﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:08,023
ترجمه و تنظيم زيرنويس آرمن پيشيك
apishik@gmail.com

2
00:00:08,923 --> 00:00:10,715
‫در حال عبور از سياره‌ي بيروني، زئون

3
00:00:10,884 --> 00:00:12,592
‫ما اون درونيه رو ميخوايم، اكوس

4
00:00:12,760 --> 00:00:14,884
‫يه مدار استاندارد طراحي كن، آقاي
‫چكوف و ما رو ببر داخل

5
00:00:15,055 --> 00:00:16,086
‫بله قربان

6
00:00:16,264 --> 00:00:19,550
‫ستوان اوهورا، سعي كن جان گيل رو بياري
‫روي خطوط ارتباطي اخترناوگان

7
00:00:19,726 --> 00:00:22,300
‫بله، قربان
‫اخترناوگان شش ماهه كه داره تلاش ميكنه

8
00:00:22,479 --> 00:00:25,350
‫اگه هنوز زنده باشه، بعيد نيست كه
‫كه الان پيام مارو دريافت كنه؟

9
00:00:25,524 --> 00:00:27,066
‫نميدونم، دكتر

10
00:00:27,234 --> 00:00:30,021
‫ما اينجاييم تا بفهميم چه اتفاقي
‫افتاده، چون نميدونيم

11
00:00:30,195 --> 00:00:31,524
‫من هيچوقت جان گيل رو نديدم،

12
00:00:31,697 --> 00:00:34,188
‫ولي درباره‌ي تاريخ زمان از اون
‫متني كه آماده كرده بود، مطالعه كردم

13
00:00:34,366 --> 00:00:37,700
‫من خيلي خوب مي‌شناختمش
استاد من در آكادمي بود

14
00:00:37,870 --> 00:00:40,741
چيزي كه بيشتر از همه منو
‫تحت تاثير قرار داد رفتارش با تاريخ زمين بود

15
00:00:40,915 --> 00:00:43,869
‫كه علل و انگيزه‌ها رو مهم‌تر
‫از وقايع و تواريخ مي‌دونست

16
00:00:44,043 --> 00:00:47,542
‫كاپيتان، هيچ پاسخي از هيچكدوم
‫از كانال‌هاي اخترناوگان دريافت نشده

17
00:00:47,713 --> 00:00:49,955
‫فضاپيما در حال نزديك شدن
‫از سياره‌ي داخليه

18
00:00:52,051 --> 00:00:56,215
‫از اكوس؟
‫بله، بايد يه سفينه‌ي زئوني باشه

19
00:00:56,389 --> 00:00:59,723
‫زئوني‌ها توانايي ناپخته‌اي
‫در ارتباطات ميان‌سياره‌اي دارند

20
00:01:00,602 --> 00:01:04,101
‫يه موشك كوچيك
‫كه نيروش رو از واكنش‌ها ميگيره

21
00:01:04,272 --> 00:01:06,728
‫توي مسير رهگيريه

22
00:01:09,736 --> 00:01:12,228
‫اين يعني دستگاه‌هاي تشخيص
‫پيچيده‌اي داره،

23
00:01:12,406 --> 00:01:14,564
‫كه نه زئون و نه اكوس نبايد اين چنين
‫دستگاه‌هايي داشته باشن

24
00:01:14,742 --> 00:01:16,900
‫كسي رو روي خط آوردي، ستوان؟
‫نه، قربان

25
00:01:17,077 --> 00:01:21,407
كاپيتان، اين يه كاوشگر بدون سرنشينه
‫كه به نظر ميرسه حامل كلاهك جنگي باشه

26
00:01:25,836 --> 00:01:27,035
‫اسلحه‌ها در حالت آماده‌باش

27
00:01:29,090 --> 00:01:32,174
‫اسلحه‌ها آماده
‫محدوده، آقاي چكوف؟

28
00:01:32,343 --> 00:01:35,677
‫2000 كيلومتر
‫سريع داره نزديك ميشه

29
00:01:37,599 --> 00:01:38,879
‫شليك

30
00:01:45,440 --> 00:01:48,560
‫جالبه
‫يه كلاهك هسته‌اي حرارتي

31
00:01:48,735 --> 00:01:51,772
‫اين تكنولوژي مربوط به نسل‌ها جلوتر
‫از چيزيه كه اين ملت در حال حاضر بايد باشن

32
00:01:51,947 --> 00:01:54,865
‫چطوري تونستن همچين چيزي توليد كنن؟
‫شايد كمك گرفتن

33
00:02:07,380 --> 00:02:11,045
فضا آخرين مرز

34
00:02:16,264 --> 00:02:20,593
اينها سفرهايي هستند
از فضاپيماي انترپرايز

35
00:02:20,769 --> 00:02:24,766
ماموريتي پنج ساله
براي كشف عجايب و دنياهاي جديد

36
00:02:24,940 --> 00:02:28,558
تا زندگي و تمدنهاي جديدي را پيدا كند

37
00:02:28,735 --> 00:02:31,939
جسورانه به جايي برود
كه هيچ بشري تاكنون نرفته است

38
00:02:35,139 --> 00:02:54,939
ترجمه و تنظيم زيرنويس آرمن پيشيك
apishik@gmail.com

39
00:03:13,865 --> 00:03:17,116
يك مدار حداكثري را رسم كن
‫ما رو از محدوده‌ي تشخيص دستگاه‌هاشون خارج كن 

40
00:03:17,286 --> 00:03:18,614
از همه جالب تر

41
00:03:18,787 --> 00:03:21,539
‫به ما توسط يه موشك
‫هسته‌اي حرارتي حمله شد

42
00:03:21,707 --> 00:03:24,032
‫كه از سياره‌اي اومده بود كه
‫نبايد توش همچين سلاحي باشه

43
00:03:24,210 --> 00:03:26,997
مدار رو محاسبه و قفل كرديم قربان
‫دست به كار شو

44
00:03:27,171 --> 00:03:30,172
‫كاپيتان، هيچ پاسخي از جان
‫گيل از هيچكدوم از كانال‌ها نداريم

45
00:03:30,800 --> 00:03:32,709
‫حتما مرده

46
00:03:32,885 --> 00:03:35,211
‫و اون پايين توي اكوس
‫داره چه اتفاقي ميافته؟

47
00:03:35,388 --> 00:03:36,586
‫با توجه به سوابقمون،

48
00:03:36,764 --> 00:03:40,216
‫اكوسي‌ها مردم جنگ‌ستيز
‫و بدوي‌اي هستن و عاشق هرج و مرج

49
00:03:40,393 --> 00:03:43,560
‫اون يكي سياره، زئون، نسبتا
‫تكنولوژي بالايي داره

50
00:03:43,730 --> 00:03:45,390
‫و مردمش صلح‌جو هستن

51
00:03:45,774 --> 00:03:47,850
‫ما با مشكل خيلي جدي‌تري

52
00:03:48,026 --> 00:03:50,813
‫نسبت به گم و گور شدن
‫جان گيل، مواجه شديم

53
00:03:50,987 --> 00:03:54,439
‫اسپاك،من و تو به پايين منتقل ميشيم
‫دكتر، محض احتياط

54
00:03:54,616 --> 00:03:57,403
‫يه ترانسپوندر زيرپوستي تدارك ببين،

55
00:03:57,578 --> 00:04:00,247
در صورتي كه نتونيم از
 دستگاه‌هاي ارتباطي‌مون استفاده كنيم  

56
00:04:00,414 --> 00:04:02,870
‫ترانسپوندر رو وارد كن، دكتر

57
00:04:10,508 --> 00:04:13,758
‫يه پايين‌گذر به محدوده‌ي
‫ارتباطي تا سه ساعت ديگه، درست كن

58
00:04:13,928 --> 00:04:16,217
‫اگه نتونستيم تو ساعت
‫مقرر ارتباط برقرار كنيم،

59
00:04:16,389 --> 00:04:19,722
‫مختصاتمون رو از ترانسپوندر بگير
‫و ما رو به سفينه منتقل كن،

60
00:04:19,892 --> 00:04:21,600
‫مهم هم نيست در چه شرايطي بوديم

61
00:04:21,769 --> 00:04:23,976
بله قربان، در هر شرايطي
‫كه بودين

62
00:04:24,147 --> 00:04:26,305
تو آماده‌اي؟
‫آماده‌ام، كاپيتان

63
00:04:30,612 --> 00:04:32,237
انتقال

64
00:04:43,333 --> 00:04:47,877
‫اكوسي‌ها، انسان‌گونه هستن، بنابراين چيز عجيبي 
نيست كه اينقدر معماريشون شبيه به معماري انسانيه

65
00:04:48,047 --> 00:04:49,956
‫جالبه

66
00:04:58,641 --> 00:05:00,634
‫قايم شين! درست پشت سرمن

67
00:05:00,810 --> 00:05:03,846
‫قايم شين!‫قايم شين!

68
00:05:07,942 --> 00:05:09,852
‫خوك زئوني!

69
00:05:11,988 --> 00:05:13,981
‫وايستا، خوك

70
00:05:21,665 --> 00:05:24,037
‫كاپيتان،
‫دستور عدم مداخله

71
00:05:24,209 --> 00:05:26,285
‫تكون نخور، دستاتو بگير
‫بالاي سرت، زئوني

72
00:05:26,587 --> 00:05:28,247
‫بالاتر

73
00:05:28,422 --> 00:05:31,672
‫دستاتو بگير تو هوا
‫تا نتوني به چيزي دست بزني اكوسي

74
00:05:31,842 --> 00:05:33,918
‫توي خوك بار آخر به ما
‫بي‌حرمتي كردي

75
00:05:34,095 --> 00:05:36,550
‫ولي الان ديگه تموم شده. تكون بخور!

