﻿1
00:02:08,090 --> 00:02:15,760
{\fnPlainGermanica\fad(2000,1)\fs80\pos(1162,381)\c&H47759D&\3c&H04072C&\bord6\blur2}CWThierry

2
00:00:28,690 --> 00:00:31,690
‫من زیاد از گوشت خوشم نمیاد.

3
00:00:32,190 --> 00:00:33,950
‫خوب نیست آدم بدغذا باشه.

4
00:00:37,370 --> 00:00:40,700
‫کاش یه‌نفر کمکم می‌کرد تمومش کنم.

5
00:00:43,290 --> 00:00:46,710
‫تازگی‌ها، داستانی درمورد یه پری خوندم که به یه کفش‌دوز کمک می‌کنه.

6
00:00:46,710 --> 00:00:49,960
‫وای! چه پری‌ مهربونی!

7
00:00:50,800 --> 00:00:56,590
‫ولی به‌خاطر این می‌خواست کمکش کنه که
‫اون یه پیشه‌ور زحمت‌کش و بی‌غل‌وغش بود.

8
00:00:57,970 --> 00:01:01,560
‫شارلوت، نباید انقدر تی‌تیش مامانی باشی.

9
00:01:08,190 --> 00:01:09,360
‫پری‌ رو...

10
00:01:10,940 --> 00:01:15,110
‫پری رو مجاب کنم به‌جای من بخورتش،
‫یا اینکه خودم سعی کنم بخورمش...

11
00:01:17,700 --> 00:01:19,370
‫یعنی کدوم بهتره.

12
00:02:08,090 --> 00:02:15,760
SayaKa,

13
00:02:08,090 --> 00:02:15,760
Dawn

14
00:02:08,090 --> 00:02:15,760


15
00:02:08,090 --> 00:02:15,760


16
00:02:08,090 --> 00:02:15,760
CWThierry

17
00:02:08,090 --> 00:02:15,760
SayaKa,

18
00:02:08,090 --> 00:02:15,760
Dawn

19
00:02:08,090 --> 00:02:15,760


20
00:02:08,090 --> 00:02:15,760


21
00:02:32,190 --> 00:02:35,570
‫امسال، اسم جشنوارۀ ریوگوکوی رودخانۀ سومیدا...

22
00:02:36,190 --> 00:02:39,530
‫به جشنوارۀ آتش‌بازی رودخانۀ سومیدا تغییر می‌کنه،

23
00:02:39,530 --> 00:02:42,070
‫و برای اولین‌بار پس از هفده‌سال برگزار می‌شه.

24
00:02:43,160 --> 00:02:43,990
‫در ادامه‌ی اخبار،

25
00:02:44,700 --> 00:02:47,910
‫امسال، همراه با فصل گردشگری تابستان...

26
00:02:47,910 --> 00:02:49,120
‫خوش اومدین!

27
00:02:49,120 --> 00:02:51,370
‫امروز حسابی سرکیف بود.

28
00:02:51,960 --> 00:02:54,130
‫بازم مثل همیشه ممنونم.

29
00:02:54,130 --> 00:02:56,450
‫برنامه از فردا...

30
00:02:56,450 --> 00:02:56,880
‫بله؟

31
00:02:56,880 --> 00:03:00,160
‫مامان، عروسکم شکست.

32
00:02:59,910 --> 00:03:01,680
‫عه‌وا. فدای سرت.

33
00:03:02,390 --> 00:03:05,850
‫شنیدم بچه‌ی خانواده‌ Z، آزمون ورودی رو قبول نشده.

34
00:03:06,890 --> 00:03:08,220
‫جدی؟

35
00:03:08,220 --> 00:03:13,100
‫و شنیدم Xها دارن طلاق می‌گیرن.

36
00:03:13,100 --> 00:03:14,230
‫می‌دونستم!

37
00:03:20,030 --> 00:03:21,070
‫خفه!

38
00:03:23,030 --> 00:03:23,930
‫چی؟

39
00:03:23,930 --> 00:03:24,870
‫صدای کی بود؟

40
00:03:35,840 --> 00:03:38,550
چهاردمین اثر جونیچی، مراسم اهدای جایزه فرهنگی

41
00:03:38,550 --> 00:03:40,720
‫N-سان.

42
00:03:40,720 --> 00:03:43,930
‫وقتی می‌بینمش بهم سلام می‌ده، ولی...

43
00:03:43,930 --> 00:03:48,260
‫Y-سان، لطفاً مراقب باش.
‫بعضی‌ها بی‌خود و بی‌جهت از کوره در می‌رن.

44
00:03:48,260 --> 00:03:51,520
‫هیچ‌وقت نمی‌شه فهمید ممکنه دست به چه کاری بزنن.

45
00:03:51,520 --> 00:03:53,800
‫مامان، برام کتاب ‌قصه می‌خونی؟

46
00:03:53,800 --> 00:03:54,520
‫بعداً می‌خونم.

47
00:03:55,190 --> 00:03:58,270
‫معمولاً همچین آدم‌هایی دق دلی‌شون رو سر کسایی خالی می‌کنن...

