﻿1
00:00:02,024 --> 00:00:08,024



2
00:00:09,259 --> 00:00:11,845
‫چشما رو به جلو. چهره آروم.
‫تو لیاقت این‌جا بودنو داری.

3
00:00:11,929 --> 00:00:13,805
‫یا حداقل باید قانعش کنی که
‫لیاقت این‌جا بودن رو داری.

4
00:00:18,477 --> 00:00:19,853
‫تو که نمی‌خوای منو بکشی؟

5
00:00:19,937 --> 00:00:22,439
‫چی؟ نه. چی؟ نه!

6
00:00:22,523 --> 00:00:25,734
‫چرا باید... نه. نه، من این‌جام که...

7
00:00:25,817 --> 00:00:28,320
‫از شوهری فرار کنم که می‌خواست
‫منو توی دیوونه‌خونه زندونی کنه.

8
00:00:28,403 --> 00:00:32,573
‫پیشنهاد سخاوتمندانه‌ی تو رو در
‫مورد اون قضیه‌ی حمایت قبول کنم.

9
00:00:32,658 --> 00:00:34,493
‫قضیه‌ی حمایت؟

10
00:00:35,827 --> 00:00:37,913
‫معلومه که خیلی بهش فکر کردی.

11
00:00:37,996 --> 00:00:41,208
‫اونو قانع کن. خودت باورش کن. فقط
‫این جوری اون قبول می‌کنه.

12
00:00:41,291 --> 00:00:44,127
‫آره واقعا زیاد بهش فکر کردم، و فهمیدم...

13
00:00:44,211 --> 00:00:47,798
‫کار کردن و یادگرفتن از
‫تو چه فرصت فوق‌العاده‌ایه.

14
00:00:47,881 --> 00:00:50,175
‫برای همین اومدم این‌جا.

15
00:00:52,469 --> 00:00:53,804
‫رسمیش کنیم؟

16
00:00:59,518 --> 00:01:01,436
‫- بیا بریم برنزه کنیم.
‫- جان؟

17
00:01:01,520 --> 00:01:03,647
‫مهمون من. بیا.

18
00:01:06,233 --> 00:01:09,486
‫سلام، از جوری که اون روز
‫صحبتامون پیش رفت راضی نیستم. پشیمونم.

19
00:01:09,570 --> 00:01:11,154
‫اوه، لازم نیست چیز دیگه‌ای بگی.

20
00:01:11,238 --> 00:01:13,991
‫این یه اختلاف نظر روشن‌فکرانه بود...

21
00:01:14,074 --> 00:01:17,494
‫و خوشبختانه ما توی کشوری زندگی می‌کنیم
‫که چنین چیزی هنوز می‌تونه اتفاق بیفته.

22
00:01:18,078 --> 00:01:19,454
‫هر چی بوده تموم شده.

23
00:01:19,538 --> 00:01:21,415
‫- بذار یه لیوان نوشیدنی برات بریزم.
‫- عالیه.

24
00:01:21,999 --> 00:01:26,336
‫تو اون فرم‌های سری ۹۹۰ و مدارک
‫مالیاتی ای‌آی‌ان تشکیلات پیشته؟

25
00:01:28,797 --> 00:01:31,925
‫آره، یه جایی هستن. دقیقا نمی‌دونم کجا.

26
00:01:32,009 --> 00:01:33,760
‫میشه لطفا بری اونا رو بیاری؟

27
00:01:34,970 --> 00:01:36,597
‫این یه جور قطع رابطه‌ست؟

28
00:01:36,680 --> 00:01:40,684
‫نه. نه، قطعا قطع رابطه نیست.

29
00:01:40,767 --> 00:01:42,811
‫منظورم اونی که فکر می‌کنی نبود. عجب.

30
00:01:43,395 --> 00:01:46,732
‫تصمیم گرفته شده که تو و
‫تشکیلات از هم جدا بشین.

31
00:01:46,815 --> 00:01:48,275
‫من به اون مدارک مالیاتی احتیاج دارم.

32
00:01:48,358 --> 00:01:50,027
‫پس این یه کودتاست؟

33
00:01:50,110 --> 00:01:53,155
‫بیخیال، دنی. تو که به
‫این چیزا اهمیت نمیدی.

34
00:01:53,238 --> 00:01:56,325
‫من اهمیت نمیدم؟ من اهمیت نمیدم؟ من...

35
00:01:56,408 --> 00:01:59,494
‫هیچ چیزی بیشتر از این‌که
‫یه نفر بگه من اهمیت نمیدم...

36
00:01:59,578 --> 00:02:02,998
‫تنها کاری که می‌کنم اهمیت دادنه!
‫فقط همین کار کوفتی رو می‌کنم!

37
00:02:03,081 --> 00:02:04,208
‫- به اقیانوس اهمیت میدی؟
‫- آره!

38
00:02:04,291 --> 00:02:05,334
‫- به محیط زیست اهمیت میدی؟
‫- آره!

39
00:02:05,417 --> 00:02:06,585
‫فکر نکنم.

40
00:02:06,668 --> 00:02:09,755
‫هر چه‌قدر کمتر به گروه کار
‫داشته باشی کارش رو بهتر انجام میده.

41
00:02:09,838 --> 00:02:12,883
‫بعد از اون مصاحبه‌ی تلویزیونی
‫کمک‌های مالی به ما سه برابر شده.

42
00:02:12,966 --> 00:02:15,385
‫بعضی‌ها به درد رهبری نمی‌خورن.

43
00:02:15,469 --> 00:02:16,845
‫و پسرت لئو به درد رهبری می‌خوره؟

44
00:02:16,929 --> 00:02:18,972
‫شاید. حداقل بعد چند سال آره.

45
00:02:19,056 --> 00:02:20,641
‫آره، شاید چند سال دیگه.

46
00:02:20,724 --> 00:02:23,143
‫جذابیت اون در حد یه مشت رخت چرکه.

47
00:02:23,227 --> 00:02:26,146
‫به حرفاش وقتی در مورد عشق مدرسه‌ایش
‫استفانی کی صحبت می‌کنه گوش کردی؟

48
00:02:26,897 --> 00:02:28,273
‫دست بردار.

49
00:02:28,357 --> 00:02:30,526
‫اون متوهمه. و خودتم همین‌طور!

50
00:02:30,609 --> 00:02:31,693
‫دنی!

51
00:02:34,863 --> 00:02:38,534
‫چطوره که بری اون فرم‌های مالیاتی
‫رو بیاری تا من بتونم به کارام برسم؟

52
00:02:40,035 --> 00:02:41,036
‫باشه.

53
00:02:41,060 --> 00:02:45,960
<font color="#ff8080">مترجم: میثم موسویان</font>
<font color="#ff80c0">  MeysaM.UnicorN</font>

54
00:02:46,041 --> 00:02:48,502
‫هنوز چند تا کلاس برگزار می‌کنی، درسته؟

55
00:02:49,753 --> 00:02:52,339
‫با این که کارت رو گسترش
‫دادی هنوز زیاد تدریس می‌کنی؟

56
00:02:52,422 --> 00:02:55,551
‫اونم بیش از حد. البته ماریکا این‌طور میگه.

