﻿1
00:00:03,612 --> 00:00:05,353
‫بعد از صحبت با خانم گربه‌دار دیوونه

2
00:00:05,353 --> 00:00:06,919
‫توی راهروی خونه‌ی آقای ری‌بری

3
00:00:06,919 --> 00:00:09,183
‫رفتم سراغ کلانتر کلر

4
00:00:09,183 --> 00:00:10,836
‫اما حرفم رو باور نمی‌کرد.

5
00:00:11,924 --> 00:00:15,450
‫یه‌بار دیگه بگو ببینم.

6
00:00:15,450 --> 00:00:20,411
‫همسایه‌ی آقای ری‌بری شبی که قتل
‫اتفاق افتاده، صدای شیشه‌ی شیر شنیده.

7
00:00:20,411 --> 00:00:24,415
‫اتل شبی که پدر و مادرش به قتل رسیدن
‫یه پیک شیرفروش دیده.

8
00:00:24,415 --> 00:00:26,635
‫حالا، اگه یه دو دوتا چهارتای ساده بکنیم

9
00:00:26,635 --> 00:00:28,811
‫خیلی راحت می‌فهمیم که

10
00:00:28,811 --> 00:00:32,597
‫یه پیک شیرفروش قاتل داریم
‫که داره راست راست ول می‌گرده.

11
00:00:32,597 --> 00:00:34,382
‫- موافقید؟
‫- آقای ری‌بری خودکشی کرده.

12
00:00:34,382 --> 00:00:36,253
‫- این رو مشخص کردیم.
‫- نه، شما مشخص کردید.

13
00:00:36,253 --> 00:00:37,254
‫من نکردم.

14
00:00:37,254 --> 00:00:38,734
‫اگه اون همسایه می‌گفت

15
00:00:38,734 --> 00:00:42,346
‫که کسی رو دیده که لباس
‫پیک شیرفروش پوشیده...

16
00:00:42,346 --> 00:00:44,653
‫دیده باشه، نه شنیده...

17
00:00:44,653 --> 00:00:47,786
‫اون می‌شد یه‌چیزی، وگرنه
‫من دیگه اون پرونده رو باز نمی‌کنم جاگهد.

18
00:00:47,786 --> 00:00:50,180
‫به‌نظرم وقتشه دیگه بیخیال بشی

19
00:00:50,180 --> 00:00:52,530
‫و قانون فردامون رو یادت نره.

20
00:00:52,530 --> 00:00:54,750
‫هالووین برای بچه‌هاست، درسته؟

21
00:00:54,750 --> 00:00:57,666
‫برای نوجَوون‌هایی که دنبال دردسرن نیست.

22
00:01:00,103 --> 00:01:01,496
‫صبح اهالی ریوردیل بخیر.

23
00:01:01,496 --> 00:01:04,499
‫امروز ۲۹ اکتبر ۱۹۵۵ـه

24
00:01:04,499 --> 00:01:08,720
‫و این یعنی وقتشه که بریم توی حس و حال
‫هالووین.

25
00:01:08,720 --> 00:01:10,200
‫قاتل شیرفروش توی ریوردیل؟

26
00:01:11,158 --> 00:01:12,463
‫احتیاط شرط عقله.

27
00:01:16,887 --> 00:01:19,287
‫«بابیلونیوم»
‫[دو سانس علمی تخیلی]

28
00:01:19,311 --> 00:01:29,311



29
00:01:29,335 --> 00:01:39,335
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

30
00:01:39,359 --> 00:01:45,359
<font color="#ffff00">‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد»
@AMIRX79X</font>

31
00:01:49,718 --> 00:01:52,600
‫قبول دارم، معمولاً وقتی
‫لباس جادوگرم رو بعد از

32
00:01:52,624 --> 00:01:55,506
‫یه مدت زیادی می‌پوشم
‫واکنش‌های بهتری می‌گیرم.

33
00:01:55,506 --> 00:01:56,855
‫مشکل کجاست؟

34
00:01:56,855 --> 00:01:58,335
‫خب، مشکل از لباست که نیست.

35
00:01:58,335 --> 00:01:59,336
‫چون خیلی...

36
00:02:00,772 --> 00:02:03,949
‫خیلی هم جذاب شدی.
‫فقط...

37
00:02:06,213 --> 00:02:10,434
‫ریوردیل زیاد با هالووین جور نیست.

38
00:02:11,305 --> 00:02:13,089
‫می‌تونم بپرسم چرا؟

39
00:02:13,089 --> 00:02:18,355
‫متأسفانه ما مثل گریندیل
‫اونقدر هالووین رو جشن نمی‌گیریم.

40
00:02:18,355 --> 00:02:20,662
‫ما اینجا یه‌سری قانون داریم.

41
00:02:20,662 --> 00:02:22,403
‫قاشق‌زنی فقط برای بچه‌هاست.

42
00:02:22,403 --> 00:02:24,535
‫نوجَوون‌ها بعد از غروب
‫اجازه ندارن بیرون باشن.

43
00:02:24,535 --> 00:02:25,549
‫چرا؟

44
00:02:28,800 --> 00:02:31,194
‫چند سال پیش...

45
00:02:31,194 --> 00:02:35,633
‫شب هالووین یه اتفاق خیلی بدی افتاد.

46
00:02:35,633 --> 00:02:39,855
‫یه ماشین با چندتا از بچه‌های دبیرستان
‫داشتن شیطنت می‌کردن

47
00:02:39,855 --> 00:02:42,423
‫که از جاده خارج میشن.

48
00:02:43,989 --> 00:02:45,208
‫هر ۴تاشون می‌میرن.

49
00:02:45,208 --> 00:02:46,949
‫۲تا از ویکسن، ۲تا از بولداگ.

50
00:02:48,690 --> 00:02:51,823
‫خب پس نوجَوون‌ها باید هالووین چیکار کنن؟

51
00:02:51,823 --> 00:02:53,390
‫کار خاصی نمی‌کنیم.

52
00:02:53,390 --> 00:02:56,045
‫می‌مونیم خونه.
‫به بچه کوچولوها آبنبات و شکلات میدیم.

53
00:02:56,045 --> 00:02:57,873
‫بابام و مأمورهاش با ماشین گشت می‌زنن

54
00:02:57,873 --> 00:02:59,570
‫تا مطمئن شن کسی توی جاده نباشه

55
00:02:59,570 --> 00:03:01,268
‫و شیطنت نکنه.

56
00:03:01,268 --> 00:03:03,226
‫ما توی داک کریک
‫هیچوقت هالووین نداشتیم.

57
00:03:03,226 --> 00:03:06,142
‫اما نوجَوون‌ها به هالووین نیاز دارن.

58
00:03:06,142 --> 00:03:10,668
‫تا لباس مبدل و نقاب بپوشن
‫و تظاهر کنن کس دیگه‌ای هستن.

59
00:03:10,668 --> 00:03:13,628
‫تا دوباره بچگی کنن
‫حتی اگه یه شب باشه.

60
00:03:13,628 --> 00:03:15,891
‫تا یه پسر یا دختر دیگه رو توی تاریکی ببوسن

61
00:03:15,891 --> 00:03:18,894
‫و تقصیر رو بندازن گردن هالووین.

62
00:03:18,894 --> 00:03:20,169
‫تا به مرده‌ها ادای احترام کنن.

63
00:03:20,896 --> 00:03:22,724
‫مـ...مرده‌ها؟

64
00:03:22,724 --> 00:03:25,770
‫توی لس‌آنجلس
‫مامان و بابام قبلاً

65
00:03:25,770 --> 00:03:28,991
‫هر هالووین شیک‌ترین مهمونی
‫لباس مبدل رو برگزار می‌کردن.

66
00:03:28,991 --> 00:03:30,340
‫بعد از مهمونی

67
00:03:30,340 --> 00:03:33,038
‫که می‌شد دم دم‌های صبح اول نوامبر

68
00:03:33,038 --> 00:03:36,912
‫۳تایی‌مون دور میز خانوادگی جمع می‌شدیم

69
00:03:36,912 --> 00:03:40,829
‫و برای ادای احترام به مرده‌ها
‫شمع روشن می‌کردیم.

70
00:03:40,829 --> 00:03:42,657
‫و «روز مردگان» رو جشن می‌گرفتیم.

71
00:03:44,485 --> 00:03:47,966
‫یکی از رسم‌های خونوادگی‌مون بود.

72
00:03:47,966 --> 00:03:49,707
‫و من خیلی دوستش داشتم.

73
00:03:52,710 --> 00:03:54,495
‫بگذریم، انگار که نگهبان‌هامون

74
00:03:54,495 --> 00:03:59,978
‫می‌خوان یکی از رویایی‌ترین
‫شب‌های سال رو کنسل کنن.

