﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000



2
00:00:05,024 --> 00:00:09,424
<font color="#ff8080">مترجم: میثم موسویان</font>
<font color="#ff80c0">  MeysaM.UnicorN</font>

3
00:00:09,468 --> 00:00:14,932
‫مدت زیادی بود که من این‌قدر سالم نبودم،

4
00:00:15,015 --> 00:00:16,808
‫اصلا یادم نمیاد آخرین بار کی بوده.

5
00:00:16,892 --> 00:00:19,436
‫راستش فکر نکنم تا حالا
‫این‌قدر سالم بوده باشم.

6
00:00:20,646 --> 00:00:24,149
‫من بیصبرانه منتظرم هر چیزی که در
‫طی دو هفته‌ی گذشته این‌جا یاد گرفتم رو...

7
00:00:24,233 --> 00:00:27,444
‫توی زندگیم پیاده کنم.

8
00:00:28,362 --> 00:00:30,072
‫مدیتیشن وعده‌ی غذای...

9
00:00:30,155 --> 00:00:33,784
‫همین الانش می‌تونم تصور کنم
‫که این کارو سر میز آشپزخونه...

10
00:00:33,867 --> 00:00:35,911
‫هر روز صبح با خانواده‌ام انجام میدم.

11
00:00:35,994 --> 00:00:40,123
‫"ابراز احساسات صادقانه"‌
‫می‌تونه خیلی کمک کنه.

12
00:00:40,207 --> 00:00:43,544
‫کارای هنری و روزمره‌نویسی....

13
00:00:43,627 --> 00:00:48,340
‫و حس جزئی از یه اجتماع
‫بودنی که به من دادید هم به کنار.

14
00:00:48,423 --> 00:00:51,552
‫ممنون که کاری کردین بفهمم تنها نیستم.

15
00:00:55,055 --> 00:00:56,723
‫درسته.

16
00:00:56,807 --> 00:00:58,600
‫من حس می‌کنم آدم جدیدی شدم.

17
00:01:00,102 --> 00:01:03,313
‫یه آدم جدید شدم. یه آدم سالم.

18
00:01:04,815 --> 00:01:10,612
‫آره، میشه گفت من دیدگاه
‫جدیدی نسبت به زندگی پیدا کردم.

19
00:01:11,238 --> 00:01:12,281
‫مطمئنم همین‌طوره.

20
00:01:14,157 --> 00:01:15,158
‫من بهترم.

21
00:01:17,619 --> 00:01:21,707
‫و برای این واقعا از همه‌ی شما ممنونم.

22
00:01:22,291 --> 00:01:23,834
‫مخصوصا تو، لوان.

23
00:01:23,917 --> 00:01:28,046
‫چون برای توانبخشی این محیط
‫واقعا خاص رو ایجاد کردی.

24
00:01:28,130 --> 00:01:30,340
‫به لطف تو من آماده‌ام.

25
00:01:33,177 --> 00:01:34,386
‫من آماده‌ی رفتنم.

26
00:01:37,639 --> 00:01:39,391
‫چه گهی داری می‌خوری؟

27
00:01:40,809 --> 00:01:42,686
‫- بله؟
‫- تو بهتر شدی، آره؟

28
00:01:44,438 --> 00:01:45,439
‫تو توهم برت داشته.

29
00:01:46,398 --> 00:01:48,775
‫بیخیال، لوان. من این‌جا دیوونه‌ام یا...

30
00:01:48,859 --> 00:01:50,736
‫می‌دونی که در مورد کلمه‌ی
‫"دیوونه" چه حسی دارم.

31
00:01:50,819 --> 00:01:53,030
‫دیوونه فقط یعنی "زنی که من باهاش مخالفم."

32
00:01:53,113 --> 00:01:55,365
‫- ممنون. پس این...
‫- از حد خودتم تجاوز کردی.

33
00:01:55,449 --> 00:02:00,495
‫من الان حس می‌کنم
‫مورد حمله قرار گرفتم.

34
00:02:00,579 --> 00:02:04,499
‫خب، من حس می‌کنم اون
‫جلوی همه‌ی ما روی زمین رید...

35
00:02:04,583 --> 00:02:06,210
‫و اسمش رو گذاشت بستنی شکلاتی.

36
00:02:06,877 --> 00:02:08,503
‫- هریت.
‫- چیه؟ قراره این‌جا بشینم...

37
00:02:08,586 --> 00:02:11,089
‫و گوش کنم که دختر شایسته‌ی آمریکا
‫در مورد پذیرفتن خودش صحبت کنه؟

38
00:02:11,173 --> 00:02:13,550
‫ما می‌دونیم که بحث و
‫درگیری برای تو آسونه، هریت.

39
00:02:13,634 --> 00:02:15,886
‫اما اینم می‌دونیم که برای
‫تو منجر به چی میشه، مگه نه؟

40
00:02:15,969 --> 00:02:17,596
‫پس جوش نیار‌، عزیزم.

41
00:02:19,556 --> 00:02:23,560
‫فکر کنم این انتهای
‫جلسه‌ی امروز صبح ماست.

42
00:02:23,644 --> 00:02:25,437
‫از همه ممنونم که اومدن.

43
00:02:25,521 --> 00:02:27,356
‫لطفا از یک ساعت رسیدگی
‫به کارای شخصی‌تون لذت ببرید...

44
00:02:27,439 --> 00:02:29,775
‫و من ساعت ۱۲:۳۰ شما
‫رو توی اتاق غذاخوری می‌بینم.

45
00:02:29,858 --> 00:02:32,694
‫شیلا، می‌خوای بیای تو
‫کلبه تا با هم حرف بزنیم؟

46
00:02:33,946 --> 00:02:35,030
‫البته.

47
00:02:35,113 --> 00:02:37,616
‫اوضاع رو از بد به بدتر تغییر دادی، مگه نه؟

48
00:02:47,584 --> 00:02:48,877
‫بفرما.

49
00:02:48,961 --> 00:02:53,215
‫خب، اینو میگم چون شاید فراموش کرده
‫باشی، و اولین نفری هم نیستی که فراموش کرده،

50
00:02:53,298 --> 00:02:56,301
‫این تجربه داوطلبانه هست. اینو یادته که؟

51
00:02:57,135 --> 00:02:58,512
‫بله. یادمه.

52
00:02:58,595 --> 00:03:01,348
‫خوبه. چون اگه این رو به تو یادآوری نکنم...

53
00:03:01,431 --> 00:03:02,641
‫توی انجام کارم خوب نیستم.

54
00:03:02,724 --> 00:03:04,476
‫دلیل این‌که من این‌جا
‫رو راه‌اندازی کردم...

55
00:03:04,560 --> 00:03:06,687
‫باز شروع شد، می‌خواد
‫کل پیشینه رو تعریف کنه.

56
00:03:06,770 --> 00:03:09,690
‫اون غذا نمی‌خورد. والدینش
‫اونو به یه آسایشگاه فرستادن.

57
00:03:09,773 --> 00:03:11,441
‫اونو بستنش به صندلی. به
‫زور غذا خوروندن بهش.

58
00:03:11,525 --> 00:03:14,403
‫اون قسم خورد که اجازه نده این اتفاق برای
‫کس دیگه‌ای بیفته. تو همه‌ی اینا رو میدونی.

59
00:03:14,486 --> 00:03:17,739
‫تا وقتی که حالم بد شه. اما در
‫نهایت همه چی به تو بستگی داره.

60
00:03:20,033 --> 00:03:21,076
‫نظرت چیه؟

61
00:03:22,119 --> 00:03:23,120
‫شیلا؟

62
00:03:27,207 --> 00:03:29,918
‫بله. من یه لحظه فکرم رفت جای دیگه.

