﻿1
00:00:02,230 --> 00:00:05,860
‫وازامونوگاتاری

2
00:00:06,560 --> 00:00:10,070
‫قسمت صفر
‫طعام آسرولا، بخش اول
‫پخش شمارۀ هفت فصل فرعی

3
00:00:19,700 --> 00:00:26,250
‫من اسم«کیس-شات آسرولا-اوریون هارت-آندر-بلید» رو ساختم.

4
00:00:26,830 --> 00:00:32,380
‫اگه نظر خودمو بخوام بگم، یه اسم
‫باحال و دلچسبه و عالی‌ترین اسمه.

5
00:00:34,340 --> 00:00:35,260
‫اما...

6
00:00:35,630 --> 00:00:40,640
‫راستشو بخوای،
‫یه‌ذره از انجام اون کار پشیمونم.

7
00:00:41,520 --> 00:00:46,350
‫شاید بهتر بود بهش اسمی نمی‌دادم.

8
00:00:48,020 --> 00:00:50,320
‫نشنیدی می‌گن که...

9
00:00:50,570 --> 00:00:53,530
‫وقتی به حیوون خونگیت
‫اسم بدی بهش وابسته می‌شی.

10
00:00:54,360 --> 00:00:57,620
‫حالا اون وابستگی چه از روی دوستی، چه علاقه،

11
00:00:57,620 --> 00:01:02,370
‫یا چه از روی شهوت بوده باشه رو
‫چیزیه که مطمئن نیستم درک کرده باشم.

12
00:01:03,580 --> 00:01:06,460
‫ولی یه‌چیزی رو هست که با قطعیت می‌تونم بگم.

13
00:01:07,290 --> 00:01:09,670
‫از روی اشتها نبود.

14
00:01:10,500 --> 00:01:16,930
‫واسه این که کیس-شات آسرولا-اوریون هارت-آندر-بلید

15
00:01:20,390 --> 00:01:24,180
‫زیاد اسم خوشمزه‌ای واسه یه وعده به‌نظر نمی‌آد، درسته؟

16
00:01:41,120 --> 00:01:44,160
‫انگاری دوباره مردم

17
00:02:03,680 --> 00:02:04,770
‫عام...

18
00:02:08,350 --> 00:02:10,860
‫چند وقته می‌خواستم ازت بپرسم اینو.

19
00:02:11,810 --> 00:02:13,150
‫خوشمزه‌ست؟

20
00:02:13,360 --> 00:02:14,400
‫اون چیز.

21
00:02:14,570 --> 00:02:18,240
‫معلومه که خوشمزه‌ست. سرمه.

22
00:02:18,780 --> 00:02:21,570
‫ولی اینکه خوشمزه‌ست یا نه زیاد اهمیت نداره.

23
00:02:21,570 --> 00:02:23,330
‫حتی اگه مزه‌ش افتضاحم باشه...

24
00:02:23,530 --> 00:02:24,160
‫می‌خورمش.

25
00:02:24,870 --> 00:02:27,870
‫من زندگی‌های که گرفتمو می‌خورم.

26
00:02:30,120 --> 00:02:32,460
‫بهتره که بس کنی.

27
00:02:34,250 --> 00:02:39,680
‫نباید سرتو توی عادتای خوردن دیگران بکنی، شاهدخت خانوم.

28
00:02:40,260 --> 00:02:43,680
‫من نگران چیز دیگه‌ایم.

29
00:02:43,890 --> 00:02:45,760
‫چه‌چیز دیگه‌ای؟

30
00:02:46,180 --> 00:02:50,850
‫چه بخشی از من شاهدخت یه
‫کشور خراب‌شده رو نگران می‌کنه؟

31
00:02:50,940 --> 00:02:56,690
‫من دارم می‌گم باید دست از سعی
‫کردن واسه کشتن من برداری.

32
00:02:57,190 --> 00:02:58,690
‫واسه اینکه همچین کاری

33
00:02:58,990 --> 00:03:00,700
‫کاملا غیرممکنه.

34
00:03:02,240 --> 00:03:05,410
‫اینکه چطور مردم ممکنه تغییر کنه،
‫ولی دلیل مرگ یکی بوده.

35
00:03:08,000 --> 00:03:10,460
‫دلیل مرگ، شاهدخت آسرولاست.

36
00:03:11,040 --> 00:03:12,710
‫این خیلی زشته که بگی

37
00:03:12,710 --> 00:03:19,220
‫دلیل اینکه مرتبا داری اونجوری می‌میری به‌خاطر منه.

38
00:03:19,670 --> 00:03:26,260
‫اگه تلاش نمی‌کردی که منو بکشی،
‫حتی یه‌بارم نمی‌مردی.

