﻿1
00:00:43,100 --> 00:00:46,730
‫بستنی توت فرنگی
‫بستنی انگور / بستنی کنجد سیاه

2
00:00:56,950 --> 00:01:01,950
{\an8}‫fبستنی شیر / بستنی توت

3
00:00:56,950 --> 00:01:01,950
{\an5}‫بستنی کنجد سیاه / بستنی توت فرنگی / بستنی انگور

4
00:01:01,950 --> 00:01:06,960
‫لاسی / خدا / آروم / خشم

5
00:03:19,420 --> 00:03:21,050
‫اوه! یه شیگیکامی ولگرد سر و کله‌ش پیدا شد!

6
00:03:21,050 --> 00:03:22,510
‫برید! نادکوی لاسی! نادکوی خشم!

7
00:03:22,840 --> 00:03:25,550
‫نادکوی دشمن به‌پا خاست!

8
00:03:26,850 --> 00:03:28,560
‫چهار نادکو هم‌اکنون دشمن هستند!

9
00:03:29,230 --> 00:03:30,180
‫دنیا تیره و تار می‌شود!

10
00:05:49,950 --> 00:05:52,950
‫قسمت صفر ناده‌مونوگاتاری
‫نقاشی نادکو، بخش چهارم
‫پخش شماره پنج سری فرعی

11
00:05:59,060 --> 00:06:00,190
‫کتاب

12
00:06:00,210 --> 00:06:03,090
‫کتاب‌فروشی هارویا

13
00:06:04,340 --> 00:06:09,840
‫پارکینک مخصوص کتاب‌فروشی

14
00:07:32,430 --> 00:07:33,430
‫ناده کوه

15
00:07:37,430 --> 00:07:39,930
‫کتاب‌فروشی هارویا

16
00:07:47,320 --> 00:07:50,820
‫کیس شات

17
00:07:50,820 --> 00:07:52,820
‫گا - ئ - ن

18
00:07:52,820 --> 00:07:56,830
‫خدا - 894
‫(هاچی-کو-شی)

19
00:08:04,830 --> 00:08:08,090
‫کتاب

20
00:08:10,970 --> 00:08:12,800
‫کتاب‌فروشی هارویا

21
00:08:23,390 --> 00:08:26,900
‫رمان‌ها

22
00:08:27,400 --> 00:08:28,900
‫هیچ‌کس توی کتاب‌فروشی نبود

23
00:08:51,670 --> 00:08:54,680
{\an9}‫موزۀ هنری

24
00:08:54,680 --> 00:08:57,430
‫رمان‌ها

25
00:08:57,430 --> 00:09:00,430
‫کتاب‌های مرجع

26
00:09:03,680 --> 00:09:12,690
‫داستان‌ها

27
00:09:12,690 --> 00:09:14,700
‫سنگوکو نادکو(1)

28
00:09:14,700 --> 00:09:16,950
‫سنگوکو نادکو(1)
‫سنگوکو نادکو(5)

29
00:09:16,950 --> 00:09:19,700
‫سنگوکو نادکو(2)
‫سنگوکو نادکو(1)
‫سنگوکو نادکو(5)

30
00:09:20,700 --> 00:09:21,490
‫سنگوکو نادکو(4)

31
00:09:21,490 --> 00:09:23,120
‫سنگوکو نادکو(4)
‫سنگوکو نادکو(5)

32
00:09:23,120 --> 00:09:24,960
‫سنگوکو نادکو(3)
‫سنگوکو نادکو(4)
‫سنگوکو نادکو(5)

33
00:09:42,470 --> 00:09:43,680
‫مرموز

34
00:09:45,180 --> 00:09:46,440
‫جادو

35
00:09:47,440 --> 00:09:48,690
‫مرموز

36
00:09:52,940 --> 00:09:54,690
‫مرموز

37
00:10:02,790 --> 00:10:03,700
‫نادکوی لباس شنایی سفارش داده شده توسط مدرسه

38
00:10:03,700 --> 00:10:04,790
‫نادکوی مدرسه‌ای

39
00:11:02,600 --> 00:11:04,100
‫نقشۀ طبقه اول

40
00:11:09,350 --> 00:11:12,100
‫مرموز / جادو

41
00:11:12,100 --> 00:11:16,360
‫مرموز

42
00:13:01,420 --> 00:13:02,340
{\an4}‫جادوی سیاه

43
00:13:38,960 --> 00:13:40,630
{\an9}‫کتاب‌های تاریخ

44
00:13:40,630 --> 00:13:43,630
‫فکر کردن راجع به انتخاب شغلی

45
00:14:02,530 --> 00:14:03,610
‫کتاب‌های تاریخ
‫اوقات فراغت

46
00:14:17,710 --> 00:14:18,830
‫کتاب‌های مرموز

47
00:14:29,590 --> 00:14:32,850
{\an9}‫شرایط اجتماعی

48
00:15:35,030 --> 00:15:36,040
‫مصیبت

49
00:16:05,310 --> 00:16:05,770
‫کتاب‌های تاریخ

50
00:16:55,110 --> 00:16:59,620
‫طبقۀ 2: کتاب‌های کودکان، کمیک
‫طبقۀ 1: رشته‌های انسانی، ادبیات، جلد شومیز

51
00:17:45,290 --> 00:17:46,540
‫کمیک، کتاب‌های کودکان

52
00:18:17,030 --> 00:18:18,530
‫حتی با 100 نفر روی هم

53
00:18:18,530 --> 00:18:20,530
‫واقعۀ تولید انبوه
‫دختر مدرسه‌ای با شورت
‫در شهر نائواتسو

54
00:19:16,460 --> 00:19:17,340
‫نقشۀ طبقۀ دوم

55
00:19:17,340 --> 00:19:20,340
‫شورتی
‫شورتی

56
00:19:20,340 --> 00:19:23,850
‫سرباز

57
00:19:33,610 --> 00:19:36,940
‫سرباز سرباز سرباز
‫سرباز شاه سرباز
‫سرباز سرباز سرباز

58
00:20:15,440 --> 00:20:16,730
‫سوتین دستی

59
00:20:17,690 --> 00:20:19,400
‫سوتین دستی
‫سوتین دستی

60
00:20:37,460 --> 00:20:41,630
{\an7}‫اشتغال
‫مدارک
‫قانونی

61
00:22:39,630 --> 00:22:40,130
‫لعنت بهش، گفتمش.

