﻿1
00:00:01,937 --> 00:00:06,811
ارائـه‌اي از كافه فيلم

2
00:00:06,835 --> 00:00:09,835
:هماهنگ سازي با نسخه بلوري
<font color="#ff0000">Michael Scofield</font>

3
00:00:10,011 --> 00:00:12,132
آدما هميشه ناپديد ميشن

4
00:00:13,973 --> 00:00:15,953
دختراي جوون از خونه فرار مي‌كنن

5
00:00:16,833 --> 00:00:18,893
...بچه‌ها از والدينشون جدا ميشن

6
00:00:18,893 --> 00:00:20,113
و ديگه هرگز ديده نميشن

7
00:00:20,973 --> 00:00:22,983
...زنها خرجي خونه رو برمي‌دارن

8
00:00:22,983 --> 00:00:25,023
و با تاكسي به ايستگاه قطار ميرن

9
00:00:26,383 --> 00:00:28,483
اكثراً در نهايت پيدا ميشن

10
00:00:29,353 --> 00:00:32,393
ناپديد شدنها توضيحي پيدا مي‌كنن

11
00:00:34,173 --> 00:00:35,003
معمولاً

12
00:00:40,852 --> 00:00:42,772
چيزهايي كه به ياد مياري عجيبن

13
00:00:43,512 --> 00:00:44,972
...تصاوير و احساساتي كه

14
00:00:44,972 --> 00:00:46,932
تا سالها باهات مي‌مونن

15
00:00:48,722 --> 00:00:50,442
...مثل اون لحظه‌اي كه فهميدم

16
00:00:50,442 --> 00:00:52,022
هيچوقت يه گلدون نداشتم

17
00:00:53,042 --> 00:00:54,872
...اينكه هيچوقت به اندازه‌ي كافي

18
00:00:54,872 --> 00:00:57,682
جايي زندگي نكردم كه چنين چيزهاي ساده‌اي رو توجيه كنه

19
00:01:00,132 --> 00:01:01,542
...و در اون لحظه

20
00:01:02,282 --> 00:01:04,342
...تو دنيا، هيچي رو به اندازه‌ي يه گلدون

21
00:01:04,342 --> 00:01:06,352
براي خودم نمي‌خواستم

22
00:01:10,682 --> 00:01:12,332
بعدازظهر سه‌شنبه بود

23
00:01:13,152 --> 00:01:15,272
شش ماه بعد از پايان جنگ

24
00:01:16,273 --> 00:01:22,273
ترجمـه از
فرزانـه و مهـرداد

25
00:01:23,692 --> 00:01:25,682
!اوه، خدا! اوه، خدا

26
00:01:25,852 --> 00:01:27,692
نگهش دارين! همين الان نگهش دارين! مي‌شنوين چي ميگم؟

27
00:01:27,692 --> 00:01:28,382
!خداي من

28
00:01:33,451 --> 00:01:34,291
!بيا، زودباش

29
00:01:37,331 --> 00:01:38,761
!دكتر، دكتر

30
00:01:40,111 --> 00:01:42,701
بايد قبل از اينكه از خونريزي بميره شاهرگ رو ببندم

31
00:01:43,601 --> 00:01:44,991
چيزي نيست "جكي". ميري خونه رفيق

32
00:01:46,011 --> 00:01:46,821
!اوه، خداي من

33
00:01:51,751 --> 00:01:54,311
اوه، خدايا -
!برو كنار -

34
00:01:59,541 --> 00:02:00,721
از حالا به بعدش با ما پرستار

35
00:02:04,971 --> 00:02:05,501
چاقو

36
00:02:27,230 --> 00:02:29,790
!كلير"! شنيدي؟ تموم شد"

37
00:02:29,790 --> 00:02:31,640
!اين دفعه واقعاً تموم شد

38
00:03:06,590 --> 00:03:10,030
...يه جورايي تو ذهنم، روز پيروزي

39
00:03:10,580 --> 00:03:11,949
...پايان خونين‌ترين

40
00:03:11,949 --> 00:03:14,259
...و هولناك‌ترين جنگ تاريخ بشريت بود

41
00:03:15,189 --> 00:03:17,499
كه با هر روزي كه مي‌گذره كم فروغتر ميشه

42
00:03:19,469 --> 00:03:22,299
...ولي من هنوزم مي‌تونم جزئيات روزي رو

43
00:03:22,309 --> 00:03:24,899
كه پشت دريچه‌ي زندگي ديدم به ياد بيارم

44
00:03:26,639 --> 00:03:28,299
...بعضي وقتا به اين فكر مي‌كنم كه چي مي‌شد

45
00:03:28,299 --> 00:03:30,769
اگه اون گلدون رو مي‌خريدم و براش يه خونه مي‌ساختم

46
00:03:32,139 --> 00:03:33,859
چيزي عوض مي‌شد؟

47
00:03:35,269 --> 00:03:38,279
خوشحال مي‌شدم؟ كي مي‌دونه؟

48
00:03:39,189 --> 00:03:43,109
...حالا اينو مي‌فهمم، حتي الان، بعد از اون همه درد

49
00:03:43,109 --> 00:03:45,579
...و مرگ و دل شكستگي كه به همراه داشت

50
00:03:45,819 --> 00:03:48,249
بازم همون انتخاب رو مي‌كردم

51
00:05:31,857 --> 00:05:35,067
در دومين ماه عسلمون تو اسكاتلند بوديم

52
00:05:35,747 --> 00:05:37,737
يا حداقل "فرانك" اينطوري مي‌گفت

53
00:05:38,177 --> 00:05:40,507
...راهي براي جشن گرفتن پايان يه جنگ چند ساله

54
00:05:40,507 --> 00:05:42,267
و شروع يه زندگي جديد

55
00:05:45,436 --> 00:05:46,626
ولي بيشتر از اين حرفا بود

56
00:05:48,026 --> 00:05:49,746
...فكر كنم هردومون حس مي‌كرديم تعطيلات

57
00:05:49,746 --> 00:05:51,336
...مي‌تونه يه نقاب مناسب براي

58
00:05:51,336 --> 00:05:53,666
...اصل كاري باشه كه مي‌خواستيم بكنيم

59
00:05:53,666 --> 00:05:56,736
اينكه بدونيم بعد از پنج سال جدايي به چه آدمايي تبديل شديم

60
00:06:02,246 --> 00:06:03,986
به نظرت اين چيه؟ -
ها؟ -

61
00:06:04,646 --> 00:06:06,976
خداي بزرگ. اينا خون‌ـه

62
00:06:06,976 --> 00:06:07,616
مطمئني؟

63
00:06:09,186 --> 00:06:11,046
فكر كنم الان ديگه بايد خون رو بشناسم

64
00:06:11,806 --> 00:06:14,006
يه لكه همين شكلي روي خونه بغلي هم هست

65
00:06:16,006 --> 00:06:17,626
اونجا هم دوتا ديگه

66
00:06:22,386 --> 00:06:25,026
مثل اينكه دور و برمون پر از خونه‌هايي‌ـه كه با خون علامت گذاري شدن

67
00:06:26,156 --> 00:06:28,066
...شايد فرعون، موسي رو طرد كرده

68
00:06:28,066 --> 00:06:29,676
...و روح مرگ

69
00:06:29,676 --> 00:06:31,496
...امشب تو خيابوناي "اينورنس" سرگردان‌ـه

70
00:06:31,506 --> 00:06:34,196
و از كسايي كه خون گوسفند روي
در خونه‌هاشون كشيدن چشم‌پوشي مي‌كنه

71
00:06:34,196 --> 00:06:35,735
خب، شايد از اوني كه فكر مي‌كني نزديكتر باشي

72
00:06:36,505 --> 00:06:38,355
...مي‌تونه يه مراسم قرباني باشه

73
00:06:38,355 --> 00:06:40,385
ولي من بيشتر به بت‌پرستها مشكوكم تا يهودي‌ها

74
00:06:42,005 --> 00:06:42,795
...اصلاً خبر نداشتم كه اينورنس

75
00:06:42,805 --> 00:06:44,965
كانون بت پرستي معاصر باشه

76
00:06:44,965 --> 00:06:46,785
...اوه، عزيزم، جايي روي زمين نيست

77
00:06:46,785 --> 00:06:48,375
...كه بيشتر از جزاير اسكاتلندي

78
00:06:48,375 --> 00:06:50,505
جادو و خرافات انقدر تو زندگيشون نقش داشته باشه

79
00:06:52,175 --> 00:06:52,725
اجازه هست؟

80
00:06:53,705 --> 00:06:54,255
بفرماييد

81
00:07:06,265 --> 00:07:08,855
خوني كه ديدين مال خروس سياه‌ـه

82
00:07:09,265 --> 00:07:11,445
...يه رسم قديمي هست كه اين موقع سال

83
00:07:11,455 --> 00:07:14,155
چندتا قرباني براي احترام به "ادُرن" قديس انجام ميشه