39
00:03:27,520 --> 00:03:30,270
‫قصد کشتن نیست.
‫اشتهاست.

40
00:03:32,440 --> 00:03:33,690
‫که اینطور.

41
00:03:34,100 --> 00:03:36,270
‫پس کاری از دستمون برنمی‌آد.

42
00:03:37,530 --> 00:03:39,900
‫بفرمایید. نوش جان.

43
00:03:41,240 --> 00:03:43,110
‫البته اگه بتونی منو بخوری.

44
00:03:50,410 --> 00:03:52,710
‫لازم نکرده بهم بگی!

45
00:03:55,710 --> 00:03:56,040
‫سوئساید-مستر

46
00:03:58,840 --> 00:04:02,300
‫به‌نظر برای بار پنجم با مرگم روبه‌رو شدم.

47
00:04:19,650 --> 00:04:22,740
‫به‌نظر دوباره مردم.

48
00:04:23,610 --> 00:04:27,580
‫طبق تفاوتای جزئی‌ای که احساس
‫می‌کنم، به‌نظر این بار از گرسنگی مردم

49
00:04:27,870 --> 00:04:29,700
‫از گرسنگی مردن غیرطبیعیه.

50
00:04:29,870 --> 00:04:32,290
‫چه‌اتفاقی واسه‌م افتاد؟

51
00:04:33,000 --> 00:04:35,580
‫می‌بینم که بیدار شدید، ارباب.

52
00:04:37,500 --> 00:04:39,040
‫سرتو بالا بیار.

53
00:04:42,590 --> 00:04:46,090
‫تروپیکالسک هوم-اویو داگ‌استرینگز.

54
00:04:46,390 --> 00:04:50,060
‫توی این روزا، این تنها دستیاریه که واسه‌م مونده.

55
00:04:51,140 --> 00:04:59,060
‫داشتم به این فکر می‌کردم که اگه بیشتر از این بیدار شدنتون طول بکشه،
‫خودمو بدم به شما که بخورید، ارباب.

56
00:04:59,270 --> 00:05:00,940
‫چه‌اتفاقی افتاد؟

57
00:05:01,690 --> 00:05:06,950
‫دلیل اینکه این دفعه مردید کمبود غذا بوده.

58
00:05:07,200 --> 00:05:11,580
‫به‌نظر مردم این کشور از بین رفتن.

59
00:05:13,000 --> 00:05:15,960
‫آدمای این کشور از بین رفتن؟

60
00:05:18,040 --> 00:05:23,260
‫حالا که بهش فکر می‌کنم، اینطور نبود که
‫خاطرات مبهمی برای به‌یاد اوردن نداشته باشم.

61
00:05:23,510 --> 00:05:26,220
‫گشنه‌م شد، 
‫واسه همین رفتم بیرون تا غذا بخورم.

62
00:05:26,220 --> 00:05:28,720
‫ولی حتی یه آدم هم جلوم نبود.

63
00:05:28,720 --> 00:05:31,100
‫یه‌خاطره از کاملا سردرگم شدن بود.

64
00:05:31,560 --> 00:05:38,190
‫یه خاطره از نداشتن چیزی برای خوردن،
‫احساس گرسنگی و تشنگی و تدریجی ناپدیدشدن بود.

65
00:05:39,060 --> 00:05:44,530
‫سطحی از نابودی دسته جمعی که توش یه
‫خون‌آشام با کمبود غذا مواجه می‌شه.

66
00:05:44,740 --> 00:05:46,490
‫یه‌چیزی مثل یه بیماری همه‌گیره؟

67
00:05:46,650 --> 00:05:48,770
‫انبار غذام گندیده؟

68
00:05:49,660 --> 00:05:51,780
‫یه‌جورایی، می‌شه بهش همه‌گیری گفت.

69
00:05:51,980 --> 00:05:55,530
‫اما اسم بیماری زیباییه.

70
00:05:57,040 --> 00:06:00,960
‫ارباب، تا حالا دربارۀ داستان شاهدخت زیبا شنیدید؟

71
00:06:03,250 --> 00:06:04,510
‫یک داستان بی‌رحمانه
‫شاهدخت آسرولا

72
00:06:04,590 --> 00:06:10,140
‫درباره یه زن زیبا که مثل یه حوری دریایی
‫اغواگره شنیدم، ولی با توجه به اون اسم،

73
00:06:10,140 --> 00:06:15,180
‫داستان شاهدخت زیبا که تروپیکالسک برام بازگو
‫کرده درباره یه زن زیبا از یه کشور خرابه‌ست.

74
00:06:15,470 --> 00:06:19,100
‫یه شاهدخت که یه کشورو فقط به‌خاطر زیباییش نابود کرده.

