1
00:00:00,377 --> 00:00:01,835
‫آنچه گذشت...

2
00:00:01,836 --> 00:00:03,879
‫- مامان؟
‫- چرا نمی‌ذاری با دینامیت منفجرش کنم؟

3
00:00:03,880 --> 00:00:05,798
‫یه چیزی لازم دارم که پخش بشه

4
00:00:05,799 --> 00:00:07,341
‫ایشون ناظر شخصی شما...

5
00:00:07,342 --> 00:00:08,884
‫سرهنگ جرت هستن

6
00:00:08,885 --> 00:00:10,803
‫پنلوپه، عزیزم؟

7
00:00:10,804 --> 00:00:12,471
‫- پس اون انسانه؟
‫- ذاتاً آره

8
00:00:12,472 --> 00:00:14,431
‫حق ندارید به کسی بگید منو اینجا دیدین

9
00:00:14,432 --> 00:00:15,766
‫حتی به شورا

10
00:00:15,767 --> 00:00:17,601
‫یه تصمیمی گرفتیم

11
00:00:17,602 --> 00:00:19,144
‫اجازه دارید از سشن خارج بشید...

12
00:00:19,145 --> 00:00:22,273
‫ولی هیچکدومتون هرگز نمی‌تونید
‫به اینجا برگردید

13
00:00:22,274 --> 00:00:23,774
‫با طوفان پروردگار به هلاکت می‌رسند

14
00:00:23,775 --> 00:00:25,068
‫تلما!

15
00:00:27,195 --> 00:00:30,155
‫همین الان تسلیم بشید تا بذارم
‫بابایی ریل زنده بمونه

16
00:00:30,156 --> 00:00:31,615
‫- ادوین!
‫- همه‌شونو بکشید!

17
00:00:31,616 --> 00:00:32,701
‫دست نگه دار

18
00:00:36,121 --> 00:00:37,413
‫غیرممکنه

19
00:00:37,414 --> 00:00:38,998
‫داره بدتر میشه

20
00:00:38,999 --> 00:00:40,541
‫خب این برای ریل به چه معناست؟

21
00:00:40,542 --> 00:00:42,127
‫آماده، بچرخید

22
00:00:43,712 --> 00:00:46,046
‫خبردار!

23
00:00:46,047 --> 00:00:47,757
‫پناه بر الهه

24
00:00:51,761 --> 00:00:53,721
‫رئیس‌جمهور امروز صبح
‫مجمع جهانی اقتصاد رو...

25
00:00:53,722 --> 00:00:56,056
‫در نیویورک با اظهاراتی ابتدایی شروع کرد...

26
00:00:56,057 --> 00:00:58,225
‫که از همه نظر به خوبی بیان شد

27
00:00:58,226 --> 00:01:00,644
‫و حالا درست مثل این اواخر...

28
00:01:00,645 --> 00:01:02,563
‫در کنار دوست و مشاورش کارا برانت...

29
00:01:02,564 --> 00:01:04,773
‫بقیه‌ی روز رو به نشست...

30
00:01:04,774 --> 00:01:07,151
‫با دیگر رهبران جهان می‌گذرونه و در مورد...

31
00:01:07,152 --> 00:01:08,777
‫مسائلی صحبت می‌کنن که
‫بر روی جریان اقتصاد جهانی...

32
00:01:08,778 --> 00:01:10,154
‫در سال‌های آتی تأثیر خواهد گذاشت

33
00:01:10,155 --> 00:01:11,572
‫خانم برانت بهمون گفتن که...

34
00:01:11,573 --> 00:01:13,240
‫برنامه‌ی ثبت اصل و نسب شما...

35
00:01:13,241 --> 00:01:15,326
‫موفقیت‌آمیز بود، جناب رئیس‌جمهور

36
00:01:15,327 --> 00:01:17,369
‫خیلی خوبه که این ساحره‌های گمشده رو
‫بشه پیدا کرد...

37
00:01:17,370 --> 00:01:20,039
‫و به در امان بودنشون کمک کرد

38
00:01:20,040 --> 00:01:21,707
‫آره. حالت آزمایشی در کالیفرنیای شمالی...

39
00:01:21,708 --> 00:01:23,751
‫خیلی دلگرم‌کننده بود، جناب نخست‌وزیر

40
00:01:23,752 --> 00:01:25,592
‫سر قلاده‌ها مقاومتی انجام نشد؟

41
00:01:25,597 --> 00:01:27,588
‫به طرز حیرت‌آوری نه اونقدری که
‫میشد انتظارش رو داشت

42
00:01:27,589 --> 00:01:29,256
‫اینکه کاری کردیم که قلاده‌ها رو
‫بشه باز کرد...

43
00:01:29,257 --> 00:01:31,050
‫یه حس ملموسی از آزادی بهشون میده...

44
00:01:31,051 --> 00:01:32,885
‫نماد یه جور مصالحه

45
00:01:32,886 --> 00:01:34,303
‫کِی برنامه دارید که شدت کار رو
‫ببرید بالا؟

46
00:01:34,304 --> 00:01:36,096
‫به زودی

47
00:01:36,097 --> 00:01:38,182
‫آدم همیشه باید وزغ رو در آب سرد بذاره...

48
00:01:38,183 --> 00:01:40,100
‫قبل از اینکه آب رو بجوشونه

49
00:01:40,101 --> 00:01:42,144
‫تا زمانی که متوجه بشن چه اتفاقی
‫داره می‌افته...

50
00:01:42,145 --> 00:01:43,228
‫دیگه خیلی دیره

51
00:01:43,229 --> 00:01:45,481
‫خب پس حالا ما هم الگویی داریم...

52
00:01:45,482 --> 00:01:47,484
‫که توی کشورهای خودمون پیاده کنیم

53
00:01:51,196 --> 00:01:52,072
‫خانم...

54
00:01:53,948 --> 00:01:55,075
‫بفرستش داخل

55
00:01:56,701 --> 00:01:59,203
‫بابت این وقفه عذر می‌خوام

56
00:01:59,204 --> 00:02:01,038
‫وای عزیزم

57
00:02:01,039 --> 00:02:02,290
‫با دخترا به مشکل خوردی، آلبان؟

58
00:02:04,084 --> 00:02:05,085
‫بدتر از ایناست

59
00:02:06,169 --> 00:02:08,212
‫بمب ساحره‌ای از بین رفت...

60
00:02:08,213 --> 00:02:10,382
‫ولی به یه طریقی آلدر برگشته

61
00:02:13,677 --> 00:02:14,886
‫عوض هم شده

62
00:02:16,680 --> 00:02:18,056
‫قوی‌تر شده

63
00:02:21,685 --> 00:02:23,061
‫برامون بگو چی شد

64
00:02:24,646 --> 00:02:25,730
‫توی مشتم بودن

65
00:02:27,190 --> 00:02:29,191
‫تا اینکه یکی از رهبران سشن مداخله کرد

66
00:02:29,192 --> 00:02:30,442
‫- بعد آلدر...
‫- صبر کن

67
00:02:30,443 --> 00:02:31,611
‫صبر کن

68
00:02:33,363 --> 00:02:35,156
‫چرا خبرای خوب رو اول نگفتی؟

69
00:02:37,909 --> 00:02:39,451
‫شورای سشن...

70
00:02:39,452 --> 00:02:41,286
‫فراری‌ها رو گرفته بودن و استرداد نکردن

71
00:02:41,287 --> 00:02:42,705
‫تخطی واضح از معاهده

72
00:02:42,706 --> 00:02:44,331
‫که راه رو برای تهاجم ما باز می‌کنه

73
00:02:44,332 --> 00:02:45,666
‫ولی به موافقت کنگره احتیاج داریم

74
00:02:45,667 --> 00:02:47,292
‫نگران نباش. رأی اونا رو داریم

75
00:02:47,293 --> 00:02:49,545
‫این فراری‌ها خیلی مفید واقع شدن

76
00:02:49,546 --> 00:02:51,296
‫کمکمون کردن نظر عموم
‫نسبت به ساحره‌ها رو...

77
00:02:51,297 --> 00:02:52,965
‫تغییر بدیم و حالا هم می‌تونیم ازشون...

78
00:02:52,966 --> 00:02:55,300
‫به عنوان بهانه‌ای
‫برای هجوم به سشن استفاده کنیم

79
00:02:55,301 --> 00:02:57,219
‫جایی که ساحره‌ها و عموم مردم...

80
00:02:57,220 --> 00:02:58,804
‫در تعادل ملموسی زندگی می‌کنن

81
00:02:58,805 --> 00:03:00,556
‫ما هم مسلماً نمی‌تونیم چنین چیزی رو
‫بپذیریم

82
00:03:00,557 --> 00:03:02,474
‫حالا فقط باید خاطرجمع بشیم که تهاجم...

83
00:03:02,475 --> 00:03:05,185
‫از مهار خارج بشه و بعد ساحره‌های سشن...

84
00:03:05,186 --> 00:03:06,729
‫و هرکی که در کنارشون باشه...

85
00:03:06,730 --> 00:03:08,189
‫باید با ارتش مبارزه کنه

86
00:03:09,441 --> 00:03:11,942
‫می‌اندازیمشون به جون همدیگه

87
00:03:11,943 --> 00:03:14,945
‫و نیروهای ما هم
‫که مثلاً برای حمایت اونجان...

