﻿1
00:00:01,271 --> 00:00:03,271
‫[دفتر مدیر]

2
00:00:04,395 --> 00:00:05,917
‫اوضاع خیلی وخیم بود.

3
00:00:05,918 --> 00:00:07,658
‫پدر و مادر دوستم
‫یعنی اتل

4
00:00:07,659 --> 00:00:09,791
‫شب مراسم به‌طرز فجیعی کشته شده بودن.

5
00:00:09,792 --> 00:00:12,664
‫و چشم باز کردیم دیدیم من و اتل
‫مظنون‌های اصلی هستیم.

6
00:00:13,796 --> 00:00:14,796
‫این نقاشی رو تو کشیدی

7
00:00:15,667 --> 00:00:17,016
‫مگه نه اتل؟

8
00:00:17,017 --> 00:00:18,857
‫و اینا هم پدر و مادرت هستن.

9
00:00:19,367 --> 00:00:21,759
‫آره، اما فقط برای شوخی بود.

10
00:00:21,760 --> 00:00:27,635
‫پس چرا آقای جونز مثل یه مدرک
‫زیر تشک خوابش قایمش کرده بود؟

11
00:00:27,636 --> 00:00:30,203
‫و داستان غیرقابل باور و دور از ذهنت

12
00:00:30,204 --> 00:00:32,727
‫راجع‌به پیک شیرفروش قاتل از
‫اینجا نشأت گرفته؟ یه کتاب کمیک؟

13
00:00:32,728 --> 00:00:35,817
‫نه، نه
‫من دیدم که یه شیرفروش از خونه‌مون رفت...

14
00:00:35,818 --> 00:00:38,080
‫هیچی نگو تا وقتی که وکیل بگیریم.

15
00:00:38,081 --> 00:00:42,650
‫می‌دونی آقای جونز،
‫یه تصویر، هزاران کلمه می‌ارزه.

16
00:00:42,651 --> 00:00:47,090
‫و اینا...اینا داستان خیلی
‫نگران‌کننده‌ای رو شرح میدن.

17
00:00:50,920 --> 00:00:52,660
‫خب...

18
00:00:52,661 --> 00:00:54,942
‫شاید توی پاسگاه زبونشون باز شد.

19
00:01:04,803 --> 00:01:07,109
‫جاگهد، چی شده؟

20
00:01:07,110 --> 00:01:09,765
‫- دارن ما رو به ناحق متهم می‌کنن.
‫- بریم جاگهد.

21
00:01:16,859 --> 00:01:20,731
‫سوءاستفاده کردن از خواهرم
‫رو کِی تموم می‌کنی اندروز؟

22
00:01:20,732 --> 00:01:23,648
‫وسط مهمونی بوسه‌ی ورانیکا
‫باهاش سکس داشتی.

23
00:01:25,259 --> 00:01:29,088
‫خیلی‌خب، اولاً که خودت شیرم کردی
‫برم با شرل دوست بشم.

24
00:01:29,089 --> 00:01:30,742
‫و دوماً، نداشتم.

25
00:01:31,830 --> 00:01:34,267
‫با هم سکس نداشتیم.

26
00:01:34,268 --> 00:01:35,548
‫شرل که همچین چیزی نگفت.

27
00:01:43,320 --> 00:01:46,844
‫شرل، چرا به داداشت گفتی سکس داشتیم؟

28
00:01:46,845 --> 00:01:49,151
‫نداشتیم، ما فقط هم‌دیگه رو بوسیدیم
‫همین.

29
00:01:49,152 --> 00:01:51,458
‫بیشتر از اینا بود آرچی.

30
00:01:51,459 --> 00:01:54,722
‫بلا لوگوسی که این کبودی
‫رو روی گردنم نذاشته.

31
00:01:54,723 --> 00:01:58,508
‫عجب، خیلی‌خب ببین
‫ما حتی به مرحله‌ی دوم هم نرسیدیم.

32
00:01:58,509 --> 00:02:01,295
‫چرا به جولیان گفتی سکس داشتیم؟

33
00:02:02,948 --> 00:02:04,645
‫نمی‌تونم توضیح بدم.

34
00:02:04,646 --> 00:02:06,691
‫اما این رو که گفتم
‫اینطوری...

35
00:02:07,518 --> 00:02:09,564
‫به یه مشکلی که دارم کمک میشه.

36
00:02:10,869 --> 00:02:13,350
‫فقط بدون که با تأیید کردن داستان من...

37
00:02:14,830 --> 00:02:17,875
‫از من مراقبت می‌کنی.

38
00:02:17,876 --> 00:02:19,878
‫مراقبت؟
‫چطوری؟ از کی؟

39
00:02:20,662 --> 00:02:22,924
‫از خونواده‌‍م.

40
00:02:22,925 --> 00:02:25,165
‫آرچی تو رو خدا دیگه ازم سؤالی نپرس.

41
00:02:27,321 --> 00:02:30,498
‫بگذریم، فکر کن یه دروغ کوچیک و مصلحتیه، نه؟

42
00:02:31,542 --> 00:02:35,242
‫آخه...کسی رو که آزرده نمی‌کنه، می‌کنه؟

43
00:02:43,685 --> 00:02:45,295
‫بیا این رو برات پس آوردم بتی.

44
00:02:46,383 --> 00:02:48,776
‫چه سریع خوندی.

45
00:02:48,777 --> 00:02:51,344
‫چیزی هم ازش یاد گرفتی یا نه؟

46
00:02:51,345 --> 00:02:52,519
‫آره فکر کنم.

47
00:02:52,520 --> 00:02:53,912
‫فکر کنم بدونم چی می‌خوای.

48
00:02:55,914 --> 00:02:57,219
‫خب...؟

49
00:02:57,220 --> 00:02:59,701
‫می...می‌خوام تا ازدواج صبر کنیم.

50
00:03:02,878 --> 00:03:03,879
‫صحیح...

51
00:03:07,926 --> 00:03:09,027
‫خب، ببین این که میگم چطوره.

52
00:03:10,929 --> 00:03:12,582
‫من اصلاً راضی نیستم

53
00:03:12,583 --> 00:03:16,064
‫که تمام تصمیمات مهم این
‫رابطه رو تو می‌گیری کوین.

54
00:03:16,065 --> 00:03:19,067
‫برای همین تا اونجایی که به من مربوطه

55
00:03:19,068 --> 00:03:20,809
‫دیگه رابطه‌مون پایدار نیست.

56
00:03:28,643 --> 00:03:30,645
‫چی شده بتی؟
‫چرا گریه می‌کنی؟

57
00:03:31,646 --> 00:03:33,212
‫من و کوین به‌هم زدیم.

58
00:03:33,213 --> 00:03:36,520
‫پسرها همیشه به همه چیز گند می‌زنن.

59
00:03:37,347 --> 00:03:39,392
‫چیکار کرده؟

60
00:03:39,393 --> 00:03:42,657
‫بحث سر بیشتر کردن رابطه‌ی فیزیکی بود.

61
00:03:44,789 --> 00:03:46,835
‫و یه اتمام حجت کار رو خراب کرد.

62
00:03:48,445 --> 00:03:50,534
‫می‌خواستی تا ازدواج صبر کنید؟

63
00:03:53,015 --> 00:03:56,453
‫نه، اون گفت می‌خواد تا ازدواج صبر کنه.

64
00:03:58,020 --> 00:03:59,281
‫برای همین باهاش به‌هم زدم.

65
00:03:59,282 --> 00:04:02,719
‫از میل و علایقت خجالت نکش بتی.

66
00:04:02,720 --> 00:04:05,244
‫اتفاقاً بیشتر دخترها باید از تو یاد بگیرن.

67
00:04:05,245 --> 00:04:08,030
‫از دوست پسرشون چیزی
‫که واقعاً می‌خوان رو بخوان.

68
00:04:10,424 --> 00:04:11,902
‫حالا چیکار کنم؟

69
00:04:11,903 --> 00:04:15,863
‫خب، نظرت چیه با هم بریم اتاق تاریک

70
00:04:15,864 --> 00:04:17,125
‫و یه قهوه بخوریم؟

71
00:04:17,126 --> 00:04:18,779
‫و اینکه...

72
00:04:18,780 --> 00:04:22,827
‫شاید این جدایی به صلاحت بوده.

73
00:04:26,570 --> 00:04:29,137
‫حال اتل بیچاره چطوره؟

74
00:04:29,138 --> 00:04:31,705
‫فکر کنم شوک شده.

75
00:04:31,706 --> 00:04:34,969
‫تصورش هم سخته.
‫به تو چی گفتن؟

76
00:04:34,970 --> 00:04:38,973
‫چیز خاصی نگفتن. فقط گفتن قانوناً
‫می‌تونن ۲۴ ساعت ما رو نگه دارن.

77
00:04:38,974 --> 00:04:42,106
‫بعد از اون یا باید آزادمون کنن
‫یا متهم‌مون کنن.

78
00:04:42,107 --> 00:04:43,369
‫اما تو که توی مراسم بودی.

79
00:04:43,370 --> 00:04:44,935
‫همه اونجا بودیم.

80
00:04:44,936 --> 00:04:47,654
‫شاید اگه راهی باشه که بشه زمان قتل

81
00:04:47,678 --> 00:04:50,898
‫پدر و مادر اتل رو مشخص کنیم،
‫شاید من هم تبرئه بشم.

82
00:04:50,899 --> 00:04:53,466
‫بعدش هم من یه راهی برای
‫تبرئه کردن اتل پیدا می‌کنم.

