‫﻿۱
00:00:04,833 --> 00:00:19,375
‫:ترجمه و زیرنویس از
‫امـیـر سـتـارزاده
‫AM۱Я H۱tmaN

1
00:00:19,833 --> 00:00:21,375
‫روی پشت بوم خبری هست؟

2
00:00:22,083 --> 00:00:23,875
‫اینجا همه چی مرتبه، قربان
‫[ مادرید ۹:۴۰ صبح ]

3
00:00:30,500 --> 00:00:31,333
‫سوارز صحبت می‌کنه

4
00:00:32,875 --> 00:00:33,958
‫مارتینز!

5
00:00:35,625 --> 00:00:37,541
‫سرهنگ، «گاندیا»ـه

6
00:00:38,833 --> 00:00:40,083
‫گاندیا، من اینجام

7
00:00:40,166 --> 00:00:41,166
‫سرهنگ،

8
00:00:41,791 --> 00:00:44,083
‫من نایروبی و توکیو رو از معادله حذف کردم.

9
00:00:44,875 --> 00:00:46,625
‫دارم یه حمله دیگه ترتیب میدم.

10
00:00:46,708 --> 00:00:49,208
‫- از بیسیم استفاده می‌کنم. روی همین فرکانس
‫- بیسیم!

11
00:00:51,958 --> 00:00:55,416
‫- می‌خوام تمام نیروها آماده باشن
‫- واحدهای آلفا و بتا، آماده باشید

12
00:00:55,500 --> 00:00:58,125
‫- همه آماده و به گوش باشن
‫- برید برید

13
00:01:01,208 --> 00:01:02,541
‫همه در موقعیت

14
00:01:04,458 --> 00:01:06,000
‫سرهنگ، دارن شلیک می‌کنن!

15
00:01:07,875 --> 00:01:10,666
‫گاندیا، جواب بده!

16
00:01:10,750 --> 00:01:12,000
‫گاندیا، صدامو داری؟

17
00:01:12,083 --> 00:01:13,291
‫گاندیا صحبت می‌کنه

18
00:01:13,375 --> 00:01:16,583
‫دارن بهم نزدیک میشن. توی خط آتیش گیر کردم

19
00:01:16,875 --> 00:01:19,125
‫کجایی؟ می‌تونیم بهت پشتیبانی بدیم؟

20
00:01:19,208 --> 00:01:22,000
‫منفی ـه، سرهنگ. من میرم به سمت پشت بوم.

21
00:01:22,083 --> 00:01:23,291
‫درخواست تخلیه دارم!

22
00:01:23,375 --> 00:01:25,708
‫سوارز، یه بالگرد بفرست، همین الان!

23
00:01:25,791 --> 00:01:27,833
‫- بجنب!
‫- دلتا یک، آماده پرواز باش

24
00:01:27,916 --> 00:01:29,958
‫عملیات نجات در بانک اسپانیا، همین حالا!

25
00:01:33,458 --> 00:01:34,291
‫در حال بلند شدن...

26
00:01:37,625 --> 00:01:40,000
‫دارن آتیش راه میندازن. نمی‌تونم ببینم!

27
00:01:40,083 --> 00:01:41,708
‫سرهنگ

28
00:01:42,541 --> 00:01:45,541
‫دود! روی سقف دود هست، قربان

29
00:01:46,708 --> 00:01:49,041
‫صبر کن. بالگرد داره میاد

30
00:01:49,666 --> 00:01:51,291
‫برو روی سقف. ما پوششت میدیم.

31
00:01:51,375 --> 00:01:55,166
‫دارم خارج میشم. لباس سیاه و ماسک
‫اسکی به تن دارم. آتش نکنید

32
00:01:55,666 --> 00:01:59,458
‫آدم ما سیاه پوشیده. بهش پوشش بدید.
‫آماده شلیک متقابل احتمالی باشید.

33
00:01:59,541 --> 00:02:00,625
‫یالا!

34
00:02:04,875 --> 00:02:05,916
‫برید!

35
00:02:06,416 --> 00:02:08,125
‫بریم!

36
00:02:11,791 --> 00:02:13,666
‫اونا روی سقف هستن. دارن شلیک می‌کنن!

37
00:02:16,875 --> 00:02:18,750
‫بهش پوشش بدید!

38
00:02:18,833 --> 00:02:20,833
‫دید مختل شده. دود زیادی هست.

39
00:02:23,916 --> 00:02:26,416
‫- اون بالگرد لعنتی کجاست؟
‫- دلتا، موقعیتت چیه؟

40
00:02:26,500 --> 00:02:28,750
‫دو دقیقه و ۵۰ ثانیه، قربان.

41
00:02:36,375 --> 00:02:38,833
‫دلتا، برو به سمت هدف

42
00:02:38,916 --> 00:02:40,500
‫اجرای دستورالعمل نجات

43
00:02:40,583 --> 00:02:42,958
‫یه خروج سریع و تمیز می‌خوام

44
00:02:56,500 --> 00:02:57,750
‫بالگرد در موقعیت ـه

45
00:02:57,833 --> 00:02:59,625
‫برید اون پایین!

46
00:02:59,708 --> 00:03:01,583
‫ادامه بدید، پیشروی کنید.

47
00:03:11,333 --> 00:03:12,875
‫هدف در تیررس

48
00:03:13,875 --> 00:03:17,833
‫یه نفر در تیررس دارم.
‫اجازه شلیک می‌خوام.

49
00:03:17,900 --> 00:03:22,291
‫Money.Heist.S۰۴.E۰۷
‫۹۹/۰۱/۱۶

49
00:03:22,583 --> 00:03:27,291
‫۴۵ ساعت قبل

50
00:03:27,375 --> 00:03:30,083
‫مات، گفته بودم قراره بکشمت

51
00:03:32,041 --> 00:03:33,166
‫نه!

52
00:03:38,875 --> 00:03:40,833
‫۱۰ ، ۹ ،

53
00:03:41,666 --> 00:03:43,875
‫۸ ، ۷

54
00:03:44,458 --> 00:03:46,458
‫۶ ، ۵

55
00:03:47,000 --> 00:03:49,083
‫۴ ، ۳

56
00:03:49,875 --> 00:03:52,000
‫۲ ، ۱ ...

57
00:03:53,625 --> 00:03:54,541
‫صفر!

58
00:04:14,916 --> 00:04:15,958
‫چه اتفاقی افتاد؟

59
00:04:16,041 --> 00:04:18,583
‫دوستت نایروبی یه نارنجک انداخت سمتم.

60
00:04:18,666 --> 00:04:20,041
‫نایروبی حالش خوبه؟

61
00:04:21,375 --> 00:04:23,083
‫پرسیدم نایروبی حالش خوبه یا نه؟

62
00:04:23,166 --> 00:04:24,916
‫نمی‌دونم حالش خوب هست یا نه،

63
00:04:25,666 --> 00:04:28,291
‫ولی قطعا می‌تونه بلند بشه، جنده.

64
00:04:29,375 --> 00:04:30,833
‫حالش بهتر میشه؟

65
00:04:31,833 --> 00:04:33,166
‫گمون کنم

66
00:04:33,833 --> 00:04:35,750
‫تو جراح محشری بودی

67
00:04:50,333 --> 00:04:53,083
‫در جریانی که داره شر شر ازت خون میره؟

68
00:06:16,250 --> 00:06:19,625
‫مجبوری جلوی این همه آدم لباستو عوض کنی؟

69
00:06:19,750 --> 00:06:22,166
‫لباس نیست. یونیفرم یه مدیر ...

70
00:06:22,250 --> 00:06:25,583
‫فاسد ـه که موقع صرف شام داره
‫بازار سهام رو بررسی می‌کنه.

71
00:06:25,666 --> 00:06:28,833
‫برات یه مصاحبه با رئیس بانک اسپانیا جور کردم

72
00:06:28,916 --> 00:06:31,041
‫برای صرف کوکتل مناسب نیست یعنی؟

73
00:06:31,125 --> 00:06:34,750
‫تو باید می‌رفتی ماشینو پارک می‌کردی.
‫مارتین کمتر غر می‌زنه.

