﻿1
00:00:00,186 --> 00:00:04,387
‫پاي مرغ كريچ ساز هست، مثلاً قراره از آدم
‫محافظت كنه، از مادر به دختر به ارث ميرسه.

2
00:00:04,588 --> 00:00:05,963
آنچه گذشت

3
00:00:05,964 --> 00:00:07,590
‫اونها بيگناهن.

4
00:00:07,591 --> 00:00:09,550
‫آدم اونجا هست.

5
00:00:09,551 --> 00:00:12,303
‫ديگه دوران حكمرانيت به ارتشمون سر اومده.

6
00:00:12,304 --> 00:00:13,368
‫هموطنان...

7
00:00:13,388 --> 00:00:16,599
‫به پترا گفتم كه سيلا توي پايگاه نگهداري ميشه.

8
00:00:16,600 --> 00:00:20,436
‫- پترا هم به رئيس جمهور ويد گفت.
‫- به ژنرال آلدر اختيار...

9
00:00:20,437 --> 00:00:23,314
‫- تام خواهم داد.
‫- آلدر رئيس جمهور رو كنترل كرد.

10
00:00:23,315 --> 00:00:24,774
امكان داره بفهمه كار ما بوده؟

11
00:00:24,775 --> 00:00:27,152
‫اگه بفهمه...
‫همه‌تون توي خطر بزرگي هستيد.

12
00:00:29,279 --> 00:00:32,073
‫- تونست.
‫- چند نفر از اعضاي Tarim باقي موندن؟

13
00:00:32,074 --> 00:00:35,743
‫- كمتر از ده نفر.
‫- اونها صداهاي خيلي خاصي در اختيار دارن.

14
00:00:35,744 --> 00:00:38,287
‫اين صدا رو ميشناسم، توي خونم هست.

15
00:00:38,288 --> 00:00:39,997
‫چطور Spree قبل از ما پيداشون كرد؟

16
00:00:39,998 --> 00:00:42,375
‫- اگه Spree نباشن چي؟
‫- خودم شخصاً

17
00:00:42,376 --> 00:00:45,294
‫آخرين بازمانده هاي كاماريا ها
‫رو بيش از 200 سال پيش از بين بردم.

18
00:00:45,295 --> 00:00:48,339
‫خيلي دلشون ميخواست
‫صداي من رو هم اينجا داشته باشن.

19
00:00:48,340 --> 00:00:52,134
‫يه نگاه شيطاني كه توي چهره‌شون هست...
‫خب، دوره سوزوندن گذشته، مگه نه؟

20
00:00:52,135 --> 00:00:54,471
اصلاً چنين چيزي هيچوقت از بين ميره؟

21
00:01:02,896 --> 00:01:04,272
‫گل!

22
00:01:44,396 --> 00:01:46,897
‫ما Spree هستيم.

23
00:01:46,898 --> 00:01:50,067
‫دشمن ديرينه‌مون برگشته.

24
00:01:50,068 --> 00:01:52,778
‫دشمن ديرينه‌مون برگشته.

25
00:01:52,779 --> 00:01:55,740
‫دشمن ديرينه‌مون برگشته.

26
00:01:55,741 --> 00:01:58,743
‫دشمن ديرينه‌مون برگشته.

27
00:01:58,744 --> 00:01:59,910
‫دشمن ديرينه‌مون بر...

28
00:03:02,474 --> 00:03:06,268
‫- كدوم دشمن ديرينه؟ كلي داشتيم.
‫- خودت يكي انتخاب كن.

29
00:03:06,269 --> 00:03:08,145
‫نظر خودم؟ كليسا.

30
00:03:08,146 --> 00:03:10,690
‫آدماي توي استاديوم فوتبال
‫هنوزم حالشون خوب نشده،

31
00:03:10,691 --> 00:03:12,316
‫حتي با اينكه درمان شدن.

32
00:03:12,317 --> 00:03:14,277
‫بچه ها فعلاً چيزاي مهمتري داريم
‫بهش فكر كنيم.

33
00:03:16,488 --> 00:03:19,532
‫- خانمها، تونستيم.
‫- آره، تونستيم.

34
00:03:19,533 --> 00:03:21,742
‫- آسون نبود.
‫- يا عادلانه.

35
00:03:21,743 --> 00:03:24,162
‫- اما از پسش بر اومديم.
‫- باهم.

36
00:03:27,165 --> 00:03:29,126
‫بيخيال ديگه خنگه.

37
00:03:38,427 --> 00:03:41,637
‫تبريك ميگم.

38
00:03:41,638 --> 00:03:45,766
‫بيشتر از اون چيزي كه فكر ميكرديد تلاش كرديد.

39
00:03:45,767 --> 00:03:49,645
‫به قدرت ذخيره شده اي كه هرگز
‫نميدونستيد وجود داره، دست يافتيد.

40
00:03:49,646 --> 00:03:54,859
‫در حالي كه فارغ‌التحصيلي
‫روز مهمي براي يك سرباز هست،

41
00:03:54,860 --> 00:03:57,653
‫اما بايد بگم اين تازه شروعش هست.

42
00:04:04,129 --> 00:04:07,121
‫امروز بعضي از شما،
‫به دانشكده جنگ فرستاده ميشيد.

43
00:04:07,122 --> 00:04:12,251
‫و بقيه هم به خواهرانتون
‫در خط مقدم محلق ميشيد.

44
00:04:12,252 --> 00:04:15,421
اما همه شما به عنوان سرباز

45
00:04:15,422 --> 00:04:19,425
‫ارتش ايالات متحده،
‫به اين كشور بزرگ خدمت خواهيد كرد.

46
00:04:22,929 --> 00:04:26,015
‫حالا بيرون بريد خانمها.

47
00:04:26,016 --> 00:04:29,019
‫زنگ نهم سرنوشت شما رو مشخص ميكنه.

48
00:04:58,215 --> 00:05:01,134
‫عه...

49
00:05:02,093 --> 00:05:05,305
‫بچه ها، خيلي متاسفم.

