﻿1
00:00:05,352 --> 00:00:06,359
‫در این قسمت...

2
00:00:06,360 --> 00:00:08,327
‫اگه کلِ اون تریلی پر باشه،
‫من نگران می‌شم.

3
00:00:09,612 --> 00:00:13,116
‫چشم‌انداز بزرگِ من برای کارگاهِ جدید و پیشرفته‌مون...

4
00:00:13,647 --> 00:00:14,912
‫در حال شکل گیریه.

5
00:00:14,913 --> 00:00:16,699
‫یه مشکلی توی برنامه‌ات می‌بینم.

6
00:00:16,700 --> 00:00:18,839
‫نمی‌تونم تصور کنم که نیل چه واکنشی نشون می‌ده.

7
00:00:18,840 --> 00:00:21,812
‫فکر نمی‌کنم متوجه شده باشه که
‫چی داریم اینجا براش می‌سازیم.

8
00:00:21,813 --> 00:00:24,366
‫اما هزینه‌ها از کنترل خارج شده بودن.

9
00:00:24,367 --> 00:00:27,119
‫این نقل مکان کردن قراره حسابی پول‌هامون رو بخوره.

10
00:00:27,120 --> 00:00:29,106
‫امروز... من یه جلادم!

11
00:00:29,280 --> 00:00:32,506
‫مجبور شدم عزیزترین وسایل کلاسیکم رو بفروشم.

12
00:00:32,673 --> 00:00:34,918
‫اونا انتخاب شدن تا فداکاری نهایی‌شون رو ادا کنن.

13
00:00:34,919 --> 00:00:36,580
‫کالای شماره 590.

14
00:00:36,581 --> 00:00:38,899
‫واقعا نمی‌تونم نگاه کنم، دردناکه.

15
00:00:40,239 --> 00:00:42,080
‫ماشین‌ها زندگی من بوده‌اند.

16
00:00:42,081 --> 00:00:44,087
‫فقط یه ذره بیشتر!

17
00:00:44,390 --> 00:00:45,743
‫حرف زدن در موردشون...

18
00:00:45,744 --> 00:00:47,289
‫این یه نیرویِ طبیعیه.

19
00:00:47,290 --> 00:00:50,070
‫له‌و‌لورده کردن‌شون...
‫این چیزی نیست که می‌خواستم ببینم!

20
00:00:50,653 --> 00:00:52,199
‫و تصادف کردن باهاشون...

21
00:00:53,940 --> 00:00:55,260
‫اما حالا...

22
00:00:56,280 --> 00:00:57,612
‫نترسید، من همین‌جام.

23
00:00:57,613 --> 00:00:59,853
‫دارم به رویایِ همیشگیِ خودم جامه عمل می‌پوشونم...

24
00:00:59,854 --> 00:01:02,873
‫و کارگاه ماشین‌های کلاسیک خودم رو راه اندازی می‌کنم.

25
00:01:03,413 --> 00:01:05,086
‫باید لباس‌کارم رو بپوشم؟

26
00:01:05,087 --> 00:01:08,727
‫بازسازی برخی از بهترین خودروهایِ کلاسیک در جهان...

27
00:01:08,866 --> 00:01:11,198
‫یا خدایِ آسمونی ماشین‌ها!

28
00:01:11,199 --> 00:01:14,339
‫همراه با تیمِ پدر و پسری، «نیل و آنتونی گرین هاوس».

29
00:01:14,340 --> 00:01:16,398
‫اجازه می‌دیم از اعتبارمون استفاده کنه.

30
00:01:16,399 --> 00:01:17,386
‫روتو برگردون.

31
00:01:17,387 --> 00:01:18,826
‫در حالِ انجامِ سرهم‌بندی.

32
00:01:18,827 --> 00:01:20,132
‫اوه، ای حرومــ...

33
00:01:20,133 --> 00:01:22,153
‫یاد می‌گیرم که چطور یه تاجر باشم...

34
00:01:22,154 --> 00:01:24,754
‫چیزی که شما نیاز دارید اینه... «کوچیک‌ترین چرخ‌دنده».

35
00:01:25,393 --> 00:01:27,240
‫راستش، الان یه کمی توجه منو به خودت جلب کردی.

36
00:01:27,241 --> 00:01:28,761
‫و دست‌هام رو کمی کثیف می‌کنم...
‫(دست به کار می‌شم)

37
00:01:28,762 --> 00:01:31,279
‫الانه که این پیچ رو قورت بدم و بمیرم!

38
00:01:31,280 --> 00:01:32,067
‫می‌تونی بی‌سروصدا انجامش بدی؟

39
00:01:32,068 --> 00:01:34,000
‫موجودی حسابم رو آزمایش می‌کنه...

40
00:01:34,001 --> 00:01:36,060
‫می‌تونیم خیلی راحت گند بزنیم به این کسب‌وکار.

41
00:01:36,061 --> 00:01:37,421
‫و همچنین روابطم رو...

42
00:01:37,422 --> 00:01:38,888
‫- ازش لذت می‌بری!
‫- نه بابا؟

43
00:01:38,889 --> 00:01:42,040
‫همون‌طور که وسواسم رو به یک سطح جدید می‌رسونم.

44
00:01:42,041 --> 00:01:45,114
‫این بهترین بازی هست که تا به حال
‫بازی کردم و همچنین وحشتناک‌ترینش.

45
00:01:49,257 --> 00:01:52,484
‫«کارگاه ریچارد هموند»

46
00:01:52,485 --> 00:01:57,685
‫Afshin
‫Telegram: @AfshinSubs

47
00:01:58,746 --> 00:01:59,520
‫خب.

48
00:01:59,521 --> 00:02:01,106
‫کسی قایم نشه.

49
00:02:02,759 --> 00:02:03,680
‫بیا بیرون.

50
00:02:06,956 --> 00:02:09,616
‫هزینه‌های کارگاه از کنترل خارج شده.

51
00:02:10,212 --> 00:02:11,992
‫که یعنی مجبورم ماشین‌هام رو بفروشم.

52
00:02:15,692 --> 00:02:18,105
‫شماره 5 از 49 تایی که تا به حال ساخته شده.

53
00:02:18,753 --> 00:02:20,812
‫بهتر از این پیدا نمی‌کنین.

54
00:02:21,079 --> 00:02:23,706
‫مشخص شد که نقل مکان گرون‌تر از اون چیزی که...

55
00:02:23,707 --> 00:02:25,212
‫فکرشو می‌کردم در می‌آد.

56
00:02:25,860 --> 00:02:29,325
‫اون‌هایی رو انتخاب کردم که به نظرم
‫بهترین فروش رو داشته باشن.

57
00:02:29,326 --> 00:02:31,306
‫این‌ها انتخاب شدن که...

58
00:02:31,706 --> 00:02:33,706
‫فداکاری نهایی‌شون رو ادا کنن.

59
00:02:37,213 --> 00:02:38,900
‫موتور پر سروصدایی داره.

60
00:02:40,618 --> 00:02:42,591
‫اگه بخوام خودمون رو به سطح بالاتری ببرم،

61
00:02:42,592 --> 00:02:44,626
‫تا کیفیتِ کارِ بالاتری داشته باشیم،

62
00:02:44,627 --> 00:02:45,991
‫ابزارهای بهتری لازم داریم.

63
00:02:46,486 --> 00:02:49,006
‫که این هم قراره کلی خرج برداره.

64
00:02:49,152 --> 00:02:50,619
‫فقط متوجه نشده بودم که...

65
00:02:50,620 --> 00:02:52,912
‫به این اندازه‌ای که هست،
‫نیاز به این همه داشته باشه.

66
00:02:52,913 --> 00:02:54,400
‫پول زیادی می‌خواد.

67
00:02:55,893 --> 00:02:56,633
‫خب.

68
00:02:58,200 --> 00:03:01,613
‫این بی‌صاحاب پدر آدم رو در می‌آره تا روی جکش بایسته.

69
00:03:02,899 --> 00:03:03,783
‫عه وایساد.

70
00:03:03,784 --> 00:03:04,590
‫قوی‌ام.

71
00:03:05,707 --> 00:03:09,047
‫امروز افرادی از حراج می‌آن تا از وسایل عکس بگیرن.

72
00:03:09,048 --> 00:03:10,527
‫هنوز ماشین‌ها رو با خودشون نمی‌برن،

73
00:03:10,528 --> 00:03:13,995
‫اما ازشون برای کاتالوگ عکس می‌گیرن.

74
00:03:14,240 --> 00:03:16,273
‫وای، حالا نوبته... خب...

75
00:03:16,274 --> 00:03:17,714
‫این یکی کمی سخت‌تره.

76
00:03:17,715 --> 00:03:20,262
‫«پورشه 911 T»
‫تولید دسامبر، 1969.<font color="#ff8c10">
‫(سری 911 پورشه، ماشین‌های مورد علاقه هموند)

77
00:03:20,263 --> 00:03:22,700
‫همون ماه و سالی که من به دنیا اومدم.

78
00:03:22,701 --> 00:03:24,581
‫همچنین وقتی نوبت به استارت زدنش می‌شه،

79
00:03:24,582 --> 00:03:26,907
‫یه کمی لجباز و تو کون نروئه.

80
00:03:27,160 --> 00:03:28,940
‫پس نمی‌تونم تضمین کنم که...(روشن بشه)

81
00:03:28,941 --> 00:03:29,826
‫یالا.

82
00:03:30,266 --> 00:03:31,413
‫قرار نیست جایی بری،

83
00:03:31,414 --> 00:03:32,699
‫فقط قراره ازت عکس بگیرن،

84
00:03:32,700 --> 00:03:33,899
‫بعدش می‌ری.

85
00:03:38,193 --> 00:03:39,097
‫یالا دیگه.

86
00:03:41,933 --> 00:03:43,653
‫ای کونی، زور بزن دیگه!

87
00:03:51,229 --> 00:03:52,542
‫آررره!

88
00:03:52,543 --> 00:03:53,920
‫و نهههه!

89
00:03:53,921 --> 00:03:55,120
‫همزمان با هم،

90
00:03:55,121 --> 00:03:57,301
‫چرا الان روشن شدی آخه؟

91
00:04:02,520 --> 00:04:03,397
‫سلام.

92
00:04:03,613 --> 00:04:05,316
‫- چطوری ریچارد؟
‫- شما گری هستی؟

93
00:04:05,317 --> 00:04:06,255
‫خودِ خودشم.

94
00:04:06,256 --> 00:04:07,570
‫از دیدنت خوشحالم.

95
00:04:07,571 --> 00:04:08,803
‫اینم از از ماشین‌ها.

96
00:04:08,804 --> 00:04:11,491
‫خوب می‌شه اگه یه عکس از همه‌شون کنار هم بگیریم، نه؟

97
00:04:09,638 --> 00:04:12,964
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«گری: مدیر فروش - حراجی سیلورستون»

98
00:04:13,013 --> 00:04:14,080
‫از اینجا،

99
00:04:13,713 --> 00:04:17,180
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫:آلن: عکاس - حراجی سیلورستون»

100
00:04:14,187 --> 00:04:16,011
‫یه کم بالاتر، پس...

101
00:04:16,012 --> 00:04:18,352
‫تعداد بیشتری از ماشین‌ها و موتور‌ها تو کادر می‌افتن.

102
00:04:18,353 --> 00:04:20,693
‫واقعا باید آدم محکمی باشم تا اون رو بفروشم.

103
00:04:20,694 --> 00:04:22,293
‫و اون پورشه.

104
00:04:22,493 --> 00:04:23,806
‫و اون لوتوس.

105
00:04:24,973 --> 00:04:26,406
‫و همه‌شون.

106
00:04:27,433 --> 00:04:29,013
‫هعی خدایا، همدردی می‌کنم باهات.

107
00:04:29,014 --> 00:04:30,393
‫واقعا کار خیلی سختیه،

108
00:04:30,394 --> 00:04:32,080
‫به خصوص وقتی که یه موتور رو برای مدت طولانی داری،

109
00:04:31,361 --> 00:04:34,081
‫<font color="#ffe017">
‫«مایک: متخصص موتورسیکلت - حراجی سیلورستون»

110
00:04:32,081 --> 00:04:33,206
‫و برات خیلی ارزش داره،

111
00:04:33,207 --> 00:04:34,393
‫چیز خیلی دشواریه.

112
00:04:34,540 --> 00:04:35,425
‫خیلی‌خب.

113
00:04:35,426 --> 00:04:36,812
‫کجا می‌خوای بایستم؟

114
00:04:36,926 --> 00:04:40,612
‫گری به من تخمین‌ قیمت‌هایی از
‫همه ماشین‌ها و موتور‌ها داده.

115
00:04:40,898 --> 00:04:42,699
‫اگه بخوایم دست بالا بگیریم،

116
00:04:42,893 --> 00:04:45,205
‫حدود 140,000 پوند گیرت می‌آد.

117
00:04:45,486 --> 00:04:47,726
‫تخمین محافظه‌کارانه برامون کافی نیست.

118
00:04:48,393 --> 00:04:51,738
‫در واقع، نقل مکان‌مون 100,000 تا خرج بر می‌داره،

119
00:04:51,739 --> 00:04:52,526
‫و بعدش...

120
00:04:52,527 --> 00:04:53,632
‫کسب‌وکارمون نیاز به «محافظ مالی» داره.<font color="#ff8c10">
‫(مقداری پول اضافه که محافظی در برابر
‫شوک‌های اقتصادی و یا مخارج غیرمنتظره است)

121
00:04:53,633 --> 00:04:55,993
‫باید بدونم که در صورت نیاز پول در دسترس دارم.

122
00:04:55,994 --> 00:04:56,807
‫پس...

123
00:04:57,301 --> 00:04:59,807
‫باید 200,000 پوند جمع کنم.

124
00:05:02,206 --> 00:05:04,120
‫این یه اقدام جدیه واسه من،

125
00:05:04,121 --> 00:05:06,053
‫چون عاشق تک تک این چیزها هستم،

126
00:05:06,054 --> 00:05:08,025
‫این‌ها فقط کلکسیونی از چیز‌های الکی و تصادفی نیستن،

127
00:05:08,026 --> 00:05:10,560
‫همه‌شون چیزهایی هستن که رفتم
‫دنبال‌شون و جمع‌آوری‌شون کردم،

128
00:05:10,561 --> 00:05:12,899
‫اون‌قدر خوش‌شانس بودم که پول خریدشونر و به‌دست آوردم.

129
00:05:13,172 --> 00:05:15,299
‫غم و اندوه زیادی داره که دارن می‌رن.

130
00:05:26,033 --> 00:05:29,405
‫من تنها کسی نبودم که خداحافظی کردن براش سخت بود.

131
00:05:29,406 --> 00:05:30,386
‫کارت عالیه.

132
00:05:30,387 --> 00:05:33,432
‫با نقل مکان‌مون به کارگاه جدید تا یه هفته دیگه،

133
00:05:33,433 --> 00:05:36,400
‫وقت اون بود که گاراژ قدیمی نیل رو خالی کنیم.

134
00:05:36,566 --> 00:05:39,806
‫اینجا خونه دومش توی 26 سال گذشته بوده.

135
00:05:40,006 --> 00:05:41,119
‫عالیه، ممنون.

136
00:05:41,280 --> 00:05:43,106
‫کارت عالی بود، به سلامت رفیق.

137
00:05:43,320 --> 00:05:45,180
‫آنتونی قبلا به من هشدار داده بود که،

138
00:05:45,181 --> 00:05:48,588
‫نیل نمی‌تونه چیزی رو دور بیندازه.

139
00:05:50,794 --> 00:05:51,600
‫خب.

140
00:05:51,854 --> 00:05:53,554
‫این عینِ پادرمیونی می‌مونه. همینه.

141
00:05:53,555 --> 00:05:54,947
‫دو تا دسته درست می‌کنیم.

142
00:05:54,948 --> 00:05:56,302
‫چیزهایی که باید بره توی «اسکیپ».<font color="#ff8c10">
‫(سطل زباله بزرگِ رو باز برای حمل با کامیون)

143
00:05:56,303 --> 00:05:58,102
‫- آره.
‫- بیشترشون!

144
00:05:58,415 --> 00:06:00,228
‫چیزایی که باید نگه‌داریم. باشه؟

145
00:06:00,388 --> 00:06:02,002
‫این سیب و این لیوان...

146
00:06:02,248 --> 00:06:03,715
‫می‌تونه بره توی اسکیپ.

147
00:06:03,716 --> 00:06:04,716
‫راضی هستی؟

148
00:06:04,949 --> 00:06:06,261
‫- شاید.
‫- این... آره.

149
00:06:06,262 --> 00:06:07,029
‫با این که...

