1
00:00:09,200 --> 00:00:11,533
...آنچه در فصل قبل گذشت

2
00:00:11,867 --> 00:00:14,100
تو باور داري که يه دنياي فاسدِ ديگه وجود داره؟

3
00:00:14,100 --> 00:00:15,800
،يه جايي توي سايه‌ها

4
00:00:15,800 --> 00:00:18,033
به ديده نمي‌شه، ولي عميقاً حس مي‌شه

5
00:00:18,767 --> 00:00:20,133
من به نفرين‌ها اعتقاد دارم

6
00:00:20,967 --> 00:00:24,133
.به شياطين اعتقاد دارم
به هيولاها اعتقاد دارم

7
00:00:27,633 --> 00:00:28,800
تو هم داري؟

8
00:00:28,800 --> 00:00:29,967
چه کاري براتون مي‌تونم انجام بدم؟

9
00:00:29,967 --> 00:00:32,433
ما مي‌تونيم از کسي که تواناهايي‌هاي
شما رو داشته باشه استفاده کنيم

10
00:00:35,267 --> 00:00:36,400
از مردي مثل شما

11
00:00:36,400 --> 00:00:39,100
يکي که خشونت زياد داشته باشه
و اعماق وجودش، پنهان باشه

12
00:00:39,100 --> 00:00:40,633
،دکتر فرانکشتاين

13
00:00:40,633 --> 00:00:42,733
بنظر مياد شما يه آزادانديش باشيد که
ممکنه بتونه يه دنيايي رو تصور کنه

14
00:00:42,733 --> 00:00:44,467
که در اون، علم و خرفات باهم

15
00:00:44,467 --> 00:00:46,100
دست در دست، راه برن

16
00:00:46,100 --> 00:00:48,233
اولين مخلوقِ تو برگشته

17
00:00:48,233 --> 00:00:49,667
فکر کردي پيدات نمي‌کنم؟

18
00:00:49,667 --> 00:00:52,400
من ايتان چندلر هستم -
برونا کرافت -

19
00:00:53,467 --> 00:00:54,800
اون سِل داره

20
00:00:54,800 --> 00:00:56,433
بهتره ديگه من رو نبوسي

21
00:00:56,433 --> 00:00:58,267
فاصله‌ت رو از من حفظ کن

22
00:00:58,267 --> 00:01:02,167
افتخار دارم مادام کالي مشهور رو
بهتون معرفي کنم

23
00:01:02,167 --> 00:01:03,267
يه نفر ديگه هم اينجاست

24
00:01:08,067 --> 00:01:09,367
اون چِش شده؟

25
00:01:09,367 --> 00:01:10,832
اون توسط شيطان، تسخير شده

26
00:01:11,933 --> 00:01:15,700
اين يه طلسمه، که نابوديِ انسان
و اومدن هيولاي بزرگ رو پيش‌بيني مي‌کنه

27
00:01:15,700 --> 00:01:17,333
چرا؟ شما مادام کالي هستين ديگه، نه؟

28
00:01:17,333 --> 00:01:18,733
در واقع اِوِلين پول هستم

29
00:01:18,733 --> 00:01:20,300
اينطوري ترجيح مي‌دم

30
00:01:20,300 --> 00:01:23,233
اون دوستِ شماست؟
دوشيزه آيوز؟

31
00:01:23,233 --> 00:01:24,800
!ونسا، خواهش ميکنم

32
00:01:25,067 --> 00:01:26,200
نمي‌دوني چه حسيه

33
00:01:26,200 --> 00:01:28,333
که اين موجود رو درونت داشته باشي

34
00:01:28,667 --> 00:01:30,867
يه حيوون که داره از درون بهت چنگ مي‌نه
تا بياد بيرون

35
00:01:31,267 --> 00:01:33,500
يه چيزايي هست که
نمي‌شه کنترلشون کرد

36
00:01:33,500 --> 00:01:35,633
ولي در آخر، تنها چيزي که داريم

37
00:01:35,633 --> 00:01:37,000
آدمايي هستن که بهشون اعتماد داريم

38
00:01:37,300 --> 00:01:38,867
مينا؟ -
پدر -

39
00:01:41,833 --> 00:01:42,967
من دخترتم

40
00:01:42,967 --> 00:01:44,533
من يه دختر دارم

41
00:01:46,133 --> 00:01:48,967
از من چي مي‌خواي؟

42
00:01:48,967 --> 00:01:50,200
يه زوج ازت مي‌خوام

43
00:01:50,200 --> 00:01:53,067
تو براي من يه جفتِ جاودانه خلق مي‌کني

44
00:01:53,367 --> 00:01:55,900
،ديگر نگذاريد زندگي چيزي را جدا کند»

45
00:01:55,900 --> 00:01:57,700
«که مرگ مي‌تواند آنها را به هم برساند

46
00:02:00,100 --> 00:02:01,733
،يه گناهاني پشت سرم هست

47
00:02:01,733 --> 00:02:03,733
که اگه برگردم من رو مي‌کُشن

48
00:02:03,733 --> 00:02:05,533
،پدرت مي‌گه
بيا خونه، بنابراين مياي خونه

49
00:02:05,533 --> 00:02:07,200
نمي‌توني واسه هميشه فرار کني، ايتان

50
00:02:08,933 --> 00:02:10,500
،يه لحظه‌اي هست

51
00:02:10,500 --> 00:02:13,333
،يه لحظه که مي‌فهمي ديگه شکارچي نيستي

52
00:02:13,333 --> 00:02:15,167
طعمه‌اي

53
00:02:15,167 --> 00:02:17,167
،اگه شيطان تو رو لمس کرده باشه

54
00:02:17,167 --> 00:02:19,867
انگار خدا با پشتِ دستش
تو رو لمس کرده

55
00:02:19,867 --> 00:02:21,400
يه جورايي تو رو مقدس مي‌کنه

56
00:02:21,400 --> 00:02:22,667
،يه چيزايي درونِ همه‌ي ما هست

57
00:02:22,667 --> 00:02:24,667
که هيچوقت رها نمي‌شن

58
00:02:24,667 --> 00:02:26,167
اون آدما چيکار مي‌کنن؟

59
00:02:27,400 --> 00:02:28,900
اونهايي که برگزيده‌ن؟

60
00:05:36,599 --> 00:05:41,599
« تيم ترجمه ناين مووي تقديم مي‌کند »
::. www.9movie.in .::

61
00:05:41,600 --> 00:05:46,599
: مـــتـــرجـــميــــن
« مـــهـــرزاد و عـــرفـــــان »