63
00:03:30,002 --> 00:03:34,590
‫اما میشه دوباره بگی؟ من
‫در مورد چی چه فکری می‌کردم؟

64
00:03:34,673 --> 00:03:37,718
‫شیلا، واقعا فکر می‌کنی
‫آماده‌ای که بری خونه؟

65
00:03:39,887 --> 00:03:42,055
‫واقعا ببخشید که اون‌جا
‫سعی کردم بقیه رو گول بزنم،

66
00:03:42,139 --> 00:03:44,433
‫به‌جای این‌که بپرسم که می‌تونم برم یا نه.

67
00:03:45,142 --> 00:03:46,685
‫لازم نیست عذرخواهی کنی.

68
00:03:47,644 --> 00:03:49,062
‫درک صدمه.

69
00:03:49,563 --> 00:03:51,773
‫این یکی از قدم‌های شماست. توی لیسته.

70
00:03:51,857 --> 00:03:54,109
‫آره. این لیست منه.

71
00:03:55,235 --> 00:03:58,989
‫اما در این مورد باید از
‫یه نفر عذرخواهی بشه...

72
00:03:59,072 --> 00:04:00,240
‫اما اون من نیستم.

73
00:04:00,908 --> 00:04:03,744
‫من از هریت عذرخواهی نمی‌کنم. اون زن...

74
00:04:03,827 --> 00:04:05,245
‫می‌دونم که از کلمه‌ی
‫"دیوونه‌" خوشت نمیاد...

75
00:04:05,329 --> 00:04:08,290
‫- اما یکمی...
‫- من دارم در مورد خودت حرف میزنم،‌ شیلا.

76
00:04:08,373 --> 00:04:11,210
‫اگه تو توی این فرایند صداقت به خرج ندی...

77
00:04:11,293 --> 00:04:12,628
‫به خودت یه عذرخواهی بدهکار میشی.

78
00:04:13,212 --> 00:04:14,546
‫باید انتظار اینو می‌داشتی.

79
00:04:14,630 --> 00:04:17,673
‫احتمالا اینو روی یکی از بالش‌های
‫احمقانه‌اش سوزن‌دوزی کرده.

80
00:04:17,757 --> 00:04:20,677
‫فکر کردی از این چی گیرت
‫میاد؟ جز هزینه‌ی هنگفتی که کردی.

81
00:04:20,761 --> 00:04:26,391
‫اگه بخوام به زبون ساده بگم،
‫اگه نمی‌خوای تلاش کنی پس...

82
00:04:27,017 --> 00:04:28,435
‫نباید این‌جا باشی.

83
00:04:29,228 --> 00:04:32,523
‫من دارم همه‌ی فعالیت‌ها و تمرین‌ها
‫رو انجام میدم. من تلاش می‌کنم.

84
00:04:32,606 --> 00:04:35,901
‫تلاش کردن یعنی صادق باشی.

85
00:04:35,984 --> 00:04:40,239
‫نه‌ این‌که چیزی که من می‌خوام بشنوم رو
‫بگی،‌ بلکه چیزی که واقعا توی ذهنته رو بگی.

86
00:04:40,322 --> 00:04:42,908
‫هیچ کسی نمی‌خواد چیزی که تو
‫فکر می‌کنی رو بشنوه، مخصوصا اون.

87
00:04:42,991 --> 00:04:44,743
‫به علاوه، تو داری با
‫دسته چکت تلاش می‌کنی.

88
00:04:44,826 --> 00:04:46,620
‫اون همه سنگ فیروزه
‫نمی‌تونه ارزون بوده باشه.

89
00:04:46,703 --> 00:04:49,081
‫به خودت بستگی داره، شیلا.
‫تو الان می‌تونی بری خونه.

90
00:04:49,164 --> 00:04:53,293
‫می‌تونی خودت رو موفق بدونی،
‫زندگی رو از جایی که ول کردی ادامه بدی.

91
00:04:54,211 --> 00:04:58,882
‫و یا می‌تونی این‌جا بمونی و خودت رو
‫متعهد بدونی و کارای سخت رو انجام بدی.

92
00:05:00,133 --> 00:05:01,844
‫تغییر واقعی این‌جا اتفاق میفته.

93
00:05:02,636 --> 00:05:03,846
‫خب قراره چه کار کنی؟

94
00:05:05,138 --> 00:05:07,391
‫تنها کاری که لازم بود بکنی این
‫بود که بهش بگی دیگه نمی‌خوای بمونی.

95
00:05:07,474 --> 00:05:08,600
‫بگی آماده‌ی رفتنی.

96
00:05:08,684 --> 00:05:11,895
‫اما تو مثل همیشه شجاعتت رو از دست دادی.

97
00:05:15,899 --> 00:05:18,527
‫وقتی دیدم ساکتو بستی بلند خنده‌ام گرفت.

98
00:05:19,194 --> 00:05:20,237
‫ممنونم بابت این.

99
00:05:20,320 --> 00:05:22,447
‫خوشحالم که تونستم بخندونمت.

100
00:05:22,531 --> 00:05:27,995
‫واقعا فکر می‌کردی این جواب
‫میده؟ فقط این‌که سپاسگزار باشی.

101
00:05:28,078 --> 00:05:29,746
‫"من درمان شدم. خداحافظ."

102
00:05:30,372 --> 00:05:31,874
‫تماشای این شگفت‌انگیز بود.

103
00:05:31,957 --> 00:05:35,460
‫ولی به‌طرز غیرطبیعی. مثل این‌که
‫یه سنجاب اسکی رو آب انجام بده.

104
00:05:35,544 --> 00:05:36,795
‫چرا برات مهمه؟

105
00:05:36,879 --> 00:05:39,381
‫خب، اهمیت لغت درستی به نظر نمیاد، اما...

106
00:05:39,464 --> 00:05:41,633
‫همه‌ی ما به اندازه‌ی تو
‫از این‌جا خوشمون نمیاد.

107
00:05:44,803 --> 00:05:47,514
‫چرا همیشه در برابر من بیشعوری؟

108
00:05:50,309 --> 00:05:52,436
‫- این سوال خوبیه.
‫- می‌دونم.

109
00:05:52,519 --> 00:05:55,105
‫یه دلیلی داره. دقیقا نمی‌دونم چیه.

110
00:05:56,231 --> 00:05:58,817
‫حداقل یه بخشیش به قیافه‌ات ربط داره.

111
00:06:02,196 --> 00:06:04,156
‫با دمبل‌های من کاری کردی؟

112
00:06:04,239 --> 00:06:06,909
‫به نظر میاد من با
‫دمبل‌های تو کاری کرده باشم؟

113
00:06:16,418 --> 00:06:17,753
‫وای خدا.

114
00:06:19,963 --> 00:06:22,716
‫اگه بیشتر این‌جا بمونی
‫به اندازه‌ی اون بد میشی.

115
00:06:22,799 --> 00:06:24,301
‫دیگه کافیه.

116
00:06:24,384 --> 00:06:27,804
‫در این مطمئنی؟ شاید حتی بدتر از اون بشی.

117
00:06:28,931 --> 00:06:31,558
‫دو هفته وقتتو گذاشتی پای این مسخره‌بازی
‫و بازم اونا از تو انتظار بیشتری دارن.

118
00:06:31,642 --> 00:06:34,853
‫دارن خونت رو میمکن در حالی
‫که کسب و کارت داره از بین میره.

119
00:06:37,064 --> 00:06:38,607
‫کل این دم و دستگاه کلاهبرداریه.

