﻿1
00:00:09,395 --> 00:00:14,315
<font color="#FF6600">تيم ترجمه ايران فيلم با افتخار تقديم ميکند</font>

2
00:00:14,395 --> 00:00:27,315
: ترجمه و زيرنويس
<font color="#ff0000">(STEFAŊ)</font> <font color="#12B300"> تـــــورج</font>
<font color="#ff0000">(lvlr)</font> <font color="#12B300"> رضــــا</font>

3
00:00:27,395 --> 00:00:36,315
<font color="violet">Tooraj.0765@Yahoo.Com
<font color="violet">lvlr_Sub@Yahoo.Com
<font color="violet">::. T-Pakari.Rozblog.Com .::

4
00:00:36,339 --> 00:00:39,639
هماهنگ شده با نسخه بلوری
..::www.IranFilm.net::..

5
00:01:40,225 --> 00:01:42,126
... آنچه گذشت

6
00:01:42,160 --> 00:01:43,996
انسان که فقط در دنياي
.تجربي" زندگي نمي‌کنه"

7
00:01:44,030 --> 00:01:45,296
.بايد جستجوهاي زودگذري هم انجام بديم

8
00:01:45,330 --> 00:01:46,830
،"دکتر "فرانکشتاين

9
00:01:46,864 --> 00:01:47,965
.ممنون که اومدين

10
00:01:47,999 --> 00:01:49,667
،زندگي و مَرگ

11
00:01:49,702 --> 00:01:52,303
جنبشي که اون يکي رو
.از ديگري جدا مي‌کنه

12
00:01:52,337 --> 00:01:54,974
.بقيه‌ چيزها بي ارزش ان

13
00:01:55,009 --> 00:01:57,076
.دکتر جوون ما يه رازي داره

14
00:01:57,110 --> 00:01:59,412
شام امشب چطوره؟ -
.هرجايي باشه جز اينجا -

15
00:01:59,446 --> 00:02:00,814
.من زياد لندن رو بلد نيستم

16
00:02:00,848 --> 00:02:01,915
.من بلدم

17
00:02:01,949 --> 00:02:03,249
مينا"؟"

18
00:02:03,283 --> 00:02:05,520
.اومد پيشم
،اولش نيازي تو چشم‌هاش ديده مي‌شد

19
00:02:05,554 --> 00:02:07,021
.و بعدش يه چيزه هيولايي‌اي بود

20
00:02:08,589 --> 00:02:11,326
.پدر، "مينا" منتظرت ـه

21
00:02:11,360 --> 00:02:14,130
خيلي سرد و تاريک و نمناک ـه
.مثل همون جنگل

22
00:02:14,164 --> 00:02:17,533
.دارم گريه مي‏کنم
.خيلي مي‏ترسم، پدر

23
00:02:17,567 --> 00:02:19,567
!پيدام کن! پيدام کن

24
00:02:19,602 --> 00:02:22,771
اين وردي هست که اومدن هيولاها
.رو پيش‏بيني مي‏کنه

25
00:02:22,805 --> 00:02:25,941
.آمونت" و "آمون" به هم مي‏پيوندن"

26
00:02:25,975 --> 00:02:27,544
.اين قضيه رو به دوشيزه "آيوز" نميگم

27
00:02:27,578 --> 00:02:29,812
کيه که بخواد بدونه
روحش توسط شيطان تسخير شده؟

28
00:02:29,847 --> 00:02:31,747
شماها کي هستين؟

29
00:02:31,781 --> 00:02:33,684
يک مرد عاقل سريعاً از اين
... خونه ميره بيرون

30
00:02:33,718 --> 00:02:35,220
.و هر اتفاقي که افتاده رو فراموش مي‌کنه

31
00:02:35,255 --> 00:02:36,688
.به نظر يه هشدار مياد

32
00:02:36,722 --> 00:02:37,855
.يه جور دعوت ـه

33
00:02:37,889 --> 00:02:38,957
،همون‌طور که داري بزرگ مي‌شي

34
00:02:38,991 --> 00:02:41,192
،داري ياد مي‌گيري که ما کارهايي مي‌کنيم
.که باعث شرمساري‌مون ميشه

35
00:02:50,337 --> 00:02:52,737
... پسر ارشدت برگشته

36
00:02:54,473 --> 00:02:55,873
.پـدر

37
00:03:05,018 --> 00:03:08,690
... زماني بود که چمن‌زار، بيشه‌ ، و نهر "

38
00:03:08,724 --> 00:03:10,924
،زمين، و هر منظره‌ي مشترک "

39
00:03:10,958 --> 00:03:12,494
... برا من به نظر "

40
00:03:12,528 --> 00:03:15,665
،رَختي در نورهاي آسماني ميومدن "

41
00:03:15,699 --> 00:03:18,600
،شکوه و تازگي ـه يک رويا "

42
00:03:19,768 --> 00:03:22,388
،اکنون خداوند بسيار دور نيست "

43
00:03:22,939 --> 00:03:25,022
،نگاهم رو به هرجاي ممکن خيره مي‌کنم "

44
00:03:25,908 --> 00:03:28,777
،شب و روز "

45
00:03:28,812 --> 00:03:32,581
" ،چيزهايي که ديده بودم
.الآن نمي‌تونم ببينم "

46
00:03:44,995 --> 00:03:48,966
،ويکتور"، به خاطره "بردشاو" متأسفم"

47
00:03:49,000 --> 00:03:50,785
.سگ خوبي بود

48
00:03:57,377 --> 00:03:59,896
،وقتي شاعران از مرگ مي‌نويسن

49
00:04:00,514 --> 00:04:02,932
.همواره آرامش بخش ـه

50
00:04:04,951 --> 00:04:08,120
.تو فکرم که اگه اين واقعيت داشته باشه

51
00:04:09,590 --> 00:04:11,392
،اين مَرگ

52
00:04:13,094 --> 00:04:15,096
.همين پايان چيزها

53
00:04:15,131 --> 00:04:16,797
در فکر پاياني، "ويکتور"؟

54
00:04:17,165 --> 00:04:18,983
يا فقط جُنبش؟

55
00:04:20,403 --> 00:04:23,004
.يه حرکت به‌سوي يه چيز ديگه

56
00:04:23,038 --> 00:04:26,576
به‌سوي بهشت؟ -
کي مي‌دونه؟ -

57
00:04:26,610 --> 00:04:29,445
،يه چيزهايي هست که ما نبايد بدونيم

58
00:04:29,480 --> 00:04:31,698
.يا به هرحال، نبايد خيلي زود بدونيم

59
00:04:41,092 --> 00:04:43,127
.به خاطره "بردشاو" ناراحتم

60
00:04:44,329 --> 00:04:45,730
.منم همين‌طور

61
00:04:48,002 --> 00:04:49,902
.تيس" حالا فقط من و توييم"

62
00:04:50,603 --> 00:04:52,420
.خودمون دوتا تنها

63
00:05:25,175 --> 00:05:26,709
از اونجا دور شو، "ويکتور"؟

64
00:05:33,351 --> 00:05:34,936
اون امروز مي‌ميره؟

65
00:05:35,787 --> 00:05:38,557
.نه، نه، پسر
.معلومه که نه

66
00:05:40,126 --> 00:05:42,227
.مَرگ آرامِش بخش نيست

67
00:05:51,271 --> 00:05:55,207
،اکنون ما در حال اعزام خون خواهرمان
،"کارولاين فراکنشتاين"