62
00:05:47,599 --> 00:05:46,599
:قـسـمـت اول از فـصـل دوم
« جـــهـــنم تـــازه »

63
00:07:37,600 --> 00:07:39,000
ممنونم

64
00:07:39,000 --> 00:07:41,467
.بايد باهات حرف بزنم
تو خونه نه

65
00:07:43,167 --> 00:07:45,700
.ما رو ببر بگردون
هرجايي که دوست داري

66
00:08:01,900 --> 00:08:03,367
اومدم خداحافظي کنم

67
00:08:04,200 --> 00:08:05,267
داري لندن رو ترک مي‌کني؟

68
00:08:05,667 --> 00:08:07,100
مجبورم

69
00:08:07,500 --> 00:08:08,767
چرا؟

70
00:08:09,333 --> 00:08:10,667
،دوشيزه آيوز

71
00:08:12,400 --> 00:08:14,533
من اوني که شما فکر مي‌کنين نيستم

72
00:08:16,100 --> 00:08:18,100
،و قبل از اينکه به شما آسيب بزنم

73
00:08:18,933 --> 00:08:21,467
،يا هر کسِ ديگه‌اي رو
بايد از اينجا برم

74
00:08:21,467 --> 00:08:23,133
کجا ميري؟

75
00:08:23,600 --> 00:08:26,000
شايد اسپانيا، يا روسيه

76
00:08:26,000 --> 00:08:28,400
ميرم يه جنگي پيدا مي‌کنم و
طرف يکي رو مي‌گيرم

77
00:08:29,033 --> 00:08:30,500
کاري رو مي‌کنم که توش ماهرم

78
00:08:30,500 --> 00:08:31,867
و جنگي که اينجاست، چي ميشه؟

79
00:08:31,867 --> 00:08:34,167
.مينا مُرده
اون موجود مُرده. ما باختيم

80
00:08:34,167 --> 00:08:36,067
اون فقط يه نبرد بود

81
00:08:37,200 --> 00:08:39,733
فکر مي‌کني نيروهاي سياهي که
بالاي سر ما دارن باهم متحد مي‌شن

82
00:08:39,733 --> 00:08:41,867
به همين راحتي مغلوب مي‌شن؟

83
00:08:41,867 --> 00:08:44,000
واقعاً فکر کردي که مي‌توني
ازشون فرار کني؟

84
00:08:44,000 --> 00:08:45,767
و اون يکي‌ها چي؟

85
00:08:47,167 --> 00:08:48,900
اونايي که درونمون هستن؟

86
00:08:49,700 --> 00:08:51,467
منظورت، اونيه که درونِ منه؟

87
00:08:52,967 --> 00:08:54,500
نه. منظورم اين نبود

88
00:09:01,667 --> 00:09:03,467
يه وقتايي هست

89
00:09:05,600 --> 00:09:06,767
...که من

90
00:09:08,267 --> 00:09:09,767
خب، يه چيزي شبيه بيهوشي ـه

91
00:09:09,767 --> 00:09:11,433
يه وقتايي هست که چيزي رو
نمي‌تونم به ياد بيارم

92
00:09:12,067 --> 00:09:13,467
چه اتفاقي مي‌افته؟

93
00:09:14,933 --> 00:09:16,433
نمي‌دونم

94
00:09:17,467 --> 00:09:19,567
ولي معمولاً خون هست

95
00:09:23,967 --> 00:09:25,933
من چطوري مي‌تونم کمک بکنم؟

96
00:09:29,133 --> 00:09:31,367
،نمي‌شه چيزي که هستي رو تغيير بدي

97
00:09:32,867 --> 00:09:35,133
،مهم نيست کي رو نجات بدي

98
00:09:37,600 --> 00:09:39,200
يا عاشق کي باشي

99
00:11:07,100 --> 00:11:08,733
تو حالت خوبه؟

100
00:11:09,800 --> 00:11:11,167
فکر کنم

101
00:13:19,267 --> 00:13:20,500
اون چيزي يادش مياد؟

102
00:13:21,133 --> 00:13:22,467
نمي‌دونم

103
00:13:23,900 --> 00:13:25,033
اميدوارم يادش نياد

104
00:13:25,700 --> 00:13:26,700
چرا؟

105
00:13:28,433 --> 00:13:30,033
زندگيش تاريک شده بود

106
00:13:33,267 --> 00:13:35,667
پس باهمديگه، به دنبال سايه‌ها مي‌گرديم

107
00:13:38,433 --> 00:13:39,900
خيلي‌خب

108
00:13:50,733 --> 00:13:52,033
بيارش پايين

109
00:14:01,667 --> 00:14:02,867
!آروم

110
00:14:22,467 --> 00:14:23,800
حالا بايد منتظر آب و هوا بمونيم

111
00:14:23,800 --> 00:14:26,033
شايد خدايان برما طوفان نازل کنن

112
00:14:28,900 --> 00:14:30,467
شب خوش، خالق

113
00:14:31,433 --> 00:14:33,267
،بايد دنبال کار بگردم

114
00:14:34,667 --> 00:14:36,200
زندگي کردن تو اين شهرِ شما

115
00:14:36,200 --> 00:14:38,567
که قلبي از آهن داره، اصلاً کار آسوني نيست

116
00:14:41,567 --> 00:14:42,633
ولي شک ندارم

117
00:14:43,300 --> 00:14:45,700
که هيچوقت ازت دور نيستم

118
00:14:51,333 --> 00:14:52,600
!وايسا

119
00:14:54,167 --> 00:14:55,800
،اگه جواب بده

120
00:14:57,500 --> 00:14:59,667
،اگه کاري که بهت قول دادم رو انجام بدم

121
00:14:59,933 --> 00:15:01,667
،اين موجود زنده رو بهت بدم

122
00:15:03,467 --> 00:15:05,067
منو راحت ميذاري؟

123
00:15:05,900 --> 00:15:08,467
بهتره از وجدانت بخواي تو رو راحت بذاره

124
00:15:10,800 --> 00:15:14,433
حد و مرز ما روي چرخه‌اي
از درد و رنجه، من و تو

125
00:15:15,900 --> 00:15:17,267
،ازت يه سؤالي مي‌پرسم

126
00:15:18,867 --> 00:15:22,633
،دکتر فرانکشتاين، بدونِ مخلوقش
چه معنايي داره؟

127
00:15:45,933 --> 00:15:47,500
نذار از جلوي چشمت دور بشه

128
00:15:47,500 --> 00:15:48,767
اونا چي بودن؟

129
00:15:50,467 --> 00:15:53,333
زن. نمي‌دونم

130
00:15:54,433 --> 00:15:56,133
مثل بقيه‌شون؟

131
00:15:56,133 --> 00:15:57,967
مثل همونايي که با اون موجودي بودن
که کُشتيمشون؟

