﻿1
00:00:02,263 --> 00:00:04,308
‫بعد از مقاله‌ی دکتر وردرز

2
00:00:04,352 --> 00:00:08,051
‫تا یه مدت کمیک بوک‌ها جلوه‌ی
‫خوبی توی ریوردیل نداشتن.

3
00:00:08,095 --> 00:00:12,316
‫اون هم درست وقتی که
‫من شده بودم یکی از نویسندها‌ی اول پپ کمیکس.

4
00:00:12,360 --> 00:00:14,144
‫حرف پپ کمیکس شد...

5
00:00:14,188 --> 00:00:15,628
‫اخیراً متوجه شدم
‫که چندتا از کمیک‌هاشون

6
00:00:15,667 --> 00:00:17,887
‫به‌طرز عجیبی
‫شبیه داستان‌هایی هستن

7
00:00:17,930 --> 00:00:21,282
‫که زردنویس موردعلاقه‌ی من
‫یعنی «بِرَد ری‌بری» نوشته بود.

8
00:00:21,325 --> 00:00:23,371
‫اما اسمش رو نیاورده بودن.

9
00:00:23,414 --> 00:00:25,068
‫آقای فیلدستون

10
00:00:25,112 --> 00:00:27,201
‫کمیک‌هایی که تازه منتشر کردید

11
00:00:27,244 --> 00:00:29,768
‫خیلی ضایع هستن.
‫دقیقاً شبیه داستان‌هایی هستن

12
00:00:29,812 --> 00:00:34,121
‫- که بِرَد ری‌بری ۱۰ سال پیش نوشته بود.
‫- صبر کن.

13
00:00:34,164 --> 00:00:37,472
‫اسم داستان ری‌بری
‫«نومبر کانتی»ـه.

14
00:00:37,515 --> 00:00:40,040
‫مال ما اسمش «نومبر کانتری»ـه.

15
00:00:40,083 --> 00:00:42,172
‫پپ کمیکس سرقت ادبی می‌کنه؟

16
00:00:42,216 --> 00:00:45,045
‫اینجا این حرف‌های زشت قدغنه
‫فهمیدی؟

17
00:00:47,264 --> 00:00:49,310
‫اما حالا یادم اومد.

18
00:00:49,353 --> 00:00:56,143
‫خیلی کم یادمه که می‌خواستم با این
‫یارو ری‌بری برای حق نشر حرف بزنم

19
00:00:56,186 --> 00:00:59,494
‫اما اون هیچوقت جواب تماس‌هام رو نداد
‫من هم با خودم گفتم لابد مُرده.

20
00:01:03,933 --> 00:01:06,327
‫می‌دونی، من چند روزیه که اینجام

21
00:01:06,370 --> 00:01:07,763
‫و متوجه چندتا چیز شدم.

22
00:01:09,678 --> 00:01:11,158
‫بگیر بشین آرچی، استراحت کن.

23
00:01:15,988 --> 00:01:19,818
‫مامانت نگرانته، من هم هستم.

24
00:01:19,862 --> 00:01:23,170
‫دروغ گفتن‌هات، جیم شدن‌هات،
‫پریدنت با دختر بلاسم.

25
00:01:23,213 --> 00:01:27,130
‫نمره‌هات که متوسطه
‫توی خونه هم که کمک نمی‌کنی.

26
00:01:27,174 --> 00:01:28,325
‫بابات بود چه حسی داشت؟

27
00:01:28,349 --> 00:01:30,699
‫به‌نظرت بهت افتخار می‌کرد؟

28
00:01:30,742 --> 00:01:32,662
‫قبل از اینکه بره جنگ
‫بهت چی گفت؟

29
00:01:33,441 --> 00:01:34,441
‫بگو دوباره.

30
00:01:38,054 --> 00:01:39,574
‫گفت باید مواظب مامان باشم

31
00:01:40,795 --> 00:01:42,406
‫و از این به بعد
‫مرد این خونه منم.

32
00:01:42,450 --> 00:01:44,060
‫درسته.

33
00:01:44,104 --> 00:01:45,744
‫به‌نظرت به حرفش گوش دادی؟

34
00:01:46,845 --> 00:01:49,326
‫نه، اما از الان به بعد میدی.

35
00:01:50,545 --> 00:01:51,589
‫از همین الان.

36
00:01:53,548 --> 00:01:54,548
‫بیا بریم.

37
00:01:56,027 --> 00:01:59,206
‫مامان، ببخشید اگه این اواخر
‫بهت بی‌احترامی کردم.

38
00:01:59,249 --> 00:02:00,929
‫قول میدم از این به بعد
‫پسر خوبی برات باشم.

39
00:02:02,078 --> 00:02:04,080
‫مرسی آرچی.

40
00:02:04,124 --> 00:02:05,603
‫می‌دونم به حرفت عمل می‌کنی
‫عزیزم.

41
00:02:06,778 --> 00:02:08,911
‫پسر خوبیه.

42
00:02:08,954 --> 00:02:11,594
‫فردا با مدیر مدرسه‌تون
‫در مورد بالا بردن نمره‌هات حرف می‌زنیم.

43
00:02:40,899 --> 00:02:42,684
‫ورانیکا، میشه یه‌چیزی بهت بگم؟

44
00:02:42,727 --> 00:02:44,338
‫معلومه بتی.

45
00:02:44,381 --> 00:02:45,381
‫چی شده؟

46
00:02:47,210 --> 00:02:49,647
‫برام سؤال بود که...

47
00:02:50,692 --> 00:02:52,128
‫سکس چه‌جوریه؟

48
00:02:54,304 --> 00:02:58,003
‫یا خدا، من امروز قهوه هم به‌زور خوردم.

49
00:02:58,047 --> 00:03:00,267
‫آخه من فقط در موردش خوندم

50
00:03:00,310 --> 00:03:04,706
‫و می‌خواستم با کسی که تجربه‌‍ش رو داشته
‫صحبت کنم.

51
00:03:07,665 --> 00:03:10,102
‫خیلی‌خب، وقتشه راستش رو بگم.

52
00:03:12,670 --> 00:03:18,067
‫اینی که میگم به کسی نباید بگی
‫چون آبروم میره.

53
00:03:18,850 --> 00:03:21,549
‫اما بین خودمون بمونه...

54
00:03:21,591 --> 00:03:24,856
‫من تا حالا با یه پسر سکس نداشتم.

55
00:03:25,596 --> 00:03:26,989
‫البته هنوز نه.

56
00:03:28,599 --> 00:03:33,387
‫آخه حدس زدم داشتی، چون...خیلی سکسی هستی.

57
00:03:34,430 --> 00:03:36,390
‫مرسی بابت توجه‌‍ت.

58
00:03:36,433 --> 00:03:40,220
‫اما ببین بتی، برای سکسی بودن
‫نیاز نیست حتماً سکس داشت.

59
00:03:42,918 --> 00:03:44,746
‫خب پس تو چطو...

60
00:03:44,789 --> 00:03:46,442
‫من چطور...

61
00:03:46,487 --> 00:03:49,751
‫خودم رو بیشتر مثل تو کنم؟

62
00:03:51,883 --> 00:03:55,974
‫انقدر ترفند هست که یه زن
‫می‌تونه با بدنش انجام بده

63
00:03:56,018 --> 00:04:00,414
‫تا احساس شور و شهوت بیشتری بکنه.

64
00:04:01,980 --> 00:04:03,939
‫یکیش عطر و ادکلنه.

65
00:04:03,982 --> 00:04:06,594
‫یا پاشنه‌ای که با هر قدم
‫به اندامت لرزه بندازه.

66
00:04:06,637 --> 00:04:09,597
‫اما ترفند مخفی و اونی که
‫بیشتر دوست دارم اینه که...

67
00:04:12,164 --> 00:04:13,905
‫لباس زیر سکسی بپوشی.

68
00:04:15,951 --> 00:04:17,779
‫لباس زیر؟

69
00:04:17,822 --> 00:04:20,216
‫از حسی که بهم میده خوشم میاد.

70
00:04:20,260 --> 00:04:22,914
‫اون پارچه‌ی نرمی که به پوستم می‌خوره...

71
00:04:22,957 --> 00:04:27,136
‫بهم میگه که بدنم توش
‫محشر شده.

72
00:04:27,179 --> 00:04:31,314
‫خب، نظرت چیه تو این مورد رو یه امتحان بکنی؟

73
00:04:31,358 --> 00:04:34,578
‫بعد از مدرسه بیا پمبروک
‫چندتا تن بزن.

74
00:04:34,622 --> 00:04:36,406
‫باشه، حتماً.

75
00:04:38,190 --> 00:04:40,367
‫صبح بخیر آنتونت.

76
00:04:40,409 --> 00:04:41,411
‫این هم از رُمانت.

77
00:04:43,935 --> 00:04:44,935
‫خب، نظرت چیه؟

78
00:04:46,460 --> 00:04:47,460
‫آمم...