48
00:03:58,270 --> 00:04:01,490
‫که به‌نظرشون ضعیف‌تر از خودشونن.

49
00:04:01,490 --> 00:04:03,780
‫والا بخدا.

50
00:04:06,070 --> 00:04:08,450
‫«هیچ‌وقت نمی‌شه فهمید ممکنه دست به چه کاری بزنن.» ها؟

51
00:04:08,520 --> 00:04:15,540
‫طی یک جنون آنی،
‫پیرزن را تا سرحد مرگ کتک می‌زند

52
00:04:17,040 --> 00:04:18,880
‫صاحب‌خونه، صاحب‌خونه!

53
00:04:18,880 --> 00:04:23,340
‫می‌گم که، N-سان یه‌سری مشکلات جدی داره، مگه نه؟

54
00:04:23,340 --> 00:04:25,470
‫از جدی بودن‌شون مطمئن نیستم.

55
00:04:25,470 --> 00:04:28,600
‫یه مرد گنده که از بس توی خونه مونده پوسیده؟

56
00:04:28,600 --> 00:04:31,850
‫طبیعی نیست. یا بهتر بگم، عجیبه.

57
00:04:31,850 --> 00:04:34,310
‫خب، ناسلامتی نویسنده‌ی رمانه.

58
00:04:34,890 --> 00:04:36,980
‫نویسنده‌ی رمان؟ یعنی نویسنده‌ی واقعیه؟

59
00:04:37,520 --> 00:04:39,770
‫چی نوشته؟ معروفه؟

60
00:04:40,900 --> 00:04:45,740
‫اسم «دو فرد در تباهی» یا «نیمه‌شب بپرس» به گوش‌تون خورده؟

61
00:04:45,740 --> 00:04:47,740
‫چی؟ «تباهی»؟

62
00:04:47,740 --> 00:04:49,700
‫گمونم، من شنیدم.

63
00:04:49,700 --> 00:04:52,830
‫آره، خودشه، اون کسیه که نوشتتش.

64
00:04:52,830 --> 00:04:56,210
‫هـــــــه؟ ولی آخه چند سال قبل؟

65
00:04:56,210 --> 00:04:58,290
‫خیلی‌وقت پیش بود.

66
00:04:58,790 --> 00:05:02,170
‫ده سال... یا شایدم بیست سال پیش بود؟

67
00:05:02,170 --> 00:05:06,130
‫هـــــه، بیست سال! و هنوزم دست به قلمه؟

68
00:05:06,130 --> 00:05:07,970
‫تاجایی که می‌دونم.

69
00:05:08,720 --> 00:05:15,690
‫قبلنا تقریباً هر سال یه جلد از کتاب‌هاش
‫بهم می‌داد، ولی اخیراً ازش خبری نیست.

70
00:05:15,690 --> 00:05:17,060
‫آها.

71
00:05:17,060 --> 00:05:18,730
‫گل!

72
00:05:18,730 --> 00:05:21,440
‫آروم، بچه‌ی خوبی باش.

73
00:05:21,440 --> 00:05:24,860
‫به‌هرحال،‌ آدم مرموزیه، و-

74
00:05:33,410 --> 00:05:36,750
‫خب دیگه، برگردیم خونه. بذار کمکت کنم.

75
00:05:36,750 --> 00:05:39,750
‫چه عجب چشم‌مون به جمال شما روشن شد.

76
00:05:39,750 --> 00:05:41,710
‫آه، خب...

77
00:05:41,710 --> 00:05:45,210
‫خیلی هم عالی. باید برای کتابت دنبال ایده بگردی.

78
00:05:45,210 --> 00:05:47,680
‫خب، بهتره دیگه منم رفع زحمت کنم.

79
00:05:49,840 --> 00:05:52,390
‫شرمنده که آدم مرموزی به‌نظر میام.

80
00:05:58,980 --> 00:06:02,820
‫اون‌موقع که من رو عزیزِ دنیای ادبیات صدا می‌زدن، کی بود؟

81
00:06:02,880 --> 00:06:06,350


82
00:06:02,880 --> 00:06:06,350
‫یک ستاره‌ی نوظهور!
‫«نیمه‌شب بپرس» اثری از  N

83
00:06:05,490 --> 00:06:09,110
‫ولی این برای خیلی‌وقت پیشه.

84
00:06:09,110 --> 00:06:10,200
موجودی حساب

85
00:06:11,490 --> 00:06:12,490
‫ممنون.

86
00:06:13,700 --> 00:06:15,120
‫آه، ببخشید.

87
00:06:16,330 --> 00:06:21,170
‫مردم نگران اینن که تو تنهایی بمیرم.
‫حتی می‌ترسن که یه‌وقت کسی رو بکشم.

88
00:06:21,830 --> 00:06:24,590
‫من فقط... نه، من از یه انسان هم کمترم.

89
00:06:26,840 --> 00:06:28,670
‫الو، N هستم.

90
00:06:28,670 --> 00:06:32,550
‫آه... آه! ممنون که تماس گرفتین.

