﻿1
00:00:01,320 --> 00:00:03,190
‫به‌طور رسمی تصمیمش گرفته شد

2
00:00:03,760 --> 00:00:07,080
‫ به ‫مناسبت باز شدن درهای تمپست به روی بقیه‌ی کشورا، 
‫یه جشنواره‌ی بزرگ بگیریم.

3
00:00:07,940 --> 00:00:09,820
‫همه حسابی درگیر آماده شدنن.

4
00:00:15,900 --> 00:00:20,280
‫همه‌ی مامورهام هم یه ارائه‌ی شخصی قراره داشته باشن.

5
00:00:21,080 --> 00:00:22,600
‫تاریخچه‌ی معجونای شفابخش؟

6
00:00:23,020 --> 00:00:25,210
‫بله، ریمورو-ساما!

7
00:00:25,210 --> 00:00:28,380
‫اینا معجونایی هستن که بارها و بارها توسعه دادیم!

8
00:00:28,380 --> 00:00:31,670
‫با وستا-دونو براشون یه نمایشگاه می‌سازیم.

9
00:00:32,130 --> 00:00:35,400
‫نگران نباشید. قرار نیست روش تولید اصلی رو افشاء کنیم.

10
00:00:35,400 --> 00:00:39,740
‫هدف‌مون پیدا کردن کساییه که ممکنه
‫مایل باشن بهمون کمک کنن.

11
00:00:39,740 --> 00:00:40,790
‫فهمیدم.

12
00:00:40,790 --> 00:00:42,900
‫فرصت خوبی برای کمک‌دست گرفتنه.

13
00:00:43,140 --> 00:00:44,060
‫موفق باشین.

14
00:00:44,060 --> 00:00:45,410
‫بله!

15
00:00:45,410 --> 00:00:47,560
‫به کوروبه-دونو نمی‌بازیم!

16
00:00:47,760 --> 00:00:51,320
‫عا، اونا هم دارن بهترین اختراع‌شون رو به نمایش می‌ذارن.

17
00:00:51,710 --> 00:00:54,610
‫داریم مسابقه می‌دیم ببینیم کدوم طرف
‫بیشتر بازدیدکننده جذب می‌کنه.

18
00:00:54,610 --> 00:00:56,620
‫چون یه جشنواره‌ست دیگه.

19
00:00:56,620 --> 00:00:59,240
‫هوم! اگه خوش نگذرونین حیف می‌شه!

20
00:00:59,980 --> 00:01:02,290
‫خوشحالم همه حسابی مشتاقن.

21
00:01:06,260 --> 00:01:08,920
‫چی شده شیون؟ تصمیم گرفتی چی می‌خوای ارائه بدی؟

22
00:01:09,170 --> 00:01:12,120
‫منتظرش بمونید، ریمورو-ساما!

23
00:01:12,880 --> 00:01:14,480
‫ترسیدم ولی...

24
00:01:15,110 --> 00:01:16,160
‫راستی...

25
00:01:18,950 --> 00:01:21,360
‫بهترین ایده برای ارائه به ذهنم رسیده!

26
00:01:21,600 --> 00:01:24,180
‫با نفس آتشینم غذا کبا-

27
00:01:26,070 --> 00:01:27,680
‫بیخیالش شیم.

28
00:01:31,200 --> 00:01:34,570
‫شونا چی شده؟ برای ارائه‌ت مشاوره نیاز داری؟

29
00:01:34,570 --> 00:01:37,690
‫امم... ازتون درخواستی دارم.

30
00:01:40,000 --> 00:01:43,380
‫می‌خوام منو ببرید پادشاهی اینگراشیا.

31
00:02:47,600 --> 00:02:52,190


32
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫HADAD

33
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫&

34
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫&

35
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫&

36
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫&

37
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫&

38
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫&

39
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫&

40
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫&

41
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫&

42
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫&

43
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫&

44
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫&

45
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫&

46
00:02:47,600 --> 00:02:52,190
‫Tenshi Hunter

47
00:03:14,000 --> 00:03:15,790


48
00:03:14,000 --> 00:03:15,790
‫پادشاهی اینگراشیا

49
00:03:16,010 --> 00:03:19,630
‫رئیس، حتی اگه درخواست شما هم باشه، نمی‌دونم راستش...

50
00:03:16,250 --> 00:03:20,970
‫قسمت ۶۰

51
00:03:16,970 --> 00:03:20,970
‫آماده‌سازی‌های جشنواره

52
00:03:19,630 --> 00:03:20,960
‫ایشون یوشیدا-سانه.

53
00:03:21,330 --> 00:03:24,520
‫یه قناده که از دنیای من اینجا تناسخ پیدا کرده.

54
00:03:25,080 --> 00:03:27,800
‫یوشیدا-سان، واقعاً نیازمند مهارت آشپزیتم.

55
00:03:28,040 --> 00:03:29,720
‫لطفاً بیا تمپست!

56
00:03:29,720 --> 00:03:33,770
‫خیلیا بهم کمک کردن به جایی برسم
‫که بتونم این مغازه رو باز کنم.

57
00:03:33,770 --> 00:03:37,770
‫خوشحال می‌شم کمک کنم، ولی اینجا
‫رو نمی‌تونم ول کنم.

58
00:03:38,650 --> 00:03:40,690
‫نمی‌شه لطفاً یه‌کاریش کنید؟

59
00:03:42,560 --> 00:03:45,200
‫حقه‌های اغواگری رو من کار نمی‌کننا!

60
00:03:45,200 --> 00:03:45,790
‫ها؟

61
00:03:45,790 --> 00:03:47,960
‫و ـ ولی اگه اصرار دارید،

62
00:03:47,960 --> 00:03:50,840
‫ثابت کنید اونقدر مهارت دارید که راضیم کنید!

63
00:03:51,200 --> 00:03:54,800
‫ا ـ اگه بتونین یه غذا درست کنید که راضیم کنه،

64
00:03:54,800 --> 00:03:56,590
‫بهش فکر می‌کنم.

65
00:03:57,820 --> 00:04:00,590
‫شونا-سان، بهش نشون بده چی ازت بر میاد!

66
00:04:00,590 --> 00:04:04,030
‫خوشمزه‌ترین غذای ممکنو درست کن
‫و دهن این تازه‌وارد رو وا بذار!

67
00:04:04,030 --> 00:04:06,310
‫بله! متوجه شدم!

68
00:04:06,310 --> 00:04:07,800
‫از آشپزخونه‌تون استفاده می‌کنم!

69
00:04:20,220 --> 00:04:21,160
‫خوشمزه‌ست!

70
00:04:22,580 --> 00:04:23,940
‫ممنون!