120
00:06:38,690 --> 00:06:42,027
‫این ملک رو ببین. فکر کردی
‫لوان چطور تونسته این‌جا رو بگیره؟

121
00:06:45,405 --> 00:06:47,157
‫تو دو هفته‌اس این کارو نکردی.

122
00:06:47,241 --> 00:06:50,577
‫تو بهتر به نظر میای. حس بهتری داری.
‫اما اون نمی‌خواد تو به این باور داشته باشی.

123
00:06:50,661 --> 00:06:53,038
‫چون هر چه‌قدر مریض‌تر باشی برای اون بهتره.

124
00:06:53,121 --> 00:06:56,959
‫این سود بیشتری برای لوان طماع
‫داره و فرصت موفقیت تو کمتر میشه.

125
00:07:04,258 --> 00:07:06,301
‫خوردن با حضور قلب. این چیه؟

126
00:07:07,344 --> 00:07:09,137
‫دقیقا همون چیزیه که به نظر میاد.

127
00:07:09,721 --> 00:07:14,184
‫خوردن با آگاهی از قوت
‫و لذت و فایده‌ی غذا...

128
00:07:14,268 --> 00:07:17,062
‫به‌جای همه‌ی چیزای دیگه‌ای که
‫ما از غذا برای اونا استفاده می‌کنیم.

129
00:07:17,729 --> 00:07:18,814
‫می‌خواید کمکم کنین؟

130
00:07:19,815 --> 00:07:20,816
‫راحتی.

131
00:07:21,692 --> 00:07:22,943
‫همراهی.

132
00:07:24,152 --> 00:07:25,571
‫طفره‌رفتن.

133
00:07:26,446 --> 00:07:27,447
‫همه‌ی اینا آشنا هستن.

134
00:07:28,740 --> 00:07:31,910
‫دیگه خودتی و خودت. شنا
‫کن یا غرق شو. برام مهم نیست.

135
00:07:31,994 --> 00:07:33,078
‫عشق؟

136
00:07:33,704 --> 00:07:36,999
‫این سوالی بود؟ چون آخرشو یه جوری گفتی.

137
00:07:37,082 --> 00:07:39,668
‫- کسی که جواب میده میره یه قدم بزنه.
‫- واقعا؟

138
00:07:39,751 --> 00:07:42,629
‫- دوباره که این‌کارو نمی‌کنیم؟
‫- می‌تونم دوبرابرش کنم.

139
00:07:44,173 --> 00:07:47,301
‫کی دوست داره شش قدم تمرین
‫پرتقال رو با ما به اشتراک بذاره؟

140
00:07:47,384 --> 00:07:48,385
‫هر کسی جز هریت.

141
00:07:48,468 --> 00:07:50,220
‫بی‌اشتهاهای عصبی خیلی کمال‌گرا هستن.

142
00:07:50,304 --> 00:07:52,848
‫مثل یه موشک مقبولیت‌جو
‫دستشو پرت می‌کنه بالا.

143
00:07:52,931 --> 00:07:58,896
‫نگه داشتن، دیدن، بو کردن،
‫مزه‌کردن، قورت دادن، دنبال کردن.

144
00:07:58,979 --> 00:08:01,315
‫- خایه‌مالی رو فراموش کردی.
‫- خوب بود، ملیندا.

145
00:08:01,398 --> 00:08:06,528
‫باید درون خودتون بشینید،
‫درون تجربه‌ی حسی‌تون.

146
00:08:06,612 --> 00:08:10,741
‫و برای بعضی از ما
‫اون‌جا جای راحتی نیست.

147
00:08:12,117 --> 00:08:13,535
‫لازم نیست این‌جا دستتو ببری بالا.

148
00:08:13,619 --> 00:08:15,537
‫- ببخشید.
‫- و نیازی هم نیست که عذرخواهی کنی.

149
00:08:15,621 --> 00:08:18,665
‫- ببخشید، ببخشید.
‫- عیب نداره.

150
00:08:18,749 --> 00:08:20,250
‫میشه یه پرتقال دیگه انتخاب کنم؟

151
00:08:20,751 --> 00:08:24,338
‫حس می‌کنم داخل این یه مشکلی هست.

152
00:08:24,421 --> 00:08:25,964
‫وای پسر. قراره حسابی معطل بشیم.

153
00:08:26,048 --> 00:08:27,299
‫بفرما.

154
00:08:32,136 --> 00:08:34,806
‫ببخشید. این خیلی بده. من همه رو معطل کردم.

155
00:08:34,890 --> 00:08:36,058
‫- ببخشید.
‫- عیبی نداره.

156
00:08:36,140 --> 00:08:39,019
‫تو یه زندگی داشتی، یه نوار
‫ورزشی، یه کسب و کار در حال رشد،

157
00:08:39,102 --> 00:08:41,230
‫و همه‌ی اونا رو برای
‫این مسخره‌بازی ول کردی.

158
00:08:41,313 --> 00:08:44,107
‫این الان قبیله‌ی توئه.
‫می‌خوای این‌جا باشی؟

159
00:08:44,191 --> 00:08:47,110
‫انگار یه بیگانه از یه
‫سیاره‌ی دور اینو انداخته.

160
00:08:47,194 --> 00:08:50,739
‫شما تا حالا چیزی شبیه این
‫توی زندگی‌تون ندیدین.

161
00:08:50,822 --> 00:08:54,785
‫خصوصیت‌هاش چی هستن؟ رنگش؟ شکلش؟

162
00:08:54,868 --> 00:08:57,704
‫این فقط یه پرتقاله. یه
‫پرتقال معمولی کوفتی.

163
00:08:57,788 --> 00:09:01,792
‫توی دست شما چه حسی داره؟ وزنش، بافتش.

164
00:09:01,875 --> 00:09:04,711
‫به پرز و حفره‌هاش نگاه کنید.

165
00:09:04,795 --> 00:09:07,506
‫و حالا با یه تیکه پوستش شروع می‌کنیم.

166
00:09:08,632 --> 00:09:11,093
‫کل روغن معطرش توی اون‌جاست.

167
00:09:11,176 --> 00:09:12,636
‫اون از پوست میوه محافظت می‌کنه.

168
00:09:14,096 --> 00:09:15,097
‫سعی کنید درش بیارید.

169
00:09:15,764 --> 00:09:19,268
‫بیاید آگاه باشیم که چطور
‫بو کردن نوعی مصرف کردنه.

170
00:09:19,351 --> 00:09:21,854
‫از بینی‌ شما عبور می‌کنه
‫و به ریه‌‌هاتون می‌رسه.

171
00:09:21,937 --> 00:09:24,439
‫یه سال طول می‌کشه تا یه گاز بزنی.

172
00:09:24,523 --> 00:09:25,524
‫این مسخره‌ست.

173
00:09:25,607 --> 00:09:29,278
‫حالا یه قسمت از میوه رو توی دهنتون بذارید،

174
00:09:30,028 --> 00:09:33,949
‫سعی کنید گازش نزنید.
‫فقط توی دهنتون حسش کنید.

175
00:09:34,032 --> 00:09:38,912
‫به احساساتی که ایجاد میشه و
‫واکنش سیستم بدنتون دقت کنید.

176
00:09:39,663 --> 00:09:44,084
‫ما بدون قضاوتی این چیزها
‫رو برای یه لحظه حس می‌کنیم.

177
00:09:44,168 --> 00:09:46,211
‫و بدون هیچ وقاری.

178
00:09:47,921 --> 00:09:50,090
‫عاشق اینم که خودتو بروز میدی، ملیندا.

179
00:09:50,174 --> 00:09:54,469
‫بله، هر حسی که بیاد خوبه،
‫اما سعی کنید گازش نزنید.