84
00:07:14,155 --> 00:07:15,445
اُدرن

85
00:07:15,445 --> 00:07:18,575
تو قرن هشتم زندگي مي‌كرد؟

86
00:07:19,135 --> 00:07:20,395
مثل اينكه تاريخ رو خوب بلدين

87
00:07:20,405 --> 00:07:23,415
"متاسفانه شوهر من تاريخ‌نگاره خانم "بيرد

88
00:07:23,415 --> 00:07:25,895
...اگه ترغيبش كنين با كمال ميل حاضره

89
00:07:25,905 --> 00:07:27,494
چند ساعت اينجا وايسه -
اصلاً -

90
00:07:28,514 --> 00:07:30,684
...فرهنگ شمال اسكاتلند در تخصص من نيست

91
00:07:31,374 --> 00:07:32,764
...ولي الان دارم به اين فكر مي‌كنم

92
00:07:33,304 --> 00:07:36,004
يه ضرب‌المثل قديمي راجع به اُدرن وجود نداره؟

93
00:07:39,594 --> 00:07:40,254
چرا

94
00:07:40,274 --> 00:07:42,444
"زمين حول چشمهاي اُدرن چرخيده"

95
00:07:42,674 --> 00:07:47,044
اون... داوطلبانه زنده زنده دفن شد

96
00:07:47,214 --> 00:07:48,114
جالبه

97
00:07:48,864 --> 00:07:50,814
پس شما استاد هستين، آقاي "رندل"؟

98
00:07:50,814 --> 00:07:51,674
به زودي ميشم

99
00:07:52,344 --> 00:07:55,584
تا دو هفته‌ي آينده منتظر يه نامه از طرف آكسفورد ـه

100
00:07:55,584 --> 00:07:57,374
...پس اين آخرين تعطيلات‌ـه

101
00:07:57,374 --> 00:08:00,284
قبل از اينكه با زندگي كاري دست و پنجه نرم كنين، آره؟

102
00:08:00,434 --> 00:08:02,794
خب، وقت خوبي رو براي اينجا بودن انتخاب كردين

103
00:08:02,854 --> 00:08:03,954
(دقيقاً روز جشن مردگان (سوون

104
00:08:03,964 --> 00:08:06,434
به زبون اسكاتلندي همون هالويين ميشه؟

105
00:08:06,434 --> 00:08:08,484
خب، هالويين از "سوون" الهام گرفته شده

106
00:08:10,254 --> 00:08:11,844
...كليسا معمولاً جشن‌هاي بت پرستي رو

107
00:08:11,854 --> 00:08:13,784
با عوض كردن اسمشون براي اهداف خودش استفاده مي‌كنه

108
00:08:14,434 --> 00:08:16,434
...سوون تبديل شده به هالووين

109
00:08:16,854 --> 00:08:19,243
جشن ميلاد مسيح شده كريسمس، و همينطور تا آخر

110
00:08:19,343 --> 00:08:21,713
خب، شما هم به اين جشن خوش اومدين

111
00:08:21,993 --> 00:08:25,443
يادتون باشه، ارواح تو روزهاي جشن آزادن

112
00:08:25,563 --> 00:08:26,963
...آزاد ميشن تا

113
00:08:26,963 --> 00:08:29,243
هرطور كه دوست دارن كارهاي خوب يا بد انجام بدن

114
00:08:29,293 --> 00:08:32,593
...البته، هالويين و سوون

115
00:08:32,593 --> 00:08:34,283
بدون قصه‌ي يه روح نيك مگه ميشه؟

116
00:08:34,323 --> 00:08:36,183
محض اطمينان، اونم داريم

117
00:08:36,783 --> 00:08:38,023
اتاقتون رو بهتون نشون ميدم

118
00:08:45,073 --> 00:08:47,953
قبل از جنگ، جدا نشدني بوديم

119
00:08:48,333 --> 00:08:49,593
...ولي تو پنج سال جنگ

120
00:08:49,593 --> 00:08:52,293
همديگه رو حداكثر 10 روز ديديم

121
00:08:53,183 --> 00:08:54,623
جاي خوبيه

122
00:08:56,163 --> 00:08:58,533
با يه چادر و يه تختخواب مسافرتي توي گِل

123
00:08:58,783 --> 00:08:59,473
بله

124
00:09:06,583 --> 00:09:09,762
...وقتي جنگ تموم شد، هردومون فكر مي‌كرديم اوضاع

125
00:09:09,762 --> 00:09:13,702
به حالت قبل بر مي‌گرده، ولي نشد

126
00:09:18,372 --> 00:09:18,912
خدايا

127
00:09:20,632 --> 00:09:22,292
براي يه زن و شوهر صداش زياديه

128
00:09:22,472 --> 00:09:24,152
فكر مي‌كني صداش بره پايين؟

129
00:09:25,342 --> 00:09:28,362
...كنم بهتره كه به خانم بيرد بگيم

130
00:09:28,362 --> 00:09:30,442
داريم سعي مي‌كنم دوباره مثل يه خانواده رفتار كنيم

131
00:09:38,752 --> 00:09:39,932
تنبل -
هان؟ -

132
00:09:41,732 --> 00:09:43,832
...اگه ابتكار بيشتري از خودت نشون ندي

133
00:09:43,832 --> 00:09:45,692
هيچوقت نمي‌توني يه شاخه به شجره‌نامه‌ي خانوادگيت اضافه كني

134
00:09:45,692 --> 00:09:46,272
واقعاً؟

135
00:09:51,052 --> 00:09:52,412
چيكار مي‌كني؟

136
00:09:52,642 --> 00:09:53,322
زودباش

137
00:09:54,532 --> 00:09:56,952
خانم رندل، من باهات چيكار كنم؟

138
00:09:58,911 --> 00:09:59,631
همينه

139
00:10:02,661 --> 00:10:03,531
چيكار مي‌كني؟

140
00:10:03,531 --> 00:10:04,781
تخت رو مي‌شكني

141
00:10:18,951 --> 00:10:23,121
...مي‌دوني، يكي از چيزايي كه وقتي رو يه تخت دراز مي‌كشم

142
00:10:23,251 --> 00:10:26,621
سعي مي‌كنم به ياد بيارم، صداي خنده‌ي شوهرمه

143
00:10:28,151 --> 00:10:30,231
هركاري مي‌كردم جادو نمي‌شد

144
00:10:31,091 --> 00:10:33,951
...نمي‌تونستم بشنوم، با اينكه قبلاً

145
00:10:33,951 --> 00:10:35,601
ميليون‌ها بار شنيده بودم

146
00:10:39,271 --> 00:10:40,541
خيلي عجيبه

147
00:10:41,441 --> 00:10:42,101
مي‌دونم

148
00:10:45,301 --> 00:10:46,191
...هميشه

149
00:10:49,131 --> 00:10:50,380
هميشه اينو تصور مي‌كردم

150
00:10:50,720 --> 00:10:51,760
دستام؟

151
00:10:51,780 --> 00:10:54,110
خب، راستش، اين خطوط

152
00:10:55,690 --> 00:10:57,160
...چراشو دقيقاً نمي‌دونم

153
00:10:57,160 --> 00:11:00,520
ولي تصوير واضحي از اين نقوش تو ذهنم داشتم

154
00:11:01,140 --> 00:11:02,670
اين طرح‌هاي كوچولو همه‌جا بودن

155
00:11:05,050 --> 00:11:05,790
...يه سرتيپ

156
00:11:07,060 --> 00:11:09,150
...يه بار به خاطر اينكه اين طرح رو روي حاشيه گزارشم

157
00:11:09,150 --> 00:11:11,310
به وزير كشيده بودم، توبيخم كرد

158
00:11:13,280 --> 00:11:13,820
آره

159
00:11:29,810 --> 00:11:30,380
"كلير"

160
00:12:18,559 --> 00:12:19,339
خوشحالي؟

161
00:12:19,919 --> 00:12:20,569
بله

162
00:12:24,199 --> 00:12:25,539
...عشق فرانك به تاريخ

163
00:12:25,549 --> 00:12:27,869
يه دليل ديگه براي انتخاب "هايلندز" بود

164
00:12:28,579 --> 00:12:29,309
اون بالا رو ديدي؟

165
00:12:29,989 --> 00:12:32,408
بالاي اونجا، صخره‌ي "كاكنَم"ـه

166
00:12:32,488 --> 00:12:34,418
...و تو قرن هفدهم و هجدهم

167
00:12:34,418 --> 00:12:37,238
...معمولاً گشتي‌هاي ارتش بريتانيا اينجا ديده مي‌شدن

168
00:12:37,238 --> 00:12:39,968
كه منتظر شورشي‌ها و راهزن‌هاي اسكاتلندي بودن

169
00:12:40,648 --> 00:12:42,418
...مي‌توني ببيني چطوري هر مسيري رو

170
00:12:42,418 --> 00:12:43,558
از اين بلندي فرماندهي مي‌كردن؟

171
00:12:43,838 --> 00:12:45,638
يه موقعيت عالي براي كمين بوده

172
00:12:47,118 --> 00:12:48,588
نه كه خيلي برام مهمه

173
00:12:49,068 --> 00:12:52,268
بعد از مرگ والدينم پيش عموم بزرگ شدم

174
00:12:58,418 --> 00:13:00,938
عمو "لمب" باستان شناس بود -
اه، آره -

175
00:13:00,938 --> 00:13:03,608
...پس منم سالهاي بزرگ شدنم رو

176
00:13:03,608 --> 00:13:05,328
...با قدم زدن تو خرابه‌هاي خاكي

177
00:13:05,328 --> 00:13:07,948
و حفاري‌هاي مختلف تو سراسر دنيا گذروندم

178
00:13:08,228 --> 00:13:11,028
...مجبور بودم كندن توالت صحرايي و جوش آوردن آب رو ياد بگيرم

