1
00:00:04,820 --> 00:00:07,240
‫یک زندگیِ ساختگی رو قبول نکن

2
00:00:07,240 --> 00:00:10,140
‫می‌خوام با خودم روراست باشم

3
00:00:10,140 --> 00:00:12,520
‫نمی‌تونم چرخ سرنوشت رو متوقف کنم

4
00:00:12,520 --> 00:00:15,240
<i>Woah Woah</i>

5
00:00:15,240 --> 00:00:18,040
‫یک زندگیِ ساختگی رو قبول نکن

6
00:00:18,040 --> 00:00:20,600
‫می‌خوام با خودم روراست باشم

7
00:00:20,600 --> 00:00:23,200
‫نمی‌تونم چرخ سرنوشت رو متوقف کنم

8
00:00:15,700 --> 00:00:23,200
<i>Nero_Sun \ Anime-List.net</i>

9
00:00:26,040 --> 00:00:28,060
‫آه! زمان مثل برق می‌گذره

10
00:00:28,060 --> 00:00:31,360
‫من فقط دور خودم می‌چرخم

11
00:00:31,360 --> 00:00:33,580
‫یه زندگیِ کسل‌کننده داشتم

12
00:00:33,580 --> 00:00:36,440
‫خیلی زود، پیر و پژمرده می‌شم

13
00:00:36,440 --> 00:00:38,960
‫نمی‌تونم با واقعیت مواجه بشم

14
00:00:38,960 --> 00:00:40,960
‫از قدم برداشتن هراس نداشته باش

15
00:00:41,340 --> 00:00:43,380
‫ما حلش می‌کنیم!

16
00:00:43,380 --> 00:00:45,080
‫بدون انجام هیچ‌کاری

17
00:00:45,080 --> 00:00:47,080
‫قبل از اینکه تسلیم بشی

18
00:00:50,060 --> 00:00:52,860
‫هیچ‌کس در تنهایی زندگی نمی‌کنه

19
00:00:52,860 --> 00:00:54,860
‫دنبال اون نور بگرد

20
00:00:54,860 --> 00:00:57,520
‫حتی اگر بقیه دارن می‌درخشن

21
00:00:57,520 --> 00:01:00,880
‫میان خارها و دردها

22
00:01:00,880 --> 00:01:05,500
‫از اون قدرت استفاده کن

23
00:01:05,500 --> 00:01:08,400
‫تا به سمت فردا هدایت بشیم

24
00:01:08,400 --> 00:01:11,040
‫از قلب و روحت پیروی کن

25
00:01:11,040 --> 00:01:13,040
‫مهم نیست

26
00:01:13,040 --> 00:01:16,080
‫چقدر در ناامیدی غرق بشم

27
00:01:16,080 --> 00:01:18,080
‫اهمیت نمی‌دم

28
00:01:18,080 --> 00:01:21,840
‫به سمت آینده

29
00:01:22,320 --> 00:01:25,020
‫بهش برس، باور داشته باش

30
00:01:43,890 --> 00:01:45,020
<i>‫عجیبه.</i>

31
00:01:46,060 --> 00:01:47,980
<i>‫تا اونجا که تونستم با قدرتِ روحم تلاش کردم،</i>

32
00:01:48,730 --> 00:01:51,270
<i>‫ولی هنوز هویتِ واقعیِ حامی‌های تو رو پیدا نکردم.</i>

33
00:01:53,400 --> 00:01:57,110
<i>‫پس خودت باید بهم بگی.</i>

34
00:01:59,530 --> 00:02:01,490
‫گلِ مِیز...

35
00:02:02,200 --> 00:02:06,160
‫دقیقاً متوجه نمی‌شم، ولی این یه ربطی به اون داره.

36
00:02:07,160 --> 00:02:10,380
‫ولی، ‫هیچ علاقه‌ای بهش ندارم.

37
00:02:11,880 --> 00:02:13,040
‫پس این چطوره؟

38
00:02:13,630 --> 00:02:17,220
‫چطوره قبلش ببینیم...

39
00:02:18,430 --> 00:02:19,840
‫... کدوم یکی از ما قوی‌ترـه؟

40
00:02:20,970 --> 00:02:21,760
‫رد می‌کنم.

41
00:02:22,220 --> 00:02:26,140
‫یک سامورایی فقط در مواقع مرگ و زندگی روی کسی شمشیر می‌کشه،

42
00:02:26,520 --> 00:02:28,640
‫نه برای اختلافات جزئی.

43
00:02:29,390 --> 00:02:32,360
‫اینقدر جدیش نگیر، فقط می‌خوام یکم خوش بگذرونم.

44
00:02:34,480 --> 00:02:36,650
‫اگه فقط برای خوش‌گذرونی از شمشیر استفاده می‌کنی...

45
00:02:38,150 --> 00:02:40,860
‫پس این وظیفه‌ی منه که اصلاحت کنم.

46
00:02:42,780 --> 00:02:43,410
‫هوی.

47
00:02:44,120 --> 00:02:46,040
‫اجازه نده فریبت بده.

48
00:02:46,200 --> 00:02:50,330
‫درسته، خواهرم گفت تا «اون روز» نباید مبارزه کنیم.

49
00:02:51,120 --> 00:02:53,750
‫اون متوجه نمی‌شه.

50
00:02:54,960 --> 00:02:58,340
‫تو این دنیا، اگه صادقانه رفتار کنی بقیه فکر می‌کنن که یه احمقی.

51
00:03:00,260 --> 00:03:02,300
‫چیزی که اهمیت داره...

52
00:03:03,890 --> 00:03:05,510
‫اینه که الان بی‌دفاعی!