180
00:09:54,553 --> 00:09:57,890
‫ما فقط داریم با حضور قلب حس می‌کنیم.

181
00:09:57,973 --> 00:10:00,017
‫بعدش چی؟ می‌خوای با هم بریم دستشویی...

182
00:10:00,100 --> 00:10:02,895
‫و با حضور قلب اونو برینیم؟
‫داری فرصتت رو از دست میدی.

183
00:10:02,978 --> 00:10:06,023
‫تو داری زمان کمی که برات مونده تا یه
‫کاری با زندگیت بکنی رو از دست میدی.

184
00:10:06,106 --> 00:10:07,191
‫نه، باید بس کنی!

185
00:10:07,941 --> 00:10:12,362
‫ببخشید. من نمی‌تونم این کارو
‫بکنم. این به درد من نمی‌خوره.

186
00:10:12,446 --> 00:10:14,198
‫اون نمی‌تونه این کارو
‫بکنه. اون نمیتونه بذاره بره.

187
00:10:14,281 --> 00:10:17,284
‫برگرد سراغ پرتقالت، هریت.
‫برگردین سراغ پرتقالتون لطفا.

188
00:10:26,043 --> 00:10:27,044
‫می‌تونم یکی بردارم؟

189
00:10:27,669 --> 00:10:29,046
‫- البته.
‫- نه عزیزم.

190
00:10:31,340 --> 00:10:34,510
‫شرمنده، عزیزم، اونا
‫برای همه هستن، نه فقط ما.

191
00:10:35,052 --> 00:10:36,303
‫تا کی این‌جا هستی، مامان؟

192
00:10:36,386 --> 00:10:39,515
‫بهت گفتم، عزیزم. دو هفته. تقریبا تمومه.

193
00:10:40,432 --> 00:10:43,393
‫آره، اندازه‌ی ۱۰ بار
‫خوابیدن، بعد میام خونه.

194
00:10:43,894 --> 00:10:46,563
‫خیلی بد نیست. راستی پینکی چطوره؟

195
00:10:46,647 --> 00:10:48,774
‫اون مریضه. سرشو زخمی کرده.

196
00:10:48,857 --> 00:10:51,193
‫اون میره دکتر سر تا حالش بهتر شه.

197
00:10:53,195 --> 00:10:54,571
‫چطور سرش رو زخمی کرده؟

198
00:10:54,655 --> 00:10:56,406
‫خب، در این مورد حرف نزده بودیم.

199
00:10:57,407 --> 00:10:58,617
‫من یه سگ میگیرم.

200
00:10:59,409 --> 00:11:00,410
‫چی؟

201
00:11:00,911 --> 00:11:03,664
‫وای، این کار مهم و متفاوتیه.

202
00:11:03,747 --> 00:11:08,502
‫آره. ما به یه پناهگاه حیوانات سر زدیم.

203
00:11:08,585 --> 00:11:10,587
‫و چند تا سگ ناز رو دیدیم.

204
00:11:10,671 --> 00:11:13,841
‫اسم یکی از اونا اورئو
‫بود که ما خوشمون اومد.

205
00:11:14,842 --> 00:11:17,803
‫اما اون مشکلات رفتاری داشت
‫و چشمش هم عفونت کرده بود...

206
00:11:17,886 --> 00:11:20,430
‫برای همین نگران کننده بود اما...
‫آره، ما در موردش حرف میزنیم.

207
00:11:20,514 --> 00:11:21,765
‫این هیجان‌انگیزه.

208
00:11:30,482 --> 00:11:32,234
‫ممنون که اونو آوردی.

209
00:11:32,317 --> 00:11:34,653
‫لطف کردی. لازم نبود این کارو بکنی.

210
00:11:35,863 --> 00:11:39,783
‫خب، هر چیزی رو که پشت سر
‫میذاریم نمی‌خوام اون فشاری رو تحمل کنه.

211
00:11:39,867 --> 00:11:43,787
‫اون می‌خواد مایا تو رو این‌جوری ببینه
‫تا خودش بتونه قهرمان باشه، آورنده‌ی سگ.

212
00:11:43,871 --> 00:11:46,164
‫تو آبروت گهی‌تر میشه جلوش. قضیه اینه.

213
00:11:46,790 --> 00:11:48,208
‫من خیلی از دستت عصبانیم.

214
00:11:48,876 --> 00:11:51,170
‫نمی‌دونم اصلا قراره وقتی
‫برسه که از دستت عصبانی نباشم.

215
00:11:51,253 --> 00:11:53,088
‫- من... دنی، متاسفم.
‫- نه، گوش کن.

216
00:11:53,589 --> 00:11:55,674
‫گوش کن، بذار اینو بگم.

217
00:11:56,800 --> 00:11:58,969
‫من متوجه‌ام که تو این‌جا مشکلی داری...

218
00:11:59,052 --> 00:12:04,725
‫که بزرگ و واقعیه و من بهت
‫افتخار می‌کنم که باهاش مواجه میشی.

219
00:12:04,808 --> 00:12:06,351
‫باید این کارت رو تحسین کرد.

220
00:12:06,435 --> 00:12:08,645
‫این‌جا یه چرخه‌ای
‫هست که باید متوقف بشه...

221
00:12:08,729 --> 00:12:10,439
‫و توقفش بر عهده‌ی تو هست.

222
00:12:11,273 --> 00:12:12,274
‫برای مایا.

223
00:12:15,903 --> 00:12:18,197
‫پس آفرین. همین.

224
00:12:20,324 --> 00:12:23,327
‫اما با این حال از دستت عصبانی هستم.

225
00:12:51,897 --> 00:12:53,106
‫بیاید این کارو بکنیم.

226
00:12:54,024 --> 00:12:55,400
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

227
00:12:58,362 --> 00:13:00,531
‫- اون... وای گندش بزنن.
‫- خیلی خب.

228
00:13:01,073 --> 00:13:04,076
‫می‌دونم چه حسی دارین. حس
‫می‌کنین دیگه توانش رو ندارین؟

229
00:13:04,701 --> 00:13:07,704
‫- فهمیدم چرا از تو خوشم نمیاد.
‫- این اجتناب‌ناپذیر بود، مگه نه؟

230
00:13:07,788 --> 00:13:09,831
‫- از کجا اینو...
‫- لوسی یه دونه گرفته.

231
00:13:09,915 --> 00:13:13,752
‫من فراموشش کرده بودم تا این‌که
‫امروز تصمیم گرفتم یکمی ورزش کنم.

232
00:13:14,503 --> 00:13:15,504
‫و تو داخلش بودی.

233
00:13:15,587 --> 00:13:18,006
‫صبر کنید. من می‌تونم کلش رو توضیح بدم.

234
00:13:18,090 --> 00:13:21,176
‫هم این‌کارو می‌کنی هم معلم مدرسه‌ای یا...

235
00:13:22,302 --> 00:13:25,055
‫آره، فقط کارت همینه.

236
00:13:25,639 --> 00:13:26,640
‫باورم نمیشه.

237
00:13:26,723 --> 00:13:29,643
‫من فقط گفتم که قبلا
‫تدریس می‌کردم و راستم گفتم.

238
00:13:29,726 --> 00:13:32,938
‫پس شماها فقط...
‫جاهای خالی رو پر کردین.

239
00:13:33,021 --> 00:13:35,899
‫دروغ‌های نیمه به همون‌
‫اندازه‌ی دروغ‌های مستقیم بد هستن.

240
00:13:36,441 --> 00:13:39,862
‫من شخصا فکر می‌کنم به‌خاطر
‫کلکی که توش هست اونا بدترن.

