,458
‫کسی حرفی نداره بهم بزنه؟

282
00:21:59,166 --> 00:22:00,250
‫نه؟

283
00:22:00,333 --> 00:22:03,083
‫پس بیاید یکمی خوش بگذرونیم. بریم سر کارمون

284
00:22:18,125 --> 00:22:19,125
‫ریو

285
00:22:20,166 --> 00:22:21,958
‫بهم بگو چرا نتونستی بهش شلیک کنی؟

286
00:22:24,250 --> 00:22:25,333
‫نمی‌دونم

287
00:22:28,083 --> 00:22:29,250
‫خشکم زد

288
00:22:32,041 --> 00:22:35,416
‫- چرا خشکت زد، ریو؟
‫- چون قاتل نیستم

289
00:22:40,541 --> 00:22:42,208
‫لازم نیست قاتل باشی

290
00:22:43,458 --> 00:22:46,208
‫من نمی‌تونم توی صورت یکی نگاه کنم
‫و به سینه‌اش شلیک کنم

291
00:22:46,291 --> 00:22:48,351
‫- و وانمود کنم که هیچ اتفاقی نیوفتاده
‫- به پاش شلیک کن!

292
00:22:48,375 --> 00:22:50,500
‫- نمی‌تونم
‫- پس زمین‌گیرش کن

293
00:22:50,583 --> 00:22:53,625
‫یا پرتش کن سمت دیوار
‫یا هرکاری که لازمه انجام بده...

294
00:22:53,708 --> 00:22:56,208
‫به من گوش کن. نتونستم. نتونستم تکون بخورم!

295
00:22:59,833 --> 00:23:01,250
‫بهم گفته بود خانواده داره

296
00:23:02,125 --> 00:23:05,166
‫و اسلحه نداشت. نتونستم کاری کنم!

297
00:23:08,250 --> 00:23:09,416
‫چرا نتونستی کاری کنی؟

298
00:23:11,458 --> 00:23:12,625
‫به همه دلیلش رو بگو

299
00:23:15,250 --> 00:23:18,333
‫نتونستی کاری کنی چون تو دچار شوک شدی

300
00:23:18,416 --> 00:23:20,666
‫و بهت گفته بودم، ولی توی لامصب
‫به حرفم گوش نکردی

301
00:23:20,750 --> 00:23:24,708
‫تقصیر توئه. آره، تو. نزدیک بود
‫هلسینکی و نایروبی رو به کشتن بدی

302
00:23:24,791 --> 00:23:26,416
‫دنور، بس کن!

303
00:23:27,500 --> 00:23:30,041
‫ریو بهمون هشدار داده بود، و هلسینکی
‫و نایروبی زنده‌ان

304
00:23:30,125 --> 00:23:31,333
‫چیزی که اهمیت داره، همینه

305
00:23:31,416 --> 00:23:33,336
‫یه چیز دیگه هست که اهمیتش بیشتره

306
00:23:34,291 --> 00:23:35,416
‫اینکه چطوری آزاد شده؟

307
00:23:36,875 --> 00:23:39,125
‫- تو گاندیا رو به دستشویی بردی
‫- آره

308
00:23:39,208 --> 00:23:41,416
‫- دست‌هاش رو خوب بستی؟
‫- معلومه

309
00:23:41,500 --> 00:23:42,541
‫معلومه که خوب بسته

310
00:23:43,083 --> 00:23:44,000
‫معلومه که خوب بسته!

311
00:23:44,083 --> 00:23:47,666
‫تنها چیزی که اینجا مشخصه اینه که
‫یه‌چیزی توی داستانت جور در نمیاد

312
00:23:47,750 --> 00:23:50,541
‫توکیو، چجوری یه آدم دستبند زده شده
‫می‌تونه فرار کنه؟

313
00:23:51,708 --> 00:23:53,541
‫نایروبی، تو می‌دونی؟

314
00:23:54,041 --> 00:23:56,041
‫کسی نظری نداره؟ چی؟

315
00:23:56,583 --> 00:23:59,208
‫هیچی، درسته؟ پس فکر می‌کنم یه نفر

316
00:23:59,291 --> 00:24:00,750
‫داره کس‌شر میگه

317
00:24:04,125 --> 00:24:05,583
‫داری میگی من خائنم؟

318
00:24:05,666 --> 00:24:07,416
‫- نمی‌دونم. خودت بگو
‫- نه!

319
00:24:07,500 --> 00:24:08,500
‫فقط یه زبون بیارش

320
00:24:09,750 --> 00:24:11,041
‫تقصیر ماست

321
00:24:13,833 --> 00:24:15,633
‫شاید نباید اون بچه رو با وجود اینکه

322
00:24:15,666 --> 00:24:18,125
‫داره با استرس بعد از سانحه
‫دست و پنجه نرم می‌کنه، نگهبان می‌ذاشتیم

323
00:24:19,125 --> 00:24:20,291
‫ریو خائن نیست

324
00:24:22,083 --> 00:24:23,958
‫و یه مشکل اضطراری‌تر داریم

325
00:24:24,041 --> 00:24:25,041
‫به دقت گوش کنید

326
00:24:25,083 --> 00:24:28,125
‫بزرگ‌ترین تهدید اینه که
‫گاندیا با بیرون ارتباط برقرار کنه

327
00:24:28,625 --> 00:24:32,041
‫اینطوری می‌تونن به‌طور همزمان
‫یه حمله رو از داخل و خارج هماهنگ کنن

328
00:24:32,541 --> 00:24:33,916
‫نقشه چیه، پروفسور؟

329
00:24:36,333 --> 00:24:37,458
‫باید کشته شه

330
00:24:40,583 --> 00:24:41,583
‫کی؟

331
00:24:42,708 --> 00:24:43,708
‫اون

332
00:24:45,791 --> 00:24:47,416
‫ما قاتل نیستیم

333
00:24:47,500 --> 00:24:48,750
‫پس زنده نمی‌مونیم

334
00:24:48,833 --> 00:24:52,458
‫توی اولین ساعت سرقت از شر
‫محافظین شخصی رئیس بانک خلاص میشیم

335
00:24:53,291 --> 00:24:56,541
‫اونا کسایی هستن که با اسناد محرمانه‌ی دولتی
‫از بانک خارج میشن

336
00:24:57,583 --> 00:24:58,943
‫و اینطوری مشکل حل میشه

337
00:24:59,000 --> 00:25:01,041
‫گفتم گمشید بیرون!

