‫﻿۱
00:00:11,250 --> 00:00:13,434
‫- بابا؟
‫- خب، باهاش صحبت می‌کنم

2
00:00:13,458 --> 00:00:15,218
‫- قول؟
‫- حتماً

3
00:00:15,291 --> 00:00:17,250
‫- به زودی انجامش میدیم
‫- خیلی‌خب

4
00:00:17,333 --> 00:00:18,916
‫بابا! بابا، داره میاد

5
00:00:19,000 --> 00:00:20,541
‫- داره میاد
‫- آروم باش

6
00:00:20,625 --> 00:00:22,505
‫- اوناهاش
‫- ازش می‌پرسم

7
00:00:23,250 --> 00:00:24,500
‫پروفسور...

8
00:00:24,583 --> 00:00:26,625
‫پروفسور، یه‌کم قهوه...

9
00:00:26,708 --> 00:00:28,666
‫میل نمی‌کنید؟

10
00:00:28,750 --> 00:00:30,833
‫خب، چرا. ممنون میشم، مرسی

11
00:00:32,041 --> 00:00:33,041
‫صبح بخیر

12
00:00:37,833 --> 00:00:39,000
‫اینم از قهوه‌تون

13
00:00:39,083 --> 00:00:40,333
‫شیرینی هم میل دارین، پروفسور؟

14
00:00:40,416 --> 00:00:41,583
‫باشه...

15
00:00:42,208 --> 00:00:43,208
‫تشکر

16
00:00:48,166 --> 00:00:49,666
‫سؤالی ازم دارین؟

17
00:00:49,750 --> 00:00:51,583
‫هوم...

18
00:00:52,375 --> 00:00:53,375
‫اوه

19
00:00:54,333 --> 00:00:56,500
‫- فقط یه مسئلۀ کوچیکـه
‫- خب...

20
00:00:56,583 --> 00:00:58,166
‫یه سؤال کوچیک

21
00:00:59,166 --> 00:01:00,416
‫شما برادر دارین؟

22
00:01:01,125 --> 00:01:04,750
‫خواهش می‌کنم، سؤال شخصی‌‌ نپرسین.
‫این از اصلی‌ترین و ابتدایی‌ترین قوانینـه، پس لطفاً...

23
00:01:04,833 --> 00:01:08,333
‫خب، من یه رفیقی دارم.
‫اونـ... مثل داداشمـه.

24
00:01:08,750 --> 00:01:10,291
‫،توی معدن باهم همکار بودیم

25
00:01:10,375 --> 00:01:12,166
‫باهم سرقت کردیم و باهم حبس کشیدیم

26
00:01:12,250 --> 00:01:16,375
‫مشکل اینـه که من الان آزادم و
‫اون پنج سال دیگه از حبسش مونده.

27
00:01:16,458 --> 00:01:19,125
‫- پنج سال، پروفسور!
‫- باشه، خب، فقطـ...

28
00:01:19,208 --> 00:01:22,166
‫می‌تونم بگم متأسفم چون نمی‌دونم در مورد
‫،قضیۀ این دوست یا برادر یا هرکی که هست

29
00:01:22,250 --> 00:01:24,333
‫چه کمکی ازم ساخته‌ست

30
00:01:24,416 --> 00:01:25,958
‫نه، مسئله پسرشـه

31
00:01:26,041 --> 00:01:28,291
‫- پسرش؟
‫- بله، خوانیتو. پسرخوندۀ تعمیدی منـه

32
00:01:28,375 --> 00:01:30,291
‫برای منم مثل یه داداشـه

33
00:01:30,375 --> 00:01:33,708
‫،بهش قول دادم که وقتی آزاد شدم
‫حواسم بهش باشه.

34
00:01:33,791 --> 00:01:37,833
‫خیلی وقت هم هست که ندیدیمش و
‫شنیدیم که اوضاعش روبه‌راه نیست.

35
00:01:37,916 --> 00:01:40,458
‫بی‌کار شده، تقریباً بی‌خانمانـه

36
00:01:40,541 --> 00:01:44,291
‫،پیش خودم گفتم اگه بیاریمش اینجا
‫شانس یه شروع دوباره رو بهش می‌دیم.

37
00:01:44,375 --> 00:01:46,708
‫به نظرت به نفعشـه که اون رو درگیر یه سرقت کنیم؟

38
00:01:46,791 --> 00:01:48,375
‫این سرقت محشر ـه

39
00:01:48,458 --> 00:01:50,250
‫مثلاً شما یه نگاه به همین بچه بنداز

40
00:01:50,333 --> 00:01:52,583
‫تو عمرم ندیدم رو چیزی اینقدر متمرکز باشه

41
00:01:52,666 --> 00:01:56,750
‫،اگه هم موفقیت‌آمیز باشه، وقتی به صد نفر سهم می‌رسه
‫یه نفر هم بیشتر بشه مشکلی پیش نمیاد.

42
00:01:56,833 --> 00:01:59,833
‫- مسکو، واقعاً متأسفم
‫- پروفسور، این یارو کارش عالیـه

43
00:01:59,916 --> 00:02:01,833
‫نه. مهم نیست که کارش عالیـه یا نه

44
00:02:01,916 --> 00:02:03,708
‫تو همه‌جور کاری وارده

45
00:02:03,791 --> 00:02:05,250
‫،پس فکرکردین چرا

46
00:02:05,333 --> 00:02:07,458
‫اسم دنور و مسکو و

47
00:02:07,541 --> 00:02:09,291
‫هِلسینکی روتون گذاشتیم؟ واسه امنیت کاره

48
00:02:09,375 --> 00:02:13,083
‫هیچ‌کس قرار نیست توی سرقت اسم بقیه افراد رو بلد باشه.
‫نمیشه که...

49
00:02:13,166 --> 00:02:14,291
‫مسکو، گوش کن ببین چی میگم

50
00:02:14,375 --> 00:02:17,708
‫تا همین الانشم واسه آوردن پسرت استثنا قائل شدم.
‫اونوقت حالا نوبت پسرخونده‌تـه؟

51
00:02:17,791 --> 00:02:21,000
‫،اینکه کسب و کار خونوادگی نیست تا مثلاً
‫یهو واسه پسرخاله‌ت هم شغل ردیف کنیم.

52
00:02:21,083 --> 00:02:23,000
‫وایسا ببینم. چی کُس میگی واسه خودت، بچه خرخون؟

53
00:02:23,083 --> 00:02:24,601
‫- چی؟
‫- هی، هی. درست صحبت کن!

54
00:02:24,625 --> 00:02:26,465
‫صبرکن ببینم.
‫،داریم در مورد کسی حرف می‌زنیم که

55
00:02:26,500 --> 00:02:28,380
‫- تقریباً بی‌خانمان شده، بابا
‫- آروم باش

56
00:02:28,416 --> 00:02:30,892
‫ما جونمون رو به‌خاطر این لاشی به خطر می‌اندازیم و
‫،اونوقت اون

57
00:02:30,916 --> 00:02:32,708
‫یه مُشت کُس‌شعر در مورد اسم شهرها تحویل‌مون میده؟

58
00:02:32,791 --> 00:02:35,875
‫پروفسور، می‌دونی اسم دنور به چه کار من میاد؟

59
00:02:35,958 --> 00:02:38,916
‫فقط به درد این می‌خوره شیافش کنم بره تو کونت.
‫چون اسم من دنی ـه.

60
00:02:39,000 --> 00:02:41,333
‫از اول عمرم اسمم دنی بوده.
‫یه چیز دیگه هم بهت بگم.

61
00:02:41,416 --> 00:02:44,375
‫نقشه‌ت، نقشۀ مثلاً بی‌نقصت واسه
‫،سرقت از ضرابخانۀ سلطنتی اسپانیا

62
00:02:44,458 --> 00:02:46,625
‫کُس‌شعره. کُس‌شعر محضـه

63
00:02:46,708 --> 00:02:48,375
‫یه چاپ‌گر طبقۀ پایین هست

64
00:02:48,458 --> 00:02:51,125
‫می‌تونیم اسکناس‌ها رو همین‌جا چاپ کنیم و کلی کارمون آسون‌تره

65
00:02:51,208 --> 00:02:52,875
‫واقعاً به‌خاطر قهوه ممنونم

66
00:02:57,541 --> 00:03:01,250
‫آخرین بارت باشه که باهاش اینطوری صحبت می‌کنی ها. حالیتـه؟

67
00:03:01,333 --> 00:03:03,000
‫من رو سرافکنده می‌کنی

68
00:03:03,750 --> 00:03:04,958
‫اون تحصیل‌کرده و روشن‌فکر ـه

69
00:03:06,041 --> 00:03:07,750
‫خب، آخه مجبوریم یه کاری بکنیم

70
00:03:08,791 --> 00:03:11,416
‫باید به این مرد اعتماد داشته‌باشی.
‫باید براش احترام قائل شی.

71
00:03:11,500 --> 00:03:13,291
‫- فکرکردی براش احترام قائل نیستم؟
‫- نه!

72
00:03:13,833 --> 00:03:17,250
‫نه، نه، نه. مسئله اینه که شاید حرف این بچه بی‌راه هم نباشه

73
00:03:17,333 --> 00:03:20,708
‫،اگه توی خونه اسکناس‌ها رو چاپ کنیم
‫احتمال بروز خیلی مشکلات از بین میره و

74
00:03:20,791 --> 00:03:23,375
‫مجبورم نمی‌شیم پولی خرج اسلحه و

75
00:03:23,458 --> 00:03:25,500
‫مهمات بکنیم، مگه نه؟

76
00:03:26,291 --> 00:03:28,208
‫دنور، تو چاپ‌گر رو برامون بیار

77
00:03:28,291 --> 00:03:30,416
‫ما هم اسکناس‌ها رو از اینترنت دانلود می‌کنیم

78
00:03:31,916 --> 00:03:32,916
‫عالی میشه، استاد

79
00:03:32,958 --> 00:03:34,458
‫نه، نه، نه

80
00:03:34,541 --> 00:03:35,541
‫حتی بهتر از اون...