75
00:04:01,023 --> 00:04:08,770
‫اما نمی‌دونن که هالووین لقب منه
‫و قصد دارم شدیداً جشن بگیرمش.

76
00:04:08,770 --> 00:04:12,295
‫من رو بگو فکر می‌کردم
‫این شهر از این عجیب‌تر نمیشه.

77
00:04:19,911 --> 00:04:21,043
‫دست به پاکت شیرها نزنید!

78
00:04:21,739 --> 00:04:22,766
‫نه!

79
00:04:25,265 --> 00:04:26,614
‫خیلی‌خب، خوب گوش بدید.

80
00:04:26,614 --> 00:04:29,312
‫دیگه شیر تازه نخورید.

81
00:04:30,487 --> 00:04:33,098
‫شیر خشک بخورید.

82
00:04:41,063 --> 00:04:42,107
‫اتل، حالِت چطوره؟

83
00:04:42,107 --> 00:04:43,108
‫خوبم جاگهد.

84
00:04:44,153 --> 00:04:45,676
‫دلم برات تنگ شده.

85
00:04:45,676 --> 00:04:46,982
‫دلم برای مدرسه تنگ شده.

86
00:04:46,982 --> 00:04:48,418
‫خدایا، اتل...

87
00:04:48,418 --> 00:04:50,594
‫نمـ...نمی‌خوام بیشتر از این ناراحتت کنم

88
00:04:50,594 --> 00:04:52,030
‫اما یه قتل دیگه هم اتفاق افتاده.

89
00:04:52,030 --> 00:04:53,684
‫بِرد ری‌بری نویسنده رو یادته؟

90
00:04:53,684 --> 00:04:55,817
‫همونی که «نوامبر کانتی» رو نوشته؟

91
00:04:55,817 --> 00:04:57,253
‫همونی که خیلی دوستش داری، نه؟

92
00:04:57,253 --> 00:04:58,776
‫آره، داشتم.

93
00:04:58,776 --> 00:05:00,430
‫باهاش همکار بودم اما...

94
00:05:00,430 --> 00:05:02,693
‫فکر کنم جزئی از قتل‌های پیک شیرفروش باشه

95
00:05:02,693 --> 00:05:04,913
‫یا یه شیرفروش اون رو کُشته.

96
00:05:04,913 --> 00:05:06,349
‫کُشته؟
‫برای چی؟

97
00:05:06,349 --> 00:05:08,612
‫خب همین رو می‌خوام بفهمم.

98
00:05:08,612 --> 00:05:10,527
‫خانواده‌ی تو
‫با آقای ری‌بری ارتباطی داشتن؟

99
00:05:10,527 --> 00:05:12,268
‫نه.

100
00:05:12,268 --> 00:05:14,357
‫اما نمی‌تونه اتفاقی بوده باشه، می‌تونه؟

101
00:05:14,357 --> 00:05:15,967
‫نمی‌دونم جاگ.

102
00:05:15,967 --> 00:05:17,534
‫اما می‌دونی من فکرم کجا بوده؟

103
00:05:17,534 --> 00:05:18,535
‫کجا؟

104
00:05:18,535 --> 00:05:20,624
‫کمیک پیک شیرفروش رو یادته؟

105
00:05:20,624 --> 00:05:22,713
‫همون اصلی...

106
00:05:22,713 --> 00:05:25,673
‫شاید نویسنده‌‍ش یه‌چیزی بدونه.

107
00:05:25,673 --> 00:05:27,762
‫نکته‌ی خوبیه.

108
00:05:27,762 --> 00:05:29,459
‫- میرم دنبالش ببینم چی میشه...
‫- وای خدا.

109
00:05:29,459 --> 00:05:32,244
‫من باید برم جاگهد
‫خواهر وودهاوس داره بهم چشم‌غره میره.

110
00:05:32,244 --> 00:05:33,968
‫اما اگه همه چیز خوب پیش بره
‫زود می‌بینمت.

111
00:05:40,340 --> 00:05:43,908
‫باورم نمیشه تا حالا
‫هالووین رو جشن نگرفتی، رج.

112
00:05:43,908 --> 00:05:46,084
‫عین هر شب دیگه‌ست.

113
00:05:46,084 --> 00:05:47,651
‫فردا صبحش زود بیدار می‌شیم.

114
00:05:48,478 --> 00:05:49,958
‫مثل همیشه.

115
00:05:49,958 --> 00:05:51,699
‫پس یعنی هیچوقت لباس فانتزی نپوشیدی

116
00:05:51,699 --> 00:05:53,440
‫یا قاشق زنی نرفتی؟

117
00:05:53,440 --> 00:05:55,006
‫فقط یه‌بار با پسر عموم رفتیم
‫گاو تکونی.

118
00:05:55,030 --> 00:05:57,630
‫(یواشکی میرن پشت گاوی که حواسش نیست
‫و هلش میدن که بیوفته روی زمین)

119
00:06:22,556 --> 00:06:23,905
‫...بتی...؟

120
00:06:24,819 --> 00:06:26,124
‫ببخشید، چی؟

121
00:06:26,124 --> 00:06:27,865
‫داشتم می‌گفتم

122
00:06:27,865 --> 00:06:32,392
‫حالا که رجی توی بچگی
‫هالووین رو جشن نگرفته

123
00:06:32,392 --> 00:06:33,654
‫نظرت چیه ما براش جشن بگیریم؟

124
00:06:33,654 --> 00:06:36,091
‫آره، چرا که نه؟

125
00:06:36,091 --> 00:06:39,050
‫حالا هالووین چطوری هست؟

126
00:06:39,050 --> 00:06:40,878
‫خب، اول که...

127
00:06:40,878 --> 00:06:42,271
‫قاشق زنی داریم.

128
00:06:43,403 --> 00:06:45,753
‫دوم، میریم قبرستون.

129
00:06:47,145 --> 00:06:48,272
‫و سوم...

130
00:06:49,887 --> 00:06:51,454
‫بوسیدن توی یه خونه‌ی جن‌زده‌ست.

131
00:06:54,675 --> 00:06:57,504
‫همه‌‍ش هم توی شهری مثل ریوردیل
‫قابل انجامه.

132
00:07:03,828 --> 00:07:05,028
‫[شبح رقصنده‌ی پولکای]

133
00:07:06,752 --> 00:07:08,752
‫[نمایش ترسناک هالووین بابیلونیوم]

134
00:07:14,216 --> 00:07:15,609
‫اتاق آپارات بود.

135
00:07:17,306 --> 00:07:18,916
‫این موقع؟

136
00:07:36,456 --> 00:07:39,676
‫شما این موقع شب اینجا چیکار می‌کنید؟

137
00:07:41,112 --> 00:07:42,636
‫داشتیم...

138
00:07:42,636 --> 00:07:44,594
‫داشتیم از اتاق تاریک برمی‌گشتیم خونه

139
00:07:44,594 --> 00:07:46,074
‫و من هم کلیدهام رو جا گذاشته بودم

140
00:07:46,074 --> 00:07:47,467
‫برای همین اومدیم اینجا
‫تا برش دارم.

141
00:07:50,165 --> 00:07:51,471
‫خوب بلدی ماسمالی کنی، کِلی.

142
00:07:53,647 --> 00:07:54,865
‫تو واسه‌ی چی اینجایی؟

143
00:07:56,911 --> 00:07:59,522
‫نصف شبی دنبال ایده می‌گردم.

144
00:07:59,522 --> 00:08:01,524
‫و خبرهای خوبی هم دارم.

145
00:08:01,524 --> 00:08:05,397
‫دقیقاً می‌دونم شب هالووین باید چیکار کنیم.

146
00:08:05,397 --> 00:08:09,401
‫اینجا توی بابیلونیوم
‫یه نمایش ترسناک برگزار می‌کنیم.

147
00:08:09,401 --> 00:08:11,882
‫و کسی هم نمی‌تونه بگه بالای چشم‌تون ابروئه

148
00:08:11,882 --> 00:08:13,493
‫چون که در واقع قراره

149
00:08:13,493 --> 00:08:16,408
‫نوجَوون‌ها رو همین‌جا نگه داریم.

150
00:08:16,408 --> 00:08:20,108
‫برای تم لباس
‫دهه‌ی ۲۰ توی ذهنمه.

151
00:08:21,370 --> 00:08:22,719
‫فکر خفنیه، نه؟

152
00:08:22,719 --> 00:08:26,070
‫آره، اما...نمایش ترسناک چیه؟

153
00:08:27,768 --> 00:08:29,944
‫یه‌چیز ترکیبی و مخلوط.