91
00:06:32,550 --> 00:06:35,720
‫ویراستار شما، H، به بخش دیگه‌ای منتقل شده.

92
00:06:35,720 --> 00:06:36,250
‫عـــه؟

93
00:06:36,250 --> 00:06:37,480
‫سرمون خیلی شلوغ بود،

94
00:06:37,480 --> 00:06:39,890
‫و H از اینکه شما رو درجریان نذاشته، احساس شرمندگی می‌کرد.

95
00:06:40,560 --> 00:06:42,860
‫پس، ویراستار جدیدم کیه؟

96
00:06:43,480 --> 00:06:47,190
‫بنده S هستم، و خوشحال می‌شم در رابطه با این موضوع باهاتون صحبت کنم.

97
00:06:47,900 --> 00:06:52,780
‫درخصوص پیش‌نویس کتاب جدیدم که ماه گذشته براتون فرستادم...

98
00:06:52,780 --> 00:06:55,030
‫سنسه، واقعاً شرمنده‌تونم.

99
00:06:55,620 --> 00:06:59,040
‫چیزه... عنوان دست‌نوشته‌تون چی بود؟

100
00:06:59,750 --> 00:07:01,460
«‫»از کرانه‌های بهت.

101
00:07:02,040 --> 00:07:07,130
‫می‌خوام بعد از اینکه «از کرانه‌های بهت» رو
‫به‌دقت مطالعه کردم، دوباره باهاتون صحبت کنم.

102
00:07:07,760 --> 00:07:11,180
‫هفته‌ی بعد بازم باهاتون تماس می‌گیرم.

103
00:07:11,800 --> 00:07:12,800
‫که اینطور؟

104
00:07:13,390 --> 00:07:15,510
‫بسیار از این بابت خوشحال می‌شم.

105
00:07:16,260 --> 00:07:17,470
‫خب، با اجازه‌تون.

106
00:07:27,480 --> 00:07:30,900
‫یادم نمیاد از کی به این وضع افتادم.

107
00:07:31,950 --> 00:07:34,660
‫اجازه ندادم موفقیت‌ منو به خودم غره کنه.

108
00:07:34,660 --> 00:07:36,330
‫شاید فقط یکم از دستم در رفته باشه.

109
00:07:36,330 --> 00:07:39,790
‫ولی نویسنده‌هایی هم هستن که صدبرابر از من بدترن.

110
00:07:40,620 --> 00:07:42,540
‫و سطح کار من...

111
00:07:48,050 --> 00:07:48,920
‫خوش اومدین.

112
00:07:48,920 --> 00:07:50,530
‫یه آبجوی بزرگ و توفوی سرد، لطفاً.

113
00:07:50,530 --> 00:07:51,420
‫بفرمائید.

114
00:08:12,740 --> 00:08:15,280
‫داستانش اونقدرا هم بد نیست.

115
00:08:15,950 --> 00:08:21,290
‫از وقتی‌که «نیمه‌شب بپرس» سه‌ونیم میلیون کپی
‫فروش کرد، چیزی تغییر نکرده.

116
00:08:21,290 --> 00:08:24,920
‫نه، مهارت‌های ترکیب‌بندی و توصیفی‌م پیشرفت کردن.

117
00:08:28,000 --> 00:08:30,000
‫به‌خاطر مضمون یا موضوعش ـه؟

118
00:08:30,590 --> 00:08:34,680
‫نه، اگه در این وهله یه رمان عاشقانه بنویسم، اصولم رو زیر پا می‌ذارم.

119
00:08:34,680 --> 00:08:36,050
‫اونی-سان، اونی-سان.

120
00:08:37,470 --> 00:08:39,010
‫اونی-سان؟ هی!

121
00:08:39,010 --> 00:08:40,640
‫هـــه؟ آه، بله؟

122
00:08:41,560 --> 00:08:44,940
‫انگار برای فراموش‌کردن دردهات به مشروب پناه آوردی.

123
00:08:44,940 --> 00:08:46,060
‫هان؟

124
00:08:46,060 --> 00:08:48,810
‫اگه حال نده که باید بخوری.

125
00:08:48,810 --> 00:08:51,400
‫جناب، یه بطری ساکه برای این رفیقم لطف می‌کنی.

126
00:08:52,690 --> 00:08:54,320
‫یالا، برو بالا.

127
00:08:54,320 --> 00:08:57,320
‫آه، من ساکه نمی‌خورم.

128
00:08:59,580 --> 00:09:00,990
‫نه، ایتاداکیماس.

129
00:09:03,620 --> 00:09:04,580
‫خوش‌مزه‌س، نه؟

130
00:09:05,080 --> 00:09:06,040
‫عا...

131
00:09:06,620 --> 00:09:09,090
‫«عا»؟ دل و دماغ نمونده برات؟

132
00:09:10,210 --> 00:09:12,210
‫این‌طوری نباش.

133
00:09:12,210 --> 00:09:14,880
‫تشکر کردن هم بلد نیستی؟

134
00:09:14,880 --> 00:09:16,260
‫دستتون درد نکنه.