132
00:15:59,767 --> 00:16:01,200
اصلاً

133
00:16:11,433 --> 00:16:12,433
دوشيزه آيوز

134
00:16:14,767 --> 00:16:15,967
ونسا

135
00:16:17,567 --> 00:16:18,867
مي‌توني با من حرف بزني؟

136
00:16:21,700 --> 00:16:22,867
آقاي چندلر

137
00:16:23,233 --> 00:16:24,767
مي‌تونم کاري براتون انجام بدم؟

138
00:16:29,967 --> 00:16:30,967
تو اونا رو مي‌شناختي؟

139
00:16:32,733 --> 00:16:33,933
بله

140
00:16:34,733 --> 00:16:36,133
اونا چي‌ هستن؟

141
00:16:39,900 --> 00:16:41,800
،اگه بهم اجازه ندي
چطور مي‌تونم کمکت کنم؟

142
00:16:41,800 --> 00:16:42,933
!نمي‌توني کمک کني

143
00:16:50,267 --> 00:16:52,533
تو قرار بود از اينجا بري، پس برو

144
00:16:52,533 --> 00:16:54,800
،بخاطر خدا، ونسا
!اونا داشتن سعي مي‌کردن تو رو بکشن

145
00:16:55,500 --> 00:16:56,700
،اگه مي‌خواستن من رو بکشن

146
00:16:56,700 --> 00:16:57,933
اينکار رو مي‌کردن

147
00:16:59,167 --> 00:17:00,767
خدانگهدار، آقاي چندلر

148
00:17:09,000 --> 00:17:10,933
آقاي مالکوم فردا برمي‌گرده

149
00:17:13,200 --> 00:17:14,500
منم اون موقع ميام

150
00:17:41,033 --> 00:17:43,467
تو به اين اعتقاد داري که
گذشته‌، مي‌تونه برگرده؟

151
00:17:45,900 --> 00:17:47,333
بيشتر از اين

152
00:17:48,500 --> 00:17:50,067
گذشته هيچوقت ما رو ترک نمي‌کنه

153
00:17:51,433 --> 00:17:52,733
هيچوقت؟

154
00:17:56,267 --> 00:17:58,233
گذشته، يعني کسي که هستيم

155
00:18:01,467 --> 00:18:03,400
پس، خدا کمکمون کنه

156
00:19:05,433 --> 00:19:08,900
واقعاً کار پوچي بود، مگه نه؟

157
00:19:10,100 --> 00:19:14,100
،گذاشتنِ يه تابوت خالي تو قبر پيتر

158
00:19:14,100 --> 00:19:16,133
درحالي که جسدش توي آفريقا مونده بود

159
00:19:18,900 --> 00:19:21,600
چقدر لازم بود که
براش يه مراسم بگيريم

160
00:19:22,733 --> 00:19:24,733
نمي‌دونم کدومش من رو غمگين‌تر مي‌کنه

161
00:19:26,367 --> 00:19:27,833
تابوتِ پرِ مينا

162
00:19:29,500 --> 00:19:30,867
يا تابوتِ خاليِ پيتر

163
00:19:32,100 --> 00:19:33,333
،گلاديس

164
00:19:35,967 --> 00:19:39,100
ما سالهاي زيادي رو از هم دور بوديم

165
00:19:39,100 --> 00:19:40,700
فکر مي‌کنم من ديگه بايد بيام خونه

166
00:19:42,233 --> 00:19:43,833
ما ديگه نيازي به خونه‌ي تو لندن نداريم

167
00:19:44,467 --> 00:19:46,167
و چيکار کنيم؟

168
00:19:47,033 --> 00:19:48,867
ما يه زماني باهم خوشحال بوديم، من و تو

169
00:19:51,500 --> 00:19:52,767
،نه، مالکوم

170
00:19:54,700 --> 00:19:56,433
تو يه زماني خوشحال بودي

171
00:19:57,467 --> 00:19:59,167
،هرچيزي که بين ما بوده

172
00:19:59,167 --> 00:20:00,367
اينجا دفن شده

173
00:20:03,467 --> 00:20:06,633
،اما برخلاف تمام اينها
باهم زن و شوهر مي‌مونيم

174
00:20:07,367 --> 00:20:10,900
نمي‌خوام اون يه ذره آبرويي هم که
دارم، از بين بره

175
00:20:12,200 --> 00:20:13,967
ولي من تو خونه‌ي اينجا زندگي مي‌کنم

176
00:20:15,333 --> 00:20:16,967
تو هم تو لندن مي‌موني

177
00:20:18,900 --> 00:20:20,133
يا مي‌ري آفريقا

178
00:20:21,933 --> 00:20:23,133
واسم مهم نيست

179
00:20:24,133 --> 00:20:26,633
اي کاش مي‌دونستي که
چقدر سخت تلاش کردم تا نجاتش بدم

180
00:20:26,833 --> 00:20:30,367
،ديگه بچه‌اي نداريم که بخواي نجات بدي

181
00:20:32,033 --> 00:20:33,533
يا بکُشيش

182
00:21:15,925 --> 00:21:17,392
«کارگر استخدام شد»

183
00:21:24,862 --> 00:21:26,342
«استخدام نمي‌کنيم»

184
00:22:12,914 --> 00:22:15,866
« "مجسمه‌هاي موميِ خانواده‌ي "پاتني »

185
00:22:18,278 --> 00:22:19,899
«آگهي استخدام، فرصت شغلي»

186
00:22:24,273 --> 00:22:27,009
«به کارگاه مجسمه‌هاي مومي خانواده پاتني خوش آمديد «
«بازسازي وقايع تاريخي، کُمدي و غم‌انگيز»

187
00:23:26,933 --> 00:23:28,167
عذر مي‌خوام

188
00:23:28,167 --> 00:23:30,333
!اوه

189
00:23:30,333 --> 00:23:32,467
سلام. ببخشيد

190
00:23:32,467 --> 00:23:35,300
دوست ندارم مُشتري‌ها
جادوي کارم رو ببينن

191
00:23:40,867 --> 00:23:42,067
خب؟

192
00:23:43,067 --> 00:23:45,533
بله. يادداشت شما رو پشت در مغازه ديدم

193
00:23:45,533 --> 00:23:46,767
يادداشت من رو؟

194
00:23:47,033 --> 00:23:48,467
براي استخدام

195
00:23:48,467 --> 00:23:51,133
خدايا، اون هنوز اونجاست؟
پاک يادم رفته بود

196
00:23:51,900 --> 00:23:55,533
.هيشکي دلش نمي‌خواد اينجا کار کنه
مردم فکر مي‌کنن اينجا ترسناکه