74
00:06:34,833 --> 00:06:35,708
‫البته

75
00:06:37,291 --> 00:06:39,291
‫حالا مارتین چه مرگشه؟

76
00:06:40,333 --> 00:06:41,666
‫همه جا دنبالت میاد

77
00:06:42,500 --> 00:06:43,375
‫خب؟

78
00:06:44,791 --> 00:06:46,208
‫عاشق تو ـه

79
00:06:48,291 --> 00:06:49,875
‫عاشق منه

80
00:06:50,541 --> 00:06:52,708
‫اسم منو توی دفترش می‌نویسه؟

81
00:06:52,791 --> 00:06:56,583
‫- یا موقعی که مسته اعتراف می‌کنه؟
‫- می‌بینم چطور بهت نگاه می‌کنه

82
00:06:56,666 --> 00:06:59,583
‫چطور به همه ایده‌‌های مسخره‌ات لبخند می‌زنه

83
00:06:59,666 --> 00:07:02,041
‫با همه جزئیات نقشه‌ات موافقت می‌کنه

84
00:07:02,125 --> 00:07:04,333
‫نمی‌تونه منطقی فکر کنه

85
00:07:04,416 --> 00:07:06,875
‫اون عاشق ـه. این باعث میشه
‫نتونه بی طرف به مسائل کنه

86
00:07:06,958 --> 00:07:10,291
‫اون کاملا بی طرفه. اون یه مهندسه
‫نمی‌تونه توی بحث تغییری ایجاد کنه

87
00:07:10,375 --> 00:07:12,166
‫اون معادلات رو حل می‌کنه،

88
00:07:12,250 --> 00:07:15,750
‫و توی هیچ کدوم اون معادلات احساساتش دخیل نیستن

89
00:07:15,833 --> 00:07:19,666
‫- هر دومون می‌دونیم نقشه‌ات یه فاجعه است
‫- نقشه بی نظیر ـه

90
00:07:19,750 --> 00:07:21,916
‫یه مقدار جزئیات بی نظیر داره

91
00:07:22,000 --> 00:07:25,791
‫ولی به عنوان نقشه حساب نمیشه. جواب نمیده

92
00:07:26,750 --> 00:07:29,750
‫- چرا بهم زنگ زدی؟
‫- می‌خوام باهات در میون بذارم

93
00:07:30,666 --> 00:07:33,833
‫این بزرگترین سرقت زندگی منه
‫می‌خوام برادرم اونجا باشه

94
00:07:34,291 --> 00:07:37,583
‫ازم می‌خوای مغز و فکری باشم که اون نمی‌تونه

95
00:07:38,541 --> 00:07:39,375
‫و تو...

96
00:07:40,458 --> 00:07:43,083
‫می‌دونی چطوری طلا رو بیرون بکشی، ولی خودتون رو نه

97
00:07:43,166 --> 00:07:46,125
‫و اصلا نمی‌دونید قراره باقی عمرتون
‫رو چطور با ۹۰ تن طلا

98
00:07:46,208 --> 00:07:48,500
‫بگذرونید، بدون اینکه کسی متوجه بشه.

99
00:07:48,583 --> 00:07:52,666
‫هر ذهن تحلیلگری، حتی کوچیک، به
‫این موضوع فکر می‌کنه

100
00:07:52,750 --> 00:07:53,750
‫ولی شما اینکارو نکردید

101
00:07:54,333 --> 00:07:56,666
‫چون تو عاشق این نقشه ای...

102
00:07:57,458 --> 00:07:59,291
‫و اونم عاشق تو ـه.

103
00:07:59,750 --> 00:08:02,791
‫درسته که اشتیاق راهنمای ماست
‫ولی تو با نفرت کور شدی

104
00:08:02,875 --> 00:08:04,041
‫نفرت از احساس گرایی

105
00:08:04,125 --> 00:08:07,541
‫شاید به این دلیل که یکی از
‫مشخصه‌های اصلیش خودکشی ـه

106
00:08:07,625 --> 00:08:09,208
‫این نقشه خودکشی ـه

107
00:08:09,291 --> 00:08:10,791
‫هنوز دنبال عیب و اشتباهه؟

108
00:08:10,875 --> 00:08:14,541
‫باهاش کنار میاد. وقتی
‫استرس می‌گیره بد بین و نا امید میشه

109
00:08:14,625 --> 00:08:18,375
‫خب... من میرم دستشویی

110
00:08:18,458 --> 00:08:20,625
‫می‌خوای همراهم بیای، سرجیو؟

111
00:08:21,625 --> 00:08:27,208
‫تا به حال تجربه‌اش رو داشتی که یه
‫مرد باتجربه واست ساک بزنه؟

112
00:08:30,583 --> 00:08:31,791
‫دارم شوخی می‌کنم

113
00:08:43,832 --> 00:08:47,333
‫بی حس، سردرگم، نگاه خیره...

114
00:08:48,333 --> 00:08:51,958
‫و بالاتر از همه، حس معلق بودن در خارج از واقعیت

115
00:08:53,708 --> 00:08:56,375
‫اینا پیامدهای شوک احساسی ـه

116
00:08:57,916 --> 00:08:59,958
‫ولی ممکن هم هست که برعکسش بشه

117
00:09:03,333 --> 00:09:04,791
‫یه خشم لجام گسیخته

118
00:09:05,333 --> 00:09:06,708
‫که فقط دنبال...

119
00:09:08,541 --> 00:09:09,416
‫انتقامه.

120
00:09:13,333 --> 00:09:14,500
‫بازه

121
00:09:26,958 --> 00:09:27,916
‫امنه

122
00:09:30,291 --> 00:09:31,125
‫خون

123
00:09:34,416 --> 00:09:35,458
‫لعنتی

124
00:09:38,708 --> 00:09:39,583
‫امنه

125
00:09:59,250 --> 00:10:01,166
‫اتاق امن رو پیدا کردیم، قربان

126
00:10:01,250 --> 00:10:04,833
‫گاندیا در رو از داخل قفل کرده.
‫زخمی شده و توکیو دست اونه.

127
00:10:04,916 --> 00:10:06,583
‫آسیبش چقدر وخیمه؟

128
00:10:07,666 --> 00:10:09,791
‫یه نارنجک پشت سرش منفجر شد

129
00:10:10,041 --> 00:10:12,458
‫سعی می‌کنه مذاکره کنه
‫زمان به نفع ماست

130
00:10:12,541 --> 00:10:15,708
‫- اگه بخواد زنده بمونه، نمی‌‌تونه به توکیو صدمه بزنه
‫- زیاد مطمئن نیستم

131
00:10:17,583 --> 00:10:18,583
‫پروفسور...

132
00:10:20,791 --> 00:10:22,208
‫گاندیا نایروبی رو کشت.

133
00:10:31,333 --> 00:10:33,166
‫الان یعنی جوابت مثبت ـه؟

134
00:11:11,333 --> 00:11:15,083
‫بابت کاری که با نایروبی کردن، صد برابر
‫بدتر سرشون میاریم

135
00:11:20,791 --> 00:11:23,541
‫پروفسور دیگه دردی حسی نمی‌کرد

136
00:11:24,000 --> 00:11:27,458
‫از احساساتش جدا شده بود و مثل یه دستگاه عمل می‌کرد

137
00:11:27,541 --> 00:11:29,958
‫طی ۷ مرحله اون چادر رو نابود می‌کنیم

138
00:11:30,041 --> 00:11:34,291
‫- فقط به قدم بعدیش فکر می‌کرد
‫- با حقیقت شروع میشه

139
00:11:34,375 --> 00:11:38,041
‫اگه می‌خوای حقیقت رو بگی، باید
‫اول با ریو صحبت کنی.

140
00:11:39,208 --> 00:11:40,916
‫چیزایی هست که تو نمی‌دونی

141
00:11:42,000 --> 00:11:42,833
‫پروفسور

142
00:11:42,916 --> 00:11:44,333
‫از اون لحظه به بعد،

143
00:11:44,416 --> 00:11:47,666
‫مطلقاً هرچیزی می‌تونست بشه نقشه حمله

144
00:11:47,750 --> 00:11:49,750
‫- پروفسور
‫- طی ساعات بعدش،

145
00:11:49,833 --> 00:11:51,375
‫می‌تونست حتی موشک شلیک کنه

146
00:11:51,458 --> 00:11:56,166
‫تو گفتی خارج شدن غیرممکنه، ولی
‫ما رو میاری بیرون. سر حرفت بمون

147
00:11:56,958 --> 00:12:01,250
‫گفتم طلا رو ذوب می‌کنیم و میاریم
‫بیرون، منم شما رو میارم بیرون

148
00:12:02,083 --> 00:12:03,500
‫و سر حرفم هستم

149
00:12:05,541 --> 00:12:07,875
‫پالرمو، توکیو رو بیار بیرون

150
00:12:08,291 --> 00:12:10,750
‫من میرم ریخته گری. دنور، باهام بیا.

151
00:12:14,083 --> 00:12:15,625
‫همه گوش به زنگ باشن

152
00:12:16,625 --> 00:12:18,625
‫ربات بررسی بمب در حال پیشروی

153
00:12:18,708 --> 00:12:20,208
‫برو جلو. بریم.