75
00:06:19,100 --> 00:06:21,650
‫یه شاهدخت کشتار جمعی.

76
00:06:21,860 --> 00:06:24,190
‫داستان خیلی جالبی بود.

77
00:06:25,440 --> 00:06:30,660
‫چی؟ پس اساسا، یه شاهدخته که کشور
‫خودشو خرابه کرد، بعد به تبعید رفت،

78
00:06:30,660 --> 00:06:33,530
‫و بعد از یه‌عالمه گشتن سر از این کشور درآورد.

79
00:06:33,530 --> 00:06:36,700
‫و برای همین این کشور خرابه شد؟

80
00:06:36,700 --> 00:06:37,710
‫درسته.

81
00:06:38,660 --> 00:06:44,590
‫شنیدم که تمامی مردم، از جمله اشرافی‌ها و سلطنتی‌ها، همه
‫از روی خوشحالی زندگی‌شون رو به شاهدخت زیبا اعطا کردن.

82
00:06:44,590 --> 00:06:51,300
‫با پیشکش کردن چیزی که واسه‌شون مهم‌ترینه،
‫سعی کردن که برای زیباییش به اون چیزی پرداخت کنن.

83
00:06:51,430 --> 00:06:54,890
‫پس اون فقط با وجود داشتن کل یه کشورو نابود کرد.

84
00:06:54,890 --> 00:06:57,560
‫اون دیگه چه هیولایی‌ایه؟

85
00:06:57,850 --> 00:07:02,060
‫اون هیولا نیست.
‫اون یه آدمه. یه آدم مونث.

86
00:07:02,400 --> 00:07:06,780
‫به‌نظر باعث شده که خیلی از کشورا

87
00:07:06,780 --> 00:07:10,320
‫فقط با سفر کردن و گذر کردن ازشون نابود بشن.

88
00:07:10,740 --> 00:07:13,240
‫که اینطور. واقعا یه همه‌گیریه.

89
00:07:13,700 --> 00:07:15,780
‫خیلی خوب، تصمیممو گرفتم، تروپیکالسک.

90
00:07:16,870 --> 00:07:21,540
‫واسه وعدۀ ناشتایی این دفعه‌م،
‫باید یه مزه‌ای از اون شاهدخت داشته باشم.

91
00:07:21,870 --> 00:07:25,590
‫واسه وعده اول بودنم بعد چند
‫وقتی خیلی مناسب به‌نظر می‌آد.

92
00:07:26,920 --> 00:07:29,220
‫ا-ارباب، اون...

93
00:07:29,380 --> 00:07:35,220
‫من خیلی درباره چیزی که موقعی که شکمم خالیه
‫می‌خورم زیربینم. باید غذای مخصوص باشه.

94
00:07:35,430 --> 00:07:38,270
‫اجازه بدید که نظرمو اعلام کنم، ارباب،

95
00:07:38,270 --> 00:07:40,810
‫ولی بهتره که اون کارو نکنید.

96
00:07:40,810 --> 00:07:45,730
‫لطفا در تصمیمتون بازاندیشی کنید.
‫التماستون می‌کنم.

97
00:07:45,860 --> 00:07:47,940
‫چرا، تروپیکالسک؟

98
00:07:47,940 --> 00:07:50,860
‫داری بهم می‌گی یه‌بار دیگه از گرسنگی بمیرم؟

99
00:07:50,990 --> 00:07:55,030
‫ن-نه، ولی شاهدخت زیبا، همون‌طور که قبلا هم گفتم،

100
00:07:55,030 --> 00:07:57,660
‫خیلی شیطانی‌تر از یه هیولای معمولی-

101
00:07:57,660 --> 00:08:00,500
‫تروپیکالسک، تو دستیار منی.

102
00:08:00,660 --> 00:08:06,170
‫نگرانی از این که من توسط این زن شیفته بشم؟

103
00:08:07,590 --> 00:08:09,800
‫فکر می‌کنی مثل اون آدما،

104
00:08:09,800 --> 00:08:14,260
‫منم از شاهدخته بت می‌سازم و نهایتا زندگیمو تحویلش می‌دم؟

105
00:08:14,390 --> 00:08:16,720
‫ب-به‌هیچ وجه.

106
00:08:17,720 --> 00:08:19,180
‫ا-اگه اونطوریه،

107
00:08:19,180 --> 00:08:25,100
‫چطوره که اجساد این اطراف توی این منطقه رو
‫بخورید تا دوباره قواتون رو به‌دست بیارید؟

108
00:08:25,100 --> 00:08:28,610
‫این کاریه من توی این وضعیت
‫برای سرپا نگه‌داشتن خودم انجام دادم.

109
00:08:28,860 --> 00:08:31,030
‫ببین، تروپیکالسک.