50
00:05:09,392 --> 00:05:10,810
‫درست موقعي كه تازه اميدوار شدي.

51
00:05:10,811 --> 00:05:12,561
‫- اين حقيقت نداره.
‫- نه.

52
00:05:12,562 --> 00:05:14,648
‫هميشه ميدونستم اين اتفاق ميفته.

53
00:05:30,872 --> 00:05:32,498
‫زنگ فارغ‌التحصيلي.

54
00:05:32,499 --> 00:05:35,000
‫يه قدم ديگه به مردن براي هدف والا نزديكتر شدن.

55
00:05:35,001 --> 00:05:36,502
‫گذاشتم رايل رو ببيني.

56
00:05:36,503 --> 00:05:39,004
‫پس بهتره شروع كنيم.

57
00:05:39,005 --> 00:05:41,298
چرا هنوز اينجام آناكوستيا؟

58
00:05:41,299 --> 00:05:43,968
‫- بهت كه گفتم.
‫- ميخواستي ببيني من يه انسانم يا نه.

59
00:05:43,969 --> 00:05:46,136
‫اما خودت كه ميدوني من انسانم.

60
00:05:46,137 --> 00:05:49,139
‫- يه چيز ديگه‌ست.
‫- نه بابا.

61
00:05:49,140 --> 00:05:51,809
بالاخره فهميدي كه

62
00:05:51,810 --> 00:05:54,103
‫اگه من انسان باشم،

63
00:05:54,104 --> 00:05:55,980
‫و عضو Spree،

64
00:05:55,981 --> 00:06:00,025
‫پس شايد بقيه اعضا هم انسان باشن.

65
00:06:00,026 --> 00:06:03,988
‫و شايد دلايل خودشون رو داشته باشن،

66
00:06:03,989 --> 00:06:05,990
‫درست مثل من،

67
00:06:05,991 --> 00:06:08,993
‫اونوقت ديگه مساله
‫اونطور كه دلت ميخواست آسون نيست.

68
00:06:08,994 --> 00:06:10,323
‫نادانيت مافوق تصوره.

69
00:06:10,343 --> 00:06:13,497
درصورتي كه فقط خودت ميتوني به اين داستان

70
00:06:13,498 --> 00:06:17,543
‫- خوبي عليه بدي بچسبي.
‫- اين كار اشتباه بود.

71
00:06:17,544 --> 00:06:19,962
‫اين يه داستان براي بچه‌هاست، آناكوستيا.

72
00:06:19,963 --> 00:06:22,631
‫تو يه زن بالغي، از اين گذشته، يه جادوگري.

73
00:06:22,632 --> 00:06:26,468
‫تنها چيزي كه تازه فهميدم
‫اينه كه چقدر از دست رفتي.

74
00:06:26,469 --> 00:06:30,389
‫باهاش بجنگ، حقيقت هميشه پيروزه.

75
00:06:30,390 --> 00:06:32,726
‫تو راجع به منـ...!

76
00:06:34,561 --> 00:06:38,023
‫تو راجع به من هيچي نميدوني.

77
00:06:48,491 --> 00:06:50,242
‫امكان نداره.

78
00:06:50,243 --> 00:06:52,911
‫اين اتفاق توي تاريخ كوفتي آمريكا بي‌سابقه‌ست.

79
00:06:52,912 --> 00:06:55,039
‫- نه براي يه...
‫- بل‌ودر!

80
00:06:55,040 --> 00:06:56,541
‫فهميديم.

81
00:06:58,752 --> 00:07:01,128
‫تقصير آلدر هست، بهش فكر كنيد.

82
00:07:01,129 --> 00:07:02,630
‫آره، بخاطر حرفي كه به پترا زديم.

83
00:07:02,631 --> 00:07:04,632
‫اگه آلدر رئيس جمهور رو كنترل كرده،

84
00:07:04,633 --> 00:07:07,468
‫پس حتماً اتفاقي پترا رو توي خاطرات ويد ديده.

85
00:07:07,469 --> 00:07:11,805
‫- و حالا هم كه اينطور شده.
‫- گوشت قربوني جنگ.

86
00:07:17,896 --> 00:07:21,900
‫ژنرال آلدر ميخوان فوراً با واحدتون صحبت كنه.

87
00:07:24,069 --> 00:07:27,363
‫خالده و عادل قبول كردن كمكم رو بپذيرن.

88
00:07:27,364 --> 00:07:31,992
‫يه واحد كوچيك حمله براي نجات دادن
‫Tarimهاي باقي مونده ترتيب دادم.

89
00:07:31,993 --> 00:07:34,454
‫- خالده درخواست كرده...
‫- تاكيد كردم.

90
00:07:36,414 --> 00:07:40,459
‫تاكيد كرده واحد شما هم همراهمون باشن،

91
00:07:40,460 --> 00:07:43,045
‫با توجه به موفقيت‌تون توي درمان بيماري خالده.

92
00:07:43,046 --> 00:07:46,132
‫احتمالاً كساي ديگه‌اي هم هستن
‫به همين بيماري مبتلا باشن.

93
00:07:47,258 --> 00:07:48,634
‫- من هم ميام.
‫- نه.

94
00:07:48,635 --> 00:07:50,260
‫اومدنم واجب هست.

95
00:07:50,261 --> 00:07:51,720
‫نه، هردومون ميدونيم چرا.

96
00:07:51,721 --> 00:07:54,181
‫تو آخرين بازمانده قدرتمندي.

97
00:07:54,182 --> 00:07:55,552
‫پس اومدنم واجب تر شد.

98
00:07:55,576 --> 00:07:59,576
‫اجازه نده حرف آلدر راجع به تو درست از آب دربياد.

99
00:08:00,800 --> 00:08:02,300
كدوم حرفش؟

100
00:08:04,824 --> 00:08:06,424
‫راجع به متكبر و گستاخ بودن.

101
00:08:10,031 --> 00:08:12,658
‫پس تصميم گرفته شد.

102
00:08:12,659 --> 00:08:15,161
‫بهتون كمك ميكنم مردمم رو پيدا كنيد.