154
00:12:26,000 --> 00:12:28,708
‫آماده غیر فعال سازی بمب های ورودی

155
00:12:44,958 --> 00:12:46,000
‫نایروبی مرده

156
00:12:48,458 --> 00:12:50,500
‫از الان به بعد، رئیس منم

157
00:12:50,875 --> 00:12:54,166
‫باید دقیق عمل کنیم. چند تن داریم؟

158
00:12:55,083 --> 00:12:56,125
42

159
00:12:56,208 --> 00:12:59,875
‫- قضیه چیه؟ عقب نشینی می‌کنید؟
‫- سه تن از هدفمون کمتره

160
00:12:59,958 --> 00:13:04,125
‫دما رو تا ۱۷۵۰ درجه بالا ببرید. باید
‫سرعت استخراج رو ببریم بالا.

161
00:13:04,208 --> 00:13:05,791
‫- کسی داخله؟
‫- نه

162
00:13:05,875 --> 00:13:10,083
‫باید باشه. راه بیوفتید
‫باید این طلا رو بیرون بکشیم

163
00:13:10,166 --> 00:13:11,041
‫دنور

164
00:13:12,041 --> 00:13:13,708
‫حتی یه گرم طلا هم باقی نذار

165
00:13:13,791 --> 00:13:15,875
‫می‌خوام از اینجا گورمو گم کنم

166
00:13:17,166 --> 00:13:18,458
‫همین حالا! سریع! بجنبید!

167
00:13:29,458 --> 00:13:30,375
‫پروفسور

168
00:13:30,458 --> 00:13:32,833
‫نه، یه مشکلی داریم
‫یه فایروال می‌سازم

169
00:13:32,916 --> 00:13:35,208
‫- وصلت می‌کنم
‫- خیلی خب، سریع باش

170
00:13:39,666 --> 00:13:40,791
‫بیاید بیرون!

171
00:13:40,875 --> 00:13:42,125
‫شرم بر شما!

172
00:13:42,208 --> 00:13:45,291
‫شروع عملیات خنثی سازی اولین بمب. پناه بگیرید.

173
00:13:46,333 --> 00:13:50,041
‫واحدهای یک و دو، آماده باشید
‫به محض خنثی شدن بمب حرکت کنید

174
00:13:58,208 --> 00:13:59,666
‫فایروال لعنتی

175
00:14:06,166 --> 00:14:07,333
‫- پروفسور
‫- بله

176
00:14:07,416 --> 00:14:10,083
‫نباید بهت بگم، ولی
‫اونا قصد دارن قتل عام راه بندازن

177
00:14:10,166 --> 00:14:12,083
‫اونا مثل مور و ملخ می‌ریزن داخل بانک

178
00:14:12,166 --> 00:14:15,166
‫سعی دارن با گاندیا تماس بگیرن تا باهم پیش برن

179
00:14:16,000 --> 00:14:19,333
‫متوجه شدم. پیغام منو به لیسبون دادی؟

180
00:14:19,416 --> 00:14:20,541
‫بله

181
00:14:21,000 --> 00:14:23,083
‫انتونانزاس، بمون و حواست به موریلو باشه

182
00:14:23,625 --> 00:14:24,916
‫نذار هیچکس وارد بشه

183
00:14:28,583 --> 00:14:31,416
‫محض رضای خدا، چرا هیچی نگفتی؟

184
00:14:33,000 --> 00:14:35,708
‫چی گیرم می‌اومد؟ کمی دلسوزی؟

185
00:14:38,333 --> 00:14:39,375
‫اوه، آلیسیا...

186
00:14:42,625 --> 00:14:43,750
‫پاریس

187
00:14:46,625 --> 00:14:51,041
‫اون خیلی احساساتی شد.
‫خیلی ذوق زده بود.

188
00:14:52,583 --> 00:14:53,958
‫کاش می‌تونستی ببینیش...

189
00:14:58,291 --> 00:14:59,458
‫ممنون، بنیتو

190
00:15:05,000 --> 00:15:06,708
‫- گوش کن
‫- دارم گوش میدم

191
00:15:06,791 --> 00:15:08,916
‫پلیسا و گاندیا قصد حمله دارن

192
00:15:09,000 --> 00:15:11,666
‫تلفنی که داخل اتاق امن هست از کار بندازید

193
00:15:11,750 --> 00:15:16,208
‫یه چیز خیلی مهم: گاندیا رو
‫نکشید؛ زنده می‌خوامش

194
00:15:16,291 --> 00:15:20,833
‫- با بودن توکیو اون داخل، سخت میشه
‫- گفتم زنده. کلید نقشه اونه

195
00:15:22,375 --> 00:15:25,500
‫دنبال امواج الکترومغناطیس بگردید و کابل‌ها رو پاره کنید

196
00:15:26,125 --> 00:15:29,750
‫موقعی که ارتباطش قطع شد و بدون
‫دوربین موند، شروع کنید به باز کردن در.

197
00:15:29,833 --> 00:15:32,958
‫از اره برقی و چکش استفاده کنید...
‫صدای زیادی درست کنید.

198
00:15:33,041 --> 00:15:35,416
‫مطمئن بشید که متوجه میشه و حواسش به جای دیگه نیست

199
00:15:35,500 --> 00:15:39,750
‫در همین حین، یه سوراخ کوچیک توی
‫دیوار پشتی درست می‌کنیم

200
00:15:39,833 --> 00:15:41,958
‫و گاز خواب آور خالی می‌کنیم داخل.

201
00:15:43,541 --> 00:15:45,541
‫و وقتی که خوابه، در رو از جا در میاریم.

202
00:15:45,625 --> 00:15:47,666
‫- گرفتی؟
‫- گرفتم

203
00:15:52,833 --> 00:15:54,625
‫بمب ها خنثی شدن، قربان

204
00:15:54,708 --> 00:15:56,375
‫عالیه. گاندیا رو برام بگیر.

205
00:16:12,166 --> 00:16:13,000
‫زدیم تو خال!

206
00:16:27,750 --> 00:16:28,666
‫یو هو!

207
00:16:37,833 --> 00:16:39,083
‫گمونم دوستام هستن

208
00:16:59,916 --> 00:17:01,000
‫سرهنگ!

209
00:17:04,165 --> 00:17:05,375
‫سرهنگ!

210
00:17:06,290 --> 00:17:07,290
‫سرهنگ!

211
00:17:09,958 --> 00:17:12,625
‫حالا واقعا به گا رفتی، حروم زاده.

212
00:17:16,165 --> 00:17:18,958
‫البته که انجامش میدم، هرچقدر که سخت باشه

213
00:17:19,040 --> 00:17:21,875
‫- مطمئن؟
‫- می‌تونی روم حساب کنی

214
00:17:23,708 --> 00:17:25,790
‫ازت ممنونم، ریو. ممنون.

215
00:17:26,958 --> 00:17:31,250
‫* صحرای الجزیره *

216
00:17:32,250 --> 00:17:36,000
‫- چیزی پیدا کردی؟
‫- کجا چیزی پیدا کنم؟

217
00:17:36,708 --> 00:17:37,958
‫اینجا یه صحراست

218
00:17:38,041 --> 00:17:42,000
‫نمی‌تونی تاکسی بگیری و بگی
‫"منو ببر به شکنجه‌گاه، دمت گرم"

219
00:17:42,083 --> 00:17:43,500
‫بهت یه پشتیبانی محلی دادم

220
00:17:46,000 --> 00:17:47,958
‫من زبون اسپانیایی بلدم، آلمانی بلدم،

221
00:17:48,041 --> 00:17:51,250
‫ایتالیایی، فرانسوی، انگلیسی، کرواتی، صربستانی...

222
00:17:51,333 --> 00:17:53,291
‫ولی بربری بلد نیستم.

223
00:17:53,375 --> 00:17:54,833
‫من مختصات لازم دارم

224
00:17:54,916 --> 00:17:56,125
‫ده دقیقه بهم وقت بده

225
00:18:03,000 --> 00:18:06,250
‫شکیر، اون تصاویر ماهواره‌ای رو لازم دارم.

226
00:18:06,333 --> 00:18:08,208
‫ده دقیقه وقت داری

227
00:18:18,750 --> 00:18:20,416
‫پالرمو، اونا دارن میان

228
00:18:27,541 --> 00:18:29,916
‫واحدهای ویژه عملیات مستقر شدن

229
00:18:30,000 --> 00:18:34,208
‫و خودروهای زرهی و ماشین‌های جنگی
‫در حال حرکت هستن

230
00:18:38,791 --> 00:18:42,625
‫درست همون موقع که پلیس داشت بهمون نزدیک میشد

231
00:18:43,083 --> 00:18:45,541
‫پروفسور اولین موشک رو شلیک کرد

232
00:18:45,666 --> 00:18:47,083
‫درها رو باز کنید

233
00:18:49,041 --> 00:18:49,958
‫سر جاتون بمونید!

