‫﻿۱
00:00:07,070 --> 00:00:09,372
‫بابام وقتی ۱۴ سالش بود شروع به کار
‫برای کارتل کرد.

2
00:00:09,396 --> 00:00:11,701
‫روزنامه رو بذار زمین. فشنگ رو خالی کن.

3
00:00:11,703 --> 00:00:13,153
‫دوباره پرش کن.

4
00:00:13,155 --> 00:00:15,424
‫آنچه گذشت...

5
00:00:15,425 --> 00:00:17,186
‫می‌دونم که چنین چیزی رو برات نمی‌خواست.

6
00:00:17,210 --> 00:00:19,344
‫از وقتی داشتمش هر روز خوش‌شانسی آوردم.

7
00:00:20,190 --> 00:00:21,380
‫ممنون.

8
00:00:21,382 --> 00:00:24,026
‫آدم‌هایی که توی کار ما هستن
‫نباید با مردم عادی باشن.

9
00:00:24,050 --> 00:00:27,208
‫برات خیلی خطرناکه... برای اون.

10
00:00:27,210 --> 00:00:29,288
‫مطمئنی که می‌تونیم به خاویار اعتماد کنیم؟

11
00:00:32,892 --> 00:00:36,257
‫الان دیگه به دوماز می‌فروشیم.
‫خاویار رابطت خواهد بود.

12
00:00:36,281 --> 00:00:38,145
‫من و تو دیگه همدیگه رو نمی‌بینیم.

13
00:00:38,169 --> 00:00:40,933
‫حتماً دوماز درمورد ما به قاضی گفته.

14
00:00:40,957 --> 00:00:43,261
‫- هی، آروم‌تر.
‫- اعتمادمون رو شکستی.

15
00:00:43,285 --> 00:00:44,561
‫نمی‌دونم درمورد چی داری صحبت می‌کنی.

16
00:00:44,563 --> 00:00:45,858
‫بابی کجاست؟

17
00:00:50,876 --> 00:00:54,413
‫به محض اینکه پیداش شد، بهش حمله می‌کنیم.

18
00:01:02,255 --> 00:01:03,561
‫اعلیحضرت.

19
00:01:03,585 --> 00:01:06,307
‫خبر اینه که، مندوزا یه پیغام برات فرستاد.

20
00:01:06,309 --> 00:01:08,976
‫یه حرکت می‌تونی بزنی...
‫چشم در برابر چشم...

21
00:01:08,978 --> 00:01:10,311
‫که اون دختره رو سرجاش بنشونی.

22
00:01:11,122 --> 00:01:13,909
‫ولم کن!

23
00:01:13,933 --> 00:01:17,246
‫این برای دومازـه.

24
00:01:17,270 --> 00:01:19,938
‫بعد از اون مثل همیشه برمی‌گردیم سرکارمون.

25
00:02:18,377 --> 00:02:21,500
‫دوماز رفت سراغش چون هدف راحتی بود.

26
00:02:22,000 --> 00:02:24,002
‫سعی می‌کنه هرکسی که باهامون
‫در ارتباطه رو بکشه.

27
00:02:24,004 --> 00:02:25,754
‫بله.

28
00:02:27,047 --> 00:02:28,673
‫باید تونی رو ببینم.

29
00:02:29,799 --> 00:02:31,058
‫خاویار کجاست؟

30
00:02:34,597 --> 00:02:36,040
‫عوضی آشغال.

31
00:02:54,768 --> 00:02:56,083
‫کجا بودی؟

32
00:02:58,288 --> 00:02:59,564
‫- وسط جنگ هستیم.
‫- هی...

33
00:02:59,588 --> 00:03:01,016
‫بعد ناپدید میشی که یه جنده رو بُکنی؟

34
00:03:01,040 --> 00:03:02,993
‫هی، عوضی، درست حرف بزن.

35
00:03:03,017 --> 00:03:04,956
‫اگه نه چی میشه؟ هومـ؟

36
00:03:04,980 --> 00:03:06,177
‫چی؟

37
00:03:06,936 --> 00:03:08,262
‫پوته.

38
00:03:10,298 --> 00:03:11,659
‫یه دقیقه بهمون وقت بده.

39
00:03:28,347 --> 00:03:31,315
‫- اون کیه؟
‫- اسمش امیلیاست.

40
00:03:34,163 --> 00:03:36,345
‫خیلی مریض بود، باید می‌بردمش بیمارستان.

41
00:03:36,369 --> 00:03:38,081
‫جواب سوالم رو ندادی.

42
00:03:45,169 --> 00:03:47,087
‫نامزد سابق بوزـه.

43
00:03:50,174 --> 00:03:52,558
‫و الان با توئه.

44
00:03:56,876 --> 00:03:58,263
‫آره.

45
00:04:01,057 --> 00:04:03,293
‫نباید بدونه که اینجاست.

46
00:04:03,768 --> 00:04:05,678
‫پسرعموم با زن‌های زیادی بوده، رئیس...

47
00:04:05,678 --> 00:04:07,678
‫ولی امیلیا عشق زندگیشه.

48
00:04:10,024 --> 00:04:11,484
‫متوجه‌ای؟

49
00:04:12,503 --> 00:04:14,055
‫ببخشید، رئیس، متأسفم، ترسا.

50
00:04:14,079 --> 00:04:16,793
‫نمی‌خواستم درگیر این مشکلت بکنم.

51
00:04:16,817 --> 00:04:18,575
‫این تنها مشکل‌مون نیست.

52
00:04:20,368 --> 00:04:22,729
‫دوماز بردی رو کُشته.

53
00:04:26,082 --> 00:04:28,126
‫ای حرومزاده!

54
00:04:28,393 --> 00:04:30,036
‫می‌خوام یه کاری بکنی.

55
00:04:33,214 --> 00:04:34,780
‫هرچی بخوای.

56
00:04:35,049 --> 00:04:36,949
‫لازمه کسی رو بذاریم ازش مراقبت کنه؟

57
00:04:36,951 --> 00:04:40,054
‫نه، کسی خبر نداره، و...

58
00:04:40,738 --> 00:04:42,599
‫می‌خوام همینطوری بمونه.

59
00:04:44,408 --> 00:04:45,683
‫بریم.

60
00:05:03,432 --> 00:05:04,815
‫هی.

61
00:05:10,434 --> 00:05:12,961
‫تونی یه لحظه دیگه میاد.