150
00:06:07,030 --> 00:06:09,009
‫نه، می‌ره توی اسکیپ!

151
00:06:09,846 --> 00:06:12,265
‫این یه ابزار خیلی مهمیه.

152
00:06:12,266 --> 00:06:14,167
‫می‌تونی ببینی که به صورت روزانه ازش استفاده می‌شده.

153
00:06:14,168 --> 00:06:16,266
‫آره، زیر گرد و خاک‌هاش!

154
00:06:16,453 --> 00:06:18,978
‫- نه، نمی‌تونی...
‫- یه دونه جدیدش رو می‌گیریم.

155
00:06:18,979 --> 00:06:21,006
‫چیزهای بهتری می‌گیریم.

156
00:06:21,153 --> 00:06:22,120
‫بیخیال دیگه!

157
00:06:22,599 --> 00:06:23,498
‫نیل!

158
00:06:24,539 --> 00:06:26,419
‫اینا همه‌شون...

159
00:06:26,420 --> 00:06:27,812
‫واسه‌ی جدا کردن تیغه‌ی سنگ فرزه!

160
00:06:27,813 --> 00:06:28,980
‫نه! نمی‌تونی بندازی‌شون دور!

161
00:06:28,981 --> 00:06:30,033
‫نه! بده‌شون به من!
‫[نامفهوم]

162
00:06:30,034 --> 00:06:31,146
‫نمی‌تونی... نه، نه!

163
00:06:31,147 --> 00:06:33,466
‫سازوکار خودمو دارم.
‫به همین دلیل نگه‌شون داشتم.

164
00:06:33,467 --> 00:06:35,827
‫واقعا از کاری که ریچارد برای ما انجام می‌ده قدردانی می‌کنم.

165
00:06:35,828 --> 00:06:37,194
‫ما رو به یه سطح جدید می‌بره،

166
00:06:37,195 --> 00:06:38,839
‫تجهیزات جدید، کارگاه جدید،

167
00:06:38,840 --> 00:06:39,995
‫مثل یه رویاست که به حقیقت پیوسته.

168
00:06:39,996 --> 00:06:42,219
‫اما نمی‌تونم تموم ابزارهای قدیمی‌ام رو دور بندازم.

169
00:06:42,220 --> 00:06:43,439
‫برای من...

170
00:06:43,446 --> 00:06:44,280
‫ده‌ها سال طول کشید،

171
00:06:44,281 --> 00:06:46,291
‫تا همه این ابزارها رو اون‌طور که می‌خوام تهیه کنم،

172
00:06:46,292 --> 00:06:48,486
‫و تجهیزات کمی تخصصی رو تهیه کنم.

173
00:06:48,966 --> 00:06:50,392
‫نمی‌تونی اینو دور بندازی!

174
00:06:51,266 --> 00:06:52,360
‫برای من و همسر عزیزم،

175
00:06:52,361 --> 00:06:54,600
‫رفتیم و این‌ها رو از «فروشگاه‌های سیار» و...<font color="#ff8c10">
‫ (car boot sale فروشگاه‌هایی که فروشنده‌ها وسایل
‫رو توی صندوق عقب ماشین می‌ذارن و می‌فروشن)

176
00:06:54,601 --> 00:06:57,039
‫از حراج وسایل خونه‌های مردم خریدیم
‫و آره، این بخشی از روح منه.

177
00:06:57,040 --> 00:06:58,413
‫نه، نه، شاید بهش نیاز داشته باشم.

178
00:06:58,414 --> 00:07:00,000
‫نمی‌تونی بندازیش دور.

179
00:07:00,001 --> 00:07:00,925
‫نمی‌تونم.

180
00:07:00,926 --> 00:07:02,620
‫نمی‌تونم این کارو کنم، این...

181
00:07:02,873 --> 00:07:04,240
‫باید با هم بسازیم که،

182
00:07:04,241 --> 00:07:05,353
‫کجا می‌تونیم ابزارهای قدیمی رو نگه‌داریم،

183
00:07:05,354 --> 00:07:07,466
‫و کارگاه جدید و محوطه جدید رو...

184
00:07:07,467 --> 00:07:08,047
‫داشته باشیم،

185
00:07:08,048 --> 00:07:09,624
‫اما همون‌طور که ریچاد متوجه خواهد شد،

186
00:07:09,625 --> 00:07:11,920
‫ نصف این چیزهای قدیمی رو نیاز داریم.

187
00:07:12,120 --> 00:07:14,160
‫شاید بخوان اون بسته‌بندی رو برگردونن به کارخونه تا...

188
00:07:14,161 --> 00:07:14,920
‫دوباره آبنبات بریزن توش.

189
00:07:14,921 --> 00:07:16,900
‫به نظرم که ایده خوبیه.

190
00:07:17,393 --> 00:07:19,193
‫یه روزی همین اتفاق می‌افته.

191
00:07:20,779 --> 00:07:22,800
‫این دیگه داره از نظر ذهنی منو خسته می‌کنه.

192
00:07:25,863 --> 00:07:27,017
‫نوبت منه.

193
00:07:27,527 --> 00:07:28,887
‫نمی‌دونم چی بگم.

194
00:07:28,888 --> 00:07:32,400
‫این مجموع کلِ پاکسازیه که ما تا الان انجام دادیم.

195
00:07:32,401 --> 00:07:33,408
‫نیل، اینا فقط...

196
00:07:33,409 --> 00:07:35,380
‫- یعنی اینا فقط یه خرده آشغاله.
‫- خوبه که.

197
00:07:35,381 --> 00:07:36,914
‫واقعا خوبه، اون...

198
00:07:36,915 --> 00:07:37,800
‫اون آینه‌ی منه.

199
00:07:37,801 --> 00:07:39,508
‫بردارش، نیازش داریم.

200
00:07:40,412 --> 00:07:42,145
‫چیزی که نیل نمی‌تونه با خودش ببره،

201
00:07:42,146 --> 00:07:43,655
‫فِر رنگ‌آمیزی قدیمیشه،

202
00:07:43,656 --> 00:07:45,958
‫بخشی که در اون ماشین‌ها رو دوباره رنگ‌آمیزی می‌کرده.

203
00:07:45,959 --> 00:07:47,623
‫قلب کارگاهش،

204
00:07:47,624 --> 00:07:50,130
‫حالا دیگه برای جابه‌جایی خیلی قدیمی شده.

205
00:07:51,890 --> 00:07:54,067
‫هیجان‌زده‌ام اما خیلی هم مضطربم،

206
00:07:54,068 --> 00:07:55,653
‫چون شروع به واقعی شدن کرده،

207
00:07:55,654 --> 00:07:57,646
‫و داره اتفاق می‌افته و قراره نقل مکان کنیم،

208
00:07:57,647 --> 00:07:59,200
‫و بیصبرانه منتظر ساختمون جدید هستم،

209
00:07:59,201 --> 00:08:01,899
‫و واقعا خیلی مشتاق دیدن فِر جدید هستم که داریم،

210
00:08:01,900 --> 00:08:03,478
‫با آخرین تکنولوژی‌هایی که داره.

211
00:08:03,479 --> 00:08:05,434
‫فقط امیدوارم در نهایت همه این چیزها
‫ارزشش رو داشته باشه،

212
00:08:05,435 --> 00:08:06,675
‫واقعا... دعا می‌کنم،

213
00:08:06,676 --> 00:08:09,128
‫برای همه‌ی ما کار بهتری خواهد بود.

214
00:08:10,192 --> 00:08:12,085
‫دسته دمنده‌، باید نگه‌ش داریم.

215
00:08:31,333 --> 00:08:33,600
‫این هوا هم کمی مناسبه، مگه نه؟

216
00:08:34,153 --> 00:08:35,406
‫واسه‌‌ی یه روز غم‌انگیز.

217
00:08:35,407 --> 00:08:36,312
‫ممنونم.

218
00:08:36,706 --> 00:08:39,913
‫این‌ها اسناد، تاریخچه و چیزهای
‫مربوط به هر وسیله نقلیه‌‌اس.

219
00:08:40,760 --> 00:08:43,432
‫تموم چیزی که باید در مورد
‫هر یک از اون وسایل‌نقلیه بدونید،

220
00:08:43,433 --> 00:08:44,579
‫همه‌شون یک جا باهم اینجاست.

221
00:08:45,866 --> 00:08:46,520
‫خب.

222
00:08:47,152 --> 00:08:49,911
‫هر لحظه، یه نفر با یه یدک‌کش می‌آد تا این‌ها رو ببره،

223
00:08:49,912 --> 00:08:52,612
‫پس گردن تموم‌شون روی لبه تیغه.
‫(خودشون رو به خطر انداختن تا کمک کنن)

224
00:08:53,200 --> 00:08:54,813
‫منتظرم تا اون مرد از راه برسه.

225
00:08:54,814 --> 00:08:56,285
‫الان همه‌شون توی سلول‌هاشون هستن دیگه، نه؟

226
00:08:56,286 --> 00:08:59,313
‫منتظرن تا مردی از راه برسه
‫و اون‌ها رو تا تیغه اعدام همراهی کنه.

227
00:09:04,293 --> 00:09:05,477
‫باشه عزیزم.

228
00:09:06,210 --> 00:09:07,730
‫می‌خوای منو بغل کنی؟

229
00:09:08,320 --> 00:09:09,607
‫چه بغل خوبی بود.

230
00:09:09,993 --> 00:09:11,245
‫داری بو می‌دی!

231
00:09:11,246 --> 00:09:12,700
‫کجا بودی مگه؟

232
00:09:13,346 --> 00:09:16,078
‫خیلی تعجب کردم که اون‌ها رو بفروشه.

233
00:09:16,079 --> 00:09:18,739
‫هر چند، یه جورایی مبادله کرده،

234
00:09:18,740 --> 00:09:20,998
‫در حقیقت فروشِ کامل...

235
00:09:21,945 --> 00:09:24,118
‫کاری نیست که قبلا انجام داده باشه.

236
00:09:24,345 --> 00:09:27,205
‫رفتار عجیبی از سمت آقای همونده.

237
00:09:27,338 --> 00:09:30,204
‫پس فقط باید ببینیم که چطور پیش می‌ره.

238
00:09:34,400 --> 00:09:35,176
‫خنده‌دار نیست؟

239
00:09:35,177 --> 00:09:36,777
‫هیچوقت چیزی رو بیشتر از لحظه‌ای که...

240
00:09:36,778 --> 00:09:38,510
‫داری از شرش خلاص می‌شی، نمی‌خوای.

241
00:09:38,792 --> 00:09:40,512
‫این هدیه تولد 50 سالگیم بود.

242
00:09:40,680 --> 00:09:41,133
‫اما...

243
00:09:41,134 --> 00:09:43,306
‫الان 51 سالمه، پس نیازی بهش ندارم، نه؟

244
00:09:43,973 --> 00:09:46,760
‫این اولین موتور عتیقه‌ای بود که خریدم.

245
00:09:46,761 --> 00:09:49,192
‫باید چراغ‌هاش رو با کبریت روشن کنی.

246
00:09:49,193 --> 00:09:50,653
‫هوا داره تاریک می‌شه...

247
00:09:51,040 --> 00:09:52,306
‫فتیله رو روشن می‌کنی...

248
00:09:52,307 --> 00:09:53,378
‫و بعد می‌بندیش.

249
00:09:53,379 --> 00:09:54,206
‫آخه چطور...

250
00:09:54,207 --> 00:09:55,873
‫اتفاقا اصلا هم خوب نیستن.

251
00:09:55,874 --> 00:09:57,012
‫بدرد نخورن.

252
00:09:57,599 --> 00:09:59,852
‫«ولوست»، با وجود اسمِ فرانسوی طورش،<font color="#ff8c10">
‫ (Velocette شرکت سازنده موتورسیکلت بریتانیایی از 1904)

253
00:09:59,853 --> 00:10:01,525
‫یه موتورِ تولید بریتانیاست.

254
00:10:01,526 --> 00:10:03,464
‫راستش من نمی‌تونستم یه دلال موتور باشم.

255
00:10:03,465 --> 00:10:04,705
‫نمی‌ذاشتم که برن.

256
00:10:05,218 --> 00:10:06,785
‫شغل خوبی واسه من نیست.

257
00:10:06,880 --> 00:10:09,393
‫این یه «موتورِ پوستری» بود،<font color="#ff8c10">
‫(شخص یا چیزهای معروف و مشهوری که
‫پوسترشون رو به دیوار اتاق‌هاشون می‌زنن)

258
00:10:09,394 --> 00:10:11,113
‫وقتی که بچه بودم.

259
00:10:11,400 --> 00:10:12,793
‫خب، ایتالیاییه دیگه، نه؟

260
00:10:12,794 --> 00:10:13,907
‫باید باشه.

261
00:10:15,727 --> 00:10:17,120
‫سنگینه مگه نه؟

262
00:10:18,833 --> 00:10:21,465
‫کسب‌وکارمون باید ظرف چند ماه آینده...

263
00:10:21,466 --> 00:10:23,719
‫خودکفا بشه.
‫(خودش خرج خودشو بده)

264
00:10:24,099 --> 00:10:26,945
‫فکر کنم میندی خوشحال باشه که در مواقع ضرروی،

265
00:10:26,946 --> 00:10:28,812
‫کاملا قادر به فروش اون‌ها و...

266
00:10:28,813 --> 00:10:30,819
‫استفاده از پول‌شون برای چیزهای دیگه، هستم.

267
00:10:31,446 --> 00:10:32,080
‫خب.

268
00:10:32,440 --> 00:10:33,613
‫نوبت ماشین‌هاست.

269
00:10:35,220 --> 00:10:37,640
‫به من گفت که اون‌ها رو می‌فروشه...

270
00:10:37,641 --> 00:10:39,746
‫تا کسب‌وکارش رو سرپا نگه‌داره.

271
00:10:40,599 --> 00:10:41,892
‫خیلی سرگرم‌کننده بودی.

272
00:10:42,120 --> 00:10:43,400
‫با این حال،

273
00:10:45,387 --> 00:10:47,205
‫باید دید که...

274
00:10:47,206 --> 00:10:48,127
‫چون که...

275
00:10:48,128 --> 00:10:50,552
‫من ریچارد هموند رو از قدیم می‌شناسم،

276
00:10:50,553 --> 00:10:51,620
‫و...

277
00:10:51,621 --> 00:10:53,906
‫کاملا مطمئنم که...

278
00:10:53,907 --> 00:10:57,007
‫اون ماشین‌ها و موتورها رو می‌فروشه،

279
00:10:57,440 --> 00:10:58,507
‫و بعدش...

280
00:10:58,907 --> 00:11:00,893
‫با اون پول موتور و ماشین‌های بیشتری می‌خره.

281
00:11:01,393 --> 00:11:03,480
‫شاید دارم نسبت بهش بی‌انصافی می‌کنم.

282
00:11:03,481 --> 00:11:04,519
‫خواهیم دید.

283
00:11:04,639 --> 00:11:05,766
‫من توی این یکی می‌مونم.

284
00:11:05,767 --> 00:11:06,880
‫من یه آپشن اضافه‌ام واسه ماشین،

285
00:11:06,881 --> 00:11:09,399
‫می‌تونم رادیو رو براتون تنظیم کنم
‫وقتی که دارین رانندگی می‌کنین.

286
00:11:11,873 --> 00:11:13,389
‫نظر تو چیه «بِلی»؟

287
00:11:13,716 --> 00:11:14,985
‫نمی‌فهمم این‌ها رو.

288
00:11:14,986 --> 00:11:17,190
‫نه، می‌دونم که نمی‌فهمی.

289
00:11:17,723 --> 00:11:20,116
‫یه کلمه از این حرف‌ها رو هم نمی‌فهمی، آره؟

290
00:11:22,240 --> 00:11:22,990
‫آره.

291
00:11:23,992 --> 00:11:25,987
‫واقعا امیدوارم که این یکی فروش نره.

292
00:11:26,993 --> 00:11:30,973
‫واقعا امیدوارم که حالا مدیریت بهتری
‫روی این موضوع داشته باشه،

293
00:11:30,974 --> 00:11:32,913
‫در واقع باید به عنوان یه کسب‌وکار، کار کنه،

294
00:11:32,914 --> 00:11:34,907
‫در غیر این صورت اصلا جواب نمی‌ده.

295
00:11:34,987 --> 00:11:38,813
‫اعتمادی که نیل و آنتونی به ریچارد دارن،

296
00:11:38,993 --> 00:11:40,560
‫چه بخواد چه نخواد،

297
00:11:40,561 --> 00:11:42,786
‫یه تعهد مادام‌العمر داده،

298
00:11:43,079 --> 00:11:44,120
‫از نظر من.