154
00:08:29,944 --> 00:08:33,513
‫هیولا، فیلم، رقص و آواز.

155
00:08:33,513 --> 00:08:34,688
‫نیمه شب که شد...

156
00:08:36,341 --> 00:08:38,130
‫مرده‌ها رو زنده می‌کنیم.

157
00:08:38,454 --> 00:08:41,954
<font color="#ff0000"> «ریوردیل»
«فصل: ۷ قسمت: ۱۱»</font>

158
00:08:45,002 --> 00:08:46,743
‫بشتابید، بشتابید.

159
00:08:46,743 --> 00:08:51,443
‫نمایش ترسناک و رقص و آواز هالووینی
‫بابیلونیوم.

160
00:08:51,443 --> 00:08:52,619
‫فقط یک شب فرصت دارید.

161
00:08:52,619 --> 00:08:53,620
‫آهنگ داریم.

162
00:08:53,620 --> 00:08:55,535
‫هرج‌ومرج و آشوب!

163
00:08:55,535 --> 00:08:58,189
‫و وقتی هالووین تسلیم روز مردگان بشه...

164
00:08:58,189 --> 00:09:00,496
‫رستاخیز به‌پا میشه.

165
00:09:00,496 --> 00:09:04,065
‫چهار دانش‌آموزی که چند سال پیش

166
00:09:04,065 --> 00:09:06,328
‫به‌طرز ناراحت‌کننده‌ای شب هالووین فوت کردن

167
00:09:06,328 --> 00:09:09,723
‫جلوی چشم‌هاتون زنده میشن.

168
00:09:09,723 --> 00:09:13,770
‫سریع بلیت‌هاتون رو بخرید تا تموم نشدن.

169
00:09:18,558 --> 00:09:23,171
‫یادتونه داستان پیک شیرفروش
‫این جلد رو کی نوشته؟

170
00:09:23,171 --> 00:09:25,173
‫فقط یه چندتا سؤال ازش دارم.

171
00:09:25,173 --> 00:09:26,696
‫من چه‌می‌دونم بچه.

172
00:09:26,696 --> 00:09:30,700
‫اما اکثر نویسنده‌های مستقل پپ کمیکس

173
00:09:30,700 --> 00:09:32,746
‫قراره توی مهمونی
‫سالانه‌ی هالووین دفتر باشن.

174
00:09:32,746 --> 00:09:35,052
‫نظرت چیه خودت بیای یه سر و گوشی آب بدی؟

175
00:09:35,052 --> 00:09:36,663
‫شاید طرف رو پیدا کردی.

176
00:09:36,663 --> 00:09:38,229
‫ممنون آقای فیلدستون، حتماً.

177
00:09:44,409 --> 00:09:46,324
‫خب، ملکه‌ی زیبایی...

178
00:09:46,324 --> 00:09:48,762
‫شب هالووین برنامه‌ی خاصی داری؟

179
00:09:48,762 --> 00:09:52,330
‫چون داشتم فکر می‌کردم
‫که با هم باشیم.

180
00:09:52,330 --> 00:09:54,115
‫ورانیکا مجبورم کرده برم نمایشش

181
00:09:54,115 --> 00:09:57,945
‫اما خیلی بهتر میشه اگه تو هم پیش‌مون باشی.

182
00:09:57,945 --> 00:10:00,512
‫برنامه‌ی نمایش روی صحنه چیده

183
00:10:00,512 --> 00:10:01,818
‫که رقص و آواز داره.

184
00:10:01,818 --> 00:10:04,386
‫ما باید اجرا کنیم؟

185
00:10:04,386 --> 00:10:06,475
‫جلـ...جلوی مردم؟

186
00:10:06,475 --> 00:10:07,607
‫آره.

187
00:10:07,607 --> 00:10:10,305
‫من و تو با کوین و کِلی.

188
00:10:10,305 --> 00:10:11,915
‫نگو که ترس از صحنه داری.

189
00:10:11,915 --> 00:10:16,050
‫نه، اما توی تیم رسم داریم که هر سال هالووین
‫بچه‌ها میان خونه‌ی ما مهمونی و شب می‌مونن.

190
00:10:16,050 --> 00:10:17,704
‫اشکالی نداره.

191
00:10:17,704 --> 00:10:21,055
‫فقط گفتم حالا که هالووین
‫همه لباس و نقاب می‌پوشن...

192
00:10:21,055 --> 00:10:23,231
‫آدم‌هایی مثل ما...

193
00:10:23,231 --> 00:10:25,712
‫من و تو
‫کوین و کِلی

194
00:10:25,712 --> 00:10:26,887
‫دیگه نیاز نیست...می‌دونی.

195
00:10:31,718 --> 00:10:33,545
‫خیلی‌خب، جمع شید ببینم.

196
00:10:33,545 --> 00:10:35,460
‫قبل از رفتن یه‌چیزی بهتون بگم.

197
00:10:35,460 --> 00:10:37,549
‫می‌دونم هالووین نزدیکه

198
00:10:37,549 --> 00:10:40,944
‫و رسم تیم بولداگ این بوده
‫که برید بیرون کثافت‌کاری.

199
00:10:40,944 --> 00:10:42,642
‫اما یه‌چیزی...

200
00:10:42,642 --> 00:10:44,034
‫بیخیال شید.

201
00:10:44,034 --> 00:10:45,383
‫تا من هستم کثافت‌کاری تعطیل.

202
00:10:45,383 --> 00:10:46,454
‫شیرفهم شد؟

203
00:10:47,603 --> 00:10:49,605
‫- شیرفهم شد؟!
‫- بله مربی.

204
00:10:49,605 --> 00:10:50,606
‫خیلی‌خب پس.

205
00:10:54,523 --> 00:10:56,699
‫احسنت!

206
00:10:56,699 --> 00:10:58,919
‫دست مریزاد بچه‌ها، حتی من هم باورم شد.

207
00:10:58,919 --> 00:11:00,660
‫باز چه‌‍ته جولیان؟

208
00:11:00,660 --> 00:11:02,836
‫هالووین‌ـه، اندروز.

209
00:11:02,836 --> 00:11:04,664
‫معلومه که بچه‌ها میرن بیرون کثافت‌کاری.

210
00:11:04,664 --> 00:11:06,100
‫مهم نیست مربی چی گفت.

211
00:11:06,100 --> 00:11:07,754
‫من که نیستم.

212
00:11:07,754 --> 00:11:09,712
‫بابیلونیوم اجرا دارم.

213
00:11:09,712 --> 00:11:11,279
‫کسی به تو کاری نداشت بچه لات.

214
00:11:12,497 --> 00:11:13,890
‫شما دوتا چی؟

215
00:11:13,890 --> 00:11:15,022
‫میاید یا نه؟

216
00:11:15,022 --> 00:11:17,024
‫نه، من هم نیستم.

217
00:11:17,024 --> 00:11:20,070
‫به ننه بابام قول دادم
‫توی ریوردیل شرّ به‌پا نمی‌کنم.

218
00:11:20,070 --> 00:11:21,419
‫گندت بزنن منتل.

219
00:11:21,419 --> 00:11:23,334
‫هروقت جربزه‌دار شدی یه ندا بده.

220
00:11:24,372 --> 00:11:29,845
‫اونایی که رسم تیم براشون
‫مهمه و یه‌مشت بچه سوسول نیستن

221
00:11:29,869 --> 00:11:34,992
‫فردا بعد از
‫غروب بیان پارکینگ مدرسه.

222
00:11:39,519 --> 00:11:42,740
‫هنوز هم باورم نمیشه که رجی
‫تا حالا هالووین رو جشن نگرفته.

223
00:11:42,740 --> 00:11:43,915
‫آره واقعاً.

224
00:11:43,915 --> 00:11:46,421
‫من و آرچی هم برای همین
‫می‌خوایم نشونش بدیم هالووین چه شکلیه.

225
00:11:47,179 --> 00:11:48,267
‫حالا که اینطوریه

226
00:11:48,267 --> 00:11:52,271
‫شما عذرتون برای
‫نیومدن به نمایش موجهه.

227
00:11:52,271 --> 00:11:54,882
‫اما بگو ببینم بتی، چه فکری توی سرته؟

228
00:11:54,882 --> 00:11:57,929
‫چون حس می‌کنم یه خواب و خیالی دیدی.

229
00:11:57,929 --> 00:12:02,107
‫خب، من قبلاً آرچی رو
‫که می‌دیدم یه‌طوری می‌شدم.

230
00:12:02,107 --> 00:12:03,121
‫هنوز هم همینم

231
00:12:04,500 --> 00:12:06,807
‫اما فکر کنم حالا برای رجی هم همینطوری میشم.