88
00:03:14,946 --> 00:03:18,031
‫می‌تونن بعدش کار رو جمع کنن

89
00:03:18,032 --> 00:03:19,701
‫آلدر چی پس؟

90
00:03:21,870 --> 00:03:23,455
‫به نظر میاد قدرت‌هاش از مادر نشأت می‌گیره

91
00:03:25,290 --> 00:03:27,291
‫از میسلیوم

92
00:03:27,292 --> 00:03:28,584
‫پس باید توی نقاط حفاری...

93
00:03:28,585 --> 00:03:30,252
‫سرعت رو ببری بالا. اینطور فکر نمی‌کنی؟

94
00:03:30,253 --> 00:03:32,130
‫اون قارچ رو خشک کن

95
00:03:33,840 --> 00:03:37,302
‫این دفعه هم خاطرجمع شو که اون سلیطه
‫دیگه زنده نشه

96
00:03:42,151 --> 00:03:45,151
‫ترجمه:
‫thetrueali

97
00:03:45,152 --> 00:03:48,152
‫Telegram: @Thetrueali

98
00:04:49,374 --> 00:04:51,333
‫حالش چطوره؟

99
00:04:51,334 --> 00:04:53,460
‫میگه میسلیوم می‌تونه خوبش کنه ولی...

100
00:04:53,461 --> 00:04:55,337
‫الان با این ضعفی که داره،
‫تنها نقطه‌ی دسترسیش...

101
00:04:55,338 --> 00:04:56,547
‫توی فورت سیلم هستش

102
00:04:56,548 --> 00:04:58,216
‫ما هم باید ببریمش اونجا

103
00:04:59,676 --> 00:05:02,553
‫نمی‌دونی کی به کاماریاها خبر داده بود
‫که ما اینجا بودیم؟

104
00:05:02,554 --> 00:05:05,848
‫نه، ولی حتماً یکی از اعضای شورا بوده

105
00:05:05,849 --> 00:05:07,683
‫یا یکی از کارکنان اونا

106
00:05:07,684 --> 00:05:09,518
‫که به خصوص نگران‌کننده‌ست...

107
00:05:09,519 --> 00:05:12,354
‫چون مدام خبرایی راجع به یه تهاجم می‌شنوم

108
00:05:12,355 --> 00:05:14,565
‫وقتی به فورت سیلم برسیم،
‫با مامانم صحبت می‌کنم

109
00:05:14,566 --> 00:05:16,525
‫سر در میارم که واقعاً قضیه چیه

110
00:05:16,526 --> 00:05:18,443
‫می‌تونم بهت بگم چطوری مخفیانه
‫باید خودتو به پایگاه برسونی

111
00:05:18,444 --> 00:05:20,487
‫ولی وقتی به اونجا رسیدی،
‫از آلدر بپرس چی می‌تونه...

112
00:05:20,488 --> 00:05:22,323
‫- راجع به ریل بفهمه
‫- تو نمی‌خوای باهامون بیای؟

113
00:05:24,033 --> 00:05:25,326
‫باید ادوین رو برسونم یه جای امن

114
00:05:27,328 --> 00:05:28,996
‫اگه ریل هم بود همینو می‌خواست

115
00:05:28,997 --> 00:05:31,123
‫تو و تالی می‌تونید مراقب آلدر باشید

116
00:05:31,124 --> 00:05:32,333
‫من میرم خونه

117
00:05:33,585 --> 00:05:35,127
‫رفتن سراغ ادوین

118
00:05:35,128 --> 00:05:36,753
‫جای خانواده‌هامونو می‌دونن

119
00:05:36,754 --> 00:05:38,256
‫باید خاطرجمع بشم که مامانم در امانه

120
00:05:39,507 --> 00:05:40,425
‫البته

121
00:05:45,597 --> 00:05:48,140
‫هنوز درگیر پیشگویی روز قیامتت هستی؟

122
00:05:48,141 --> 00:05:51,351
‫وای خدا، چرا باید درگیر پایان دنیا باشم؟

123
00:05:51,352 --> 00:05:52,603
‫قیامت؟ پایان دنیا؟

124
00:05:52,604 --> 00:05:54,479
‫- چی...
‫- چیز مهمی نیست

125
00:05:54,480 --> 00:05:56,648
‫نیکته با جادوی مزخرف اسپری
‫بینشش رو به هم ریخته

126
00:05:56,649 --> 00:05:58,859
‫نمی‌دونم تالی چی دیده...

127
00:05:58,860 --> 00:06:00,944
‫ولی می‌دونم که مادر یه نقشه داره

128
00:06:00,945 --> 00:06:03,447
‫و باید بهش اعتماد کنیم

129
00:06:03,448 --> 00:06:04,823
‫چون همه‌مون یه نقشی رو باید ایفا کنیم

130
00:06:04,824 --> 00:06:06,658
‫من اهمیتی به نقشه‌ی اون نمیدم

131
00:06:06,659 --> 00:06:08,786
‫- فقط می‌خوام ریل برگرده
‫- همه‌مون همینو می‌خوایم

132
00:06:10,371 --> 00:06:11,581
‫درسته، تالی؟

133
00:06:13,374 --> 00:06:16,710
‫خیلی‌خب. وسیله‌ی حمل و نقل به فورت سیلم
‫جور می‌کنم

134
00:06:16,711 --> 00:06:18,837
‫تو رو هم به یه طریقی می‌رسونم خونه

135
00:06:18,838 --> 00:06:21,298
‫یه ماشین هم واسه تو و آقای کالر دارم

136
00:06:21,299 --> 00:06:22,925
‫ولی جلب توجه نکنید

137
00:06:22,926 --> 00:06:24,509
‫عملاً همه‌تون هنوز تحت تعقیب هستید

138
00:06:24,510 --> 00:06:26,219
‫ممنون

139
00:06:26,220 --> 00:06:28,055
‫وقتی هم که دیگه آژانس مسافرتی شما نبودم...

140
00:06:28,056 --> 00:06:30,515
‫امیدوارم وقت برای ردیابی اون مرزی...

141
00:06:30,516 --> 00:06:32,434
‫و رئیس‌جمهور گمشده‌تون داشته باشم

142
00:06:32,435 --> 00:06:34,937
‫بابت تمام کارایی که برامون می‌کنی،
‫ممنونت هستیم، تلما

143
00:06:34,938 --> 00:06:36,105
‫واقعاً میگم

144
00:06:39,609 --> 00:06:42,069
‫خیلی‌خب، همه‌مون
‫دستور پیشروی خودمونو داریم

145
00:06:42,070 --> 00:06:43,904
‫باید از خانواده‌مون محافظت کنیم...

146
00:06:43,905 --> 00:06:46,407
‫دوستمون رو پیدا کنیم و جلوی
‫یه تهاجم رو بگیریم

147
00:06:47,492 --> 00:06:48,451
‫عین آب خوردنه

148
00:06:49,953 --> 00:06:52,038
‫همینجا همدیگه رو می‌بینیم. باشه؟

149
00:06:55,500 --> 00:06:58,126
‫انگار هر خداحافظی
‫ممکنه آخرینش باشه

150
00:06:58,127 --> 00:06:59,212
‫اینطور نخواهد بود

151
00:07:00,505 --> 00:07:01,381
‫نمی‌ذاریم آخرینش باشه

152
00:07:08,262 --> 00:07:10,056
‫لطفاً تنهامون بذار

153
00:07:12,183 --> 00:07:13,267
‫لازم نیست

154
00:07:15,228 --> 00:07:16,853
‫شرمنده که الان باید این کارو بکنم...

155
00:07:16,854 --> 00:07:18,188
‫ولی در مورد اون ارتش اطلاعات لازم دارم

156
00:07:18,189 --> 00:07:19,107
‫تخمینی از تعدادشون ندارید؟

157
00:07:20,525 --> 00:07:22,359
‫یه چند هزارتایی دیدیم

158
00:07:22,360 --> 00:07:24,362
‫ولی خدا می‌دونه که پایگاه‌های دیگه‌ای هم
‫دارن یا نه

159
00:07:25,571 --> 00:07:26,948
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

160
00:07:28,700 --> 00:07:31,201
‫سیلور به زودی بهم دستور میده
‫که به سشن حمله کنم

161
00:07:31,202 --> 00:07:32,953
‫کنگره در همین لحظه داره
‫تصمیم نهایی رو می‌گیره

162
00:07:32,954 --> 00:07:34,788
‫ولی در این مقطع به نظر ناگزیر میاد

163
00:07:34,789 --> 00:07:36,665
‫فکر می‌کنم اون نیروهای جدید هم
‫بخشی ازش باشن

164
00:07:36,666 --> 00:07:38,333
‫می‌خوای چیکار کنی؟

165
00:07:38,334 --> 00:07:40,669
‫هنوز موظف به اجرای معاهده‌ی سیلم هستم

166
00:07:40,670 --> 00:07:43,088
‫ولی سیلور هم همینطور

167
00:07:43,089 --> 00:07:45,590
‫اگه از دستورش سرپیچی کنم،
‫می‌تونه یه جایگزین برام بذاره

168
00:07:45,591 --> 00:07:47,259
‫- و حتی ارتش رو منحل کنه
‫- خیلی‌خب

169
00:07:47,260 --> 00:07:49,511
‫پس نقشه اینه که باهاش همراهی کنیم؟

170
00:07:49,512 --> 00:07:51,096
‫در ظاهر

171
00:07:51,097 --> 00:07:52,431
‫بعد سعی کنیم جلوی یه قتل عام رو بگیریم

172
00:07:52,432 --> 00:07:54,307
‫تا وقتی که بتونیم وید رو برگردونیم...