62
00:22:40,130 --> 00:22:40,630
‫گذشتۀ تاریکی بود که ترجیح می‌دم فراموشش کنم.

63
00:22:47,590 --> 00:22:49,090
‫کتابخانۀ هارویا

64
00:00:02,810 --> 00:00:05,810
‫من و اونوکی تصمیم گرفتیم که از کوه بریم

65
00:00:05,810 --> 00:00:08,650
‫و فعلا به منزل سنگوکو برگردیم.

66
00:00:08,820 --> 00:00:10,900
‫خب، وقت نقشه کشیدنه.

67
00:00:11,820 --> 00:00:13,900
‫نظرت چیه که لباساتو عوض کنی، اونوکی چان؟

68
00:00:15,110 --> 00:00:19,290
‫ولی یه‌جورایی من این تیپ کاملا جدید
‫که نافمو نشون می‌ده رو دوست دارم.

69
00:00:19,700 --> 00:00:22,160
‫منظورم لباس مبدل بود.

70
00:00:28,130 --> 00:00:29,840
‫خب، یه بار دیگه...

71
00:00:30,300 --> 00:00:35,090
‫اونوکی چان، می‌تونی نقشه‌ای
‫که قبلا بهش اشاره کردیو بهم بگی؟

72
00:00:35,360 --> 00:00:39,830
‫آره. گفتم اگه نادکوی خدا و نادکوی آروم باهم یار شدن،

73
00:00:39,850 --> 00:00:43,100
‫باید با سه‌تا سنگوکو نادکو باهاشون سر و کله بزنیم.

74
00:00:43,640 --> 00:00:46,730
‫تو، و دو شیکیگامی‌ای که گرفتی.

75
00:00:47,150 --> 00:00:50,690
‫نادکوی لاسی و نادکوی خشم، که می‌شید سه تا.

76
00:00:51,030 --> 00:00:55,650
‫منظورت اینه که ما نیاز به یه سه به دو و
‫برتری عددی توی این نبرد داریم، درسته؟

77
00:00:55,780 --> 00:01:01,950
‫درسته. البته، هر نادکو شخصیت
‫خودشو داره، پس یه بیشتر بودن ساده نیست.

78
00:01:02,660 --> 00:01:06,960
‫ولی اون درواقع ما رو دست بالا می‌کنه

79
00:01:07,420 --> 00:01:11,090
‫توانایی چک و چونه زدن نادکوی
‫لاسی و قدرت بدنی نادکوی خشم

80
00:01:11,460 --> 00:01:15,720
‫ما رو توی موقعیت مطلوبی واسه مهر
‫کردن دوتایی که علیه ما هستن می‌ذاره.

81
00:01:16,130 --> 00:01:20,760
‫از طرف دیگه، حالا که نادکوی
‫خشم اسکنۀ نادکوی آرومو ازش گرفته،

82
00:01:20,760 --> 00:01:23,180
‫فقط می‌شه به‌عنوان طعمه یا سپر روش حساب کرد.

83
00:01:23,180 --> 00:01:27,350
‫بنابراین، چیزی که باید حواسمون
‫بهش باشه نادکوی خداست.

84
00:01:27,730 --> 00:01:30,360
‫درسته. اونو متوجهم.

85
00:01:30,730 --> 00:01:35,400
‫ولی بازم، این نقشه صرفا یه نظریه‌ست.

86
00:01:35,950 --> 00:01:36,610
‫آخه...

87
00:01:37,280 --> 00:01:42,740
‫اعتماد کردن به شیکیگامی‌ها واسه جمع کردن اوضاع،
‫یا نقشه کشیدن برای جمع کردن از این قبیل،

88
00:01:42,740 --> 00:01:47,620
‫دقیقا چیزی بود که امروز صبح امتحان
‫کردیم، و کاملا شکست خوردیم، نه؟

89
00:01:49,170 --> 00:01:53,630
‫ولی سنگوکو نادکو، این درسته که
‫شکست بخوری و همونجا ولش کنی؟

90
00:01:54,260 --> 00:01:55,260
‫بله؟

91
00:01:55,340 --> 00:02:00,340
‫یه‌بار به چالش بکشی، شکست بخوری، و بگی دوباره انجامش نمی‌دی

92
00:02:01,180 --> 00:02:04,720
‫رفتار درستی برای کسی که دنبال رویاهاشه نیست.

93
00:02:07,060 --> 00:02:12,020
‫اگه اصرار به رد کردن این نقشه داری،
‫قصدی ندارم که به‌زور عملیش کنم.

94
00:02:12,270 --> 00:02:15,400
‫اینطورم نیست که نقشه
‫دیگه‌ای نداشته باشم.

95
00:02:15,650 --> 00:02:20,360
‫اما شاید سنگوکو نادکو هدف ابتدایی‌مون رو یادش رفته؟

96
00:02:20,870 --> 00:02:22,740
‫هدف ابتدایی‌مون؟

97
00:02:23,160 --> 00:02:26,750
‫تو همچنین قصد داشتی که از طرف گائن سان بی‌آزار شناخته بشی.

98
00:02:28,210 --> 00:02:31,080
‫البته، اونو فراموش نکردم.

99
00:02:34,460 --> 00:02:37,170
‫خیلی خوب. انجامش می‌دم، اونونوکی چان.

100
00:02:37,590 --> 00:02:40,680
‫نه. بذار انجامش بدم.
‫لطفا اجازه بده انجامش بدم.

101
00:02:40,890 --> 00:02:45,560
‫آره. از اونجا که شکست خوردیم، باید یه چیزی از شکستمون یاد بگیریم.

102
00:02:45,970 --> 00:02:48,640
‫یه چیزی از شکستمون یاد بگیریم...

103
00:02:48,640 --> 00:02:50,560
‫یعنی این که نادکوی لاسی و نادکوی خشمو در دست بگیریم،

104
00:02:50,560 --> 00:02:54,480
‫و کاری کنیم که به عنوان یه شیکیگامی درست کار انجام بدن، درسته؟

105
00:02:54,610 --> 00:02:58,110
‫درسته. وضعی که با امروز صبح فرق داره

106
00:02:58,110 --> 00:03:01,410
‫این که تو امروز صبح با دوتاشون مواجه شدی،

107
00:03:01,570 --> 00:03:05,160
‫و فارغ از شرایط، تو درست و حسابی مهرشون کردی.