83
00:04:53,467 --> 00:04:55,990
‫حالا که مثل نورا چارلز فکر می‌کنم
‫(زوج فیلم «مرد لاغر» که پرونده قتل حل می‌کردن)

84
00:04:55,991 --> 00:04:58,558
‫مگه ریوردیل پزشک قانونی نداره؟

85
00:04:58,559 --> 00:05:00,995
‫باید قطعاً کالبد شکافی‌شون کرده باشن.

86
00:05:00,996 --> 00:05:02,779
‫هر شهری پزشک قانونی داره.

87
00:05:02,780 --> 00:05:04,128
‫اما نمی‌دونم کیه.

88
00:05:04,129 --> 00:05:05,348
‫بذار برم ببینم پیداش می‌کنم.

89
00:05:06,001 --> 00:05:07,001
‫برمی‌گردم.

90
00:05:08,133 --> 00:05:11,788
‫ورانیکا...نورا چارلز؟

91
00:05:11,789 --> 00:05:14,792
‫فیلم «مرد لاغر» یکی از
‫فیلم‌هاییه که دوست دارم.

92
00:05:15,837 --> 00:05:16,881
‫حس می‌کردم همینطور باشه.

93
00:05:26,326 --> 00:05:27,501
‫چی شده مامان؟

94
00:05:28,371 --> 00:05:31,199
‫خانم بلاسم الان اینجا بود.

95
00:05:31,200 --> 00:05:33,768
‫راست میگه تو و شرل با هم چیز کردید؟

96
00:05:37,989 --> 00:05:40,121
‫چطوری اینطوری شد؟!

97
00:05:40,122 --> 00:05:42,906
‫واقعاً حس معذب بودن می‌کنم
‫اگه بخوام راجع‌بهش باهاتون صحبت کنم مامان.

98
00:05:42,907 --> 00:05:44,560
‫فکر کردی من معذب نیستم؟

99
00:05:44,561 --> 00:05:45,909
‫بیخیال.

100
00:05:45,910 --> 00:05:48,130
‫برو بالا کت و شلوارت رو بپوش.

101
00:05:49,044 --> 00:05:50,566
‫چرا؟

102
00:05:50,567 --> 00:05:53,134
‫چون قراره بریم خونه‌شون شام دعوتیم

103
00:05:53,135 --> 00:05:57,531
‫تا ببینیم این گندی که بالا
‫آوردید رو چیکار میشه کرد؟

104
00:05:57,555 --> 00:06:05,379



105
00:06:06,455 --> 00:06:10,455
‫«ریوردیل»
‫«فصل: ۷ قسمت: ۴»

106
00:06:10,479 --> 00:06:17,479



107
00:06:17,503 --> 00:06:22,503
<font color="#ffff00">‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد»
@AMIRX79X</font>

108
00:06:24,645 --> 00:06:27,560
‫سفرتون به واشنگتن چطور بود جناب شهردار؟

109
00:06:27,561 --> 00:06:29,605
‫بیخیال مری، من رو همون کلیفورد صدا کن.

110
00:06:29,606 --> 00:06:33,523
‫و سفرم هم...خب...ثمربخش بود.

111
00:06:35,090 --> 00:06:37,221
‫اما...

112
00:06:37,222 --> 00:06:40,616
‫اینکه بیای خونه ببینی شهر قشنگت
‫به آشوب کشیده شده...

113
00:06:40,617 --> 00:06:45,055
‫دوتا قتل و جَوون‌هامون
‫هم که توی بحران هستن.

114
00:06:45,056 --> 00:06:48,145
‫واقعاً دنیا زده به جاده خاکی.
‫جو درست می‌گفت.

115
00:06:48,146 --> 00:06:49,626
‫سناتور مک‌کارتی رو میگه.

116
00:06:53,587 --> 00:06:55,022
‫خب آرچی‌جان بگو ببینم...

117
00:06:55,023 --> 00:06:56,590
‫به‌نظرت روسیه مشکلش چیه؟

118
00:06:59,331 --> 00:07:00,331
‫مشکل روسیه، آقا؟

119
00:07:01,638 --> 00:07:05,293
‫روس‌ها، که علیه ما کمر بستن

120
00:07:05,294 --> 00:07:07,992
‫بهمون نفوذ می‌کنن
‫روش زندگی‌مون رو زیر سؤال می‌برن.

121
00:07:10,255 --> 00:07:11,255
‫خب...

122
00:07:14,085 --> 00:07:15,739
‫روسیه خودش...

123
00:07:17,698 --> 00:07:19,089
‫خودش یه مشکل عظیمه آقا.

124
00:07:19,090 --> 00:07:20,614
‫واضحه که...

125
00:07:22,180 --> 00:07:24,399
‫مرد جوان و باهوشی هستی آرچی.

126
00:07:24,400 --> 00:07:26,140
‫من رو یاد پدرت میندازی.

127
00:07:26,141 --> 00:07:30,144
‫فِرد مرد باشرف و سخت‌کوش
‫و آمریکایی با اراده‌ای بود.

128
00:07:30,145 --> 00:07:31,928
‫ممنون آقا.

129
00:07:31,929 --> 00:07:34,583
‫مری یادت باشه بعد از شام
‫بریم اتاق مطالعه‌ی من.

130
00:07:34,584 --> 00:07:35,803
‫کلی حرف نگفته داریم.

131
00:07:39,241 --> 00:07:40,982
‫حیف که نتونستم با بابات آشنا بشم.

132
00:07:42,766 --> 00:07:43,941
‫حتماً خیلی دلت براش تنگ میشه.

133
00:07:45,595 --> 00:07:46,640
‫آره، اون...

134
00:07:47,554 --> 00:07:48,772
‫بهترین دوستم بود.

135
00:07:49,991 --> 00:07:51,079
‫آخی...

136
00:07:52,863 --> 00:07:56,344
‫تقریباً هر آخر هفته می‌رفتیم سینما.

137
00:07:56,345 --> 00:07:59,000
‫فیلم‌های وسترن رو خیلی دوست داشت.

138
00:08:00,001 --> 00:08:01,697
‫من هم خیلی دوست داشتم.

139
00:08:01,698 --> 00:08:04,526
‫بعدش می‌رفتیم پاپز برگر می‌خوردیم.

140
00:08:04,527 --> 00:08:08,313
‫راجع‌به رفتن به کالیفرنیا
‫و زندگی توی مزرعه شوخی می‌کردیم.

141
00:08:09,706 --> 00:08:10,938
‫می‌گفتیم میریم گاوچرون می‌شیم.

142
00:08:15,016 --> 00:08:17,105
‫واقعاً بامزه‌ست.
‫خیلی به همچین کاری فکر می‌کنم.

143
00:08:47,135 --> 00:08:48,396
‫خیلی‌خب...

144
00:08:48,397 --> 00:08:50,257
‫اول از همه یه قهوه‌ی
‫بدون کافئین برات می‌گیریم.

145
00:08:53,881 --> 00:08:55,534
‫اصلاً یه‌چیزی...
‫بیخیال بتی، بریم.

146
00:08:55,535 --> 00:08:56,926
‫دلت نمی‌خواد همچین چیزی ببینی.

147
00:08:56,927 --> 00:08:57,971
‫چی رو؟

148
00:09:14,249 --> 00:09:15,249
‫وای خدا...

149
00:09:17,557 --> 00:09:18,558
‫خدا...

150
00:09:21,473 --> 00:09:23,823
‫طبق زمان مرگ که توی گواهی ثبت شده

151
00:09:23,824 --> 00:09:28,871
‫وقتی آقا و خانم ماگز کشته شدن
‫جاگهد توی مراسم بوده.

152
00:09:28,872 --> 00:09:32,353
‫اما برای اتل صدق نمی‌کنه.

153
00:09:32,354 --> 00:09:34,398
‫شاید حق با شما باشه

154
00:09:34,399 --> 00:09:37,098
‫اما حداقل می‌تونید جاگهد رو آزاد کنید
‫نمی‌تونید؟

155
00:09:39,317 --> 00:09:41,971
‫ببخشید، اون سلول درش اتوماتیک
‫باز میشه یا شما باید باز کنید؟

156
00:09:41,972 --> 00:09:44,758
‫چون من خیلی کار دارم باید برم کلانتر.

157
00:09:51,765 --> 00:09:53,592
‫فکر کنم می‌خواستن با گشنگی دادنم
‫ازم حرف بکشن.

158
00:09:53,593 --> 00:09:55,681
‫خوشبختانه تونستم کاری کنم
‫بالأخره اتل به حرف بیاد.

159
00:09:55,682 --> 00:09:57,987
‫گفت وقتی مامان باباش رو کشتن
‫کجا بوده؟

160
00:09:57,988 --> 00:10:01,469
‫آره، بی‌میل بودنش به حرف زدن هم منطقیه.

161
00:10:01,470 --> 00:10:05,953
‫معلوم شد داشته توی ماشین شیطونی می‌کرده.
‫حدس بزن با کی؟

162
00:10:06,823 --> 00:10:08,129
‫جولیان بلاسم.

163
00:10:10,305 --> 00:10:12,654
‫اتل توی ایستگاه اتوبوس منتظر اتوبوس بوده
‫تا بیاد مراسم رقص

164
00:10:12,655 --> 00:10:15,831
‫که جولیان جلوش سبز میشه
‫و پیشنهاد میده برسونتش.

