﻿1
00:00:00,039 --> 00:00:06,839
ترجمه و تنظيم زيرنويس آرمن پيشيك
apishik@gmail.com

2
00:00:07,039 --> 00:00:10,042
لباس فرم واكس زده و رسمي

3
00:00:11,084 --> 00:00:14,463
نميدونم تا چند وقت ديگه
قراره بتوانم اين را تحمل كنم

4
00:00:14,630 --> 00:00:16,923
احساس مي كنم گردنم در بنده

5
00:00:17,132 --> 00:00:19,885
ولكان ها آخرين گروه از نماينده ها 
هستن كه بايد سوار كنيم 

6
00:00:20,052 --> 00:00:22,220
به محض اينكه اونا رو سوار كنيم
 ميتونيم آرمش داشته باشيم

7
00:00:22,387 --> 00:00:27,267
مطمئني، يك پذيرايي رسمي امشب،
 114 نماينده به مدت دو هفته در سفينه

8
00:00:27,434 --> 00:00:28,894
سي و دو نفر از آنها سفيران

9
00:00:29,061 --> 00:00:31,521
نيمي از آنها از نيمه ديگه عصباني هستند،
و در كل همشون نازك نارنجي

10
00:00:32,856 --> 00:00:34,733
بعد يه عده ضد ماده خام و نارس
كه در مورد كوردين(فرمول رياضي)سوال ميكنن

11
00:00:34,900 --> 00:00:35,901
كرك هستم

12
00:00:36,068 --> 00:00:38,528
شاتل كرافت نزديك ميشه
با سفير ساركس و همراهانش

13
00:00:38,695 --> 00:00:40,030
برآورد ورود: يك دقيقه

14
00:00:40,197 --> 00:00:42,407
آنها را سوار كنيد، آقاي چكوف

15
00:00:43,909 --> 00:00:45,994
آماده باش براي وارد شدن شاتل كرافت 

16
00:00:46,161 --> 00:00:48,121
گارد استقبال
به عرشه آشيانه

17
00:00:52,084 --> 00:00:55,587
سكوي آشيانه رو خلوت كنين
سكوي آشيانه رو خلوت كنين كاهش فشار هوا

18
00:00:57,923 --> 00:01:00,258
‫ دريافت سفينه‌ي شاتل

19
00:01:08,058 --> 00:01:10,060
‫ تنظيم فشار هواي سكوي آشيانه

20
00:01:36,086 --> 00:01:38,964
اون سلام ولكان چطوري بود؟

21
00:01:42,592 --> 00:01:45,178
‫از يونيفرم هم بيشتر رو اعصابه

22
00:01:55,731 --> 00:01:57,482
‫كاپيتان جيمز كرك

23
00:01:57,691 --> 00:01:59,276
كاپيتان

24
00:02:01,695 --> 00:02:03,947
‫معاون اولم، آقاي اسپاك

25
00:02:04,114 --> 00:02:07,159
‫ولكان با حضورتون ما رو مفتخر كرديد
‫براي خدمت آمده‌ايم

26
00:02:10,662 --> 00:02:14,082
‫خوشحاليم كه خدمتتون رسيديم، كاپيتان
ممنون

27
00:02:16,084 --> 00:02:18,003
‫افسر ارشد پزشكي، دكتر مك‌كوي

28
00:02:19,004 --> 00:02:21,339
‫جناب سفير
دكتر

29
00:02:26,344 --> 00:02:30,348
‫دستيارانم
‫و ايشون همسرم هستن

30
00:02:34,436 --> 00:02:35,979
‫كاپيتان كرك

31
00:02:37,063 --> 00:02:39,065
‫باعث افتخاره، خانم

32
00:02:39,608 --> 00:02:42,277
‫به محض اين كه مستقر شدين،
‫يه تور براي بازديد از سفينه براتون ترتيب ميدم

33
00:02:42,444 --> 00:02:46,031
‫آقاي اسپاك راهنمايي‌تون مي‌كنن
‫راهنماي ديگه‌اي رو ترجيح ميدم، كاپيتان

34
00:02:49,743 --> 00:02:51,787
‫هرطور مايلين، جناب سفير

35
00:02:53,622 --> 00:02:56,374
‫آقاي اسپاك، تا دو ساعتِ
‫ديگه مدار رو ترك مي‌كنيم

36
00:02:56,541 --> 00:02:59,336
‫ميخواي بري پايين و به والدينت سر بزني؟

37
00:03:01,713 --> 00:03:03,048
كاپيتان

38
00:03:03,215 --> 00:03:06,885
سفير سارك و همسرش پدر و مادر من هستند

39
00:03:21,858 --> 00:03:25,445
فضا آخرين مرز

40
00:03:30,784 --> 00:03:34,746
اينها سفرهايي هستند
از فضاپيماي انترپرايز

41
00:03:35,288 --> 00:03:39,042
ماموريتي پنج ساله
براي كشف عجايب و دنياهاي جديد

42
00:03:39,209 --> 00:03:42,796
تا زندگي و تمدنهاي جديدي را پيدا كند

43
00:03:43,255 --> 00:03:46,258
جسورانه به جايي برود
كه هيچ بشري تاكنون نرفته است

44
00:03:49,458 --> 00:04:04,858
ترجمه و تنظيم زيرنويس آرمن پيشيك
apishik@gmail.com

45
00:04:27,465 --> 00:04:30,468
‫گزارش كاپيتان، تاريخ ستاره‌اي 3842.3

46
00:04:30,635 --> 00:04:33,013
ما ولكان رو براي سياره خنثي ترك كرديم

47
00:04:33,179 --> 00:04:34,556
با اسم رمز بابل

48
00:04:34,723 --> 00:04:37,559
از آنجا كه سياره را در بخش ما قرارداره،
 انترپرايز براي انتقال سفيران 

49
00:04:37,726 --> 00:04:40,312
   سيارات فدراسيون  
به اين شوراي حياتي

50
00:04:40,478 --> 00:04:42,480
انتخواب شده 

51
00:04:42,647 --> 00:04:45,942
مسائل شورا از نظر سياسي پيچيده است

52
00:04:46,109 --> 00:04:48,570
مسافرها، مواد منفجره

53
00:04:49,029 --> 00:04:50,947
‫اينجا بخش مهندسيه

54
00:04:51,114 --> 00:04:54,534
تعدادي سيستم پشتيباني اضطراري
‫براي كنترل‌هاي اصلي وجود دارن

55
00:04:54,701 --> 00:04:59,331
‫اينجا هم تعدادي كامپيوتر كنترل هست

56
00:05:00,040 --> 00:05:04,336
‫بعد از اينهمه سال در بين انسان‌ها،
‫هنوز ياد نگرفتي لبخند بزني

57
00:05:04,628 --> 00:05:07,339
‫انسان‌ها با تحريك بسيار جزئي لبخند مي‌زنن

58
00:05:08,006 --> 00:05:11,009
و تو هم چهار ساله كه نيومدي ما رو ببيني

59
00:05:12,510 --> 00:05:17,349
‫شرايط بين من و پدرم تغييري نكرده

60
00:05:17,515 --> 00:05:19,768
همسرم توجه كن

61
00:05:24,314 --> 00:05:28,026
آقاي اسپاك
يه لحظه اگه لطف كنين

62
00:05:32,238 --> 00:05:33,323
بله كاپيتان؟

63
00:05:33,490 --> 00:05:35,492
‫اجزاي كامپيوتر رو شرح بدين

64
00:05:42,040 --> 00:05:45,377
اولين آموزش در مورد كامپيوتر
 را من به اسپاك دادم، كاپيتان

65
00:05:45,543 --> 00:05:47,921
‫اون تصميم گرفت دانشش رو
‫به جاي دانشگاه علوم ولكان

66
00:05:48,088 --> 00:05:50,799
‫وقف اخترناوگان بكنه

67
00:05:53,385 --> 00:05:56,096
منو ببخشيد، كاپيتان

68
00:05:59,891 --> 00:06:03,645
متأسفم، جناب سفير
قصد توهين نداشتم، فكر كردم 

69
00:06:03,812 --> 00:06:06,648
‫توهين يك احساس انسانيه، كاپيتان

70
00:06:06,815 --> 00:06:08,775
‫من به اتاقم برميگردم

71
00:06:08,942 --> 00:06:11,194
‫ادامه بده، همسرم

72
00:06:14,739 --> 00:06:17,409
‫خانوم سارك، فقط متوجه نميشم

73
00:06:17,575 --> 00:06:18,743
‫آماندا

74
00:06:18,910 --> 00:06:21,287
‫متأسفانه نمي‌تونين اسم
‫ولكاني‌ من رو تلفظ كنين

75
00:06:21,454 --> 00:06:22,831
‫شما مي‌تونين؟

76
00:06:22,998 --> 00:06:25,917
‫خب، تا حدودي،
‫و اونم بعد از سال‌ها تمرين

77
00:06:26,084 --> 00:06:28,753
‫ميشه تور رو ادامه بديم؟
‫شوهرم درخواست كردن

78
00:06:28,920 --> 00:06:30,422
‫بيشتر شبيه دستور بود

79
00:06:30,588 --> 00:06:34,175
‫خب، البته
‫اون يه ولكانيه من همسرشم

80
00:06:34,592 --> 00:06:38,013
‫و اسپاك پسرتونه

81
00:06:38,388 --> 00:06:42,767
‫شما راه و رسم ولكاني رو
 ‫منطقيـه‫درك نمي‌كنين، كاپيتان ، 

82
00:06:42,934 --> 00:06:46,187
‫از راه و رسم ما بهتره
‫ولي آسون نيست

83
00:06:46,354 --> 00:06:49,691
‫18 سال تمام مانع صحبت

84
00:06:49,858 --> 00:06:51,776
‫اسپاك و سارك به عنوان پدر و پسر شد

85
00:06:51,943 --> 00:06:54,404
‫اسپاك بهترين افسر منه

86
00:06:54,863 --> 00:06:55,947
‫و دوستم

87
00:06:56,114 --> 00:06:58,408
‫خوشحالم كه چنين دوستي داره

88
00:06:59,075 --> 00:07:01,202
‫براي اسپاك آسون نبوده

89
00:07:01,369 --> 00:07:03,830
‫كه نه انسان باشه نه ولكان،

90
00:07:03,997 --> 00:07:07,042
‫و خانه‌اي بجز اخترناوگان نداشته باشه

91
00:07:07,459 --> 00:07:09,836
‫اينطور كه متوجه شدم

92
00:07:10,003 --> 00:07:12,964
‫اسپاك سر انتخاب شغل
‫با پدرش مخالفت كرده

93
00:07:13,131 --> 00:07:15,800
‫شوهرم مخالفتي با اخترناوگان نداره

94
00:07:15,967 --> 00:07:19,804
‫ولي ولكاني‌ها عقيده دارن
‫صلح نبايد متكي به نيروي نظامي باشه