108
00:03:05,450 --> 00:03:08,450
‫بنابراین، وقتی قسمتای تا شده کاغذو باز می‌کنی،

109
00:03:08,450 --> 00:03:13,170
‫احتمال اینکه این بار ازت اطاعت کنن نسبتا بالاست.

110
00:03:13,580 --> 00:03:16,300
‫با این وجود، بدترین حالت هم وجود داره.

111
00:03:16,840 --> 00:03:21,470
‫اگه با نادکو خدا و نادکوی آروم روبه‌رو بشم،
‫و نادکوی لاسی و نادکوی خشمو آزاد کنیم،

112
00:03:21,630 --> 00:03:25,550
‫اون دوتا ممکنه که طرف اونوری
‫رو انتخاب کنن و دیگه سه به دو نیست.

113
00:03:25,550 --> 00:03:28,560
‫در اون صورت، نبردمون یک به چهار می‌شه.

114
00:03:30,520 --> 00:03:32,980
‫در اوردن احتمالات یه کاریه که تمومی نداره.

115
00:03:32,980 --> 00:03:35,730
‫این درباره احتمالاتی نیست که روی شانس تیکه داشته باشن.

116
00:03:36,150 --> 00:03:39,360
‫آخرش، به این ختم می‌شه که چقدر شجاعت داری.

117
00:03:39,690 --> 00:03:43,820
‫اگه بخوام شبیه یه مانگا با مخاطب
‫جوون حرف بزنم، سنگوکو نادکو...

118
00:03:44,160 --> 00:03:47,950
‫بلاخره وقتش رسیده که به خود گذشته‌ت غلبه کنی.

119
00:03:51,480 --> 00:03:53,500
‫اگه چیزی باشه، اینه که خیلی دیر فهمیدم.

120
00:03:53,870 --> 00:03:56,000
‫نادکوی آروم که جلوشو نگاه نمی‌کنه.

121
00:03:56,210 --> 00:03:58,670
‫نادکوی
‫لاسی که نیاز اطرافیانشو برآورده می‌کنه.

122
00:03:58,840 --> 00:04:01,170
‫نادکو خشم
‫که برای هرچیزی عصبی می‌شه

123
00:04:01,380 --> 00:04:04,470
‫نادکوی خدا
‫که با الوهیت و معصومیت رفتار می‌کنه.

124
00:04:04,840 --> 00:04:08,680
‫همه‌شون منم، و همه چیز باعث این زمان فعلی می‌شه.

125
00:04:09,140 --> 00:04:14,140
‫برای همین من باید اونا رو وردارم و به خودم وصلشون کنم.

126
00:04:14,810 --> 00:04:16,610
‫پر کردن شکمم تموم شد.

127
00:04:17,370 --> 00:04:19,120
‫هم‌اکنون جنگ آغاز می‌شود!

128
00:06:00,540 --> 00:06:03,090
‫
‫مرحله نهایی توی یه کتاب فروشی بود.

129
00:06:03,630 --> 00:06:06,720
‫عجیب بود که مکانی که نادکوی خدا و نادکوی آروم

130
00:06:06,720 --> 00:06:09,260
‫به‌عنوان مقر اصلیشون انتخاب کردن یه کتاب‌فروشی بود.

131
00:06:09,260 --> 00:06:11,850
‫ولی اون به این معنی نیست که نمی‌دونم چرا.

132
00:06:12,760 --> 00:06:17,060
‫من کارهای وحشیانه‌ای که الآن غیرقابل تصورن رو

133
00:06:17,060 --> 00:06:20,770
‫به‌خاطر اینکه داشتم سعی می‌کردم
‫نفرینی که روم گذاشته شده رو بردارم مرتکب شدم.

134
00:06:20,770 --> 00:06:24,320
‫
‫اما دانشی که منجر به همچین بی‌رحمی‌ای شد

135
00:06:24,320 --> 00:06:26,440
‫از اینجا توی این کتاب‌فروشی کسب شد.

136
00:06:27,240 --> 00:06:28,860
‫راستی، اونوکی چان...

137
00:06:29,450 --> 00:06:30,990
‫چیه، نادکو چان؟

138
00:06:33,700 --> 00:06:37,000
‫دیگه بعد از اومدن این همه راه فایده‌ای نداره که بپرسم،

139
00:06:37,500 --> 00:06:41,250
‫ولی نقشه دیگه‌ای که تو سرت بود چی بود؟

140
00:06:42,500 --> 00:06:44,590
‫کیس شات آرسرولا اوریون هارت آندر بلید سابق

141
00:06:42,500 --> 00:06:48,670
‫یه نقشه که کیس شات آرسرولا اوریون هارت آندر بلید سابق سر و کله‌ش پیدا می‌شه.

142
00:06:49,010 --> 00:06:51,010
‫پادشاه شبح‌ها که بی‌آزار شناخته شد...

143
00:06:51,550 --> 00:06:55,390
‫خون‌آشام خون آهنین، خون آتشین، و خون‌سرد.

144
00:06:57,390 --> 00:06:59,770
‫اینطور نیست که مارو نشناسه،

145
00:06:59,850 --> 00:07:02,980
‫پس کشوندنش به اینجا با توجه به این که بی‌آزار شناخته شده،

146
00:07:02,980 --> 00:07:06,610
‫و کاری کنیم که دوتا شیکیگامی باقی مونده رو «بخوره»

147
00:07:06,610 --> 00:07:08,650
‫راه خیلی ساده‌ای واسه حل این وضعیت هست.

148
00:07:10,150 --> 00:07:11,280
‫ولی...

149
00:07:11,450 --> 00:07:12,700
‫می‌دونم چی می‌خوای بگی.

150
00:07:12,990 --> 00:07:15,780
‫و می‌دونم سخته واسه‌ت که بگی.

151
00:07:16,160 --> 00:07:21,290
‫اگه پای کیس شات آرسرولا اوریون
‫هارت آندر بلید سابقو بکشونیم وسط،

152
00:07:21,500 --> 00:07:25,420
‫به‌طرز غیرقابل اجتنابی باید اون
‫یارو رو هم جزئی از نقشه بکنیم.