299
00:11:45,513 --> 00:11:46,760
‫اون‌ها مدت طولانی با من بودن.

300
00:11:46,761 --> 00:11:48,720
‫عجیبه که... خداحافظ!

301
00:11:48,721 --> 00:11:50,480
‫دیگه برنمی‌گردن.

302
00:11:51,600 --> 00:11:54,000
‫باید رهاشون کنه، باید این کارو بکنه.

303
00:11:54,001 --> 00:11:55,280
‫انتخاب دیگه‌ای نداره.

304
00:11:57,959 --> 00:11:59,280
‫کار انجام شد.

305
00:12:01,053 --> 00:12:02,600
‫من یه تاجر بزرگ و بالغ بودم،

306
00:12:02,601 --> 00:12:04,432
‫و برای کسب‌وکارم پول جمع کردم.

307
00:12:04,433 --> 00:12:06,213
‫حالا بهتره که این بی‌صاحاب جواب بده.

308
00:12:07,953 --> 00:12:09,299
‫میندی؟ جین بیار.
‫(مشروبِ جین)

309
00:12:17,013 --> 00:12:18,605
‫بالاخره به گوش همه رسید که...

310
00:12:18,606 --> 00:12:21,199
‫«کوچیک‌ترین چرخ‌دنده» راه‌اندازی شده.

311
00:12:21,586 --> 00:12:23,559
‫یه تماس از یه دوستِ اشرافی داشتم که...

312
00:12:23,560 --> 00:12:25,699
‫یه وسیله‌ی عتیقه‌ی خاک‌خورده داره.

313
00:12:26,520 --> 00:12:29,113
‫نیل همراهم می‌آد تا من رو کنترل کنه.
‫(نظر اصلی رو بده)

314
00:12:30,840 --> 00:12:31,686
‫این...

315
00:12:31,687 --> 00:12:33,598
‫یه کلاسِ خیلی بالاتر از مشتری هاست.

316
00:12:33,599 --> 00:12:34,932
‫از اون‌جایی که همچین مردیه،

317
00:12:34,933 --> 00:12:36,151
‫حتما چیز خوبی داره،

318
00:12:36,152 --> 00:12:37,492
‫شاید یه چیزی مثل رولز رویس.

319
00:12:37,493 --> 00:12:38,520
‫یا بنتلی!

320
00:12:38,521 --> 00:12:40,280
‫«نَش»، مثلا «فریزر نَش»...<font color="#ff8c10">
‫ (Frazer Nash شرکت بریتانیایی تولید خودروهای اسپورت از 1922)

321
00:12:40,281 --> 00:12:41,919
‫یا «آستین هیلی» یا «آلارد».<font color="#ff8c10">
‫ (Austin-Healey و Allard هر دو شرکت‌های
‫ماشین‌سازی بریتانیایی بیشتر در زمینه اسپورت و کلاسیک)

322
00:12:41,920 --> 00:12:43,800
‫یه چیزغ خیلی خیلی خاص!

323
00:12:43,801 --> 00:12:44,628
‫مغزم آروم نمی‌گیره!

324
00:12:44,629 --> 00:12:45,832
‫دلم می‌خواد بدونم چیه!

325
00:12:45,833 --> 00:12:47,273
‫حالا یک در هزار...

326
00:12:47,274 --> 00:12:49,712
‫اگه بررسیش کردی و نظرت نبود که انجامش بدی،

327
00:12:49,713 --> 00:12:51,460
‫باید یه کد واسه خودمون بذاریم،

328
00:12:51,461 --> 00:12:52,753
‫یه علامتِ رمزی می‌خوایم.

329
00:12:52,754 --> 00:12:54,194
‫اگر اون...

330
00:12:54,195 --> 00:12:56,408
‫یه کابوسِ مطلق بود...

331
00:12:56,409 --> 00:12:57,774
‫که فقط می‌خوای ازش فرار کنی...

332
00:12:57,775 --> 00:12:59,202
‫و نمی‌تونی به زبون بیاریش،

333
00:12:59,203 --> 00:13:01,983
‫کاری که می‌تونم بکنم اینه که عینکم رو جمع کنم،

334
00:13:01,984 --> 00:13:03,836
‫و بذارمش زیر بغلم و این طوری کنم.

335
00:13:03,837 --> 00:13:06,557
‫پس وقتی این کارو کردم،
‫می‌فهمی که وقتش رسیده که دیگه واقعا...

336
00:13:06,558 --> 00:13:08,203
‫- ...ولش کنیم بریم.
‫- در بریم از زیرش.

337
00:13:08,924 --> 00:13:09,797
‫باشه.

338
00:13:18,696 --> 00:13:21,261
‫راه اختصاصیش از مسیر من به محل کارم طولانی‌تره.

339
00:13:21,262 --> 00:13:21,983
‫آره.

340
00:13:21,984 --> 00:13:23,536
‫تو هم توی یه مِلک بزرگ شدی.

341
00:13:23,537 --> 00:13:24,015
‫آره.

342
00:13:24,016 --> 00:13:26,722
‫- اما نه از این جور...
‫- نه از این مدل ملک‌ها.

343
00:13:27,089 --> 00:13:28,709
‫این جاییه که قراره ما رو ملاقات کنه.

344
00:13:28,946 --> 00:13:30,806
‫و در واقع اوناهاش اونجاست.

345
00:13:30,973 --> 00:13:32,332
‫چقدر از دیدن‌تون خوشحالم، خوش اومدین.

346
00:13:32,333 --> 00:13:33,759
‫منم همین طور.

347
00:13:33,760 --> 00:13:34,738
‫ایشون نیل هستن.

348
00:13:34,739 --> 00:13:36,232
‫خب، من یه سورپرایز برات دارم نیل.

349
00:13:34,899 --> 00:13:35,992
‫<font color="#ffe017">
‫«هری: دوستِ ریچارد»

350
00:13:36,266 --> 00:13:38,553
‫- صبر ندارم واسه‌ش.
‫- واقعا همین طوره.

351
00:13:38,280 --> 00:13:40,238
‫بریم سراغش، چون به طرز با کلاسی دیر کردین.
‫(دیر رفتن برای نشون دادن کلاس)

352
00:13:40,239 --> 00:13:41,593
‫این طور توجه نشون می‌دین؟

353
00:13:41,594 --> 00:13:43,114
‫بیاین و یه نگاه بهش بندازین.

354
00:13:44,753 --> 00:13:45,807
‫خب...

355
00:13:46,400 --> 00:13:48,032
‫ریچارد و نیل،
‫بیاین یه نگاه بندازین.

356
00:13:48,033 --> 00:13:49,753
‫اونی که اون گوشه جا گرفته...

357
00:13:49,754 --> 00:13:51,678
‫«سِر والتر» هستند.<font color="#ff8c10">
‫(نام گذاری شده به افتخارِ Sir Walter Raleigh
‫از اعیان، اشراف، کاشف و جهانگردان انگلیسی)

358
00:13:51,679 --> 00:13:52,913
‫این چیه دیگه؟

359
00:13:53,086 --> 00:13:57,711
‫فکر کنم که یه «سه چرخه رالی» تولید 1932 باشه.<font color="#ff8c10">
‫(تولید شرکتِ موتور و دوچرخه‌سازیِ Raleigh Bicycle در بریتانیا)

360
00:13:57,712 --> 00:14:00,718
‫از زمانی که نو بوده عضوی از خونواده ما بوده،

361
00:14:00,905 --> 00:14:03,525
‫پدربزرگ «لُرد گلانوسک» ازش برای رفتن به...

362
00:14:03,526 --> 00:14:05,045
‫شکار، ماهیگیری، زیر نظر گرفتن،

363
00:14:05,046 --> 00:14:07,186
‫و بردن مهمون‌ها به رودخونه، استفاده می‌کرده،
‫هر چی که فکرشو بکنین،

364
00:14:07,187 --> 00:14:08,205
‫اینجا ناهارتو می‌ذاری،

365
00:14:08,206 --> 00:14:09,600
‫یا سگ‌هات رو،

366
00:14:09,601 --> 00:14:11,878
‫و یه یدک‌کش پشتش داره برای سبد،

367
00:14:11,879 --> 00:14:13,380
‫و همه نوشیدنی‌ها و هر چیز دیگه‌ای.

368
00:14:13,381 --> 00:14:15,960
‫و اون از این به عنوان «قاطر» استفاده می‌کرده،
‫(منظور کِشنده یا حمل‌کننده‌اس از هر نوعی)

369
00:14:15,961 --> 00:14:17,111
‫قاطر جدید و امروزیش.

370
00:14:17,112 --> 00:14:18,446
‫پس این...

371
00:14:18,447 --> 00:14:20,991
‫مثل یه وسیله نقلیه‌ی تفریحی و قدیمیه.
‫(مثلِ ون‌های مسافرتی)

372
00:14:20,992 --> 00:14:21,569
‫آره.

373
00:14:21,570 --> 00:14:23,036
‫آخرین باری که دیدم کسی اینو سوار بشه،

374
00:14:23,037 --> 00:14:23,970
‫مادرم بود،

375
00:14:23,971 --> 00:14:25,362
‫اونم 35 سالِ پیش.

376
00:14:25,363 --> 00:14:26,000
‫پس...

377
00:14:26,001 --> 00:14:27,356
‫این خیلی پُراحساسِ برای ما،

378
00:14:27,357 --> 00:14:29,388
‫این بخش بزرگی از تاریخِ خونواده ماست.

379
00:14:29,389 --> 00:14:31,200
‫پس اگه بتونی راه بیندازیش...

380
00:14:31,201 --> 00:14:33,114
‫خب حالا شما بگید ببینم چی‌کار می‌تونید بکنید.

381
00:14:33,115 --> 00:14:34,640
‫تا حالا از اینا ندیده بودی، مگه نه؟

382
00:14:34,641 --> 00:14:36,234
‫تا حالا یکی از اینا ندیده بودم.

383
00:14:36,235 --> 00:14:38,388
‫نسبتا خوبه، دوستش دارم.

384
00:14:38,913 --> 00:14:40,040
‫جالبه.

385
00:14:44,443 --> 00:14:46,203
‫تعجب می‌کنم اگه تکون بخوره.

386
00:14:46,204 --> 00:14:47,131
‫1... 2... 3... حالا.

387
00:14:48,083 --> 00:14:49,162
‫1... 2... 3... حالا.

388
00:14:49,738 --> 00:14:50,684
‫1... 2... 3... حالا.

389
00:14:51,480 --> 00:14:52,880
‫اولین بار در 35 سال گذشته.

390
00:14:52,881 --> 00:14:54,745
‫- کل زورتو بزن، مرد!
‫- همین کارو می‌کنم!

391
00:14:54,746 --> 00:14:56,426
‫وقتی موقع یارکشیِ بازی راگبی می‌رید...

392
00:14:56,427 --> 00:14:58,019
‫من اولین انتخاب نبودم.
‫(زورم زیاد نبود)

393
00:14:58,080 --> 00:14:59,867
‫«چراغ روز‌»هاش رو ببینین!<font color="#ff8c10">
‫(لامپ‌هایی که با روشن شدن ماشین چه در روز یا شب،
‫روشن می‌شن و حضور ماشین در جاده رو نشون می‌دن)

394
00:14:59,868 --> 00:15:02,332
‫یه چیزِ کوچیک خیلی خوشگلیه، مگه نه؟

395
00:15:02,333 --> 00:15:04,526
‫وضعش بد به نظر نمی‌رسه. نه.

396
00:15:04,806 --> 00:15:06,419
‫اصلا هم بد نیست.

397
00:15:06,912 --> 00:15:08,560
‫نظرتون چیه؟ می‌تونین درستش کنین؟

398
00:15:08,561 --> 00:15:10,360
‫این... بدون شک شدنیه.

399
00:15:10,361 --> 00:15:12,099
‫داستانِ خیلی خوبی داره.

400
00:15:11,112 --> 00:15:13,379
‫{\an6}<font color="#ffe017">
‫به نیل نگاه کنین -»

401
00:15:12,100 --> 00:15:14,688
‫هر چیزی که این حسِ عاشقانه رو داشته باشه،

402
00:15:14,689 --> 00:15:15,689
‫دوست دارم که انجامش بدم.

403
00:15:15,690 --> 00:15:18,118
‫فکر می‌کنم برای ما یه امتیاز باشه که
‫اون رو برای شما درست کنیم، هری،

404
00:15:18,119 --> 00:15:20,288
‫قطعا قبولش می‌کنم.
‫فکر کنم باعث افتخار ما باشه.

405
00:15:20,289 --> 00:15:21,929
‫- قطعا هست.
‫- آره، من... من...

406
00:15:21,930 --> 00:15:23,847
‫کِی فرصتش پیش می‌آد
‫روی یکی از اینا کار کنیم آخه؟

407
00:15:23,848 --> 00:15:25,819
‫احتمالا فقط یکی از اینا مونده باشه.

408
00:15:26,687 --> 00:15:28,926
‫نیل رو تنها بذاریم تا عم...

409
00:15:29,080 --> 00:15:30,313
‫- ...به کارش برسه.
‫- آره.

410
00:15:30,486 --> 00:15:31,952
‫ما می‌ریم در مورد تجارت صحبت کنیم.

411
00:15:31,953 --> 00:15:33,638
‫واقعا در مورد این با هم حرف زدیم؟

412
00:15:33,639 --> 00:15:35,784
‫بیخیال دیگه! قراره عشق و حالِ مطلق باشه!

413
00:15:35,785 --> 00:15:36,752
‫مشروبِ جین‌تون وضعش چطوره؟

414
00:15:36,753 --> 00:15:38,310
‫- هنوزم تولید می‌کنین؟
‫- عه جین.

415
00:15:38,311 --> 00:15:40,058
‫- می‌شه فروشگاهم رو بهت نشون بدم؟
‫- آره.

416
00:15:40,059 --> 00:15:41,811
‫فقط... زودباش...

417
00:15:41,959 --> 00:15:44,726
‫یه برنامه بریز و با یه حساب سرانگشتی بیا سراغ‌مون.

418
00:15:47,366 --> 00:15:49,639
‫ریچارد و رفیقش هری رفتن گشت و گذار،

419
00:15:49,640 --> 00:15:51,632
‫تا در مورد خوش گذرونی‌هاشون و جین حرف بزنن.

420
00:15:51,633 --> 00:15:52,480
‫حسابی سر کیف بود.

421
00:15:52,481 --> 00:15:53,994
‫داشت دوستش رو تحت تاثیر قرار می‌داد،

422
00:15:53,995 --> 00:15:55,995
‫و هیچ کنترلی روی خودش نداشت.

423
00:15:56,926 --> 00:15:59,113
‫وسیله واقعا جالبیه، اما...

424
00:15:59,114 --> 00:16:00,745
‫اام یه «فریزر نش» که نیست.

425
00:16:00,746 --> 00:16:02,719
‫یه «رولز رویس سیلور گوست» هم نیست،<font color="#ff8c10">
‫(ماشینِ لاکچری و اشرافی تولید 1906 تا 1926)

426
00:16:02,720 --> 00:16:04,479
‫این چیزی نیست که من تصور می‌کردم.

427
00:16:04,680 --> 00:16:05,879
‫این همون چیزیه که نگرانم می‌کنه.

428
00:16:05,880 --> 00:16:09,413
‫ما می‌تونیم از همین‌جا خیلی راحت
‫وارد دنیایی از بدبختی بشیم.

429
00:16:12,890 --> 00:16:15,183
‫خب این یه کتاب قدیمیه،

430
00:16:15,184 --> 00:16:16,322
‫«کتاب بازدیدکنندگان» هست،<font color="#ff8c10">
‫(کتابی که بازدیدکنندگان در اون
‫عکس یا نام خودشون رو ثبت می‌کنن)

431
00:16:16,323 --> 00:16:17,703
‫کسایی که از اینجا «پنمارث» بازدید کردن.<font color="#ff8c10">
‫ (Penmyarth House نام همین محلی که توش هستن
‫خانه‌ای تاریخی از دهه 1750 در ولز، بریتانیا)

432
00:16:17,704 --> 00:16:18,783
‫ایناهاش، ببین.

433
00:16:18,784 --> 00:16:19,464
‫اینجاست.

434
00:16:19,465 --> 00:16:23,004
‫با یک، دو، سه، چهار، پنج نفر سوارِ سِر والتر.

435
00:16:23,005 --> 00:16:24,892
‫همه‌شون با سگ‌ها نشستن پشت.

436
00:16:24,893 --> 00:16:26,497
‫مشروب، مشروب می‌زنن.