68
00:05:55,242 --> 00:05:56,577
.به درون زمين هستيم

69
00:05:56,611 --> 00:05:59,812
،زمين به زمين، خاکستر به خاکستر

70
00:05:59,847 --> 00:06:01,497
.غبار به غبار

71
00:06:48,068 --> 00:06:50,702
... پسر ارشدت برگشته

72
00:06:52,039 --> 00:06:53,572
.پدر

73
00:06:56,311 --> 00:06:57,611
فکر کردي پيدات نمي‌کنم؟

74
00:06:58,780 --> 00:07:00,847
فکر مي‌کردي من مُردم؟

75
00:07:02,016 --> 00:07:04,085
اينکه اصلاً مي‌تونم بميرم؟

76
00:07:05,387 --> 00:07:07,257
،خودت بهتر مي‌دوني

77
00:07:07,291 --> 00:07:08,757
."فرانکشتاين"

78
00:07:11,026 --> 00:07:14,897
... من حتي در مسير گرداب

79
00:07:14,932 --> 00:07:18,685
سياه ترين توفان و تاريک ترين شب
.دنبالت مي‌کنم

80
00:07:22,240 --> 00:07:23,907
.بلند شو و باهام روبه‌رو شو

81
00:07:30,883 --> 00:07:32,883
.از نو به اين صورت نگاه کن

82
00:07:34,386 --> 00:07:36,355
به خوبي ساخته نشده؟

83
00:07:37,756 --> 00:07:41,776
آيا زبانم به خوشبختي ـه بيان فاخر نيست؟

84
00:07:43,496 --> 00:07:45,530
آيا چشم‌هام هوشيار نيستند؟

85
00:07:48,035 --> 00:07:50,971
... آيا اين چشم‌هايي نيستند که يک زماني

86
00:07:52,408 --> 00:07:53,808
بهشون نگاه کردي؟

87
00:08:02,885 --> 00:08:04,885
.بشنو که چطور خون ريختم

88
00:08:22,508 --> 00:08:27,177
.شکي در اين نيست که تولد دشواري بود

89
00:08:27,211 --> 00:08:31,649
.من در مطلق، عذابي وحشتناک به دنيا آمدم

90
00:08:35,420 --> 00:08:39,090
ولي مطمئناً مَردي که به دنيا آمد
.اونطوري که انتظار داشتي نبود

91
00:08:40,460 --> 00:08:43,763
،پيروزي‌اي طلايي بر مرگ نبود

92
00:08:43,797 --> 00:08:47,167
،غزلي گرفتار کننده بود
.که توسط "شلي" نوشته شده بود

93
00:08:47,201 --> 00:08:50,471
.بيزاري بود

94
00:08:55,879 --> 00:08:56,946
!نه

95
00:09:20,436 --> 00:09:23,040
.و تو فرار کردي

96
00:09:23,075 --> 00:09:26,043
،اولين عمل انساني که تجربه کردم
.طَرد شدن بود

97
00:09:28,312 --> 00:09:31,315
پس از نفرت من به گونه‌تون
.متعجب نباش

98
00:09:39,326 --> 00:09:40,927
.من منتظر موندم

99
00:09:40,961 --> 00:09:42,862
.ولي تو برنگشتي

100
00:09:44,098 --> 00:09:45,999
تا حالا يک موجود انقدر تنها بوده؟

101
00:09:46,033 --> 00:09:48,734
انقدر کاملاً درمانده بوده؟

102
00:09:53,607 --> 00:09:57,612
هميشه هر موجود تازه به دنيا آمده
در لحضه‌ي تولد ترک مي‌شد؟

103
00:09:58,380 --> 00:10:00,547
يا زندگي با من اين‌گونه کرد؟

104
00:10:23,408 --> 00:10:28,579
پنجره‌ي طبقه بالا تبديل به
.راه نجات و معلم من شد

105
00:10:30,182 --> 00:10:33,218
.من چگونه بودن انسان‌ها رو ياد گرفتم

106
00:10:33,252 --> 00:10:37,021
اينکه مردم روستا چه چيزي رو
.گرانبها مي‌دونن و از چه چيزي متنفرن

107
00:10:38,157 --> 00:10:40,342
.اينکه با حيوان‌ها چطور رفتار ميشه

108
00:10:42,829 --> 00:10:46,065
.هيچ شکي در ذهنم نبود که من يه حيوانم

109
00:10:47,334 --> 00:10:49,436
چطور مي‌تونست شکي باشه؟

110
00:10:51,273 --> 00:10:54,509
مگه اين چهره براي شکار ساخته نشده؟

111
00:11:00,849 --> 00:11:03,068
.در نهايت کلمات رو ياد گرفتم

112
00:11:04,620 --> 00:11:08,207
کتاب‌هاي اشعار عزيزت
.نقطه‌ي شروعم بود

113
00:11:11,195 --> 00:11:13,163
از يادداشت‌هايي که با
... مداد نوشته بودي

114
00:11:13,198 --> 00:11:16,633
ياد گرفتم که اشعار مورد علاقه‌ت اشعار
.وردزورث" و اشعار عاشقانه‌ قديمي ـه"

115
00:11:18,770 --> 00:11:20,938
.تعجبي نيست که ازم فرار کردي

116
00:11:20,972 --> 00:11:25,109
.من خلقتي از جهان معنوي عتيقه نيستم

117
00:11:25,143 --> 00:11:29,514
.من نثل مُدرن بشريت ام

118
00:11:31,384 --> 00:11:34,018
نمي‌دونستي که چه چيزي
رو داري خلق مي‌کني؟

119
00:11:34,053 --> 00:11:36,656
.عصر مُدرن

120
00:11:36,690 --> 00:11:39,592
... واقعاً فکر مي‌کردي که خلقتِ مُدرنِت

121
00:11:39,627 --> 00:11:43,030
خودش رو وقف "کيتس" و "وردزورث" مي‌کنه؟
[ دو شاعر بزرگ ]

122
00:11:44,031 --> 00:11:47,468
حالا ما انسان‌هاي از جنس آهن
.و مکانيزاسيون هستيم

123
00:11:47,502 --> 00:11:50,553
.ما بخار موتورها و توربين‌ها هستيم

124
00:11:51,139 --> 00:11:53,008
... يعني انقدر ساده لوح بودي

125
00:11:53,042 --> 00:11:56,395
که فکر کردي ما ابديت رو
در گل نرگس زرد مي‌بينيم؟