153
00:07:25,750 --> 00:07:30,420
‫برای تو، ناده کوه، اون از همه‌چیز ناخواسته و سخت‌تره که بپذیری.

154
00:07:30,720 --> 00:07:32,430
‫ممنون که هوامو داری.

155
00:07:33,010 --> 00:07:37,310
‫ولی اینکه بهت «ناده کوه» هم
‫گفته بشه خیلی سخته که بپذیری.

156
00:07:37,930 --> 00:07:42,690
‫اما اگر به این نتیجه برسم که زندگیت به‌خاطر این که
‫شرایط همون‌طوری که بودن موندن در خطره...

157
00:07:43,770 --> 00:07:45,650
‫خواسته‌هاتو نادیده می‌گیرم.

158
00:07:45,820 --> 00:07:49,280
‫اگه توی اون مخمصه گیر بیافتیم،
‫من مایلم که از

159
00:07:49,280 --> 00:07:56,830
‫کیس شات آرسرولا اوریون هارت آندر بلید
‫سابق، گائن سان، یا خدای جدید کمک بگیرم.

160
00:07:57,120 --> 00:07:58,200
‫در اون صورت،

161
00:07:58,200 --> 00:08:04,830
‫نمی‌تونم جلوی نگرانیم از این که آینده اونوکی
‫چان بعد از حل شدن مسئله در خطر باشه رو بگیرم.

162
00:08:05,460 --> 00:08:08,090
‫خب، من واسه خودم یه کاری می‌کنم.

163
00:08:13,340 --> 00:08:17,470
‫به‌هرحال، اگه بخوام اونوکی هنوز کارشو داشته باشه،

164
00:08:17,470 --> 00:08:21,020
‫باید نقشه اصلی که تصمیم گرفتیم
‫عملیش کنیم رو به درستی انجام بدیم.

165
00:08:31,400 --> 00:08:34,610
‫یه حصار؟ نه، نیست.

166
00:08:34,610 --> 00:08:36,410
‫زیادی بد روشه که بخواد حصار باشه.

167
00:08:37,370 --> 00:08:41,620
‫باید توانایی ویژه یه شیکیگامی باشه.
‫احتمالا نادکوی آروم.

168
00:08:42,620 --> 00:08:46,920
‫این فروشگاه می‌تونه به عنوان منظرۀ
‫داخل ذهن نادکوی آروم تلقی بشه.

169
00:08:47,790 --> 00:08:51,670
‫این که نادکوی آروم چطوری مثل یه منحرف
‫جنسی اطراف پرسه می‌زد و دستگیر نمی‌شد

170
00:08:52,260 --> 00:08:57,430
‫می‌تونه به دلیل این توانایی که « آدما رو به
‫دلیل کم‌رویی اطرافشون دور می‌کنه» باشه.

171
00:08:59,140 --> 00:09:00,430
‫اینوری.

172
00:09:04,480 --> 00:09:08,440
‫واسه احتیاط یه توصیۀ دیگه هم اضافه می‌کنم، ناده کوه.

173
00:09:08,440 --> 00:09:12,690
‫وقتی یه شیکیگامی رو فعال می‌کنی،
‫تحت هر شرایطی باید هر کدومو جدا بکنی.

174
00:09:13,190 --> 00:09:14,700
‫یه شیکیگامی رو برمی‌داریم

175
00:09:14,700 --> 00:09:20,580
‫و با خودم و یکی از دو سنگوکو
‫نادکوهای مهر شده تعویض می‌کنیم.

176
00:09:21,040 --> 00:09:24,660
‫یه جنگ سه به دو نداریم،
‫بلکه دوتا جنگ دو به یک داریم.

177
00:09:25,000 --> 00:09:26,330
‫اون بهترین سناریوعه.

178
00:09:26,620 --> 00:09:30,130
‫البته، انتظاری ندارم که همه‌چیز دقیقا طبق نقشه پیش بره.

179
00:09:30,130 --> 00:09:34,720
‫ولی حتی بازم، فعال کردن دوتا شیکیگامی با هم مطلقا ممنوعه.

180
00:09:36,340 --> 00:09:38,510
‫انگاری بالای پله‌هان.

181
00:09:58,110 --> 00:10:02,790
‫اگه نادکوی بدون مایوی بالا تنه که شورت
‫پوشید اسمش نادکوی شورتی باشه،

182
00:10:02,790 --> 00:10:07,920
‫پس نادکوی آروم توی مایوی فرم
مدرسه اسمش می‌شه نادکوی مدرسه‌ای، فکر کنم

183
00:10:09,580 --> 00:10:10,170
‫اونو...

184
00:10:11,130 --> 00:10:13,380
‫اگه صدایی ازم دربیاد، اکو می‌شه.

185
00:10:13,380 --> 00:10:16,090
‫احتمالش هست که نادکوی آروم بفهمه.

186
00:10:21,760 --> 00:10:25,810
‫این انگاری صحنۀ نادکوی لاسیه، که
‫مهارت‌های اجتماعی قابل تحسینی داره.

187
00:10:25,810 --> 00:10:26,930
‫یه دو به یکه.

188
00:10:27,690 --> 00:10:30,860
‫اگه در مقابل نادکوی آروم باشیم،
‫نادکوی لاسی باید کافی باشه.

189
00:10:31,230 --> 00:10:33,690
‫اون راحت‌تر از هرکسی تحت تاثیر قرار می‌گیره.

190
00:10:34,190 --> 00:10:36,360
‫اون مجبور شده بود که لباس مدرسه‌شو بده.

191
00:10:36,360 --> 00:10:38,400
‫اسکنه‌ش رو هم ازش گرفتن.

192
00:10:38,400 --> 00:10:41,700
‫اون درواقع گوش به فرمان بقیۀ شیکیگامی‌هاست.

193
00:10:42,580 --> 00:10:43,620
‫واسه همین...

194
00:10:45,610 --> 00:10:49,860
‫چی؟ احساس عجیبی کردم که یه‌چیزی سر جاش نیست.

195
00:10:50,120 --> 00:10:52,840
‫بذار ببینم، دارم از یه‌چیزی غفلت می‌کنم؟

196
00:10:54,840 --> 00:11:00,130
‫اگه دارم از چیزی غفلت می‌کنم، اونم توی
‫جایی که دارم جدا از اونوکی چان عمل می‌کنم،

197
00:11:00,130 --> 00:11:04,100
‫پس همین الآنش هرکاری که
‫تونستم واسه غفلت کردن انجام دادم.