76
00:05:42,478 --> 00:05:44,518
‫باور نكردنيه

77
00:05:44,689 --> 00:05:48,188
‫اين يونيفورم‌ها برات آشناست؟
‫مربوط به اواسط قرن بيستم زميني

78
00:05:48,359 --> 00:05:51,064
‫دولت ملي آلمان نازي

79
00:05:51,279 --> 00:05:54,364
‫توجه، توجه

80
00:05:54,533 --> 00:05:58,993
توجه اعلاميه‌اي از مقر رهبري

81
00:05:59,162 --> 00:06:03,326
‫امروز، رهبر، دستور داده است
‫تا پايتخت باشكوهمون از زئوني‌ها، خالي بشه

82
00:06:03,500 --> 00:06:07,119
با شروع سپيده دم، سربازهاي
‫قهرمان ما شروع كردن به خالي كردن پايتخت 

83
00:06:07,296 --> 00:06:09,004
‫از زئوني‌هاي هيولايي كه سياره‌مون رو مسموم كرده بودن

84
00:06:09,173 --> 00:06:11,000
‫چطور ممكنه همچين اتفاقي افتاده باشه؟

85
00:06:11,175 --> 00:06:13,049
‫احتمال اينكه يه سياره‌ي ديگه
‫فرهنگي شبيه به

86
00:06:13,219 --> 00:06:15,674
‫آلمان نازي رو ترويج بده، و از همون
‫حالات و همون سمبل‌ها،

87
00:06:15,846 --> 00:06:19,262
‫و همون يونفيورم‌هاي زمين
‫قرن بيستم استفاده كنه،

88
00:06:19,433 --> 00:06:20,892
‫خيلي خيلي كمه

89
00:06:21,060 --> 00:06:24,014
‫عملا غيرممكنه، كاپيتان
‫با اينحال، شواهد كاملا واضحه

90
00:06:26,733 --> 00:06:31,027
‫مقر رهبري گزارش دفع يك حمله
‫توسط يه فضاپيماي زئوني رو ميده

91
00:06:31,196 --> 00:06:33,734
‫موشك‌هاي ما به طول كلي
‫دشمن رو نابود كردن

92
00:06:33,907 --> 00:06:39,862
‫تو تحت عنوان مردي كه به كلي نابود شده
‫خيلي خوب به نظر مياي، آقاي اسپاك

93
00:06:44,084 --> 00:06:45,876
در اين تظاهرات ميهن پرستانه،

94
00:06:46,044 --> 00:06:50,125
معاون پيشوا ملاكون صليب آهنين،
 درجه دوم، به دراس،قهرمان ميهن

95
00:06:50,299 --> 00:06:52,790
اهدا كرد

96
00:06:54,345 --> 00:06:58,473
‫در همه جا، اقدامات لازم براي نزديك شدن
 به راي و تصميم نهايي، انجام ميشه

97
00:06:58,641 --> 00:07:00,265
‫مرگ بر زئون

98
00:07:00,434 --> 00:07:04,847
‫زند‌ه‌باد وطن
‫زنده‌باد پيشوا

99
00:07:08,192 --> 00:07:11,609
‫اون جان گيله! پيشوا؟
‫جالبه

100
00:07:12,113 --> 00:07:15,031
شما !زئوني‌ها

101
00:07:22,290 --> 00:07:25,624
‫چه نوع هيولاهايي دارن زئوني‌ها
‫بر عليه ما ميفرستن؟

102
00:07:25,794 --> 00:07:27,123
‫حق با شماست،اون يكي از ما نيست

103
00:07:27,296 --> 00:07:29,538
‫منظورت چيه ما؟
‫نگاهش كنين

104
00:07:31,967 --> 00:07:33,378
‫اسپاك، يونيفورمشو بردار

105
00:07:33,552 --> 00:07:35,794
‫پيشنهادت اينه كه خودمونو
‫جاي نازي‌ها جا بزنيم، كاپيتان؟

106
00:07:35,971 --> 00:07:39,340
‫اگه جان گيل، پيشوا باشه،
‫تنها راه منطقي‌اي كه به نظر مياد، همينه

107
00:07:39,517 --> 00:07:42,304
برداشت خوبي بود كاپيتان

108
00:07:56,451 --> 00:07:59,867
‫اون كلاه كلي از گناهات رو ميپوشونه

109
00:08:01,122 --> 00:08:02,783
ستوان

110
00:08:02,958 --> 00:08:05,330
اينجا چي داريم؟

111
00:08:07,588 --> 00:08:08,963
‫يه زئوني؟
بله

112
00:08:09,131 --> 00:08:11,503
‫مشخصا، اون يكي از ما نيست
‫من گرفتمش

113
00:08:11,675 --> 00:08:14,427
‫مگه همين روال
‫براي دشمنان وطن اجرا نميشه؟

114
00:08:14,595 --> 00:08:16,671
‫همين روال براي تمام
‫خوك‌هاي زئوني اجرا ميشه، ستوان

115
00:08:16,847 --> 00:08:18,555
دستگيرش كن
با كمال ميل

116
00:08:18,724 --> 00:08:22,307
‫امروز برات يه سورپرايز
‫داريم، زئوني

117
00:08:26,941 --> 00:08:28,056
‫يونيفورمت، كاپيتان

118
00:08:28,234 --> 00:08:30,476
‫بله، باعث شرمندگيه كه يونيفورم تو 
به اندازه‌ي مال من، جذاب نيست

119
00:08:30,653 --> 00:08:32,693
‫فكر كنم اين مال گشتاپو ـه
‫كاملا درسته

120
00:08:32,864 --> 00:08:35,437
‫هركي نگاهت كنه قانع ميشه
‫كه نازي هستي

121
00:08:45,877 --> 00:08:47,704
‫ستوان!

122
00:08:48,505 --> 00:08:51,340
‫يادت رفته چطوري سلام بدي؟

123
00:08:52,217 --> 00:08:54,376
‫مداركت

124
00:08:54,553 --> 00:08:57,887
‫نشانت، ستوان ايشون ميخوان دستورات 
نظاميت رو كه توي لباست گذاشتي، ببينن

125
00:08:58,057 --> 00:08:59,884
‫ستوان يه كم گيج شده

126
00:09:00,059 --> 00:09:01,886
‫دست‌تنها كلي زئوني‌
‫رو دستگير كرده

127
00:09:02,061 --> 00:09:05,015
‫يكي از خوك‌ها قبل از اينكه
‫از پا در بياد، بهش حمله كرد

128
00:09:05,398 --> 00:09:08,981
‫بهتون قول ميدم كه اون
‫خوك ديگه هيچوقت سرِ پا نميشه

129
00:09:10,361 --> 00:09:12,270
‫كارت خوب بود، ستوان

130
00:09:12,447 --> 00:09:14,938
‫درود بر پيشوا
‫درود بر پيشوا

131
00:09:15,116 --> 00:09:17,821
‫امروز روز به ياد موندني‌ايه، سرگرد

132
00:09:17,994 --> 00:09:20,153
‫ستوان

133
00:09:20,330 --> 00:09:22,073
‫بهتره بري پيش يه دكتر

134
00:09:22,290 --> 00:09:24,828
‫زياد حالت خوش نيست
‫رنگ پوستت

135
00:09:25,001 --> 00:09:29,580
‫بله، بايد اين كارو بكنم، سرگرد
‫ستوان،

136
00:09:34,428 --> 00:09:37,097
‫كلاهت، برش دار

137
00:09:37,264 --> 00:09:39,173
‫ما يه كار فوري با پيشوا داريم

138
00:09:39,350 --> 00:09:42,019
‫ستوان! كلاهتو بردار!

139
00:10:16,597 --> 00:10:18,471
‫كافيه

140
00:10:24,814 --> 00:10:27,483
‫حالا ميخواين حرف بزنين؟

141
00:10:34,323 --> 00:10:37,490
‫دستوراتتونو بهم بگين! شما به اينجا 
فرستاده شدين تا پيشوا ما رو بكشين اعتراف كنين!

142
00:10:37,660 --> 00:10:39,071
‫يا ميخواين بازم
‫شكنجه‌تون بديم؟

143
00:10:39,245 --> 00:10:41,368
‫دارين اين گفتگو رو بيشتر تبديل به يه گفتگوي
‫يه طرفه مي‌كنين، سرگرد

144
00:10:41,539 --> 00:10:44,873
‫سر به سر من نذار،
‫خوك زئوني

145
00:10:47,671 --> 00:10:49,165
‫اين بيگانه كيه؟

146
00:10:49,798 --> 00:10:52,289
‫اگه درباره‌ش بهم بگي
‫اوضاع برات آسونتر پيش ميره

147
00:10:52,467 --> 00:10:56,335
‫بذارين من با پيشواتون صحبت كنم
‫هرچيزي كه نياز هست بدونه رو بهش ميگم

148
00:10:56,513 --> 00:10:59,680
‫خوشحال خواهي شد كه با من حرف بزني،
‫قبل از اينكه كارم باهات تموم شه

149
00:10:59,850 --> 00:11:01,510
‫سرگرد

150
00:11:01,685 --> 00:11:03,512
‫رئيس انگ!

151
00:11:06,107 --> 00:11:08,395
‫عاليجناب، باعث افتخارمه

152
00:11:08,567 --> 00:11:11,023
‫داشتم از اين دوتا جاسوس
‫بازجويي ميكردم، كه توي...

153
00:11:11,195 --> 00:11:13,567
‫گزارش كاملشو خوندم

154
00:11:22,248 --> 00:11:24,786
‫شما اهل زئون نيستين

155
00:11:25,460 --> 00:11:27,369
‫مشخصه

156
00:11:28,004 --> 00:11:29,997
از كجا اومدين؟

157
00:11:30,715 --> 00:11:32,874
‫هروقت پيشوا رو ديدم،
‫توضيح ميدم

158
00:11:33,051 --> 00:11:34,545
‫چه كاري با پيشوا دارين؟

159
00:11:34,720 --> 00:11:36,095
‫فقط با خودشون
‫صحبت ميكنم

160
00:11:36,263 --> 00:11:38,719
‫خوك. داري با رئيس
‫حزب حرف ميزني

161
00:11:38,891 --> 00:11:41,133
‫كافيه، سرگرد

162
00:11:46,440 --> 00:11:48,978
‫سلاح‌هايي كه ازتون
‫پيدا كردن، چي بود؟

163
00:11:49,151 --> 00:11:51,025
‫چه طراحي‌اي بود؟

164
00:11:53,072 --> 00:11:55,741
‫آزمايشگاه‌هاي معروف اس.اس. ما

165
00:11:55,908 --> 00:11:58,067
نتونستن بفهمن كه طرز عمل
‫سلاح‌ها چطور هست

166
00:11:58,244 --> 00:12:01,198
‫عاليجناب، يه چند دقيقه منو
‫با اين‌ها تنها بذارين

167
00:12:01,372 --> 00:12:06,118
‫بهتون قول ميدم كه مجبورشون ميكنم...
‫شما دقايقي رو تنها بودين ولي نتيجه‌اي نداد

168
00:12:06,294 --> 00:12:09,580
‫مشكل شما اس.اس.ها اينه كه نمي‌فهمين

169
00:12:09,756 --> 00:12:13,671
‫كه بعد از يه مقطعي
‫شكنجه ديگه تاثيري نداره

170
00:12:13,844 --> 00:12:17,509
‫افراد نسبت بهش بي‌حس ميشن

171
00:12:17,681 --> 00:12:19,638
‫بله، عاليجناب

172
00:12:19,808 --> 00:12:23,676
‫زندانيشون كنين
بذارين دردشون باهاشون گفتگو كنه

173
00:12:23,854 --> 00:12:25,396
‫بعد، ازشون بازجويي ميكنم

174
00:12:25,564 --> 00:12:29,099
‫عاليجناب، امريه‌ي نظامي
‫ بازجويي و اعدامـه

175
00:12:29,276 --> 00:12:30,936
‫بازجويي تموم شده
‫به همين خاطر...