126
00:11:58,148 --> 00:12:00,784
،"فرزند کيه، "فرانکشتاين

127
00:12:01,852 --> 00:12:03,337
تو يا من؟

128
00:12:07,924 --> 00:12:09,294
.يه باز ازم فرار کردي

129
00:12:09,328 --> 00:12:10,762
.ديگه هيچوقت اينکارو نکن

130
00:12:16,001 --> 00:12:17,985
.ما ماسک آدميت ايم

131
00:12:20,372 --> 00:12:21,839
.به صورت جدا نشدني

132
00:12:28,747 --> 00:12:30,848
چطور تونستي اونکارو کني؟

133
00:12:31,786 --> 00:12:33,119
اونکار؟

134
00:12:33,487 --> 00:12:34,887
اونکار؟

135
00:12:34,922 --> 00:12:36,188
... سقط کردن فرزندت

136
00:12:36,222 --> 00:12:37,590
قبل از اينکه رنج رو بفهمه؟

137
00:12:37,625 --> 00:12:39,727
.رحم ـه

138
00:12:39,761 --> 00:12:42,663
!تو هيچي جزء رنج براي من بوجود نياوردي

139
00:13:43,797 --> 00:13:44,831
... "ونسا"

140
00:13:47,404 --> 00:13:48,887
.کمکم کن

141
00:13:49,138 --> 00:13:50,272
... "مينا"

142
00:13:52,407 --> 00:13:53,807
کجايي؟

143
00:13:53,841 --> 00:13:55,593
.اونا همشون در اطراف منن

144
00:13:56,679 --> 00:13:58,998
.هيولاهايي که در شب تغذيه مي‌کنن

145
00:13:59,716 --> 00:14:01,385
.و گرسنه‌شونه

146
00:14:02,053 --> 00:14:05,489
،خواهش مي‌کنم
.نجاتم بده

147
00:14:34,822 --> 00:14:36,506
.بايد باهات حرف بزنم

148
00:14:49,472 --> 00:14:52,107
مي‌خواي بقيه داستان‌مون رو بشنوي؟

149
00:14:55,778 --> 00:14:58,514
،براي اولين بار که تصميم گرفتم پيدات کنم
.مي‌دونستم کجا رو بايد بگردم

150
00:14:58,548 --> 00:15:01,669
مي‌دونستم که مشغول
.يک سرگرمي هستي

151
00:15:02,421 --> 00:15:04,406
،بُريدن گوشت

152
00:15:05,291 --> 00:15:06,841
... کار جراحي

153
00:15:07,993 --> 00:15:09,809
.و سلاخي کردن

154
00:15:11,796 --> 00:15:14,049
.پس به شهرِت اومدم

155
00:15:16,002 --> 00:15:18,068
.لندن

156
00:15:18,103 --> 00:15:20,305
.بي‌رحم همچون نفرين يک فاحشه

157
00:15:33,722 --> 00:15:35,556
!حواست رو جمع کن

158
00:15:38,126 --> 00:15:39,591
!آه‌ه‌ه‌ه

159
00:15:39,626 --> 00:15:41,111
!ازمون دور شو

160
00:15:43,265 --> 00:15:44,298
!بگيريدش

161
00:15:44,333 --> 00:15:46,435
!بيا اينجا -
!نه. آه‌ه‌ه. نه -

162
00:15:48,238 --> 00:15:50,071
!بدترکيب -
!آه‌ه‌ه -

163
00:15:50,105 --> 00:15:51,840
!نشونت ميدم -
!آخ -

164
00:15:54,011 --> 00:15:57,580
اون موقع بود که استعداد انسان‌ها
،در خصوص نفرت

165
00:15:59,116 --> 00:16:00,917
،و رحم

166
00:16:00,951 --> 00:16:03,118
.رو در يک شب ياد گرفتم

167
00:16:03,153 --> 00:16:06,872
يا شفقت مهرباني، چه اتفاقي برات افتاده؟

168
00:16:09,127 --> 00:16:10,478
.يه اتفاق

169
00:16:11,430 --> 00:16:13,180
!پس فقط يه چيزي واسش وجود داره

170
00:16:31,920 --> 00:16:35,989
،خب، آره، بهترين شربت موجود در دنيا نيست
.که خريدم

171
00:16:36,023 --> 00:16:37,492
... ولي ما تئاتِرهاي فقير

172
00:16:37,526 --> 00:16:41,328
.بايد سازش کاستي موقعيت‌هامون رو بپذيريم

173
00:16:45,568 --> 00:16:49,856
حتماً طرف ناحيه سَرت هم مورد
.يه اتفاق قرار گرفته، پسر بيچاره

174
00:16:50,541 --> 00:16:52,742
به خاطر صنايع بوده، مگه نه؟

175
00:16:52,776 --> 00:16:55,878
يکي از همون دستگاه‌هاي
... وحشتناک پُر سر و صدا

176
00:16:55,913 --> 00:16:59,716
... که چرخ دنده و دندانک دارن و

177
00:17:03,655 --> 00:17:05,856
.بهتره شام دعوتت کنم

178
00:17:08,193 --> 00:17:11,362
مي‌دونم اميد نداشتن چه
.حِسي داره، پسرم

179
00:17:13,832 --> 00:17:16,701
من از يه سرنوشت ناگوار
... رنج بردم

180
00:17:16,736 --> 00:17:18,887
.رنجي فراتر از تحمل انسان

181
00:17:22,543 --> 00:17:25,727
،مطمئناً به خاطر فاجعه صنعتي نبود

182
00:17:27,413 --> 00:17:30,416
.ولي يه چيزي موزي‌تر بود

183
00:17:30,451 --> 00:17:33,688
.بدنام کردن هنر يک فرد

184
00:17:34,757 --> 00:17:36,723
شکسپير" رو که مي‌شناسي، درسته؟"

185
00:17:38,360 --> 00:17:39,628
.يه مقداري

186
00:17:39,662 --> 00:17:41,497
.جاويدان

187
00:17:42,466 --> 00:17:45,434
،سهام من در تجارت همين بود

188
00:17:45,469 --> 00:17:49,738
وقتي که مکان با ارزشي بروي يه
.شخص غير قابل توصيف و والا وجود داشت

189
00:17:50,507 --> 00:17:53,643
!وقتي که اين شهر آرزوي مقدسات رو داشت

190
00:17:56,314 --> 00:17:58,165
به کار احتياج داري؟

191
00:18:00,951 --> 00:18:02,419
.بله

192
00:18:02,453 --> 00:18:03,739
... چهره‌ت

193
00:18:05,492 --> 00:18:08,961
برات مُشکل ساز بوده؟

194
00:18:12,465 --> 00:18:14,217
.چهره‌م ترسناک ـه

195
00:18:15,903 --> 00:18:17,553
.همه‌جا اينطور نيست

196
00:18:20,374 --> 00:18:23,895
يه مکاني هست که بدشکلي
،زيبايي پيدا مي‌کنه

197
00:18:25,247 --> 00:18:28,316
،جايي که ترسناکي مي‌تونه زيبا باشه

198
00:18:28,350 --> 00:18:32,803
جايي که غرابت ازش پرهيز نميشه بلکه
.به خاطره‌ش جشن گرفته ميشه

199
00:18:34,856 --> 00:18:36,540
... اين مکان

200
00:18:37,192 --> 00:18:38,910
.تئاتره

201
00:18:42,666 --> 00:18:44,866
... دوست من، يه زماني بود که

202
00:18:44,900 --> 00:18:48,322
اين سالن نسبتاً کوچک با
،شکسپير" طنين انداز بود"