241
00:13:40,696 --> 00:13:42,865
‫اون لامصب خیلی کلکه.

242
00:13:42,948 --> 00:13:44,324
‫من این دید رو ندارم.

243
00:13:44,408 --> 00:13:48,662
‫و نمی‌دونم به هیچ کدوم از شما چه ربطی
‫داره که من از چه راهی امرار معاش می‌کنم.

244
00:13:48,745 --> 00:13:52,749
‫تو داری همون چیزی که این‌جا ما به‌خاطرش
‫درمان میشیم رو بی‌اهمیت نشون میدی.

245
00:13:56,003 --> 00:13:58,297
‫تو یه روباهی توی یه مرغ‌دونی.

246
00:13:58,380 --> 00:14:00,424
‫اونا نمی‌خوان این‌جا باشی.
‫خوششون نمیاد این‌جا باشی.

247
00:14:00,507 --> 00:14:02,843
‫و با این حال اصرار داری
‫این‌جا باشی. بیدار شو!

248
00:14:02,926 --> 00:14:06,430
‫وقتی از این‌جا بری تکلیف
‫این بساطت چی میشه؟

249
00:14:07,598 --> 00:14:11,351
‫خب، فکر نکنم این قضایا
‫به هم ربط داشته باشن.

250
00:14:11,435 --> 00:14:14,354
‫چرا باید کسی نوار تو رو بخره
‫وقتی بفهمه که یکی از ما هستی؟

251
00:14:14,438 --> 00:14:19,484
‫"با هزینه‌ی خیلی خیلی پایین ۹.۹۵
‫دلار و یه اختلال غذاخوردن فلج کننده...

252
00:14:19,568 --> 00:14:21,612
‫شما هم می‌تونین عین من بشید."

253
00:14:22,196 --> 00:14:25,782
‫آره، این دقیقا همون چیزیه که
‫در مورد تو ازش خوشم نمیاد.

254
00:14:25,866 --> 00:14:28,202
‫اونا راضی نمیشن تا تو مثل
‫اونا بدبخت و عاجز بشی...

255
00:14:28,285 --> 00:14:29,620
‫و هیچ چاره‌ای برات نمونه.

256
00:14:29,703 --> 00:14:33,165
‫خب،‌ حقیقت اینه که اصلا فکر
‫نکنم بخوام برگردم سراغ این کار.

257
00:14:33,248 --> 00:14:34,958
‫فکر نکنم که بتونم...

258
00:14:35,042 --> 00:14:36,043
‫من ازش خوشم اومد.

259
00:14:37,211 --> 00:14:40,297
‫- موسیقی جالبه.
‫- آره، خیلی گیرا هست.

260
00:14:40,380 --> 00:14:44,593
‫و لوان میگه که ورزش متعادل مشکلی
‫نداره. حتی به سلامتی کمک می‌کنه.

261
00:14:44,676 --> 00:14:47,846
‫تو شام یکم سس خردل خوردی.
‫از سالم بودن چی می‌دونی؟

262
00:14:50,349 --> 00:14:52,100
‫ما دوست داریم برای
‫قدردانی از بدن بریم شنا کنیم.

263
00:14:52,809 --> 00:14:53,977
‫دوست داری بیای؟

264
00:14:54,061 --> 00:14:55,896
‫می‌دونی که ترجیح میدی بری توی اسید.

265
00:14:56,897 --> 00:14:57,898
‫باشه.

266
00:14:59,233 --> 00:15:00,275
‫عالیه.

267
00:15:05,197 --> 00:15:07,908
‫من قبلا به همسر سابقم می‌گفتم
‫که شانس آورده معتاد کوکائینه،

268
00:15:07,991 --> 00:15:09,117
‫چون اون می‌تونه متوقفش کنه.

269
00:15:09,201 --> 00:15:11,620
‫وقتی اعتیاد شما به غذاست خیلی سخت‌تره.

270
00:15:12,621 --> 00:15:15,541
‫باید با دشمن دوست بشید.

271
00:15:15,624 --> 00:15:19,044
‫با چیزی که شما رو می‌کشه یه
‫رابطه‌ی سالم و پایدار برقرار کنین.

272
00:15:19,127 --> 00:15:21,129
‫اما من این‌جا نیستم که کسیو نصیحت کنم.

273
00:15:21,213 --> 00:15:25,759
‫الان نصیحتش شروع میشه، ۳
‫ثانیه، ۲ ثانیه... ۳ ثانیه، ۲ ثانیه...

274
00:15:25,843 --> 00:15:30,514
‫حقیقت اینه که همون اندازه‌ای که
‫یاد میدم باید از همه‌ی شما یاد بگیرم.

275
00:15:30,597 --> 00:15:32,891
‫چرت و پرتای ریاکارانه و خودخواهانه!

276
00:15:32,975 --> 00:15:35,602
‫این حرفا جاش روی یه ماگ روی
‫میز یه مدیر مدرسه‌ی راهنماییه.

277
00:15:35,686 --> 00:15:38,522
‫شیلا، نوبت توئه. قدردانی رو انجام بده.

278
00:15:41,024 --> 00:15:43,235
‫باشه. من امروز بیدار شدم.

279
00:15:43,318 --> 00:15:45,112
‫همیشه بهتر از اینه که بیدار نشی.

280
00:15:50,659 --> 00:15:53,537
‫من بعد از دو هفته دخترم رو دیدم.

281
00:15:55,747 --> 00:15:59,835
‫و اون بزرگتر شده بود.

282
00:16:02,129 --> 00:16:03,130
‫فرق کرده بود.

283
00:16:05,841 --> 00:16:08,051
‫اما اون امکان نداره
‫تغییر کرده باشه، مگه نه؟

284
00:16:08,135 --> 00:16:12,306
‫احتمالا به‌خاطر دور
‫بودن از مادرش بالغ شده.

285
00:16:14,183 --> 00:16:17,269
‫چیز دیگه‌ای هست که به‌خاطرش
‫قدردان باشی؟‌ می‌تونه کوچیک باشه.

286
00:16:17,352 --> 00:16:20,606
‫این‌که به من گفتین دروغگوی
‫حقه‌باز چی؟ کوچیکه؟

287
00:16:20,689 --> 00:16:21,982
‫چیزی به ذهنم نمیرسه.

288
00:16:22,065 --> 00:16:26,028
‫سعی کن فکر نکنی. من فهمیدم که
‫زبونم می‌تونه تنهایی خوب کار کنه.

289
00:16:26,111 --> 00:16:27,446
‫بعضی وقتا زیادی خوب کار می‌کنه.

290
00:16:27,529 --> 00:16:29,531
‫تو دقیقا مثل بقیه‌ی آدمای اینجا متظاهری.

291
00:16:29,615 --> 00:16:32,117
‫میشینن احساساتشون رو میگن
‫پرتقالشون رو پوست می‌کنن...

292
00:16:32,201 --> 00:16:34,161
‫در حالی که وینی گرین‌های
‫دنیا دارن همه جا رو می‌گیرن.

293
00:16:34,244 --> 00:16:36,079
‫دارم میبینم که یه
‫قضیه‌ی دیگه‌ای در جریانه.

294
00:16:36,163 --> 00:16:39,082
‫یه چیزی هست که اونو نمیگی.
‫من دوست دارم اونو بشنوم.

295
00:16:39,166 --> 00:16:40,167
‫نه، اون چیزی نمیدونه.

296
00:16:40,250 --> 00:16:42,961
‫تو مخفی‌کاری کردی،
‫شیلا. همه‌ی ما اینو می‌دونیم.