176
00:12:31,112 --> 00:12:34,278
‫تموم شده؟
‫چي فهميدي از اين بازجويي؟

177
00:12:34,615 --> 00:12:35,896
‫يه ساعت نگهشون دار

178
00:12:36,075 --> 00:12:39,776
‫عاليجناب، دستور...
‫اين دستور منه، سرگرد

179
00:12:39,954 --> 00:12:42,789
‫توصيه ميكنم كه ازش اطاعت كني

180
00:12:42,957 --> 00:12:45,116
‫بله، عاليجناب

181
00:12:47,253 --> 00:12:49,376
‫خيلي خب، خوك‌ها

182
00:12:49,547 --> 00:12:51,587
‫بايد چشم به ساعت باشه، و وقتي كه تموم شد،

183
00:12:51,758 --> 00:12:57,512
‫به بدترين نحو ممكن مي‌ميرين،
‫بهتون قول ميدم

184
00:12:59,141 --> 00:13:00,469
‫زندانيشون كنين

185
00:13:07,274 --> 00:13:09,765
‫جان گيل مهربون‌ترين و محترم‌ترين

186
00:13:10,653 --> 00:13:14,485
‫كسي بود كه ميشناختم
‫اينكه اون تبديل به يه نازي

187
00:13:15,741 --> 00:13:18,279
‫بشه، غيرممكنه

188
00:13:26,211 --> 00:13:27,325
‫چرا گرفتنت؟

189
00:13:28,880 --> 00:13:30,837
‫تو كه زئوني نيستي

190
00:13:31,007 --> 00:13:32,834
‫و اون هم قطعا نيست

191
00:13:33,009 --> 00:13:34,919
‫چرا نازي‌ها با شما مثل
‫دشمن رفتار مي‌كنن؟

192
00:13:35,220 --> 00:13:37,343
‫چرا نازي‌ها از زئوني‌ها متنفرن؟

193
00:13:39,349 --> 00:13:41,093
‫چرا؟

194
00:13:41,268 --> 00:13:42,548
‫چون اگه ما نباشيم كه
‫ازمون متنفر باشن،

195
00:13:42,728 --> 00:13:45,266
‫ديگه چيزي نميمونه كه اونا
‫رو كنار هم نگه داره

196
00:13:46,315 --> 00:13:49,399
‫بنابراين حزب
‫از ما يه تهديد ساخته

197
00:13:49,568 --> 00:13:53,103
‫يه بيماري كه بايد ريشه‌كن بشه
‫آيا واقعا زئون يه تهديد براي اونا محسوب ميشه؟

198
00:13:55,449 --> 00:13:57,857
‫شما از كجا اومدين؟

199
00:13:58,035 --> 00:14:01,202
‫دوره‌ي جنگ‌ستيزي ما
‫چندين نسل پيش تموم شد

200
00:14:01,372 --> 00:14:03,994
‫ما اومديم اينجا، فكر مي‌كرديم داريم
‫اكوسي‌ها رو متمدن مي‌كنيم

201
00:14:05,627 --> 00:14:07,453
‫به نظر مياد كه فرضتون
‫خيلي بچگونه بوده

202
00:14:08,880 --> 00:14:10,789
‫وقتي همون اول هم اومدين
‫اينجا، همين طوري بودن؟

203
00:14:10,965 --> 00:14:12,460
‫جنگ‌ستيز، بله، ولي بدجنس نه

204
00:14:12,634 --> 00:14:14,627
‫بدجنسي‌شون وقتي شروع شد كه
‫جنبش نازي شروع شد

205
00:14:14,803 --> 00:14:16,961
‫اين اتفاق همين چندسال پيش افتاد

206
00:14:17,138 --> 00:14:19,843
‫ميشه همزمان با ورود جان گيل

207
00:14:21,935 --> 00:14:24,391
‫وقتي ما رو اينجا نابود كنن،
‫به سياره‌مون حمله مي‌كنن

208
00:14:24,563 --> 00:14:27,019
‫از تكنولوژي‌اي كه خودمون
‫بهشون داديم، استفاده ميكنن

209
00:14:27,191 --> 00:14:30,394
‫خطري كه وجود داره اينه كه كشتار براي
‫مردم ما به قدري امر زننده‌ايه،

210
00:14:30,569 --> 00:14:33,606
‫كه ميترسم بدون مقابله به مثل،
‫به نابودي برسيم

211
00:14:35,407 --> 00:14:38,741
‫ولي بعد از چيزي كه امروز توي خيابون‌ها ديدم،
‫گمونم خودم بتونم دست به كشتار بزنم

212
00:14:45,251 --> 00:14:48,418
‫نقشه‌ي اين ساختمون رو بلدي؟
چرا؟

213
00:14:48,588 --> 00:14:51,957
‫اگه بتونيم به آزمايشگاه سلاح‌هاي اس.اس. 
برسيم، سلاح‌هامون رو پس بگيريم،

214
00:14:52,133 --> 00:14:54,589
‫شايد بتونيم جلوي
 قتل عام زئوني‌ها رو بگيريم

215
00:14:54,761 --> 00:14:57,252
‫چرا بايد به نجات جون
‫زئوني‌ها علاقه داشته باشين؟

216
00:14:58,932 --> 00:15:01,684
‫بايد دستگاه‌هاي ارتباطيمون رو پس
‫بگيريم و با سفينه ارتباط برقرار كنيم

217
00:15:01,852 --> 00:15:05,435
‫بايد اشاره كنم، كاپيتان، كه
‫نقصي كه اين نقشه داره اينه كه اين در قفله

218
00:15:05,606 --> 00:15:07,230
‫و پشتش هم نگهبان هست

219
00:15:07,399 --> 00:15:10,934
‫براي يه ذهن منطقي،
‫وضعيت يه مقدار مبهم مياد

220
00:15:16,617 --> 00:15:19,404
‫ترانسپوندرها
بله

221
00:15:21,789 --> 00:15:25,573
‫و يه راه براي انداختن نور
‫روي اين تيرگي و تاري،‌ آقاي اسپاك

222
00:15:25,752 --> 00:15:27,294
‫البته

223
00:15:27,462 --> 00:15:30,416
‫كريستال‌هاي روبينديوم
‫موجود در ترانسپوندرها

224
00:15:55,908 --> 00:15:57,450
‫سعي دارين خودتونو بكشين؟

225
00:16:14,636 --> 00:16:17,305
ميدونم اونجاست ، مك كوي گذاشتش تو

226
00:16:21,226 --> 00:16:22,886
‫ارقام رو محاسبه كردي، آقاي اسپاك؟

227
00:16:23,061 --> 00:16:27,106
‫بله. لازمه كه كريستال‌ها
‫رو سفت نگه داري تو يه فاصله‌ي خاص

228
00:16:27,274 --> 00:16:33,028
كه به نظرم بايد 27.2 ميليمتر باشه

229
00:16:33,864 --> 00:16:38,526
‫27.2 ميليمتر ميشه حدودا

230
00:16:39,411 --> 00:16:40,443
اينقدر

231
00:16:40,621 --> 00:16:42,946
البته اين يك برآورد خام-ه
‫البته

232
00:16:43,374 --> 00:16:45,580
‫دارين چي درست مي‌كنين؟
‫يه جور راديو ـه؟

233
00:16:46,419 --> 00:16:47,961
‫نه، راديو نيست

234
00:16:48,129 --> 00:16:49,920
‫برق اون چراغ‌ها خيلي كمه

235
00:16:50,089 --> 00:16:53,541
‫بله، براي رسيدن به اون چراغ،
‫به يه جور سكو نياز دارم

236
00:16:53,718 --> 00:16:56,505
‫باعث افتخارمه كه جاي
‫سكو باشم، آقاي اسپاك

237
00:16:57,096 --> 00:17:01,759
‫حالا، كريستال‌هاي روبينديوم
‫از اينجا مي‌تونن برق كافي رو بگيرن

238
00:17:01,935 --> 00:17:06,312
‫تا به حد كافي تحريك بشن،

239
00:17:06,481 --> 00:17:09,352
‫طبق چيزي كه از فيزيك
قديم يادمه،

240
00:17:09,526 --> 00:17:14,319
‫ليزرهاي قديمي مي‌تونستن حتي با استفاده
‫از كريستال‌هاي طبيعي خام

241
00:17:14,490 --> 00:17:17,407
‫به برانگيختگي لازم برسن

242
00:17:17,576 --> 00:17:20,577
‫اوه، آقاي اسپاك،
‫اون يارو نگهبانه بدجوري كمر منو داغون كرد

243
00:17:20,746 --> 00:17:24,744
‫ممنون ميشم عجله كني
‫بله، البته، كاپيتان

244
00:17:24,917 --> 00:17:27,918
‫البته بايد متوجه باشين كه هدفي
‫هم كه داريم، نپخته و خامه

245
00:17:28,087 --> 00:17:32,251
‫برام مهم نيست اگه در و ديوار رو بزني!

246
00:17:32,467 --> 00:17:34,210
‫فقط عجله كن، لطفا

247
00:17:34,385 --> 00:17:38,004
‫كاپيتان، چرا بايد بزنم در و ديوار؟

248
00:17:39,265 --> 00:17:42,266
مهم نيست اسپوك فقط كار تو بكن

249
00:18:02,373 --> 00:18:03,452
‫خداي من

250
00:18:13,384 --> 00:18:16,136
‫زيباست، اسپاك، اسپاك

251
00:18:18,264 --> 00:18:21,930
‫زيباست،اونجا
الان يه اغتشاش درست ميكنم

252
00:18:22,102 --> 00:18:25,435
‫كمك!‌ كمك!
‫حرف ميزنم! ميخوام حرف بزنم!

253
00:18:25,939 --> 00:18:28,856
ديگه نميتونم تحمل كنم! ميخوام
‫حرف بزنم. نگهبان!


254
00:18:29,025 --> 00:18:30,733
‫نگهبان!
‫ميخوام حرف بزنم

255
00:18:32,154 --> 00:18:35,190
نگهبان، حاضرم حرف بزنم
‫ميخوام حرف بزنم

256
00:18:42,331 --> 00:18:44,240
‫منو با خودتون ببرين
‫بهم شانس اينو بدين كه باهاشون بجنگم

257
00:18:44,708 --> 00:18:47,116
‫كاپيتان، بهتون يادآوري ميكنم،
‫كه ما قصدمون جنگيدن نبود

258
00:18:47,336 --> 00:18:50,836
‫منو با خودتون ببرين وگرنه هيچوقت
‫آزمايشگاه رو پيدا نمي‌كنين

259
00:18:52,800 --> 00:18:57,628
‫اونو با خودمون بيار، آقاي اسپاك
‫راست ميگه، ميتونه راهنماييمون كنه

260
00:19:09,651 --> 00:19:13,186
‫كدوم در آزمايشگاهه؟
‫اوني كه آخر راهرو ـه

261
00:19:29,547 --> 00:19:31,789
‫خيلي خب، خوك‌هاي زئوني، تكون بخورين

262
00:19:35,678 --> 00:19:39,379
‫خوك‌هاي زئوني
‫اونا هيچ كاري رو درست انجام نميدن

263
00:19:39,557 --> 00:19:42,807
‫نگران نباش، دارن ميرن آزمايشگاه
‫تا روشون آزمايش انجام بشه

264
00:19:42,977 --> 00:19:45,385
‫تقاص كاراشون پس ميدن. تكون بخورين!

265
00:19:54,781 --> 00:19:56,573
‫تكون بخورين! يالا!