338
00:25:01,125 --> 00:25:03,250
‫اون حرومزاده با اسناد خارج نمیشه

339
00:25:03,333 --> 00:25:04,666
‫هیچکس جم نخوره

340
00:25:04,750 --> 00:25:06,291
‫اون به دستورات ما گوش نمیده

341
00:25:13,541 --> 00:25:14,541
‫سانتیاگو چی؟

342
00:25:16,166 --> 00:25:18,726
‫زمان داشت که بعد از اون‌کار
‫بانک رو ترک کنه؟

343
00:25:18,750 --> 00:25:19,750
‫آره

344
00:25:19,833 --> 00:25:23,416
‫- شبیه یه حادثه بود
‫- انفجار خیلی باشکوهی بود

345
00:25:27,583 --> 00:25:30,916
‫آخرین گزارش‌های مربوط به
‫ریسک اعتباری کشور رو از شرکت خودم آوردم

346
00:25:32,500 --> 00:25:36,291
‫ولی... اونا که تا ماه آینده منتشر نمیشن، نه؟

347
00:25:36,375 --> 00:25:40,250
‫آره، هنوز داریم روشون کار می‌کنیم،
‫ولی نزدیک به نسخه‌ی نهایی هستن

348
00:25:40,666 --> 00:25:42,291
‫زیاد دلگرم‌کننده نیستن

349
00:25:42,375 --> 00:25:45,000
‫روی نرخ بدهی‌های عمومی شما تأثیر می‌ذارن

350
00:25:45,416 --> 00:25:48,791
‫- توصیه‌ای نداری؟
‫- رسماً، دارایی‌های نقدی توی بانک،

351
00:25:49,291 --> 00:25:52,333
‫اقدامات ضدتورمی. روش‌های استاندارد

352
00:25:52,750 --> 00:25:54,625
‫اگه نظر شخصی من رو بخواین،

353
00:25:54,708 --> 00:25:56,791
‫که توی این گزارش نمیاد...

354
00:25:58,041 --> 00:25:59,041
‫طلا

355
00:26:02,583 --> 00:26:03,583
‫ببخشید؟

356
00:26:04,208 --> 00:26:05,750
‫ذخیره طلاتون رو افزایش بدید

357
00:26:05,833 --> 00:26:08,713
‫این تنها ارز مطمئن‌ـه که ارزشش
‫درحال افزایش‌ـه. بنابراین اونا رو...

358
00:26:09,375 --> 00:26:10,958
‫بیارید اینجا، در گاوصندوق بانک اسپانیا

359
00:26:11,041 --> 00:26:13,681
‫این تنها انتخابی‌ـه که توی این بازار
‫بهتون تضمین خوبی میده

360
00:26:15,125 --> 00:26:16,125
‫ببینید...

361
00:26:16,833 --> 00:26:18,375
‫سال ۲۰۰۸ هیچی نبود

362
00:26:20,333 --> 00:26:22,041
‫الان، یه بحران مالی در راهه

363
00:26:25,666 --> 00:26:26,916
‫داری میگی که من...

364
00:26:28,041 --> 00:26:30,000
‫تمام ذخیره‌ی ملی رو فقط روی...

365
00:26:30,833 --> 00:26:31,833
‫یه چیز قمار کنم؟

366
00:26:31,916 --> 00:26:34,958
‫نه، دارم میگم همه چی رو
‫روی تیم برنده شرط‌بندی کنید:

367
00:26:36,166 --> 00:26:37,166
‫روی طلا

368
00:26:42,458 --> 00:26:43,578
‫چه‌خبر شده؟

369
00:26:44,333 --> 00:26:45,916
‫آروم باشین، همه‌چی مرتبه

370
00:26:46,000 --> 00:26:47,125
‫انفجار بود؟

371
00:26:47,208 --> 00:26:48,958
‫نگهبان‌ها، بیاین به اتاق رئیس، همین‌الان

372
00:26:49,416 --> 00:26:51,375
‫نیروی امنیتی خارجی، گاندیا هستم

373
00:26:51,458 --> 00:26:54,208
‫،هشدار قرمز رو فعال کنید
‫تکرار می‌کنم، هشدار قرمز رو فعال کنید

374
00:26:54,291 --> 00:26:55,583
‫درهای بانک رو ببندید

375
00:26:55,666 --> 00:26:57,976
‫- بیرون چیزی نیست؟
‫- نه، بیرون چیزی ندیدم

376
00:26:58,000 --> 00:27:00,101
‫- انفجار کجا بود؟
‫- زیرزمین قربان

377
00:27:00,125 --> 00:27:02,166
‫با توجه به بویی که داره
‫ممکنه نشتی گاز بوده باشه

378
00:27:02,250 --> 00:27:05,208
‫دریافت شد. درها رو نبندین
‫تکرار می‌کنم، درها رو نبندین

379
00:27:05,291 --> 00:27:06,666
‫ممکنه هنوز لازم باشه اینجا رو تخلیه کنیم

380
00:27:06,750 --> 00:27:10,125
‫حداکثر هشدار امنیتی!
‫همه جلیقه‌های ضدگلوله بپوشید. زودباشید!

381
00:27:24,875 --> 00:27:26,750
‫اونجا سلاح‌های نظامی دارن

382
00:27:26,833 --> 00:27:28,393
‫فکر کنم عصرها همه‌شون رو ناز و نوازش می‌کنه،

383
00:27:28,458 --> 00:27:30,625
‫و آرزوش‌ـه که باهاشون شلیک کنه

384
00:27:30,708 --> 00:27:33,041
‫اون یارو عضو نیروهای ویژه بوده

385
00:27:33,125 --> 00:27:35,083
‫سه سال توی ارتش بوده،
‫ولی قبل از اون،

386
00:27:35,166 --> 00:27:38,291
‫محافظ شخصی وزیر کشور بوده

387
00:27:38,916 --> 00:27:41,750
‫برای عملیات تو عراق و لبنان اعزام شده

388
00:27:41,833 --> 00:27:43,708
‫و اینا فقط موارد رسمی هستن

389
00:27:44,375 --> 00:27:48,000
‫توی اون شش سالی که
‫عضو نیروهای ویژه بوده،

390
00:27:48,083 --> 00:27:51,791
‫هیچ سابقه‌ای برای کارهاش وجود نداره
‫و این یعنی...