53
00:03:05,680 --> 00:03:06,850
‫نیزه!

54
00:03:12,150 --> 00:03:15,940
‫هیچ‌کس موقع مبارزه‌ی واقعی، چنین حرف‌هایی نمی‌زنه، دایکیو-دونو.

55
00:03:16,820 --> 00:03:18,110
‫تو مبارزه‌ی قبلی‌مون...

56
00:03:18,360 --> 00:03:23,370
‫برخلاف مهارت‌هایی که از تمرین‌های جامع یاد گرفتی، هنوزم تو مبارزه تجربه‌ی کمی داری.

57
00:03:25,740 --> 00:03:26,870
‫عجب تحلیلی...

58
00:03:28,120 --> 00:03:29,410
‫این مزخرفات رو بهم تحویل نده!

59
00:03:31,410 --> 00:03:34,790
‫هرچقدر یه سلاح بلندتر باشه، راحت‌تر می‌شه مسیر حرکتش رو تشخیص داد.

60
00:03:35,590 --> 00:03:38,170
‫به‌خصوص تو همچین حملاتِ ضعیفی.

61
00:03:40,470 --> 00:03:44,680
‫که اینطور. تعجبی نداره که می‌خواستی خوش بگذرونی.

62
00:03:49,520 --> 00:03:50,060
<i>‫لعنتی...</i>

63
00:04:05,700 --> 00:04:06,950
‫ولی برای من،

64
00:04:07,620 --> 00:04:10,830
‫کاتانا وسیله‌ای بود تا باهاش تو اون جهنم دووم بیارم.

65
00:04:11,870 --> 00:04:13,540
‫وظیفه‌ی مهمِ یه سامورایی...

66
00:04:13,960 --> 00:04:16,170
‫اینه که تردید نکنه...

67
00:04:16,420 --> 00:04:19,210
‫تا جونش رو برای اربابش فدا کنه.

68
00:04:20,550 --> 00:04:24,720
‫شرمنده که تو مبارزه‌ی قبلی‌مون از همه‌ی توانم استفاده نکردم.

69
00:04:25,890 --> 00:04:27,300
‫با ادغام روح،

70
00:04:27,470 --> 00:04:30,600
‫ترجیح دادم اون فشار رو به بدنِ اربابم وارد نکنم.

71
00:04:30,970 --> 00:04:33,270
‫ولی بازم یه چتر بهم ضربه زد.

72
00:04:35,230 --> 00:04:36,270
‫واقعاً که...

73
00:04:36,980 --> 00:04:40,900
‫نباید یه ساموراییِ پیر رو مسخره می‌کردم.

74
00:04:42,530 --> 00:04:43,610
‫خودشو چسبوند!

75
00:04:44,740 --> 00:04:47,780
‫خب، فکر کنم حق با توـه.

76
00:04:48,740 --> 00:04:49,740
<i>‫خیلی وقت پیش...</i>

77
00:04:49,990 --> 00:04:54,250
<i>‫کاتانا در آستانه‌ی مرگ بود.</i>

78
00:04:55,080 --> 00:04:58,130
<i>‫یه روز، وقتی خیلی مست بودم،</i>

79
00:04:58,290 --> 00:05:01,800
<i>‫به اربابِ قبلی‌ام یه سری زدم.</i>

80
00:05:02,760 --> 00:05:06,090
<i>‫پول، اربابم رو زشت و چاق کرده بود.</i>

81
00:05:06,630 --> 00:05:09,970
<i>‫و هرجا رو که نگاه می‌کردم، فقط تفنگ می‌دیدم.</i>

82
00:05:11,970 --> 00:05:13,810
<i>‫این حرف نداره.</i>

83
00:05:14,060 --> 00:05:15,640
<i>‫بیاید جلو!</i>

84
00:05:22,570 --> 00:05:26,650
‫عجب... چطور همه‌چیز اینقدر خسته‌کننده شد؟

85
00:05:27,490 --> 00:05:32,120
‫یه زمانی مبارزه به این معنی بود که روحت رو بذاری وسط.

86
00:05:33,700 --> 00:05:34,830
‫دایکیو-دونو...

87
00:05:35,710 --> 00:05:37,620
‫الان حالم بهتره.

88
00:05:38,670 --> 00:05:39,630
‫می‌تونی...

89
00:05:39,920 --> 00:05:44,260
‫یه چندتا از اون مهارت‌های شمشیرزنی‌ت که دیدم رو بهم یاد بدی؟

90
00:05:45,630 --> 00:05:48,470
‫می‌خوای... من بهت...؟

91
00:05:49,140 --> 00:05:52,220
‫نه، نه، نه! چی می‌گی دایکیو-دونو؟!

92
00:05:52,600 --> 00:05:55,730
‫اونقدر قوی نیستم که به بقیه آموزش بدم!

93
00:05:56,770 --> 00:06:00,060
‫خجالت نکش! فقط بهم یاد بده!

94
00:06:00,230 --> 00:06:01,020
‫بی‌خیال دیگه!

95
00:06:01,190 --> 00:06:02,230
‫عجب اسکل‌هایی.

96
00:06:03,360 --> 00:06:06,110
‫کلاس به زودی شروع می‌شه، یوهان.

97
00:06:07,400 --> 00:06:09,070
‫آره، راست می‌گی.

98
00:06:11,910 --> 00:06:14,290
‫پس آمیداماروی افسانه‌ای اینه...

99
00:06:15,120 --> 00:06:16,160
‫خیلی قوی‌ـه.

100
00:06:16,450 --> 00:06:20,000
‫شایسته‌ی خانواده‌ی آساکوراـه.