266
00:19:58,327 --> 00:20:00,070
‫در و داشته باش

267
00:20:09,922 --> 00:20:12,413
‫ايناهاشن، دستگاه‌هاي ارتباطي
‫قطعاتشون از هم جدا شده

268
00:20:12,591 --> 00:20:14,086
ميتوني يكيشونو روبراه كني؟
‫احتمالا

269
00:20:14,260 --> 00:20:16,087
‫شماها كي هستين؟

270
00:20:16,888 --> 00:20:18,382
‫اسلحه‌ها؟

271
00:20:18,556 --> 00:20:21,723
‫نمي‌بينمشون
از كجا اومدين؟

272
00:20:35,407 --> 00:20:39,108
‫سلاح‌‌هاي بيگانه به مقر فرماندهي
‫گشتاپو فرستاده شده

273
00:20:39,286 --> 00:20:42,073
‫خب، يعني اسلحه‌هاي ما
‫هم اونجاست

274
00:20:53,300 --> 00:20:56,634
‫شما زئوني‌ها، درسته كه مردم
‫صلح‌جويي هستين،

275
00:20:56,804 --> 00:21:01,134
‫بله. با اون يونيفورم، ميتونيم
‫يه ماشين بدزديم و از پايتخت خارج شيم

276
00:21:01,309 --> 00:21:02,969
‫ما اومديم كه جان گيل رو گير بياريم

277
00:21:03,144 --> 00:21:05,267
‫كاپيتان، بدون اسلحه‌ها

278
00:21:05,438 --> 00:21:07,645
‫و تا زماني كه نتونيم با سفينه
‫ارتباط برقرار كنيم،

279
00:21:07,816 --> 00:21:09,892
‫غيرمنطقيه كه فرض كنيم ميتونيم

280
00:21:10,068 --> 00:21:12,641
‫در برابر كل نيروي نظامي 
اين سياره دووم بياريم

281
00:21:12,821 --> 00:21:14,481
‫خيلي خب، آقاي اسپاك،
منظورت رو رسوندي

282
00:21:14,656 --> 00:21:18,025
‫يونيفورم رو بپوش
‫و اون گوش‌هاتو دوباره پشتش قايم كن

283
00:21:20,662 --> 00:21:21,777
‫شكار خوبي بود

284
00:21:21,955 --> 00:21:25,371
‫يه عالمه زئوني دستگير كرديم،
‫حالا بايد بريم جسداشونو بندازيم دور

285
00:21:59,286 --> 00:22:01,113
‫كي همراهته؟

286
00:22:01,371 --> 00:22:04,740
‫داود، چيزي نيست
‫اونا كمكم كردن از زندان فرار كنم

287
00:22:04,917 --> 00:22:08,167
‫جونمو بهشون مديونم
‫ايزاك، قضيه چيه؟

288
00:22:08,629 --> 00:22:12,212
‫ابرام ،ابرام، خدا رو شكر كه حالت خوبه

289
00:22:14,176 --> 00:22:15,552
‫اين برادرمه

290
00:22:15,719 --> 00:22:18,175
‫اونا توي زندان بودن، و مثل
‫من كتك خوردن، ابرام

291
00:22:18,931 --> 00:22:21,553
‫چرا توي اون زندان بودي؟
‫سعي داشتم پيشوا رو ببينم

292
00:22:22,059 --> 00:22:24,266
پيشوا؟
‫اگه بتونم ببينمش،

293
00:22:24,437 --> 00:22:27,473
‫شايد يه راهي براي جلوگيري
‫از اين ديوونگي باشه

294
00:22:29,567 --> 00:22:31,726
‫ابرام، من جونمو بهشون مديونم

295
00:22:35,865 --> 00:22:37,823
ايزاك

296
00:22:39,619 --> 00:22:42,739
‫اولتا مرده

297
00:22:42,914 --> 00:22:45,073
‫تو خيابون‌ها دخلشو آوردن

298
00:22:56,595 --> 00:22:59,300
‫مي‌تونست زن من بشه

299
00:23:03,352 --> 00:23:04,895
‫پنج ساعت زنده موند

300
00:23:06,731 --> 00:23:09,222
‫درحالي كه از كنارش رد ميشدن

301
00:23:10,235 --> 00:23:12,311
‫و روش تف مي‌انداختن

302
00:23:14,114 --> 00:23:17,317
‫مردم خودمون هم نتونستن
‫بهش كمك كنن

303
00:23:18,034 --> 00:23:21,783
‫حالا ازم ميخواي به غريبه‌ها كمك كنم؟

304
00:23:28,879 --> 00:23:32,497
‫اگه ما هم راه نازي‌ها رو پيش بگيريم،

305
00:23:33,467 --> 00:23:36,005
‫به اندازه‌ي نازي‌ها بد ميشيم

306
00:23:38,472 --> 00:23:40,346
كاپيتان

307
00:23:40,516 --> 00:23:43,090
‫من توصيه‌ام اينه كه
‫بهترين نحو استفاده از زمانمون

308
00:23:43,269 --> 00:23:45,807
‫اينه كه بشينيم دستگاه‌هاي
‫ارتباطي رو دوباره سر هم كنيم

309
00:23:47,815 --> 00:23:50,935
‫ميشه برم يه جا بي سر و صدا كار كنم؟

310
00:23:54,531 --> 00:23:56,322
از اينور

311
00:24:02,080 --> 00:24:06,493
‫حالا با استفاده از قطعاتي از هر دو دستگاه،
‫تونستم يكي از دستگاه‌هاي ارتباطي رو تكميل كنم

312
00:24:06,668 --> 00:24:09,040
‫ولي نميدونم مدارهاش درست
‫باشن يا نه، كاپيتان

313
00:24:09,213 --> 00:24:11,371
‫راهي براي امتحان كردنش ‫نيست، مگر
اينكه به طرز واقعي ازش استفاده شه

314
00:24:11,548 --> 00:24:14,668
‫و انترپرايز تا يه ساعت ديگه در محدوده‌ي
‫ارتباطي نخواهد بود

315
00:24:20,182 --> 00:24:21,842
‫همه‌تون برين كنار ديوار

316
00:24:22,017 --> 00:24:24,176
‫همون دختري كه تو صفحه
‫نمايش ديديمش، كاپيتان، هموني كه مدال گرفت

317
00:24:24,353 --> 00:24:26,393
‫داراس
ساكت!

318
00:24:26,564 --> 00:24:29,269
دستا بالا، خوك زئوني

319
00:24:29,776 --> 00:24:32,979
‫خب پس، شما اون سه تايي هستين
‫كه از بازداشتگاه صدر اعظم فرار كردين

320
00:24:33,154 --> 00:24:36,274
‫نقشه‌تون چي بود؟ حرف بزنين اين آخرين
‫فرصتيه كه نصيبتون ميشه

321
00:24:38,076 --> 00:24:42,074
‫من بايد با پيشوا ديدار كنم
فوريه؟

322
00:24:42,247 --> 00:24:43,326
‫فوري؟ قطعا همينطوره

323
00:24:43,498 --> 00:24:46,867
‫من به تنهايي مسئولِ
‫اتفاقاتي كه اينجا ميافته، هستم

324
00:24:48,086 --> 00:24:50,494
‫ميدوني چه بلايي سر
‫زئوني‌هاي مسئول مياريم؟

325
00:24:58,722 --> 00:25:01,213
‫حالا كارمونو تموم ميكنيم

326
00:25:15,031 --> 00:25:16,691
‫كِي دست از اين كارها مي‌كشين، شما نازي‌ها؟

327
00:25:16,866 --> 00:25:18,942
‫وقتي تا دونه‌ي آخر ما رو كشتين،
بعدش چي كار مي‌كنين، 

328
00:25:19,119 --> 00:25:21,028
‫ اسلحه‌ها رو به سمت خودتون برميگردونين؟

329
00:25:21,204 --> 00:25:23,410
‫نه، شليك نكن

330
00:25:23,582 --> 00:25:25,206
‫نه، صبر كن

331
00:25:27,294 --> 00:25:29,002
‫ديگه نه

332
00:25:29,171 --> 00:25:30,581
‫تو ثابت كردي كه اونا طرف ما ان

333
00:25:30,756 --> 00:25:33,876
‫حالا، لطفا ما رو ببخشيد
‫ولي بايد كاملا مطمئن مي‌شديم

334
00:25:34,051 --> 00:25:36,090
‫بله، اگر بهتون اعتماد مي‌كرديم،
‫و شما يهو جاسوس‌هاي

335
00:25:36,261 --> 00:25:39,713
‫نازي از آب در مي‌اومدين اينطوري
 به همه‌ي مردم‌مون خيانت كرده بوديم


336
00:25:39,890 --> 00:25:40,921
‫خيلي خب، تنهامون بذارين

337
00:25:41,100 --> 00:25:43,769
‫روش‌هاي گشتاپو
‫به طرز ترسناكي، كارآمدن

338
00:25:43,936 --> 00:25:47,222
‫حالا، بايد خيلي خيلي مراقب باشيم
‫اگه ميخوايم اينجا جون سالم به در ببريم

339
00:25:47,398 --> 00:25:49,687
‫ما مردم زيرِ زميني
‫نميدونيم رهبرهامون كي‌ها هستن،

340
00:25:49,859 --> 00:25:51,852
‫و اينطوري، اگه زير بار
‫فشار تسليم بشيم،

341
00:25:52,028 --> 00:25:54,780
‫فقط به تعدادي
‫از مردم خودمون خيانت ميتونيم بكنيم

342
00:25:54,947 --> 00:25:57,818
‫ولي اين بانوي جوان يه نازيه،
‫يه قهرمان وطني

343
00:25:57,992 --> 00:25:59,617
‫ديديم كه داشتن بهش مدال ميدادن

344
00:25:59,786 --> 00:26:00,865
‫من يه اكوسي هستم،

345
00:26:01,037 --> 00:26:03,789
‫و دارم بابت فاجعه‌اي كه
‫براي مردمم افتاده، ميجنگم

346
00:26:03,957 --> 00:26:08,868
‫اون مدال رو به اين خاطر به من دادن
‫كه به پدر خودم در برابر حزب، خيانت كردم

347
00:26:11,381 --> 00:26:13,041
‫ايده‌ي پدرم بود

348
00:26:13,216 --> 00:26:15,339
‫ببينيد، اون قبلا خيلي
‫به پيشوا نزديك بود،

349
00:26:15,510 --> 00:26:18,298
‫و بعد متوجه تغييرات شد و مي‌دونست
‫كه نتيجه اين تغييرات چي ميشه

350
00:26:18,472 --> 00:26:22,137
‫عليه حزب در اومد
‫اونا زندانيش كردن

351
00:26:22,309 --> 00:26:25,061
‫ملاكون حكم مرگشو صادر كرد
‫ملاكون؟

352
00:26:25,229 --> 00:26:27,981
‫معاون رهبر
‫الان ديگه قدرتو دست گرفته

353
00:26:28,232 --> 00:26:32,147
‫پدرم منو متهم كرد، و جوري ظاهرسازي كرد
 كه انگار بهش خيانت كردم

