﻿1
00:00:00,462 --> 00:00:10,462
ترجمه و تنظيم زيرنويس آرمن پيشيك
apishik@gmail.com

2
00:00:52,662 --> 00:00:55,153
كاپيتان، فكر كنم از آرگليوس خوشم بياد

3
00:00:55,331 --> 00:00:57,371
معلومه كه يه مرد خوش سليقه اي

4
00:00:57,542 --> 00:01:00,496
منظورت اينه كه بهم ميگين
اين همه زن، اين همه …؟

5
00:01:00,670 --> 00:01:02,959
بله،بله،بله

6
00:01:03,298 --> 00:01:05,836
آرگلي ها خيلي به لذتشون فكر ميكنن

7
00:01:06,009 --> 00:01:08,132
اين يه كتمان حقيقته
 كه تا حالا شنيده بودم

8
00:01:08,303 --> 00:01:10,759
اين به طور كامل است
يه جامعه لذت گراه

9
00:01:23,652 --> 00:01:26,357
اسكاتي دوستش داري؟
 بله

10
00:01:26,572 --> 00:01:28,611
چرا كه نه؟ 
خوبه

11
00:01:28,782 --> 00:01:32,365
من ازش دعوت كردم كه سر ميز به ما ملحق بشه
 فكر كردم شايد دوست داشته باشي ببينيش

12
00:01:32,536 --> 00:01:36,665
حالا، اين چيزيه كه من بهش ميگم كاپيتان واقعي
 هميشه به افرادش فكر ميكردم

13
00:02:28,052 --> 00:02:31,006
اسكاتي، اسكاتي، در آرگليوس
 از چراغ استفاده ميكنن

14
00:02:31,180 --> 00:02:35,225
هيچ كس نبايد يه آبرديني(بندر ابردين اسكاتلند) ميخانه‌گرد
 كهنه كاربگه چطور كف بزنيم، كاپيتان

15
00:02:41,983 --> 00:02:43,608
يكي از بالش هاي ما را داريد؟

16
00:02:51,326 --> 00:02:54,660
امشب شب مه آلود خوبيه و شك
 دارم كسي تا حالا بهت گفته باشه

17
00:02:54,830 --> 00:02:57,202
از مه هاي شگفت انگيزي كه در آبردين داريم

18
00:02:57,374 --> 00:02:58,868
هيچوقت يه كلمه هم نگفتن

19
00:02:59,168 --> 00:03:02,751
ولي دارم ميميرم تا ياد بگيرم 
خب، پس چرا بهت نشون ندم؟

20
00:03:02,922 --> 00:03:05,627
هيچي مثل پياده روي توي مه
 با يه دختر جذاب وجود نداره

21
00:03:05,800 --> 00:03:08,587
يا يه آقاي خوش تيپ

22
00:03:09,345 --> 00:03:10,590
چرا اينكارو نكنيم؟

23
00:03:14,100 --> 00:03:17,220
برات مهم نيست، مگه نه؟ 
حتي ممكنه به موقع برگردم به سفينه

24
00:03:17,395 --> 00:03:21,060
ما بدون تو از اينجا نميريم اسكاتي 
استراحت كن و  لذت ببر

25
00:03:23,318 --> 00:03:25,109
كار من هيچوقت تموم نميشه

26
00:03:25,278 --> 00:03:28,647
كار من جيم
اين موارد نسخه اي و لازمه

27
00:03:28,824 --> 00:03:31,493
فراموش نكن، انفجاري
كه اسكاتي را به ديوار پرتاب كرد

28
00:03:31,660 --> 00:03:33,119
توسط يك زن ايجاد شد

29
00:03:33,286 --> 00:03:36,620
از نظر فيزيكي، اون خوبه
 در اين مورد درست فكر ميكنم؟

30
00:03:36,790 --> 00:03:38,830
اوه، بله، بله. در واقع،

31
00:03:39,001 --> 00:03:41,918
آسيب رواني قابل توجهي ميتونست ايجاد بشه

32
00:03:42,087 --> 00:03:44,460
مثلا،
كينه كامل اون از زنان

33
00:03:44,632 --> 00:03:46,589
 به نظر مي رسه اون به كينه اش غلبه كرده

34
00:03:46,759 --> 00:03:49,297
به نظر حرفه اي من،
وقتي اون به سفينه برگرده

35
00:03:49,470 --> 00:03:52,305
او از تو متنفر ميشه
براي اينكه مجبورش كردي به ترك آرگليوس

36
00:03:52,473 --> 00:03:55,723
اما بعد از اين، اون كينه كامل نسبت
 به زنان را از دست خواهد داد

37
00:03:55,977 --> 00:03:59,512
ماموريت انجام شد،
 تا اونجايي كه به اسكاتي مربوط ميشه

38
00:03:59,689 --> 00:04:04,481
دكتر، من يه جاي كوچيك اون 
طرف شهر ميشناسم جايي كه زنها

39
00:04:04,652 --> 00:04:07,440
اوه، آره، من اونجا رو ميشناسم
ميدونم كجا رو ميگي بريم

40
00:04:34,600 --> 00:04:37,601
فكر كنم از اين طرفه
منم فكر ميكنم اينطرفيه

41
00:04:52,368 --> 00:04:56,912
‫اون مرده، جيم
‫چاقو خورده، چندين و چند بار

42
00:05:15,851 --> 00:05:19,054
فضا آخرين مرز

43
00:05:24,735 --> 00:05:28,816
اينها سفرهايي هستند
از فضاپيماي انترپرايز

44
00:05:29,073 --> 00:05:32,822
ماموريتي پنج ساله
براي كشف عجايب و دنياهاي جديد

45
00:05:33,202 --> 00:05:36,572
تا زندگي و تمدنهاي جديدي را پيدا كند

46
00:05:37,248 --> 00:05:40,166
جسورانه به جايي برود
كه هيچ بشري تاكنون نرفته است

47
00:05:43,366 --> 00:06:03,366
ترجمه و تنظيم زيرنويس آرمن پيشيك
apishik@gmail.com

48
00:06:22,462 --> 00:06:27,587
‫گزارش كاپيتان، تاريخ ستاره‌اي 3614.9
‫سياره‌ي آرگليوس دو

49
00:06:27,759 --> 00:06:31,804
‫درحالي كه آقاي اسكات در مرخصي درماني به
 سر مي‌برد، ايشون مورد سوء ظن قرار گرفتن

50
00:06:31,972 --> 00:06:34,926
‫سوء ظن اينكه ممكنه به طرز
‫بي‌رحمانه‌اي يك زن آرگليايي رو كشته باشن

51
00:06:35,308 --> 00:06:38,808
‫مدير ارشد اداري شهر،
شخصي به نام آقاي هنگيست، 

52
00:06:38,979 --> 00:06:41,980
مسئوليت تحقيقات رو بر عهده گرفته،
‫ولي حقايق زيادي تا به الان دست‌گيرش نشده

53
00:06:42,149 --> 00:06:43,809
‫نميدونم چي بگم، آقايون

54
00:06:43,984 --> 00:06:47,567
آرگليوس آخرين سياره‌ تو اين كهكشانه كه توقع
‫دارم همچين اتفاقي توش بيفته

55
00:06:48,030 --> 00:06:50,023
‫ما هم به اندازه شما
‫شوكه شديم، آقاي هنگيست

56
00:06:50,199 --> 00:06:53,449
‫اگه اينجا سياره‌ي زادگاهم، رايجل چهار بود،
‫يه چندتا مامور تحقيقات رو استخدام

57
00:06:53,619 --> 00:06:56,739
‫مي‌كردم كه روي مسئله كار كنن،
‫ولي اينجا، همچين افرادي وجود ندارن

58
00:06:56,998 --> 00:06:58,955
‫شما از بومي‌هاي آرگليوس نيستين، قربان؟

59
00:06:59,125 --> 00:07:03,454
‫نه، نه، نه آرگليوس مديرهاي اداريش 
رو از ساير سياره‌ها انتخاب مي‌كنه

60
00:07:04,339 --> 00:07:09,084
‫آرگليايي‌ها خودشون زياد كارآمد نيستن، 
ميدونين كه افراد آروم و بي‌آزاري هستن

61
00:07:09,594 --> 00:07:12,595
‫آقاي اسكات ،آقاي اسكات؟

62
00:07:12,764 --> 00:07:15,848
‫حالا، مطمئنين قبلا اينو نديدين؟

63
00:07:17,060 --> 00:07:19,100
‫يادم نيست

64
00:07:19,855 --> 00:07:22,346
‫واقعا، قربان،
‫اينطوري به درد نميخوره

65
00:07:22,524 --> 00:07:26,854
‫اسكاتي، تو با دختره
‫از كافه اومدي بيرون يادته؟

66
00:07:27,404 --> 00:07:29,148
‫بعدش چي شد؟

67
00:07:30,908 --> 00:07:34,359
ما داشتيم قدم ميزديم

68
00:07:35,329 --> 00:07:36,907
توي مه

69
00:07:38,207 --> 00:07:42,121
‫من افتادم جلو،
‫سعي كردم مسير رو هدايت كنم

70
00:07:42,795 --> 00:07:44,871
‫شنيدم دختره جيغ زد

71
00:07:46,632 --> 00:07:49,384
‫يادمه شروع كردم به برگشتن

72
00:07:50,136 --> 00:07:53,885
‫ديگه هيچي يادم نيست!
‫اسكاتي، بايد يادت بياد!

73
00:07:54,057 --> 00:07:55,468
جيم

74
00:08:00,230 --> 00:08:02,982
‫اگه ميگه يادش نيست، احتمالا يادش نيست
 ديگه تو كه اسكاتي رو ميشناسي

75
00:08:03,150 --> 00:08:05,438
‫من ميدونم كه يه قتل اتفاق افتاده

76
00:08:05,610 --> 00:08:07,153
‫تو كه فكر نميكني احتمال داره اسكاتي

77
00:08:07,321 --> 00:08:09,479
‫مهم نيست من چه فكري ميكنم

78
00:08:09,656 --> 00:08:11,234
‫ولي تو كه نميتوني همينجوري اونو
‫فدا كني تا از اين موقعيت رها شيم

79
00:08:11,408 --> 00:08:15,488
دكتر، من مسئوليت ديپلماتيك دارم

80
00:08:15,663 --> 00:08:17,951
‫اين اتفاق توي محدوده قضايي
‫آرگليايي‌ها افتاده

81
00:08:18,123 --> 00:08:21,078
‫اگه بخوان بازداشتش كنن،
‫محاكمه‌ش كنن، حتي محكومش كنن،

82
00:08:21,252 --> 00:08:22,414
‫بايد منم باهاش كنار بيام

83
00:08:22,586 --> 00:08:25,504
‫ولي اون داره از ضربه مغزي شديد رنج ميبره

84
00:08:26,924 --> 00:08:28,964
‫هركاري از دستمون بر بياد ميكنيم

85
00:08:31,095 --> 00:08:34,879
‫نويدبخش نيست، كاپيتان آقاي اسكات اصرار 
دارن كه هيچي يادشون نمياد،

86
00:08:35,058 --> 00:08:38,474
‫ولي داده‌هاي دستگاه آشكارساز من نشون ميدن
‫كه فقط اثرانگشت ايشون روي آلت قتاله وجود داره

87
00:08:38,645 --> 00:08:42,429
‫بله، آقاي هنگيست، آدم‌هاي ديگه‌اي هم
‫توي كافه در حدود زمان قتل، حضور داشتن

88
00:08:42,607 --> 00:08:45,692
‫چندتاشون درست قبل از اينكه آقاي
‫اسكات و دختره برن بيرون، از اونجا رفتن