71
00:04:23,940 --> 00:04:26,200
‫ای بابا، کاریش نمی‌شه کرد.

72
00:04:26,470 --> 00:04:27,700
‫ولی فقط همین یه‌باره ها.

73
00:04:28,460 --> 00:04:29,360
‫خب...

74
00:04:29,800 --> 00:04:32,200
‫فک کنم وقتشه خودمم یه‌کاری کنم.

75
00:04:32,630 --> 00:04:33,830
‫عا، فهمیدم!

76
00:04:33,830 --> 00:04:35,080
‫پادشاهی بلومند

77
00:04:33,840 --> 00:04:35,090


78
00:04:38,330 --> 00:04:42,160
‫خب چرا امروز تشریف آوردین اینجا؟

79
00:04:43,930 --> 00:04:47,430
‫تو فکر اینم با برده‌ها یه کار جدید شروع کنم،

80
00:04:47,430 --> 00:04:50,370
‫و امیدوارم بودم کمکی کنی.

81
00:04:50,370 --> 00:04:52,970
‫که اینطور. یه سرگرمی شبانه، درسته؟

82
00:04:52,970 --> 00:04:57,850
‫پس اول باید به این فکر کنیم که چطوری
‫دستمزد خانما رو بدیم.

83
00:04:57,850 --> 00:05:02,810
‫ها؟ نشنیدی؟ کدوم احمقی به برده‌ها پول می‌ده؟

84
00:05:03,020 --> 00:05:04,210
‫مسخره‌ست.

85
00:05:04,210 --> 00:05:07,880
‫اصلاً می‌فهمه یه برده‌ی با کیفیت چقدر قیمتشه؟

86
00:05:07,880 --> 00:05:10,890
‫عه‌وا کازاک-ساما خیلی کار درستین!

87
00:05:10,890 --> 00:05:13,840
‫اعتراف می‌کنم واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم!

88
00:05:13,840 --> 00:05:18,580
‫ولی مگه همین برده‌هایی که می‌گین، 
‫سخت نمی‌شه به‌دست‌شون آورد؟

89
00:05:18,800 --> 00:05:20,840
‫عا، خب راجع به اون...

90
00:05:20,840 --> 00:05:23,610
‫بین خودمون بمونه، یه‌سری پارتی دارم.

91
00:05:23,610 --> 00:05:25,340
‫برده‌ها هم الفن.

92
00:05:26,420 --> 00:05:27,510
‫الف؟!

93
00:05:27,760 --> 00:05:31,080
‫نمی‌شه الفایی که تبعیت دارنو به بردگی گرفت!

94
00:05:31,540 --> 00:05:34,690
‫پس یعنی الفایی که مخفیانه تو جنگل
‫بودن رو به بردگی گرفته...

95
00:05:34,690 --> 00:05:38,850
‫هرجور نگاه می‌کنم یه سازمان جنایی توش دخل داره!

96
00:05:38,990 --> 00:05:41,240
‫نظرت چیه؟ معامله‌ی خوبیه، نه؟

97
00:05:42,120 --> 00:05:43,520
‫بله البته!

98
00:05:43,520 --> 00:05:45,160
‫نمی‌شه قاتیش بشم.

99
00:05:45,160 --> 00:05:47,240
‫باید با یه بهونه‌ای چیزی ردش کنم...

100
00:05:47,460 --> 00:05:48,700
‫سلوم!

101
00:05:48,700 --> 00:05:50,930
‫میول‌مایل-کون چطور مطوری؟!

102
00:05:49,450 --> 00:05:50,930
‫تو کدوم خری‌ای؟!

103
00:05:50,930 --> 00:05:53,500
‫خیلی گستاخی مزاحم صحبت کاری‌مون شدی!

104
00:05:53,500 --> 00:05:55,760
‫به به جناب ریمورو!

105
00:05:55,760 --> 00:05:58,440
‫مگه نگفتم تو موقعیت حساسی‌ام،

106
00:05:58,440 --> 00:06:00,200
‫و وقت ندارم هدر بدم؟

107
00:06:00,200 --> 00:06:02,830
‫عه ببخشید. انگار مشتری داری.

108
00:06:02,830 --> 00:06:05,190
‫صبر می‌کنم. بعداً صحبت می‌کنیم.

109
00:06:09,950 --> 00:06:12,640
‫هوی پسر بچه... یا دختر بچه؟

110
00:06:12,640 --> 00:06:15,640
‫نه تنها بدون اجازه اومدی فضولی،

111
00:06:15,640 --> 00:06:17,310
‫بلکه مزاحم صحبت‌مونم شدی!

112
00:06:17,310 --> 00:06:19,370
‫چطوری می‌خوای مسئولیتشو گردن بگیری؟!

113
00:06:19,560 --> 00:06:21,730
‫واقعاً ببخشین.

114
00:06:21,730 --> 00:06:23,330
‫معذرت.

115
00:06:23,760 --> 00:06:26,650
‫همم... خوب قیافه‌ای داری...

116
00:06:26,650 --> 00:06:28,360
‫هوی کازاک.

117
00:06:29,880 --> 00:06:31,960
‫به‌هرحال آداب درست‌حسابی هم مهمه.

118
00:06:31,960 --> 00:06:35,490
‫اگه بخوای می‌تونی بیای پیش خودم.

119
00:06:35,510 --> 00:06:39,400
‫داری به کسی که زندگی‌مو بهش مدیونم گستاخی می‌کنی.

120
00:06:39,600 --> 00:06:43,160
‫و صرفاً یه وایکانت ناچیزی! می‌خوای عصبانیم کنی؟!

121
00:06:44,080 --> 00:06:45,470
‫چـ ـ چی گفتی؟!

122
00:06:47,480 --> 00:06:50,220
‫مذاکره‌م باهات دیگه تمومه.

123
00:06:50,220 --> 00:06:52,760
‫دیگه نیا پیشم!

124
00:06:52,760 --> 00:06:56,470
‫تـ ـ توی تاجر بی‌ارزش فکر کردی با
‫سرپیچی کردن از یه اشرافی قسر در می‌ری؟!

125
00:06:56,470 --> 00:06:57,250
‫همف!

126
00:06:57,250 --> 00:07:00,060
‫نیازی نیست خودمو نگران یه انگل کنم
‫که دستش با یه سازمان جنایی تو یه کاسه‌ست!

127
00:07:00,060 --> 00:07:02,440
‫زودباش گورتو گم کن!

128
00:07:02,930 --> 00:07:04,940
‫هـ ـ هوی میول‌مایل!

129
00:07:04,940 --> 00:07:07,940
‫انگار یادت رفته به‌خاطر لطفایی که تا 
‫الان در حقت داشتم، بهم مدیونی!