110
00:08:31,030 --> 00:08:35,990
‫اینکه تو چطور دلت می‌‌خواد غذاتو گیر بیاری دست خودته.

111
00:08:36,620 --> 00:08:40,290
‫خوردن مرده‌ها، خوردن جسدا، هرکاری دلت می‌خواد بکن.

112
00:08:40,790 --> 00:08:45,920
‫ولی اونا سلایق خودتن، نه من.

113
00:08:46,210 --> 00:08:50,130
‫من فقط آدمایی رو می‌خورم که خودم کشتم.

114
00:08:51,340 --> 00:08:52,800
‫اول می‌کشم، بعد می‌خورم.

115
00:08:53,050 --> 00:08:54,930
‫این سیاست منه.

116
00:08:54,930 --> 00:09:00,140
‫هم به‌عنوان یه خون‌آشام، و هم به عنوان یه غذاشناس.
‫این یه دیدگاهیه که نمی‌تونم ازش بگذرم.

117
00:09:00,560 --> 00:09:04,390
‫می‌خوام تا حد ممکن از غذایی که خودم نکشتم نخورم.

118
00:09:04,770 --> 00:09:08,690
‫الآن شکمم حس یه شاهدخت زیبا رو داره،

119
00:09:08,690 --> 00:09:10,730
‫پس می‌خوام یه شاهدخت خوشگلی رو بخورم.

120
00:09:10,730 --> 00:09:13,110
‫کشتن و خوردن یه زن زیبا از یه کشور سقوط کرده.

121
00:09:13,110 --> 00:09:16,660
‫جوری که دوست دارم می‌خورم، و می‌کشم و می‌خورم.
‫این تصمیمیه که گرفتم.

122
00:09:16,910 --> 00:09:21,910
‫چیزی که روش تصمیم گرفتم رو انجام بدم، و جوری که روش
‫تصمیم گرفتم اون چیزو انجام بدم، چیزیه که من هستم.

123
00:09:29,790 --> 00:09:32,590
‫منو دنبال نکن، خادم من.

124
00:09:34,220 --> 00:09:35,970
‫اطاعت.

125
00:09:36,050 --> 00:09:39,800
‫دستیار با وفاتون مشتاقانه منتظر بازگشت شماست.

126
00:09:39,800 --> 00:09:44,850
‫لطفا مراقب باشید، ارباب.

127
00:09:44,930 --> 00:09:46,350
‫اوه، درسته.

128
00:09:46,810 --> 00:09:50,860
‫اینقدر منو با اسم پیش‌پا افتادۀ «ارباب» صدا نزن.

129
00:09:51,440 --> 00:09:54,110
‫یه مدتی طول کشید تا بعد از بیدار شدن از خوابم فهمیدم،

130
00:09:54,110 --> 00:09:57,450
‫ولی به‌یاد ندارم که اجازه داده باشم از
‫همچین اسمای معمولی‌ای استفاده کنی.

131
00:09:57,450 --> 00:09:59,870
‫خ-خیلی عذر می‌خوام!

132
00:10:02,490 --> 00:10:05,370
‫لطفا مراقب باشید، سوئساید-مستر.

133
00:10:06,250 --> 00:10:10,420
‫خون‌آشام مرگ مستعد، مرگ ناگزیر، و مرگ حتمی...

134
00:10:10,580 --> 00:10:14,170
‫دثتوپیا ویرتوئوزو سوئساید-مستر!

135
00:10:17,880 --> 00:10:19,590
‫بهتر شد.

136
00:11:32,790 --> 00:11:34,250
‫حالتون خوبه؟

137
00:11:35,210 --> 00:11:38,260
‫چقدر مرده بودم؟

138
00:11:38,880 --> 00:11:41,800
‫فقط برای مدت کوتاهی مرده بودید.

139
00:11:41,830 --> 00:11:45,790
‫و کسی کشتتون خودتون بودید.

140
00:11:45,850 --> 00:11:48,770
‫نمی‌فهمم. خودم انجامش دادم؟

141
00:11:49,180 --> 00:11:53,270
‫شما به‌خاطر این که تلاش
‫کردید منو بکشید خودکشی کردید.

142
00:11:54,770 --> 00:11:58,070
‫دلیل اینکه می‌خواید منو بکشید...

143
00:11:58,360 --> 00:12:03,740
‫می‌فهمم که دلایل خودتو داشته باشید،
‫ولی بازم بهش فکر کنید.

144
00:12:03,950 --> 00:12:07,790
‫لطفا زندگی‌ای که دوباره گرفتید رو حروم نکنید.