232
00:12:07,721 --> 00:12:08,748
‫می‌دونی...

233
00:12:10,593 --> 00:12:16,512
‫باید از هالووین استفاده کنی
‫تا ببینی واقعاً دلت با کیه.

234
00:12:18,123 --> 00:12:19,951
‫خب بعدش؟

235
00:12:19,951 --> 00:12:22,605
‫بعدش بذار روح هالووین
‫خودش راه رو نشونت بده.

236
00:12:22,605 --> 00:12:25,130
‫فرداش هم بیا کامل برام تعریف کن.

237
00:12:28,002 --> 00:12:31,658
‫شرل، داشتم به دورهمی
‫دخترونه‌ی فردا شب فکر می‌کردم.

238
00:12:31,658 --> 00:12:33,663
‫به‌نظرم تو و دوست‌هات
‫به‌جای خوابیدن توی اتاق خوابت

239
00:12:33,687 --> 00:12:35,967
‫بهتره توی سالن
‫بزرگ تشک‌هاتون رو پهن کنید.

240
00:12:37,142 --> 00:12:38,621
‫جاش بازتره

241
00:12:38,621 --> 00:12:41,929
‫و برای شیطونی هم زیادی در معرض دید هستید.

242
00:12:41,929 --> 00:12:44,105
‫ای خدا مامان!
‫خیر سرمون داریم شام می‌خوریم.

243
00:12:50,024 --> 00:12:52,287
‫مطمئن شید قشنگ محکمه و نمیوفته.

244
00:12:52,287 --> 00:12:54,376
‫نمی‌خوام پس‌فردا ازم شکایت بشه.

245
00:12:54,376 --> 00:12:55,943
‫کار خوبی می‌کنی، ورانیکا.

246
00:12:57,118 --> 00:12:58,293
‫خانم کوپر...

247
00:12:59,860 --> 00:13:03,472
‫چه سورپرایز خوب و در عین حال
‫غیرمنتظره‌ای.

248
00:13:03,472 --> 00:13:05,344
‫امری داشتید؟

249
00:13:05,344 --> 00:13:08,434
‫داشتم رد می‌شدم
‫گفتم بیام یه سری بزنم.

250
00:13:10,218 --> 00:13:12,612
‫فروش بلیت برای نمایش ترسناکت چطور پیش میره؟

251
00:13:13,134 --> 00:13:14,222
‫عالیه.

252
00:13:14,222 --> 00:13:16,050
‫خیلی زود همه‌ی بلیت‌ها فروش میرن.

253
00:13:16,050 --> 00:13:17,791
‫تو توی شهر تازه واردی

254
00:13:17,791 --> 00:13:20,838
‫اما بذار بگم چطوری اینجا
‫هالووین رو جشن می‌گیریم.

255
00:13:20,838 --> 00:13:22,796
‫همه توی خونه می‌مونن

256
00:13:22,796 --> 00:13:26,452
‫و من و آقای کوپر رو توی برنامه‌ی
‫«تئاتر وحشت» آرآی‌وی‌دبلیو نگاه می‌کنن.

257
00:13:26,452 --> 00:13:28,802
‫لباس سوخته می‌پوشیم

258
00:13:28,802 --> 00:13:31,849
‫و فیلم‌های قدیمی ترسناک معرفی می‌کنیم.

259
00:13:31,849 --> 00:13:33,415
‫وسطش با هم شوخی هم می‌کنیم.

260
00:13:33,415 --> 00:13:35,200
‫صفاییه.

261
00:13:35,200 --> 00:13:37,158
‫واقعاً خونواده‌ها رو سرگرم می‌کنیم.

262
00:13:37,158 --> 00:13:42,468
‫خب ما، زیاد توقع اومدن خانواده نداریم.

263
00:13:42,468 --> 00:13:46,298
‫بیشتر فقط انتظار...نوجَوون‌ها رو داریم.

264
00:13:46,298 --> 00:13:49,127
‫عاشق دردسر درست کردنی، آره ورانیکا؟

265
00:13:49,127 --> 00:13:51,694
‫مادرزادی فتنه‌ای.

266
00:13:51,694 --> 00:13:53,740
‫مشخصه.

267
00:13:53,740 --> 00:13:58,049
‫بگذریم، من می‌ذارم این نمایش کوچولوت
‫رو برگزار کنی.

268
00:13:58,049 --> 00:13:59,785
‫البته که روی بیننده‌های ما تأثیری نمی‌ذاره.

269
00:14:00,965 --> 00:14:03,532
‫اما دخترجون
‫می‌خوام بدونی که من بهت اخطار رو دادم.

270
00:14:42,484 --> 00:14:43,485
‫اتل!

271
00:14:50,188 --> 00:14:54,627
‫آخه چطوری از خانه‌ی خواهران ترحم فرار کردی؟

272
00:14:54,627 --> 00:14:59,719
‫همین که فرستادنم اونجا
‫همه در مورد تونل مخفی زیر صومعه حرف می‌زدن.

273
00:14:59,719 --> 00:15:02,722
‫تک تک ثانیه‌هایی که اونجا بودم
‫دنبالش گشتم.

274
00:15:02,722 --> 00:15:04,158
‫چند روز پیش پیداش کردم.

275
00:15:05,203 --> 00:15:09,555
‫تو که زنگ زدی
‫باعث شد از فرارم مطمئن بشم.

276
00:15:13,559 --> 00:15:14,734
‫واقعاً دیگه نمی‌تونستم...

277
00:15:16,431 --> 00:15:18,868
‫یه لحظه‌ی دیگه هم اونجا بودن رو تحمل کنم.

278
00:15:18,868 --> 00:15:24,091
‫خواهرها اونجا واقعاً بی‌رحم
‫و سوءاستفاده‌گر هستن.

279
00:15:24,091 --> 00:15:26,702
‫خب، احتمالا بیان دنبالت بگردن.

280
00:15:29,270 --> 00:15:30,619
‫چه نقشه‌ای داری؟

281
00:15:30,619 --> 00:15:31,664
‫چند ماه دیگه تولدمه.

282
00:15:31,664 --> 00:15:33,057
‫همین که ۱۸ سالم شد

283
00:15:33,057 --> 00:15:34,536
‫دیگه سرپرستم دولت نیست

284
00:15:34,536 --> 00:15:36,190
‫و می‌تونم تنهایی زندگی کنم.

285
00:15:36,190 --> 00:15:38,149
‫فقط باید تا اون موقع دَووم بیارم.

286
00:15:38,149 --> 00:15:40,499
‫تا اون موقع می‌خوای کجا قایم شی؟

287
00:15:40,499 --> 00:15:42,414
‫اینجا زیاد امن نیست، اتل.

288
00:15:42,414 --> 00:15:45,721
‫کلانتری اومد زیر و روش کرد، یادت که نرفته؟

289
00:15:45,721 --> 00:15:47,810
‫اما یه‌جا رو می‌شناسم که می‌تونی بمونی.

290
00:15:49,551 --> 00:15:50,857
‫خونه‌ی آقای ری‌بری.

291
00:15:50,857 --> 00:15:52,815
‫هنوز خالیه

292
00:15:52,815 --> 00:15:55,644
‫و تا آخر سال کرایه‌‍ش رو داده.

293
00:15:55,644 --> 00:15:58,996
‫البته اگه از موندن توی
‫خونه‌ی یه آدم مُرده نترسی.

294
00:15:58,996 --> 00:16:00,388
‫ممکنه تسخیر شده باشه.

295
00:16:00,388 --> 00:16:03,739
‫روح رو به خواهرها ترجیح میدم.

296
00:16:03,739 --> 00:16:05,524
‫خب پس خوش به‌حالت.

297
00:16:05,524 --> 00:16:06,916
‫من هم می‌تونم برم لوازم‌التحریری

298
00:16:06,916 --> 00:16:09,919
‫و یه نقاب ارزون هالووین برات بگیرم تا
‫راحت توی شهر راه بری و کسی نشناستت.

299
00:16:09,919 --> 00:16:11,225
‫همین که بریم مهمونی هالووین

300
00:16:11,225 --> 00:16:13,314
‫دیگه نیازی نیست نگران شناخته شدن باشی.

301
00:16:13,314 --> 00:16:15,316
‫تازه می‌تونی کمکم کنی
‫نویسنده‌ی کمیک رو پیدا کنیم.

302
00:16:15,316 --> 00:16:16,343
‫چطوره؟

303
00:16:24,282 --> 00:16:27,067
‫چیه میج؟
‫کاری داشتی؟

304
00:16:27,067 --> 00:16:29,243
‫برای دورهمی چیزی می‌خوای؟

305
00:16:30,462 --> 00:16:33,639
‫آم...برای همین اومدم.
‫من...