89
00:08:45,860 --> 00:08:47,319
‫بله، توسط پرسنل در
‫جريان قرار گرفتم

90
00:08:47,487 --> 00:08:49,776
‫قرار هست اين افراد رو پيدا
‫كنيم و ازشون بازجويي كنيم،

91
00:08:49,948 --> 00:08:52,320
‫ولي دوست شما آينده‌ي
‫احتمالي ناخوشايندي خواهد داشت

92
00:08:52,492 --> 00:08:54,900
‫توي همچين مواردي
‫قانون چي ميگه؟

93
00:08:55,078 --> 00:08:58,827
‫قانون آرگليوس مبني بر عشقه

94
00:09:04,505 --> 00:09:07,078
‫آقايون، فرماندار ما، جاريس

95
00:09:07,258 --> 00:09:09,749
‫قربان، كاپيتان كرك
‫و دكتر مك‌كوي

96
00:09:10,344 --> 00:09:12,835
‫و ايشون همسرم، سيبو هستن

97
00:09:13,472 --> 00:09:17,387
‫و اين آقا، اسكات هستن
‫هموني كه اون پيغام رو درباره‌ش براتون فرستادم

98
00:09:18,478 --> 00:09:20,933
‫به قيافه‌ش نمياد كه بتونه همچين
‫عملي ازش سر بزنه. با اين حال

99
00:09:21,105 --> 00:09:23,478
‫خيلي وقت ازش گذشته

100
00:09:25,235 --> 00:09:28,485
آقايون، قبل از بيداري بزرگ ما 200 سال پيش

101
00:09:28,655 --> 00:09:31,941
‫راه‌هاي مخصوصي براي فهميدن
‫حقيقت در چنين مسائلي داشتيم

102
00:09:32,659 --> 00:09:34,652
‫بايد به اون راه‌هاي قديمي برگرديم

103
00:09:35,162 --> 00:09:38,780
‫تماس تلقيني آرگليايي‌ها؟
‫شما در اين باره ميدونين؟

104
00:09:39,082 --> 00:09:42,333
‫بله، درباره‌ش شنيديم
‫گمون مي‌كردم هنري باشه كه ديگه ازش استفاده نميشه

105
00:09:43,587 --> 00:09:46,921
همسرم يكي از نوادگان
 كشيش‌هاي قديمي اين سرزمينه

106
00:09:47,091 --> 00:09:49,712
‫اون، استعداد اجدادش
‫رو در خودش داره

107
00:09:50,594 --> 00:09:53,085
‫آقايون، من به اينجا اومدم تا
‫شما رو به خونه‌ام دعوت كنم

108
00:09:53,264 --> 00:09:55,506
فرماندار، به نظرتون نبايد اين مسئله

109
00:09:55,683 --> 00:09:58,008
‫از طريق اداره‌ي من و به طرز
‫رسمي، حل بشه؟

110
00:09:58,185 --> 00:10:00,677
‫بله، بايد از طرق رسمي حل بشه،
‫آقاي هنگيست،

111
00:10:00,855 --> 00:10:02,515
‫و از اونجايي كه من بالاترين مقام
‫رسمي شهر رو دارم، پس حرفِ من درسته

112
00:10:04,400 --> 00:10:08,943
‫آقايون، اجازه بديد به سمت
‫خونه‌ي من حركت كنيم جايي كه با كمك همسرم،

113
00:10:09,697 --> 00:10:11,737
‫ميتونيم حقيقت رو بفهميم

114
00:10:12,909 --> 00:10:14,368
خواهش ميكنم

115
00:10:23,795 --> 00:10:27,378
‫درسته كه مهارت‌هاي تلقيني
‫همسر شما خيلي خوبه، فرماندار،

116
00:10:27,549 --> 00:10:32,211
‫ولي فقط يك راه براي فهميدن
‫چيزي كه آقاي اسكات يادش نمياد، وجود داره

117
00:10:32,554 --> 00:10:36,255
‫از اونجايي كه از نظر شما شدني نيست كه اجازه
‫بدين ما به سفينه‌مون برگرديم،

118
00:10:36,559 --> 00:10:40,093
‫من ميتونم يه تكنيسين با ترايكوردر
‫رواني به اينجا منتقل كنم

119
00:10:40,730 --> 00:10:43,221
فرماندار،با اين كار تمام جزئيات اتفاقاتي كه

120
00:10:43,399 --> 00:10:46,400
‫طي 24 ساعت گذشته براي آقاي
‫اسكات افتاده، برامون روشن ميشه

121
00:10:46,569 --> 00:10:50,863
‫من مخالفم، فرماندار
‫اين قضيه به طور كامل به آرگليايي‌ها مربوط ميشه

122
00:10:51,199 --> 00:10:55,695
‫همسر من بايد قبل از اينكه آماده بشه،
‫زماني رو صرف عبادت كنه

123
00:10:55,870 --> 00:10:59,536
‫دليلي نمي‌بينم كه چرا نبايد
‫از اين زمان به نحو احسن استفاده كنيم

124
00:11:00,458 --> 00:11:03,412
‫خيلي خب، كاپيتان
‫از كرك به انترپرايز

125
00:11:08,342 --> 00:11:09,670
‫انترپرايز اسپاك صحبت ميكنه

126
00:11:10,177 --> 00:11:13,131
‫آقاي اسپاك، يه تكنيسين
‫با يه ترايكوردر رواني بفرست اينجا، لطفا

127
00:11:13,305 --> 00:11:15,132
‫از اين مختصات استفاده كن

128
00:11:17,434 --> 00:11:20,388
‫دريافت شد مختصات دريافت شد
كرك تمام

129
00:11:20,563 --> 00:11:23,480
‫فرماندار، براي اينكه ترايكوردر رواني

130
00:11:23,649 --> 00:11:25,558
‫موثر واقع بشه، به
‫خلوت نياز داره

131
00:11:25,860 --> 00:11:28,433
‫يه اتاقك كوچيك زير اين اتاق هست

132
00:11:28,613 --> 00:11:30,605
‫احتمالا كفايت مي‌كنه

133
00:11:31,616 --> 00:11:33,110
كاپيتان

134
00:11:33,701 --> 00:11:37,829
اخبار اين قتل وحشتناك

135
00:11:38,706 --> 00:11:42,787
‫در بين مردم شهرم داره پخش ميشه
‫اونا به شدت آشفته شدن

136
00:11:43,253 --> 00:11:47,167
‫همين الانشم زمزمه‌هايي درباره اينكه آرگليوس رو
‫به روي وسايل نقليه‌ي فضايي ببندن، شنيدم

137
00:11:47,340 --> 00:11:49,713
‫خب، اينطوري خيلي بد ميشه

138
00:11:50,135 --> 00:11:52,460
‫مهمان‌نوازي آرگليايي‌ها
‫زبانزد خاص و عامه

139
00:11:52,637 --> 00:11:55,508
‫همينطور اهميت استراتژيكش
‫بعنوان يه بندر فضايي

140
00:11:56,099 --> 00:11:59,967
‫بله، به نظرم اينجا تنها 
بندر فضايي در ربع دايره‌ست

141
00:12:01,146 --> 00:12:02,605
كاپيتان

142
00:12:04,650 --> 00:12:06,559
آدم هاي ديگه اي هم هستن كه بايد ازشون سوال كنيم

143
00:12:06,735 --> 00:12:08,775
شايد بايد برم ورودشون به اينجا رو تسريع كنم؟

144
00:12:08,946 --> 00:12:10,191
خواهش ميكنم اينكارو بكن آقاي هنگيست 

145
00:12:10,364 --> 00:12:13,449
هر كسي كه با اين قتل ارتباط داشته باشه
 بايد در مراسم حضور داشته باشه

146
00:12:29,217 --> 00:12:31,969
‫ستوان كارن تريسي، طبق دستور،
‫خدمت رسيدم، كاپيتان

147
00:12:32,137 --> 00:12:35,837
‫ستوان، ميخوام حافظه‌ي آقاي اسكات
‫طي 24 ساعت گذشته رو بررسي كنين

148
00:12:36,016 --> 00:12:37,925
‫بله، كاپيتان. كجا بايد
‫كارم رو انجام بدم؟

149
00:12:38,101 --> 00:12:42,313
‫اگه دنبال من بياين بهتون
‫نشون ميدم، ستوان

150
00:12:44,483 --> 00:12:48,694
اسكاتي، كاملا با ستوان
‫تريسي همكاري كن

151
00:12:49,363 --> 00:12:52,530
‫شايد بتونيم اين قضيه رو روشن كنيم
‫اميدوارم، قربان

152
00:12:52,700 --> 00:12:54,657
‫ديگه نميتونم اين ندونستن
‫رو تحمل كنم

153
00:13:03,044 --> 00:13:06,413
‫كاپيتان، تحت شرايط عادي،

154
00:13:06,589 --> 00:13:08,629
‫اسكاتي هيچوقت حاضر
‫نيست همچين كاري بكنه

155
00:13:08,800 --> 00:13:10,709
‫ولي اون ضربه‌اي
‫كه به سرش وارد شد،

156
00:13:10,885 --> 00:13:14,634
‫ميتونه تمام الگوهاي رفتاري
 قبليش رو از بين ببره

157
00:13:15,056 --> 00:13:18,888
‫البته، يه احتمال ديگه هم هست
‫توضيح بده

158
00:13:19,060 --> 00:13:20,720
‫فراموشي هيستريك

159
00:13:21,730 --> 00:13:25,514
‫وقتي يه نفر راجع به يه‫موضوعي احساس گناه ميكنه،
‫يه چيزي كه به ياد آوردنش خيلي بد باشه،

160
00:13:25,692 --> 00:13:27,815
‫اين واقعه رو از حافظه‌ي
‫خودآگاهش پاك ميكنه

161
00:13:37,705 --> 00:13:40,077
آماده اي، "سيبو"؟
من آماده ام

162
00:13:40,374 --> 00:13:43,577
‫ميشه چاقو رو بهم بدي لطفا؟
حتما

163
00:13:44,086 --> 00:13:48,250
‫در كنار بقيه‌ي استعدادها،
‫سيبو اين قابليت رو داره

164
00:13:48,424 --> 00:13:50,464
‫تا از اشياي بي‌جان تاثير بگيره

165
00:13:52,136 --> 00:13:54,094
‫دست شماست كاپيتان؟

166
00:13:54,305 --> 00:13:56,428
‫چاقو؟ نه

167
00:13:56,724 --> 00:13:58,883
‫ولي وقتي رسيديم گذاشتمش اينجا
نيست

168
00:14:10,906 --> 00:14:12,530
‫اسكاتي

169
00:14:14,785 --> 00:14:16,409
‫اون مرده، جيم

170
00:14:17,621 --> 00:14:19,614
‫درست مثل اون يكي

171
00:14:20,040 --> 00:14:23,125
‫بارها و بارها بهش چاقو خورده

172
00:14:32,803 --> 00:14:34,132
‫اينو بخور

173
00:14:34,847 --> 00:14:39,889
‫يه نوشيدني آرگليايي، دكتر
‫به شدت تاثيرگذار و به شدت بي‌خطر

174
00:14:40,645 --> 00:14:42,223
‫بخورش، اسكاتي

175
00:14:49,863 --> 00:14:51,440
ستوان

176
00:14:52,991 --> 00:14:55,482
‫كاپيتان كجاست؟

177
00:14:55,660 --> 00:15:00,157
‫ستوان تريسي مرده، اسكات
‫تو رو تنها توي اتاق پيدا كرديم

178
00:15:00,833 --> 00:15:03,999
‫مرده؟ ولي من...
‫اون پايين چه اتفاقي افتاد؟

179
00:15:04,837 --> 00:15:06,414
‫من...