234
00:19:17,541 --> 00:19:19,333
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

235
00:19:22,500 --> 00:19:25,916
‫موشکی که به احترام و یادبود نایروبی بود.

236
00:19:37,333 --> 00:19:39,458
‫اونا محافظان شخصی رئیس هستن

237
00:19:40,375 --> 00:19:41,375
‫یه مراسم تدفین

238
00:19:57,708 --> 00:19:59,000
‫[نوشته: رئیس لعنتی]

239
00:20:04,041 --> 00:20:06,541
‫همه چیز از حرکت ایستاد

240
00:20:11,250 --> 00:20:12,500
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

241
00:20:12,583 --> 00:20:13,791
‫اونو برگردونید داخل!

242
00:20:14,000 --> 00:20:16,125
‫بهش اجازه بده. از روی احترام

243
00:20:21,041 --> 00:20:24,291
‫مرگ نایروبی هوا رو با سکوت سنگینی پر کرد.

244
00:20:28,166 --> 00:20:31,833
‫واسه همه اونایی که داستان دالی
‫رو باور کرده بودن سرشکستگی بود...

245
00:20:37,041 --> 00:20:38,791
‫داستانی که پایان خوش داشته باشه.

246
00:20:45,583 --> 00:20:47,250
‫ولی فقط یه جنگ بود.

247
00:21:24,958 --> 00:21:28,166
‫و بعد، پروفسور دومین موشکش رو شلیک کرد

248
00:21:31,666 --> 00:21:32,750
‫نوشته: زنده به گور شده

249
00:21:32,833 --> 00:21:36,250
‫اون کل مادرید رو با پوسترهای ریو پر کرد و داستانش رو

250
00:21:36,333 --> 00:21:39,208
‫برای تمام رسانه‌های ملی و بین المللی فرستاد.

251
00:21:41,500 --> 00:21:44,750
‫من در ۲۰ ژانویه به صورت غیرقانونی
‫توسط پلیس پاناما بازداشت شدم...

252
00:21:44,833 --> 00:21:46,458
‫سرهنگ، بازرس.

253
00:21:47,666 --> 00:21:51,000
‫و منو با یه پرواز مخفی همراه...
‫سرهنگ CNI منتقل کردن...

254
00:21:52,125 --> 00:21:53,041
‫سرهنگ لوئیس پریتو

255
00:21:53,125 --> 00:21:58,250
‫ما یه جایی در مغرب فرود اومدیم و اونا
‫تا ۴ آپریل منو شکنجه کردن

256
00:21:58,708 --> 00:22:01,625
‫منو داخل یه سلول خیلی کوچیک گذاشتن...

257
00:22:02,791 --> 00:22:04,375
‫که فقط می‌تونستم بایستم.

258
00:22:05,250 --> 00:22:08,416
‫ولم کردن که توی خودم بشاشم و برینم

259
00:22:10,125 --> 00:22:13,458
‫و اونجا ولم کردن، تا توی گوه خودم زندگی کنم

260
00:22:15,791 --> 00:22:16,791
‫یه شب...

261
00:22:18,041 --> 00:22:21,791
‫منو از سلولم بیرون آوردن، بردنم به صحرا...

262
00:22:22,916 --> 00:22:25,250
‫و مجبورم کردن قبر خودمو بکنم.

263
00:22:27,125 --> 00:22:30,541
‫منو گذاشتن داخل یه جعبه و زنده زنده دفنم کردن...

264
00:22:31,625 --> 00:22:35,125
‫تا اینکه هوشیاریم رو از دست دادم
‫گمون می‌کردم مُردم.

265
00:22:38,750 --> 00:22:42,166
‫- زنده زنده دفنش کردید؟
‫- البته که زنده زنده دفنش کردیم

266
00:22:42,250 --> 00:22:43,958
‫چرا باید همچین غلطی می‌کردید؟

267
00:22:44,041 --> 00:22:47,375
‫پس فکر کردی واسه چی فرستادیمش الجزایر؟
‫که فقط یه سیلی بخوره؟

268
00:22:47,458 --> 00:22:51,125
‫ترجیح می‌دادم بذاریدش داخل یه
‫گودال، داخل آهک، یا سیمان...

269
00:22:51,208 --> 00:22:52,750
‫ولی زنده زنده دفن کردنش؟

270
00:22:52,833 --> 00:22:56,750
‫یه نفر توصیف کنه که چطوری زنده به گورش
‫کردن، خودش یه فیلم ترسناکه!

271
00:22:56,833 --> 00:22:59,375
‫از نظر روابط عمومی و همدردی، مثل خودکشی ـه

272
00:22:59,458 --> 00:23:01,291
‫روزنامه نیویورک تایمز ویدیو رو منتشر کرده

273
00:23:01,750 --> 00:23:04,333
‫چندتا کشور درخواست دادن توی
‫استرازبورگ کمیسیون تشکیل بشه

274
00:23:04,416 --> 00:23:07,875
‫حتی سازمان عفو بین الملل داره یه بازپرسی مخفی انجام میده

275
00:23:07,958 --> 00:23:09,041
‫به گا رفتیم

276
00:23:09,125 --> 00:23:12,000
‫اون مکان لعنتی تلفنی چیزی داشت؟
‫دوربین مداربسته، وای-فای،

277
00:23:12,083 --> 00:23:14,625
‫یا هرچیزی که بشه برای گرفتن مدرک استفاده کرد؟

278
00:23:14,708 --> 00:23:16,125
‫یه کلبه دور افتاد بود

279
00:23:16,208 --> 00:23:19,041
‫نه دوربینی بود، نه اینترنت، نه حتی جاده.

280
00:23:19,125 --> 00:23:21,583
‫- به همین دلیل رفتیم اونجا
‫- اونجا وسط نا کجا آباد ـه

281
00:23:21,666 --> 00:23:23,791
‫حتی سازمان اطلاعات الجزیره هم ازش خبر نداره

282
00:23:23,875 --> 00:23:27,958
‫و حتی یه خراش روش نیست. نه
‫کبودی نه خون ریزی داخلی

283
00:23:28,041 --> 00:23:29,125
‫ما مراقب بودیم

284
00:23:29,208 --> 00:23:30,125
‫خیلی خب

285
00:23:31,875 --> 00:23:36,333
‫کاملا محکم انکارش می‌کنیم
‫هیچ مدرکی جز حرفاش نداره

286
00:23:36,666 --> 00:23:38,791
‫- و تو قراره این کارو بکنی
‫- من؟

287
00:23:38,875 --> 00:23:39,708
‫بله، تو

288
00:23:39,791 --> 00:23:44,666
‫تمام توانت رو به کار بگیر. کنفرانس
‫مطبوعاتی و اعلان اضطراری و این چیزا.

289
00:23:45,333 --> 00:23:47,541
‫شفافیت، لوئیس. شفافیت.

290
00:23:48,791 --> 00:23:50,416
‫قند خونم اومده پایین

291
00:23:50,500 --> 00:23:52,833
‫اون شیرینی‌های لعنتی کجان؟

292
00:24:36,833 --> 00:24:37,666
‫دارکو

293
00:24:41,583 --> 00:24:42,833
‫بنجامین

294
00:24:43,791 --> 00:24:44,875
‫ممنون که اومدید

295
00:24:46,500 --> 00:24:50,458
‫اگه آگوستین، مسکو، بهت اعتماد داشته...

296
00:24:51,625 --> 00:24:53,416
‫منو دوست خودت بدون.

297
00:24:56,791 --> 00:24:58,833
‫و دخترم، حالش خوبه؟

298
00:24:59,416 --> 00:25:01,333
‫مانیلا حالش خوبه

299
00:25:02,666 --> 00:25:05,166
‫- همه اونا معدنچی هستن؟
‫- همگی

300
00:25:05,333 --> 00:25:07,000
‫و همگی قابل اعتماد

301
00:25:07,333 --> 00:25:08,291
‫اهل آستوریاس هستن
‫(استان خودمختار اسپانیا)

302
00:25:08,708 --> 00:25:09,750
‫به جز...