173
00:07:54,308 --> 00:07:56,309
‫و کل این ماجراها رو تموم کنیم

174
00:07:56,310 --> 00:07:58,353
‫خیلی‌خب

175
00:07:58,354 --> 00:08:01,189
‫باید استراحت و تجدید قوا کنی
‫و از دید دیگران خارج باشی

176
00:08:01,190 --> 00:08:04,694
‫وقتی جلوشونو گرفتیم، استراحت می‌کنم ژنرال

177
00:08:06,779 --> 00:08:08,447
‫خیلی‌خب

178
00:08:08,448 --> 00:08:09,364
‫فقط نذار جرت و آدمکش‌هاش...

179
00:08:09,365 --> 00:08:11,032
‫بفهمن که برگشتی به پایگاه

180
00:08:11,033 --> 00:08:13,160
‫حالا هرچی که راجع به...

181
00:08:13,161 --> 00:08:14,829
‫این ارتش کاماریا یادتونه بهم بگید

182
00:08:17,430 --> 00:08:20,280
‫[حوالی ساکرامنتو]

183
00:08:24,464 --> 00:08:27,132
‫یالا. همین الان، این طرف

184
00:08:27,133 --> 00:08:29,050
‫- برو عقب
‫- چیکار می‌کنی؟

185
00:08:29,051 --> 00:08:30,594
‫مامان، بابا!

186
00:08:30,595 --> 00:08:32,262
‫ما قلاده‌هامونو بستیم

187
00:08:32,263 --> 00:08:34,139
‫قضیه‌ی اون قلاده‌های قرمز چیه؟

188
00:08:34,140 --> 00:08:36,141
‫ساحره‌ها باید در منظر عموم
‫نشون بدن که کی هستن...

189
00:08:36,142 --> 00:08:38,727
‫و نباید بتونن از قدرتشون استفاده کنن

190
00:08:38,728 --> 00:08:40,103
‫سرتو بیار پایین

191
00:08:40,104 --> 00:08:41,229
‫ولی اونا که قلاده بستن...

192
00:08:41,230 --> 00:08:42,731
‫چرا ازشون بازجویی میشه؟

193
00:08:42,732 --> 00:08:44,524
‫بچه‌ها قلاده نبستن. اوضاع ناجور شده

194
00:08:44,525 --> 00:08:46,151
‫حتی همه‌جا گارد و دوربین هم گذاشتن

195
00:08:46,152 --> 00:08:48,236
‫این فقط بخشی از این ماجراست

196
00:08:48,237 --> 00:08:50,364
‫هیچ ربطی به اونا نداره. اونا بی‌گناهن

197
00:08:54,327 --> 00:08:56,745
‫حدود 160 کیلومتر توی این جاده پیش میریم

198
00:08:56,746 --> 00:09:00,916
‫بعدش از جاده‌ی 36 میریم به غرب
‫تا برسیم به چوتا...

199
00:09:00,917 --> 00:09:02,919
‫حله؟ خونه‌ی جدید کویین هم خارج از شهره

200
00:09:04,712 --> 00:09:06,213
‫همه‌ی اینا رو ذهنی می‌دونی؟

201
00:09:06,214 --> 00:09:07,756
‫آره، من هیچی رو یادم نمیره

202
00:09:07,757 --> 00:09:09,966
‫ذهنم عین یه تله‌ی فولادی می‌مونه

203
00:09:09,967 --> 00:09:12,427
‫هیچی از این جمجمه نمی‌تونه
‫فرار کنه، سالی

204
00:09:12,428 --> 00:09:14,304
‫استیسی. سیدنی

205
00:09:14,305 --> 00:09:16,264
‫استلا! استلا

206
00:09:16,265 --> 00:09:18,351
‫این شیش ساعت آینده معرکه میشه

207
00:09:20,103 --> 00:09:22,438
‫تا حالا بچه که بودی با خانواده‌ات
‫سفر رفتی؟

208
00:09:23,356 --> 00:09:25,148
‫ما داجر بودیم...

209
00:09:25,149 --> 00:09:28,693
‫واسه همین تمام بچگیم یه سفر بزرگ بود

210
00:09:28,694 --> 00:09:29,612
‫متأسفم

211
00:09:30,780 --> 00:09:32,781
‫اخیراً خیلی مشکلات داشتم و...

212
00:09:32,782 --> 00:09:34,366
‫خب استرس که می‌گیرم پرحرفی می‌کنم

213
00:09:37,703 --> 00:09:39,497
‫ویلا هم سفر با ماشین در سکوت رو دوست داشت

214
00:09:41,874 --> 00:09:44,221
‫شرط می‌بندم شما دوتا می‌تونستید
‫خیلی خوب با هم جور بشید

215
00:09:47,255 --> 00:09:48,548
‫شک ندارم همینطوره

216
00:09:56,681 --> 00:09:58,140
‫نه. یه سورپرایز

217
00:09:58,141 --> 00:09:59,433
‫- عمراً
‫- آره، همینطور بود

218
00:10:00,476 --> 00:10:01,768
‫الان داری جدی میگی؟

219
00:10:01,769 --> 00:10:03,812
‫آره

220
00:10:03,813 --> 00:10:05,730
‫چندتا خیابون دنبالش کرد و اونم نمی‌دونست؟

221
00:10:05,731 --> 00:10:07,441
‫این قلاده‌ها حرف ندارن

222
00:10:08,818 --> 00:10:11,278
‫حالا هرچی. در رو باز کن

223
00:10:11,279 --> 00:10:13,530
‫با معطل کردن من وقت جفتمونو هدر میدی

224
00:10:13,531 --> 00:10:14,698
‫روال کار رو که می‌دونی

225
00:10:14,699 --> 00:10:16,491
‫میاییم داخل

226
00:10:16,492 --> 00:10:17,993
‫- و یه نگاه به اطراف می‌اندازیم
‫- لعنتی

227
00:10:17,994 --> 00:10:20,078
‫میشه یه کمکی بدی؟

228
00:10:20,079 --> 00:10:21,747
‫نه، نمی‌تونم کمک بدم

229
00:10:30,673 --> 00:10:33,175
‫فقط یادت باشه...

230
00:10:33,176 --> 00:10:36,636
‫از لحاظ قانونی وظیفه داری که
‫هر چیز مشکوکی دیدی بهمون خبر بدی

231
00:10:36,637 --> 00:10:37,763
‫بله جناب

232
00:10:47,690 --> 00:10:49,442
‫سلام مامان

233
00:10:53,487 --> 00:10:57,157
‫محض رضای الهه اینجا چیکار می‌کنی؟

234
00:10:57,158 --> 00:10:59,784
‫کل کشور دنبالته

235
00:10:59,785 --> 00:11:01,912
‫اومدم مطمئن بشم جای تو امنه

236
00:11:01,913 --> 00:11:04,206
‫- من حالم خوب خوبه
‫- خوب نیستی، مامان

237
00:11:04,207 --> 00:11:06,374
‫- اینو انداختی گردنت
‫- اینو میگی؟

238
00:11:06,375 --> 00:11:09,753
‫- این چیز مهمی نیست
‫- ازت می‌خوام یه ساک جمع کنی

239
00:11:09,754 --> 00:11:11,880
‫می‌برمت به سشن

240
00:11:11,881 --> 00:11:13,506
‫از چیزایی که توی اخبار میگن
‫به نظر میاد...

241
00:11:13,507 --> 00:11:14,799
‫سشن مدت زیادی در امان نباشه

242
00:11:14,800 --> 00:11:17,844
‫منم از خونه‌ام نمیرم

243
00:11:17,845 --> 00:11:20,263
‫چرا همیشه باید انقدر کله‌شق باشی؟

244
00:11:20,264 --> 00:11:22,933
‫- من سعی دارم کمکت کنم
‫- اگه واقعاً می‌خوای کمکم کنی...

245
00:11:22,934 --> 00:11:24,976
‫می‌تونی با جمع کردن خواربار شروع کنی

246
00:11:24,977 --> 00:11:26,686
‫امشب خیلی مهمه

247
00:11:26,687 --> 00:11:28,146
‫چیه که انقدر مهمه؟

248
00:11:28,147 --> 00:11:29,315
‫باشگاه کتاب‌خوانی

249
00:11:30,858 --> 00:11:32,526
‫باشگاه کتاب‌خوانی؟

250
00:11:32,847 --> 00:11:36,827
‫[فورت سیلم]

251
00:11:48,793 --> 00:11:51,753
‫دارن جادوی ما رو ضبط می‌کنن
‫که علیه خودمون استفاده‌اش کنن

252
00:11:51,754 --> 00:11:54,839
‫چطور ممکنه مادرم اجازه‌ی این کار رو بده؟

253
00:11:54,840 --> 00:11:57,050
‫در حال حاضر انتخابی نداره

254
00:11:57,051 --> 00:11:59,469
‫معاهده‌ی سیلم اونو ملزم به اجرای
‫خواسته‌ی دولت می‌کنه

255
00:11:59,470 --> 00:12:01,180
‫فقط یه سری کلمه روی کاغذ نیست

256
00:12:02,556 --> 00:12:04,849
‫قدرت واقعی داره

257
00:12:04,850 --> 00:12:06,813
‫خودت که به نظر هر وقت لازم بود
‫راهی برای دور زدنش پیدا می‌کردی

258
00:12:08,020 --> 00:12:10,731
‫این کار هم بهای گزافی داشت

259
00:12:16,737 --> 00:12:19,323
‫اینجا دیگه مکان ساحره‌ها نیست

260
00:12:23,035 --> 00:12:25,161
‫باید به راهمون ادامه بدیم

261
00:12:25,162 --> 00:12:27,039
‫باید برسونیمش به میسلیوم

262
00:12:28,916 --> 00:12:30,750
‫به گفته‌ی مأمورین اطلاعات...