103
00:08:17,205 --> 00:08:20,207
‫ساعت 3 بعد از ظهر راه ميفتيم.

104
00:08:20,208 --> 00:08:21,251
‫مرخصيد.

105
00:08:29,300 --> 00:08:31,677
‫- ممنونم.
‫- از ديدنتون خوشحال شدم.

106
00:08:31,678 --> 00:08:35,014
‫- بابا!
‫- سلام بچه‌جون.

107
00:08:37,142 --> 00:08:38,976
‫- خوش ميگذره؟
‫- بد نيست.

108
00:08:38,977 --> 00:08:41,186
‫آدماي پير اينطورين ديگه.

109
00:08:41,187 --> 00:08:43,313
‫خوشحالم كه ازش استفاده ميكني.

110
00:08:43,314 --> 00:08:45,817
‫آره، اينطور كه معلومه بهش نياز دارم.

111
00:08:49,487 --> 00:08:51,322
‫امروز اعزام ميشم بابا.

112
00:08:54,492 --> 00:08:55,701
به اين زودي؟

113
00:08:55,702 --> 00:08:57,328
‫نتونستم به دانشكده جنگ برم.

114
00:09:00,540 --> 00:09:03,793
‫اشكال نداره، مامانت هم نرفت.

115
00:09:09,966 --> 00:09:12,218
بابا، چرا طلسم مامان ازش مراقبت نكرد؟

116
00:09:14,512 --> 00:09:17,098
‫اصلاً توي اعزام آخريش با خودش نبرده بودش.

117
00:09:19,059 --> 00:09:21,226
‫فكر ميكردم با مدالش فرستادنش.

118
00:09:21,227 --> 00:09:25,856
‫نه، انگار ميدونست بر نميگرده.

119
00:09:25,857 --> 00:09:29,068
‫ميدونم خيلي دلش ميخواست اينو بده به تو.

120
00:09:29,069 --> 00:09:33,489
‫يه چيز ديگه هم هست،
‫يه مدتي هست پيشم هست.

121
00:09:33,490 --> 00:09:37,911
‫ميخواست وقتي فارغ‌التحصيل شدي بهت بدمش.

122
00:09:47,712 --> 00:09:51,633
‫- دوست دارم بابا.
‫- منم دوست دارم رايل.

123
00:09:53,426 --> 00:09:55,928
‫وقتي از چين برگشتم بهت زنگ ميزنم.

124
00:09:55,929 --> 00:09:58,597
‫اون پاي قديمي پرنده رو بزاري برميگردي پيشم.

125
00:09:58,598 --> 00:10:00,850
‫قول ميدم همينكارو بكنم.

126
00:10:06,439 --> 00:10:08,525
‫- دوست دارم.
‫- دوست دارم.

127
00:10:13,696 --> 00:10:15,864
‫همه‌چي قراره درست بشه.

128
00:10:15,865 --> 00:10:17,866
.نه، قرار نيست

129
00:10:17,867 --> 00:10:20,452
‫آلدر فهميد ما چيكار كرديم،
‫فهميد تو چيكار كردي،

130
00:10:20,453 --> 00:10:22,287
‫و حالا هم اين اتفاقا گردن مارو گرفته.

131
00:10:22,288 --> 00:10:24,331
‫آلدر داره تلافي ميكنه.

132
00:10:24,332 --> 00:10:26,834
‫ميدونم آلدر شخصاً جلو رفتنت
‫به دانشكده جنگ رو گرفته.

133
00:10:26,835 --> 00:10:30,546
‫يكم پارتي بازي كردم، البته با توجه به حمله
‫به خاندان‌مون زياد هم سخت نبود،

134
00:10:30,547 --> 00:10:34,133
‫لازم به اشاره به واكنش هاي بدي كه
‫بعد از Citydrop به آلدر شد هم نبود.

135
00:10:34,134 --> 00:10:39,972
‫فرستادنت به يه ماموريت پيش از موعد
‫و پرخطر خيلي خطرناك بوده.

136
00:10:39,973 --> 00:10:44,769
‫بجاش، يه جا براي خودت تنها
‫توي دانشكده جنگ، رزرو كردم.

137
00:10:46,563 --> 00:10:48,272
فقط خودم؟

138
00:10:48,273 --> 00:10:50,023
‫فقط خودت دخترم.

139
00:10:50,024 --> 00:10:52,484
‫از قبل هم خروجت از Circe رو برنامه ريزي كردم.

140
00:10:52,485 --> 00:10:55,779
‫اما رايل و تالي هم آخرين هاي
‫نسل خودشون هستن.

141
00:10:55,780 --> 00:10:56,680
‫اونا هم بايد...

142
00:10:56,685 --> 00:11:00,385
‫بعضي نسل ها از بقيه با اهميت تر هستن.

143
00:11:01,661 --> 00:11:03,203
‫اونها برام مهم نيستن.

144
00:11:03,204 --> 00:11:05,290
‫فقط تو مهمي.

145
00:11:08,042 --> 00:11:10,043
‫ابيگيل براي ماموريت Tarim بهتون ملحق نميشه.

146
00:11:10,044 --> 00:11:11,753
اصلاً چطور ممكنه؟

147
00:11:11,754 --> 00:11:13,463
‫پترا هنوزم دوستاي قدرتمندي داره.

148
00:11:13,464 --> 00:11:15,090
‫- اين احمقانه‌ست!
‫- ميدونم.

149
00:11:15,091 --> 00:11:17,885
نه، نميدوني، اين كار خيانت به تمام چيزايي

150
00:11:17,886 --> 00:11:19,636
‫هست كه تو بهمون ياد دادي!

151
00:11:19,637 --> 00:11:21,221
‫پس واحدتون اينطوري، واحدتون اونطوري چي شد.

152
00:11:21,222 --> 00:11:24,141
‫اين چجور عدالتيه؟ چه خواهري‌اي.

153
00:11:24,142 --> 00:11:27,895
‫تك تك چيزايي كه بخاطرش جنگيديم
‫مثل يه جوك مسخره بوده.