303
00:25:11,083 --> 00:25:12,250
‫این یارو

304
00:25:12,958 --> 00:25:14,041
‫اون لهستانی ـه

305
00:25:14,875 --> 00:25:15,708
‫کاپیتان

306
00:25:16,125 --> 00:25:17,083
‫ازت ممنونیم

307
00:25:19,291 --> 00:25:20,833
‫خوش آمدید، همگی

308
00:25:21,833 --> 00:25:22,916
‫دنبالم بیاید لطفا

309
00:25:23,541 --> 00:25:24,916
‫کجا داریم میریم؟

310
00:25:25,000 --> 00:25:25,916
‫به کلاس

311
00:25:26,250 --> 00:25:29,416
‫بهتون توضیح میدم که طی ۳۰ ساعت آینده
‫قراره چیکار کنیم

312
00:25:36,458 --> 00:25:41,708
‫هر عقل سالمی میگه این نقشه دیوانگی ـه

313
00:25:43,041 --> 00:25:44,875
‫پس بیخیال منطق و عقل بشید

314
00:25:49,916 --> 00:25:54,000
‫- سونای لعنتی، خدا.
‫- دلت سونا می‌خواد؟

315
00:25:56,666 --> 00:26:01,000
‫از اونایی هستی که خیلی خودشونو سرکوب میکنن و
‫توی رختکن حشری میشن؟

316
00:26:01,708 --> 00:26:03,083
‫مگه نه؟

317
00:26:08,083 --> 00:26:09,875
‫می‌دونستی ما مثل هستیم؟

318
00:26:13,166 --> 00:26:15,416
‫فقط در جهت مخالف هستیم

319
00:26:19,416 --> 00:26:21,333
‫می‌تونم یه کار بهت پیشنهاد کنم

320
00:26:26,916 --> 00:26:27,875
‫راستشو بخوای...

321
00:26:30,166 --> 00:26:32,500
‫ترجیح می‌دادم پیشنهاد می‌دادی منو بکنی.

322
00:26:36,958 --> 00:26:40,875
‫قانونی هست که مانع بشه دوتا سرباز از
‫دو جناح مخالف همدیگه رو بکنن؟

323
00:26:42,500 --> 00:26:44,208
‫این که خیانت نیست، درسته؟

324
00:26:45,458 --> 00:26:48,083
‫باید اینم داخل کنوانسیون ژنو میذاشتن.

325
00:26:48,875 --> 00:26:50,500
‫" آتش بس!

326
00:26:51,583 --> 00:26:54,791
‫وقت سکس ـه! "

327
00:27:03,416 --> 00:27:04,916
‫چی می‌خوای؟

328
00:27:06,541 --> 00:27:08,041
‫من هیچی نمی‌خوام

329
00:27:10,625 --> 00:27:12,166
‫حشریم می‌کنی

330
00:27:54,416 --> 00:27:56,625
‫یه عالمه فکر کردم

331
00:27:57,666 --> 00:28:00,208
‫نمی‌دونم واقعا چه مرگمه

332
00:28:01,458 --> 00:28:04,291
‫و تو چه مرگته؛ ولی دوست دارم.

333
00:28:05,541 --> 00:28:08,750
‫و چه باهم باشیم چه نباشیم، مواظبت هستم

334
00:28:09,166 --> 00:28:10,166
‫منظورت چیه؟

335
00:28:11,000 --> 00:28:12,083
‫منظورت چیه؟

336
00:28:12,166 --> 00:28:13,666
‫نایروبی مُرده

337
00:28:14,958 --> 00:28:17,500
‫اینجا اتفاقاتی می‌افته که هرگز فکرشو نمی‌کنی

338
00:28:17,583 --> 00:28:18,458
‫ولی اتفاق می‌افته

339
00:28:19,125 --> 00:28:21,583
‫توی اندونزی آسون بود چون...

340
00:28:21,666 --> 00:28:24,458
‫تو با تنها مردی بودی
‫که می‌تونستی باهاش حرف بزنی

341
00:28:24,541 --> 00:28:27,625
‫ولی اینجا فرق داره، درک می‌کنم.

342
00:28:28,333 --> 00:28:29,291
‫و من دوستت دارم.

343
00:28:30,666 --> 00:28:33,625
‫اومدی اینجا، مقایسه کردی و من بازنده این مقایسه بودم

344
00:28:33,708 --> 00:28:36,500
‫- مشکلی نداره
‫- هیچکس تو رو با کس دیگه مقایسه نمی‌کنه

345
00:28:37,291 --> 00:28:40,500
‫صادقانه میگم. و رابطه من و ریو...
‫اینطوری که فکر می‌کنی نیست.

346
00:28:41,166 --> 00:28:43,583
‫می‌خوام بدونی که اگه لازمه...

347
00:28:44,166 --> 00:28:46,208
‫اگه لازمه که با ریو باشی...

348
00:28:47,583 --> 00:28:48,583
‫این کارو بکن.

349
00:28:48,875 --> 00:28:50,916
‫این چیزی نیست که من لازم دارم.

350
00:28:53,458 --> 00:28:56,583
‫حتی نمی‌دونم چی لازم دارم. حداقل الان نه

351
00:28:57,958 --> 00:29:02,166
‫وسط این همه درگیری هستیم
‫و نمی‌تونم هیچ تصمیمی بگیرم

352
00:29:02,250 --> 00:29:05,000
‫ولی من و تو حین یه سرقت همدیگه رو ملاقات کردیم

353
00:29:06,291 --> 00:29:08,416
‫و یه عالمه تصمیم گرفتیم

354
00:29:09,375 --> 00:29:10,333
‫با همدیگه

355
00:29:34,791 --> 00:29:36,583
‫آرتورو، با من چیکار کردی؟

356
00:29:39,625 --> 00:29:41,708
‫وقتی خواب بودم چیکار کردی؟

357
00:29:42,416 --> 00:29:46,333
‫- نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی
‫- ازم سوءاستفاده کردی

358
00:29:46,416 --> 00:29:49,125
‫نمی‌دونم منظورت چیه، ولی الان وقتش نیست

359
00:29:49,208 --> 00:29:50,166
‫چیز خورم کردی

360
00:29:50,750 --> 00:29:53,708
‫مجبورم کردی بیشتر از مقدار نیازم آرامبخش بخورم

361
00:29:53,791 --> 00:29:55,541
‫و منم بیهوش شدم.

362
00:29:55,625 --> 00:29:59,958
‫ولی قبل بیهوش شدنم، حس کردم نزدیکم هستی،
‫گردن و سینه‌هامو لمس می‌کنی.

363
00:30:00,041 --> 00:30:03,583
‫چیزخور شده بودم، ولی حس کردم
‫زیپم رو کشیدی پایین و...

364
00:30:04,125 --> 00:30:05,583
‫مدام لمسم می‌کردی.

365
00:30:05,666 --> 00:30:07,666
‫شورتم رو در آوردی، آرتورو.

366
00:30:08,458 --> 00:30:10,458
‫بیدار شدم، دوباره به خواب رفتم...

367
00:30:12,041 --> 00:30:15,208
‫ولی مدام تصاویری می‌دیدم و
‫وقتی بیدار شدم سوتین‌ـم پاره شده بود.

368
00:30:15,291 --> 00:30:16,333
‫آماندا

369
00:30:17,958 --> 00:30:21,416
‫فقط خیلی عصبی هستی. عادی ـه.

370
00:30:21,708 --> 00:30:23,333
‫توی این شرایط و اوضاع، باشه؟

371
00:30:24,041 --> 00:30:25,916
‫حتما گیج شدی

372
00:30:26,000 --> 00:30:29,500
‫و چیزایی دیدی و حس کردی که واقعا اتفاق نیوفتادن.

373
00:30:29,583 --> 00:30:31,208
‫یا شاید...

374
00:30:31,833 --> 00:30:34,416
‫یه خواب شهوانی درمورد من دیدی.

375
00:30:34,500 --> 00:30:37,166
‫مشکلی ندارم که هدف امیال‌ـت باشم،

376
00:30:37,250 --> 00:30:40,291
‫ولی از این برسی به متهم کردن به چیزی...

377
00:30:41,583 --> 00:30:43,041
‫تو بهم تجاوز کردی، آرتورو.

378
00:30:43,458 --> 00:30:45,541
‫چیزخورم کردی و بهم تجاوز کردی.

379
00:30:45,625 --> 00:30:46,458
‫به من گوش کن.

380
00:30:48,500 --> 00:30:49,666
‫دختره‌ی خیره سر

381
00:30:49,750 --> 00:30:51,250
‫من بهت تجاوز نکردم

382
00:30:51,833 --> 00:30:53,666
‫ازت سوءاستفاده نکردم

383
00:30:53,750 --> 00:30:57,208
‫داری منو به چیزی خیلی مهم متهم می‌کنی

384
00:30:57,291 --> 00:30:59,000
‫چیزی که ازش نفرت دارم.

385
00:30:59,083 --> 00:31:00,333
‫چیزی که ازش بیزارم.

386
00:31:00,416 --> 00:31:03,458
‫من همیشه مدافع حقوق زنان بودم

387
00:31:03,541 --> 00:31:07,666
‫همیشه از احترام به زنان حمایت کردم.
‫اجازه این اتهام رو بهت نمیدم.

388
00:31:11,125 --> 00:31:12,166
‫هیچ اتفاقی نیوفتاد.

389
00:31:12,250 --> 00:31:14,875
‫ترسیده بودی، یه حمله عصبی بهت دست داد...