179
00:13:11,168 --> 00:13:12,718
...و خيلي كارهاي ديگه

180
00:13:12,718 --> 00:13:15,118
كه براي دختر لطيفي مثل من مناسب نبود

181
00:13:15,118 --> 00:13:15,698
عمو

182
00:13:16,148 --> 00:13:19,068
اوه، آره، خيلي باملاحظه‌اي

183
00:13:39,037 --> 00:13:42,177
عشق تازه كشف‌شده‌ي فرانك، مطالعه‌ي شجره‌نامه بود

184
00:13:42,187 --> 00:13:44,437
شجره‌نامه‌ي خودش

185
00:13:45,447 --> 00:13:46,727
عشق من گياه‌شناسي بود

186
00:13:47,187 --> 00:13:48,807
...علاقه‌ي زيادي

187
00:13:48,827 --> 00:13:51,857
به استفاده از گياهان و سبزيجات براي اهداف پزشكي داشتم

188
00:13:55,097 --> 00:13:56,647
...پس تا جايي كه تونستم بفهمم

189
00:13:56,737 --> 00:13:59,247
...قلعه‌ي "ليوك"، خونه‌ي اجدادي

190
00:13:59,257 --> 00:14:01,487
... خاندان "مكنزي" تا اواسط

191
00:14:01,487 --> 00:14:03,117
قرن نوزدهم بوده

192
00:14:04,297 --> 00:14:05,037
بيا يه نگاه بنداز

193
00:14:22,556 --> 00:14:25,566
...از طرفي، به خاك سپردن خودش تو گذشته‌ي دور

194
00:14:25,566 --> 00:14:28,096
به فرانك اين امكان رو ميده كه از زمان حال فرار كنه

195
00:14:29,286 --> 00:14:30,596
...تو مدتي كه تو ارتش بودم

196
00:14:31,066 --> 00:14:33,686
...فرانك تو سرويس جاسوسي لندن خدمت مي‌كرد

197
00:14:33,966 --> 00:14:37,316
نظارت بر جاسوسي‌ها و انجام عمليات مخفي

198
00:14:37,566 --> 00:14:39,356
ببين، احتمالاً اينجا آشپزخونه بوده

199
00:14:39,826 --> 00:14:40,536
واقعاً؟

200
00:14:41,636 --> 00:14:43,176
حتماً اينم اجاق بوده

201
00:14:52,966 --> 00:14:53,846
عجيبه

202
00:14:54,826 --> 00:14:58,236
...هيچ مدركي ندارم كه نشون بده اجدادم اين قلعه رو ديده باشن

203
00:14:58,236 --> 00:15:01,746
...ولي اينجا تو قلمروي قابل استفاده‌شون قيد شده، پس

204
00:15:02,516 --> 00:15:06,265
ممكنه كه تو اين راهروها قدم زده باشه

205
00:15:09,535 --> 00:15:13,445
تو ماموريت‌هاي سرّي هزاران سرباز رو پشت خطوط فرستاده

206
00:15:13,635 --> 00:15:15,365
و بيشترشون هيچوقت برنگشتن

207
00:15:17,165 --> 00:15:19,355
...خيلي درموردش حرف نمي‌زد

208
00:15:19,945 --> 00:15:21,815
ولي مي‌دونستم اذيتش مي‌كنه

209
00:15:56,954 --> 00:15:57,984
باز نميشه

210
00:15:59,014 --> 00:16:00,104
اوه، بيا

211
00:16:01,404 --> 00:16:04,014
سه، دو، يك

212
00:16:38,304 --> 00:16:40,134
به نظرت از اينجا براي چي استفاده مي‌كردن؟

213
00:16:40,564 --> 00:16:43,084
...از روي نبودن نور و تهويه

214
00:16:43,084 --> 00:16:45,244
...ميشه گفت

215
00:16:45,843 --> 00:16:47,713
قسمت معبد قلعه بوده؟

216
00:16:48,423 --> 00:16:50,173
شايدم يكي دوتا جن

217
00:16:53,163 --> 00:16:55,413
فكر نكنم اجنه جفتي زندگي كنن

218
00:16:56,473 --> 00:16:58,403
مخلوقات تنهايي هستن

219
00:17:00,843 --> 00:17:02,403
ناراحت‌كننده‌ست

220
00:17:03,743 --> 00:17:04,793
...اين همه چيز

221
00:17:05,943 --> 00:17:07,643
كسي نبوده باهاش شريك بشن

222
00:17:12,993 --> 00:17:14,313
كثيف ميشي

223
00:17:15,633 --> 00:17:17,343
مي‌توني حمومم كني

224
00:17:36,362 --> 00:17:37,642
...خب، خانم رندل

225
00:17:38,802 --> 00:17:41,582
به نظرم لباس زيرت رو تو خونه جا گذاشتي

226
00:18:19,492 --> 00:18:20,442
بله

227
00:18:20,892 --> 00:18:22,512
آره، آره، آره، پيداش كردم

228
00:18:22,512 --> 00:18:24,802
اوه، البته. بذار يه نگاه بندازم

229
00:18:25,322 --> 00:18:26,202
اون؟

230
00:18:26,202 --> 00:18:29,001
اون... "والتر"ـه؟ -
"نه، عزيزم، "جاناتان -

231
00:18:29,001 --> 00:18:31,661
جاناتان والورتن رندل"، بالاخره پيداش كردم"

232
00:18:31,661 --> 00:18:35,141
...ناخداي اژدهاها در ارتش بريتانيا

233
00:18:35,141 --> 00:18:38,131
و جد مستقيم شما -
دقيقاً -

234
00:18:38,231 --> 00:18:41,911
،البته به اسم "جك سياهه" هم مي‌شناختنش
...يه اسم مستعار جذاب‌تر

235
00:18:41,911 --> 00:18:43,531
...كه احتمالاً وقتي دهه‌ي 1740 اينجا سكونت داشته

236
00:18:43,531 --> 00:18:44,491
پيدا كرده

237
00:18:44,491 --> 00:18:47,071
...جناب كشيش يه سري از گزارشات ارتش رو پيدا كردن

238
00:18:47,071 --> 00:18:48,431
كه ناخدا رو به اين اسم نوشتن

239
00:18:48,431 --> 00:18:50,321
چه هيجان‌انگيز -
بله -

240
00:18:50,331 --> 00:18:53,551
خوشحالم كه مي‌بينم سرنخ‌هاي هفته‌ي پيش داره نتيجه ميده

241
00:18:54,371 --> 00:18:56,001
آره، منم تعجب كردم

242
00:18:56,001 --> 00:18:58,821
..."ظاهراً جك سياهه به مدت چهار سال يا بيشتر پادگان دژ "ويليام

243
00:18:58,821 --> 00:19:00,821
رو فرماندهي مي‌كرده

244
00:19:00,821 --> 00:19:01,971
...به نظر مياد بيشتر وقتش رو

245
00:19:01,971 --> 00:19:03,741
...به نمايندگي از طرف ملكه

246
00:19:03,741 --> 00:19:05,231
صرف حمله به روستاهاي اسكاتلند مي‌كرده

247
00:19:05,241 --> 00:19:07,691
خب، تو اين كار تنها نبود

248
00:19:07,711 --> 00:19:08,971
...مردم انگلستان تو قرن هجدهم تو سرتاسر

249
00:19:08,971 --> 00:19:11,051
هايلندز (شمال اسكاتلند) خيلي بدنام بودن

250
00:19:11,051 --> 00:19:13,181
مثل اينكه تا قرن بيستم همينطور بوده

251
00:19:13,181 --> 00:19:15,741
...ديشب از متصدي بار تو ميخونه شنيدم

252
00:19:15,751 --> 00:19:17,791
كه ما رو "ساكسون" صدا مي‌كنن

253
00:19:18,240 --> 00:19:20,860
خب، اميدوارم به دل نگرفته باشين

254
00:19:20,990 --> 00:19:23,110
همون معني انگليسي بودن رو ميده، همين

255
00:19:23,110 --> 00:19:26,340
"يا "بيگانه

256
00:19:27,320 --> 00:19:29,860
براي رفع خستگي‌تون نوشيدني آوردم آقايون

257
00:19:29,860 --> 00:19:31,770
...ولي دوتا فنجون آوردم

258
00:19:31,770 --> 00:19:33,480
...چون فكر كردم شايد خانم رندل

259
00:19:33,490 --> 00:19:35,220
دوست داشته باشن با من به آشپزخونه بيان

260
00:19:35,220 --> 00:19:36,160
بله

261
00:19:36,650 --> 00:19:38,780
بله، البته. ممنونم

262
00:19:41,520 --> 00:19:42,490
بعداً مي‌بينمت

263
00:19:47,440 --> 00:19:49,730
...اين آدم

264
00:19:51,040 --> 00:19:53,870
خيلي وقت بود يه فنجون "اولنگ" خوش طعم نخورده بودم
(نوعي چاي چيني)

265
00:19:53,870 --> 00:19:54,830
بله

266
00:19:55,320 --> 00:19:57,360
موقع جنگ نمي‌تونستم گير بيارم

267
00:19:59,210 --> 00:20:01,190
براي خوندن بهترين‌ـه

268
00:20:01,430 --> 00:20:03,940
چاي "ارل گري" خيلي بد بود

269
00:20:03,950 --> 00:20:07,440
،برگهاش خيلي زود از هم باز مي‌شدن
چيزي نمي‌شد ازشون فهميد