57
00:02:55,634 --> 00:02:57,302
‫چرا اینو میگه؟

58
00:02:57,386 --> 00:03:01,098
‫خب، برای اون، برگزاری کلاس
‫توی پایین‌ترین سطح هرم قرار داره.

59
00:03:02,057 --> 00:03:03,725
‫خب، فکر کنم حرفش درسته.

60
00:03:04,309 --> 00:03:05,602
‫اون یه نابغه‌ست.

61
00:03:06,186 --> 00:03:09,147
‫شاید اونم همجنسگراست.
‫باید همین‌طور باشه.

62
00:03:09,231 --> 00:03:12,484
‫خب، چیزی که من در مورد
‫ایروبیک دوست دارم خود ایروبیکه.

63
00:03:13,235 --> 00:03:15,779
‫و من دیگه به ندرت میرسم انجامش بدم.

64
00:03:15,863 --> 00:03:19,366
‫اگه بشنوه چنین چیزی
‫میگی تیکه پاره‌ات می‌کنه!

65
00:03:19,449 --> 00:03:21,243
‫"این یه سرگرمی نیست. بزرگ شو.

66
00:03:21,326 --> 00:03:24,371
‫اگه رشد نکنیم میمیریم.
‫این‌قدر ناخونات رو نجو."

67
00:03:24,955 --> 00:03:28,125
‫من ناخونامو میجوم، و
‫اون از این کارم متنفره.

68
00:03:28,208 --> 00:03:31,753
‫خب، بالای هرم چیه؟

69
00:03:31,837 --> 00:03:34,131
‫اصلا چنین جایی هست؟

70
00:03:34,214 --> 00:03:37,217
‫این یه سوال فلسفیه یا تجاری؟

71
00:03:37,885 --> 00:03:38,886
‫هر دو.

72
00:03:38,969 --> 00:03:42,264
‫وقتی که یه پیشنهاد خرید
‫چرب و گنده گیرت بیاد.

73
00:03:42,347 --> 00:03:44,600
‫منظورم در حد فروشگاه زنجیره‌ای نبیسکو هست.

74
00:03:44,683 --> 00:03:47,686
‫و بعد تو کل هرم رو می‌فروشی...

75
00:03:47,769 --> 00:03:49,396
‫و به باهاماس میری.

76
00:03:51,899 --> 00:03:53,400
‫اما این فقط یه راهشه.

77
00:03:56,153 --> 00:03:59,031
‫تو این‌جایی که برای من کار
‫کنی یا می‌خوای جای منو بگیری؟

78
00:03:59,114 --> 00:04:01,408
‫اون دستت رو خونده، خودتو بزن به خریت.

79
00:04:01,950 --> 00:04:03,744
‫فکر کنم من...

80
00:04:04,620 --> 00:04:06,538
‫من خودمم نمی‌دونم.

81
00:04:11,084 --> 00:04:12,711
‫دلم برای این‌جا تنگ میشه.

82
00:04:13,795 --> 00:04:14,796
‫خیلی خب.

83
00:04:15,631 --> 00:04:17,466
‫- تو دلت تنگ نمیشه؟
‫- نه.

84
00:04:18,509 --> 00:04:20,302
‫من آماده‌ی یه چیز جدیدم.

85
00:04:20,385 --> 00:04:22,137
‫مکزیک خیلی هم جدید نیست، بان.

86
00:04:22,221 --> 00:04:23,764
‫برای ما جدیده.

87
00:04:24,264 --> 00:04:26,850
‫یه مدت ناپدید شیم تا آبا از آسیاب بیفته.

88
00:04:26,934 --> 00:04:29,186
‫این الان برای من خیلی ایده‌ی خوبیه.

89
00:04:31,188 --> 00:04:33,148
‫من باید ازش خداحافظی کنم.

90
00:04:36,902 --> 00:04:38,070
‫محل موج‌سواریم.

91
00:04:38,153 --> 00:04:40,614
‫موج موجه دیگه. اون‌جا هم
‫موج دارن. وسائلت رو جمع کن.

92
00:04:43,242 --> 00:04:46,828
‫باشه. سر راهمون اون‌جا هم میریم.

93
00:04:47,579 --> 00:04:49,957
‫ایول داری، بان!

94
00:04:50,582 --> 00:04:53,418
‫من امروز یه آگهی تبلیغاتی
‫جدید رو ضبط می‌کنم.

95
00:04:53,502 --> 00:04:56,088
‫در واقع امشبه. ماریکا فکر
‫می‌کنه فیلمبرداری توی شب...

96
00:04:56,171 --> 00:04:59,550
‫باعث میشه همون انرژی نیمه شب که
‫تبلیغ پخش میشه رو داشته باشه توی این چیز.

97
00:05:00,092 --> 00:05:01,468
‫این چیز چیه؟

98
00:05:01,552 --> 00:05:04,221
‫خب، همیشه چیز اصلی منم.

99
00:05:04,721 --> 00:05:08,475
‫اما موضوعش یه کلاب شبانه
‫توی وگاسه شب سال تحویل.

100
00:05:08,559 --> 00:05:10,519
‫"شمارش معکوس برای خود جدیدت."

101
00:05:11,645 --> 00:05:13,480
‫"شب توئه جدید."

102
00:05:13,564 --> 00:05:15,524
‫دقیقا!

103
00:05:15,607 --> 00:05:19,361
‫اما ماریکا می‌خواد حس یه
‫کلاب پلی‌بوی رو داشته باشه،

104
00:05:19,444 --> 00:05:23,115
‫ولی من می‌خوام... یه چیز دیگه باشه.

105
00:05:23,198 --> 00:05:26,577
‫خب، تو چیز اصلی هستی، مگه نه؟
‫جوری که خودت می‌خوای انجامش بده.

106
00:05:26,660 --> 00:05:28,370
‫ما هر بار این بساط رو داریم.

107
00:05:28,453 --> 00:05:31,123
‫قبل از انجام یه کار بزرگ
‫دعوامون میشه. این سنت ماست.

108
00:05:31,206 --> 00:05:35,169
‫اما این استرس‌زاست و
‫هر دوی ما رو خسته می‌کنه.

109
00:05:35,252 --> 00:05:36,378
‫آره. اما راه پیشرفتت همینه...

110
00:05:36,461 --> 00:05:38,463
‫و اگرم می‌خواستی تغییرش بدی نمی‌تونستی.

111
00:05:38,547 --> 00:05:39,548
‫دقیقا.

112
00:05:52,311 --> 00:05:55,981
‫حق با اونه. و من متاسفم.

113
00:05:58,025 --> 00:06:02,154
‫من خیلی متاسفم. من تو رو
‫نمی‌شناسم. من هیچی در مورد تو نمی‌دونم.

114
00:06:02,237 --> 00:06:05,157
‫من وانمود می‌کنم که می‌دونم
‫چون آدم بیشعوری هستم.

115
00:06:10,871 --> 00:06:12,623
‫تو هم چیزی در مورد من نمی‌دونی.

116
00:06:13,790 --> 00:06:17,878
‫و... من می‌خوام این تغییر کنه.

117
00:06:17,961 --> 00:06:21,465
‫من می‌خوام این همین الان تغییر کنه.

118
00:06:23,884 --> 00:06:25,260
‫هنوز دیر نشده.

119
00:06:27,221 --> 00:06:29,223
‫من از بیشعور بودن خسته شدم.