165
00:10:15,832 --> 00:10:16,964
‫میری مراسم؟

166
00:10:18,705 --> 00:10:19,967
‫سوار شو خودم می‌رسونمت.

167
00:10:23,710 --> 00:10:25,319
‫اما عوضش اون رو برده لاورز لین

168
00:10:25,320 --> 00:10:28,148
‫و خواسته روش حرکت بزنه.

169
00:10:28,149 --> 00:10:30,150
‫اینطور که اتل گفت
‫انگار اول خودش هم خوشش اومده.

170
00:10:30,151 --> 00:10:33,241
‫اما جولیان سعی کرده با دست یه‌کارهایی بکنه.

171
00:10:37,375 --> 00:10:39,289
‫جولیان تهدیدش کرده که به کسی چیزی نگه

172
00:10:39,290 --> 00:10:42,031
‫وگرنه توی مدرسه پخش می‌کنه
‫که اتل یه دختر روانی سکسه.

173
00:10:42,032 --> 00:10:43,817
‫کاری می‌کنه مضحکه‌ی شهر شه.

174
00:10:45,166 --> 00:10:47,515
‫و خب بعدش هم که می‌دونیم چی شده.

175
00:10:47,516 --> 00:10:49,866
‫به‌جای مراسم
‫تصمیم می‌گیره بره خونه.

176
00:10:50,562 --> 00:10:51,998
‫واقعاً وحشتناکه.

177
00:10:51,999 --> 00:10:54,696
‫من میگم فردا با جولیان توی مدرسه حرف بزنیم.

178
00:10:54,697 --> 00:10:57,307
‫اتل فکر می‌کنه لو دادن جولیان
‫شرایط رو برای خودش بدتر می‌کنه.

179
00:10:57,308 --> 00:10:58,658
‫و شاید هم درست میگه.

180
00:11:00,050 --> 00:11:02,183
‫برای همین دیگه جولیان می‌دونه و شرافتش.

181
00:11:03,619 --> 00:11:04,707
‫خدا به دادمون برسه.

182
00:11:14,674 --> 00:11:16,936
‫شما تا این موقع شب
‫کجا بودی خانم جوان؟

183
00:11:16,937 --> 00:11:20,114
‫با دوستم تونی
‫داشتیم قهوه می‌خوردیم.

184
00:11:21,115 --> 00:11:25,553
‫که اینطور.
‫وقتی نبودی خانم کلر زنگ زد.

185
00:11:25,554 --> 00:11:27,469
‫امروز با کوین به‌هم زدی؟

186
00:11:28,775 --> 00:11:32,734
‫چرا همچین کاری کردی بتی؟

187
00:11:32,735 --> 00:11:35,302
‫خیلی ناراحته.
‫خیلی داغونه.

188
00:11:35,303 --> 00:11:37,043
‫مامانش نمی‌دونه کجاست.

189
00:11:37,044 --> 00:11:38,827
‫از دلواپسی داره دق می‌کنه.

190
00:11:38,828 --> 00:11:40,089
‫کوین حالش خوبه.

191
00:11:40,090 --> 00:11:42,222
‫همین یه‌کم پیش توی کافه دیدمش.

192
00:11:42,223 --> 00:11:45,094
‫و خیالتون راحت
‫یکی پیشش هست که قشنگ دلداریش بده.

193
00:11:45,095 --> 00:11:46,749
‫یه دلداری مرد و مردونه.

194
00:11:48,272 --> 00:11:50,099
‫خب...؟

195
00:11:50,100 --> 00:11:52,667
‫و حالا که می‌بینم
‫تمام مشکلمون این مدت همین بوده مامان.

196
00:11:52,668 --> 00:11:54,235
‫کوین از پسرها خوشش میاد.

197
00:11:55,236 --> 00:11:57,019
‫الیزابت...

198
00:11:57,020 --> 00:11:58,239
‫بیا عزیزم
‫بیا بشین.

199
00:12:03,984 --> 00:12:07,595
‫حتی اگه اینطور باشه هم گذراست.

200
00:12:07,596 --> 00:12:11,207
‫یه همچین هوس‌هایی هیچوقت همیشگی نیستن.

201
00:12:11,208 --> 00:12:12,469
‫آروم آروم تموم میشن.

202
00:12:12,470 --> 00:12:14,820
‫و بالأخره اون هم دیگه آماده میشه تا...

203
00:12:14,821 --> 00:12:15,908
‫تا چی؟

204
00:12:15,909 --> 00:12:17,736
‫بوسم کنه؟
‫بخواد بوسم کنه؟

205
00:12:17,737 --> 00:12:19,389
‫تا باهات ازدواج کنه.

206
00:12:19,390 --> 00:12:20,739
‫تا سر و سامون بگیرید.

207
00:12:20,740 --> 00:12:22,262
‫خونواده تشکیل بدید.

208
00:12:22,263 --> 00:12:27,702
‫مامان، من چطوری آخه می‌تونم حالا که حقیقت
‫رو می‌دونم با کوین ازدواج کنم و زندگی کنم؟

209
00:12:27,703 --> 00:12:29,269
‫تو کوین...

210
00:12:29,270 --> 00:12:32,141
‫۲ ساله که رابطه دارید.

211
00:12:32,142 --> 00:12:33,839
‫می‌دونم.

212
00:12:33,840 --> 00:12:36,537
‫و اگه به بحرانی خورده
‫که از گرایشش مطمئن نیست

213
00:12:36,538 --> 00:12:39,106
‫حداقل انقدری بهش بدهکار نیستی
‫که کمکش کنی سر در بیاره؟

214
00:12:40,760 --> 00:12:42,413
‫یا حتی به‌عنوان یه دوست ساده.

215
00:12:51,596 --> 00:12:53,033
‫یا خدا!

216
00:13:13,618 --> 00:13:14,837
‫هات‌داگ...

217
00:13:18,275 --> 00:13:19,494
‫کجا بردنت رفیق؟

218
00:13:23,411 --> 00:13:24,411
‫خیلی‌خب...

219
00:13:25,326 --> 00:13:26,979
‫عجب عذابی بود.

220
00:13:26,980 --> 00:13:30,069
‫حداقلش آقای بلاسم از بابا تعریف کرد.

221
00:13:30,070 --> 00:13:33,246
‫کلیفورد بلاسم از وقتی یادمه
‫یه آدم دو رو و ریاکار بوده.

222
00:13:33,247 --> 00:13:35,814
‫آدمی که از جنگ سود می‌برده
‫و همیشه از اعزام فراری بوده.

223
00:13:35,815 --> 00:13:37,728
‫چطوری از جنگ سود می‌بره؟

224
00:13:37,729 --> 00:13:41,124
‫توی جنگ کُره
‫به ارتش شربت افرا با قیمت بالا می‌فروخت.

225
00:13:43,561 --> 00:13:45,780
‫من همیشه سعی کردم راهم
‫به راه خونواده‌ی بلاسم نخوره.

226
00:13:45,781 --> 00:13:49,480
‫اما حالا به لطف جنابعالی
‫تا آخر عمرمون قراره ببینیم‌شون.

227
00:13:50,612 --> 00:13:53,179
‫یعنی چی؟

228
00:13:53,180 --> 00:13:55,311
‫من با مامان بابای شرل حرف زدم.

229
00:13:55,312 --> 00:13:59,446
‫و تصمیم گرفتیم که با
‫توجه به این کارهایی که کردید

230
00:13:59,447 --> 00:14:03,624
‫بهترین کار اینه که تو و شرل
‫با هم ازدواج کنید.

231
00:14:04,887 --> 00:14:07,019
‫ازدواج؟

232
00:14:07,020 --> 00:14:09,282
‫به‌نظرتون یه‌کم جَوون نیستیم؟

233
00:14:09,283 --> 00:14:12,938
‫دکتر وردرز فردا ازتون یه تست می‌گیره.

234
00:14:12,939 --> 00:14:14,678
‫حالا باید تست هم بدم؟

235
00:14:14,679 --> 00:14:16,680
‫تست تفاهم.

236
00:14:16,681 --> 00:14:19,727
‫مثل لیست فرشته‌ی کیوپید.
‫تا مطمئن شیم تو و شرل...

237
00:14:19,728 --> 00:14:21,163
‫با هم تفاهم داریم.

238
00:14:21,164 --> 00:14:24,472
‫آره، و از نظر روانی آمادگی
‫ازدواج رو داشته باشید.

239
00:14:28,998 --> 00:14:30,651
‫امکان نداره از ته دلت همچین
‫چیزی رو برام بخوای مامان.

240
00:14:30,652 --> 00:14:31,653
‫نمی‌خوام.

241
00:14:32,828 --> 00:14:34,438
‫اما اگه انقدری سن داری که...

242
00:14:35,918 --> 00:14:37,440
‫اون کاری که کردی رو بکنی

243
00:14:37,441 --> 00:14:40,139
‫پس انقدری هم سن داری که
‫مسئولیتش رو به عهده بگیری.

244
00:14:40,140 --> 00:14:42,184
‫به آبروی شرل فکر کن.

245
00:14:42,185 --> 00:14:45,231
‫دختره‌ی بیچاره ممکنه آبروش توی کل شهر بره.

246
00:14:45,232 --> 00:14:46,886
‫و می‌دونم تو همچین چیزی رو نمی‌خوای.

247
00:14:59,420 --> 00:15:03,553
‫یا خدا، مطمئنی میج؟

248
00:15:03,554 --> 00:15:05,155
‫آره، چون هیچوقت موعدش دیر نمیشه.