62
00:05:14,713 --> 00:05:16,750
‫،هی

63
00:05:16,774 --> 00:05:19,776
‫بابت اتفاقی که برای متصدی بارت
‫افتاد متأسفم.

64
00:05:19,778 --> 00:05:21,803
‫بردی بود، درسته؟

65
00:05:23,306 --> 00:05:24,472
‫ممنون.

66
00:05:26,017 --> 00:05:28,643
‫ترسا، شنیدم یکی بهت حمله کرده.

67
00:05:29,645 --> 00:05:30,954
‫چیزی نیست.

68
00:05:31,272 --> 00:05:33,339
‫می‌خوام باهام صحبت کنم.

69
00:05:33,341 --> 00:05:34,649
‫بیا بیرون.

70
00:05:35,278 --> 00:05:36,319
‫باشه.

71
00:05:40,263 --> 00:05:41,699
‫گوش کن.

72
00:05:42,933 --> 00:05:45,161
‫،می‌دونم خیلی سختی کشیدی

73
00:05:45,519 --> 00:05:47,019
‫ولی نمی‌تونی بدون این‌که
‫به کسی بگی کجایی

74
00:05:47,021 --> 00:05:49,081
‫یهو غیبت بزنه.

75
00:05:49,105 --> 00:05:51,523
‫مخصوصاً با یه تفنگ.

76
00:05:51,525 --> 00:05:53,002
‫خطرناکه.

77
00:05:53,378 --> 00:05:55,478
‫ببین، می‌خوام یه کار مفیدی بکنم.

78
00:05:55,953 --> 00:05:57,186
‫می‌تونی ازم استفاده کنی.

79
00:06:01,869 --> 00:06:03,797
‫داره میره.

80
00:06:03,821 --> 00:06:05,431
‫انجامش بده.

81
00:06:05,455 --> 00:06:08,040
‫به مادرت قول دادم که ازت مراقبت کنم.

82
00:06:10,044 --> 00:06:12,829
‫،پدرم یه سرباز بوده
‫و من هم همینم.

83
00:06:15,666 --> 00:06:18,444
‫نمی‌دونی این زندگی واقعاً چطوری‌‍ه.

84
00:06:18,468 --> 00:06:19,779
‫به درد تو نمی‌خوره.

85
00:06:22,007 --> 00:06:23,984
‫به یه دلیلی بهم یاد دادی که
‫با تفنگ شلیک کنم.

86
00:06:25,175 --> 00:06:26,661
‫حالا تو به محافظت نیاز داری.

87
00:06:28,144 --> 00:06:30,790
‫،کاری که پدرت مجبور بود بکنه

88
00:06:30,814 --> 00:06:33,584
‫کاری که هرکسی توی این کار
‫مجبور میشه بکنه... من رو ببین...

89
00:06:39,073 --> 00:06:41,968
‫نمی‌تونی ازش برگردی.

90
00:06:46,865 --> 00:06:50,033
‫هرکسی که فکر می‌کردی هستی...

91
00:06:50,608 --> 00:06:52,156
‫می‌میره.

92
00:06:55,923 --> 00:06:58,651
‫تو این رو نمی‌خوای.

93
00:07:10,983 --> 00:07:18,986
‫Dark AngeL مترجم: شقایق

94
00:07:19,010 --> 00:07:27,010
‫رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی تقدیم می‌کند
‫NightMovie.Co

95
00:07:39,043 --> 00:07:40,710
‫آماده بشید.

96
00:08:16,813 --> 00:08:20,399
‫می‌خوام از ماشین پیاده بشید، لطفاً.

97
00:08:20,423 --> 00:08:23,269
‫فقط... شما.

98
00:08:23,293 --> 00:08:25,962
‫پیشنهاد می‌کنم بقیه‌تون

99
00:08:25,964 --> 00:08:29,465
‫آرامش‌تون رو حفظ کنید و حرکت نکنید.

100
00:08:32,352 --> 00:08:33,788
‫ترسا؟

101
00:08:34,747 --> 00:08:36,415
‫مشکلی نیست.

102
00:08:45,984 --> 00:08:47,366
‫برو.

103
00:09:09,031 --> 00:09:11,640
‫صبح زیبایی‌‍ه، مگه نه؟

104
00:09:14,144 --> 00:09:16,622
‫اون دختر جوون حیف شد.

105
00:09:17,313 --> 00:09:20,683
‫خشمی که ممکنه حس بکنی رو
‫درک می‌کنم.

106
00:09:20,685 --> 00:09:23,702
‫ولی تو و مارسل هردوتون یه نفر رو
‫از دست دادید.

107
00:09:23,712 --> 00:09:25,714
‫کفه ترازو برابر شده.

108
00:09:25,738 --> 00:09:28,691
‫می‌خوام عصبانیتت رو تموم کنی.

109
00:09:28,693 --> 00:09:30,636
‫افرادش سعی کردن من رو بُکشن.

110
00:09:30,660 --> 00:09:33,973
‫بعد از این‌که افراد مارسل کُشته شدن.

111
00:09:34,497 --> 00:09:36,725
‫اول تو خون ریختی.

112
00:09:36,749 --> 00:09:41,037
‫،پیشنهاد یه همکاری بهم دادی

113
00:09:41,039 --> 00:09:42,921
‫صدای من می‌تونه نفوذپذیرتر باشه.

114
00:09:42,923 --> 00:09:45,067
‫،اهمیتی به مرگ‌ها نمیدی

115
00:09:45,758 --> 00:09:47,319
‫فقط پول برات مهمه.

116
00:09:47,343 --> 00:09:50,262
‫و یه  رابطه‌ی کاری خوب.

117
00:09:50,264 --> 00:09:53,993
‫من و مارسل چندین سال در آرامش
‫باهم زندگی کردیم.

118
00:09:54,017 --> 00:09:57,102
‫از وقتی تو اومدی چیزی غیر از
‫هرج و مرج نبوده.

119
00:09:57,104 --> 00:09:59,855
‫این هرج و مرج رو من شروع نکردم.

120
00:10:01,858 --> 00:10:04,443
‫دوماز داره مسئله رو شخصی می‌کنه.

121
00:10:04,445 --> 00:10:07,048
‫من با مارسل صحبت می‌کنم.

122
00:10:07,864 --> 00:10:10,566
‫ولی اینجا تو باید بزرگی کنی...