306
00:16:33,639 --> 00:16:39,384
‫می‌خواستم ببینم اگه میشه
‫من دورهمی رو نیام.

307
00:16:39,384 --> 00:16:42,604
‫آخه فنگز توی نمایش ورانیکا اجرا داره

308
00:16:42,604 --> 00:16:45,433
‫و خیلی عالی میشه که برم ببینمش.

309
00:16:45,433 --> 00:16:49,220
‫میج، با تمام احترام به دوست پسر لاتت

310
00:16:49,220 --> 00:16:50,873
‫این رسم مخصوص ویکسن‌هاست.

311
00:16:50,873 --> 00:16:53,398
‫باید رسم رو انجام داد.

312
00:16:53,398 --> 00:16:57,010
‫درسته...
‫خودم هم همین فکر رو می‌کردم

313
00:16:57,010 --> 00:16:59,273
‫اما حداقل باید میومدم می‌پرسیدم.

314
00:17:01,928 --> 00:17:02,955
‫صبر کن.

315
00:17:05,453 --> 00:17:10,154
‫از قضا من هم کنجکاو شدم
‫که نمایش ورانیکا رو برم.

316
00:17:12,286 --> 00:17:16,029
‫اگه از اِولین بخوام که
‫دورهمی رو بگردونه

317
00:17:16,029 --> 00:17:18,162
‫و اون عفریته هم که از خداشه...

318
00:17:18,162 --> 00:17:20,773
‫و ما هم بریم بابیلونیوم...

319
00:17:22,775 --> 00:17:28,172
‫باید هر چی اونجا دیدیم
‫یا هر کاری کردیم بین خودمون بمونه.

320
00:17:29,564 --> 00:17:30,913
‫من مشکلی ندارم.

321
00:17:32,001 --> 00:17:34,700
‫من دهنم قرصه.

322
00:17:35,831 --> 00:17:37,311
‫من هم همینطور میج عزیز.

323
00:17:41,489 --> 00:17:44,144
‫شاید وقتشه بیشتر با هم غیبت کنیم.

324
00:17:45,145 --> 00:17:48,061
‫شاید شب هالووین...

325
00:17:48,061 --> 00:17:49,367
‫بعد از جشن چطوره؟

326
00:17:51,760 --> 00:17:52,935
‫مشتاقشم.

327
00:17:58,593 --> 00:18:00,482
‫آقای جونز...

328
00:18:00,482 --> 00:18:03,120
‫خبر داری که دوستت، اتل ماگز
‫دیشب گم شده؟

329
00:18:03,120 --> 00:18:05,948
‫از خانه‌ی خواهران ترحم فرار کرده.

330
00:18:05,948 --> 00:18:07,167
‫عجب.

331
00:18:08,647 --> 00:18:10,605
‫نه، نه
‫خبر نداشتم.

332
00:18:10,605 --> 00:18:12,520
‫پس یعنی اگه واگنت رو بگردیم

333
00:18:12,520 --> 00:18:13,869
‫اونجا پیداش نمی‌کنیم؟

334
00:18:13,869 --> 00:18:15,915
‫چرا سؤال، درش که بازه
‫تشریف بیارید.

335
00:18:15,915 --> 00:18:19,310
‫فقط اگه میشه مثل دفعه‌ی قبل
‫همه چیز رو به‌هم نریزید.

336
00:18:19,310 --> 00:18:21,703
‫عین هتل والدورف
‫شیک و باکلاس شده.

337
00:18:22,704 --> 00:18:23,731
‫آزادم برم؟

338
00:18:23,755 --> 00:18:32,855
«دیجــــی موویـــــز»

339
00:18:32,888 --> 00:18:34,281
‫ایول بابا.

340
00:18:34,281 --> 00:18:36,718
‫لباس‌دوزی مامانت حرف نداره.

341
00:18:36,718 --> 00:18:40,722
‫آره، خودش دوست داشت درست کنه.

342
00:18:40,722 --> 00:18:45,162
‫وقتی گفت احتمالاً دیگه لباس هالووین
‫نمی‌دوزه اشک از چشم‌هام سرازیر شد.

343
00:18:46,119 --> 00:18:47,338
‫البته تا وقتی که نوه‌دار بشه.

344
00:18:50,341 --> 00:18:51,907
‫به‌نظرت بتی لباس کی رو می‌پوشه؟

345
00:18:51,907 --> 00:18:53,021
‫شاید مثلاً یه شاهدخت؟

346
00:18:53,735 --> 00:18:58,523
‫یا شاید، رُزی پرچ‌کن؟

347
00:18:58,523 --> 00:19:01,569
‫واقعاً باورم نمیشه
‫انقدر از تعمیر ماشین سر در میاره.

348
00:19:03,745 --> 00:19:05,443
‫اصلاً چی شد که اینطوری شد؟

349
00:19:06,487 --> 00:19:07,749
‫که اومد ماشینت رو درست کنه.

350
00:19:08,924 --> 00:19:10,622
‫خودت ازش خواستی یا...

351
00:19:10,622 --> 00:19:12,406
‫- خودش پیشنهاد داد؟
‫- نه، خودش پیشنهاد داد

352
00:19:12,406 --> 00:19:16,367
‫اما حقیقتش چند وقتیه
‫یه احساسی از سمتش می‌گیرم.

353
00:19:16,367 --> 00:19:19,152
‫می‌دونی؟
‫یه انرژی خاص.

354
00:19:20,936 --> 00:19:23,852
‫آره، خوب می‌دونم چی میگی.

355
00:19:23,852 --> 00:19:28,466
‫حقیقتش من خیلی قبل‌تر از اینکه
‫تو بیای از سمت بتی حس می‌گرفتم.

356
00:19:30,294 --> 00:19:31,351
‫هنوز هم می‌گیرم.

357
00:19:36,822 --> 00:19:40,695
‫تو که فکر نمی‌کنی...بتی
‫بخواد امشب با یکی‌مون بریزه روی هم، می‌کنی؟

358
00:19:41,609 --> 00:19:43,176
‫من که بهش فکر نکردم

359
00:19:43,176 --> 00:19:44,233
‫اما...

360
00:19:47,398 --> 00:19:48,568
‫کور نیست که من رو نبینه.

361
00:19:52,316 --> 00:19:54,927
‫خب شاید بخواد با من روی هم بریزه، رج.

362
00:19:54,927 --> 00:19:56,450
‫گفتم که، قبلاً سابقه‌‍ش رو داشتیم.

363
00:19:57,973 --> 00:19:59,627
‫آره...

364
00:20:00,715 --> 00:20:01,742
‫خب...

365
00:20:04,023 --> 00:20:05,242
‫پس بیاد عهد کنیم.

366
00:20:06,895 --> 00:20:09,246
‫اگه بین یکی‌مون و بتی خبری شد

367
00:20:09,246 --> 00:20:12,858
‫همین که فهمیدیم تمایلش به کدوم‌مونه

368
00:20:12,858 --> 00:20:15,121
‫اون یکی باید کنار بکشه
‫و بره رد کارش.

369
00:20:16,296 --> 00:20:17,428
‫نظرت چیه؟

370
00:20:19,560 --> 00:20:22,259
‫قبوله جناب باک راجرز.

371
00:20:46,761 --> 00:20:48,546
‫جاگهد!

372
00:20:50,722 --> 00:20:53,507
‫به دیوونه‌خونه‌ی اسرار خوش اومدید.

373
00:20:53,507 --> 00:20:56,728
‫رفیقت کیه؟
‫یا بهتره بگم...رفیق شرورت کیه؟

374
00:20:56,728 --> 00:20:58,556
‫برنی، این اتل‌ـه.

375
00:20:58,556 --> 00:21:00,122
‫احتـ...احتمالاً قبلاً دیدیش.
‫چند باری اینجا اومده.

376
00:21:00,122 --> 00:21:01,776
‫سلام.
‫هالووین مبارک.

377
00:21:01,776 --> 00:21:03,169
‫هالووین خودت مبارک!

378
00:21:03,169 --> 00:21:06,868
‫برید هر چی خواستید بخورید
‫و با بقیه آشنا شید.

379
00:21:06,868 --> 00:21:08,870
‫امشب قراره صفا باشد.

380
00:21:12,091 --> 00:21:14,746
‫خیلی‌خب، وارد جمعیت شیم.

381
00:21:14,746 --> 00:21:17,996
‫از این و اون بپرسیم ببینیم از نویسنده و
‫طراح‌های کمیک شیرفروش خبر دارن یا نه.

382
00:21:21,535 --> 00:21:24,408
‫شب خوش غول‌ها و بویل‌ها.