391
00:27:52,583 --> 00:27:54,875
‫توی عملیات سیاه بوده. عملیات سری

392
00:27:55,833 --> 00:27:57,791
‫اون یارو یه آدمکش‌ـه، سرخیو

393
00:27:58,916 --> 00:27:59,916
‫اون یه آدمکش‌ـه

394
00:28:05,458 --> 00:28:07,166
‫انبار اسلحه رو پیدا کردید؟

395
00:28:07,250 --> 00:28:09,666
‫نه هنوز، نه. همه‌جا رو گشتیم

396
00:28:09,750 --> 00:28:11,125
‫و نشونه‌ای از هیچ اسلحه‌ای نیست

397
00:28:11,708 --> 00:28:15,041
‫در مورد تفنگ‌ها چیزی نمی‌دونم، پروفسور
‫ولی دستبندها توی کتابخونه بودن

398
00:28:17,583 --> 00:28:19,500
‫حرومزاده اونا رو تنهایی درآورده

399
00:28:19,583 --> 00:28:21,223
‫شبیه یه بچه توی دیزنی‌لنده

400
00:28:22,125 --> 00:28:23,666
‫باید بکشیمش، وگرنه اون ما رو می‌کشه

401
00:28:25,625 --> 00:28:26,916
‫منم دیدمش

402
00:28:28,291 --> 00:28:30,291
‫و به نظرم کاملاً مشخصه که...

403
00:28:31,583 --> 00:28:35,333
‫اگه فرصتش رو داشته باشه، همه‌مون رو
‫مثل یه بازی کامپیوتری می‌کشه

404
00:28:48,125 --> 00:28:50,875
‫وقتی باهاش مواجه شدید...

405
00:28:51,333 --> 00:28:52,708
‫با قاطعیت برای دفاع از خود اقدام کنید...

406
00:28:54,083 --> 00:28:55,458
‫ولی درنگ نکنید...

407
00:28:57,208 --> 00:28:58,666
‫چون بهتون مهلت نمیده

408
00:29:00,791 --> 00:29:02,916
‫اون یه مزدور سابق سنگدله

409
00:29:04,708 --> 00:29:05,708
‫یه بی‌رحمه

410
00:29:06,458 --> 00:29:08,208
‫و قصدش اینه‌که شما رو بکشه

411
00:29:08,958 --> 00:29:10,916
‫تو اونجا داری چیکار می‌کنی؟

412
00:29:11,000 --> 00:29:14,500
‫می‌خوام دستشون رو بذارم تو پوست گردو
‫تا نتونن آتش‌بس رو نقض کنن

413
00:29:15,250 --> 00:29:16,250
‫هم این...

414
00:29:19,791 --> 00:29:22,500
‫و هم می‌خوام کاری کنم
‫که فکر کنن از همیشه قوی‌تریم

415
00:29:30,083 --> 00:29:31,166
‫خیلی‌خب

416
00:29:31,250 --> 00:29:34,958
‫مهم‌ترین کاری که باید بکنی
‫اینه‌که یه نفس عمیق و طولانی بکشی

417
00:29:39,083 --> 00:29:40,125
‫واقعاً خوبه

418
00:29:40,208 --> 00:29:43,041
‫- یه چیزی بگو که واقعاً ازش لذت می‌بری
‫- دریا

419
00:29:43,500 --> 00:29:45,700
‫دریا عالیه، و برای این تمرین انتخاب مناسبی‌ـه

420
00:29:46,083 --> 00:29:47,250
‫چشم‌های کوچولوت رو ببند

421
00:29:48,958 --> 00:29:50,625
‫عالیه. خب، آماندا...

422
00:29:50,708 --> 00:29:53,291
‫تصور کن یه روز خوشگل و گرم تابستونی‌ـه

423
00:29:54,000 --> 00:29:55,750
‫توی ساحلی

424
00:29:55,833 --> 00:29:57,000
‫نزدیک دریایی

425
00:29:57,916 --> 00:29:59,750
‫و دو تا پات توی آبه

426
00:30:00,250 --> 00:30:01,250
‫می‌تونی حسش کنی؟

427
00:30:01,708 --> 00:30:02,916
‫آره، حسش می‌کنم

428
00:30:03,333 --> 00:30:06,083
‫،حالا روی یه تشک بادی هستیم
‫توی آب شناوریم

429
00:30:06,708 --> 00:30:07,875
‫نسیم دریا می‌وزه...

430
00:30:10,500 --> 00:30:11,583
‫توی ساحل...

431
00:30:12,791 --> 00:30:15,375
‫درخت‌های نخل می‌رقصن،
‫و همه‌چی بوی تابستون میده

432
00:30:15,458 --> 00:30:17,333
‫خیلی خوابم میاد

433
00:30:17,416 --> 00:30:20,041
‫بذار صدای دریا تو خودش غرقت کنه

434
00:30:20,625 --> 00:30:22,208
‫دریای زیبا

435
00:30:22,625 --> 00:30:24,250
‫آماندا...

436
00:30:24,666 --> 00:30:25,958
‫آماندا...

437
00:30:26,041 --> 00:30:27,291
‫آماندا...

438
00:30:28,458 --> 00:30:29,458
‫حالا...