270
00:20:11,609 --> 00:20:13,849
پس برگهاي چاي رو مي‌خونين؟

271
00:20:13,859 --> 00:20:16,199
همونطور كه مادربزرگم بهم ياد داد

272
00:20:16,389 --> 00:20:18,459
و اونم مادربزرگش بهش ياد داده بود

273
00:20:19,089 --> 00:20:21,849
چايتو بخور. ببينيم چي ازش مي‌فهميم

274
00:20:34,329 --> 00:20:35,289
خب؟

275
00:20:35,509 --> 00:20:37,269
...قراره با يه غريبه‌ي قدبلند مومشكي آشنا بشم

276
00:20:37,269 --> 00:20:39,239
و با هم تو درياها سفر كنيم؟

277
00:20:39,239 --> 00:20:40,159
ممكنه

278
00:20:41,169 --> 00:20:42,659
يا شايدم نه

279
00:20:45,279 --> 00:20:47,629
همه‌چي با هم تضاد داره

280
00:20:48,289 --> 00:20:51,289
...اين برگهاي پيچ خورده، يه سفر رو نشون ميدن

281
00:20:51,289 --> 00:20:53,819
...ولي از روي يه برگ شكسته رد شده

282
00:20:53,819 --> 00:20:55,579
كه يعني باقي موندن تو همون سفرـه

283
00:20:58,479 --> 00:21:02,008
و عجيب‌تر اينكه محض اطمينان چندتا هم هستن

284
00:21:02,008 --> 00:21:05,298
و اگه درست خونده باشم، يكيشون هم شوهرت‌ـه

285
00:21:07,528 --> 00:21:09,078
دستت رو نشون بده عزيزم

286
00:21:15,728 --> 00:21:16,638
عجيبه

287
00:21:17,558 --> 00:21:19,498
بيشتر دستها باهم شباهت دارن

288
00:21:19,498 --> 00:21:21,178
يه الگوي خاص دارن، مي‌دوني؟

289
00:21:21,358 --> 00:21:22,268
...ولي

290
00:21:23,388 --> 00:21:25,898
ولي تا حالا اين الگو رو نديده بودم

291
00:21:30,398 --> 00:21:34,688
...شصت بزرگ يعني ذهن نيرومند

292
00:21:34,688 --> 00:21:36,978
و اينكه به راحتي هم عبور نمي‌كني

293
00:21:38,358 --> 00:21:41,208
و اين، كوه ونوس‌ـه

294
00:21:42,748 --> 00:21:44,908
تو يه مرد يعني از زن‌هاي جوون خوشش مياد

295
00:21:44,908 --> 00:21:47,618
ولي براي يه زن فرق داره

296
00:21:47,668 --> 00:21:49,438
...اگه بخوام مودب باشم

297
00:21:49,438 --> 00:21:52,927
شوهرت احتمالاً زياد از تختت دور نميشه

298
00:21:58,227 --> 00:22:01,097
...خط زندگي قطع شده

299
00:22:01,097 --> 00:22:04,667
همش تيكه تيكه ميشه

300
00:22:06,457 --> 00:22:08,287
خط ازدواج تقسيم شده

301
00:22:08,287 --> 00:22:09,947
يعني دو بار ازدواج مي‌كني

302
00:22:11,727 --> 00:22:12,627
...ولي

303
00:22:13,967 --> 00:22:16,627
بيشتر خطوط شكسته شدن

304
00:22:19,687 --> 00:22:20,917
...مال تو

305
00:22:23,297 --> 00:22:24,637
شكافته شده

306
00:22:28,677 --> 00:22:32,147
شك دارم جدت پشتيبان داشته

307
00:22:32,217 --> 00:22:35,057
...يه مرد برجسته و قدرتمند كه مي‌تونسته دربرابر

308
00:22:35,057 --> 00:22:36,587
سرزنشهاي مافوقش، از خودش محافظت كنه

309
00:22:36,587 --> 00:22:39,457
...ممكنه، ولي بايد يه فرد رده بالا بوده باشه

310
00:22:39,457 --> 00:22:42,426
كه چنين تاثيري رو اعمال كنه

311
00:22:42,876 --> 00:22:44,586
"دوك "سندرينهام

312
00:22:45,276 --> 00:22:47,076
"دوك "سندرينهام

313
00:22:47,076 --> 00:22:51,126
صبركن، سندرينهام خودش متهم به حمايت از جيمز اول نبود؟

314
00:22:51,126 --> 00:22:53,406
آره، به نظرم حق با توـه

315
00:22:53,406 --> 00:22:55,826
...و دوك هم در شرايط خيلي مشكوكي مُرد

316
00:22:55,826 --> 00:22:57,096
...اونم درست قبل از

317
00:22:57,096 --> 00:22:58,666
اونا نه، اونا نه

318
00:22:58,666 --> 00:23:00,536
تا همه‌چي رو خراب نكردي برو كنار

319
00:23:00,536 --> 00:23:01,996
بالاخره داريم به يه جاهايي مي‌رسيم

320
00:23:01,996 --> 00:23:03,236
...خوشحالم مي‌شنوم

321
00:23:03,236 --> 00:23:06,286
ولي فكر كنم بايد برم

322
00:23:06,286 --> 00:23:07,356
به اين زودي؟

323
00:23:07,496 --> 00:23:10,746
بله، حس مي‌كنم يه حموم لازم داشته باشم

324
00:23:10,746 --> 00:23:12,086
بله، البته

325
00:23:12,086 --> 00:23:14,826
خب، اميدوارم براي جشن ارواح بهمون ملحق بشين

326
00:23:14,826 --> 00:23:16,516
چي؟ جشن بت‌پرستي؟

327
00:23:16,516 --> 00:23:18,726
كشيش "ويك‌فيلد"، ازتون تعجب مي‌كنم

328
00:23:18,796 --> 00:23:22,696
خب، منم به اندازه‌ي رفيقم از داستان روح نيك خوشم مياد

329
00:23:23,026 --> 00:23:23,916
درسته

330
00:23:24,046 --> 00:23:25,476
تا هروقت خواستي بمون عزيزم

331
00:23:25,886 --> 00:23:27,596
ولي تا قبل از توفان برگرد خونه

332
00:23:27,596 --> 00:23:28,636
حتماً

333
00:23:38,165 --> 00:23:40,565
هيچوقت اهل خرافات نبودم

334
00:23:40,565 --> 00:23:43,775
و كاتوليك بودنم فقط به اسم بود

335
00:23:44,345 --> 00:23:46,205
...با اين حال، نمي‌تونستم اين حس رو كه

336
00:23:46,205 --> 00:23:49,255
كه حرفهاي خانم "گراهام" يه نوع پيشگويي بود، از خودم دور كنم

337
00:23:51,215 --> 00:23:53,185
...جنگ بهم ياد داد كه امروزم رو گرامي بدارم

338
00:23:53,185 --> 00:23:56,295
چون ممكنه فردايي دركار نباشه

339
00:23:57,125 --> 00:23:59,615
...چيزي كه اون لحظه نمي‌دونستم

340
00:23:59,705 --> 00:24:03,905
اين بود كه گذشته از اهميت بيشتري نسبت به آينده برخورداره

341
00:24:10,185 --> 00:24:12,745
خداي من

342
00:24:51,344 --> 00:24:52,304
ببخشيد

343
00:24:53,274 --> 00:24:54,734
مي‌تونم كمكتون كنم؟

344
00:25:19,883 --> 00:25:22,233
...فرانك، دوست داشتم وقتي برگردي

345
00:25:22,233 --> 00:25:24,033
همه‌جا روشن باشه

346
00:25:26,033 --> 00:25:26,953
عزيزم؟

347
00:25:27,423 --> 00:25:28,393
چي شده؟

348
00:25:32,253 --> 00:25:33,243
فرانك

349
00:25:35,983 --> 00:25:37,803
انگار روح ديدي

350
00:25:41,583 --> 00:25:43,263
مطمئن نيستم نديده باشم

351
00:25:45,443 --> 00:25:48,113
...وقتي ازم رد شد، انقدر نزديك بود

352
00:25:48,113 --> 00:25:51,083
...كه بايد حس مي‌كردم به آستينم برخورد كرده، ولي