354
00:26:32,320 --> 00:26:34,478
‫بهم يه سلاح داد تا جنگ
‫رو باهاش ادامه بدم

355
00:26:34,655 --> 00:26:37,229
‫ولي چطور اين اوضاع با منطق
‫جان گيل جور در اومده؟

356
00:26:37,408 --> 00:26:39,650
‫كي؟
‫جان گيل... پيشواتون

357
00:26:39,869 --> 00:26:42,621
‫اون يكي از مردم ماست
‫و مردم شما كيان؟

358
00:26:48,879 --> 00:26:51,334
‫من كاپيتان جيمز كرك
‫از فدراسيون فضاپيماهاي متحد انترپرايز هستم

359
00:26:51,506 --> 00:26:53,298
‫ايشون افسر ارشدم، آقاي اسپاك هستن

360
00:26:53,467 --> 00:26:55,376
‫جان گيل، پيشوا شما،
‫به اينجا فرستاده شده

361
00:26:55,552 --> 00:26:58,339
‫تا ناظر فرهنگي فدراسيون باشه

362
00:27:02,309 --> 00:27:05,346
‫منظورتون اينه كه پيشوا

363
00:27:05,521 --> 00:27:08,190
‫يه بيگانه‌ست؟
درسته

364
00:27:13,779 --> 00:27:16,317
‫من كُل بچگيم رو صرف
‫تحسين اين مرد كردم

365
00:27:16,491 --> 00:27:19,824
‫و بعدا، صرفِ نفرت و بيزاري از
‫هر چيزي كه ازش طرفداري ميكنه

366
00:27:19,994 --> 00:27:23,161
‫ولي هميشه فكر ميكردم
‫كه اون يكي از ماست

367
00:27:23,331 --> 00:27:25,787
‫حالا كه ميشنوم اون يه بيگانه‌ست
‫كه فرستادنش تا ما رو نابود كنه

368
00:27:25,959 --> 00:27:27,916
‫اين هيچوقت ماموريت اون نبوده

369
00:27:28,086 --> 00:27:30,873
‫اونو فرستادن اينجا تا
‫نظارت كنه، نه اينكه دخالت كنه

370
00:27:31,047 --> 00:27:32,542
‫يه مشكلي پيش اومده

371
00:27:32,716 --> 00:27:37,461
‫و ما به همين خاطر اينجاييم.
‫كه مشكل رو پيدا و اصلاح كنيم

372
00:27:37,638 --> 00:27:39,677
‫بايد ببينيمش
‫غيرممكنه

373
00:27:39,848 --> 00:27:42,553
‫حتي اگه يه زمانِ ديگه‌اي بود،
‫باز هم غيرممكن بود

374
00:27:42,726 --> 00:27:45,513
‫اون با هيچكس ديدار نميكنه،
‫هيچكس به جز ملاكون

375
00:27:45,688 --> 00:27:50,148
‫تحت نظارت شديد امنيتي به سر ميبره
‫ نظارت شديد امنيتي

376
00:27:50,317 --> 00:27:51,895
‫يعني اينقدر ميترسه؟

377
00:27:52,069 --> 00:27:54,904
‫خيلي از ماها هستن
‫هم اكوسي‌ها و هم زئوني‌هاي جوونتر

378
00:27:55,072 --> 00:27:57,030
‫كه حاضرن با كمال ميل جونشونو
‫به خطر بندازن كه اونو بكشن

379
00:27:57,200 --> 00:27:59,323
نميفهمم اينجا چه خبره

380
00:27:59,494 --> 00:28:03,657
‫اين‌ها تماماً برخلاف تمام اصول اخلاقي‌ايه
‫كه جان گيل هميشه بهش باور داشت

381
00:28:03,831 --> 00:28:06,405
تنها شانس ما اينه كه اونو ببينيم و هرچه سريعتر 

382
00:28:06,584 --> 00:28:08,873
‫اون امشب از كاخ صدر اعظم
‫سخنراني ميكنه

383
00:28:09,045 --> 00:28:12,082
‫تمام مقامات رسمي و مرتبه
‫بالاي حزب اونجا حضور دارن

384
00:28:13,300 --> 00:28:15,257
‫شما هم اونجا هستين؟

385
00:28:15,427 --> 00:28:16,838
‫البته

386
00:28:17,012 --> 00:28:20,595
‫براي اينكه نگرش مثبتم رو
‫در قبال وطنم نشون بدم

387
00:28:20,766 --> 00:28:24,764
‫بعنوان يكي از اعضاي محترم حزب،
‫ايشون شايد بتونه ما رو از نگهبان‌ها رد كنه

388
00:28:24,937 --> 00:28:28,104
‫فقط مقامات رسميِ معتمد
‫و درجه بالا اجازه‌ي ورود دارن

389
00:28:28,274 --> 00:28:30,231
‫تموم كشور قراره سخنراني
‫رو از صفحه نمايش‌هاشون ببينن

390
00:28:30,401 --> 00:28:31,432
‫و هيچكس مطمئن نيست،

391
00:28:31,610 --> 00:28:34,481
‫ولي متاسفانه بايد بگم كه تو اين سخنراني قراره
‫عليه زئون، اعلان رسمي جنگ بشه

392
00:28:34,655 --> 00:28:35,818
‫راه حل نهاييشون

393
00:28:35,990 --> 00:28:38,742
بايد ما رو به اونجا برسوني
اين خودكشيه 

394
00:28:38,910 --> 00:28:41,033
‫خب، با اين رويه كه اوضاع داره جلو
‫ميره، زندگي كردن هم خودش ريسكه

395
00:28:41,204 --> 00:28:44,620
‫حالا، اگه كاپيتان فكر مي‌كنه كه با
‫اين كار، شانسي هست،
‫من حاضرم باهاش دست به خودكشي بزنم

396
00:28:44,791 --> 00:28:48,954
‫تو؟ يه زئوني؟ توقع داري بتوني وارد
‫كاخ صدر اعظم بشي؟

397
00:28:50,964 --> 00:28:52,957
‫اين جنگ بيشتر جنگِ من
‫حساب ميشه تا جنگ تو

398
00:29:02,768 --> 00:29:05,223
‫نور بندازين!
‫شما، اينجا چي كار دارين؟

399
00:29:05,479 --> 00:29:07,970
‫يه كم نور بندازين رو صورتشون

400
00:29:09,650 --> 00:29:11,144
‫ايشون دبير حزب، خانم داراس هستن

401
00:29:13,154 --> 00:29:15,277
‫نيروهاي مستندسازي ويژه‌ي پيشوا

402
00:29:15,448 --> 00:29:18,365
‫لبخند بزنين، سرجوخه
‫ببخشيد

403
00:29:25,500 --> 00:29:29,877
‫كاپيتان، كم كم دارم درك ميكنم
‫كه چرا شما زميني‌ها از قمار لذت مي‌برين

404
00:29:30,130 --> 00:29:32,834
‫مهم نيست كه چقدر با دقت يه نفر
‫احتمالات موفقيت رو حساب كنه،

405
00:29:33,008 --> 00:29:35,925
‫هميشه همچنان يه شور و شعف
‫خاصي توي ريسك‌كردن هست

406
00:29:36,094 --> 00:29:38,668
‫خيلي خوبه، اسپاك
‫همچنان ميتونيم يه انسان خوب ازت در بياريم

407
00:29:38,847 --> 00:29:40,674
‫اميدوارم كه اينطور نشه

408
00:29:40,849 --> 00:29:42,592
‫بريم

409
00:29:47,731 --> 00:29:49,771
‫نور بندازين

410
00:29:50,067 --> 00:29:51,858
‫ممنون

411
00:29:52,945 --> 00:29:55,187
پيشوا از كجا وارد ميشه؟
‫اون وارد نميشه

412
00:29:55,364 --> 00:29:57,689
‫اونا اون رو روي صفحه‌ي
‫بزرگ تماشا مي‌كنن

413
00:29:57,867 --> 00:30:00,239
‫اونجا، انتهاي اتاق

414
00:30:00,953 --> 00:30:04,038
‫اون سخنرانيش رو توي كيوسك
 انجام ميده، بخاطر دلايل امنيتي

415
00:30:05,333 --> 00:30:07,788
هوم ،روي كيوسك پرده كشيدن

416
00:30:12,257 --> 00:30:15,293
‫نور رو بندازين اين سمت صورتشون

417
00:30:15,468 --> 00:30:17,544
‫ورودي اون كيوسكِ پخش كجاست؟

418
00:30:17,721 --> 00:30:20,093
‫اونجا، انتهاي راهرو

419
00:30:23,935 --> 00:30:26,224
‫تو كه نميخواي سعي كني
‫كه وارد كيوسك پخش بشي؟

420
00:30:26,396 --> 00:30:28,056
‫قراره سعيمونو بكنيم

421
00:30:28,232 --> 00:30:30,604
‫قربان، اگه نور رو يه كم بالاتر بندازم،
‫بهتر نميشه؟

422
00:30:30,776 --> 00:30:31,807
خوبه

423
00:30:31,986 --> 00:30:34,144
‫اگه بتوني به قدر كافي حواس نگهبان
 رو پرت كني، ميتونم يه مسلسل گير بيارم

424
00:30:34,321 --> 00:30:36,231
‫كيوسك كوچيكيه
‫ميتونم از در شليك كنم

425
00:30:36,407 --> 00:30:39,823
‫ما اومديم اينجا كه جان گيل رو گير بياريم، زنده‌ش رو،
‫نيومديم نيازهاي شخصيت رو ارضا كنيم،

426
00:30:39,994 --> 00:30:41,239
‫واضحه؟

427
00:30:41,412 --> 00:30:43,321
‫بريم اون پايين

428
00:30:45,249 --> 00:30:46,993
‫نور، لطفا
بله قربان

429
00:30:47,168 --> 00:30:50,454
‫آقايون، اين اقدامات براي ضبطِ
‫سخنراني پيشوا درباره‌ي راه حل نهاييه

430
00:30:50,630 --> 00:30:53,548
‫داريم مستندي ميسازيم
‫درباره افراد مسئول

431
00:30:54,259 --> 00:30:57,592
‫لبخند بزنين، آقايون
‫بعداً بيشتر پوشش ميديم ممنون

432
00:30:57,762 --> 00:31:00,300
‫بريم پايين راهرو، يه
‫عكس در حال راه رفتن هم بگيريم

433
00:31:04,019 --> 00:31:06,771
‫خب، حالا به چي رسيديم؟
‫بايد ميذاشتي بهش شليك كنم

434
00:31:06,939 --> 00:31:09,264
‫كاپيتان، خودِ جان گيل بود،

435
00:31:09,441 --> 00:31:11,268
‫ولي اصلا تكون نخورد، حتي
‫يك بار هم بالا رو نگاه نكرد

436
00:31:11,443 --> 00:31:15,192
‫بله. خب، اين شايد جزئي
‫از برنامه باشه يه از هم گسيختگي نيمه‌الهي

437
00:31:15,364 --> 00:31:17,440
‫يا يه جنون شديد

438
00:31:17,616 --> 00:31:20,452
‫ممكنه ساده‌تر از اينها باشه شايد بهش دارو 
خورونده باشن به مك‌كوي نياز داريم