203
00:18:49,140 --> 00:18:52,358
.فصل‌ها، دوران فوق‌العاده‌اي اينطور بود

204
00:18:53,944 --> 00:18:57,798
!آخرين نمايشم وقتي بود که واگذار شدم

205
00:18:58,717 --> 00:19:02,469
"!من مَستم و عنکبوت مي‌بينم"

206
00:19:05,457 --> 00:19:07,942
.آه، ولي اين مالِ فصل‌ها قبل بود

207
00:19:08,894 --> 00:19:11,162
.زمانه تغيير کرده

208
00:19:11,196 --> 00:19:12,465
... امروزه همش

209
00:19:14,001 --> 00:19:15,451
.ايبسني"ـه"
[ شاعر، نمايش‌نامه‌نويس و درام‌نويس نروژي ]

210
00:19:16,370 --> 00:19:19,573
!زودباش! بيا وارد بشيم

211
00:19:22,210 --> 00:19:24,745
.اوه، نه
.ما از اينجا وارد نمي‌شيم

212
00:19:25,713 --> 00:19:30,218
.از در صحنه‌ي نمايش وارد مي‌شيم

213
00:19:42,299 --> 00:19:44,033
.اوي، اوي، اوي

214
00:19:44,067 --> 00:19:45,852
کي مسئول تلمبه‌ي خون ـه؟

215
00:19:47,370 --> 00:19:51,140
درحل حاضر داريم براي چندين
.ارائه تمرين مي‌کنيم

216
00:19:51,175 --> 00:19:54,476
،نمايش قديمي "سوييني تاد"ـه پني دريد فول
.دلاکيِ شيطاني

217
00:19:56,079 --> 00:20:00,117
ما سه نمايش کوچيک با موضوع خون رو پُشت
.سرهم ارائه مي‌کنيم، هر شبي دوبار

218
00:20:00,151 --> 00:20:03,220
نمايش‌مون با همه‌ي کارهايي که
... مي‌تونيم با خون انجام بديم

219
00:20:03,254 --> 00:20:06,590
.به صورت جرح آميز و نفرت خواه ـه

220
00:20:13,566 --> 00:20:16,769
،تو کارکُن جديد صحنه‌موني

221
00:20:16,804 --> 00:20:20,039
.مسئول ماشين آلات و اسباب‌ها هستي

222
00:20:21,208 --> 00:20:23,643
.مسئول محل تماشاگرها و گاز هم هستي

223
00:20:26,447 --> 00:20:29,332
.و اگه بخواي، مي‌توني اينجا زندگي کني

224
00:20:32,488 --> 00:20:34,756
.بله -
.خيلي خوبه -

225
00:20:34,790 --> 00:20:36,891
،مي‌دوني، منو بازگو کن

226
00:20:36,925 --> 00:20:39,162
.خودجذبي منو ببخش

227
00:20:39,196 --> 00:20:41,180
.من اصلاً اسمت رو نپرسيدم

228
00:20:46,871 --> 00:20:48,770
.نترس

229
00:20:48,804 --> 00:20:51,223
.بايستي يک اسم تئاتري داشته باشي

230
00:20:52,042 --> 00:20:53,960
طوفان رو مي‌شناسي؟

231
00:20:54,712 --> 00:20:56,079
.نه

232
00:20:56,113 --> 00:20:58,264
.کاليبان" برات خوبه"

233
00:21:00,686 --> 00:21:02,052
."کاليبان"

234
00:21:04,955 --> 00:21:06,124
اون کيه؟

235
00:21:06,158 --> 00:21:09,661
آه! هفته ديگه به ليست کاري‌مون
.اضافه‌ش مي‌کنيم و خودت خواهي ديد

236
00:21:09,696 --> 00:21:12,098
،البته در نسخه‌اي که ما اجراء مي‌کنيم
.کاليبان" خواهان صلح ـه"

237
00:21:12,132 --> 00:21:13,700
!"وينسِنت"

238
00:21:13,734 --> 00:21:14,934
.زود برمي‌گردم

239
00:21:14,968 --> 00:21:17,704
،از آشنايي باهات بسيار خوشحال شدم
.دوست حقيقيِ من

240
00:21:17,738 --> 00:21:20,139
.به « گينجيول بزرگ » خوش اومدي
[ اسم تئاتر ]

241
00:21:32,788 --> 00:21:35,990
.اون موقع بود که فهميدم مهرباني چيه

242
00:21:43,934 --> 00:21:45,401
.و يه خونه پيدا کردم

243
00:21:51,910 --> 00:21:53,677
.فوق‌العاده‌ست

244
00:21:53,711 --> 00:21:55,378
.ممنون

245
00:21:55,413 --> 00:21:57,180
.بله

246
00:22:12,766 --> 00:22:16,035
مي‌تونست جايي از اونجا
مناسب‌تر برام باشه؟

247
00:22:16,070 --> 00:22:19,906
شبي بعد يک شب ديگه، هنرپيشه‌ها
... به صورت وحشتناکي مي‌مُردن

248
00:22:19,941 --> 00:22:22,676
.و دوباره براي نمايش بعدي زنده مي‌شُدن

249
00:22:22,710 --> 00:22:25,646
،اونا غيرفاني بودن، مثل من

250
00:22:25,681 --> 00:22:28,383
.موجوداتي با احياء شدن هميشگي

251
00:22:37,226 --> 00:22:39,661
.همه از بودن من در اونجا راضي نبودن

252
00:22:39,696 --> 00:22:42,065
،چطور مي‌تونست اين صورت، اين شکل

253
00:22:42,100 --> 00:22:45,585
در ميان موجودات فاني و زيبا
به طور ساده يکسان باشه؟

254
00:22:47,105 --> 00:22:49,773
،ياد گرفتم که در سايه‌ها بمونم

255
00:22:49,808 --> 00:22:52,960
تا از اين قلبي که تو بهم
.اعطاء کردي محافظت کنم

256
00:22:56,715 --> 00:22:59,884
... ولي هنوز، من عضوي از اين گروه بودم

257
00:22:59,918 --> 00:23:02,670
.و ثابت کردم که کارگر قادر و فرزي هستم

258
00:23:03,788 --> 00:23:06,075
.تو منو قوي و خستگي ناپذير ساختي

259
00:23:09,163 --> 00:23:11,564
اگه فقط منو جذاب مي‌ساختي
.ديگه عالي مي‌شد

260
00:23:13,167 --> 00:23:16,101
... وقتي که شُغلم در تئاتر جا افتاد

261
00:23:16,136 --> 00:23:20,507
خيلي کار ساده‌اي بود که در شب يواشکي
.خارج بشم و در شکار تو باشم