79
00:04:49,811 --> 00:04:51,900
‫از جلدش خوشم اومد.

80
00:04:53,815 --> 00:05:00,474
‫اینکه دوتا زن تحریک‌کننده وقتی نزدیک هم
‫بودن از نظر زیبایی حس لذت خاصی داشت.

81
00:05:00,517 --> 00:05:02,563
‫که تحریک‌کننده، آره؟

82
00:05:02,606 --> 00:05:05,479
‫خب، نظرت چیه من و تو بریم اتاق تاریک

83
00:05:05,522 --> 00:05:08,177
‫و یه کاپوچینو بگیریم
‫و خلوت کنیم

84
00:05:08,220 --> 00:05:10,745
‫تا بتونیم راجع‌به جلد کتاب حرف بزنیم؟

85
00:05:10,788 --> 00:05:12,703
‫وای نه، واقعاً نمی‌تونم.

86
00:05:12,747 --> 00:05:15,116
‫خیلی سرم شلوغه
‫باید دوباره ویکسن‌ها رو آماده کنم.

87
00:05:15,140 --> 00:05:17,882
‫درسته، رقاص‌هات.

88
00:05:17,926 --> 00:05:21,016
‫می‌خواستم به تو هم پیشنهاد عضو شدن بدم
‫اما مطمئنم تشویق‌کننده بودن

89
00:05:21,059 --> 00:05:23,584
‫برای یه دختر لاتی مثل تو
‫خیلی دور از ذهن به‌نظر میاد.

90
00:05:31,156 --> 00:05:34,334
‫آقای مدیر، به همون انجیلی
‫که روی طاقچه‌‌ی خونه‌مونه قسم

91
00:05:34,377 --> 00:05:36,858
‫روی درس‌هام دو برابر کار می‌کنم
‫تا نمره‌هام رو بالا ببرم.

92
00:05:36,901 --> 00:05:39,034
‫می‌خوام حداقل شاگرد دوم باشم.

93
00:05:39,077 --> 00:05:41,341
‫خوشحالم از تصمیمت آرچی.

94
00:05:41,384 --> 00:05:44,082
‫حس می‌کنم که تو...

95
00:05:44,126 --> 00:05:48,173
‫پتانسیلش رو داری اما
‫هنوز خودش رو نشون نداده.

96
00:05:48,217 --> 00:05:52,308
‫و فرنک، واقعاً بهترین موقع اومدی.
‫می‌خواستم بدونم...

97
00:05:52,352 --> 00:05:54,789
‫میشه با هم خصوصی حرف بزنیم؟

98
00:05:54,832 --> 00:05:56,094
‫آره حتماً.

99
00:05:56,138 --> 00:05:58,183
‫آرچی، میشه بیرون منتظر بمونی؟

100
00:05:59,097 --> 00:06:01,143
‫حتماً.

101
00:06:06,191 --> 00:06:08,803
‫خیلی‌خب دخترها، بیاید شروع کنیم
‫ببینیم وضعیت چطوریه.

102
00:06:18,943 --> 00:06:20,031
‫خدا کنه دیر نکرده باشم.

103
00:06:21,729 --> 00:06:23,774
‫شرمنده، توی لیست ما اسمت نیست.

104
00:06:23,818 --> 00:06:28,779
‫- برو سال بعد بیـ...
‫- اِولین، کاپیتان تویی؟

105
00:06:28,823 --> 00:06:30,999
‫آها نه راست میگی، کاپیتان منم.

106
00:06:31,042 --> 00:06:33,697
‫پس انقدر وراجی نکن و دهنت رو ببند.

107
00:06:36,439 --> 00:06:38,223
‫دیر نکردی تونی.

108
00:06:38,267 --> 00:06:41,139
‫اتفاقاً، اولین نفر تویی.

109
00:06:41,183 --> 00:06:42,750
‫گمونم یه رقص آماده کردی.

110
00:06:42,793 --> 00:06:43,793
‫آره.

111
00:06:46,797 --> 00:06:48,930
‫عزمش رو داریم.

112
00:06:48,973 --> 00:06:50,627
‫دومیش هم...
‫دومـ...

113
00:06:50,651 --> 00:06:57,651



114
00:06:57,675 --> 00:07:04,675



115
00:07:22,877 --> 00:07:28,230
‫دبیرستان ریوردیل، تیم ماست!

116
00:07:28,273 --> 00:07:32,495
‫خب، واقعاً تأثیرگذار بود
‫نمی‌دونم چی بگم.

117
00:07:32,539 --> 00:07:36,412
‫چندین ساله همچین حرکاتی
‫با کاغذرنگی ندیده بودم.

118
00:07:36,456 --> 00:07:39,241
‫از اونجایی که من برای تیم تصمیم می‌گیرم

119
00:07:39,284 --> 00:07:44,072
‫می‌خوام بهت رسماً پیشنهاد
‫عضویت توی تیم رو بدم.

120
00:07:44,115 --> 00:07:46,553
‫- نباید اول نظر همه رو بپرسـ...
‫- اِولین!

121
00:07:46,596 --> 00:07:49,599
‫تا وقتی ثابت نکردی
‫که بیشتر از تقلید رقص‌های دوریس دِی بلدی

122
00:07:49,643 --> 00:07:50,874
‫پیشنهاد می‌کنم انقدر زر نزنی.

123
00:07:50,898 --> 00:07:57,722
<font color="#ffff00">‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد»
@AMIRX79X</font>

124
00:07:58,346 --> 00:08:01,946
‫«ریوردیل»
‫«فصل: ۷ قسمت: ۶»

125
00:08:04,701 --> 00:08:07,965
‫خب، انگار یه مدت موندگارم.

126
00:08:08,009 --> 00:08:11,229
‫فدرهد ازم خواست سرمربی تیم بسکتبال بشم.

127
00:08:11,273 --> 00:08:12,840
‫این که عالیه فرنک.

128
00:08:12,883 --> 00:08:14,406
‫حالا که جنگ تموم شده

129
00:08:14,450 --> 00:08:16,887
‫فدرهد می‌خواد تیم بولداگ رو برگردونه.

130
00:08:16,931 --> 00:08:19,281
‫امتحان فردا بعد از مدرسه‌ست.

131
00:08:19,324 --> 00:08:21,849
‫منتظرتم.

132
00:08:21,892 --> 00:08:25,002
‫خب، اگه براتون فرقی نمی‌کنه
‫می‌خوام این فصل رو بیخیال شم عمو فرنک.

133
00:08:25,026 --> 00:08:26,462
‫اما تو که عاشق بسکتبالی!

134
00:08:28,769 --> 00:08:31,511
‫بهم گفتن روی درسم تمرکز کنم مامان.

135
00:08:31,554 --> 00:08:34,164
‫تو جَوونی آرچی، می‌تونی هم درس بخونی
‫هم بسکتبال بازی کنی.

136
00:08:34,209 --> 00:08:35,609
‫باور کن دلت نمی‌خواد توی تیم باشم.

137
00:08:36,777 --> 00:08:38,518
‫به‌درد نمی‌خورم.
‫خیلی وقته تمرین نکردم.

138
00:08:38,561 --> 00:08:41,869
‫- آرچی...
‫- اشکالی نداره مری.

139
00:08:41,912 --> 00:08:44,912
‫اگه فکر می‌کنه به‌درد بازی نمی‌خوره
‫می‌تونه طور دیگه‌ای کمک کنه.

140
00:08:46,177 --> 00:08:47,177
‫می‌تونی آبدارچی تیم بشی.

141
00:08:57,362 --> 00:08:59,451
‫چی شد پرنسس؟

142
00:08:59,495 --> 00:09:00,801
‫بیا بیرون ببینمت.

143
00:09:00,844 --> 00:09:05,196
‫مـ...
‫زیاد مطمئن نیستم.

144
00:09:05,240 --> 00:09:07,459
‫خجالت نکش بتی.
‫فقط خودمونیم.

145
00:09:13,509 --> 00:09:14,858
‫می‌دونستم.

146
00:09:14,902 --> 00:09:16,512
‫می‌دونستم حسابی توش خوشگل میشی.

147
00:09:17,426 --> 00:09:18,949
‫خب، چه حسی داری؟

148
00:09:18,993 --> 00:09:20,342
‫حس می‌کنی خیلی سکسی شدی، نه؟

149
00:09:20,385 --> 00:09:23,519
‫بدتر.
‫احساس...خجالت دارم.

150
00:09:23,563 --> 00:09:25,303
‫چرا؟

151
00:09:25,347 --> 00:09:27,549
‫اگه «بتی پیج» خودش اینجا بود
‫آب از دهنش راه میوفتاد.

152
00:09:29,307 --> 00:09:30,700
‫اینکار فکر بدی بود.

153
00:09:30,744 --> 00:09:32,572
‫- میرم درشون بیارم.
‫- صبر کن بتی.