95
00:07:19,971 --> 00:07:21,973
‫نيروي نظامي اخترناوگان فقط
‫به عنوان سنگر آخر استفاده ميشه

96
00:07:22,140 --> 00:07:24,517
‫ما اسبابي از تمدن هستيم

97
00:07:24,684 --> 00:07:28,646
و اين فرصت بهتري براي يك دانشمنده كه به
‫مطالعه‌ي عالم گيتي بپردازه

98
00:07:28,813 --> 00:07:31,566
‫تا بخواد وارد دانشگاه علوم ولكاني بشه

99
00:07:32,650 --> 00:07:33,860
‫شايد

100
00:07:34,027 --> 00:07:36,529
‫ولي سارك ميخواست اسپاك
‫آموزه‌هاي اون رو دنبال كنه

101
00:07:36,696 --> 00:07:39,240
‫مثل سارك كه آموزه‌هاي
‫پدر خودش رو دنبال كرد

102
00:07:39,407 --> 00:07:42,077
‫جفتشون كله‌شق هستن

103
00:07:43,244 --> 00:07:44,871
‫يك خصلت انساني، كاپيتان

104
00:07:46,247 --> 00:07:47,749
‫از سكوي فرماندهي به كاپيتان

105
00:07:47,916 --> 00:07:49,125
‫منو مي‌بخشيد

106
00:07:54,005 --> 00:07:55,507
كرك هستم

107
00:07:55,924 --> 00:07:58,927
‫كاپيتان، من يه‌جور سيگنال دريافت كردم

108
00:07:59,094 --> 00:08:01,471
‫فقط چندتا علامت كه هيچكدوم قابل‌فهم نيستن

109
00:08:01,888 --> 00:08:03,014
‫منبع؟

110
00:08:03,181 --> 00:08:05,850
‫خب، همين اذيتم مي‌كنه، قربان
‫پيدا كردنش غيرممكنه.

111
00:08:06,017 --> 00:08:07,685
‫مقدارش كافي نبود

112
00:08:07,852 --> 00:08:10,188
‫حسگرها هيچي در ناحيه نشون نميدن

113
00:08:10,355 --> 00:08:13,316
‫ولي سيگنال قوي‌اي بود.
‫انگار كه خيلي نزديك هم بود

114
00:08:13,483 --> 00:08:15,360
‫به وضعيت هشدار چهار برو

115
00:08:16,069 --> 00:08:18,363
‫اسكن دوربرد رو شروع كن
كرك تمام

116
00:08:19,489 --> 00:08:23,326
‫گزارش كاپيتان، تاريخ ستاره‌اي 3842.4

117
00:08:23,493 --> 00:08:25,995
كنفرانس بين سياره اي
 درخواست پذيرش سيارات كوريدان

118
00:08:26,162 --> 00:08:29,624
براي پيوستن به فدراسيون را برسي خواهد كرد

119
00:08:29,791 --> 00:08:31,584
سيستم كوريدان ادعا كرده

120
00:08:31,751 --> 00:08:34,212
كه برخي از نژادها كه اكنون در
 كشتي ما به عنوان نماينده حضور دارند،

121
00:08:34,379 --> 00:08:37,340
 دلايل شخصي قوي دارن

122
00:08:37,507 --> 00:08:40,635
براي دور نگه داشتن كوريدان از فدراسيون

123
00:08:40,802 --> 00:08:43,555
مهم ترين مشكل
روي انترپرايز اينه كه مطمئن بشيم

124
00:08:43,721 --> 00:08:46,891
كه در بين نمايندگان جنگ علني صورت نگيره

125
00:08:47,058 --> 00:08:49,477
قبل از شروع كنفرانس

126
00:08:50,436 --> 00:08:52,897
آقاي سفير، فهميدم كه 
 قبل از برگزاري اين كنفرانس

127
00:08:53,064 --> 00:08:54,899
شما بازنشسته شدين

128
00:08:55,066 --> 00:08:59,195
كنجكاوي من را ببخشيد، اما، به عنوان يك دكتر،
من به فيزيولوژي ولكان علاقه دارم

129
00:08:59,362 --> 00:09:01,573
آيا براي يك ولكان غيرعادي نيست؟
در سن و سال شما بازنشسته بشه؟

130
00:09:01,739 --> 00:09:03,408
بالاخره شما فقط 102 سال داريد

131
00:09:03,575 --> 00:09:07,370
102.437 دقيقا دكتر

132
00:09:07,787 --> 00:09:10,081
براساس سالهاي شما اندازه گيري شده

133
00:09:12,083 --> 00:09:14,752
نگراني هاي ديگه اي داشتم

134
00:09:16,087 --> 00:09:17,797
جناب سفير؟

135
00:09:18,840 --> 00:09:20,258
سارك از ولكان

136
00:09:20,425 --> 00:09:23,928
براي پذيرش كوريدان به فدراسيون رأي مي دهيد؟

137
00:09:24,596 --> 00:09:27,557
راي‌گيري در اينجا برگزار نخواهد شد،
سفير گو

138
00:09:27,724 --> 00:09:30,393
دستورالعمل هاي دولت من
 شنيده ميشه

139
00:09:30,560 --> 00:09:33,271
در اتاق شورا در بابل

140
00:09:33,438 --> 00:09:37,984
نه ،شما
راي شما چيه، سارك از ولكان؟

141
00:09:38,151 --> 00:09:40,695
چرا بايد بدوني،تلاري؟ 

142
00:09:40,862 --> 00:09:42,989
در شورا راي اون تعيين كننده است

143
00:09:43,156 --> 00:09:45,366
ميخوام بدونم نظرش چيه

144
00:09:45,992 --> 00:09:47,785
و چرا

145
00:09:47,952 --> 00:09:51,289
تلاري ها با دلايل بحث نمي كنن
فقط بحث ميكنن

146
00:09:51,456 --> 00:09:53,082
نه  تو
آقايون

147
00:09:53,249 --> 00:09:55,960
سفير سارك كاملا درست ميگه
وقتي اشاره مي كنه

148
00:09:56,127 --> 00:09:58,213
اينجا اتاق شوراي بابل نيست

149
00:09:59,255 --> 00:10:02,926
من كاملا ميدونم كه پذيرش كوريدان 
يه مسئله ي خيلي حساس و قابل بحثه

150
00:10:03,092 --> 00:10:04,886
اما شما اين مورد را در اينجا حل نمي كنيد

151
00:10:08,848 --> 00:10:11,768
حق با شماست كاپيتان
كاملا منطقيه

152
00:10:11,935 --> 00:10:14,103
پوزش مي طلبم، كاپيتان

153
00:10:14,270 --> 00:10:15,813
منو ميبخشي

154
00:10:19,776 --> 00:10:23,154
قبلاً با "گو" آشنا شديد، جناب سفير؟

155
00:10:23,321 --> 00:10:27,200
بحث كرديم
در آخرين جلسه شورا

156
00:10:27,367 --> 00:10:30,662
 جناب سفير
 سفير گو باخت

157
00:10:32,163 --> 00:10:33,998
اسپاك، من هميشه شك داشتم

158
00:10:34,165 --> 00:10:37,835
كه تو يكم انسان تر از اوني هستي كه اجازه داري

159
00:10:38,586 --> 00:10:40,338
خانم سارك

160
00:10:40,505 --> 00:10:42,799
من در مورد تمرينات سخت جوانان ولكان ميدونم

161
00:10:42,966 --> 00:10:48,638
اما بهم بگو، اون تا حالا مثل بچه هاي انسان
 دويده و بازي كرده، حتي مخفيانه؟

162
00:10:51,182 --> 00:10:52,475
خب، اون

163
00:10:52,642 --> 00:10:55,478
اون يه حيوون خونگي داشت 
كه خيلي بهش علاقه داشت

164
00:10:55,645 --> 00:10:56,813
سهلات؟

165
00:10:58,940 --> 00:11:01,609
يه جورايي يه خرس 
عروسكي(به معني خرس قهوه اي هم هست) چاقه

166
00:11:05,571 --> 00:11:07,407
يه خرس عروسكي؟

167
00:11:09,158 --> 00:11:14,122
ببخشيد دكتر امروز روز
 طولاني اي براي همسرم بوده

168
00:11:15,581 --> 00:11:18,501
كاپيتان
جناب سفير

169
00:11:22,380 --> 00:11:23,673
يه خرس عروسكي؟

170
00:11:23,840 --> 00:11:25,550
نه دقيقا، دكتر

171
00:11:25,717 --> 00:11:29,220
در ولكان خرس هاي عروسكي زنده هستن

172
00:11:29,387 --> 00:11:31,556
و دندان هاي نيش شش اينچي دارند

173
00:11:33,558 --> 00:11:35,852
از عرشه فرماندهي به كاپيتان كرك

174
00:11:40,189 --> 00:11:41,274
كرك هستم

175
00:11:41,441 --> 00:11:44,986
كاپيتان حسگرها حركت يك سفينه
 را در اطراف ما دارن ثبت ميكنن

176
00:11:45,236 --> 00:11:46,571
دارم ميام

177
00:11:46,779 --> 00:11:50,658
تمام پرسنل وظيفه در حالت هشدار زرد
 مسافرها رو نگران نكنيد ، كرك تمام 

178
00:11:56,164 --> 00:11:57,248
‫گزارش بده

179
00:11:57,415 --> 00:12:00,043
‫يه سفينه‌ي كوچيك، كاپيتان
‫پنج دقيقه‌ست كه اونجاست

180
00:12:00,209 --> 00:12:04,255
‫خارج از محدوده‌ي ليزرها
‫و محدوده حسگرها ايستاده

181
00:12:04,881 --> 00:12:06,341
تعيين هويت اسپاك؟

182
00:12:06,507 --> 00:12:09,093
‫حسگرها اندازه‌ي يك سفينه‌ي
‫ديده‌باني رو نشون ميدن

183
00:12:09,260 --> 00:12:12,555
‫ولي ساختارش ناآشناست
‫و بسيار نامتعارف

184
00:12:12,722 --> 00:12:13,931
‫جواب سيگنال ارسالي رو ميده؟

185
00:12:14,098 --> 00:12:17,101
‫تمام فركانس‌ها رو امتحان كردم
‫و مترجم جهاني رو متصل كردم

186
00:12:17,268 --> 00:12:20,605
‫جوابي ندادن، قربان
‫پخش مترجم رو ادامه بده

187
00:12:20,772 --> 00:12:23,107
‫سوابق سفينه‌هاي مجاز رو بررسي كن

188
00:12:23,274 --> 00:12:28,112
اخترناوگان هيچ سفينه مجازي رو 
توي اين چهارگوش ثبت نكرده به جز ما