437
00:16:26,498 --> 00:16:27,445
‫مثل همیشه عالیه.

438
00:16:27,446 --> 00:16:28,938
‫حالا که حرفش شد...

439
00:16:28,939 --> 00:16:30,706
‫- به سلامتی.
‫- به سلامتی خودت، ممنون.

440
00:16:34,039 --> 00:16:36,018
‫موندم چطور می‌خواد بار بزنه اونو.

441
00:16:42,086 --> 00:16:44,810
‫فکر کنم باز قرعه بد به نام من خورده.
‫(همه کارها رو من می‌کنم)

442
00:16:46,240 --> 00:16:48,345
‫هری، بودجه‌ای هم در نظر داری براش؟

443
00:16:48,352 --> 00:16:50,086
‫- چند صد پوند، آره قطعا.
‫- آره.

444
00:16:50,087 --> 00:16:52,807
‫اما اگه بره روی چند هزار تا،
‫ممکنه یه سکته خفیف بزنم.

445
00:16:53,020 --> 00:16:54,480
‫1... 2... 3...

446
00:16:57,606 --> 00:16:58,816
‫می‌خوام بیشتر از اینا روش کار انجام بدم.

447
00:16:58,817 --> 00:17:00,009
‫- آره لطفا.
‫- همین الان تصمیمش رو گرفتم.

448
00:17:00,010 --> 00:17:00,582
‫ممنونم.

449
00:17:00,583 --> 00:17:01,763
‫خب دلم می‌خواد ببینم کار می‌کنه.

450
00:17:01,764 --> 00:17:02,930
‫به سلامتیت.

451
00:17:02,931 --> 00:17:04,200
‫واقعا ازت ممنونم.

452
00:17:05,933 --> 00:17:07,866
‫اون جنبه احساسی کار رو در نظر می‌گیره،

453
00:17:07,867 --> 00:17:08,672
‫همش لاس می‌زنه،

454
00:17:08,673 --> 00:17:11,606
‫در مورد جین و قلعه‌ها و اژدها و هر چیزی حرف می‌زنه.

455
00:17:12,793 --> 00:17:15,399
‫در حالی که من جنبه‌ی واقعی کار رو انجام می‌دم.

456
00:17:18,200 --> 00:17:20,106
‫قبلا توی همچین وضعی بودم، مگه نه؟

457
00:17:21,319 --> 00:17:22,892
‫داری قلقش رو بدست می‌آری.
‫(قلق ساختش رو)

458
00:17:23,812 --> 00:17:24,812
‫اینجا خوبه.

459
00:17:27,866 --> 00:17:29,680
‫خیلی خسته‌ام الان، نیل.

460
00:17:30,400 --> 00:17:33,006
‫اون‌قدرها هم «فریزر نش» نوبد، آره؟

461
00:17:33,193 --> 00:17:34,386
‫شرمنده بابتش.

462
00:17:35,559 --> 00:17:38,698
‫فرصت کردی در مورد پول واقعی هم باهاش حرف بزنی؟

463
00:17:38,699 --> 00:17:40,086
‫خب ما باید این کارو...

464
00:17:40,280 --> 00:17:41,619
‫با بودجه محدود انجام بدیم.

465
00:17:41,620 --> 00:17:43,999
‫فقط در حدی که دوباره راه بیوفته و کار کنه.

466
00:17:44,000 --> 00:17:45,545
‫من دلم می‌خواد که کمی زیاده روی هم کنیم.

467
00:17:45,546 --> 00:17:47,986
‫با مادرش توی یه نقطه از دوروبر ملک ملاقات کردم.

468
00:17:47,987 --> 00:17:49,707
‫به یاد می‌آورد که وقتی
‫یه دختر کوچولو بود سوارش می‌شده،

469
00:17:49,708 --> 00:17:51,440
‫و ما می‌تونیم اون رو...

470
00:17:51,441 --> 00:17:53,413
‫خیلی خوشگل و کارآمد بهش برگردونیم.

471
00:17:53,414 --> 00:17:54,420
‫به این فکر کن که...

472
00:17:54,421 --> 00:17:56,439
‫بزنیم بریم بیرون، بریم پیش این و اون،

473
00:17:56,440 --> 00:17:58,425
‫کارشون رو انجام بدیم
‫و اسم‌مون رو همه بشنون.

474
00:17:58,426 --> 00:18:00,212
‫بیا امیدوار باشیم که نتیجه بده.

475
00:18:00,213 --> 00:18:01,573
‫آره.

476
00:18:01,872 --> 00:18:03,040
‫تنها کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که،

477
00:18:03,041 --> 00:18:05,305
‫کاری که می‌تونیم رو بکنیم و ببینیم چه اتفاقی می‌افته.

478
00:18:05,539 --> 00:18:06,292
‫آره.

479
00:18:06,900 --> 00:18:09,619
‫فکر می‌کنی این راهیه که قراره پیش بره؟

480
00:18:12,786 --> 00:18:14,658
‫فکر می‌کنی این راهیه که قراره پیش بره؟

481
00:18:14,659 --> 00:18:16,493
‫عه، پس بیداری.

482
00:18:16,494 --> 00:18:17,000
‫آره.

483
00:18:17,001 --> 00:18:18,994
‫- خب بگو ببینم الان چی گفتم؟
‫- آره.

484
00:18:19,740 --> 00:18:21,605
‫بیا امیدوار باشیم که جوابش همین «آره» باشه.

485
00:18:21,606 --> 00:18:22,300
‫آره.

486
00:18:25,599 --> 00:18:26,627
‫عاشقشم.

487
00:18:26,800 --> 00:18:29,700
‫اینم از مدیر فروش با فشار بالا.<font color="#ff8c10">
‫(کسی که کل تمرکز و انرژیش رو روی
‫فروش و رسیدن به هدف مورد نظر می ذاره.)

488
00:18:46,133 --> 00:18:47,210
‫روز بزرگ رسید.

489
00:18:47,590 --> 00:18:50,119
‫این مسیر به سمت سیلورستون کمی و بیش آشناست.

490
00:18:50,120 --> 00:18:52,000
‫اما معمولا برای فروش ماشین‌هام...

491
00:18:52,001 --> 00:18:53,427
‫به اونجا نمی‌رم،

492
00:18:53,605 --> 00:18:56,280
‫معمولا می‌رم اونجا تا شاهد تخریب بقیه باشم.

493
00:18:58,167 --> 00:18:58,880
‫خب...

494
00:18:58,881 --> 00:19:01,074
‫این که ماشین ها امروز چقدر خوب کار می کنن،
‫(خوب فروش می‌رن)

495
00:19:01,075 --> 00:19:02,620
‫مهمه، چون که...

496
00:19:02,707 --> 00:19:04,694
‫باید از اون پول...

497
00:19:04,695 --> 00:19:08,120
‫تمومِ خرج همه‌ی ابزارهای کارگاه و نقل مکان رو در بیاریم.

498
00:19:10,000 --> 00:19:11,107
‫واقعا نگرانم...

499
00:19:11,300 --> 00:19:13,320
‫هیچوقت نمی‌دونی یه حراج چطور می‌شه.

500
00:19:20,636 --> 00:19:24,028
‫باید خیلی مراقب باشم که بیشتر از
‫اون چیزی که در می‌آرم، خرج نکنم.

501
00:19:24,036 --> 00:19:26,296
‫نباید چیزی بخرم،

502
00:19:26,297 --> 00:19:27,516
‫اومدم که بفروشم.

503
00:19:27,667 --> 00:19:29,107
‫همه این‌ها رو می‌خوام.

504
00:19:28,894 --> 00:19:30,674
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫(جگوار ای-تایپ S1 1963 3.8 لیتری | قیمت 45,000 پوند)

505
00:19:29,108 --> 00:19:30,448
‫45,000 پوند...

506
00:19:30,449 --> 00:19:33,248
‫45 45 45... پیشنهاد؟

507
00:19:30,681 --> 00:19:32,274
‫{\an4}<font color="#ffe017">
‫(حراج سیلورستون)
‫(فروش ماشین‌های کلاسیک)

508
00:19:33,486 --> 00:19:35,106
‫45 45 45... پیشنهاد؟

509
00:19:35,107 --> 00:19:36,400
‫به قیمتِ...

510
00:19:36,401 --> 00:19:38,912
‫45,000 پوند فروخته شد!

511
00:19:39,861 --> 00:19:42,388
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫(کلکسیون ریچارد هموند)
‫(یکشنبه 1 آگوست از ساعت 14 ارائه می‌شود)

512
00:19:41,000 --> 00:19:41,807
‫خیلی‌خب.

513
00:19:45,833 --> 00:19:47,232
‫دلم نمی‌خواد ببینم‌شون.

514
00:19:47,233 --> 00:19:49,420
‫واقعا دلم نمی‌خواد چشمم بهشون بخوره!.

515
00:19:53,266 --> 00:19:55,846
‫اگر خوب فروش برن،

516
00:19:55,847 --> 00:19:57,453
‫نشون‌دهنده اطمینان خاطر ماست.

517
00:19:57,454 --> 00:20:01,107
‫یعنی 80 تا 90 هزار پوند از این کالاها،

518
00:20:01,108 --> 00:20:03,388
‫قراره خرجِ تجهیزات مورد نیازمون بشه،

519
00:20:03,389 --> 00:20:06,015
‫قراره خرجِ نقل مکان‌مون و هزینه راه‌اندازی کارگاه بشه.

520
00:20:06,135 --> 00:20:07,528
‫هر چی که باقی بمونه،

521
00:20:07,529 --> 00:20:09,679
‫قراره خرج‌های هر ماه‌مون رو پوشش بده.

522
00:20:09,680 --> 00:20:11,440
‫اگه یه 90,000 پوند دیگه هم به‌دست بیارم،

523
00:20:11,441 --> 00:20:14,314
‫حداقل خرج 6 ماه‌مون رو در پوشش می‌ده.

524
00:20:14,740 --> 00:20:17,487
‫اما کاری از دستم بر نمی‌آد.
‫پس ریسک بالایی داره.

525
00:20:22,639 --> 00:20:24,532
‫دنبالِ یه «بنتلی S2» بودم.<font color="#ff8c10">
‫ (Bentley S2 ماشین لاکچری
‫بریتانیایی تولید از 1959 تا 1962)

526
00:20:24,533 --> 00:20:26,186
‫دارم به بی‌خیال شدن ازش فکر می‌کنم،

527
00:20:26,187 --> 00:20:28,839
‫اما سعی می‌کنم که جو گیر نشم.

528
00:20:29,120 --> 00:20:31,279
‫باید یه حد و مرزی براش قائل بشی.

529
00:20:31,280 --> 00:20:34,385
‫باید بدونم که قراره برم سراغ کدوم یکی، اما...

530
00:20:34,386 --> 00:20:37,319
‫اما ترجیح می‌دم که در این مرحله اون رو به زبون نیارم.

531
00:20:37,752 --> 00:20:39,279
‫کلکسیون وفق‌العاده‌ایه.

532
00:20:39,713 --> 00:20:41,912
‫اگه به اندازه کافی ارزون باشه، می‌خرم.

533
00:20:45,826 --> 00:20:48,390
‫بیشتر مردم توی اتاق حراجی نیستن.

534
00:20:49,000 --> 00:20:50,420
‫برید اونجا دیگه!

535
00:20:50,646 --> 00:20:51,820
‫اجازه نداریم که برم مزاحم‌شون بشم.
‫(به زور ببرم‌شون)

536
00:20:51,821 --> 00:20:53,387
‫کجا باید بشینم وقتی که دارن حراج‌شون می‌کنن؟

537
00:20:53,388 --> 00:20:54,039
‫استرس دارم.

538
00:20:54,040 --> 00:20:55,559
‫چرا دارم این‌قدر حرف می‌زنم؟
‫چون استرس دارم.

539
00:20:55,560 --> 00:20:56,321
‫باشه.

540
00:20:57,979 --> 00:21:00,018
‫عصرتون بخیر، خانم‌ها و آقایون،
‫خوش‌آمد گرمی براتون دارم،

541
00:21:00,019 --> 00:21:02,920
‫خوبه که همه‌تون رو دوباره توی اتاق مزایده...

542
00:21:02,921 --> 00:21:05,479
‫و یه حراج خوب از ماشین‌های کلاسیک و قدیمی، می‌بینم.

543
00:21:06,405 --> 00:21:07,960
‫واقعا ترسناکه!

544
00:21:08,686 --> 00:21:09,920
‫موفق باشید خریداران،

545
00:21:09,921 --> 00:21:11,858
‫همیشه یه پیشنهادِ بیشتر بدید،

546
00:21:11,859 --> 00:21:14,604
‫این همیشه بهترین کاره.
‫به من اعتماد کنید، من یه مزایده‌گر هستم.

547
00:21:14,605 --> 00:21:16,560
‫برای پول من به اندازه کافی آدم اونجا جمع نشده.

548
00:21:16,561 --> 00:21:18,811
‫کاش افراد بیشتری بودن.
‫نمی‌تونم نگاه کنم.

549
00:21:19,125 --> 00:21:21,559
‫واقعا نمی‌تونم نگاه کنم.
‫دردناکه.

550
00:21:21,791 --> 00:21:23,400
‫واقعا باعث افتخاره که...

551
00:21:23,401 --> 00:21:25,623
‫از طرف ریچارد هموند...

552
00:21:25,624 --> 00:21:27,831
‫به فروش برخی از ماشین‌هاش بپردازیم.

553
00:21:27,832 --> 00:21:28,591
‫ببخشید.

554
00:21:29,413 --> 00:21:30,080
‫ببخشید.

555
00:21:31,853 --> 00:21:33,080
‫آها می‌تونم اینجا قایم بشم.

556
00:21:33,186 --> 00:21:34,073
‫اولین مورد...

557
00:21:34,074 --> 00:21:36,218
‫کالای شماره 590...

558
00:21:36,219 --> 00:21:36,560
‫5

559
00:21:36,219 --> 00:21:40,032
‫{\an9}<font color="#ffe017">
‫«کالای 590»

560
00:21:36,561 --> 00:21:36,807
‫59

561
00:21:36,808 --> 00:21:37,479
‫590

562
00:21:37,480 --> 00:21:40,133
‫«پورشه 911 T»

563
00:21:40,134 --> 00:21:41,261
‫خیلی‌خب، خانم‌ها و آقایون،

564
00:21:41,262 --> 00:21:42,727
‫از 20,000 تا شروع می‌کنیم،

565
00:21:42,728 --> 00:21:43,694
‫22 تا،

566
00:21:43,695 --> 00:21:44,774
‫24 تا،

567
00:21:44,775 --> 00:21:46,000
‫26 تا،

568
00:21:46,001 --> 00:21:47,061
‫28 تا،

569
00:21:47,062 --> 00:21:48,101
‫و 30 تا،

570
00:21:48,287 --> 00:21:49,206
‫و 32 تا،

571
00:21:49,207 --> 00:21:51,567
‫- 36 تا اینجا...
‫- می‌خوام برسه به 50 تا.

572
00:21:51,780 --> 00:21:53,280
‫{\an6}<font color="#ffe017">
‫(پیشنهادات تلفنی)

573
00:21:51,980 --> 00:21:53,353
‫40,000 تا،

574
00:21:53,354 --> 00:21:54,852
‫42 تا مطمئنی؟

575
00:21:54,853 --> 00:21:56,359
‫40,000 پوند...

576
00:21:56,360 --> 00:21:58,185
‫پشت تلفنه، فکر کن درباره‌اش.

577
00:21:58,186 --> 00:21:59,396
‫نباید اینجا متوقف بشه.

578
00:22:00,013 --> 00:22:02,213
‫40,000 تاست...

579
00:22:03,099 --> 00:22:04,723
‫«یکی» اگه کمکت بکنه.

580
00:22:05,452 --> 00:22:06,486
‫41,000 تا،

581
00:22:06,487 --> 00:22:07,359
‫42 تا،

582
00:22:07,360 --> 00:22:09,107
‫این دزدیه!
‫(به قیمت کم خریدن)

583
00:22:09,108 --> 00:22:10,720
‫رسما دزدیه!

584
00:22:10,813 --> 00:22:12,406
‫44.5 تا،

585
00:22:12,407 --> 00:22:13,605
‫پیشنهاد آنلاین بود،

586
00:22:13,606 --> 00:22:15,753
‫45,000 تا در مقابل شما که پشت تلفنی.

587
00:22:15,754 --> 00:22:16,919
‫به شما بستگی داره.

588
00:22:16,920 --> 00:22:18,106
‫45 تا؟

589
00:22:20,720 --> 00:22:22,913
‫کندتر از اون چیزی که انتظار داشتم پیش می‌ره،

590
00:22:22,914 --> 00:22:25,896
‫این چیز‌ها راحت می‌تونن از کنترل خارج بشن و این طور نیست.