154
00:09:33,224 --> 00:09:34,224
‫بیا اینجا.

155
00:09:36,924 --> 00:09:39,535
‫یه‌کم فرصت بده به پارچه‌‍ش عادت کنی.

156
00:09:41,929 --> 00:09:43,191
‫نفس عمیق...

157
00:09:46,586 --> 00:09:49,153
‫حالا خودت رو نگاه کن.

158
00:09:49,197 --> 00:09:52,287
‫به بدن خوشگلت نگاه کن
‫و بعد از من تکرار کن.

159
00:09:54,245 --> 00:09:59,120
‫«من یه زن خوشگل و قدرتمند و دلربا

160
00:09:59,163 --> 00:10:01,209
‫و سکسی هستم، که توی اوج قدرت زن بودنم هستم»

161
00:10:03,733 --> 00:10:07,215
‫خدا به داد پسرهای مدرسه برسه.

162
00:10:20,794 --> 00:10:23,927
‫وای، آقای ری‌بری...

163
00:10:23,971 --> 00:10:26,147
‫من جاگهد جونز هستم.

164
00:10:26,190 --> 00:10:29,324
‫من نویسنده‌ی پپ کمیکس ریوردیل هستم

165
00:10:29,367 --> 00:10:31,500
‫و متوجه شدم که دارن
‫برای پول به جیب زدن

166
00:10:31,543 --> 00:10:34,068
‫از داستان‌های شما سرقت ادبی می‌کنن.

167
00:10:36,374 --> 00:10:37,419
‫دارن ازتون دزدی می‌کنن.

168
00:10:40,683 --> 00:10:44,774
‫به‌نظرم باید براشون یه نامه‌ی
‫توقف و انصراف بفرستید

169
00:10:44,818 --> 00:10:46,907
‫- یا شکایتی چیزی ازشون بکنید.
‫- وایسا ببینم.

170
00:10:46,950 --> 00:10:49,387
‫تو نویسنده‌ی پپ کمیکس هستی

171
00:10:49,431 --> 00:10:51,172
‫بعد می‌خوای من ازشون شکایت کنم؟

172
00:10:51,215 --> 00:10:52,564
‫چرا؟

173
00:10:52,608 --> 00:10:56,743
‫شاید یه‌کم زیاده‌روی باشه

174
00:10:56,786 --> 00:10:58,701
‫اما...

175
00:10:59,789 --> 00:11:01,443
‫از نظرم شما حرف ندارید.

176
00:11:01,486 --> 00:11:04,925
‫و...نباید اینطوری باهاتون رفتار بشه.

177
00:11:04,968 --> 00:11:08,755
‫مطـ...مطمئنم سوءتفاهم بوده.

178
00:11:08,798 --> 00:11:10,017
‫خب...نـ...

179
00:11:11,235 --> 00:11:13,237
‫نیست.

180
00:11:13,281 --> 00:11:16,197
‫سرقته.
‫تمام جلدهای پپ کمیکس رو خوندم.

181
00:11:16,240 --> 00:11:19,417
‫و تقریباً ۸تا از داستان‌هاتون رو دزدیدن.

182
00:11:19,461 --> 00:11:22,507
‫این رو تازه منتشر کردن.

183
00:11:27,687 --> 00:11:28,847
‫بنال اِولین.

184
00:11:30,777 --> 00:11:34,694
‫من، نگرانی‌هایی دارم.

185
00:11:34,737 --> 00:11:37,000
‫در مورد ویکسن جدیده، تونی توپز.

186
00:11:37,044 --> 00:11:40,438
‫این که حس تهدید می‌کنی
‫باید باعث بشه بیشتر تلاش کنی.

187
00:11:40,482 --> 00:11:45,530
‫به‌نظرم نباید دخترهایی
‫مثل تونی توی تیم باشن.

188
00:11:45,574 --> 00:11:49,621
‫مواظب حرف بعدیت باش اِولین.

189
00:11:49,665 --> 00:11:51,885
‫مدرسه‌ی ما از نظر رنگین‌پوستی
‫کاملاً ادغام‌شده‌ست، تیم‌مون هم همینطوره.

190
00:11:51,928 --> 00:11:53,451
‫اگه با این موضوع مشکل داری...

191
00:11:53,495 --> 00:11:56,977
‫نه، مشکل سیاه‌پوست بودن تونی نیست...

192
00:11:57,020 --> 00:12:00,894
‫مشکلم اینه که
‫همه می‌دونن تونی...لز هست.

193
00:12:00,937 --> 00:12:03,723
‫و راحت نیستم بخوام توی رختکن
‫کنارش لخت بشم.

194
00:12:03,766 --> 00:12:07,248
‫نمی‌دونم این شایعه‌ی چندش
‫رو از کجا شنیدی اِولین

195
00:12:07,291 --> 00:12:10,468
‫اما بذار روشنت کنم
‫که تونی توپز...

196
00:12:11,556 --> 00:12:13,907
‫همونی که تو گفتی نیست.

197
00:12:13,950 --> 00:12:16,213
‫همچین رفتاری توی تیم من
‫اصلاً قابل قبول نیست

198
00:12:16,257 --> 00:12:19,303
‫پس دهن عنت رو دیگه ببند!

199
00:12:19,347 --> 00:12:21,828
‫حالا هم برو گمشو.

200
00:12:21,871 --> 00:12:25,231
‫قسمت جدید «وای عزیزم» قراره پخش بشه
‫و تو قرار نیست پیش من ببینی.

201
00:12:27,572 --> 00:12:29,139
‫توپز.

202
00:12:29,183 --> 00:12:31,925
‫کلاغه خبر رسونده رفتی تشویق‌کننده شدی.

203
00:12:31,968 --> 00:12:34,275
‫چه بلایی سرت اومده؟

204
00:12:34,318 --> 00:12:35,929
‫بذار حدس بزنم.

205
00:12:35,972 --> 00:12:38,627
‫هنوز دنبال اون مو قرمزی هستی
‫که هنوز توی گرایشش دوبه‌شکه؟

206
00:12:38,670 --> 00:12:41,673
‫حالا در کل کارهام به تو مربوط نیست لیزو

207
00:12:41,717 --> 00:12:46,069
‫اما الان اولین تشویق‌کننده‌ی سیاه‌پوست
‫دبیرستان ریوردیل جلوت نشسته.

208
00:12:46,113 --> 00:12:49,464
‫شاید برای تو مهم نباشه
‫اما برای من خیلی مهمه.

209
00:12:49,507 --> 00:12:51,074
‫پس داستان سیاسیه برات.

210
00:12:51,118 --> 00:12:53,598
‫آره، فهمیدم.
‫منطقیه.

211
00:12:53,642 --> 00:12:55,775
‫واقعاً که.
‫دیگه داری به هر دری می‌زنی.

212
00:12:57,951 --> 00:12:59,387
‫بهت حق میدم.

213
00:12:59,430 --> 00:13:01,781
‫من هم جات بودم دوست
‫داشتم عین آب نبات لیسش بزنم.

214
00:13:16,056 --> 00:13:18,014
‫ماشینم رو چیکار کردی؟

215
00:13:18,058 --> 00:13:21,191
‫اون عتیقه حواست رو پرت می‌کرد آرچی.

216
00:13:21,235 --> 00:13:23,193
‫نترس، جاش خوبه.

217
00:13:23,237 --> 00:13:24,780
‫وقتی نمره‌هات خوب شد
‫پسش می‌گیری.

218
00:13:24,804 --> 00:13:26,718
‫خب الان من چطوری برم مدرسه؟

219
00:13:26,762 --> 00:13:30,070
‫می‌تونی پیاده بری، با
‫اتوبوس بری، با دوچرخه.

220
00:13:30,113 --> 00:13:32,899
‫یا با خودم بیای، اما بهتره عجله کنی.

221
00:13:32,942 --> 00:13:35,223
‫باور کن دلت نمی‌خواد
‫روز اول آبدارچی تیم بودن دیر کنی.

222
00:13:43,910 --> 00:13:45,955
‫خب، پوشیدی‌شون یا نه؟

223
00:13:48,175 --> 00:13:50,351
‫قاطی نکن، اما نه.

224
00:13:50,394 --> 00:13:55,225
‫بتی، اگه هر روز شورت گیپور نپوشی
‫چطوری می‌خوای بهش عادت کنی؟

225
00:13:55,269 --> 00:13:57,924
‫می‌دونم، اما امروز ورزش داریم

226
00:13:57,967 --> 00:14:02,537
‫و دلم نمی‌خواست کسی ببینه همچین شورتی
‫پامه و فکر کنه من خیلی حشری هستم.

227
00:14:02,580 --> 00:14:07,411
‫این هم یه کلمه‌ی دیگه که مردها درست کردن
‫تا روح و روانمون رو به‌هم بریزن.