180
00:15:07,840 --> 00:15:09,500
‫من نشسته بودم اونجا،

181
00:15:10,468 --> 00:15:12,709
‫اون داشت داده‌ها رو مي‌خوند،

182
00:15:14,764 --> 00:15:16,139
‫و حالا ميبينم نشستم اينجا

183
00:15:17,975 --> 00:15:20,348
‫همه‌ش همين؟

184
00:15:20,520 --> 00:15:24,019
‫دارم ميگم چيزي يادم نيست
‫حتما غش كردم

185
00:15:25,775 --> 00:15:28,527
‫ممكنه، جيم
‫اون ضربه به سرش

186
00:15:28,903 --> 00:15:30,314
خب

187
00:15:33,116 --> 00:15:35,156
‫اون ضربه به سرش

188
00:15:35,577 --> 00:15:37,404
‫فكر كن، اسكاتي

189
00:15:37,787 --> 00:15:40,705
‫كاپيتان، خيلي سعي كردم

190
00:15:41,833 --> 00:15:45,167
‫باورم نميشه واقعا داره
‫اين اتفاقا ميافته

191
00:15:46,004 --> 00:15:49,338
‫هيچ راهي به اونجا،
‫از اين بالا نيست

192
00:15:49,717 --> 00:15:51,341
فرماندار

193
00:15:52,177 --> 00:15:54,882
‫اون اتاقك، ورودي ديگه‌اي داره؟

194
00:15:55,055 --> 00:15:57,048
‫بله، يه در هست كه
‫به باغ ميرسه،

195
00:15:57,224 --> 00:15:59,016
‫ولي سال‌هاست كه قفله

196
00:15:59,185 --> 00:16:01,510
‫قفل‌ها رو ميشه باز كرد، جيم
‫ چكش كن

197
00:16:06,651 --> 00:16:10,234
‫فرماندار، هردوي اين افراد
‫شب قتل توي كافه بودن

198
00:16:10,405 --> 00:16:12,148
‫طي چند دقيقه آخر كجا بودن؟

199
00:16:12,323 --> 00:16:16,570
‫كاپيتان، اگه ايرادي نداره، خواهش ميكنم
‫يه قتل ديگه اتفاق افتاده، هنگيست

200
00:16:16,745 --> 00:16:19,236
‫يكي از خدمه‌ي من
‫درست مثل كارا

201
00:16:21,124 --> 00:16:22,832
‫چرا اين فاجعه‌ست

202
00:16:24,795 --> 00:16:28,413
‫تو افراد من تو رو نزديك اينجا پيدات كردن
‫چي كار داشتي ميكردي؟

203
00:16:28,590 --> 00:16:31,212
‫خواهش ميكنم، من هيچي در اين باره نميدونم
‫من كسي رو نكشتم

204
00:16:33,011 --> 00:16:35,763
‫خب، دختره چطوري كشته شد؟
‫چاقو خورده بود

205
00:16:36,015 --> 00:16:37,509
‫و هيچ اثري از آلت قتاله نيست

206
00:16:39,518 --> 00:16:41,890
‫اي‌كاش امكاناتش رو داشتم
تو

207
00:16:42,563 --> 00:16:47,059
‫تو توي كافه داشتي آهنگ مي‌زدي
‫براي دختري كه به قتل رسيد‌ آهنگ مي‌زدي

208
00:16:47,234 --> 00:16:50,319
از وقتي كه اون يه
 دختر كوچيك بود براي من رقصيده

209
00:16:51,113 --> 00:16:53,439
‫اون دخترم بود

210
00:16:54,534 --> 00:16:58,199
‫فرماندار، چطور ممكنه چنين
‫اتفاقي اينجا افتاده باشه؟

211
00:16:59,289 --> 00:17:03,666
‫كسي كه اين كارو كرده
  ، بايد مجازات بشه‫بايد پيدا بشه  

212
00:17:07,756 --> 00:17:09,131
‫و تو

213
00:17:09,424 --> 00:17:13,588
‫تو قبل از اسكات و كارا
‫از كافه اومدي بيرون

214
00:17:13,845 --> 00:17:16,633
‫حقيقت داره؟ تو كي هستي؟

215
00:17:16,807 --> 00:17:20,258
‫مورلا از خيابون كانتابا، فرماندار
‫من اونجا بودم چيزي براي پنهان كردن ندارم

216
00:17:21,437 --> 00:17:23,061
‫كارا رو ميشناختي؟

217
00:17:23,230 --> 00:17:26,267
‫البته كه مي‌شناختش
‫قرار بود باهم ازدواج كنن

218
00:17:26,567 --> 00:17:30,565
‫ولي رفتار شرم‌آوري از خودش نشون داد
‫يه رفتار بي‌سابقه

219
00:17:30,988 --> 00:17:33,444
‫بهش حسوديش ميشد

220
00:17:35,076 --> 00:17:38,990
‫خيلي نگران‌كننده‌ست
‫ميدونم كار اشتباهي بود، فرماندار،

221
00:17:39,163 --> 00:17:42,615
‫ولي نتونستم كاريش كنم
‫من دوستش داشتم

222
00:17:44,002 --> 00:17:46,160
‫و وقتي رفت سر ميز اين آقايون،

223
00:17:46,337 --> 00:17:49,956
‫نتونستم تحمل كنم و نگاهش
‫كنم، بنابراين رفتم خونه

224
00:17:51,176 --> 00:17:53,667
‫حسادت اغلب اوقات ميتونه
‫بعنوان انگيزه‌ي قتل باشه

225
00:17:53,845 --> 00:17:55,174
‫بله، ميدونم

226
00:17:55,347 --> 00:17:58,264
‫به همين خاطره كه احساس
‫به شدت در اينجا مذمت ميشه

227
00:17:58,433 --> 00:18:01,221
‫فرماندار، من كسي رو نكشتم،
‫نمي‌تونم همچين كاري كنم

228
00:18:01,770 --> 00:18:03,348
‫خواهيم ديد، مورلا

229
00:18:04,231 --> 00:18:07,647
‫متاسفم، جيم، ممكنه قفل باز شده باشه،
‫ممكنه باز نشده باشه

230
00:18:07,860 --> 00:18:10,814
‫تشخيصش سخته، حتي با ترايكوردر

231
00:18:13,657 --> 00:18:15,650
‫ميتوني ثابت كني
‫كه يه راست رفتي خونه؟

232
00:18:15,826 --> 00:18:18,282
‫كاپيتان، ميشه من سوالات
‫رو ادامه بدم، لطفا؟

233
00:18:18,454 --> 00:18:20,779
خوب، ادامه بده، مرد،
‫همينجوري اونجا واينسا

234
00:18:20,957 --> 00:18:24,207
‫كاپيتان، كاپيتان،
‫شما دارين شبيه كسي رفتار مي‌كنين

235
00:18:24,377 --> 00:18:27,711
‫كه داره هرجور شده دست و پا
‫ميزنه تا دوستشو نجات بده

236
00:18:27,880 --> 00:18:30,169
‫حاضرين همين قدر دست و پا
‫بزنين تا آرگليوس رو

237
00:18:30,341 --> 00:18:33,177
‫بعنوان يه بندر فضايي براي اخترناوگان‌تون
‫حفظ كنين؟

238
00:18:33,344 --> 00:18:35,633
‫خب، البته كه دارم سعي
‫ميكنم دوستمو نجات بدم

239
00:18:35,805 --> 00:18:38,296
‫اگه بي‌گناه باشه
‫و تاحالا هم كه جرمش ثابت نشده

240
00:18:38,475 --> 00:18:40,551
‫نيازه كه دوباره شرايط
‫رو يادآوري كنم، كاپيتان؟

241
00:18:40,936 --> 00:18:44,056
‫در هر دو صورت،دوست شما،
 اسكات، در كنار جسد حضور داشته

242
00:18:44,231 --> 00:18:46,769
‫و بعداً ادعا كرده
‫كه چيزي يادش نمياد

243
00:18:47,234 --> 00:18:49,025
‫من آماده‌ام، جاريس

244
00:18:50,446 --> 00:18:52,652
‫آقايون، لطفا بنشينيد

245
00:18:54,491 --> 00:18:57,907
‫به يك شرط، فرماندار

246
00:18:58,078 --> 00:19:01,578
‫كه اتاق مهر و موم بشه
‫نه كسي بتونه وارد بشه و نه خارج بشه

247
00:19:01,832 --> 00:19:04,074
در حالي كه مراسم در حال برگزاريه

248
00:19:09,716 --> 00:19:11,839
‫اتاق مهر و موم شد

249
00:19:12,969 --> 00:19:15,341
كاپيتان يعني منظورت اينه كه
‫قراره جونِ من

250
00:19:15,513 --> 00:19:17,720
‫بسته به اين مراسم
‫خرافاتي باشه؟

251
00:19:20,852 --> 00:19:22,596
‫كرك صحبت ميكنه
‫اسپاك هستم، كاپيتان

252
00:19:22,771 --> 00:19:24,562
‫ميشه يه صحبتي باهاتون داشته باشم؟
بله

253
00:19:24,731 --> 00:19:26,439
‫ببخشيد آقايون

254
00:19:31,071 --> 00:19:32,234
‫بله، آقاي اسپاك

255
00:19:32,406 --> 00:19:35,158
‫بحثم مربوط به موقعيتيه
‫كه براي ما تعريف كردين

256
00:19:35,325 --> 00:19:37,995
‫به نظر من، تماس تلقيني آرگليايي‌ها

257
00:19:38,162 --> 00:19:40,071
پديده جالبيه

258
00:19:40,247 --> 00:19:43,581
‫ولي تكنيكش به قدر كافي
‫بي‌نقص نيست كه جون يه نفرو به خطر بندازه

259
00:19:43,751 --> 00:19:45,660
‫پيشنهادت چيه آقاي اسپاك؟

260
00:19:45,836 --> 00:19:48,588
‫اينكه خيلي ساده آقاي اسكات
‫رو به انترپرايز منتقل كنيم

261
00:19:48,756 --> 00:19:50,962
‫و از كامپيوترها استفاده كنيم
‫تا حقيقت رو بفهميم

262
00:19:51,634 --> 00:19:54,968
‫اين‌ها آدماي متكبري هستن
‫رسم و رسوم مخصوص خودشون و قوانين خودشونو دارن

263
00:19:55,138 --> 00:19:57,629
‫و تا زماني كه ما اينجاييم،


264
00:19:57,807 --> 00:20:00,428
‫با اين چيزها در ارتباطيم

265
00:20:00,602 --> 00:20:04,018
‫كاملا الزاميه كه اين مسئله
‫با توجه به قوانين آرگليايي‌ها حل
‫بشه، مفهوم شد؟

266
00:20:04,189 --> 00:20:05,599
‫كاملا مفهوم شد، كاپيتان

267
00:20:05,774 --> 00:20:09,143
‫منم مثل تو از اين وضعيت
‫خوشم نمياد، اسپاك ولي كاري نميشه كرد

268
00:20:09,319 --> 00:20:10,564
كرك تمام

269
00:20:15,075 --> 00:20:18,989
بذاريد شروع كنيم بذاريد دايره شكسته نشه 

270
00:20:19,663 --> 00:20:24,740
روي شعله اي كه در محراب حقيقت مي سوزد تمركز كنيد

271
00:20:27,213 --> 00:20:28,707
بله

272
00:20:29,423 --> 00:20:31,914
يه چيزي اينجاست

273
00:20:34,220 --> 00:20:38,004
يه چيز وحشتناك حضورش را احساس مي كنم

274
00:20:38,724 --> 00:20:41,928
ترس ، خشم ، نفرت 

275
00:20:42,687 --> 00:20:45,012
خشم شعله رو تغذيه ميكنه

276
00:20:49,277 --> 00:20:53,986
اينجا اهريمني هست، شيطان، شرور و مخوف

277
00:20:54,616 --> 00:20:56,692
گرسنه است

278
00:20:57,202 --> 00:21:01,531
نفرت از همه چيزهايي كه زندگي ميكنه،
نفرت از زنان