297
00:16:43,045 --> 00:16:45,297
‫میشه سعی کنی اوضاع رو تغییر بدی؟

298
00:16:54,264 --> 00:16:57,059
‫تو قدرت جادویی نداری. تو
‫نمی‌تونی درون روح منو ببینی.

299
00:16:57,726 --> 00:17:01,271
‫تو خردمند نیستی، و حتی باهوش
‫هم نیستی. قطعا بامزه هم نیستی.

300
00:17:01,355 --> 00:17:04,148
‫هر چیزی که میگی رو انگار از پشت...

301
00:17:04,233 --> 00:17:05,233
‫کامیون خوندی.

302
00:17:05,317 --> 00:17:07,109
‫تو جوری رفتار می‌کنی
‫انگار دالای لاما هستی،

303
00:17:07,194 --> 00:17:11,448
‫در حالی که تو واقعا یه
‫لزبینی هستی که قبلا چاق بوده...

304
00:17:11,531 --> 00:17:14,492
‫و اون‌قدری فیروزه به خودت
‫آویزون کردی که نمیشه جدیت گرفت.

305
00:17:15,160 --> 00:17:16,869
‫- همش همین؟
‫- نه.

306
00:17:18,704 --> 00:17:20,540
‫این توهینه. اون باید قدم بزنه.

307
00:17:20,624 --> 00:17:24,627
‫خفه شو، ملیندا. تو یه بچه‌ی کوفتی هستی!
‫همش می‌خوای بقیه رو از خودت راضی کنی.

308
00:17:24,711 --> 00:17:28,590
‫تو حتی نمی‌تونی روی توان‌بخشی خودت تمرکز
‫کنی بدون این‌که از هر آدم بالغی توی این‌جا...

309
00:17:28,674 --> 00:17:30,175
‫بخوای روی سرت دست نوازش بکشه!

310
00:17:30,259 --> 00:17:32,970
‫تو مثل یه زن سرسخت
‫برابری‌خواه رفتار می‌کنی...

311
00:17:33,053 --> 00:17:34,680
‫اما حقیقت اینه که
‫تو از من متنفری...

312
00:17:34,763 --> 00:17:37,057
‫به جرم این‌که از تو موفق‌تر و خوشگل‌ترم.

313
00:17:37,140 --> 00:17:39,142
‫تو توی دنیای واقعی زندگی نداری.

314
00:17:39,226 --> 00:17:40,352
‫این اردوگاه تابستونی توئه،

315
00:17:40,435 --> 00:17:42,604
‫تنها جایی که بقیه فکر
‫می‌کنن عن خاصی هستی.

316
00:17:42,688 --> 00:17:43,689
‫بسه شیلا.

317
00:17:43,772 --> 00:17:45,190
‫وقتی من می‌بینم توانبخشی واقعا چه جوریه...

318
00:17:45,274 --> 00:17:49,069
‫ترجیح میدم برگردم روی زمین
‫دستشوییم و سرمو خم کنم توی توالت.

319
00:17:49,152 --> 00:17:51,363
‫- تو انجامش دادی. تموم شد. حالا برو.
‫- شیلا، صبر کن.

320
00:17:51,446 --> 00:17:54,575
‫دیوونه شدی؟ اونا الان
‫ازت متنفرن. تو منفوری. برو!

321
00:17:54,658 --> 00:17:58,579
‫می‌دونی باحالی این بیماری روانی خاص چیه؟

322
00:17:59,079 --> 00:18:03,000
‫هیچ چیز زننده‌ای نیست
‫که کسی بتونه به تو بگه،

323
00:18:03,500 --> 00:18:05,460
‫که تو قبلا به خودت نگفته باشی.

324
00:18:07,045 --> 00:18:09,131
‫شاید اینو از پشت یه کامیون خونده باشم.

325
00:18:10,799 --> 00:18:13,927
‫ممنون که بالاخره تلاش کردی.

326
00:18:23,020 --> 00:18:26,857
‫به توانبخشی خوش اومدی. این‌جا خیلی مزخرفه.

327
00:18:39,995 --> 00:18:42,998
‫خیلی خب. فهمیدم. من عوضی بازی در آوردم.

328
00:18:43,081 --> 00:18:46,001
‫من بهت سخت گرفتم و منطقیه که عصبانی باشی.

329
00:18:46,084 --> 00:18:48,212
‫تو حق داری که عصبانی باشی. حقمه.

330
00:18:50,422 --> 00:18:53,091
‫شاید اگه من همیشه در
‫گوشت حرف نزنم بهتر بشی.

331
00:18:53,175 --> 00:18:55,344
‫شاید خوشحال‌تر و سالم‌تر بشی.

332
00:18:57,137 --> 00:19:02,184
‫بدن رو ایده‌آل نکنید. انحناها و
‫هر چیزی که می‌بینید رو بکشید.

333
00:19:03,435 --> 00:19:05,354
‫من خیلی بهت سخت گرفتم.

334
00:19:05,437 --> 00:19:09,775
‫جوری که من در مورد بدنت حرف
‫زدم بی‌رحمانه و کاملا غیرمنصفانه بود.

335
00:19:11,318 --> 00:19:15,489
‫اما اون‌قدر هم بد نبوده. من
‫بعضی وقتا بهت انگیزه دادم، مگه نه؟

336
00:19:16,156 --> 00:19:18,116
‫ویدئو،‌ کلاس‌ها، واقعا خودت...

337
00:19:18,200 --> 00:19:21,161
‫بدون من به اون‌جا می‌رسیدی؟
‫واقعا می‌تونی اینو بگی؟

338
00:19:21,245 --> 00:19:23,163
‫فکر کردی بدون من کی میشی؟

339
00:19:23,247 --> 00:19:25,457
‫هر چیز خوبی توی زندگیت به‌خاطر...

340
00:19:44,101 --> 00:19:49,398
‫من خیلی در مورد چیزایی که تلف شد ناراحتم.

341
00:19:50,107 --> 00:19:54,653
‫تلف شدن وقتم. افسوس
‫خوردن برای همه چیز، حال خودم.

342
00:19:55,153 --> 00:19:57,906
‫من می‌تونستم از این زمان و انرژی برای...

343
00:19:59,575 --> 00:20:02,286
‫نمی‌دونم، پیدا کردن دوست
‫و یا ایجاد تغییر استفاده کنم.

344
00:20:02,369 --> 00:20:05,205
‫اصلا هر کار دیگه‌ای می‌تونستم باهاش بکنم.

345
00:20:09,209 --> 00:20:13,338
‫می‌تونستم یه ساز یاد بگیرم.
‫یا زبون ایتالیایی کوفتی.

346
00:20:13,422 --> 00:20:16,425
‫یا ژاپنی یا همچین چیزی. نمی‌دونم.

347
00:20:16,508 --> 00:20:20,053
‫شاید ژاپنی نه. اون خیلی
‫سخته. اما می‌تونستم این‌کارو بکنم.

348
00:20:20,137 --> 00:20:22,097
‫کارم به کجا میرسید اگه...

349
00:20:22,181 --> 00:20:25,601
‫اگه فقط نصف اون زمان و انرژی رو صرف...

350
00:20:26,977 --> 00:20:29,313
‫و می‌دونم که این‌جوری
‫حرف زدن سازنده نیست،

351
00:20:29,396 --> 00:20:32,774
‫اما احساس می‌کنم ناراحتم.

352
00:20:33,400 --> 00:20:39,400
‫و مثل همه‌ی دروغ‌هایی که گفتم
‫و صدمه‌هایی که زدم و... می‌دونین؟

353
00:20:42,159 --> 00:20:44,036
‫من می‌خوام خورده‌های زندگیم رو جمع کنم.