198
00:11:04,350 --> 00:11:06,310
‫ولی منظورم این نیست.

199
00:11:06,310 --> 00:11:09,350
‫احساس می‌کنم از یه‌چیز اساسی‌تر از اون غفلت کردم.

200
00:11:11,310 --> 00:11:16,360
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت، نادکوی مدرسه‌ای اونجا
‫وایساده و داره کتاب توی بخش مرموزانه می‌خونه.

201
00:11:16,820 --> 00:11:20,240
‫حتما داره کتاب‌های
‫راجع به مار می‌خونه.

202
00:11:22,660 --> 00:11:25,580
‫اون موقع اگه پیدا نکرده بودنم...

203
00:11:25,870 --> 00:11:28,290
‫اگه زمان‌بندیش یه کوچولو بد بود،

204
00:11:28,290 --> 00:11:32,500
‫و یه روز یا یه وقت دیگه‌ای می‌اومدم کتابخونه،

205
00:11:32,500 --> 00:11:34,460
‫چه اتفاقی می‌افتاد؟

206
00:11:34,790 --> 00:11:36,630
‫از نفرین می‌مردم و داستان تموم می‌شد؟

207
00:11:37,510 --> 00:11:41,090
‫نه. آخر سر اون اکتشاف
‫و اون ملاقات

208
00:11:41,090 --> 00:11:43,760
‫تحت هر شرایطی اجتناب‌ناپذیر بود.

209
00:11:44,300 --> 00:11:46,260
‫اجتناب‌ناپذیر؟

210
00:11:46,720 --> 00:11:52,020
‫می‌خواستم ازش دوری کنم؟
‫خیلی راجع بهش خوشحال بودم.

211
00:12:05,490 --> 00:12:09,120
‫عه، قراره با این بمیرم.
‫این فکر تو ذهنم اومد.

212
00:12:09,370 --> 00:12:11,210
‫اینجوری قراره بمیرم.

213
00:12:11,210 --> 00:12:16,590
‫«وقتی می‌میرم دوست دارم اینجوری بمیرم».
‫اینجور خواسته‌هایی برآورده نمی‌شن.

214
00:12:16,880 --> 00:12:21,670
‫حتی اگه بتونی انتخاب کنی چطور بمیری،
‫در بهترین حالت حذف سایر گزینه‌هاست.

215
00:12:21,920 --> 00:12:25,760
‫برای همین مردم باید انتخاب کنن
‫که چطوری زندگی بکنن.

216
00:12:26,100 --> 00:12:31,680
‫آها، اگه اینطوره باید با بقیه
‫بهتر و درست‌حسابی‌تر دعوا می‌کردم.

217
00:12:31,810 --> 00:12:34,480
‫کاش با بقیه صمیمی‌تر بودم.

218
00:12:34,650 --> 00:12:39,730
‫درسته. حتی شینوبو-چان و سنجوگاهارا-سان
‫حتی با اونا هم...

219
00:13:03,380 --> 00:13:05,470
‫ن-نادکوی لاسی؟

220
00:13:07,050 --> 00:13:10,680
‫اگه بهم اینجور اسم بی‌کلاسی نداده بودی،

221
00:13:10,680 --> 00:13:14,480
‫از همون اولشم با همکاریت
‫مشکل چندانی نداشتم.

222
00:13:15,850 --> 00:13:17,310
‫قول می‌دم.

223
00:13:19,270 --> 00:13:24,070
‫ولی اون لباسا جدی خوشگلن.
‫منم می‌خوان بپوشمشون.

224
00:13:24,150 --> 00:13:26,410
‫از کجا خریدیشون نادکوی فعلی؟

225
00:13:26,490 --> 00:13:30,740
‫ه-ها اینا؟ از دوستم سوکیهی قرض گرفتمشون.

226
00:13:32,120 --> 00:13:35,330
‫ای بالا، خیلی مسخرم من.

227
00:13:35,330 --> 00:13:38,960
‫اینقدر دارم الکی زحمت می‌کشم.
‫چیکار دارم می‌کنم؟

228
00:13:42,710 --> 00:13:44,380
‫نادکوی فعلی.

229
00:13:44,380 --> 00:13:47,090
‫اگه می‌شه، ممنون می‌شم اگه بدوی

230
00:13:47,090 --> 00:13:50,390
‫و از تو کتابا راه باز کنی و از اونجا دربیای.

231
00:13:50,800 --> 00:13:54,310
‫واقعا، جدی همچین حسی دارم. دروغ نمی‌گم.

232
00:13:54,310 --> 00:14:00,400
‫تا حالا تمام زحمتمو جایی نذاشتم،
‫برای همین به حدم رسیدم.

233
00:14:01,020 --> 00:14:02,530
‫آ-آها، باشه.

234
00:14:04,030 --> 00:14:06,990
‫چ-چرا منو نجات دادی؟

235
00:14:07,280 --> 00:14:10,240
‫نمی‌دونم.
‫شاید اعصابم خورد شده بود؟

236
00:14:10,570 --> 00:14:14,750
‫ب-ببخشید. ببخشید. همش تقصیر منه.

237
00:14:15,660 --> 00:14:17,710
‫به خاطر بی‌تجربگی منه.

238
00:14:19,460 --> 00:14:20,710
‫مشکلی نیست.

239
00:14:21,340 --> 00:14:23,340
‫معذرت خواهی نکن!

240
00:14:23,340 --> 00:14:26,720
‫در عوض دفعۀ بعد منو باید خوشگل‌تر بکشی!

241
00:14:26,970 --> 00:14:29,180
‫لباسای اونجوری هم بده بپوشم.

242
00:14:29,590 --> 00:14:32,850
‫ها راستی. این کفشا مثال خوبین.

243
00:14:33,220 --> 00:14:36,600
‫نادکوی فعلی، تو وقتی کفش می‌کشی
‫به اندازۀ کافی جزئیات رو نمی‌کشی.

244
00:14:37,520 --> 00:14:41,610
‫دفعۀ بعد یه کفشی بهم بده
‫که به لباسم بیاد، باشه؟ قول بده!

245
00:14:42,480 --> 00:14:45,230
‫باشه. قول می‌دم.