591
00:22:26,159 --> 00:22:28,327
‫48 تا یا می‌رین برای 50 تا؟

592
00:22:28,328 --> 00:22:30,012
‫و رقبا رو حذف کنین.

593
00:22:30,013 --> 00:22:31,821
‫می‌خواید برید برای 50 تا؟

594
00:22:34,506 --> 00:22:35,803
‫دردناکه.

595
00:22:37,883 --> 00:22:39,796
‫- 54,000 تا.
‫- 54,000 تا.

596
00:22:39,797 --> 00:22:41,222
‫پیشنهاد خوبی بود.

597
00:22:41,223 --> 00:22:44,096
‫54,000 پوند.

598
00:22:44,217 --> 00:22:45,659
‫[نامفهوم]

599
00:22:45,660 --> 00:22:47,140
‫همین الان یکی اومد بالا و گفت:

600
00:22:47,141 --> 00:22:48,400
‫«خب، مسخره بازی بسه دیگه...

601
00:22:48,401 --> 00:22:49,857
‫54 تا رو پیشنهاد می‌دم و دیگه مالِ منه.»

602
00:22:49,858 --> 00:22:50,967
‫به قیمتِ...

603
00:22:50,968 --> 00:22:54,296
‫54,000 پوند فروخته شد.

604
00:22:57,276 --> 00:22:59,108
‫خیلی‌خب، همین‌قدر هم می‌ارزید.

605
00:22:59,109 --> 00:23:01,709
‫استرسش خیلی زیاده، خوشم نمی‌آد.

606
00:23:12,760 --> 00:23:14,263
‫این دیه چه کوفتیه؟

607
00:23:14,264 --> 00:23:17,204
‫فکر می‌کردم رفتین یه ماشینِ کروکیِ خفن بیارین...

608
00:23:18,297 --> 00:23:20,372
‫- این دیگه چیه؟
‫- نمی‌دونم، تو بهم بگو چیه.

609
00:23:20,373 --> 00:23:22,920
‫این طور که معلومه موتورِ موتورسیکلت روشه.

610
00:23:23,193 --> 00:23:24,633
‫نصفش موتوره و نصفش ماشین.

611
00:23:24,634 --> 00:23:25,553
‫چیزی که من فهمیدم:

612
00:23:25,554 --> 00:23:28,739
‫«این یه وسیه کروکیه، فکر کنم برایِ دهه 1930 هست،

613
00:23:28,740 --> 00:23:30,487
‫30 سال هم هست که روشن نشده.»

614
00:23:30,488 --> 00:23:32,774
‫این یه موتورِ 90 ساله‌اس،

615
00:23:32,775 --> 00:23:34,380
‫مثلِ یه بازنشسته پیر می‌مونه،

616
00:23:34,381 --> 00:23:35,374
‫شکننده‌اس.
‫(شدیدا آسیب‌پذیر)

617
00:23:35,375 --> 00:23:36,834
‫می‌تونی یه چیزیش رو بِشکونی و از جاش بِکنی،

618
00:23:36,835 --> 00:23:38,072
‫نمی‌تونی واسه‌ش قطعه بخری.

619
00:23:38,073 --> 00:23:40,101
‫یه فاجعه‌اس که در انتظار رخ دادنه.

620
00:23:41,193 --> 00:23:42,952
‫تو باکش رو پر کن،
‫منم باتریش رو یه نگاه می‌اندازم.

621
00:23:42,960 --> 00:23:43,803
‫باشه.

622
00:23:45,006 --> 00:23:46,480
‫کسب‌وکارمون همین جوری‌ش هم،

623
00:23:46,481 --> 00:23:48,592
‫تقریبا عینِ همین موتور شکننده و ناپایداره.

624
00:23:48,593 --> 00:23:49,653
‫اگر اشتباه پیش بره،

625
00:23:49,654 --> 00:23:51,319
‫ممکنه با یه بدهیِ بزرگ مواجه بشیم،

626
00:23:51,320 --> 00:23:52,799
‫که نتونیم از پسش بر بیایم.

627
00:23:54,199 --> 00:23:55,372
‫یه جورایی ریچارد...

628
00:23:55,373 --> 00:23:57,011
‫علامت دادن من رو نادیده گرفت تا بگه،

629
00:23:57,012 --> 00:23:58,692
‫«دخالت نکن توش.»

630
00:23:58,693 --> 00:23:59,493
‫حالا ما باید...

631
00:23:59,494 --> 00:24:01,572
‫حالا باید یا درستش کنیم یا تعمیرش کنیم.

632
00:24:01,573 --> 00:24:03,480
‫اگه وصلش کنیم باید یه لامپ قرمز روشن بشه.

633
00:24:03,481 --> 00:24:04,280
‫آره.

634
00:24:05,266 --> 00:24:06,640
‫آره، روشن شد.

635
00:24:06,985 --> 00:24:07,939
‫این یه چیزِ متفاوته،

636
00:24:07,940 --> 00:24:09,524
‫اما یه چیزِ متفاوت یعنی...

637
00:24:09,525 --> 00:24:11,698
‫ساعت‌ها از عمر ما باید براش تلف بشه.

638
00:24:11,891 --> 00:24:13,938
‫ببین بنزین به کاربراتوش رسید یا نه.

639
00:24:13,939 --> 00:24:14,597
‫باشه.

640
00:24:14,800 --> 00:24:16,531
‫آره، آره، آره.

641
00:24:16,532 --> 00:24:17,612
‫بنزین داره.

642
00:24:17,786 --> 00:24:19,213
‫واقعا یه کابوسه واسه خودش.

643
00:24:21,820 --> 00:24:23,206
‫- خودشه؟
‫- نه.

644
00:24:26,706 --> 00:24:28,190
‫5 تا پیشنهاد آنلاین،

645
00:24:28,191 --> 00:24:29,615
‫6 تا همین الان.

646
00:24:29,616 --> 00:24:31,416
‫روی 6,000 پوند پیشنعد بدین،

647
00:24:31,417 --> 00:24:32,160
‫6,200 تا،

648
00:24:32,161 --> 00:24:34,327
‫- این یه شکنجه‌اس!
‫- 6,500، 6,800 تا،

649
00:24:34,328 --> 00:24:35,301
‫و 7,000 تا،

650
00:24:35,302 --> 00:24:36,133
‫7,200 تا،

651
00:24:36,134 --> 00:24:36,945
‫7,500 تا،

652
00:24:36,946 --> 00:24:37,907
‫7,800 تا،

653
00:24:37,914 --> 00:24:38,680
‫و 8,000 تا،

654
00:24:38,681 --> 00:24:39,500
‫8,200 تا،

655
00:24:39,501 --> 00:24:40,234
‫8,500 تا؟

656
00:24:40,235 --> 00:24:41,062
‫همچنان 8,200 تا،

657
00:24:41,063 --> 00:24:42,533
‫8,500 تا پیشنهاد آنلاین.

658
00:24:42,534 --> 00:24:43,514
‫«کاوازاکی Z900 A4»<font color="#ff8c10">
‫ (Kawasaki Z900 A4 حجمِ موتور
‫900‌سی‌سی، تولید سال 1976)

659
00:24:43,515 --> 00:24:45,594
‫هدیه‌ تولد 40 سالگیم بود.

660
00:24:45,048 --> 00:24:47,036
‫{\an3}<font color="#ffe017">
‫«کالای 596»

661
00:24:45,602 --> 00:24:47,222
‫و 14,000 پوند.

662
00:24:47,223 --> 00:24:48,456
‫کاملا مطمئنید خانم؟

663
00:24:48,457 --> 00:24:49,820
‫بدجوری این موتور رو می‌خواد.

664
00:24:49,821 --> 00:24:50,521
‫چکش اومد بالا.
‫(آخرین قیمت همینه؟)

665
00:24:50,522 --> 00:24:51,601
‫رویِ 14,000 پونده.

666
00:24:51,602 --> 00:24:53,108
‫بعدش موتور رو می‌فروشم.

667
00:24:54,506 --> 00:24:56,413
‫و 13,000 پوند کف قیمتی بعدی هست.

668
00:24:55,013 --> 00:24:56,680
‫{\an4}<font color="#ffe017">
‫«کالای 592»

669
00:24:56,536 --> 00:25:00,050
‫13,500 پوند.

670
00:25:00,562 --> 00:25:01,895
‫مشکلی نیست.

671
00:25:02,135 --> 00:25:05,009
‫{\an3}<font color="#ffe017">
‫«کالای 593»

672
00:25:02,202 --> 00:25:03,541
‫این همون «بنتلی»ـه.

673
00:25:03,542 --> 00:25:05,360
‫28,000 پوند،

674
00:25:05,361 --> 00:25:07,319
‫28,500 تایی اومد،

675
00:25:07,320 --> 00:25:09,273
‫28,500 تا،

676
00:25:09,274 --> 00:25:10,307
‫حرکت خوبی بود، آقا.

677
00:25:10,308 --> 00:25:12,580
‫28,900 تا پیشنهاد تلفنی اومد،

678
00:25:13,207 --> 00:25:14,500
‫تقریبا همین‌قدر هم می‌ارزید.

679
00:25:14,887 --> 00:25:18,120
‫{\an9}<font color="#ffe017">
‫«کالای 595»

680
00:25:15,113 --> 00:25:15,825
‫«لوتوس»

681
00:25:15,826 --> 00:25:18,119
‫باید بالای 40 تا فروش بره.

682
00:25:18,666 --> 00:25:19,706
‫43 تا،

683
00:25:19,707 --> 00:25:21,006
‫44 تا،

684
00:25:21,126 --> 00:25:23,398
‫از اون دور پیشنهاد 45,000 تایی اومد.

685
00:25:23,399 --> 00:25:24,892
‫اینجا 46 تا دادن،

686
00:25:24,900 --> 00:25:25,806
‫46 تا،

687
00:25:25,807 --> 00:25:26,872
‫47 تا،

688
00:25:26,873 --> 00:25:27,879
‫48 تا،

689
00:25:27,880 --> 00:25:28,867
‫49 تا،

690
00:25:28,868 --> 00:25:29,873
‫و 50 تا،

691
00:25:29,874 --> 00:25:31,032
‫51 از اون پشت،

692
00:25:31,033 --> 00:25:31,800
‫52 تا،

693
00:25:31,801 --> 00:25:32,681
‫53 تا،

694
00:25:32,682 --> 00:25:33,647
‫54 تا،

695
00:25:33,648 --> 00:25:34,687
‫55 تا،

696
00:25:34,688 --> 00:25:35,800
‫56 تا،

697
00:25:35,801 --> 00:25:37,614
‫سرشو تکون داد. یکی دیگه.

698
00:25:37,615 --> 00:25:38,999
‫از زنت فاصله بگیر.

699
00:25:39,000 --> 00:25:42,000
‫کار درستی نیست که تو حراج ماشین کنار زنت بیاستی.

700
00:25:42,001 --> 00:25:43,874
‫57.5 پیشنهاد آنلاین.

701
00:25:43,875 --> 00:25:45,714
‫یواشکی بریم برایِ...

702
00:25:45,919 --> 00:25:46,913
‫58 تا؟

703
00:25:47,367 --> 00:25:48,206
‫تموم شد؟

704
00:25:48,207 --> 00:25:49,159
‫برای اولین بار،
‫(می‌پرسم)

705
00:25:49,160 --> 00:25:49,960
‫برای دومین بار،

706
00:25:49,961 --> 00:25:51,405
‫برای سومین و آخرین بار.

707
00:25:51,406 --> 00:25:53,913
‫با قیمتِ 58,000 پوند فروخته شد.

708
00:25:56,160 --> 00:25:57,510
‫احسنت آقا.

709
00:25:58,657 --> 00:26:01,289
‫یه «ولوست» تولید 1930 هست.

710
00:26:01,290 --> 00:26:02,983
‫پیش‌بینی این یکی خیلی سخته.

711
00:26:02,984 --> 00:26:04,338
‫بستگی داره چه کسی دنبالِ موتور باشه،

712
00:26:04,339 --> 00:26:05,880
‫باید به یه متخصص موتور برسه اون.

713
00:26:05,881 --> 00:26:08,190
‫این طور نیست که بخریش و بپری روش بزنی به جاده.

714
00:26:08,191 --> 00:26:10,083
‫موتورِ کوچولی دوست داشتنیه.

715
00:26:10,084 --> 00:26:11,938
‫اگه برسه نزدیک‌های 10 هزار تا،

716
00:26:11,939 --> 00:26:12,977
‫عالی می‌شه.

717
00:26:13,478 --> 00:26:14,099
‫وای خدایا!

718
00:26:14,100 --> 00:26:17,500
‫هزینه دوا درمونم از فروش این ماشین‌ها بیشتر می‌شه.

719
00:26:18,240 --> 00:26:19,693
‫و 8,000 تا،

720
00:26:19,694 --> 00:26:21,526
‫پیشنهاد 8,000 تایی، 8,200 تا،

721
00:26:21,527 --> 00:26:23,247
‫8,200 تا فورا برگشت،
‫(نتیجه رو به نفع خودش برگردوند)

722
00:26:23,248 --> 00:26:25,806
‫برای بار اول، دوم، سوم و آخرین بار.

723
00:26:25,807 --> 00:26:29,000
‫به قیمتِ 8,200 پوند فروخته شد.

724
00:26:29,646 --> 00:26:31,327
‫دلم می‌خواست که بهتر از این انجام می‌شد.
‫(قیمت بالاتری می‌دادن)

725
00:26:31,127 --> 00:26:36,834
‫{\an3}<font color="#ffe017">
‫«کالای 591»

726
00:26:31,328 --> 00:26:32,233
‫آخریش دردناکه.

727
00:26:32,234 --> 00:26:34,599
‫ببینیم این «ولوست» کوچولو چه قیمتی می‌خوره.

728
00:26:34,600 --> 00:26:36,520
‫قبل از این که بفروشمش، نگهش می‌داشتم.

729
00:26:37,292 --> 00:26:38,359
‫عذاب‌آوره.

730
00:26:38,360 --> 00:26:39,799
‫خوشم نمی‌آد.

731
00:26:40,339 --> 00:26:41,905
‫چون این‌ها چیزایی هستن که من براشون ارزش قائلم،

732
00:26:41,906 --> 00:26:44,418
‫و حالا می‌بینم که بقیه چقدر واسه‌شون ارزش قائلن.

733
00:26:45,192 --> 00:26:47,905
‫من براشون بیشتر از این‌ها ارزش قائل بودم.

734
00:26:49,240 --> 00:26:51,607
‫این هزینه بخشی از ابزارهامون رو تامین می‌کنه،

735
00:26:51,608 --> 00:26:53,985
‫اما هنوز به مقدار کافی که بتونیم پول بذاریم توی بانک،

736
00:26:53,986 --> 00:26:55,806
‫و کسب‌وکارمون رو اداره کنیم، نداریم.

737
00:26:55,807 --> 00:26:57,799
‫در حالی که تنها 2 موتور باقی مونده بود،

738
00:26:57,800 --> 00:26:59,927
‫همچنان نیاز به حدود 25,000 پوند داشتم،

739
00:26:59,928 --> 00:27:02,506
‫تا به هدف 200,000 تاییم برسم.

740
00:27:05,312 --> 00:27:07,000
‫کالای شماره‌ی 594،

741
00:27:07,001 --> 00:27:11,312
‫یک «سان‌بیمِ مدل 2 تولید 1927» خیلی زیبا.<font color="#ff8c10">
‫ (Sunbeam شرکت ماشین‌سازی بریتانیایی، تاسیس: 1905)

742
00:27:11,313 --> 00:27:12,793
‫این یکی فروشش خیلی دردناکه.

743
00:27:12,794 --> 00:27:15,213
‫این اولین وسیله‌ی قدیمی و عتیقه‌ی منه.

744
00:27:16,826 --> 00:27:18,126
‫5,500 تا،

745
00:27:18,127 --> 00:27:19,413
‫5,800 تا اگر بخواید،

746
00:27:19,414 --> 00:27:22,207
‫وای خدایا، اگه همین طوری پیش بره،
‫مفت مفت می‌برتش.

747
00:27:23,047 --> 00:27:25,499
‫پیشنهاد 5,800 تایی و 6,000 تایی در مقابل شما.

748
00:27:25,500 --> 00:27:28,020
‫یالا دیگه، ارزشش بیشتر از ایناست.

749
00:27:28,273 --> 00:27:30,506
‫6,200 پوند پیشنهاد شده.