279
00:21:01,915 --> 00:21:04,952
گرسنگي كه هيچوقت سيرنميشه

280
00:21:05,711 --> 00:21:09,044
قويه، بيش از حد قويه

281
00:21:09,214 --> 00:21:13,164
يك وحشت باستاني يك اسم داره

282
00:21:13,344 --> 00:21:16,179
براتيس،كسلا،رژاك

283
00:21:16,347 --> 00:21:19,016
بلعيدن تمام زندگي، تمام نور

284
00:21:19,183 --> 00:21:21,757
گرسنگي كه هيچوقت تمامي نداره

285
00:21:21,936 --> 00:21:24,509
رژاك ، رژاك

286
00:21:52,092 --> 00:21:53,634
سه تا قتل

287
00:21:53,802 --> 00:21:56,424
و اسكاتي تنها جواب ممكن همه موارد 

288
00:21:56,597 --> 00:21:59,384
برام مهم نيست شرايط چي نشون ميده جيم

289
00:21:59,558 --> 00:22:02,595
اسكاتي نميتونست اينكارو بكنه
در شرايط عادي، نه

290
00:22:02,770 --> 00:22:04,893
ولي اون ضربه روي سرش ميتونه 
نه كاپيتان

291
00:22:05,064 --> 00:22:07,021
اسكاتي، متاسفم

292
00:22:07,191 --> 00:22:09,184
تو حتي يادت نمياد كه اينكارو كردي يا نه 

293
00:22:09,360 --> 00:22:10,689
من باهات موافقم كاپيتان

294
00:22:10,862 --> 00:22:12,901
من كاملا راضي شدم كه آقاي اسكات گناهكاره

295
00:22:13,072 --> 00:22:14,732
 اما مسئول نيست
 اثبات نشده 

296
00:22:14,907 --> 00:22:19,617
ميتونيم ثابتش كنيم اگر اون ديوونه باشه 
آقايون، خواهش ميكنم

297
00:22:23,375 --> 00:22:27,787
چطور يه مرد ميتونه همچين كار وحشتناكي بكنه؟

298
00:22:27,963 --> 00:22:30,632
اين چيزيه كه اميدواريم بفهميم قربان

299
00:22:31,133 --> 00:22:32,247
آقاي اسكات؟

300
00:22:32,426 --> 00:22:35,296
‫قربان، قسم ميخورم كه
‫من همسر شما رو نكشتم

301
00:22:35,470 --> 00:22:36,965
‫و يا اون دوتا زن ديگه رو

302
00:22:37,139 --> 00:22:39,630
‫خودت تاييد كردي كه نميدوني
‫اين كارو كردي يا نه

303
00:22:39,808 --> 00:22:42,216
‫اون حافظه‌ي به اصطلاح ناقصت
‫آقاي هنگيست،

304
00:22:42,394 --> 00:22:44,968
‫توي انترپرايز، ميتونيم يه نوار ضبط
‫شده از وقايع ثبت شده

305
00:22:45,147 --> 00:22:48,232
‫در ذهن خودآگاه و ناخودآگاه
‫آقاي اسكات بگيريم

306
00:22:49,276 --> 00:22:52,527
‫و اون‌ها بهمون ميگن كه
‫طي اين ايام اخير چه اتفاقاتي براي ايشون افتاده

307
00:22:52,697 --> 00:22:55,614
‫اينطوري جاي هيچ شكي باقي نميمونه
‫اينطوري ميفهميم

308
00:22:55,783 --> 00:23:00,077
‫و، بالاخره، اين همون چيزيه كه دنبالشيم،
 مگه نه، فرماندار؟ كه حقيقتو بدونيم؟

309
00:23:00,496 --> 00:23:04,874
‫شما، قربان، ادعا مي‌كنين كه
‫هيچي درباره قتلها يادتون نيست

310
00:23:05,043 --> 00:23:06,205
بله

311
00:23:06,377 --> 00:23:10,422
‫اگه اينطور باشه، ممكنه
‫بدون دونستن، مرتكب قتل شده باشين

312
00:23:12,676 --> 00:23:14,918
‫دستگاه‌ها شما ميتونن
‫اين رو هم تشخيص بدن؟

313
00:23:16,012 --> 00:23:17,970
‫هيچ شكي باقي نميمونه

314
00:23:19,725 --> 00:23:21,682
‫خيلي خب

315
00:23:21,852 --> 00:23:23,845
‫ميريم توي سفينه شما

316
00:23:25,647 --> 00:23:29,515
‫و هركس كه گناهكار باشه، طبق
‫مجازات باستان، مجازات ميشه،

317
00:23:29,860 --> 00:23:32,945
‫با اينكه ممكنه وحشيانه و
‫وحشتناك باشن

318
00:23:33,906 --> 00:23:38,200
‫مجازات باستان براي قتل،
‫مرگ با شكنجه‌ي آرومه

319
00:23:38,369 --> 00:23:40,658
‫اين قانون هيچوقت عوض نشده

320
00:23:41,038 --> 00:23:43,874
‫متوجه هستين، آقاي اسكات؟

321
00:23:45,835 --> 00:23:49,370
‫بله، متوجهم

322
00:23:57,931 --> 00:24:01,680
‫گزارش كاپيتان، تاريخ ستاره‌اي 3615.4

323
00:24:01,852 --> 00:24:04,687
‫در حالي كه آقاي اسكات از نظر
‫فني در حالت بازداشت به سر ميبرن،

324
00:24:04,855 --> 00:24:08,390
‫ما به انترپرايز منتقل شديم
‫تا تحقيقات رو ادامه بديم

325
00:24:08,567 --> 00:24:11,354
‫هر كدوم از شاهدها اينجا ميشينه،
‫و دستش رو ميذاره روي اين صفحه

326
00:24:11,528 --> 00:24:14,944
‫هر انحرافي از حقيقت واقعي
‫فورا تشخيص داده ميشه و به

327
00:24:15,115 --> 00:24:19,065
‫كامپيوتر مخابره ميشه،
‫و كامپيوتر هم ما رو در جريان قرار ميده

328
00:24:19,245 --> 00:24:22,661
‫دكتر مك‌كوي قبلا كامپيوتر رو
‫با گزارش پزشكي‌شون، به روز كردن

329
00:24:22,832 --> 00:24:27,079
‫متخصصين آزمايشگاه ما در حال
‫بازرسي آلت قتاله هستن،

330
00:24:27,253 --> 00:24:29,827
‫و داده‌هاي خودشون رو براي آناليز
‫به كامپيوترها خواهند داد

331
00:24:30,006 --> 00:24:31,417
‫ميشه شروع كنيم؟

332
00:24:33,760 --> 00:24:36,251
‫آقاي اسكات، لطفا در جايگاه بنشينيد

333
00:24:47,190 --> 00:24:49,266
‫كامپيوتر، تاييد هويت

334
00:24:50,277 --> 00:24:53,693
‫در حال انجام
‫معاون فرمانده مونتگومري اسكات،

335
00:24:53,864 --> 00:24:57,565
‫ شماره سريال اس.اي. 19745-تي

336
00:24:58,118 --> 00:24:59,494
‫تاييد شد

337
00:24:59,662 --> 00:25:01,701
‫وضعيت فيزيكي حال حاضر
‫شخص مورد آزمايش؟

338
00:25:02,748 --> 00:25:07,790
‫در حال انجام ،شخص مورد آزمايش اخيرا ضربه‌ي
‫شديدي به جمجمه‌اش وارد شده

339
00:25:07,962 --> 00:25:11,711
‫آسيب در حال بهبوديه
‫يك سري ناهنجاري‌هاي محيطي وجود داره

340
00:25:11,883 --> 00:25:15,963
‫اين ناهنجاري‌ها به قدر كافي هستن كه باعثِ
‫فراموشي طي دوره‌اي از زمان بشن؟

341
00:25:16,387 --> 00:25:18,594
‫در حال انجام. خير

342
00:25:20,850 --> 00:25:24,136
‫كاپيتان، نميفهمم چطور ممكنه

343
00:25:24,688 --> 00:25:27,392
‫مگر اينكه اسكاتي درباره از
‫دست رفتن حافظه‌ش دروغ بگه

344
00:25:27,566 --> 00:25:29,642
‫من دروغ نميگم كاپيتان

345
00:25:29,818 --> 00:25:32,439
‫من هيچي راجع به دوتا
‫قتل اول يادم نيست

346
00:25:32,612 --> 00:25:34,320
‫كامپيوتر، صحت اين گفته رو بررسي كن

347
00:25:34,489 --> 00:25:38,986
‫شخص مورد آزمايش نقل‌ قول‌هايش صحت دارد
‫هيچ تغيير فيزيولوژيكي مشاهده نشد

348
00:25:39,328 --> 00:25:40,608
‫كاپيتان

349
00:25:41,789 --> 00:25:45,288
‫من وقتي همسر آقاي جاريس
‫كشته شد، غش نكردم

350
00:25:48,754 --> 00:25:51,708
‫خيلي خب، اسكاتي بگو ببينم

351
00:25:52,258 --> 00:25:54,167
‫داشتيم دست همديگه رو نگه ميداشتيم

352
00:25:54,677 --> 00:25:57,382
‫وقتي چراغا خاموش شد،
‫حلقه شكسته شد

353
00:25:57,555 --> 00:25:58,835
‫شنيدم زن بيچاره جيغ زد، و من

354
00:25:59,015 --> 00:26:01,091
‫من هرطور حساب كنين سر ميز بودم

355
00:26:01,267 --> 00:26:06,262
‫رفتم به سمتش، ولي
‫يه چيزي سر راهم بود

356
00:26:06,898 --> 00:26:09,306
‫يه چيزي؟ منظورت يه كسيه؟

357
00:26:09,651 --> 00:26:13,565
‫نه، كاپيتان. يه چيزي

358
00:26:14,698 --> 00:26:19,194
‫سرد بود، يه بويي داشت، مثل
‫بوي زننده‌اي كه از كشتارگاه مياد بيرون

359
00:26:19,369 --> 00:26:23,699
‫ولي اون چيز، واقعا اونجا نبود

360
00:26:23,874 --> 00:26:25,665
...مثل

361
00:26:26,668 --> 00:26:28,460
‫اگه منظورمو بگيرين، خوبه

362
00:26:29,546 --> 00:26:30,875
‫كامپيوتر؟

363
00:26:31,048 --> 00:26:35,544
‫شخص مورد آزمايش نقل‌ قول‌هايش صحت دارد
‫هيچ تغيير فيزيولوژيكي مشاهده نشد

364
00:26:36,387 --> 00:26:39,673
‫خيلي خب بياين يه راست 
بريم سر اصل مطلب

365
00:26:41,976 --> 00:26:45,143
‫اسكاتي، تو سيبو رو كشتي؟

366
00:26:45,396 --> 00:26:48,516
‫نه، كاپيتان. از اين مطمئنم

367
00:26:48,858 --> 00:26:52,358
‫از همون اولش هي داره همينو ميگه
‫الان هم مثل قبل،حرفش همون ارزشو داره

368
00:26:52,529 --> 00:26:54,901
‫اسكاتي، به من دروغ بگو
‫چند سالته؟

369
00:26:55,782 --> 00:26:57,027
‫22، قربان

370
00:26:57,200 --> 00:27:00,818
‫نادرست، نادرست
‫داده‌ها ايراد دارند

371
00:27:04,458 --> 00:27:08,871
‫بعد از اينكه چراغا خاموش شد، آقاي اسكات،
‫كي دست تو رو گرفته بود؟