81
00:03:35,583 --> 00:03:38,375
‫من می‌تونم اسکناس‌ها رو بکشم و
‫تو هم رنگ‌آمیزی‌شون کنی

82
00:03:38,458 --> 00:03:41,291
‫روزی دو اسکناس می‌تونیم آماده کنیم

83
00:03:41,375 --> 00:03:45,083
‫هوم؟ به هر حال من که خیلی به استعداد و هنرم می‌نازم

84
00:03:46,500 --> 00:03:48,000
‫اسمش رو می‌ذارم

85
00:03:48,083 --> 00:03:49,958
‫عشق آتشین به خوانیتو

86
00:03:50,041 --> 00:03:51,666
‫می‌خواید هی به من گیربدین و رو مخم راه برین؟

87
00:03:51,750 --> 00:03:53,630
‫،چون اونوقت منم شاید مجبور بشم
‫بزنم دهنت رو سرویس کنم و

88
00:03:53,666 --> 00:03:56,186
‫لازم بشه یه ردیف دندون جدید برات چاپ کنیم.
‫خیلی چُس‌نمک هستی.

89
00:03:56,250 --> 00:03:57,541
‫همه‌تون برین کونتون رو بدین بابا!

90
00:03:57,625 --> 00:04:00,166
‫دنور، جوش نزن. شوخیـه

91
00:04:09,666 --> 00:04:12,416
‫به هوش که اومدم دیدم اسیر یکی از گروگان‌هامون هستم

92
00:04:12,916 --> 00:04:13,958
‫با دست‌های بسته

93
00:04:14,041 --> 00:04:16,250
‫سردرگم، در حالی که یه دیوانه روبه‌روم بود

94
00:04:17,041 --> 00:04:19,833
‫ممکن بود آزادیم رو از دست بدم و زمان می‌گذشت

95
00:04:20,916 --> 00:04:23,791
‫فقط ۱۵ دقیقه بعد از اینکه چشم‌هام رو باز کردم

96
00:04:24,458 --> 00:04:26,958
‫گاندیا احتمالاً به بیشتر افراد گروه حمله کرده

97
00:04:32,500 --> 00:04:34,375
‫چیکار می‌کنی؟ هوم؟

98
00:04:34,791 --> 00:04:37,708
‫- اگه دست‌هات بسته نبود، داغونت می‌کردم
‫- آزادم کن

99
00:04:38,833 --> 00:04:40,333
‫تا ببینیم کی کی رو داغون می‌کنه

100
00:04:48,916 --> 00:04:50,166
‫چرا من رو نکُشتی؟

101
00:04:50,875 --> 00:04:51,916
‫من یه قاتل نیستم

102
00:04:52,000 --> 00:04:53,375
‫قاتل نیستی؟!

103
00:04:54,625 --> 00:04:58,083
‫سعی کردی نایروبی و هلسینکی رو بکُشی
‫اونوقت میگی قاتل نیستی؟

104
00:05:00,875 --> 00:05:02,666
‫پس چرا من رو نکُشتی؟

105
00:05:04,083 --> 00:05:05,500
‫تو هیولای در غل و زنجیر من هستی

106
00:05:06,250 --> 00:05:07,250
‫پس خودت کی‌ای؟

107
00:05:10,500 --> 00:05:12,291
‫خودت چه خری هستی؟

108
00:05:13,250 --> 00:05:14,375
‫من رام‌کننده‌ت هستم

109
00:05:15,541 --> 00:05:17,291
‫شانس باهات یاره

110
00:05:18,458 --> 00:05:20,083
‫قشنگ رام و اهلیت می‌کنم

111
00:05:27,750 --> 00:05:29,510
‫یه بار دیگه بخوای بهم لگد بزنی

112
00:05:29,583 --> 00:05:31,063
‫چنان می‌زنم داغونت می‌کنم که

113
00:05:31,125 --> 00:05:33,541
‫هیچ‌کدوم از اعضای گروه‌تون دیگه نشناسنت

114
00:05:33,625 --> 00:05:34,458
‫جُم نخور

115
00:05:34,541 --> 00:05:35,875
‫از جات جُم نمی‌خوری

116
00:05:37,000 --> 00:05:38,120
‫بی‌حرکت بمون

117
00:05:40,250 --> 00:05:42,333
‫گوش کن ببین چی میگم. برات توضیح میدم

118
00:05:42,416 --> 00:05:43,416
‫خیلی ساده‌ست

119
00:05:46,333 --> 00:05:47,625
‫ای مادرجنده

120
00:05:47,708 --> 00:05:49,083
‫هیس، نگاه کن

121
00:05:51,583 --> 00:05:53,208
‫اولین ورقم تویی

122
00:05:54,958 --> 00:05:55,958
‫گُم‌شده

123
00:05:56,750 --> 00:05:59,000
‫چاره‌ای ندارن جز اینکه دنبالت بگردن و

124
00:05:59,583 --> 00:06:01,583
‫این گشتن حسابی بهم‌شون می‌ریزه

125
00:06:05,208 --> 00:06:06,875
‫چنددستگی توشون می‌افته و عصبی می‌شن

126
00:06:07,500 --> 00:06:08,875
‫از همین الان برنده ام

127
00:06:10,750 --> 00:06:12,458
‫ورق بعدی...

128
00:06:13,583 --> 00:06:14,583
‫از هم پاشوندن گروه‌تون

129
00:06:15,416 --> 00:06:17,166
‫براتون سؤال نشد چطور فرار کردم؟

130
00:06:24,666 --> 00:06:25,666
‫گاندیا هستم

131
00:06:25,708 --> 00:06:28,333
‫رئیس حفاظت بانک مرکزی اسپانیا

132
00:06:28,416 --> 00:06:29,791
‫در حال حاضر مخفی شدم

133
00:06:30,250 --> 00:06:33,666
‫جام امنـه و قادرم هر کاری که لازمـه

134
00:06:33,750 --> 00:06:35,833
‫برای باز‌پس‌گیری کنترل کامل و امنیت اینجا

135
00:06:35,916 --> 00:06:38,916
‫- بکنمـ...
‫- می‌خواد همه‌مون رو بکُشه!

136
00:06:39,000 --> 00:06:40,916
‫از هم جدا نشید، زیر نظرتون داره!

137
00:06:41,583 --> 00:06:42,783
‫همینطور که شنیدین

138
00:06:42,833 --> 00:06:44,791
‫شخص فوق‌العاده‌ای هم همراه منـه

139
00:07:40,200 --> 00:07:51,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">TAMAGOTCHi</font> ترجمه و زیرنویس از

140
00:07:52,125 --> 00:07:54,000
‫بهتره که رفتارت رو درست کنی

141
00:07:54,583 --> 00:07:57,750
‫،چون اگه رفتارت درست نباشه
‫کاری می‌کنم کامل بی‌حرکت شی و هیچی ازت برنیاد.

142
00:07:58,375 --> 00:08:02,250
‫دست‌وپابسته با یه دهن‌بند و یه چشم‌بند

143
00:08:02,916 --> 00:08:06,125
‫اونوقت دیگه نمی‌تونیم بیشتر باهم آشنا بشیم

144
00:08:06,875 --> 00:08:07,875
‫شیرفهم شدی؟

145
00:08:09,416 --> 00:08:10,500
‫خوبه

146
00:08:15,375 --> 00:08:17,916
‫می‌خوام در این لحظه از پالرمو تشکر کنم

147
00:08:18,541 --> 00:08:20,750
‫،توصیۀ اون به ایجاد دررفتگی عمدی انگشت شَستم

148
00:08:20,833 --> 00:08:23,708
‫واسه خلاص شدن از شر دستبنده که، باعث شده الان آزاد باشم

149
00:08:23,791 --> 00:08:26,666
‫ضمن تشکر از اون، امیدوارم بتونم به همه‌تون کمک کنم

150
00:08:26,750 --> 00:08:28,166
‫خب، ماجرا حسابی قراره جالب بشه

151
00:08:33,541 --> 00:08:34,583
‫راستـه؟

152
00:08:34,666 --> 00:08:37,916
‫،اگه ترجیح میدین به جای حرف همکارتون
‫حرف یه روانی رو باور کنید، باشه.

153
00:08:38,000 --> 00:08:40,041
‫انتخاب با خودتونـه

154
00:08:40,625 --> 00:08:42,375
‫زر زر نکن، مادرجنده

155
00:08:57,125 --> 00:08:59,642
‫- آقای دنور، من باید برم دستشویی
‫- الان وقت مناسبی نیست

156
00:08:59,666 --> 00:09:00,916
‫دارم بهتون میگم که...