390
00:31:14,958 --> 00:31:16,833
‫این عادی ـه، باشه؟

391
00:31:19,958 --> 00:31:23,000
‫باورت میشه؟

392
00:31:31,958 --> 00:31:33,291
‫بوگوتا ـه

393
00:31:44,583 --> 00:31:49,583
‫الان دیگه واقعا به گا رفتی
‫ترکشی که توی گردنت ـه

394
00:31:50,083 --> 00:31:52,041
‫شبکه‌ی بازویی

395
00:31:52,958 --> 00:31:55,333
‫عضله‌های بازو و دست و شونه‌ات رو...

396
00:31:55,583 --> 00:31:58,708
‫کنترل می‌کنه.

397
00:31:59,375 --> 00:32:00,625
‫همه اینا رو می‌دونی؟

398
00:32:03,083 --> 00:32:05,791
‫- این چیزا رو از پروفسور یاد گرفتم
‫- جدی؟

399
00:32:08,916 --> 00:32:10,250
‫نفس کشیدن سخت شده؟

400
00:32:11,166 --> 00:32:12,125
‫طبیعیـه

401
00:32:13,666 --> 00:32:15,083
‫به خاطر دیافراگم ِـت ـه

402
00:32:17,000 --> 00:32:19,708
‫- چقدر بد
‫- می‌خوای آزادت کنم؟

403
00:32:23,500 --> 00:32:25,500
‫اگه آزادم نکنی، مُردی.

404
00:32:27,583 --> 00:32:28,875
‫اگه آزادم کنی...

405
00:32:31,541 --> 00:32:32,875
‫به زخمات رسیدگی می‌کنم

406
00:32:34,083 --> 00:32:37,500
‫دستاتو باز می‌کنم تا بتونی
‫ترکش رو واسم در بیاری

407
00:32:41,208 --> 00:32:42,750
‫ولی هنوزم...

408
00:32:44,708 --> 00:32:46,708
‫گردنت بسته‌ـست.

409
00:32:47,666 --> 00:32:49,250
‫پشتم رو بهت می‌کنم،

410
00:32:50,791 --> 00:32:52,833
‫ولی فقط یه حرکت کافیه...

411
00:32:53,875 --> 00:32:57,500
‫تا مغز پر از استعدادت رو بپاشم زمین.

412
00:33:00,500 --> 00:33:03,541
‫* وزارت امور داخلی *
‫ساعت ۱۹:۴۵

413
00:33:04,750 --> 00:33:06,125
‫صبح همگی بخیر

414
00:33:06,208 --> 00:33:08,000
‫اسم من لوئیس پریتو ـه

415
00:33:08,250 --> 00:33:11,458
‫من یه سرهنگ از سازمان اطلاعات ملی هستم.

416
00:33:11,541 --> 00:33:15,291
‫من به درخواست وزیر امور داخلی
‫مقابل شما قرار گرفتم

417
00:33:15,375 --> 00:33:20,541
‫تا تمام اتهامات وارد شده رو در رابطه با
‫شکنجه‌ی آنیبال کورتز انکار کنم

418
00:33:21,458 --> 00:33:25,125
‫و همینطور ابهاماتی که ممکنه به خاطر
‫بازداشتش داشته باشید رفع کنم.

419
00:33:25,208 --> 00:33:27,041
‫- بله، اینجا، لطفا
‫- سرهنگ

420
00:33:27,125 --> 00:33:29,666
‫«آگاتا خیمنز» یا همون نایروبی چطور مُرد؟

421
00:33:29,750 --> 00:33:32,375
‫ما فعلا هنوز درحال جمع آوری اطلاعات هستیم

422
00:33:32,458 --> 00:33:35,666
‫فقط می‌تونم بگم اون حین یه زد و خورد توسط

423
00:33:35,750 --> 00:33:38,875
‫فرمانده تیم امنیتی بانک اسپانیا که
‫تونست فرار کنه کشته شد

424
00:33:39,750 --> 00:33:42,375
‫کورتز واقعا به صورت غیرقانونی
‫در پاناما بازداشت شده بود؟

425
00:33:42,458 --> 00:33:44,833
‫بازداشت به صورت قانونی انجام گرفت

426
00:33:44,916 --> 00:33:48,541
‫طبق حکم بازداشتی که پلیس اروپا صادر کرده بود.

427
00:33:48,625 --> 00:33:49,791
‫- ببخشید
‫- شما

427
00:33:49,875 --> 00:33:53,583
‫کورتز ادعا کرده توی یه سلول به
‫عرض ۴۵ سانتی‌متر نگه داری می‌شده

427
00:33:53,666 --> 00:33:54,750
‫این حقیقت داره؟

428
00:33:54,833 --> 00:33:58,041
‫هیچ کشور دموکراتیکی در جهان که به قوانین احترام بذاره

429
00:33:58,125 --> 00:33:59,250
‫همچین کاری انجام نمیده.

430
00:34:00,958 --> 00:34:03,125
‫اون ادعا کرده که زنده زنده دفن شده.

431
00:34:03,208 --> 00:34:06,750
‫اینو هم انکار می‌کنید؟ که
‫بهش اجازه دستشویی رفتن داده نشده؟

432
00:34:06,833 --> 00:34:12,750
‫که بهش ۴۰ تا قهوه و دوش آب سرد دادید؟

433
00:34:14,125 --> 00:34:17,458
‫این گفته‌ها همونقدر که متناقض هستن مسخره هم هستن.

434
00:34:18,458 --> 00:34:21,250
‫پریتو کاری رو کرد که پروفسور انتظار داشت:

435
00:34:21,333 --> 00:34:24,458
‫دروغ، دروغ، و بازم دروغ.

436
00:34:24,541 --> 00:34:28,333
‫بهتر از چیزی که پروفسور می‌تونست
‫تصورش رو بکنه دروغ گفت

437
00:34:28,791 --> 00:34:31,166
‫با طعنه و تکبر و نیشخند.

438
00:34:31,250 --> 00:34:33,083
‫اونا مطمئن و دلگرم خواهند بود.

439
00:34:33,208 --> 00:34:38,041
‫مطمئن هستن چون فکر می‌کنن
‫هیچ مدرکی جز حرفمون نداریم

440
00:34:38,125 --> 00:34:42,958
‫و این همون چیزی‌ـه که اونا رو به باتلاق
‫گند و کثافت خودشون فرو می‌بره.

441
00:34:43,041 --> 00:34:47,458
‫چون سازمان اطلاعات ملی هرگز
‫نمی‌تونه تصورشو بکنه...

442
00:34:49,333 --> 00:34:51,416
‫که اطلاعات ما بهتر باشه.

443
00:34:54,000 --> 00:34:55,250
‫ولی ما نشون‌ـشون میدیم.

444
00:34:56,875 --> 00:34:58,791
‫ما نشون‌ـشون میدیم...

445
00:35:02,833 --> 00:35:04,291
‫چون ما قراره اونجا باشیم.

446
00:35:20,250 --> 00:35:22,958
‫این همون تئوری توطئه قدیمی ـه مثل همیشه:

447
00:35:23,041 --> 00:35:25,041
‫که پلیس از شکنجه استفاده می‌کنه

448
00:35:25,500 --> 00:35:27,500
‫ما این طور صحبت‌ها رو قبول نمی‌کنیم

449
00:35:33,000 --> 00:35:33,875
‫حرف بزن

450
00:35:37,416 --> 00:35:41,833
‫ما حدود دو ماه آنیبال کورتز رو شکنجه کردیم

451
00:35:41,916 --> 00:35:44,833
‫بابت این کار ۲۰۰هزار یورو بهمون پرداخت شد،

452
00:35:44,916 --> 00:35:47,791
‫توسط سرهنگ پریتو از سازمان اطلاعات اسپانیا.

453
00:35:47,875 --> 00:35:50,666
‫و این موشک سومش بود.

454
00:35:50,750 --> 00:35:51,666
‫سرهنگ پریتو

455
00:35:51,750 --> 00:35:52,833
‫ببخشید

456
00:35:52,916 --> 00:35:57,875
‫ما داریم مستنداتی دریافت می‌کنیم
‫که با حرفای شما تناقض داره

457
00:35:57,958 --> 00:36:00,833
‫شما شهروند تُرکی به نام عثمان می‌شناسید؟

458
00:36:01,583 --> 00:36:03,166
‫نمی‌دونم اون کیه

459
00:36:03,833 --> 00:36:07,583
‫این ایمیل از اکانت شما به عثمان فرستاده شده

460
00:36:07,666 --> 00:36:09,500
‫که در اون گفته شده:

461
00:36:09,583 --> 00:36:12,958
‫"از هر وسیله که لازمه استفاده کنید
‫تا اطلاعات رو بدست بیارید."