383
00:21:24,408 --> 00:21:30,109
‫شوکه‌کننده‌ترین شب زندگی‌تون مبارک.

384
00:21:30,109 --> 00:21:32,024
‫من میزبان‌تون هستم...

385
00:21:32,024 --> 00:21:34,287
‫مرسی که داوطلب شدی
‫امشب بچه‌مون باشی، دیلتن.

386
00:21:34,287 --> 00:21:36,507
‫آره دویلی، دیگه از حیطه‌ی وظایفت
‫به‌عنوان آبدارچی پا رو فراتر گذاشتی.

387
00:21:36,507 --> 00:21:38,204
‫کار خاصی نکردم.

388
00:21:38,204 --> 00:21:40,337
‫نه گفتن به دختری مثل بتی
‫کار سختیه.

389
00:21:55,343 --> 00:21:58,355
‫خب پسرها، چطور شدم؟

390
00:22:01,532 --> 00:22:04,839
‫وای خدا، بتی...محشر شدی.

391
00:22:04,839 --> 00:22:06,580
‫من که دارم بیهوش میشم.

392
00:22:06,580 --> 00:22:08,756
‫الان کی شدی؟

393
00:22:08,756 --> 00:22:11,803
‫گلدیلاکس دیگه.

394
00:22:11,803 --> 00:22:14,066
‫چون نمی‌تونست تصمیم
‫بگیره روی کدوم تخت بخوابه

395
00:22:14,066 --> 00:22:16,350
‫هر سه‌تا تخت رو امتحان کرد.
‫(داستان گلدیلاکس و سه خرس)

396
00:22:20,333 --> 00:22:22,422
‫بریم ببینیم هالووین ما رو به کجا می‌رسونه؟

397
00:22:30,212 --> 00:22:32,954
‫دکتر دندون‌پزشکی.

398
00:22:34,521 --> 00:22:36,349
‫خب برای چی غر می‌زنی؟

399
00:22:46,315 --> 00:22:48,579
‫جایزه میدی یا بترسونیمت؟!

400
00:23:01,113 --> 00:23:02,984
‫آره!

401
00:23:04,943 --> 00:23:06,684
‫دیگه بسه.
‫من میرم خونه.

402
00:23:06,684 --> 00:23:09,904
‫وایسا دیلتن.
‫تازه شروع کردیم.

403
00:23:09,904 --> 00:23:11,863
‫من لباس کله‌کدو پوشیدم

404
00:23:11,863 --> 00:23:15,388
‫و جولیان و دلقک‌هاش چوب بیسبال دارن.

405
00:23:15,388 --> 00:23:16,433
‫من دیگه نیستم.

406
00:23:16,433 --> 00:23:17,912
‫اشکالی نداره دیلتن.

407
00:23:17,912 --> 00:23:19,087
‫امشب واقعاً باهات خوش گذشت.

408
00:23:19,087 --> 00:23:20,567
‫می‌تونی بری.

409
00:23:20,567 --> 00:23:22,439
‫آره، ما هم باید بریم قبرستون.

410
00:23:29,963 --> 00:23:31,763
‫[نمایش بی‌تکرار و دهشتناک هالووین]

411
00:23:48,387 --> 00:23:55,387
♪ « Squirrel Nut Zippers - Hell » ♪

412
00:24:08,789 --> 00:24:09,790
‫اومدی!

413
00:24:09,790 --> 00:24:11,009
‫قول داده بودم.

414
00:24:11,009 --> 00:24:13,141
‫عین فلاپرها ناز شدی.

415
00:24:13,141 --> 00:24:15,317
‫دورهمی ویکسن‌ها چی شد؟

416
00:24:15,317 --> 00:24:16,971
‫تا جایی که به بقیه مربوطه

417
00:24:16,971 --> 00:24:19,365
‫من و میج آنفولانزای ۲۴ ساعته گرفتیم

418
00:24:19,365 --> 00:24:20,932
‫و خودمون رو قرنطینه کردیم.

419
00:24:20,932 --> 00:24:22,890
‫خیلی برام ارزش داره که اومدی

420
00:24:22,890 --> 00:24:24,762
‫و قبول کردی اجرا کنی.

421
00:24:24,762 --> 00:24:26,285
‫ورانیکا از خوشحالی بال در آورده.

422
00:24:26,981 --> 00:24:29,027
‫من هم همینطور.

423
00:24:29,027 --> 00:24:31,551
‫خب، همونطور که گفتی
‫امشب هالووین‌ـه.

424
00:24:31,551 --> 00:24:34,162
‫اگه امشب نتونیم تظاهر نکنیم
‫پس کِی می‌تونیم؟

425
00:24:34,162 --> 00:24:35,990
‫بیا، بریم آماده‌‍ت کنیم.

426
00:24:49,003 --> 00:24:52,137
‫رندال، پس تو کمیک «شیرفروش آمد» رو ننوشتی؟

427
00:24:52,137 --> 00:24:54,095
‫نه، اما کاش من می‌نوشتم.

428
00:24:54,095 --> 00:24:55,662
‫بهترین داستان پارسال پپ کمیکس بود.

429
00:24:57,098 --> 00:24:58,622
‫شرمنده، زیاد چیزی ازش نمی‌دونم.

430
00:24:58,622 --> 00:25:00,798
‫جونا، تو «شیرفروش آمد» رو نوشتی؟

431
00:25:00,798 --> 00:25:02,364
‫نه، بین خودمون بمونه

432
00:25:02,364 --> 00:25:03,952
‫اما فکر نمی‌کردم اصلاً به‌درد هم بخوره.

433
00:25:05,019 --> 00:25:07,195
‫تو «شیرفروش آمد» رو نوشتی؟

434
00:25:07,195 --> 00:25:08,501
‫یا می‌دونی کی نوشته؟

435
00:25:08,501 --> 00:25:09,807
‫شیرفروش؟

436
00:25:09,807 --> 00:25:11,591
‫آره، یکی از داستان‌های تد بود.

437
00:25:11,591 --> 00:25:13,332
‫- تد؟
‫- تد سالیوان.

438
00:25:13,332 --> 00:25:16,553
‫- یه نویسنده‌ی متوسط رو به بالا.
‫- تد، تد سالیوان؟

439
00:25:16,553 --> 00:25:19,077
‫- اینجاست؟
‫- نه.

440
00:25:19,077 --> 00:25:20,948
‫تد مُرده.

441
00:25:20,948 --> 00:25:22,559
‫چند هفته بعد از انتشار داستان شیرفروش

442
00:25:22,559 --> 00:25:24,865
‫توی خونه‌‍ش مُرده پیداش کردن.

443
00:25:24,865 --> 00:25:26,519
‫مُرده؟
‫چطوری؟

444
00:25:26,519 --> 00:25:28,347
‫خودش رو دار زد

445
00:25:28,347 --> 00:25:32,481
‫یه یادداشت هم گذاشته بود
‫که دیگه داستانی به خوبی شیرفروش نمی‌نویسه.

446
00:25:32,481 --> 00:25:35,136
‫البته استعاره بود.
‫انتقاد از آمریکا.

447
00:25:35,136 --> 00:25:38,009
‫داره میگه دشمن
‫خود ما هستیم.

448
00:25:38,009 --> 00:25:39,123
‫منظورت چیه؟

449
00:25:42,317 --> 00:25:44,711
‫دشمن همین‌جا توی وطنه.

450
00:25:45,843 --> 00:25:47,279
‫روسیه نیست.

451
00:25:47,279 --> 00:25:48,280
‫کمونیست‌ها نیستن.

452
00:25:48,280 --> 00:25:49,977
‫محور شرارت نیست.

453
00:25:49,977 --> 00:25:51,239
‫خودمونیم.

454
00:25:52,153 --> 00:25:53,633
‫دشمن ماییم.

455
00:25:53,633 --> 00:25:57,071
‫آمریکای متحد و کامل و یکپارچه.

456
00:26:00,195 --> 00:26:04,395
‫[آرامستان ریوردیل]

457
00:26:11,216 --> 00:26:13,348
‫می‌دونی که چرا گرگ‌ها زوزه می‌کشن دیگه؟

458
00:26:13,348 --> 00:26:14,741
‫تا جفتشون رو جذب کنن.

459
00:26:14,741 --> 00:26:16,874
‫تو از کجا می‌دونی؟

460
00:26:16,874 --> 00:26:19,485
‫توی داک کریک کلی گرگ داشتیم.

461
00:26:19,485 --> 00:26:20,529
‫گله گله گرگ.

462
00:26:24,621 --> 00:26:29,930
‫پس حتماً بچگی اونجا زندگی کردن
‫برات خیلی ترسناک بوده.