101
00:06:21,000 --> 00:06:22,130
‫اینطوریاس؟

102
00:06:22,380 --> 00:06:25,880
‫از نظر من شبیه یه بچه‌ کوچولوی بی‌ارزش‌ـه.

103
00:06:26,260 --> 00:06:28,510
‫آره خب، با تو قابل مقایسه نیست.

104
00:06:29,510 --> 00:06:30,220
‫ولی...

105
00:06:30,890 --> 00:06:34,720
‫آمیدامارو، روح قدرت‌مندی‌ـه که با،

106
00:06:30,640 --> 00:06:31,970
‫شمشیرِ نورانیِ آمیداریو

107
00:06:34,930 --> 00:06:38,100
‫اربابِ قبلیش به قاره‌ی مو رفت.

108
00:06:39,560 --> 00:06:42,650
‫اون پتانسیل‌های این بچه رو بالا می‌بره.

109
00:06:43,230 --> 00:06:46,780
‫به‌عنوان یه سامورایی، به خوبی از اربابش حمایت می‌کنه.

110
00:06:48,070 --> 00:06:51,320
‫خیلی خوب می‌شه اگه از همدیگه جداشون کنیم.

111
00:06:53,450 --> 00:06:58,160
‫باورم نمی‌شه که تاحالا نیومدی مدرسه.

112
00:06:58,910 --> 00:07:01,120
‫وقتی برگردیم کلاس، مشکلی برات پیش نمیاد؟

113
00:07:01,420 --> 00:07:02,000
‫چرا...؟

114
00:07:04,170 --> 00:07:07,800
‫منظورم سرنوشتی‌ـه که به‌عنوان یه دانش‌آموزِ انتقالی در انتظارته.

115
00:07:08,630 --> 00:07:12,680
‫همین که پاتو بذاری تو کلاس، ازت یه مُشت سؤال می‌پرسن.

116
00:07:12,970 --> 00:07:16,930
‫خونه‌ات تو کیوتو چه شکلی‌ـه؟ خانواده‌ات چیکار می‌کنن؟

117
00:07:17,310 --> 00:07:18,140
‫نزدیک‌بینی؟

118
00:07:18,390 --> 00:07:19,350
‫بازوت چی شده؟

119
00:07:19,520 --> 00:07:21,690
‫چرا لباست رو کردی تو شلوارت؟

120
00:07:22,560 --> 00:07:25,070
‫می‌تونی همه‌ی اینارو جواب بدی؟

121
00:07:25,650 --> 00:07:26,900
‫که اینطور...

122
00:07:27,980 --> 00:07:30,400
‫به‌نظر کار سختی میاد.

123
00:07:31,110 --> 00:07:33,070
‫ولی فکرِ اینکه بقیه بیان سراغم، هیجان‌زده‌ام می‌کنه!

124
00:07:33,410 --> 00:07:37,720
‫نه، این وحشتناکه! چون وارد یه زمینِ مین‌گذاری شده می‌شی!

125
00:07:39,290 --> 00:07:43,170
‫گوش کن، هر اتفاقی هم که بیفته، نباید حقیقت رو راجع‌به خانواده‌ات بگی.

126
00:07:44,330 --> 00:07:48,090
‫زندگیت می‌تونه تبدیل به جهنم بشه.

127
00:07:51,300 --> 00:07:52,630
‫جهنم؟

128
00:07:52,880 --> 00:07:55,350
‫حتی اگه دروغ بگی...

129
00:07:55,510 --> 00:07:58,640
‫اون خود بزرگ‌بینی‌ای که داری، نشون می‌ده که چقدر عجیب‌غریبی.

130
00:07:59,600 --> 00:08:02,690
‫چنین نظری درباره‌ی من داری؟

131
00:08:03,560 --> 00:08:05,520
‫من با کسی حرف نمی‌زنم.

132
00:08:05,690 --> 00:08:08,230
‫به این‌خاطر معروفم.

133
00:08:08,690 --> 00:08:10,690
‫پس خرابش نکن.

134
00:08:10,990 --> 00:08:12,320
‫به این خاطر معروفی؟

135
00:08:14,950 --> 00:08:18,660
‫نکنه تو هم هیچ دوستی نداری؟

136
00:08:25,040 --> 00:08:26,630
‫منظوری نداشتم.

137
00:08:28,800 --> 00:08:30,260
‫راستش...

138
00:08:30,960 --> 00:08:33,760
‫از بچگی، دلم می‌خواست که دوست پیدا کنم.

139
00:08:34,930 --> 00:08:37,600
‫می‌دونم که باید یه‌جورایی خودم رو مخفی کنم.

140
00:08:38,470 --> 00:08:40,020
‫پس نگرانش نباش.

141
00:08:40,600 --> 00:08:42,730
‫این حقیقت داره که ما باهم دشمنیم،

142
00:08:43,180 --> 00:08:45,900
‫تا اون روز، قراره فقط باهم همکلاسی باشیم.

143
00:08:49,070 --> 00:08:51,780
‫به‌عنوان اولین دوستت،

144
00:08:52,530 --> 00:08:54,110
‫هرطور شده ازت محافظت می‌کنم.

145
00:08:55,950 --> 00:08:57,740
‫واقعاً مخت عیب داره.

146
00:08:58,530 --> 00:09:00,540
‫چی؟ دوباره قیافه‌ات اینطوری شد؟

147
00:09:00,700 --> 00:09:02,790
‫بیا به کلاس برگردیم.

148
00:09:03,370 --> 00:09:05,580
‫یادت باشه حرف اضافی نزنی.