354
00:20:44,119 --> 00:20:46,747
‫اما من... نگرانم که دیر شده باشه.

355
00:20:48,248 --> 00:20:51,877
‫ببین، من این‌جا نیستم که
‫وانمود کنم که بعد از ریکاوری...

356
00:20:51,960 --> 00:20:53,420
‫همه چی گل و بلبله.

357
00:20:55,547 --> 00:20:56,632
‫اما...

358
00:20:57,591 --> 00:20:59,009
‫گفتم امایی وجود داره؟

359
00:20:59,718 --> 00:21:02,012
‫خب، حس کردم توش یه اما داشت.

360
00:21:03,055 --> 00:21:04,431
‫به من بگو اون اما چی بوده.

361
00:21:08,143 --> 00:21:09,561
‫که خیلی دیر نشده.

362
00:21:10,646 --> 00:21:11,939
‫اگه تو بگی آره.

363
00:21:18,403 --> 00:21:19,738
‫فکر کنم برداشتم این بود...

364
00:21:19,821 --> 00:21:22,324
‫که این جلسه بیشتر زوج ‌محوره.

365
00:21:22,407 --> 00:21:24,451
‫خب، متاسفم که
‫ناامیدت می‌کنم،‌ دنی.

366
00:21:24,535 --> 00:21:29,331
‫اما این جلسه برای این طراحی شده
‫که از فرایند توانبخشی پرده‌برداری بشه...

367
00:21:29,414 --> 00:21:34,628
‫و با این‌کار بذاریم
‫عزیزانمون تجربه‌های...

368
00:21:34,711 --> 00:21:36,505
‫منزوی‌کننده و عمیقا مخفی...

369
00:21:36,588 --> 00:21:39,007
‫رفتارهای اعتیادآور و
‫وسواس‌گونه‌ی ما رو بفهمن.

370
00:21:39,091 --> 00:21:40,175
‫خب، در این صورت...

371
00:21:40,259 --> 00:21:42,511
‫چرا عزیزش رو دعوت نکردی؟

372
00:21:43,095 --> 00:21:45,681
‫- خواهش می‌کنم اینو نگو.
‫- اینو گفته بود؟

373
00:21:45,764 --> 00:21:49,935
‫گفته بود که اون به یه مورمون که
‫توی کار ساخت‌ و ساز فروشگاهه میده؟

374
00:21:50,018 --> 00:21:51,812
‫و من مطمئنم اون خود شیطانه.

375
00:21:51,895 --> 00:21:53,981
‫- بهت گفتم که اون قضیه تموم شده.
‫- تو هیچی به من نگفتی.

376
00:21:54,064 --> 00:21:56,024
‫تو فقط دروغ به من گفتی.

377
00:21:56,108 --> 00:21:58,318
‫تو عصبانی هستی. این منطقیه.

378
00:21:58,402 --> 00:22:00,028
‫اما فعلا من ازت می‌خوام که ما...

379
00:22:00,112 --> 00:22:01,738
‫من سعی می‌کنم تغییر کنم.
‫کار من توی این‌جا همینه.

380
00:22:01,822 --> 00:22:04,491
‫من دارم سعی می‌کنم بهتر بشم و بهترم شدم.

381
00:22:04,575 --> 00:22:07,995
‫من مسئولیت کارامو قبول کردم. همه‌شو.

382
00:22:08,078 --> 00:22:09,997
‫و همه‌ی چیزایی که
‫به‌خاطرشون عصبانی هستی...

383
00:22:10,914 --> 00:22:12,708
‫من اون کارا رو کردم. همه‌شون رو.

384
00:22:12,791 --> 00:22:15,294
‫اما اونا از هم جدا نیستن.

385
00:22:15,377 --> 00:22:17,838
‫- بهم متصلن. همه‌ی...
‫- فهمیدم. فهمیدم.

386
00:22:17,921 --> 00:22:20,174
‫پس می‌خوای بگی که
‫خیانتت به‌خاطر بیماری بوده.

387
00:22:20,257 --> 00:22:22,259
‫- نه.
‫- کار تو نبوده.

388
00:22:22,342 --> 00:22:24,428
‫- کار بیماری بوده؟
‫- من اینو نگفتم.

389
00:22:24,511 --> 00:22:26,930
‫- من اصلا چنین چیزی رو نگفتم.
‫- برام مهم نیست.

390
00:22:27,431 --> 00:22:30,767
‫من دیگه نمی‌خوام مشوق تو باشم.

391
00:22:31,393 --> 00:22:33,812
‫به نظر میاد که این‌جا به
‫اندازه‌ی کافی مشوق داری، پس...

392
00:22:33,896 --> 00:22:38,984
‫آره، خوبه. تو داری روی خودت
‫کار می‌کنی. این باید خوب باشه.

393
00:22:39,651 --> 00:22:43,071
‫نیست. این کار واقعا سختیه.

394
00:22:43,155 --> 00:22:46,783
‫آره. باشه. من از این‌جا میرم.

395
00:22:46,867 --> 00:22:50,495
‫کلی باید رانندگی کنم
‫و فردا برام روز مهمیه.

396
00:22:51,914 --> 00:22:53,916
‫توی اتحادیه آزادی‌های مدنی
‫آمریکا مصاحبه‌ی شغلی دارم.

397
00:22:54,625 --> 00:22:58,754
‫و کارم نطق بداهه نیست.
‫کار سیاسی درست حسابیه.

398
00:22:58,837 --> 00:23:01,715
‫یه کار واقعیه.

399
00:23:03,091 --> 00:23:04,676
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

400
00:23:05,427 --> 00:23:09,223
‫خب، بهت خبر میدم که چطور
‫پیش رفت. اگه برات مهم بود.

401
00:23:21,735 --> 00:23:26,406
‫این‌جا رو ببین. دیگه تمومه. شاید
‫بتونی از شر این‌جا خلاص شی.

402
00:23:27,324 --> 00:23:31,286
‫من واقعا برات خوشحالم.
‫جدی میگم. اما بعدش چی؟

403
00:23:35,916 --> 00:23:37,376
‫زندگی شخصیت ناموفقه.

404
00:23:39,086 --> 00:23:41,630
‫این باعث میشه برای کسب و کار
‫تناسب اندام بیشتر وقت داشته باشی.

405
00:23:44,174 --> 00:23:46,426
‫اما این اصلا قراره چطور پیش بره؟

406
00:23:46,510 --> 00:23:48,387
‫تو می‌خوای یه ویدئوی دیگه منتشر کنی؟

407
00:23:51,849 --> 00:23:54,768
‫راهنمایی یه فرد مبتلا به پرخوری عصبی
‫در حال بهبود برای بهداشت و سلامت؟

408
00:23:54,852 --> 00:23:56,812
‫کیه که چنین چیزی رو بخواد؟

409
00:23:58,355 --> 00:24:00,482
‫تو کلی روز خالی داری.

410
00:24:01,149 --> 00:24:02,818
‫می‌خوای اونا رو با چی پر کنی؟

411
00:24:26,800 --> 00:24:27,843
‫نتونستی بخوابی؟

412
00:24:29,261 --> 00:24:31,555
‫نه. حالم خوب نیست.

413
00:24:32,514 --> 00:24:35,642
‫منم همین‌طور. تشنم بود برای همین...

414
00:24:35,726 --> 00:24:37,352
‫بگذریم. شب بخیر.

415
00:24:37,436 --> 00:24:40,189
‫عالی شد. خیلی عالی شد. اونم متظاهره.

416
00:24:40,272 --> 00:24:42,774
‫مثل هر کس دیگه‌ای توی این‌جا
‫که خودشون رو مسخره کردن.