157
00:09:02,750 --> 00:09:04,833
‫بدجور دل‌درد دارم

158
00:09:05,375 --> 00:09:07,541
‫باید فوراً برم دستشویی

159
00:09:17,916 --> 00:09:18,916
‫چه مشکلی پیش اومده؟

160
00:09:19,166 --> 00:09:20,458
‫موزه خیلی بزرگـه و

161
00:09:22,958 --> 00:09:26,375
‫کنترل ۶۰، ۷۰ تا گروگان کار سختیـه

162
00:09:26,458 --> 00:09:28,708
‫با این آمار و ارقام ممکنه شورش به پا بشه

163
00:09:30,208 --> 00:09:31,208
‫نه

164
00:09:31,625 --> 00:09:33,791
‫همچین کاری براشون حکم خودکُشی داره و
‫،تحت اونطور شرایط

165
00:09:33,875 --> 00:09:35,555
‫حس غریزی‌ای که غلبه می‌کنه در امان موندنـه

166
00:09:36,791 --> 00:09:37,791
‫نه

167
00:09:38,208 --> 00:09:39,208
‫ترس

168
00:09:39,583 --> 00:09:42,500
‫ترس و حتی ترس بیشتر باعث میشه که
‫تصمیمات احمقانه‌ای بگیرن.

169
00:09:42,583 --> 00:09:46,000
‫،مثلاً عاجزانه به یکی از افرادمون حمله کنن
‫حتی با وجود اینکه تفنگ ام۱۶ دستشـه.

170
00:09:48,916 --> 00:09:51,083
‫- پیشنهادت چیه؟
‫- نفوذی بفرستیم بینشون

171
00:09:52,625 --> 00:09:56,791
‫اینجوری هیچ تماس مستقیمی با ما ندارن مگه اینکه آشوبی به پا بشه

172
00:09:56,875 --> 00:10:00,125
‫،و در صورتی که هیچ مشکلی پیش نیاد
‫اونا هم قاطی بقیۀ گروگان‌ها میرن.

173
00:10:00,416 --> 00:10:03,875
‫کاریـه که حتی یه میمون سیگاریِ
‫سیرک "برادران رینگلینگ" هم از پسش برمیاد.

174
00:10:06,250 --> 00:10:09,208
‫شاید حتی اون یارو خوانیتو هم بتونه انجامش بده

175
00:10:17,083 --> 00:10:18,083
‫همینـه

176
00:10:35,666 --> 00:10:36,666
‫اونـه؟

177
00:10:37,208 --> 00:10:38,208
‫- نه
‫- نه

178
00:10:39,083 --> 00:10:40,916
‫- خب، این اتوبوسش بود
‫- آره

179
00:10:41,416 --> 00:10:45,625
‫- این اتفاق نشونۀ خوبی نیست. باید بریم
‫- نه، پروفسور. شاید اشتباه کرده

180
00:10:45,708 --> 00:10:48,166
‫حتماً. یا شاید مثلاً تو یه ایستگاه دیگه پیاده شده

181
00:10:48,250 --> 00:10:50,750
‫یا شاید خواب مونده و هنوز سوار اتوبوسـه

182
00:10:56,250 --> 00:10:57,250
‫پدرخونده

183
00:11:04,500 --> 00:11:05,500
‫خدایا!

184
00:11:05,916 --> 00:11:06,916
‫خودمم

185
00:11:08,583 --> 00:11:09,625
‫خوانیتو؟

186
00:11:11,125 --> 00:11:12,125
‫خولیا

187
00:11:13,625 --> 00:11:15,166
‫خیلی وقتـه همدیگه رو ندیدیم، نه؟

188
00:11:17,166 --> 00:11:19,041
‫خیلی خوشگل شدی، خولیا

189
00:11:20,000 --> 00:11:21,000
‫خب...

190
00:11:21,833 --> 00:11:24,333
‫همیشه خوش‌تیپ بودی ها. منظورم خوشگلـه

191
00:11:25,125 --> 00:11:26,125
‫چشم‌هات

192
00:11:26,166 --> 00:11:27,958
‫لب‌هات، لبخندت

193
00:11:28,041 --> 00:11:29,916
‫واقعاً خوشگلی، خولیا

194
00:11:37,666 --> 00:11:39,458
‫همه‌چی روبه‌راهـه، دنیل؟

195
00:11:40,875 --> 00:11:42,208
‫انگار وحشت کردی

196
00:11:42,291 --> 00:11:46,708
‫نه، وحشت نکردم. نه، نه.
‫به نظرم واقعاً عالیـه.

197
00:11:47,208 --> 00:11:49,333
‫،اصلاً... می‌دونی، هرکسی اختیار داره

198
00:11:49,416 --> 00:11:51,458
‫هر موقع هرکاری که دلش می‌خواد بکنه

199
00:11:52,291 --> 00:11:53,291
‫خب پس

200
00:11:53,625 --> 00:11:57,708
‫خب، فقط مشکل اینـه وقتی به چشم‌هات زل می‌زنم
‫هنوز خوانیتو هستی ولیـ...

201
00:11:58,625 --> 00:11:59,625
‫واقعاً خوشگل شدی!

202
00:12:01,666 --> 00:12:02,958
‫بیا اینجا ببینم. بیا بغلم

203
00:12:03,041 --> 00:12:04,041
‫خیلی‌خب

204
00:12:07,791 --> 00:12:09,500
‫راستی پدرت در جریانـه؟

205
00:12:09,583 --> 00:12:12,166
‫آخه یه سال پیش دیدمش ولی هیچ حرفی در این مورد نزد

206
00:12:12,750 --> 00:12:14,583
‫بابام مشوقمـه و ازم حمایت می‌کنه

207
00:12:14,666 --> 00:12:17,583
‫،همیشه می‌گفت دلش می‌خواسته دختر داشته‌باشه
‫پس حلـه دیگه.

208
00:12:19,666 --> 00:12:20,666
‫ایشون کی هستن؟

209
00:12:23,083 --> 00:12:24,833
‫مغز متفکر، نه؟

210
00:12:28,875 --> 00:12:30,166
‫آره، مغز متفکر

211
00:12:31,583 --> 00:12:33,458
‫حالا واسه این سرقت لازمـه چیکار کنیم؟

212
00:12:33,875 --> 00:12:37,000
‫گاندیا داره راستش رو میگه.
‫پالرمو کمکش کرد از شر دستبند خلاص شه.

213
00:12:37,083 --> 00:12:39,476
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- دیدم به انگشت شستش اشاره می‌کرد

214
00:12:39,500 --> 00:12:42,708
‫همه‌ش باهم صحبت می‌کردن.
‫پالرمو کل روز هی می‌رفت پیشش.

215
00:12:42,791 --> 00:12:45,059
‫- اونوقت تو هیچی نگفتی؟
‫- آخه حرف‌هاشون رو نمی‌شنیدم

216
00:12:45,083 --> 00:12:47,166
‫نمی‌دونستم که بهش میگه انگشتش رو بشکنه!

217
00:12:47,250 --> 00:12:49,041
‫خب می‌رفتی جلوتر. به‌خاطر همینـه که اینجایی ها!

218
00:12:49,125 --> 00:12:52,750
‫،نه، نه، نه، نه. اینجام که حواسم به گروگان‌ها باشه
‫نه به افراد گروه.

219
00:12:56,791 --> 00:12:57,875
‫هوم...

220
00:12:58,958 --> 00:13:00,458
‫آدم اینجا خیلی چیزها به گوشش می‌رسه

221
00:13:00,541 --> 00:13:01,958
‫- آره، می‌دونم
‫- هوم

222
00:13:03,000 --> 00:13:04,000
‫نایروبی چطوره؟

223
00:13:04,041 --> 00:13:07,000
‫خب، هنوز با تمام توان سعی می‌کنه بهبود پیدا ‌کنه

224
00:13:08,000 --> 00:13:10,125
‫توکیو هم که دزدیده شده. دو نفر حذف شدن

225
00:13:10,208 --> 00:13:13,208
‫اوضاع داره یه خرده به‌گایی میشه، نه؟

226
00:13:13,791 --> 00:13:14,791
‫خولیا

227
00:13:15,375 --> 00:13:16,375
‫چی می‌خوای؟

228
00:13:17,583 --> 00:13:20,541
‫می‌خوام بذاری برم پیش بقیه، یه اسلحه بهم بده و
‫بذار پیش بقیه باشم.

229
00:13:20,625 --> 00:13:22,825
‫چون از بس یه جا ثابت نشستم دیگه کونم خواب رفته...

230
00:13:22,875 --> 00:13:25,476
‫،واسه اینکه شاید یه وقت اوضاع به‌گایی‌تر بشه
‫باید فکرکنن تو گروگان هستی.

231
00:13:25,500 --> 00:13:28,142
‫- به‌گایی‌تر؟ قراره از این بدترم بشه؟
‫- کُس‌کلک‌بازی درنیار و برگرد بشین سر جات

232
00:13:28,166 --> 00:13:29,375
‫خدایا! حتی ماتیاس هم اسلحه داره!

233
00:13:29,458 --> 00:13:31,517
‫از خودش بزرگ‌تره.
‫حتی بلد نیست اون رو درست بگیره دستش.

234
00:13:31,541 --> 00:13:33,301
‫نه، نه. گوش کن ببین چی میگم.
‫تحت هر شرایطی دستورات باید رعایت بشن.

235
00:13:33,375 --> 00:13:35,375
‫کاری که باید بکنی اینه که برگردی سر جات

236
00:13:35,458 --> 00:13:38,000
‫خب دستورات رو که تو میدی چون تو اینجا رئیسی

237
00:13:38,083 --> 00:13:40,750
‫- من؟! منظورت از "من رئیسم" چیه؟
‫- معلومـه که الان تو رئیسی!

238
00:13:40,833 --> 00:13:41,666
‫نایروبی که تیر خورده

239
00:13:41,750 --> 00:13:44,791
‫توکیو دزدیده‌شده. پالرمو هم...
‫خب، هیچ‌کس نمی‌تونه به پالرمو اعتماد کنه.