439
00:31:20,619 --> 00:31:23,111
‫يه جايي هست، يه اتاق كه بتونيم
 چند دقيقه توش تنها باشيم؟

440
00:31:23,289 --> 00:31:25,365
‫ميخوام درخواست كمك بفرستم
‫بفرستي...؟

441
00:31:25,541 --> 00:31:27,913
‫توضيحش طول ميكشه

442
00:31:28,086 --> 00:31:30,125
‫هرجايي كارمونو راه ميندازه

443
00:31:30,296 --> 00:31:31,956
‫رختكن؟

444
00:31:34,592 --> 00:31:37,130
ممكنه اون بردي كه لازمه رو  نداشته باشه

445
00:31:37,762 --> 00:31:41,807
 در واقع، ممكنه است اصلاً كار نكنه
 مثبت فكر كن اسپاك

446
00:31:44,060 --> 00:31:45,804
از اسپاك به انترپرايز

447
00:31:47,606 --> 00:31:50,773
از اسپاك به انترپرايز
جواب بده انترپرايز

448
00:31:50,943 --> 00:31:53,101
انترپرايز ستوان اهورا هستم

449
00:31:54,989 --> 00:31:57,065
كاپيتان صحبت ميكنه مك كوي را بيار
 بله قربان

450
00:31:57,241 --> 00:31:58,735
كاپيتان، ما صداي شما رو خوب نداريم

451
00:31:58,909 --> 00:32:01,614
شما روي رنج نه داريد
وارد باند فركانس پايين شديد

452
00:32:02,246 --> 00:32:04,535
ما مشكل داريم

453
00:32:04,707 --> 00:32:06,913
ميخوام قسمت تاريخي كامپيوتر
 يه دست لباس آماده كنه

454
00:32:07,084 --> 00:32:09,243
ميخوام مك كوي در
 لباس يه پزشك گشتاپو باشه

455
00:32:09,420 --> 00:32:12,836
آلمان نازي، تاريخ زمين قديمي 1944
او رو سرهنگ كنيد

456
00:32:13,007 --> 00:32:14,039
بله قربان

457
00:32:14,217 --> 00:32:16,174
ساختمان را جستجو كنيد

458
00:32:31,443 --> 00:32:32,688
‫چي دست‌گيرت شده، جيم؟

459
00:32:32,861 --> 00:32:34,653
‫ما جان گيل رو پيدا كرديم،
‫يا حداقل ميشه گفت ديديمش

460
00:32:34,822 --> 00:32:36,861
‫ممكنه بهش دارو خورونده باشن،
‫هيپونيتزم شده باشه يا رواني شده باشه

461
00:32:37,032 --> 00:32:40,318
‫بايد بياي اينجا و تشخيص بدي
‫سريع اون يونيفورم رو بپوش

462
00:32:41,370 --> 00:32:43,992
‫قضيه چيه؟
‫ايزاك همين الان صحبت دوتا گارد امنيتي رو شنيد

463
00:32:44,165 --> 00:32:47,035
‫اونا تماس شما رو رديابي كردن
‫و فهميدن كه از داخل اين ساختمون بوده

464
00:32:47,209 --> 00:32:49,617
‫دارن همه جا رو ميگردن
‫اگه قرار باشه كه

465
00:32:49,795 --> 00:32:52,002
‫در انتقال دكتر، تاخيري به وجود بياد،
‫من توصيه ميكنم كه كنسلش كنيم

466
00:32:52,173 --> 00:32:53,715
‫از كرك به انترپرايز
‫اونجا چه خبره؟

467
00:32:53,883 --> 00:32:56,635
‫دكتر مك‌كوي با اون يونيفورم
‫به مشكل خوردن، قربان

468
00:32:56,803 --> 00:33:00,219
‫خب، اگه مجبورين لخت
‫بفرستينش پايين كرك تمام

469
00:33:01,641 --> 00:33:04,678
‫حقيقت داره
‫من فقط نصف حرفايي كه مي‌زدين رو باور كردم

470
00:33:14,071 --> 00:33:16,360
‫اون كامپيوتر ابله توي
اندازه‌گيري‌ها اشتباه كرد

471
00:33:16,532 --> 00:33:17,942
‫لنگه‌ي راست چكمه خيلي تنگه

472
00:33:18,117 --> 00:33:20,868
‫يه راه منطقي براي حل اين مشكل وجود داره، دكتر
‫انگشت شستت رو جلو نگه ميداري،

473
00:33:21,036 --> 00:33:23,907
‫يه فشار مساوي به هر دو طرف چكمه
 وارد مي‌كني و رو به جلو فشار ميدي

474
00:33:24,081 --> 00:33:26,833
‫براي اين كاراي احساسي وقت نداريم

475
00:33:29,670 --> 00:33:32,292
‫ايشون دكتر مك‌كوي هستن،
‫افسر پزشكي ارشد ما

476
00:33:32,465 --> 00:33:35,751
‫داراس، دبير حزب سوسياليست ملي

477
00:33:35,927 --> 00:33:37,754
‫حالتون چطوره؟

478
00:33:40,849 --> 00:33:43,422
‫اين ديگه چه مسخره‌بازي‌ايه؟

479
00:33:55,113 --> 00:33:56,524
‫رئيس انگ

480
00:33:59,284 --> 00:34:03,614
‫سرهنگ مسته
‫زيادي مشروب مصرف كرده

481
00:34:03,789 --> 00:34:05,449
مشخصه

482
00:34:05,624 --> 00:34:07,617
‫بله، فكر كرد كه با اين وضع
‫ممكنه باعث خجالت‌زدگي پيشوا بشه

483
00:34:07,793 --> 00:34:10,664
‫بله، يه دكتر بايد غرور
‫بيشتري داشته باشه

484
00:34:11,130 --> 00:34:12,922
‫كار درستي كردين كه پنهانش كردين

485
00:34:13,090 --> 00:34:15,416
‫يه جاسوس تو ساختمون هست
‫كه يه فرستنده‌ي مخفي در اختيار داره

486
00:34:15,593 --> 00:34:17,052
‫داريم دنبالش ميگرديم

487
00:34:17,220 --> 00:34:20,007
‫درود بر پيشوا
‫درود بر پيشوا

488
00:34:25,770 --> 00:34:29,186
‫خب، كاپيتان، نميفهمم
‫كه چطوري ما رو نشناخت

489
00:34:29,357 --> 00:34:30,686
‫منم نميفهمم

490
00:34:30,859 --> 00:34:33,979
‫ولي شانس چيزيه كه
‫اون هم نميتوني بفهمي، آقاي اسپاك

491
00:34:34,154 --> 00:34:36,562
‫درسته. بايد تجديد نظر كنم

492
00:34:36,740 --> 00:34:38,567
‫سخنراني پيشوا

493
00:34:38,992 --> 00:34:40,024
‫بريم

494
00:34:40,494 --> 00:34:43,614
‫درود بر پيشوا ،درود بر پيشوا


495
00:34:44,206 --> 00:34:47,456
‫درود بر پيشوا ،درود بر پيشوا

496
00:34:50,254 --> 00:34:52,081
‫اكوسي‌ها،

497
00:34:52,256 --> 00:34:54,048
‫وظيفه‌ي خطيري پيش روي ماست

498
00:34:54,217 --> 00:34:57,420
‫نيازمند شجاعت و فداكاريه

499
00:34:59,013 --> 00:35:01,469
‫نيازمند ايمانه

500
00:35:05,353 --> 00:35:08,354
‫كلني زئون‌ها تقريبا براي
‫نيم قرن وجود داشته

501
00:35:08,648 --> 00:35:10,641
‫دهنشو نگاه كن

502
00:35:10,859 --> 00:35:13,017
‫اگر بتونيم بزرگي و عظمت
‫خودمون رو محقق كنيم،

503
00:35:13,987 --> 00:35:16,561
‫همه‌ي اين‌ها تمام خواهد شد

504
00:35:17,824 --> 00:35:19,449
‫با كار كردن در كنار يكديگر، ميتونيم
كاپيتان

505
00:35:19,618 --> 00:35:25,324
‫ ، سخنراني از هيچ الگوي منطقي‌اي تبعيت نميكنه
‫يه مشت جمله‌ي تصادفي كه كنار هم چيده شدن

506
00:35:25,499 --> 00:35:28,915
‫به نظر مياد بهش دارو داده باشن، جيم
‫به نظر مياد تو حالت سكون فكري باشه

507
00:35:29,086 --> 00:35:30,913
‫براي رسيدن به هدفمون

508
00:35:31,172 --> 00:35:34,208
‫و به هدفمون هم خواهيم رسيد

509
00:35:37,178 --> 00:35:39,052
‫بايد از نزديك بهش نگاه بندازم

510
00:35:39,222 --> 00:35:42,139
‫تمام اقداماتي كه انجام
‫مي‌دهيم، بايد قاطع باشند

511
00:35:42,558 --> 00:35:46,058
‫تمام افكارمون بايد به سمت يك
‫هدف مشخص باشن

512
00:35:47,731 --> 00:35:51,265
‫اين سياره ميتونه تبديل به يه بهشت بشه

513
00:35:51,443 --> 00:35:54,728
‫اگر كه مايل باشيم
‫بهاش رو بپردازيم

514
00:35:57,658 --> 00:36:00,493
‫درست مانند تك‌تك‌ سلول‌هاي بدن

515
00:36:00,661 --> 00:36:04,244
‫كه با نظم و هماهنگي كار ميكنن
‫تا در نهايت همه چيز به صلاحِ كل بدن تموم شه

516
00:36:04,415 --> 00:36:09,290
‫آقايون، ميخوام يه عكس
‫از شما دوتا بگيرم در كنار قهرمان وطن

517
00:36:09,461 --> 00:36:12,083
‫كه در حال گوش دادن به
‫سخنراني تكان‌دهنده پيشوا هستين

518
00:36:12,256 --> 00:36:14,925
‫اون نور رو بندازين اونور لطفا
‫اين نور هم بندازين اينور

519
00:36:15,092 --> 00:36:19,221
‫لبخند بزنين‌ آقايون، لبخند بزنين
...برگردين، لبخند بزنين، و

520
00:36:25,144 --> 00:36:27,303
قفله ،كليدها
‫بيارشون داخل

521
00:36:28,940 --> 00:36:31,063
‫درود بر پيشوا!

522
00:36:36,948 --> 00:36:40,780
‫درود بر پيشوا!
‫درود بر پيشوا! ‫درود بر پيشوا!