197
00:23:57,867 --> 00:23:59,167
ولي تو نمي‌ترسي

198
00:23:59,633 --> 00:24:00,900
خيلي باهاش احساس نزديک مي‌کنم

199
00:24:03,100 --> 00:24:04,433
،بذار باهات روراست باشم، دوستِ من

200
00:24:04,433 --> 00:24:07,733
ما از لحاظ دارايي، اوضاع خيلي مناسبي
توي لندن نداريم

201
00:24:09,133 --> 00:24:10,667
،همونطوري که مي‌بيني

202
00:24:10,667 --> 00:24:12,800
مُشتري اونقدر کمه که مي‌شه گفت
اصلاً نداريم

203
00:24:12,800 --> 00:24:14,267
نمي‌تونيم خيلي بهت پول بديم

204
00:24:14,267 --> 00:24:15,500
کارش چي هست؟

205
00:24:15,767 --> 00:24:17,300
براي تلاش واسه رقابت با

206
00:24:17,300 --> 00:24:19,400
،مجسمه‌هاي مادام "تاساد" ترسناک

207
00:24:19,400 --> 00:24:22,267
دارم يه روش‌هاي يه ذره
حقه بازانه رو پياده مي‌کنم

208
00:24:22,267 --> 00:24:23,867
و قصد دارم که اون

209
00:24:24,100 --> 00:24:27,067
مجسمه‌هاي حرومزاده‌ي فرانسوي رو
دوباره بفرستم پاريس

210
00:24:28,767 --> 00:24:29,867
از اينطرف

211
00:24:32,367 --> 00:24:34,367
!اينجا تالار صحنه‌هاي جُرم منه

212
00:24:36,167 --> 00:24:40,367
صحنه‌هاي جُرم رو از
تيتر روزنامه ها در ميارم

213
00:24:40,367 --> 00:24:43,933
و اونها رو اينجا، با تمام
جزئيات، بازسازي مي‌کنم

214
00:24:46,667 --> 00:24:48,367
اين خودِ جک پير ـه

215
00:24:48,867 --> 00:24:50,433
"صحنه‌ي قتل "آني چپمن

216
00:24:51,133 --> 00:24:54,033
،چيزي که نتونستيم کشف‌اش کنيم رو
البته اينجا ابداع‌اش کرديم

217
00:24:54,533 --> 00:24:56,200
هيچکس فرق‌اش رو متوجه نمي‌شه

218
00:24:56,200 --> 00:24:58,533
به اين آدما اگه بگي يه
چيزي واقعيه، باورشون مي‌شه

219
00:25:00,033 --> 00:25:02,700
دارم يه مجموعه‌اي از اونا درست مي‌کنم

220
00:25:02,700 --> 00:25:06,933
و هرچقدر هم بتونم براشون تبليدغ مي‌کنم

221
00:25:09,333 --> 00:25:12,067
،براي ساختن اين صحنه‌ها به کمک نياز دارم

222
00:25:12,067 --> 00:25:15,467
همينطور براي کار معمولِ
سرپرستيِ موزه

223
00:25:17,167 --> 00:25:19,600
،يه کار بي پاداش توي اتاق‌هاي تاريک و نموره

224
00:25:20,200 --> 00:25:21,400
ولي صادقانه‌ست

225
00:25:22,167 --> 00:25:23,300
نظرت چيه؟

226
00:25:25,033 --> 00:25:26,033
بله

227
00:25:27,167 --> 00:25:30,233
خب، قبل از اينکه
،تمام کارهاي استخدامت رو انجام بديم

228
00:25:30,600 --> 00:25:33,033
تو بايد با بقيه‌ي افراد
خانواده‌ي پاتني آشنا بشي

229
00:25:33,933 --> 00:25:36,067
مي‌دوني، ما يه مؤسسه‌ي
،خانوادگي هستيم

230
00:25:36,067 --> 00:25:38,367
و من نيازمند تأييد اونا هستم

231
00:25:39,100 --> 00:25:40,500
منظورتون از لحاظف قيافه مه

232
00:25:41,667 --> 00:25:43,300
منظورم بيشتر مُدل خودت بود

233
00:25:44,633 --> 00:25:47,300
مي‌توني امروز عصر
برگردي اينجا، مثلاً ساعت 7؟

234
00:25:48,800 --> 00:25:50,033
بله

235
00:25:50,267 --> 00:25:52,967
خيلي خوبه! ببينيم
،اونا تو رو واسه اينکار تأييد مي‌کنن يا نه

236
00:25:52,967 --> 00:25:55,200
،مخصوصاً همسر بانوي من

237
00:25:55,533 --> 00:25:58,033
حساب کتاب‌ها دستِ اونه

238
00:26:00,133 --> 00:26:01,300
بيا اينجا، اينو ببين

239
00:26:02,167 --> 00:26:03,833
،جديدترين صحنه‌ي جُرم من

240
00:26:05,367 --> 00:26:07,900
هنوز در دستِ ساخته، البته

241
00:26:08,900 --> 00:26:11,333
درآوردن جزئيات تو اين مورد
،يه ذره سخته

242
00:26:11,333 --> 00:26:12,367
خيلي تازه‌ست

243
00:26:13,200 --> 00:26:15,467
ولي با اينحال روزنامه‌ها يه مقدار

244
00:26:15,467 --> 00:26:16,933
راهنمايي کردن

245
00:26:18,767 --> 00:26:22,467
،ولي قبل از اينکه خيلي طول بکشه
مي‌تونيم درستش کنيم

246
00:26:23,933 --> 00:26:27,967
قاتل وحشتناکِ افشا شده‌مون رو

247
00:26:27,967 --> 00:26:30,967
جلوي چشم مردم لندن، به قيمت
دو شيلينگ، به نمايش مي‌ذاريم

248
00:26:33,267 --> 00:26:37,767
صحنه‌ي قتل عام غذاخوريِ "مارينر" رو بهت معرفي مي‌کنم

249
00:26:51,167 --> 00:26:53,800
بازرس "گالزوُرثي" گفت که
مي‌تونيم اينجا رو پس بگيريم