145
00:12:09,450 --> 00:12:10,910
‫خب، چی؟

146
00:12:10,910 --> 00:12:14,630
‫نه‌تنها توی آسیب رسوندن به زیباییت درنگ کردم،

147
00:12:14,630 --> 00:12:17,670
‫بلکه نتونستم خودمو واسه مرتکب
‫شدن همچین عمل وحشیانه‌ای ببخشم،

148
00:12:17,670 --> 00:12:20,460
‫و تلاش کردم خودکشی کنم؟

149
00:12:21,380 --> 00:12:23,010
‫بله همینطوره.

150
00:12:23,130 --> 00:12:25,760
‫هی. من یه هیولام.

151
00:12:25,930 --> 00:12:27,470
‫اینطور به نظر می‌آد.

152
00:12:27,560 --> 00:12:28,970
‫من یه خون‌آشامم.

153
00:12:29,100 --> 00:12:32,480
‫واقعا؟ فکر نمی‌کردم وجود داشته باشن.

154
00:12:32,600 --> 00:12:35,230
‫من یه هیولام که انسان‌ها رو
‫می‌کشه و می‌خوره.

155
00:12:35,560 --> 00:12:40,570
‫پس عملت یه تلاش برای خوردن من بود.

156
00:12:40,860 --> 00:12:44,280
‫بابت ناتواناییم برای انجام اون درخواست
‫ازتون عذر می‌خوام.

157
00:12:45,870 --> 00:12:46,990
‫چیزی شده؟

158
00:12:47,910 --> 00:12:48,990
‫نه.

159
00:12:49,240 --> 00:12:53,410
‫اگه گشنتونه چطوره
‫باهام غذا بخورین؟

160
00:12:53,620 --> 00:12:56,170
‫یکم پوتوفو بارگذاشتم و
‫تقریبا آمادس.

161
00:12:56,920 --> 00:13:00,250
‫من فقط جونورایی که خودم بکشم رو می‌خورم.

162
00:13:02,920 --> 00:13:05,760
‫می‌تونم اسمتون رو بپرسم؟

163
00:13:06,890 --> 00:13:11,020
‫خون‌آشام مرگ مستعد، مرگ ناگزیر، و مرگ حتمی...

164
00:13:15,520 --> 00:13:18,980
‫دثتوپیا ویرتوئوزو سوئساید-مستر.

165
00:13:19,190 --> 00:13:21,610
‫پس بانو سوئساید-مستر.

166
00:13:21,610 --> 00:13:24,900
‫«بانو» رو نمی‌خواد بگی.
‫اون اسم خودش شاخص خودش هست.

167
00:13:25,280 --> 00:13:26,530
‫متوجهم.

168
00:13:29,830 --> 00:13:31,990
‫من آسرولا هستم.

169
00:13:34,120 --> 00:13:36,500
‫پس «شاهدخت زیبا» نیستی؟

170
00:13:36,580 --> 00:13:41,250
‫اون از کودکیمه.
‫یه لقب، یه اسم توهین‌آمیز.

171
00:13:41,380 --> 00:13:44,510
‫امروزه کسی نمونده که
‫من رو اونطوری خطاب کنه.

172
00:13:45,800 --> 00:13:48,930
‫پس شاهدخت آسرولا خطابت می‌کنم.

173
00:13:49,090 --> 00:13:50,510
‫هرطور میل دارین.

174
00:13:51,390 --> 00:13:56,020
‫از ابتدا هم شاهدخت نبودم.

175
00:14:00,610 --> 00:14:03,780
‫موندم چطور اوضاع اینطوری شد.

176
00:14:23,880 --> 00:14:26,800
‫گویا دوباره مردم.

177
00:14:27,760 --> 00:14:33,510
‫دو بار با چنین فاصلۀ کمی
‫و به دست یک نفر کشته شدن،

178
00:14:33,680 --> 00:14:41,650
‫برای اولین بار در زندگی طولانیم
‫به عنوان یک خون‌آشام و در زندگی غذاییم رخ داد.

179
00:14:44,780 --> 00:14:45,860
‫واو، چه آبدار

180
00:14:45,860 --> 00:14:47,110
‫از قلبم کمتر از این انتظار نمی‌رفت

181
00:14:47,110 --> 00:14:48,110
‫چقدر تازست

182
00:14:48,110 --> 00:14:49,110
‫با اینکه مرده

183
00:14:49,490 --> 00:14:52,120
‫پس نامیرایید.

184
00:14:52,120 --> 00:14:54,740
‫خیلی معرکست، سوئساید-مستر.

185
00:14:55,410 --> 00:14:59,290
‫به تعریفتون افتخار می‌کنم، شاهدخت آسرولا.

186
00:14:59,580 --> 00:15:03,880
‫باز هم برای خوردن تو مردم نه؟

187
00:15:04,250 --> 00:15:06,130
‫بله، درسته.