439
00:31:24,208 --> 00:31:27,041
‫اگه برای مذاکره زنگ زدی،
‫عدد ۱ رو فشار بده

440
00:31:27,125 --> 00:31:29,791
‫اگه می‌خواید تسلیم شید،
‫عدد ۲ رو فشار بده

441
00:31:29,875 --> 00:31:33,333
‫اگه زنگ زدی ببینی چی پوشیدم،
‫مربع رو فشار بده

442
00:31:33,416 --> 00:31:37,208
‫- می‌بینم که زمان خوبی باهاتون تماس گرفتم
‫- آره، امروز واقعاً عالی بوده

443
00:31:37,666 --> 00:31:39,786
‫خوشحالم چون نمی‌دونم
‫نسبت به خبرایی که می‌خوام بهتون بدم

444
00:31:39,833 --> 00:31:41,125
‫چه واکنشی نشون میدید

445
00:31:41,541 --> 00:31:44,021
‫راستش، قبلاً دادم‌شون به رسانه‌های ملی

446
00:31:44,750 --> 00:31:47,309
‫به نظرم به‌زودی باهاتون تماس می‌گیرن
‫تا صحت آتش‌بس رو بررسی کنن

447
00:31:47,333 --> 00:31:48,708
‫و امیدوارم شما هم تأییدش کنید

448
00:31:49,916 --> 00:31:51,708
‫و چرا باید همچین کاری بکنم؟

449
00:31:52,125 --> 00:31:53,583
‫چون اگه این کارو نکنید

450
00:31:54,041 --> 00:31:56,458
‫بهشون میگم اعدام لیسبون الکی بوده،

451
00:31:56,541 --> 00:31:58,583
‫و اینکه غیرقانونی بازداشته

452
00:31:58,666 --> 00:32:00,875
‫و شما حاضر نیستید بیارینش جلوی قاضی

453
00:32:00,958 --> 00:32:02,291
‫فکر نکنم برای قاضی مهم باشه، پروفسور

454
00:32:04,083 --> 00:32:07,166
‫در ضمن اسنادی از اون اعدام موردنظر دارم

455
00:32:07,250 --> 00:32:08,666
‫ای حرومزاده

456
00:32:08,750 --> 00:32:11,333
‫می‌تونم بهشون بگم چطور برای دستگیری،

457
00:32:11,416 --> 00:32:14,416
‫یا عدم دستگیری دختر و مادرش،
‫توی جنوب‌شرقی آسیا، باهاش مذاکره کردید

458
00:32:14,500 --> 00:32:16,583
‫ولی اگه بخوایم روراست باشیم،
‫بین خودمون باشه،

459
00:32:17,750 --> 00:32:19,250
‫برای این کار دیگه خیلی دیر شده

460
00:32:20,708 --> 00:32:23,875
‫بهتره به سه‌تا مأمور سیا توی مقر پلیس میندانائو

461
00:32:24,375 --> 00:32:26,750
‫و کنسول‌گری اسپانیا، آقای لئوپولدو گیس بورنی

462
00:32:26,833 --> 00:32:30,458
‫که داره برای هماهنگی عملیات، به مانیل میاد، بگید که

463
00:32:30,958 --> 00:32:33,017
‫اون پول‌ها رو برای یه چیز به‌درد بخورتر نگه دارن

464
00:32:33,041 --> 00:32:35,375
‫و شاید اینجوری نذارید همه به چشم
‫یه احمق بهتون نگاه کنن

465
00:32:35,458 --> 00:32:37,583
‫از شنیدن صدای حرف زدن خودت
‫خوشت میاد پروفسور، مگه نه؟

466
00:32:37,666 --> 00:32:39,083
‫شبیه گوینده‌های رادیو میشی

467
00:32:39,541 --> 00:32:40,541
‫بریم سر اصل مطلب

468
00:32:41,166 --> 00:32:42,291
‫چی می‌خوای؟

469
00:32:43,458 --> 00:32:45,958
‫باید نسبت به آتش‌بس اطمینان داشته باشم

470
00:32:46,041 --> 00:32:48,500
‫اینجا یه‌نفر دارم که
‫داره با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنه

471
00:32:51,208 --> 00:32:53,041
‫و دیگه به حرف‌هاتون اعتمادی ندارم

472
00:32:57,583 --> 00:32:59,083
‫برای رسانه‌ها تأییدش کنید

473
00:33:00,625 --> 00:33:02,265
‫اینجوری می‌تونید حسن‌نیت خودتون رو نشون بدید

474
00:33:02,333 --> 00:33:06,166
‫و روحیه‌ی افرادی که این داخل هستن رو
‫بالا ببرید، از جمله گروگان‌ها

475
00:33:06,250 --> 00:33:08,833
‫یه درخواست کوچیک دیگه هم دارم

476
00:33:22,958 --> 00:33:26,041
‫خبر آتش‌بس در عرض چند دقیقه
‫در سراسر کشور پخش شد

477
00:33:29,375 --> 00:33:30,791
‫که تیترهای جالبی رو رقم زد

478
00:33:32,125 --> 00:33:33,750
‫ولی عکس‌ها از تیترها هم بهتر بودن

479
00:33:38,000 --> 00:33:40,500
‫پلیس، هشت سینی پائیا تحویلشون داد،
‫[غذا ملی و اصیل اسپانیا]

480
00:33:40,583 --> 00:33:43,916
‫با چهارده قرص نان و هشت جعبه شراب

481
00:33:44,000 --> 00:33:46,250
‫انگار که داشتیم پارتی می‌گرفتیم

482
00:33:46,333 --> 00:33:47,750
‫لامصب عجب بوی خوبی داره

483
00:33:54,500 --> 00:33:57,333
‫ولی داخل بانک،
‫انگار می‌خواستن تشییع جنازه برگزار کنن

484
00:34:05,416 --> 00:34:08,916
‫اون‌چه که نمی‌تونید ببینید، معمولاً
‫از اون‌چه که جلوی چشمتون‌ـه، مهمتره

485
00:34:09,000 --> 00:34:13,625
‫و گاندیا، که می‌خواست
‫زندگیمون رو به فنا بده، غیبش زده بود

486
00:34:14,166 --> 00:34:17,046
‫،توکیو... استکهلم و ریو طبقه اول رو گشتن
‫هیچ خبری از گاندیا نیست

487
00:34:17,125 --> 00:34:19,958
‫خوب گوش کن، نقطه کور من زیرزمین‌ـه

488
00:34:20,666 --> 00:34:22,875
‫هلسینکی میره زیرزمین شرقی
‫و تو برو زیرزمین غربی

489
00:35:36,166 --> 00:35:37,166
‫توکیو...