189
00:12:31,991 --> 00:12:35,286
‫ميخواي حدس بزني اون چيه؟
‫حدس بزنم، كاپيتان؟

190
00:12:35,453 --> 00:12:38,623
‫براي ارزيابي‌ام اطلاعات بيشتري لازم دارم

191
00:12:38,790 --> 00:12:41,125
‫آقاي چكوف، يه مسير براي
‫رديابي اون سفينه ترسيم كن

192
00:12:41,292 --> 00:12:43,294
‫ميخوام از نزديك ببينم چه شكليه

193
00:12:43,461 --> 00:12:45,004
چشم، قربان

194
00:12:46,381 --> 00:12:49,008
‫امشب اسپاك رو خجالت‌زده كردي

195
00:12:49,467 --> 00:12:52,595
‫حتي يه مادر هم نبايد اين كارو بكنه
‫اون يه ولكانـه

196
00:12:52,762 --> 00:12:54,680
‫انسان هم هست

197
00:12:54,847 --> 00:12:57,642
‫اون يه افسر اخترناوگانـه

198
00:12:58,810 --> 00:13:02,021
‫فكر مي‌كردم اخترناوگان رو قبول نداري

199
00:13:02,355 --> 00:13:07,068
‫مسئله‌ي قبول داشتن نيست
‫حقيقتيه كه وجود داره ،اون عضو يه اخترناوگانـه

200
00:13:07,235 --> 00:13:11,155
‫اگه بخواد تو كارش موفق بشه
‫بايد زيردستانش بهش احترام بذارن

201
00:13:11,614 --> 00:13:15,326
‫سارك، تو بهش افتخار ميكني، مگه نه؟

202
00:13:15,493 --> 00:13:20,373
‫تقريباً داري نسبت به پسرت
‫افتخار انساني نشون ميدي

203
00:13:22,208 --> 00:13:23,751
‫نياز به افتخار كردن نداره

204
00:13:23,918 --> 00:13:28,172
‫كه بخواي اسپاك تو كارش مورد احترام باشه

205
00:13:28,339 --> 00:13:31,676
‫نه به عنوان پسرم،
‫بلكه به عنوان اسپاك

206
00:13:33,136 --> 00:13:34,679
‫متوجه‌اي؟

207
00:13:34,846 --> 00:13:37,974
‫نه واقعاً، ولي مهم نيست

208
00:13:38,307 --> 00:13:40,560
‫بهرحال دوستت دارم

209
00:13:41,727 --> 00:13:45,356
‫مي‌دونم منطقي نيست

210
00:13:50,528 --> 00:13:55,700
‫سفينه‌ داره تغيير مسير ميده،
‫و با سرعت وارپِ بالا به طرفمون مياد

211
00:13:56,033 --> 00:13:57,160
ليزرهاي اصلي رو آماده كن

212
00:13:58,995 --> 00:14:00,746
ليزرها مسلح و آماده هستن، قربان

213
00:14:09,755 --> 00:14:11,215
‫جالبه

214
00:14:11,716 --> 00:14:15,470
‫با سرعت حدود وارپ 10 حركت مي‌كردن

215
00:14:16,679 --> 00:14:20,391
‫برگرد به مسير اصلي، آقاي چكوف
‫حركت متجاوز رو گزارش كن

216
00:14:20,558 --> 00:14:21,726
‫كاپيتان

217
00:14:21,893 --> 00:14:25,521
‫فرماندهي اخترناوگان گزارشمون رو
‫دريافت كرده و تأييد مي‌كنه

218
00:14:25,771 --> 00:14:28,733
‫هيچ سفينه‌ي فدراسيون مجازي
‫در اين يك چهارم وجود نداره

219
00:14:31,611 --> 00:14:33,446
‫به مسير اصلي برگشتيم، كاپيتان

220
00:14:33,613 --> 00:14:37,074
‫متجاوز فوراً بعد از ما تغيير مسير داد

221
00:14:37,241 --> 00:14:40,786
‫دوباره باهامون موازي شده
‫خب، يه سايه داريم

222
00:14:41,662 --> 00:14:45,917
‫سريع‌تر، با قابليت مانور بالا، و ناشناس

223
00:14:46,083 --> 00:14:48,836
‫آقاي اسپاك، آناليز كامل
‫از اسكن‌هاي حسگرها

224
00:14:49,003 --> 00:14:51,589
‫ميخوام بدونم اون متجاوز كيه

225
00:15:14,987 --> 00:15:17,782
ولكان، ميخوام با شما صحبت كنم

226
00:15:19,367 --> 00:15:21,244
به نظر اجتناب ناپذير ميرسه

227
00:15:21,410 --> 00:15:24,580
نظرت نسبت به پذيرش
كوريدانها چيه؟

228
00:15:26,290 --> 00:15:30,795
به نظر مياد نميخواي
 منتظر جلسه شورا باشي، جناب سفير

229
00:15:32,380 --> 00:15:33,965
مساله اي نيست

230
00:15:35,258 --> 00:15:38,928
ما به پذيرش علاقه داريم 
علاقه داري ، چرا؟

231
00:15:41,847 --> 00:15:45,017
بر اساس قوانين فدراسيون،
 ميتونيم از كوريدان محافظت كنيم

232
00:15:45,184 --> 00:15:48,229
و ثروتش به نفع مردمش اداره ميشد

233
00:15:48,396 --> 00:15:51,816
اين براي شما خوبه ،
ولكان هيچ علاقه اي به استخراج معدن نداره

234
00:15:51,983 --> 00:15:55,820
كوريدان تقريبا ثروت 
نامحدودي از كريستال هاي ديليتيوم داره،

235
00:15:55,987 --> 00:16:00,032
اما كم جمعيت و محافظت نشده است

236
00:16:00,199 --> 00:16:03,869
اين امر منجربه عمليات 
غيرقانوني معدن كاري ميشه

237
00:16:04,036 --> 00:16:05,580
غير قانوني، شما ما را متهم مي كنيد؟

238
00:16:05,746 --> 00:16:08,791
برخي از سفينه هاي شما كريستال هاي 
ديليتيوم كوريدان را حمل ميكنن

239
00:16:08,958 --> 00:16:10,835
به ما ميگي دزد؟

240
00:16:12,336 --> 00:16:15,756
آقايون آقايون

241
00:16:16,674 --> 00:16:19,343
هر استدلالي كه بين خودتان داريد 
به خودتون مربوط ميشه

242
00:16:19,510 --> 00:16:23,097
وظيفه من اداره اين سفينه است
و تا زماني كه من دستور ميدم 

243
00:16:23,639 --> 00:16:25,641
نظم وجود خواهد داشت

244
00:16:25,808 --> 00:16:28,519
البته، كاپيتان 
فهميدم 

245
00:16:31,188 --> 00:16:34,609
براي تهمت هايي كه زدي 
بايد جواب پس بدي سارك

246
00:16:34,859 --> 00:16:37,194
تهديدهات غير منطقي هستن

247
00:16:37,361 --> 00:16:41,032
و نتيجش برات گران تمام ميشه

248
00:17:04,055 --> 00:17:05,723
‫از حراست به كاپيتان كرك

249
00:17:06,140 --> 00:17:07,266
كرك هستم

250
00:17:07,433 --> 00:17:10,394
‫ستوان جوزف هستم، قربان
‫من در سطح 11، بخش آ -اس هستم

251
00:17:10,561 --> 00:17:12,772
‫الان جسد يكي از تلرايت‌ها رو
‫پيدا كردم كه به قتل رسيده

252
00:17:12,938 --> 00:17:16,192
‫به نظرم خود سفير باشه، قربان

253
00:17:26,744 --> 00:17:28,412
‫چطور كشته شده؟

254
00:17:30,247 --> 00:17:32,249
‫گردنش شكسته شده

255
00:17:33,501 --> 00:17:35,211
توسط يك متخصص

256
00:17:35,878 --> 00:17:36,921
‫توضيح بده

257
00:17:37,088 --> 00:17:39,048
‫خب، با توجه به محل شكستگي

258
00:17:39,215 --> 00:17:41,592
‫به نظرم قاتل دقيقاً مي‌دونسته
‫فشار رو به كجا اعمال كنه

259
00:17:41,759 --> 00:17:43,594
‫تا گردن رو درجا بشكنه

260
00:17:44,428 --> 00:17:46,764
‫داخل سفينه كي اين دانش رو داره؟

261
00:17:48,808 --> 00:17:50,476
‫ولكاني‌ها

262
00:17:51,435 --> 00:17:53,938
‫در ولكان، اين روش تل-شايا نام داره

263
00:17:54,105 --> 00:17:57,024
در دوران باستان به عنوان
‫شكل دل‌رحمانه‌اي از اعدام
‫در نظر گرفته مي‌شده

264
00:18:00,027 --> 00:18:01,737
اسپاك،

265
00:18:03,155 --> 00:18:07,118
مدت كوتاهي پيش،

266
00:18:07,284 --> 00:18:09,704
‫من بحثي رو بين گَو و پدرت قطع كردم

267
00:18:10,121 --> 00:18:11,872
‫جداً، كاپيتان؟

268
00:18:12,623 --> 00:18:14,959
‫جالبه
‫جالبه؟

269
00:18:16,127 --> 00:18:19,964
‫اسپاك، متوجه‌اي كه اين از پدرت
‫يه مظنون جدي مي‌سازه؟

270
00:18:20,923 --> 00:18:23,050
‫ولكاني‌ها خشونت رو قبول ندارن

271
00:18:23,300 --> 00:18:24,927
‫ميگي نمي‌تونه كار اون باشه؟

272
00:18:25,094 --> 00:18:26,262
‫نه، كاپيتان

273
00:18:26,429 --> 00:18:29,640
‫صرفاً ميگم كسي رو
‫بي‌دليل كشتن غيرمنطقيه

274
00:18:30,933 --> 00:18:35,354
‫ولي اگه دليلي داشت،
‫ممكن بود كار اون باشه؟

275
00:18:36,480 --> 00:18:41,652
‫اگه دليلي وجود داشت،
‫پدرم كاملاً توانايي كشتن

276
00:18:41,819 --> 00:18:44,321
‫از روي منطق و كارآمدي رو داره

277
00:18:58,252 --> 00:19:00,838
‫خانوم سارك، ببخشيد كه مزاحمتون شدم

278
00:19:01,005 --> 00:19:03,007
‫بايد با شوهرتون صحبت كنم

279
00:19:03,174 --> 00:19:04,633
‫خب، اون مدتي ميشه كه رفته

280
00:19:04,800 --> 00:19:08,387
‫عادت داره قبل از كناره‌گيري
‫در خلوت خودش مديتيشن مي‌كنه