188
00:15:06,510 --> 00:15:10,300
‫ولی لطفا ازش ناراحت نشید
‫سوئساید-مستر.

189
00:15:10,800 --> 00:15:13,640
‫همش به خاطر زیبایی بیش از حد منه.

190
00:15:14,180 --> 00:15:19,730
‫گویا برای این ملت هم باعث زخمت شدم.

191
00:15:19,940 --> 00:15:22,810
‫بلافاصله می‌روم، پس لطفا
‫بهم رحم کنید.

192
00:15:23,150 --> 00:15:28,400
‫گویا کسی که دنبالش بودم توی
‫این کشور هم نیست.

193
00:15:29,780 --> 00:15:31,410
‫کسی که دنبالش بود؟

194
00:15:31,820 --> 00:15:35,950
‫مثل گشتن دنبال غذا به نظر نمی‌آد.

195
00:15:36,120 --> 00:15:39,040
‫پس اون هم دنبال کسیه؟

196
00:15:39,250 --> 00:15:42,170
‫ها راستی، تو افسانش هم همینطور بود.

197
00:15:42,170 --> 00:15:46,000
‫یه سفر نامشخص به دنبال
‫یک روح برای نجات دادن.

198
00:15:46,210 --> 00:15:49,170
‫درسته. شاهدخت زیبا چنین افسانه‌ای بود.

199
00:15:49,720 --> 00:15:50,800
‫ولی جدای از اون...

200
00:15:51,220 --> 00:15:52,430
‫بره؟

201
00:15:52,890 --> 00:15:55,930
‫ای بابا. نمی‌تونم اجازۀ همچین کاریو بدم که.

202
00:15:56,220 --> 00:15:57,720
‫چه داستان خودخواهانه‌ای.

203
00:15:57,890 --> 00:16:02,770
‫چند نفر باید بمیرن تا یه نفر پیدا کنی
‫که نجاتش بدی؟

204
00:16:02,980 --> 00:16:07,440
‫چندتا کشور رو باید برای رستگاری خودت
‫به نابودی بکشونی؟

205
00:16:07,780 --> 00:16:10,190
‫می‌گید که باید بمیرم؟

206
00:16:10,950 --> 00:16:12,400
‫اگه بمیرم...

207
00:16:12,610 --> 00:16:18,080
‫اگه جون خودمو بگیرم، برای خودم
‫کار رو راحت می‌کنم.

208
00:16:18,290 --> 00:16:22,160
‫اما اگر در آینده همین مشکل دوباره رخ بده،

209
00:16:22,160 --> 00:16:26,210
‫اون وقت این کار نجاتش نمی‌ده
‫چونکه اون هم مجبور می‌شه

210
00:16:26,380 --> 00:16:28,710
‫همونطور که من کردم،
‫خودشو بکشه.

211
00:16:30,510 --> 00:16:33,800
‫حالا شاهدخت آسرولا، سرنخی داری؟

212
00:16:34,050 --> 00:16:39,560
‫اگه ادامه بدی و این کشور که نابود کردی
‫رو ترک کن، و به بعدی بری،

213
00:16:39,560 --> 00:16:42,850
‫فکر می‌کنی کسی که بتونی نجاتش بدی اونجاس؟

214
00:16:42,980 --> 00:16:47,730
‫در کشور بعدی همین منوال ادامه پیدا نمی‌کنه؟

215
00:16:47,980 --> 00:16:49,980
‫گویا سوءتفاهمی پیش اومده،

216
00:16:49,980 --> 00:16:53,990
‫اما من هر کشوری که توش می‌رم نابود نمی‌کنم.

217
00:16:54,110 --> 00:16:59,740
‫با کمال ناتواناییم، سعی می‌کنم تا حد ممکن
‫ملاحظه کنم تا اینجور اتفاقاتی نیافته.

218
00:16:59,990 --> 00:17:04,120
‫ولی تو هم محدودیت‌های خودتو داری.
‫واقع ناتوانایی.

219
00:17:04,500 --> 00:17:09,710
‫هیچ تمایلی به نفی وجدان
‫و حس زیباگراییت ندارم.

220
00:17:09,710 --> 00:17:14,680
‫اما باید بهت نصیجت کنم که ادامه دادن سفرت
‫بدون فکر زیادی تماما بی‌مسئولیتیه.

221
00:17:15,090 --> 00:17:17,140
‫درست می‌گی.

222
00:17:17,600 --> 00:17:22,220
‫حتی اگه بگی بی‌مسئولیتیه،
‫هیچ راه دیگه‌ای ندارم.

223
00:17:22,220 --> 00:17:26,770
‫فقط می‌تونم با اینجور گشتن به جواب برسم.