228
00:14:07,455 --> 00:14:11,198
‫بگذریم، حالا که رفیق
‫پایه‌‍ت شدم، یه‌کم فکر کردم.

229
00:14:12,939 --> 00:14:15,463
‫به‌نظرم وقتشه یه مردی رو برات پیدا کنیم

230
00:14:15,506 --> 00:14:21,077
‫که حسابی قدر همچین زن جذاب،
‫خوشگل و قدرتمندی رو بدونه.

231
00:14:21,121 --> 00:14:23,819
‫حالا که دیگه با کوین نیستی
‫بگو ببینم چشمت کی رو گرفته؟

232
00:14:24,864 --> 00:14:27,475
‫راستش، یه پسره هست.

233
00:14:27,518 --> 00:14:28,780
‫ناز نکن دیگه.

234
00:14:28,824 --> 00:14:29,824
‫پسر خوش‌شانس کیه؟

235
00:14:31,566 --> 00:14:32,566
‫آرچی‌ـه.

236
00:14:37,224 --> 00:14:41,228
‫آره، آرچی واقعاً رویاییه، مگه نه؟

237
00:14:44,709 --> 00:14:46,929
‫خب، شانس بهت رو کرده.

238
00:14:46,973 --> 00:14:50,106
‫چند لحظه پیش توی سالن استراحت دیدمش.

239
00:14:50,150 --> 00:14:52,979
‫نظرت چیه بری ازش بخوای
‫باهات قرار بذاره؟

240
00:14:53,022 --> 00:14:55,372
‫بیا بریم تا خودت رو منصرف نکردی.

241
00:15:00,508 --> 00:15:01,508
‫سلام آرچی.

242
00:15:03,250 --> 00:15:05,905
‫سلام بتی، چه‌خبر؟

243
00:15:08,037 --> 00:15:09,778
‫خبر...

244
00:15:13,825 --> 00:15:16,654
‫می‌خوای باهام بیای بریم سینما؟

245
00:15:16,698 --> 00:15:19,222
‫سینما؟

246
00:15:19,266 --> 00:15:22,312
‫معلومه بتی، از خدامه ببرمت سینما.

247
00:15:22,356 --> 00:15:23,356
‫واقعاً؟

248
00:15:26,490 --> 00:15:27,490
‫اما نمی‌تونم.

249
00:15:30,407 --> 00:15:32,888
‫الان نمی‌تونم.

250
00:15:32,932 --> 00:15:35,040
‫مشکل عمو فرنک‌ـه.
‫بدجوری محدودم کرده.

251
00:15:35,064 --> 00:15:37,937
‫من رو با خودش الکی می‌کشونه اینور و اونور.
‫من رو آبدارچی تیم کرده.

252
00:15:40,243 --> 00:15:43,381
‫شاید تا چند هفته‌ی دیگه از خر
‫شیطون اومد پایین و بعدش تونستیم بریم.

253
00:15:43,405 --> 00:15:44,405
‫چطوره؟

254
00:15:47,163 --> 00:15:49,557
‫آره، بمونه برای بعد.
‫اشکالی نداره.

255
00:15:55,128 --> 00:15:57,695
‫حداقل انقدری خوب بود که
‫بهونه جور کنه.

256
00:15:58,696 --> 00:16:00,829
‫شاید هم راست گفته.

257
00:16:00,872 --> 00:16:04,398
‫بذار آرچی یه‌کم مشکلات خونوادگیش رو حل کنه.

258
00:16:06,617 --> 00:16:10,752
‫نظرت چیه چندتا پسر خوش گذرون جور کنیم

259
00:16:10,795 --> 00:16:11,795
‫و دوتایی بریم سر قرار؟

260
00:16:13,102 --> 00:16:15,191
‫بـ...با کی؟

261
00:16:15,235 --> 00:16:17,802
‫مگه همین ته خیابون
‫یه مدرسه‌ی پسرونه‌ی غیرانتفاعی نیست؟

262
00:16:17,846 --> 00:16:19,979
‫منظورت استونوال‌ـه؟

263
00:16:20,022 --> 00:16:21,719
‫عاشق پسرهای غیرانتفاعی‌ام.

264
00:16:22,677 --> 00:16:24,809
‫پر از پتانسیل سکسی هستن.

265
00:16:24,853 --> 00:16:26,724
‫خیلی راحت خر میشن.

266
00:16:54,970 --> 00:16:56,232
‫بذار ببینیم چی اینجاست.

267
00:17:03,457 --> 00:17:05,589
‫«داستانی از عشق ممنوعه‌ی زنانه»

268
00:17:08,462 --> 00:17:09,550
‫می‌دونستم.

269
00:17:09,593 --> 00:17:11,030
‫ببخشید.

270
00:17:11,073 --> 00:17:12,553
‫کاری داشتی اِولین؟

271
00:17:13,944 --> 00:17:15,946
‫می‌دونی تونی، عجیبه.

272
00:17:15,991 --> 00:17:19,429
‫وقتی از شرل پرسیدن، خیلی قاطعانه گفت
‫که تو دلت برای دخترها نمیره.

273
00:17:21,170 --> 00:17:22,911
‫اما این کتاب یه‌چیز دیگه میگه.

274
00:17:22,954 --> 00:17:25,782
‫محض اطلاعات
‫من همه جور کتابی می‌خونم.

275
00:17:25,827 --> 00:17:31,180
‫پس نظرت چیه تا یه کف گرگی نصیبت
‫نشده، انقدر توی کارهای من دخالت نکنی؟

276
00:17:31,224 --> 00:17:32,921
‫چطوره؟

277
00:17:32,964 --> 00:17:36,838
‫حالا، بگو ببینم دقیقاً شرل بهت چی گفت.

278
00:17:39,188 --> 00:17:40,470
‫خب، نظرت چیه؟

279
00:17:40,494 --> 00:17:43,105
‫جلد اول، داغ داغ از پرینت در اومده.

280
00:17:43,149 --> 00:17:45,499
‫این خیلی خفنه رئیس.

281
00:17:45,542 --> 00:17:47,694
‫هم رنگیه هم اسمم روشه.

282
00:17:47,718 --> 00:17:48,998
‫همین میره برای نشر.

283
00:17:51,548 --> 00:17:53,855
‫کدوم یکی از شما زپرتی‌ها
‫آل فیلدستون‌ـه؟

284
00:17:53,898 --> 00:17:56,118
‫منم.
‫جنابعالی؟

285
00:17:56,162 --> 00:17:58,077
‫بِرَد ری‌بری.

286
00:17:58,120 --> 00:18:00,403
‫تو داستان‌های کوتاه من رو
‫برای کمیک‌های خودت دزدیدی.

287
00:18:00,427 --> 00:18:03,212
‫آروم باش بابا.
‫مگه دوتا نویسنده‌ی جدا

288
00:18:03,256 --> 00:18:05,693
‫نمی‌تونن همزمان ایده‌های یه‌جور داشته باشن؟

289
00:18:05,736 --> 00:18:09,218
‫اگه ۱ بار باشه شاید
‫اما ۸ بار؟

290
00:18:09,262 --> 00:18:11,196
‫به‌نظرت ۸ بار رو دادگاه قبول می‌کنه؟

291
00:18:11,220 --> 00:18:12,308
‫دادگاه؟

292
00:18:12,352 --> 00:18:13,918
‫خوب گوش بده ببین چی میگم رفیق.

293
00:18:13,962 --> 00:18:16,443
‫توی نیویورک بهترین وکیل‌ها
‫واسه‌ی من کار می‌کنن.

294
00:18:16,486 --> 00:18:19,228
‫بچه‌ها، حالا بماند که

295
00:18:19,272 --> 00:18:23,798
‫یه‌نفر یه زمانی یه کتابی رو خونده
‫و ازش الهام گرفته.

296
00:18:23,841 --> 00:18:26,262
‫نظرتون چیه اسم آقای ری‌بری
‫رو روی چاپ مجدد

297
00:18:26,286 --> 00:18:29,064
‫داستان‌هایی که شبیه
‫داستان‌هاشون هستن بنویسیم.

298
00:18:29,108 --> 00:18:34,025
‫و یه مبلغ متوسط اما مناسب
‫برای حق نشر اقتباس از کارهاشون بهشون بدیم؟

299
00:18:34,069 --> 00:18:35,469
‫تا مبلغ چقدر باشه.

300
00:18:37,072 --> 00:18:41,424
‫- نظر...
‫- اقتباسی ۲ دلار برای هر داستان چطوره؟

301
00:18:46,081 --> 00:18:50,540
‫قبوله. اما می‌خوام پول داستان‌های
‫قبلی هم که اقتباس کردید بهم بدی.

302
00:18:50,564 --> 00:18:51,564
‫قبول؟

303
00:18:54,611 --> 00:18:55,611
‫قبول.

304
00:19:00,617 --> 00:19:02,719
‫از قدیم گفتن شاهنامه آخرش
‫خوشه، مگه نه آقای ری‌بری؟

305
00:19:03,620 --> 00:19:04,926
‫تا ببینیم چی میشه.