263
00:12:30,751 --> 00:12:32,168
‫می‌دونیم که آخرین بار فراری‌ها...

264
00:12:32,169 --> 00:12:34,879
‫در این کارخانه‌ی شیمیایی سشن دیده شدن

265
00:12:34,880 --> 00:12:37,549
‫این یعنی به احتمال زیاد توی ایروکواین...

266
00:12:37,550 --> 00:12:40,385
‫آلگانکواین یا منطقه‌ی سیوان هستن

267
00:12:40,386 --> 00:12:43,096
‫می‌خوام افراد آماده‌ی حرکت
‫به سمت این سه مرز باشن...

268
00:12:43,097 --> 00:12:45,223
‫به محض اینکه رئیس‌جمهور اعلام جنگ کنه

269
00:12:45,224 --> 00:12:47,809
‫باید سریع و دقیق باشیم تا حداقل...

270
00:12:47,810 --> 00:12:49,437
‫سریع و دقیق ولی با یک مشت آهنین

271
00:12:50,980 --> 00:12:54,232
‫تمام ساحره‌های سشن باید
‫قلاده بهشون زده بشه و بازداشت بشن...

272
00:12:54,233 --> 00:12:56,901
‫و بعد توسط یکی از افراد من بازجویی بشن

273
00:12:56,902 --> 00:12:58,320
‫درسته، ژنرال؟

274
00:12:58,321 --> 00:12:59,618
‫اگه دستور رئیس‌جمهور همین باشه، بله

275
00:13:02,700 --> 00:13:03,784
‫لطفاً ادامه بدید

276
00:13:04,869 --> 00:13:07,162
‫هدف اصلی ما برگردوندن فراری‌هاست

277
00:13:07,163 --> 00:13:09,080
‫واحد بلودر...

278
00:13:09,081 --> 00:13:10,874
‫به مزخرفات این فرد توجه نکنید

279
00:13:10,875 --> 00:13:13,001
‫تنها دستورات شما اینه که
‫این وضعیت رو کنترل کنید...

280
00:13:13,002 --> 00:13:15,420
‫و هر کاری برای جلوگیری از
‫یه قتل عام انجام بدید

281
00:13:15,421 --> 00:13:18,882
‫ساحره یا شهروند عادی، در هر دو جبهه...

282
00:13:18,883 --> 00:13:20,884
‫و اگه واحد بلودر پیدا شد...

283
00:13:20,885 --> 00:13:23,219
‫باید زنده به اینجا آورده بشن

284
00:13:23,220 --> 00:13:26,807
‫اگه با این دستورات مشکلی دارید،
‫همین الان بگید

285
00:13:30,186 --> 00:13:31,770
‫در حین عملیات...

286
00:13:31,771 --> 00:13:34,272
‫یه نیروی شهروندی عملیات ویژه
‫همراهی‌تون خواهند کرد

287
00:13:34,273 --> 00:13:35,608
‫اونا ارتش رو هدایت می‌کنن

288
00:13:36,567 --> 00:13:37,818
‫سوالی ندارید؟

289
00:14:06,388 --> 00:14:10,016
‫همین بود. متأسفانه تنها کلمه‌ی چروکی
‫که بلدم همین بود

290
00:14:10,017 --> 00:14:11,935
‫با این حال داری توی منطقه‌ی ایروکوا...

291
00:14:11,936 --> 00:14:13,645
‫با یه ماشین شورا حرکت می‌کنی

292
00:14:13,646 --> 00:14:15,647
‫آره، آره. تلما برکیلر

293
00:14:15,648 --> 00:14:17,107
‫اون دلش به حالم سوخت

294
00:14:17,108 --> 00:14:18,983
‫منو کرد راننده‌ی خودش

295
00:14:18,984 --> 00:14:20,361
‫بعد خانم برکیلر کجا داره میره؟

296
00:14:21,862 --> 00:14:24,657
‫این دیگه مسائل شوراست

297
00:14:30,079 --> 00:14:31,496
‫اخیراً آدمای عجیبی...

298
00:14:31,497 --> 00:14:32,831
‫توی سشن گشت می‌زنن

299
00:14:32,832 --> 00:14:34,332
‫- جدی؟
‫- به نظر شما همه‌شون...

300
00:14:34,333 --> 00:14:36,042
‫مربوط به کارای شورا بودن؟

301
00:14:36,043 --> 00:14:37,961
‫می‌تونید به راهتون ادامه بدید جناب

302
00:14:37,962 --> 00:14:39,629
‫ممنون بابت وقتی که گذاشتید

303
00:14:39,630 --> 00:14:41,214
‫می‌تونید به راهتون ادامه بدید جناب

304
00:14:41,215 --> 00:14:42,800
‫ممنون بابت وقتی که گذاشتید

305
00:14:46,178 --> 00:14:48,721
‫چه فکری با خودت کردی؟

306
00:14:48,722 --> 00:14:50,348
‫اوضاع تحت کنترلم بود

307
00:14:50,349 --> 00:14:51,975
‫من فقط...

308
00:14:51,976 --> 00:14:53,560
‫اگه یکی داشت نگاه می‌کرد چی؟

309
00:14:53,561 --> 00:14:55,395
‫اگه توی اون ماشین همکارش پیشش بود...

310
00:14:55,396 --> 00:14:56,814
‫و کاری که کردی رو بیسیم می‌کرد چی؟

311
00:14:57,982 --> 00:14:59,399
‫خب اینطور که نشد

312
00:14:59,400 --> 00:15:02,068
‫یه مشکل رو دیدم و حلش کردم

313
00:15:02,069 --> 00:15:04,028
‫آدمایی اون بیرون هستن که فقط
‫دنبال بهونه‌ان...

314
00:15:04,029 --> 00:15:05,947
‫که یه ساحره رو سنگسار کنن

315
00:15:05,948 --> 00:15:07,115
‫نمی‌تونی انقدر بی‌احتیاط باشی

316
00:15:07,116 --> 00:15:08,491
‫چرا انقدر عصبانی هستی؟

317
00:15:08,492 --> 00:15:09,952
‫چون تو تنها چیزی هستی که برام مونده

318
00:15:15,124 --> 00:15:16,750
‫منو داری

319
00:15:17,793 --> 00:15:18,878
‫همیشه

320
00:15:20,671 --> 00:15:22,047
‫ولی ریل رو هم داری

321
00:15:23,132 --> 00:15:24,632
‫بهم اعتماد کن

322
00:15:24,633 --> 00:15:25,718
‫فقط...

323
00:15:26,552 --> 00:15:27,887
‫فقط می‌خوام صداشو بشنوم

324
00:15:30,389 --> 00:15:34,059
‫فکر کنم بتونم این کارو کنم

325
00:15:35,769 --> 00:15:37,354
‫ولی باید توی مسیر یه چیزی رو پیدا کنیم

326
00:15:40,649 --> 00:15:42,025
‫خیلی‌خب

327
00:15:42,026 --> 00:15:43,943
‫سرم شلوغ بود. وقت نداشتم

328
00:15:43,944 --> 00:15:45,653
‫اشکالی نداره. کلوچه اضافی درست کردم

329
00:15:45,654 --> 00:15:47,530
‫عه

330
00:15:47,531 --> 00:15:49,657
‫گرسنه نیستید پسرا؟

331
00:15:49,658 --> 00:15:50,618
‫اگه اشکالی نداره

332
00:15:52,620 --> 00:15:53,870
‫ما توی مأموریت هستیم

333
00:15:53,871 --> 00:15:55,371
‫حرکت کنید

334
00:15:55,372 --> 00:15:56,916
‫- هرطور راحتی
‫- خیلی‌خب

335
00:16:00,461 --> 00:16:02,378
‫وای پسر

336
00:16:02,379 --> 00:16:05,089
‫اینا حرف ندارن. باید امتحانش کنی

337
00:16:05,090 --> 00:16:06,967
‫هرگز چیزی که اونا
‫درست کرده باشن رو نمی‌خورم

338
00:16:09,845 --> 00:16:10,846
‫باشه

339
00:16:16,101 --> 00:16:17,518
‫کاری چطوره؟

340
00:16:17,519 --> 00:16:20,104
‫خیلی که تند نیست، نه؟

341
00:16:20,105 --> 00:16:22,691
‫من موقع ادویه ریختن خیلی دقیقم

342
00:16:26,654 --> 00:16:29,448
‫پیشرفت قابل توجهی داشتی، پنلوپه

343
00:16:32,117 --> 00:16:33,702
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

344
00:16:45,923 --> 00:16:48,007
‫ایزادورا، به کمکت احتیاج داریم

345
00:16:48,008 --> 00:16:49,426
‫ژنرال؟

346
00:16:56,517 --> 00:16:57,559
‫پنلوپه؟

347
00:17:04,733 --> 00:17:07,111
‫تو! تو سعی کردی منو بکشی!