750
00:27:30,507 --> 00:27:32,013
‫چکش اومد بالا. کسی دیگه نبود؟

751
00:27:32,014 --> 00:27:33,480
‫برای بار اول و دوم...

752
00:27:33,599 --> 00:27:34,686
‫سویم و آخرین بار.

753
00:27:34,687 --> 00:27:36,040
‫وای آدمو می‌کُشه.

754
00:27:36,041 --> 00:27:37,954
‫به قیمتِ...

755
00:27:37,955 --> 00:27:40,900
‫6,300 پوند فروخته شد.

756
00:27:42,996 --> 00:27:45,296
‫خیلی بیشتر از اینا می‌ارزید،
‫رسما دزدیدش.

757
00:27:45,429 --> 00:27:46,503
‫فاجعه‌اس.

758
00:27:46,504 --> 00:27:47,504
‫این واقعا چیزیه که...

759
00:27:47,505 --> 00:27:49,417
‫به اون قیمت نمی‌فروختمش.

760
00:27:51,086 --> 00:27:51,800
‫خب.

761
00:27:53,806 --> 00:27:55,999
‫در کل شد 183 هزار تا.

762
00:27:56,000 --> 00:27:57,420
‫پس این یعنی...

763
00:27:57,013 --> 00:28:01,500
‫{\an3}<font color="#ffe017">
‫«کالای 597»

764
00:27:57,421 --> 00:27:59,638
‫باید آخرین موتورم رو 17,000 تا بفروشم،

765
00:27:59,639 --> 00:28:01,408
‫تا به 200,000 تا برسم.

766
00:28:01,733 --> 00:28:03,106
‫هنوز تموم نشده.

767
00:28:03,626 --> 00:28:05,280
‫کالای شماره‌ی 597،

768
00:28:05,281 --> 00:28:09,373
‫«نورتون دومینتور تولید 2019» هست.<font color="#ff8c10">
‫ (نسخه جدید از نورتون اصلی تولید در 1947 تا 1960)

769
00:28:09,374 --> 00:28:11,160
‫از 10,000 تا شروع می‌کنیم.

770
00:28:11,161 --> 00:28:12,334
‫11,000 تا،

771
00:28:12,335 --> 00:28:13,680
‫12,000 تا،

772
00:28:15,746 --> 00:28:16,767
‫12,000 تا،

773
00:28:16,768 --> 00:28:18,419
‫12,200 تا، 12,500 تا،

774
00:28:18,646 --> 00:28:20,406
‫12,500 تا، 12,800 تا،

775
00:28:20,520 --> 00:28:22,320
‫15,000 تا، 15,200 تا،

776
00:28:22,321 --> 00:28:23,940
‫پیشنهاد 15,200 رو می‌گیرم.

777
00:28:23,941 --> 00:28:25,220
‫شما فرماندهی پارو رو به‌دست بگیرید خانم.
‫(همون علامت‌دنده‌ای که دست‌شونه)

778
00:28:25,221 --> 00:28:27,101
‫- 16,000 تا پیشنهاد آنلاین.
‫- 16,000 همین الان.

779
00:28:27,102 --> 00:28:27,760
‫پیشنهاد‌ دهنده جدید،

780
00:28:27,761 --> 00:28:29,794
‫16,500 از یه جای دیگه.

781
00:28:29,795 --> 00:28:31,718
‫16,800 تا.

782
00:28:31,719 --> 00:28:32,960
‫17,000 تا،

783
00:28:32,961 --> 00:28:34,188
‫18,000 تا،

784
00:28:34,189 --> 00:28:35,221
‫19,000 تا،

785
00:28:35,222 --> 00:28:36,295
‫20,000 تا،

786
00:28:36,296 --> 00:28:37,320
‫20 تا...

787
00:28:37,321 --> 00:28:38,915
‫«22,800 تا»

788
00:28:39,100 --> 00:28:41,240
‫22,800 تا.

789
00:28:41,241 --> 00:28:43,120
‫پیشنهاد تلفنی، ممنون آقایون.

790
00:28:43,253 --> 00:28:45,125
‫بار سوم و آخرین بار.

791
00:28:45,886 --> 00:28:47,466
‫فروخته شد، آُفرین.

792
00:28:49,667 --> 00:28:50,933
‫طاقت فرسا بود.

793
00:28:50,934 --> 00:28:53,199
‫مجموع پولم رو بررسی کنم.

794
00:28:54,033 --> 00:28:57,213
‫به طور کلی، فکر کنم حدود 205,000 تا شد.

795
00:28:57,906 --> 00:28:58,580
‫پس...

796
00:28:58,581 --> 00:29:00,061
‫این یعنی تو بانک،

797
00:29:00,062 --> 00:29:02,662
‫به اندازه کافی پول واسه‌ی...

798
00:29:02,663 --> 00:29:03,643
‫نقل مکان...

799
00:29:03,644 --> 00:29:05,197
‫به کارگاه جدید رو دارم،

800
00:29:05,839 --> 00:29:06,997
‫با خیال راحت،

801
00:29:07,173 --> 00:29:08,007
‫و...

802
00:29:09,707 --> 00:29:10,926
‫در مجموع...

803
00:29:11,887 --> 00:29:15,086
‫هزینه‌های جاریِ 6 ماه رو پوشش می‌ده.

804
00:29:15,693 --> 00:29:17,280
‫فروشِ کالا‌هایِ...

805
00:29:17,281 --> 00:29:18,285
‫ریچارد هموند به پایان رسید.

806
00:29:18,286 --> 00:29:20,287
‫متشکرم از شما خانم‌ها و آقایون،
‫برای تموم پیشنهادات‌تون.

807
00:29:20,288 --> 00:29:21,680
‫خیلی خیلی ازتون متشکرم.

808
00:29:21,681 --> 00:29:22,187
‫ممنونم.

809
00:29:22,188 --> 00:29:23,707
‫رو هم رفته همه‌ش دردناک بود.

810
00:29:24,494 --> 00:29:25,320
‫اصلا باحال نیست،

811
00:29:25,321 --> 00:29:27,286
‫فروش اسباب‌بازی‌هایی که برای خریدن‌شون...

812
00:29:27,287 --> 00:29:28,814
‫کل زندگیت رو کار کردی،

813
00:29:29,107 --> 00:29:31,639
‫و حمایت از چیزی که ممکنه جواب بده یا نده.

814
00:29:31,640 --> 00:29:33,380
‫تنها چیزی که الان می‌خوام بگم اینه که...

815
00:29:33,381 --> 00:29:34,814
‫بهتره که اون لعنتی جواب بده.

816
00:29:45,966 --> 00:29:47,866
‫فِر جدید امروز می‌رسه.

817
00:29:48,007 --> 00:29:50,599
‫بارِ یه تریلی می‌شن، همه تیکه‌هاش
‫بسته‌بندی شدن، اما می‌رسه.

818
00:29:50,600 --> 00:29:53,426
‫و این اتفاق مهمیه و می‌خوام که
‫برای نظارت بهش اون‌جا باشم.

819
00:30:02,640 --> 00:30:03,920
‫خب اومدن.

820
00:30:04,347 --> 00:30:06,027
‫اگه کلِ اون تریلی پُر باشه، نگران می‌شم...

821
00:30:07,500 --> 00:30:08,920
‫2 ساعت دیر کرده،

822
00:30:08,921 --> 00:30:10,539
‫و فکر کنم دلیلش رو فهمیده باشم.

823
00:30:10,540 --> 00:30:12,280
‫چون که ظاهرا روش نوشته:

824
00:30:12,281 --> 00:30:14,694
‫«آقای جی. مِی».<font color="#ff8c10">
‫ (Mr J. May مخفف جیمز مِی، همکارِ ریچارد و
‫معروف به Captain Slow یا کندترین مردِ جهان)

825
00:30:16,307 --> 00:30:17,560
‫همین طوره، نوشته آقای...

826
00:30:17,561 --> 00:30:18,919
‫و 2 ساعت دیر کرده،

827
00:30:18,920 --> 00:30:20,879
‫چون خیلی آروم رانندگی می‌کنه!

828
00:30:21,633 --> 00:30:23,559
‫خب، لطفا رونماییش کنین،
‫خیلی هیجان‌انگیزه.

829
00:30:23,560 --> 00:30:24,466
‫این لعنتی خیلی بزرگه.

830
00:30:24,467 --> 00:30:25,919
‫آره خیلی، مگه نه؟

831
00:30:31,603 --> 00:30:32,437
‫فِر.

832
00:30:32,438 --> 00:30:33,298
‫وسایلش.

833
00:30:34,504 --> 00:30:35,504
‫آررره!

834
00:30:38,112 --> 00:30:40,946
‫دوباره همون «مرد کوچولو توی
‫کلی بدبختی و مشکلات» که نیستی، آره؟
‫(باز گند نزدی که؟)

835
00:30:40,947 --> 00:30:43,538
‫ممکنه کمی جو گیر شده باشم،
‫خب می‌خواستم، می‌دونی دیگه...

836
00:30:43,539 --> 00:30:44,680
‫بهترین مدلش رو...

837
00:30:44,681 --> 00:30:45,960
‫برای تو و پدرت می‌خواستم.

838
00:30:45,961 --> 00:30:47,319
‫این‌ها رو ببین آخه!

839
00:30:48,533 --> 00:30:49,639
‫خوبه، خب.

840
00:30:54,352 --> 00:30:56,198
‫یه مشکل توی این کارت می‌بینم!

841
00:30:57,327 --> 00:30:58,105
‫چی؟

842
00:30:58,106 --> 00:31:00,305
‫یهو رفتم توی دنیای کارتون یا چی؟

843
00:31:00,306 --> 00:31:01,946
‫این تیکه‌اش واسه منه.

844
00:31:01,947 --> 00:31:03,039
‫[نامفهوم]

845
00:31:03,040 --> 00:31:04,587
‫یکی دیگه‌ام اون پشته، من می‌برمش.

846
00:31:04,588 --> 00:31:06,600
‫- یه تیکه‌شو من می‌برم.
‫- آره، این مال منه.

847
00:31:07,507 --> 00:31:09,073
‫- حالا احساس مردونگی می‌کنی؟
‫- آره.

848
00:31:11,900 --> 00:31:13,740
‫رفیق، این بهترین شکلیه که می‌تونیم ببریم‌شون.

849
00:31:13,747 --> 00:31:15,173
‫که به همین دلیلم خوبه چون...

850
00:31:15,174 --> 00:31:16,313
‫داغون شدم!

851
00:31:18,073 --> 00:31:21,318
‫بی‌نهایت هیجان‌انگیزه، اما حالا دیگه
‫واقعا خیلی ترسناک شده،

852
00:31:21,319 --> 00:31:23,212
‫چون اینو ببینین...

853
00:31:23,333 --> 00:31:25,913
‫قراره کلی کار ببره تا راه بیوفته.

854
00:31:26,645 --> 00:31:28,040
‫صبر کن تا وقتی بابا ببینه اینو.

855
00:31:28,048 --> 00:31:29,504
‫- غش می‌کنه.
‫- آره می‌دونم.

856
00:31:29,825 --> 00:31:31,078
‫نمی‌دونم گریه‌اش در می‌آد یا نه؟

857
00:31:31,079 --> 00:31:32,791
‫ممکنه. سرگرمی جدیدش اینه.

858
00:31:33,245 --> 00:31:34,878
‫یقراره یه ابزارِ...

859
00:31:34,879 --> 00:31:35,365
‫آره.

860
00:31:35,366 --> 00:31:36,485
‫...محشری بشه.

861
00:31:38,506 --> 00:31:41,252
‫نمی‌تونم تصور کنم نیل قراره چه واکنشی نشون بده.

862
00:31:41,253 --> 00:31:43,813
‫فکر نمی‌کنم بدونه که ما داریم چی واسه‌ش اینجا می‌سازیم.

863
00:31:43,814 --> 00:31:46,159
‫به همین دلیل عمدا بهش نشون ندادیم.

864
00:31:46,239 --> 00:31:47,266
‫و واقعا این طوری می‌شه که:

865
00:31:47,267 --> 00:31:49,480
‫«بفرما نیل، اینم امپراطوری جدیدت!»

866
00:31:49,481 --> 00:31:51,001
‫در رو پشتش می‌بندیم، قفلش می‌کنیم.

867
00:31:51,002 --> 00:31:53,902
‫«و واسه 6 ماه دیگه هم بیرون نمی‌آی رفیق.
‫فقط کار می‌کنی.»

868
00:32:07,950 --> 00:32:09,637
‫صادقانه بگم، این کار...

869
00:32:09,638 --> 00:32:11,205
‫خوشحال می‌شم که نتیجه نهاییش رو ببینم،

870
00:32:11,206 --> 00:32:13,839
‫مشخص شد که این فقط یه کابوس مطلقه.

871
00:32:13,840 --> 00:32:16,120
‫همه چیزش خیلی سخت‌پسند و ریزه‌کاری داره.

872
00:32:16,121 --> 00:32:18,852
‫تویِ ماشین، این همه...

873
00:32:18,853 --> 00:32:20,080
‫صافکاریِ پیچیده نداره.

874
00:32:20,081 --> 00:32:22,978
‫و کار کردن روی همه چیزش واقعا ناجوره.

875
00:32:22,979 --> 00:32:24,434
‫ساعت‌هاست درگیرشم.

876
00:32:24,435 --> 00:32:26,639
‫من که حاضر نبودم درگیرش بشم، چون که...

877
00:32:26,640 --> 00:32:28,692
‫اما کسی گوش نمی‌ده که؟ پس...

878
00:32:28,693 --> 00:32:30,026
‫از نظر مالی،

879
00:32:30,027 --> 00:32:31,680
‫به نظرم یه کمی...

880
00:32:31,681 --> 00:32:33,920
‫«جنس زیر قیمت»ـه،<font color="#ff8c10">
‫(جنسی که با ضرر زیر قیمت و فقط
‫برای جذب مشتری فروخته می‌شه)

881
00:32:34,213 --> 00:32:35,852
‫اما باز هم ممکنه این چند تایی کارِ بیشتر برامون بیاره،

882
00:32:35,853 --> 00:32:37,472
‫اما نمی‌تونین هر کاری رو با همین تفکر انجام بدین،

883
00:32:37,473 --> 00:32:39,599
‫در غیر این صورت اصلا پولی در نمی‌آرین.

884
00:32:41,073 --> 00:32:43,413
‫خوشبختانه، امروز رنگ‌آمیزیش می‌کنم.

885
00:32:44,313 --> 00:32:48,692
‫تا به حال مطلب زیادی در مورد این سه‌چرخه منتشر نشده،

886
00:32:48,693 --> 00:32:50,986
‫اما ساعت‌ها وقتی که روش گذاشتم،

887
00:32:50,987 --> 00:32:53,206
‫می‌تونم بابتش 2000 پوند از یکی بگیرم.

888
00:32:54,526 --> 00:32:57,912
‫فکر نمی‌کنم که اون متوجه باشه که
‫ما واقعا چقدر روش وقت گذاشتیم،

889
00:32:57,920 --> 00:32:58,980
‫اما این چیزیه که اون باید بفهمه.

890
00:32:58,981 --> 00:33:01,301
‫برخی کارها هستن که نمی خواید توی اون ها دخالت کنید.

891
00:33:08,367 --> 00:33:09,887
‫با نزدیک شدنِ نقل مکان بزرگ،

892
00:33:09,888 --> 00:33:12,027
‫حسابدار شرکت درخواست یه ملاقات داشت،

893
00:33:12,028 --> 00:33:14,559
‫و برای یک بار هم که شده، نترسیده بودم.

894
00:33:14,866 --> 00:33:15,640
‫ریچارد؟

895
00:33:15,641 --> 00:33:17,485
‫- سلام کاملا.
‫- سلام.

896
00:33:17,486 --> 00:33:19,280
‫بهم ملحق شو.
‫شرمنده بابت بویی که می‌آد.

897
00:33:19,281 --> 00:33:20,434
‫- یخچال رو باز کرده بودم.
‫- مشکلی نیست.

898
00:33:20,435 --> 00:33:21,279
‫اشتباه بزرگی بود.

899
00:33:21,280 --> 00:33:23,359
‫مشکلی نیست، اصلا و ابدا. نگران نباش.

900
00:33:23,360 --> 00:33:24,805
‫- بفرما بشین.
‫- ممنون آقا.

901
00:33:24,806 --> 00:33:26,486
‫خب، کاری که من کردم اینه که...

902
00:33:26,487 --> 00:33:28,858
‫تعداد زیادی از ماشین‌ها و موتورهام رو فروختم.

903
00:33:28,859 --> 00:33:32,719
‫با این کار، در کل 205,000 پوند جمع کردم.