123
00:10:10,568 --> 00:10:12,618
‫آروم بشینی

124
00:10:13,137 --> 00:10:15,037
‫تا وقتی که ماجرا رو حل کنیم.

125
00:10:17,475 --> 00:10:19,909
‫،می‌خوام بدونم که شنیدی چی گفتم

126
00:10:19,911 --> 00:10:22,021
‫و این‌که درک می‌کنی...

127
00:10:23,213 --> 00:10:24,914
‫با زبون.

128
00:10:30,088 --> 00:10:32,137
‫شنیدم چی گفتی.

129
00:10:32,139 --> 00:10:34,033
‫آفرین، دختر خوب.

130
00:10:50,466 --> 00:10:51,883
‫رئیس.

131
00:10:53,743 --> 00:10:54,807
‫انجام شد.

132
00:10:56,973 --> 00:10:58,614
‫الان دیگه می‌دونن شما کی هستی.

133
00:11:03,169 --> 00:11:04,558
‫کارت خوب بود.

134
00:11:05,439 --> 00:11:07,149
‫ممنون.

135
00:11:07,173 --> 00:11:09,625
‫کار با دوربین‌های مداربسته
‫به کجا رسید؟

136
00:11:09,627 --> 00:11:11,794
‫یه سری از هدف‌ها رو زیرنظر داریم.

137
00:11:12,113 --> 00:11:13,679
‫به زودی هدف‌های بیشتری رو
‫تحت نظر می‌گیریم.

138
00:11:13,681 --> 00:11:16,742
‫کلابش، خونه‌اش، افرادش.

139
00:11:17,285 --> 00:11:19,268
‫- داریم یه سرنخی از خانواده‌اش پیدا می‌کنیم.
‫- نه.

140
00:11:22,456 --> 00:11:24,117
‫توی جنگیم.

141
00:11:24,667 --> 00:11:26,627
‫کاری با خانواده‌اش نداشته باشید.

142
00:11:31,673 --> 00:11:34,032
‫من میرم دفاع‌مون رو تقویت کنم.

143
00:11:39,056 --> 00:11:42,767
‫رئیس، حالت خوبه؟

144
00:11:45,521 --> 00:11:47,773
‫می‌خوام من رو یه جایی ببری.

145
00:12:07,543 --> 00:12:10,519
‫به خونه‌ی روحیانیون خوش اومدی.

146
00:12:10,521 --> 00:12:13,882
‫ممنون که بدون اطلاع قبلی قبولم کردید.

147
00:12:13,906 --> 00:12:15,926
‫ایشونه.

148
00:12:16,553 --> 00:12:17,912


149
00:12:17,937 --> 00:12:20,389
‫دنبال دعای خیر برای محافظت هستی؟

150
00:12:20,848 --> 00:12:22,141
‫بله.

151
00:12:22,832 --> 00:12:26,035
‫اون یه رهبره که مراقب افرادشه.

152
00:12:30,173 --> 00:12:32,234
‫می‌ترسی که شکست بخوره.

153
00:12:33,593 --> 00:12:36,655
‫آریشا راهنمایی‌مون می‌کنه.
‫بذار شروع کنیم.

154
00:14:15,611 --> 00:14:17,339
‫این برای محافظت ازش کافیه؟

155
00:14:17,363 --> 00:14:20,426
‫روحیانیون بهم میگن این چیزی
‫نیست که دوستت دنبالشه.

156
00:14:25,288 --> 00:14:26,932
‫محافظت چیزی نیست

157
00:14:26,956 --> 00:14:28,851
‫که این زن نبالشه.

158
00:14:32,330 --> 00:14:34,212
‫تسویه‌حسابه.

159
00:14:42,247 --> 00:14:44,247
‫می‌خوام بابتش تشکر کنم...

160
00:14:44,759 --> 00:14:47,008
‫توفانی که باهاش اومدی...

161
00:14:47,535 --> 00:14:50,414
‫فقط به خاطر جاذبه سکسی منه.

162
00:14:50,848 --> 00:14:53,584
‫متأسفانه، به خاطر غرورم، بهتر می‌دونم.

163
00:14:58,630 --> 00:15:00,489
‫موضوع فقط کاری‌‍ه.

164
00:15:02,802 --> 00:15:04,910
‫گوش می‌کنم.

165
00:15:08,366 --> 00:15:11,249
‫می‌خوام کارم رو یه جوری بگردونم، و...

166
00:15:13,604 --> 00:15:16,607
‫رقابت مجبورم می‌کنه که تغییر کنم.

167
00:15:18,766 --> 00:15:21,403
‫و باید مصالحه بکنی.

168
00:15:23,513 --> 00:15:25,191
‫،و اگه این‌کار رو نکنی

169
00:15:25,616 --> 00:15:27,493
‫سعی می‌کنن جلوت رو بگیرن.

170
00:15:27,868 --> 00:15:29,620
‫بیشتر مردم بیخیال میشن...

171
00:15:30,621 --> 00:15:33,958
‫،اگه نمی‌تونی شکست‌شون بدی
‫از نظر فکری بهشون نزدیک شو.

172
00:15:34,857 --> 00:15:37,359
‫یه حسی بهم میگه می‌تونی شکست‌شون بدی.

173
00:15:39,229 --> 00:15:42,466
‫،اگه قطار داره جایی می‌برتت که نمی‌خوای بری

174
00:15:43,401 --> 00:15:45,469
‫،تبدیلت کنه به کسی که نمی‌خوای باشی

175
00:15:46,887 --> 00:15:48,472
‫از قطار پیاده شو.

176
00:15:50,932 --> 00:15:52,518
‫ممنون.

177
00:15:53,794 --> 00:15:56,795
‫برای تمام کارهایی که الان کردیم
‫هم پایه‌ام...

178
00:15:57,189 --> 00:15:59,316
‫اگه دوباره نیاز به کمک برای
‫این چیزها داشتی.

179
00:16:08,475 --> 00:16:10,259
‫لازم نیست این‌کار رو بکنی، مارسل.

180
00:16:10,261 --> 00:16:12,094
‫خودمون می‌تونیم از پس این جنده بربیایم.

181
00:16:12,096 --> 00:16:14,407
‫بهتره دیگه ساکت بشی.

182
00:16:14,431 --> 00:16:16,265
‫الان.