348
00:17:19,873 --> 00:17:22,250
‫این یعنی ما می‌تونیم بی‌گناهی خودمونو
‫اثبات کنیم؟

349
00:17:22,251 --> 00:17:25,253
‫متأسفانه الان نشون دادن اون به مردم
‫ممکنه یه ذره زود باشه

350
00:17:25,254 --> 00:17:30,133
‫هنوز کامل انسان نشده

351
00:17:30,134 --> 00:17:32,093
‫چطور چنین چیزی ممکنه؟

352
00:17:32,094 --> 00:17:33,595
‫من دیدم که مُرد

353
00:17:33,596 --> 00:17:36,264
‫همه‌مون دیدیم که مُرد

354
00:17:36,265 --> 00:17:39,018
‫ظاهراً مرگ دیگه مثل سابق نیست

355
00:17:40,144 --> 00:17:41,603
‫سلام دوست قدیمی

356
00:17:41,604 --> 00:17:42,896
‫سلام، سارا

357
00:17:44,732 --> 00:17:46,816
‫نمی‌دونم چطور چنین چیزی ممکنه

358
00:17:46,817 --> 00:17:49,193
‫ولی خوشحالم که به خونه برگشتی

359
00:17:49,194 --> 00:17:50,529
‫منم خوشحالم که...

360
00:17:52,072 --> 00:17:53,448
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

361
00:17:53,449 --> 00:17:55,451
‫باید برسونیمش به میسلیوم

362
00:17:59,413 --> 00:18:01,289
‫ریل؟

363
00:18:01,290 --> 00:18:02,458
‫ریل، هستی؟

364
00:18:05,210 --> 00:18:07,211
‫صدامو می‌شنوی؟

365
00:18:07,212 --> 00:18:08,839
‫سیلا؟ واقعاً خودتی؟

366
00:18:09,965 --> 00:18:10,883
‫منم!

367
00:18:12,134 --> 00:18:13,135
‫دوستت دارم

368
00:18:16,263 --> 00:18:20,600
‫منم خیلی دوستت دارم

369
00:18:20,601 --> 00:18:22,602
‫حفظ ارتباط خیلی سخته ولی...

370
00:18:22,603 --> 00:18:25,064
‫یکی اینجاست که می‌خواد باهات حرف بزنه

371
00:18:27,858 --> 00:18:28,776
‫ریل؟

372
00:18:30,069 --> 00:18:31,819
‫بابا؟

373
00:18:31,820 --> 00:18:33,489
‫سلام عزیزم. دلمون برات تنگ شده

374
00:18:34,615 --> 00:18:36,074
‫کجایی؟

375
00:18:36,075 --> 00:18:37,950
‫جات امنه؟

376
00:18:37,951 --> 00:18:39,285
‫فکر کنم

377
00:18:39,286 --> 00:18:41,663
‫واقعاً دلم می‌خواد برگردم خونه، بابا

378
00:18:41,664 --> 00:18:43,247
‫- نمی‌تونم...
‫- دست از سرش بردارید

379
00:18:43,248 --> 00:18:44,957
‫اون اینجا پیش ما جاش امنه

380
00:18:44,958 --> 00:18:46,751
‫مامان، خواهش می‌کنم. نه!

381
00:18:46,752 --> 00:18:48,045
‫خواهش می‌کنم

382
00:18:50,339 --> 00:18:53,050
‫ریل؟ ریل؟

383
00:18:55,135 --> 00:18:56,844
‫چه اتفاقی افتاد؟

384
00:18:56,845 --> 00:18:59,222
‫اون صدای کی بود؟

385
00:18:59,223 --> 00:19:01,016
‫همونی بود که فکر می‌کنم؟

386
00:19:03,560 --> 00:19:05,770
‫چطوری دوباره باید با ریل صحبت کنیم؟

387
00:19:05,771 --> 00:19:07,856
‫اونی که باید باهاش صحبت کنیم،
‫ریل نیست

388
00:19:20,369 --> 00:19:21,704
‫دیگه وقتشه که برم

389
00:19:22,871 --> 00:19:24,415
‫میشه منم با خودت ببری؟

390
00:19:26,583 --> 00:19:29,043
‫ترس به دلت راه نده، ایزادورا

391
00:19:29,044 --> 00:19:30,212
‫نوبت تو هم می‌رسه

392
00:19:35,759 --> 00:19:37,428
‫خواهرت در امان خواهد بود

393
00:19:38,554 --> 00:19:39,638
‫بهت قول میدم

394
00:19:40,931 --> 00:19:42,558
‫بهش بگو زود برگرده پیشمون

395
00:19:45,978 --> 00:19:47,020
‫ممنون

396
00:19:48,439 --> 00:19:50,314
‫به زودی دوباره همدیگه رو می‌بینیم

397
00:19:50,315 --> 00:19:51,984
‫خواهش می‌کنم ریل رو برگردون

398
00:19:53,485 --> 00:19:54,695
‫هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم

399
00:20:24,266 --> 00:20:27,018
‫مسلماً نمی‌تونم با این مسئله همدردی کنم

400
00:20:27,019 --> 00:20:28,770
‫پس از لحاظ فرضی...

401
00:20:28,771 --> 00:20:30,730
‫فکر می‌کنی تصمیم اشتباه رو گرفت

402
00:20:30,731 --> 00:20:32,231
‫چرا نمی‌تونست صبر کنه تا اون برگرده؟

403
00:20:32,232 --> 00:20:32,932
‫خیلی‌خب، خانما

404
00:20:32,939 --> 00:20:34,984
‫- می‌دونی...
‫- خوشحالم که این کارو نکرد

405
00:20:34,985 --> 00:20:36,028
‫یه بی‌عرضه‌ی به تمام معنا بود

406
00:20:38,405 --> 00:20:39,822
‫آره. همینطوره

407
00:20:39,823 --> 00:20:41,199
‫منم اینو تجربه کردم

408
00:20:41,200 --> 00:20:42,492
‫آره، به گمونم

409
00:20:42,493 --> 00:20:44,827
‫ولی به نظر تو مهربون بودن؟

410
00:20:44,828 --> 00:20:47,413
‫بعد چطوره که یه روز...

411
00:20:47,414 --> 00:20:49,081
‫این اتاق جاییه که بایگانی...

412
00:20:49,082 --> 00:20:52,460
‫برنامه‌ی اصل و نسب نگهداری میشه

413
00:20:52,461 --> 00:20:55,421
‫اگه اون بایگانی رو نابود کنیم،
‫می‌تونیم در قلاده زدن ایجاد ممانعت...

414
00:20:55,422 --> 00:20:57,299
‫این باشگاه کتابخوانی نیست، مگه نه؟

415
00:21:00,344 --> 00:21:03,221
‫خانما، دخترم تالی رو که یادتونه؟

416
00:21:03,222 --> 00:21:04,931
‫همونی که بی‌صبرانه منتظر بود
‫که به ارتش ملحق بشه...

417
00:21:04,932 --> 00:21:06,974
‫و جهان رو نجات بده؟

418
00:21:06,975 --> 00:21:08,893
‫خب حالا حسابی بزرگ شده

419
00:21:08,894 --> 00:21:10,729
‫اومده خونه از من محافظت کنه

420
00:21:13,065 --> 00:21:15,316
‫ولی حالا که اینجاست...

421
00:21:15,317 --> 00:21:16,693
‫و مثل همیشه کله‌شقه...

422
00:21:18,111 --> 00:21:20,363
‫شاید بتونه کمکمون کنه

423
00:21:20,364 --> 00:21:21,615
‫توی چی کمکتون کنم؟

424
00:21:25,077 --> 00:21:28,205
‫چه حسی نسبت به حمله
‫به یه ساختمان دولتی داری؟

425
00:21:43,345 --> 00:21:44,263
‫نمی‌تونم بذارم این کارو بکنید

426
00:21:45,764 --> 00:21:47,723
‫دقیقاً واسه همین نمی‌خواستم بهت بگم

427
00:21:47,724 --> 00:21:49,684
‫واسه اینکه جلوی این مکالمه رو بگیرم

428
00:21:49,685 --> 00:21:53,104
‫گوش کن، می‌دونم برنامه‌ی سیلور
‫نفرت‌انگیزه...

429
00:21:53,105 --> 00:21:54,522
‫ولی شماها مثل من واسه‌ی این کار
‫تمرین ندیدین

430
00:21:54,523 --> 00:21:57,358
‫تالی، دست روی دست گذاشتن راهش نیست

431
00:21:57,359 --> 00:22:00,528
‫که چی بشه؟ ارتش بتونه بیاد به دادمون برسه؟

432
00:22:00,529 --> 00:22:02,488
‫ببین تا اینجا چقدر کمکمون کردن

433
00:22:02,489 --> 00:22:05,032
‫- هیچ کاری نکردن
‫- زیادی خطرناکه

434
00:22:05,033 --> 00:22:07,995
‫وای. چقدر این صحنه آشناست

435
00:22:09,580 --> 00:22:12,456
‫من یه سربازم، می‌دونم چی دارم میگم

436
00:22:12,457 --> 00:22:14,959
‫خب حالا من مبارزه می‌کنم...

437
00:22:14,960 --> 00:22:16,836
‫- و این تویی که ترسیدی
‫- من نترسیدم

438
00:22:16,837 --> 00:22:18,379
‫اگه روحتم خبر داشت که چیا دیدم...

439
00:22:18,380 --> 00:22:19,715
‫باید برم

440
00:22:21,925 --> 00:22:25,178
‫خب پس عمراً نمی‌ذارم تنهایی انجامش بدی

441
00:22:33,812 --> 00:22:37,273
‫پس اونی که ریل رو نگه داشته ویلا هستش؟

442
00:22:37,274 --> 00:22:39,192
‫هم آره، هم نه

443
00:22:41,778 --> 00:22:43,363
‫ویلا توی گرین‌ویل نمرد

444
00:22:46,325 --> 00:22:48,200
‫مرگ خودش رو جعل کرد...