281
00:19:08,846 --> 00:19:11,640
‫چي شده؟اسپاك؟

282
00:19:17,229 --> 00:19:19,190
‫از من چيزي ميخواين، كاپيتان؟

283
00:19:19,356 --> 00:19:22,818
‫جناب سفير گَو تلرايتي به قتل رسيده

284
00:19:23,027 --> 00:19:28,032
‫گردنش شكسته شده، آقاي سفير
‫به روشي كه اسپاك تل-شايا توصيف مي‌كنه

285
00:19:32,411 --> 00:19:35,706
‫جداً؟جالبه
آره

286
00:19:36,499 --> 00:19:40,544
‫ يك ساعت گذشته كجا بودين؟‫جناب سفير

287
00:19:40,711 --> 00:19:43,547
‫كاپيتان، شما كه بهش تهمت نمي‌زنيد؟
‫مادر

288
00:19:43,714 --> 00:19:47,760
‫فقط بر اساس شواهد تصادفي،
‫اون يه مظنون منطقيه

289
00:19:48,928 --> 00:19:50,805
‫كاملاً موافقم

290
00:19:51,680 --> 00:19:53,432
‫پس اين يك ساعت گذشته كجا بودين؟

291
00:19:55,976 --> 00:19:58,395
‫در مديتشن خصوصي، كاپيتان

292
00:19:58,938 --> 00:20:03,442
‫اسپاك بهتون ميگه كه چنين مديتيشني
‫يك تجربه‌ي شخصيه،

293
00:20:03,609 --> 00:20:06,570
‫و نميشه درموردش حرف زد
‫مخصوصاً نه با افراد زميني

294
00:20:06,737 --> 00:20:08,864
‫خب، عذر بسيار مناسبيه، جناب سفير. ولي

295
00:20:10,241 --> 00:20:14,537
‫سارك! سارك!
‫چي شده؟

296
00:20:15,079 --> 00:20:17,748
‫با فيزيولوژي ولكاني گفتنش سخته

297
00:20:18,249 --> 00:20:21,710
‫ولي گمونم يه ربطي
‫به سيستم قلبي و عروقي‌اش داره

298
00:20:22,253 --> 00:20:24,129
‫ميتوني كمكش كني؟

299
00:20:24,797 --> 00:20:26,924
‫اونم هنوز نمي‌دونم

300
00:20:42,648 --> 00:20:44,108
اسپاك
‫بله، كاپيتان

301
00:20:44,275 --> 00:20:47,319
‫حسگرهام از بدنه‌ي سفينه‌ي بيگانه
‫تري‌تيتانيوم رو نشون ميدن

302
00:20:47,486 --> 00:20:49,655
‫درمورد پدرت متأسفم

303
00:20:50,239 --> 00:20:53,659
‫بله، ممكنه روي مأموريت‌مون
تأثير منفي بذاره

304
00:20:54,285 --> 00:20:56,787
‫نگرانش نيستي؟

305
00:20:57,288 --> 00:21:01,834
‫نگراني يك احساس انسانيه، كاپيتان
‫من چيزي كه پيش اومده رو قبول مي‌كنم

306
00:21:05,462 --> 00:21:07,756
‫بدنه‌ي سفينه به نظر
سطح چگالي بالايي داره

307
00:21:07,923 --> 00:21:09,758
يا در برابر كاوشگرهاي حسگر پنهان شده 

308
00:21:09,925 --> 00:21:13,178
‫داراي سرنشينه ولي حسگرها
‫نمي‌تونن گونه‌ها رو مشخص كنن

309
00:21:13,804 --> 00:21:15,431
‫كه اينطور

310
00:21:17,057 --> 00:21:19,810
‫خب، رامولان‌ها همچين چيزي ندارن

311
00:21:19,977 --> 00:21:22,479
‫قطعاً فدراسيون سيارات بي‌طرف هم نداره

312
00:21:22,646 --> 00:21:24,273
‫كلينگان‌ها چي؟

313
00:21:24,440 --> 00:21:27,818
‫بعيد مي‌دونم اين يكي ازسفينه‌هاي اون‌ها باشه
‫پس مال كيه؟

314
00:21:27,985 --> 00:21:30,154
كاپيتان
‫بله

315
00:21:30,321 --> 00:21:34,450
‫آخرين قسمت از يك مخابره رو
‫درست مثل اون‌يكي دريافت كردم

316
00:21:34,617 --> 00:21:37,453
‫سريعاً ضبط كننده و جهت‌ياب رو
‫روش تنظيم مي‌كنم

317
00:21:37,620 --> 00:21:41,916
‫آقاي چكوف، جهت‌ياب منبع رو
‫در زاويه‌ي 27 درجه و علامت 8 نشون ميده

318
00:21:42,082 --> 00:21:43,626
‫همون سفينه‌ي متجاوزه، قربان

319
00:21:43,792 --> 00:21:47,963
‫ضبط كننده رو براي رمزگشايي
‫به ايستگاه آقاي اسپاك بفرست، ستوان

320
00:21:49,089 --> 00:21:50,674
قربان

321
00:21:51,008 --> 00:21:53,552
‫جهت‌ياب نقطه‌ي پذيرش رو

322
00:21:54,511 --> 00:21:58,182
‫يه جايي داخل بدنه‌ي
‫همين سفينه نشون ميده

323
00:21:59,475 --> 00:22:01,602
‫يه گيرنده‌ي شخصي؟

324
00:22:02,770 --> 00:22:06,482
‫يكي اينجا با اون سفينه در ارتباطه؟

325
00:22:07,024 --> 00:22:10,319
‫احتمالاً، كاپيتان
‫ولي نمي‌تونم اين مخابره رو رمزگشايي كنم

326
00:22:10,486 --> 00:22:11,654
‫چرا؟

327
00:22:11,820 --> 00:22:14,949
‫هيچ كد شناخته‌ شده‌اي نداره
‫هيچ الگوي قابل كشفي نيست

328
00:22:15,115 --> 00:22:16,909
‫هيچ مرجع استانداردي هم اعمال نميشه

329
00:22:17,076 --> 00:22:19,244
‫امكان نتيجه‌گيري از اطلاعات هست؟

330
00:22:19,703 --> 00:22:23,874
‫فقط منفي
‫با هيچكدوم از بايگاني‌هاي
‫كامپيوترمون مطابقت نداره

331
00:22:24,041 --> 00:22:25,459
‫و بيگانه‌ست

332
00:22:26,710 --> 00:22:30,881
‫قاتل؟
يه كسي اون بيرون داره بازيمون ميده؟

333
00:22:31,715 --> 00:22:34,385
‫ستوان، ردياب حسگرت 
رو روي پرتوي وسيع گذاشتي

334
00:22:34,551 --> 00:22:36,762
‫ما يه گيرنده داخل همين سفينه داريم

335
00:22:36,929 --> 00:22:39,139
‫ميدانت رو به داخل سفينه محدود كن

336
00:22:39,306 --> 00:22:41,058
‫چشم، قربان

337
00:22:41,392 --> 00:22:44,728
‫اگه اون سفينه‌ي بيگانه
‫دوباره شروع به مخابره كنه

338
00:22:45,104 --> 00:22:48,190
‫ميخوام بدونم كي داخل
‫انترپرايز دريافتش مي‌كنه

339
00:22:56,907 --> 00:22:57,950
دكتر، حالش چطوره؟

340
00:22:58,117 --> 00:23:00,202
‫تا جايي كه مي‌تونم از روي
‫اسكن‌هاي دستگاه بگم،

341
00:23:00,369 --> 00:23:03,414
مظنون اصلي ما نقص 
در يكي از دريچه‌هاي قلبه

342
00:23:03,580 --> 00:23:05,791
‫شبيه به حمله‌ي قلبي در انسانه

343
00:23:06,125 --> 00:23:10,587
‫ولي با فيزيولوژي ولكاني،
‫گفتنش بدون عمل غير ممكنه

344
00:23:10,754 --> 00:23:13,424
‫خانوم سارك
‫قبلاً هم بهش حمله دست داده؟

345
00:23:13,590 --> 00:23:15,634
نه
‫بله

346
00:23:17,011 --> 00:23:19,054
‫سه‌تا ديگه بودن

347
00:23:19,221 --> 00:23:22,725
‫پزشكم براي اين وضعيت
‫بنجيسايدرين تجويز كرد

348
00:23:22,975 --> 00:23:24,560
‫چرا بهم نگفتي؟

349
00:23:25,269 --> 00:23:27,855
‫كاري از دستت بر نمي‌اومد

350
00:23:28,022 --> 00:23:29,690
‫جناب سفير

351
00:23:30,566 --> 00:23:33,277
‫كي دچار اين حملات شدين؟

352
00:23:33,777 --> 00:23:36,155
‫دوتا قبل از ترك ولكان

353
00:23:36,822 --> 00:23:40,200
‫سومي هم چند ساعت پيش

354
00:23:40,367 --> 00:23:43,287
‫در عرشه ديده‌باني بودم

355
00:23:44,371 --> 00:23:48,751
‫وقتي تلرايت به قتل رسيد،
‫من كاملاً ناتوان شده بودم

356
00:23:48,917 --> 00:23:50,127
‫شاهدي اونجا نبود؟

357
00:23:51,295 --> 00:23:52,880
نه

358
00:23:55,174 --> 00:23:58,469
‫دكتر، براي اين مشكل قلبي
‫جراحي رو توصيه مي‌كنين؟

359
00:23:58,719 --> 00:24:01,805
‫مطمئن نيستم
‫براي انسانش هم خيلي سخته

360
00:24:01,972 --> 00:24:05,392
‫براي يه ولكاني،
‫جراحي معمولي غيرممكنه

361
00:24:05,559 --> 00:24:06,602
چرا؟

362
00:24:06,810 --> 00:24:09,772
‫بخاطر ساختار قلب ولكاني

363
00:24:10,314 --> 00:24:12,858
‫به نظرم يه عمل برودتي قلب باز

364
00:24:13,025 --> 00:24:14,318
‫شيوه‌ي منطقي‌اي باشه

365
00:24:14,485 --> 00:24:16,653
‫بله مسلماً

366
00:24:17,821 --> 00:24:19,656
دكتر، نظرت چيه؟

367
00:24:19,948 --> 00:24:23,660
‫خوشحالم يكي اينجا ازم سوال پرسيد

368
00:24:24,036 --> 00:24:27,456
‫خب، عملي كه ميگن مستلزم

369
00:24:27,623 --> 00:24:29,875
‫مقادير عظيمي خون براي بيماره

370
00:24:30,042 --> 00:24:32,211
‫دكتر
بله

371
00:24:32,377 --> 00:24:33,670
‫بانك خون رو بررسي كردم

372
00:24:33,837 --> 00:24:35,839
‫داخل سفينه خون ولكاني و پلاسماي كافي

373
00:24:36,006 --> 00:24:37,633
‫حتي براي شروع چنين عملي موجود نيست

374
00:24:37,800 --> 00:24:41,678
‫ولكان‌هاي ديگه‌اي داخل سفينه هستن
‫گروه خوني من تيِ منفيه