904
00:33:32,720 --> 00:33:34,707
‫چیزی که ته حساب‌مون توی بانک می‌مونه...

905
00:33:34,708 --> 00:33:36,679
‫65,000 پونده.

906
00:33:36,680 --> 00:33:38,793
‫اما در واقع هزینه‌های دیگه‌ای هم برای نقل مکان هست،

907
00:33:38,794 --> 00:33:40,386
‫که باید در موردشون حرف بزنیم،

908
00:33:40,387 --> 00:33:41,694
‫چه نوع سیستم هشداری دارین؟

909
00:33:41,695 --> 00:33:43,054
‫دوربین مداربسته می‌خواین.

910
00:33:43,055 --> 00:33:45,772
‫چون قراره شب‌ها ماشین‌های مشتری‌ها رو نگه‌دارین.

911
00:33:45,779 --> 00:33:47,240
‫سلامت و ایمنی.

912
00:33:47,241 --> 00:33:49,480
‫یکی از ما باید دوره کمک‌های اولیه رو بگذرونه.

913
00:33:49,481 --> 00:33:50,800
‫شاید آنتونی بره.

914
00:33:50,801 --> 00:33:52,952
‫مجبور نیست لباس پرستار یا همچین چیزی بپوشه که؟

915
00:33:52,953 --> 00:33:54,400
‫فقط اگه تو بخوای آره.

916
00:33:54,401 --> 00:33:55,521
‫نه نمی‌خوام.

917
00:33:55,692 --> 00:33:57,972
‫«بیمه مسئولیت مدنی» هم نیاز داریم،<font color="#ff8c10">
‫(بیمه‌ای که هزینه آسیب یا ضررهای شخص ثالث رو می‌ده)

918
00:33:57,973 --> 00:33:59,465
‫بیمه مسئولیت کارفرمایان رو می‌خوایم،

919
00:33:59,466 --> 00:34:01,346
‫که وسایل‌نقلیه‌ی مشتری‌ها رو پوشش می‌ده.

920
00:34:01,347 --> 00:34:01,927
‫خب.

921
00:34:01,928 --> 00:34:03,168
‫بیمه ساختمان می‌خوایم.

922
00:34:03,169 --> 00:34:05,281
‫قبل از این که بچه‌ها بتونن اون‌جا شروع به کار کنن،

923
00:34:05,282 --> 00:34:07,967
‫باید بازرسی ایمنی همه تجهیزات رو انجام بدیم.

924
00:34:07,968 --> 00:34:10,853
‫و تعداد روزها، نقل مکان دو روز طول می‌کشه؟

925
00:34:10,854 --> 00:34:12,980
‫نه،‌تقریبا 2 هفته می‌شه دیگه...

926
00:34:12,981 --> 00:34:14,094
‫2 هفته طول می‌کشه...

927
00:34:14,095 --> 00:34:15,594
‫قبل از این که... فکرشو نمی‌کردم که... این فقط...

928
00:34:15,595 --> 00:34:19,199
‫پس این دو هفته رو نمی‌شه
‫روی هیچ وسیله‌نقلیه‌ای کار کرد دیگه؟

929
00:34:19,200 --> 00:34:21,373
‫پس دو هفته «نفر در ساعت» از دست می‌دیم.<font color="#ff8c10">
‫ (man hours واحد اندازه‌گیری برای مقدار کار
‫یا محصولی که در یک ساعت تولید می‌شود)

930
00:34:21,374 --> 00:34:23,126
‫هیچ راهی برای دور زدنش وجود نداره.

931
00:34:23,620 --> 00:34:25,139
‫و چه کاری الان آماده داری؟

932
00:34:25,480 --> 00:34:26,387
‫یه سه‌چرخه‌اس.

933
00:34:26,388 --> 00:34:27,880
‫تولید دهه 1930ـه.

934
00:34:27,881 --> 00:34:29,394
‫واسه یکی از رفیق‌هامه.

935
00:34:30,107 --> 00:34:31,034
‫و...

936
00:34:31,186 --> 00:34:33,699
‫اما داریم ازش یه سودی در می‌آریم دیگه.<font color="#ff8c10">
‫(سود حاشیه‌ای، پولی که سود خالصی
‫نمی‌رسونه اما ضرری رو هم جبران نمی‌کنه)

937
00:34:34,106 --> 00:34:35,066
‫احتمالا نه.

938
00:34:35,067 --> 00:34:36,947
‫این بیشتر از هر چیز دیگه‌ای...

939
00:34:36,948 --> 00:34:38,079
‫جنسی زیر قیمته،

940
00:34:38,080 --> 00:34:40,440
‫اما از سال 1932 عضوی از خونواده‌شون بوده.

941
00:34:40,441 --> 00:34:40,960
‫خب.

942
00:34:40,961 --> 00:34:41,921
‫و این باعث می‌شه که...

943
00:34:41,922 --> 00:34:43,748
‫اون و به خصوص مادرش...

944
00:34:43,749 --> 00:34:45,612
‫خیلی خوشحال بشن که ببینن
‫اون دوباره به زندگی برگشته.

945
00:34:45,613 --> 00:34:47,673
‫اما این که بدهی‌هامون رو نمی‌پردازه.
‫( این که پول نمی‌شه واسه‌مون)

946
00:34:47,674 --> 00:34:49,114
‫نه... اما...

947
00:34:49,480 --> 00:34:51,040
‫یعنی داریم کوتاه می‌آیم؟

948
00:34:52,280 --> 00:34:52,853
‫می‌دونی...

949
00:34:52,854 --> 00:34:55,686
‫ما الان توی مرحله‌ای نیستیم که
‫بتونیم ضررها رو جبران کنیم، ریچارد.

950
00:34:55,687 --> 00:34:56,527
‫نه می‌دونم.

951
00:34:56,528 --> 00:34:57,961
‫ما هنوز یه شرکت تازه تاسیس هستیم.

952
00:34:57,962 --> 00:34:59,308
‫از زمانی که ماشین‌هام رو فروختم،

953
00:34:59,309 --> 00:35:00,509
‫هنوز توی بانک پول داریم...

954
00:35:00,510 --> 00:35:02,208
‫آره، توی بانک پولِ فروش ماشین‌ها رو داریم.

955
00:35:02,209 --> 00:35:05,396
‫اما این با هزینه‌های سربار ماهانه زیاد دووم نمی‌آره.
‫(هزینه‌های ثابت ماهانه، قبض و...)

956
00:35:05,679 --> 00:35:08,193
‫ترجیح می‌دم این مکالمات رو تلفنی انجام بدم، کاملا.

957
00:35:08,194 --> 00:35:10,013
‫حالا دیگه واقعا ترسناک شده.

958
00:35:10,792 --> 00:35:11,592
‫کِی می‌خوای بگی:

959
00:35:11,593 --> 00:35:13,319
‫«ریچارد، احسنت برای فروش ماشین‌هات.

960
00:35:13,320 --> 00:35:14,132
‫حتما خیلی دردناک بوده.»

961
00:35:14,133 --> 00:35:15,520
‫واقعا باید خیلی دردناک بوده باشه.

962
00:35:15,521 --> 00:35:16,440
‫آره، بود.

963
00:35:16,441 --> 00:35:18,048
‫من در موردش چیزی نگفتم اما...

964
00:35:18,049 --> 00:35:19,359
‫- ...اما لعنتی خیلی وحشتناک بود.
‫- نه، می دونم.

965
00:35:19,360 --> 00:35:21,331
‫آره، می‌تونم تصور کنم که چقدر دردناک بوده.

966
00:35:21,332 --> 00:35:22,419
‫پیام واضحه.

967
00:35:22,420 --> 00:35:24,252
‫دست از احساسی و احمق بودن بردار،

968
00:35:24,253 --> 00:35:26,099
‫و مثل یه تاجر واقعی فکر کن.

969
00:35:26,379 --> 00:35:28,604
‫و فکر کنم که نیل بابت سه‌چرخه از دستم عصبانیه.

970
00:35:28,605 --> 00:35:31,452
‫فکر کنم در حال حاضر همه از دست من عصبانی هستن،

971
00:35:31,652 --> 00:35:32,905
‫پس وقتشه که...

972
00:35:33,272 --> 00:35:35,205
‫مثل یه تاجر فکر کنم و رفتار کنم.

973
00:35:35,499 --> 00:35:38,006
‫این حالت طبیعی و راحت من نیست.
‫(نمی‌تونم این طوری باشم)

974
00:35:49,439 --> 00:35:50,659
‫جای تعجب نداشت که،

975
00:35:50,660 --> 00:35:52,326
‫نیل به من سپرد که...

976
00:35:52,327 --> 00:35:54,819
‫تا سه‌چرخه کامل شده رو برگردونم به هری.

977
00:35:55,453 --> 00:35:58,320
‫نیل این موضوع رو کاملا روشن کرد که...

978
00:35:58,321 --> 00:36:00,438
‫انجام این کار ایده من بوده.

979
00:36:00,439 --> 00:36:02,692
‫اون بیشتر این رو تقصیر من می‌دونست.

980
00:36:03,764 --> 00:36:05,871
‫من با هری درباره پول صحبت کردم.

981
00:36:05,872 --> 00:36:08,064
‫می‌دونم که قرار بود چند صد تا بده نه چند هزار تا.

982
00:36:08,065 --> 00:36:10,564
‫پس می‌خوام ازش درخواست 700 پوند رو بکنم،

983
00:36:10,565 --> 00:36:11,518
‫که...

984
00:36:11,519 --> 00:36:13,391
‫در واقع نیمی از...

985
00:36:13,392 --> 00:36:16,425
‫هزینه‌ای که ساعت‌ها برای اون زحمت
‫کشیده شده رو پوشش می‌ده.

986
00:36:19,007 --> 00:36:21,153
‫{\an6}<font color="#ffe017">
‫(مِلک گلانوسک)
‫(محل برگزاری مراسمات خصوصی و شرکتی
‫ملک تجاری و مسکونی
‫کلبه‌های ماهیگیری و تفریحاتی)

987
00:36:19,481 --> 00:36:22,821
‫برگردوندن سه‌چرخه توسط خودم یه نقطع ضعف بزرگ بود...

988
00:36:24,473 --> 00:36:27,013
‫حالا یه کار دشواری دارم تا روشنش کنم.

989
00:36:28,987 --> 00:36:30,633
‫اگه موتورش پس بزنه،<font color="#ff8c10">
‫(شعله‌ای که از اگزوز ماشین یا موتور
‫حینِ تعویض دنده یا تغییر دور موتور، خارج می‌شه)

990
00:36:30,634 --> 00:36:31,627
‫و نتونه ضربه‌اش رو بزنه،
‫(پیستونش به کار نیوفته)

991
00:36:31,628 --> 00:36:33,706
‫همه‌اش برمی‌گرده به هندل موتور،

992
00:36:33,713 --> 00:36:36,019
‫و بعدش تموم قدرت موتور از طریق این اهرم،

993
00:36:36,020 --> 00:36:37,313
‫وارد می‌شه به پات.
‫(به قولا موتور لگد می‌زنه)

994
00:36:37,819 --> 00:36:39,213
‫یالا ببینم... یالا!

995
00:36:41,839 --> 00:36:42,499
‫این...

996
00:36:43,486 --> 00:36:44,312
‫یالا!

997
00:36:45,199 --> 00:36:47,200
‫تو هم مشتاقی که ببینی دوباره کار می کنه؟

998
00:36:47,373 --> 00:36:49,212
‫صبر ندارم. خیلی هیجان‌زده‌ام.

999
00:36:49,213 --> 00:36:50,499
‫قراره کلی حال بده، مگه نه؟

1000
00:36:50,500 --> 00:36:51,580
‫تو همیشه پشت می‌نشستی؟

1001
00:36:51,581 --> 00:36:54,420
‫«اوون» به من یاد داد که چطور هندل بزنم.

1002
00:36:54,421 --> 00:36:55,206
‫آره.

1003
00:36:56,120 --> 00:36:57,580
‫فکر کنم گریه کردم.

1004
00:36:57,581 --> 00:36:59,440
‫- چرا؟ چون...
‫- خیلی درد داشت.

1005
00:36:59,441 --> 00:37:00,246
‫چون لگد زد؟

1006
00:37:00,247 --> 00:37:01,600
‫چون که پس زد...

1007
00:37:02,480 --> 00:37:03,320
‫یعنی...

1008
00:37:04,273 --> 00:37:06,013
‫تجربه وحشتناکیه.

1009
00:37:06,187 --> 00:37:07,687
‫می‌دونی که این اتفاق می‌افته.
‫(لگد می‌زنه)

1010
00:37:11,327 --> 00:37:12,960
‫ای حرومــ...

1011
00:37:16,267 --> 00:37:17,393
‫خیلی بد بود!

1012
00:37:18,520 --> 00:37:19,773
‫خیلی درد داره.

1013
00:37:20,793 --> 00:37:22,773
‫خب بیا امیدوار باشیم که هموند درستش کرده باشه.

1014
00:37:22,774 --> 00:37:23,614
‫خیلی خوب می‌شه.

1015
00:37:23,615 --> 00:37:25,779
‫واقعا هیجان‌انگیز خواهد بود.

1016
00:37:28,672 --> 00:37:29,710
‫خیلی‌خب.

1017
00:37:30,013 --> 00:37:32,220
‫خیلی آروم سوئیچ استارتش رو می‌زنم...

1018
00:37:32,221 --> 00:37:34,080
‫و بعدش هم دعا می‌کنم.

1019
00:37:34,720 --> 00:37:35,713
‫بی‌خیال دیگه.

1020
00:37:38,160 --> 00:37:39,719
‫اینجا جاییه که می‌خوام باشم.

1021
00:37:39,720 --> 00:37:41,007
‫کار می‌کنه.

1022
00:37:41,307 --> 00:37:42,593
‫کار می‌کنه.

1023
00:37:42,971 --> 00:37:43,800
‫آماده؟

1024
00:37:43,946 --> 00:37:44,760
‫روشنش می‌کنم.

1025
00:37:50,803 --> 00:37:51,520
‫آره!

1026
00:37:51,837 --> 00:37:52,783
‫همینه!

1027
00:37:53,487 --> 00:37:54,397
‫عالی!

1028
00:37:57,676 --> 00:37:58,783
‫آره، همینه!

1029
00:38:07,800 --> 00:38:10,223
‫یه چیزی می‌بینم داره از وسط پارک می‌آد.

1030
00:38:10,224 --> 00:38:11,517
‫چه هیجانی!

1031
00:38:11,933 --> 00:38:12,693
‫وای خدایا!

1032
00:38:13,113 --> 00:38:14,999
‫نگاش کن! نگاش کن آخه!

1033
00:38:18,480 --> 00:38:19,480
‫عالی!

1034
00:38:19,759 --> 00:38:21,520
‫آفرین، نگاهش کن!

1035
00:38:26,680 --> 00:38:27,670
‫سلام «شان» چطوری؟

1036
00:38:27,671 --> 00:38:29,430
‫رفیق قدیمی آشنامون هم که اینجاست.

1037
00:38:29,431 --> 00:38:30,909
‫چه چیز محشری!

1038
00:38:30,910 --> 00:38:33,070
‫خب، خیلی سعی کردیم که زیاده‌روی نکنیم.

1039
00:38:33,071 --> 00:38:33,878
‫خب ما...

1040
00:38:33,944 --> 00:38:35,177
‫- یعنی...
‫- خب این تمیز و براقه.

1041
00:38:35,178 --> 00:38:35,960
‫آره، تمیزش کردیم.

1042
00:38:35,961 --> 00:38:37,280
‫و کمی هم رنگ جدید خورده.

1043
00:38:37,281 --> 00:38:39,624
‫اینجا و اونجاش رو رنگ‌آمیزی کردیم فقط به این دلیل که...

1044
00:38:39,625 --> 00:38:42,040
‫یعنی می‌دونیم که این چقدر برای شما ارزش داره.

1045
00:38:42,041 --> 00:38:43,882
‫همه‌ی اینا رو فابریک و اصلش باقی گذاشتیم،

1046
00:38:43,883 --> 00:38:46,015
‫چون به نظر تغییر دادن‌شون جرم محسوب می‌شه.

1047
00:38:46,415 --> 00:38:49,201
‫ما سرِ قیمت 700 پوند توافق کردیم،

1048
00:38:49,202 --> 00:38:51,055
‫پس من فاکتورش رو براتون با پست می‌فرستم.

1049
00:38:51,062 --> 00:38:52,742
‫ممنون دوست من، خیلی متشکرم.

1050
00:38:52,743 --> 00:38:54,294
‫- عالی بود.
‫- محشره!