490
00:35:37,708 --> 00:35:39,958
‫همین‌الان دوربین‌های داخل بانک رو از دست دادم

491
00:35:40,541 --> 00:35:41,541
‫همه‌شون رو

492
00:35:44,625 --> 00:35:45,750
‫خودتی و خودت

493
00:35:52,791 --> 00:35:56,458
‫چیزهایی که نمی‌تونیم ببینیم، خیلی بیشتر از
‫اون‌چه فکر می‌کنیم، زندگیمون رو تحت‌تأثیر قرار میدن

494
00:36:04,583 --> 00:36:06,250
‫سلام، پرستار

495
00:36:06,333 --> 00:36:08,333
‫خیلی‌خب

496
00:36:09,541 --> 00:36:11,083
‫بذار یه نگاهی بهش بندازم

497
00:36:15,958 --> 00:36:19,000
‫فکر نمی‌کردم هیچوقت بخوام بهت اعتماد کنم

498
00:36:20,625 --> 00:36:22,000
‫چرا؟

499
00:36:23,500 --> 00:36:27,000
‫چون تو از اون گروه پسرها با پالرمو و برلین بودی

500
00:36:29,208 --> 00:36:32,208
‫و چون مثل یه نره‌غول بیشعور رفتار می‌کردی

501
00:36:33,625 --> 00:36:35,625
‫نره‌غول هست ولی آدم خوبی‌ـه

502
00:36:35,958 --> 00:36:37,500
‫مثل یه دژ مستحکمه

503
00:36:38,416 --> 00:36:40,875
‫حقیقت اینه‌‌که احساساتی‌ـه

504
00:36:42,000 --> 00:36:44,833
‫نایروبیِ عزیزم، می‌خوام بهت آمپول بزنم

505
00:36:44,916 --> 00:36:45,958
‫یکی دیگه؟

506
00:36:46,500 --> 00:36:49,291
‫- چرا بهش مهلت نمیدی
‫- آنتی‌بیوتیکه

507
00:36:49,791 --> 00:36:51,500
‫هنوز احتمال عفونت وجود داره

508
00:36:52,000 --> 00:36:54,416
‫تو فوق‌العاده‌ای پاکیتا

509
00:36:55,041 --> 00:36:57,208
‫خودم خواستم بهم تزریق کنه

510
00:36:58,333 --> 00:37:01,166
‫خب باشه، حالا که دستورات رو بیمارمون داده...

511
00:37:05,833 --> 00:37:07,541
‫یادت میاد وقتی گفتم...

512
00:37:08,583 --> 00:37:10,916
‫با تک‌تک سلول‌های بدنم ازت متنفرم؟

513
00:37:11,375 --> 00:37:12,375
‫آره

514
00:37:14,750 --> 00:37:16,125
‫خب، نظرم داره عوض میشه

515
00:37:22,416 --> 00:37:25,833
‫پس دست نگه‌دار، چون نظرت رو
‫کاملاً واضح بیان کردی

516
00:37:26,500 --> 00:37:27,708
‫مگه نه، پاکیتا؟

517
00:37:34,541 --> 00:37:35,666
‫وقتی تو...

518
00:37:36,708 --> 00:37:38,041
‫اون قضیه تنفر رو گفتی،

519
00:37:41,000 --> 00:37:42,250
‫منم تو فکرت بودم

520
00:37:45,125 --> 00:37:48,000
‫حالا می‌تونم تصورت کنم که

521
00:37:48,083 --> 00:37:50,333
‫با لباس سفید عروسی، داری از اونجا میای و

522
00:37:50,416 --> 00:37:52,833
‫- میگی بله، بله
‫- باشه، باشه، باشه

523
00:37:52,916 --> 00:37:54,596
‫- مهمونی و مشروب و...
‫- باشه، بس‌کن

524
00:37:54,666 --> 00:37:56,875
‫آروم باش. زیاد هیجان‌زده نشو، چون...

525
00:37:57,458 --> 00:38:00,958
‫من دیگه نمی‌خوام زن کسی باشم

526
00:38:16,500 --> 00:38:20,083
‫چیزهایی که نمی‌تونیم ببینیم، چیزایی هستن
‫که بیشتر از همه روشون حساسیم

527
00:38:20,791 --> 00:38:22,166
‫اینجا نیست

528
00:38:22,250 --> 00:38:24,500
‫به‌عنوان مثال، وقتی به کسی شک دارید

529
00:38:25,583 --> 00:38:27,250
‫خیلی سخته که مدام بهش فکر نکنید

530
00:38:27,333 --> 00:38:28,333
‫ریو

531
00:38:30,541 --> 00:38:32,791
‫چرا هیچ زخمی از اون شکنجه‌ها نداری؟

532
00:38:39,083 --> 00:38:41,250
‫و انگار اصلاً وزنت کم نشده

533
00:38:44,416 --> 00:38:45,958
‫گاندیا چطور فرار کرد؟

534
00:38:49,875 --> 00:38:51,583
‫چرا این چیزها رو ازم می‌پرسی؟

535
00:38:58,875 --> 00:39:00,250
‫چون دروغ گفتی

536
00:39:01,875 --> 00:39:04,625
‫چون در مورد شکنجه، همه‌چی رو بهمون نگفتی

537
00:39:04,708 --> 00:39:06,791
‫ولی پروفسور بهت گفت همه‌چی رو دقیق بگی

538
00:39:10,750 --> 00:39:12,333
‫چرا فقط به من گفتی؟

539
00:39:12,875 --> 00:39:13,875
‫باید بدونم چرا

540
00:39:14,750 --> 00:39:15,750
‫می‌خوای بدونی چرا؟

541
00:39:19,083 --> 00:39:20,083
‫چرا من؟

542
00:39:21,375 --> 00:39:24,166
‫چون توی سرم اونقدر چیزهای وحشتناکی هست
‫که نمی‌تونم بخوابم

543
00:39:24,250 --> 00:39:27,000
‫چون نمی‌خواستم هیچکدومش رو به خاطر بیارم
‫یا شماها برام دلسوزی کنید

544
00:39:27,083 --> 00:39:28,750
‫چون نمی‌خواستم تعریف کنم

545
00:39:28,833 --> 00:39:31,125
‫که چطور از روی بیچارگی توی اون تابوت گریه می‌کردم

546
00:39:31,208 --> 00:39:32,833
‫که تنها چیزی‌که می‌خواستم...