120
00:06:29,306 --> 00:06:32,851
‫من خسته شدم از این‌که وانمود می‌کنم
‫تو رو می‌شناسم و برام اهمیت داری.

121
00:06:34,478 --> 00:06:36,313
‫از وانمود کردن به این‌که
‫تو منو می‌شناسی خسته شدم.

122
00:06:37,523 --> 00:06:40,275
‫این همین الان تغییر می‌کنه. همین حالا.

123
00:06:52,538 --> 00:06:54,665
‫ما زیادی این‌جا نموندیم؟

124
00:06:54,748 --> 00:06:57,042
‫- یکمی حس...
‫- آروم باش.

125
00:06:57,125 --> 00:06:59,545
‫فکر می‌کنی اگه این دستگاه‌ها
‫بی‌خطر نبودن اونا رو می‌فروختن؟

126
00:06:59,628 --> 00:07:02,631
‫بدون برنزه شدن آفتاب تو رو نابود می‌کنه.

127
00:07:03,257 --> 00:07:06,552
‫- فقط باید ظهر برم بیرون.
‫- چرا؟

128
00:07:06,635 --> 00:07:11,098
‫چون من با کسی قرار دارم
‫که ما رو از خودش ناامید کرده.

129
00:07:11,181 --> 00:07:13,100
‫و نمی‌تونم اونو از دست بدم.

130
00:07:15,602 --> 00:07:17,020
‫این چه کوفتیه؟

131
00:07:17,771 --> 00:07:21,358
‫تو روز جالبی رو برای این‌که
‫سایه‌ی من باشی انتخاب کردی.

132
00:07:21,441 --> 00:07:23,819
‫فکر نکنم سایه‌ی تو باشم.

133
00:07:23,902 --> 00:07:24,987
‫من این‌طور فکر می‌کنم.

134
00:07:26,154 --> 00:07:28,532
‫در جریانی که می‌دونم داری
‫چه کار می‌کنی، مگه نه؟

135
00:07:28,615 --> 00:07:31,243
‫از همون روزی که پاتو
‫توی کلاسم گذاشتی فهمیدم.

136
00:07:31,827 --> 00:07:35,247
‫تو یه چیز... خاص داری.

137
00:07:35,330 --> 00:07:38,333
‫شاید از تو خوشم اومده باشه.
‫و من از کسی خوشم نمیاد.

138
00:07:39,751 --> 00:07:41,461
‫خب، منم شاید از تو خوشم اومده باشه.

139
00:07:43,797 --> 00:07:45,799
‫وقتی سه یا چهار ساله بودم...

140
00:07:45,883 --> 00:07:47,718
‫نمی‌دونم چند سالم بود. سه سالم بود؟

141
00:07:47,801 --> 00:07:50,345
‫- من داشتم تخته سواری می‌کردم و...
‫- میشه سریع‌تر این کارو بکنیم؟

142
00:07:50,429 --> 00:07:52,097
‫نه. من سه سالم بود.

143
00:07:52,181 --> 00:07:55,225
‫پسرعموم اولین کسی بود که به
‫من گفت می‌تونم توی اقیانوس بشاشم.

144
00:07:56,143 --> 00:07:57,436
‫همون‌جا.

145
00:07:58,937 --> 00:08:01,106
‫اون گفت "بشاش تو اقیانوس، پسر."

146
00:08:01,190 --> 00:08:03,192
‫من گفتم "چه باحال"

147
00:08:03,275 --> 00:08:05,152
‫من تا زانو توی آب بودم.

148
00:08:05,235 --> 00:08:08,113
‫شورتم رو کشیدم پایین و
‫شروع کردم به شاشیدن.

149
00:08:08,947 --> 00:08:10,199
‫این خیلی باشکوه بود.

150
00:08:10,282 --> 00:08:11,491
‫همین‌طوره که میگی.

151
00:08:11,575 --> 00:08:14,328
‫- اما بعد...
‫- این داستان بازم ادامه داره؟

152
00:08:14,411 --> 00:08:16,121
‫یه پیرزن بدعنق...

153
00:08:16,205 --> 00:08:18,832
‫گوش منو گرفت و منو برد سمت پسرعموم....

154
00:08:18,916 --> 00:08:21,960
‫و جو گفت "اون سه سالشه، گورتو گم کن."

155
00:08:22,461 --> 00:08:24,630
‫پیرزنه بهش برخورد و با عصبانیت رفت.

156
00:08:26,632 --> 00:08:29,134
‫مردم زمان قدیم این کارو می‌کردن...

157
00:08:29,218 --> 00:08:30,219
‫حالا...

158
00:08:34,556 --> 00:08:35,724
‫آره. اون یارو داره غرق میشه.

159
00:08:51,907 --> 00:08:55,661
‫وای خدا. من از این کار
‫متنفرم. اما باید انجام میشد.

160
00:08:57,704 --> 00:09:01,583
‫اون چه کار بدی کرده
‫بود که این حقش بوده؟

161
00:09:02,209 --> 00:09:05,420
‫خب، اون باعث شد کالای ما کیفیت
‫پایینی داشته باشه... کالای من.

162
00:09:06,505 --> 00:09:10,217
‫و اگه من اجازه بدم بقیه بدون پیش
‫اومدن عواقبی به این کار ادامه بدن...

163
00:09:10,300 --> 00:09:11,718
‫ما کارمون تمومه.

164
00:09:13,679 --> 00:09:15,514
‫وقتی بچه بودی چی به سرت اومده؟

165
00:09:17,349 --> 00:09:18,934
‫معلومه که هر بلایی سرم اومده.

166
00:09:20,519 --> 00:09:22,396
‫می‌خوای ببینی خونه‌ام چه‌قدر بزرگه؟

167
00:09:22,896 --> 00:09:25,816
‫مراقب باش. تو می‌خوای ازش
‫استفاده کنی، دوست جدید نمی‌خوای.

168
00:09:25,899 --> 00:09:27,234
‫آره.

169
00:09:33,240 --> 00:09:35,033
‫بفرما.

170
00:09:36,410 --> 00:09:39,329
‫عشقولیای من کجان؟

171
00:09:39,413 --> 00:09:42,583
‫کجایید؟ کجایید؟

172
00:09:42,666 --> 00:09:46,336
‫کجایید؟ این‌جایید! آره
‫عزیزم! آره، بوس کن.

173
00:09:46,420 --> 00:09:49,631
‫بوس کن. چه پسر خوبی.

174
00:09:49,715 --> 00:09:52,176
‫چرا این این‌جاست؟

175
00:09:52,759 --> 00:09:54,595
‫ما با هم ملاقات کردیم. شیلا روبین.

176
00:09:54,678 --> 00:09:58,765
‫می‌دونم. اما چرا اون این‌جاست، وینسنت؟

177
00:09:58,849 --> 00:10:01,268
‫هیس. بیا این‌جا.

178
00:10:04,313 --> 00:10:07,566
‫ما در مورد این صحبت کردیم که
‫شیلا رو بیاریم زیر بیرق وینی گرین.

179
00:10:08,609 --> 00:10:11,570
‫بله، و ما توی دفتر صحبت خیلی خوبی داشتیم،

180
00:10:11,653 --> 00:10:14,740
‫و وینی گفت بهتره ما برگردیم
‫این‌جا و به بحث ادامه بدیم.