154
00:11:27,896 --> 00:11:31,565
‫- تعجب كردي تال؟
‫- آره، تعجب كردم.

155
00:11:31,566 --> 00:11:34,568
‫- شماها تا ده دقيقه ديگه اعزام ميشيد.
‫- خيلي زود اتفاق افتاد.

156
00:11:34,569 --> 00:11:37,488
‫بايد باهاش كنار بياي و ذهنت رو
‫آماده ماموريت پيش روت بكني.

157
00:11:41,868 --> 00:11:44,870
‫اونجا باهوش عمل كنيد،
‫كاري كنيد بهتون افتخار كنم.

158
00:11:44,871 --> 00:11:46,497
‫اين يعني...؟

159
00:11:48,208 --> 00:11:50,293
‫ما اينجا خداحافظي نمي‌كنيم.

160
00:11:56,925 --> 00:11:59,302
‫ممنون كه مراقب ما بودي.

161
00:12:08,061 --> 00:12:10,812
ازتون ميخوام سالم برگرديد تا به

162
00:12:10,813 --> 00:12:13,315
‫اذيت كردن و پير كردن من ادامه بديد.

163
00:12:13,316 --> 00:12:15,567
فهميديد؟

164
00:12:15,568 --> 00:12:17,528
‫- بله خانم.
‫- بله خانم.

165
00:12:24,160 --> 00:12:26,703
‫هرجا كه قراره سيلا رو ببرن،

166
00:12:26,704 --> 00:12:30,333
ميشه مطمئن بشي كه بهش سخت نگيرن؟

167
00:12:31,876 --> 00:12:35,797
‫ميدونم گند زده اما اونقدرا هم آدم بدي نيست.

168
00:12:38,007 --> 00:12:40,677
‫- سعيمو ميكنم.
‫- ممنونم.

169
00:13:01,114 --> 00:13:06,661
‫باورم نميشه ابيگيل بدون خداحافظي ولمون كرده.

170
00:13:09,455 --> 00:13:13,584
‫اين ديوونگيه.

171
00:13:29,434 --> 00:13:31,978
ميخواي بهم يه فرصت ديگه بدي؟

172
00:13:42,613 --> 00:13:44,949
‫والدين مرده‌ام.

173
00:13:46,617 --> 00:13:47,909
‫ياد قديما بخير.

174
00:13:47,910 --> 00:13:50,162
چه اتفاقي براشون افتاد؟

175
00:13:50,163 --> 00:13:51,997
‫مطمئنم همش توي پرونده هست.

176
00:13:51,998 --> 00:13:55,792
‫آره، اما ميخوام از خودت بشنوم.

177
00:13:55,793 --> 00:13:58,295
‫16 سالم بود.

178
00:13:58,296 --> 00:14:00,797
‫اون سال موقع بهار بدون برنامه
‫سمت غرب ميگشتيم،

179
00:14:00,798 --> 00:14:05,052
‫بدون اينكه متوجه بشن از مناطق واگذاري شده
‫گذشتيم، توي اينكار استاد بوديم.

180
00:14:05,053 --> 00:14:08,305
‫تا موقعي كه ديگه اينطور نبوديم.

181
00:14:08,306 --> 00:14:12,977
‫خانواده هاي فراري زيادي توي شهراي
‫ كوچيك سرتاسر مناطق مركزي پيدا كرديم.

182
00:14:14,062 --> 00:14:15,562
‫اسمهاي جديد انتخاب كرديم.

183
00:14:15,563 --> 00:14:17,981
‫شروع به مدرسه رفتن كردم.

184
00:14:17,982 --> 00:14:21,276
‫توي خونه منتظرمون بودن.

185
00:14:21,277 --> 00:14:23,279
دژبان ها؟

186
00:14:26,032 --> 00:14:27,991
‫پدر و مادرم خودشون رو تسليم كردن،

187
00:14:27,992 --> 00:14:31,954
‫اما اون بدون توجه كشتنشون،
‫تا بقيه حساب كار دستشون بياد.

188
00:14:33,831 --> 00:14:37,959
‫من توي گاراژ بودم، هيچكاري نكردم.

189
00:14:37,960 --> 00:14:39,796
‫حالا دارم بخاطر اونها ميجنگم.

190
00:14:41,464 --> 00:14:42,799
‫منم از دستشون دادم.

191
00:14:44,300 --> 00:14:46,302
‫- چيا رو...؟
‫- والدينم رو.

192
00:14:48,638 --> 00:14:53,767
‫البته بخاطر بيماري،
‫طوفان يا اثرات زخماي جنگي نبود.

193
00:14:53,768 --> 00:14:58,980
‫نه، يه تصادف بود، توي جاده يخ زده.

194
00:14:58,981 --> 00:15:00,816
چرا از جادو....؟

195
00:15:00,817 --> 00:15:03,235
چرا يكم جادو به كار نبردن
و ماشين رو درست نكردن؟

196
00:15:03,236 --> 00:15:08,657
‫توي مرخصي بودن، والدينم بيش از
‫اين كه فكر كني طبق مقررات بودن.

197
00:15:08,658 --> 00:15:11,201
هيچ جادويي خارج از پايگاه انجام نميشه

198
00:15:11,202 --> 00:15:14,038
‫مگر در عمليات نظامي.

199
00:15:16,749 --> 00:15:20,377
‫كلي مادر داشتم، آلدر هم بود.

200
00:15:20,378 --> 00:15:26,007
‫اما...دلم براي...

201
00:15:26,008 --> 00:15:30,303
‫صداش تنگ شده، دلم براي بوي مادرم تنگ شده.

202
00:15:30,304 --> 00:15:33,850
‫اميدوارم بخاطر اين فداكاري
‫ازشون قدرداني كرده باشن.

203
00:15:37,436 --> 00:15:41,731
‫اونها توي غل و زنجير بودن و نميدونستن.

204
00:15:41,732 --> 00:15:44,527
‫من خانواده‌ام رو پيدا كردم.

205
00:15:46,070 --> 00:15:49,114
‫ارتش خانواده‌ام شد.