462
00:36:13,041 --> 00:36:15,625
‫- شما این ایمیل رو فرستادید؟
‫- متوجه منظورتون نمیشم

463
00:36:18,083 --> 00:36:20,708
‫شاید این ویدیو حافظه‌تون رو سر جاش بیاره

464
00:36:21,708 --> 00:36:24,750
‫این جایی‌ـه که ما آنیبال کورتز رو زنده به گور کردیم

465
00:36:24,833 --> 00:36:26,458
‫می‌تونید جعبه چوبی رو ببینید

466
00:36:26,541 --> 00:36:29,208
‫دو سه ساعت گذاشتیمش اونجا.

467
00:36:29,416 --> 00:36:31,500
‫خودش حفره رو کند.

468
00:36:32,041 --> 00:36:34,125
‫این مدارک رو هم انکار می‌کنید؟

469
00:36:34,833 --> 00:36:39,750
‫هنوز ادعا می‌کنید که این قبر که در جایی به نام
‫«تیممیمون» در الجزیره قرار داره

470
00:36:39,833 --> 00:36:43,250
‫که شما در چندین ایمیل بهش اشاره کردید، یه پاپوش ـه؟

471
00:36:43,333 --> 00:36:44,958
‫البته که هست

472
00:36:45,041 --> 00:36:46,750
‫سرهنگ، خواهش می‌کنم

473
00:36:46,833 --> 00:36:48,250
‫سرهنگ، اینجا، خواهش می‌کنم.

474
00:36:49,125 --> 00:36:50,833
‫چیز دیگه‌ای واسه گفتن ندارم.

475
00:36:55,625 --> 00:36:59,000
‫تامایو میشه مثل یه بازیکن تنیس وسط دادگاه

476
00:36:59,083 --> 00:37:03,958
‫که سعی داره تمام توپ‌هایی که بی وقفه
‫به طرفش میاد برگردونه

477
00:37:09,125 --> 00:37:10,416
‫اونا منو داخل یه جعبه گذاشتن

478
00:37:11,291 --> 00:37:13,250
‫۲۰۰ هزار یورو دادن

479
00:37:13,333 --> 00:37:16,791
‫اون اونقدر روی متوقف کردن توپ‌هایی
‫که ما شلیک می‌کنیم تمرکز می‌کنه

480
00:37:16,875 --> 00:37:21,083
‫که وقت یا انرژی فکر کردن درمورد سرقت رو نداره.

481
00:37:21,166 --> 00:37:24,125
‫چون تمام دنیاش داره از هم می‌پاشه

482
00:37:24,208 --> 00:37:26,458
‫ما آماده‌ایم که حمله رو از سر بگیریم

483
00:37:26,541 --> 00:37:28,625
‫- حمله نمی‌کنیم
‫- سرهنگ!

484
00:37:28,708 --> 00:37:32,583
‫نمی‌بینی چه اتفاقی داره می‌افته؟
‫می‌خوان همه‌مون رو سرنگون کنن.

485
00:37:32,958 --> 00:37:37,000
‫همینو کم داریم که موقع داخل شدن یه گروگان کشته بشه

486
00:37:37,083 --> 00:37:39,958
‫- اونا ضعیف شدن
‫- نه، دیگه بحث نکن!

487
00:37:40,041 --> 00:37:43,416
‫لازمه بهت یادآوری کنم که ۴ دفعه سعی
‫کردی وارد اونجا بشی؟ ۴ دفعه!

488
00:37:43,500 --> 00:37:45,958
‫نکنه فکر کردی اون داخل نوشیدنی رایگان میدن؟

489
00:37:46,041 --> 00:37:51,666
‫وقتی آتیش به این بزرگی جلوت باشه، فقط
‫می‌تونی به یه چیز فکر کنی.

490
00:37:51,833 --> 00:37:55,208
‫- خاموش کردنش
‫- خاموش کردنش

491
00:37:55,291 --> 00:37:59,416
‫نه برای اعتبار اسپانیا، نه برای
‫صداقت سازمان ملی اطلاعات...

492
00:38:00,833 --> 00:38:02,500
‫بلکه برای آزادی خودمون.

493
00:38:02,916 --> 00:38:04,500
‫همه گوش کنید.

494
00:38:04,583 --> 00:38:07,791
‫میخوام همه‌ی پرسنل غیرضروری برن بیرون

495
00:38:07,875 --> 00:38:11,541
‫یه استراحتی بکنید، یه قهوه بخورید
‫و پنج دقیقه دیگه برگردید سر کار

496
00:38:17,541 --> 00:38:19,416
‫اوه، آلیسیا...

497
00:38:20,375 --> 00:38:22,625
‫سعی کردیم از مخمصه فرار کنیم و انکارش کنیم

498
00:38:24,166 --> 00:38:28,708
‫ولی اون پروفسور عوضی، با
‫مدرکی که دستش بود منتظر بود

499
00:38:31,041 --> 00:38:33,791
‫حالا تنها راه خروج از این قضیه گردن گرفتن ـه

500
00:38:35,000 --> 00:38:36,625
‫و چه کسی قراره این کارو انجام بده؟

501
00:38:37,375 --> 00:38:39,125
‫برای سازمان اطلاعات، پریتو

502
00:38:42,958 --> 00:38:44,541
‫برای پلیس، تو.

503
00:38:46,625 --> 00:38:50,791
‫ازت می‌خوام مثل یه دیوار آتش عمل کنی
‫تا سازمان‌ها آسیبی نبینن.

504
00:38:56,416 --> 00:38:57,708
‫چی باید بگم؟

505
00:38:58,625 --> 00:39:01,166
‫که همه اون کارا رو کردم، بدون اینکه به کسی بگم؟

506
00:39:01,541 --> 00:39:05,041
‫که این کارو از روی... جاه طلبی شغلی انجام دادم؟

507
00:39:05,875 --> 00:39:08,916
‫تا مدال لیاقت پلیس رو بهم بدن؟

508
00:39:09,541 --> 00:39:12,708
‫اونا ایمیل‌های پریتو رو دارن.
‫مطمئنم مال تو رو هم دارن.

509
00:39:13,791 --> 00:39:16,416
‫باید استعفا بدی، مذاکرات رو رها کنی...

510
00:39:17,291 --> 00:39:21,583
‫و گردن بگیری که غیرقانونی عمل کردی.

511
00:39:21,708 --> 00:39:26,208
‫حالا که دارم گردن می‌گیرم، چطوره اینم اضافه کنیم
‫که «مانتوله» رو هم من کشتم،
‫(گاوباز معروف اسپانیایی)

512
00:39:26,291 --> 00:39:29,041
‫قتل جان‌اف‌ کندی، تلاش برای
‫کودتا در سال ۱۹۸۱...

513
00:39:29,583 --> 00:39:31,166
‫شلیک به پاپ...

514
00:39:31,666 --> 00:39:33,958
‫چرا همه اینا رو با هم گردن نگیرم؟

515
00:39:34,041 --> 00:39:37,000
‫در هر صورت سرزنش و ضربه‌اش رو می‌خوری،

516
00:39:37,375 --> 00:39:40,458
‫و اگه به ما کمک کنی، ما هم همینطور
‫به حال خودت رهات نمی‌کنیم.

517
00:39:41,291 --> 00:39:43,708
‫کاری می‌کنم سازمان اطلاعات مدارک رو بی‌اعتبار کنه

518
00:39:43,791 --> 00:39:47,041
‫دادستان ایالت و قوه قضاییه طرف ما هستن.

519
00:39:47,125 --> 00:39:49,458
‫یه قاضی آشنا گیرت میاد.

520
00:39:50,041 --> 00:39:54,291
‫یکی که دست نشونده ما باشه.
‫بدون پرداخت حقوق معلق میشی.

521
00:39:54,375 --> 00:39:58,291
‫ولی نگران نباش، از صندوق ذخیره حقوقت داده میشه

522
00:40:02,625 --> 00:40:05,458
‫بهت قول میدم که پا توی زندان نمیذاری.

523
00:40:05,541 --> 00:40:06,958
‫اون برام مهم نیست.

524
00:40:14,583 --> 00:40:15,458
‫خب...

525
00:40:17,458 --> 00:40:19,416
‫اینطور نیست که انتخاب‌های زیادی داشته باشم

526
00:40:21,583 --> 00:40:22,416
‫درسته؟

527
00:40:23,916 --> 00:40:24,875
‫آلیسیا...