249
00:15:05,252 --> 00:15:06,861
‫خیلی می‌ترسم فنگز.

250
00:15:06,862 --> 00:15:09,081
‫نترس عزیزم.
‫دوستت دارم.

251
00:15:09,082 --> 00:15:11,388
‫یه‌کاریش می‌کنیم.
‫قول میدم.

252
00:15:18,352 --> 00:15:20,657
‫حالا شما دوتا چی می‌خواید؟

253
00:15:20,658 --> 00:15:23,487
‫می‌دونیم قبل از اومدن اتل به مراسم
‫پیشش بودی.

254
00:15:27,622 --> 00:15:29,492
‫این رو اتل گفته؟

255
00:15:29,493 --> 00:15:31,364
‫مگه اینکه توی خواب ببینه.

256
00:15:31,365 --> 00:15:34,149
‫واقعاً دروغگوی مزخرفی هستی.

257
00:15:34,150 --> 00:15:36,282
‫اگه از داستان خبر دارید
‫پس چرا اومدید یقه می‌گیرید؟

258
00:15:36,283 --> 00:15:38,414
‫چون که اتل رو مظلوم گیر آوردی.

259
00:15:38,415 --> 00:15:41,113
‫تو تنها کسی بودی که وقتی
‫مادر پدرش کشته شدن پیشش بودی.

260
00:15:41,114 --> 00:15:42,636
‫برای همین می‌تونی شاهدش باشی.

261
00:15:42,637 --> 00:15:44,855
‫اما باید راستش رو به کلانتر کلر بگی.

262
00:15:44,856 --> 00:15:46,728
‫- برو بابا.
‫- چرا؟

263
00:15:46,728 --> 00:15:48,028
‫چون من یه بلاسم هستم.

264
00:15:48,643 --> 00:15:50,861
‫خیلی...

265
00:15:50,862 --> 00:15:53,953
‫برام افت داره و ازم بعیده که
‫اعتراف کنم روی یه آدم ضایع...

266
00:15:55,519 --> 00:15:58,173
‫مثل اتل ماگز حرکت زدم.

267
00:15:58,174 --> 00:16:00,523
‫پس اصلاً برای چی همچین کاری کردی؟

268
00:16:00,524 --> 00:16:02,047
‫نمی‌دونم.

269
00:16:02,048 --> 00:16:03,179
‫از سر سرگرمی بوده.

270
00:16:04,920 --> 00:16:06,790
‫چه مرگته جونز؟!

271
00:16:06,791 --> 00:16:08,488
‫حالم رو به‌هم می‌زنی جولیان.

272
00:16:08,489 --> 00:16:11,143
‫آدم‌هایی مثل تو باعث میشن بالا بیارم.

273
00:16:11,144 --> 00:16:13,406
‫خرمایه‌ای.
‫حق به جانبی.

274
00:16:13,407 --> 00:16:16,104
‫جوری اینور اونور راه میری
‫انگار صاحب دنیایی.

275
00:16:16,105 --> 00:16:19,760
‫بعد از کسایی مثل دوستم اتل
‫سوءاستفاده می‌کنی.

276
00:16:19,761 --> 00:16:22,503
‫برای همین برای اولین بار قراره توی زندگیت
‫کار درست رو بکنی.

277
00:16:33,644 --> 00:16:35,123
‫جولیان شهادت داد.

278
00:16:35,124 --> 00:16:36,516
‫حالا دیگه اتل آزاده، نه؟

279
00:16:36,517 --> 00:16:38,735
‫آره، دیگه مظنون اصلی نیست.

280
00:16:38,736 --> 00:16:41,216
‫هرچند یه آدم بالغ
‫باید پای برگه‌‍ش رو امضاء کنه.

281
00:16:41,217 --> 00:16:44,133
‫خونواده‌ی کوپر دارن میان.
‫موافقت کردن دوباره پیش اونا بمونه.

282
00:16:46,570 --> 00:16:48,702
‫تست تفاهم من...

283
00:16:48,703 --> 00:16:50,443
‫یا همون لیست کیوپید...

284
00:16:50,444 --> 00:16:52,707
‫فقط ۳ سؤال توشه.

285
00:16:55,797 --> 00:16:57,015
‫سؤال اول.

286
00:16:57,016 --> 00:16:59,234
‫شما پیشینه‌ی مشابه‌ای دارید؟

287
00:16:59,235 --> 00:17:02,630
‫بلاسم‌ها از نسل اشرافی‌های اروپا هستن.

288
00:17:03,587 --> 00:17:06,288
‫بابام قبلاً برام تعریف می‌کرد که
‫چطوری بابابزرگ آرتی و زنش

289
00:17:06,312 --> 00:17:08,896
‫از داست بول جون سالم به‌در بردن.
‫(دوره‌ی طوفانهای گرد و غبار شدید از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۶)

290
00:17:08,897 --> 00:17:10,029
‫خوبه.

291
00:17:11,943 --> 00:17:13,422
‫سؤال دوم.

292
00:17:13,423 --> 00:17:15,076
‫شما دوست صمیمی هستید؟

293
00:17:15,077 --> 00:17:18,166
‫آمم...

294
00:17:18,167 --> 00:17:22,040
‫راستش من از اینکه با اکثر آدم‌ها
‫کنار میام به خودم افتخار می‌کنم.

295
00:17:22,041 --> 00:17:23,259
‫که اینطور.

296
00:17:26,349 --> 00:17:28,220
‫سؤال آخر.

297
00:17:28,221 --> 00:17:30,658
‫شما از مفهوم ازدواج سر در میارید؟

298
00:17:36,533 --> 00:17:39,623
‫ازدواج چیز ساده‌ای نیست خانم بلاسم.

299
00:17:41,016 --> 00:17:44,366
‫و شما آقای اندروز، باید وفادار بمونید.

300
00:17:44,367 --> 00:17:46,716
‫صد البته که با طبیعت مردها سازگار نیست

301
00:17:46,717 --> 00:17:48,501
‫اما...

302
00:17:48,502 --> 00:17:52,113
‫جملات عاشقانه، گوش‌های شنوا و دلسوز
‫و یه غذای خونگی

303
00:17:52,114 --> 00:17:56,292
‫می‌تونه به مدت خیلی زیادی
‫چشم هرز رو به زنجیر بکشه.

304
00:17:58,773 --> 00:18:00,253
‫مسائل رو براتون شفاف کردم؟

305
00:18:03,343 --> 00:18:07,172
‫واقعاً از شنیدنش راحت شدم دکتر وردرز.

306
00:18:07,173 --> 00:18:09,262
‫من و خانم اندروز واقعاً خوشحالیم.

307
00:18:10,132 --> 00:18:11,567
‫بله، به‌زودی صحبت می‌کنیم.

308
00:18:11,568 --> 00:18:12,656
‫سلام به میرنا برسونید.

309
00:18:14,615 --> 00:18:17,921
‫خبرهای خیلی خوبی دارم عزیزم.

310
00:18:17,922 --> 00:18:19,488
‫بچه‌هامون تفاهم دارن.

311
00:18:19,489 --> 00:18:22,622
‫حقیقتش تعجب کردم.

312
00:18:22,623 --> 00:18:27,061
‫آخه می‌دونی، شرل و آرچی
‫خیلی با هم فرق دارن.

313
00:18:27,062 --> 00:18:31,197
‫خب، هر دوشون موهای قرمز خوشگل دارن
‫نه؟

314
00:18:38,856 --> 00:18:41,423
‫سلام فنگز
‫چه‌خبرها؟

315
00:18:41,424 --> 00:18:44,296
‫اوضاع ناجوره تونی.

316
00:18:44,297 --> 00:18:47,561
‫میج فکر می‌کنه ممکنه
‫توی دردسر افتاده باشه.

317
00:18:48,170 --> 00:18:49,736
‫ای خدا.

318
00:18:49,737 --> 00:18:50,824
‫مطمئنی؟

319
00:18:50,825 --> 00:18:53,567
‫صد درصد نه ولی آره تقریباً.

320
00:18:54,829 --> 00:18:56,525
‫خیلی‌خب، اول از همه.

321
00:18:56,526 --> 00:18:59,181
‫باید تأیید بشه که میج
‫واقعاً حامله‌ست یا نه.

322
00:19:00,487 --> 00:19:02,096
‫بذار اینطوری پیش بریم.

323
00:19:02,097 --> 00:19:03,619
‫من و تو و میج
‫امشب نصف شب

324
00:19:03,620 --> 00:19:06,361
‫میریم آزمایشگاه بیولوژی مدرسه.

325
00:19:06,362 --> 00:19:09,844
‫تا اون موقع هرچی که برای
‫تست نیازه رو جور کردم.

326
00:19:12,020 --> 00:19:15,109
‫ردیفه؟
‫بابایی؟

327
00:19:26,121 --> 00:19:28,297
‫کوین، میشه صحبت کنیم؟

328
00:19:33,824 --> 00:19:35,870
‫من دیشب رفتم اتاق تاریک

329
00:19:38,307 --> 00:19:39,916
‫و تو و کِلی رو اونجا دیدم.

330
00:19:39,917 --> 00:19:43,703
‫نمی‌دونی چی پیش خودت فکر کردی

331
00:19:43,704 --> 00:19:45,358
‫اما من و کلی فقط داشتیم شوخی می‌کردیم.

332
00:19:48,012 --> 00:19:49,927
‫نه، اینطور نبود.