149
00:09:08,130 --> 00:09:08,960
‫ببخشید.

150
00:09:11,300 --> 00:09:12,420
‫ای بابا...

151
00:09:13,210 --> 00:09:16,260
<i>‫حرف اضافی نباید بزنم. باید خون‌سردیم رو حفظ کنم.</i>

152
00:09:17,050 --> 00:09:19,600
<i>‫درسته. نباید هیجان‌زده بشم.</i>

153
00:09:20,350 --> 00:09:23,520
<i>‫علاقه‌ی شدیدِ بقیه، کم کم ناپدید می‌شه.</i>

154
00:09:24,600 --> 00:09:28,730
<i>‫من بالاخره اومدم مدرسه، تا وقتی هانا-کون اینجا باشه مشکلی برام پیش نمیاد.</i>

155
00:09:30,020 --> 00:09:31,020
‫خب...

156
00:09:31,610 --> 00:09:35,240
‫مثل اینکه یه دانش‌آموز جدید داریم.

157
00:09:35,400 --> 00:09:36,650
‫بذارید معرفی‌ش کنم.

158
00:09:52,250 --> 00:09:55,590
‫سلام، من آلومی از آمریکا هستم.

159
00:09:55,760 --> 00:09:57,180
‫اسم فامیلیم نیوم‌برچ‌ـه.

160
00:09:57,340 --> 00:10:00,390
‫از اونجایی که پدرم عضو خاندانِ پاچ‌ـه، یکم عجیب به‌نظر می‌رسه.

161
00:10:00,640 --> 00:10:02,760
‫لطفاً هوامو داشته باشید!

162
00:10:03,350 --> 00:10:04,770
‫همه‌ش همین بود!

163
00:10:06,230 --> 00:10:08,980
‫بچه‌ها از آشنایی باهاتون خوش‌وقتم!

164
00:10:10,900 --> 00:10:12,740
‫از کجای آمریکا اومدی؟

165
00:10:12,740 --> 00:10:13,860
‫خونه‌ات چه شکلیه؟

166
00:10:13,860 --> 00:10:15,860
‫دوست‌پسر داری؟ خیلی خوب ژاپنی حرف می‌زنی!

167
00:10:16,030 --> 00:10:17,740
‫هی، همدیگه رو هل ندید.

168
00:10:17,900 --> 00:10:20,280
‫یکی یکی سؤال بپرسید.

169
00:10:20,870 --> 00:10:23,370
‫باورم نمی‌شه! اون اینجا چیکار می‌کنه؟!

170
00:10:23,620 --> 00:10:26,830
‫اون عنوانِ «دانش‌آموزِ انتقالیِ جدید» رو ازم گرفت!

171
00:10:28,250 --> 00:10:30,830
‫پس اونجایی، نامزد-کون!

172
00:10:31,000 --> 00:10:33,210
‫پسر عموت، چشم‌بند-کون هم که اینجاست!

173
00:10:33,670 --> 00:10:36,720
‫چی شد که اینقدر زود باهم دوست شدید؟!

174
00:10:36,880 --> 00:10:40,220
‫بی ال؟ مگه نگفتی از سینه‌های بزرگ خوشت میاد؟

175
00:10:40,390 --> 00:10:43,560
‫حواست باشه، اگه بهم خیانت کنی، پدرتو در میارم!

176
00:10:43,850 --> 00:10:44,930
‫اون نامزدشه؟

177
00:10:45,140 --> 00:10:46,100
‫چشم‌بند؟

178
00:10:46,470 --> 00:10:47,140
‫سینه؟

179
00:10:47,430 --> 00:10:48,850
‫بی ال...؟

180
00:10:49,390 --> 00:10:51,770
<i>‫نه-سان، مثل اینکه یه‌دفعه...</i>

181
00:10:51,940 --> 00:10:54,820
<i>‫موقعیتم رو به‌خاطر...</i>

182
00:10:56,110 --> 00:10:57,240
<i>‫بی ال؟</i>

183
00:11:00,700 --> 00:11:02,450
‫اسم من آساکورا لوکاـه.

184
00:11:03,120 --> 00:11:05,950
‫از امروز به این مدرسه میام.

185
00:11:08,410 --> 00:11:10,540
‫لطفاً با ناشی‌گری‌هام کنار بیاید،

186
00:11:11,040 --> 00:11:12,250
‫هم‌کلاسی‌های عزیز.

187
00:11:15,170 --> 00:11:17,800
‫لعنتی. عاشق شدم رفت.

188
00:11:19,550 --> 00:11:23,140
‫چی می‌گی ریو-سان؟! این دختر کاملاً دیوونه‌س!

189
00:11:23,300 --> 00:11:24,260
‫اسکل!

190
00:11:25,100 --> 00:11:30,020
‫معلومه که دلیلِ مهمی داره که لوکا-سان اینطوری رفتار می‌کنه.

191
00:11:30,810 --> 00:11:35,020
‫طوری که حرف می‌زنه خیلی شبیه به انیمه و رُمان‌های راحت‌خوان می‌مونه.

192
00:11:35,190 --> 00:11:37,230
‫منظورت از رمان راحت‌خوان چیه؟!

193
00:11:37,440 --> 00:11:42,530
‫اون حتماً بدون هیچ دوستی، در تنهایی زندگی می‌کرده.

194
00:11:43,160 --> 00:11:44,490
‫در واقع،

195
00:11:44,660 --> 00:11:49,330
‫اون مثل یه بچه گربه‌ی گمشده، از دنیای واقعی به دنیای دو بُعدی پناه برده.

196
00:11:49,500 --> 00:11:51,370
‫منظورت از دنیای دو بُعدی چیه؟!