262
00:23:24,378 --> 00:23:27,981
و بعدش تو رو تعقيب کردم
.و منتظر موندم

263
00:23:29,919 --> 00:23:33,871
.من پيشرفتت رو با برادر بدبخت جوون‌ترم ديدم

264
00:23:39,162 --> 00:23:41,565
کنجکاوم بدونم
حس نکردي که من نزديکم؟

265
00:23:43,702 --> 00:23:46,201
جاذبه‏ي من رو حس نکردي؟

266
00:23:46,235 --> 00:23:48,839
سماجت من رو؟

267
00:23:48,874 --> 00:23:50,457
از جون من چي مي‏خواي؟

268
00:23:51,610 --> 00:23:52,977
اينکه رنج بکشم؟

269
00:23:54,346 --> 00:23:55,948
.همين الانم اين کارو کردي

270
00:23:57,849 --> 00:23:59,768
.متأسفم که ترکت کردم

271
00:24:01,288 --> 00:24:03,821
بخاطر بي‏رحمي‏هايي که
،پشت سر گذاشتي متأسفم

272
00:24:04,557 --> 00:24:06,493
،بي‏رحمي‏هايي که من بهت تحميل کردم

273
00:24:06,527 --> 00:24:09,261
...ولي

274
00:24:09,296 --> 00:24:11,414
!نمي‏تونم گذشته رو تغيير بدم

275
00:24:12,767 --> 00:24:14,602
،من نگران گذشته نيستم

276
00:24:14,636 --> 00:24:16,309
.مسئله فقط آينده‏ست

277
00:24:19,608 --> 00:24:21,925
.بلند شو و با من بيا، خالق

278
00:24:28,885 --> 00:24:30,970
.بهت نشون ميدم چي مي‏خوام

279
00:26:04,993 --> 00:26:06,627


280
00:26:14,670 --> 00:26:15,871
دارو داري؟

281
00:26:18,340 --> 00:26:19,942
منظورت براي ريه‏هاست؟

282
00:26:20,676 --> 00:26:23,045
نه، کي پول اين چيزا رو داره؟

283
00:26:23,079 --> 00:26:25,715
نه تا وقتي که بايد
.شکمت رو سير کني، عزيزم

284
00:26:32,457 --> 00:26:34,058
.نه، نه، نه

285
00:26:34,092 --> 00:26:37,294
،من ميگم بهتره که از نزديکي پياده‏رو وارد بشيم
."توي جاده‏ي "چستر

286
00:26:38,163 --> 00:26:40,163
.يه جايي اون نزديکي‏ها

287
00:26:40,197 --> 00:26:43,401
.قربان، آقاي "چندلر" تشريف آوردن

288
00:26:47,006 --> 00:26:48,524
.بفرستش داخل

289
00:26:53,648 --> 00:26:56,098
.سِر
."دوشيزه "آيوز

290
00:26:56,517 --> 00:26:58,219
."آقاي "چندلر

291
00:26:58,254 --> 00:27:01,454
.نمي‏خوام وقت‏تون رو تلف کنم
.من دنبال پول هستم

292
00:27:02,323 --> 00:27:03,824
.براتون کار مي‏کنم

293
00:27:03,858 --> 00:27:07,160
خب، بايد بگم که
.واقعاً به موقع سر رسيدين

294
00:27:07,194 --> 00:27:09,998
.ما قصد انجام يه مأموريت ديگه رو داريم

295
00:27:10,032 --> 00:27:12,433
.هرچي که باشه، قبوله

296
00:27:12,467 --> 00:27:16,772
دوشيزه "آيوز" جزئيات رو تا جاييکه
.لازم بدونن، بهتون توضيح ميدن

297
00:27:18,341 --> 00:27:19,858
.منو ببخشيد

298
00:27:26,584 --> 00:27:29,253
پس دنبال برگشتن به آمريکا هستي؟

299
00:27:29,288 --> 00:27:31,921
،من اونجا چيز زيادي ندارم
.جز پدرم

300
00:27:31,955 --> 00:27:33,790
.آنچنان عشق و علاقه‏اي بينمون وجود نداره

301
00:27:33,824 --> 00:27:35,526
تو دلتنگ خونه‏ات نميشي؟

302
00:27:35,560 --> 00:27:37,329
.مناظر زيبايي داره

303
00:27:37,363 --> 00:27:39,312
.ولي نظام قانوني تعريفي نداره

304
00:27:40,732 --> 00:27:42,283
سِر "مالکوم" دخترش رو پيدا نکرده؟

305
00:27:43,169 --> 00:27:47,137
.نه. ولي دخترش اومد پيشم

306
00:27:47,171 --> 00:27:50,342
فکر کنم به اين معنا نيست که
.اومده، در زده و سلام کرده

307
00:27:52,979 --> 00:27:54,313
...من

308
00:27:56,015 --> 00:27:58,083
.بعضي اوقات چيزهايي رو مي‏بينم

309
00:27:59,184 --> 00:28:02,070
.من تحت‏تأثير نيروهاي ماوراي دنيا خودمون هستم

310
00:28:03,858 --> 00:28:05,475
درباره‏اش سوالي نداري؟

311
00:28:06,694 --> 00:28:09,495
،سوال‏هاي زيادي درباره‏ي کل اين قضايا دارم

312
00:28:09,529 --> 00:28:10,781
.ولي اين يه مورد رو نـه

313
00:28:12,468 --> 00:28:14,236
مي‏خواي بشيني؟

314
00:28:16,306 --> 00:28:19,074
...خب، نقشه‏ي ما اينه که

315
00:28:19,108 --> 00:28:21,026
چه اتفاقي براي "مينا" افتاد؟

316
00:28:26,950 --> 00:28:28,818
...اون به عنوان معلم خانگي کار مي‏کرد

317
00:28:28,853 --> 00:28:32,456
"و کسي به اسم آقاي "جوناتان هارکر...
.اون رو استخدام کرد

318
00:28:33,792 --> 00:28:36,794
...ولي بعدش، اون

319
00:28:36,828 --> 00:28:39,313
.گرفتار يه آدم ديگه شد...

320
00:28:40,798 --> 00:28:42,699
،ولي کاملاً انسان نبود

321
00:28:42,733 --> 00:28:43,868
،درعين‏حال موجود ديگه‏اي بود

322
00:28:43,903 --> 00:28:46,555
،احتمالاً يکي از هزاران موجود مثل اون
.ما نمي‏دونيم

323
00:28:47,540 --> 00:28:51,308
...اين موجود

324
00:28:51,344 --> 00:28:54,081
...رفتار اون رو تحت‏تأثير قرار داد

325
00:28:54,115 --> 00:28:57,150
،و الان برده‏ي اون شده...

326
00:28:57,184 --> 00:29:00,621
.بين دنياي ما و دنياي اون معلق و سرگردانه

327
00:29:01,990 --> 00:29:03,790
اون آدم کيه؟

328
00:29:03,824 --> 00:29:05,692
.اگر آدميزاد باشه

329
00:29:06,227 --> 00:29:07,561
.نمي‏دونيم انسانه يا نه

330
00:29:07,595 --> 00:29:09,712
ولي فکر مي‏کنين مي‏دونيد اون دختر کجاست؟

331
00:29:10,965 --> 00:29:12,316
.ممکنه

332
00:29:13,403 --> 00:29:15,454
تاحالا به باغ‏وحش "لندن" رفتي؟

333
00:29:20,444 --> 00:29:23,747
،از زمانيکه من رو خلق کردي
.چيزهاي زيادي ياد گرفتي