523
00:36:41,078 --> 00:36:43,236
‫رهبر دستوراتش رو به ما داد

524
00:36:43,455 --> 00:36:47,916
‫و ما حاضريم كه جونمون رو براي
‫اين ماموريت مقدس، فدا كنيم

525
00:36:48,085 --> 00:36:49,627
‫مرگ بر زئون

526
00:36:49,962 --> 00:36:53,082
‫ مرگ بر زئون ‫مرگ بر زئون  

527
00:36:53,758 --> 00:36:57,340
‫ مرگ بر زئون ‫مرگ بر زئون  

528
00:37:02,141 --> 00:37:05,308
‫قطعا بهش دارو دادن تقريبا تو حالت اغما ـه
‫چه دارويي؟

529
00:37:05,478 --> 00:37:07,387
‫بدون كامپيوتر پزشكي
‫نميتونم شناساييش كنم

530
00:37:07,564 --> 00:37:09,603
‫و اگر ندونيم چه داروييه،
‫پادزهر زدن بهش، كار خطرناكيه

531
00:37:09,774 --> 00:37:10,972
‫يعني هيچ كاري از دستت بر نمياد؟

532
00:37:11,151 --> 00:37:14,602
‫ميدونم بهش يه داروي محرك
‫عمومي بدم، ولي ريسكش بالاست

533
00:37:14,779 --> 00:37:16,523
‫اين ريسكو بكن

534
00:37:19,159 --> 00:37:22,658
‫ولي با وجود تلا‌ش‌هاي فراوان ما،
‫اون‌ها همچون سرطاني باقي موندن

535
00:37:22,829 --> 00:37:24,573
‫كه دارن دولت ما رو از درون ميخورن

536
00:37:30,212 --> 00:37:34,210
‫هيچ واكنشي نشون نداد
‫هرچي كه بهش دادي، جواب نميده

537
00:37:34,383 --> 00:37:38,511
‫دكتر دوزش رو ببر بالا

538
00:37:39,013 --> 00:37:41,219
‫نميدونم دارم چي كار ميكنم.
‫ممكنه بميره

539
00:37:41,807 --> 00:37:43,765
‫اگه ما رو اينجا پيدا كنن،
‫همه‌مون ميريم

540
00:37:43,935 --> 00:37:47,802
‫ده دقيقه پيش، به دستور
‫پيشوا مون،


541
00:37:47,981 --> 00:37:49,973
‫سربازان ما ماموريت تاريخي‌شون رو شروع كردن

542
00:37:50,191 --> 00:37:52,861
‫در شهرها،
‫نابودي زئوني‌ها شروع شده 

543
00:37:54,195 --> 00:37:58,774
‫تا يك ساعت ديگه،آفت زئوني‌ها
‫براي هميشه از اكوس پاك ميشه

544
00:37:59,534 --> 00:38:01,361
‫شروع شده

545
00:38:01,870 --> 00:38:03,364
‫بالاخره شروع شده

546
00:38:03,747 --> 00:38:05,372
‫درود بر پيشوا! ‫درود بر پيشوا!

547
00:38:05,540 --> 00:38:07,782
‫محرك داره جواب ميده
...الان اعلام ميكنم

548
00:38:08,293 --> 00:38:10,701
اون داره به يه سطح هوشياري مياد

549
00:38:11,672 --> 00:38:14,377
‫به نظر مياد تو خواب سبك باشه

550
00:38:14,758 --> 00:38:16,716
‫ديگه بيشتر از اين جرئت ندارم كاري كنم

551
00:38:16,886 --> 00:38:21,963
تمام منظومه شمسي ما براي هميشه
 از شر بيماري كه زئون بوده خلاص خواهد شد

552
00:38:22,141 --> 00:38:25,308
‫اسپاك ،سعي كن با كاوش ذهن
‫به مغزش وارد شي

553
00:38:26,270 --> 00:38:27,302
‫اگه نتونستي، 

554
00:38:27,480 --> 00:38:31,976
دكتر، بايد از يه محرك قويتر استفاده كني
‫مهم هم نيست چه اتفاقي ميافته

555
00:38:32,569 --> 00:38:35,735
‫ناوگان فضايي ما در مسير
‫رفتن به زئون هستن

556
00:38:35,905 --> 00:38:38,906
‫كه مجهز به سلاح‌هاي سرنشين‌دار
‫و بدون سرنشين هست

557
00:38:45,916 --> 00:38:49,119
‫وقت رويارويي با سرنوشت فرا رسيده

558
00:38:50,254 --> 00:38:52,875
‫زنده‌باد پيروزي!
‫زنده‌باد پيروزي!

559
00:38:53,048 --> 00:38:55,670
‫زنده‌باد پيروزي!‫زنده‌باد پيروزي!

560
00:38:57,761 --> 00:38:59,838
‫فقط يه شانس برامون مونده

561
00:39:00,014 --> 00:39:03,264
‫اگه از سلاح‌هايي كه دارين استفاده كني،
‫ميتوني ناوگان رو نابود كني

562
00:39:03,434 --> 00:39:06,008
‫اين كار يعني مرگِ
‫هزاران فضانورد اكوسي

563
00:39:06,187 --> 00:39:09,105
‫ميدونم ،خيلي از دوستاي من سوار اون سفينه ان

564
00:39:09,273 --> 00:39:12,109
‫خيلي از زير زميني‌ها
‫بله، ولي در برابر اون هزاران نفر،

565
00:39:12,277 --> 00:39:15,064
‫ميليون‌ها زئوني بيگناه ديگه هستن

566
00:39:15,280 --> 00:39:18,197
‫بايد بين بد و بدتر، بد رو انتخاب كنيم

567
00:39:20,702 --> 00:39:22,825
‫ميتونيم زئون رو نجات بديم

568
00:39:24,289 --> 00:39:27,789
‫ولي اكوس چي ميشه؟
كاپيتان

569
00:39:31,880 --> 00:39:35,296
‫يه شرايطي رو مهيا كردم
‫كه توش گيل نميتونه حرفي رو

570
00:39:35,467 --> 00:39:38,338
‫شروع كنه يا كار ديگه‌اي بكنه،
‫ولي ميتونه به سوالات جواب بده

571
00:39:38,971 --> 00:39:41,047
‫آفرين، اسپاك

572
00:39:43,809 --> 00:39:46,098
‫اونچه كه ازش باقي مونده
‫رو بعنوان يه دست‌نشونده نگه داشتن

573
00:39:46,270 --> 00:39:47,349
‫كاملا درسته

574
00:39:47,522 --> 00:39:50,357
‫طي سال‌هاي اخير، قدرت واقعي، ملاكون بوده

575
00:39:56,656 --> 00:39:58,447
گيل

576
00:39:58,783 --> 00:40:01,274
‫گيل، چرا ماموريتت رو رها كردي؟

577
00:40:01,453 --> 00:40:04,026
‫چرا توي اين فرهنگ مداخله كردي؟

578
00:40:08,168 --> 00:40:09,995
سياره

579
00:40:10,170 --> 00:40:12,412
تكه‌تكه شده بود

580
00:40:12,589 --> 00:40:14,665
تقسيم شده بود

581
00:40:16,218 --> 00:40:19,053
‫از تاريخ زمين، درس گرفتم

582
00:40:19,221 --> 00:40:20,336
‫ولي چرا آلمان نازي؟

583
00:40:20,514 --> 00:40:22,721
‫تو كه تاريخ رو خونده بودي
‫مي‌دونستي نازي‌ها چجور آدمايي بودن

584
00:40:24,310 --> 00:40:28,889
‫كارآمدترين دولتي كه
‫زمين تا بحال بخودش ديده

585
00:40:29,065 --> 00:40:30,689
‫كاملا درسته، كاپيتان

586
00:40:30,858 --> 00:40:33,978
‫اون كشور كوچولو، شكست خورده،
‫ورشكست شده، مغلوب شده،

587
00:40:34,153 --> 00:40:38,365
‫طي فقط چند سال تونست به كشوري تبديل بشه كه
 فقط يه قدم تا تسلط بر كل جهان فاصله داشت

588
00:40:38,533 --> 00:40:41,024
‫ولي دولت وحشي و منحرفي بود

589
00:40:41,202 --> 00:40:44,203
‫و بايد به فاجعه‌بارترين قيمت
‫ممكن، نابود مي‌شد چرا اين مثال؟

590
00:40:44,623 --> 00:40:48,490
‫شايد گيل حس كرده كه همچين دولتي
‫كه خيلي بي‌خطر داره اداره ميشه،

591
00:40:48,668 --> 00:40:51,338
‫ميتونه بدون هيچ مردم‌آزاري‌اي،
‫به اون كارآمدي مدنظرش برسه

592
00:40:51,505 --> 00:40:54,459
‫چرا، گيل؟ چرا؟

593
00:40:54,967 --> 00:40:56,675
‫جواب داد

594
00:40:57,511 --> 00:41:01,129
‫اولش، جواب داد

595
00:41:01,974 --> 00:41:04,014
‫بعدش ملاكون

596
00:41:04,894 --> 00:41:08,227
‫شروع كرد قدرتو در دست بگيره

597
00:41:09,315 --> 00:41:11,391
‫بهم دارو داد

598
00:41:14,987 --> 00:41:16,612
‫گيل!

599
00:41:16,990 --> 00:41:18,733
‫گيل!

600
00:41:18,908 --> 00:41:21,115
گيل، صدامو ميشنوي؟

601
00:41:21,619 --> 00:41:24,075
‫بايد به مردم بگي كه چه اتفاقي افتاد

602
00:41:24,247 --> 00:41:27,248
‫تو تنها كسي هستي كه
‫ميتوني از قتل عام جلوگيري كنه!

603
00:41:27,417 --> 00:41:29,125
‫گيل!

604
00:41:36,802 --> 00:41:39,258
‫اون هنوز زنده‌س، ولي دارويي كه
‫استفاده مي‌كنن خيلي قويه

605
00:41:39,430 --> 00:41:40,972
‫اگه بهش يه تزريق ديگه بزنم

606
00:41:41,140 --> 00:41:43,097
‫دكتر، يه تزريق ديگه بزن بهش
‫جرئتشو ندارم!

607
00:41:43,267 --> 00:41:44,927
‫نگهبان‌ها!

608
00:41:45,102 --> 00:41:47,772
‫وقتمون تموم شد، دكتر!

609
00:41:49,273 --> 00:41:50,815
‫صبر كن!