333
00:19:55,063 --> 00:19:56,760
‫چند وقته که با کلی...

334
00:20:00,590 --> 00:20:02,810
‫دیشب اولین بار بود.

335
00:20:05,987 --> 00:20:09,555
‫بعد از اینکه باهام به‌هم زدی
‫رفتم باشگاه و...

336
00:20:09,556 --> 00:20:12,341
‫داشتم اشک می‌ریختم و...

337
00:20:13,690 --> 00:20:15,561
‫کلی توی رختکن بود و صدام رو شنید

338
00:20:15,562 --> 00:20:18,002
‫و اومد باهام حرف زد و...

339
00:20:23,918 --> 00:20:25,788
‫متأسفم.

340
00:20:25,789 --> 00:20:29,183
‫می‌دونم الان شوکه شدی
‫اما باور کن.

341
00:20:29,184 --> 00:20:30,577
‫اگه می‌دونستم چی...

342
00:20:31,926 --> 00:20:34,972
‫که...چه‌جوری هستم
‫وقتت رو تلف نمی‌کردم.

343
00:20:39,977 --> 00:20:44,330
‫نمی‌خوام تظاهر کنم که
‫این شرایط رو کاملاً می‌فهمم

344
00:20:46,419 --> 00:20:48,899
‫اما رابطه‌ی ما به هیچ وجه
‫وقت تلفی نبود.

345
00:20:50,466 --> 00:20:52,251
‫حداقل برای من نه.

346
00:21:09,093 --> 00:21:11,792
‫خب پس انگار قراره اتفاق بیوفته.

347
00:21:13,620 --> 00:21:15,012
‫آقا و خانم اندروز.

348
00:21:15,796 --> 00:21:16,796
‫آره ظاهراً.

349
00:21:21,062 --> 00:21:24,717
‫شرل...مطمئنی می‌خوای انجامش بدی؟

350
00:21:24,718 --> 00:21:26,240
‫یعنی قراره انقدر بد باشه؟

351
00:21:26,241 --> 00:21:27,459
‫ازدواج با تو؟

352
00:21:27,460 --> 00:21:29,940
‫نه، نه‌بابا اصلاً.

353
00:21:33,422 --> 00:21:36,642
‫فقط...می‌خوام بیشتر بشناسمت.

354
00:21:36,643 --> 00:21:40,646
‫و توی اون زمان شاید خودم رو هم بهتر شناختم.

355
00:21:40,647 --> 00:21:42,822
‫به‌نظرم اینکه بفهمی داری به کجا میری

356
00:21:42,823 --> 00:21:45,304
‫خیلی راحت‌تره وقتی یکی همراهت باشه.

357
00:21:48,611 --> 00:21:53,354
‫خبر پیچیده برای ورانیکا
‫یه شعر خیلی قشنگ نوشتی.

358
00:21:53,355 --> 00:21:58,359
‫شاید بتونی برای من هم یکی بنویسی.

359
00:21:58,360 --> 00:22:00,014
‫آره، آره که می‌تونم.

360
00:22:08,065 --> 00:22:09,414
‫به افتخار بُردهای کوچیک.

361
00:22:09,415 --> 00:22:10,850
‫به افتخارش.

362
00:22:10,851 --> 00:22:12,808
‫هرچند هنوز اتل مشکلش کامل حل نشده.

363
00:22:12,809 --> 00:22:16,117
‫درسته، اما نسبت به ۲ ساعت پیش
‫جاش بهتره.

364
00:22:19,207 --> 00:22:21,817
‫تیم خوبی می‌شیم، نیک.

365
00:22:21,818 --> 00:22:23,951
‫درست میگی، نورا.

366
00:22:26,257 --> 00:22:29,390
‫خب، بعد از شام...

367
00:22:29,391 --> 00:22:32,262
‫نظرت چیه من رو برسونی خونه؟

368
00:22:32,263 --> 00:22:34,177
‫گندش بزنن...

369
00:22:34,178 --> 00:22:36,963
‫راستش می‌خواستم امشب رو اینجا بمونم.

370
00:22:36,964 --> 00:22:37,964
‫توی غذاخوری؟

371
00:22:38,879 --> 00:22:40,445
‫چرا؟

372
00:22:40,446 --> 00:22:42,622
‫کلانتر کلر و دار و دسته‌‍ش
‫واگنم رو به‌هم ریختن.

373
00:22:45,799 --> 00:22:47,539
‫خب...

374
00:22:47,540 --> 00:22:49,455
‫می‌خوای توی پمبروک بمونی؟

375
00:22:52,196 --> 00:22:54,982
‫نه، نه...به ملحفه‌ی ابریشمی حساسیت دارم.

376
00:22:56,549 --> 00:22:58,332
‫پس شانس آوردی.

377
00:22:58,333 --> 00:23:03,382
‫چون تمام ملحفه‌هامون
‫از پارچه‌ی کتون مصری درجه یک هستن.

378
00:23:04,600 --> 00:23:06,253
‫خب، راستش نمی‌خوام جات رو تنگ کنم.

379
00:23:06,254 --> 00:23:09,736
‫نه‌بابا، یه بخش خونه رو
‫هنوز حتی توش نرفتم.

380
00:23:11,215 --> 00:23:12,652
‫جداً میگم، تعارف نمی‌کنم.

381
00:23:20,007 --> 00:23:22,443
‫من یه‌کم گیج شدم تونی.

382
00:23:22,444 --> 00:23:25,751
‫با اینا چطوری قراره
‫بفهمیم من حامله‌‍م یا نه؟

383
00:23:25,752 --> 00:23:28,014
‫روند ساده‌ای هست.

384
00:23:28,015 --> 00:23:31,670
‫یه‌ذره از ادرارت رو به این
‫دوست کوچولومون تزریق می‌کنم

385
00:23:31,671 --> 00:23:34,596
‫و اگه حامله باشی یه
‫واکنش شیمیایی توی قورباغه

386
00:23:34,620 --> 00:23:37,545
‫به‌وجود میاد که باعث
‫میشه تا صبح تخم بذاره.

387
00:23:37,546 --> 00:23:39,373
‫به قورباغه آسیبی میرسه؟

388
00:23:39,374 --> 00:23:42,289
‫نه، خیلی سریع و بدون درد انجام میشه.

389
00:23:42,290 --> 00:23:43,856
‫قول میدم.

390
00:23:43,857 --> 00:23:47,294
‫خیلی‌خب، ادرار میج
‫توی یه ظرف توی این پاکته.

391
00:23:47,295 --> 00:23:49,906
‫نظرتون چیه شما بیرون منتظر بمونید
‫من هم سریع میام؟

392
00:24:07,358 --> 00:24:10,926
‫خب میج، صد درصد حامله‌ای.

393
00:24:10,927 --> 00:24:14,190
‫۴۰۰/۵۰۰تا تخم گذاشته.

394
00:24:14,191 --> 00:24:16,628
‫یا خدا.

395
00:24:16,629 --> 00:24:18,891
‫خیلی‌خب گوش کنید.

396
00:24:18,892 --> 00:24:20,762
‫شما هم‌دیگه رو دوست دارید؟

397
00:24:20,763 --> 00:24:23,069
‫- آره خب.
‫- خیلی زیاد.

398
00:24:23,070 --> 00:24:25,767
‫خب پس باید خودت رو تر و تمیز کنی فنگز.

399
00:24:25,768 --> 00:24:27,639
‫روغن لای موهات رو بشور

400
00:24:27,640 --> 00:24:29,249
‫یه پیرهن آدمی بپوش

401
00:24:29,250 --> 00:24:31,947
‫و برو میج رو از ننه باباش خواستگاری کن.

402
00:24:31,948 --> 00:24:34,297
‫من هر کاری برای میج می‌کنم.

403
00:24:34,298 --> 00:24:37,649
‫ولی عمراً مامان باباش رضایت بدن.

404
00:24:37,650 --> 00:24:39,955
‫خب پس حداقل باید تلاش کنی.

405
00:24:39,956 --> 00:24:42,784
‫شاید جوابشون مثبت بود.

406
00:24:42,785 --> 00:24:46,180
‫ولی من اگه جاتون بودم فعلاً
‫نمی‌گفتم که میج حامله‌ست.

407
00:24:53,970 --> 00:24:57,799
‫صبح بخیر.
‫اینا چیه؟

408
00:24:57,800 --> 00:25:01,804
‫خب، زود بیدار شدم گفتم برای تشکر
‫یه صبحونه‌ی کوچیک واسه‌‍ت درست کنم.

409
00:25:02,457 --> 00:25:04,458
‫کوچیک؟

410
00:25:04,459 --> 00:25:07,548
‫من معمولاً صبحونه‌‍م یه گریپ‌فروت
‫نصفه و یه فنجون قهوه‌ست.

411
00:25:07,549 --> 00:25:11,378
‫انگار یکشنبه‌ست اومدم پولو لانژ
‫میان‌وعده سفارش دادم.

412
00:25:11,379 --> 00:25:14,207
‫خوب خوابیدی؟
‫ملحفه‌ها باب میل آقا بود؟

413
00:25:14,208 --> 00:25:16,209
‫خیلی راحت خوابیدم.

414
00:25:16,210 --> 00:25:18,994
‫اما اعتراف می‌کنم اینجا یه‌کم
‫حس «آنی, دخترک یتیم» رو دارم.