306
00:19:04,969 --> 00:19:06,971
‫خب، روند کار چطوری هست حالا؟

307
00:19:07,015 --> 00:19:09,931
‫بستگی به خودتون داره،
‫می‌تونید از داستان‌های خودتون اقتباس کنید

308
00:19:09,974 --> 00:19:13,761
‫یا می‌تونی یه نویسنده‌ی دیگه از پپ کمیکس
‫بگیرید که براتون انجامش بده.

309
00:19:13,804 --> 00:19:14,905
‫نویسنده‌هایی مثل تو؟

310
00:19:17,243 --> 00:19:19,636
‫باعث افتخارمه آقا.

311
00:19:19,680 --> 00:19:23,510
‫من عاشق تمام داستان‌هاتون
‫توی مجله‌های زردم.

312
00:19:23,553 --> 00:19:26,861
‫روایات عجیب، داستان‌های وحشتناک،
‫ماجراهای شگفت‌انگیز.

313
00:19:27,862 --> 00:19:29,559
‫با...

314
00:19:29,603 --> 00:19:31,779
‫بابات با اینکارت موافقه؟

315
00:19:31,822 --> 00:19:33,202
‫چون بابای من که اصلاً موافق نبود.

316
00:19:33,694 --> 00:19:35,826
‫نمی‌دونم.

317
00:19:35,870 --> 00:19:38,133
‫فوت شده؟
‫خدا بیامرزتش.

318
00:19:39,308 --> 00:19:41,092
‫نه، فقـ...

319
00:19:41,136 --> 00:19:42,572
‫اون توی تولیدو زندگی می‌کنه.

320
00:19:42,616 --> 00:19:44,966
‫فکر کنم البته.
‫اون...

321
00:19:45,009 --> 00:19:51,407
‫چند سال پیش یه دزدی خیلی بزرگ توی شهر بود
‫و بابام مظنون اصلی بود.

322
00:19:51,451 --> 00:19:55,106
‫برای همین سوار موتورش شد
‫و راهش رو از ریوردیل جدا کرد.

323
00:19:56,195 --> 00:19:57,413
‫در موردش داستانی نوشتی؟

324
00:20:00,286 --> 00:20:02,897
‫- نه.
‫- خب باید بنویسی.

325
00:20:02,940 --> 00:20:05,595
‫غیر از کمیک چیز دیگه‌ای هم می‌نویسی؟

326
00:20:05,639 --> 00:20:08,729
‫نه، فقط داستان‌های کوتاه می‌نویسم
‫که اون هم یه مدتی ازش می‌گذره.

327
00:20:11,688 --> 00:20:13,560
‫اگه داستان کوتاه بنویسم
‫شما می‌خونید؟

328
00:20:16,563 --> 00:20:19,566
‫گندش بزنن.
‫داشتیم خوش می‌گذروندیم.

329
00:20:23,352 --> 00:20:24,571
‫دستت انداختم بابا.

330
00:20:26,355 --> 00:20:27,748
‫معلومه که می‌خونم.

331
00:20:27,791 --> 00:20:29,358
‫میشه کچاپ رو بدی؟

332
00:21:42,866 --> 00:21:45,782
‫صبح بخیر.
‫خبرهای خوبی برات دارم آرچی.

333
00:21:45,826 --> 00:21:47,001
‫چی؟

334
00:21:47,044 --> 00:21:48,350
‫برات کار گیر آوردم.

335
00:21:48,394 --> 00:21:51,048
‫بنزین زدن توی پاپز.

336
00:21:51,092 --> 00:21:53,573
‫مرد خونه بودن یعنی همین آرچی.

337
00:21:53,616 --> 00:21:55,096
‫یعنی چندتا مسئولیت داشتن.

338
00:22:00,580 --> 00:22:03,322
‫جاگهد، این حرف نداره!

339
00:22:03,365 --> 00:22:04,671
‫باید جشن بگیریم.

340
00:22:04,714 --> 00:22:06,499
‫می‌خوای بریم پاپز
‫برگر مهمون‌مون کنی؟

341
00:22:06,542 --> 00:22:10,348
‫ای بابا، کاش می‌شد. اما بعد از
‫مدرسه دارم میرم خونه‌ی آقای ری‌بری.

342
00:22:10,372 --> 00:22:12,331
‫می‌خوام داستان جدیدی که نوشتم رو بدم بخونه.

343
00:22:17,814 --> 00:22:19,183
‫شرل بلاسم، با هم به مشکل خوردیم.

344
00:22:19,207 --> 00:22:20,295
‫موافقم.

345
00:22:20,339 --> 00:22:21,427
‫- مشکل میج‌ـه، نه؟
‫- نه.

346
00:22:21,470 --> 00:22:24,081
‫مشکل تویی که به اِولین اورنور
‫گفتی من از دخترها خوشم نمیاد.

347
00:22:24,125 --> 00:22:25,494
‫آخه به تو گفت لز.

348
00:22:25,518 --> 00:22:27,302
‫من از آبرو و شرافتت دفاع کردم.

349
00:22:27,346 --> 00:22:28,912
‫مشکل همینه.

350
00:22:28,956 --> 00:22:30,740
‫تو حق نداری از من دفاع کنی.

351
00:22:30,784 --> 00:22:32,394
‫حق نداری بگی من کی هستم.

352
00:22:32,438 --> 00:22:34,048
‫تو حق نداری من رو محدود کنی.

353
00:22:34,091 --> 00:22:35,615
‫فقط می‌خواستم ازت مراقبت کنم.

354
00:22:35,658 --> 00:22:37,834
‫من نیازی به ناجی ندارم.

355
00:22:37,878 --> 00:22:41,098
‫من از کسی که هستم و از کسی
‫که خوشم میاد خجالت نمی‌کشم.

356
00:22:41,142 --> 00:22:43,449
‫نه تا حالا خجالت کشیدم
‫و نه می‌کشم.

357
00:22:43,492 --> 00:22:45,189
‫نمی‌دونم می‌خوای چی بگم.

358
00:22:46,452 --> 00:22:47,801
‫مـ...معذرت می‌خوام.

359
00:22:47,844 --> 00:22:50,238
‫دیگه هر چی وقتم رو برات تلف کردم بسه شرل.

360
00:22:50,281 --> 00:22:51,650
‫از این محافظه‌کار بودن‌ها خسته شدم.

361
00:22:51,674 --> 00:22:58,202
‫برای همین...امیدوارم به هر جا که
‫می‌خوای برسی چون من دیگه نیستم.

362
00:22:58,246 --> 00:22:59,378
‫زندگی کوتاهه.

363
00:23:02,337 --> 00:23:03,337
‫وایسا تونی.

364
00:23:10,693 --> 00:23:11,693
‫راست میگی.

365
00:23:13,304 --> 00:23:14,393
‫من...

366
00:23:15,568 --> 00:23:17,570
‫از دخترها خوشم میاد.

367
00:23:19,310 --> 00:23:21,110
‫خب، همین که قبول کردی خودش یه شروعه.

368
00:23:23,140 --> 00:23:25,665
‫و فکر می‌کنم شاید...

369
00:23:26,970 --> 00:23:29,103
‫از تو خوشم بیاد.

370
00:23:30,800 --> 00:23:32,889
‫فکر می‌کنی یا مطمئنی؟

371
00:23:38,068 --> 00:23:39,068
‫مـ...مطمئنم.

372
00:23:42,333 --> 00:23:43,422
‫چه عجب.

373
00:23:44,858 --> 00:23:46,033
‫داریم پیشرفت می‌کنیم.

374
00:23:47,817 --> 00:23:48,937
‫سلام آقای ری‌بری.

375
00:23:49,602 --> 00:23:51,212
‫یه داستان کوتاه آوردم.

376
00:23:51,255 --> 00:23:53,040
‫یه نثر هست که دیشب نوشتم.

377
00:23:53,867 --> 00:23:55,085
‫میشه بخونیدش؟

378
00:23:55,129 --> 00:23:56,522
‫و نظرتون رو بگید؟

379
00:23:56,565 --> 00:23:59,176
‫حتماً، اما توی نقد کردن
‫قرار نیست کم بذارم.

380
00:23:59,220 --> 00:24:01,135
‫نه، راحت باشید.
‫مرسی.

381
00:24:01,178 --> 00:24:03,920
‫چایی می‌خوری؟

382
00:24:03,964 --> 00:24:06,227
‫- چرا که نه.
‫- پس الان میام.

383
00:24:06,270 --> 00:24:07,663
‫فکر کن خونه‌ی خودته.

384
00:24:21,687 --> 00:24:25,687
‫[پیش‌نویس «خاطرات مشتری»]
‫[به قلم بِرَد ری‌بری]

385
00:24:44,526 --> 00:24:47,486
‫پس یعنی کوین و کِلی هم...آره؟

386
00:24:47,529 --> 00:24:50,793
‫آره.
‫اما کسای زیاد خبر ندارن.