353
00:25:52,523 --> 00:25:53,463
هيچي حس نكردم

354
00:25:53,633 --> 00:25:57,253
و بعد كه برگشتم چيزي بگم، رفته بود

355
00:25:57,833 --> 00:25:58,823
ناپديد شده بود

356
00:25:59,103 --> 00:26:02,423
همون موقع از ترس به خودم لرزيدم

357
00:26:07,982 --> 00:26:10,892
موقع مسئوليتت تو جنگ زخمي اسكاتلندي هم داشتي؟

358
00:26:12,302 --> 00:26:15,722
آره، خيلي كم بودن

359
00:26:16,342 --> 00:26:19,252
يه نفر بود

360
00:26:19,252 --> 00:26:21,772
تو هنگ سوم فلوت مي‌زد

361
00:26:21,772 --> 00:26:24,452
يه سوزن رو هم نمي‌تونست تحمل كنه

362
00:26:24,712 --> 00:26:25,652
...اون

363
00:26:28,212 --> 00:26:29,182
درسته

364
00:26:37,332 --> 00:26:38,202
...دقيقاً

365
00:26:38,202 --> 00:26:42,202
چه سواليه داري ازم مي‌پرسي فرانك؟

366
00:26:43,412 --> 00:26:45,702
...وقتي اون مرد رو ديدم كه بهت زل زده بود

367
00:26:47,992 --> 00:26:50,162
فكر كردم شايد كسي باشه كه ازش پرستاري كردي

368
00:26:50,302 --> 00:26:52,832
كسي باشه كه الان داره دنبالت مي‌گرده

369
00:26:53,452 --> 00:26:54,552
تا دوباره پيشت باشه؟

370
00:26:59,221 --> 00:27:00,421
تا دوباره "پيشم باشه"؟

371
00:27:02,031 --> 00:27:03,291
غيرطبيعي نيست

372
00:27:04,611 --> 00:27:06,391
...تعجب برانگيز نيست كه

373
00:27:06,391 --> 00:27:08,751
به دنبال راحتي بوده باشي

374
00:27:10,601 --> 00:27:12,261
...داري ازم مي‌پرسي

375
00:27:13,531 --> 00:27:16,251
بي‌وفا بودم؟ -
...كلير -

376
00:27:16,261 --> 00:27:18,311
درباره‌ي من همچين فكري مي‌كني، فرانك؟

377
00:27:18,711 --> 00:27:20,871
نه، عزيزم، نه، نه

378
00:27:21,321 --> 00:27:24,531
...منظورم اين بود كه حتي اگر كرده بودي

379
00:27:24,531 --> 00:27:26,021
براي من فرقي نداشت

380
00:27:26,021 --> 00:27:28,451
...من عاشقتم، و كاري نيست كه انجام بدي

381
00:27:28,451 --> 00:27:29,991
كه باعث بشه دست از دوست داشتنت بكشم

382
00:27:36,581 --> 00:27:37,901
...منو ببخش، من

383
00:27:39,931 --> 00:27:40,891
منو ببخش

384
00:27:45,151 --> 00:27:46,151
البته

385
00:28:15,310 --> 00:28:17,640
سكس پُل برگشتمون بهم بود

386
00:28:18,300 --> 00:28:20,470
تنها جايي كه هميشه همديگرو مي‌ديديم

387
00:28:21,420 --> 00:28:23,330
...هر نوع موانعي كه در طول

388
00:28:23,330 --> 00:28:24,970
...روز يا شب خودشون رو نشون دادن

389
00:28:25,650 --> 00:28:28,850
مي‌تونيم بگرديم و همديگرو دوباره توي تخت پيدا كنيم

390
00:28:29,630 --> 00:28:31,360
...مادامي كه اون ويژگي رو داشتيم

391
00:28:31,850 --> 00:28:34,190
ايمان داشتم كه همه چيز درست ميشه

392
00:28:55,419 --> 00:28:57,009
...به يادم مياره، من

393
00:28:57,079 --> 00:28:58,629
مي‌خوام ساعت كوك كنم

394
00:28:59,039 --> 00:29:00,489
نه

395
00:29:01,109 --> 00:29:03,839
فكر كردم تو اين سفر ساعت كوك نمي‌كنيم

396
00:29:07,399 --> 00:29:08,909
مي‌خوام ساحره‌ها رو ببينم

397
00:29:09,309 --> 00:29:11,149
بايد بپرسم؟

398
00:29:11,839 --> 00:29:14,929
...ظاهراً دايره‌اي از سنگ‌هاي پابرجا

399
00:29:14,929 --> 00:29:16,529
...روي يه تپه بيرون از روستا هست

400
00:29:16,529 --> 00:29:20,059
و يه گروه محلي هست كه هنوزم روي مراسمات نظارت مي‌كنن

401
00:29:20,779 --> 00:29:22,649
خب در اصل ساحره كه نيستن

402
00:29:22,929 --> 00:29:24,569
قرار بود اين افراد "فالگير" باشن

403
00:29:24,569 --> 00:29:27,499
متاسفانه فكر نمي‌كنم گروهي از شيطان‌پرستان باشن

404
00:29:27,499 --> 00:29:28,968
خب، حيف شد

405
00:29:29,338 --> 00:29:32,488
نمي‌تونم كاري رو تصور كنم كه ترجيح مي‌دادم انجام بدم

406
00:29:32,708 --> 00:29:33,738
دروغگو

407
00:29:34,378 --> 00:29:36,898
اين منظره رو از كجا تماشا مي‌كنيم؟

408
00:29:36,968 --> 00:29:38,888
"جايي به اسم "گريگ نِ دون

409
00:29:49,988 --> 00:29:52,348
...پس براساس رسم و رسوم محلي

410
00:29:52,358 --> 00:29:54,748
..."اين سنگ‌ها توسط نسلي از غول‌هاي "سلتيك

411
00:29:54,868 --> 00:29:56,898
از آفريقا به اينجا آورده شدن

412
00:29:56,908 --> 00:30:00,898
خبر نداشتم سلتيكي‌ها زياد به آفريقا رفتن

413
00:30:00,898 --> 00:30:02,368
فقط غولاشون زياد مي‌رفتن

414
00:30:05,458 --> 00:30:07,278
اون "اينورنس"ــه؟

415
00:30:07,628 --> 00:30:08,818
آره بايد خودش باشه

416
00:30:11,818 --> 00:30:12,978
يه نفر داره مياد

417
00:30:50,907 --> 00:30:52,777
اون خانم "گراهام"ــه؟

418
00:30:53,877 --> 00:30:55,197
آره فكر كنم

419
00:30:55,387 --> 00:30:57,447
مستخدم جنناب كشيش ساحره‌س

420
00:30:58,227 --> 00:31:00,607
ساحره نيست، فالگيره، يادته؟

421
00:31:22,556 --> 00:31:24,656
بايد مضحك بوده باشن

422
00:31:25,206 --> 00:31:26,756
و شايد بودن

423
00:31:27,146 --> 00:31:29,756
روي يك تپه در مسيرهاي دايره شكل رژه مي‌رفتن

424
00:31:30,306 --> 00:31:32,196
...ولي موهاي پشت گردنم

425
00:31:32,206 --> 00:31:33,796
در اون منظره، دچار خارش شدن

426
00:31:34,616 --> 00:31:37,546
...و يه سري صدا از درونم بهم هشدار دادن

427
00:31:37,886 --> 00:31:40,066
قرار نبود اينجا باشم

428
00:31:41,136 --> 00:31:43,646
...اينكه من يه فضول ناخوشايند

429
00:31:43,716 --> 00:31:46,366
براي چيزي قديمي و قدرتمند بودم

430
00:34:17,793 --> 00:34:18,943
منتظرم بمون

431
00:34:19,023 --> 00:34:21,483
درگير كاري شدم
الان ميام

432
00:34:22,613 --> 00:34:23,943
كلير

433
00:34:23,963 --> 00:34:24,993
يه نفر داره مياد

434
00:34:34,392 --> 00:34:35,592
بجنب

435
00:34:59,542 --> 00:35:00,732
بهتره بريم

436
00:35:16,232 --> 00:35:17,392
چي دستته؟

437
00:35:17,702 --> 00:35:19,642
دارم دنبال اون گياه مي‌گردم

438
00:35:19,642 --> 00:35:22,162
فكر مي‌كنم گل منو از ياد نبر باشه، ولي مطمئن نيستم

439
00:35:22,162 --> 00:35:23,821
چرا برنمي‌گردي بكنيش؟

440
00:35:23,821 --> 00:35:25,691
داشتم بهش فكر مي‌كردم

441
00:35:26,211 --> 00:35:27,751
ميشه باهام بياي؟

442
00:35:27,751 --> 00:35:30,201
...عزيزم، از خدامه

443
00:35:30,201 --> 00:35:31,641
ولي با جناب كشيش يه قرار ملاقات دارم

444
00:35:31,641 --> 00:35:33,771
ديشب يه حعبه از مواد پيدا كرده

445
00:35:33,771 --> 00:35:36,341
"صورتحسابِ سررشته‌دار "جك سياهه

446
00:35:36,891 --> 00:35:38,751
خيلي هيجان‌انگيز بنظر مي‌رسه

447
00:35:38,961 --> 00:35:40,591
داري بهم مي‌خندي

448
00:35:41,001 --> 00:35:41,841
هرگز اين كارو نمي‌كنم

449
00:35:43,231 --> 00:35:44,801
ميشه واسه بعداً شام ببينمت؟

450
00:35:44,801 --> 00:35:45,721
بله

451
00:35:46,511 --> 00:35:48,081
عاشقتم -
منم عاشقم -

452
00:35:49,801 --> 00:35:50,751
بيا اينجا

453
00:37:45,069 --> 00:37:47,509
...يه بار موقع سفر در شب

454
00:37:47,519 --> 00:37:50,639
توي صندلي عقب يه ماشين در حال ركت خوابم گرفت

455
00:37:51,629 --> 00:37:53,779
...توهم سر و صدا و حركت

456
00:37:53,779 --> 00:37:56,668
به صورت بي وزني آروم، مثل لالايي خوابم كرد

457
00:37:57,368 --> 00:37:59,868
بعدش راننده از روي يه پُل سريع عبور كرد

458
00:38:00,288 --> 00:38:03,808
و من بيدار شدم و ديدم كه دنيا
...بيرون از شيشه‌هاي ماشين داشت مي‌چرخيد