135
00:09:16,160 --> 00:09:19,180
‫باز که اخم‌هات رفت تو هم.

136
00:09:19,890 --> 00:09:23,770
‫مردهایی مثل تو به ناموس این و اون
‫دست‌درازی می‌کنن و خونه‌ی ملت رو آتیش می‌زنن.

137
00:09:23,770 --> 00:09:25,180
‫این‌کارها رو نمی‌کنم.

138
00:09:25,180 --> 00:09:27,350
‫حتی نمی‌تونی عین آدم چاق سلامتی کنی.

139
00:09:31,020 --> 00:09:33,690
‫عصبانی شدی؟ عصبانی شدی، نه؟

140
00:09:33,690 --> 00:09:35,190
‫لطفاً دست از سرم بردارین.

141
00:09:35,860 --> 00:09:37,530
‫مرتیکه گستاخ!

142
00:09:38,110 --> 00:09:41,870
‫من رو باش که می‌خواستم جنابعالی رو سرحال بیارم! چقدر گنداخلاقی!

143
00:09:43,870 --> 00:09:46,790
‫یادم نمیاد همچین چیزی ازتون خواسته باشم.

144
00:09:46,790 --> 00:09:49,000
‫هـــــــا؟!

145
00:09:49,000 --> 00:09:50,500
‫«یادت نمیاد»؟!

146
00:09:51,000 --> 00:09:53,530
‫اصلاً دلم نمی‌خواست با کسی حرف بزنم.

147
00:09:53,530 --> 00:09:54,510
‫چی زر زدی؟!

148
00:09:54,510 --> 00:09:59,470
‫من یه پیر خرفت معلوم‌الحال مثل تو نیستم.

149
00:09:59,470 --> 00:10:00,930
‫حرومی!

150
00:10:08,060 --> 00:10:10,100
‫تقصیر اون بود!

151
00:10:10,100 --> 00:10:12,440
‫هرچی. دیگه هیچ‌وقت اینجا پیدات نشه.

152
00:10:12,440 --> 00:10:13,520
‫چی گفتی؟!

153
00:10:25,910 --> 00:10:27,250
‫من چه مرگمه؟

154
00:10:33,920 --> 00:10:36,170
‫«پیر خرفت معلوم‌الحال.»

155
00:10:36,880 --> 00:10:39,430
‫عجب تیکه سنگینی بارش کردم.

156
00:10:40,050 --> 00:10:42,600
‫پس، «غرور بزدلانه» که می‌گن، اینه.

157
00:10:43,350 --> 00:10:45,810
‫من و اون سروته یه کرباسیم.

158
00:10:47,310 --> 00:10:52,100
‫نه، من از اون هم بدترم چون‌که یه آدم بی‌مصرف تمام‌عیارم.

159
00:10:53,270 --> 00:10:57,320
‫ولی خودمو قانع کردم که فرق دارم...

160
00:10:57,320 --> 00:11:00,660
‫چون‌که یه نویسنده‌م.

161
00:11:15,960 --> 00:11:20,130
‫«پس از کشتن پیرزن،
‫مرد بهت‌زده در شهر پرسه می‌زند.»

162
00:11:20,970 --> 00:11:26,140
‫«زنانی که با آن‌ها معاشقه داشت، یکی پس
‫از دیگری سر راهش سبز می‌شدند تا او را سؤال‌پیچ کنند.»

163
00:11:26,140 --> 00:11:28,600
‫مطمئنم این داستان رو قبلاً یه‌جایی شنیدم.

164
00:11:29,730 --> 00:11:32,100
‫شرح حاله؟ یا یه اقرارنامه؟

165
00:11:32,850 --> 00:11:33,770
‫چی؟

166
00:11:34,810 --> 00:11:36,570
‫سعی داری چی بنویسی؟

167
00:11:38,820 --> 00:11:42,200
‫این وقت شب بیرون چیکار می‌کنی؟

168
00:11:42,700 --> 00:11:43,910
‫دعوام کردن.

169
00:11:44,910 --> 00:11:46,120
‫کی دعوات کرده؟

170
00:11:46,700 --> 00:11:48,330
‫بهم گفتن دختر خوبی باشم.

171
00:11:49,160 --> 00:11:52,290
‫شاید بهتر باشه پیش پلیس بری.

172
00:11:53,000 --> 00:11:54,330
‫تو منو می‌بری؟

173
00:11:55,790 --> 00:11:57,960
‫آه، نه؟

174
00:12:00,340 --> 00:12:01,340
‫حدس می‌زدم.

175
00:12:03,010 --> 00:12:04,840
‫کانون توجه‌ت گنگه.

176
00:12:05,640 --> 00:12:10,350
‫تمرکزت روی غم‌ و اندوه شخصیت اصلی‌ـه یا جو اون دوره؟

177
00:12:11,140 --> 00:12:15,440
‫نمی‌تونی با این مهارت‌های نویسندگی، روی هردو تمرکز کنی.