183
00:16:37,271 --> 00:16:39,356
‫شوماری جیمز.

184
00:16:39,840 --> 00:16:41,734
‫مارسل.

185
00:16:43,010 --> 00:16:45,938
‫می‌دونستم قرار افراد آتلانتا بیان.

186
00:16:45,962 --> 00:16:47,796
‫نمی‌دونستم رئیس قرار بیاد.

187
00:16:47,798 --> 00:16:50,326
‫ما یه پیشینه‌ای باهم داریم، مرد.

188
00:16:51,184 --> 00:16:53,184
‫،و این‌که تو اینقدر برای یه چیزی حرص بخوری

189
00:16:53,186 --> 00:16:55,289
‫من هستم که این قائله رو ختم کنم.

190
00:16:56,307 --> 00:16:58,474
‫پس چطور می‌خوای کارش رو یه سره کنی؟

191
00:16:58,476 --> 00:17:00,502
‫از زمین ناپدید بشن.

192
00:17:01,361 --> 00:17:04,340
‫افرادش، محل‌هاش...

193
00:17:05,198 --> 00:17:07,532
‫ماری، نباید طلوع خورشید رو ببینه.

194
00:17:09,285 --> 00:17:11,130
‫بریم تو کارش.

195
00:17:26,385 --> 00:17:28,362
‫خیلی‌خوب.

196
00:17:40,685 --> 00:17:42,651
‫حالا راز من رو می‌دونی.

197
00:17:46,694 --> 00:17:48,801
‫عاشقشی؟

198
00:17:56,141 --> 00:17:58,367
‫نمی‌خواستم این اتفاق بیوفته.

199
00:18:03,873 --> 00:18:05,423
‫پسرعموم برادر خودش رو کُشت

200
00:18:05,425 --> 00:18:07,111
‫،انگار که هیچی نبود

201
00:18:08,095 --> 00:18:10,154
‫فقط برای به دست آوردن قدرت.

202
00:18:13,158 --> 00:18:15,934
‫تصور کن اگه درمورد امیلیا بدونه
‫چی‌کار می‌کنه.

203
00:18:18,372 --> 00:18:20,889
‫،بوز همکار منه

204
00:18:20,891 --> 00:18:22,583
‫ولی تو الان دیگه با منی.

205
00:18:29,365 --> 00:18:31,032
‫ممنون.

206
00:18:33,011 --> 00:18:35,012
‫نمی‌دونم چطوری ازت تشکر کنم، رئیس.

207
00:18:39,450 --> 00:18:42,059
‫یه محافظ بذار پیش دوستم.

208
00:18:43,939 --> 00:18:45,964
‫خودش نباید بفهمه.

209
00:18:48,217 --> 00:18:50,362
‫ما دیوونه‌ایم؟

210
00:18:51,087 --> 00:18:53,364
‫چون یه چیز متفاوت از این زندگی می‌خوایم؟

211
00:18:57,702 --> 00:18:59,595
‫نمی‌دونم.

212
00:20:24,122 --> 00:20:27,182
‫نزدیک بود گیرم بندازن. افراد دوماز بودن.

213
00:20:27,184 --> 00:20:30,068
‫از بیرون آدم آورده.
‫پلاک ایالت جورجیا رو دیدم.

214
00:20:30,070 --> 00:20:31,546
‫پس، افراد بیشتری اجیر کرده.

215
00:20:43,366 --> 00:20:46,061
‫- الو؟
‫- رئیس، یه مشکلی داریم.

216
00:20:46,085 --> 00:20:47,479
‫پلیس‌های قاضی همین الان افرادمون
‫رو از مشروب سازی

217
00:20:47,503 --> 00:20:48,989
‫دستگیر کردن.

218
00:20:49,013 --> 00:20:50,755
‫قاضی داره میاد سراغمون.

219
00:20:50,757 --> 00:20:53,375
‫مجازاتمونه چون کوتاه نیومدیم.

220
00:20:53,377 --> 00:20:56,261
‫داره راه رو باز می‌کنه که دوماز
‫کارمون رو تموم کنه.

221
00:20:59,383 --> 00:21:02,077
‫،از ساعت کاریم گذشته

222
00:21:02,101 --> 00:21:03,863
‫و تو خونه یه بوربن دارم که برم بخورمش.

223
00:21:03,887 --> 00:21:06,437
‫میخوام افرادم آزاد بشن.

224
00:21:06,439 --> 00:21:07,723
‫کار سختی‌‍ه

225
00:21:07,725 --> 00:21:10,703
‫با توجه به وضعیت مهاجرت
‫سوال‌برانگیزشون...

226
00:21:11,170 --> 00:21:14,563
‫سلاح‌های ثبت نشده‌ای هم که
‫دست‌شون پیدا شده هستن.

227
00:21:14,565 --> 00:21:16,884
‫چقدر خرج داره؟

228
00:21:17,400 --> 00:21:19,378
‫قبلاً شرایط من رو شنیدی.

229
00:21:19,402 --> 00:21:21,814
‫۱۰%‏ خیلی زیاده.

230
00:21:25,409 --> 00:21:28,387
‫من مدتی رو توی کشورت گذروندم.

231
00:21:28,411 --> 00:21:31,557
‫،می‌دونم مردم‌تون دوست دارن چونه بزنن

232
00:21:31,581 --> 00:21:35,383
‫ولی اینجا یه جور بازار کهنه‌فروش‌های
‫تیاجوانا نیست.

233
00:21:36,444 --> 00:21:38,780
‫قیمتی که دادم نهایی‌‍ه.

234
00:21:39,256 --> 00:21:40,923
‫،حالا، یا می‌تونی پرداختش کنی

235
00:21:40,925 --> 00:21:43,736
‫یا می‌تونی برگردی خونه و با
‫گردشگرها سر ۵ دلار سوغاتی

236
00:21:43,760 --> 00:21:46,705
‫چونه بزنی.

237
00:21:46,729 --> 00:21:48,597
‫انتخاب با خودته.

238
00:21:50,600 --> 00:21:53,101
‫- حالا، اگه میشه من رو ببخش...
‫- باشه.

239
00:21:53,103 --> 00:21:54,652
‫۱۰%‏

240
00:21:59,108 --> 00:22:01,303
‫تصمیم عاقلانه‌ایه.