224
00:17:27,190 --> 00:17:29,440
‫نه، لزوما اینطور نیست.

225
00:17:30,020 --> 00:17:31,780
‫نگاه کن شاهدخت آسرولا.

226
00:17:31,780 --> 00:17:35,030
‫حتی غیرعمد، این سرزمین رو نابود کردی.

227
00:17:35,320 --> 00:17:39,280
‫ولی می‌تونی از این وضعیت استفادۀ بهینه بکنی.

228
00:17:39,700 --> 00:17:41,790
‫استفادۀ بهینه...

229
00:17:42,370 --> 00:17:45,250
‫دیگه لازم نیست با عجله بری.

230
00:17:45,250 --> 00:17:50,090
‫دیگه لازم نیست نگران کشتن کسی باشی.

231
00:17:51,500 --> 00:17:53,380
‫راجع به چی صحبت می‌کنید؟

232
00:17:53,380 --> 00:17:57,050
‫نگران هستم که شما رو بکشم، سوئساید-مستر.

233
00:17:58,470 --> 00:18:01,390
‫من یه هیولای نامیرام.

234
00:18:01,720 --> 00:18:03,890
‫مرگ برای من معنی نداره.

235
00:18:04,270 --> 00:18:07,020
‫ببین شاهدخت. بذار اینو بهت بگم.

236
00:18:07,020 --> 00:18:09,270
‫هیچ جونوری مثل من نیست.

237
00:18:09,270 --> 00:18:13,400
‫کسی در کنارت باشه که می‌میره و می‌میره،
‫اما هر بار به زندگی برمی‌گرده.

238
00:18:13,400 --> 00:18:17,660
‫من تنها موجودی هستم که می‌تونه بهت مشورت بده.

239
00:18:18,070 --> 00:18:19,160
‫مشورت؟

240
00:18:19,410 --> 00:18:20,410
‫آره.

241
00:18:20,660 --> 00:18:23,910
‫همونطور که می‌بینی من یه هیولام،
‫اما صرفا یه هیولا نیستم.

242
00:18:25,080 --> 00:18:27,960
‫درک اندکی از سحر و جادو هم دارم.

243
00:18:27,960 --> 00:18:30,460
‫می‌شه گفت علوم پایۀ غیرانسانیه.

244
00:18:30,710 --> 00:18:35,340
‫در نتیجه حداقل می‌تونم کمکت کنم
‫راه باطل کردن طلسمی که جادوگر

245
00:18:35,340 --> 00:18:38,180
‫روت گذاشته باطل کنی.

246
00:18:38,430 --> 00:18:39,430
‫نظرت چیه؟

247
00:18:42,140 --> 00:18:44,930
‫در ازای کمک کردن بهم،

248
00:18:44,930 --> 00:18:50,940
‫می‌خواید من رو تو این قلمرو نگه دارید
‫تا بتونید موقعیت خوردنم رو پیدا کنید؟

249
00:18:51,400 --> 00:18:52,940
‫پاسخ دقیق.

250
00:18:53,150 --> 00:18:56,530
‫رابطۀ دیگه‌ای هست که علایق هر دو طرف
‫به این خوبی هم‌پوشانی داشته باشه؟

251
00:18:56,990 --> 00:19:02,410
‫متوجهم. گویا چاره‌ای جز همکاری
‫باهاتون ندارم، سوئساید-مستر.

252
00:19:04,330 --> 00:19:07,710
‫پس، از همکاری باهاتون خوشبختم.

253
00:19:12,080 --> 00:19:13,210
‫برای اولین بار،

254
00:19:13,790 --> 00:19:16,590
‫تماس مستقیم با پوستش، و گوشتش داشتم.

255
00:19:17,420 --> 00:19:20,090
‫بدون هیچ پارچه‌ای بینمون.

256
00:19:20,930 --> 00:19:25,060
‫نرمی و بافت متجاوزش

257
00:19:25,510 --> 00:19:28,600
‫کنترلم رو از دستم دراورد، و...

258
00:19:33,560 --> 00:19:36,280
‫به نظر دوباره مردم.

259
00:19:36,480 --> 00:19:41,110
‫سه مرگی که تجربه کردم بی‌فایده نبودن،

260
00:19:41,110 --> 00:19:43,030
‫و مرگ بی‌دلیل هم نبودن.

261
00:19:43,280 --> 00:19:45,700
‫باید بگم که مرگ شیطانی‌ای بود.

262
00:19:45,990 --> 00:19:47,700
‫مثل یه شیطان مردم.

263
00:19:49,330 --> 00:19:54,920
‫بدین صورت شاهدخت آسرولا رو
‫به قلعۀ جسد دعوت کردم.

264
00:19:59,090 --> 00:20:00,840
‫کاملا مخالف هستم.