417
00:24:42,858 --> 00:24:43,859
‫صبر کن.

418
00:24:44,443 --> 00:24:46,361
‫ببخشید. من...

419
00:24:49,823 --> 00:24:51,783
‫من صداتو شنیدم.

420
00:24:53,952 --> 00:24:55,037
‫خیلی خب.

421
00:24:55,120 --> 00:25:00,876
‫من نمی‌خوام مچت رو بگیرم.
‫فقط بهت میگم که چی شنیدم.

422
00:25:00,959 --> 00:25:02,252
‫این رد شدن از یه خط قرمزه.

423
00:25:02,336 --> 00:25:04,463
‫تو یه مراجع هستی من مشاورم.

424
00:25:07,216 --> 00:25:08,383
‫اما توی این وضعیم.

425
00:25:09,468 --> 00:25:12,804
‫من برگشتم به حالت اولم.
‫در موردش حس خوبی ندارم.

426
00:25:13,555 --> 00:25:16,600
‫این اولین باورم نبود و
‫احتمالا آخرین بارمم نیست.

427
00:25:16,683 --> 00:25:18,185
‫این به‌خاطر اون چیزای بدی هست...

428
00:25:18,268 --> 00:25:19,728
‫- که من گفتم در مورد...
‫- نه، نه.

429
00:25:19,811 --> 00:25:23,440
‫این کار تو نبود، عزیزم.
‫تو اون‌قدر قدرت نداری.

430
00:25:23,524 --> 00:25:25,484
‫من می‌تونم یه میلیون بهونه برات بیارم.

431
00:25:26,610 --> 00:25:31,448
‫اما حقیقت اینه که من
‫هنوز بعضی وقتا کم میارم.

432
00:25:33,450 --> 00:25:35,327
‫خب؟ مسیر توانبخشی خیلی طولانیه.

433
00:25:38,956 --> 00:25:40,165
‫ناامید شدی؟

434
00:25:41,166 --> 00:25:42,251
‫نه، من...

435
00:25:45,629 --> 00:25:47,589
‫آره، یکم.

436
00:25:48,215 --> 00:25:49,216
‫منم همین‌طور.

437
00:25:50,509 --> 00:25:51,760
‫اما فردا هم روز خداست.

438
00:25:53,762 --> 00:25:56,807
‫یکم بخواب، شیلا. باشه؟

439
00:25:57,391 --> 00:25:58,392
‫شب بخیر.

440
00:26:10,988 --> 00:26:14,491
‫سلام. اونا به من گفتن که توی
‫اون هال لابی مانند صبر کنم.

441
00:26:14,575 --> 00:26:17,494
‫اما من با یه خانم خیلی مهربون صحبت
‫کردم و بهش گفتم که دنبال کی اومدم،

442
00:26:17,578 --> 00:26:20,747
‫و اون به من گفت که کجایی. پس...

443
00:26:20,831 --> 00:26:21,915
‫بگذریم،‌ سلام.

444
00:26:22,833 --> 00:26:24,042
‫تو اومدی.

445
00:26:24,126 --> 00:26:26,712
‫آره، خب. من کارم اینه. حضور پیدا می‌کنم.

446
00:26:26,795 --> 00:26:29,256
‫من توی دبیرستان جایزه‌ی
‫حضور در کلاس رو گرفتم.

447
00:26:29,339 --> 00:26:30,674
‫خیلی جذاب بود. خب...

448
00:26:30,757 --> 00:26:34,803
‫- برای ساک‌ها کمک می‌خوای؟
‫- نه، من مشکلی ندارم.

449
00:26:36,513 --> 00:26:37,764
‫ببخشید.

450
00:26:38,432 --> 00:26:42,019
‫حق با تو بود. فهمیدم که به کمک نیاز دارم.

451
00:26:42,102 --> 00:26:43,979
‫نیاز داشتم. هنوزم نیاز دارم.

452
00:26:44,688 --> 00:26:45,689
‫آره.

453
00:26:46,315 --> 00:26:48,400
‫صبر کن ببینم، ما که در
‫مورد ساک‌ها حرف نمیزنیم؟

454
00:26:48,483 --> 00:26:49,610
‫- نه.
‫- نه. می‌دونم.

455
00:26:49,693 --> 00:26:52,154
‫در مورد اون قضیه‌ی سلامت روانی حرف
‫میزنیم. خوبه. فقط می‌خواستم مطمئن شم.

456
00:26:52,237 --> 00:26:56,533
‫نه، من می‌تونم از پس چمدون بر
‫بیام، اما چیزای دیگه رو نمی‌دونم.

457
00:26:57,242 --> 00:26:59,244
‫- باید ببینیم.
‫- آره.

458
00:27:13,008 --> 00:27:15,010
‫فکر نکنم دیگه بتونم ادامه‌اش بدم.

459
00:27:16,595 --> 00:27:18,639
‫ایروبیک و کار رو میگم.

460
00:27:18,722 --> 00:27:19,890
‫بیخیال.

461
00:27:21,975 --> 00:27:24,228
‫شاید برای من مناسب نباشه.

462
00:27:25,187 --> 00:27:26,188
‫خیلی خب.

463
00:27:29,525 --> 00:27:32,194
‫چطور می‌تونی اینو بگی؟
‫چطور می‌تونی تسلیم بشی؟

464
00:27:32,861 --> 00:27:35,322
‫نمی‌دونم چطوری می‌تونم اون بالا
‫بایستم و ادای یه متخصص رو در بیارم...

465
00:27:35,405 --> 00:27:38,367
‫در حالی که خودم باید
‫از کلی چیز سر در بیارم.

466
00:27:39,701 --> 00:27:41,411
‫تو از طرف طرفدارا چند تا نامه داشتی.

467
00:27:41,495 --> 00:27:43,121
‫آدمای استال/گرونر
‫اونو برای من فرستادن...

468
00:27:43,205 --> 00:27:45,082
‫وقتی که فکر می‌کردن
‫ما هنوز با هم کار می‌کنیم.

469
00:27:45,165 --> 00:27:46,792
‫ما هنوز با هم کار می‌کنیم؟

470
00:27:46,875 --> 00:27:48,627
‫بیخیالش. کلی چیزا هست که باید بهش برسیم.

471
00:27:48,710 --> 00:27:50,420
‫چه خوب، من یه نامه گرفتم؟

472
00:27:51,421 --> 00:27:52,506
‫بیشتر از یکی.

473
00:28:00,055 --> 00:28:02,724
‫شیلای عزیز، این نوار ورزشی عالیه.

474
00:28:02,808 --> 00:28:06,311
‫شیلای عزیز، تناسب
‫اندام با شیلا به دادم رسید.

475
00:28:06,395 --> 00:28:09,314
‫- نمی‌دونستم بدون اون چه کار می‌کردم.
‫- شیلای عزیز، ممنون.

476
00:28:09,398 --> 00:28:14,611
‫ممنونم که زندگیم و سلامتیم و
‫اعتماد به نفسمو بهم برگردوندی.

477
00:28:14,695 --> 00:28:17,489
‫من اخیرا به خاطر وسواس
‫روی سلامتیم درگیر شده بودم.

478
00:28:17,573 --> 00:28:18,782
‫من توی...

479
00:28:18,866 --> 00:28:21,618
‫خب، تو باید به خودت افتخار
‫کنی چون این کاملا حقیقت داره.

480
00:28:21,702 --> 00:28:23,412
‫تو زندگی منو تغییر دادی.

481
00:28:23,436 --> 00:28:28,436
‫مترجم: ‫میثم موسویان
MeysaM.UnicorN

482
00:28:28,460 --> 00:28:32,460