459
00:38:05,008 --> 00:38:08,768
و احساس تهوع‌آور افتادن در سرعت بالا

460
00:38:09,498 --> 00:38:11,278
...اين ديگه دقيق‌ترين حالتي

461
00:38:11,278 --> 00:38:13,968
كه مي‌تونم تجربه‌اي كه داشتم رو توصيف كنم

462
00:38:14,768 --> 00:38:17,308
ولي به طرز بدي كمه

463
00:39:04,737 --> 00:39:05,727
چي شده؟

464
00:40:15,546 --> 00:40:17,836
...زمان رويارويي با اتفاقي غيرممكن

465
00:40:17,836 --> 00:40:20,376
ذهن منطقي در پِيِ استدلال مي‌گرده

466
00:40:24,856 --> 00:40:27,736
...شايد تلو تلو خورون رفتم سر صحنه‌ي يه شركت سينمايي

467
00:40:27,736 --> 00:40:30,265
كه در حال تصويربرداي يه جور فيلم قديمي و محليه

468
00:40:48,045 --> 00:40:52,775
ولي هيچ دليل عقلاني‌اي
براي شليك مهمات واقعي توسط بازيگرا وجود نداشت

469
00:41:46,134 --> 00:41:47,374
فرانك؟

470
00:41:48,264 --> 00:41:50,004
داري چه غلطي مي‌كني؟

471
00:41:57,934 --> 00:41:59,244
تو فرانك نيستي

472
00:41:59,624 --> 00:42:01,134
نه، بانو، نيستم

473
00:42:02,964 --> 00:42:04,594
تو ديگه كي هستي؟

474
00:42:10,254 --> 00:42:12,273
من ارباب "جانان رندل" هستم

475
00:42:12,813 --> 00:42:15,313
"فرمانده‌ي ارتش اعليحضرت "هشتمين درگون

476
00:42:18,153 --> 00:42:19,463
در خدمتم

477
00:42:30,223 --> 00:42:31,343
شما كي هستين؟

478
00:42:31,343 --> 00:42:33,063
شوهرم منتظرمه

479
00:42:33,063 --> 00:42:35,323
اگه تا ده دقيقه ديگه برنگردم مياد دنبالم

480
00:42:35,333 --> 00:42:37,703
اسم شوهرتون چيه؟

481
00:42:39,043 --> 00:42:40,393
اسمش چيه؟

482
00:42:42,133 --> 00:42:43,293
فرانك

483
00:42:43,933 --> 00:42:45,133
فرانك چي؟

484
00:42:46,933 --> 00:42:49,743
فرانك بيچمپ"، اون يه معلمه"

485
00:42:50,263 --> 00:42:53,233
...خب، از آشنايي باهاتون مفتخرم خانم فرانك بيچمپ

486
00:42:53,233 --> 00:42:54,623
همسر يه معلم

487
00:42:54,973 --> 00:42:56,403
لابد فكر كردي من خرم

488
00:42:56,853 --> 00:42:58,123
...به خوبي متوجه ميشين كه بهم بگين

489
00:42:58,123 --> 00:43:00,853
دقيقاً كي هستين و چرا اينجايين

490
00:43:00,983 --> 00:43:03,902
خانم، متوجه ميشين كه صبر منم حدي داره

491
00:43:03,902 --> 00:43:06,162
ولم كن حروم‌زاده

492
00:43:08,672 --> 00:43:10,572
مثل يه خانم حرف مي‌زني

493
00:43:11,272 --> 00:43:12,952
ولي زبونت مثل فاحشه‌هاست

494
00:43:13,382 --> 00:43:14,692
من همون فاحشه رو ترجيح ميدم

495
00:43:21,192 --> 00:43:21,922
!فالگير

496
00:43:21,922 --> 00:43:23,792
چي؟ -
!فالگير -

497
00:43:25,082 --> 00:43:26,162
تو كي هستي؟

498
00:43:26,162 --> 00:43:28,742
داريم كجا ميريم؟ داريم كجا

499
00:43:32,272 --> 00:43:32,922
!افرادت رو ببر اونجا

500
00:43:32,922 --> 00:43:33,802
...اون

501
00:43:39,032 --> 00:43:42,792
دلم مي‌خواست يه رويا باشه، ولي مي‌دونستم كه نيست

502
00:43:48,282 --> 00:43:52,981
،اگه هيچ چيز ديگه‌اي نبود
...ناجي سابقم اونقدر بوي بدي مي‌داد

503
00:43:52,981 --> 00:43:56,821
اينكه بخشي از سفري كه
...احتمالاً بهش كشيده ميشم، باشم رو بد مي‌كنه

504
00:44:25,661 --> 00:44:27,601
پس بيا يه نگاهي بهت بندازيم، دختر جان

505
00:44:30,811 --> 00:44:32,601
اطمينان دارم كه الان مي‌توني منو ببيني

506
00:44:32,601 --> 00:44:34,031
اسمت چيه؟

507
00:44:34,081 --> 00:44:37,051
تصميم گرفتم همون اسم قبل از ازدواج رو نگه دارم

508
00:44:37,411 --> 00:44:39,061
...اگه خواستن در ازاي آزاديم پول بگيرن

509
00:44:39,061 --> 00:44:41,321
نمي‌خواستم برن سراغ فرانك

510
00:44:41,321 --> 00:44:44,370
كلير، كلير بيچمپ

511
00:44:44,620 --> 00:44:45,930
كلير بيچمپ

512
00:44:47,020 --> 00:44:48,820
...درسته، فكر مي‌كني داري چه غلطي

513
00:44:48,820 --> 00:44:51,080
گفتي پيداش كردي؟ -
بله -

514
00:44:51,550 --> 00:44:54,330
...داشت با يكي از افسران درگونز

515
00:44:54,330 --> 00:44:55,760
كه باهاش آشناييم حرف ميزد

516
00:44:55,770 --> 00:44:57,480
...انگار بحث سر اين بود كه خانم

517
00:44:57,480 --> 00:44:59,460
فاحشه هست يا نه

518
00:44:59,460 --> 00:45:02,510
و نظر خانم در اون بحث چي بود؟

519
00:45:04,150 --> 00:45:05,410
نيستم

520
00:45:05,410 --> 00:45:07,350
مي‌تونيم امتحان كنيم

521
00:45:08,110 --> 00:45:09,670
با تجاوز موافق نيستم

522
00:45:10,970 --> 00:45:12,840
و به هر حال وقت اين كار رو هم نداريم

523
00:45:13,620 --> 00:45:16,850
...دوگل، نمي‌دونم چي يا كي مي‌تونه باشه

524
00:45:17,150 --> 00:45:19,610
ولي شرط مي‌بندم كه فاحشه نيست

525
00:45:22,080 --> 00:45:23,680
بعداً حلش مي‌كنيم

526
00:45:24,030 --> 00:45:25,930
فاصله‌ي زيادي داريم كه امشب بايد طِي كنيم

527
00:45:25,930 --> 00:45:28,230
و اول بايد يه كاري درباره‌ي "جيمي" انجام بديم

528
00:45:28,410 --> 00:45:32,620
فرار اولين دغدغه‌» بود، ولي اصلاً نمي‌دونستم كجام

529
00:45:32,800 --> 00:45:33,690
...و تلاش براي پيدا كردن راه برگشت

530
00:45:33,690 --> 00:45:35,789
...به اينورنس در تاريكي فزاينده

531
00:45:35,789 --> 00:45:37,739
به نظر كار احمقانه‌اي مي‌رسيد

532
00:45:38,159 --> 00:45:39,769
از جا در رفته، پسره‌ي بيچاره

533
00:45:40,409 --> 00:45:42,409
اينطوري نمي‌توني سوار اسب شي، مي‌توني پسر؟

534
00:45:42,409 --> 00:45:44,139
همينطور نشستن هم بدجوري درد داره

535
00:45:44,139 --> 00:45:45,669
نتونستم اسب رو كنترل كنم

536
00:45:45,669 --> 00:45:47,139
نمي‌خوام اينجا ولش كنم

537
00:45:47,139 --> 00:45:48,869
پس كار ديگه‌اي نميشه كرد

538
00:45:49,349 --> 00:45:51,039
مجبور مفصل رو سر جاش برگردونم

539
00:45:51,039 --> 00:45:51,669
بله

540
00:45:51,669 --> 00:45:53,819
...عاقلانه‌ترين كار ممكنه اين بود كه

541
00:45:53,819 --> 00:45:56,379
...سرمو پايين و دهنم رو بسته نگه دارم

542
00:45:56,569 --> 00:45:59,609
و منتظر گروه‌هاي گشتي‌اي
كه فرانك احتمالاً خبر كرده بمونم

543
00:46:00,429 --> 00:46:01,009
بيا پسر

544
00:46:12,659 --> 00:46:13,669
نگه‌ش دارين

545
00:46:17,259 --> 00:46:18,519
!اين كارو نكنين

546
00:46:19,639 --> 00:46:21,079
همين الان برين كنار

547
00:46:21,869 --> 00:46:24,049
اگه اونحوري انجامش بدين، دستش رو مي‌شكنين

548
00:46:26,008 --> 00:46:27,208
...بايد استخوان قسمت بالايي رو در جهت صحيح بگيرين