181
00:10:14,823 --> 00:10:17,701
‫- و من تا چند ساعت دیگه توی شهرم و...
‫- من و وینسنت با هم حرف میزنیم.

182
00:10:18,243 --> 00:10:20,746
‫شیلا امروز برای اولین بار توی
‫دفتر دستگاه سولاریوم رو تجربه کرد.

183
00:10:21,580 --> 00:10:25,125
‫فکرشو بکن. تو سنی که اون داره
‫برای اولین بار رفته توی دستگاه.

184
00:10:25,209 --> 00:10:27,127
‫خب، توی سن‌دیگو...

185
00:10:27,211 --> 00:10:29,254
‫ما عادت داریم از نور آفتاب استفاده کنیم.

186
00:10:29,338 --> 00:10:31,048
‫پوست تو...

187
00:10:32,966 --> 00:10:34,635
‫نه.

188
00:10:34,718 --> 00:10:38,805
‫نه، وینسنت، یه سری آدم از شرکت غذای
‫یخ‌زده از سینسیناتی امشب میان این‌جا...

189
00:10:38,889 --> 00:10:40,349
‫تا فیلمبرداری انجام بدن،

190
00:10:40,432 --> 00:10:43,185
‫و بعدش در مورد مسائل مهمتر حرف میزنیم.

191
00:10:46,563 --> 00:10:50,901
‫شما توی سن‌دیگو سینسیناتی دارین؟

192
00:10:51,902 --> 00:10:53,445
‫منظورت رو متوجه نمیشم.

193
00:10:53,529 --> 00:10:55,030
‫شاید به این‌جا تعلق نداری؟

194
00:10:56,657 --> 00:10:58,158
‫به نظر نمیاد که این یه سوال باشه.

195
00:10:58,742 --> 00:11:00,202
‫ماریکا، یکم داری زیاده‌روی می‌کنی.

196
00:11:00,285 --> 00:11:02,120
‫اون می‌خواد کمکمون کنه
‫محصولات کشباف‌مون رو بفروشیم.

197
00:11:02,204 --> 00:11:04,373
‫خب، من نوارهاشو دیدم و
‫اون نمی‌تونه این کارو بکنه.

198
00:11:05,290 --> 00:11:06,458
‫زنا از تو خوششون نمیاد.

199
00:11:08,001 --> 00:11:10,587
‫خیاط لباس رسمیت رو فرستاده...

200
00:11:10,671 --> 00:11:12,756
‫و اون عالیه.

201
00:11:16,051 --> 00:11:18,011
‫میشه در مورد لباس امشبم حرف بزنیم؟

202
00:11:19,930 --> 00:11:23,851
‫من نظرم اینه که یه چیز معمولی‌تر بپوشم.

203
00:11:23,934 --> 00:11:25,227
‫یه چیزی که بیشتر به خودم بخوره.

204
00:11:27,271 --> 00:11:28,856
‫بیا طبقه‌ی بالا.

205
00:11:28,939 --> 00:11:31,024
‫می‌خوام بدونم که اون
‫قضیه‌ی دیم چطور پیش رفت.

206
00:11:40,450 --> 00:11:41,910
‫فقط یکم دیگه مونده، رفیق.

207
00:11:45,539 --> 00:11:47,165
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

208
00:11:50,586 --> 00:11:53,338
‫- خیلی خب، خیلی خب.
‫- آره.

209
00:11:56,675 --> 00:11:58,802
‫باورم نمیشه!

210
00:11:58,886 --> 00:12:01,138
‫همینو بگو. این کوفتی بود.

211
00:12:01,221 --> 00:12:03,056
‫من نمی‌دونم چی شد.

212
00:12:04,391 --> 00:12:07,186
‫جزر و مد منو کشوند داخل.

213
00:12:07,269 --> 00:12:08,562
‫احتمالش چه‌قدره؟

214
00:12:08,645 --> 00:12:11,023
‫احتمالا می‌خواسته خودشو بکشه
‫تا از دست اون زن خلاص شه.

215
00:12:12,274 --> 00:12:13,734
‫پسر...

216
00:12:13,817 --> 00:12:15,110
‫صبر کن ببینم، من تو رو می‌شناسم.

217
00:12:15,194 --> 00:12:17,029
‫آره، می‌شناسی.

218
00:12:17,112 --> 00:12:19,448
‫عالی شد. ما همو شناختیم.

219
00:12:19,531 --> 00:12:20,908
‫- حالا تایلر...
‫- تایلر؟

220
00:12:20,991 --> 00:12:22,826
‫- من اونم، پسر.
‫- و بانی.

221
00:12:23,994 --> 00:12:26,163
‫تو جون منو نجات دادی.

222
00:12:27,873 --> 00:12:29,333
‫همون‌طور که التون گفت.
‫[خواننده‌ی معروف]

223
00:12:29,917 --> 00:12:31,919
‫من خیلی طرفدارش نیستم، اما عیبی نداره.

224
00:12:32,002 --> 00:12:33,921
‫ما از این‌جا میریم.

225
00:12:34,838 --> 00:12:35,923
‫صبر کن! صبر کن!

226
00:12:36,507 --> 00:12:37,508
‫صبر کن.

227
00:12:39,134 --> 00:12:40,636
‫این یه نشونه‌ست.

228
00:12:40,719 --> 00:12:43,388
‫نه، نیست.

229
00:12:43,472 --> 00:12:46,183
‫سرنوشت ما این بوده که
‫در این لحظه این‌جا باشیم.

230
00:12:46,266 --> 00:12:47,351
‫اینو نگو.

231
00:12:47,434 --> 00:12:49,186
‫همه‌ی اینا به یه دلیلی اتفاق افتاده.

232
00:12:49,269 --> 00:12:50,729
‫هی! هی.

233
00:12:51,313 --> 00:12:54,149
‫رسم جوانمردی توی چنین شرایطی چیه؟

234
00:12:54,233 --> 00:12:57,486
‫باید بیاید خونه‌ام تا به صرف
‫شراب و خوراکی مهمون‌تون کنم؟

235
00:12:59,279 --> 00:13:01,907
‫- خیلی خوب به نظر میاد.
‫- چه اتفاقی داره میفته؟

236
00:13:01,990 --> 00:13:04,034
‫من سس موله‌ی خیلی خوبی درست می‌کنم.

237
00:13:04,910 --> 00:13:07,871
‫از کجا می‌دونست من عاشق سس موله هستم؟

238
00:13:10,040 --> 00:13:11,542
‫لازم نیست بهش زنگ بزنی.

239
00:13:11,625 --> 00:13:15,254
‫تو توی توانبخشی هستی. پس
‫کاملا قابل قبوله که در دسترس نباشی.

240
00:13:15,337 --> 00:13:17,714
‫تو داری بهتر میشی. رشد می‌کنی.

241
00:13:17,798 --> 00:13:22,094
‫تا وقتی که اون بهشون زنگ
‫بزنه و بفهمه که تو پیچوندیشون.

242
00:13:22,177 --> 00:13:25,639
‫بهش زنگ بزن. برای خودت زمان
‫بخر. ببین این قضیه‌ی وینی به کجا میرسه.