372
00:27:09,630 --> 00:27:12,085
‫مورلا از يه طرف و شما از
‫اون طرف، قربان

373
00:27:12,257 --> 00:27:13,965
‫ولي اين هيچ معني
‫خاصي نميده، كاپيتان

374
00:27:14,134 --> 00:27:16,044
‫توي يه اتاق به اون كوچيكي،
‫برقا خاموش شده بود

375
00:27:16,220 --> 00:27:18,213
‫هركسي وقتشو داشته كه
 ‫بانو رو بكشه

376
00:27:18,389 --> 00:27:22,339
‫ولي بهتون يادآوري ميكنم كه ما آقاي اسكات رو 
درحالي كه ايشون رو بغل كرده بودن، پيدا كرديم

377
00:27:22,685 --> 00:27:24,512
چاقو شرمنده، قربان،
‫ولي بايد بگم

378
00:27:24,687 --> 00:27:27,937
‫كه چاقو هنوز در پشتش بود
‫و خون روي دستاي آقاي اسكات بود

379
00:27:28,107 --> 00:27:30,396
‫كامپيوتر بازبيني نشون داد كه
‫ايشون داشته راست ميگفته

380
00:27:30,568 --> 00:27:32,110
‫وقتي گفته كه نكشتتش

381
00:27:32,278 --> 00:27:34,354
‫دو تا زن ديگه هم به قتل رسيدن

382
00:27:37,242 --> 00:27:38,950
‫آقاي اسكات

383
00:27:41,913 --> 00:27:45,080
‫تو كارا رو كشتي؟
‫يادم نيست

384
00:27:45,250 --> 00:27:49,295
‫تو ستوان تريسي رو كشتي؟
‫يادم نيست

385
00:27:49,463 --> 00:27:50,957
‫كامپيوتر، صحت گفته رو بررسي كن

386
00:27:51,131 --> 00:27:55,508
‫شخص مورد آزمايش نقل‌ قول‌هايش صحت دارد
‫هيچ تغيير فيزيولوژيكي مشاهده نشد

387
00:27:55,677 --> 00:27:58,133
‫همه‌ي اينا ثابت ميكنه كه

388
00:27:58,305 --> 00:28:01,140
‫وقتي ميگه يادش نمياد داره راست ميگه
‫داريم وقتمونو تلف ميكنيم

389
00:28:01,308 --> 00:28:05,472
‫بعد از اينكه اينجا شهادت‌ها رو گرفتيم، يه آناليز از ترايكوردر روانيِ
 آقاي اسكات كه مربوط به حافظه‌ش ميشه، ميگيريم

390
00:28:05,646 --> 00:28:08,896
‫كه همون بررسي سطحي و ساده‌ايه
‫كه مي‌خواستيم بكنيم

391
00:28:09,066 --> 00:28:12,151
‫اينطوري يه سوابق كامل دست‌گيرمون ميشه
‫اين شما رو متقاعد ميكنه،‌ آقاي هنگيست؟

392
00:28:12,361 --> 00:28:13,642
خوب

393
00:28:13,821 --> 00:28:17,155
‫خب، به شرطي كه بتونين منو قانع كنين
‫كه اين دستگاه هيچ ايرادي توي كارش نداره

394
00:28:17,325 --> 00:28:19,152
‫و اگر نشون بده كه اون
‫ز‌ن‌ها رو نكشته

395
00:28:19,327 --> 00:28:21,118
‫هيچ ايرادي توي كار اين دستگاه نيست

396
00:28:21,287 --> 00:28:24,787
‫و در بابِ بقيه‌اش،
‫داده‌ها همه چيز رو نشون خواهند داد

397
00:28:25,875 --> 00:28:29,161
‫به نظرم حالا ميتونين بياين پايين، 
آقاي اسكات، اگر كسي اعتراضي نداشته باشه

398
00:28:29,337 --> 00:28:30,713
‫من به تمومِ روال كار اعتراض دارم

399
00:28:30,881 --> 00:28:32,838
‫آقاي هنگيست، ما به
‫صلاحديد من اينجاييم

400
00:28:33,842 --> 00:28:35,502
‫همكاري خواهيم كرد

401
00:28:35,677 --> 00:28:38,215
‫فرماندار، ميدونم كه قصدتون خيره،
‫ولي من قبلا تجربه‌ي مشابه اين رو داشتم

402
00:28:38,388 --> 00:28:41,224
‫حالا فعلا توضيح كاپيتان كرك در باب
‫صحت عملكردِ دستگاه رو

403
00:28:41,391 --> 00:28:43,929
‫قبول مي‌كنيم، تا بعد

404
00:28:44,937 --> 00:28:48,982
‫اگرچه، من، اين اختيار رو مخصوص خودم ميدونم
‫كه تصميم‌گيري نهايي رو انجام بدم

405
00:28:49,149 --> 00:28:53,397
‫ديگه سوالي نيست
‫آقاي مورلا، ميشه برين توي جايگاه؟

406
00:29:06,292 --> 00:29:08,866
‫موقعي كه كارا به قتل رسيد
‫شما كجا بودين؟

407
00:29:09,045 --> 00:29:12,212
‫مطمئن نيستم
‫گمونم داشتم ميرفتم سمت خونه

408
00:29:12,757 --> 00:29:14,168
‫عصباني بودم

409
00:29:14,342 --> 00:29:16,964
‫عصبانيت يه حالت نسبيه، آقا

410
00:29:17,387 --> 00:29:19,380
‫آيا به قدر كافي عصباني بودين
‫كه دست به خشونت بزنين؟

411
00:29:19,556 --> 00:29:22,842
‫من تاحالا تو زندگيم دست به خشونت نزدم
‫فكر نكنم كه تونسته باشم همچين كاري بكنم

412
00:29:23,018 --> 00:29:26,850
‫بايد حرف منو باور كنين
‫ممكن نيست مرگش كار من بوده باشه نميتونستم

413
00:29:27,356 --> 00:29:30,357
‫من اونو دوست داشتم و اونم منو دوست داشت

414
00:29:30,526 --> 00:29:32,234
‫اين حقيقت نداره!

415
00:29:32,403 --> 00:29:36,447
‫اون شايد فكر كنه اون دوستش داشته،
‫ولي اينطور نبود

416
00:29:36,615 --> 00:29:40,909
‫خودش بهم گفت اون حسودي ميكرد

417
00:29:41,412 --> 00:29:45,955
‫هميشه
‫اونا مدام باهم دعوا مي‌كردن

418
00:29:46,125 --> 00:29:49,411
‫شما ستوان تريسي رو كشتين؟
نه

419
00:29:49,587 --> 00:29:51,710
‫سيبو رو تو كشتي؟
نه

420
00:29:51,881 --> 00:29:53,589
‫كامپيوتر، تاييد گفته رو بررسي كن

421
00:29:53,758 --> 00:29:58,385
‫شخص مورد آزمايش نقل‌ قول‌هايش صحت دارد

422
00:29:58,638 --> 00:30:00,845
‫هيچ تغيير فيزيولوژيكي مشاهده نشد

423
00:30:02,225 --> 00:30:04,384
‫خيلي خب،‌ آقاي مورلا، به
‫نظرم ميتونين بياين پايين

424
00:30:13,320 --> 00:30:16,570
سيبو از گرسنگي صحبت كرد كه هرگز نمي ميرد

425
00:30:16,740 --> 00:30:20,156
‫يه چيزي كه با ترس،‌ وحشت
‫و مرگ رشد مي‌كنه

426
00:30:20,578 --> 00:30:22,238
ترور، مرگ.

427
00:30:22,413 --> 00:30:25,284
‫آقاي اسپاك، شايد داريم
‫از راه اشتباهي جلو ميريم

428
00:30:25,458 --> 00:30:29,621
‫بياين فرض كنيم كه سيبو
‫شخص حساسي بود

429
00:30:29,795 --> 00:30:32,666
‫فرض كنيم كه اون يه چيزي رو حس كرد،
‫يه چيز اهريمني

430
00:30:32,840 --> 00:30:36,624
‫حساسايت بالاي بعضي زن‌هاي آرگليايي
‫يه حقيقت مستنده، كاپيتان

431
00:30:36,803 --> 00:30:40,468
‫استعداد سيبوي بيچاره‌ي
‫من واقعي بود، آقايون

432
00:30:40,807 --> 00:30:44,805
‫چيزي كه به شما گفت حقيقت داشت
‫خيلي خب، پس

433
00:30:44,978 --> 00:30:49,936
‫دقيقا چي گفت؟
اهريمن خيلي بزرگ،‌ وحشت قديمي

434
00:30:50,150 --> 00:30:52,902
‫كه تمام زندگاني‌ها و نورها رو مي‌بلعه

435
00:30:53,320 --> 00:30:55,893
‫يه چيز ديگه هم گفت
‫يه سري كلمات كه با عقل جور در نمي‌اومد

436
00:30:56,073 --> 00:31:00,651
‫بله ،رژاك، براتيس

437
00:31:01,412 --> 00:31:03,570
و كسلا

438
00:31:04,957 --> 00:31:08,706
‫يه سري لغات نامفهوم و بي معني
‫شايد براي ما اينطور باشه،

439
00:31:08,878 --> 00:31:11,832
‫ولي براي كامپيوتر
‫آقاي اسپاك، بررسيشون كن

440
00:31:13,174 --> 00:31:17,385
‫كامپيوتر، بانك زبان‌شناسي
‫تعريف اين لغت رو ميخوام: 

441
00:31:17,553 --> 00:31:18,834
رژاك

442
00:31:20,181 --> 00:31:23,467
‫در حال انجام
‫تعريفي پيدا نشد

443
00:31:25,353 --> 00:31:29,517
‫همچين لغتي توي بانك
‫زبان شناسي نيست؟

444
00:31:29,691 --> 00:31:31,565
درسته 

445
00:31:32,277 --> 00:31:37,022
‫بقيه بانك‌ها رو هم بررسي كن
‫در حال انجام صحيح 

446
00:31:37,199 --> 00:31:39,441
‫يه اسم خاص
‫تعريفش كن

447
00:31:40,202 --> 00:31:43,701
‫رژاك: منبع، زمين، قرن نوزده

448
00:31:44,540 --> 00:31:46,746
‫زبان، انگليسي

449
00:31:47,543 --> 00:31:50,378
‫لقبِ قاتل سريالي زنان

450
00:31:50,921 --> 00:31:54,337
‫مترادف زميني ديگر: جك قاتل

451
00:32:03,393 --> 00:32:05,053
‫جك قاتل؟

452
00:32:05,228 --> 00:32:07,849
خب،مسخره‌ست
‫اون واسه صدها سال پيشه

453
00:32:08,022 --> 00:32:11,522
‫يه انسان نميتونه اين همه
‫قرن رو زنده بمونه

454
00:32:12,360 --> 00:32:15,729
‫درست قبل از اينكه اون مرد

455
00:32:16,573 --> 00:32:18,400
‫همسرم گفت،

456
00:32:20,243 --> 00:32:22,913
يه گرسنگي‌ايه كه 

457
00:32:23,080 --> 00:32:26,246
هيچوقت نميميره

458
00:32:26,416 --> 00:32:30,201
‫ولي همه‌ي آدما ميميرن
‫بله، همه‌ي آدما ميميرن،

459
00:32:30,379 --> 00:32:33,914
‫و جك قاتل نمي‌تونست زنده باشه
‫اگر يه آدم بود

460
00:32:34,592 --> 00:32:37,593
ولي هر چيزي كه ازش تا حالا پرده برداشتيم
انگشت اتهام رو به سمت جك قاتل ميبره،