547
00:39:33,750 --> 00:39:35,291
‫این بود که توی اتاق خواب خودم باشم

548
00:39:35,375 --> 00:39:36,625
‫و مامانم رو بغل کنم

549
00:39:36,708 --> 00:39:39,291
‫کسی‌که فکر نمی‌کردم دیگه توی زندگیش
‫بتونه یه تیکه از من رو ببینه

550
00:39:39,375 --> 00:39:41,416
‫چون هیچ جسدی به دستش نمی‌رسید که دفنش کنه

551
00:39:41,500 --> 00:39:43,875
‫- ریو...
‫- اونقدر گریه کردم که تشنج کردم

552
00:39:43,958 --> 00:39:46,083
‫و سرم رو می‌کوبیدم به تابوت

553
00:39:46,166 --> 00:39:48,250
‫چشم‌‎هام پُر از خاک شده بود ولی بازم گریه می‌کردم

554
00:39:48,333 --> 00:39:49,208
‫کافیه! کافیه!

555
00:39:49,291 --> 00:39:50,291
‫همین بود؟

556
00:39:50,708 --> 00:39:52,666
‫می‌خواستی همین رو بهت بگم؟

557
00:39:56,291 --> 00:39:58,916
‫متأسفم. متأسفم. متأسفم

558
00:40:02,208 --> 00:40:04,833
‫چیزی نیست، آروم باش، آروم باش

559
00:40:13,083 --> 00:40:14,291
‫مهم نیست

560
00:40:15,000 --> 00:40:16,000
‫چرا، مهمه

561
00:40:16,500 --> 00:40:17,916
‫ببخشید، خیلی ترسیده‌ام

562
00:40:18,000 --> 00:40:19,750
‫- نمی‌دونم دارم چی میگم
‫- هیس

563
00:40:21,541 --> 00:40:23,000
‫بازم اعتمادتون رو به دست میارم

564
00:40:24,833 --> 00:40:25,833
‫ریو...

565
00:40:28,583 --> 00:40:29,833
‫می‌خوای چیکار کنی؟

566
00:40:33,416 --> 00:40:34,666
‫می‌خوام گاندیا رو بکشم

567
00:40:37,583 --> 00:40:40,666
‫ما دربه‌در دنبال چیزهایی هستیم که
‫نمی‌تونیم ببینیم، و اغلب فراموش می‌کنیم که

568
00:40:40,750 --> 00:40:44,041
‫حتی اگه چیزی نامرئی باشه،
‫هنوز می‌تونه شما رو ببینه

569
00:40:44,125 --> 00:40:45,958
‫که دراین صورت، توی بد دردسری می‌افتید

570
00:41:12,083 --> 00:41:14,750
‫خب، بیا یه کم صحبت کنیم، عزیزم!
‫خیلی‌خب، عزیزم

571
00:41:14,833 --> 00:41:18,625
‫ببین همه چقدر خوشحالن، به چهره‌هاشون نگاه کن

572
00:41:18,708 --> 00:41:22,625
‫چرا کسی بخواد نافرمانی و شورش کنه، عزیزم؟
‫چقدر حیرت‌انگیز!

573
00:41:22,708 --> 00:41:27,250
‫می‌تونم سحر و جادوی توی هوا رو حس کنم
‫که با یه پائیای ساده و یه‌کم آبجو ایجاد شده

574
00:41:27,333 --> 00:41:29,583
‫همه آدم‌رباها رو تشویق کنن!

575
00:41:29,666 --> 00:41:32,625
‫اینقدر چرت و پرت نگو و دهن کوفتیت رو ببند

576
00:41:33,333 --> 00:41:34,875
‫باید بذارید من برم

577
00:41:35,666 --> 00:41:37,416
‫من سرش رو با یه چوب داغون کردم

578
00:41:37,500 --> 00:41:40,300
‫اگه من رو دست و پا بسته مثل یه بره
‫اینجا ول کنی، خودت باعث کشته شدنم میشی،

579
00:41:40,375 --> 00:41:42,333
‫حرومزاده بذار من برم، خواهش می‌کنم

580
00:41:43,416 --> 00:41:46,208
‫وقتی فرار می‌کرد نکشتت، چرا الان باید بکشدت؟

581
00:41:47,666 --> 00:41:48,916
‫لازم نیست نگران چیزی باشی

582
00:41:49,000 --> 00:41:50,500
‫بقیه پیداش می‌کنن

583
00:41:51,583 --> 00:41:54,333
‫عالیه، پس دارن دنبالش می‌گردن.
‫خوب شد فهمیدم

584
00:41:54,416 --> 00:41:55,416
‫عالیه

585
00:41:55,833 --> 00:41:57,791
‫خیلی خوبه که فهمیدم

586
00:41:57,875 --> 00:42:00,833
‫اینجا گذاشتنت که نقش پرستار بقیه رو بازی کنی

587
00:42:01,583 --> 00:42:02,833


588
00:42:02,916 --> 00:42:04,750
‫چه تصمیم محشری، نه؟

589
00:42:05,541 --> 00:42:06,708
‫کی همچین تصمیمی گرفت؟

590
00:42:12,791 --> 00:42:14,375
‫اونا ریو رو فرستادن

591
00:42:16,000 --> 00:42:18,625
‫یه مُخ کامپیوتر رو فرستادن

592
00:42:18,708 --> 00:42:22,708
‫که بره دنبال یه قاتل، یک حرفه‌ای،
‫خطرناک‌ترین فرد در اسپانیا

593
00:42:23,333 --> 00:42:24,708
‫چه ایده‌ی درخشانی

594
00:42:26,666 --> 00:42:30,708
‫یه بچه‌ی تباه و آسیب‌دیده
‫که حتی نمی‌تونست ماشه رو بکشه

595
00:42:31,541 --> 00:42:33,208
‫دست در دست زن سابقت

596
00:42:33,291 --> 00:42:35,625
‫تو بانک اسپانیا قدم می‌زنه و گریه می‌کنه

597
00:42:35,708 --> 00:42:36,875
‫چقدر زیبا

598
00:42:39,666 --> 00:42:41,500
‫اون، یکی‌یکی سلاخی‌شون می‌کنه

599
00:42:41,583 --> 00:42:44,791
‫چرا حالیت نمیشه که توکیو مسئول‌ـه؟

600
00:42:44,875 --> 00:42:46,708
‫قضیه سر عمل جراحی نایروبی نیست

601
00:42:47,125 --> 00:42:49,041
‫قضیه سر زنده مونده، برادر

602
00:42:50,041 --> 00:42:50,916
‫بیا اینجا

603
00:42:51,000 --> 00:42:52,375
‫- بیا اینجا
‫- چیه؟

604
00:42:52,458 --> 00:42:53,791
‫چه مرگته؟

605
00:42:56,041 --> 00:42:57,208
‫ببین...