445
00:22:48,201 --> 00:22:50,120
‫که با ارتش بجنگه و از ریل محافظت کنه

446
00:22:52,247 --> 00:22:53,165
‫من اونو...

447
00:22:55,083 --> 00:22:56,293
‫اونو توی اسپری دیدم

448
00:22:58,211 --> 00:22:59,338
‫از دست ویلا

449
00:23:00,881 --> 00:23:04,008
‫مأموریتی که بهم داد، این بود
‫که ریل رو از ارتش خارج کنم

450
00:23:04,009 --> 00:23:05,844
‫ویلا می‌دونست همه‌ی این اتفاقات می‌افته

451
00:23:08,847 --> 00:23:11,515
‫یه سال پیش واقعاً کشته شد

452
00:23:11,516 --> 00:23:13,060
‫در حین نجات ریل

453
00:23:15,479 --> 00:23:17,355
‫خیلی متأسفم، ادوین

454
00:23:17,356 --> 00:23:19,399
‫خیلی وقت بود که می‌خواستم بهت بگم

455
00:23:24,988 --> 00:23:26,657
‫خواهش می‌کنم یه چیزی بگو

456
00:23:34,665 --> 00:23:39,211
‫خب چطوریه که الان ویلا نگه‌اش داشته؟

457
00:23:40,587 --> 00:23:43,089
‫یه قدرتی هست که می‌تونه
‫آدما رو برگردونه...

458
00:23:43,090 --> 00:23:45,508
‫و زیر زمین ساکنه...

459
00:23:45,509 --> 00:23:48,427
‫مامان میسلیوم پیر و مهربونه

460
00:23:48,428 --> 00:23:51,597
‫خب هر راز و دروغی در کار بوده،
‫برام مهم نیست

461
00:23:51,598 --> 00:23:54,517
‫پای ریل و سلامت عمومیش که وسط باشه...

462
00:23:54,518 --> 00:23:56,686
‫من و ویلا با هم متحد هستیم

463
00:23:56,687 --> 00:23:58,855
‫خب چطوری باهاش صحبت کنیم؟

464
00:24:01,525 --> 00:24:03,443
‫دیگه صحبت از راه دور رو
‫آموزش نمیدن، نه؟

465
00:24:04,820 --> 00:24:06,570
‫بعضی وقتا بعضی واحدها
‫تمرین می‌دیدن...

466
00:24:06,571 --> 00:24:09,073
‫ولی من نکرو بودم، واسه همین...

467
00:24:09,074 --> 00:24:12,244
‫خب اون قدیما به همه‌ی ما یاد دادن

468
00:24:14,955 --> 00:24:16,747
‫کار سختیه

469
00:24:16,748 --> 00:24:18,708
‫اگه به قدر کافی با یه نفر انجامش بدی...

470
00:24:18,709 --> 00:24:20,543
‫روت اثر می‌ذاره

471
00:24:20,544 --> 00:24:22,712
‫غیرقابل بازگشت هم هست

472
00:24:22,713 --> 00:24:25,548
‫توی همه‌ی اون تورهای درهم برهم...

473
00:24:25,549 --> 00:24:28,426
‫احمقانه‌ای که برامون برگزار می‌کردن
‫به کار می‌اومد

474
00:24:28,427 --> 00:24:32,555
‫از ورای اقیانوس‌ها با ویلا صحبت می‌کردم

475
00:24:32,556 --> 00:24:34,391
‫از پشت 5 متر گرانیت

476
00:24:35,934 --> 00:24:40,187
‫اگه بخشی از ویلا باشه که هنوز خودش باشه...

477
00:24:40,188 --> 00:24:41,273
‫صدامو می‌شنوه

478
00:24:49,406 --> 00:24:51,073
‫سلام، ژنرال

479
00:24:51,074 --> 00:24:52,241
‫چه اتفاق مهمی افتاده که نمیشد...

480
00:24:52,242 --> 00:24:53,285
‫بذاریش واسه صبح؟

481
00:24:56,830 --> 00:24:58,706
‫فکر کردم بهت گفتم توی درمانگاه
‫منتظر بمونی

482
00:24:58,707 --> 00:25:01,501
‫ظاهراً این روزا هیچکس
‫از دستورات اطاعت نمی‌کنه

483
00:25:08,258 --> 00:25:10,551
‫متأسفم، خانم

484
00:25:10,552 --> 00:25:13,387
‫می‌دونم که دستوراتتون این بود
‫که توی سشن بمونیم...

485
00:25:13,388 --> 00:25:15,057
‫ولی آلدر به میسلیوم احتیاج داشت

486
00:25:35,911 --> 00:25:38,538
‫به تجملات بیشتری احتیاج ندارم عزیزم

487
00:25:54,429 --> 00:25:55,514
‫ویلا کالر

488
00:25:59,351 --> 00:26:01,228
‫مسلماً خیلی وقته که با هم حرف نزدیم

489
00:26:04,272 --> 00:26:05,607
‫سلام، کویین

490
00:26:08,652 --> 00:26:10,445
‫الان وقت مناسبی نیست

491
00:26:12,531 --> 00:26:14,616
‫این راه و رسم صحبت با یه رفیق قدیمیه؟

492
00:26:18,787 --> 00:26:19,996
‫موضوع ریل هستش

493
00:26:24,251 --> 00:26:26,877
‫یه عده اینجا هستن که می‌خوان
‫باهات صحبت کنن

494
00:26:26,878 --> 00:26:27,796
‫نگاه کن!

495
00:26:49,609 --> 00:26:50,943
‫ریل کجاست؟

496
00:26:50,944 --> 00:26:52,778
‫خیلی دورتر از اونایی که
‫بهش آسیب می‌زنن

497
00:26:52,779 --> 00:26:55,489
‫کی؟ اونو از کی داری دور نگه می‌داری؟

498
00:26:55,490 --> 00:26:58,617
‫اونایی که از ذاتش متنفرن

499
00:26:58,618 --> 00:27:00,828
‫اونایی که از روی ترس ما رو مسموم کردن

500
00:27:00,829 --> 00:27:02,872
‫اون حالا بخشی از ماست

501
00:27:02,873 --> 00:27:06,417
‫بخشی از تغییری که خیلی وقت پیش
‫پیشبینی شده بود

502
00:27:06,418 --> 00:27:07,918
‫جای اون اینجاست

503
00:27:07,919 --> 00:27:10,880
‫با ما. با من

504
00:27:10,881 --> 00:27:13,799
‫یه مادر نمی‌تونه آگاهانه
‫بذاره دخترش آسیب ببینه

505
00:27:13,800 --> 00:27:15,635
‫وگرنه مادر نیست

506
00:27:25,729 --> 00:27:26,646
‫آره، عزیزم. منم

507
00:27:28,607 --> 00:27:29,649
‫ادوین

508
00:27:31,234 --> 00:27:33,402
‫خیلی متأسفم

509
00:27:33,403 --> 00:27:35,071
‫اجازه دادم به سوگ بنشینی

510
00:27:38,033 --> 00:27:40,868
‫فکر می‌کردم دارم انتخاب‌های درست رو
‫انجام میدم

511
00:27:40,869 --> 00:27:42,704
‫درک می‌کنی دیگه؟

512
00:27:44,414 --> 00:27:47,000
‫سعی کردن دختر کوچولومون رو بکشن

513
00:27:51,755 --> 00:27:56,383
‫ریل حالا یه خانواده‌ی جدید داره

514
00:27:56,384 --> 00:27:57,510
‫کسانی که می‌تونن ازش محافظت کنن

515
00:27:59,387 --> 00:28:02,139
‫یه زن هست که اونو دوست داره

516
00:28:02,140 --> 00:28:03,975
‫حالا یه زندگی جدید داره

517
00:28:05,936 --> 00:28:09,229
‫باید رهاش کنیم که بتونه این زندگی رو
‫انجام بده

518
00:28:09,230 --> 00:28:11,065
‫خواهش می‌کنم، ویلا

519
00:28:11,066 --> 00:28:11,942
‫التماست می‌کنم

520
00:28:14,903 --> 00:28:18,448
‫برگردونش پیش من، منم قسم می‌خورم که ازش
‫محافظت کنم

521
00:28:19,991 --> 00:28:21,909
‫ولی اگه نمی‌ذاری برگرده...

522
00:28:21,910 --> 00:28:23,411
‫پس منم با خودت ببر

523
00:28:24,955 --> 00:28:26,748
‫چون دیگه بدون اون نمی‌تونم ادامه بدم

524
00:28:30,627 --> 00:28:31,711
‫خیلی متأسفم

525
00:28:35,924 --> 00:28:37,050
‫باید برم

526
00:28:41,012 --> 00:28:42,806
‫خداحافظ، عشق من

527
00:29:22,929 --> 00:29:24,930
‫همینطوری از اینجا آتیشش بزنیم؟

528
00:29:24,931 --> 00:29:26,765
‫اگه از فعال کردن آژیرهای خطر...

529
00:29:26,766 --> 00:29:28,225
‫خودداری کنیم، بهتره

530
00:29:28,226 --> 00:29:30,477
‫بیایید از اینجا ببریمش توی ون...

531
00:29:30,478 --> 00:29:32,479
‫بعداً آتیشش می‌زنیم

532
00:29:32,480 --> 00:29:34,356
‫این بینش جدیدی که داری...