240
00:13:44,875 --> 00:13:46,875
‫دو دو تا چهارتا کن، دنی. نفر بعدی تویی.
‫تو رئیسی.

241
00:13:46,958 --> 00:13:49,041
‫داری بدجور رو مخم راه میری ها

242
00:13:50,666 --> 00:13:52,166
‫پس دستور بده دیگه

243
00:13:52,250 --> 00:13:55,500
‫ساده‌ست. بهم یه اسلحه و یه جلیقۀ ضدگلوله و
‫بقیۀ تجهیزاتی که دارین رو بده.

244
00:13:55,583 --> 00:13:56,583
‫درضمن...

245
00:13:57,333 --> 00:14:00,208
‫دیگه هم بهم بگو مانیل...
‫چون اسم من مانیل ـه، دنی.

246
00:14:00,625 --> 00:14:03,250
‫نه، مانیل نیستی. چون هنوزم یکی از گروگان‌هایی

247
00:14:03,333 --> 00:14:05,750
‫درضمن به من نگو دنی، اسم من دنور ـه

248
00:14:05,833 --> 00:14:06,833
‫دیگه باید بریم

249
00:14:07,458 --> 00:14:09,125
‫راستی یه چیز دیگه هم بهت بگم

250
00:14:09,500 --> 00:14:12,750
‫اونطوری به من زل نزن چون ملت بو می‌برن

251
00:14:12,833 --> 00:14:13,916
‫بهت زل نزنم؟!

252
00:14:14,541 --> 00:14:16,791
‫داشتم بهت علامت می‌دادم، اُسکل

253
00:14:16,875 --> 00:14:17,875
‫فکرکرده بهش زل زدم!

254
00:14:26,166 --> 00:14:28,833
‫اه، گندش بزنن.
‫این خراب‌شده انگار سونا ست.

255
00:14:30,000 --> 00:14:31,333
‫تهویه رو بزن

256
00:14:31,416 --> 00:14:33,541
‫اگه روشنش کنم می‌فهمن کجاییم

257
00:14:34,083 --> 00:14:36,500
‫- چه‌قدرم که حیف میشه
‫- همینطوره

258
00:14:36,583 --> 00:14:38,291
‫خیلی چیزها هست که باید در موردشون صحبت کنیم

259
00:14:39,791 --> 00:14:42,250
‫بدون تهویۀ هوا اکسیژن زیادی اینجا نیست

260
00:14:42,333 --> 00:14:44,416
‫پس توصیه می‌کنم که نفس‌هات رو جیره‌بندی کنی

261
00:14:47,041 --> 00:14:48,291
‫نمی‌خواد نگران من باشی

262
00:14:50,041 --> 00:14:53,375
‫،اونایی که اون بیرونن تونستن
‫وارد صندوق فوق امنیتی ذخایر ملی بشن.

263
00:14:53,458 --> 00:14:56,333
‫فکر کردی یه راه ورود به این انبار پیدا نمی‌کنن؟

264
00:14:57,416 --> 00:14:58,416
‫از الان خودت رو مُرده بدون!

265
00:14:58,500 --> 00:15:00,583
‫خیس عرقی.
‫میشه روپوش سرهمیت رو دربیارم؟

266
00:15:01,666 --> 00:15:03,625
‫اینجا نباید غیربهداشتی باشیم

267
00:15:03,708 --> 00:15:06,208
‫بهم دست بزنی دستت رو قطع می‌کنم، خارکُسه

268
00:15:08,291 --> 00:15:10,833
‫اوه، نه بابا؟
‫چه به سر اون بچه‌ای که اون بالا بود اومد؟

269
00:15:11,291 --> 00:15:12,916
‫اونی که موهاش فرفری بود

270
00:15:13,000 --> 00:15:14,333
‫واسه اون حشری نمی‌شی؟

271
00:15:18,583 --> 00:15:19,708
‫مثل سگ براش حشری ام

272
00:15:19,791 --> 00:15:21,083
‫شک دارم

273
00:15:21,166 --> 00:15:23,041
‫از بچه‌سال‌ها یا خوره‌های کامپیوتر خوشت نمیاد

274
00:15:27,083 --> 00:15:28,666
‫این سرقت رو براش راه انداختم

275
00:15:30,625 --> 00:15:32,791
‫بزرگ‌ترین کاری که یه نفر واسه تو کرده چی بوده؟

276
00:15:33,750 --> 00:15:35,583
‫روز پدر یه دریل هدیه گرفتی؟

277
00:15:35,666 --> 00:15:37,583
‫بیشتر ار مردهای واقعی خوشت میاد

278
00:15:38,750 --> 00:15:40,416
‫- یه جورایی مثل تو؟
‫- اوهوم. مثل من

279
00:15:40,500 --> 00:15:41,333
‫راست میگی

280
00:15:41,416 --> 00:15:43,083
‫حتی دیگه بهم لگد نمی‌زنی

281
00:15:43,666 --> 00:15:46,416
‫چون پاهام رو بستی، کثافت عقب‌افتاده

282
00:15:46,500 --> 00:15:48,250
‫خب، حالا دلیلش هرچی می‌خواد باشه

283
00:15:48,333 --> 00:15:50,791
‫مهم اینه که حرف‌گوش‌کن‌تر شدی

284
00:15:53,541 --> 00:15:55,875
‫حتی ناخون‌های پات رو هم برام لاک زدی

285
00:15:57,416 --> 00:15:58,541
‫عاشقشم

286
00:16:00,791 --> 00:16:02,916
‫راستـه که تو به گاندیا کمک کردی فرار کنه؟

287
00:16:03,000 --> 00:16:04,416
‫بله، قربان

288
00:16:04,500 --> 00:16:08,000
‫و در جریانی که نزدیک بود نایروبی و هلسینکی رو بکُشه؟

289
00:16:08,083 --> 00:16:10,125
‫- صدمات جانبی بود
‫- صدمات جانبی؟

290
00:16:10,208 --> 00:16:12,208
‫- عجب کُس‌کشی هستی
‫- آروم باش

291
00:16:12,291 --> 00:16:13,916
‫چرا این کار رو کردی، پالرمو؟

292
00:16:14,000 --> 00:16:16,291
‫توکیو دست به کودتا زد، قربان

293
00:16:16,958 --> 00:16:18,750
‫از نظر اخلاقی خودم رو ملزم دونستم...

294
00:16:19,750 --> 00:16:20,958
‫تا نقشه رو نجات بدم

295
00:16:21,583 --> 00:16:24,750
‫نقشه‌مون چیزیـه که من بهش وفادارم.
‫باید نظم رو به عملیات برمی‌گردوندم

296
00:16:24,833 --> 00:16:27,625
‫این از قبل تعیین شده‌بود چون اصلاً من رو از منسبم خلع نکردین

297
00:16:27,708 --> 00:16:29,125
‫واقعیت امر اینه که این کار رو کرده‌بودم

298
00:16:29,833 --> 00:16:32,250
‫و این اصلاً هیچ ارتباطی با آزاد کردن گاندیا نداره

299
00:16:32,333 --> 00:16:33,208
‫معلومه که ارتباط داره

300
00:16:33,291 --> 00:16:36,500
‫باید آشوب به پا می‌کردم.
‫مشخص بود که میره سراغ اون.

301
00:16:36,583 --> 00:16:38,541
‫ممکنه اون رو بکُشه، کُس‌مغز

302
00:16:39,166 --> 00:16:42,083
‫- تکرار می‌کنم از فرمان من سرکشی کرد و خواست کنترل رو به دست بگیره
‫- همه‌ش مزخرف میگه

303
00:16:42,166 --> 00:16:44,500
‫می‌خواست مثل یه موش ترسو کشتی رو ترک کنه و

304
00:16:44,583 --> 00:16:47,666
‫- داشت اسناد محرمانه هم با خودش می‌برد
‫- این بچه در اشتباهـه

305
00:16:48,166 --> 00:16:49,833
‫خودم دم در جلوت رو گرفتم

306
00:16:49,916 --> 00:16:51,458
‫کیف سامسونت هم دستت بود

307
00:16:51,541 --> 00:16:53,458
‫می‌خواستی باهاشون معامله کنی، کُس‌کش

308
00:16:53,541 --> 00:16:54,791
‫واقعاً؟

309
00:16:54,875 --> 00:16:57,995
‫با اسنادی که دزدیده‌بودم و توی کیف سامسونتم بود؟
‫همین‌جاست. یه نگاه بهش بندازین.

310
00:16:58,041 --> 00:16:59,791
‫دنور، کیف سامسونت رو باز کن

311
00:17:05,583 --> 00:17:06,708
‫چی توشـه؟

312
00:17:08,166 --> 00:17:09,166
‫کیک مافین

313
00:17:13,291 --> 00:17:16,011
‫برام مهم نیست که چی تو کیف سامسونتـه.
‫در هر صورت فرقی نداره.

314
00:17:18,125 --> 00:17:20,458
‫به گروه خیانت کردی

315
00:17:20,875 --> 00:17:22,250
‫همه رو به خطر انداختی و

316
00:17:22,333 --> 00:17:25,666
‫تقصیر توئه که گاندیا افسر فرماندۀ من رو اسیر کرده

317
00:17:26,208 --> 00:17:29,833
‫گوش کن. یه فرصت بهت میدم تا جبران کنی و باز خودت رو ثابت کنی

318
00:17:31,000 --> 00:17:32,708
‫ولی کاری که کردی رو فراموش نمی‌کنم

319
00:17:33,250 --> 00:17:35,333
‫و دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونی باز فرمانده باشی

320
00:17:36,541 --> 00:17:38,583
‫پس برمی‌گردم پیش گروگان‌ها

321
00:17:38,666 --> 00:17:39,666
‫چه کار دیگه‌ای می‌تونم بکنم، قربان؟

322
00:17:39,750 --> 00:17:41,166
‫اولین کار اینـه که دهنت رو ببندی

323
00:17:42,458 --> 00:17:44,166
‫نه، برنگرد به سالن

324
00:17:45,083 --> 00:17:46,083
‫آزادش کنید

325
00:17:47,916 --> 00:17:50,708
‫الان یه قاتل اونجا داره ول می‌چرخه.
‫وقت مناسبی واسه تفرقه نیست.