463
00:26:29,930 --> 00:26:31,976
‫بیشتر هیجان‌انگیز بود.

464
00:26:33,368 --> 00:26:35,457
‫هرچند هیچوقت برام مشکلی درست نکردن.

465
00:26:35,457 --> 00:26:38,939
‫شاید چون من رو به چشم یه...

466
00:26:40,114 --> 00:26:41,141
‫آلفای دیگه می‌دیدن.

467
00:26:43,727 --> 00:26:45,380
‫فکر می‌کنی همچین کسی هستی؟

468
00:26:46,730 --> 00:26:48,383
‫یه آلفا؟

469
00:26:48,383 --> 00:26:50,516
‫خب...

470
00:26:52,605 --> 00:26:55,390
‫گندش بزنن.
‫جولیان و آویزون‌هاش هنوز دارن ول می‌چرخن.

471
00:26:57,218 --> 00:26:58,567
‫خب این اصلاً خوب نیست.

472
00:27:01,179 --> 00:27:03,572
‫موندم بقیه‌ی گله‌ی گرگمون کجان.

473
00:27:08,796 --> 00:27:11,396
‫[فردریک آرتور اندروز]
‫[پدر و همسری شگفت‌انگیز - تا ابد در خاطر می‌ماند]

474
00:27:11,493 --> 00:27:13,757
‫وای خدا، آرچی.
‫واقعاً متأسفم.

475
00:27:13,757 --> 00:27:15,236
‫اصلاً به ذهنم نرسید که...

476
00:27:15,236 --> 00:27:16,411
‫اشکالی نداره.

477
00:27:16,411 --> 00:27:17,682
‫مشکلی نیست.

478
00:27:18,979 --> 00:27:22,156
‫داشتم به این فکر می‌کردم که قدیم چطوری
‫مامان و بابامون ما رو می‌بردن قاشق زنی.

479
00:27:22,983 --> 00:27:26,117
‫- یادت میاد؟
‫- معلومه.

480
00:27:26,117 --> 00:27:28,293
‫سالی که بکی تچر و تام سایر شدیم یادته؟

481
00:27:28,293 --> 00:27:29,816
‫معلومه یادمه.

482
00:27:29,816 --> 00:27:32,297
‫پابرهنه رفتم.
‫پام رفت روی یه میخ.

483
00:27:34,952 --> 00:27:36,135
‫آره.

484
00:27:37,781 --> 00:27:40,174
‫ما خیلی وقته که با هم دوستیم.

485
00:27:43,047 --> 00:27:44,174
‫آره، خیلی وقته.

486
00:27:45,658 --> 00:27:47,529
‫انگار کل زندگیم می‌شناختمت.

487
00:27:51,142 --> 00:27:52,491
‫من هم همینطور.

488
00:27:59,541 --> 00:28:03,284
‫آهای، این خونه‌ی جن‌زده‌تون کجاست؟

489
00:28:05,591 --> 00:28:08,202
‫بیاید بریم، راه رو نشون‌تون میدم.

490
00:28:08,202 --> 00:28:10,082
‫البته اگه به اندازه‌ی
‫کافی جربزه داشته باشید.

491
00:28:22,521 --> 00:28:25,524
‫پس اینجا اتفاق افتاده.

492
00:28:25,524 --> 00:28:27,482
‫قتلی که گفته بودید.

493
00:28:28,832 --> 00:28:29,858
‫آره

494
00:28:31,269 --> 00:28:33,750
‫سخته که تصور کنی زندگیت انقدر...

495
00:28:35,403 --> 00:28:39,103
‫یهویی و وحشیانه به آخر برسه.

496
00:28:39,103 --> 00:28:42,193
‫بابام همیشه می‌گفت: در لحظه زندگی کن.

497
00:28:42,193 --> 00:28:45,979
‫طوری که انگار هر لحظه ممکنه نفس آخرت باشه؟

498
00:28:45,979 --> 00:28:49,678
‫من میرم ببینم توی یخچال
‫نوشیدنی الون-آپ هست یا نه.

499
00:28:56,990 --> 00:28:58,165
‫من دیگه میرم.

500
00:28:59,601 --> 00:29:01,081
‫نه، نیازی نیست.

501
00:29:01,081 --> 00:29:02,691
‫بیخیال اندروز.

502
00:29:02,691 --> 00:29:06,260
‫دیدم توی قبرستون دست توی دست بودید.

503
00:29:06,260 --> 00:29:09,437
‫دیگه تابلوتر از این نمی‌شد
‫احساس طرف رو فهمید.

504
00:29:10,351 --> 00:29:11,570
‫اگه مطمئنی پس باشه، رج.

505
00:29:12,136 --> 00:29:13,137
‫آره.

506
00:29:17,619 --> 00:29:19,143
‫خب، اونا که گرم بودن

507
00:29:19,143 --> 00:29:23,190
‫اما چندتا نوشابه پرتقالی
‫توی یخدون پیدا کردم.

508
00:29:23,190 --> 00:29:24,801
‫رجی کجا رفت؟

509
00:29:24,801 --> 00:29:26,672
‫خسته شد.

510
00:29:27,629 --> 00:29:29,153
‫رفت خونه.

511
00:29:29,153 --> 00:29:30,241
‫حیف شد.

512
00:29:32,460 --> 00:29:34,071
‫آره، مگه نه؟

513
00:29:35,507 --> 00:29:37,552
‫خانم‌ها و آقا هیولاها.

514
00:29:37,552 --> 00:29:39,424
‫مرسی که امشب اومدید.

515
00:29:39,424 --> 00:29:43,689
‫تا چند دقیقه‌ی دیگه
‫سانس نیمه شب «فرانگشتاین» شروع میشه

516
00:29:43,689 --> 00:29:46,518
‫که پدرخونده‌ی من
‫بوریس کارلوف توش بازی می‌کنه.

517
00:29:46,518 --> 00:29:48,563
‫اما قبل از اون

518
00:29:48,563 --> 00:29:51,697
‫به همه‌تون قول دادیم که امشب
‫قراره مُرده زنده کنیم و آواز بخونیم.

519
00:29:52,654 --> 00:29:54,265
‫خب، ورانیکا لاج

520
00:29:54,265 --> 00:29:57,268
‫یا بهتره بگم
‫ویکتوریا فرانکشتاین

521
00:29:57,268 --> 00:29:59,183
‫سر قولش می‌مونه.

522
00:29:59,183 --> 00:30:00,837
‫پس بدون تأخیر بیشتر

523
00:30:00,837 --> 00:30:03,840
‫این شما و این بازگشت شوکه‌کننده‌ی

524
00:30:03,840 --> 00:30:06,538
‫چهار دانش‌آموز مُرده‌ی ریوردیل.

525
00:30:06,538 --> 00:30:08,018
‫لذت ببرید.

526
00:30:08,018 --> 00:30:10,063
‫و خیالش رو نداشته باشید دوستان.

527
00:30:10,977 --> 00:30:12,196
‫دست به کار شید.

528
00:30:17,320 --> 00:30:24,320
♪ « Susan Sarandon - Rose Tint My World » ♪

529
00:34:21,140 --> 00:34:23,838
‫به‌به‌به.

530
00:34:23,838 --> 00:34:26,406
‫جناب منتل شگفت‌انگیز.

531
00:34:26,406 --> 00:34:28,104
‫دارم میرم خونه جولیان.

532
00:34:28,104 --> 00:34:29,583
‫بیخیال.

533
00:34:29,583 --> 00:34:32,673
‫انقدر ضد حال نباش.

534
00:34:32,673 --> 00:34:35,807
‫می‌خوایم بریم گریندیل
‫یه‌کم کثافتکاری. بپر بالا.

535
00:34:37,243 --> 00:34:38,657
‫یالا دیگه جولیان.
‫بریم عشق و حال.

536
00:34:40,899 --> 00:34:42,640
‫مگه کار بهتری داری که بکنی؟

537
00:34:45,599 --> 00:34:46,774
‫برو اونور.

538
00:34:47,645 --> 00:34:49,473
‫باریکلا پسر.

539
00:35:01,049 --> 00:35:03,400
‫این هم از این.

540
00:35:03,400 --> 00:35:05,793
‫آره، خودمون دوتا.

541
00:35:10,972 --> 00:35:12,931
‫من خیلی استرس دارم.

542
00:35:14,976 --> 00:35:16,239
‫فکر کنم می‌خوام ببوسمت.

543
00:35:17,588 --> 00:35:19,677
‫من هم همینطور.

544
00:35:31,732 --> 00:35:32,907
‫- وای خدا!
‫- چی شده؟!

545
00:35:32,907 --> 00:35:34,126
‫یکی بیرونه!