387
00:24:50,837 --> 00:24:52,752
‫پس نری اینور اونور جار بزنی.

388
00:24:52,795 --> 00:24:54,101
‫نه، نه
‫معلومه که نه.

389
00:24:56,582 --> 00:24:59,367
‫وقتی ۱۰ سالم بود
‫مادرم و خواهرش

390
00:24:59,410 --> 00:25:01,804
‫یه دعوای خیلی بد کردن.

391
00:25:01,848 --> 00:25:06,156
‫خاله کرول آخر مجبور شد بره گرینیچ ویلج
‫تا نویسنده بشه.

392
00:25:06,200 --> 00:25:09,246
‫مامانم خیلی حرف‌های بدی بهش زد، تونی.

393
00:25:10,465 --> 00:25:11,684
‫مثلاً می‌گفت...

394
00:25:14,295 --> 00:25:16,427
‫منحرف جنسی، همجنس‌باز.

395
00:25:16,471 --> 00:25:17,907
‫وای.

396
00:25:17,951 --> 00:25:20,823
‫همون موقع بود که فهمیدم

397
00:25:20,867 --> 00:25:24,305
‫شاید من مثل خاله کرول هستم.

398
00:25:26,046 --> 00:25:31,138
‫حتی با اینکه نتونستم مثل اون زندگی کنم
‫و عاشق زن‌ها بشم.

399
00:25:33,488 --> 00:25:39,059
‫تا جایی که یادمه از دخترها
‫به اندازه‌ی پسرها خوشم میومد.

400
00:25:40,321 --> 00:25:42,787
‫وقتی ۱۳ سالم بود،
‫مامان بابام وقتی داشتم

401
00:25:42,811 --> 00:25:45,848
‫همسایه‌مون، گلندا رو
‫می‌بوسیدم، مُچم رو گرفتن.

402
00:25:45,892 --> 00:25:47,502
‫بعدش هم از خونه طردم کردن.

403
00:25:47,546 --> 00:25:49,199
‫آخی، تونی.

404
00:25:49,243 --> 00:25:51,027
‫بعدش هم رفتم پیش مامان‌بزرگم.

405
00:25:53,160 --> 00:25:56,467
‫و می‌تونم دقیقاً کسی که می‌خوام باشم.

406
00:25:57,730 --> 00:25:59,862
‫مامان‌بزرگت موافقه؟

407
00:26:00,689 --> 00:26:01,689
‫بگی نگی.

408
00:26:05,433 --> 00:26:08,784
‫همیشه فکر می‌کردم اگه
‫نخوام خونواده‌‍م من رو طرد کنن

409
00:26:08,828 --> 00:26:12,658
‫باید کل زندگیم رو نقش بازی کنم.

410
00:26:14,442 --> 00:26:16,792
‫داستان آرچی هم همین بود.
‫یه...

411
00:26:18,054 --> 00:26:20,709
‫- یه نقش.
‫- حالا چی؟

412
00:26:23,843 --> 00:26:24,931
‫حالا...

413
00:26:26,846 --> 00:26:30,719
‫برای یه چیز جدید حاضرم.

414
00:26:30,763 --> 00:26:31,764
‫خوشم اومد.

415
00:26:43,693 --> 00:26:47,915
‫آرچی اندروز، کارگر پمپ بنزین ریوردیل.

416
00:26:49,482 --> 00:26:50,874
‫برات پُرش کنم جولیان؟

417
00:26:50,918 --> 00:26:51,962
‫صد درصد.

418
00:26:52,006 --> 00:26:53,660
‫تایرها رو هم یه باد بزن.

419
00:26:59,318 --> 00:27:03,539
‫خب بتی، راسته میگن خونواده‌‍ت
‫تلویزیون ریوردیل رو می‌چرخونن؟

420
00:27:03,583 --> 00:27:05,759
‫آره، اخبار ریوردیل.

421
00:27:05,802 --> 00:27:08,762
‫چرا توی برنامه‌ی رقص‌شون نیستی؟
‫ریوردیل گرنداستند.

422
00:27:08,805 --> 00:27:10,677
‫نمی‌دونم...

423
00:27:10,720 --> 00:27:12,374
‫خیلی وقت‌گیره.

424
00:27:12,418 --> 00:27:15,421
‫هر روز بعد از مدرسه
‫۳ ساعت.

425
00:27:15,464 --> 00:27:18,162
‫عجب، خوشت نمیاد برقصی؟

426
00:27:19,816 --> 00:27:21,949
‫معلومه خوشش میاد.

427
00:27:21,992 --> 00:27:28,216
‫بگذریم. شما دوتا وقتی با جذاب‌ترین دخترهای
‫ریوردیل سر قرار نیستید چیکار می‌کنید؟

428
00:27:28,259 --> 00:27:31,350
‫ما توی تیم مناظره و بسکتبال هستیم.

429
00:27:31,393 --> 00:27:32,916
‫و همینطور انجمن دانش‌آموزهای ممتاز.

430
00:27:32,960 --> 00:27:34,614
‫و...

431
00:27:42,883 --> 00:27:44,841
‫سلام آرچی.

432
00:27:44,885 --> 00:27:47,342
‫گفتم شاید شاگرد جدید پمپم
‫یه‌کم انرژی به‌دردش بخوره.

433
00:27:47,366 --> 00:27:50,586
‫یه‌چی میگم یه‌چی می‌شنوی پاپ.

434
00:27:50,630 --> 00:27:54,460
‫شنیدم حالا که جنگ تموم شده
‫دوباره دارن تیم بسکتبال رو راه میندازن.

435
00:27:54,503 --> 00:27:57,158
‫آره، آره عموی من
‫مربی‌شونه.

436
00:27:57,201 --> 00:28:01,510
‫می‌دونی، بابات وقتی مدرسه می‌رفت
‫بازیش رو نگاه می‌کردم.

437
00:28:01,554 --> 00:28:04,992
‫بهترین بازیکن ریباند
‫کل تاریخ دبیرستان بود.

438
00:28:05,035 --> 00:28:08,343
‫اتفاقاً با هم وقتی بچه بودم
‫بازی می‌کردیم، تا اینکه دیگه...

439
00:28:11,738 --> 00:28:13,740
‫رفت جنگ.

440
00:28:13,783 --> 00:28:16,569
‫واقعاً بهش افتخار می‌کنیم که
‫اینطوری به کشورش خدمت کرد.

441
00:28:17,918 --> 00:28:19,702
‫یه‌پا قهرمان بود.

442
00:28:20,834 --> 00:28:21,922
‫آره پاپ، درسته.

443
00:28:23,053 --> 00:28:24,485
‫به خودش قسم که خیلی قهرمان بود.

444
00:28:29,364 --> 00:28:31,540
‫تا طلوع آفتاب خوندمش.

445
00:28:31,584 --> 00:28:33,324
‫رمان آقای ری‌بری...

446
00:28:33,368 --> 00:28:37,851
‫خاطرات مشتری عین
‫فلش گوردون بود که فیتزجرالد نویسنده‌‍ش باشه.

447
00:28:37,894 --> 00:28:42,377
‫و باورم نمی‌شد آقای ری‌بری گذاشته بود
‫همینطوری خاک بخوره و منتشر نشه.

448
00:28:43,291 --> 00:28:44,945
‫خب، بتی...

449
00:28:44,988 --> 00:28:47,164
‫دیشب که با ویلی رفتی خونه چی شد؟

450
00:28:47,208 --> 00:28:49,079
‫هیچی.
‫هیچ حسی نداشتم.

451
00:28:50,254 --> 00:28:52,256
‫ای وای.

452
00:28:52,300 --> 00:28:54,147
‫هنوز دلت پیش آرچی گیره؟

453
00:28:54,171 --> 00:28:56,217
‫آره، و این یعنی فاتحه‌‍م خونده‌ست.

454
00:28:56,260 --> 00:28:59,699
‫بتی، ما که صحبت کردیم.

455
00:28:59,742 --> 00:29:02,919
‫رومئو و ژولیت هم کلی مانع داشتن
‫اما حلش کردن.

456
00:29:02,963 --> 00:29:04,181
‫اونا جفتشون مُردن ورانیکا.

457
00:29:05,095 --> 00:29:06,706
‫نه تا فصل ۵.

458
00:29:06,749 --> 00:29:09,926
‫تازه یادت نره از باکرگی هم در اومدن.

459
00:29:12,102 --> 00:29:13,539
‫بگذریم، یه فکری دارم.

460
00:29:15,410 --> 00:29:17,543
‫یه روشی که میشه به کسی نزدیک شد

461
00:29:17,586 --> 00:29:22,243
‫اینه که شب تا دیر وقت باهاش
‫صحبت طولانی و ارزشمند داشته باشی.