206
00:15:49,115 --> 00:15:52,034
يه خانواده اعضاي جوون‌تر خودش رو ميخوره؟

207
00:15:53,828 --> 00:15:57,582
‫Spree بهم هدف داد.

208
00:15:59,125 --> 00:16:01,002
‫و جايي كه دردهام رو كم كنم.

209
00:16:03,129 --> 00:16:06,632
‫به نظرم ما بيشتر از اون چيزي
‫كه فكر ميكردم شبيه به هميم.

210
00:16:10,636 --> 00:16:13,847
‫تو بيش از اينكه لازم باشه باهام مهربون بودي.

211
00:16:13,848 --> 00:16:16,434
‫ممنونم.

212
00:16:20,062 --> 00:16:21,272
‫خواهش ميكنم.

213
00:16:41,667 --> 00:16:45,086
‫- ابيگيل كجاست؟
‫- نمياد.

214
00:16:45,087 --> 00:16:48,633
‫- چرا؟
‫- داستانش طولاني و مزخرفه.

215
00:16:55,139 --> 00:16:58,309
‫تقريباً غم‌انگيز ترين داستاني
‫هست كه تا حالا گفته شده.

216
00:17:02,396 --> 00:17:06,274
فكر كرديد ميزارم تنهايي ازش لذت ببريد، ها؟

217
00:17:16,786 --> 00:17:19,413
چه خبرا، خنگه؟

218
00:18:12,633 --> 00:18:15,468
‫عزيزترينم،

219
00:18:15,469 --> 00:18:18,138
‫صبح به گرين‌ويل اعزام ميشم.

220
00:18:18,139 --> 00:18:19,889
‫طلسمم رو پيش پدرت ميزارم.

221
00:18:19,890 --> 00:18:23,685
‫به زودي بيشتر از من بهش احتياج خواهي داشت.

222
00:18:23,686 --> 00:18:27,481
‫اميدوارم كه باعث بشه سالم و سلامت بموني.

223
00:18:29,400 --> 00:18:31,735
‫بيش از...

224
00:18:31,736 --> 00:18:36,031
‫آسمون بالاي سرمون و زمين زيرپامون دوستت دارم.

225
00:18:36,032 --> 00:18:40,327
‫انقدردور بودن از تو
‫باعث شد خيلي سختي بكشم،

226
00:18:40,328 --> 00:18:44,873
‫اما ميخوام بدوني خيلي قدرتمند هستي دخترم.

227
00:18:44,874 --> 00:18:50,046
‫به نعمتي كه داري اعتماد كن،
‫هيچوقت حتي براي يه لحظه بهش شك نكن.

228
00:18:51,756 --> 00:18:54,132
‫و هرگز فراموش نكن،

229
00:18:54,133 --> 00:18:59,305
‫من هميشه از نزديك حواسم بهت هست.

230
00:19:33,798 --> 00:19:35,466
چي شده؟

231
00:19:39,178 --> 00:19:41,513
‫- دارن نگاهمون ميكنن.
‫- Tarim؟

232
00:19:41,514 --> 00:19:44,266
‫- فكر نكنم.
‫- بايد به آلدر بگي.

233
00:19:47,395 --> 00:19:50,313
‫- به نظرم دارن دنبالمون ميكنن.
‫- بيشتر توضيح بده.

234
00:19:50,314 --> 00:19:53,274
‫هركي هست، حس ميكنم دشمن هستن.

235
00:19:53,275 --> 00:19:56,653
‫امكان داره هر لشكر كوچيكي
‫باشه كه دنبال Tarimها هستن.

236
00:19:56,654 --> 00:19:59,072
‫- شايد هم Spree هستن؟
‫- امكان نداره.

237
00:19:59,073 --> 00:20:01,492
‫گوش به زنگ باشيد.

238
00:20:28,602 --> 00:20:31,146
‫عادل.

239
00:20:31,147 --> 00:20:34,357
ميشه با تيم حمله راجع به فردا مشورت كني؟

240
00:20:34,358 --> 00:20:36,110
‫حتماً.

241
00:20:52,501 --> 00:20:54,627
‫به نظرم وقتش شده كه سنگهامون رو وا بكنيم.

242
00:20:54,628 --> 00:20:58,173
منظورت وا كندن سنگها براي اينكه مجبورمون
كردي شهروند هاي عادي رو بكشيم هست؟

243
00:20:58,174 --> 00:20:59,290
يا بخاطر مرگ ليبا؟

244
00:20:59,310 --> 00:21:02,678
‫يا اين حقيقت كه رئيس جمهور رو كنترل كردي
‫تا قدرت رو به دست بگيري؟

245
00:21:07,141 --> 00:21:09,142
فكر ميكنيد متوجه همه چي هستيد، مگه نه؟

246
00:21:09,143 --> 00:21:10,727
‫به نظر ميرسه بهمون چندتا جواب بدهكاري.

247
00:21:10,728 --> 00:21:12,604
‫من هيچي به شما بدهكار نيستم.

248
00:21:12,605 --> 00:21:15,815
و لازم نميبينم كه اعمالم رو براي سه تا سرباز

249
00:21:15,816 --> 00:21:19,069
‫كه تازه دوره آموزشي رو گذروندن، توجيه كنم.

250
00:21:21,113 --> 00:21:25,492
‫اما با توجه به شرايط حال حاضر،

251
00:21:25,493 --> 00:21:28,537
‫مهمه كه به همديگه اطمينان داشته باشيم.

252
00:21:31,791 --> 00:21:35,293
از اولين باري كه تصميم من بر روي سلامت و جان

253
00:21:35,294 --> 00:21:39,672
‫سرباز هاي تحت فرمانم تاثير داشت،
بيش از ‫300 سال ميگذره.

254
00:21:39,673 --> 00:21:42,759
‫از اون موقع بينهايت تصميم هاي
‫شبيه به اون گرفتم.

255
00:21:42,760 --> 00:21:44,552
‫بعضيهاشون بيشتر از بقيه ناراحت كننده بودن.

256
00:21:44,553 --> 00:21:47,180
‫اما بخاطر هيچكدومشون حسرت نميخورم.