178
00:12:15,440 --> 00:12:16,770
‫بده‌ش به من.

179
00:12:17,820 --> 00:12:20,940
‫«سوپرمارکت آلاسکان» هم افتضاح بود.

180
00:12:21,740 --> 00:12:24,660
‫تحقیق میدانی وسیع‌ـت باعث شد جوگیر بشی؟

181
00:12:25,490 --> 00:12:27,910
‫همه‌ش خیلی متظاهرانه‌ست.

182
00:12:29,240 --> 00:12:33,710
‫با اختلاف تهوع‌آورترین چیزی بود که خوندم.
‫و همین‌طور «قلعه‌ی در مضیقه».

183
00:12:34,210 --> 00:12:37,920
‫توی انتخاب ایده، به‌طور وحشتناکی بی‌استعدادی.

184
00:12:38,960 --> 00:12:42,840
‫علاوه بر اون، سیر تکاملی شخصیت‌هات آبکی‌ـه.

185
00:12:43,720 --> 00:12:44,550
‫تو...

186
00:12:44,550 --> 00:12:47,800
‫اما یه دوران اوج داشتی.

187
00:12:48,390 --> 00:12:50,310
‫از خودت جوانی نشون دادی.

188
00:12:50,850 --> 00:12:52,640
‫الان مطلقاً امیدی بهت نیست.

189
00:12:53,600 --> 00:12:56,980
‫از کجا این طرز حرف زدن رو یاد گرفتی؟

190
00:12:57,480 --> 00:13:00,820
‫اشکالی نداره این‌وقت شب تنهایی بیرون پرسه بزنی؟

191
00:13:01,480 --> 00:13:02,740
‫برو خونه‌تون.

192
00:13:03,820 --> 00:13:05,450
‫واقعاً تعریفی نداری.

193
00:13:05,950 --> 00:13:07,030
‫چی؟

194
00:13:07,030 --> 00:13:09,120
‫کلیشه‌ی به‌تمام‌معنا.

195
00:13:09,740 --> 00:13:14,910
‫کسی‌که با کلمات کلنجار می‌ره، هرگز انقدر بی‌اشتیاق نمی‌شه.

196
00:13:16,920 --> 00:13:21,420
‫ظاهراً پیش خودت فکر کردی نویسنده شدن، کار شاقی‌ـه.

197
00:13:21,960 --> 00:13:26,550
‫این‌طور نیست که ما همیشه‌ی خدا طرز بیان شیوا داشته باشیم.

198
00:13:26,550 --> 00:13:28,800
‫این صرفاً توی نوشته‌هامون صادقه.

199
00:13:29,390 --> 00:13:31,310
‫واقعاً دلسردکننده‌ست.

200
00:13:31,970 --> 00:13:37,270
‫طرز بیان تو، چه توی آثارت یا چه شخص خودت، عاری از شور و نشاط ـه.

201
00:13:38,100 --> 00:13:42,980
‫حالا هرچی، برو خونه‌تون،
‫حالم از وروجک‌هایی مثل تو به‌هم می‌خوره.

202
00:13:42,980 --> 00:13:44,860
‫عه جدی؟ حیف شد که.

203
00:13:45,360 --> 00:13:49,490
‫نه توانایی نوشتن داری و نه گوش دادن. چه حیف.

204
00:13:50,070 --> 00:13:53,200
‫ولی، تو همینی، درسته؟

205
00:13:53,200 --> 00:13:55,450
‫کور خوندی اگه فکر کردی...

206
00:13:55,450 --> 00:14:00,130
‫اینجا می‌شینم و به چرندیات تو گوش می‌دم.

207
00:14:00,670 --> 00:14:03,380
‫بچه‌ها از در افتادن با بزرگسال‌ها، آسیب می‌بینن.

208
00:14:03,380 --> 00:14:06,720
‫منو کشون کشون می‌بری به یه توالت عمومی، بهم تجاوز می‌کنی،

209
00:14:06,720 --> 00:14:09,090
‫تیکه‌تیکه‌م می‌کنی و بعد از شر تیکه‌هام خلاص می‌شی؟

210
00:14:09,090 --> 00:14:10,180
‫هان؟

211
00:14:15,890 --> 00:14:17,600
‫شوخی کردم. خداحافظ.

212
00:14:21,770 --> 00:14:22,940
‫این چه کوفتی بود؟

213
00:14:39,540 --> 00:14:40,710
‫آخ، سرم...

214
00:15:02,150 --> 00:15:03,270
‫بدتر از این نمی‌شه.

215
00:15:21,210 --> 00:15:22,040
‫هوم؟

216
00:15:22,110 --> 00:15:25,070
‫«شرح حال» اثری از N

217
00:15:33,470 --> 00:15:35,930
‫این دست‌خط منه.

218
00:15:39,310 --> 00:15:43,150
‫عنوانش «شرح حال»ـه، ها؟

219
00:15:43,650 --> 00:15:44,690
‫رمانه؟

220
00:15:52,280 --> 00:15:54,450
‫خیلی عجیب‌‌وغریب بود.