241
00:22:01,911 --> 00:22:04,829
‫حالا می‌بینی که از این به بعد چقدر اوضاع

242
00:22:04,831 --> 00:22:06,892
‫راحت‌تر برات پیش میره، خانوم، مندوسا.

243
00:22:22,240 --> 00:22:24,159
‫باهاش معامله کردم.

244
00:22:24,183 --> 00:22:25,660
‫باعث میشه افرادمون آزاد بشن

245
00:22:25,684 --> 00:22:27,469
‫و جلوی حمله‌های دوماز رو می‌گیره.

246
00:22:27,471 --> 00:22:29,281
‫،ولی امشب نمیان

247
00:22:29,305 --> 00:22:31,522
‫و افراد دوماز هنوز دنبالمونن.

248
00:22:31,524 --> 00:22:33,961
‫بریم داخل.
‫این بیرون در مقابل حمله بی‌دفاعیم.

249
00:22:35,003 --> 00:22:37,456
‫و می‌دونیم که افراد دوماز همینطوری
‫بیرون ول می‌چرخن.

250
00:22:37,480 --> 00:22:39,424
‫شاید بهتر باشه سندیک رو بگیریم.

251
00:22:39,448 --> 00:22:43,427
‫برای احتیاط خوبه... محض اطمینان اگه قاضی
‫به سرعت وارد عمل نشد.

252
00:22:45,871 --> 00:22:48,824
‫به خاطر ضعیفی آتش‌بس نمی‌کنی.

253
00:22:48,826 --> 00:22:50,826
‫به خاطر قوی بودنت این‌کار رو می‌کنی.

254
00:22:50,828 --> 00:22:53,294
‫حرکت هوشمندانه‌ایه، ترسیتا.

255
00:22:54,606 --> 00:22:56,475
‫،خاویار

256
00:22:56,499 --> 00:22:59,334
‫نذار آخر کار مثل بابی بشه.

257
00:22:59,336 --> 00:23:01,552
‫زنده میخوامش.

258
00:23:01,554 --> 00:23:03,005
‫بله، رئیس.

259
00:23:38,983 --> 00:23:40,185
‫نه، اون نه.

260
00:23:40,209 --> 00:23:41,926
‫سلام.

261
00:23:43,053 --> 00:23:45,532
‫مدل موهات رو عوض کردی؟

262
00:23:45,646 --> 00:23:47,510
‫دوست داری؟

263
00:23:47,510 --> 00:23:48,963
‫به خاطر من این‌کار رو کردی؟

264
00:23:48,964 --> 00:23:50,116
‫معلومه، عشقم.

265
00:23:50,117 --> 00:23:52,117
‫عالیه، عالیه.

266
00:24:34,980 --> 00:24:36,932
‫سلام.

267
00:24:38,101 --> 00:24:39,434
‫باید سریع برم، مرد.

268
00:24:39,436 --> 00:24:40,602
‫مارسل دنبالم می‌گرده.

269
00:24:40,604 --> 00:24:41,880
‫،فکر اینم به سرت بزنه که من رو معطل کنی

270
00:24:41,904 --> 00:24:44,655
‫برت می‌گردونم همونجایی که بودی.
‫زندگی کنی.

271
00:24:44,657 --> 00:24:46,217
‫وایسا، چی؟

272
00:24:46,241 --> 00:24:47,852
‫همین الانش درمورد کسب و کار کوکائینش
‫بهت گفتم، مرد.

273
00:24:47,854 --> 00:24:49,721
‫،درمورد معامله‌اش با مارسل گفتم
‫حالا، دیگه چی می‌خوای؟

274
00:24:49,745 --> 00:24:52,114
‫دیگه چی می‌خوام؟

275
00:24:52,116 --> 00:24:53,725
‫جزئیات می‌خوام!

276
00:24:53,749 --> 00:24:55,117
‫الان جنگ راه افتاده.

277
00:24:55,484 --> 00:24:57,585
‫می‌دونم مارسل افرادی رو وارد ماجرا کرده.

278
00:25:06,487 --> 00:25:08,630
‫کی بهت یاد داده این‌کار رو بکنی؟

279
00:25:08,632 --> 00:25:12,577
‫برای محافظته.

280
00:25:12,601 --> 00:25:14,469
‫،وقتی یه پسر کوچولو بودم

281
00:25:14,471 --> 00:25:16,972
‫خاله‌ام می‌بردم گیاه‌شناسی.

282
00:25:17,457 --> 00:25:20,024
‫بهم گفت که سانتریا وقتی خلق شد که

283
00:25:20,026 --> 00:25:22,360
‫اربابان برده‌ها اون‌ها رو مجبور می‌کردن

284
00:25:22,362 --> 00:25:24,255
‫مسیحیت رو تمرین کنن.

285
00:25:24,279 --> 00:25:26,197
‫برای همین برده‌ها دور هم جمع شدن

286
00:25:26,199 --> 00:25:28,961
‫و مذهب مخفی خودشون رو درست کردن

287
00:25:28,985 --> 00:25:31,179
‫که بتونن ایمان خودشون رو حفظ کنن.

288
00:25:31,989 --> 00:25:35,134
‫خاله‌ام از کولیاکان جون سالم به در برد.

289
00:25:35,158 --> 00:25:37,159
‫از سرطان جون سالم به در برد.

290
00:25:37,161 --> 00:25:41,496
‫افراد دوماز مستقیم بهم شلیک کردن.

291
00:25:41,498 --> 00:25:43,608
‫گلوله از ژاکتم رد شد

292
00:25:43,632 --> 00:25:45,693
‫ولی به خودم نخورد.

293
00:25:45,717 --> 00:25:48,864
‫اریشا از خاله‌ام و خودم محافظت کرد، و حالا

294
00:25:49,338 --> 00:25:51,506
‫از ما محافظت می‌کنن.

295
00:25:53,284 --> 00:25:55,829
‫فکر می‌کردم اینجا جامون امنه.

296
00:25:57,063 --> 00:26:00,083
‫ساختن این کسب و کار با نزاکت

297
00:26:00,516 --> 00:26:02,544
‫تا حالا انجام نشده.

298
00:26:03,687 --> 00:26:05,964
‫،یه آدم خوش قلب ببینن

299
00:26:06,573 --> 00:26:08,675
‫فکر می‌کنن ضعفه.