243
00:13:31,311 --> 00:13:34,189
‫حرفاتو خلاصه کن. خودتو
‫توی دردسر بیشتری ننداز.

244
00:13:42,781 --> 00:13:44,157
‫شما با خانواده‌ی روبینز تماس گرفتید.

245
00:13:44,241 --> 00:13:47,244
‫لطفا بعد از صدای بوق پیام
‫بذارید تا با شما تماس بگیریم.

246
00:13:47,327 --> 00:13:48,745
‫سلامت باشید.

247
00:13:50,205 --> 00:13:52,833
‫سلام، دنی! سلام مایا.

248
00:13:52,916 --> 00:13:56,378
‫منم، شیلا. مامان.

249
00:13:57,421 --> 00:13:59,673
‫من فقط می‌خواستم زنگ بزنم تا خبر بدم...

250
00:13:59,756 --> 00:14:05,512
‫که حالم خوبه. و این‌جا خیلی خوبه.

251
00:14:06,263 --> 00:14:08,223
‫من همین الانش احساس می‌کنم سالم‌تر شدم...

252
00:14:08,307 --> 00:14:13,270
‫و چیزهای زیادی در مورد خودم
‫و مسیری که رو به رومه یاد گرفتم.

253
00:14:13,353 --> 00:14:17,316
‫پس ممنون که تشویقم کردین بیام این‌جا.

254
00:14:17,399 --> 00:14:22,946
‫خیلی ممنونم. و عاشق هر دوتونم.

255
00:14:23,030 --> 00:14:25,991
‫و باید بذارم کس دیگه‌ از تلفن استفاده کنه،

256
00:14:26,074 --> 00:14:29,036
‫اما به زودی می‌بینمتون. خداحافظ.

257
00:14:31,205 --> 00:14:34,166
‫می‌بینم که تلفن رو پیدا کردی. چه خوب.

258
00:14:34,249 --> 00:14:37,294
‫امیدوارم مشکلی نداشته باشه.
‫فقط به خانواده‌ام خبر دادم.

259
00:14:37,377 --> 00:14:39,421
‫به عنوان پدر دو تا بچه کاملا درک می‌کنم.

260
00:14:41,256 --> 00:14:43,217
‫بیا. می‌خوام خونه‌ام رو نشونت بدم.

261
00:15:08,575 --> 00:15:10,536
‫اصلا می‌تونی با اون لباس تکون بخوری؟

262
00:15:10,619 --> 00:15:12,621
‫خب، از قبل بهتر شده،

263
00:15:12,704 --> 00:15:14,915
‫اما هنوز حس می‌کنم دست و پامو بستن.

264
00:15:14,998 --> 00:15:17,459
‫خب، برای داشتن اعتماد
‫به نفس باید راحت باشی.

265
00:15:18,502 --> 00:15:20,087
‫این جمله رو ازت می‌دزدم.

266
00:15:20,921 --> 00:15:23,382
‫- بهش بگو.
‫- الان وقت کاری نیست.

267
00:15:27,803 --> 00:15:29,847
‫و اون میره جای دیگه‌ استراحت می‌کنه؟

268
00:15:29,930 --> 00:15:31,598
‫اون بالا توی اتاق مستر می‌خوابه.

269
00:15:32,933 --> 00:15:34,977
‫من بدنم زیادی داغ می‌کنه.

270
00:15:35,060 --> 00:15:37,104
‫این تنها چیزیه که در
‫موردش با هم نمی‌سازیم.

271
00:15:37,187 --> 00:15:39,606
‫اما این‌جا به‌خاطر بتن سرد و خنکه.

272
00:15:39,690 --> 00:15:41,650
‫به علاوه، قطارم هم این‌جاست.

273
00:15:44,611 --> 00:15:49,449
‫من از بچگی اینو داشتم و صداش آرومم می‌کنه.

274
00:15:51,535 --> 00:15:53,871
‫و زندگی توی گاراژ تصمیم خودت بود؟

275
00:15:54,454 --> 00:15:56,707
‫البته که تصمیم خودم بود، این خونه‌ی منه.

276
00:15:57,666 --> 00:16:01,670
‫من این‌جوری راحتم. به نفع هر دومونه.

277
00:16:01,753 --> 00:16:04,715
‫واقعا از این وضع خوشت
‫میاد؟ یا فقط بهش عادت کردی؟

278
00:16:05,465 --> 00:16:07,885
‫همه‌ی ما خودمون رو طبق
‫شرایط وفق میدیم، مگه نه؟

279
00:16:09,428 --> 00:16:12,848
‫مثل تو و شوهرت. پای تلفن
‫با هم صحبت خوبی داشتین؟

280
00:16:12,931 --> 00:16:14,016
‫مراقب باش.

281
00:16:14,099 --> 00:16:16,935
‫تو اومدی که رازهای اونو بفهمی،
‫نه این‌که اون رازهای تو رو بفهمه.

282
00:16:17,436 --> 00:16:21,023
‫من فقط یه پیام براش
‫گذاشتم. اون نگران میشه.

283
00:16:21,732 --> 00:16:23,358
‫پس خوب شد که براش پیام گذاشتی.

284
00:16:30,782 --> 00:16:32,993
‫می‌خوای لباسی که برای فیلمبرداری
‫ازش خوشم میاد رو نشونت بدم؟

285
00:16:37,623 --> 00:16:40,501
‫ببخشید که قول موله رو بهتون دادم.

286
00:16:40,584 --> 00:16:43,504
‫فکر کنم منظورم گوآکاموله بود.

287
00:16:43,587 --> 00:16:44,880
‫مشکلی نیست، رفیق.

288
00:16:44,963 --> 00:16:48,175
‫پس ملکه شیلا برای آخر هفته رفته اسپا؟

289
00:16:49,593 --> 00:16:52,137
‫اون بهشون پول میده
‫یا اونا بهش پول میدن؟

290
00:16:52,221 --> 00:16:54,389
‫نه. ما پول میدیم.

291
00:16:55,057 --> 00:16:57,768
‫اما اون به یکم استراحت نیاز داشت.

292
00:16:59,102 --> 00:17:00,938
‫مطمئنی که نمی‌خوای
‫لیوان بهت بدم برای اون؟

293
00:17:01,021 --> 00:17:02,981
‫بهت گفتم که با بطری مشکلی ندارم.

294
00:17:03,065 --> 00:17:04,525
‫عزیزم، میشه کوتاه بیای؟

295
00:17:07,361 --> 00:17:09,780
‫خب، مکزیک؟

296
00:17:10,906 --> 00:17:12,366
‫این ایده از کجا اومد؟

297
00:17:15,243 --> 00:17:18,038
‫تایلر همیشه می‌خواست طرز
‫تهیه‌ی تورتیلای خونگی رو یاد بگیره.

298
00:17:18,747 --> 00:17:20,499
‫این حقیقت داره.

299
00:17:21,750 --> 00:17:24,294
‫پس این یه سفر تجاریه؟

300
00:17:25,753 --> 00:17:27,130
‫نمی‌دونم. شاید...

301
00:17:27,214 --> 00:17:29,800
‫اونا در زمینه‌ی تخصص و بازار...

302
00:17:29,883 --> 00:17:32,636
‫از شما جلوتر باشن.

303
00:17:33,887 --> 00:17:36,557
‫این شاید زمان خوبی باشه که اعتراف کنیم...