221
00:15:54,950 --> 00:15:58,450
‫داستانی که تابه‌حال ندیدم، با دست‌خط من نوشته شده بود.

222
00:16:00,040 --> 00:16:03,960
‫واقعیتش، داستان رو درست متوجه نشدم.

223
00:16:04,500 --> 00:16:08,090
‫شرح گسسته‌ی زندگی تأسف‌بار یه مرد میان‌سال.

224
00:16:08,090 --> 00:16:10,170
‫فاقد تعاملات بود.

225
00:16:18,310 --> 00:16:19,930
‫الان که فکرشو می‌کنم،

226
00:16:19,930 --> 00:16:23,940
‫نمی‌دونم چه احساسی درمورد کل این ماجرا داشتم.

227
00:16:24,810 --> 00:16:28,320
‫گیجی، کمی ناامیدی، و خشم.

228
00:16:29,020 --> 00:16:30,990
‫تقریباً به همینا خلاصه می‌شد.

229
00:16:33,490 --> 00:16:37,910
‫حتی امیدوار بودم ویراستار دوباره دست‌نوشته رو گم کنه.

230
00:16:38,620 --> 00:16:41,040
‫این‌طوری، مدیونم می‌شد.

231
00:16:41,580 --> 00:16:46,420
‫شاید یه‌مقدار پول برای عذرخواهی بهم می‌داد
‫یا از روی دلسوزی، یه داستانم رو چاپ می‌کرد.

232
00:16:46,420 --> 00:16:48,420
‫فکر می‌کردم یکی از این دو احتمال رخ می‌ده.

233
00:16:51,920 --> 00:16:53,260
‫کارم تمومه.

234
00:17:07,350 --> 00:17:09,310
‫آه، اوناهاش! اونجاست!

235
00:17:11,820 --> 00:17:15,650
‫بعد از خوندن دست‌نوشته‌تون، تو پوست خودم نمی‌گنجیدم.

236
00:17:16,910 --> 00:17:22,290
‫انتظار این واکنش رو ازتون نداشتم.
‫می‌خواید درمورد «کرانه‌های بهت» حرف بزنید؟

237
00:17:22,950 --> 00:17:27,080
‫معلومه که نه. درمورد «شرح‌ حال».

238
00:17:27,750 --> 00:17:29,040
‫داستان کوتاهی‌ـه،

239
00:17:29,040 --> 00:17:33,010
‫ولی یه اثر قوی با درون‌مایه‌ی فراگیره.

240
00:17:34,800 --> 00:17:36,760
‫می‌رم سر اصل مطلب.

241
00:17:37,340 --> 00:17:41,640
‫می‌خوام نشریه‌ی ماه آینده رو با «شرح حال» آغاز کنم.

242
00:17:41,640 --> 00:17:46,230
‫این برای شما شروع دوباره‌ی قاطعانه‌ای می‌شه،
‫و بهتون قول می‌دم جنجال بزرگی به پا می‌کنه.

243
00:17:46,230 --> 00:17:49,350
‫خواهشمندم اجازه بدین منتشرش کنم.

244
00:17:50,150 --> 00:17:52,020
‫مثل اینکه بدجور مجذوبت کرده.

245
00:17:52,020 --> 00:17:53,030
‫درسته.

246
00:17:54,030 --> 00:17:57,450
‫بدجور مجذوبش شدم. بهتره بگم، عاشقش شدم!

247
00:17:57,450 --> 00:18:02,740
‫ویراستارها به‌ندرت با اثری مواجه می‌شن
‫که با تمام وجود معتقدن یه شاهکاره.

248
00:18:02,740 --> 00:18:06,370
‫اگه خواسته‌ای دارین، تمام تلاشمو می‌کنم که برآورده‌ش کنم.

249
00:18:08,460 --> 00:18:10,750
‫مشکلی با منتشر کردنش ندارم،

250
00:18:11,750 --> 00:18:15,010
‫ولی می‌شه دستمزدمو زودتر بدین؟

251
00:18:15,010 --> 00:18:15,950
‫دستمزدتون؟

252
00:18:15,950 --> 00:18:16,840
‫بله.

253
00:18:17,510 --> 00:18:19,680
‫آه، هزینه‌ی دست‌نوشته‌تون رو می‌فرمائین!

254
00:18:19,680 --> 00:18:22,850
‫فوراً با سردبیر و حساب‌داری صحبت می‌کنم،

255
00:18:22,850 --> 00:18:26,060
‫تا با مبلغ رضایت‌بخشی خدمت‌ برسم!

256
00:18:26,060 --> 00:18:28,940
‫نمی‌دونستم چه اتفاقی داره میفته.

257
00:18:29,690 --> 00:18:34,020
‫مثل اینکه پرده‌ای بین من و دنیا بود.

258
00:18:35,530 --> 00:18:37,240
‫هیچ‌چیزی واقعی به‌نظر نمی‌رسید،

259
00:18:37,240 --> 00:18:42,660
‫انگار که از زیر آب اطرافمو می‌دیدم.