130
00:07:08,700 --> 00:07:10,650
‫پشیمونت می‌کنم!

131
00:07:08,970 --> 00:07:11,760
‫مرتیکه دوزاری فکر کرده چه خریه...

132
00:07:11,950 --> 00:07:13,950
‫چـ ـ چیزه، میول‌مایل-کون؟

133
00:07:13,950 --> 00:07:16,950
‫اون یارو خیلی عصبی بودا. چیزی نمی‌شه؟

134
00:07:18,210 --> 00:07:21,200
‫رئیس، جدی خیلی کله‌گنده‌اید!

135
00:07:27,920 --> 00:07:30,670
‫ای بابا، الفا رو به بردگی گرفته؟

136
00:07:31,360 --> 00:07:33,910
‫بعضیا هم عجب افکار سیاهی دارن.

137
00:07:34,130 --> 00:07:38,590
‫منم تو فکرش بودم رابطه‌مو باهاش قطع کنم.

138
00:07:38,590 --> 00:07:39,900
‫چیزیت نمی‌شه؟

139
00:07:39,900 --> 00:07:40,840
‫نه بابا!

140
00:07:40,840 --> 00:07:44,140
‫به‌هرحال کسی‌ام که بهم می‌گفتن ارباب دنیای زیرین!

141
00:07:44,140 --> 00:07:46,650
‫خودم هوای خودمو دارم.

142
00:07:46,650 --> 00:07:50,760
‫بگذریم، رئیس ریمورو، چیکارم داشتید؟

143
00:07:51,140 --> 00:07:54,920
‫راستش امیدوار بودم باز برام یه‌کاری کنی.

144
00:07:54,920 --> 00:07:58,800
‫به به؟ یه ایده‌ی جدید دیگه؟

145
00:07:58,800 --> 00:08:01,520
‫کارهایی که بهم می‌دین خیلی جالبن،

146
00:08:01,520 --> 00:08:04,300
‫ولی آماده‌سازی‌هاشون حسابی دردسر داره!

147
00:08:04,480 --> 00:08:06,840
‫پروژه‌ی بازکردن یه رستوران فست‌فود چطوره؟

148
00:08:06,840 --> 00:08:08,020
‫دقیقاً همینو می‌گم!

149
00:08:08,020 --> 00:08:10,170
‫اینجوری نباش میول‌مایل-کون.

150
00:08:10,170 --> 00:08:12,330
‫پروژه‌ای که بهت سپردم چی؟

151
00:08:12,330 --> 00:08:15,560
‫می‌خوام امتحانی تو کشورم یه مغازه بزنی.

152
00:08:15,760 --> 00:08:17,950
‫آها... پس قبل از رسیدن به اصل مطلب،

153
00:08:17,950 --> 00:08:20,440
‫بذارید ثمره‌ی تمریناتم رو نشون‌تون بدم.

154
00:08:20,440 --> 00:08:22,940
‫پس تمریناتت بدون مشکل پیش رفتن؟

155
00:08:22,940 --> 00:08:24,490
‫بله!

156
00:08:24,490 --> 00:08:29,440
‫اونقدری خوب شدم که می‌تونم مثل
‫بقیه انجامش بدم!

157
00:08:29,600 --> 00:08:30,960
‫خیلی هم عالی!

158
00:08:30,960 --> 00:08:35,690
‫پس یه مغازه که همبرگر، سیب‌زمینی سرخ‌کرده،
‫و نوشیدنی داره چطوره؟

159
00:08:35,690 --> 00:08:37,270
‫عا، ایده‌ی عالی‌ایه!

160
00:08:37,270 --> 00:08:40,720
‫به‌نظرم اگه اون گوشتای سیخی که توی
‫اون سس مخفی پخته شدن رو بفروشم،

161
00:08:40,720 --> 00:08:42,670
‫حسابی مشتری جذب کنیم.

162
00:08:42,670 --> 00:08:44,750
‫اوه، و اگه کوفته برنجی هم سرو کنم،

163
00:08:44,750 --> 00:08:47,960
‫قطعاً فروشم سر به فلک می‌کشه!

164
00:08:47,960 --> 00:08:49,920
‫باشه پس! از اونا هم سرو می‌کنیم!

165
00:08:50,480 --> 00:08:52,740
‫کارمند کافی می‌تونی استخدام کنی؟

166
00:08:53,000 --> 00:08:54,560
‫آه، خب...

167
00:08:54,560 --> 00:08:58,350
‫فکر کنم درحال‌حاضر قابلیت
‫ باز کردن بیست رستوران رو دارم.

168
00:08:58,350 --> 00:09:01,080
‫اونا رو بخشی از مخارج ضروری محسوب کردم،

169
00:09:01,080 --> 00:09:02,770
‫پس مقدار زیادی برای خرج‌کردن مونده.

170
00:09:03,080 --> 00:09:05,600
‫در این صورت، شرمنده که می‌پرسم،

171
00:09:05,600 --> 00:09:09,020
‫ولی می‌شه پنج‌تا از 
‫بااستعدادترین کارمندهاتو بهم بدی؟

172
00:09:09,020 --> 00:09:12,020
‫پنج‌تا؟ چه کاری باهاشون دارید؟

173
00:09:12,020 --> 00:09:16,520
‫راستشو بخوای، یه دوستی به اسم ولدورا دارم...

174
00:09:16,520 --> 00:09:18,280
‫و ـ ولدورا؟!

175
00:09:18,550 --> 00:09:22,760
‫و به‌خاطر باز کردن مغازه 
‫کباب‌پزی ژاپنی خیلی هیجان‌زده‌ست.

176
00:09:23,040 --> 00:09:25,440
‫کـ ـ که اینطور...

177
00:09:25,800 --> 00:09:26,500
‫دیدی؟

178
00:09:26,500 --> 00:09:29,160
‫اگه خودتم بودی نمی‌ذاشتی
‫ تنهایی یه مغازه رو بگردونه، مگه نه؟

179
00:09:29,160 --> 00:09:30,880
‫د ـ درست می‌فرمایید.

180
00:09:30,880 --> 00:09:32,910
‫برای همین، میول‌مایل-کون...

181
00:09:33,340 --> 00:09:37,300
‫پنج‌تا از بااستعدادترین کارمندهاتو 
‫برای کمک به ولدورا می‌خوام.

182
00:09:37,500 --> 00:09:43,160
‫آه، و من می‌تونم روی...
‫ امنیت این پنج نفر حساب کنم؟

183
00:09:43,160 --> 00:09:44,430
‫البته!