334
00:29:23,781 --> 00:29:25,416
،فرزند جديدت عالي بود

335
00:29:25,450 --> 00:29:27,368
.هم از لحاظ هيکل، و هم دست و پا

336
00:29:30,521 --> 00:29:33,823
.تا جاييکه من متوجه شدم، خوش‏خلق هم بود

337
00:29:33,857 --> 00:29:36,327
.و سريعتر از من ياد مي‏گرفت

338
00:29:37,263 --> 00:29:38,497
.البته اون يه معلم داشته

339
00:29:38,531 --> 00:29:39,967
.اون اسم داشت

340
00:29:40,768 --> 00:29:42,200
تو براي اون اسم گذاشتي؟

341
00:29:42,234 --> 00:29:43,900
.خودش انتخابش کرد

342
00:29:43,935 --> 00:29:45,903
.اسمش "پروتئوس" بود

343
00:29:51,744 --> 00:29:54,331
از من چي مي‏خواي، شيطان؟

344
00:29:56,550 --> 00:29:58,402
،پس حالا منم يه اسم دارم

345
00:30:01,689 --> 00:30:03,823
.ولي با اينحال هم بهم نگاه نمي‏کني

346
00:30:14,605 --> 00:30:18,040
از من چي مي‏خواي؟

347
00:30:21,078 --> 00:30:22,246
.خودت مي‏دوني چي مي‏خوام

348
00:30:22,280 --> 00:30:24,382
.منو شکنجه نکن

349
00:30:24,416 --> 00:30:25,850
تو اين حرف رو به من مي‏زني؟

350
00:30:25,885 --> 00:30:27,319
.بهم بگو

351
00:30:31,756 --> 00:30:36,326
توي اين زندگي، عطش‏هايي هستن
.که نظر ما رو جلب مي‏کنن

352
00:30:37,529 --> 00:30:40,330
،خوراک، سرپناه، گرما

353
00:30:41,199 --> 00:30:42,716
.حتي شعر

354
00:30:44,470 --> 00:30:47,640
.ولي يه چيز عظيم‏تر از همه‏ست

355
00:30:49,444 --> 00:30:50,727
.بگو چيه

356
00:30:54,349 --> 00:30:55,499
.عشق

357
00:30:58,187 --> 00:30:59,370
.خودشه

358
00:31:01,390 --> 00:31:03,375
من هيچوقت نمي‏تونم
.تو رو دوست داشته باشم

359
00:31:05,128 --> 00:31:07,930
!من دنبال دوست داشتن تو نيستم، شيطان

360
00:31:07,964 --> 00:31:09,998
.من چيزي رو که وجود نداره، نمي‏خوام

361
00:31:10,033 --> 00:31:12,835
حتي اگه اشک ريختن بلد بودم
.به حالت گريه مي‏کردم

362
00:31:15,206 --> 00:31:16,255
.نه

363
00:31:17,574 --> 00:31:18,790
...من يه همدم

364
00:31:20,311 --> 00:31:21,761
.مي‏خوام...

365
00:31:26,652 --> 00:31:28,286
.اطراف رو نگاه کن

366
00:31:29,088 --> 00:31:30,688
.انتخابت رو بکن

367
00:31:34,394 --> 00:31:38,597
تو يه همسر فنا ناپذير
.براي من درست مي‏کني

368
00:31:40,301 --> 00:31:41,501
.يه زن

369
00:31:42,802 --> 00:31:44,470
،مثل خودم

370
00:31:45,206 --> 00:31:46,739
.جاودان

371
00:31:47,808 --> 00:31:49,576
.اين کاريه که بايد بکني

372
00:31:50,946 --> 00:31:53,781
...وگرنه همه‏ي عزيزانت رو از بين مي‏برم

373
00:31:54,616 --> 00:31:57,484
...و روشن‏ترين روزهاي زندگيت رو به...

374
00:31:57,753 --> 00:32:00,021
.تاريک‏ترين شب‏ها تبديل مي‏کنم...

375
00:32:03,326 --> 00:32:05,929
مي‏خواي منو به مرگ تهديد کني؟

376
00:32:07,865 --> 00:32:09,799
،اگه مي‏خواي منو تهديد کن

377
00:32:12,470 --> 00:32:14,354
.منو با زندگي تهديد کن

378
00:32:20,947 --> 00:32:23,081
."منو امتحان نکن، "فرانکشتاين

379
00:32:28,388 --> 00:32:30,525
تا زمانيکه من وحشت و ترس واقعي رو
.بهت نشون ندم، ترس رو نخواهي شناخت

380
00:32:30,588 --> 00:32:34,548
« باغ‏هاي هامه‏ي جانوري - لندن »

381
00:32:54,651 --> 00:32:57,902
پس يه بصيرتي از "مينا" داشتي
که اينجا بوده؟ آره؟

382
00:32:59,422 --> 00:33:03,793
،اگر نياز بزرگي نداشت
.مينا" پيش من نميومد"

383
00:33:03,827 --> 00:33:06,161
.اين علائم رو به بهترين نحو تعبير مي‏کنم

384
00:33:19,611 --> 00:33:22,514
هر اتفاقي که امشب خواست براي
.دوشيزه "آيوز" بيافته، بذار آشکار بشه

385
00:33:22,548 --> 00:33:23,648
منظورت چيه؟

386
00:33:23,683 --> 00:33:25,251
.استعدادها و نيروهاش، اون رو آسيب‏پذير مي‏کنه

387
00:33:25,285 --> 00:33:27,720
.همينطور اون رو تحريک‏کننده هم مي‏کنن

388
00:33:28,789 --> 00:33:30,056
براي کي؟

389
00:33:37,800 --> 00:33:39,550
.خب بيايد ادامه بدين

390
00:34:08,601 --> 00:34:09,768
اون اينجاست؟

391
00:34:24,985 --> 00:34:26,869
.يه جاي کار لنگ مي‏زنه

392
00:34:29,757 --> 00:34:31,474
چي رو به من نگفتين؟

393
00:34:59,489 --> 00:35:00,840
.شليک نکنيد

394
00:35:02,460 --> 00:35:03,844
.حرکت نکنيد

395
00:35:11,404 --> 00:35:14,306
.دوشيزه "آيوز"، سرتون رو برنگردونيد

396
00:36:42,741 --> 00:36:43,991
.بريم

397
00:37:58,158 --> 00:38:00,926
.نه، نه، آقاي "چندلر". اجداد

398
00:38:02,962 --> 00:38:05,797
.فکر کنم زنجيرهاي مقاومي لازم داشته باشيم

399
00:38:28,024 --> 00:38:29,941
.سِر "مالکوم" باهاتون کار دارن

400
00:38:39,103 --> 00:38:40,822
اسمت چيه؟

401
00:38:41,440 --> 00:38:43,156
.اسم من "فنتون"ـه

402
00:38:44,609 --> 00:38:46,160
.اسم اون "ونسا"ـست

403
00:38:47,512 --> 00:38:49,497
از کجا اسم من رو مي‏دونيد، آقاي "فنتون"؟

404
00:38:57,090 --> 00:38:58,656
به همين زودي ترسيدي؟

405
00:38:58,691 --> 00:39:02,463
زياد توي اين دنياي
.بي‏رحم قديمي دووم نميارين

406
00:39:02,497 --> 00:39:04,281
.درباره‏ي اربابت بهم بگو

407
00:39:14,009 --> 00:39:16,011
اربابت کجاست؟

408
00:39:18,816 --> 00:39:20,482
.درست پشت سرت

409
00:39:22,885 --> 00:39:25,054
اون رو توي تاريکي احساس نمي‏کني؟

410
00:39:26,224 --> 00:39:27,957
،پشت گردنت

411
00:39:29,193 --> 00:39:30,526
.نفس‏هاي اون

412
00:39:30,560 --> 00:39:33,930
.الان يه انگشتش بهت مي‏رسه

413
00:39:36,001 --> 00:39:37,735
اون رو حس نمي‏کني؟

414
00:39:38,770 --> 00:39:40,571
.خب، بزودي حسش مي‏کنيد

415
00:39:40,606 --> 00:39:42,407
...و اونموقع

416
00:39:42,441 --> 00:39:43,991
...و اونموقع

417
00:39:45,578 --> 00:39:46,745
...همه‏ي روشنايي‏ها به پايان مي‏رسن

418
00:39:46,779 --> 00:39:49,148
.و حيات دنيا در تاريکي فرو ميره...