197
00:11:51,670 --> 00:11:54,420
‫به خودت بیا، ریو-سان!

198
00:11:54,580 --> 00:11:57,300
‫رویای ما اینه که، به غربِ توکیو غلبه کنیم!

199
00:11:57,460 --> 00:12:00,880
‫الان برای وقت‌گذرونی با یه دخترِ اوتاکو وقت نداریم!

200
00:12:01,050 --> 00:12:02,090
‫خفه شید!

201
00:12:03,180 --> 00:12:05,720
‫دوست‌های منم بهم می‌خندیدن.

202
00:12:05,890 --> 00:12:08,850
‫برای همین خیلی برام قلدری می‌کردن!

203
00:12:09,350 --> 00:12:11,430
‫هیچ‌کس اجازه نداره تو دنیای دو بُعدی،

204
00:12:11,600 --> 00:12:15,400
‫مانع رویاها و ماجراجویی‌های ما بشه!

205
00:12:16,440 --> 00:12:18,270
‫برای همین می‌خوام ازش محافظت کنم.

206
00:12:18,530 --> 00:12:22,240
‫از تمام عوضی‌هایی که می‌خوان اون رو پایین بکشن.

207
00:12:25,030 --> 00:12:29,200
‫من ایچی‌هارا ریوجی، رئیس این مدرسه هستم.

208
00:12:30,200 --> 00:12:33,000
‫اگه تو دردسر افتادی، بهم بگو.

209
00:12:34,790 --> 00:12:35,580
‫باشه.

210
00:12:36,790 --> 00:12:40,260
‫در این صورت، یه نفر هست که می‌خوام برام بکشیش.

211
00:12:43,220 --> 00:12:43,930
‫بله؟

212
00:12:45,720 --> 00:12:47,470
‫باورم نمی‌شه.

213
00:12:47,720 --> 00:12:48,640
‫اون دختر...

214
00:12:48,890 --> 00:12:52,850
‫اون کاملاً جایگاه اجتماعیِ من رو داره از بین می‌بره.

215
00:12:53,980 --> 00:12:57,270
‫اشکالی نداره اینطوری مدرسه رو ترک کنیم؟

216
00:12:58,820 --> 00:13:01,190
‫نمی‌تونم حتی یه ثانیه‌ی دیگه، اینجا بمونم!

217
00:13:01,360 --> 00:13:03,610
‫چطور تونست چیزهایی مثل «نامزد» و «سینه» رو به زبون بیاره؟!

218
00:13:03,780 --> 00:13:06,570
‫اون کاملاً تصور خفنی که از خودم ساخته بودم رو نابود کرد!

219
00:13:06,990 --> 00:13:07,910
‫ولی...

220
00:13:08,700 --> 00:13:10,410
‫بی ال چیه؟

221
00:13:10,580 --> 00:13:11,950
‫اینو ازم نپرس، کله خر!

222
00:13:13,830 --> 00:13:16,500
‫درسته که اونجا راحت نبودیم.

223
00:13:17,290 --> 00:13:20,590
‫ولی فکر نکنم کار درستی باشه که دانش‌آموزها از مدرسه بیان بیرون و وقت‌شون رو هدر بدن...

224
00:13:21,500 --> 00:13:25,760
‫راستی، اخیراً یه پاساژِ جدید تو تپه‌ی فون‌باری ساختن.

225
00:13:26,840 --> 00:13:27,590
‫پاساژ؟

226
00:13:27,800 --> 00:13:29,550
‫یه مرکز خریدـه.

227
00:13:29,890 --> 00:13:32,390
‫واقعاً هیچی نمی‌دونی، نه؟

228
00:13:32,560 --> 00:13:33,310
‫ببخشید.

229
00:13:34,430 --> 00:13:37,190
‫خیلی‌خب، می‌رم یکم اونجا وقت‌کُشی کنم.

230
00:13:39,020 --> 00:13:41,690
‫یوهان، نمی‌خوای بیای؟

231
00:13:42,610 --> 00:13:43,860
‫با... باشه...

232
00:13:44,780 --> 00:13:47,910
‫ولی اگه مدرسه رو بپیچونیم، اراذل و اوباش به حساب نمیایم...؟

233
00:13:48,110 --> 00:13:52,290
‫سخت نگیر. این بهتر از اینه که بخوای یه نفرو بکشی.

234
00:13:53,040 --> 00:13:56,790
‫هوی. داریم می‌ریم پاساژ! شما هم میاید؟

235
00:13:58,080 --> 00:13:59,250
‫پاساژ؟

236
00:13:59,420 --> 00:14:01,090
‫اون دیگه چیه؟

237
00:14:01,250 --> 00:14:04,420
‫وای! شما چه مرگ‌تونه؟!

238
00:14:04,920 --> 00:14:09,050
‫اگه یکم درباره‌ی جامعه‌ی مُدرن چیز یاد بگیرید، چیزی ازتون کم نمی‌شه‌ها!

239
00:14:11,890 --> 00:14:14,220
‫انگار خیلی بهشون خوش می‌گذره.

240
00:14:14,810 --> 00:14:18,400
‫دنبالشون نمی‌رم. نمی‌تونم اینطوری با آدم‌های معمولی سروکله بزنم.

241
00:14:18,560 --> 00:14:19,850
‫خودم می‌دونم.

242
00:14:20,650 --> 00:14:23,980
‫هرچی نباشه، مدت زیادی‌ـه که باهم وقت می‌گذرونیم.

243
00:14:24,570 --> 00:14:27,240
‫منم علاقه‌ای ندارم که دنبال‌شون برم.