326
00:17:50,791 --> 00:17:53,833
‫،وقتی همۀ این جریان‌ها تموم شد
‫واسه مجازاتت تصمیم می‌گیریم.

327
00:18:22,083 --> 00:18:24,125
‫حالا خوب گوش کنید ببینید چی میگم

328
00:18:25,041 --> 00:18:26,583
‫گاندیا الان مثل یه گرگ تنهاست

329
00:18:27,250 --> 00:18:29,208
‫آسیب‌پذیرترین جا الان لابیـه

330
00:18:29,291 --> 00:18:31,091
‫پس قبل از هر چیزی اونجا رو باید تخلیه کنیم

331
00:18:31,125 --> 00:18:33,541
‫،پالرمو، استکهلم، هلسینکی
‫گروگان‌ها رو توی کتاب‌خونه جمع کنید.

332
00:18:33,625 --> 00:18:36,458
‫گاندیا نمی‌خواد فرار کنه. می‌خواد شما رو بکُشه

333
00:18:36,541 --> 00:18:38,083
‫پس درِ اصلی اهمیتی نداره

334
00:18:38,166 --> 00:18:40,416
‫،ماسک‌هاتون رو نزنید
‫اونم ممکنه ماسک بزنه و

335
00:18:40,500 --> 00:18:42,180
‫اونوقت نمی‌تونیم از خودی‌ها تشخیصش بدیم

336
00:18:43,041 --> 00:18:45,916
‫بوگوتا، وضعیت زیرزمین چطوره؟

337
00:18:46,000 --> 00:18:48,083
‫از ذوب کردن طلاها دست کشیدن.
‫ترسیدن.

338
00:18:48,708 --> 00:18:50,416
‫نایروبی رو ببر جای امن توی کتاب‌خونه و

339
00:18:50,500 --> 00:18:52,740
‫بعد برو زیرزمین. باید به ذوب کردن طلاها ادامه بدیم

340
00:18:53,708 --> 00:18:54,541
‫دنور

341
00:18:54,625 --> 00:18:56,583
‫- به گوشم
‫- تو و ریو وارد عمل بشین

342
00:18:56,666 --> 00:18:57,791
‫شکار رو شروع کنید

343
00:18:57,875 --> 00:19:01,166
‫بیشتر در معرض خطر هستین پس تجهیزات مناسب همراه‌تون باشه

344
00:19:01,250 --> 00:19:04,125
‫کلاه ایمنی، مهمات، خشاب.
‫هرچی که ممکنه لازم‌تون بشه.

345
00:19:04,208 --> 00:19:07,458
‫تک‌تک اتاق‌های طبقۀاول رو بگردین و
‫بعد از اینکه هر اتاقی رو گشتین ببندینش.

346
00:19:07,541 --> 00:19:08,833
‫بقیۀ طبقه‌ها چی؟

347
00:19:08,916 --> 00:19:10,476
‫اونجاها رو با هلسینکی و استکهلم تقسیم کنید

348
00:19:10,541 --> 00:19:12,541
‫بعد از اینکه گروگان‌ها رفتن تو کتاب‌خونه بهتون ملحق میشن

349
00:19:14,791 --> 00:19:16,208
‫همه وظایف‌شون رو می‌دونن دیگه؟

350
00:19:16,291 --> 00:19:17,333
‫- بله، قربان
‫- بله، قربان

351
00:19:17,416 --> 00:19:18,500
‫- بله
‫- بله

352
00:19:19,791 --> 00:19:20,833
‫فقط یه چیز دیگه

353
00:19:23,250 --> 00:19:24,250
‫موفق باشید

354
00:19:26,166 --> 00:19:28,583
‫- حسابی حواستون رو جمع کنید
‫- بریم!

355
00:19:40,208 --> 00:19:42,791
‫- حالِت چطوره، عزیزدلم؟
‫- خوبم

356
00:19:43,333 --> 00:19:44,791
‫پرستار خیلی خوبی مراقبمـه

357
00:19:48,583 --> 00:19:50,000
‫از اون گنده‌بک خوشت میاد، هوم؟

358
00:19:51,166 --> 00:19:52,208
‫تا ببینیم چی میشه

359
00:19:53,625 --> 00:19:54,625
‫قوی باش

360
00:19:56,250 --> 00:19:57,250
‫تو هم همینطور

361
00:20:05,208 --> 00:20:06,458
‫خدایا!

362
00:20:06,541 --> 00:20:08,750
‫اون زنه خیلی مستـه، هلسینکی!

363
00:20:08,833 --> 00:20:11,125
‫می‌دونی برگشت به من چی گفت؟

364
00:20:11,208 --> 00:20:13,208
‫"گفت خوب کسی رو تور کردی ها"

365
00:20:13,291 --> 00:20:15,250
‫منظورش تو بودی

366
00:20:15,333 --> 00:20:17,916
‫- همه فکرمی‌کنن ما زن و شوهریم
‫- چه بهتر

367
00:20:18,000 --> 00:20:20,458
‫- توجه کسی رو جلب نمی‌کنیم
‫- نخیر، اینطوری بهتر نیست!

368
00:20:20,541 --> 00:20:23,250
‫خوب نیست. اینجوری هیچ‌کدوم‌مون نمی‌تونیم با کسی بخوابیم

369
00:20:23,333 --> 00:20:25,083
‫لنگ این نیستیم که با کسی بخوابیم حالا، نایروبی!

370
00:20:25,166 --> 00:20:26,375
‫- به سلامتی!
‫- به سلامتی

371
00:20:28,583 --> 00:20:31,291
‫،اگه یکی دو روز باشه مشکلی نیست
‫،ولی اگه خیلی ادامه پیداکنه

372
00:20:31,375 --> 00:20:33,833
‫ممکنه دوتامون دوباره باکره به حساب بیاییم

373
00:20:33,916 --> 00:20:36,250
‫راستش من و تو می‌تونیم زوج خیلی خوبی باشیم

374
00:20:36,750 --> 00:20:37,875
‫خیلی جذابیم

375
00:20:41,333 --> 00:20:42,333
‫من و تو...

376
00:20:42,375 --> 00:20:44,125
‫یه خونواده‌ایم و تا همیشه...

377
00:20:44,791 --> 00:20:46,125
‫مثل یه خونواده می‌مونیم

378
00:20:46,875 --> 00:20:48,250
‫دقیقاً حق با توئه

379
00:20:48,625 --> 00:20:51,666
‫چیزهایی که با تو تجربه کردم رو با هیچ‌کس دیگه‌ای نکردم

380
00:20:52,375 --> 00:20:53,916
‫این، هلسیـ...

381
00:20:55,666 --> 00:20:57,166
‫این یه داستان عاشقانه‌ست

382
00:20:58,291 --> 00:21:00,708
‫نه مثل هر داستان عاشقانۀ ساده‌ای.
‫یه جورِ بی‌نقصشـه.

383
00:21:03,333 --> 00:21:04,583
‫نه

384
00:21:04,666 --> 00:21:07,291
‫یه روزی، با کسی آشنا میشی و

385
00:21:08,291 --> 00:21:09,833
‫چیزی که با اون تجربه می‌کنی عشقـه

386
00:21:10,666 --> 00:21:11,916
‫نه این رابطه

387
00:21:12,833 --> 00:21:16,208
‫،باید پذیرا و شجاع باشی چون
‫این حرفم رو باور کن...

388
00:21:16,291 --> 00:21:20,000
‫عاشق بودن بیشتر از جنگیدن

389
00:21:21,666 --> 00:21:23,208
‫شجاعت می‌طلبه

390
00:21:23,291 --> 00:21:24,291
‫و تو...

391
00:21:25,541 --> 00:21:26,708
‫شجاع هستی

392
00:21:29,958 --> 00:21:30,958
‫این رو تنت کن

393
00:21:34,125 --> 00:21:35,541
‫قراره بریم زیرزمین

394
00:21:37,625 --> 00:21:39,166
‫می‌ریم کتاب‌خونه

395
00:21:39,958 --> 00:21:41,250
‫دستور این بود!

396
00:21:42,416 --> 00:21:43,541
‫بوگوتا!

397
00:21:48,583 --> 00:21:49,583
‫من رو دست ننداز

398
00:21:50,416 --> 00:21:51,896
‫اونا احتمالاً از ترس شاشیدن تو خودشون

399
00:21:51,958 --> 00:21:54,916
‫اگه اینقدر ترسیده باشن ۵ دقیقه هم جلوی گاندیا دووم نمیارن

400
00:21:55,916 --> 00:21:57,166
‫باید باهاشون صحبت کنم

401
00:21:59,333 --> 00:22:00,541
‫از آخرین غذایی که خوردی چه‌قدر می‌گذره؟

402
00:22:05,208 --> 00:22:06,208
‫دو روز

403
00:22:08,750 --> 00:22:11,000
‫- سه روز
‫- از آخرین بار که خوابیدی چی؟

404
00:22:15,166 --> 00:22:17,583
‫از وقتی اومدم اینجا احتمالاً فقط دو نوبت دو ساعتی خوابیدم

405
00:22:17,666 --> 00:22:18,958
‫چیز دیگه‌ای نمی‌خوای بدونی؟

406
00:22:24,666 --> 00:22:27,708
‫،قبل از اینکه چیزی بدم بخوری
‫می‌خوام اون زخمت رو ضدعفونی کنم.