528
00:40:25,958 --> 00:40:26,791
‫قوی باش

529
00:40:28,208 --> 00:40:29,708
‫ما همراهت هستیم

530
00:40:41,833 --> 00:40:45,500
‫سیرا... و سرهنگ پریتو

531
00:40:47,291 --> 00:40:50,500
‫اونا اولین کسایی هستن که طشت رسوایی‌شون می‌افته

532
00:40:51,083 --> 00:40:51,916
‫چرا؟

533
00:40:52,875 --> 00:40:55,375
‫چون اینطوریه که ما اون چادر رو فلج می‌کنیم،

534
00:40:55,458 --> 00:40:58,416
‫و با انجام اینکار، از افرادمون
‫داخل بانک حفاظت می‌کنیم.

535
00:40:58,500 --> 00:41:01,333
‫تامایو برای کنترل اوضاع به مشکل می‌خوره

536
00:41:01,416 --> 00:41:05,375
‫همینکه از تمام افراد داخل بانک محافظت
‫شد، چیکار می‌کنیم، بنجامین؟

537
00:41:05,458 --> 00:41:08,583
‫هان؟ خب... تو بگو.

538
00:41:09,291 --> 00:41:13,041
‫یکی دیگه از اعضای گروه رو نجات میدیم.

539
00:41:14,750 --> 00:41:16,541
‫قراره کسی رو نجات بدیم

540
00:41:17,000 --> 00:41:20,166
‫که یه گروه ۲۶ نفره پلیس مواظبش هستن.

541
00:41:20,250 --> 00:41:22,000
‫این غیرممکنه، پروفسور.

542
00:41:23,000 --> 00:41:25,333
‫تقریبا غیرممکنه،

543
00:41:25,416 --> 00:41:28,500
‫ولی اگه این جزئیات رو بدونید

544
00:41:29,041 --> 00:41:30,750
‫یه درصدی امکانش هست:

545
00:41:31,500 --> 00:41:35,666
‫کجا قراره ببرنش و چه زمانی.

546
00:41:35,750 --> 00:41:38,750
‫و ما این اطلاعات رو می‌دونیم...

547
00:41:40,791 --> 00:41:43,291
‫چون مجبورشون می‌کنم منتقلش کنن.

548
00:42:33,750 --> 00:42:35,916
‫حالا فقط اونی که توی گردنته موند.

549
00:42:38,083 --> 00:42:39,041
‫وضعش چطوره؟

550
00:42:40,666 --> 00:42:46,083
‫خوب به نظر نمیاد، اگه اشتباه انجامش بدم
‫ممکنه فلج بشی.

551
00:42:46,750 --> 00:42:49,666
‫بکشش بیرون. سریع درش بیار.

552
00:42:58,666 --> 00:43:00,666
‫یکم سرت رو بیار پایین.

553
00:43:04,666 --> 00:43:05,750
‫دوربین.

554
00:43:27,000 --> 00:43:29,083
‫محض رضای خدا، گاندیا مُرده!

555
00:43:29,166 --> 00:43:31,916
‫بوگوتا، توکیو گاندیا رو کشته!
‫در رو بشکونید!

556
00:43:32,458 --> 00:43:33,375
‫لعنتی!

557
00:43:35,583 --> 00:43:37,583
‫بعدش نوبت موشک چهارم بود.

558
00:43:40,500 --> 00:43:42,916
‫نمایشگرها رو نگاه کنید.
‫اون همون پروفسورـه است؟

559
00:43:43,000 --> 00:43:44,583
‫این همون پروفسور ـه؟

560
00:43:49,041 --> 00:43:52,041
‫همکار ما لیسبون به طور غیرقانونی بازداشت شده.

561
00:43:52,208 --> 00:43:56,250
‫اونو دزدیدن و الان توی مقر فرماندهی پلیس
‫بیرون بانک اسپانیا نگه داری میشه.

562
00:43:56,833 --> 00:43:58,833
‫بدون اینکه یه قاضی مطلع باشه.

563
00:43:59,750 --> 00:44:02,291
‫- بدون هیچ حقی برای دفاع
‫- چه غلطا؟

564
00:44:02,375 --> 00:44:04,916
‫و پلیس به دروغ گفت اعدام شده.

565
00:44:05,500 --> 00:44:06,791
‫اینم از مدرکش

566
00:44:07,541 --> 00:44:09,250
‫صدای ضبط شده‌ی اون لحظه

567
00:44:09,833 --> 00:44:11,416
‫سوارز، اسلحه رو بیار پایین

568
00:44:11,875 --> 00:44:13,208
‫پروفسور کجاست؟

569
00:44:13,291 --> 00:44:15,916
‫بهشون بگو من تسلیم میشم.
‫زمان بخر.

570
00:44:16,541 --> 00:44:17,541
‫راکل، بهش بگو.

571
00:44:17,625 --> 00:44:20,291
‫- پروفسور کجاست؟
‫- نمی‌دونم

572
00:44:20,375 --> 00:44:22,375
‫بهش بگو، من توی راهم. راکل!

573
00:44:22,458 --> 00:44:24,708
‫- پروفسور کجاست؟
‫- نمی‌دونم!

574
00:44:24,791 --> 00:44:25,666
‫بیاریدشون بیرون.

575
00:44:26,208 --> 00:44:28,666
‫از اونجا برو بیرون!

576
00:44:28,750 --> 00:44:30,583
‫نمی‌دونم اون کجاست.

577
00:44:31,000 --> 00:44:32,375
‫جوابت اشتباه بود

578
00:44:32,458 --> 00:44:34,375
‫من توی راهم. از اونجا برو بیرون

579
00:44:34,458 --> 00:44:35,916
‫از اونجا برو بیرون!

580
00:44:39,500 --> 00:44:41,166
‫دفاع از خود بود

581
00:44:41,625 --> 00:44:44,500
‫متوجه شدی، سولانا؟ اون اول شلیک کرد

582
00:44:45,166 --> 00:44:48,125
‫اسلحه رو بردار، اثر انگشت‌ها رو پاک کن
‫بذارش توی دست اون.

583
00:44:50,000 --> 00:44:52,375
‫از مقامات می‌خوام تحقیق کنن

584
00:44:52,791 --> 00:44:55,291
‫و درستی این حقایق رو تایید کنن.

585
00:45:07,583 --> 00:45:10,041
‫دست و بالت بسته بود ولی بازم ترتیبشو دادی.

586
00:45:10,125 --> 00:45:12,125
‫عالیه. ببینید نبضش می‌زنه یا نه.

587
00:45:12,208 --> 00:45:13,791
‫آره، نبضم می‌زنه.

588
00:45:14,041 --> 00:45:16,500
‫شرمنده، گاندیا بیشتر براتون مهمه.

589
00:45:17,291 --> 00:45:19,666
‫ایناهاشش. فقط یکم لا گا رفته.

590
00:45:21,750 --> 00:45:23,750
‫- اون زنده است
‫- خوبه

591
00:45:23,833 --> 00:45:25,208
‫قرار هست منو باز کنید؟

592
00:45:29,875 --> 00:45:30,791
‫حالت چطوره؟

593
00:45:56,625 --> 00:45:57,875
‫نایروبی چطوره؟

594
00:46:34,208 --> 00:46:38,125
‫آخرین موشک با یه ماشین رسمی به چادر رسید

595
00:46:38,208 --> 00:46:41,208
‫با یه نشان و یه حکم از یه قاضی.

596
00:46:41,708 --> 00:46:42,583
‫توجه کنید

597
00:46:44,250 --> 00:46:45,625
‫هرکاری که دارید می‌کنید متوقف کنید

598
00:46:49,541 --> 00:46:52,583
‫- من سرهنگ تامایو هستم. اینجا مسئول منم
‫- برام مهم نیست

599
00:46:52,666 --> 00:46:54,208
‫ما از واحد امور داخلی هستیم

600
00:46:54,291 --> 00:46:57,791
‫- چه خبر شده؟
‫- راکل موریلو کجا نگه داری میشه؟

601
00:47:12,958 --> 00:47:14,041
‫راکل موریلو،

602
00:47:14,333 --> 00:47:17,708
‫تو به جرم عضو بودن در یک گروه مسلح، آدم ربایی

603
00:47:17,791 --> 00:47:21,750
‫حمله به یک افسر و مقامات کشوری بازداشتی.

604
00:47:22,375 --> 00:47:24,500
‫حق داری سکوت اختیار کنی.

605
00:47:24,791 --> 00:47:27,875
‫حق داری یه وکیل به انتخاب خودت داشته باشی.

606
00:47:28,500 --> 00:47:31,000
‫حق داری از کمک‌های پزشکی استفاده کنی.

607
00:47:31,333 --> 00:47:33,333
‫حق داری از تماس تلفنی استفاده کنی.

607
00:47:35,333 --> 00:47:45,333
‫:کاری از
‫امـیـر سـتـارزاده
‫AM۱Я H۱tmaN

608
00:50:05,333 --> 00:50:25,333
‫T.me/H۱tmaN
‫instagram.com/h۱tman۰۰۷