419
00:39:49,916 --> 00:39:52,620
پنهان‏شده‏ها ظهور مي‏کنن
...و حکمراني مي‏کنن

420
00:39:54,989 --> 00:39:56,724
."آمونت"

421
00:39:57,893 --> 00:40:00,128
.آمون"، خداي خورشيد"

422
00:40:06,403 --> 00:40:08,771
اسم "مينا" رو مي‏شناسي؟

423
00:40:08,805 --> 00:40:10,738
.من اسم "ونسا" رو مي‏شناسم

424
00:40:10,773 --> 00:40:12,157
.دختر شيطون

425
00:40:12,843 --> 00:40:14,578
،مادر مجازاتت مي‏کنه

426
00:40:14,979 --> 00:40:16,963
.جنده‏ي کيرخور

427
00:40:20,652 --> 00:40:23,119
اربابت کجاست؟ -
.صبر کن -

428
00:40:23,154 --> 00:40:24,889
منو مي‏زني، مادر؟

429
00:40:24,923 --> 00:40:26,691
من شيطون‏بازي در آوردم؟

430
00:40:26,725 --> 00:40:29,962
،من فقط مي‏خوام غذا بخورم
.مثل بقيه‏ي موجودات بدبخت ديگه

431
00:40:29,997 --> 00:40:31,596
!من خيلي گرسنه‏ام

432
00:40:31,630 --> 00:40:33,397


433
00:40:33,431 --> 00:40:35,000
اربابت کجاست؟

434
00:40:35,034 --> 00:40:36,369
.همه‏جا

435
00:40:36,904 --> 00:40:38,504
اربابت کجاست؟

436
00:40:38,538 --> 00:40:40,107
.من خيلي گرسنه‏ام

437
00:40:41,409 --> 00:40:43,376
اربابت کجاست؟

438
00:40:47,615 --> 00:40:48,916


439
00:40:49,884 --> 00:40:52,354
.انگار دير به مهموني رسيدم

440
00:40:52,388 --> 00:40:54,956
اون اولين رابط واقعي
.بين ما و "مينا" هست

441
00:40:54,990 --> 00:40:57,822
اين فرصت ارزشمندي ـه
.که نمي‏تونيم از دستش بديم

442
00:40:57,827 --> 00:40:59,791
حتي اگه به معناي کتک زدن اون
تا سر حد مرگ باشه؟

443
00:40:59,795 --> 00:41:02,297
يه دفعه درباره‏ي خونريزي
احساساتي شدي، آقاي "چندلر"؟

444
00:41:02,332 --> 00:41:04,366
.شايد من تحمل شکنجه‏ي بچه‏ها رو ندارم

445
00:41:04,400 --> 00:41:06,601
کُشتن سرخپوست‏ها رو بيشتر مي‏پسندي؟

446
00:41:06,635 --> 00:41:07,937
.تو هيچي درباره‏ي اين مسئله نمي‏دوني

447
00:41:07,971 --> 00:41:11,140
،کل اقوام سرخپوستي از بين رفتن
چي رو نمي‏دونم؟

448
00:41:11,174 --> 00:41:12,809
از کجا مي‏دوني توي
جنگ‏هاي سرخپوستي بودم؟

449
00:41:13,178 --> 00:41:14,228
.نمي‏دونستم

450
00:41:15,280 --> 00:41:17,215
...آقايون، موضوع فعلي

451
00:41:19,351 --> 00:41:21,252
دکتر؟

452
00:41:21,286 --> 00:41:23,455
.به عنوان يه نمونه، اون اميدوارکننده‏ست

453
00:41:23,489 --> 00:41:26,724
،اگه به دنبال درمان چيزي باشي
.به يه نمونه براي آزمايش احتياج داري

454
00:41:26,759 --> 00:41:28,359
درمانِ چي؟

455
00:41:28,393 --> 00:41:29,795
،بايد يه آزمايش کامل بکنم

456
00:41:29,829 --> 00:41:32,132
،ولي فکر مي‏کنم اختلال رواني نيست

457
00:41:32,166 --> 00:41:34,000
.علائم فيزيولوژيکي خيلي قابل ملاحظه هستن

458
00:41:34,034 --> 00:41:36,169
من درمان رو با اين فرض
،شروع مي‏کنم که، مثلاً

459
00:41:36,203 --> 00:41:39,271
که بيماري تب استخوان‏شکن يا
.يکي ديگه از بيماري‏هاي خوني کمياب ـه

460
00:41:39,305 --> 00:41:40,705
.احتمالاً درمان با انتقال خون

461
00:41:40,740 --> 00:41:42,075
براي چي؟

462
00:41:42,109 --> 00:41:43,643
...سم‏ها رو در سيستم بدنش بين مي‏برم

463
00:41:43,677 --> 00:41:46,313
.و ببينيم پيشرفتي مشاهده مي‏کنم يا نه...

464
00:41:46,347 --> 00:41:47,649
...اگر دخترتون هم به همين بيماري مبتلا باشه

465
00:41:47,683 --> 00:41:49,548
.ممکنه راهي براي درمانش باشه...

466
00:41:49,583 --> 00:41:51,085
،همه چيز پر از خون ـه

467
00:41:51,119 --> 00:41:52,753
پس بهتر نيست از اونجا شروع کنيم؟

468
00:41:53,256 --> 00:41:55,024
!چرا که نه؟

469
00:41:55,058 --> 00:41:56,624
يه پسربچه دارين که توي
...زير زمين‏تون غل‏وزنجير شده

470
00:41:56,659 --> 00:41:57,927
و شما دارين درباره‏ي...
...آزمايش کردن روي اون حرف مي‏زنين

471
00:41:57,961 --> 00:41:58,994
،انگار که اون يه جور موشه...