246
00:15:13,140 --> 00:15:14,390
‫قول می‌دم.

247
00:15:14,890 --> 00:15:17,270
‫حتما دوباره تو رو می‌کشم.

248
00:15:18,390 --> 00:15:21,770
‫و دفعۀ بعد، توخالی نخواهی بود.

249
00:15:24,520 --> 00:15:28,780
‫چیزای مورد تحسینمو واقع‌گرایانه بازتاب می‌کنم.

250
00:15:44,840 --> 00:15:45,920
‫اونونوکی-چان!

251
00:15:46,300 --> 00:15:47,420
‫اینجام.

252
00:15:53,090 --> 00:15:55,550
‫بدون راهی برای پیدا کردنت گیج شده بودم.

253
00:15:56,060 --> 00:16:00,350
‫اینطور که به نظر می‌آد، ناده کوه،
‫یه شیکیگامی رو فعال کردی؟

254
00:16:00,730 --> 00:16:01,560
‫آره.

255
00:16:02,270 --> 00:16:05,310
‫از نادکوی لاسی استفاده کردم.

256
00:16:06,940 --> 00:16:10,530
‫خواستۀ بلندمدت یه شیکیگامی
‫محافظت از اربابشه.

257
00:16:10,900 --> 00:16:14,870
‫نادکوی لاسی نقشش رو به عنوان
‫جایگزینت ایفا کرد.

258
00:16:15,490 --> 00:16:18,200
‫این حرف‌هایی که از من، یه شیکیگامی، می‌شنوی
‫ذره‌ای اشتباه نیستن.

259
00:16:23,210 --> 00:16:26,750
‫و نادکوی لاسی احتمالا
‫تنهایی نیافتاد.

260
00:16:27,130 --> 00:16:28,920
‫اینطور که از چیزایی که گفتی برداشت می‌کنم،

261
00:16:28,920 --> 00:16:32,930
‫نادکوی آروم، که به عنوان طعمه
‫ازش استفاده شد هم له شده.

262
00:16:33,720 --> 00:16:36,970
‫از اونجایی که همۀ قفسه‌های این طبقه
‫یکجا افتادن،

263
00:16:35,220 --> 00:16:38,720
‫جادو

264
00:16:37,220 --> 00:16:39,430
‫محاله که نادکوی آروم،

265
00:16:39,430 --> 00:16:41,890
‫که اونجا وایساده بود و کتاب می‌خوند،
‫بدون آسیب از اینجا دراومده باشه.

266
00:16:41,890 --> 00:16:43,520
‫باورم نمی‌شه.

267
00:16:43,520 --> 00:16:47,480
‫برای له کردن من، نادکوی خدا کاملا
‫نادکوی آرومو کاملا ترک کرد.

268
00:16:49,650 --> 00:16:55,110
‫حالا تعداد سنگوکو نادکوهای ما دو
‫و اونا یکه. دو به یکه.

269
00:16:55,610 --> 00:16:58,080
‫نادکوی خدا هنوز تو طبقۀ دومه.

270
00:16:58,370 --> 00:16:59,620
‫قبل از اینکه فرار کنه...

271
00:16:59,910 --> 00:17:01,540
‫بیا تمومش کنیم.

272
00:17:03,580 --> 00:17:08,460
‫حالا که نادکوی آروم تخت شده،
‫قدرتش به عنوان شیکیگامی،

273
00:17:08,460 --> 00:17:13,300
‫«دور کردن آدما به دلیل کم‌رویی اطرافشون»،
‫اثرش رو از دست می‌ده.

274
00:17:13,880 --> 00:17:18,260
‫کارکنان و مشتریا هر لحظه ممکنه برسن.

275
00:17:18,550 --> 00:17:24,270
‫چون که نمی‌تونستم شیکیگامیم رو کنترل کنم،
‫به این کتابخونه این همه آسیب زدم.

276
00:17:24,270 --> 00:17:26,230
‫سرم سرش گیج می‌ره.

277
00:17:26,230 --> 00:17:29,650
‫فکر نکنم بتونم مسئولیتشو تحمل کنم.

278
00:17:30,270 --> 00:17:35,400
‫اگه واقعا دلت برای این مغازه می‌سوزه،
‫در آینده یه مانگاکای خیلی خوب بشو،

279
00:17:35,400 --> 00:17:38,030
‫و توی این مغازه یه برنامۀ ملاقات راه بنداز.

280
00:17:38,530 --> 00:17:40,030
‫راست می‌گه.

281
00:17:40,030 --> 00:17:44,830
‫البته باید مانگاکای خیلی پرفروشی بشم
‫تا این بدهیو صاف کنم.

282
00:18:03,770 --> 00:18:05,020
‫که اینطور.

283
00:18:05,020 --> 00:18:10,190
‫برای همین شاهدین نادکوی شورتی
‫نسبت به نادکوی مدرسه‌ای بیشتر بود.

284
00:18:10,190 --> 00:18:14,400
‫صرفا یه عالمه ازشون بوده!
‫خیلی جواب ساده‌ایه.

285
00:18:14,740 --> 00:18:20,530
‫ولی کی این همه نادکوی شورتیو
‫تولید انبوه کرده، و چطور این کارو کرده؟

286
00:18:20,700 --> 00:18:25,000
‫مدیریت کردن 100تا شیکیگامی
‫حتی برای یه متخصص هم آسون نیست.

287
00:18:25,200 --> 00:18:29,040
‫مگر اینکه بحث خدایی باشه که بتونه
‫از 100,000 مار به عنوان دستیار استفاده کنه.

288
00:18:29,040 --> 00:18:33,250
‫ولی بازم، شیدن صدتا شخصیت متفاوت...

289
00:18:33,590 --> 00:18:35,920
‫متفاوت کشیده نشدن.

290
00:18:36,380 --> 00:18:41,180
‫تک‌تکشون مثل عکس‌های کپی
‫نادکوی شورتیِ نادکوی آرومن.

291
00:18:41,600 --> 00:18:42,430
‫هوم.

292
00:18:42,720 --> 00:18:46,640
‫احتمالا یکیو کشیده و برای بقیه
‫از دستگاه کپی استفاده کرده.

293
00:18:46,930 --> 00:18:50,730
‫یه شیکیگامی یه شیکیگامی درست کنه.
‫تا حالا نشده بود.