375
00:24:41,887 --> 00:24:44,431
‫حتي براي يه ولكاني‌ هم تا حدي كميابه

376
00:24:44,973 --> 00:24:46,433
‫بله، نظر منم همينه

377
00:24:46,600 --> 00:24:48,352
‫خون من تيِ منفيـه، دكتر

378
00:24:48,519 --> 00:24:50,687
‫تعدادي آزمايش خون روي
‫آقاي اسپات انجام داديم

379
00:24:50,854 --> 00:24:52,523
‫اين خون خالص ولكاني هم نيست

380
00:24:52,689 --> 00:24:55,567
‫توش عناصر خون انسان رو داره

381
00:24:55,734 --> 00:24:58,987
‫بايد امكان تصفيه‌ي فاكتورهاي
‫انساني وجود داشته باشه

382
00:24:59,154 --> 00:25:02,157
‫حتي تو هم نميتوني اونقدر خون بدي، 
اسپاك باعث مرگت ميشه

383
00:25:02,324 --> 00:25:04,118
دكتر

384
00:25:10,040 --> 00:25:13,710
‫آقاي سارك، بايد درك كنين،
‫شانس پيدا كردن راهي

385
00:25:13,877 --> 00:25:16,713
‫براي توليد كافي خون
‫گروه تيِ منفي بسيار پايينه

386
00:25:16,880 --> 00:25:20,175
‫قطعاً، به تخمين من احتمالش...
لطفا" نگو

387
00:25:28,559 --> 00:25:29,685
دكتر

388
00:25:29,852 --> 00:25:31,979
‫متوجه هستم، اسپاك ولي اون يه رايجلي بود

389
00:25:32,146 --> 00:25:35,399
‫فيزيولوژي رايجلي خيلي به ولكاني شبيهه

390
00:25:35,566 --> 00:25:38,443
‫شبيه به قدر كافي خوب نيست
‫هنوز آزمايشيـه

391
00:25:38,610 --> 00:25:40,737
‫ولي اميدبخش به نظر مي‌رسه

392
00:25:40,946 --> 00:25:43,824
‫اسپاك، ما انقدر زياد
‫به خونِ احتياج پيدا مي‌كنيم،

393
00:25:43,991 --> 00:25:47,077
‫كه حتي اگه دارو روي ولكان‌ها
‫به خوبي رايجلي‌ جواب مي‌داد،

394
00:25:47,244 --> 00:25:49,079
‫كه شك دارم جواب بده،

395
00:25:49,246 --> 00:25:52,499
‫بازم خون سارك رو
‫تا سطح بحراني خالي مي‌كنه

396
00:25:52,666 --> 00:25:55,878
‫من ضريب ايمني رو پايين،
‫اما قابل قبول در نظر مي‌گيرم

397
00:25:56,044 --> 00:25:59,756
‫بعلاوه‌ي اين حقيقت كه من تابحال
‫روي يه ولكاني عمل انجام ندادم

398
00:26:00,465 --> 00:26:05,679
‫اوه، قبلاً انواع آناتوميك رو مطالعه كردم
‫مي‌دونم تمام اندام‌ها كجا هستن،

399
00:26:06,889 --> 00:26:10,851
‫ولي تجربه‌ي جراحي واقعي
‫خيلي قضيه‌اش فرق مي‌كنه

400
00:26:11,310 --> 00:26:15,564
‫پس اگه من با عمل نكُشمش، 
‫دارو احتمالاً مي‌كُشه

401
00:26:16,148 --> 00:26:17,399
‫چه دارويي، دكتر؟

402
00:26:20,861 --> 00:26:23,906
‫شوهرم خوابيده
‫چه دارويي؟

403
00:26:24,531 --> 00:26:27,075
‫يه محرك شيميايي براي سرعت بخشيدن

404
00:26:27,242 --> 00:26:30,746
‫به توليد مجدد و جايگزيني خون در بدن
اين فقط آزمايشيـه

405
00:26:30,913 --> 00:26:35,125
‫استفاده‌اش روي مورد آزمايشي
‫رايجل 5 موفقيت‌آميز بوده

406
00:26:35,626 --> 00:26:40,047
‫فشار خيلي زيادي
‫روي طحال و كبد وارد مي‌كنه

407
00:26:40,547 --> 00:26:44,051
‫در شرايط سارك، محرك اونو مي‌كُشه

408
00:26:50,265 --> 00:26:51,808
‫خانوم چپل

409
00:26:52,351 --> 00:26:54,686
‫من هفته‌ي پيش تحت يك
‫آزمايش جسماني قرار گرفتم

410
00:26:54,853 --> 00:26:57,147
‫ميشه خواهش كنم اون بايگاني‌ها رو پيدا كنين؟

411
00:26:57,481 --> 00:27:01,401
‫قبلاً پيدا كردم
‫شما كاملاً سالم هستين، آقاي اسپاك

412
00:27:01,568 --> 00:27:02,694
‫اون چه ربطي به

413
00:27:02,861 --> 00:27:05,155
‫ميخواي روي خودت استفاده‌اش كني؟

414
00:27:06,031 --> 00:27:09,117
‫انتقال خون از تو به پدرت؟

415
00:27:09,660 --> 00:27:11,119
‫اين تنها جواب به نظر مي‌رسه

416
00:27:13,413 --> 00:27:17,459
‫ممكنه از درون بهت آسيب بزنه
‫ممكنه باعث مرگت بشه

417
00:27:21,672 --> 00:27:23,674
‫متأسفم، اسپاك

418
00:27:24,675 --> 00:27:26,301
‫نمي‌تونم اجازه‌اش رو بدم

419
00:27:26,468 --> 00:27:30,222
‫و منم اجازه نميدم
‫جون هردوتون رو به خطر نمي‌اندازم

420
00:27:30,806 --> 00:27:33,350
‫پس خود به خود سارك رو
‫به مرگ محكوم ميكني

421
00:27:37,104 --> 00:27:40,941
‫و شما، دكتر
‫هيچ جايگزين منطقي‌اي هم ندارين

422
00:27:41,233 --> 00:27:44,194
‫اگه عمل نكنين، سارك مي‌ميره

423
00:27:44,861 --> 00:27:47,322
‫حالا عوامل لازم براي انجام عمل رو دارين

424
00:27:48,031 --> 00:27:51,201
‫من خودم رو به عنوان
‫اهدا كننده‌ي خون داوطلب مي‌كنم

425
00:27:56,707 --> 00:28:00,460
‫تا وقتي بهم احتياج داشتين
‫توي ايستگاهم هستم

426
00:28:13,307 --> 00:28:14,516
اها!

427
00:28:54,848 --> 00:28:56,350
‫سكوي فرماندهي به اسپاك

428
00:28:57,100 --> 00:29:01,605
اسپاك هستم
‫من در طبقه‌ي پنج نزديك اتاقم هستم

429
00:29:03,023 --> 00:29:05,734
‫يه آندروي بهم حمله كرد

430
00:29:07,194 --> 00:29:08,945
‫حراست...

431
00:29:11,656 --> 00:29:14,618
‫تيم حراست
‫كاپيتان؟

432
00:29:14,826 --> 00:29:17,245
‫كاپيتان؟ كاپيتان؟

433
00:29:22,084 --> 00:29:25,670
‫گزارش كاپيتان، تاريخ ستاره‌اي 3843.4

434
00:29:25,837 --> 00:29:28,173
‫معاون اول اسپاك موقتاً
‫فرماندهي رو به دست گرفته

435
00:29:28,340 --> 00:29:30,175
‫كاپيتان توسط يكي از نماينده‌هاي

436
00:29:30,342 --> 00:29:32,719
‫راهي به كنفرانس بابل
‫به طرز وخيمي مجروح شده

437
00:29:32,886 --> 00:29:34,596
‫سفينه در وضعيت هشداره

438
00:29:34,763 --> 00:29:37,933
‫هنوز توسط سفينه‌ي متجاوز تحت تعقيب هستيم

439
00:29:38,266 --> 00:29:41,561
‫زخم بديه، ريه‌ي چپ رو سوراخ كرده

440
00:29:41,728 --> 00:29:45,148
‫حدود يه سانتيمتر پايين‌تر بود،
ميتونست از قلبش رد بشه

441
00:29:48,485 --> 00:29:51,154
‫ميرم به بازداشتگاه
‫و از زنداني آندوري بازجويي مي‌كنم

442
00:29:51,321 --> 00:29:54,449
‫دكتر، فاكتور كي-2 داره افت مي‌كنه

443
00:29:57,452 --> 00:29:59,037
اسپاك

444
00:30:02,207 --> 00:30:05,001
‫حال پدرت خيلي بدتره
‫ديگه چاره‌اي نيست

445
00:30:05,168 --> 00:30:06,795
‫بايد فوراً عمل كنم

446
00:30:06,962 --> 00:30:09,464
‫مي‌تونيم به محض اين كه
‫آماده شدي شروع كنيم

447
00:30:09,631 --> 00:30:11,425
‫نه، دكتر
‫چي؟

448
00:30:12,676 --> 00:30:15,137
‫اولين مسئوليت من نسبت به سفينه‌ست

449
00:30:15,303 --> 00:30:19,182
‫امنيت مسافرين ما، به دستور فرماندهي اخترناوگان،
‫در درجه‌ي اول اهميت قرار داره

450
00:30:19,349 --> 00:30:23,812
‫ما توسط يك سفينه‌ي
‫بيگانه و احتمالاً دشمن تحت تعقيب هستيم

451
00:30:23,979 --> 00:30:27,441
‫نمي‌تونم فرماندهي رو
‫تحت اين شرايط ترك كنم

452
00:30:28,191 --> 00:30:31,361
‫ميتوني فرماندهي رو
‫به اسكاتي واگذار كني

453
00:30:32,529 --> 00:30:34,990
‫رو چه حساب، دكتر؟

454
00:30:35,157 --> 00:30:40,036
‫شرايط لازم براي فرماندهي
‫برتري شخصي رو تشخيص نميده

455
00:30:40,787 --> 00:30:43,290
‫ميرم بازداشتگاه
‫تا آندروين رو استنطاق كنم

456
00:30:44,291 --> 00:30:47,377
‫اون تِلِو ـه، عضو كوچكي از افرادم

457
00:30:47,878 --> 00:30:52,507
‫هيچي ازش نمي‌دونم غير از
‫اين كه به اندازه كافي خدمت كرده