300
00:26:09,242 --> 00:26:11,576
‫تو فکر می‌کنی ضعفه؟

301
00:26:11,578 --> 00:26:14,264
‫فکر می‌کنم شجاعته.

302
00:26:14,997 --> 00:26:18,510
‫ولی فکر می‌کنم مجبور میشی تغییر کنی

303
00:26:18,534 --> 00:26:21,703
‫تبدیل به کسی بشی که باید باشی.

304
00:26:24,982 --> 00:26:27,592
‫اگه اون شخص من رو بترسونه چی؟

305
00:26:40,106 --> 00:26:41,666
‫قاضی آشغال دورمون زده.

306
00:26:41,690 --> 00:26:42,940
‫اتاق ایمن. برو.

307
00:26:42,942 --> 00:26:44,669
‫هرچیزی از اون در رد شد رو بزنید.

308
00:26:44,693 --> 00:26:45,833
‫بله، رئیس.

309
00:26:53,570 --> 00:26:55,536
‫پوته.

310
00:27:00,310 --> 00:27:02,960
‫اون‌ها کسایی هستن که دنبال من بودن.

311
00:27:02,962 --> 00:27:05,580
‫قاضی ده درصد رو جبران کرد.

312
00:27:05,582 --> 00:27:07,298
‫تکون نخور.

313
00:27:09,384 --> 00:27:12,231
‫- همونجا نگه‌اش دار.
‫- کِی، گرفتیمش.

314
00:27:23,149 --> 00:27:24,650
‫بله؟

315
00:27:24,652 --> 00:27:26,544
‫رئیس، الان دیدم سندریک با

316
00:27:26,568 --> 00:27:28,713
‫پلیس زیردست قاضی ملاقات کرد.

317
00:27:29,656 --> 00:27:31,750
‫اطلاعاتی درمورد شما و دوماز بهش داد.

318
00:27:31,774 --> 00:27:34,719
‫،پس سندریک بود که به قاضی لومون داد

319
00:27:34,743 --> 00:27:36,304
‫نه دوماز؟

320
00:27:36,328 --> 00:27:39,055
‫سدریک توی دیدمه.

321
00:27:40,449 --> 00:27:42,686
‫می‌خوای چی‌کار کنی، رئیس؟

322
00:27:52,716 --> 00:27:56,298
‫- می‌خوام باهات صحبت کنم.
‫- من حرفی ندارم باهات بزنم.

323
00:27:56,300 --> 00:27:58,133
‫پس می‌تونی گوش کنی.

324
00:28:03,939 --> 00:28:05,523
‫بله؟

325
00:28:07,009 --> 00:28:09,009
‫الان دارن بسته رو تحویل میدن؟

326
00:28:09,528 --> 00:28:10,654
‫خیلی‌خوب.

327
00:28:10,654 --> 00:28:13,191
‫مرسدس ۸۱ قرمز.

328
00:28:13,738 --> 00:28:15,264
‫صندوق عقب.

329
00:28:15,289 --> 00:28:16,850
‫باشه.

330
00:28:17,286 --> 00:28:19,847
‫اوکیف و کامن.

331
00:28:19,871 --> 00:28:21,391
‫ممنون.

332
00:28:25,961 --> 00:28:28,830
‫میخوام یه پیغام رو به دوماز برسونی.

333
00:28:28,832 --> 00:28:30,275
‫می‌خوام آتش‌بس بکنم.

334
00:28:30,299 --> 00:28:31,943
‫افرادش رو کُشتی.

335
00:28:31,967 --> 00:28:33,945
‫و اون هم افراد من رو کُشته.

336
00:28:34,803 --> 00:28:36,614
‫این جنگ به سود هیچ کدوممون نیست.

337
00:28:36,638 --> 00:28:39,115
‫باید زنده باشم که پیغام رو برسونم.

338
00:28:47,164 --> 00:28:48,855
‫مطمئن شو که پیغام بهش میرسه.

339
00:29:18,097 --> 00:29:19,907
‫چی می‌خوای؟

340
00:29:19,931 --> 00:29:21,710
‫پیغامم رو گرفتی؟

341
00:29:21,734 --> 00:29:23,934
‫آره، گرفتم. سگ‌های قاضی رو فرستادی

342
00:29:23,936 --> 00:29:25,913
‫دنبال افرادم، و فکر کردی من
‫دیگه بیخیال میشم؟

343
00:29:25,937 --> 00:29:28,773
‫گوش کن. تو یه نفر رو داری.

344
00:29:28,775 --> 00:29:31,002
‫من توی تمام شهرها آدم‌کُش دارم...

345
00:29:31,026 --> 00:29:32,910
‫به اندازه‌ی یه تماس فاصله دارن.

346
00:29:32,920 --> 00:29:35,063
‫بهتره صبر کنی.

347
00:29:35,065 --> 00:29:37,865
‫اطلاعاتی دارم که کارت رو
‫تحت تأثیر قرار میده.

348
00:30:59,866 --> 00:31:01,259
‫نمی‌دونم این جنده بهت چی گفته...

349
00:31:01,283 --> 00:31:02,817
‫خفه خون بگیر!

350
00:31:02,819 --> 00:31:04,319
‫بیا اینجا. بیا اینجا.

351
00:31:11,936 --> 00:31:13,855
‫من رو فروختی.

352
00:31:14,355 --> 00:31:16,380
‫من رو فروختی...

353
00:31:16,608 --> 00:31:18,159
‫به خاطر این.

354
00:31:18,183 --> 00:31:20,834
‫نه. قاضی مجبورم کرد، مرد.

355
00:31:20,836 --> 00:31:22,720
‫،می‌دونی بهم آزادی مشروط داده بود

356
00:31:22,722 --> 00:31:25,533
‫گفت برم می‌گردونه به زندان اورلنز پاریش

357
00:31:25,557 --> 00:31:27,834
‫برای ده سال اگه براش کار نکنم.

358
00:31:27,858 --> 00:31:29,677
‫- نه، نه، گوش کن...
‫- متأسفم، مرد.

359
00:31:29,679 --> 00:31:31,372
‫فراموشش کن. این‌کار رو نکن، داداش.

360
00:31:31,396 --> 00:31:33,731
‫ما خانواده‌ایم!

361
00:31:36,210 --> 00:31:38,129
‫سد...

362
00:31:38,905 --> 00:31:40,905
‫می‌بینم که برای خانوادهات چی‌کار می‌کنی.