260
00:18:44,330 --> 00:18:46,790
‫منظره‌ی عجیبی بود.

261
00:18:47,450 --> 00:18:52,710
‫داستان کوتاهی که سرجمع بیست صفحه نمی‌شد،
‫اثر موفقی از آب دراومد و جنجال بزرگی به پا کرد.

262
00:18:53,290 --> 00:18:56,670
‫قبل از اینکه در بازار موجود شه، مجله مجدداً چاپ شد.

263
00:18:57,510 --> 00:19:00,590
‫این اولین‌بار بود که همچین چیزی رو تجربه می‌کردن.</i>

264
00:19:11,480 --> 00:19:17,030
‫سنسه، ببخشید که بی‌خبر مزاحم‌تون شدم،
‫اما ازتون می‌خوام یه‌چیزی برامون بنویسید.

265
00:19:17,030 --> 00:19:19,680
‫فکر کردی کی هستی؟

266
00:19:18,220 --> 00:19:21,700
‫می‌تونیم درباره‌ش صحبت کنیم؟

267
00:19:22,870 --> 00:19:24,030
‫تو کی...

268
00:19:24,530 --> 00:19:26,200
‫چرا من؟

269
00:19:26,790 --> 00:19:30,040
‫من دست کم آدم‌شناس خوبی‌ام.

270
00:19:30,660 --> 00:19:33,040
‫«شرح حال» منو عمیقاً تحت تأثیر قرار داد.

271
00:19:33,580 --> 00:19:36,300
‫مایلم کار بعدیتون رو هم بخونم سنسه.

272
00:19:36,300 --> 00:19:39,300
هی تو... مایلی؟ احترام سرت نمی‌شه؟

273
00:19:39,800 --> 00:19:41,880
‫این احساس واقعی منه.

274
00:19:42,380 --> 00:19:46,350
‫البته... می‌تونیم سر قیمتی به توافق برسیم که راضی‌تون کنه.

275
00:19:46,350 --> 00:19:47,930
‫موضوع فقط پولش نیست!

276
00:19:47,930 --> 00:19:50,180
‫ولی پول مهمه.

277
00:19:50,180 --> 00:19:51,890
‫صحبت در اون مورد با خودتون.

278
00:19:51,890 --> 00:19:53,060
‫N-سنسه!

279
00:19:54,440 --> 00:19:57,370


280
00:19:54,440 --> 00:19:57,370
ســــپــــرده

281
00:19:54,440 --> 00:19:57,370
ین

282
00:19:58,110 --> 00:20:01,280
‫هزینه‌ی دست‌نوشته مبلغ قابل‌توجهی بود.

283
00:20:01,860 --> 00:20:06,240
‫و ویراستارها هر روز به دیدنم میومدن.

284
00:20:06,990 --> 00:20:09,330
‫همه‌شون می‌خواستن براشون بنویسم.

285
00:20:10,790 --> 00:20:13,290
‫اگه بگم خوشحال نبودم... دروغ گفتم.

286
00:20:13,960 --> 00:20:17,000
‫نــه، حقیقتاً باید اعتراف کنم روی ابرها بودم.

287
00:20:18,000 --> 00:20:20,840
‫طرفدارها منتظر کار بعدیم هستن.

288
00:20:20,840 --> 00:20:23,840
‫این باعث خوشحالیم می‌شد،

289
00:20:23,840 --> 00:20:26,890
‫و احساس غرور و برتری بهم می‌داد،

290
00:20:27,640 --> 00:20:32,100
‫هرچند همه‌ی اینا به لطف داستانی بود که ‫به‌ یاد نمی‌آوردم نوشته باشمش.

291
00:20:41,240 --> 00:20:43,450
‫هیچی ندارم.

292
00:20:46,070 --> 00:20:48,080
‫چیِ این انقدر عالیه؟

293
00:20:48,950 --> 00:20:52,330
‫توانایی تجزیه و تحلیل ادبیات داره رو به افول می‌ره.

294
00:20:52,330 --> 00:20:54,750
‫فقط هر حسی که دارن رو می‌نویسن.

295
00:20:54,750 --> 00:20:58,880
‫اگه یه نفر زبون باز کنه و بگه جالبه، همه می‌گن جالبه.

296
00:20:58,880 --> 00:21:02,050
‫و اگه یه نفر بهش لقب کسل‌کننده‌بودن نسبت بده، همه می‌گن کسل‌کننده‌ست.

297
00:21:02,050 --> 00:21:03,760
‫همیشه همینطوری بوده.

298
00:21:07,800 --> 00:21:13,270
‫واقعاً متأسفم، ولی نمی‌تونم اینو قبول کنم.

299
00:21:14,350 --> 00:21:16,690
ببخشید... چیزی اذیتتون می‌کنه؟

300
00:21:17,520 --> 00:21:18,650
‫منظورتون چیه؟

301
00:21:19,230 --> 00:21:22,990
‫خب، راه ساده‌ای برای بیانش وجود نداره،

302
00:21:23,610 --> 00:21:28,620
‫اما حس می‌کنم موقع نوشتن این همون سنسه‌ی همیشگی نبودین.