549
00:46:27,208 --> 00:46:30,048
قبل از اينكه ليز بخوره برگرده به سمت مفصل

550
00:46:45,048 --> 00:46:46,298
ثابت نگه‌ش دارين

551
00:46:59,438 --> 00:47:01,008
اين بدترين قسمتشه

552
00:47:17,767 --> 00:47:19,017
ديگه درد نمي‌كنه

553
00:47:19,097 --> 00:47:20,157
بعداً درد مي‌گيره

554
00:47:20,387 --> 00:47:22,237
حدود يه هفته‌اي حساس خواهد بود

555
00:47:22,237 --> 00:47:23,567
به يه قلاب نياز داري

556
00:47:24,477 --> 00:47:25,327
تو

557
00:47:25,327 --> 00:47:27,697
يه تيكه پارچه‌ي بلند يا يه كمربند بهم برسون

558
00:47:27,977 --> 00:47:29,507
"ميگه "بهم برسون

559
00:47:29,827 --> 00:47:31,197
مي‌شنوين، پسرا؟

560
00:47:31,197 --> 00:47:32,637
كمربندت رو بهش بده

561
00:47:37,877 --> 00:47:39,627
به گمونم قبلاً هم اين كارو انجام دادي

562
00:47:39,667 --> 00:47:40,947
من يه پرستارم

563
00:47:41,067 --> 00:47:43,627
آهان -
دايه نه -

564
00:47:47,557 --> 00:47:49,977
دو سه روزي نبايد مفصل دستش رو تكون بده

565
00:47:50,337 --> 00:47:54,107
،وقتي دوباره مي‌خواي ازش استفاده كني
اولش خيلي آروم اين كارو بكن

566
00:47:54,587 --> 00:47:56,397
اگه درد گرفت دست نگه دار

567
00:47:57,587 --> 00:47:59,597
و روزانه ضُماد گرم بذار روش

568
00:48:00,837 --> 00:48:04,447
خيلي‌خب، چطوره؟

569
00:48:05,617 --> 00:48:07,896
بهتره، ممنون

570
00:48:09,646 --> 00:48:12,106
مي‌توني سوار اسب شي؟ -
بله -

571
00:48:12,106 --> 00:48:13,566
خوبه، ميرم

572
00:48:37,446 --> 00:48:38,576
كجاست؟

573
00:48:39,306 --> 00:48:41,706
شهر كجاست؟ بايد از اينجا مشخص باشه

574
00:48:42,896 --> 00:48:44,046
اينورنس؟

575
00:48:45,296 --> 00:48:46,836
درست داري بهش نگاه مي‌كني

576
00:48:50,356 --> 00:48:53,696
تا جايي كه چشم كار مي‌كرد
...هيچ چراغ الكتريكي‌اي وجود نداشت

577
00:48:53,916 --> 00:48:57,705
...اونقدر زياد كه علم با اون ايده در تضاد بود

578
00:48:57,705 --> 00:49:02,255
در اعماق قلبم مي‌دونتسم ديگه تو قرن 20اُم نيستم

579
00:49:05,765 --> 00:49:07,175
برو بالا

580
00:49:07,995 --> 00:49:10,115
حتماً نزديك بقيه‌مون باش

581
00:49:10,115 --> 00:49:11,695
...و اگه كار ديگه‌اي بكني

582
00:49:11,695 --> 00:49:13,485
گلوتو جِر ميدم

583
00:49:13,505 --> 00:49:14,985
مفهومه؟

584
00:49:15,755 --> 00:49:16,945
پاتو بده به من

585
00:49:17,135 --> 00:49:18,225
بدش به من

586
00:49:27,795 --> 00:49:30,195
مراقب باش
مي‌خواي چي كار كني؟

587
00:49:30,625 --> 00:49:32,465
دارم لباسم رو آزاد مي‌كنم كه بپوشيش

588
00:49:33,705 --> 00:49:34,815
از سرما داري مي‌لرزي

589
00:49:38,405 --> 00:49:40,315
ممنون، ولي مشكلي ندارم، جدي ميگم

590
00:49:40,855 --> 00:49:43,175
يه جوري داري مي‌لرزي كه دندوناي منم به لرزه افتاده

591
00:49:43,725 --> 00:49:45,475
...لباسم هر دومون رو گرم نگه مي‌داره

592
00:49:46,435 --> 00:49:47,974
ولي يه دستي نمي‌تونم انجامش بدم

593
00:49:47,974 --> 00:49:49,054
دستت مي‌رسه؟

594
00:50:00,804 --> 00:50:02,794
نمي‌خوام تا قبل از طلوع آفتال يخ بزني

595
00:50:04,124 --> 00:50:05,474
طلوع آفتاب؟

596
00:50:05,824 --> 00:50:07,794
منظورت اينه تمام شب رو مي‌تازيم؟

597
00:50:07,974 --> 00:50:09,064
تمام شب رو

598
00:50:09,534 --> 00:50:11,294
و فكر كنم همينطور شب بعدي رو

599
00:50:12,734 --> 00:50:14,774
با ايين وجود موقع خوبي از سال واسه سواريه

600
00:50:15,494 --> 00:50:16,564
فالگير

601
00:51:30,032 --> 00:51:31,162
اون بالا رو مي‌بيني؟

602
00:51:33,102 --> 00:51:34,512
اينجا رو مي‌شناسم

603
00:51:35,992 --> 00:51:37,642
قبلاً اينجا بودي، نه؟

604
00:51:38,682 --> 00:51:39,622
بله

605
00:51:39,622 --> 00:51:41,242
...تو قرن 17اُم و 18اُم

606
00:51:41,242 --> 00:51:44,382
اغلب يه ارتش بريتانيايي رو مي‌ديدي
كه اون بالا در حال گشته

607
00:51:44,882 --> 00:51:46,452
اون صخره رو مي‌شناسم

608
00:51:46,452 --> 00:51:48,822
هموني كه شبيه دم خروسه

609
00:51:49,082 --> 00:51:50,462
يه اسم داره

610
00:51:53,402 --> 00:51:54,982
صخره‌ي كاكِنَم

611
00:51:56,232 --> 00:51:58,872
انگليسي‌ها، براي... براي كمين ازش استفاده مي‌كردن

612
00:51:59,202 --> 00:52:01,092
همين الانم ممكنه منتظرمون باشن

613
00:52:01,812 --> 00:52:04,212
براي كمين به اندازه‌ي كافي جاي قشنگيه

614
00:52:07,202 --> 00:52:08,312
دوگل

615
00:52:11,042 --> 00:52:12,702
دوگل، دوگل

616
00:52:29,731 --> 00:52:31,871
...حالا، دقيقاً بهم ميگي

617
00:52:31,871 --> 00:52:34,941
چرا و از كجا مي‌دوني اون جلو كمين كردن

618
00:52:35,421 --> 00:52:38,581
نمي‌دونم، ولي شنيدم سربازان بريتانيايي
از صخره‌ي كاكنم استفاده مي‌كنن

619
00:52:38,581 --> 00:52:40,161
از كجا شنيدي؟

620
00:52:42,711 --> 00:52:43,861
توي روستا

621
00:53:03,471 --> 00:53:04,721
!خودتون رو مخفي كنين

622
00:54:07,459 --> 00:54:08,659
راه گُم كردي؟

623
00:54:15,569 --> 00:54:17,849
اميدوارم در حال سوء استفاده از اون كِتف نبوده باشي

624
00:54:19,249 --> 00:54:20,449
آسيب ديدي

625
00:54:20,829 --> 00:54:22,409
اين پارچه آغشته به خونمه

626
00:54:23,769 --> 00:54:25,119
به هر حال خيليشم نيست

627
00:54:29,149 --> 00:54:33,079
دوگل اون جلوتر بالاي  نهر منتظرن

628
00:54:34,589 --> 00:54:35,669
بايد بريم

629
00:54:37,049 --> 00:54:39,439
باهات نميام -
چرا مياي -

630
00:54:39,749 --> 00:54:42,609
چرا، اگه نيام گلومو مي‌بُري؟

631
00:54:42,619 --> 00:54:43,779
چرا كه نه

632
00:54:45,079 --> 00:54:46,109
...ولي

633
00:54:46,299 --> 00:54:47,859
اونقدر سنگين بنظر نمياي

634
00:54:49,329 --> 00:54:50,839
...حالا اگه راه نيافتي

635
00:54:52,049 --> 00:54:54,698
بلندت مي‌كنم و مي‌اندازمت روي شونه‌م

636
00:54:56,808 --> 00:54:58,258
مي‌خواي اون كارو بكنم؟

637
00:54:59,678 --> 00:55:00,758
نه

638
00:55:02,588 --> 00:55:03,648
...خب، پس

639
00:55:05,558 --> 00:55:07,998
به گمونم اين يعني كه همرام مياي

640
00:55:21,688 --> 00:55:22,768
حقه‌ته

641
00:55:22,768 --> 00:55:24,988
احتمالاً علاوه بر كبودي عضله‌ت رو هم پاره كرده

642
00:55:24,988 --> 00:55:27,698
...خب، انتخاب‌هاي زيادي نداشتم

643
00:55:28,698 --> 00:55:29,728
...اگه شونه‌م رو تكون نداده بودم

644
00:55:29,728 --> 00:55:31,748
ديگه هيچوقت نمي‌تونستم چيزي رو تكون بدم

645
00:55:32,848 --> 00:55:35,298
با يه دست هم از پس يه سرباز ارتش بريتانيا برميام