304
00:17:36,640 --> 00:17:39,351
‫زیاد به برنامه‌ی مکزیک رفتن فکر نکردیم.

305
00:17:39,977 --> 00:17:41,520
‫پس دلیل رفتنتون چیه؟

306
00:17:42,104 --> 00:17:44,022
‫دلیل واقعی این‌که همسرت
‫توی خونه نیست چیه؟

307
00:17:44,106 --> 00:17:45,399
‫خیلی خب.

308
00:17:46,483 --> 00:17:47,568
‫فهمیدم.

309
00:17:48,944 --> 00:17:51,029
‫من کی هستم که به شما بگم چطور زندگی کنید؟

310
00:17:51,113 --> 00:17:53,574
‫- آدم مهمی نیستی.
‫- همه مهمن.

311
00:17:53,657 --> 00:17:55,784
‫هر کسی برای خودش کسیه.

312
00:17:55,868 --> 00:17:59,872
‫آره. این حقیقته.

313
00:18:00,747 --> 00:18:02,499
‫صبر کن، حقیقت اینه؟

314
00:18:02,583 --> 00:18:05,544
‫نه، حالا که فکر می‌کنم
‫اصلا حقیقت این نیست...

315
00:18:05,627 --> 00:18:08,672
‫چون کلی آدم بی‌اهمیت اون
‫بیرونن که بین ما راه میرن...

316
00:18:08,755 --> 00:18:12,259
‫و خیلی از اون آدمای
‫بی‌اهمیت فکر می‌کنن مهمن.

317
00:18:12,342 --> 00:18:15,095
‫فروپاشی روانی که میگن این‌جوریه؟

318
00:18:15,179 --> 00:18:17,973
‫می‌تونم یه چیزی به شما بگم
‫که تا حالا به هیچ کسی نگفتم؟

319
00:18:20,017 --> 00:18:23,645
‫می‌دونم ماریکا به نظرت سلطه‌گر میاد.

320
00:18:23,729 --> 00:18:26,982
‫خیلی‌ها اینو متوجه نمیشن و
‫من اونا رو سرزنش نمی‌کنم.

321
00:18:28,150 --> 00:18:29,776
‫من کاملا متوجه‌ام.

322
00:18:31,069 --> 00:18:34,990
‫من توی زندگیم با آدم‌هایی
‫مثل ماریکا زیاد برخورد داشتم.

323
00:18:35,073 --> 00:18:37,159
‫کسایی که منو کنترل می‌کردن.

324
00:18:37,242 --> 00:18:39,536
‫- منظورت شوهرته؟
‫- نه.

325
00:18:40,120 --> 00:18:44,958
‫یه نفر دیگه. یه نفر که
‫خیلی بهش عادت کرده بودم.

326
00:18:46,543 --> 00:18:49,296
‫یه نفر که فکر می‌کردم بهش نیاز
‫دارم، اما دارم به این نتیجه می‌رسم که...

327
00:18:49,379 --> 00:18:52,132
‫چه کار می‌کنی؟ این حرفا
‫نه کمکی می‌کنه نه ضروریه.

328
00:18:52,925 --> 00:18:54,968
‫اون زن داره جلوی پیشرفتمو می‌گیره.

329
00:18:55,052 --> 00:18:57,638
‫درد و دل کردن چه کمکی
‫بهت می‌کنه؟ دهنتو ببند.

330
00:18:57,721 --> 00:19:01,600
‫اون نیاز داره که من بهش
‫نیاز داشته باشم. اون یه انگله.

331
00:19:02,851 --> 00:19:06,146
‫اون به من میگه که کمکم می‌کنه،
‫اما واقعا داره انرژی منو تخلیه می‌کنه.

332
00:19:06,230 --> 00:19:09,107
‫مادرت؟ مدیر برنامه‌هات؟ این شخص کیه؟

333
00:19:09,191 --> 00:19:11,401
‫چی می‌خوای بگی؟ می‌خوای
‫بگی اون یه صدا تو سرته؟

334
00:19:11,485 --> 00:19:14,196
‫اون فکر می‌کنه دیوونه‌ای، کسی که
‫خودش یه آدم بالغه که قطار اسباب‌بازی داره.

335
00:19:14,279 --> 00:19:17,491
‫اون یه دوست قدیمیه،
‫یه نفر که یه مدته با منه.

336
00:19:18,492 --> 00:19:21,203
‫دوسش داری؟ چون من عاشقشم.

337
00:19:21,286 --> 00:19:23,330
‫- این شگفت‌انگیزه.
‫- واقعا هست، مگه نه؟

338
00:19:25,249 --> 00:19:27,626
‫- قرص نیروبخش می‌خوای؟
‫- آره.

339
00:19:30,087 --> 00:19:32,631
‫من اونا رو از یه پادوی پارکینگ
‫رستوران بیستروگاردن گرفتم،

340
00:19:32,714 --> 00:19:34,466
‫و ماریکا در مورد این نمی‌دونه.

341
00:19:35,050 --> 00:19:37,135
‫ما باید چند تا راز رو نگه داریم، مگه نه؟

342
00:19:41,181 --> 00:19:42,933
‫توی استدیو بودن همیشه خوبه،

343
00:19:43,016 --> 00:19:47,145
‫اما اینجا جادوی خلاقیت واقعی رخ میده.

344
00:19:49,356 --> 00:19:51,567
‫اما قبلش یه بازی هست
‫که دوست دارم انجامش بدم.

345
00:19:54,027 --> 00:19:58,073
‫تو فرصت اینو داری که همین‌جا
‫توی دور نهایی بی‌حساب بشی.

346
00:19:58,991 --> 00:20:00,242
‫شروع شد.

347
00:20:00,951 --> 00:20:03,078
‫فکر نکن. سریع جواب بده.

348
00:20:04,121 --> 00:20:06,874
‫طفره نرو. دروغ نگو. سعی
‫نکن منو گول بزنی وگرنه می‌بازی.

349
00:20:06,957 --> 00:20:09,084
‫- آماده‌ای؟
‫- آره.

350
00:20:09,168 --> 00:20:11,670
‫خب. پشت تلفن به کی داشتی دروغ می‌گفتی؟

351
00:20:11,753 --> 00:20:14,173
‫- بهت گفتم. من دروغ نمی‌گفتم...
‫- دقیقا کی؟

352
00:20:15,215 --> 00:20:16,842
‫- شوهرم.
‫- و؟

353
00:20:16,925 --> 00:20:17,926
‫بچه‌ام.

354
00:20:18,010 --> 00:20:19,803
‫شوهر و بچه‌ات فکر می‌کنن کجایی؟

355
00:20:19,887 --> 00:20:21,597
‫- اسپا.
‫- گه نخور، شیلا.

356
00:20:22,347 --> 00:20:24,141
‫- یه مرکز بیماران روانی.
‫- برای چی؟

357
00:20:24,224 --> 00:20:25,475
‫برای پرخوری عصبی.

358
00:20:25,559 --> 00:20:26,852
‫همونی‌ که بعدش بالا میاری؟

359
00:20:27,728 --> 00:20:29,062
‫- لطفا فقط با کلمه جواب بده.
‫- بله.

360
00:20:29,146 --> 00:20:30,856
‫- جواب هم میده؟
‫- آره، تا یه جایی.