294
00:18:51,020 --> 00:18:55,480
‫فکر می‌کردم تواناییش زیادی
‫بالا بود که بتونه «دور کردن آدما» رو

295
00:18:55,480 --> 00:19:01,700
‫در مقیاس یه کتابخونۀ بزرگ بکنه، ولی اگه
‫صد نفر با هم باشن کاملا منطقی می‌شه.

296
00:19:01,990 --> 00:19:05,700
‫انگار لازم نیست دیگه نگران
‫اینکه کسی بیاد باشیم.

297
00:19:06,040 --> 00:19:10,210
‫اگه به اون نکته دقت کنی،
‫این وضعیت خیلی خوشحال‌کنندس.

298
00:19:10,210 --> 00:19:16,460
‫ولی اونقدر خوشحال‌کننده نیست که
‫با صدتا نادکوی شورتی اطرافم خط بخوره، حله؟

299
00:19:16,840 --> 00:19:20,340
‫عمرا اگه بتونیم اینجوری رقابتی داشته باشیم!

300
00:19:20,340 --> 00:19:23,850
‫«عمرا اگه بتونیم رقابتی داشته باشیم»
‫یکم زیاده‌رویه.

301
00:19:24,260 --> 00:19:27,100
‫از لحاظ تعداد به طرز فجیعی به نفع اوناست.

302
00:19:27,100 --> 00:19:30,640
‫ولی چون اینقدر زیادن،
‫باید محال باشه که دستور دقیقی

303
00:19:30,640 --> 00:19:33,610
‫بشه به هر 100 شیکیگامی داد.

304
00:19:34,690 --> 00:19:36,940
‫هر چقدر هم نادکوی خدا خدا باشه.

305
00:19:39,280 --> 00:19:45,580
‫درسته. فکر نکنم هر 100تا نادکوی شورتی دارن
‫با چیزی مثل یه ارادۀ درست حرکت می‌کنن.

306
00:19:45,990 --> 00:19:50,960
‫اگه یه چیزی باشه که نادکوی خدا، با همۀ
‫توانایی‌های الهیش، ازش بترسه،

307
00:19:51,120 --> 00:19:54,340
‫اینه که من یه راه برای مهر و موم کردنش دارم.

308
00:19:55,040 --> 00:20:00,840
‫در عوض نادکوی خدا کافیه
‫از اون یک موقعیت با من دوری کنه.

309
00:20:01,050 --> 00:20:02,970
‫دلیل این اختلاف تعداد اونه.

310
00:20:02,970 --> 00:20:07,390
‫به عبارت دیگه این مثل اون
‫«دیوار انسانیه» که نادکوی لاسی بنا کرده بود.

311
00:20:07,810 --> 00:20:09,850
‫نه تنها پشت قفسه خودشو مخفی کرده،

312
00:20:09,850 --> 00:20:12,730
‫بلکه پشت 100تا نادکوی شورتی
‫هم خودشو مخفی کرده.

313
00:20:12,730 --> 00:20:15,150
‫باید دیگه به نشانۀ تسلیم دستامو بالا ببرم.

314
00:20:15,440 --> 00:20:19,400
‫بالا بردن دستام برای تسلیم شدن در مقابل
‫دخترایی که از دستشون به عنوان سوتین استفاده می‌کنن مسخرس.

315
00:20:19,740 --> 00:20:22,530
‫هی تو، یادت که نرفته، ناده کوه؟

316
00:20:23,700 --> 00:20:26,990
‫حتی اگه نادکوی خدا با این
‫جمعیت قاطی شده باشه،

317
00:20:26,990 --> 00:20:30,200
‫دست من هنوز پشتشو چسبیده.

318
00:20:30,830 --> 00:20:34,170
‫در نتیجه هرکجا و هرطور نادکوی خدا مخفی بشه،

319
00:20:34,170 --> 00:20:36,210
‫حداقل می‌تونم بفهمم کدوم طرفی باید رفت.

320
00:20:36,210 --> 00:20:41,260
‫و مهم اینه که نادکوی خدا
‫هنوز متوجهش نشده.

321
00:20:42,220 --> 00:20:45,890
‫ولی با اونجور تله‌ای که توی
‫طبقۀ اول به کار افتاد...

322
00:20:46,180 --> 00:20:50,720
‫نادکوی خدا می‌دونه که ما اینجاییم دیگه؟

323
00:20:50,720 --> 00:20:53,770
‫احتمالا. خیلی صدای بلندی داشت.

324
00:20:53,770 --> 00:20:56,730
‫نه که بگیم کاملا برای این کار آماده شدن ها.

325
00:20:57,060 --> 00:20:59,820
‫دیگه آرامش قایم کردن طعمه و تله ندارن.

326
00:21:00,730 --> 00:21:06,450
‫ولی خب، با حساب همۀ اینا، نمی‌تونیم 
‫یه حملۀ انتحاری بدون نقشه بکنیم بهشون.

327
00:21:06,530 --> 00:21:09,740
‫اونونوکی-چان، این طرف نقشه‌ای چیزی داریم؟

328
00:21:09,740 --> 00:21:12,540
‫نه که نداشته باشم.

329
00:21:13,000 --> 00:21:17,330
‫اما به خاطر آراراگی سوکیهی
‫نمی‌تونم همۀ ایرادات در کمینمو فایم کنم.

330
00:21:17,330 --> 00:21:21,170
‫کل بدنم به چس بنده و دست راست
‫از گل درست شده، پس در عوض...

331
00:21:21,170 --> 00:21:24,050
‫می‌خوام که تو نقشمون رو بکشی.

332
00:21:24,340 --> 00:21:26,220
‫م-من؟

333
00:21:26,720 --> 00:21:30,390
‫هر چیزی که دلت می‌خواد. مهم نیست.
‫بگو چی تو ذهنته.

334
00:21:30,890 --> 00:21:33,430
‫باشه. بهش فکر می‌کنم.

335
00:21:34,520 --> 00:21:39,440
‫می‌تونم روی کتاب قوانین نامحدودت
‫حساب کنم دیگه نه؟

336
00:21:39,610 --> 00:21:43,940
‫فقط یک بار. هرجور که باشه
‫نمی‌تونم دو بار انجامش بدم.