646
00:55:35,608 --> 00:55:36,788
حتي شايد 2 نفر

647
00:55:37,178 --> 00:55:38,308
ولي 3 تا رو ديگه نه

648
00:55:39,328 --> 00:55:40,868
...بعلاوه، وقتي به جايي كه داريم ميريم، برسيم

649
00:55:40,868 --> 00:55:42,428
مي‌توني يه بار ديگه برام مداواش كني

650
00:55:42,428 --> 00:55:43,688
تو اينجور فكر مي‌كني

651
00:55:44,167 --> 00:55:46,617
اين به افتخار توئه، دختر جون

652
00:55:46,717 --> 00:55:48,617
بابت اينكه درباره‌ي اون آدماي پست
...بين صخره‌ها بهمون خبر دادي

653
00:55:48,617 --> 00:55:50,777
!و اين لذتي كه نصيبمون كردي

654
00:55:59,627 --> 00:56:00,757
يكم بخور

655
00:56:01,827 --> 00:56:03,247
...سيرت نمي‌كنه، ولي

656
00:56:03,747 --> 00:56:05,277
كاري مي‌نه فراموش كني گرسنه‌اي

657
00:56:49,186 --> 00:56:50,336
!بايستين

658
00:56:51,376 --> 00:56:53,506
!كمك! داره ميافته

659
00:56:58,036 --> 00:56:59,306
كمكم كنين بيارمش بالا

660
00:57:00,216 --> 00:57:01,286
بجنبين

661
00:57:01,856 --> 00:57:04,106
بلند كنين، آروم

662
00:57:12,496 --> 00:57:13,806
جاي فشنگه

663
00:57:13,806 --> 00:57:15,666
احمق مي‌تونست يه حرفي بزنه

664
00:57:15,666 --> 00:57:16,916
راحت ميشه درش آورد

665
00:57:16,966 --> 00:57:19,216
فكر مي‌كنم درست از تو عضله رد شده

666
00:57:19,216 --> 00:57:21,746
فكر نمي‌كنم جدي باشه، ولي خونِ زيادي از دست داده

667
00:57:22,336 --> 00:57:24,986
قبل از اينكه بتونم درست و حسابي پاسنمانش كنم
بايد ضدعفوني بشه

668
00:57:25,625 --> 00:57:26,915
ضدعفوني بشه؟

669
00:57:27,915 --> 00:57:30,995
بله، بايد تميز باشه تا چِرك نكنه

670
00:57:30,995 --> 00:57:32,125
چِرك

671
00:57:33,405 --> 00:57:35,475
فقط برام يكم يُد بيارين

672
00:57:37,985 --> 00:57:39,225
بتادين؟

673
00:57:41,555 --> 00:57:42,885
الكل؟

674
00:57:42,935 --> 00:57:45,355
بله، بله

675
00:57:45,585 --> 00:57:46,685
بفرما

676
00:57:53,625 --> 00:57:54,875
خوش برگشتي

677
00:57:55,195 --> 00:57:56,925
حالم خوبه، فقط يكم سرم گيج ميره

678
00:57:56,925 --> 00:57:58,535
حالت خوب نيست

679
00:57:58,545 --> 00:58:00,455
مي‌فهمي خون‌ريزيت چقدر شديد بود؟

680
00:58:00,625 --> 00:58:01,925
شاسن آوردي زنده‌اي

681
00:58:01,925 --> 00:58:04,505
جنگ و جدل، مبارزه كردن و انداختن خودت از روي اسب

682
00:58:05,745 --> 00:58:09,025
خيلي‌خب، نوار زخم استريل و پارچه‌ي تميز نياز دارم

683
00:58:13,825 --> 00:58:15,935
يا خدا

684
00:58:24,774 --> 00:58:25,864
نگه‌ش دار

685
00:58:28,764 --> 00:58:29,914
آروم

686
00:58:31,514 --> 00:58:33,764
خيلي‌خب، بلندش كن

687
00:58:39,604 --> 00:58:42,634
يالا ديگه حروم‌زاده‌ي عوضي

688
00:58:42,884 --> 00:58:45,434
تا حالا تو زندگيم نشنيدم
يه زن از همچچين ادبياتي استفاده كنه

689
00:58:45,604 --> 00:58:47,794
شوهرت بايد تنبيه‌ت كنه، زن

690
00:58:47,794 --> 00:58:49,674
"...سنت پال" ميگه: "بذار يه زن ساكت باشه"

691
00:58:49,674 --> 00:58:53,164
تو حواست به خودت باشه، سنت پال همينطور

692
00:58:58,584 --> 00:59:00,734
...و اگه تو در حاليكه دارم اين نوار زخم رو مي‌بندم

693
00:59:00,734 --> 00:59:03,894
زياد تكون بخوري، خفه‌ت مي‌كنم

694
00:59:03,894 --> 00:59:06,264
تهديد بود، نه؟

695
00:59:06,634 --> 00:59:08,423
اونم بعد از اينكه در كنارت شراب خوردم

696
00:59:08,423 --> 00:59:10,333
هنوز 15 مايل ديگه بايد بريم

697
00:59:10,493 --> 00:59:12,623
حداقل 5 ساعت ديگه، اگه نشه 7 تا

698
00:59:13,053 --> 00:59:14,603
...به اندازه‌اي مي‌ايستيم كه خون‌ريزيش رو قطع

699
00:59:14,603 --> 00:59:16,583
و زخمش رو پانسمان كني، نه بيشتر

700
00:59:19,113 --> 00:59:20,583
بايد استراحت كنه

701
00:59:22,193 --> 00:59:23,403
شنيدي چي گفتم؟

702
00:59:23,403 --> 00:59:24,573
رندل

703
00:59:28,383 --> 00:59:31,303
اون افسري كه... باهاش روبرو شدي

704
00:59:32,703 --> 00:59:34,333
به اين راحتيا دست بردار نيست

705
00:59:35,513 --> 00:59:37,703
فرمانده‌ي سربازان ارتش بريتانيا در همين حوالي‌ـه

706
00:59:39,113 --> 00:59:41,973
تا الان در هر مسيري نيروي گشت فرستاده

707
00:59:43,913 --> 00:59:45,223
نمي‌تونم زياد اينجا بمونم

708
00:59:46,193 --> 00:59:47,563
زندل رو مي‌شناسي؟

709
00:59:48,003 --> 00:59:49,713
جك سياهه رندل"ـه نه؟"

710
00:59:52,053 --> 00:59:53,103
بله

711
00:59:55,843 --> 00:59:57,833
...نمي‌خوام اين خطرو بكنم كه تو يا هر كس ديگه‌اي

712
00:59:57,833 --> 00:59:59,922
اسير اون مرد بشين

713
01:00:01,382 --> 01:00:03,412
اگه نمي‌توني به اندازه‌اي
....كه بتونم سوار اسب بشم مداوام كني

714
01:00:04,292 --> 01:00:06,382
...منو همراه با يه تپانچه‌ي پُر مي‌ذاري اينجا

715
01:00:06,682 --> 01:00:08,812
تا شايد بتونم سرنوشت خودم رو معين كنم

716
01:00:12,942 --> 01:00:14,602
...مي‌تونستي قبل از اينكه از اسب بيافتي

717
01:00:14,602 --> 01:00:16,352
بهم بگي كه تير خوردي

718
01:00:17,642 --> 01:00:19,272
اون موقع زياد درد نمي‌كرد

719
01:00:20,852 --> 01:00:22,022
الان درد مي‌كنه؟

720
01:00:23,412 --> 01:00:24,340
آره

721
01:00:25,539 --> 01:00:26,533
خوبه

722
01:00:27,326 --> 01:00:30,759
فقط همين كار از دستم برميومد، باقيش به خودت بستگي داره

723
01:00:47,494 --> 01:00:48,779
ممنون، ساكسون

724
01:00:50,064 --> 01:00:51,158
واقعاً ممنون

725
01:00:54,240 --> 01:00:56,529
خب، سوار اسب شو، سرباز

726
01:01:31,565 --> 01:01:32,930
"قلعه‌ي "ليوك

727
01:01:35,339 --> 01:01:37,939
دو روز پيش همراه با فرانك اينجا بودم

728
01:01:39,516 --> 01:01:41,373
يا اون مال آينده بود؟

729
01:01:43,581 --> 01:01:46,924
چطور مي‌تونم چيزي
كه هنوز اتفاق نيفتاده رو به ياد داشته باشم؟

730
01:01:51,331 --> 01:01:54,253
...تا حالا، بهم حمله شده، تهديد شدم

731
01:01:54,253 --> 01:01:56,421
دزديدنم، و تقريباً بهم تجاوز شد

732
01:01:57,084 --> 01:02:02,003
و يه جورايي، مي‌دونستم كه سفرم تازه شروع شده

733
01:02:04,011 --> 01:02:12,043
ترجمه از
Mehrdadss & Farzaneh

734
01:02:12,067 --> 01:02:17,067
:هماهنگ سازي با نسخه بلوري
<font color="#ff0000">Michael Scofield</font>