533
00:29:34,357 --> 00:29:37,109
‫- اگه نگهبان‌ها برگردن، می‌تونی ببینی؟
‫- آره

534
00:29:37,110 --> 00:29:39,361
‫این به کار میاد

535
00:29:39,362 --> 00:29:40,487
‫خیلی‌خب

536
00:29:40,488 --> 00:29:42,073
‫تو نگهبانی بده

537
00:29:47,746 --> 00:29:50,039
‫همه به جمع کردن مدارک ادامه بدید

538
00:29:50,040 --> 00:29:51,457
‫من و تو باید بریم زیرزمین

539
00:29:51,458 --> 00:29:53,500
‫یه چیزی هست که باید ببینی

540
00:29:53,501 --> 00:29:55,294
‫بهم اعتماد کن

541
00:29:55,295 --> 00:29:57,797
‫شنیدید که دخترم چی گفت.
‫توی ون می‌بینیمتون

542
00:30:03,595 --> 00:30:06,513
‫دوازده‌تا سارا آلدر بود؟

543
00:30:06,514 --> 00:30:08,390
‫وید چی؟ جاش امنه؟

544
00:30:08,391 --> 00:30:11,643
‫ام و اون مرزی باهاش رفتن
‫قبل از اینکه هرست برسه اونجا

545
00:30:11,644 --> 00:30:13,645
‫تلما برکیلر رفته دنبالشون بگرده

546
00:30:13,646 --> 00:30:15,355
‫اون فکر می‌کنه اون مرزی ممکنه
‫مطلع بوده باشه...

547
00:30:15,356 --> 00:30:17,775
‫که یه خائن توی شورا بوده

548
00:30:17,776 --> 00:30:18,901
‫برکیلر پیداشون می‌کنه

549
00:30:18,902 --> 00:30:21,278
‫قدرتمنده

550
00:30:21,279 --> 00:30:23,197
‫ولی توی این حین...

551
00:30:23,198 --> 00:30:24,740
‫نقشه‌ی سیلور در رابطه با...

552
00:30:24,741 --> 00:30:26,366
‫تهاجم به سشن رو چیکار کنیم؟

553
00:30:26,367 --> 00:30:28,368
‫- من باید به دستوراتم عمل کنم
‫- درک می‌کنم

554
00:30:28,369 --> 00:30:32,247
‫راهی هست که بتونیم این وضعیت رو
‫به نفع خودمون برگردونیم؟

555
00:30:32,248 --> 00:30:34,750
‫خب بهترین شانسمون در این مورد
‫همچنان برگردوندن وید...

556
00:30:34,751 --> 00:30:36,376
‫به مسند قدرت در اولین فرصت ممکنه

557
00:30:36,377 --> 00:30:38,504
‫وقتی برگردیم احتمالاً تلما
‫وید رو پیدا کرده باشه

558
00:30:38,505 --> 00:30:40,672
‫من با ابیگیل برمی‌گردم به سشن...

559
00:30:40,673 --> 00:30:42,674
‫وید رو شخصاً برمی‌گردونم اینجا

560
00:30:42,675 --> 00:30:44,416
‫منم تهاجم رو کُند می‌کنم که برات زمان بخرم

561
00:30:51,476 --> 00:30:53,477
‫چیه؟

562
00:30:53,478 --> 00:30:54,813
‫فقط یه ذره غرور مادرانه

563
00:30:57,315 --> 00:30:58,441
‫به کارت ادامه بده، سرباز

564
00:31:09,619 --> 00:31:11,246
‫اینا باز نمیشن

565
00:31:12,580 --> 00:31:14,248
‫باید نابودشون کنیم

566
00:31:14,249 --> 00:31:16,250
‫نمی‌تونیم این جعبه‌ها رو از اینجا خارج کنیم

567
00:31:16,251 --> 00:31:17,877
‫نه. آتیششون می‌زنیم

568
00:31:19,879 --> 00:31:20,797
‫بسپارش به من

569
00:31:24,839 --> 00:31:27,308
‫[قلاده‌ها رو بسوزون]

570
00:31:34,769 --> 00:31:35,979
‫بریم

571
00:31:52,328 --> 00:31:53,246
‫چی شده؟

572
00:31:55,123 --> 00:31:58,750
‫فقط قلاده‌ها و افراد بیشتری می‌فرستن

573
00:31:58,751 --> 00:32:00,752
‫تنها کاری که کردیم، کُند کردنشون بود

574
00:32:00,753 --> 00:32:02,337
‫عه

575
00:32:02,338 --> 00:32:05,007
‫آدم اینطوری جنگ رو پیروز میشه

576
00:32:05,008 --> 00:32:06,675
‫هر نبرد به نوبت

577
00:32:06,676 --> 00:32:08,677
‫امشب هم توی نبردمون پیروز شدیم

578
00:32:08,678 --> 00:32:10,304
‫بیا همینو جشن بگیریم

579
00:32:10,305 --> 00:32:11,805
‫باشه

580
00:32:11,806 --> 00:32:12,724
‫باشه؟

581
00:32:33,286 --> 00:32:34,954
‫الهه، ازمون محافظت کن

582
00:32:38,249 --> 00:32:40,125
‫مشکلی هست؟

583
00:32:40,126 --> 00:32:42,712
‫توی یه ساختمون توی شهر
‫یه مشکلی پیش اومده بود

584
00:32:44,255 --> 00:32:46,131
‫همه هستن

585
00:32:46,132 --> 00:32:48,634
‫چطوره این جلسه‌تونو جمع و جور کنید؟

586
00:32:48,635 --> 00:32:50,344
‫دارید به حکومت نظامی نزدیک میشید

587
00:32:50,345 --> 00:32:51,887
‫البته

588
00:32:51,888 --> 00:32:53,805
‫هفته‌ی بعد همین موقع؟

589
00:32:53,806 --> 00:32:56,434
‫- میاییم
‫- سنگ هم از آسمون بباره از دستش نمیدیم

590
00:33:01,356 --> 00:33:02,397
‫شب خوش

591
00:33:02,398 --> 00:33:03,274
‫ممنون

592
00:33:26,631 --> 00:33:28,048
‫نگران نباش

593
00:33:28,049 --> 00:33:29,841
‫یه راهی برای برگردوندنش هست...

594
00:33:29,842 --> 00:33:32,427
‫منم تا پیداش نکنم دست نگه نمی‌دارم

595
00:33:32,428 --> 00:33:33,596
‫می‌دونم

596
00:33:35,014 --> 00:33:38,058
‫اگه هم چیزی فهمیدی خبرم کن

597
00:33:38,059 --> 00:33:40,435
‫چه خوب بود، چه بد.
‫نیازی به محافظت از من نیست

598
00:33:40,436 --> 00:33:43,439
‫دیگه هرگز رازی رو ازت مخفی نگه نمی‌دارم.
‫قول میدم

599
00:33:45,108 --> 00:33:46,985
‫ببین...

600
00:33:48,403 --> 00:33:51,113
‫هر تصمیماتی که
‫قبل از آشنایی با ری گرفتی...

601
00:33:51,114 --> 00:33:53,240
‫قضاوتت نمی‌کنم

602
00:33:53,241 --> 00:33:56,576
‫می‌دونم که احساست بهش واقعیه و...

603
00:33:56,577 --> 00:33:57,704
‫بهت اعتماد دارم

604
00:34:00,206 --> 00:34:01,082
‫ممنون

605
00:34:04,294 --> 00:34:06,503
‫خیلی برام ارزش داره

606
00:34:06,504 --> 00:34:08,088
‫هرچی هم بشه...

607
00:34:08,089 --> 00:34:10,132
‫کارایی که برای ریل کردی رو...

608
00:34:10,133 --> 00:34:12,050
‫- هرگز فراموش نمی‌کنم
‫- البته که فراموش نمی‌کنی

609
00:34:12,051 --> 00:34:14,303
‫مغزت مثل یه تله‌ی فولادی می‌مونه، ادگار

610
00:34:14,304 --> 00:34:15,762
‫اوان؟

611
00:34:15,763 --> 00:34:17,098
‫ایلای؟

612
00:34:19,183 --> 00:34:22,185
‫دیدی؟ اعتراف کن. توی این سفر
‫دلت برام تنگ میشه

613
00:34:22,186 --> 00:34:25,188
‫ولی الان بهت قول دادم
‫همیشه بهت راستشو بگم

614
00:34:25,189 --> 00:34:27,524
‫وای، قلبم شکست

615
00:34:27,525 --> 00:34:29,068
‫البته که دلم برات تنگ میشه

616
00:34:30,653 --> 00:34:31,571
‫مراقب باش

617
00:35:00,892 --> 00:35:02,977
‫خب، پسرا چیکار می‌کنن؟

618
00:35:04,562 --> 00:35:08,148
‫یکی‌شون خوابه و اون یکی هم داره
‫کتاب خلیج طوفان رو می‌خونه

619
00:35:08,149 --> 00:35:10,400
‫وای. به گمونم بهتره خودم بخونمش...