606
00:42:57,291 --> 00:42:59,416
‫می‌دونم علاقه‌ی زیادی به توکیو داری

607
00:43:00,541 --> 00:43:02,458
‫می‌دونم باهم دورانی داشتید

608
00:43:04,875 --> 00:43:08,291
‫ولی واقعاً فکر می‌کنی اون رهبریه که الان لازم داریم؟

609
00:43:09,083 --> 00:43:10,875
‫واقعاً از صمیم قلبت...

610
00:43:15,333 --> 00:43:16,833
‫می‌تونی به توکیو اعتماد داشته باشی؟

611
00:43:26,416 --> 00:43:28,125
‫باید بذاری من برم، برادر

612
00:43:29,208 --> 00:43:31,250
‫خودت هم می‌دونی که کار درست همینه

613
00:43:31,333 --> 00:43:33,500
‫باید منو به طبقه‌‌ی بالا ببری

614
00:43:33,583 --> 00:43:35,333
‫باید بذاری من برم

615
00:43:36,708 --> 00:43:38,083
‫زودباش. هی

616
00:43:38,166 --> 00:43:39,833
‫دهنت رو ببند!

617
00:43:39,916 --> 00:43:41,500
‫ماتیاس، حواست باشه

618
00:43:47,875 --> 00:43:48,875
‫خیلی نزدیک بود!

619
00:43:49,458 --> 00:43:50,458
‫ریو!

620
00:43:51,458 --> 00:43:52,458
‫ریو!

621
00:43:52,541 --> 00:43:53,583
‫کجا داری میری؟

622
00:43:53,666 --> 00:43:56,041
‫می‌خوام اون مادر به خطا رو بکشم

623
00:43:56,125 --> 00:43:57,666
‫صبرکن!

624
00:44:03,958 --> 00:44:05,375
‫در مورد قبلاً متأسفم

625
00:44:06,666 --> 00:44:08,375
‫این قضیه یه گند به‌تمام معناست

626
00:44:09,333 --> 00:44:12,500
‫می‌خوام بدونی کاملاً مطمئنم که با مایی

627
00:44:13,166 --> 00:44:15,000
‫و می‌دونم هیچوقت بهمون خیانت نمی‌کنی

628
00:44:19,875 --> 00:44:22,291
‫- حالا بیا بریم سراغ اون حرومزاده
‫- بریم

629
00:45:52,583 --> 00:45:55,101
‫- پلیس ملی، چطور می‌تونم کمکتون کنم؟
‫- سزار گاندیا هستم

630
00:45:55,125 --> 00:45:57,625
‫فرمانده‌ی نیروهای امنیتی رئیس بانک اسپانیا

631
00:45:57,708 --> 00:46:00,559
‫از یه خط امن متعلق به وزارت کشور
‫دارم تماس می‌گیرم

632
00:46:00,583 --> 00:46:02,041
‫می‌تونید تأییدش کنید؟

633
00:46:02,125 --> 00:46:04,083
‫بله، این یه خط تلفن از داخل بانک اسپانیاست

634
00:46:04,541 --> 00:46:07,791
‫دقیقاً، منو به مرکز فرماندهی عملیاتی
‫که بیرون بانکه وصل کنید

635
00:46:07,875 --> 00:46:09,250
‫با اولویت کامل

636
00:46:14,208 --> 00:46:16,041
‫- بله؟
‫- این یه تماس با اولویت کامله

637
00:46:16,125 --> 00:46:17,541
‫- من سزار گاندیا هستم
‫- کی؟

638
00:46:17,625 --> 00:46:19,583
‫فرمانده‌ی نیروهای امنیتی رئیس بانک

639
00:46:19,666 --> 00:46:23,291
‫- من رو به سرهنگ تامایو وصل کن
‫- بله، بله، البته. سرهنگ!

640
00:46:27,333 --> 00:46:29,333
‫فرمانده‌ی نیروهای امنیتی رئیس بانکه

641
00:46:29,416 --> 00:46:32,096
‫- خیلی‌خب، اتاق رو خالی کن
‫- همگی اتاق رو تخلیه کنید

642
00:46:32,916 --> 00:46:34,375
‫سرهنگ تامایو هستم

643
00:46:34,750 --> 00:46:37,500
‫سرهنگ، تونستم فرار کنم. گاندیا هستم

644
00:46:37,583 --> 00:46:39,041
‫گاندیا، از کجا تماس گرفتی؟

645
00:46:39,750 --> 00:46:42,875
‫از اتاق امن. از طریق دوربین‌های مداربسته
‫و سیستم نظارت داخلی

646
00:46:42,958 --> 00:46:45,125
‫می‌تونم به تمام حرکات‌شون نظارت داشته باشم

647
00:46:45,208 --> 00:46:46,958
‫اتصالات بیرونی رو قطع کردم،

648
00:46:47,041 --> 00:46:48,921
‫تا اون حرومزاده‌ها نتونن شما رو از داخل ببینن

649
00:46:49,291 --> 00:46:50,666
‫منتظر دستورات شما هستم

650
00:46:52,458 --> 00:46:56,583
‫فعلاً هیچ‌کاری نکن. الان توی آتش‌بس هستیم

651
00:46:57,083 --> 00:46:59,541
‫آتش‌بس چیه، سرهنگ؟ چقدر طول می‌کشه؟

652
00:47:01,083 --> 00:47:03,666
‫،بیشتر از ۲۴ ساعت باقی مونده
‫نمی‌تونیم نقضش کنیم

653
00:47:03,750 --> 00:47:05,333
‫خبرش همه‌جا منتشر شده

654
00:47:05,416 --> 00:47:08,458
‫سرهنگ، ۲۴ ساعت دیگه این حرومزاده‌ها توی سنگاپورن

655
00:47:08,541 --> 00:47:10,000
‫یه حمله‌ی هماهنگ با من رو ترتیب بدید

656
00:47:10,083 --> 00:47:11,803
‫باهمدیگه می‌تونیم از دو جناح بهشون حمله کنیم

657
00:47:11,875 --> 00:47:13,625
‫درعرض ۱۰ دقیقه همه‌چی تموم میشه

658
00:47:14,125 --> 00:47:15,458
‫دست‌هام بسته‌ست گاندیا

659
00:47:15,541 --> 00:47:18,916
‫رئیس‌جمهور نمی‌خواد توی مرکز مادرید
‫زد و خورد دیگه‌ای باشه