184
00:09:44,430 --> 00:09:48,160
‫اگه درخواست خودخواهانه‌ای داشت،
‫خودم شیرفهمش می‌کنم!

185
00:09:48,160 --> 00:09:50,330
‫از اون نظر بهتون اعتماد دارم، ولی...

186
00:09:50,330 --> 00:09:51,600
‫کافی نیست؟

187
00:09:51,960 --> 00:09:53,570
‫همچین منظوری ندارم، فقط...

188
00:09:53,570 --> 00:09:57,450
‫متأسفانه فکر می‌کنم انقدر ازشون بترسن
‫ که نتونن به کاری برسن...

189
00:09:57,450 --> 00:09:58,790
‫نکته خوبیه.

190
00:09:58,790 --> 00:10:01,340
‫کسایی که نمی‌شناسنش ازش می‌ترسن.

191
00:10:01,340 --> 00:10:03,570
‫هرچی نباشه، یه هیولای سطح فاجعه‌ست.

192
00:10:04,410 --> 00:10:05,830
‫پس فکر می‌کنی جواب نمی‌ده؟

193
00:10:05,830 --> 00:10:10,100
‫خب... اگه بتونن با اسم مستعار یا همچین چیزی کار کنن...

194
00:10:10,100 --> 00:10:12,530
‫خودشه! این راه‌حل‌مونه، میول‌مایل-کون!

195
00:10:12,530 --> 00:10:16,720
‫می‌گم از یه اسم مستعار استفاده کنه
‫ تا هویت واقعی‌شو نفهمن!

196
00:10:16,720 --> 00:10:19,640
‫چی؟ واقعاً می‌شه همچین کاری کرد؟

197
00:10:19,640 --> 00:10:23,640
‫هی، اگه خوشش نیاد،
‫می‌تونیم درخواستشو رد کنیم!

198
00:10:23,640 --> 00:10:25,390
‫خیلی‌خب، همین‌کارو می‌کنیم!

199
00:10:25,390 --> 00:10:29,000
‫مطمئن می‌شم این پنج نفر 
‫اضافه حقوق ویژه‌ای بگیرن،

200
00:10:29,000 --> 00:10:31,820
‫پس بهشون بگو روشون حساب می‌کنم، باشه؟

201
00:10:35,580 --> 00:10:37,470
‫واقعاً گفت ولدورا؟

202
00:10:37,470 --> 00:10:39,660
‫شنیده بودم مهرش شکسته شده،

203
00:10:39,660 --> 00:10:42,910
‫ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم باید باهاش سروکله بزنم!

204
00:10:43,160 --> 00:10:46,650
‫عجب گرفتاری شدیم.
‫ این قضیه به کابوس بدی تبدیل شد.

205
00:10:46,650 --> 00:10:48,120
‫ولی...

206
00:10:52,600 --> 00:10:55,690
‫اون موقع، برای مدت کوتاهی مُردم.

207
00:10:57,170 --> 00:10:59,770
‫از اون زمان که ریمورو جونمو نجات داده،

208
00:10:59,770 --> 00:11:02,310
‫طوری زندگی کردم که هیچ حسرتی برام باقی نمونه.

209
00:11:02,560 --> 00:11:06,050
‫پس اگه منو ارزشمند بدونه...

210
00:11:07,640 --> 00:11:09,700
‫ماجرا داره خیلی جالب می‌شه!

211
00:11:13,160 --> 00:11:15,070
‫بگذریم، یه جشنواره، ها؟

212
00:11:15,070 --> 00:11:19,360
‫مطمئنم افراد زیادی دارید که
‫ امیدوارن توی این جشنواره بزرگ شرکت کنن.

213
00:11:19,550 --> 00:11:22,850
‫مطمئنم برای منی که تاجر هستم هم سودآور می‌شه.

214
00:11:22,850 --> 00:11:24,720
‫اوه، علاقه‌ای بهش داری؟

215
00:11:24,720 --> 00:11:28,830
‫صادقانه بگم، برخلاف ظاهرم، نگرانی‌های زیادی دارم.

216
00:11:28,830 --> 00:11:31,870
‫حس می‌کنم کشورم به چیزی نیاز داره 
‫که اونو برجسته جلوه بده.

217
00:11:32,220 --> 00:11:33,880
‫برجسته، ها؟

218
00:11:33,880 --> 00:11:35,120
‫درسته.

219
00:11:35,120 --> 00:11:38,280
‫قصد دارم شهرم رو به یه شهر تفریحی تبدیل کنم.

220
00:11:38,280 --> 00:11:40,340
‫از قبل یه حموم آب گرم داریم،

221
00:11:40,340 --> 00:11:44,320
‫به علاوه یه مسافرخونه و یه سالن پذیرایی
‫ که توش از اشراف‌ها مهمون‌نوازی کنیم.

222
00:11:44,320 --> 00:11:47,140
‫ولی فکر می‌کنم هنوز امکانات تفریحی کمی داریم.

223
00:11:47,140 --> 00:11:48,440
‫که اینطور...

224
00:11:48,440 --> 00:11:51,900
‫ولی می‌دونید، یه مکان برای استراحت
‫ و خوردن غذاهای خوش‌طعم

225
00:11:51,900 --> 00:11:55,160
‫واقعاً تنها چیزیه که هرکس از یه شهر تفریحی انتظار داره.

226
00:11:55,160 --> 00:11:57,170
‫ساده‌ای، میول‌مایل-کون.

227
00:11:57,170 --> 00:11:59,540
‫فکر نمی‌کنم این کاملاً کافی باشه.

228
00:11:59,540 --> 00:12:02,900
‫به چیزای بیشتری نیاز دارم
‫ که مردم باهاش خوش بگذرونن!

229
00:12:03,160 --> 00:12:04,440
‫مثلاً...

230
00:12:06,640 --> 00:12:09,490
‫تور گردشگری توی جنگل جورا...

231
00:12:10,750 --> 00:12:12,240
‫یه مسابقه ماهیگیری لب آبشار...

232
00:12:13,970 --> 00:12:15,780
‫و حتی شکار توی جنگل!

233
00:12:16,080 --> 00:12:20,440
‫می‌تونم تمام وسایل موردنیاز رو اجاره کنم 
‫تا مهمون‌هامون تمام لذت رو ببرن!

234
00:12:20,440 --> 00:12:22,560
‫خب، به‌نظر چیز سرگرم‌کننده‌ای میاد!

235
00:12:22,560 --> 00:12:25,850
‫راحت می‌تونه توجه اشراف‌های بیکار رو جلب کنه،

236
00:12:25,850 --> 00:12:28,600
‫و برای افراد معمولی هم تنوع خوبی می‌شه.