407
00:22:47,750 --> 00:22:49,541
‫هیس. ساکت باش

408
00:22:51,750 --> 00:22:53,458
‫موهات رفته توش

409
00:22:55,333 --> 00:22:56,625
‫بدجور زدمت، هوم؟

410
00:23:04,583 --> 00:23:06,500
‫- کتاب‌خونه امن و خالیـه
‫- دریافت شد

411
00:23:08,125 --> 00:23:10,750
‫همگی بلند شین و فوراً به چهار صف وایسید

412
00:23:11,166 --> 00:23:12,666
‫گروگان‌های عزیزم...

413
00:23:14,000 --> 00:23:15,000
‫من برگشتم

414
00:23:16,125 --> 00:23:19,541
‫همونطور که در جریانید یه گرگ اینجا داره ول می‌چرخه و
‫شما بره‌ها هستین.

415
00:23:19,625 --> 00:23:22,416
‫پس ما لطف می‌کنیم همراهی‌تون می‌کنیم تا برین توی اصطبل

416
00:23:22,500 --> 00:23:25,583
‫چوپان‌هایی که امروز همراهی‌تون می‌کنن، همکارهای من

417
00:23:25,666 --> 00:23:27,083
‫هلسینکی و استکهلم هستن

418
00:23:27,708 --> 00:23:29,500
‫سریع راه بیفتید! بریم!

419
00:23:29,583 --> 00:23:31,708
‫همگی دنبال من بیایید. فوراً!

420
00:23:34,500 --> 00:23:35,958
‫تو همین‌جا پیش من می‌مونی، جناب

421
00:23:36,041 --> 00:23:38,291
‫بهترین سپری هستی که در برابر گاندیا می‌تونم ازش استفاده کنم

422
00:23:39,041 --> 00:23:40,208
‫حرکت کنید. سریع‌تر

423
00:23:45,875 --> 00:23:47,875
‫بگیر. اینا معجزه می‌کنن

424
00:23:49,041 --> 00:23:50,875
‫ولی این قوی‌تر از حد نیاز نیست؟

425
00:23:50,958 --> 00:23:52,000
‫تو آماندایی، درست میگم؟

426
00:23:53,250 --> 00:23:54,583
‫- آره
‫- حالِت خوبه؟

427
00:23:58,166 --> 00:23:59,708
‫- آره، آره
‫- مطمئنی؟

428
00:24:00,958 --> 00:24:01,958
‫خب...

429
00:24:02,375 --> 00:24:03,833
‫یه خرده سرم گیج میره

430
00:24:04,416 --> 00:24:07,083
‫احتمالاً فقط به‌خاطر اون قرص‌هاست که آقای رومن بهم دادن

431
00:24:17,000 --> 00:24:18,500
‫سلام. اوضاع چطوره؟

432
00:24:19,166 --> 00:24:20,000
‫خوب

433
00:24:20,083 --> 00:24:21,583
‫من آرتورو هستم

434
00:24:22,583 --> 00:24:24,291
‫- آرتورو رومن
‫- اوهوم

435
00:24:24,375 --> 00:24:26,250
‫اون موقع به نظر خیلی عصبی می‌اومدی

436
00:24:26,333 --> 00:24:29,208
‫وقتی رو میگم که اصرار می‌کردی بری دستشویی. نگرانت شدم

437
00:24:29,958 --> 00:24:32,416
‫فقط مضطرب ام.
‫اینجا بودن راحت نیست.

438
00:24:32,500 --> 00:24:34,940
‫کنار این تروریست‌ها بودن، معلومـه که اصلاً آسون نیست

439
00:24:35,000 --> 00:24:36,208
‫حرفم از رو تجربه‌ست

440
00:24:39,500 --> 00:24:41,916
‫فقط یه خرده مضطرب بودم.
‫الان خوبم. ممنون.

441
00:24:42,000 --> 00:24:45,208
‫،همه‌مون اینجا گیرافتادیم پس
‫باید هوای همدیگه رو داشته‌باشیم و بهم کمک کنیم.

442
00:24:45,791 --> 00:24:46,791
‫بهم اعتماد کن

443
00:24:47,625 --> 00:24:48,625
‫باشه

444
00:24:53,375 --> 00:24:55,666
‫اگه بازم مضطرب شدی

445
00:24:56,791 --> 00:24:58,916
‫من یه چیزی دارم که حالِت رو خوبِ خوب می‌کنه

446
00:24:59,500 --> 00:25:00,500
‫- اوه، واقعاً؟
‫- اوهوم

447
00:25:00,583 --> 00:25:01,583
‫چی هست؟

448
00:25:04,125 --> 00:25:05,791
‫توصیۀ یه کهنه‌سرباز ـه. هیس

449
00:25:07,708 --> 00:25:08,708
‫اینم از همۀ گروگان‌ها

450
00:25:08,750 --> 00:25:10,750
‫همه‌تون رو به کتاب‌خونه آوردیم چون

451
00:25:10,791 --> 00:25:14,375
‫همونطور که قدیمی‌های خردمند میگن، داشتن دانش قدرتـه

452
00:25:14,875 --> 00:25:17,375
‫توی این موقعیت ممکنه باعث نجات جون‌تون هم بشه

453
00:25:17,833 --> 00:25:20,625
‫برای مثال کتاب "در جست‌و‌جوی زمان از‌دست‌رفته" نوشتۀ مارسل پروست

454
00:25:21,125 --> 00:25:22,541
‫به یاد موندنیـه. رمان زیباییـه

455
00:25:22,958 --> 00:25:24,291
‫،معتقدم هرکی

456
00:25:24,708 --> 00:25:29,000
‫،بتونه پیداش کنه و محکم بچسبوندش به سینه‌ش

457
00:25:29,791 --> 00:25:32,250
‫اگه گلوله‌های تنفنگ ام‌۱۶ بهش بخوره کمونه می‌کنه

458
00:25:35,208 --> 00:25:36,541
‫شوخی کردم

459
00:25:36,625 --> 00:25:37,791
‫دارم شوخی می‌کنم. آروم باشید

460
00:25:38,875 --> 00:25:40,833
‫قراره چند ساعتی اینجا باشیم

461
00:25:41,250 --> 00:25:42,750
‫:قوانین هم‌زیستی اینا هستن

462
00:25:42,833 --> 00:25:44,458
‫قانون شماره یکـ...

463
00:25:46,708 --> 00:25:48,291
‫بوگوتا، نایروبی، کجایید؟

464
00:25:50,416 --> 00:25:52,333
‫"پنج دقیقه قبل"

465
00:25:54,916 --> 00:25:56,125
‫تکون نخورید!

466
00:25:56,208 --> 00:25:58,041
‫عقلتون رو از دست دادین؟

467
00:25:58,125 --> 00:25:59,250
‫اسلحه‌هاتون رو بگیرید پایین

468
00:26:11,416 --> 00:26:12,541
‫ترسیدین؟

469
00:26:12,625 --> 00:26:13,625
‫دست بردار، پسر

470
00:26:13,916 --> 00:26:16,125
‫یه روانی اینجاست که تا خرخره مسلحـه

471
00:26:17,416 --> 00:26:18,666
‫می‌دونی، منم می‌ترسم

472
00:26:19,416 --> 00:26:22,083
‫- بوگوتا، تو هم ترسیدی؟
‫- شاید بیشتر از همه

473
00:26:25,625 --> 00:26:28,625
‫پالرمو، هلسینکی و استکهلم هم ترسیدن

474
00:26:31,333 --> 00:26:33,541
‫دارن گروگان‌ها رو می‌برن به کتاب‌خونه

475
00:26:35,208 --> 00:26:39,791
‫دنور و ریو هم طبقۀ بالان و عملاً از ترس شاشیدن تو خودشون

476
00:26:42,291 --> 00:26:44,041
‫چون دارن دنبال گاندیا می‌گردن

477
00:26:44,833 --> 00:26:45,916
‫و گاندیا...

478
00:26:46,416 --> 00:26:49,791
‫گاندیا ست که بیشتر از همه ترسیده.
‫واسه همین تا همه‌مون رو نکُشه دست برنمی‌داره.

479
00:26:50,416 --> 00:26:51,541
‫گوه خورده ما رو بکُشه

480
00:26:52,583 --> 00:26:53,583
‫"گوه خورده"

481
00:27:06,416 --> 00:27:08,833
‫بقیه همه دارن وظایف‌شون رو انجام میدن و

482
00:27:10,166 --> 00:27:11,541
‫اونوقت ما اینجا...

483
00:27:12,250 --> 00:27:13,583
‫از ترس می‌لرزیم و

484
00:27:14,125 --> 00:27:15,916
‫پشت یه سنگر قایم شدیم

485
00:27:16,000 --> 00:27:18,708
‫- ما که واسه جنگیدن نیومدیم اینجا
‫- می‌دونم، عزیزم

486
00:27:21,250 --> 00:27:22,833
‫اما چارۀ دیگه‌ای نداریم

487
00:27:23,458 --> 00:27:25,291
‫دفاع از اینجا آسون‌تر از همۀ جاهای دیگه‌ست

488
00:27:25,916 --> 00:27:27,750
‫تنها راه ورود اونـه

489
00:27:28,875 --> 00:27:31,715
‫اگه بیاد سریع متوجه میشیم و
‫هرکدوم‌مون می‌تونیم به رگبار ببندیمش.