462
00:29:22,286 --> 00:29:29,772
‫برای همین، نظرت چیه تو و آرچی صبر کنید
‫تا مادر و پدر نگهبان‌ و محترم‌تون بخوابن؟

463
00:29:29,816 --> 00:29:33,384
‫بعد تلفنی زنگ بزنید و حرف بزنید.

464
00:29:33,428 --> 00:29:37,084
‫یه صحبت صمیمی و صادقانه رو شروع کنید
‫تا بیشتر هم‌دیگه رو بشناسید.

465
00:29:37,127 --> 00:29:39,541
‫کاش می‌شد، اما آرچی توی اتاقش تلفن نداره.

466
00:29:39,565 --> 00:29:40,565
‫ای بابا.

467
00:29:41,305 --> 00:29:42,785
‫مطمئنی؟

468
00:29:42,829 --> 00:29:44,629
‫آره، از پنجره‌ی اتاقم
‫اتاقش معلومه.

469
00:29:45,309 --> 00:29:47,007
‫وایسا...

470
00:29:47,050 --> 00:29:49,923
‫اتاق آرچی از پنجره‌‍ت دید داره؟

471
00:29:56,277 --> 00:30:00,281
‫- یعنی تونستی یواشکی اونجاش...
‫- آره، زیاد، خیلی زیاد.

472
00:30:02,413 --> 00:30:07,027
‫بتی، فکر کنم خودم هم باید پیش‌تون باشم.

473
00:30:07,070 --> 00:30:08,942
‫معمولاً چه ساعتی پرده‌ها رو میده کنار؟

474
00:30:13,294 --> 00:30:15,339
‫سلام بچه کارگر.

475
00:30:15,383 --> 00:30:19,082
‫دیشب که رسیدم خونه
‫یه لکه روی شیشه‌ی جلوم بود.

476
00:30:19,126 --> 00:30:21,694
‫خب نظرت چیه یه‌سر بیاریش پمپ؟
‫یه نگاهی بهش میندازم.

477
00:30:21,737 --> 00:30:23,783
‫حتماً.

478
00:30:23,826 --> 00:30:28,178
‫تا اون موقع، نظرت چیه یه نوشابه
‫از کافه بهم بدی...آقای آبدارچی؟

479
00:30:30,833 --> 00:30:32,245
‫چرا خودت نمیری برداری جولیان؟

480
00:30:32,269 --> 00:30:34,402
‫کاش می‌شد اما دارم انرژیم رو ذخیره می‌کنم

481
00:30:34,445 --> 00:30:38,449
‫تا بتونم آخر هفته رکورد بابات
‫رو جلوی تیم سنترویل بزنم.

482
00:30:38,493 --> 00:30:41,104
‫بالأخره یه‌نفر باید بزنه دیگه.

483
00:30:42,279 --> 00:30:43,639
‫و قطعاً اون یه‌نفر قرار نیست...

484
00:30:56,032 --> 00:30:58,905
‫من تازه رسیدم مری.

485
00:30:58,948 --> 00:31:01,429
‫میرم با فدرهد حرف بزنم
‫راست و ریستش کنم.

486
00:31:01,472 --> 00:31:02,735
‫بیخیال شو فرنک.

487
00:31:02,778 --> 00:31:04,127
‫من مادرشم.

488
00:31:04,171 --> 00:31:05,371
‫خودم به این یکی رسیدگی می‌کنم.

489
00:31:11,117 --> 00:31:12,640
‫جمع شید دخترها.

490
00:31:12,683 --> 00:31:14,903
‫جایگاه‌های این فصل رو مشخص کردم.

491
00:31:14,947 --> 00:31:19,038
‫مثلاً تونی توپز قراره بالای هرم تیم باشه.

492
00:31:20,387 --> 00:31:21,736
‫اما همیشه من اون بالا هستم.

493
00:31:21,780 --> 00:31:23,390
‫- امسال نه.
‫- این دیگه مسخره‌ست!

494
00:31:23,433 --> 00:31:26,915
‫نه، به اینکار میگن تشویق کردن.

495
00:31:26,959 --> 00:31:29,396
‫البته اگه حس می‌کنی با رهبری من
‫جلوی پیشرفتت گرفته میشه

496
00:31:29,439 --> 00:31:34,183
‫می‌تونی از تیم انصراف بدی اِولین.

497
00:31:42,670 --> 00:31:44,150
‫- می‌مونم.
‫- جانم؟ چیزی گفتی؟

498
00:31:44,193 --> 00:31:45,934
‫- می‌مونم.
‫- عالیه.

499
00:31:47,022 --> 00:31:48,850
‫خب، بریم سر وقت جایگاه بعدی.

500
00:31:51,374 --> 00:31:54,029
‫بگو چی شده آرچی.

501
00:31:54,073 --> 00:31:58,207
‫من هر روز بسکتبال بازی
‫کردن تو و بابات رو می‌دیدم.

502
00:31:58,251 --> 00:31:59,948
‫تو عاشق بسکتبالی.

503
00:31:59,992 --> 00:32:01,632
‫خب چرا نمی‌خوای توی تیم باشی؟

504
00:32:02,951 --> 00:32:04,518
‫به‌خاطر عمو فرنک‌ـه؟

505
00:32:04,561 --> 00:32:05,561
‫نه.

506
00:32:06,520 --> 00:32:07,521
‫نه، مشکل فرنک نیست.

507
00:32:09,218 --> 00:32:11,917
‫مشکل...همونطوریه که خودت گفتی.

508
00:32:13,962 --> 00:32:17,226
‫بسکتبال ورزشی بود که با بابا
‫با هم انجام می‌دادیم.

509
00:32:17,270 --> 00:32:19,881
‫هر وقت وارد سالن میشم
‫یا توپ رو برمی‌دارم...

510
00:32:22,101 --> 00:32:23,798
‫یاد بابا میوفتم.

511
00:32:23,842 --> 00:32:25,887
‫و یهو انگار یه خنجر توی قلبم فرو کردن.

512
00:32:27,846 --> 00:32:30,196
‫و اگه بازی کنم
‫مطمئنم همه‌‍ش فکر می‌کنم

513
00:32:30,239 --> 00:32:33,547
‫که کاش بابا اینجا بود و بازیم رو می‌دید.

514
00:32:33,590 --> 00:32:34,590
‫درکت می‌کنم.

515
00:32:36,637 --> 00:32:37,637
‫من هم حسرت می‌خورم.

516
00:32:40,815 --> 00:32:42,095
‫یه مشکل دیگه هم هست.

517
00:32:44,166 --> 00:32:45,298
‫اگه بازی کنم...

518
00:32:47,474 --> 00:32:48,634
‫اگه بازیم خوب نباشه چی؟

519
00:32:50,477 --> 00:32:52,174
‫اگه خاطراتم با بابا رو خراب کنم چی؟

520
00:32:52,218 --> 00:32:54,394
‫آرچی...

521
00:32:54,437 --> 00:33:00,008
‫می‌دونم فرنک گفت بابات اگه بود
‫بهت افتخار نمی‌کرد اما اشتباه گفته.

522
00:33:00,052 --> 00:33:02,881
‫بابات اگه بود خیلی هم بهت افتخار می‌کرد.

523
00:33:02,924 --> 00:33:06,275
‫ببین، اگه نمی‌خوای
‫مجبور نیستی بازی کنی.

524
00:33:06,319 --> 00:33:09,496
‫اما هیچی بابات رو از این خوشحال‌تر نمی‌کنه
‫که ببینه توی تیمش بازی می‌کنی.

525
00:33:11,063 --> 00:33:12,468
‫شاید حتی شماره‌ی پیرهن‍ش هم برداری.

526
00:33:13,892 --> 00:33:15,415
‫با اینکار من هم خیلی خوشحال میشم.

527
00:33:17,460 --> 00:33:20,845
‫هر طوری شده به فرنک هم میگم بهت آسون بگیره.

528
00:33:25,599 --> 00:33:27,514
‫آقای ری‌بری...

529
00:33:27,557 --> 00:33:31,866
‫واقعاً امیدوارم ناراحت نشید
‫اما رمان‌تون رو خوندم.

530
00:33:34,303 --> 00:33:37,089
‫خدایا، وا...واقعاً عاشقش شدم.

531
00:33:37,132 --> 00:33:40,657
‫باید چاپش کنید.

532
00:33:40,701 --> 00:33:45,358
‫وایسا ببینم...
‫تو پیش‌نویسم رو دزدیدی؟

533
00:33:45,401 --> 00:33:47,055
‫فقط برای یه شب بود.

534
00:33:47,099 --> 00:33:50,058
‫تو هم از فیلدستونِ دزد کم نداری.

535
00:33:51,277 --> 00:33:52,713
‫آقای ری‌بری، خواهش می‌کنم...

536
00:33:52,756 --> 00:33:55,150
‫نه، برو بیرون.