472
00:41:59,028 --> 00:42:01,130
يا اينکه دارين درباره‏ي
.شکنجه کردنش حرف مي‏زنيد

473
00:42:01,165 --> 00:42:02,949
.پس از اين خونه برو

474
00:42:07,438 --> 00:42:10,841
.ما اينجا با شکست‏ها و خونخواري‏هايي مواجه شديم

475
00:42:10,875 --> 00:42:13,278
.در مقابل اين ما رو هم خونخوار کرده

476
00:42:15,147 --> 00:42:17,715
.از اين لحظه به بعد، راه برگشتي وجود نداره

477
00:42:22,354 --> 00:42:24,656
،اگه قرار باشه دست بکار بشيم
.متحد اقدام مي‏کنيم

478
00:42:25,992 --> 00:42:27,708
...بدون ترديد

479
00:42:29,028 --> 00:42:31,696
.و با وفاداري نسبت به هم...

480
00:42:32,465 --> 00:42:35,201
اين‏ها لازمه‏ي کاري ـه
.که ما به دنبالش هستيم

481
00:42:37,205 --> 00:42:39,505
.دل‏رحمي و ضعيف بودن در اين کار جايي نداره

482
00:42:39,807 --> 00:42:42,042
.هيچکس توي اين اتاق دلرحم نيست

483
00:42:42,643 --> 00:42:44,578
.بخاطر همينه که الان اينجا هستيد

484
00:42:46,481 --> 00:42:48,717
.حالا توي چشم‏هاي همديگه نگاه کنيد

485
00:42:48,751 --> 00:42:51,820
و تا جاييکه روحتون اجازه ميده
.عهد ببنديد

486
00:42:57,328 --> 00:42:58,878
.همين الان سوگند بخورين

487
00:43:23,556 --> 00:43:25,924
،"يا موافقت کن، آقاي "چندلر

488
00:43:25,958 --> 00:43:28,911
يا اينکه اين گروه و
.اسرارش رو رها کن و برو

489
00:43:37,805 --> 00:43:39,373
.من باهاتون هستم

490
00:43:41,510 --> 00:43:43,511
."و منم با تو هستم، "ايتن

491
00:43:49,452 --> 00:43:51,387
،و از اونجاييکه الان دور هم جمع هستيم

492
00:43:51,422 --> 00:43:52,655
.من يه سوال دارم

493
00:43:54,256 --> 00:43:55,525
،امشب، توي باغ وحش

494
00:43:56,627 --> 00:43:58,277
.مينا" اونجا نبود"

495
00:43:59,162 --> 00:44:00,762
تو اينو مي‏دونستي؟ -
.ترسيدم -

496
00:44:00,797 --> 00:44:02,064
چرا؟

497
00:44:03,167 --> 00:44:04,468
چرا؟

498
00:44:04,502 --> 00:44:07,972
فکر مي‏کنم ممکنه اون موجودي
.که دنبالش هستيم، دخترم رو نخواد

499
00:44:08,006 --> 00:44:09,106
.اون تو رو مي‏خواد

500
00:44:12,312 --> 00:44:14,146
براي چي؟ -
.نمي‏دونم -

501
00:44:14,180 --> 00:44:15,213
.بهم بگو

502
00:44:18,185 --> 00:44:20,219
.بهم بگو -
.نمي‏دونم -

503
00:44:24,324 --> 00:44:25,524
پس من طعمه بودم؟

504
00:44:25,559 --> 00:44:26,659
.بله

505
00:44:33,067 --> 00:44:34,502
...من اون سمت رودخونه يه اتاق

506
00:44:34,536 --> 00:44:36,605
.توي مهمانسراي "مارينر" گرفتم...

507
00:44:37,507 --> 00:44:39,306
چرا از بين همه‏ي جاها، اونجا؟

508
00:44:39,341 --> 00:44:40,341
.هوم

509
00:44:45,548 --> 00:44:47,215
اسمش چيه؟

510
00:44:50,653 --> 00:44:51,987
."برونا"

511
00:44:54,191 --> 00:44:56,826
.توي زبون اسکاتلندي بومي به معناي "غمگيني"ـه

512
00:44:56,861 --> 00:44:58,928
خودش هم واقعاً زندگي غم‏انگيزي داره؟

513
00:45:00,664 --> 00:45:02,065
.نمي‏دونم

514
00:45:05,136 --> 00:45:07,104
.اون سِل داره

515
00:45:09,241 --> 00:45:10,758
.پس زندگيش غم‏انگيزه

516
00:45:12,312 --> 00:45:14,779
کيه که يه آدم دست‏نيافتني رو
دوست نداشته باشه؟

517
00:45:18,284 --> 00:45:20,387
با اون خون‏شناسي که گفتم
.صحبت کردم

518
00:45:20,421 --> 00:45:22,556
وضع مالي‏اش خوب نيست
.پس باهامون مشورت مي‏کنه

519
00:45:22,590 --> 00:45:24,258
،ما عجب دکترهاي جالبي هستيم

520
00:45:24,292 --> 00:45:26,026
خدمات‏مون رو در ازاي
.چنين چيزي معامله مي‏کنيم

521
00:45:26,060 --> 00:45:28,128
پس فردا مياي؟ -
.بله -

522
00:45:28,162 --> 00:45:29,630
.و تجهيزات تزريق خون رو هم ميارم

523
00:45:29,664 --> 00:45:31,732
پول برام آماده کردين؟ -
.بله -

524
00:45:34,369 --> 00:45:36,003
.يه موضوعي هست که بايد بهش توجه کنيد

525
00:45:37,305 --> 00:45:38,773
،وقتي يک حيات رو تغييرشکل ميدي

526
00:45:38,807 --> 00:45:40,975
.داري اون رو نو مي‏کني

527
00:45:41,010 --> 00:45:42,912
،هر بلايي که سر اون موجود توي زيرزمين بياد

528
00:45:42,946 --> 00:45:45,181
.ما مسئولش هستيم

529
00:45:45,215 --> 00:45:46,932
.الان ديگه بارش بر دوش ماست

530
00:45:48,552 --> 00:45:51,521
هر کاري يه حلقه‏ي زنجير ديگه مي‏سازه
.که ما رو به اون پيوند ميده

531
00:45:53,058 --> 00:45:55,184
.اون زنجيري که بوجود مياد، جاودان هست

532
00:45:57,895 --> 00:46:00,314
.فردا کلي کار داريم، دکتر
.برو يکم استراحت کن

533
00:46:03,135 --> 00:46:05,236
کيه که بتونه دربرابر خواب‏ها دووم بياره؟

534
00:46:17,034 --> 00:46:22,934
هماهنگ شده با نسخه بلوری
..::www.IranFilm.net::..

535
00:46:23,959 --> 00:46:25,558
ارباب؟

536
00:46:28,063 --> 00:46:29,497
ارباب؟

537
00:46:31,868 --> 00:46:33,235
.من اينجام

538
00:46:45,750 --> 00:46:47,450
...ارباب

539
00:46:47,750 --> 00:46:53,451
: ترجمه و زيرنويس
<font color="#ff0000">(STEFAŊ)</font> <font color="#12B300"> تـــــورج</font>
<font color="#ff0000">(lvlr)</font> <font color="#12B300"> رضــــا</font>

540
00:46:53,751 --> 00:47:00,451
<font color="#ff0000">::. www.Iran-Film.net .::</font>
<font color="violet">Tooraj.0765@Yahoo.Com
<font color="violet">lvlr_Sub@Yahoo.Com
<font color="violet">::. T-Pakari.Rozblog.Com .::