265
00:20:01,090 --> 00:20:03,970
‫چه فکری می‌کردید ارباب؟

266
00:20:04,050 --> 00:20:08,270
‫مسخرست که یک انسان حقیر رو
‫به منزلتون دعوت کنید.

267
00:20:09,230 --> 00:20:15,110
‫می‌خواید که فقط از شما، ارباب، مراقبت نکنم،
‫و به یک انسان حقیر هم رسیدگی کنم؟

268
00:20:15,400 --> 00:20:17,230
‫غیرقابل تحمله.

269
00:20:17,530 --> 00:20:21,240
‫یعنی تو ذهنت این بود که
‫داشتی ازم مراقبت می‌کردی؟

270
00:20:21,990 --> 00:20:25,990
‫این تصمیم نهاییمه.
‫نظر تو رو نخواستم.

271
00:20:26,410 --> 00:20:30,580
‫نگران نباش. قصد ندارم تو رو مجبور کنم
‫به یک انسان رسیدگی کنی.

272
00:20:30,700 --> 00:20:37,500
‫در عوض، می‌خواستم پیشاپیش بهت اخطار بدم
‫که از شاهدخت آسرولا دوری کنی.

273
00:20:37,800 --> 00:20:39,460
‫شاهدخت آسرولا.

274
00:20:39,460 --> 00:20:45,510
‫د-در این میان اسم یک انسان حقیر رو
‫در حافظتون یادداشت کردید سوئساید-مستر؟

275
00:20:46,510 --> 00:20:52,140
‫چون که من خون‌آشام مرگ مستعد، مرگ ناگزیر، و مرگ حتمی هستم،

276
00:20:52,140 --> 00:20:55,940
‫دیوار دفاعی‌ای که شاهدخت
‫بنا کرده رو نادیده گرفتم.

277
00:20:55,940 --> 00:20:58,860
‫اما خون‌آشامی در ردۀ تو تحملشو نداره.

278
00:20:58,860 --> 00:20:59,820
‫ت ر و پ ی ک ا ل س ک
‫د ا گ ‌ا س ت ر ی ن گ ز

279
00:20:59,480 --> 00:21:02,610
‫لحظه‌ای که ببینیش تکه‌تکه می‌شی.

280
00:21:02,740 --> 00:21:04,860
‫پ-پس این بیشتر دلیل می‌شه

281
00:21:05,030 --> 00:21:07,830
‫پ-پس این بیشتر دلیل می‌شه، سوئساید-مستر.

282
00:21:07,830 --> 00:21:10,740
‫راه دادن همچین شخص خطرناکی داخل قلعه...

283
00:21:10,740 --> 00:21:16,250
‫به عنوان مراقب و ناظر قلعه،
‫چیزیه که نمی‌تونم نادیده بگیرمش.

284
00:21:17,290 --> 00:21:18,960
‫داری حرفتو تکرار می‌کنی تروپیکالسک.

285
00:21:19,340 --> 00:21:20,920
‫کافیه.

286
00:21:21,010 --> 00:21:24,590
‫تا حالا شده در تصمیمی که گرفتم 
‫تجدید نظر بکنم؟

287
00:21:25,090 --> 00:21:29,470
‫همونطور که گفتی، این غذاییه که
‫آماده کردنش خیلی دردسر داره.

288
00:21:29,470 --> 00:21:31,770
‫گویا نمی‌شه کامل قورتش بدم.

289
00:21:31,770 --> 00:21:37,020
‫متوجه شدم که باید آمادگی‌های صحیح
‫و دقیق داشته باشم تا خوردنی بشه.

290
00:21:37,560 --> 00:21:39,820
‫حالا اینطور قیافه‌ای به خودت نگیر.

291
00:21:40,190 --> 00:21:45,490
‫فقط تا وقتیه که بتونم سد زیباییش رو
‫رد کنم تا بتونم شاهدخت رو بکشم.

292
00:21:45,490 --> 00:21:47,740
‫نباید زیاد طول بکشه.

293
00:21:48,450 --> 00:21:53,290
‫متوجهم. اما اگه اتفاقی بیافته
‫مسئولیتی نمی‌پذیرم.

294
00:21:54,540 --> 00:21:59,130
‫حالا تراپیکالسک.
‫می‌خوام نظرت رو بدونم.

295
00:21:59,750 --> 00:22:03,710
‫به نظرت چیکار باید بکنم تا
‫شاهدخت زیبا رو بکشم؟

296
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
   :مترجمان

297
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
AcknoV  &  Nekoyeet

298
00:22:03,710 --> 00:22:23,710
   :مترجمان

299
00:22:03,710 --> 00:22:23,710
AcknoV  &  Nekoyeet