244
00:14:27,780 --> 00:14:30,410
‫پس کِی می‌خوای واردِ عمل بشی؟

245
00:14:30,780 --> 00:14:34,370
‫وقتی شروع بشه، رؤسا دورِ هم جمع می‌شن.

246
00:14:35,330 --> 00:14:37,370
‫برای گلِ مِیز.

247
00:14:37,830 --> 00:14:42,380
‫قول دادی که تا اون‌موقع تمام موانع رو توی ژاپن از بین ببری.

248
00:14:43,000 --> 00:14:45,510
‫نگران نباش.

249
00:14:45,840 --> 00:14:47,630
‫من همین الانم قدمِ بعدی رو برداشتم.

250
00:14:48,760 --> 00:14:50,260
‫مطمئنم...

251
00:14:50,550 --> 00:14:53,930
‫که دنیای جدیدی رو بهت تقدیم می‌کنم.

252
00:15:06,530 --> 00:15:07,110
‫ببینید!

253
00:15:07,820 --> 00:15:09,740
‫به این می‌گن مرکزِ خرید!

254
00:15:10,990 --> 00:15:13,990
‫فروشگاه‌هایی که تمام خواسته‌های انسان‌ رو برآورده می‌کنن!

255
00:15:14,620 --> 00:15:15,910
‫یه عالمه غذا داره!

256
00:15:16,330 --> 00:15:19,410
‫واقعاً همه‌چیز داره، حتی سینما!

257
00:15:19,910 --> 00:15:20,750
‫اینجا...

258
00:15:21,370 --> 00:15:24,790
‫زیون مال، تو جنوبِ شرقیِ جنوبِ کورومه‌س!

259
00:15:25,880 --> 00:15:28,260
‫نظرتون چیه؟! حرف نداره، مگه نه؟!

260
00:15:28,510 --> 00:15:31,300
‫اولین باره که همچین چیزی می‌بینم.

261
00:15:31,470 --> 00:15:34,010
‫خیلی درخشان‌ـه.

262
00:15:34,220 --> 00:15:36,770
‫کِی تونستن همچین جایی بسازن؟

263
00:15:38,600 --> 00:15:40,770
‫خیلی هیجان‌زده نشید!

264
00:15:42,730 --> 00:15:46,230
‫منم خوشم میاد. منو یاد فیلم‌های ژانرِ زامبی می‌ندازه.

265
00:15:46,690 --> 00:15:48,320
‫اون چیه، هانا-کون؟

266
00:15:49,190 --> 00:15:49,990
‫چی رو می‌گی؟

267
00:15:50,610 --> 00:15:51,570
‫این رستوران...

268
00:15:52,110 --> 00:15:54,780
‫واقعاً یه اختاپوسِ کامل رو کباب می‌کنن...؟

269
00:15:54,950 --> 00:15:56,080
‫البته که نمی‌کنن!

270
00:15:56,450 --> 00:15:59,620
‫چطوره بریم یه نگاهی به اطراف بندازیم؟

271
00:15:59,790 --> 00:16:00,620
‫برید پیِ کارتون!

272
00:16:05,590 --> 00:16:07,340
‫پس تاکویاکی اینه...

273
00:16:08,130 --> 00:16:09,840
‫بوی خیلی خوبی داره...

274
00:16:10,590 --> 00:16:11,550
‫می‌شه امتحانش کنم...؟

275
00:16:12,380 --> 00:16:15,010
‫بهتره قبل از اینکه بیان بخوری.

276
00:16:16,220 --> 00:16:16,850
‫پس...

277
00:16:17,350 --> 00:16:18,680
‫باشه...

278
00:16:21,600 --> 00:16:22,640
<i>‫خیلی نرمه...!</i>

279
00:16:35,370 --> 00:16:36,450
‫بیا بازم امتحان کنیم...

280
00:16:37,740 --> 00:16:41,330
‫چطور فقط با یه خلال‌دندون برش می‌داری؟!

281
00:16:41,910 --> 00:16:44,460
‫هرچی تلاش می‌کنم سخت‌تر می‌شه!

282
00:16:46,130 --> 00:16:47,420
‫از هم وا رفت!

283
00:16:48,750 --> 00:16:51,460
‫یه دقیقه خودتو کنترل کن، باشه؟! دهنتو باز کن!

284
00:17:02,430 --> 00:17:03,690
‫خوشمزه‌س.

285
00:17:04,390 --> 00:17:05,230
‫مگه نه؟

286
00:17:05,690 --> 00:17:07,230
‫چه زری می‌زنی؟ همه‌ش رو دیدم.

287
00:17:08,190 --> 00:17:09,440
‫تمومش کنید.

288
00:17:09,980 --> 00:17:11,320
‫همین الان.

289
00:17:11,530 --> 00:17:13,700
‫اینجا چیکار می‌کنی؟!

290
00:17:13,860 --> 00:17:17,780
‫شما یه‌دفعه از مدرسه غیب‌تون زد، خب معلومه که دنبال‌تون می‌کنم.

291
00:17:18,070 --> 00:17:21,750
‫چرا اینقدر ترسیدی؟ عذاب‌وجدان گرفتی؟

292
00:17:21,910 --> 00:17:23,290
‫بین شما دوتا رابطه‌ای هست؟

293
00:17:23,580 --> 00:17:27,920
‫اینطور نیست! چرا اینقدر با بچه‌های کلاس متفاوت رفتار می‌کنی؟!

294
00:17:28,250 --> 00:17:31,420
‫خب معلومه، می‌خوام باهاشون گرم بگیرم.