250
00:26:54,633 --> 00:26:56,733
بازرس گالزورثي جايگزين شده

251
00:26:57,433 --> 00:26:59,633
...من مي‌فهمم که -
اينجا يه صحنه‌ي جُرمه

252
00:27:00,567 --> 00:27:02,967
،وقتي کارم تموم شد
اينجا رو پس مي‌گيريد

253
00:27:03,600 --> 00:27:05,200
،"با نهايت احترام، بازرس "راسک

254
00:27:05,200 --> 00:27:07,633
اينجا ملک تجاريِ ارزشمنديه

255
00:27:07,633 --> 00:27:09,600
مالکان مي‌خوان اينجا ساخت و ساز انجام بدن

256
00:27:11,233 --> 00:27:12,967
چي مي‌خوان بسازن؟

257
00:27:12,967 --> 00:27:16,400
چي؟ اوه، آم، اتاق‌هاي اجاره‌اي

258
00:27:17,200 --> 00:27:19,867
.حيف ميشه
آجرهاي بيشتري لازم داره

259
00:27:21,267 --> 00:27:23,967
تا چند وقت ديگه
ديگه هيچ چوبي در اين شهر باقي نميمونه

260
00:27:24,500 --> 00:27:25,900
آجر مقاوم‌تره

261
00:27:27,667 --> 00:27:29,533
...اما هيچ ويژگي‌اي نداره

262
00:27:31,700 --> 00:27:33,667
چوب تاريخچه‌ش رو حفظ مي‌کنه

263
00:27:41,267 --> 00:27:44,500
...مي‌بخشيد که ميپرسم اما

264
00:27:44,500 --> 00:27:45,933
اين يکي هم مثل "اسپيتال‌فيلز" مي‌مونه، درسته؟
يک کليساي پيشين در "برج هملت" واقع در منطقه‌ي حدوديِ)
(مرکزي لندن، قسمتي در مرکز لندن و مقداري در قسمت شرقي

265
00:27:47,567 --> 00:27:49,367
ريپر دوباره برگشته؟

266
00:27:49,367 --> 00:27:50,833
اينطور فکر ميکني؟

267
00:27:51,600 --> 00:27:53,033
بنظر که همينطور ميرسه

268
00:27:53,967 --> 00:27:54,967
چطور؟

269
00:27:56,467 --> 00:27:58,867
يعني ميشه توي شهرمون دوتا هيولاي
اينجوري وجود داشته باشه؟

270
00:28:01,467 --> 00:28:02,867
اين يکي فرق ميکنه

271
00:28:04,733 --> 00:28:06,867
اين دفعه يکي زنده مونده

272
00:28:59,967 --> 00:29:02,000
از اتاقش بيرون نيومد

273
00:29:03,500 --> 00:29:04,667
تمام روز رو؟

274
00:29:05,000 --> 00:29:06,233
تمام روز رو

275
00:29:09,867 --> 00:29:12,733
فکر نميکردم همچين چيزي رو ببينم

276
00:29:12,733 --> 00:29:13,833
چي رو؟

277
00:29:14,700 --> 00:29:16,733
...اون زن توي تماشاخانه حتي بدون پلک زدن

278
00:29:16,733 --> 00:29:18,400
توي صورت اون موجود زل زد

279
00:29:19,500 --> 00:29:21,367
و اونو در مقابل خود شيطان سر جاش نگه داشت

280
00:29:21,367 --> 00:29:22,367
...اما الآن

281
00:29:26,700 --> 00:29:28,333
تا حالا نديده بودم بترسه

282
00:30:30,000 --> 00:30:32,267
موندم ميخواي با اين زندگي چيکار کني؟

283
00:30:35,600 --> 00:30:37,167
دلم براي حرف زدن با تو تنگ ميشه

284
00:30:40,067 --> 00:30:42,067
خوبه که يکي رو داشته باشي باهاش حرف بزني

285
00:30:44,767 --> 00:30:46,400
بزودي اينو ياد ميگيري

286
00:30:47,200 --> 00:30:48,667
تو همه چي رو ياد ميگيري

287
00:30:54,233 --> 00:30:55,567
اونوقت تو کي مي‌شي؟

288
00:31:03,500 --> 00:31:05,300
يعني اصلا اين دست با عشق آشنا ميشه؟

289
00:31:57,100 --> 00:31:58,367
زود برميگردم

290
00:32:16,700 --> 00:32:17,833
احظار شدي

291
00:32:20,033 --> 00:32:23,033
بذار کيفم رو بيارم -
احتياجي بهش نداري -

292
00:32:23,233 --> 00:32:24,233
پس به چي احتياج دارم؟

293
00:32:25,033 --> 00:32:26,133
جرأت

294
00:32:50,700 --> 00:32:52,867
در مورد کار بهت گفته؟

295
00:32:53,167 --> 00:32:54,433
بله، خانوم

296
00:32:57,867 --> 00:32:59,933
ساعت کاريش
...يک ساعت قبل از باز کردن

297
00:32:59,933 --> 00:33:02,267
تا دو ساعت بعد از بسته شدنمونه

298
00:33:02,267 --> 00:33:03,967
که اين شامل آخر‌شب و آخر هفته‌ها هم ميشه

299
00:33:03,967 --> 00:33:05,000
...ما مرخصي براي تعطيلات

300
00:33:05,000 --> 00:33:06,967
يا مناسبت‌هاي مذهبي رو قبول نميکنيم

301
00:33:06,967 --> 00:33:09,333
حقوقش هم هفته‌ي 15 شيلينگ ـه

302
00:33:10,367 --> 00:33:11,367
باشه، خانوم

303
00:33:13,533 --> 00:33:14,800
اسمت چيه؟

304
00:33:17,567 --> 00:33:20,700
.جان. کلير
جان کلير، خانوم

305
00:33:24,133 --> 00:33:25,167
امضا کن

306
00:33:34,100 --> 00:33:35,733
شايد بهتر باشه"لاونياي" ما رو ببينه

307
00:33:38,467 --> 00:33:40,967
!لاونيا
بيا اينجا

308
00:33:43,133 --> 00:33:46,500
.بيا با مرد جديد که استخدام کرديم آشنا شو
آقاي کلير