1051
00:38:54,295 --> 00:38:55,221
‫ممنون.

1052
00:38:55,359 --> 00:38:58,006
‫این خیلی من رو خوشحال می‌کنه که می‌بینم...

1053
00:38:58,007 --> 00:38:59,926
‫اون بخش دیگه‌ای از میراث ما رو می‌بینه که...

1054
00:38:59,927 --> 00:39:01,506
‫دوباره شروع به کار کردن و استفاده شدن کرده.

1055
00:39:01,507 --> 00:39:03,254
‫لبخند رو چهره‌اش رو دیدین دیگه.

1056
00:39:03,255 --> 00:39:04,999
‫خاطرات زیادی رو براش زنده کرده.

1057
00:39:10,069 --> 00:39:11,622
‫دیدن چهره‌هاشون...

1058
00:39:11,623 --> 00:39:14,108
‫در حالی که می‌بینن این به زندگی‌شون برگشته،

1059
00:39:14,109 --> 00:39:15,279
‫این کارو ارزشمند می‌کنه.

1060
00:39:15,280 --> 00:39:17,013
‫و این به دلیل اینه که...

1061
00:39:17,014 --> 00:39:20,901
‫این مملو از خاطرات و تداعی‌ها براشون هست.

1062
00:39:21,134 --> 00:39:22,954
‫اون سه‌چرخه‌ی کوچیک پدربزرگش بوده.

1063
00:39:22,955 --> 00:39:24,061
‫و همه این‌ها دوباره زنده شده.

1064
00:39:24,062 --> 00:39:25,607
‫و لازم نیست که حتما...

1065
00:39:25,608 --> 00:39:27,532
‫یه سه‌چرخه متعلق به دهه 1930...

1066
00:39:27,533 --> 00:39:29,525
‫از یه مِلک روستایی بزرگ توی ولز باشه.

1067
00:39:29,526 --> 00:39:30,620
‫می‌تونه هر چیزی باشه.

1068
00:39:30,621 --> 00:39:34,259
‫می‌تونه یه «واکسول نوا» از «بِرنلی» باشه.<font color="#ff8c10">
‫(از سری ماشین‌هایی که هموند ازش متنفره
‫ Burnley شهری در منطقه منچستر، انگلستان)

1069
00:39:34,260 --> 00:39:36,126
‫اما اگر اون رو از دوران کودکی به یاد داشته باشی،

1070
00:39:36,127 --> 00:39:37,494
‫اگه خاطراتت توش باشه،

1071
00:39:37,495 --> 00:39:39,008
‫خاطراتت توشه!

1072
00:39:39,194 --> 00:39:40,920
‫دیدی چطوری از اون پیچ رد شد؟

1073
00:39:40,921 --> 00:39:42,394
‫فرمول 1 طور بود.

1074
00:39:42,395 --> 00:39:45,026
‫آره داشت یه خم بزرگ بهش می‌داد!<font color="#ff8c10">
‫(حالتی که موتورسوارها برای کوتاه کردن فاصله
‫به سمت داخل پیچ خم می‌شن، مثل موتو جی‌پی)

1075
00:39:45,027 --> 00:39:47,506
‫با این حال یه درس یه یاد موندنی یاد گرفتم.

1076
00:39:48,140 --> 00:39:50,385
‫به کسی نگو: «آره، می‌تونیم این کارو برایِ...

1077
00:39:50,386 --> 00:39:53,099
‫...چند صد پوند انجام بدیم»،
‫وقتی که نمی‌تونی،

1078
00:39:53,100 --> 00:39:56,005
‫چون نمی‌تونی بعدش برگردی
‫و بگی که می‌شه چند هزار پوند.

1079
00:39:56,006 --> 00:39:57,606
‫پس باید قبولش کنی.

1080
00:39:57,793 --> 00:39:59,346
‫و می‌دونین دیگه ما یه شرکت کوچیک هستیم.

1081
00:39:59,347 --> 00:40:01,300
‫نمی‌تونم همه‌ش این ضربه‌ها رو تحمل کنم.

1082
00:40:01,301 --> 00:40:02,413
‫درس عبرت شد.

1083
00:40:03,073 --> 00:40:04,566
‫فعلا احساسات دیگه بسه.

1084
00:40:04,567 --> 00:40:06,299
‫باید یه خرده پول در بیاریم.

1085
00:40:06,826 --> 00:40:08,878
‫خب، یه بررسی سریع، مامان برو بشین اون پشت.

1086
00:40:08,879 --> 00:40:09,786
‫می‌شه...

1087
00:40:09,787 --> 00:40:10,992
‫ریچارد رو بذاریم توی صندوقش؟

1088
00:40:10,993 --> 00:40:12,586
‫یالا هموند، برو تو جعبه.

1089
00:40:13,499 --> 00:40:14,619
‫خیلی‌خب مامان.

1090
00:40:14,753 --> 00:40:15,525
‫سفت بچسبین.

1091
00:40:15,526 --> 00:40:17,279
‫صبر کن ببینم. مگه قبلا سگ‌ها اینجا نمی‌نشستن؟

1092
00:40:17,280 --> 00:40:17,999
‫- آره.
‫- آره.

1093
00:40:18,272 --> 00:40:19,106
‫آها، باشه.

1094
00:40:19,172 --> 00:40:20,925
‫و چوب‌های ماهیگیری‌مون رو گم کردیم.

1095
00:40:20,926 --> 00:40:21,806
‫خیلی‌خب.

1096
00:40:21,807 --> 00:40:22,892
‫برو که بریم، بچه‌ها.

1097
00:40:24,473 --> 00:40:26,500
‫خب من الان دیگه تقریبا بخشی از خونواده هستم دیگه.

1098
00:40:26,501 --> 00:40:28,033
‫خب البته لاان سگِ خونواده‌ام.

1099
00:40:28,034 --> 00:40:29,274
‫وای خدایا!

1100
00:40:31,066 --> 00:40:33,113
‫اینم از 2 تا مشتریِ خوشحال.

1101
00:40:33,800 --> 00:40:36,147
‫و امیدوارم که بتونم نیل رو وقتی که برای اولین بار...

1102
00:40:36,148 --> 00:40:38,333
‫فِر رنگ‌آمیزی جدید رو نشون می‌دم،

1103
00:40:38,334 --> 00:40:40,107
‫دوباره به سمت خودم بیارمش.
‫(راضیش کنم)

1104
00:40:44,246 --> 00:40:44,900
‫خب.

1105
00:40:44,901 --> 00:40:46,553
‫هنوز کارش تموم نشده،

1106
00:40:46,554 --> 00:40:49,293
‫اما کار رو فعلا متوقف کردیم چون قطعات بزرگش داخله،

1107
00:40:49,294 --> 00:40:51,287
‫اما هنوز تموم نشده،
‫هنوز در حال ساخته.

1108
00:40:51,288 --> 00:40:52,181
‫باشه؟

1109
00:40:52,841 --> 00:40:54,001
‫وارد بشین.

1110
00:40:58,527 --> 00:40:59,693
‫نظرت چیه؟

1111
00:41:01,360 --> 00:41:02,487
‫شوکه شده.

1112
00:41:03,180 --> 00:41:04,625
‫حالا دیگه خیلی واقعی به نظر می‌رسه.

1113
00:41:05,200 --> 00:41:06,707
‫آره، این... این...

1114
00:41:06,708 --> 00:41:07,799
‫همینه.

1115
00:41:08,004 --> 00:41:09,185
‫مثل یه رویاست برای من.

1116
00:41:09,186 --> 00:41:12,011
‫رویاییه که صادقانه بگم هیچوقت فکرشو نمی‌کردم که ببینم.

1117
00:41:12,146 --> 00:41:13,106
‫اتاق آماده‌سازی خفن و کامل.

1118
00:41:13,107 --> 00:41:14,945
‫دیگه خبری از گرد و غبار نیست، هیچ‌جاش.

1119
00:41:14,946 --> 00:41:16,307
‫فقط داخلش.

1120
00:41:18,467 --> 00:41:20,120
‫پس ورودی هوا داره داخلش...

1121
00:41:20,121 --> 00:41:21,660
‫و بعدش از اون پشت هوا خارج می‌شه.

1122
00:41:21,661 --> 00:41:23,100
‫خروجیِ گرد و غباره.

1123
00:41:23,534 --> 00:41:24,814
‫می‌تونی اینجا ماشین‌ها رو آماده کنی.
‫(برای رنگ‌آمیزی)

1124
00:41:24,815 --> 00:41:26,215
‫- آره.
‫- پس می‌تونی آماده‌سازی رو...

1125
00:41:26,216 --> 00:41:27,288
‫می‌تونیم همه کار توی این اتاق انجام بدیم.

1126
00:41:27,289 --> 00:41:30,461
‫این چیزیه که سال‌ها و سال‌ها آرزوش رو داشتم.

1127
00:41:30,462 --> 00:41:32,022
‫باورنکردنیه...

1128
00:41:32,513 --> 00:41:33,069
‫خب...

1129
00:41:33,070 --> 00:41:34,502
‫خفن‌تره درِ بعدیه...

1130
00:41:34,875 --> 00:41:36,095
‫اینم از فِر.

1131
00:41:36,593 --> 00:41:40,085
‫انگار که دارم می‌رم داخل ایستگاه فضایی، نگاش کن!

1132
00:41:40,086 --> 00:41:42,099
‫این از اون چیزای رویاییه.

1133
00:41:42,605 --> 00:41:44,437
‫دمنده هوا توش داره.

1134
00:41:44,438 --> 00:41:45,998
‫آره، دمنده‌ی هواست.

1135
00:41:46,558 --> 00:41:48,104
‫پس هوای گرم از توی اونا می‌آد؟

1136
00:41:48,105 --> 00:41:50,238
‫تا حالا ازشون استفاده نکرده‌ام.
‫اما می‌دونم چی‌ان.

1137
00:41:50,239 --> 00:41:52,905
‫مثل یه سشوار هست که رنگ رو سریع‌تر خشک می‌کنه.

1138
00:41:52,906 --> 00:41:54,679
‫آره بین لایه‌ها سریع‌تره.

1139
00:41:54,879 --> 00:41:56,212
‫و جریان هوای رو به پایین هم داره.

1140
00:41:56,213 --> 00:41:58,206
‫- کلِ کفش خروجی داره...
‫- آره تمامش.

1141
00:41:58,207 --> 00:42:00,872
‫حجم زیادی از هوا به آرومی در اطراف ماشین حرکت می‌کنه.

1142
00:42:00,879 --> 00:42:02,512
‫آره، پس یکنواخت‌تر می‌شه.

1143
00:42:02,825 --> 00:42:05,080
‫می‌تونی تصور کنی چه کارهایی می‌تونیم این تو انجام بدیم؟

1144
00:42:05,081 --> 00:42:07,694
‫صبر ندارم تا برم اونجا و اولین ماشینم رو رنگ کنم.

1145
00:42:07,814 --> 00:42:10,321
‫بفرما، خدمت شما دوست من!
‫این واسه توئه تا باهاش بازی کنی.

1146
00:42:10,721 --> 00:42:12,188
‫و حالا درب بعدی...

1147
00:42:14,361 --> 00:42:15,627
‫اتاق رنگ خودمون رو داریم!

1148
00:42:15,628 --> 00:42:16,094
‫آره!

1149
00:42:17,372 --> 00:42:18,594
‫یه اتاق رنگِ شیک.

1150
00:42:18,646 --> 00:42:20,053
‫ببین چقدر تر و تمیزه این‌ها.

1151
00:42:20,054 --> 00:42:21,400
‫آره، چون نوئه.

1152
00:42:21,600 --> 00:42:22,713
‫بذار یه نگاه بندازم.

1153
00:42:24,446 --> 00:42:27,279
‫یه «مرسدس بنز» دارم که امروز باید رنگ کنم.
‫بذار یه نگاه بندازیم.

1154
00:42:27,587 --> 00:42:28,586
‫نگاهش کن!

1155
00:42:36,319 --> 00:42:37,960
‫چه رنگ‌های قشنگی!

1156
00:42:37,961 --> 00:42:39,020
‫بذار سر جاشون.

1157
00:42:39,314 --> 00:42:41,238
‫یه رنگ جالب بهش نشون بدید و همین،

1158
00:42:41,239 --> 00:42:43,020
‫می‌شینه ساعت‌ها بهش نگاه می‌کنه.

1159
00:42:43,160 --> 00:42:45,606
‫چقدر حس خوبی داره وقتی که اولین ماشین ازش بیرون بیاد...

1160
00:42:45,607 --> 00:42:46,299
‫آره، از اونجا بیاد بیرون.

1161
00:42:46,300 --> 00:42:48,513
‫مسئله اینه که، می‌دونم که ماشین‌هات رو فروختی.

1162
00:42:48,514 --> 00:42:49,946
‫می‌فهمم.

1163
00:42:49,947 --> 00:42:50,960
‫خب، به اون یکی میگم...

1164
00:42:50,961 --> 00:42:51,974
‫«لوتوس»

1165
00:42:52,548 --> 00:42:53,672
‫اون یکی «پورشه»‌اس...

1166
00:42:53,673 --> 00:42:56,586
‫می‌خوام یه چیزهای کوچیکی
‫درست کنم و روش بنویسم به یادِ...

1167
00:42:56,587 --> 00:42:57,520
‫«لوتوس»

1168
00:42:57,521 --> 00:42:58,194
‫«پورشه»

1169
00:42:58,195 --> 00:42:59,221
‫«سان‌بیم»

1170
00:43:00,281 --> 00:43:02,468
‫پول خیلی زیادیه.
‫هزینه خیلی زیادی داشته.

1171
00:43:02,469 --> 00:43:03,909
‫استرس خیلی زیادی داره،

1172
00:43:04,086 --> 00:43:04,715
‫اما...

1173
00:43:04,716 --> 00:43:07,581
‫این که یکی بهم ایمان داشته باشه
‫که می‌تونم این کارو انجام بدم،

1174
00:43:07,582 --> 00:43:08,799
‫این خیلی برای من ارزش داره.

1175
00:43:08,800 --> 00:43:09,960
‫خب، می‌دونی که بهت ایمان دارم.

1176
00:43:09,961 --> 00:43:12,454
‫این سرمایه‌گذاری خیلی بزرگیه، اما...

1177
00:43:12,455 --> 00:43:15,319
‫اما خوشحالم که اون به ما ایمان داره
‫تا کار رو به نتیجه برسونیم.

1178
00:43:15,320 --> 00:43:18,106
‫اون یه خودش اعتماد داره،
‫ به کسب‌وکارش ایمان داره.

1179
00:43:18,426 --> 00:43:19,718
‫و من فکر می‌کنم فوق‌العاده‌اس.

1180
00:43:19,719 --> 00:43:23,273
‫واقعا نمی‌تونم با کلمات بیان کنم
‫که چقدر بابت این قدردانش هستیم.

1181
00:43:23,274 --> 00:43:24,713
‫واقعا نمی‌تونم.

1182
00:43:25,126 --> 00:43:28,799
‫هیچ راهی نیست که بتونم اون رو بیان کنم
‫تا بگم که چقدر سپاسگذارم ازش.

1183
00:43:31,383 --> 00:43:32,503
‫در قسمت بعد...

1184
00:43:32,586 --> 00:43:34,146
‫لحظه‌ی بزرگ. اولین روز.

1185
00:43:34,486 --> 00:43:35,886
‫بالاخره، واردش شدیم.

1186
00:43:36,579 --> 00:43:38,737
‫حالا باید همه چیز رو برای مراسم افتتاحیه‌یِ...

1187
00:43:38,738 --> 00:43:40,058
‫آخر هفته‌ی آینده آماده کنیم

1188
00:43:40,059 --> 00:43:42,199
‫باید این طوری باشه که... پشمام!

1189
00:43:42,386 --> 00:43:43,626
‫یعنی نظر مردم درباره‌ش چیه؟

1190
00:43:43,627 --> 00:43:45,473
‫چی می‌شه اگه نگاه کنن و بگن: «آشغاله»؟

1191
00:43:45,474 --> 00:43:46,894
‫چرا درها باز نیستن؟

1192
00:43:47,081 --> 00:43:48,466
‫- می‌خواستی بسته باشه؟
‫- نه.

1193
00:43:48,467 --> 00:43:50,126
‫شما کـ*ـی‌ها اینجا چی‌کار می‌کردین پس؟

1194
00:43:50,127 --> 00:43:51,986
‫این یه وقت تلف کردن تمام عیاره.

1195
00:43:51,987 --> 00:43:56,382
‫<font color="#8aff67">امیدوارم لذت برده باشین</font>