415
00:25:18,995 --> 00:25:22,085
‫پس یعنی من الان کی میشم؟
‫بابا وارباکس؟

416
00:25:25,567 --> 00:25:27,003
‫با هم بریم مدرسه؟

417
00:25:27,917 --> 00:25:29,265
‫من امروز نمیرم مدرسه.

418
00:25:29,266 --> 00:25:32,617
‫باید برم پناهگاه حیوانات
‫دنبال هات‌داگ بگردم.

419
00:25:32,618 --> 00:25:34,662
‫بعدش هم باید واگنم رو سر و سامون بدم.

420
00:25:34,663 --> 00:25:36,056
‫خب پس من هم نمیرم.

421
00:25:38,101 --> 00:25:40,407
‫تو برو دنبال هات‌داگ

422
00:25:40,408 --> 00:25:42,802
‫من هم واگنت رو تمیز می‌کنم، چطوره؟

423
00:25:45,674 --> 00:25:46,935
‫وایسا ببینم.

424
00:25:46,936 --> 00:25:49,112
‫تو و شرل سکس نداشتید؟

425
00:25:50,723 --> 00:25:53,333
‫اما حالا دارید ازدواج می‌کنید؟

426
00:25:53,334 --> 00:25:54,639
‫می‌دونم، گیج‌کننده‌ست.

427
00:25:54,640 --> 00:25:56,075
‫دیوونگیه آرچی.

428
00:25:56,076 --> 00:25:57,598
‫چرا به مامانت راستش رو نمیگی

429
00:25:57,599 --> 00:25:59,339
‫تا مجبور نباشی اینکارها رو بکنی؟

430
00:25:59,340 --> 00:26:01,036
‫شرل توی دردسره بتی.

431
00:26:01,037 --> 00:26:03,822
‫و من می‌خوام ازش مراقبت کنم.

432
00:26:03,823 --> 00:26:05,693
‫و می‌دونم عجیبه
‫اما اگه بتونم نجاتش بدم

433
00:26:05,694 --> 00:26:07,827
‫شاید بتونم که...

434
00:26:09,437 --> 00:26:10,568
‫نمی‌دونم.

435
00:26:10,569 --> 00:26:12,658
‫هدف زندگیم رو بفهمم.

436
00:26:15,269 --> 00:26:16,270
‫اما خب دوستش داری یا نه؟

437
00:26:19,752 --> 00:26:20,839
‫می‌تونم داشته باشم.

438
00:26:20,840 --> 00:26:22,275
‫طبق حرف‌های دکتر وردرز

439
00:26:22,276 --> 00:26:23,972
‫عشق توی زمان رشد می‌کنه.
‫بهمون نمودارش هم نشون داد.

440
00:26:23,973 --> 00:26:25,931
‫از ۱۷ سالگی شروع میشه
‫و توی ۲۱ سالگی به اوج خودش میرسه.

441
00:26:25,932 --> 00:26:27,976
‫اون موقع‌ست که واقعاً عاشق یه‌نفر میشی.

442
00:26:27,977 --> 00:26:32,111
‫آرچی، بین نجات کسی و عاشق کسی بودن
‫خیلی فرق هست.

443
00:26:32,112 --> 00:26:35,288
‫اگه عشق رشد نکنه چی؟

444
00:26:35,289 --> 00:26:40,554
‫آرچی، بابام بعد از مدرسه گفته بریم پیشش.

445
00:26:40,555 --> 00:26:42,600
‫مطمئنم می‌تونی درخواستش رو قبول کنی.

446
00:26:42,601 --> 00:26:44,645
‫- میام.
‫- عالیه.

447
00:26:44,646 --> 00:26:45,778
‫بهش خبر میدم.

448
00:26:47,475 --> 00:26:48,475
‫بتی.

449
00:26:53,176 --> 00:26:55,525
‫تو پسر فوق‌العاده‌ای هستی آرچی.

450
00:26:55,526 --> 00:26:57,963
‫و خیلی قشنگه که می‌خوای به شرل کمک کنی.

451
00:26:57,964 --> 00:27:01,402
‫اما ازدواج دیگه راه برگشت نداره.

452
00:27:03,491 --> 00:27:04,971
‫تا آخر عمرته.

453
00:27:09,932 --> 00:27:14,283
‫خوشحالم که تست دکتر وردرز رو قبول شدید.

454
00:27:14,284 --> 00:27:16,677
‫به گمونم برای هر دوتون جای سؤاله
‫که خب بعدش چیه؟

455
00:27:16,678 --> 00:27:20,463
‫خب، با هم حرف زدیم و روی یه جشن
‫کوچیک سمت آبشار نیاگارا توافق کردیم.

456
00:27:20,464 --> 00:27:21,987
‫مزخرف نگو شرل.

457
00:27:21,988 --> 00:27:24,337
‫با حضور یه قاضی
‫توی ثورنهیل ازدواج می‌کنید.

458
00:27:24,338 --> 00:27:27,862
‫من هم برای آرچی یه کار پاره وقت
‫توی یه کارخونه‌ی نیروی دریایی جور می‌کنم.

459
00:27:27,863 --> 00:27:29,603
‫بعدش هم جفتتون دبیرستان رو تموم می‌کنید.

460
00:27:29,604 --> 00:27:31,257
‫و همینطور دانشگاه.

461
00:27:31,258 --> 00:27:32,998
‫اون دیگه هدر دادن الکی پول و زمانه.

462
00:27:32,999 --> 00:27:37,350
‫بعد از دبیرستان
‫آرچی وارد طرح پرورش مدیر بلاسم میشه.

463
00:27:37,351 --> 00:27:41,397
‫و بعد که تکمیلش کرد
‫یه کار تمام وقت برات جور می‌کنیم.

464
00:27:41,398 --> 00:27:43,704
‫شرل به مادرش کمک می‌کنه ثورنهیل رو بگردونه

465
00:27:43,705 --> 00:27:45,967
‫تا بالأخره قلق گردوندن ثورنهیل دستش بیاد.

466
00:27:45,968 --> 00:27:47,665
‫چرا؟ ما که قرار نیست اینجا زندگی کنیم.

467
00:27:47,666 --> 00:27:49,492
‫معلومه که می‌کنید.

468
00:27:49,493 --> 00:27:50,756
‫پس کجا می‌خواید بریم؟

469
00:27:52,627 --> 00:27:55,194
‫خب، من و شرل هنوز در موردش حرف نزدیم آقا

470
00:27:55,195 --> 00:27:58,850
‫اما من فکر کردم می‌تونیم
‫بریم خونه‌ی مادر پدرم.

471
00:27:58,851 --> 00:28:01,680
‫شرل؟
‫توی اون لونه موش؟

472
00:28:19,262 --> 00:28:20,436
‫اینجا رو باش!

473
00:28:20,437 --> 00:28:24,658
‫به‌زور شناختمت فنگز.

474
00:28:24,659 --> 00:28:25,920
‫چطور پیش رفت؟

475
00:28:25,921 --> 00:28:27,183
‫افتضاح.

476
00:28:28,707 --> 00:28:30,012
‫خیلی شاکی بودن.

477
00:28:31,448 --> 00:28:35,234
‫گفتن دیگه حق نداری میج رو ببینی.

478
00:28:35,235 --> 00:28:37,846
‫آره، می‌ترسیدم همچین اتفاقی بیوفته.

479
00:28:38,542 --> 00:28:39,891
‫میج خونواده‌ی پولداری داره.

480
00:28:39,892 --> 00:28:42,415
‫سفید پوسته و ننه باباش هم دوستش دارن.

481
00:28:42,416 --> 00:28:46,072
‫و مهم‌تر از همه تو یه پسر لات و
‫علافی که می‌خوای ستاره‌ی راک بشی.

482
00:28:46,550 --> 00:28:48,074
‫ای خدا.

483
00:28:49,423 --> 00:28:51,250
‫چیکار کنم تونی؟

484
00:28:51,251 --> 00:28:53,253
‫هر کاری مامان باباش گفتن بکن.

485
00:28:53,949 --> 00:28:56,255
‫فعلاً بیخیال میج شو.

486
00:28:56,256 --> 00:28:57,952
‫اونا که نمی‌دونن حامله‌ست.

487
00:28:57,953 --> 00:29:00,607
‫۴ ماه زمان داری تا کم‌کم مشخص بشه.

488
00:29:00,608 --> 00:29:05,004
‫که یعنی ۴ ماه وقت داریم تا تو رو تبدیل به
‫ستاره‌ی راک در حد ریچی ولنس بکنیم.

489
00:29:06,745 --> 00:29:08,789
‫جانم؟

490
00:29:08,790 --> 00:29:12,140
‫همین که معروف و پولدار و غیرقابل پس زدن بشی
‫میری دوباره خواستگاری میج

491
00:29:12,141 --> 00:29:14,422
‫و اونا هم دیگه بهونه‌ای ندارن.

492
00:29:15,797 --> 00:29:17,319
‫تو حسابی عاشقی.

493
00:29:17,320 --> 00:29:21,410
‫در حد رومئو و ژولیت.

494
00:29:21,411 --> 00:29:23,470
‫مهم نیست چی میشه
‫در هر صورت تو و میج به‌هم می‌رسید.

495
00:29:27,766 --> 00:29:29,898
‫خب، خوشتون میاد؟

496
00:29:32,596 --> 00:29:36,904
‫وای!
‫واقعاً دست بابا وارباکس رو از پشت بستی.