361
00:20:30,939 --> 00:20:32,774
‫ماریکای تو کیه؟

362
00:20:32,858 --> 00:20:34,735
‫- خودمم.
‫- تقلب نکن.

363
00:20:34,818 --> 00:20:37,821
‫منم اما خودم نیستم. یه صدایی هست توی سرم.

364
00:20:37,905 --> 00:20:39,990
‫- خیلی عجیب به نظر میاد.
‫- آره، همین‌طوره.

365
00:20:40,073 --> 00:20:41,200
‫و اون تو رو کنترل می‌کنه؟

366
00:20:41,283 --> 00:20:43,076
‫خب، این‌طور به نظر میاد، آره.

367
00:20:43,160 --> 00:20:44,328
‫و تو ازش متنفری؟

368
00:20:44,411 --> 00:20:46,830
‫شدیدا، اما من خودشم.

369
00:20:48,874 --> 00:20:50,667
‫وقتی بچه بودی کی باهات ور رفته؟

370
00:20:51,877 --> 00:20:53,128
‫دوست پدرم.

371
00:20:56,381 --> 00:20:57,925
‫منم همین‌طور!

372
00:20:59,760 --> 00:21:01,512
‫دینگ، دینگ، دینگ، دینگ!

373
00:21:01,595 --> 00:21:03,430
‫اون برنده شد!

374
00:21:03,514 --> 00:21:05,349
‫جانی، بهش بگو که چی برنده شده!

375
00:21:05,432 --> 00:21:08,393
‫اون این فرصت رو داره که با وینی...

376
00:21:08,477 --> 00:21:10,270
‫گرین...

377
00:21:10,354 --> 00:21:11,939
‫برقصه!

378
00:21:33,001 --> 00:21:35,254
‫آره!

379
00:22:04,032 --> 00:22:06,577
‫- نوبت توئه.
‫- نه. این‌جوری پیش نمیریم.

380
00:22:06,660 --> 00:22:08,829
‫گه نخور، وینی.

381
00:22:11,415 --> 00:22:13,250
‫رابطه‌ی تو و ماریکا چطوریه؟

382
00:22:13,333 --> 00:22:15,502
‫ما خونه و زندگی مشترک داریم. فقط همین.

383
00:22:16,545 --> 00:22:17,921
‫اون می‌دونه که تو همجنسگرایی؟

384
00:22:18,005 --> 00:22:20,632
‫همه می‌دونن که من چه‌قدر خوشحالم.

385
00:22:21,592 --> 00:22:22,926
‫می‌دونی که منظورم چیه.

386
00:22:23,010 --> 00:22:25,512
‫خب، ما همو درک می‌کنیم
‫و از هم حمایت می‌کنیم.

387
00:22:25,596 --> 00:22:28,265
‫من یه رابطه‌ی خیانت آمیز ۶ ماهه
‫با یه مورمونی داشتم که ازش متنفرم.

388
00:22:28,348 --> 00:22:31,143
‫با این‌که رابطه‌ی ما تموم
‫شد دلم براش تنگ شده.

389
00:22:31,226 --> 00:22:33,312
‫دلم تنگ شده که گند بزنم به خودم.

390
00:22:33,395 --> 00:22:36,023
‫- خب، حداقل اون رابطه رو تموم کردی، مگه نه؟
‫- نه. اون تمومش کرد.

391
00:22:36,106 --> 00:22:39,109
‫من هیچ چیزی رو تموم نمی‌کنم.
‫این وظیفه‌ی اون صداست.

392
00:22:39,193 --> 00:22:41,111
‫اون صدا برای همینه؟

393
00:22:43,280 --> 00:22:45,324
‫اون می‌خواد این‌جوری فکر کنی.

394
00:22:47,034 --> 00:22:49,620
‫اما تو می‌تونی هر کاری رو که
‫می‌خوای انجام بدی، اگه روش تمرکز کنی.

395
00:22:50,495 --> 00:22:51,830
‫واقعا به این باور داری؟

396
00:22:51,914 --> 00:22:53,040
‫یه کاری می‌کنم بقیه اینو باور کنن.

397
00:22:54,666 --> 00:22:56,793
‫و این حتی از باور به خودم بهتره.

398
00:22:59,087 --> 00:23:04,843
‫بدون این‌که کسی از من اینو
‫بخواد یا پیشنهادش رو بده...

399
00:23:04,927 --> 00:23:09,723
‫از وقتی من ۱۶ ساله بودم
‫داستان زندگی خودم رو می‌نوشتم.

400
00:23:09,806 --> 00:23:11,099
‫با کلمات خودم.

401
00:23:12,059 --> 00:23:14,353
‫و من به نوشتن ادامه دادم،

402
00:23:14,436 --> 00:23:18,649
‫حتی با این‌که زندگیم
‫مدام داره کم‌اهمیت‌تر میشه.

403
00:23:18,732 --> 00:23:20,901
‫می‌خوای مقداریش رو برای ما بخونی؟

404
00:23:20,984 --> 00:23:23,946
‫معلومه که می‌خواد بخونه. یه صفحه بردار.

405
00:23:24,029 --> 00:23:26,490
‫باشه، همین کارو می‌کنم.

406
00:23:36,667 --> 00:23:38,001
‫خیلی خب.

407
00:23:38,085 --> 00:23:39,419
‫آره.

408
00:23:43,882 --> 00:23:45,843
‫هیچ کسی قبلا اینو نشنیده.

409
00:23:48,387 --> 00:23:51,348
‫"و بعد من اون‌جا تنها بودم،

410
00:23:51,431 --> 00:23:53,934
‫فقط با یک چراغ قوه، افکارم...

411
00:23:54,017 --> 00:23:57,855
‫و یه بطری همینگوی برای
‫فراموش کردن همه چیز."

412
00:23:59,106 --> 00:24:01,567
‫این از چیزی که فکر می‌کردم دردناک‌تره.

413
00:24:01,650 --> 00:24:03,068
‫ادامه بده.

414
00:24:06,363 --> 00:24:10,242
‫"من خیلی زود فهمیدم که
‫یه کتاب مثل یه پتوی گرمه..."

415
00:24:10,325 --> 00:24:11,702
‫وای خدا.

416
00:24:12,744 --> 00:24:16,582
‫"اما واقعیت جای سردیه و
‫سیاست یه عوضی بیرحمه"...

417
00:24:16,665 --> 00:24:18,208
‫این ضروری نبود.

418
00:24:19,001 --> 00:24:23,630
‫"که توهم امنیت رو از ما
‫میگیره و مجبورمون می‌کنه تا...

419
00:24:26,258 --> 00:24:27,551
‫با اژدهای زندگی مواجه بشیم."

420
00:24:29,136 --> 00:24:30,512
‫فکر نکنم بتونم ادامه بدم.

421
00:24:30,596 --> 00:24:32,014
‫می‌تونی و ادامه میدی.

422
00:24:41,899 --> 00:24:42,941
‫داره میاد.

423
00:24:43,025 --> 00:24:45,611
‫نگران نباش. تمرکز
‫کن. تو از پسش بر میای.

424
00:24:48,864 --> 00:24:53,035
‫خیلی خب. بازیتو کردی.
‫حالا لباس درست رو بپوش.