363
00:31:42,717 --> 00:31:44,886
‫بهت نشون میدم با خیانت چیکار می‌کنم.

364
00:31:44,910 --> 00:31:46,327
‫وایسا.

365
00:31:47,921 --> 00:31:49,397
‫مارسل.

366
00:31:52,250 --> 00:31:55,480
‫قاضی نمیدونه جاسوسش رو پیدا کردیم.

367
00:31:56,022 --> 00:31:57,421
‫می‌تونیم ازش استفاده کنیم.

368
00:32:07,825 --> 00:32:09,767
‫مشکلی نیست.

369
00:32:09,769 --> 00:32:11,435
‫خانوم جونت رو خرید.

370
00:32:18,076 --> 00:32:19,910
‫یه کاری کن ارزشش رو داشته باشه.

371
00:32:28,395 --> 00:32:32,623
‫من با اون بچه بزرگ شدم، مامانش رو میشناسم.

372
00:32:34,351 --> 00:32:36,911
‫یه جاسوس داشتم، و تو پیداش کردی.

373
00:32:37,230 --> 00:32:39,247
‫باعث نمیشه چیزی که ازم گرفتی
‫جبران بشه.

374
00:32:39,691 --> 00:32:42,193
‫نمی‌دونم توی سینالوا چی‌کار می‌کنن.

375
00:32:43,468 --> 00:32:45,238
‫بابی از خانواده بود.

376
00:32:46,305 --> 00:32:47,949
‫درست میگی.

377
00:32:51,285 --> 00:32:53,955
‫،فکر کردم با قاضی بهم خیانت کردی

378
00:32:54,396 --> 00:32:57,098
‫و معامله رو بدون این‌که به حرف‌هات
‫گوش بدم تموم کردم.

379
00:32:57,584 --> 00:32:59,919
‫نمی‌خواستم بابی رو بکشم.

380
00:33:00,735 --> 00:33:02,437
‫اون یه حرکت کرد

381
00:33:02,439 --> 00:33:04,799
‫و تحت نظر من مُرد.

382
00:33:05,425 --> 00:33:07,385
‫هیچ کدوم از این‌ها لازم نبود اتفاق بیوفته.

383
00:33:08,777 --> 00:33:11,779
‫بدون این‌که کل داستان رو بدونم عمل کردم.

384
00:33:11,781 --> 00:33:14,253
‫کاملاً درسته.

385
00:33:14,277 --> 00:33:16,500
‫فقط یه نفر هست که

386
00:33:16,502 --> 00:33:19,146
‫از جنگ ما سود می‌بره.

387
00:33:21,423 --> 00:33:23,317
‫قاضی.

388
00:33:23,341 --> 00:33:26,628
‫تنها راهی که افرادی مثل اون
‫توی قدرت بمونن

389
00:33:26,630 --> 00:33:30,116
‫اینه که افرادی مثل ما رو
‫به جون هم بندازن.

390
00:33:30,754 --> 00:33:32,636
‫نگرش ارباب برده‌ای.

391
00:33:34,894 --> 00:33:36,669
‫اینجا چیز جدیدی نیست.

392
00:33:40,693 --> 00:33:43,087
‫پیشنهاد می‌کنی

393
00:33:43,111 --> 00:33:44,964
‫چطوری به جلو پبش بریم؟

394
00:33:46,197 --> 00:33:49,177
‫می‌خوام دوباره معامله‌ی کاری‌مون
‫رو شروع کنیم.

395
00:33:49,702 --> 00:33:52,179
‫یه محموله ماهانه از جنس خودم

396
00:33:52,203 --> 00:33:53,704
‫برات تأمین می‌کنم.

397
00:33:57,660 --> 00:33:59,270
‫و این.

398
00:34:04,775 --> 00:34:06,811
‫برای خانواده‌ی بابی.

399
00:34:25,629 --> 00:34:27,797
‫باشه.

400
00:35:05,569 --> 00:35:07,569
‫باید بریم نیویورک رو ببینیم، عزیزم.

401
00:35:12,822 --> 00:35:14,341
‫یه روزی می‌ریم.

402
00:35:14,342 --> 00:35:15,487
‫- برامون چی آوردی؟
‫- همبرگر؟

403
00:35:15,512 --> 00:35:17,037
‫نه...

404
00:35:17,089 --> 00:35:19,089
‫این گیاهی‌‍ه، همونطور که دوست داری.

405
00:35:21,551 --> 00:35:23,871
‫فقط فکر می‌کردم برام یه سوپرایز
‫میاری.

406
00:35:25,373 --> 00:35:27,373
‫خوشحال بودم چون فکر می‌کردم...

407
00:35:27,775 --> 00:35:30,277
‫اون سوپ بامیه ماله منه؟

408
00:35:35,616 --> 00:35:36,993
‫ممنون.

409
00:35:36,993 --> 00:35:38,594
‫ممنون که اینقدر باهام خوبی.

410
00:35:40,874 --> 00:35:43,624
‫بده که هر روز از این‌ها می‌خورم؟

411
00:35:45,001 --> 00:35:47,270
‫هرچی دوست داری رو می‌تونی هر روز بخوری.

412
00:35:53,593 --> 00:35:55,593
‫ترسا درموردمون چی گفت؟

413
00:35:59,432 --> 00:36:00,975
‫همه‌چیز مرتبه.

414
00:36:02,585 --> 00:36:03,778
‫واقعاً؟

415
00:36:03,803 --> 00:36:05,005
‫آره.

416
00:36:06,077 --> 00:36:07,647
‫همه‌چیز خوبه.

417
00:36:14,642 --> 00:36:16,470
‫اینجا جامون امن‌تره.

418
00:36:18,157 --> 00:36:19,336
‫درسته؟

419
00:36:26,834 --> 00:36:28,252
‫آره.

420
00:36:34,758 --> 00:36:36,427
‫اینجا رو.

421
00:36:36,451 --> 00:36:38,345
‫کریسمس زودتر رسیده.

422
00:36:38,369 --> 00:36:41,099
‫بازم هست.

423
00:36:41,706 --> 00:36:42,933
‫سندیک تماس گرفت.

424
00:36:43,392 --> 00:36:46,327
‫گفت دوماز و مندوسا آتش‌بس کردن.