309
00:33:49,033 --> 00:33:50,133
خانوم پاتني

310
00:33:53,767 --> 00:33:54,900
آقاي کلير

311
00:33:59,433 --> 00:34:01,067
ميشه به صورت‌تون دست بزنم؟

312
00:34:07,633 --> 00:34:09,433
اين صورت بدرد لمس کردن نميخوره

313
00:34:09,767 --> 00:34:11,867
پس اينجوري هيچوقت باهات آشنا نميشم

314
00:34:13,133 --> 00:34:14,333
خواهش ميکنم

315
00:34:19,700 --> 00:34:20,800
اگه اصرار داري، باشه

316
00:34:55,300 --> 00:34:58,267
از آشنايي باهاتون خوشحال شدم، آقاي کلير

317
00:35:01,333 --> 00:35:02,733
ميشه بيرون رو به آقاي کلير نشون بدي، جانم؟

318
00:35:03,900 --> 00:35:05,333
از اين طرف، آقا

319
00:35:12,533 --> 00:35:13,867
!با اون صورتش

320
00:35:14,733 --> 00:35:17,100
آخه چي با خودت فکر کردي؟

321
00:35:17,100 --> 00:35:19,067
اون همين چندتا مشتري کمي هم که داريم مي‌پرونه

322
00:35:19,067 --> 00:35:20,067
!ساکت باش، زن

323
00:35:22,000 --> 00:35:24,667
اون صورت ما رو پولدار ميکنه

324
00:36:21,367 --> 00:36:22,667
پس چي هستن؟

325
00:36:22,667 --> 00:36:23,733
زن

326
00:36:24,000 --> 00:36:25,600
اما نه اون چيزي که فکر ميکني

327
00:36:25,600 --> 00:36:28,833
و نه مثل موجوداتي که
همين اواخر باهاشون روبرو شديم؟

328
00:36:28,833 --> 00:36:30,000
نه

329
00:36:31,033 --> 00:36:33,767
اونا با يه چيزي داغ شده بودن
و زخمِ عميقي داشتن

330
00:36:34,133 --> 00:36:35,600
علامت شيطان

331
00:36:39,100 --> 00:36:42,000
اونهايي که به شيطان خدمت مي‌کنن

332
00:36:42,000 --> 00:36:43,667
مجبورن که علامت داشته باشن

333
00:36:45,700 --> 00:36:48,767
شيطان پنجه‌هاش رو روي اونها مي‌کشه
تا فرمان‌برداري اونها رو تصديق کنه

334
00:36:51,567 --> 00:36:52,967
نه، آقاي مالکوم

335
00:36:52,967 --> 00:36:55,233
اونا موجوداتي نبودن
که قبلاً باهاشون روبرو شده باشيم

336
00:36:58,267 --> 00:36:59,900
اونطوري که فکر ميکردم، شرايطش تغييرناپذير نيست

337
00:37:00,500 --> 00:37:01,900
ممنون، دکتر

338
00:37:05,600 --> 00:37:07,367
تو بايد استراحت کني

339
00:37:07,367 --> 00:37:09,800
.شرايط بدي داشتين
فقط استراحت کنين

340
00:37:13,500 --> 00:37:16,067
زباني که حرف ميزدن رو بلد بودي؟

341
00:37:16,067 --> 00:37:17,933
لاتين بود -
نه -

342
00:37:19,300 --> 00:37:20,833
زبان خود شيطان بود

343
00:37:21,333 --> 00:37:23,433
اگه دقيقا مطالعات
...مذهبي‌م رو يادم مونده باشه

344
00:37:23,433 --> 00:37:25,667
اين اصلاً امکان نداره -
چطور؟ -

345
00:37:26,300 --> 00:37:28,133
چون يه زبان اسطوره‌ايه -
نه -

346
00:37:28,533 --> 00:37:29,933
زبان مُردگانه

347
00:37:31,833 --> 00:37:32,967
کلمات شيطان

348
00:37:33,200 --> 00:37:34,500
بر اساس روايت‌هاي انجيل

349
00:37:34,500 --> 00:37:36,533
زبان شيطان، تحريف‌شده‌ي

350
00:37:36,533 --> 00:37:38,500
زبان فرشتگانه

351
00:37:38,500 --> 00:37:40,000
...زباني که حضرت آدم

352
00:37:40,000 --> 00:37:42,333
قبل از اينکه ابليس ظاهر فراموش نشدنيِ
اون رو ازش بسازه، استفاده مي‌کرد

353
00:37:42,333 --> 00:37:43,500
،داستان ادامه پيدا مي‌کنه

354
00:37:43,500 --> 00:37:46,267
شيطان زبان خدا رو ميگيره
و اونو تغيير مي‌ده

355
00:37:48,600 --> 00:37:51,167
بعد از نافرماني انسان
خدا با آدم حرف ميزنه

356
00:37:51,167 --> 00:37:53,900
اما آدم ديگه نميتونه حرفش رو متوجه بشه

357
00:37:55,033 --> 00:37:57,267
"چرا حرف هايم برايت نامفهوم است؟"

358
00:37:59,500 --> 00:38:02,267
"چون الآن ديگر متعلق پدرت هستي، شيطان"

359
00:38:05,500 --> 00:38:06,667
خودت ميدوني که همه‌ي اينا افسانه‌اس

360
00:38:06,667 --> 00:38:07,900
اما اون زن‌ها‌ نبودن

361
00:38:07,900 --> 00:38:09,033
خب، من نميدونم تو چي ديدي، ايتان

362
00:38:09,033 --> 00:38:10,267
...اما من کاملاً شک دارم که اون‌ها توهماتي بودن

363
00:38:10,267 --> 00:38:11,567
...که از تخيلات گاليله استدلال شدن

364
00:38:11,567 --> 00:38:12,633
که به زبان مُردگان حرف مي‌زده

365
00:38:13,533 --> 00:38:17,633
ونسا، تو کلماتي که اون بهت مي‌گفت رو مي‌فهميدي؟

366
00:38:18,433 --> 00:38:19,433
نه

367
00:38:20,467 --> 00:38:21,933
زياد يادم نمياد

368
00:38:22,633 --> 00:38:26,067
،اون کلمات رو ناخودآگاه به زبون آوردم
مثل يه غريزه‌ي حيواني

369
00:38:26,967 --> 00:38:28,700
حتي نمي‌دونم چي گفتم

370
00:38:29,433 --> 00:38:30,633
هر چي که بود همشون رو ترسوند

371
00:38:30,633 --> 00:38:33,600
پس بنظرتون بهتر نيست
شروع کنيم و يه راهي

372
00:38:33,600 --> 00:38:34,800
واسه ياد گرفتن اون زبون پيدا کنيم؟

373
00:38:35,100 --> 00:38:36,100
چي رو شروع کنيم؟

374
00:38:36,333 --> 00:38:38,567
هر چيزي که براي محافظت از دوشيزه آيوز لازمه

375
00:38:38,567 --> 00:38:40,067
و در مقابل چي
ازش محافظت مي‌کنيم؟

376
00:38:40,067 --> 00:38:41,333
!شما نميتونين از من محافظت کنين

377
00:38:43,267 --> 00:38:45,300
!اين نبرديه که خودم بايد تنهايي توش مبارزه کنم

378
00:38:47,000 --> 00:38:48,300
من تنهات نمي‌ذارم

379
00:38:48,300 --> 00:38:49,300
آقاي چندلر

380
00:38:50,567 --> 00:38:51,833
ونسا

381
00:38:52,667 --> 00:38:54,333
،من يه دخترم رو از دست دادم
...آمادگي اينو ندارم که