237
00:12:28,740 --> 00:12:32,370
‫می‌خواستم بدونم تو هم ایده‌ای
‫ برای فعالیت‌های جالب دیگه داری یا نه.

238
00:12:33,430 --> 00:12:36,800
‫شخصاً، امیدوار بودم بتونم بعداً
‫ مهمون‌های این جشنواره رو

239
00:12:36,800 --> 00:12:39,480
‫بارها و بارها به کشورمون دعوت کنم.

240
00:12:39,720 --> 00:12:42,600
‫پس باید سرگرمی‌های زیادی درست کنم

241
00:12:42,600 --> 00:12:44,190
‫تا یه‌وقت حوصله‌شون سر نره.

242
00:12:44,480 --> 00:12:48,250
‫تا چقدر جلوتر به این چیزا فکر می‌کنه؟

243
00:12:48,740 --> 00:12:52,210
‫خب، شنیدم توی پادشاهی انگرشیا،
‫ تئاترها چیز محبوبی‌ان.

244
00:12:52,210 --> 00:12:55,640
‫روزانه نمایش و اپراها اونجا برگزار می‌شه.

245
00:12:55,640 --> 00:13:00,000
‫یه تورنمنت هنرهای رزمی هم توی استادیوم-

246
00:13:00,000 --> 00:13:03,960
‫ازش خبر دارم! شنیدم قهرمان ماسایوکی
‫ اونجا بدجوری محبوب بوده.

247
00:13:03,960 --> 00:13:05,720
‫بله! همینطوره!

248
00:13:05,720 --> 00:13:10,610
‫ماسایوکی-ساما، ملقب به «سرعت‌نور» 
‫قهرمان اون تورنمنته.

249
00:13:10,610 --> 00:13:13,220
‫شاید به‌نظر نیاد، ولی من طرفدار دوآتیشه‌شم!

250
00:13:13,220 --> 00:13:14,220
‫ها؟!

251
00:13:14,220 --> 00:13:17,030
‫دلتون می‌خواد همه‌چیز رو
‫ درمورد قهرمان ماسایوکی بهتون بگم؟

252
00:13:17,030 --> 00:13:18,750
‫واقعاً دلتون می‌خواد؟

253
00:13:18,750 --> 00:13:20,850
‫خودتونو آماده کردین؟

254
00:13:20,850 --> 00:13:22,520
‫آه، آ ـ آره...

255
00:13:23,190 --> 00:13:25,070
‫و داستان از این قرار بود!

256
00:13:25,070 --> 00:13:28,440
‫هیچ‌کس تا حالا نتونسته چرخش شمشیرش رو ببینه!

257
00:13:28,440 --> 00:13:31,570
‫برای همین لقب «سرعت‌نور» رو گرفته!

258
00:13:31,570 --> 00:13:34,480
‫درضمن، داستان‌هایی هم 
‫از نبردهاش درحین شکار وجود داره،

259
00:13:34,480 --> 00:13:37,270
‫ولی بگما، دوست‌هاشم فوق‌العاده قدرتمندن!

260
00:13:37,270 --> 00:13:39,950
‫تمام مدت تماشا، میخکوب شده بودم!

261
00:13:39,950 --> 00:13:41,840
‫اگه همچین نمایشی داشته باشید...

262
00:13:41,840 --> 00:13:44,840
‫ای وای. یه‌مقدار جوگیر شدم.

263
00:13:45,050 --> 00:13:48,040
‫ولی اینم زاویه‌دید جالبیه.

264
00:13:48,390 --> 00:13:51,950
‫یه‌سری محوطه باز توی شهر داریم،
‫پس تئاتر ایده خوبیه.

265
00:13:52,250 --> 00:13:54,840
‫حتی شاید یه‌سری نمایشنامه‌نویس
‫ از کشورمون بیرون بیاد،

266
00:13:54,840 --> 00:13:57,590
‫و اون می‌تونه منجر به سرگرمی‌های بیشتری بشه!

267
00:13:57,590 --> 00:13:59,720
‫و یه استادیوم، ها؟

268
00:14:00,560 --> 00:14:04,020
‫وای پسر. بازم فکرهای پلیدی تو سرشه.

269
00:14:04,260 --> 00:14:05,190
‫میول‌مایل-کون!

270
00:14:05,190 --> 00:14:06,520
‫چـ ـ چی شده؟

271
00:14:06,520 --> 00:14:09,780
‫مثل اینکه خیلی درمورد 
‫این تورنمنت هنرهای رزمی می‌دونی.

272
00:14:09,930 --> 00:14:11,460
‫خـ ـ خب، بله...

273
00:14:11,460 --> 00:14:14,090
‫یکی از اونا توی تمپست هم برگزار می‌کنم.

274
00:14:14,090 --> 00:14:16,160
‫و می‌خوام خودت به ساختش نظارت کنی.

275
00:14:16,160 --> 00:14:18,760
‫یـ ـ یـ ـ یه‌لحظه صبر کنید، رئیس!

276
00:14:18,760 --> 00:14:21,790
‫این کار خیلی بزرگیه که انقدر بی‌هوا بهم بسپارید...

277
00:14:24,170 --> 00:14:26,760
‫چطوره اینجا یه استادیوم بسازیم؟

278
00:14:26,760 --> 00:14:30,910
‫و می‌تونی درمورد وسایل سرگرمی موردنیازش تحقیق کنی؟

279
00:14:31,460 --> 00:14:35,010
‫هیچ‌وقت جلوی شما شانسی ندارم، رئیس.

280
00:14:35,200 --> 00:14:36,510
‫بسیار خب.

281
00:14:36,510 --> 00:14:40,870
‫با وجود بی‌تجربگیم، تمام تلاشمو می‌کنم.

282
00:14:41,970 --> 00:14:45,030
‫برخلاف ظاهر ساده‌ش، ریمورو یه ارباب شیاطینه.

283
00:14:45,030 --> 00:14:47,040
‫اگه بتونم نقشه خوبی سرهم کنم،

284
00:14:47,040 --> 00:14:50,560
‫به‌دست آوردن تمام خواسته‌هام، مثل آب‌خوردنه.

285
00:14:50,560 --> 00:14:52,780
‫و خودم باید تمام نقشه بکشم؟

286
00:14:53,560 --> 00:14:57,040
‫کاریش نمی‌شه کرد! دیگه هیچ‌وقت 
‫فرصتی مثل این گیرم نمیاد!

287
00:14:57,040 --> 00:14:58,030
‫اوه، راستی.