257
00:21:47,181 --> 00:21:51,059
‫اما هميشه جان و سلامت كسي ديگه
‫هست كه شما به بازي ميگيريدش.

258
00:21:51,060 --> 00:21:53,061
‫بخشي از رهبر بودن هم همينه.

259
00:21:53,062 --> 00:21:56,022
‫و باور كن وقتي ميگم هيچوقت
‫گرفتن چنين تصميماتي راحت نميشه.

260
00:21:56,023 --> 00:22:00,443
‫مادرم ميگه اگه حس كردي راحت شد، بكش كنار.

261
00:22:00,444 --> 00:22:03,988
‫من و مادرت زياد باهم موافق نيستيم
‫اما سر اين يه مورد باهاش موافقم.

262
00:22:03,989 --> 00:22:08,827
‫اتفاقي كه توي بزرگراه افتاد فاجعه آميز بود.

263
00:22:08,828 --> 00:22:11,454
‫هم براي ليبا و هم كساني كه توي كاميون بودن.

264
00:22:11,455 --> 00:22:13,832
‫ما آماده نبوديم.

265
00:22:13,833 --> 00:22:15,458
و تو ‫ما رو به قاتل تبديل كردي.

266
00:22:15,459 --> 00:22:17,335
‫شما رو به سرباز تبديل كردم.

267
00:22:17,336 --> 00:22:19,504
‫و در آخر، شما آماده بوديد.

268
00:22:19,505 --> 00:22:22,465
‫اون روز چندين هزار آدم نجات پيدا كردن.

269
00:22:22,466 --> 00:22:24,634
‫- به اين فكر كنيد.
‫- رئيس جمهور چطور؟

270
00:22:24,635 --> 00:22:26,761
با اون كار زندگي كيو نجات داديد؟

271
00:22:26,762 --> 00:22:28,972
اگه هر كسي سر راهمون قرار بگيره كنترلش كنيم

272
00:22:28,973 --> 00:22:31,140
‫چه تفاوتي با Spree داريم؟

273
00:22:31,141 --> 00:22:35,270
‫كنترل بدن، خواسته و سلامتي يه نفر خلاف هست.

274
00:22:35,271 --> 00:22:38,648
‫خلاف راه و روش ما هست،
‫اما چاره ديگه اي نداشتم.

275
00:22:38,649 --> 00:22:42,987
‫اگه ميدونستيد چه چيزايي در خطره، مي‌فهميديد.

276
00:22:55,833 --> 00:22:57,751
‫همه‌تون بايد يكم استراحت كنيد.

277
00:23:14,602 --> 00:23:16,854
‫اونجاست، نزديك درخت.

278
00:23:18,647 --> 00:23:20,065
‫يه درخت نيست.

279
00:23:48,802 --> 00:23:50,638
ميشناسيش؟

280
00:23:51,680 --> 00:23:54,766
‫يكي از بزرگان‌مون بود.

281
00:23:54,767 --> 00:23:57,436
‫شبيه خواهراي من لباس تنش كردن.

282
00:23:58,854 --> 00:24:00,772
‫بياريدش پايين.

283
00:24:00,773 --> 00:24:01,941
‫با ملايمت اينكارو بكنيد.

284
00:24:03,525 --> 00:24:05,276
‫Spree ما رو به تمسخر گرفته.

285
00:24:05,277 --> 00:24:06,819
‫منو به تمسخر گرفته.

286
00:24:06,820 --> 00:24:08,321
‫بايد به غار برم.

287
00:24:08,322 --> 00:24:10,740
‫بگو هليكوپتر ها بيان نزديك.

288
00:24:10,741 --> 00:24:13,785
‫بگو آماده تخليه افراد باشن.

289
00:24:15,162 --> 00:24:16,997
‫بريم مردمت رو پيدا كنيم.

290
00:24:55,577 --> 00:24:56,996
‫نگاه كنيد!

291
00:25:19,101 --> 00:25:20,607
‫اين ممكنه نشونه خوبي باشه.

292
00:25:20,627 --> 00:25:23,312
يه ديوار سنگيه، چطور ميتونه خوب باشه؟

293
00:25:23,313 --> 00:25:26,983
‫خوشبختانه اين يعني مردمم
‫اينو گذاشتن ازشون مراقبت كنه.

294
00:25:26,984 --> 00:25:31,738
‫صداهاي ما، همونايي كه
‫در به در دنبال ياد گرفتنشون هستين،

295
00:25:31,739 --> 00:25:33,990
‫ميتونن ساختار زمين رو عوض كنن.

296
00:25:33,991 --> 00:25:37,076
‫ميتونيم حتي جايي كه هيچي نيست
‫زمين بسازيم.

297
00:25:37,077 --> 00:25:40,955
‫كوهستان ها رو جابجا كنيم،
‫زمين رو به لرزه بياريم،

298
00:25:40,956 --> 00:25:41,957
‫سنگها رو از هم جدا كنيم.

299
00:25:43,959 --> 00:25:45,419
‫ممكنه يكم زمان ببره.

300
00:26:02,770 --> 00:26:05,689
‫واقعاً نگرانشون هستي.

301
00:26:07,733 --> 00:26:10,651
‫نابودي دنبال آدمايي كه قصد
‫آسيب زدن به اونها رو دارن، مياد.

302
00:26:10,652 --> 00:26:13,863
‫گروه Spree ترجيح ميده اونا رو بكشه
‫تا بزاره عضو ما بشن.

303
00:26:13,864 --> 00:26:18,034
‫برخلاف چيزي كه فكر ميكني،
‫موضوع بدست اوردن قدرت نيست.

304
00:26:18,035 --> 00:26:21,913
‫واقعاً ميخوام حرفت رو باور كنم، اما نميتونم.

305
00:26:21,914 --> 00:26:23,873
‫هنوز جووني.

306
00:26:23,874 --> 00:26:27,293
‫سختي هايي كه من ديدم رو نديدي.

307
00:26:27,294 --> 00:26:31,964
‫من در خفا بزرگ شدم، هميشه از دست
‫كسايي كه از گونه ما نفرت داشتن فرار ميكردم.