382
00:38:54,333 --> 00:38:55,533
يه دختر ديگه‌م رو از هم دست بدم

383
00:38:56,367 --> 00:38:58,667
هيچي رو توي اين دنيا نميخوام از دست بدم

384
00:39:00,133 --> 00:39:02,200
ما باهمديگه چيزايي رو ديدم
که متعلق به اين دنيا نبودن

385
00:39:02,200 --> 00:39:04,998
و به خودمون ثابت کرديم که
توانايي شکست دادن اونها رو داريم

386
00:39:08,667 --> 00:39:09,867
اونا چي هستن؟

387
00:39:13,100 --> 00:39:14,867
تو باهاشون آشنايي داري

388
00:39:16,033 --> 00:39:17,633
اون‌ها "شب‌رو"ها هستن

389
00:39:21,033 --> 00:39:22,200
جادوگرن

390
00:39:24,367 --> 00:39:26,867
سينه‌م يخ زده

391
00:39:26,867 --> 00:39:29,633
و زمين از خاک رُس ـه

392
00:39:29,633 --> 00:39:34,333
نفس‌ام نيروي زميني داره

393
00:39:35,267 --> 00:39:38,033
...و اگه تو لب‌هاي

394
00:39:38,033 --> 00:39:41,033
سردِ خاکستري مرا ببوسي

395
00:39:41,033 --> 00:39:45,767
روزهاي زندگي‌ات زياد نخواهد بود

396
00:39:46,967 --> 00:39:52,200
، با قبر چقدر فاصله داري، عزيزدلم

397
00:39:52,300 --> 00:39:57,367
چرا که ديگر نمي‌توانيم راه برويم

398
00:39:58,200 --> 00:40:03,867
زيباترين گلي که تا بحال ديدم

399
00:40:04,033 --> 00:40:09,267
پژمرده و تا ساقه قد خم کرده

400
00:40:10,200 --> 00:40:16,191
دوباره کِي همديگر را مي‌بينيم، عزيزدلم؟

401
00:40:16,367 --> 00:40:21,073
کِي دوباره همديگر را مي‌بينيم؟

402
00:40:22,267 --> 00:40:25,722
وقتي که برگ‌هاي پائيزي

403
00:40:25,733 --> 00:40:30,094
که از درختان به زمين مي‌افتند

404
00:40:30,133 --> 00:40:32,567
سبز باشند

405
00:40:32,567 --> 00:40:36,345
و دوباره بهار بيايد

406
00:40:55,450 --> 00:40:56,450
مادر

407
00:41:11,683 --> 00:41:12,983
...عزيزانم

408
00:41:13,483 --> 00:41:15,317
...بايد اعتراف کنم از اتفاقات ديشب

409
00:41:15,317 --> 00:41:17,083
يه مقدار نااميد شدم

410
00:41:18,217 --> 00:41:20,050
حتي دلسرد هم شدم

411
00:41:20,050 --> 00:41:22,117
بايد خودم ميرفتم، مادر

412
00:41:22,117 --> 00:41:24,050
اين سه نفر براي
هدف‌مون مناسب نيستن

413
00:41:24,317 --> 00:41:26,517
نه، "هکاتي"، تقصير منه

414
00:41:27,517 --> 00:41:29,983
فکر ميکردم از ايني که هستيم
قدرتمند تر ميشيم

415
00:41:31,617 --> 00:41:33,583
اما اون مرد نگرانم ميکنه

416
00:41:34,083 --> 00:41:35,617
اون يه محافظ داره

417
00:41:35,617 --> 00:41:36,750
"لوپوس دي"
("نام لاتينِ "گرگِ خدا)

418
00:41:43,250 --> 00:41:44,383
و قدرتمند هم هست

419
00:41:44,983 --> 00:41:48,383
و همينطور هدف ما هم برامون سخت‌تر مي‌شه

420
00:41:50,717 --> 00:41:53,517
يعني بايد باهوش‌تر باشيم

421
00:41:53,950 --> 00:41:56,517
بايد از حيله‌هاي زيرکانه‌تري استفاده کنيم

422
00:41:57,517 --> 00:41:59,950
پسره چالش تو ميشه، دختر

423
00:42:00,483 --> 00:42:01,483
و دختره هم چالش من

424
00:42:02,183 --> 00:42:04,750
بايد آقاي مالکوم عزيز رو فريب بدم

425
00:42:05,750 --> 00:42:08,250
دوست قديمي من دوشيزه آيوز
از دستم فرار نميکنه

426
00:42:10,650 --> 00:42:13,450
ارباب زير قول جايزه‌ش نميزنه

427
00:42:14,283 --> 00:42:17,850
حتي الآن اون
آماده‌ي عشق ورزيدنه

428
00:42:19,383 --> 00:42:22,017
اون دُم بزرگش رو
دور قوزک پاش مي‌پيچه

429
00:42:22,017 --> 00:42:25,050
و اونو بالا و بالاتر مي‌بره  -
بله -

430
00:42:25,050 --> 00:42:27,283
،يه فرصت ديگه بهم بده
خواهش ميکنم

431
00:42:37,750 --> 00:42:40,583
تو يه بار شکست خوردي، گربه کوچولو -
اما اون، اين زبان رو بلد بود -

432
00:42:43,350 --> 00:42:45,117
به اين زبان صحبت کرد؟ -
بله -

433
00:42:47,017 --> 00:42:48,383
چي گفت؟

434
00:42:48,383 --> 00:42:49,617
واضح نبود

435
00:42:49,617 --> 00:42:51,083
زمزمه کرد؟ -
نه -

436
00:42:52,317 --> 00:42:53,917
منظورم اينه که، همش رو نشنيدم

437
00:42:54,183 --> 00:42:55,883
پس تقصير توئه

438
00:43:04,550 --> 00:43:06,450
مي‌دوني اين تالار چي رو در خودش نگه داشته؟

439
00:43:07,750 --> 00:43:12,383
روميان باستان بهش ميگفتن
"مِمنتو موري"