337
00:21:44,280 --> 00:21:48,660
‫حتی اگه نادکوی خدا رو مهر و موم کنم
‫بازم صدتا نادکوی شورتی حرکت می‌کنن؟

338
00:21:48,660 --> 00:21:53,330
‫یا از اوناییه که وقتی غولشو شکست بدی
‫همۀ نوچه‌هاش هم مهر و موم می‌شن؟

339
00:21:53,500 --> 00:21:56,750
‫تا امتحان نکنیم نمی‌فهمیم،
‫ولی احتمالا دومی باشه.

340
00:21:56,920 --> 00:22:01,380
‫یعنی آخر سر، اگه تو رو بکشیم
‫همۀ نادکوهای دیگه هم نابود می‌شن.

341
00:22:01,380 --> 00:22:04,800
‫اون دیگه زیادی آخرشه.
‫لطفا اونجوری نکن.

342
00:22:05,340 --> 00:22:06,970
‫خب پس...

343
00:22:09,800 --> 00:22:13,720
‫مدل موی نادکوی خشم
‫به خاطر اینه که سوکیهی-چان همشو کوتاه کرد.

344
00:22:14,140 --> 00:22:17,480
‫برای خودش، مدل موی خیلی ناراحت‌کننده‌ایه.

345
00:22:18,520 --> 00:22:21,320
‫آره، گفته بودیش.

346
00:22:21,320 --> 00:22:24,240
‫وقتی که داشتی سنگوکو نادکوهای
‫مختلفو می‌کشیدی.

347
00:22:24,530 --> 00:22:25,610
‫پس...

348
00:22:26,820 --> 00:22:30,990
‫پس چطوره که مرتبش کنیم
‫و خیلی کوتاه‌ترش کنیم...

349
00:22:31,700 --> 00:22:33,160
‫مثل مدل موی الآنم!

350
00:22:35,750 --> 00:22:37,370
‫کتاب قوانین نامحدود.

351
00:22:37,830 --> 00:22:39,630
‫من با یک قیافۀ رضایت‌مند گفتم:

352
00:23:21,670 --> 00:23:27,170
‫ب-ب-ب-ب-ب-ب-ب-ب-ب....

353
00:23:28,970 --> 00:23:30,680
‫بدجور می‌کشمتون!

354
00:23:31,300 --> 00:23:33,430
‫خدا اینطور گفت.

355
00:23:35,510 --> 00:23:37,180
‫ناراضی؟
‫یه بچۀ آدم مشکل‌دار

356
00:23:37,180 --> 00:23:38,850
‫بدشانس؟
‫برای غیرانسان‌ها

357
00:23:38,850 --> 00:23:40,520
‫خوشحال باش!
‫بدون زمان هدف داشته باش

358
00:23:40,520 --> 00:23:42,150
‫چون که زنده‌ای

359
00:23:42,150 --> 00:23:43,810
‫هم گذشته‌ای که ازش چشم برگردوندی

360
00:23:43,810 --> 00:23:45,480
‫هم یه آیندۀ حوصله‌سربر

361
00:23:45,480 --> 00:23:46,440
‫مشاوره

362
00:23:46,440 --> 00:23:47,400
‫ای بابا

363
00:23:47,400 --> 00:23:48,900
‫تمام دوران و مکان
‫ایول، ایول

364
00:23:48,900 --> 00:23:49,950
‫ناراضی؟

365
00:23:50,490 --> 00:23:51,700
‫بدشانس؟

366
00:23:52,160 --> 00:23:53,370
‫خوشحال باش!

367
00:23:53,820 --> 00:23:54,950
‫نامیرا

368
00:24:01,710 --> 00:24:03,830
‫می‌گم، چرا

369
00:24:03,830 --> 00:24:05,920
‫حس می‌کنم که یجورایی دارم می‌جنگم؟

370
00:24:05,920 --> 00:24:07,210
‫نمی‌تونم لمس کنم و نمی‌خوام لمس کنم

371
00:24:07,210 --> 00:24:08,880
‫خودم، خودم، خودم،
‫و خودم از گذشته

372
00:24:08,880 --> 00:24:10,510
‫خیلی وقته که مردم

373
00:24:10,510 --> 00:24:12,130
‫با یه روح شفاف می‌جنگم

374
00:24:12,130 --> 00:24:15,220
‫در اعماق یک خاطرۀ دردناک و بچگانه

375
00:24:15,220 --> 00:24:17,140
‫ناامید شدی؟ دیگه نیست

376
00:24:17,140 --> 00:24:18,850
‫عه؟ اونو بیشتر دوست داری؟ عجیبه

377
00:24:18,850 --> 00:24:22,270
‫من، اینطور که هستم، شفاف هستم؟

378
00:24:22,270 --> 00:24:23,850
‫چرته
‫یه لقب که ناپدید نمی‌شه

379
00:24:23,850 --> 00:24:25,520
‫آره! می‌شه گفت یه علاقس

380
00:24:25,520 --> 00:24:27,780
‫انگار که جن‌زده شدی

381
00:24:27,780 --> 00:24:29,490
‫این هم تموم شد و

382
00:24:29,490 --> 00:24:34,200
‫نمی‌ره
‫من گذشته

383
00:24:34,280 --> 00:24:34,780
‫نامیرا

384
00:24:34,780 --> 00:24:36,160
‫هنوز نمردم

385
00:24:36,160 --> 00:24:38,120
‫یه زنجیر و تو و تو

386
00:24:38,120 --> 00:24:41,790
‫زنده بودن تغییر کردنه

387
00:24:41,790 --> 00:24:45,420
‫با نارضایتی راضی نباش

388
00:24:45,420 --> 00:24:49,260
‫اگه تلاش نکنی خوشحال بشی ترسویی

389
00:24:49,260 --> 00:24:52,220
‫این دنیا و این دنیا یه فانتزی عجیب عجیبن

390
00:24:52,220 --> 00:24:55,300
‫بعدش یه شیطان ظاهر می‌شه یا یه مار؟

391
00:24:55,300 --> 00:24:58,760
‫داستان بعد از ملاقات بالاخره شروع می‌شه

392
00:24:58,760 --> 00:25:00,720
‫انسانه یا هیولا؟

393
00:25:00,720 --> 00:25:02,690
‫برگردیم به موضوع فعلی
‫ایول، ایول

394
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
   :مترجمان

395
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
AcknoV  &  Nekoyeet