497
00:29:36,905 --> 00:29:40,560
‫با چندتا از دوست‌های دکوراسیون‌کارم
‫سمت غرب مشورت کردم.

498
00:29:40,561 --> 00:29:43,563
‫می‌تونستم خوشگل‌ترش هم بکنم
‫اما زمان نداشتم.

499
00:29:43,564 --> 00:29:44,564
‫جوک میگی دیگه؟

500
00:29:46,045 --> 00:29:48,568
‫اینجا عین فیلم «قطار سریع‌السیر»ـه.

501
00:29:48,569 --> 00:29:50,178
‫البته بدون قتلش.

502
00:29:50,179 --> 00:29:51,179
‫درسته.

503
00:29:53,530 --> 00:29:55,270
‫می‌دونی جاگهد، تو و هات‌داگ

504
00:29:55,271 --> 00:29:57,969
‫همیشه درِ پمبروک روتون بازه.

505
00:29:57,970 --> 00:30:00,667
‫وای...

506
00:30:00,668 --> 00:30:04,498
‫ممنون بابت پیشنهادت.
‫فقط من زیاد با تغییر سازگار نیستم.

507
00:30:05,629 --> 00:30:06,629
‫همینطور هم هات‌داگ.

508
00:30:09,111 --> 00:30:12,593
‫اما بابت همه چیز ممنون.
‫اینجا...واقعاً...یا خدا.

509
00:30:13,420 --> 00:30:14,420
‫باعث افتخارمه.

510
00:30:18,729 --> 00:30:21,602
‫خیلی‌خب، شما رو می‌سپارم به کارِتون.

511
00:30:25,824 --> 00:30:26,825
‫خدافظ.

512
00:30:36,573 --> 00:30:38,184
‫میشه این رو به من توضیح بدی؟

513
00:30:39,707 --> 00:30:41,490
‫چرا رفتی توی اتاقم؟

514
00:30:41,491 --> 00:30:42,665
‫خواستم تمیزش کنم.

515
00:30:42,666 --> 00:30:45,146
‫حالا بگو این کتاب رو برای چی داری؟

516
00:30:45,147 --> 00:30:47,366
‫داشتم می‌خوندمش مامان.

517
00:30:47,367 --> 00:30:49,368
‫تا سعی کنم به زندگیم منطق بدم

518
00:30:49,369 --> 00:30:52,850
‫چون هرچی که شما به من می‌گید
‫غیرمنطقی و چپکی هست.

519
00:30:52,851 --> 00:30:54,721
‫حواست به لحنت باشه بچه‌جون.

520
00:30:54,722 --> 00:30:57,202
‫یه دختری توی سن تو
‫نباید همچین چیزهای مستهجنی رو بخونه.

521
00:30:57,203 --> 00:30:59,465
‫خب پس کِی بخونم مامان؟

522
00:30:59,466 --> 00:31:02,163
‫و مستهجن هم نیست.
‫حقیقته.

523
00:31:02,164 --> 00:31:04,035
‫اصلاً این رو از کجا پیدا کردی؟

524
00:31:04,036 --> 00:31:05,167
‫مال منه.

525
00:31:08,518 --> 00:31:12,478
‫توی خونه‌ی ما بود.
‫بتی اونجا پیداش کرد خانم کوپر.

526
00:31:12,479 --> 00:31:16,047
‫از توی یه کاتالوگ
‫با پست سفارشش دادم.

527
00:31:16,048 --> 00:31:19,833
‫چرا تعجب نکردم؟

528
00:31:19,834 --> 00:31:21,139
‫مهم نیست از کجا گیرش آوردم.

529
00:31:21,140 --> 00:31:22,489
‫و هنوز هم کامل نخوندمش.

530
00:31:23,577 --> 00:31:25,318
‫بتی، دختر خانم جوان!

531
00:31:37,042 --> 00:31:38,742
‫[کالیفرنیا]

532
00:31:48,766 --> 00:31:53,266
‫[آبشار نیاگارا برای زوج‌های ماه عسلی!]

533
00:32:02,790 --> 00:32:04,617
‫شرل، من نمی‌تونم انجامش بدم.

534
00:32:04,618 --> 00:32:07,315
‫بعد از اون صحبت با بابات

535
00:32:07,316 --> 00:32:11,624
‫تمام این برنامه‌ها یهویی
‫به‌نظرم اشتباه اومد.

536
00:32:11,625 --> 00:32:13,974
‫متوجه‌‍م آرچی.

537
00:32:13,975 --> 00:32:15,019
‫واقعاً میگم.

538
00:32:15,020 --> 00:32:17,456
‫خواسته‌‍م خواسته‌ی زیادی بود.

539
00:32:17,457 --> 00:32:23,332
‫اینکه ازت خواستم دروغ بگی
‫و باهام ازدواج کنی و وارد خونواده‌مون شی.

540
00:32:27,336 --> 00:32:30,556
‫این مشکلیه که خودم باید حلش کنم.

541
00:32:30,557 --> 00:32:33,385
‫نه، نه نیاز نیست تنهایی حلش کنی.

542
00:32:33,386 --> 00:32:36,040
‫چون من یه نقشه‌ی دیگه دارم شرل.
‫یه نقشه‌ی بهتر.

543
00:32:36,041 --> 00:32:37,476
‫منظورت چیه؟

544
00:32:37,477 --> 00:32:40,783
‫نظرت چیه فرار کنیم؟

545
00:32:40,784 --> 00:32:42,263
‫بریم غرب.

546
00:32:42,264 --> 00:32:45,050
‫تو می‌تونی از خونواده‌‍ت دور بشی
‫من هم یه کار مزرعه‌ای گیر بیارم.

547
00:32:46,529 --> 00:32:49,140
‫یا حتی، نمی‌دونم...خواننده‌ی خیابونی بشم.

548
00:32:49,141 --> 00:32:50,751
‫- چی‌چی؟
‫- خواننده‌ی خیابونی.

549
00:32:52,231 --> 00:32:55,581
‫فقط میگم توی غرب می‌تونیم خودمون
‫رو پیدا کنیم. هرکی که می‌خوایم باشیم.

550
00:32:55,582 --> 00:32:57,104
‫فقط تصورش رو بکن شرل.

551
00:32:57,105 --> 00:32:59,412
‫می‌تونی از هرچی که
‫اینجا اذیتت می‌کنه آزاد بشی.

552
00:33:01,196 --> 00:33:02,544
‫کاش همینقدر که میگی آسون بود.

553
00:33:02,545 --> 00:33:04,024
‫می‌تونه باشه.

554
00:33:04,025 --> 00:33:05,244
‫فقط باید انجامش بدیم.

555
00:33:09,161 --> 00:33:10,900
‫خیلی‌خب.

556
00:33:10,901 --> 00:33:12,773
‫خیلی‌خب، بیا امتحانش کنیم آرچی.

557
00:33:22,565 --> 00:33:25,524
‫کتاب رو بیشتر خوندم کوین.

558
00:33:25,525 --> 00:33:31,530
‫که توی بخش ۲۰ـم در مورد
‫مردهایی مثل تو نوشته بود.

559
00:33:31,531 --> 00:33:35,361
‫و خواستم بگم به‌نظرم خیلی شجاعی.

560
00:33:36,797 --> 00:33:38,277
‫مثل یه شوالیه.

561
00:33:40,844 --> 00:33:43,542
‫بیا پینی که داده بودی رو آوردم.

562
00:33:43,543 --> 00:33:45,935
‫گفتم شاید بتونی بدیش به کلی.

563
00:33:45,936 --> 00:33:49,157
‫این مال من نیست.
‫مال مامانته.

564
00:33:51,855 --> 00:33:53,378
‫منظورت چیه؟

565
00:33:53,379 --> 00:33:55,162
‫وقتی دعوامون شده بود
‫دادش به من

566
00:33:55,163 --> 00:33:59,602
‫تا بهت بدمش و فشار از
‫روی رابطه‌مون برداشته بشه.

567
00:34:01,213 --> 00:34:03,344
‫رفتی پیش مامانم برای نصیحت؟

568
00:34:03,345 --> 00:34:06,044
‫نه، خو...خودش نصیحتم کرد.

569
00:34:07,001 --> 00:34:08,176
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه.

570
00:34:17,707 --> 00:34:19,447
‫تونی توپز.

571
00:34:19,448 --> 00:34:21,710
‫چه جالب، می‌خواستم الان بیام پیشت.

572
00:34:21,711 --> 00:34:22,711
‫برای خدافظی؟

573
00:34:24,801 --> 00:34:27,194
‫تو نمی‌تونی انجامش بدی شرل.

574
00:34:27,195 --> 00:34:29,415
‫فرار کردن با آرچی
‫اشتباه خیلی بزرگیه.

575
00:34:32,679 --> 00:34:36,073
‫تو وضع من رو درک نمی‌کنی.

576
00:34:36,074 --> 00:34:40,555
‫فکر کردی می‌تونی از
‫ریوردیل و خونواده‌‍ت فرار کنی.

577
00:34:40,556 --> 00:34:42,080
‫اما از خودت که نمی‌تونی.

578
00:34:43,081 --> 00:34:44,864
‫از ذاتت...

579
00:34:44,865 --> 00:34:47,185
‫چی باعث شده فکر کنی
‫من رو از خودم بهتر می‌شناسی؟

580
00:34:51,089 --> 00:34:52,177
‫چون من هم مثل تو بودم.

581
00:34:55,136 --> 00:34:56,268
‫دوستش داری؟

582
00:35:01,969 --> 00:35:03,275
‫آرچی...