440
00:43:13,850 --> 00:43:16,317
يعني نشانه‌هاي از مرگ

441
00:43:16,983 --> 00:43:18,817
...داستان اينطور بوده که يه ژنرال مشهور

442
00:43:18,817 --> 00:43:20,583
از جنگ داشته برمي‌گشته

443
00:43:20,583 --> 00:43:22,050
...ارابه‌ي جنگيِ اون پُر بود از

444
00:43:22,050 --> 00:43:24,617
غنائم جنگيِ طلايي‌اي که بدست آورده بود

445
00:43:24,617 --> 00:43:26,617
...سينه‌اش رو داده بود تا

446
00:43:26,617 --> 00:43:29,217
به مردم شکست‌ناپذيري‌اش رو اعلام کنه

447
00:43:29,217 --> 00:43:31,083
خب يه برده اينو ديد

448
00:43:31,083 --> 00:43:33,983
و يک استخوان قديمي رو
پرت کرد جلوي پاي ژنرال و گفت

449
00:43:34,217 --> 00:43:38,150
"يادت باشه که مرگ سراغ همه‌مون مياد"

450
00:43:39,383 --> 00:43:42,517
و بعد از اون روز اين
به يه رسم توي رم تبديل شد

451
00:43:42,517 --> 00:43:44,283
...که يک برده داخل يه ارابه جنگي

452
00:43:44,283 --> 00:43:46,817
پشت هر ژنرالي که از يک
...پيروزي برگشته مي‌ايسته

453
00:43:46,817 --> 00:43:51,383
و يک جمجمه دستشه
و توي گوشش زمزمه ميکنه

454
00:44:00,783 --> 00:44:02,317
پشت سرت رو ببين"

455
00:44:02,550 --> 00:44:05,017
يادت باشه که تو يه انساني

456
00:44:06,650 --> 00:44:09,383
"يادت باشه که خواهي مُرد

457
00:44:26,817 --> 00:44:29,417
اون هرزه رو بردارين ببرين

458
00:44:49,017 --> 00:44:51,250
من اون نگاه تو چشماش رو ديدم

459
00:44:52,250 --> 00:44:53,750
بعد از يه نبرد

460
00:44:58,017 --> 00:44:59,850
به وقتش باهامون حرف مي‌زنه

461
00:44:59,850 --> 00:45:01,117
و تا اون موقع؟

462
00:45:05,317 --> 00:45:07,083
من مي‌خواستم از لندن برم

463
00:45:07,950 --> 00:45:09,483
ولي فکر نمي‌کنم اينکار رو بکنم

464
00:45:10,850 --> 00:45:12,383
خوشحالم

465
00:45:13,783 --> 00:45:16,250
اتاق مهمان دارين؟ -
بله -

466
00:45:16,250 --> 00:45:17,750
اينجا مي‌مونم

467
00:45:17,750 --> 00:45:19,583
منظورت اينه که پيش ما مي‌موني؟

468
00:45:19,583 --> 00:45:20,917
منظورم همين بود

469
00:45:22,050 --> 00:45:24,583
به سمبني مي‌گم اتاق رو آماده کنه

470
00:45:24,583 --> 00:45:25,817
خودم مي‌تونم انجامش بدم

471
00:45:41,417 --> 00:45:42,417
!عجله کن

472
00:45:43,550 --> 00:45:44,750
!زود باش

473
00:45:48,183 --> 00:45:49,717
باتري‌ها رو وصل کن

474
00:45:50,283 --> 00:45:51,383
!اون اهرم رو بده پايين

475
00:45:55,717 --> 00:45:57,317
!حالا دو تاي بعدي رو هم بده پايين

476
00:46:09,950 --> 00:46:11,850
!بايد طوفان رو گير بندازيم

477
00:46:22,450 --> 00:46:23,617
!کمکم کن

478
00:46:28,017 --> 00:46:29,383
،وقتي گفتم

479
00:46:29,383 --> 00:46:31,483
!ميله‌ي رسانا رو ببر بالا
!الان نه

480
00:46:33,350 --> 00:46:34,350
!حالا

481
00:46:46,250 --> 00:46:48,317
!بايد شارژ رو تعديل کنم

482
00:46:50,083 --> 00:46:52,317
!فشار روي رساناها را کم کن

483
00:46:52,317 --> 00:46:53,350
!نصفشون کن

484
00:46:53,917 --> 00:46:54,950
!بيشتر

485
00:46:55,150 --> 00:46:56,983
!با شارژ 10% شروع کن

486
00:47:06,950 --> 00:47:08,717
خواهش مي‌کنم، خواهش مي‌کنم

487
00:47:08,717 --> 00:47:10,850
خواهش ميکنم، خواهش ميکنم، خواهش ميکنم
خواهش ميکنم، خواهش ميکنم

488
00:47:10,850 --> 00:47:12,050
!برگرد

489
00:47:40,150 --> 00:47:42,083
خواهش ميکنم، بذار زنده بمونه

490
00:47:43,650 --> 00:47:46,417
!بذار زنده بمونه، همين الان

491
00:47:47,950 --> 00:47:49,883
!بذار زنده بمونه

492
00:47:51,250 --> 00:47:52,383
!همين الان

493
00:47:52,383 --> 00:47:54,683
!بذار زنده بمونه، همين الان -
!همين الان -

494
00:47:54,917 --> 00:47:56,950
!همين الان

495
00:47:56,950 --> 00:47:58,283
!زود باش

496
00:47:58,283 --> 00:47:59,783
!زودباش -
!زودباش -

497
00:48:00,083 --> 00:48:01,083
!زود باش

498
00:48:01,517 --> 00:48:02,517
!همين الان

499
00:52:20,183 --> 00:52:23,483
.ارباب
لوسيفر دوست‌داشتنيِ من

500
00:52:23,483 --> 00:52:26,717
من او را براي تو پيدا کردم
و او حالا از آنِ توست

501
00:52:27,117 --> 00:52:30,483
،به روزها و شب‌ها او حمله مي‌کنم

502
00:52:30,483 --> 00:52:33,050
به تمام رؤياها و دعاهايش حمله مي‌کنم

503
00:52:33,183 --> 00:52:35,883
هيچ گوشه‌اي از روحش در امان نيست

504
00:52:35,917 --> 00:52:40,883
هر تکه‌اي از قلبش زجر خواهد کشيد

505
00:52:41,217 --> 00:52:42,917
تو رو نااميد نمي‌کنم

506
00:52:42,917 --> 00:52:46,850
.نااميدت نمي‌کنم
نااميدت نمي‌کنم

507
00:53:52,517 --> 00:54:02,517
: تـرجـمه و زيـرنـويـس
« مـــهـــرزاد و عــرفــــان »