461
00:32:37,761 --> 00:32:40,300
‫كه اين قضيه غيرممكنه، مگه نه؟

462
00:32:41,557 --> 00:32:42,968
‫يا شايدم نه؟

463
00:32:43,142 --> 00:32:45,811
‫انسان‌ها و انسان‌گونه‌ها فقط
‫يه درصد كوچيكي

464
00:32:45,978 --> 00:32:47,971
‫از تمام موجودات زنده‌اي
‫كه ما ميشناسيم رو تشكيل ميدن

465
00:32:48,147 --> 00:32:51,267
‫موجودهايي وجود دارند كه طول
‫عمر بسيار طولاني‌اي دارند،

466
00:32:51,442 --> 00:32:53,400
‫و عملا جاودان محسوب ميشن

467
00:32:54,571 --> 00:32:58,782
‫ما ميدونيم كه يه نفر يا يه چيزي،

468
00:32:59,784 --> 00:33:02,406
‫سه تا زن رو كشته

469
00:33:02,579 --> 00:33:05,615
‫اگه محال باشه كه انسان باشه،
‫پس بايد يه چيز ديگه باشه،

470
00:33:05,791 --> 00:33:09,456
‫يه چيزي كه به سمت كشتن، وادار شده
‫ولي سيبو گفت كه اون چيز از مرگ تغذيه ميكنه

471
00:33:09,711 --> 00:33:13,127
‫اگه بخوايم مطلقا از جنبه علمي قضيه رو نگاه كنيم،
 دكتر، ما همه‌مون از مرگ تغذيه ميكنيم،

472
00:33:13,298 --> 00:33:14,627
 حتي گياه‌خوارها

473
00:33:14,800 --> 00:33:18,299
‫بله، ولي حرفش فراتر از اينها بود
‫نه فقط مرگ، بلكه ترس

474
00:33:18,470 --> 00:33:20,048
‫گفت حتي از ترس هم تغذيه ميكنه

475
00:33:20,222 --> 00:33:22,131
‫كه ميتونه مزيد بر علت باشه

476
00:33:22,308 --> 00:33:24,265
‫كه قاتل، يه انسان نبوده

477
00:33:24,435 --> 00:33:28,302
‫تغذيه از احساسات مقوله‌ي
‫ناشناخته‌اي در اين كهكشان نيست،

478
00:33:28,481 --> 00:33:32,644
‫و ترس جزء قوي‌ترين
‫و خشن‌ترين احساساته

479
00:33:33,277 --> 00:33:35,519
‫فرماندار، مطمئنا اين قضيه
‫ديگه خيلي كش پيدا كرده

480
00:33:35,697 --> 00:33:38,104
‫يه نفر، يه آدم، سه
‫تا زن رو كشته

481
00:33:38,283 --> 00:33:40,240
‫و ما مظنون اوليه رو تو مشتمون داريم

482
00:33:40,410 --> 00:33:43,494
‫قراره ولش كنيم و بيفتيم دنبال ارواح؟

483
00:33:43,997 --> 00:33:47,164
‫نه، آقاي هنگيست، ارواح نه

484
00:33:47,542 --> 00:33:51,872
‫احتمالا انسان نباشه، ولي روح هم نيست
‫آقاي اسپاك، احتمالات رو بررسي كن

485
00:33:52,047 --> 00:33:55,498
‫كامپيوتر، سوابق گزارشات پنج
‫دقيقه‌ي اخير شمسي رو خلاصه كن

486
00:33:55,676 --> 00:33:59,175
‫فرضيه‌هاي مختلف رو به هم ربط بده
‫و با موجودات زنده‌ي ثبت شده مقايسه كن

487
00:33:59,388 --> 00:34:02,923
‫سوال: ممكنه كه همچين موجودي،
‫با حد و حدودهاي مطرح شده،

488
00:34:03,100 --> 00:34:05,093
‫در اين كهكشان وجود داشته باشه؟

489
00:34:05,561 --> 00:34:07,850
‫موجودي به نام درلا از سياره‌ي
‫آلفا كاريناي پنج

490
00:34:08,022 --> 00:34:11,391
‫از احساس عشق، تغذيه ميكنه

491
00:34:11,567 --> 00:34:15,185
‫سوابق كافي مبني بر وجود موجودي

492
00:34:15,363 --> 00:34:17,236
‫با ماهيت ناشناخته، وجود داره،

493
00:34:17,698 --> 00:34:20,735
‫موجودي كه ممكنه وجود داشته باشه
‫و از احساس ترس تغذيه كنه

494
00:34:20,910 --> 00:34:25,204
‫كامپيوتر، محتمل‌ترين تركيبي كه
‫اين موجود ميتونه داشته باشه رو پيشبيني كن

495
00:34:26,374 --> 00:34:29,708
‫در حال انجام
‫براي برخورداري از الزامات تعيين شده

496
00:34:29,878 --> 00:34:34,006
‫ميشه گفت كه اين موجود، هيچ فُرم يا شكلي
‫به اون معني كه ميدونيم، نداره

497
00:34:34,174 --> 00:34:37,009
‫محتمل‌ترين حالت: انبوهي از انرژي،

498
00:34:37,219 --> 00:34:40,919
‫يه ميدان الكترومغناطيسي شديداً منسجم

499
00:34:41,390 --> 00:34:43,014
كامپيوتر

500
00:34:43,767 --> 00:34:46,934
‫  ممكنه كه اين موجود

501
00:34:47,604 --> 00:34:49,846
‫توصيف‌شده به خودش شكل فيزيكي بگيره؟

502
00:34:50,149 --> 00:34:52,901
مثبته نمونه‌ها:

503
00:34:53,068 --> 00:34:57,232
‫ مليتوس، موجودي ابري
‫از سياره‌ي آلفا ماجوريس يك

504
00:34:57,406 --> 00:35:00,610
‫خرافات. ارواح و جن
نه

505
00:35:00,785 --> 00:35:03,739
‫من خودم اين موجود مليتوس رو ديدم

506
00:35:03,913 --> 00:35:07,662
‫در حالت طبيعيش، گازه

507
00:35:07,834 --> 00:35:10,918
‫ولي وقتي در استراحته، جامده

508
00:35:11,087 --> 00:35:16,248
‫آقاي اسپاك، بياين فرض كنيم
‫كه همچين موجودي، وجود داره

509
00:35:16,426 --> 00:35:19,095
‫ضمنا بايد توجهتون رو جلب كنم به اينكه
‫جك قاتل، بصورت دلخواه

510
00:35:19,262 --> 00:35:23,426
‫افرادي رو دل پرجمعيت‌ترين شهر زمين باستان،
 مي‌كشت و هيچوقت هويتش فاش نشد

511
00:35:23,600 --> 00:35:24,975
‫محتمل به نظر نمياد، مگه نه؟

512
00:35:25,143 --> 00:35:28,097
‫من به نظرم حايلي هيپنوتيزم‌كننده
‫به وجود مياد،

513
00:35:28,772 --> 00:35:32,521
‫كه همه رو در برابر حضور قاتل،
‫كور مي‌كنه، به جز مقتول

514
00:35:32,693 --> 00:35:35,101
‫همچين چيزي ممكنه؟
‫به غايت ممكنه

515
00:35:35,279 --> 00:35:37,900
‫مثال‌هاي اين چنيني زيادي
‫در طبيعت وجود داره

516
00:35:38,073 --> 00:35:39,900
‫خب، اينا همه‌ش خيالپردازيه!

517
00:35:40,075 --> 00:35:42,448
‫ما همه‌مون ميدونيم كه قاتل اينجا
‫بين ما نشسته

518
00:35:42,620 --> 00:35:44,945
‫دارين سعي مي‌كنين موضوع رو مبهم كنين
‫آدم بايد از فكرش استفاده كنه

519
00:35:45,122 --> 00:35:49,037
‫من متقاعد شدم كه وضعيت تحقيقاتِ اينجا
‫داره معتبر و قانوني جلو ميره

520
00:35:49,627 --> 00:35:51,833
‫لطفا بشينيد، آقاي هنگيست

521
00:35:56,009 --> 00:35:58,630
‫خيلي خب،‌ آقاي اسپاك، چي داريم؟

522
00:35:59,262 --> 00:36:01,931
‫يه موجود بدون شكل و شمايل،

523
00:36:02,140 --> 00:36:05,509
‫كه از وحشت و ترس تغذيه ميكنه،

524
00:36:05,685 --> 00:36:10,229
‫و بايد براي كشتن، شكل
‫فيزيكي به خودش بگيره

525
00:36:10,399 --> 00:36:11,976
‫و من به گمونم، زن‌ها
‫رو طعمه‌ي خودش ميكنه

526
00:36:12,150 --> 00:36:15,982
‫چرا كه زن‌ها راحت‌تر و شديدتر ميترسن،

527
00:36:16,405 --> 00:36:19,655
‫و وحشت خالص بيشتري رو نسبت
‫به جنس مذكر، توليد مي‌كنن

528
00:36:19,825 --> 00:36:22,114
‫كامپيوتر، سوابق جر‌م‌شناسي

529
00:36:22,620 --> 00:36:26,914
‫پرونده‌هاي قتل‌هاي سريالي حل‌نشده‌ي
‫زنان از بعد از دوران جك قاتل

530
00:36:27,083 --> 00:36:31,330
‫سال 1932، شانگهاي، چين، زمين

531
00:36:31,504 --> 00:36:33,496
‫هفت زن به ضرب چاقو مردن

532
00:36:33,673 --> 00:36:38,750
‫سال 1974، كيف، اتحاديه جماهير شوروي، زمين،

533
00:36:38,928 --> 00:36:41,087
‫پنج زن به ضرب چاقو مردن

534
00:36:41,264 --> 00:36:44,598
‫سال 2105، كلني‌هاي مريخي،

535
00:36:44,768 --> 00:36:47,056
‫هشت زن به ضرب چاقو مردن

536
00:36:47,228 --> 00:36:52,140
‫سال 2156، هليوپوليس،
‫سياره‌ي آلفا اريداني دو،

537
00:36:52,359 --> 00:36:54,398
‫ده زن به ضرب چاقو مردن.

538
00:36:54,736 --> 00:36:57,025
‫موارد بيشتري هم وجود داره

539
00:36:57,489 --> 00:37:03,658
‫كاپيتان، اون مكان‌ها دقيقا در يك خط صاف
‫بين آرگليوس و زمين قرار دارن

540
00:37:04,329 --> 00:37:05,705
بله

541
00:37:06,373 --> 00:37:08,662
وقتي انسان از زمين خارج
‫شد و به كهكشان اومد،

542
00:37:08,834 --> 00:37:12,203
‫اون موجود هم حتما باهاش جابجا شده

543
00:37:12,379 --> 00:37:13,459
كامپيوتر

544
00:37:13,631 --> 00:37:18,708
‫  اسامي خاص كسلا
‫و براتيس رو شناسايي كن

545
00:37:19,512 --> 00:37:21,635
‫در حال انجام كسلا:

546
00:37:21,806 --> 00:37:24,724
اسمي منتسب به
‫قاتل سريالي ناشناخته‌ي زنان

547
00:37:24,892 --> 00:37:26,719
‫در سياره‌ي دنب دو

548
00:37:27,186 --> 00:37:28,432
براتيس:

549
00:37:28,646 --> 00:37:31,683
‫ اسمي منتسب به
‫قاتل سريالي ناشناخته‌ي زنان

550
00:37:31,858 --> 00:37:33,483
‫در سياره‌ي رايجل چهار

551
00:37:34,194 --> 00:37:35,818
‫اطلاعات اضافي:

552
00:37:36,071 --> 00:37:39,570
‫قتل‌هاي سياره‌ي رايجل چهار يك
‫سال شمسي پيش اتفاقي افتاد

553
00:37:45,789 --> 00:37:47,497
‫تو اهل رايجل چهار هستي

554
00:37:48,083 --> 00:37:50,621
خب، يه عالمه آدم هستن
‫جرم كه نيست	

555
00:37:50,794 --> 00:37:53,001
‫نه، ولي چيزي كه ما داريم راجع
‫بهش تحقيق ميكنيم، يه جرمه