458
00:30:52,674 --> 00:30:56,553
‫اون مورد بازجويي تحت اسكن تاييد كننده
‫و داروي حقيقت قرار گرفته

459
00:30:56,720 --> 00:30:58,221
‫هيچي رو فاش نمي‌كنه

460
00:30:58,430 --> 00:31:00,724
‫به نظرم ذهنش به عنوان
‫بخشي از يك نقشه‌ي

461
00:31:00,891 --> 00:31:02,642
‫از پيش تعبيه شده خو گرفته

462
00:31:02,809 --> 00:31:05,228
‫افراد من از گونه‌اي خشن هستن

463
00:31:05,395 --> 00:31:07,772
‫ولي با كاپيتان كرك خصومتي نداريم

464
00:31:10,901 --> 00:31:14,571
‫ظاهراً تِلِو اينكارو كرده
‫به چه علت؟

465
00:31:14,738 --> 00:31:18,283
‫آسيب رسوندن به كاپيتان
‫چه نفعي براي ما داره؟

466
00:31:18,783 --> 00:31:20,160
‫نمي‌دونم

467
00:31:20,410 --> 00:31:23,663
‫هيچ منطقي در حمله‌ي تِلِو
‫به كاپيتان وجود نداره

468
00:31:23,830 --> 00:31:25,916
‫در قتل گَو هم منطقي وجود نداره

469
00:31:26,082 --> 00:31:28,418
‫شايد بهتره منطق رو فراموش كني

470
00:31:28,585 --> 00:31:32,047
‫و تمركزت رو روي انگيزه‌هاي

471
00:31:32,214 --> 00:31:34,674
‫اشتياق‌آميز‌ يا منفعت‌بخش‌ بذاري

472
00:31:34,841 --> 00:31:36,843
‫اون‌ها دلايل قتل هستن

473
00:31:49,606 --> 00:31:51,316
‫بيا داخل

474
00:31:53,026 --> 00:31:56,363
‫اسپاك، تو بايد
‫فرماندهي رو به يكي ديگه واگذار كني

475
00:31:56,530 --> 00:32:00,158
‫مادر، وقتي من به كارگيري شدم،
‫سوگند خوردم مسئوليت‌هايي رو

476
00:32:00,325 --> 00:32:02,953
‫كه واضح و دقيق تعيين
‫شده بودن به عهده بگيرم

477
00:32:03,119 --> 00:32:05,956
‫هر افسر لايقي مي‌تونه
‫اين سفينه رو فرماندهي كنه

478
00:32:06,122 --> 00:32:09,209
‫ولي فقط تو ميتوني به پدرت
‫انتقال خوني رو بدي كه

479
00:32:09,376 --> 00:32:11,545
‫براي زنده موندن لازم داره

480
00:32:12,295 --> 00:32:16,049
‫هر افسر لايقي در شرايط عادي مي‌تونه

481
00:32:16,216 --> 00:32:18,260
‫ولي شرايط عادي نيست

482
00:32:18,426 --> 00:32:21,972
‫ما بيش از 100 مسافر ارزشمندِ
‫فدراسيون رو حمل مي‌كنيم

483
00:32:22,138 --> 00:32:25,642
‫توسط يك سفينه‌ي بيگانه تحت تعقيب هستيم
‫مورد حمله‌ي احتمالي قرار داريم

484
00:32:25,809 --> 00:32:28,478
‫يك قتل و يك اقدام به قتل
‫داخل سفينه صورت گرفته

485
00:32:30,438 --> 00:32:35,318
‫نمي‌تونم وظايفم رو ترك كنم
‫وظيفه؟ وظيفه‌ي تو نسبت به پدرته

486
00:32:35,902 --> 00:32:37,529
‫مي‌دونم

487
00:32:38,196 --> 00:32:40,282
‫ولي بايد اولويت رعايت بشه

488
00:32:40,824 --> 00:32:45,412
‫اگه مي‌تونستم انتقال خون روبدون از دست دادن
وقت يا كارايي انجام بدم، اين كارو مي‌كردم

489
00:32:45,829 --> 00:32:48,248
‫سارك دليل من رو درك مي‌كنه

490
00:32:48,415 --> 00:32:51,251
‫خب، من درك نمي‌كنم انساني نيست

491
00:32:51,960 --> 00:32:54,588
‫اوه، اين كلمه‌ي زشتي نيست
‫تو هم انساني

492
00:32:54,754 --> 00:32:57,549
‫بذار اون بخش از وجودت جلو بياد

493
00:32:58,633 --> 00:33:00,885
‫پدرت داره مي‌ميره

494
00:33:01,720 --> 00:33:04,556
‫مادر، چطور تونستي اينهمه مدت
‫توي ولكان زندگي كني،

495
00:33:04,723 --> 00:33:06,558
‫با يه ولكاني ازدواج كني،
‫يه پسر ولكاني بزرگ كني،

496
00:33:06,725 --> 00:33:09,436
‫بدون اين كه بفهمي
‫ولكاني بودن يعني چي؟

497
00:33:09,603 --> 00:33:12,105
‫خب، اگه معني‌اش اينه،
‫نميخوام بدونم

498
00:33:12,272 --> 00:33:14,816
يعني يه فلسفه رو قبول كني، يه راه زندگي،

499
00:33:14,983 --> 00:33:16,735
كه منطقي و سودمنده

500
00:33:16,901 --> 00:33:20,530
‫نمي‌تونيم صرفاً براي نفع شخصي
‫به اين فلسفه بي‌اعتنايي كنيم

501
00:33:20,697 --> 00:33:22,699
‫مهم نيست اون نفع چقدر مهم باشه

502
00:33:22,866 --> 00:33:25,869
‫هيچي به مهمي جون پدرت نيست

503
00:33:27,662 --> 00:33:32,208
‫ميتوني تصور كني اگه قبول
‫مي‌كردم پدرم چي مي‌گفت؟

504
00:33:32,375 --> 00:33:34,919
‫اگه فرماندهي اين سفينه رو ول مي‌كردم

505
00:33:35,086 --> 00:33:38,214
‫و جون صدها نفر رو به خطر مينداختم،
‫ريسك جنگ ميان‌سياره‌اي رو فقط

506
00:33:38,381 --> 00:33:40,717
‫بخاطر زندگي يك نفر به جون مي‌خريدم؟

507
00:33:42,761 --> 00:33:45,055
‫وقتي پنج سالت بود

508
00:33:45,263 --> 00:33:49,559
‫و ناراحت و پريشون به خونه مي‌اومدي،

509
00:33:49,726 --> 00:33:52,228
‫چون پسرهاي ديگه اذيتت كرده بودن،

510
00:33:52,395 --> 00:33:55,899
‫مي‌گفتن كه تو " ولكاني واقعي نيستي"،

511
00:33:57,359 --> 00:34:02,614
‫من تماشات مي‌كردم، و مي‌دونستم،

512
00:34:04,407 --> 00:34:06,743
‫كه درون وجودت، بخش انساني‌ات
‫داشته گريه مي‌كرده

513
00:34:08,995 --> 00:34:10,997
‫و منم گريه مي‌كردم

514
00:34:14,918 --> 00:34:18,588
‫بايد بخشي از من در وجودت باشه

515
00:34:18,755 --> 00:34:21,383
‫بخشي كه هنوز نمي‌تونم بهش برسم

516
00:34:28,640 --> 00:34:31,101
‫اگه ولكاني بودن برات مهم‌تر باشه،

517
00:34:31,267 --> 00:34:33,603
‫پس همونجا وايستا و از قوانين و مقررات...

518
00:34:33,978 --> 00:34:38,608
‫اخترناوگان و فلسفه‌ي ولكاني صحبت كن

519
00:34:38,775 --> 00:34:41,569
‫و بذار پدرت بميره

520
00:34:42,445 --> 00:34:46,074
‫و من تا آخر عمرم ازت متنفر ميشم

521
00:34:48,159 --> 00:34:49,786
‫مادر

522
00:34:49,953 --> 00:34:52,789
‫همين الان برو پيشش
‫خواهش مي‌كنم

523
00:34:53,915 --> 00:34:55,208
‫نمي‌تونم

524
00:35:15,937 --> 00:35:17,814
‫دكتر مك‌كوي

525
00:35:20,817 --> 00:35:23,778
‫دلم ميخواد با يه پتك
‫به خدمت اون يارو برسم

526
00:35:23,945 --> 00:35:25,655
‫همون كه شما رو زد؟

527
00:35:25,822 --> 00:35:28,158
‫نه، اوني كه داخل سرمه

528
00:35:28,825 --> 00:35:31,119
چه مدت آه

529
00:35:31,286 --> 00:35:32,620
‫حالا بذار برات درس عبرتي بشه

530
00:35:32,787 --> 00:35:35,415
‫فقط دراز بكش و خوشحال باش
‫كه هنوز زنده هستي

531
00:35:35,582 --> 00:35:37,250
‫سارك چطوره؟

532
00:35:37,417 --> 00:35:40,587
‫خوب نيست كاش مي‌‌تونستم عملش كنم

533
00:35:40,754 --> 00:35:42,672
‫چي جلوت رو گرفته؟

534
00:35:43,006 --> 00:35:44,466
‫فكر كردم آماده هستي

535
00:35:44,632 --> 00:35:47,510
‫بودم، وقتي تو مجروح شدي،
‫اسپاك فرماندهي رو به دست گرفت

536
00:35:47,677 --> 00:35:50,013
‫و ميخواد همونجا بمونه
‫تا تو دوباره سرپا بشي

537
00:35:50,180 --> 00:35:52,432
‫حتي اگه به قيمت جون سارك تموم بشه

538
00:35:52,599 --> 00:35:54,517
‫مقررات

539
00:35:54,684 --> 00:35:57,228
‫بخاطر وفاداري و انجام وظيفه‌اش

540
00:35:57,395 --> 00:36:00,648
‫نمي‌تونم سرزنشش كنم
‫مرتكب پدركُشي بشه‫ولي بهش اجازه نميدم

541
00:36:00,815 --> 00:36:04,360
‫جيم، اگه وايستي،
‫ممكنه دوباره شروع به خونريزي كني

542
00:36:09,699 --> 00:36:11,493
دكتر

543
00:36:12,202 --> 00:36:14,537
‫سارك بدون اون عمل مي‌ميره

544
00:36:14,704 --> 00:36:21,544
‫و تو نمي‌توني
‫بدون انتقال خون از اسپاك عمل كني

545
00:36:22,378 --> 00:36:25,256
‫اسپاك رو قانع مي‌كنم كه حالم خوبه

546
00:36:25,715 --> 00:36:28,218
‫و بهش دستور ميدم بياد اينجا
‫به محض اين كه سكو رو ترك كرد،