620
00:35:10,401 --> 00:35:12,278
‫شاید راجع بهش سوال پرسید

621
00:35:13,738 --> 00:35:16,281
‫آخرین باری که برام غذا درست کردی رو یادته؟

622
00:35:16,282 --> 00:35:18,117
‫بعد انداختیش توی سینک؟

623
00:35:22,246 --> 00:35:24,247
‫باید خودت امتحانش کنی

624
00:35:24,248 --> 00:35:26,084
‫واسه خالی کردن تنش‌های درونی خوبه

625
00:35:33,049 --> 00:35:34,466
‫واقعاً حال میده

626
00:35:34,467 --> 00:35:36,219
‫آره. مگه نه؟

627
00:35:43,142 --> 00:35:44,184
‫متأسفم

628
00:35:44,185 --> 00:35:45,977
‫خب فقط یه بشقاب بود

629
00:35:45,978 --> 00:35:48,230
‫کلی دیگه دارم، اگه بخوای بازم بشکنی

630
00:35:48,231 --> 00:35:50,482
‫نه، من...

631
00:35:50,483 --> 00:35:53,944
‫متأسفم که تو رو بابت همه‌چی
‫مقصر دونستم

632
00:35:53,945 --> 00:35:56,114
‫می‌دونم که فقط سعی داشتی
‫ازم محافظت کنی

633
00:35:57,407 --> 00:35:59,324
‫تا حالا ندیده بودم به خاطر باورهات...

634
00:35:59,325 --> 00:36:01,202
‫از کسی عذرخواهی کنی

635
00:36:04,247 --> 00:36:05,415
‫به گمونم من...

636
00:36:08,918 --> 00:36:10,669
‫فقط الان درک می‌کنم...

637
00:36:10,670 --> 00:36:13,463
‫که ترسیدن از آینده‌ای که...

638
00:36:13,464 --> 00:36:15,007
‫از کنترلت خارجه، چه حسی داره

639
00:36:17,885 --> 00:36:20,429
‫یه چیزی دیدم، مامان

640
00:36:20,430 --> 00:36:23,432
‫یه چیزی که باید ازش جلوگیری کنم
‫و نمی‌دونم توانشو دارم یا نه

641
00:36:23,433 --> 00:36:28,270
‫اون دختری که دیشب دیدم، اون جنگجو...

642
00:36:28,271 --> 00:36:31,398
‫اون می‌دونه چیکار کنه

643
00:36:31,399 --> 00:36:34,776
‫فقط باید به خودت اعتماد کنی، تالی

644
00:36:34,777 --> 00:36:36,612
‫و به مبارزه برگردی

645
00:36:38,823 --> 00:36:40,323
‫هر نبرد به نوبت؟

646
00:36:40,324 --> 00:36:41,451
‫دقیقاً

647
00:36:43,161 --> 00:36:45,746
‫باورم نمیشه چقدر عوض شدی

648
00:36:45,747 --> 00:36:47,622
‫راستشو بخوای...

649
00:36:47,623 --> 00:36:50,835
‫فکر نکنم هیچ کدوممون چندان عوض شده باشیم

650
00:36:53,212 --> 00:36:54,254
‫دوستت دارم

651
00:36:54,255 --> 00:36:56,965
‫منم دوستت دارم

652
00:36:56,966 --> 00:36:58,801
‫دلم هم برات تنگ میشه

653
00:37:00,720 --> 00:37:04,223
‫باشگاه کتابخوانی بدون تو صفا نداره

654
00:37:07,310 --> 00:37:09,394
‫هموطنان عزیز، در این لحظه...

655
00:37:09,395 --> 00:37:10,979
‫ارتش ایالات متحده...

656
00:37:10,980 --> 00:37:13,315
‫به همراه یک نیروی شهروندی ممتاز...

657
00:37:13,316 --> 00:37:16,109
‫آماده‌ی تهاجم و اشغال سشن می‌شوند

658
00:37:16,110 --> 00:37:18,361
‫با یک هدف

659
00:37:18,362 --> 00:37:20,489
‫پیدا کردن خائنینی که
‫رئیس‌جمهور سابق عزیزمان...

660
00:37:20,490 --> 00:37:22,449
‫کِلی وید کبیر را...

661
00:37:22,450 --> 00:37:24,618
‫ترور کردند

662
00:37:24,619 --> 00:37:28,705
‫این حکومت هیچ گونه
‫عمل تروریسم را برنمی‌تابد

663
00:37:28,706 --> 00:37:30,415
‫چه به شکل داخلی و چه خارج از کشور

664
00:37:30,416 --> 00:37:33,335
‫شما باید سروان کوارترمین باشید

665
00:37:33,336 --> 00:37:35,337
‫شما باید برکیلر باشی

666
00:37:35,338 --> 00:37:37,130
‫ابیگیل و آدیل کجان؟

667
00:37:37,131 --> 00:37:39,382
‫تمام شب توی ماشین بودیم.
‫بهشون گفتم یه کم بخوابن

668
00:37:39,383 --> 00:37:41,426
‫باشد که خداوند به ایالات متحده‌ی آمریکا...

669
00:37:41,427 --> 00:37:44,347
‫و به تمام همراهان و پشتیبانان ما برکت دهد

670
00:37:53,022 --> 00:37:54,481
‫پس تموم شد

671
00:37:54,482 --> 00:37:55,816
‫ژنرال بلودر تمام تلاششو می‌کنه...

672
00:37:55,817 --> 00:37:57,317
‫که تهاجم رو کنترل کنه

673
00:37:57,318 --> 00:37:58,819
‫ولی همین الان به وید احتیاج داریم

674
00:37:58,820 --> 00:38:00,320
‫تونستی ردش رو بزنی؟

675
00:38:00,321 --> 00:38:01,988
‫غیبش زده. هیچ ردی ازش نیست

676
00:38:01,989 --> 00:38:03,698
‫یا ردی از اون مرزی

677
00:38:03,699 --> 00:38:05,242
‫سعی کردم با ام از راه دور صحبت کنم...

678
00:38:05,243 --> 00:38:07,369
‫تا الان پاسخی دریافت نکردم

679
00:38:07,370 --> 00:38:10,247
‫خیلی‌خب. چطوری پیداش کنیم؟

680
00:38:10,248 --> 00:38:13,291
‫اگه اون مرزی نخواد پیداش کنیم، نمی‌تونیم

681
00:38:13,292 --> 00:38:14,918
‫حالا اگه اجازه بدی...

682
00:38:14,919 --> 00:38:17,379
‫باید واسه‌ی یه تهاجم آماده بشیم

683
00:38:17,380 --> 00:38:19,506
‫اینا دیگه کی‌ان؟

684
00:38:19,507 --> 00:38:21,466
‫می‌دونستم چنین روزی می‌رسه

685
00:38:21,467 --> 00:38:24,094
‫اگه سیلور و کاماریا حمله نمی‌کردن...

686
00:38:24,095 --> 00:38:25,637
‫بالاخره یکی این کار رو می‌کرد

687
00:38:25,638 --> 00:38:28,014
‫واسه همین جانب احتیاط رو پیش گرفتم

688
00:38:28,015 --> 00:38:30,392
‫یه نیروی شبه نظامی ساختی؟

689
00:38:30,393 --> 00:38:31,893
‫اگه تو و بلودر و بقیه بخواید بمونید...

690
00:38:31,894 --> 00:38:33,228
‫قدمتون سر چشم هستش

691
00:38:33,229 --> 00:38:35,397
‫اگه بخواید هم می‌تونید برید

692
00:38:35,398 --> 00:38:38,150
‫ولی همین الان باید تصمیم بگیرید

693
00:38:44,511 --> 00:38:48,621
‫[سیبری]

694
00:39:11,976 --> 00:39:14,269
‫این آخرین نقطه‌ی حفاری بود؟

695
00:39:14,270 --> 00:39:16,229
‫آره

696
00:39:16,230 --> 00:39:18,815
‫حالا می‌تونیم بهبود پیدا کنیم

697
00:39:18,816 --> 00:39:21,568
‫این فقط به خاطر ما نبود

698
00:39:21,569 --> 00:39:23,404
‫این به خاطر ریل بود

699
00:39:25,656 --> 00:39:27,490
‫میری بقیه‌ی قطعات نغمه‌ی نخست رو پیدا کنی؟

700
00:39:27,491 --> 00:39:28,533
‫آره

701
00:39:28,534 --> 00:39:29,911
‫دوتا قطعه‌اش باقی مونده

702
00:39:31,537 --> 00:39:34,040
‫ولی قبلش باید یه کاری انجام بدم

703
00:39:42,882 --> 00:39:44,050
‫دیدی؟

704
00:39:48,930 --> 00:39:50,597
‫افسر، جریان چیه؟

705
00:39:50,598 --> 00:39:53,100
‫ژنرال آلدر‌ـه. اون زنده‌ست!

706
00:39:55,144 --> 00:39:56,354
‫این غیرممکنه، نه؟

707
00:39:58,773 --> 00:40:00,816
‫منم قصد دارم همینو بفهمم

708
00:40:33,683 --> 00:40:37,353
‫ایمان داشته باشید و نترسید

709
00:40:38,938 --> 00:40:41,857
‫اینجا همیشه مکان ساحره‌ها خواهد بود

710
00:40:47,530 --> 00:40:49,573
‫امیدتون رو از دست ندید

711
00:41:01,877 --> 00:41:03,169
‫تکون بخورید!

712
00:41:03,170 --> 00:41:04,546
‫تکون بخورید! از سر راهم برید کنار

713
00:41:04,547 --> 00:41:06,464
‫تکون بخورید! برید کنار!

714
00:41:06,465 --> 00:41:08,133
‫تکون بخورید!

715
00:41:08,134 --> 00:41:10,011
‫تکون بخور لامصب. برو کنار

716
00:41:27,142 --> 00:41:30,142
<font color=#00FF40>‫  Sub by: thetrueali </font>
<font color=#00FF40>‫  Telegram: @thetrueali </font>