288
00:14:58,030 --> 00:15:01,190
‫این‌بار هدفم اینه که اشخاص مهم رو
‫ از کشورهای مختلف دعوت کنم،

289
00:15:01,190 --> 00:15:04,680
‫ولی سودآور نیست اگه عموم مردم
‫ نتونن ازش استفاده کنن، نه؟

290
00:15:04,680 --> 00:15:06,580
‫عموم مردم؟

291
00:15:06,580 --> 00:15:07,170
‫آره.

292
00:15:07,480 --> 00:15:11,200
‫در نظر دارم یه کلوسیوم درست کنم که
‫ تا پنجاه‌هزار نفر ظرفیت داشته باشه.

293
00:15:11,200 --> 00:15:13,360
‫پـ ـ پنجاه‌هزار نفر؟!

294
00:15:14,640 --> 00:15:17,220
‫فقط می‌شه گفت دیوونگیه!

295
00:15:17,220 --> 00:15:21,730
‫پنجاه‌هزار نفر، پنج برابر ظرفیت کلوسیومِ انگراشیاـست!

296
00:15:21,930 --> 00:15:23,600
‫جای ایستادن هم می‌ذاریم.

297
00:15:23,600 --> 00:15:25,390
‫و ورودی هم رایگان می‌کنیم!

298
00:15:25,390 --> 00:15:28,910
‫مهمون‌های ثروتمند رو به صندلی‌های
‫ رزور شده‌ای می‌فرستیم که هزینه دارن.

299
00:15:29,120 --> 00:15:32,490
‫و اشراف‌هایی که هزینه براشون مهم نیست،
‫صندلی‌های ویژه می‌گیرن.

300
00:15:32,920 --> 00:15:37,120
‫برای همین می‌خوام هزینه صندلی‌ها،
‫ سود فروش و غیره رو بررسی کنی.

301
00:15:37,120 --> 00:15:38,580
‫متوجه شدم.

302
00:15:38,580 --> 00:15:42,600
‫پنجاه‌هزار نفر به‌نظرم زیاد میومد، 
‫ولی حالا درک می‌کنم.

303
00:15:42,600 --> 00:15:43,490
‫آره.

304
00:15:43,490 --> 00:15:47,130
‫با همچین چیزایی، بهتره تا جایی که می‌شه
‫ افراد بیشتری رو علاقه‌مند کنیم.

305
00:15:47,290 --> 00:15:51,370
‫و وقتی یه سری افراد سرپا وایسادن 
‫و یه‌سری‌ها صندلی‌های راحت دارن،

306
00:15:51,370 --> 00:15:53,350
‫ارزش صندلی‌های رزور شده رو بالا می‌بره، نه؟

307
00:15:53,350 --> 00:15:54,760
‫منطقاً همینطوره.

308
00:15:54,930 --> 00:15:57,430
‫اگه بشه از قبل صندلی‌ها رو رزرو کرد،

309
00:15:57,430 --> 00:15:59,550
‫و نگرانی وارد شدن به استادیوم رو از بین برد،

310
00:15:59,550 --> 00:16:02,630
‫هیچ‌کس با قیمتی که روشون گذاشتیم مخالفت نمی‌کنه.

311
00:16:02,630 --> 00:16:03,750
‫دقیقاً.

312
00:16:04,060 --> 00:16:07,820
‫از پایه و اساس با استادیوم انگراشیا فرق می‌کنه،

313
00:16:07,820 --> 00:16:11,300
‫چیزی که برای سرگرمی اشراف‌زاده‌ها طراحی شده.

314
00:16:11,300 --> 00:16:14,570
‫هدف‌تون اینه که با شایعه‌پراکنی،
‫ افراد بیشتری رو جذب کنید، نه؟

315
00:16:14,840 --> 00:16:17,170
‫اگه بحث ده‌ها هزار تماشاچی باشه،

316
00:16:17,170 --> 00:16:19,170
‫اقامتگاه‌های کنار جاده هم رشد می‌کنن.

317
00:16:19,170 --> 00:16:22,240
‫می‌تونه رستوران‌ها و حموم رو-بازِ تمپست رو هم تبلیغ کنه،

318
00:16:22,240 --> 00:16:26,670
‫که یعنی لزومی نداره که فقط خود استادیوم سودآور باشه!

319
00:16:26,670 --> 00:16:28,300
‫مثل همیشه نابغه‌اید، رئیس!

320
00:16:28,300 --> 00:16:30,840
‫از همون اول برنامه‌شو چیده بودین!

321
00:16:33,160 --> 00:16:35,260
‫بله، معلومه برنامه‌شو داشتم.

322
00:16:35,260 --> 00:16:36,890
‫درواقع الان به ذهنم رسید.

323
00:16:37,280 --> 00:16:40,020
‫احتمالاً باید از یه راهی برای 
‫افزایش سود استفاده کنیم،

324
00:16:40,020 --> 00:16:41,950
‫ولی اول تبلیغات مهمه.

325
00:16:41,950 --> 00:16:46,600
‫و برنامه‌ریزی فاز اولش رو می‌خواید بنده انجام بدم، درسته؟

326
00:16:46,610 --> 00:16:48,530
‫آ ـ آره، درسته.

327
00:16:48,530 --> 00:16:50,390
‫صحیح، صحیح.

328
00:16:50,390 --> 00:16:53,990
‫سرگرمی‌ای سرهم کن که مردم بخوان 
‫دوباره و دوباره برای دیدنش بیان.

329
00:16:53,990 --> 00:16:56,120
‫حتی اگه این تورمنت به‌جایی نرسه،

330
00:16:56,120 --> 00:17:01,240
‫اگه کاری کنیم تماشاچی‌‌ها بازم بخوان برگردن،

331
00:17:01,250 --> 00:17:03,860
‫می‌تونیم نقشه رو موفق فرض کنیم. بد می‌گم؟

332
00:17:03,860 --> 00:17:07,290
‫باریکلا، خوب می‌دونی به چی فکر می‌کنم.

333
00:17:07,500 --> 00:17:11,640
‫واقعاً از معدود افرادی هستی که می‌تونم 
‫این کارو بهت بسپرم، میول‌مایل-کون!

334
00:17:11,640 --> 00:17:14,550
‫دیگه تا این حد هم نیستم...

335
00:17:14,550 --> 00:17:16,970
‫خیلی‌خب! این جواب می‌ده!

336
00:17:16,970 --> 00:17:19,320
‫بهتره یه کاربلد ترتیب این‌چیزا رو بده، نه؟

337
00:17:19,320 --> 00:17:21,180
‫یا می‌گی اعتمادبه‌نفس انجامشو نداری؟

338
00:17:22,650 --> 00:17:26,070
‫آخ آخ! اخلاق پلیدی داریدا، رئیس!

339
00:17:27,760 --> 00:17:30,990
‫آخه بد می‌گم؟ این برات مثل آب خوردنه!