547
00:36:28,384 --> 00:36:31,596
‫فرماندهي رو به اسكاتي مي‌سپارم
‫و به اتاقم برميگردم

548
00:36:31,888 --> 00:36:35,308
‫از نظرت اشكالي نداره؟

549
00:36:47,946 --> 00:36:49,948
‫كاپيتان
‫فرماندهي رو به دست مي‌گيرم، آقاي اسپاك

550
00:36:50,114 --> 00:36:51,699
‫با دكتر مك‌كوي به كلينيك مراجعه كن

551
00:36:51,866 --> 00:36:53,743
‫كاپيتان، حالتون كاملاً خوبه؟

552
00:36:53,910 --> 00:36:56,412
‫من سلامت جسمي‌اش رو
‫تأييد كردم، آقاي اسپاك

553
00:36:56,579 --> 00:36:58,456
‫حالا، از اون جايي كه من
‫يه عمل واسه انجام دارم،

554
00:36:58,623 --> 00:37:01,334
‫و به جفتمون نياز هست
‫برو بيرون، اسپاك

555
00:37:10,093 --> 00:37:12,178
‫آقاي چكوف، موقعيت متجاوز چيه؟

556
00:37:12,345 --> 00:37:15,390
‫تغييري نكرده، قربان
‫فاصله‌اش رو حفظ مي‌كنه

557
00:37:15,557 --> 00:37:17,559
‫مخابره‌ي جديدي انجام نشده، ستوان؟

558
00:37:17,725 --> 00:37:19,686
‫نه، قربان

559
00:37:20,103 --> 00:37:22,605
‫آقاي اسكات رو به سكو فرماندهي احضار كن

560
00:37:22,772 --> 00:37:25,775
‫كاپيتان، سفينه‌ي بيگانه
‫داره نزديكتر ميشه

561
00:37:28,736 --> 00:37:30,071
اون دستور رو لغو كن
‫من همينجا مي‌مونم

562
00:37:31,656 --> 00:37:34,784
‫كاپيتان، دوباره دارم سيگنال
‫بيگانه رو دريافت مي‌كنم

563
00:37:34,951 --> 00:37:37,328
‫ولي از داخل انترپرايز مياد

564
00:37:37,495 --> 00:37:39,956
‫مبدأ مشخصه؟
‫از بازداشتگاه، قربان

565
00:37:41,416 --> 00:37:43,543
حراست

566
00:37:43,710 --> 00:37:47,672
‫حراست به بازداشتگاه
‫سريعاً زنداني رو بگردين

567
00:37:57,807 --> 00:37:59,434
‫اسكن‌ها، پرستار

568
00:38:00,143 --> 00:38:03,897
‫نرخ توليد مجدد خون در آقاي اسپاك
‫از 200 درصد بالاتر رفته

569
00:38:04,063 --> 00:38:06,774
‫ضربان قلب سارك به 324 افزايش پيدا كرده

570
00:38:06,941 --> 00:38:09,360
‫فشار خون 90 روي 40
‫داره افت مي‌كنه

571
00:38:09,527 --> 00:38:11,946
‫كاش مي‌دونستم اين خوبه يا بد

572
00:38:13,656 --> 00:38:16,159
‫ميدان استريل رو روشن كن

573
00:38:18,286 --> 00:38:19,454
‫آقاي اسپاك

574
00:38:19,621 --> 00:38:22,248
‫به خيالت كجا داري ميري؟
‫بايد كاپيتان رو ببينم

575
00:38:22,415 --> 00:38:24,959
‫مريض‌هاي من وسط عمل
‫پا نميشن برن بيرون

576
00:38:25,126 --> 00:38:26,836
‫اون سفينه‌ي بيگانه، الان فهميدم

577
00:38:27,003 --> 00:38:29,505
‫اگه منحني بكارگيري
‫توانشون حد وسط نيست،

578
00:38:29,672 --> 00:38:33,217
‫بايد امكانش باشه
‫كه هويتشون رو شناسايي كنيم

579
00:38:33,384 --> 00:38:35,345
‫اين خيلي مهمه

580
00:38:35,803 --> 00:38:38,514
‫جون پدرت هم همينطور

581
00:39:13,466 --> 00:39:14,550
كرك هستم

582
00:39:14,717 --> 00:39:17,303
حراست هستم
‫مجبور شديم آندوري رو بيهوش كنيم

583
00:39:17,470 --> 00:39:21,557
‫اون يه جور فرستنده-گيرنده داشت
‫كه توي شاخكش قايم كرده بود

584
00:39:21,724 --> 00:39:24,894
‫كاپيتان، سفينه‌ي بيگانه
‫مسير و سرعتش رو تغيير داد

585
00:39:25,186 --> 00:39:28,690
‫با سرعت وارپ 8 مستقيم به طرفمون مياد

586
00:39:29,023 --> 00:39:31,484
‫زنداني رو به سكوي فرماندهي بيارين

587
00:39:31,651 --> 00:39:33,319
سپرها روشن ،هشدار قرمز

588
00:39:34,821 --> 00:39:38,408
ليزرها به دستور من آماده‌ي شليك باشن
‫اطاعت، قربان

589
00:39:38,741 --> 00:39:42,578
‫سپرها روشن
‫تفنگ‌ها مسلح و آماده هستن، قربان

590
00:39:42,745 --> 00:39:46,916
‫چكوف، اسكنرهاي اسپاك رو به دست بگير
‫اطاعت، قربان

591
00:40:01,222 --> 00:40:02,640
‫هدف، آقاي چكوف

592
00:40:02,807 --> 00:40:06,102
‫ حالا داره دور مي‌زنه‫داره دور ميشه
‫داره دوباره برميگرده

593
00:40:06,269 --> 00:40:07,895
‫همين كه رد شد شليك كن، ناوبان دوم

594
00:40:11,315 --> 00:40:12,358
‫خطا رفت، قربان

595
00:40:12,525 --> 00:40:14,610
‫گزارش بده چه سلاح‌هايي داره، آقاي چكوف

596
00:40:14,777 --> 00:40:16,946
‫حسگرها تفنگ‌هاي استاندارد
رو نشون ميدن، قربان

597
00:40:17,113 --> 00:40:18,865
‫تفنگ‌هاي استاندارد خوبه

598
00:40:19,032 --> 00:40:20,950
‫شايد سرعت بيشتري داشته باشن،
‫ولي غول‌پيكر نيستن

599
00:40:21,117 --> 00:40:22,785
‫كاپيتان، سيستم ارتباط داخلي مختل شد

600
00:40:22,952 --> 00:40:24,787
‫تمام سفيرها دارن مي‌پرسن كه چي شده

601
00:40:25,079 --> 00:40:29,584
‫بگو يه حدس خوب بزنن
‫ولي اون صفحه رو خالي كن، ستوان

602
00:40:29,751 --> 00:40:30,960
‫اطاعت، قربان

603
00:40:31,127 --> 00:40:32,962
‫بازم داره برميگرده

604
00:40:37,008 --> 00:40:39,969
‫يه تكون ديگه بخوريم جفت
‫اين آقايون رو از دست ميدم

605
00:40:54,859 --> 00:40:56,903
‫كنترل شليك در كامپيوترها قفل شد، كاپيتان

606
00:40:57,070 --> 00:40:59,906
‫با دستور من اژدر فوتون‌هاي
‫دو، چهار و شش رو شليك كن

607
00:41:00,740 --> 00:41:03,159
‫در وسيع‌ترين پراكندگي ممكن
‫اطاعت، قربان

608
00:41:05,495 --> 00:41:06,579
شليك

609
00:41:09,582 --> 00:41:12,960
‫گسترش كامل از دست رفت، قربان
‫سرعتشون برامون خيلي زياده

610
00:41:19,509 --> 00:41:23,179
‫دكتر، قلبش از كار افتاد
‫شوك وارد كن

611
00:41:34,065 --> 00:41:35,191
‫سيستم‌ها از كار افتادن

612
00:41:35,358 --> 00:41:38,694
‫پس اون دستگاه شوك قديمي
‫كه قابل حمله رو برام بيار

613
00:41:42,281 --> 00:41:44,617
‫به واحد مهندسي زنگ بزن
‫و بگو سيستم‌هاي كلينيك رو در اولويت قرار بدن

614
00:41:44,784 --> 00:41:46,619
‫بله، قربان

615
00:41:48,704 --> 00:41:50,540
‫سپر شماره چهار داره از كار ميوفته، قربان

616
00:41:50,706 --> 00:41:54,085
‫توان كمكي
‫تغيير حالت ميدم

617
00:41:56,671 --> 00:41:58,464
‫سپرها دارن تقويت ميشن

618
00:41:58,881 --> 00:42:00,800
‫شماره چهار هنوز ضعيفه، قربان

619
00:42:00,967 --> 00:42:04,053
‫اگه دوباره از اونجا بهمون
‫ضربه بزنن كاملاً داغون ميشه

620
00:42:24,448 --> 00:42:28,327
‫كار دوست‌هات اون بيرون خوبه
‫ولي براي برنده شدن بايد
‫اين سفينه رو نابود كنن

621
00:42:28,494 --> 00:42:30,413
‫از اول قصدمون همين بود، كاپيتان

622
00:42:30,580 --> 00:42:32,582
‫تو آندوري نيستي. كي هستي؟

623
00:42:35,543 --> 00:42:37,628
‫صدمات دارن گزارش ميشن، كاپيتان.
‫در تمام طبقه‌ها

624
00:42:38,212 --> 00:42:41,799
‫پروسه‌هاي كنترل خسارت
‫روي تمام طبقه‌ها انجام بشه

625
00:42:44,510 --> 00:42:47,889
‫سفينه‌اي كه اون بيرونه تفنگ داره
‫حداقل سلاح‌هامون شبيه هستن

626
00:42:48,055 --> 00:42:49,682
‫سپر شماره 2 از كار افتاد، قربان

627
00:42:51,475 --> 00:42:53,227
‫واحد مهندسي، كاپيتان صحبت مي‌كنه

628
00:42:53,394 --> 00:42:56,856
‫برق سمت چپ سفينه رو
‫به جز بانك‌هاي اسلحه قطع كنين

629
00:42:58,274 --> 00:43:02,278
‫با علامت من، برق سمت راست 
سفينه رو قطع كنين كرك، تمام

630
00:43:03,696 --> 00:43:04,739
‫تو كي هستي؟

631
00:43:04,906 --> 00:43:09,202
‫خودت جوابت رو پيدا كن، كاپيتان
‫وقت زيادي براي زندگي نداري

632
00:43:09,368 --> 00:43:13,080
‫تو يه جاسوسي، با عمل خودتو تغيير دادي
‫تا به عنوان يه آندوري وارد سفينه بشي