556
00:37:53,172 --> 00:37:55,627
ميشه در جايگاه قرار بگيرين، آقاي هنگيست؟

557
00:37:55,799 --> 00:37:58,088
‫چرا خب؟ نه، نميشه
‫آقاي هنگيست

558
00:37:58,677 --> 00:38:02,047
‫فرماندار، به قدر كافي موضوع كش داده شده
‫من توي جايگاه قرار نميگيرم

559
00:38:02,223 --> 00:38:04,631
‫من وضعيت شما رو درك ميكنم، آقا

560
00:38:04,809 --> 00:38:07,561
‫شما مسئول اغتشاشات
‫داخلي در اين محل هستين

561
00:38:07,729 --> 00:38:10,017
‫اگه شما اون موجودي باشين
‫كه داريم دنبالش ميگرديم،

562
00:38:10,189 --> 00:38:13,855
‫چه موقعيتي براي قتل بهتر
‫كه مصون از مجازات هستين؟‫از موقعيت شما

563
00:38:14,027 --> 00:38:16,185
‫و درست بعد از اينكه
‫از خونه‌ي جاريس اومدين بيرون،

564
00:38:16,362 --> 00:38:18,770
‫ما فهميديم كه چاقوي قتل
‫سر جاش نيست

565
00:38:18,948 --> 00:38:21,618
‫و همچنين وقتي ستوان
‫تريسي به قتل رسيد

566
00:38:22,327 --> 00:38:26,159
‫شما پاسخگو نبودين
‫يه موجود كه از ترس و وحشت تغذيه ميكنه

567
00:38:26,456 --> 00:38:29,541
‫ميتونه شكارگاه ايده‌آل
‫خودش رو آرگليوس قرار بده، 

568
00:38:29,710 --> 00:38:31,537
سياره‌اي بدون خشونت،

569
00:38:31,712 --> 00:38:34,084
‫جايي كه ساكنانش مثل
‫بره در صلح و آرامش به سر ميبرن

570
00:38:35,466 --> 00:38:40,128
‫در چنين جايي، اين موجود حكم يه
‫گرگ گرسنه رو بين گله‌ي گوسفندا داره

571
00:38:40,888 --> 00:38:42,797
‫آقايون، من يه چيزي از قانون سرم ميشه

572
00:38:42,973 --> 00:38:45,096
‫اين پيش‌داوري‌هاي محضي كه
‫دارين مي‌كنين، جرمه

573
00:38:45,643 --> 00:38:46,805
شايد

574
00:38:48,437 --> 00:38:49,980
آقاي اسپاك، 

575
00:38:51,357 --> 00:38:53,149
‫ آلت قتاله

576
00:38:53,317 --> 00:38:56,900
‫كامپيوتر، گزارش آناليز مدرك
‫آ رو بده

577
00:38:57,989 --> 00:39:01,440
‫در حال انجام
‫مدرك آ در ديدرس قرار داره

578
00:39:03,995 --> 00:39:06,486
‫تركيب تيغه، از جنس بوريديومـه

579
00:39:06,665 --> 00:39:09,203
‫تركيب دسته، از جنس ماده
‫معدني مورينيت

580
00:39:09,376 --> 00:39:13,290
‫جزئيات نقش و نگارهاي روي دسته،
‫با جلوه‌هاي هنري همون قومي كه

581
00:39:13,463 --> 00:39:15,836
‫اين چاقو ازش اومده، مطابقت داره

582
00:39:16,174 --> 00:39:18,582
‫محل ساخت چاقو رو مشخص كن

583
00:39:19,219 --> 00:39:24,012
‫اين چاقو توسط مردم ساكن كوهستان
‫در منطقه‌ي رود آرگوس، در سياره‌ي رايجل چهار، توليد شده

584
00:39:28,270 --> 00:39:29,646
‫خب اينم از اين، آقاي هنگيست

585
00:39:49,626 --> 00:39:52,876
‫اون مرده، جيم
‫ولي اين غيرممكنه

586
00:39:54,714 --> 00:39:57,632
‫رژاك! رژاك!‫رژاك! 

587
00:40:05,142 --> 00:40:07,715
‫كامپيوتر به دستورهاي كنترل پاسخ نميده

588
00:40:07,895 --> 00:40:10,468
‫مسلماً اون موجود داره كنترلش ميكنه

589
00:40:10,648 --> 00:40:14,598
‫و كامپيوتر هم سفينه رو كنترل ميكنه

590
00:40:20,283 --> 00:40:22,655
‫رژاك! رژاك!‫رژاك! 

591
00:40:23,703 --> 00:40:25,363
اسكاتي كمك كن

592
00:40:28,249 --> 00:40:30,372
فايده اي نداره كاپيتان مدارهاي باي پس مسدود شده اند

593
00:40:30,543 --> 00:40:32,287
صدا رو قطع كن اسپاك

594
00:40:32,670 --> 00:40:34,046
كاپيتان

595
00:40:37,968 --> 00:40:40,755
‫ چه اتفاقي داره ميافته، كاپيتان؟
‫يعني چي؟

596
00:40:41,346 --> 00:40:45,296
يعني اون موجود ميتونه تمام اقداماتِ
‫در حال انجام روي كشتي رو كنترل كنه، از جمله

597
00:40:45,475 --> 00:40:47,433
‫سيستم‌هاي كمك‌هاي حياتي رو

598
00:40:47,603 --> 00:40:48,848
‫منظورت اينه كه ممكنه
‫همه‌مون رو بكشه؟

599
00:40:49,021 --> 00:40:50,930
‫قطعا، سعيشو مي‌كنه، ولي نه فورا

600
00:40:51,106 --> 00:40:53,015
‫ما ميدونيم كه اون از ترس
‫و وحشت تغذيه ميكنه

601
00:40:53,192 --> 00:40:56,109
‫حدود 440 نفر توي سفينه هستن

602
00:40:56,278 --> 00:40:59,113
‫مطمئنا، اول سعي مي‌كنه كه ترس و وحشت
‫رو به وجود بياره، و بعد دست به كشتار بزنه

603
00:40:59,281 --> 00:41:03,825
‫به كليه پرسنل، كاپيتان صحبت ميكنه
‫توي پست‌هاتون بمونين آروم باشيد

604
00:41:04,704 --> 00:41:06,198
كاپيتان تمام

605
00:41:08,082 --> 00:41:11,534
‫دكتر براي وضعيت فعلي چه چيزي توصيه
‫مي‌كني كه آرامش‌خاطر بده؟

606
00:41:11,711 --> 00:41:15,839
‫من يه سري چيزا دارم كه حتي
‫يه آتشفشان فعال رو هم آروم ميكنه

607
00:41:16,132 --> 00:41:18,457
‫خوبه. توزيعشون رو فورا شروع كن

608
00:41:18,635 --> 00:41:21,552
‫هرچي بيشتر بتونيم اين
‫ترس رو به عقب برونيم،

609
00:41:21,721 --> 00:41:24,212
‫زمان بيشتري داريم تا اين موجود
‫رو از كامپيوتر خارج كنيم

610
00:41:24,391 --> 00:41:29,100
‫فرماندار، اگر اينجا بمونين،
‫همه‌تون در امنيت بيشتري هستين
‫اسپاك، با من بيا

611
00:41:31,982 --> 00:41:35,149
‫اسپاك، مگه تو قبلا يه واحد اسكن الزامي
‫توي بانك‌هاي كامپيوتر نساختي؟

612
00:41:35,319 --> 00:41:37,311
‫چرا همينطوره، كاپيتان، ولي الان كه
‫اون موجود كنترل رو به دست گرفته

613
00:41:37,488 --> 00:41:39,397
‫خب، مگه يه سري مسائل
‫رياضي خاص نيستن

614
00:41:39,573 --> 00:41:41,482
‫كه حل نميشن؟
قطعا

615
00:41:41,659 --> 00:41:44,363
اگه بتونيم توجه كامپيوتر رو
‫روي يكي از اونا متمركز كنيم

616
00:41:44,537 --> 00:41:46,280
‫فكر كنم جواب بده

617
00:41:47,331 --> 00:41:48,991
اسپاك

618
00:41:49,834 --> 00:41:51,791
‫ظاهرا دوستامون خيلي
‫سريع ياد ميگيرن

619
00:41:51,961 --> 00:41:54,167
‫خيلي سريع پل فرماندهي

620
00:41:55,548 --> 00:41:58,502
‫سقوط آزاد
‫از كنترل خارج شد بذارش رو دستي

621
00:42:01,888 --> 00:42:03,513
پل فرماندهي

622
00:42:06,643 --> 00:42:09,134
‫اين قرار بود اتفاق بعدي باشه
‫نقص فني در سيستم كمك‌هاي حياتي

623
00:42:09,312 --> 00:42:12,313
‫وقت زيادي نداريم كاپيتان
‫خب، خودتم همين حرفو زدي، اسپاك

624
00:42:12,482 --> 00:42:15,104
‫كه اون موجود وحشت رو
‫ميخواد، نه فقط مرگ رو

625
00:42:20,199 --> 00:42:22,690
‫كاپيتان، سيستم كمك‌هاي حياتي
‫مشكل پارازيت رو پشت سر گذاشت

626
00:42:22,868 --> 00:42:25,074
‫خيلي خب، برو سر جايگاهت، آقاي سولو
‫بله قربان

627
00:42:25,245 --> 00:42:28,745
كاپيتان كرك
‫كاپيتان داري وقتتو تلف ميكني

628
00:42:28,916 --> 00:42:29,947
‫اون صدا رو قطع كن

629
00:42:30,126 --> 00:42:33,791
‫تو و همه‌ي مسافرهاي سفينه‌ات،
‫قراره بميرين

630
00:42:33,963 --> 00:42:35,505
‫سعي كن قطعش كني

631
00:42:35,673 --> 00:42:38,378
‫اولين باريه كه شنيدم يه صداي نقص
‫فني تهديدمون مي‌كنه

632
00:42:38,551 --> 00:42:40,045
‫سرت به كارت باشه، آقاي سولو

633
00:42:40,219 --> 00:42:42,592
‫تنظيمات دستگاه‌هاتون رو بذاريد رو حالت دستي
‫ممكنه بهشون نياز پيدا كنين

634
00:42:42,764 --> 00:42:44,306
‫بله قربان

635
00:42:51,272 --> 00:42:52,601
اسپاك

636
00:42:52,774 --> 00:42:55,526
‫وضعيت طبيعي محيط سفينه
‫به حالت عادي بازگردونده شد، كاپيتان،

637
00:42:55,694 --> 00:42:58,185
‫ولي زياد دووم نمياره
‫در بهترين حالت، چند ساعت

638
00:42:58,363 --> 00:43:01,732
‫بايد كافي باشه
‫بريم تو كارش

639
00:43:04,536 --> 00:43:07,905
چي شده كاپيتان؟ 
مهم نيست آقاي سولو

640
00:43:08,874 --> 00:43:10,155
آرام بخش؟ 
بله قربان 

641
00:43:10,334 --> 00:43:12,410
همه، از جمله خودت
بله قربان 

642
00:43:12,586 --> 00:43:16,251
الان نميتوني جلوي من رو بگيري كاپيتان
هيچ فايده اي براي شما نخواهد داشت

643
00:43:16,424 --> 00:43:20,836
‫من همه‌ي مدارها رو كنترل ميكنم

644
00:43:21,012 --> 00:43:22,755
‫دستت به من نميرسه
‫نميتوني منو ساكت كني

645
00:43:23,264 --> 00:43:27,013
‫حتي اگه همه‌ي دستگاه‌هات رو هم بذارين رو
‫حالت دستي، محدوديت زيادي تو نجات جونتون داري