308
00:26:31,965 --> 00:26:35,885
‫كليسا، كاماريا و خيلياي ديگه.

309
00:26:35,886 --> 00:26:39,722
ديدم چطور دوستانم و خانواده‌ام

310
00:26:39,723 --> 00:26:43,184
اعدام شدن، سوزونده شدن

311
00:26:43,185 --> 00:26:46,479
‫و سنگسار شدن.

312
00:26:46,480 --> 00:26:49,398
ما در ترس هميشگي زندگي ميكرديم و اون ترس

313
00:26:49,399 --> 00:26:53,820
توي دنياي جديد باهام بود و بيرحمانه دنبالم ميكرد

314
00:26:53,821 --> 00:26:56,365
‫تا اينكه يه روز تصميم گرفتم باهاش بجنگم.

315
00:26:58,992 --> 00:27:01,744
‫Tarim و صداهاشون

316
00:27:01,745 --> 00:27:03,412
آخرين چيزي هستن كه من رو

317
00:27:03,413 --> 00:27:05,666
‫چيزي كه مدتها فكر كردم از بين رفته،
‫متصل ميكنن.

318
00:27:07,918 --> 00:27:10,294
چه چيزايي كه در طول ساليان

319
00:27:10,295 --> 00:27:13,464
‫شكنجه و نسل كشي از مردم‌مون دزديده نشده.

320
00:27:13,465 --> 00:27:15,591
‫همه جا پخش شدن.

321
00:27:15,592 --> 00:27:18,427
اما اگه اين آدم ها رو پيدا كنيم

322
00:27:18,428 --> 00:27:20,930
‫و راضيشون كنيم صداهاشون
‫رو با ما به اشتراك بزارن

323
00:27:20,931 --> 00:27:25,768
‫اين قدرت ميتونه براي
‫دنياي بهتر و امن‌تري استفاده بشه.

324
00:27:25,769 --> 00:27:30,023
ژنرال؟

325
00:27:45,622 --> 00:27:46,832
‫دنبالم بيايد.

326
00:28:16,056 --> 00:28:18,056
‫اين آدما براي كمك اينجان.

327
00:28:20,480 --> 00:28:23,180
‫تو به همه ما خيانت كردي.

328
00:28:23,304 --> 00:28:25,804
‫اين غريبه ها رو بردار و از اينجا برو.

329
00:28:25,828 --> 00:28:27,828
‫قسم ميخورم...

330
00:28:29,452 --> 00:28:31,152
‫قصدمون فقط كمك كردن هست.

331
00:28:32,076 --> 00:28:34,876
‫ميتونيم ازتون مراقبت كنيم
‫و بيمارهاتون رو درمان كنيم.

332
00:28:34,900 --> 00:28:37,300
‫اين قول ها رو قبلاً هم شنيدم.

333
00:28:38,675 --> 00:28:41,010
‫توي همين بين كه شما داريد مساله بين‌تون رو
‫حل مي‌كنيد بايد بگم اين بچه دارم مي‌ميره.

334
00:28:41,434 --> 00:28:45,034
اجازه ميدي اين دختر درمانش كنه؟

335
00:28:45,058 --> 00:28:47,558
‫اون جون خالده رو نجات داد.

336
00:28:48,982 --> 00:28:51,182
خالده درمان شده؟

337
00:28:51,206 --> 00:28:52,506
اون زنده‌ست؟

338
00:28:52,530 --> 00:28:53,230
‫بله.

339
00:29:11,333 --> 00:29:14,126
‫بخواه و به تو داده خواهد شد.

340
00:29:14,127 --> 00:29:16,420
‫بجوي و خواهي يافت.

341
00:29:16,421 --> 00:29:19,715
‫مشت بر در كوب و در به رويت گشوده خواهد شد.

342
00:29:19,716 --> 00:29:23,219
‫وسيله انتقالت به زندان تا دو ساعت ديگه مياد.

343
00:29:23,220 --> 00:29:25,554
‫هنوز وسايلم رو جمع نكردم،
‫نميدونم كدوم لباس شنا رو بايد...

344
00:29:25,555 --> 00:29:27,933
‫ساكت شو، اونجا مي‌ميري.

345
00:29:29,518 --> 00:29:32,520
‫- داري چيكار ميكني؟
‫- خودمم نميدونم دارم چيكار ميكنم.

346
00:29:32,521 --> 00:29:35,481
‫دارم برخلاف هر ذره از عقلي كه دارم ميجنگم،

347
00:29:35,482 --> 00:29:39,944
‫و يه فرصت جنگيدن بهت ميدم
‫چون اعتقاد دارم لياقتش رو داري.

348
00:29:39,945 --> 00:29:41,612
‫كاري نكني كه فكر كنم اشتباه كردم.

349
00:29:41,613 --> 00:29:43,239
‫اينجا پر از نگهبانه.

350
00:29:43,240 --> 00:29:45,157
‫بيرون از اينجا خودتي و خودت.

351
00:29:45,158 --> 00:29:46,910
‫عجله كن.

352
00:29:47,995 --> 00:29:50,955
‫بايد كاري كنيم كه به نظر...

353
00:29:50,956 --> 00:29:52,165
‫درست بياد.

354
00:29:53,583 --> 00:29:55,127
‫ممنونم.

355
00:30:03,510 --> 00:30:05,429
‫به اون قسمت خوبت تكيه كن.

356
00:30:45,594 --> 00:30:47,095
‫هي.

357
00:30:48,597 --> 00:30:50,681
بايد بخاطر كارهايي كه اين چند روز انجام داديد

358
00:30:50,682 --> 00:30:52,641
‫به خودتون افتخار كنيد.

359
00:30:52,642 --> 00:30:54,643
‫وقتي به فورت سِيلِم برگشتيم،

360
00:30:54,644 --> 00:30:56,438
‫در مورد آينده‌تون صحبت ميكنيم.

361
00:31:02,360 --> 00:31:06,447
‫يه سري آدم بيرون...منتظرمون هستن.