537
00:33:55,194 --> 00:33:56,543
‫بده ببینم.

538
00:33:56,586 --> 00:33:58,893
‫باشه، باشه میرم.

539
00:33:58,937 --> 00:34:00,460
‫اما شما باید منتشرش کنید.

540
00:34:00,503 --> 00:34:02,723
‫- من می‌تونم کمک...
‫- از خونه‌ی من برو بیرون.

541
00:34:12,385 --> 00:34:16,258
‫خوشم اومد، خوب حق اورنور رو گذاشتی کف دستش.

542
00:34:16,302 --> 00:34:18,695
‫من همیشه صلاح بهترین
‫تیم تشویق رو می‌خوام.

543
00:34:18,739 --> 00:34:20,175
‫خب...

544
00:34:20,219 --> 00:34:22,525
‫می‌خوام تشکرم رو بهت نشون بدم.

545
00:34:23,396 --> 00:34:24,396
‫اشکالی که نداره؟

546
00:34:25,833 --> 00:34:26,965
‫تو...تو بگو یه‌ذره.

547
00:34:49,161 --> 00:34:54,035
‫این اصلاً چیزی نیست که از زاغ سیاه چوب زدن
‫انتظار داشتم.

548
00:34:54,079 --> 00:34:56,603
‫مگه چه انتظاری داشتی؟

549
00:34:56,646 --> 00:35:00,267
‫راستش رو بگم؟ عین جیمی استوارت
‫و گریس کلی توی فیلم «پنجره‌ی عقبی ۱۹۵۴»

550
00:35:03,697 --> 00:35:05,699
‫به‌به.

551
00:35:05,742 --> 00:35:10,530
‫برنامه‌ی مورد علاقه‌ی شما توسط
‫هشدار اضطراری پسر جذاب قطع شد.

552
00:35:11,618 --> 00:35:13,228
‫خدا بده برکت.

553
00:35:15,622 --> 00:35:19,582
‫برید کنار «برادران رینگلینگ»
‫چون بهترین نمایش زمین دقیقاً همینه.

554
00:35:19,626 --> 00:35:21,193
‫دوربین داری؟

555
00:35:23,151 --> 00:35:25,327
‫بیخیال.

556
00:35:25,371 --> 00:35:29,027
‫اصلاً نیازی نیست وقتی
‫سایز...عضله‌های آرچی انقدر بزرگه.

557
00:35:30,419 --> 00:35:32,334
‫بدبخت شدیم!
‫بشین.

558
00:35:32,378 --> 00:35:35,207
‫وای خدا، باید حدس می‌زدم اینطوری میشه.

559
00:35:35,250 --> 00:35:38,079
‫سر جیمی استوارت هم این بلا اومد.

560
00:35:38,123 --> 00:35:40,342
‫آره ولی اون لااقل
‫می‌خواست قاتل رو دستگیر کنه.

561
00:35:40,386 --> 00:35:42,649
‫ما فقط داشتیم دید می‌زدیم.

562
00:35:51,919 --> 00:35:53,157
‫چیزی خوابیدی؟

563
00:35:53,181 --> 00:35:56,793
‫- اصلاً، تو چی؟
‫- من هم هیچی.

564
00:35:56,837 --> 00:35:59,840
‫اما تونستم فکر کنم که اگه ما رو دیده...

565
00:35:59,883 --> 00:36:03,148
‫احتمالاً اون هم به اندازه‌ی ما خجالت کشیده
‫و چیزی نمیگه.

566
00:36:04,584 --> 00:36:06,673
‫خجالت هم نمی‌کشه.

567
00:36:06,716 --> 00:36:09,719
‫عین...طاووس بدنش

568
00:36:09,803 --> 00:36:12,197
‫و ماهیچه‌های بدن مزخرفش رو نشون میده...

569
00:36:15,561 --> 00:36:16,561
‫سلام خانم‌ها.

570
00:36:17,476 --> 00:36:18,868
‫چه‌خبر؟

571
00:36:18,912 --> 00:36:21,610
‫صبح بخیر آرچی.

572
00:36:21,654 --> 00:36:23,786
‫ورانیکا، میشه چند لحظه با بتی
‫حرف بزنم؟

573
00:36:24,613 --> 00:36:25,962
‫خـ...خصوصی.

574
00:36:29,618 --> 00:36:33,100
‫بعداً با هم حرف می‌زنیم بتی.

575
00:36:33,143 --> 00:36:37,235
‫آرچی...به همین روند ادامه بده.

576
00:36:45,547 --> 00:36:46,896
‫خب، من...

577
00:36:48,463 --> 00:36:51,379
‫دیشب تو و ورانیکا رو دیدم

578
00:36:52,989 --> 00:36:53,989
‫که نگاهم می‌کردید.

579
00:36:56,036 --> 00:36:58,865
‫ببخشید، نمی‌دونم منظورت چیه.

580
00:36:58,908 --> 00:37:00,301
‫اشکالی نداره بتی.

581
00:37:02,303 --> 00:37:04,218
‫من خوشم اومد.

582
00:37:04,262 --> 00:37:08,178
‫می‌دونی، عموی من
‫بدجوری کار سرم ریخته اما...

583
00:37:08,222 --> 00:37:10,572
‫هر شب من توی اتاقمم.

584
00:37:14,141 --> 00:37:19,581
‫من هم هر شب توی اتاقمم.

585
00:37:19,625 --> 00:37:23,933
‫چی میشه اگه هر شب
‫همزمان توی اتاق‌هامون باشیم

586
00:37:24,847 --> 00:37:25,847
‫و...

587
00:37:26,936 --> 00:37:27,936
‫هم‌دیگه رو ببینیم؟

588
00:37:30,418 --> 00:37:32,986
‫امشب چطوره؟
‫نیمه شب.

589
00:37:35,380 --> 00:37:37,207
‫باشه، میام.

590
00:37:37,251 --> 00:37:39,601
‫من هم میام.

591
00:37:39,645 --> 00:37:43,344
‫یه‌چیز خاص هم می‌پوشم.

592
00:37:46,521 --> 00:37:48,915
‫باشه...

593
00:37:48,958 --> 00:37:50,936
‫خب، من دیگه...باید برم سالن، بتی

594
00:37:50,960 --> 00:37:54,268
‫اما باور کن مثل خر ذوق دارم.

595
00:37:55,748 --> 00:37:57,271
‫بتی من واقعاً خر ذوقم.

596
00:37:57,315 --> 00:37:59,404
‫من هم همینطور.
‫یه‌چیزی اونورتر از ذوق.

597
00:38:10,937 --> 00:38:12,895
‫هوی آبدارچی، پشت خط وایسا.

598
00:38:12,939 --> 00:38:14,039
‫زمین فقط برای بازیکن‌هاست.

599
00:38:14,680 --> 00:38:16,072
‫خوبه.

600
00:38:16,116 --> 00:38:17,117
‫چون من هم اومدم بازی کنم.

601
00:38:19,119 --> 00:38:20,859
‫نمی‌تونی بذاری همینطوری وارد تیم بشه مربی.

602
00:38:21,991 --> 00:38:23,431
‫اصلاً از کجا بدونیم بازیش خوبه؟

603
00:38:31,827 --> 00:38:32,915
‫امر دیگه؟

604
00:38:34,526 --> 00:38:36,832
‫خیلی‌خب، همینطور گرم کنید.

605
00:38:41,576 --> 00:38:43,119
‫اینکار رو برای تو نمی‌کنم عمو فرنک.

606
00:38:43,143 --> 00:38:45,145
‫برای خودمه.

607
00:38:45,188 --> 00:38:47,974
‫و مامانم...و بابام.

608
00:38:49,671 --> 00:38:50,903
‫برای کارِت احترام قائلم آرچی.

609
00:38:54,110 --> 00:38:55,634
‫دکتر وردرز...

610
00:38:55,677 --> 00:38:58,463
‫امروز این رو از دیلتن دویلی گرفتم.

611
00:39:00,378 --> 00:39:03,337
‫مثل جنگیدن با یه هایدراـه خانم تورنتون.

612
00:39:03,381 --> 00:39:06,949
‫یه سر رو که قطع کنی
‫یه سر دیگه جاش در میاد.

613
00:39:06,993 --> 00:39:11,780
‫اره، منتها این یکی سر
‫به قلم یکی از دانش‌آموزهامونه.

614
00:39:11,824 --> 00:39:13,260
‫جاگهد جونز.

615
00:39:15,584 --> 00:39:22,584



616
00:39:24,708 --> 00:39:31,708



617
00:41:40,538 --> 00:41:41,930
‫بتی!

618
00:41:41,974 --> 00:41:44,759
‫داری چه غلطی می‌کنی؟!

619
00:41:44,803 --> 00:41:47,109
‫معلومه داری چیکار می‌کنی؟!

620
00:41:47,133 --> 00:41:52,133
<font color="#ffff00">‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد»
@AMIRX79X</font>