425
00:24:53,118 --> 00:24:54,453
‫اینا لباس‌های درست هستن.

426
00:24:54,536 --> 00:24:56,705
‫- تو خفه شو.
‫- حرفت خوب نبود.

427
00:24:56,788 --> 00:25:00,167
‫این‌جوری با من حرف نزن. من از تو نمی‌ترسم.

428
00:25:01,293 --> 00:25:02,836
‫اون‌قدری باهوش نیستی که از من بترسی.

429
00:25:04,087 --> 00:25:08,050
‫- اون مادر کوفتی تو نیست.
‫- و اونم دوست تو نیست.

430
00:25:08,133 --> 00:25:09,843
‫تو هیچی در مورد اون نمی‌دونی.

431
00:25:09,927 --> 00:25:13,263
‫اون فقط یه تقلیدکار و انگل دیگه هست.

432
00:25:13,347 --> 00:25:14,723
‫اون به حرفای من گوش میده!

433
00:25:16,266 --> 00:25:19,478
‫کل روز به ایده‌های من گوش میده.

434
00:25:20,270 --> 00:25:21,855
‫آخرین باری که تو به من گوش دادی...

435
00:25:21,939 --> 00:25:24,024
‫و با قلدری مجبورم نکردی
‫که من به تو گوش کنم کی بوده؟

436
00:25:25,192 --> 00:25:26,693
‫خب...

437
00:25:27,653 --> 00:25:29,404
‫فکر کنم کاریش نمیشه کرد.

438
00:25:30,739 --> 00:25:32,032
‫از فیلمبرداریت لذت ببر.

439
00:25:41,708 --> 00:25:42,793
‫خیلی خب.

440
00:25:42,876 --> 00:25:47,673
‫"سال بیست و چهارمم توی این
‫کره‌ی خاکی جسورانه‌ترین سال من بود.

441
00:25:48,382 --> 00:25:52,970
‫اما اون شب من یه جرعه‌ی دیگه
‫از نوشیدنی ارنستو خوردم و رفتم.

442
00:25:53,595 --> 00:25:56,223
‫تا کاوش کنم، تا رشد کنم،

443
00:25:56,306 --> 00:26:00,853
‫تا نبردهایی که به مبارز نیاز
‫داشت رو پیدا کنم و برنده شم."

444
00:26:03,856 --> 00:26:05,774
‫این خیلی مزخرفه.

445
00:26:06,942 --> 00:26:08,360
‫تو خیلی مزخرف بودی.

446
00:26:08,443 --> 00:26:13,407
‫آره، این‌طور بودم. هنوزم هستم.

447
00:26:15,200 --> 00:26:17,286
‫و علی‌رغم همه‌ی
‫پیش‌بینی‌های ناشیانه‌ام،

448
00:26:17,369 --> 00:26:22,082
‫نه جنگی رو شروع کردم
‫و نه توی جنگی برنده شدم.

449
00:26:26,044 --> 00:26:28,255
‫تعجبی هم نداره که اون به من خیانت کرد.

450
00:26:31,508 --> 00:26:36,180
‫یعنی با این کارش مشکلی نداری؟

451
00:26:36,263 --> 00:26:41,143
‫نمیگم که مشکلی ندارم، اما درکش می‌کنم.

452
00:26:41,226 --> 00:26:43,270
‫- همه‌ی ما درک می‌کنیم.
‫- خیلی معرفت داری، داداش.

453
00:26:44,021 --> 00:26:47,232
‫با توجه به این‌که اون با کسی بهت
‫خیانت کرده که دشمن اصلی توئه

454
00:26:48,025 --> 00:26:49,693
‫صبر کن ببینم، چی گفتی؟

455
00:26:56,533 --> 00:26:59,828
‫همه برن سر جاشون. وقت اجراست.

456
00:27:06,460 --> 00:27:10,339
‫شیلا لطفا برو بیارش. بهش بگو که من متاسفم.

457
00:27:12,216 --> 00:27:15,677
‫وینی. وینی، تو مشکلی نداری.

458
00:27:15,761 --> 00:27:17,804
‫تو بارها این‌کارو کردی.

459
00:27:17,888 --> 00:27:20,849
‫برو خودت باش. فقط خودت باش.

460
00:27:20,933 --> 00:27:24,645
‫خفه‌ خون بگیر! لطفا برو پیداش کن!

461
00:27:26,438 --> 00:27:28,607
‫من بهش نیاز دارم.

462
00:27:32,069 --> 00:27:34,363
‫خواهش می‌کنم، شیلا.

463
00:27:49,670 --> 00:27:51,672
‫ای احمق.

464
00:27:51,755 --> 00:27:55,467
‫بهت گفتم که گول نخوری. اما گوش نکردی

465
00:27:55,968 --> 00:27:57,386
‫هیچ وقت گوش نمی‌کنی.

466
00:27:58,136 --> 00:27:59,429
‫تو فکر کردی می‌تونی اونو درست کنی،

467
00:27:59,513 --> 00:28:01,723
‫و بعد همه‌ی مشکلاتت حل میشه؟

468
00:28:01,807 --> 00:28:03,058
‫فکر کردی من از بین میرم؟

469
00:28:06,979 --> 00:28:08,397
‫اما من جایی نمیرم.

470
00:28:08,480 --> 00:28:11,900
‫تو نمی‌تونی منو اخراج کنی. تو نمی‌تونی
‫منو بندازی بیرون. تو به من احتیاج داری.

471
00:28:11,984 --> 00:28:15,112
‫خفه شو! ببند دهنتو. خواهش می‌کنم.

472
00:28:15,195 --> 00:28:17,698
‫- تو بدون من میپوسی.
‫- گفتم بس کن!

473
00:28:17,781 --> 00:28:19,908
‫تو میشی یه احمق تنبل چاق پیر...

474
00:28:19,992 --> 00:28:21,994
‫که هیچی نداری که به بقیه نشون
‫بدی. هیچی نداری که براش زندگی کنی.

475
00:28:22,077 --> 00:28:24,690
‫دلیلی برای زنده موندن
‫روی این سیاره نداری.

476
00:28:24,714 --> 00:28:26,623
‫برو بیرون! از این‌جا برو!

477
00:28:26,707 --> 00:28:29,543
‫- حالت خوبه، خانم؟
‫- نه! نه!

478
00:28:30,252 --> 00:28:32,045
‫من حالم خوب نیست!

479
00:28:32,129 --> 00:28:34,965
‫هیچ کدوم از اینا دیگه جواب نمیده.

480
00:28:36,175 --> 00:28:38,552
‫من به کمک احتیاج دارم.

481
00:28:45,309 --> 00:28:46,310
‫می‌تونم کمکت کنم؟

482
00:28:46,393 --> 00:28:49,521
‫بله، من دنی روبین هستم،
‫اومدم همسرم شیلا رو ببینم.

483
00:28:49,605 --> 00:28:53,066
‫- روبین؟
‫- بله. شیلا روبین.

484
00:28:53,150 --> 00:28:56,236
‫ببخشید، آقا. من در مورد
‫بیماری با اون اسم اطلاعی ندارم.

485
00:28:56,260 --> 00:29:01,260
‫مترجم: ‫میثم موسویان
MeysaM.UnicorN

486
00:29:01,284 --> 00:29:06,284