490
00:27:32,625 --> 00:27:34,916
‫ولی اگه الان اون وارد اینجا می‌شد چی می‌دید؟

491
00:27:36,416 --> 00:27:38,958
‫یه عده جوجه‌ماشینی ترسو که قدقد می‌کنن و
‫از ترس شاشیدن تو خودشون.

492
00:27:40,583 --> 00:27:43,708
‫نمی‌شناسمتون.
‫نمی‌شناسمتون.

493
00:27:45,541 --> 00:27:47,875
‫همه‌تون کارگر هستین

494
00:27:48,750 --> 00:27:50,208
‫جوشکار هستین

495
00:27:51,083 --> 00:27:53,750
‫قوی‌ترین و سرسخت‌ترین آدم‌هایی که تو عمرم دیدم

496
00:27:53,833 --> 00:27:54,958
‫رفقای دوست‌داشتنی و موفق من

497
00:27:56,125 --> 00:27:57,541
‫شما لعنتی‌ها جوجه‌ماشینی نیستین

498
00:28:00,791 --> 00:28:03,125
‫می‌دونین دیگه چیـه که خیلی ترسناکـه؟

499
00:28:05,458 --> 00:28:07,041
‫هر شب تنها خونه رفتن

500
00:28:09,041 --> 00:28:11,666
‫ولی همه‌تون همیشه از پسش برمیایید

501
00:28:12,666 --> 00:28:14,333
‫با ترس کنار میایید و بهش غلبه می‌کنید و

502
00:28:15,083 --> 00:28:16,458
‫به زندگی‌تون ادامه میدین

503
00:28:18,333 --> 00:28:19,916
‫چون ما باید زندگی کنیم!

504
00:28:20,583 --> 00:28:21,583
‫آقایون!

505
00:28:22,166 --> 00:28:24,041
‫ما باید تا آخرش زنده بمونیم!

506
00:28:31,208 --> 00:28:32,333
‫لعنت! نگاه کن تو رو خدا...

507
00:28:33,208 --> 00:28:36,041
‫من رو از مرگ نجات دادین تا بیام رو مخ‌تون راه برم؟

508
00:28:40,333 --> 00:28:41,333
‫چی شد پس؟

509
00:28:42,291 --> 00:28:44,291
‫نمی‌خواید بیایید بغلم کنید؟

510
00:28:50,916 --> 00:28:52,333
‫- حالِت چطوره؟
‫- خودمم نمی‌دونم

511
00:28:52,416 --> 00:28:54,000
‫الان کلی دارو مصرف کردم

512
00:28:54,083 --> 00:28:55,916
‫پس آهنگ چی شد، بوگوتا؟

513
00:28:56,000 --> 00:28:58,916
‫- نکنه از الان به بعد قراره کار کردن اینجوری حوصله‌سربر باشه؟
‫- آهنگ؟ حتماً

514
00:28:59,000 --> 00:29:01,416
‫اسپانیایی هستیم یا آلمانی؟!

515
00:29:01,500 --> 00:29:03,416
‫عجب موتوریـه، رئیس. هارلی ـه؟

516
00:29:03,500 --> 00:29:05,666
‫خیلی بامزه بود. سر‌به‌سر من بذاری پشیمون میشی، خب؟

517
00:29:05,750 --> 00:29:07,791
‫بوگوتا، چند تن رو دستمونـه؟

518
00:29:07,875 --> 00:29:09,208
‫چهل و سه و نیم

519
00:29:09,875 --> 00:29:11,416
‫ما بهتر از اینا می‌تونیم عمل کنیم!

520
00:29:11,500 --> 00:29:12,916
‫می‌خوام کوره رو بذارین رو درجۀ بالا و

521
00:29:13,000 --> 00:29:15,958
‫کار رو به نوبت‌های دو ساعته تقسیم کنید تا
‫بتونیم شمش‌های طلا رو برداریم.

522
00:29:16,041 --> 00:29:17,833
‫تو، برو یه نمونه از دونه‌ها برام بیار

523
00:29:23,083 --> 00:29:24,083
‫بذار ببینم

524
00:29:25,583 --> 00:29:26,791
‫اوه!

525
00:29:28,666 --> 00:29:31,416
‫باید فشار گاز رو تا دو کیلوپاسکال ببریم بالا

526
00:29:32,041 --> 00:29:34,166
‫قطرشون یه‌کم بیشتر از حالت ایده‌آلـه

527
00:29:34,250 --> 00:29:36,916
‫می‌خوام ببینم که قشنگ مثل قبل کار می‌کنید

528
00:29:37,000 --> 00:29:38,916
‫با ضرب‌آهنگ، با شور و اشتیاق

529
00:29:44,958 --> 00:29:47,125
‫چیکی بوم، چیکی بوم، چیکی بوم!

530
00:29:55,958 --> 00:29:56,958
‫چتـه تو؟

531
00:30:00,958 --> 00:30:02,041
‫چمـه؟

532
00:30:03,083 --> 00:30:04,083
‫هیچی

533
00:30:05,958 --> 00:30:07,038
‫باید حتماً باز بهت بگم

534
00:30:07,083 --> 00:30:08,923
‫حاضر نیستم حتی از صد فرسخیت رد بشم

535
00:30:09,541 --> 00:30:12,041
‫چون وقتی اون رو گفتم، حداقلـ...

536
00:30:12,791 --> 00:30:14,125
‫یه ذره بهم توجه کردی

537
00:30:14,708 --> 00:30:15,708
‫ولی الان...

538
00:30:17,208 --> 00:30:18,666
‫یه جوری رفتار می‌کنی انگار تیفوس دارم

539
00:30:22,750 --> 00:30:24,870
‫نمی‌خوام وقتی مصدومی ازت سوءاستفاده کنم

540
00:30:25,916 --> 00:30:27,208
‫آها!

541
00:30:28,958 --> 00:30:29,958
‫بله!

542
00:30:30,541 --> 00:30:31,708
‫خب پس

543
00:30:32,791 --> 00:30:34,291
‫صبرمی‌کنیم تا من حالم بهتر بشه

544
00:30:35,000 --> 00:30:38,041
‫وقتی از اینجا رفتیم و خلاص شدیم
‫میریم پیش پدرم.

545
00:30:38,125 --> 00:30:39,541
‫من رو ازش خواستگاری می‌کنی

546
00:30:44,458 --> 00:30:47,291
‫اگه حس‌ت و نظرت عوض شده... بهم بگو

547
00:31:12,458 --> 00:31:14,208
‫به این میگی بوس؟!

548
00:31:18,041 --> 00:31:20,166
‫کمک کن پاشم

549
00:31:42,333 --> 00:31:43,333
‫آخ، آخ، آخ!

550
00:31:43,833 --> 00:31:44,916
‫دستت رو بذار این پایین

551
00:31:45,833 --> 00:31:46,833
‫خب

552
00:31:47,500 --> 00:31:49,000
‫گندش بزنن!

553
00:31:51,833 --> 00:31:53,083
‫- حالِت خوبه؟
‫- آره، تو چی؟

554
00:31:53,166 --> 00:31:54,833
‫- آره
‫- بوگوتا، نایروبی

555
00:31:54,916 --> 00:31:57,208
‫- کجایید؟
‫- توی آسانسور باری. حالمون خوبه

556
00:31:57,291 --> 00:31:58,458
‫دنور و ریو کجان؟

557
00:31:59,708 --> 00:32:01,625
‫"پنج دقیقه قبل"

558
00:32:05,666 --> 00:32:07,833
‫- کتاب‌خونه امن و خالیـه
‫- دریافت شد

559
00:32:24,625 --> 00:32:27,500
‫- اون حرفی بود که در مورد مازراتی زدی...
‫- چیه خب؟

560
00:32:27,583 --> 00:32:29,208
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم

561
00:32:29,291 --> 00:32:30,416
‫توی این وضع؟

562
00:32:30,500 --> 00:32:31,500
‫چی می‌خوای بگی؟

563
00:32:31,541 --> 00:32:33,208
‫توکیو شاید یه مازراتی باشه

564
00:32:33,291 --> 00:32:35,416
‫ولی من همیشه فقط از پشتش آویزون بودم

565
00:32:35,500 --> 00:32:37,208
‫مثل قوطی‌هایی که پشت ماشین عروس آویزون می‌کنن

566
00:32:37,625 --> 00:32:38,500
‫آره، آره

567
00:32:38,583 --> 00:32:40,125
‫ریو. ریو

568
00:32:41,000 --> 00:32:42,000
‫دفتر

569
00:32:42,916 --> 00:32:43,916
‫بریم

570
00:33:03,125 --> 00:33:04,208
‫ازش خوشت میاد؟

571
00:33:04,291 --> 00:33:06,958
‫- چی کُس میگی؟
‫- مازراتی رو میگم، لعنتی

572
00:33:08,458 --> 00:33:11,208
‫،اگه ازش خوشت میاد و می‌خوای باهاش یه دور بزنی
‫تعارف نکن، راحت باش.