425
00:36:46,329 --> 00:36:48,689
‫نظر ما در این مورد چیه؟

426
00:36:48,713 --> 00:36:49,713


427
00:36:49,715 --> 00:36:53,884
‫تا وقتی که خانوم مندوسا ثابت کنه
‫به دردمون می‌خوره...

428
00:36:53,886 --> 00:36:56,781
‫باعث افتخارمه که به عنوان مهمونم
‫اینجا باشه.

429
00:36:57,722 --> 00:36:59,890
‫اگه بخشنده نباشم دیگه به چه درد می‌خورم.

430
00:37:01,893 --> 00:37:04,872
‫حدود نیم میلیون توی اون کیف‌ها هست.

431
00:37:04,896 --> 00:37:06,841
‫توی یه لحظه مایع‌شون می‌کنه.

432
00:37:09,352 --> 00:37:11,853
‫پول اون باعث میشه استعداد اصلاح‌مون

433
00:37:11,855 --> 00:37:15,049
‫سریع‌تر از چیزی که فکر می‌کردیم به
‫،روشنایی برسونتمون

434
00:37:15,073 --> 00:37:18,826
‫جایی که اتاق خصوصی خودش رو خواهد داشت...

435
00:37:21,663 --> 00:37:23,997
‫اگه اونقدر دووم بیاره.

436
00:37:25,392 --> 00:37:26,977
‫ممنون که شام آوردی.

437
00:37:27,001 --> 00:37:28,752
‫عالی بود.

438
00:37:30,505 --> 00:37:32,923
‫خودت درستش کردی دیگه؟

439
00:37:36,427 --> 00:37:38,428
‫نه...

440
00:37:38,430 --> 00:37:41,682
‫هی، من فقط بلدم تخم‌مرغ و شیر
‫درست کنم، پس...

441
00:37:44,328 --> 00:37:46,080
‫بهتر به نظر میای.

442
00:37:51,443 --> 00:37:53,504
‫چرا درمورد بردی چیزی نگفتی؟

443
00:38:00,951 --> 00:38:03,070
‫تقصیر منه که مُرده.

444
00:38:04,705 --> 00:38:07,957
‫چطوری تقصیر توئه؟
‫یه حمله تصادفی بوده.

445
00:38:13,149 --> 00:38:15,067
‫توی بار من اتفاق افتاد.

446
00:38:15,466 --> 00:38:18,404
‫می‌تونست نگهبانی بهتری داشته باشه.

447
00:38:19,614 --> 00:38:21,699
‫می‌تونست، می‌شد...

448
00:38:21,723 --> 00:38:23,618
‫پشیمونی زنده زنده می‌خورتت.

449
00:38:24,427 --> 00:38:25,995
‫،بعضی وقت‌ها

450
00:38:26,561 --> 00:38:28,789
‫اینقدر زمان زیادی رو توی گذشته
‫می‌گذرونی

451
00:38:29,707 --> 00:38:31,432
‫که یادت میره زندگی کنی.

452
00:38:31,434 --> 00:38:33,627
‫من بیشتر عمرم رو

453
00:38:33,651 --> 00:38:35,171
‫در حال فرار از گذشته‌ام گذروندم.

454
00:38:35,880 --> 00:38:37,465
‫این زندگی نیست.

455
00:38:38,607 --> 00:38:40,343
‫زنده موندنه.

456
00:38:42,990 --> 00:38:44,972
‫باید چیزی بیشتر از این بخوایم، نه؟

457
00:38:46,890 --> 00:38:48,998
‫هنوز داریم درمورد من صحبت می‌کنیم؟

458
00:38:59,653 --> 00:39:01,595
‫بیا اینجا.

459
00:39:03,991 --> 00:39:05,849
‫به من چی می‌رسه؟

460
00:39:38,942 --> 00:39:40,653
‫خوابیده.

461
00:39:41,803 --> 00:39:43,530
‫واقعاً؟ بالاخره.

462
00:39:43,554 --> 00:39:45,741
‫بچه بیچاره اصلاً نخوابیده بود.

463
00:39:46,675 --> 00:39:48,725
‫می‌دونی به خاطر تو بیدار مونده بود.

464
00:39:48,727 --> 00:39:50,894
‫- منتظر من بود؟
‫- اوهومـ.

465
00:39:51,539 --> 00:39:53,563
‫خیلی باهاش خوبی.

466
00:39:57,819 --> 00:39:59,486
‫پسر خوبی‌‍ه.

467
00:40:02,466 --> 00:40:03,824
‫آره، همینطوره.

468
00:40:06,577 --> 00:40:09,579
‫می‌دونی، فک می‌کنم یه جورایی
‫به عنوان پدرش بهت نگاه می‌کنه.

469
00:40:24,930 --> 00:40:26,365
‫چی شده؟

470
00:40:29,051 --> 00:40:30,911
‫تقصیر من نبود.

471
00:40:31,554 --> 00:40:33,205
‫چی تقصیر تو نبود؟

472
00:40:34,557 --> 00:40:36,666
‫همه قوانین رو می‌دونستن.

473
00:40:39,061 --> 00:40:41,547
‫چینو قوانین رو می‌دونست...

474
00:40:42,781 --> 00:40:44,091
‫بابای...

475
00:40:45,616 --> 00:40:47,136
‫بابای تونی.

476
00:40:49,120 --> 00:40:52,073
‫،از رئیسم دزدی می‌کرد
‫،و من دستورات رو انجام دادم

477
00:40:52,075 --> 00:40:54,352
‫و اون قوانین رو می‌دونست.

478
00:40:54,876 --> 00:40:57,078
‫برای همین وقتی ماشه رو کشیدم
‫حسی نداشتم

479
00:40:57,080 --> 00:40:59,188
‫و جونش رو گرفتم.

480
00:41:01,716 --> 00:41:03,633
‫ولی الان حس می‌کنم.

481
00:41:12,703 --> 00:41:14,246
‫هی.

482
00:41:15,147 --> 00:41:17,075
‫قابل درکه.

483
00:41:17,099 --> 00:41:18,542
‫چرا؟

484
00:41:20,627 --> 00:41:23,987
‫چون الان تونی برات مهمه.

485
00:41:27,658 --> 00:41:28,992


486
00:41:37,750 --> 00:41:46,750
‫Dark AngeL مترجم: شقایق

487
00:41:47,000 --> 00:41:57,000
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

488
00:41:57,024 --> 00:42:01,024
‫Channel: @illusion_Sub