362
00:31:06,448 --> 00:31:08,784
‫راه بيفتيد.

363
00:31:24,674 --> 00:31:26,509
‫اين طوفان كار افراد ما نيست،

364
00:31:26,510 --> 00:31:28,803
‫مطمئناً طبيعي هم نيست.

365
00:31:28,804 --> 00:31:30,597
‫هرچي هست، خيلي سريعه.

366
00:31:32,265 --> 00:31:34,433
‫- سرباز كراون؟
‫- نزديكن.

367
00:31:34,434 --> 00:31:36,352
‫اطراف‌مون هستن.

368
00:31:36,353 --> 00:31:37,938
‫اما Spree نيستن.

369
00:31:39,898 --> 00:31:41,066
‫جادوگر نيستن.

370
00:31:43,693 --> 00:31:45,320
‫حركت كنيد.

371
00:31:51,660 --> 00:31:53,452
چرا موتور ها روشن نيستن؟

372
00:31:53,453 --> 00:31:55,163
‫خلبانها نيستن.

373
00:31:57,587 --> 00:31:59,387
‫ژنرال آلدر.

374
00:32:05,011 --> 00:32:07,711
‫يه جا برات نگه داشتيم.

375
00:32:08,760 --> 00:32:11,428
‫دشمن ديرينه‌مون برگشته.

376
00:32:11,429 --> 00:32:15,100
‫Spree سعي داشت بهمون اخطار بده!
‫اينها كاماريا هستن!

377
00:32:45,881 --> 00:32:48,549
‫دارن از يه نسخه دستكاري شده
‫صداهاي خودمون استفاده ميكنن.

378
00:32:52,179 --> 00:32:53,346
‫راه بيفتيد!

379
00:32:57,142 --> 00:32:59,895
‫- برو، برو، برو!
‫- اينجا!

380
00:33:08,612 --> 00:33:10,654
‫سمت راستتون! موقعيت ساعت 2!

381
00:33:10,655 --> 00:33:13,282
‫ادامه بده كراون!

382
00:33:13,283 --> 00:33:16,077
‫پشت سرتون!

383
00:33:17,829 --> 00:33:20,497
‫از دو طرف دارن ميان!

384
00:33:42,270 --> 00:33:43,479
‫بايد عقب نشيني كنيم!

385
00:34:31,653 --> 00:34:33,488
‫داره مي‌ميره!

386
00:34:35,991 --> 00:34:38,118
‫منو بگيريد.

387
00:35:17,032 --> 00:35:19,658
‫ممنون دخترم.

388
00:35:19,659 --> 00:35:22,120
‫باعث افتخارم هست.

389
00:35:23,580 --> 00:35:26,625
‫بايد همين حالا بريم!

390
00:35:30,211 --> 00:35:32,255
‫زودباش، راه بيفت تالي.

391
00:35:34,633 --> 00:35:37,052
‫ميريم خونه، زود باش.

392
00:35:38,678 --> 00:35:42,389
‫ديگه نميدونستم چيكار كنم.

393
00:35:42,390 --> 00:35:43,892
‫تو كار خوبي كردي تال.

394
00:35:54,944 --> 00:35:56,570
‫من ميارمش.

395
00:35:56,571 --> 00:35:59,156
‫- لعنتي!
‫- بل‌ودر!

396
00:35:59,157 --> 00:36:01,493
‫- نميتونيم بيشتر از اين منتظر بمونيم.
‫- متوجهم.

397
00:36:08,333 --> 00:36:11,001
‫ميدونم چي نياز داري،
‫اينو ميبيني؟ اينو ميبيني؟

398
00:36:11,002 --> 00:36:13,629
‫ببين، اين ازت محافظت ميكنه.

399
00:36:13,630 --> 00:36:16,340
‫- رايل، بايد بريم!
‫- خيلي‌خب رفيق؟

400
00:36:16,341 --> 00:36:17,467
‫بگيرش.

401
00:36:24,140 --> 00:36:25,725
‫رايل!

402
00:36:40,490 --> 00:36:42,659
‫چيزي نيست، چيزي نيست، هواتو دارم.

403
00:36:43,743 --> 00:36:45,244
‫بايد ولم كني بري.

404
00:36:45,245 --> 00:36:48,206
‫بايد خفه بشي و بزاري تمركز كنم.

405
00:36:50,208 --> 00:36:53,460
‫نميتونم تكونش بدم!

406
00:36:53,461 --> 00:36:55,963
‫بايد اتصال رو بشكني
‫وگرنه تو رو هم با خودم ميبرم.

407
00:36:55,964 --> 00:36:57,632
‫امكان نداره كالر.

408
00:36:59,801 --> 00:37:01,511
‫ژنرال همين حالا بايد بريم!

409
00:37:07,642 --> 00:37:08,893
‫برو، برو!

410
00:37:10,061 --> 00:37:13,523
‫نه!

411
00:37:25,994 --> 00:37:28,997
هميشه بايد قهرمان باشي بل‌ودر؟

412
00:37:36,087 --> 00:37:38,423
‫دوستت دارم خنگه.

413
00:37:48,475 --> 00:37:50,935
‫خودتون رو سفت بچسبيد!

414
00:38:07,911 --> 00:38:12,791
چي...چي بود؟

415
00:38:14,459 --> 00:38:16,628
‫اصلاً نميدونم.

416
00:39:41,546 --> 00:39:43,213
‫راه بالا از پايين هست.

417
00:39:43,214 --> 00:39:45,341
‫راه بيرون از داخل هست.

418
00:40:58,206 --> 00:41:00,082
چطور از اونجا خارج شدي؟

419
00:41:00,083 --> 00:41:04,127
‫- آناكوستيا كمكم كرد.
‫- كارت خوب بود.

420
00:41:04,128 --> 00:41:07,799
‫- حدس ميزنم گرسنه‌اي.
‫- خيلي.

421
00:41:13,388 --> 00:41:15,848
‫قرار بود دخترم رو بياري پيش من.

422
00:41:23,772 --> 00:41:33,772
مترجم: ابراهيم قلي پور