583
00:35:05,364 --> 00:35:08,497
‫آرچی پسر خیلی خوبیه.

584
00:35:10,108 --> 00:35:12,414
‫با یه قلب صاف و مهربون.

585
00:35:14,416 --> 00:35:17,463
‫و اصلاً شبیه خونواده‌‍م نیست
‫برای همین...

586
00:35:19,160 --> 00:35:20,813
‫صحیح.

587
00:35:20,814 --> 00:35:24,599
‫پس سوار یه اتوبوس میشی
‫و با یه پسر میری اون سر کشور.

588
00:35:24,600 --> 00:35:26,645
‫اما...

589
00:35:26,646 --> 00:35:31,084
‫آخرش قرار توی آیینه به خودت نگاه کنی
‫و با کسی که واقعاً هستی روبه‌رو بشی.

590
00:35:31,085 --> 00:35:32,695
‫وگرنه کم‌کم از داخل می‌خورتت.

591
00:35:43,489 --> 00:35:45,273
‫مامان، اتل کو؟

592
00:35:47,014 --> 00:35:48,320
‫خب رفته عزیزم.

593
00:35:49,451 --> 00:35:51,931
‫رفته؟
‫کجا رفته؟

594
00:35:51,932 --> 00:35:54,542
‫به دوستم جنت
‫توی خدمات اجتماعی زنگ زدم

595
00:35:54,543 --> 00:35:56,065
‫و اون فکر کرد به صلاحه که

596
00:35:56,066 --> 00:35:58,329
‫اتل رو بفرستیم به خانه‌ی خواهران ترحم.

597
00:35:58,330 --> 00:36:01,114
‫مامان، راهبه‌های اونجا روانی هستن.

598
00:36:01,115 --> 00:36:02,507
‫روی آدم‌ها آزمایش انجام میدن.

599
00:36:02,508 --> 00:36:04,248
‫کی گفته الیزابت؟

600
00:36:04,249 --> 00:36:06,206
‫اون شایعه خیلی وقته رد شده.

601
00:36:06,207 --> 00:36:08,513
‫این به صلاح اتل‌ـه.

602
00:36:08,514 --> 00:36:10,733
‫بهم اعتماد کن.
‫می‌دونم که توی این یه مورد حق با منه.

603
00:36:13,258 --> 00:36:16,782
‫اون موقع که به کوین گفتی بهم پین بده
‫هم همین رو گفتی؟

604
00:36:16,783 --> 00:36:19,872
‫چی میگی برای خودت؟

605
00:36:19,873 --> 00:36:24,181
‫این رو دادی به کوین و گفتی به من بده مامان؟

606
00:36:24,182 --> 00:36:26,879
‫تا من و نیازهام رو آروم کنه؟

607
00:36:26,880 --> 00:36:29,882
‫شاید همینطوری یه چندتا نصیحتش کرده باشم.

608
00:36:29,883 --> 00:36:31,623
‫بیخیال مامان!

609
00:36:31,624 --> 00:36:33,364
‫از چی انقدر می‌ترسی؟

610
00:36:33,365 --> 00:36:36,193
‫از...از اتل؟
‫از اون کتاب؟

611
00:36:36,194 --> 00:36:37,498
‫از من؟
‫از چی؟!

612
00:36:37,499 --> 00:36:39,848
‫من اینجام تا از تو
‫جلوی خطرهایی که حتی خبر نداری

613
00:36:39,849 --> 00:36:42,721
‫قراره توی تله‌شون بیوفتی مراقبت کنم.

614
00:36:42,722 --> 00:36:45,768
‫اما یه روزی خودت میای و ازم تشکر می‌کنی.

615
00:36:46,900 --> 00:36:47,900
‫من که فکر نمی‌کنم.

616
00:36:49,076 --> 00:36:50,512
‫سوزوندمش.

617
00:36:52,993 --> 00:36:54,559
‫کتاب سکست رو میگم.

618
00:36:54,560 --> 00:36:57,215
‫تا دیگه یواشکی نخونیش.

619
00:37:27,636 --> 00:37:29,595
‫بلیت اتوبوس خریدم.

620
00:37:31,466 --> 00:37:34,294
‫یا...عوضش قراره با ماشینت بریم؟

621
00:37:34,295 --> 00:37:35,688
‫واقعاً شرمنده‌‍م آرچی...

622
00:37:36,645 --> 00:37:38,517
‫اما نمی‌تونم باهات بیام غرب.

623
00:37:40,475 --> 00:37:44,217
‫رابطه‌مون قشنگ‌ترین رویای
‫محال با شگفت‌انگیزترین پسری بود

624
00:37:44,218 --> 00:37:47,047
‫که یه دختر می‌تونست آرزوش رو داشته باشه.

625
00:37:49,005 --> 00:37:51,356
‫اما فقط همینه.
‫یه رویا، یه خیال.

626
00:37:53,401 --> 00:37:57,143
‫تو واقعاً یه جنتلمن بودی
‫اما من باید با عواقب کارم روبه‌رو بشم.

627
00:37:57,144 --> 00:37:59,320
‫نمی‌تونم همینطور از مشکلاتم فرار کنم.

628
00:38:00,495 --> 00:38:01,583
‫حداقل از این یکی نه.

629
00:38:03,411 --> 00:38:05,282
‫- شرل...
‫- آرچی، یه روزی تو

630
00:38:05,283 --> 00:38:07,022
‫قراره یه دختر رو خوشبخت کنی

631
00:38:07,023 --> 00:38:09,678
‫و اون هم از خداشه که باهات بیاد کالیفرنیا.

632
00:38:10,418 --> 00:38:11,724
‫متأسفانه...

633
00:38:13,378 --> 00:38:16,468
‫اون دختر من نیستم.

634
00:38:17,947 --> 00:38:21,777
‫اما شاید درست خونه‌ی کناری‌تون زندگی کنه.

635
00:38:24,084 --> 00:38:25,650
‫- منظورت...
‫- شاید بهتره برای بتی

636
00:38:25,651 --> 00:38:27,783
‫یکی از شعرهای قشنگت رو بنویسی.

637
00:38:47,237 --> 00:38:49,326
‫شرل...

638
00:38:49,327 --> 00:38:53,025
‫نباید الان توی راه فریسکو باشی؟

639
00:38:53,026 --> 00:38:57,509
‫تصمیم گرفتم به دلایل زیادی
‫با آرچی نرم.

640
00:38:58,901 --> 00:38:59,901
‫واقعاً؟

641
00:39:04,472 --> 00:39:06,344
‫دیگه نمی‌دونم از اینجا
‫به بعدش رو چیکار کنم.

642
00:39:08,955 --> 00:39:14,742
‫خب، چرا با خوندن این کتاب شروع نمی‌کنی؟

643
00:39:14,743 --> 00:39:18,019
‫ببین با چیزیش همزادپنداری می‌کنی.
‫[بهای فلفل - اثر بی. هارپر]

644
00:39:21,533 --> 00:39:22,577
‫می‌تونی؟

645
00:39:25,145 --> 00:39:26,625
‫به‌خاطر من نه
‫اما...

646
00:39:27,887 --> 00:39:28,801
‫به‌خاطر خودت.

647
00:39:40,725 --> 00:39:42,725
‫[برای بتی]
‫[آفتاب صبح...]

648
00:40:09,102 --> 00:40:11,887
‫آرچی، میشه یه لحظه لطفاً بیای؟

649
00:40:17,676 --> 00:40:18,938
‫عمو فرنک!

650
00:40:19,634 --> 00:40:21,243
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

651
00:40:21,244 --> 00:40:22,375
‫مامانت زنگ زد.

652
00:40:22,376 --> 00:40:24,421
‫همه چیز رو بهم گفت.

653
00:40:24,422 --> 00:40:26,946
‫انگار باید میومدم شهر
‫چند نفر رو سر عقل بیارم...

654
00:40:28,121 --> 00:40:29,514
‫اولیش هم خودت.

655
00:40:35,911 --> 00:40:40,132
‫فقط می‌دونم که بهم گفتن
‫اتل قراره توی یه‌جور خونه

656
00:40:40,133 --> 00:40:43,962
‫برای بچه‌های بی‌ثبات
‫با یه مشت راهبه بمونه.

657
00:40:43,963 --> 00:40:45,878
‫اسمش هم خانه‌ی خواهران ترحم‌ـه.

658
00:40:48,924 --> 00:40:49,924
‫حالِت خوبه؟

659
00:40:52,885 --> 00:40:53,885
‫نه.

660
00:40:55,670 --> 00:40:57,106
‫نه، حس می‌کنم نااُمیدش کردم.

661
00:40:58,847 --> 00:41:00,413
‫اتل رو نااُمید کردم.

662
00:41:00,414 --> 00:41:01,459
‫نکردی.

663
00:41:03,417 --> 00:41:07,289
‫سخت جنگیدی تا نجاتش بدی جاگهد
‫و تونستی.

664
00:41:07,290 --> 00:41:09,291
‫واقعاً نجاتش دادی.

665
00:41:31,663 --> 00:41:33,229
‫واویلا!

666
00:41:34,709 --> 00:41:36,109
‫نگه‌‍ش دار دوباره بگو.

667
00:41:36,133 --> 00:41:40,133
<font color="#ffff00">‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد»
@AMIRX79X</font>

668
00:41:40,157 --> 00:41:46,157



669
00:41:46,181 --> 00:41:53,181