295
00:17:31,630 --> 00:17:32,510
‫چی؟

296
00:17:32,670 --> 00:17:33,510
‫به علاوه...

297
00:17:35,220 --> 00:17:38,550
‫من یه شامان هستم، سومین ایتاکونو آنا.

298
00:17:39,010 --> 00:17:41,180
‫مهم نیست کجا فرار کنی، من باخبر می‌شم.

299
00:17:42,060 --> 00:17:45,850
‫چون مادرِ واقعیت بهم تعلیم داده.

300
00:17:46,440 --> 00:17:48,150
‫مادرِ واقعی‌ام؟

301
00:17:48,310 --> 00:17:50,860
‫اون ازدواجِ مارو تأیید کرده.

302
00:17:51,360 --> 00:17:54,320
‫چطور می‌تونی همچین تصمیمی بگیری؟!

303
00:17:55,030 --> 00:17:57,410
‫من چیزی درباره‌ی تو نمی‌دونم!

304
00:18:00,530 --> 00:18:03,830
‫شاید فراموش کرده باشی، ولی من همه‌چیزو راجع‌بهت می‌دونم.

305
00:18:04,330 --> 00:18:05,870
‫ها؟! چی گفتی؟!

306
00:18:08,710 --> 00:18:09,830
‫فراموشش کن!

307
00:18:13,340 --> 00:18:13,960
‫هانا-کون!

308
00:18:15,800 --> 00:18:18,430
‫حالا که کتک‌ت زدم دیگه می‌رم خونه...

309
00:18:19,720 --> 00:18:22,470
‫فقط یادت باشه که حواست رو به اطرافت بدی.

310
00:18:23,600 --> 00:18:25,600
‫اونا همین الانم دست به کار شدن.

311
00:18:26,600 --> 00:18:29,480
‫اگه شریکِ روحی‌ت برات ارزشی داره...

312
00:18:30,520 --> 00:18:32,320
‫... پس بهتره از همدیگه جدا نشید.

313
00:18:36,320 --> 00:18:38,240
‫آخ...

314
00:18:38,610 --> 00:18:41,990
‫چه مرگشه؟ چرا منو اینطوری می‌زنه...؟

315
00:18:42,490 --> 00:18:46,250
‫منظورش از «اونا» کی بود؟

316
00:18:46,410 --> 00:18:47,960
‫از کجا بدونم؟

317
00:18:48,670 --> 00:18:51,580
‫از آلومی هیچی نمی‌دونم.

318
00:18:52,000 --> 00:18:55,090
‫و هیچ‌وقت هم با مادرم ملاقات نکردم.

319
00:18:56,420 --> 00:18:57,970
‫ایتاکونو آنا...

320
00:18:58,510 --> 00:19:00,300
‫به‌عنوان کیویاما آنا به دنیا اومد...

321
00:19:00,930 --> 00:19:05,310
‫در کمترین زمان، متنِ ماوراییِ سِنجی ریاکِتسو رو که توسط جد بزرگ‌مون
‫آساکورا هائو، نوشته شده بود رو رمزگشایی کرد.

322
00:19:05,720 --> 00:19:07,640
‫و قدرت فوق‌العاده‌ای داره...

323
00:19:07,890 --> 00:19:10,310
‫با تسبیحی که هزار و هشتاد مُهره داره.

324
00:19:11,190 --> 00:19:15,150
‫خب، در این حد رو شنیدم.

325
00:19:15,650 --> 00:19:18,610
‫ولی تو همه‌ی اینارو از کجا می‌دونی؟

326
00:19:19,070 --> 00:19:23,200
‫اون کسی بود که خانواده‌ام بیشتر از همه ازش می‌ترسید.

327
00:19:23,660 --> 00:19:27,120
‫از وقتی بچه بودم، بهم یاد دادن که اگه خانواده‌ی اصلیِ آساکورا حمله کردن،

328
00:19:27,330 --> 00:19:29,210
‫مهم نیست شرایط چطور باشه،

329
00:19:29,370 --> 00:19:32,540
‫اگه باهاش مواجه شدی باید فرار کنی.

330
00:19:33,750 --> 00:19:35,130
‫اونا گفتن که اون...

331
00:19:35,800 --> 00:19:37,710
‫... حتی می‌تونه خدا رو عقیم کنه...!

332
00:19:39,630 --> 00:19:40,880
‫جون من؟

333
00:19:41,590 --> 00:19:45,970
‫خب، مثل اینکه تامائو به پای مامانِ واقعیِ من نمی‌رسه...

334
00:19:47,060 --> 00:19:47,770
‫صبر کن.

335
00:19:48,390 --> 00:19:51,810
‫اگه شاگرد مامانم باشه و اسمش رو به ارث برده باشه...

336
00:19:52,850 --> 00:19:53,610
‫لعنتی...

337
00:19:54,270 --> 00:19:57,860
‫اگه باهاش ازدواج کنم، باید همون‌کاری رو بکنم که بابام کرد...!

338
00:19:58,400 --> 00:20:00,140
‫و همون الگو رو دنبال کنم...!

339
00:20:00,160 --> 00:20:05,870
‫باهم زندگی می‌کنیم و اون تا همیشه کنارم می‌مونه...

340
00:20:06,030 --> 00:20:07,080
‫واقعاً؟

341
00:20:07,830 --> 00:20:08,950
‫البته.

342
00:20:09,330 --> 00:20:10,410
‫که اینطور...

343
00:20:12,080 --> 00:20:14,000
‫نمی‌خوام برم خونه...

344
00:20:15,210 --> 00:20:17,050
‫می‌گم هانا-کون...