573
00:33:11,291 --> 00:33:13,458
‫خودت حواست هست داری چه کُس‌شعری میگی؟

574
00:33:19,333 --> 00:33:21,000
‫اول باید حسش کنه

575
00:33:21,083 --> 00:33:23,000
‫بعد فکر می‌کنه و تصمیم می‌گیره

576
00:33:25,458 --> 00:33:28,125
‫مسئله اینه به‌خاطر قطع رابطه بدجور داغون شده

577
00:33:29,166 --> 00:33:31,500
‫یه چیزی رو بذار بهت بگم.
‫تو دوستمی و

578
00:33:31,583 --> 00:33:33,476
‫- واسه دوست‌دخترت احترام قائلم
‫- دوست‌دختر سابق

579
00:33:33,500 --> 00:33:34,541
‫چه فرقی می‌کنه؟

580
00:33:34,625 --> 00:33:38,791
‫،چه سابق چه الان، دوست‌دختر دوست آدم
‫مثل یه شهر آلوده به تشعشعات رادیواکتیو ـه. می‌فهمی؟

581
00:33:38,875 --> 00:33:42,833
‫،حتی بعد از ۲۰۰۰۰ سال هم
‫،هنوز یه مکان سمی و آلوده‌ست و نباید واردش بشی

582
00:33:42,916 --> 00:33:45,556
‫،نه حتی با اجازۀ دوست‌پسر سابقش
‫نه حتی اگه دور کیرت پارچۀ محافظ در برابر تشعشع رادیواکتیو پیچیده باشی.

583
00:33:45,625 --> 00:33:47,625
‫- حرف مفت می‌زنی
‫- نه، این جزو اصول اخلاقیـه

584
00:33:47,708 --> 00:33:49,416
‫به این اصول اخلاقی باید احترام گذاشت

585
00:33:50,041 --> 00:33:52,625
‫اصلاً تو رو مبل پیش استکهلم چیکار می‌کردی؟

586
00:33:53,500 --> 00:33:54,583
‫فقط صحبت می‌کردیم

587
00:33:56,166 --> 00:33:57,166
‫با پای پتی؟

588
00:33:57,625 --> 00:33:58,666
‫دست بردار، پسر

589
00:33:58,750 --> 00:34:00,916
‫پای پتی یا با کفش چه فرقی داره؟

590
00:34:01,000 --> 00:34:02,916
‫فرق داره، ریو

591
00:34:03,000 --> 00:34:06,041
‫من کفش‌هام رو درنمیارم رو مبل
‫پیش لیسبون بشینم باهاش حرف بزنم

592
00:34:06,125 --> 00:34:07,250
‫خیلی عجیب‌غریب میشه

593
00:34:07,916 --> 00:34:10,125
‫خودمم معذب میشم.
‫می‌دونی چرا؟

594
00:34:10,208 --> 00:34:12,208
‫چون اونجا محدودۀ پروفسور ـه

595
00:34:14,625 --> 00:34:16,250
‫نگاه کن. دوست‌پسرتـه

596
00:34:16,333 --> 00:34:17,333
‫نمی‌خوای بهش سلام کنی؟

597
00:34:17,916 --> 00:34:19,416
‫ریو! ریو بود، نه؟

598
00:34:20,083 --> 00:34:22,333
‫ریو! دنور!

599
00:34:22,416 --> 00:34:24,625
‫کمکم کنید! التماس می‌کنم!

600
00:34:24,708 --> 00:34:26,416
‫اینجا دست و پای من رو بستن!

601
00:34:26,500 --> 00:34:31,250
‫رفیق‌های کوچولوی عضو گروه!
‫لطفاً کمکم کنید!

602
00:34:37,416 --> 00:34:41,375
‫دیوارهای دورت از بتون مسلح به قطر ۷۰ سانتی‌متر ساخته‌شدن

603
00:34:42,000 --> 00:34:44,958
‫مثل اینـه توی یه زیردریایی وسط اقیانوس داد بزنی

604
00:34:54,083 --> 00:34:55,291
‫ورق سوم...

605
00:34:56,500 --> 00:34:57,583
‫خون به پا می‌کنم

606
00:35:01,291 --> 00:35:02,750
‫یه سر میرم بیرون

607
00:35:14,541 --> 00:35:17,291
‫باهاش در مورد فشار بعد از ضربۀ روحی‌ای که خوردم صحبت می‌کردم، اُسکل

608
00:35:17,708 --> 00:35:19,875
‫- هیس
‫- نمی‌خواستم دوست‌دخترت رو بدزدم

609
00:35:20,291 --> 00:35:22,125
‫فقط حرف زدن باهاش آرومم می‌کنه

610
00:35:22,208 --> 00:35:24,791
‫- با استکهلم که حرف می‌زنی آروم میشی؟
‫- آره

611
00:35:25,791 --> 00:35:28,333
‫باهوشـه، دلسوزه. به حرف آدم گوش می‌کنه

612
00:35:28,791 --> 00:35:31,208
‫مهربونـه.
‫میشه در مورد همه‌چی باهاش حرف زد.

613
00:35:31,625 --> 00:35:33,333
‫با منم می‌تونستی صحبت کنی

614
00:35:33,416 --> 00:35:35,496
‫،ولی با من که درد دل نمی‌کنی
‫چون به جای عقلت کیرت برات تصمیم می‌گیره!

615
00:35:44,375 --> 00:35:46,291
‫هیچ‌جوره خوابم نمی‌بره

616
00:35:47,583 --> 00:35:50,458
‫،وقتی چشم‌هام رو می‌بندم
‫کابوس می‌بینم، دچار حملات اضطراب میشم.

617
00:35:50,541 --> 00:35:52,166
‫تپش قلب می‌گیرم، خیس عرق میشم، پسر

618
00:35:53,833 --> 00:35:56,833
‫فقط اگه می‌دونستم اون کنارمـه خوابم می‌برد

619
00:35:58,083 --> 00:35:59,583
‫می‌فهمی منظورم چیه؟

620
00:36:02,041 --> 00:36:04,500
‫تو چشم‌هام زل زدی داری میگی باهاش خوابیدی؟

621
00:36:05,583 --> 00:36:07,291
‫باهاش نخوابیدم، دنور

622
00:36:08,791 --> 00:36:10,458
‫فقط پیشم بود، خب؟

623
00:36:15,375 --> 00:36:17,375
‫توِ لعنتی دوست من هستی یا نه؟

624
00:36:19,708 --> 00:36:22,541
‫- آره، دوستت ام
‫- اینطور به نظر نمیاد، ریو

625
00:36:27,166 --> 00:36:28,625
‫مادرجنده!

626
00:36:28,708 --> 00:36:29,708
‫نه، نه، نه، نه!

627
00:36:29,791 --> 00:36:30,791
‫کلاه‌ت رو دربیار!

628
00:36:31,583 --> 00:36:32,458
‫حالا جلیقه‌ت!

629
00:36:32,541 --> 00:36:34,041
‫باید رو به پایین به نارنجک فشار وارد کنیم!

630
00:36:34,916 --> 00:36:37,375
‫یالا، دنور! با من!

631
00:36:44,625 --> 00:36:47,142
‫- بوگوتا، نایروبی، کجایید؟
‫- توی آسانسور باری

632
00:36:47,166 --> 00:36:49,291
‫حالمون خوبه. دنور و ریو کجان؟

633
00:36:49,666 --> 00:36:50,875
‫دنور، ریو

634
00:36:52,166 --> 00:36:53,916
‫- دنور، ریو!
‫- من پیداشون می‌کنم. من میرم

635
00:36:54,000 --> 00:36:56,166
‫نه. همین‌جا پیش گروگان‌ها بمون

636
00:36:56,250 --> 00:36:57,666
‫بیا، هلسینکی. بزن بریم

637
00:37:10,166 --> 00:37:12,333
‫حواست رو جمع کن.
‫اون تخم‌سگ همین دور و برهاست.

638
00:37:25,250 --> 00:37:27,791
‫بوگوتا، انفجار توی آسانسور طبقۀ اول بوده

639
00:37:27,875 --> 00:37:28,958
‫دریافت شد

640
00:37:30,000 --> 00:37:31,500
‫ممکنه این نزدیکی‌ها باشه

641
00:37:31,583 --> 00:37:32,708
‫ما همین‌جا می‌مونیم

642
00:37:35,416 --> 00:37:36,416
‫زودباش بیا، چاقالو

643
00:37:54,125 --> 00:37:55,541
‫چیزی نیست. ما اینجاییم

644
00:37:56,750 --> 00:37:57,750
‫هواتون رو داریم!

645
00:37:58,208 --> 00:38:00,875
‫- یالا. بلند شو!
‫- دنور...

646
00:38:01,666 --> 00:38:02,666
‫حالِت خوبه؟

647
00:38:03,166 --> 00:38:05,333
‫بذار یه نگاه بهت بندازم.
‫حالِت خوبه؟

648
00:38:08,458 --> 00:38:09,458
‫خوبی؟

649
00:38:10,875 --> 00:38:12,083
‫حالِت خوبه؟

650
00:38:15,500 --> 00:38:17,416
‫بخوابید رو زمین!

651
00:38:21,000 --> 00:38:23,250
‫بهش شلیک کن، هلسینکی!

652
00:38:24,291 --> 00:38:25,625
‫گاندیا کثافت!

653
00:38:29,291 --> 00:38:30,500
‫خارکُسه!

654
00:38:34,458 --> 00:38:35,750
‫ما گیرافتادیم

655
00:38:35,833 --> 00:38:38,375
‫توی آسانسور طبقۀ اولیم. فوراً نیروی پشتیبانی می‌خوایم!

656
00:38:39,541 --> 00:38:40,541
‫برو

657
00:38:44,541 --> 00:38:45,833
‫بدو. برو

658
00:40:40,833 --> 00:40:43,250
‫تا سه نشه بازی نشه، اُسکل

659
00:40:43,280 --> 00:40:55,280
‫<font color="#ff۰۰۰۰">TAMAGOTCHi</font> ترجمه و زیرنویس از