660
00:47:20,833 --> 00:47:22,875
‫قربان، من سلاح‌های خودکار دارم

661
00:47:22,958 --> 00:47:24,291
‫نارنجک، همه‌چی

662
00:47:24,375 --> 00:47:26,375
‫من دست روی دست نمی‌ذارم تا فرار کنن

663
00:47:26,458 --> 00:47:27,958
‫من آتش‌بس رو امضا نکردم

664
00:47:28,375 --> 00:47:29,583
‫می‌فهمید چی میگم؟

665
00:47:39,583 --> 00:47:43,333
‫به‌طور رسمی، فقط می‌تونم بهت دستور بدم
‫منتظر باشی و دست به هیچ اقدامی نزنی

666
00:47:44,291 --> 00:47:46,708
‫با اینکه این کاری نیست که دوست دارم انجام بدی

667
00:47:47,208 --> 00:47:48,583
‫و این یعنی‌چی؟

668
00:47:49,416 --> 00:47:52,583
‫یعنی هرکاری انجام بدی
‫به عنوان دفاع از خود درنظر گرفته میشه

669
00:47:52,666 --> 00:47:54,416
‫مشکل قانونی گریبان‌گیرت نمیشه

670
00:47:54,833 --> 00:47:57,416
‫اگه همه‌شون رو از بین ببری، برای من،

671
00:47:57,500 --> 00:48:00,250
‫مقامات مسئول و دولت این کشور، یه قهرمانی

672
00:48:00,750 --> 00:48:01,750
‫فهمیدم، سرهنگ

673
00:48:03,000 --> 00:48:04,000
‫موفق باشی

674
00:48:04,541 --> 00:48:06,291
‫مهم‌ترین لحظات،

675
00:48:06,375 --> 00:48:09,291
‫اونایی هستن که متوجه‌تون می‌کنن
‫هیچ راه برگشتی وجود نداره

676
00:48:09,958 --> 00:48:13,041
‫که از یه خط عبور کردید
‫و حالا اونطرف خط گیر افتادید

677
00:48:13,666 --> 00:48:15,250
‫،و چه خوشتون بیاد چه نیاد

678
00:48:16,291 --> 00:48:18,041
‫همه‌چی قراره تغییر کنه،

679
00:48:18,625 --> 00:48:20,791
‫پس باید به زمان حال بچسبید،

680
00:48:20,875 --> 00:48:23,125
‫انگار که می‌تونید جلوی رخ دادن فاجعه رو بگیرید

681
00:48:25,458 --> 00:48:27,250
‫خب، کجا بودیم؟

682
00:48:27,750 --> 00:48:29,458
‫حدس می‌‌زنم متعجب نمیشی

683
00:48:32,250 --> 00:48:33,833
‫ولی ما رسیدیم به میندانائو،

684
00:48:33,916 --> 00:48:37,125
‫و مادر و دخترت دیگه اونجا نبودن. تادا

685
00:48:39,166 --> 00:48:40,666
‫باید بهت تبریک بگم

686
00:48:42,916 --> 00:48:43,916
‫ولی می‌دونی چیه؟

687
00:48:46,000 --> 00:48:47,000
‫نمی‌خوام بگم

688
00:48:47,500 --> 00:48:51,208
‫چون موضوع اینه که ریو کوچولو
‫قبل از اینکه وارد بانک بشه،

689
00:48:51,875 --> 00:48:54,375
‫اسم همه‌ی انتقال‌دهنده‌ها رو بهم گفت

690
00:49:01,166 --> 00:49:03,625
‫و این رو به پروفسور نگفته

691
00:49:04,583 --> 00:49:06,125
‫داشتم گوش می‌دادم، می‌دونی؟

692
00:49:21,125 --> 00:49:24,666
‫فکر می‌کنی چقدر طول می‌کشه
‫که مادر و خواهرت رو بهم بده؟

693
00:49:41,916 --> 00:49:44,000
‫- پروفسور؟
‫- بله، آنتونیانزاس؟

694
00:49:44,708 --> 00:49:47,416
‫نمی‌دونم چطور این رو بهتون بگم
‫و می‌دونم نباید بگم، ولی...

695
00:49:49,958 --> 00:49:50,958
‫ولی چی؟

696
00:50:03,958 --> 00:50:06,833
‫با دستوری که تامایو در کمال خونسردی داد،
‫آدم‌های اونجا قراره بمیرن

697
00:50:06,916 --> 00:50:08,875
‫- این یه جنایته
‫- چه‌خبر شده، بنیتو؟

698
00:50:09,625 --> 00:50:12,791
‫گاندیا، فرمانده‌ی نیروهای امنیتی بانک تماس گرفت

699
00:50:12,875 --> 00:50:14,715
‫توی اتاق امن بانکه، با تسلیحات کامل نظامی

700
00:50:14,791 --> 00:50:16,208
‫اتاق امن کجاست؟

701
00:50:17,125 --> 00:50:20,291
‫نمی‌دونم، ولی دوربین داره و می‌تونه همه‌چی رو ببینه

702
00:50:34,208 --> 00:50:35,208
‫توکیو

703
00:50:36,958 --> 00:50:38,500
‫- توکیو
‫- پروفسور

704
00:50:38,583 --> 00:50:42,375
‫گوش‌کن، گاندیا مسلحه، یه اتاق امن داره

705
00:50:43,500 --> 00:50:46,250
‫- چی؟
‫- یه اتاق امن داره،

706
00:50:46,333 --> 00:50:48,125
‫می‌تونه شما رو ببینه و می‌دونه کجائید

707
00:50:48,208 --> 00:50:50,000
‫باید همه رو پیش هم جمع کنی

708
00:50:53,083 --> 00:50:54,208
‫توکیو؟

709
00:51:05,041 --> 00:51:06,041
‫توکیو؟

710
00:51:08,708 --> 00:51:09,708
‫توکیو؟

711
00:51:10,125 --> 00:51:11,125
‫توکیو؟

712
00:51:15,000 --> 00:51:20,125
‫« Sorrow ترجمه از: سمیــرا »
‫:: @SorrowSubs ::..