345
00:20:20,970 --> 00:20:23,130
‫پس دوست داری بیای خونه‌ی من؟

346
00:20:24,840 --> 00:20:26,100
‫خیلی کوچیکه.

347
00:20:26,430 --> 00:20:29,890
‫ولی فکر کنم خواهرم از دیدنت خوشحال بشه،

348
00:20:30,270 --> 00:20:31,350
‫بنا به یه سری دلایل...

349
00:20:32,060 --> 00:20:33,310
‫متأسفانه...

350
00:20:34,770 --> 00:20:36,480
‫چنین اتفاقی نمیفته.

351
00:20:37,400 --> 00:20:39,070
‫چون هانا-کون،

352
00:20:39,230 --> 00:20:41,950
‫نمی‌تونه دوباره به خونه برگرده.

353
00:20:45,070 --> 00:20:45,950
‫نه-سان؟

354
00:20:48,200 --> 00:20:51,410
‫یو، بابت اون‌ روز ممنونم.

355
00:20:52,290 --> 00:20:54,790
‫ولی من برای انتقام نیومدم اینجا.

356
00:20:55,540 --> 00:20:58,130
‫شنیدم لوکا-سان رو اذیت می‌کنی.

357
00:20:59,880 --> 00:21:02,050
‫نمی‌تونم ازش بگذرم.

358
00:21:02,220 --> 00:21:04,470
‫امروز، قدرت واقعی‌ام رو بهت نشون می‌دم.

359
00:21:05,300 --> 00:21:06,640
‫یادگارِ کاماکورا!

360
00:21:07,510 --> 00:21:09,470
‫شمشیرِ چوبی «الاغِ قرمز».

361
00:21:10,310 --> 00:21:16,440
‫من به‌عنوان شاگرد کاماکورا دایبوتسو، در نگاهِ اول عاشقش شدم.

362
00:21:16,900 --> 00:21:21,940
‫من تو رو با این شمشیرِ خونین به جهنم می‌فرستم.

363
00:21:22,360 --> 00:21:26,570
‫ولی نه-سان! مگه قرار نشد فعلاً آتش‌بس کنیم؟!

364
00:21:27,120 --> 00:21:31,490
‫حق با توـه، یوهان. برای همینم هست که من دخالتی نمی‌کنم.

365
00:21:32,080 --> 00:21:35,250
‫ولی نمی‌شه جلوی اتفاق‌های تصادفی رو گرفت...

366
00:21:35,750 --> 00:21:36,620
‫اون...!

367
00:21:38,130 --> 00:21:39,170
‫مشکلی ندارم.

368
00:21:39,670 --> 00:21:43,470
‫مهم نیست چندنفر بهم حمله کنن، من نمی‌بازم.

369
00:21:44,920 --> 00:21:48,640
‫بزن بریم آمیدامارو!
‫اورسول: کلاه‌خودِ شیطان!

370
00:21:52,470 --> 00:21:54,430
‫هرچقدرم که صداش بزنی، نمیاد پیشت.

371
00:21:55,390 --> 00:21:58,860
‫چون این در اختیارِ من‌ـه.

372
00:22:01,020 --> 00:22:03,230
‫آمیدامارو... سنگ شده؟

373
00:22:10,580 --> 00:22:11,410
‫هانا-کون!

374
00:22:15,800 --> 00:22:18,500
امیدی سرگردان، رشته‌ای درهم پیچیده

375
00:22:18,500 --> 00:22:21,610
فقط به تو تقدیمش می‌کنم

376
00:22:21,610 --> 00:22:26,560
مثل ستاره‌هایی که در آخرین لحظات عمرشون برای آسمون التماس می‌کنن

377
00:22:26,560 --> 00:22:29,560
ما دوتا

378
00:22:40,090 --> 00:22:45,340
مسیری که طی کردی، حتی اگر ندونی چی انتظارتو می‌کشه

379
00:22:45,340 --> 00:22:50,560
زمان محکم همه‌چیز رو نگه می‌داره

380
00:22:50,560 --> 00:22:55,810
چه قوانین علت و معلولی برای رسیدن به اونجا نیازه؟

381
00:22:55,810 --> 00:23:01,380
نمی‌دونم. ولی اینجا در آن سوی آغاز قرار داره

382
00:23:01,960 --> 00:23:07,120
ستاره‌ی سرنوشت داره چشمک می‌زنه

383
00:23:07,120 --> 00:23:11,950
روح و احساسات، مسیر رو تغییر می‌دن

384
00:23:11,950 --> 00:23:17,080
آه، این گل شکوفا می‌شه

385
00:23:17,180 --> 00:23:19,400
حالا، صدای قلبت طنین‌انداز می‌شه

386
00:23:19,400 --> 00:23:22,180
امیدی سرگردان، رشته‌ای درهم پیچیده

387
00:23:22,180 --> 00:23:25,240
فقط به تو تقدیمش می‌کنم

388
00:23:25,240 --> 00:23:28,080
تا آخر عمر جریان داره

389
00:23:28,080 --> 00:23:30,100
یعنی چی می‌دونه؟

390
00:23:30,100 --> 00:23:31,440
برگرد، دوباره متولد شو

391
00:23:31,440 --> 00:23:35,760
دنیایی که نمی‌تونه باقی بمونه، همونطور که ازش می‌گذره

392
00:23:35,760 --> 00:23:38,480
عشقی در سکوت می‌درخشه

393
00:23:38,480 --> 00:23:44,440
اون چراغ راهنمای آینده‌ رو به نفر بعدی می‌ده

394
00:23:46,550 --> 00:23:48,970
<i>‫قسمت بعد: مرکز خریدِ حیرت‌انگیز.</i>