610
00:41:50,983 --> 00:41:53,771
‫اسپاك رو نشونه بگير
‫اسپاك، كلاهتو بردار

611
00:41:58,032 --> 00:42:01,199
‫براي بار دوم تو يك روز، داراس
‫قهرمان وطني بودن خودش رو ثابت كرد

612
00:42:03,163 --> 00:42:06,282
اون يه جاسوس زئون رو دستگير كرد 
كه داشت سعي ميكرد پيشوا رو ترور كنه

613
00:42:06,458 --> 00:42:08,249
نگهبان‌ها

614
00:42:09,127 --> 00:42:13,457
‫بله، بذارين اين خائن رو يكبار براي هميشه
 تبديل به درس عبرت براي همه كنيم


615
00:42:16,134 --> 00:42:18,092
‫تحت عنوان يه هديه به ملاكون
‫ارائه‌ش ميديم

616
00:42:20,973 --> 00:42:24,223
‫رئيس انگ، اين جاسوس بايد نزد
‫ملاكون برده بشه

617
00:42:30,107 --> 00:42:32,396
‫با مسئوليت من اين كار رو بكنيد

618
00:42:39,367 --> 00:42:40,695
‫انگ يكي از ماست

619
00:42:44,581 --> 00:42:46,787
‫نزديك اسپاك بمون

620
00:42:47,542 --> 00:42:49,001
‫وقت بخرين

621
00:42:51,004 --> 00:42:52,913
‫و همينطور اميد

622
00:42:57,844 --> 00:43:00,549
‫اين ديگه كيه؟
‫يه جاسوس، عاليجناب

623
00:43:00,722 --> 00:43:05,515
‫يه جايزه‌ي نادر، معاون پيشوا حتما مي‌تونن
 تشخيص بدن كه اين يه زئوني معمولي نيست

624
00:43:05,686 --> 00:43:07,346
‫اوه، زئوني نيست، قطعا نيست

625
00:43:24,289 --> 00:43:26,198
‫پروفسور گيل؟

626
00:43:26,875 --> 00:43:28,452
‫صدامو ميشنوي؟

627
00:43:29,627 --> 00:43:31,953
‫بايد حرف بزني

628
00:43:33,507 --> 00:43:36,710
‫بايد حرف بزني
‫اين آخرين فرصتمونه

629
00:43:38,345 --> 00:43:39,376
‫گيل؟

630
00:43:44,226 --> 00:43:48,603
‫معاون پيشوا، در تعيين ژنتيك
‫خلوص نژادي، جزء حاذق‌نظران هستند

631
00:43:48,772 --> 00:43:51,346
‫اين موجود رو چطور
‫دسته‌بندي مي‌كنين؟

632
00:43:52,109 --> 00:43:54,066
‫خيلي سخته

633
00:43:54,528 --> 00:43:57,565
‫به چشم‌هاي بدشگونش دقت كنين

634
00:43:57,740 --> 00:44:00,065
‫و همينطور گوش‌هاي بدريختش

635
00:44:00,243 --> 00:44:02,615
‫قطعا از نژاد حقيري مياد

636
00:44:07,250 --> 00:44:09,077
‫پروفسور؟

637
00:44:09,252 --> 00:44:12,336
‫پروفسور؟ بايد حرف بزني!

638
00:44:12,505 --> 00:44:16,373
‫بايد بهشون بگي چه اتفاقي افتاده
‫بايد از اين وضعيت بياي بيرون

639
00:44:16,885 --> 00:44:18,925
‫يالا، پروفسور! يالا

640
00:44:19,096 --> 00:44:20,887
يالا

641
00:44:28,647 --> 00:44:31,434
‫به پيشوني باريكش دقت كنين،
‫كه نشون‌دهنده‌ي ابله بودنشه

642
00:44:31,609 --> 00:44:33,981
‫مثل يه حيوون به دام افتاده،
‫يه نگاه احمقانه داره

643
00:44:34,278 --> 00:44:36,105
‫حالا ميتونين براي
‫بازجويي ببرينش

644
00:44:36,280 --> 00:44:38,403
‫ولي ميخوام جسدش رو براي
‫موزه‌ي فرهنگ نگه دارين

645
00:44:38,574 --> 00:44:40,401
‫ميتونه ديدنش براي
‫بقيه جالب باشه

646
00:44:40,576 --> 00:44:44,159
‫مردم ،‫مردم، 

647
00:44:44,580 --> 00:44:46,075
اكوس

648
00:44:46,249 --> 00:44:49,452
‫برو تو كيوسك فورا به وضعيت
پيشوا رسيدگي كن، اون مريضه

649
00:44:49,627 --> 00:44:51,750
‫اون دوربين رو خاموش كن

650
00:44:52,172 --> 00:44:53,251
‫صداي من رو بشنوين

651
00:44:54,174 --> 00:44:57,377
‫پيشنهادم اينه كه از اينجا بريم
‫و اجازه بديم پيشوا استراحت كنن

652
00:44:58,303 --> 00:45:03,724
‫به ما توسط يه ماجراجوي
‫سودجو، خيانت شده

653
00:45:05,143 --> 00:45:09,971
‫ماجراجويي كه همه‌مون تا آستانه‌ي
‫خلق يك فاجعه، جلو برد

654
00:45:16,489 --> 00:45:19,324
‫دستور ميدم كه سريعاً ناوگان
‫فضايي به سياره برگرده

655
00:45:20,952 --> 00:45:23,703
‫اين حمله بايد متوقف بشه

656
00:45:24,622 --> 00:45:27,707
‫تمام واحدها بايد به پايگاه برگردن

657
00:45:31,004 --> 00:45:33,329
‫خطاب به زئون، بهتون اطمينان خاطر ميدم

658
00:45:33,506 --> 00:45:37,421
‫كه اين حمله از جانب مردم اكوس نبوده

659
00:45:38,845 --> 00:45:42,179
‫و فقط يك مرد شرور پشت
‫اين ماجراها بود

660
00:45:43,684 --> 00:45:47,384
‫ملاكون يه خائنه
نسبت به مردم خودش 

661
00:45:48,564 --> 00:45:50,770
‫ و هر آنچه كه ما ازش طرفداري مي‌كنيم

662
00:45:50,941 --> 00:45:53,349
به مردم زئون، 

663
00:45:53,527 --> 00:45:55,105
‫ قول ميدم كه
‫خسارات وارده، جبران بشه و

664
00:46:05,206 --> 00:46:07,779
‫صبر كن، سرباز
‫به اندازه كافي كشتار داشتيم

665
00:46:07,959 --> 00:46:11,292
‫حالا از اين به بعد همونطور كه پيشوا برامون
 مقدر كرده بود، زندگي ميكنيم

666
00:46:13,381 --> 00:46:15,374
‫من اشتباه مي‌كردم

667
00:46:16,676 --> 00:46:22,015
‫دستور عدم مداخله، تنها راهه

668
00:46:23,850 --> 00:46:25,677
‫بايد جلوي قتل عام رو بگيريم

669
00:46:25,852 --> 00:46:29,933
‫تو اين كارو كردي، پروفسور
‫درست به موقع بهشون گفتي

670
00:46:31,567 --> 00:46:36,608
‫حتي تاريخدان‌ها هم در درس
‫گرفتن از تاريخ شكست ميخورن

671
00:46:38,199 --> 00:46:41,069
‫همون اشتباهات رو تكرار مي‌كنن

672
00:46:43,287 --> 00:46:47,036
‫بذارين اين كشتار تموم شه
...بذارين

673
00:47:07,938 --> 00:47:09,681
‫مرده، كاپيتان؟

674
00:47:10,190 --> 00:47:11,768
‫مرده

675
00:47:12,568 --> 00:47:15,106
‫براي مدت زيادي،دعا
‫مي‌كردم همچين اتفاقي بيفته

676
00:47:15,279 --> 00:47:18,862
‫ولي الان متاسفم
‫خودشم متاسفه

677
00:47:19,033 --> 00:47:22,034
‫شما به همه‌مون يه شانس نو دادين
‫ممنون

678
00:47:22,203 --> 00:47:25,120
‫ولي الان برين
‫بايد بقيه‌ش رو خودمون انجام بديم

679
00:47:25,289 --> 00:47:28,705
‫من و انگ ميريم روي آنتن،
‫و راهي جديد رو پيش پاي مردم‌مون ميذاريم،

680
00:47:29,669 --> 00:47:31,460
‫پيش پاي همه‌ي مردممون،

681
00:47:31,963 --> 00:47:34,964
‫هم زئوني‌ها و هم اكوسي‌ها

682
00:47:37,510 --> 00:47:41,722
‫وقتشه كه جلوي اين كشتار رو بگيريم
‫و مرده‌هامون رو خاك كنيم

683
00:47:53,610 --> 00:47:56,066
‫خب، آقاي اسپاك،
‫فكر ميكنم سياره دست خوب آدمهايي افتاد

684
00:47:56,238 --> 00:47:58,563
‫قطعا، كاپيتان
‫با اتحاد دو فرهنگ،

685
00:47:58,741 --> 00:48:01,232
‫اين سيستم ميتونه به يه مورد اضافي خوب
‫براي فدراسيون، بدل بشه

686
00:48:01,410 --> 00:48:03,866
‫از كرك به انترپرايز
‫انترپرايز صحبت ميكنه، كاپيتان

687
00:48:04,038 --> 00:48:05,580
‫همه‌مون رو منتقل كن

688
00:48:10,169 --> 00:48:12,660
‫كاپيتان، من هيچوقت
‫انسان‌ها رو درك نميكنم

689
00:48:12,839 --> 00:48:16,587
‫چطور يه مرد به خوبي،
‫و با ذهني منطقي، مثل جان گيل،

690
00:48:16,759 --> 00:48:18,503
‫ميتونه همچين اشتباه حياتي‌اي بكنه؟

691
00:48:18,678 --> 00:48:20,801
‫اون نتيجه‌گيري اشتباهي
از تاريخ كرد، فكر كنم

692
00:48:20,972 --> 00:48:23,807
‫مشكل نازي‌ها صرفا اين نبود كه
‫رهبرهاشون آدم‌هاي بدجنس

693
00:48:23,975 --> 00:48:25,968
 و يا ديوونه‌اي بودن
البته كه اين درسته

694
00:48:26,144 --> 00:48:29,976
ولي به نظر من، مشكل اصلي
‫اصول اخلاقي رهبرشون بود

695
00:48:30,148 --> 00:48:33,315
‫منظور، اسپاك، اينه كه مردي كه اينقدر قدرت داره،
‫حتي اگر قصد و نيتش هم خير باشه،

696
00:48:33,485 --> 00:48:37,020
‫نميتونه در برابر ترغيبي كه براي
‫بازي كردن نقش خدا ميشه، مقاومت كنه

697
00:48:37,197 --> 00:48:40,364
‫ممنون، دكتر
ولي خودم ميتونستم معنيشو بفهمم

698
00:48:41,785 --> 00:48:46,911
همچنين اين جمله ديگه زمين را ثابت مي كنه
‫ "قدرت مطلق، مطلقا فاسد ميشه"

699
00:48:47,083 --> 00:48:49,159
‫اين زميني‌ها عجب باهوشن، مگه نه؟

700
00:48:49,335 --> 00:48:53,499
‫بله، زميني‌هايي مثل رامسس، اسكندر،

701
00:48:53,673 --> 00:48:56,378
‫سزار، ناپلئون، هيتلر، لي كوآن

702
00:48:56,551 --> 00:49:00,418
‫تمام تاريخ زمين شما از داستان افرادي ساخته
 شده كه به دنبال قدرت مطلقن

703
00:49:00,597 --> 00:49:04,013
‫حالا، اسپاك مشخصه كه تو نميفهمي
‫مشخصه كه دكتر، تو نميتوني قبول كني

704
00:49:04,184 --> 00:49:06,722
‫آقايون، تازه همين الان از يه
‫جنگ داخلي بيرون اومديم

705
00:49:06,895 --> 00:49:08,686
‫بياين يكي ديگه شروع نكنيم

706
00:49:11,191 --> 00:49:15,818
‫آقاي چكوف، ما رو از مدار خارج كن
‫با سرعت وارپ 2، و عجله كن

707
00:49:19,018 --> 00:49:39,218
ترجمه و تنظيم زيرنويس آرمن پيشيك
apishik@gmail.com