546
00:35:37,825 --> 00:35:39,566
‫کسی اینجا نیست.
‫چه شکلی بود؟

547
00:35:39,566 --> 00:35:40,915
‫شاید مسخره به‌نظر بیاد

548
00:35:40,915 --> 00:35:43,744
‫اما شبیه یه...پیک شیرفروش بود.

549
00:35:43,744 --> 00:35:45,616
‫- شیرفروش؟
‫- ول کن، بیا بریم آرچ.

550
00:35:45,616 --> 00:35:46,834
‫بیـ...بیا بریم.

551
00:35:49,533 --> 00:35:50,708
‫باشه، بریم.

552
00:35:59,630 --> 00:36:01,284
‫خب آقایون...

553
00:36:01,284 --> 00:36:03,982
‫انگار حسابی نون رو زدیم توی روغن.

554
00:36:03,982 --> 00:36:05,679
‫چه جور هم.

555
00:36:05,679 --> 00:36:07,942
‫من که خودم توی نمایش بودم
‫هم موهای تنم سیخ شده بود.

556
00:36:07,942 --> 00:36:09,683
‫تمام اینا من رو به فکر برد.

557
00:36:09,683 --> 00:36:13,426
‫نظرتون چیه اگه یه سانس نیمه شب هفتگی

558
00:36:13,426 --> 00:36:14,688
‫از فیلم‌های هیولایی

559
00:36:14,688 --> 00:36:16,821
‫یا خنده‌دار و طنز برگزار کنیم.

560
00:36:16,821 --> 00:36:18,039
‫به‌نظر فکر خوبی میاد

561
00:36:18,953 --> 00:36:20,912
‫اما ورانیکا...

562
00:36:22,305 --> 00:36:27,092
‫من و کوین...
‫می‌خواستیم یه‌چیزی بهت بگیم.

563
00:36:29,660 --> 00:36:30,704
‫چی؟

564
00:36:32,619 --> 00:36:35,231
‫چند وقته که توی بابیلونیوم زندگی می‌کنی؟

565
00:36:35,231 --> 00:36:37,537
‫و...و چرا؟

566
00:36:37,537 --> 00:36:39,104
‫مشکل مامان باباتن؟

567
00:36:42,020 --> 00:36:44,327
‫از دست شما زرنگ‌ها.

568
00:36:44,327 --> 00:36:47,504
‫خیلی‌خب، مَچم رو گرفتید.

569
00:36:48,374 --> 00:36:51,247
‫من اینجا زندگی می‌کنم

570
00:36:51,247 --> 00:36:53,379
‫اما مشکلی نیست.

571
00:36:53,379 --> 00:36:55,338
‫هیچ ایرادی در کار نیست.

572
00:36:55,338 --> 00:36:59,429
‫پمبروک داره بازسازی میشه.

573
00:36:59,429 --> 00:37:01,169
‫همین.

574
00:37:01,169 --> 00:37:03,346
‫تا قبل از عید شکرگزاری
‫برمی‌گردم به روال عادیم.

575
00:37:03,346 --> 00:37:04,434
‫بسه دیگه، برید خونه‌تون.

576
00:37:11,658 --> 00:37:13,399
‫و واقعاً میگم
‫اوضاع وفق مراده.

577
00:37:18,186 --> 00:37:20,406
‫میج، فنگز...

578
00:37:20,406 --> 00:37:23,540
‫واقعاً جز تبریک
‫چیزی نمی‌تونم بهتون بگم.

579
00:37:23,540 --> 00:37:27,021
‫باورت نمیشه چند وقته می‌خوام
‫راستش رو بهت بگم شرل.

580
00:37:27,021 --> 00:37:29,546
‫نگران چیزی هم نباش.
‫دهن من قرص قرصه.

581
00:37:29,546 --> 00:37:31,852
‫نه که بخوام ارزش عشقم رو کم کنم

582
00:37:31,852 --> 00:37:35,334
‫اما شما هم امشب صحنه‌ی بزرگی داشتید.

583
00:37:35,334 --> 00:37:37,162
‫عجب بوسی بود.

584
00:37:37,162 --> 00:37:38,424
‫آره، من که شکایتی ندارم

585
00:37:38,424 --> 00:37:39,860
‫اما خیلی دل و جرئت توش بود، شرل.

586
00:37:39,860 --> 00:37:41,906
‫اگه بعداً ازم پرسیدن

587
00:37:41,906 --> 00:37:47,215
‫خیلی راحت میگم که جو هالووین
‫من رو گرفته بود.

588
00:37:47,215 --> 00:37:50,001
‫میشه بگم که خیای خوشحالم
‫امشب دیگه نیاز نبود ما چهارتا تظاهر کنیم؟

589
00:37:50,001 --> 00:37:52,525
‫حتی با این‌حال که یه شب کوتاه و جادویی بود؟

590
00:37:54,614 --> 00:37:56,486
‫من هم کاملاً باهات موافقم.

591
00:38:11,762 --> 00:38:15,113
‫به‌غیر از آخر کار ترسناکمون

592
00:38:15,113 --> 00:38:17,855
‫امشب بهترین هالووین زندگیم بود، بتی کوپر.

593
00:38:17,855 --> 00:38:18,899
‫من هم همینطور.

594
00:38:25,993 --> 00:38:27,064
‫الیزابت؟!

595
00:38:27,821 --> 00:38:28,822
‫خانم کوپر؟

596
00:38:28,822 --> 00:38:30,389
‫تا این وقت شب کجا بودی؟

597
00:38:30,389 --> 00:38:33,566
‫مامان، فکر کردم دیگه مادر من نیستی.

598
00:38:33,566 --> 00:38:36,003
‫نیستم، اما تو هنوز توی
‫این خونه زندگی می‌کنی.

599
00:38:36,003 --> 00:38:38,528
‫پس زود تند سریع
‫برو داخل ببینم!

600
00:38:46,840 --> 00:38:47,867
‫برو!

601
00:38:52,629 --> 00:38:53,712
‫تف به این شانس.

602
00:40:01,654 --> 00:40:03,482
‫می‌خوای بیای داخل؟

603
00:40:03,482 --> 00:40:06,964
‫دلم می‌خواد
‫اما واقعاً خسته‌‍مه.

604
00:40:06,964 --> 00:40:09,227
‫تازه امشب به هات‌داگ هم غذا ندادم
‫برای همین فردا می‌بینمت.

605
00:40:09,227 --> 00:40:11,838
‫یا بهتره بگم، همین امروز
‫دیرتر.

606
00:40:14,275 --> 00:40:15,302
‫ردیفه؟

607
00:40:16,234 --> 00:40:17,361
‫آره.

608
00:40:18,236 --> 00:40:20,412
‫باشه.
‫شبت بخیر جاگ.

609
00:40:20,412 --> 00:40:21,413
‫شب بخیر.

610
00:40:21,437 --> 00:40:31,437



611
00:40:36,161 --> 00:40:41,161
<font color="#ffff00">‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد»
@AMIRX79X</font>

612
00:40:41,215 --> 00:40:42,547
‫فکر کردم پیک شیرفروشی.

613
00:40:42,826 --> 00:40:44,175
‫پیک شیرفروش؟

614
00:40:44,175 --> 00:40:45,655
‫یه‌کم پیش صدای بطری‌هاش رو شنیدم.

615
00:40:45,655 --> 00:40:47,130
‫گفتم شاید برگشته.

616
00:40:47,657 --> 00:40:48,684
‫صدای بطـ...

617
00:40:53,750 --> 00:40:54,877
‫اتل!

618
00:41:05,239 --> 00:41:06,366
‫یا خدا!

619
00:41:12,508 --> 00:41:15,641
‫به همه گفته بودم که کار پیک شیرفروش بود.

620
00:41:18,426 --> 00:41:21,255
‫آرچی.
‫آرچی بیدار شو.

621
00:41:21,255 --> 00:41:22,313
‫آرچی، بیدار شو.

622
00:41:23,997 --> 00:41:25,390
‫یالا، لباست رو بپوش.

623
00:41:25,390 --> 00:41:28,219
‫چی شده عمو فرنک؟

624
00:41:28,219 --> 00:41:30,395
‫یه اتفاقی افتاده.

625
00:41:30,395 --> 00:41:33,032
‫یه ماشین با چندتا از بچه‌های تیم
‫افتاده توی رودخونه‌ی سوییت‌واتر.

626
00:41:36,096 --> 00:41:37,663
‫کِی؟
‫کسی هم زنده مونده؟

627
00:41:38,490 --> 00:41:40,361
‫هنوز نمی‌دونیم.

628
00:41:40,385 --> 00:41:50,385
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