340
00:17:31,400 --> 00:17:33,400
‫و طبیعتاً متوجه اصل ماجرا هستی دیگه، نه؟

341
00:17:34,920 --> 00:17:39,530
‫نگران نباشین.
‫پول درآوردن از بهترین مهارت‌هامه.

342
00:17:39,530 --> 00:17:43,420
‫قول می‌دم نتایج براتون راضی‌کننده باشه.

343
00:17:43,680 --> 00:17:47,790
‫همین فکرو می‌کردم! می‌دونستم می‌تونم بهت بسپارمش.

344
00:17:54,560 --> 00:17:59,900
‫این یعنی ممکنه بتونیم یه‌راه جدید 
‫برای استفاده از معجون‌‌های درمانی پیدا کنیم.

345
00:18:01,130 --> 00:18:05,550
‫تا وقتی زخم بلافاصله کشنده نباشه 
‫هر آسیبی قابل درمانه دیگه، درسته؟

346
00:18:05,550 --> 00:18:09,770
‫پس یعنی شرکت‌کننده‌ها می‌تونن 
‫تقریباً با قدرت کامل مبارزه کنن.

347
00:18:09,770 --> 00:18:13,650
‫تازشم، اگه یکی آسیب ببینه و
‫ زمان مبارزه بعدی کاملاً درمان شده باشه،

348
00:18:13,650 --> 00:18:16,160
‫راحت برای معجون‌ها تبلیغ می‌شه!

349
00:18:16,160 --> 00:18:17,110
‫جان من؟!

350
00:18:17,310 --> 00:18:20,350
‫اوه؟ یه اینجاهاش فکر نکرده بودین؟

351
00:18:20,350 --> 00:18:22,370
‫نه، اتفاقاً کردم!

352
00:18:22,570 --> 00:18:28,310
‫فقط چیزه... می‌خواستم ببینم 
‫فکرت خیلی با من متفاوت نباشه.

353
00:18:28,310 --> 00:18:29,870
‫هیچم به ذهنم هم نرسیده بود.

354
00:18:30,070 --> 00:18:31,480
‫آه، که اینطور!

355
00:18:32,360 --> 00:18:36,680
‫بالأخره شما ریمورو بزرگ هستید دیگه!
‫معلومه از قبل فکرشو کردین!

356
00:18:36,680 --> 00:18:38,880
‫نخوام عقب بیفتم باید بیشتر تلاش کنم!

357
00:18:39,100 --> 00:18:42,880
‫همینطور می‌تونیم سلاح و زره‌هایی که
‫ توی تمپست ساخته شدنو به ماجراجوها بفروشیم.

358
00:18:42,880 --> 00:18:45,760
‫چطوره شرط‌بندی‌ها رو مدیریت کنیم؟

359
00:18:45,760 --> 00:18:49,480
‫یا مثلاً توی تعطیلی،
‫ استادیوم‌ها رو به تازه‌کارا برای تمرین اجاره بدیم!

360
00:18:49,760 --> 00:18:52,680
‫یا اصلاً می‌تونیم مربی هم بذاریم و ازش پول دربیاریم!

361
00:18:52,680 --> 00:18:54,020
‫آفرین! خوشم اومد!

362
00:18:54,020 --> 00:18:56,360
‫عملیش می‌کنم! خودتون می‌بینین!

363
00:18:56,360 --> 00:19:01,440
‫مشام تاجریم داره سود قلمبه‌ای رو حس می‌کنه!

364
00:19:01,440 --> 00:19:02,510
‫عالی!

365
00:19:02,510 --> 00:19:06,950
‫اگه کسی بخواد سودی دربیاره که
‫ به مزاجم خوش بیاد، اون تویی!

366
00:19:06,950 --> 00:19:08,950
‫ای وای من!

367
00:19:08,950 --> 00:19:11,500
‫راستی، اگه مشکلی نداری...

368
00:19:12,000 --> 00:19:14,860
‫اگه این تورمنت موفق بود،
‫دوست داری نقل‌مکان کنی به کشورم.

369
00:19:14,860 --> 00:19:15,500
‫عه؟

370
00:19:15,800 --> 00:19:18,160
‫می‌تونی توی بخش تجاری یا تبلیغات بیای،

371
00:19:18,160 --> 00:19:20,280
‫یا اصلاً مدیریت امور مالی‌مون.

372
00:19:20,480 --> 00:19:23,050
‫راستش برام مهم نیست به چه بهونه‌ای باشه.

373
00:19:23,050 --> 00:19:25,510
‫فقط می‌خوام اینجا مسئول یه‌چیزی باشی.

374
00:19:25,920 --> 00:19:26,880
‫من؟

375
00:19:27,290 --> 00:19:29,600
‫بالأخره خانواده‌مون خیلی رشد کرده.

376
00:19:29,600 --> 00:19:33,720
‫وقتی این تورنمنت تموم شد، 
‫می‌خوام یه‌جور ساختار سازمانی درست کنم.

377
00:19:34,160 --> 00:19:35,020
‫نظرت چیه؟

378
00:19:36,780 --> 00:19:39,200
‫حریفت نمی‌شم، رئیس...

379
00:19:39,200 --> 00:19:41,070
‫نه، ریمورو-ساما.

380
00:19:44,110 --> 00:19:48,250
‫اینجانب، میول‌مایل، به هر قیمتی شده
‫ این پروژه رو به موفقیت می‌رسونم،

381
00:19:48,760 --> 00:19:52,850
‫و بعد اتمامش، علاقه دارم از زیردستان شما باشم.

382
00:19:54,280 --> 00:19:56,860
‫لازم نیست انقدر آب‌وتاب بدی بهش، میول‌مایل-کون.

383
00:20:01,280 --> 00:20:02,800
‫یدونه می‌مونه این‌یکی.

384
00:20:03,030 --> 00:20:04,300
‫سام علیک!

385
00:20:04,300 --> 00:20:05,870
‫اومدم یه‌سری بزنم!

386
00:20:08,510 --> 00:20:10,700
‫چت شده؟ اتفاقی افتاده؟

387
00:20:10,700 --> 00:20:12,440
‫رنگ از صورتت پریده.

388
00:20:12,440 --> 00:20:15,870
‫خب، تا یکم پیش همه‌چی روبراه بود،

389
00:20:15,870 --> 00:20:18,320
‫ولی بعدش یه ارباب شیاطین پیداش شد...

390
00:20:18,320 --> 00:20:20,450
‫وای، جدی؟ بده که!

391
00:20:25,280 --> 00:20:28,350
‫ریمورو-دونو، می‌خواستم برای این قضایا عذرخواهی کنم.