633
00:43:13,247 --> 00:43:17,335
در هيئت سفير مستقر شدي
‫تا از وحشت و قتل براي پرت كردن
‫حواسمون استفاده كني

634
00:43:17,627 --> 00:43:19,378
‫و براي اين حمله آماده بشي

635
00:43:19,545 --> 00:43:21,047
حدس و گمان ، كاپيتان 

636
00:43:22,465 --> 00:43:27,595
‫مهندسي، برق سمت راست رو قطع كن
‫موقعيت رو تا دستورات بعدي حفظ كن

637
00:43:32,433 --> 00:43:34,101
چكوف

638
00:43:42,735 --> 00:43:44,570
‫داري چي‌كار ميكني؟

639
00:43:45,196 --> 00:43:47,281
‫حدس بزن

640
00:43:48,449 --> 00:43:51,869
‫داريم كم‌كم منحرف ميشيم، قربان
‫توي مسير نگهش دارم؟

641
00:43:52,036 --> 00:43:54,664
‫نه. تفنگ‌هات رو آماده كن، آقاي چكوف

642
00:43:54,830 --> 00:43:57,375
‫اطاعت، قربان
ليزرها آماده هستن

643
00:44:04,173 --> 00:44:06,634
‫همينطوري بي‌حركت مونده، قربان

644
00:44:06,801 --> 00:44:08,219
‫ما رو زير نظر گرفته

645
00:44:08,386 --> 00:44:10,012
‫تا جايي كه مي‌دونه ما مُرديم

646
00:44:10,179 --> 00:44:13,391
‫دارين براش تله ميذارين
‫سعي دارين اونو به دام بندازين

647
00:44:15,142 --> 00:44:16,852
‫داره مياد

648
00:44:21,399 --> 00:44:24,735
‫محدوده درحال كاهش
‫سرعتش داره افت مي‌كنه و به نورگير نزديك ميشه

649
00:44:24,902 --> 00:44:26,779
‫فعلاً شليك نكن، آقاي چكوف

650
00:44:28,239 --> 00:44:31,951
ليزرها روي هدف قفل شدن
بسته شدن محدوده

651
00:44:33,703 --> 00:44:35,997
‫75 هزار كيلومتر

652
00:44:36,163 --> 00:44:37,540
شليك

653
00:44:45,298 --> 00:44:46,674
‫زديمش!

654
00:44:55,099 --> 00:44:57,018
‫از بخش‌هاي اصلي ايمن‌سازي كنين

655
00:44:59,312 --> 00:45:02,523
‫ستوان، يه فركانس ارتباطي باز كن

656
00:45:02,690 --> 00:45:04,775
‫اگه مايل به تسليم شدن باشن

657
00:45:13,284 --> 00:45:15,786
‫نمي‌تونستن تسليم بشن، كاپيتان

658
00:45:15,953 --> 00:45:17,872
‫دستور داشتن خودشون رو از بين ببرن

659
00:45:36,515 --> 00:45:39,018
‫ستوان، با فرماندهي اخترناوگان تماس بگير

660
00:45:39,185 --> 00:45:40,811
‫بهشون بگو يه زنداني داريم

661
00:45:40,978 --> 00:45:42,063
‫اطاعت، قربان

662
00:45:42,229 --> 00:45:44,440
‫فقط موقتاً، كاپيتان

663
00:45:46,442 --> 00:45:49,362
‫مي‌دونين، منم دستور داشتم
‫خودم رو از بين ببرم

664
00:45:50,321 --> 00:45:52,114
‫يه سم تدريجي

665
00:45:52,823 --> 00:45:56,619
‫درواقع كاملاً بي‌درد
‫ولي پادزهر شناخته شده‌اي نداره

666
00:45:57,620 --> 00:45:59,914
‫پيش‌بيني مي‌كنم 10 دقيقه‌ي ديگه زنده‌ام

667
00:46:00,081 --> 00:46:02,124
‫ببرينش به كلينيك

668
00:46:06,295 --> 00:46:09,632
‫انگار اشتباه محاسبه كردم

669
00:46:14,553 --> 00:46:16,472
‫اون‌ها هم همينطور

670
00:46:20,810 --> 00:46:23,479
‫آقاي چكوف، كنترل رو به دست بگير

671
00:46:29,276 --> 00:46:30,820
دكتر؟

672
00:46:31,779 --> 00:46:34,031
‫لرزوندن اين سفينه‌ي رو تموم كردي؟

673
00:46:34,198 --> 00:46:35,366
‫اسپاك، سارك...حالشون چطوره؟

674
00:46:35,533 --> 00:46:38,661
‫خب، مشكلي ندارم بهت بگم،
‫مطمئناً كارو سخت كردي، اونم براي جراحي كه سعي داره

675
00:46:38,828 --> 00:46:42,331
دكتر!
‫كاپيتان، بياين داخل

676
00:46:49,338 --> 00:46:51,257
‫اون بنيه‌ي سرسخت ولكاني

677
00:46:51,424 --> 00:46:53,259
‫بدون اون نمي‌تونستم از خطر نجاتشون بدم

678
00:46:53,426 --> 00:46:54,844
‫بعضي دكترها خيلي خوش‌شانس هستن

679
00:46:55,010 --> 00:46:57,972
‫كاپيتان، گمونم شما يه بيگانه رو
‫به سفينه‌شون آسيب زديم

680
00:46:58,139 --> 00:46:59,974
‫خودشون رو نابود كردن
‫تا از دستگيري اجتناب كنن

681
00:47:00,141 --> 00:47:02,685
‫بونز، جسد تِلِو رو ميارن به آزمايشگاهت

682
00:47:02,852 --> 00:47:04,979
‫ميخوام به خيلي سريع
‫روش كالبدشكافي انجام بشه

683
00:47:05,146 --> 00:47:06,981
دكتر‫گمونم مي‌فهمين كه اون يه اورايونه،

684
00:47:07,148 --> 00:47:08,232
‫اورايون؟

685
00:47:08,399 --> 00:47:10,526
‫واحد اطلاعات گزارش داد
‫كه قاچاقچيان اورايون

686
00:47:10,693 --> 00:47:12,236
‫درحال يورش به سيستم كوريدان بودن

687
00:47:12,403 --> 00:47:14,530
‫ولي با حمله به يه اخترناوگان
‫چي عايدشون ميشه؟

688
00:47:14,697 --> 00:47:18,325
‫سوءظن متقابل و جنگ ميان‌سياره‌اي

689
00:47:18,659 --> 00:47:20,786
‫بله، البته
‫و اورايون محتاطانه بي‌طرف مي‌مونه

690
00:47:20,953 --> 00:47:24,373
‫با عرضه‌ي دايليتيوم به دو طرف
‫گندكاري خودشون رو پاك مي‌كنن

691
00:47:24,623 --> 00:47:26,584
‫و يورش به كوريدان رو ادامه ميدن

692
00:47:28,335 --> 00:47:31,046
‫چيزي كه منو گيج كرد
‫منحني بكارگيري توان بود

693
00:47:31,213 --> 00:47:33,841
‫باعث شد از يه اخترناو يا هر چيز
‫شناخته شده‌اي براي ما

694
00:47:34,008 --> 00:47:35,676
‫قوي‌تر به نظر برسن

695
00:47:35,885 --> 00:47:38,345
‫اون سفينه براي يك مأموريت
‫انتحاري ساخته شده بود

696
00:47:38,512 --> 00:47:41,015
‫از اون جايي كه هرگز قصد برگشتن
‫به مقر آشيانه‌شون رو نداشتن

697
00:47:41,182 --> 00:47:44,268
‫مي‌تونستن در حملاتشون از
‫100 درصد توان استفاده كنن

698
00:47:45,561 --> 00:47:49,773
‫چيزي كه متوجه نميشم
‫اينه كه چرا زودتر بهش فكر نكردم

699
00:47:50,733 --> 00:47:53,611
‫حتماً ذهنت مشغول چيز ديگه‌اي بوده

700
00:47:56,113 --> 00:47:57,865
‫بعيد به نظر مي‌رسه

701
00:47:58,574 --> 00:48:00,576
‫نه ، ولي بهرحال ممنون

702
00:48:01,118 --> 00:48:05,414
‫و تو، سارك،
‫تو هم از پسرت تشكر ميكني؟

703
00:48:05,873 --> 00:48:07,333
‫متوجه نميشم

704
00:48:08,125 --> 00:48:09,502
‫براي نجات جونت

705
00:48:12,880 --> 00:48:16,383
‫اسپاك به تنها روش منطقي
‫كه در اختيارش بود عمل كرد

706
00:48:16,550 --> 00:48:18,719
‫كسي از منطق تشكر نمي‌كنه، آماندا

707
00:48:19,011 --> 00:48:22,598
منطق، منطق، من تا حد مرگ از منطق متنفرم 

708
00:48:22,765 --> 00:48:25,559
ميخواي بدوني چه احساسي نسبت به منطقت دارم؟

709
00:48:25,726 --> 00:48:28,771
‫احساساتيه، مگه نه؟
‫هميشه اينطور بوده

710
00:48:29,146 --> 00:48:31,273
‫جداً؟ چرا باهاش ازدواج كردي؟

711
00:48:31,440 --> 00:48:34,777
‫اون‌ زمان به نظر كار منطقي‌اي مي‌اومد

712
00:48:41,784 --> 00:48:44,119
دكتر
  نه، نه، من حالم خوبه

713
00:48:44,286 --> 00:48:46,956
‫بيا ببينم، اگه بازم
‫با دكتر خانوادگي مهربونت بحث كني،

714
00:48:47,122 --> 00:48:50,000
‫ده روز آينده رو همينجا ميگذروني

715
00:48:50,167 --> 00:48:52,962
‫اگه همكاري كني، دو روزه مرخص ميشي

716
00:48:53,128 --> 00:48:55,005
‫دكتر، گمونم ديگه برگردم به ايستگاهم

717
00:48:55,172 --> 00:48:57,049
‫الان توي ايستگاهت هستي، آقاي اسپاك

718
00:48:57,216 --> 00:49:00,469
‫دكتر مك‌كوي، گمونم داري لذت ميبري

719
00:49:00,636 --> 00:49:03,389
‫قطعاً، كاپيتان
‫هيچوقت اينقدر خوشحال نديده بودمش

720
00:49:03,556 --> 00:49:05,224
خفه‌شو

721
00:49:06,850 --> 00:49:08,978
هيش!هيش!

722
00:49:19,780 --> 00:49:23,826
‫خب، شما چه مي‌دونين
‫بالأخره كلمه‌ي آخر رو گفتم

723
00:49:27,026 --> 00:49:47,126
ترجمه و تنظيم زيرنويس آرمن پيشيك
apishik@gmail.com