646
00:43:27,268 --> 00:43:28,383
‫اسپاك؟

647
00:43:28,561 --> 00:43:31,598
‫دارم كارو جلو ميبرم كاپيتان،
‫ولي به يه كم وقت نياز دارم

648
00:43:31,814 --> 00:43:33,095
‫بله، ميدونم

649
00:43:33,274 --> 00:43:36,228
‫بزودي كنترل تمامي بخش‌ها
‫به من برگردونده ميشه

650
00:43:36,403 --> 00:43:39,606
‫هيچ كاري از دستت بر نمياد
‫كه بتوني جلوشو بگيري

651
00:43:39,781 --> 00:43:43,115
اگر اين سفينه را نابود كني، خودت را نابود كردي

652
00:43:46,121 --> 00:43:47,663
‫من تمومي ندارم

653
00:43:47,831 --> 00:43:53,288
‫از زمان ازل وجود داشتم،
‫و حتي فراتر از آخرالزمان هم زنده ميمونم

654
00:43:55,756 --> 00:44:00,335
‫در اين حين، بايد تغذيه كنم،
‫و اين بار، نيازي به چاقو ندارم

655
00:44:00,511 --> 00:44:04,260
‫همه‌تون به طرز وحشتناك و همراه

656
00:44:04,432 --> 00:44:06,970
‫با درد بسيار زيادي خواهيد مرد

657
00:44:07,310 --> 00:44:10,014
‫داره سعي مي‌كنه وحشت ايجاد كنه، كاپيتان

658
00:44:10,813 --> 00:44:13,518
‫شايد حتي اكسيژنتون رو قطع
‫كنم و خفه‌تون كنم

659
00:44:15,485 --> 00:44:17,193
كاپيتان

660
00:44:18,488 --> 00:44:22,533
‫اون هركسي كه هست،
‫خيلي حرفاي نااميد‌كننده‌اي ميزنه

661
00:44:22,701 --> 00:44:24,824
‫سر پستت بمون، سولو

662
00:44:24,995 --> 00:44:27,486
‫اگه هر كدوم ديگه از سيستم‌ها از كنترل خارج شد،
‫كنترل رو بذارين رو حالت دستي،

663
00:44:27,664 --> 00:44:31,116
‫و مهمتر از همه،نترسين

664
00:44:32,586 --> 00:44:38,209
‫با اين دستم كه پر از ماده‌ي آرامبخشه،
‫حتي از يه ابرنواختر هم نميترسم

665
00:44:42,054 --> 00:44:44,343
‫آماده‌ست
‫اجرا كن

666
00:44:45,099 --> 00:44:49,049
‫كامپيوتر اين يه دستور اجباري كلاس ا و بسار مهمه

667
00:44:49,228 --> 00:44:52,977
‫آخرين رقم عدد پي رو محاسبه كن

668
00:44:53,524 --> 00:44:56,609
‫نه!‌ نه! نه!

669
00:44:58,529 --> 00:45:01,566
‫همونطور كه ميدونيم، عدد پي
‫يه عدد غيرجبريه كه 

670
00:45:01,741 --> 00:45:03,116
تهش هنوز در نيومده

671
00:45:03,284 --> 00:45:05,360
‫بانك‌هاي كامپيوتر روي
‫اين مسئله كار ميكنن

672
00:45:05,537 --> 00:45:08,288
‫و بقيه مسائل رو كنار ميذارن، تا
‫زماني كه ما دستور بديم تا از كار دست بكشن

673
00:45:08,456 --> 00:45:11,872
‫بله، اينجوري ميشه اون موجود
‫رو يه مدت مشغول كرد

674
00:45:12,669 --> 00:45:17,046
‫آرگليايي‌ها اولين افرادي هستند كه وحشت خواهند كرد
‫بيا برگرديم به اتاق كنفرانس

675
00:45:17,841 --> 00:45:21,673
‫نميدونم اين موجود چيه كه
‫نبايد ازش بترسيم

676
00:45:24,473 --> 00:45:26,051
‫خب، قربان؟

677
00:45:27,017 --> 00:45:29,093
‫خيلي شك دارم كه آيا كامپيوترها

678
00:45:29,270 --> 00:45:32,473
‫اين مدت رو فقط مشغول محاسبه‌ي يه مشت
‫ارقام هستن يا مشغول چيز ديگه‌اي هم هستن؟

679
00:45:32,648 --> 00:45:35,566
‫مقاومت وجود داره، كاپيتان،
‫ولي دستور داره اجرا ميشه

680
00:45:35,735 --> 00:45:37,561
‫بانكي پس از بانك ديگر دارن
‫به سمت مسئله ميان تا حلش كنن

681
00:45:37,737 --> 00:45:40,192
‫اگه اين موجود رو از كامپيوتر خارج كني،
‫بايد بره يه جاي ديگه

682
00:45:40,364 --> 00:45:41,396
‫اوضاع چطوره؟

683
00:45:41,574 --> 00:45:44,445
‫خب، تقريبا كارم تمومه
‫فقط مونده من و جاريس

684
00:45:51,126 --> 00:45:55,040
‫كنترل كامپيوتر به طور كامل برگشت، كاپيتان
‫اون موجود فرار كرده

685
00:45:55,505 --> 00:45:57,794
‫بله، ولي به كجا؟

686
00:45:58,884 --> 00:46:02,928
‫دكتر، چه اتفاقي ميافته اگه اون موجود وارد بدن
 شخصي بشه كه آرامبخش مصرف كرده؟

687
00:46:03,138 --> 00:46:05,629
‫خب، ممكنه همچنان سعي كنه
‫كه باهاش جوش بخوره،

688
00:46:05,807 --> 00:46:08,808
‫ولي بيش از اين خشونت به خرج نميده و داري ميگي به 
همه اين دارو تزريق شده، به جز تو و جاريس؟

689
00:46:08,977 --> 00:46:11,184
‫و شما و آقاي اسپاك، كاپيتان

690
00:46:11,355 --> 00:46:13,846
‫خب، ميخوام ريسك كنم و به آقاي
‫اسپاك، دارو تزريق نشه

691
00:46:14,024 --> 00:46:17,358
‫ولي بهتره يه تزريق به خودت انجام بدي، دكتر
‫نه، فكر نكنم به نظرم بهتره كه در حالت هوشيار و پاك بمونم

692
00:46:17,528 --> 00:46:19,106
‫كاري كه ميگم رو بكن

693
00:46:27,038 --> 00:46:29,114
‫دستتو باز كن، آقاي جاريس

694
00:46:29,665 --> 00:46:33,366
‫نه، نه. همه‌تون رو ميكشم
‫بميرين. همه‌تون رو زجر ميدم

695
00:46:38,299 --> 00:46:42,629
همگي بريد عقب من اونو ميكشم 
من اونو ميكشم بريد عقب 

696
00:46:43,221 --> 00:46:46,721
مواظب باش. تو با اون چيز به يكي صدمه ميزني

697
00:46:50,312 --> 00:46:52,470
تو زجر ميكشي، تو

698
00:46:56,318 --> 00:46:57,397
همه را بكش

699
00:46:57,569 --> 00:46:59,858
بيا بريمش به اتاق انتقال، سريع

700
00:47:02,366 --> 00:47:05,984
بميريد ، بميريد ، بميريد ، همتون 

701
00:47:06,162 --> 00:47:07,656
بميريد

702
00:47:11,292 --> 00:47:13,865
ميكشم،ميكشم،ميكشم همتون رو

703
00:47:15,546 --> 00:47:19,247
‫فضاي عميق نهايت قدرت
‫عريض‌ترين زاويه‌ي پراكندگي سريع رديفش كن

704
00:47:19,425 --> 00:47:22,426
‫هيجان‌زده نشيد، كاپيتان
‫خودم درستش ميكنم

705
00:47:23,138 --> 00:47:25,177
‫تو انجامش بده، اسپاك

706
00:47:26,641 --> 00:47:29,393
همه مي‌ميرين

707
00:47:39,696 --> 00:47:43,445
مجبور نبودي كه منو هل بدي كنار، آقاي اسپاك
‫خودم ميتونستم انجامش بدم

708
00:47:48,247 --> 00:47:50,489
‫خب، جاريش حالش خوبه

709
00:47:50,666 --> 00:47:53,501
چه بلايي سر اون موجود آوردي، كاپيتان؟
‫برگردونديش به سياره‌اش؟

710
00:47:53,669 --> 00:47:56,504
‫نه، فرستاديمش توي فضاي باز، اسكاتي،

711
00:47:56,672 --> 00:47:59,876
‫در عريض‌ترين زاويه‌ي پراكندگي ممكن
‫ولي اون موجود ممكن نيست كه بميره

712
00:48:00,051 --> 00:48:03,385
‫احتمالا، دكتر ممكنه كه بخش ناخودآگاهش
‫تا مدتي به كارش ادامه بده،

713
00:48:03,554 --> 00:48:06,128
‫بخشي كه از ميلياردها ذرات
‫انرژي جدا از هم ساخته شده،

714
00:48:06,307 --> 00:48:09,225
‫و تا ابد در فضا شناور ميمونه،
‫در حالي كه ناتوان هست

715
00:48:10,311 --> 00:48:12,055
‫ولي بالاخره ميميره

716
00:48:12,230 --> 00:48:14,187
‫به نظر مياد كه خيلي بابت
‫كل اين قضيه خوشحالي

717
00:48:14,357 --> 00:48:15,768
‫خب، چرا كه نه؟
‫براي يه مدتي هم كه شده

718
00:48:15,942 --> 00:48:19,027
‫نمي‌دونستم كه بيگناهم يا گناهكار

719
00:48:19,488 --> 00:48:22,608
‫دكتر، چقدر طول ميكشه
‫تا اثر اين آرامبخش بپره؟

720
00:48:22,783 --> 00:48:27,361
‫نميدونم پنج يا شش ساعت
‫به همه‌شون مقدار زيادي تزريق كردم، جيم

721
00:48:27,538 --> 00:48:29,744
‫بله، مشخصه دارم ميبينم

722
00:48:29,915 --> 00:48:31,742
‫خب، آقاي اسپاك، طي
‫پنج يا شش ساعت بعدي

723
00:48:31,917 --> 00:48:33,709
‫قراره كه شادترين خدمه‌ي
‫فضا رو داشته باشيم

724
00:48:33,878 --> 00:48:35,621
البته كار زيادي هم براي انجام دادن نيست

725
00:48:35,796 --> 00:48:38,916
‫كاپيتان، از اونجايي كه شما براي
‫استراحت به آرگليوس اومدين،

726
00:48:39,091 --> 00:48:41,333
‫توصيه ميكنم كه از فرصت
‫استفاده كنين

727
00:48:41,510 --> 00:48:44,796
‫ايده‌ي عالي‌ايه، آقاي اسپاك

728
00:48:44,972 --> 00:48:48,092
‫يه كافه‌اي رو ميشناسم كه توش زن‌ها...

729
00:48:48,267 --> 00:48:50,759
‫من اونجا رو بلدم، جيم
‫بريم ببينيم چي به چيه

730
00:48:50,937 --> 00:48:53,642
‫شما آقايون، با اين وضعيتتون
‫مسخره‌بازي در نيارين

731
00:48:53,815 --> 00:48:56,899
‫آقاي اسپاك، اين كافه زناني داره كه...

732
00:49:03,617 --> 00:49:05,277
‫نه، گمون نكنم

733
00:49:07,955 --> 00:49:09,698
‫تنها برم؟

734
00:49:15,296 --> 00:49:16,956
‫آقايون

735
00:49:20,156 --> 00:49:40,156
ترجمه و تنظيم زيرنويس آرمن پيشيك
apishik@gmail.com