392
00:20:28,350 --> 00:20:31,380
‫فشاری که روی کلیسای مقدس غربی گذاشتم کافی نبود،

393
00:20:31,380 --> 00:20:34,410
‫و آخر جنگجویان صلیبی پاشون به ماجرا کشیده شد.

394
00:20:35,000 --> 00:20:37,760
‫نه بابا، کاری که از دست تو برنمیومد.

395
00:20:37,760 --> 00:20:41,290
‫انگاری یه‌مشت پیرپاتال به اسم
‫ روحانیت هفت روزه پشت ماجرا بودن.

396
00:20:41,290 --> 00:20:41,790
‫ها؟

397
00:20:42,550 --> 00:20:45,850
‫پس مهم نبود چقدر متقاعدشون کنی که ما بی‌خطریم،

398
00:20:45,850 --> 00:20:48,920
‫فکر نمی‌کنم کلیسا حرف تو گوشش می‌رفت.

399
00:20:48,920 --> 00:20:50,420
‫هفت روزه؟

400
00:20:50,420 --> 00:20:55,180
‫همون محافظین بشریت که زمانی قهرمانان بزرگی بودن؟

401
00:20:55,180 --> 00:20:58,390
‫ظاهراً. حتی به هیناتا هم رحم نکردن.

402
00:20:58,390 --> 00:21:00,750
‫حالا آخرش بی‌دردسر بیرون اومدیم،

403
00:21:00,750 --> 00:21:02,600
‫ولی یه‌سری سوءتفاهم‌ها حل شد.

404
00:21:02,600 --> 00:21:03,700
‫پس اینطوره.

405
00:21:03,980 --> 00:21:07,310
‫خب، این یه بار سنگین رو از روی دوشم کم کرد.

406
00:21:08,430 --> 00:21:10,770
‫انقدر یعنی نگرانش بود؟

407
00:21:11,110 --> 00:21:12,160
‫چه آدم خوبی.

408
00:21:14,080 --> 00:21:15,780
‫خب، دیگه باید راه بیفتم،

409
00:21:16,350 --> 00:21:17,780
‫ولی اینو بهت می‌دم.

410
00:21:18,040 --> 00:21:19,040
‫این چیه؟

411
00:21:19,360 --> 00:21:22,550
‫می‌خوایم خبر ارباب شیاطین شدنم رو 
‫به دنیا اعلام کنیم،

412
00:21:22,550 --> 00:21:25,840
‫در همین حین هم شهرمونو توی مقیاس بزرگی تبلیغ می‌کنیم.

413
00:21:26,150 --> 00:21:28,170
‫دوست دارم تو هم توش شرکت کنی.

414
00:21:28,330 --> 00:21:31,070
‫چی؟ یه‌لحظه صبر کنید، ریمورو-دونو!

415
00:21:31,070 --> 00:21:32,390
‫مگه من اصلاً چه کاری از دستم-

416
00:21:32,560 --> 00:21:34,020
‫اشکالش چیه؟

417
00:21:34,020 --> 00:21:37,520
‫یه دعوتنامه هم برای پادشاه بولموند هست. 
‫مطمئن شو به دستش می‌رسه.

418
00:21:37,920 --> 00:21:40,540
‫ناجوره یه ارباب شیاطین شخصاً تحویلش بده دیگه، نه؟

419
00:21:40,760 --> 00:21:44,310
‫اصلاً همین که یه ارباب شیاطین اینجاست خودش دیوونگیه.

420
00:21:45,460 --> 00:21:47,740
‫دعوتنامه رو دریافت‌شده درنظر بگیرید.

421
00:21:48,120 --> 00:21:50,400
‫مطمئن می‌شم به‌دست پادشاه برسه.

422
00:21:50,400 --> 00:21:52,110
‫باشه، پس فعلاً.

423
00:21:52,110 --> 00:21:56,340
‫اوه، راستی، گرندمستر حالتونو پرسیدن.

424
00:21:58,190 --> 00:21:59,240
‫یوکی؟

425
00:21:59,420 --> 00:22:03,160
‫توی مذاکراتمون با 
‫کلیسای مقدس غربی نقش بزرگی داشت،

426
00:22:03,160 --> 00:22:06,000
‫سر همین بهش گفتم قضیه امن‌وامان فیصله پیدا کرد.

427
00:22:06,000 --> 00:22:09,260
‫آره راستی. گمونم برای یوکی هم کلی دردسر درست کردیم.

428
00:22:09,260 --> 00:22:11,280
‫اونجوری هم دیگه نبود.

429
00:22:11,280 --> 00:22:13,260
‫ولی بازم برای تشکر یه‌کاری باید بکنم.

430
00:22:13,260 --> 00:22:16,170
‫آها فهمیدم! اونم بهتره دعوت کنم!

431
00:22:16,170 --> 00:22:17,360
‫خیلی مطمئن نیستم...

432
00:22:17,360 --> 00:22:21,270
‫نه که توی جایگاهی باشم که بگم،
‫ولی آدم پرمشغله‌ایه.

433
00:22:21,570 --> 00:22:23,900
‫ترتیبشو می‌دم که با تلپورت بیاد و برگرده.

434
00:22:23,910 --> 00:22:25,450
‫من که می‌گم خوبه.

435
00:22:26,160 --> 00:22:27,160
‫به این صورت...

436
00:22:27,330 --> 00:22:29,410
‫می‌شه این‌یکی هم برام ببری؟

437
00:22:29,680 --> 00:22:31,530
‫اطاعت می‌شه، ریمورو-دونو.

438
00:22:32,780 --> 00:22:33,960
‫اوه، درضمن...

439
00:22:34,710 --> 00:22:36,790
‫میلیم هم قراره تو جشنواره باشه!

440
00:22:37,050 --> 00:22:37,970
‫میلیم؟

441
00:22:37,970 --> 00:22:39,750
‫چی؟! نکنه منظورتون-

442
00:22:39,750 --> 00:22:41,520
‫خب دیگه، گفتم بدونی!

443
00:22:42,130 --> 00:22:42,790
‫یه‌دقه-

444
00:22:45,790 --> 00:22:48,860
‫نکنه منظورتون ارباب شیاطین میلیم بوده باشه؟!

445
00:22:48,850 --> 00:22:54,000
‫حالا فقط باید همه‌چی تا موقع جشنواره آماده بشه.

446
00:22:48,860 --> 00:22:51,660
‫جان من بگید!

447
00:24:25,230 --> 00:24:27,960
‫دفعه بعد: «دعوتنامه برای کشورها.»

448
00:24:26,110 --> 00:24:30,070
‫دعوتنامه

449
00:24:26,400 --> 00:24:30,070
‫برای کشورها