303
00:21:29,320 --> 00:21:31,790
‫منظورتون اینه عقلم رو از دست دادم؟

304
00:21:32,410 --> 00:21:35,160
از اینکه خود همیشگیم نبودم، منظورتون همین بود دیگه؟

305
00:21:35,160 --> 00:21:38,170
‫باید عذرخواهی کنم که همیشه به نوشتن تشویقتون کردم.

306
00:21:39,040 --> 00:21:42,340
‫سنسه حتماً انگیزه‌تون رو پایین آوردم.

307
00:21:42,340 --> 00:21:46,300
‫قصور از من بود که انتظار و امیدم رو بیش‌از حد بالا بردم.

308
00:21:47,630 --> 00:21:52,390
برای همین... اینو احتمالاً یکی از شاگردهاتون نوشتن؟

309
00:21:52,390 --> 00:21:53,330
‫عاری از هرگونه هنری‌ــ

310
00:21:53,380 --> 00:21:56,350
‫خیال می‌کنی یه‌نفرو وادار کردم تا بنویستش؟

311
00:21:57,230 --> 00:22:00,650
‫فقط می‌تونم اینطور نتیجه بگیرم که یه‌نفر دیگه نوشته‌ـتش.

312
00:22:01,150 --> 00:22:05,740
‫اگه اینطور باشه، می‌تونم کیفیت ضعیفش رو توجیه کنم.

313
00:22:05,740 --> 00:22:08,860
‫اما اگه بخوام به خود داستان نمره بدم...

314
00:22:08,860 --> 00:22:10,280
‫کافیه.

315
00:22:10,280 --> 00:22:12,950
‫فقط شما توی این شهر کاره نیستین.

316
00:22:12,950 --> 00:22:15,950
‫می‌برمش یه جای دیگه، شما هم نمی‌تونین جلومو بگیرین.

317
00:22:18,250 --> 00:22:19,210
‫بسیار‌ خب.

318
00:22:19,210 --> 00:22:22,340
‫لطفاً با دست‌نوشته‌تون، هرکاری مایلین بکنین، سنسه.

319
00:22:27,170 --> 00:22:28,300
‫متأسفم.

320
00:22:28,840 --> 00:22:30,550
‫یه نگاهی بهش انداختم ولی...

321
00:22:31,220 --> 00:22:34,010
‫داستان‌های کوتاه جزء حیطه‌ی کاری من نیستن.

322
00:22:34,850 --> 00:22:36,980
‫به‌نظر من که این حرف احمقانه‌ست.

323
00:22:36,980 --> 00:22:38,480
‫واقعاً متأسفم.

324
00:22:39,140 --> 00:22:44,860
‫ولی خیلی خوشحال شدم که اومدین سراغم سنسه، 
‫پس نظرتون چیه یه رمان بلند بنویسین؟

325
00:22:44,860 --> 00:22:46,860
‫گفتنش راحته.

326
00:22:48,320 --> 00:22:50,610
دوست دارین چی ازم بشنوین؟

327
00:22:51,200 --> 00:22:53,330
‫رک بهم حرفتونو بگین.

328
00:22:53,330 --> 00:22:56,660
‫چه نمره‌ای بهش می‌دین؟ نظرتون چیه؟

329
00:22:57,160 --> 00:23:01,630
‫یه ویراستار دیگه بلکل ردش کرد، 
‫ادعا کرد یه نفر دیگه نوشته‌تش.

330
00:23:02,330 --> 00:23:04,340
‫منظورتون S-سان‌ـه؟

331
00:23:05,130 --> 00:23:06,050
‫درسته.

332
00:23:06,630 --> 00:23:09,420
‫دقت شما بیشتر از اونه.

333
00:23:10,220 --> 00:23:11,930
‫بسیار خب.

334
00:23:12,430 --> 00:23:15,560
‫بیاید این موضوع رو که شما اینو نوشتین یا نه...

335
00:23:16,100 --> 00:23:19,640
‫و اینکه حیطه‌ی کاری من رمان‌های بلند هست رو کنار بذاریم.

336
00:23:19,640 --> 00:23:20,890
‫برداشت من اینه که،

337
00:23:21,770 --> 00:23:23,610
‫صرف نظر از یک رمان،

338
00:23:23,610 --> 00:23:27,570
‫انگار وادار شدی به رویایی گوش بدی که پایانی نداره.

339
00:23:29,110 --> 00:23:31,950
‫ببخشید، این فقط برداشت منه.

340
00:23:31,950 --> 00:23:35,120
‫اگه یه نفر دیگه بخونتش، مطمئنم حس متفاوتی می‌گیره.

341
00:23:36,410 --> 00:23:37,490
‫کافیه.

342
00:23:40,370 --> 00:23:43,790
‫من «شرح حال» رو ننوشتم.

343
00:23:44,670 --> 00:23:48,460
‫اقتباس، نه‌ـ سرقت ادبی کردم.

344
00:23:48,460 --> 00:23:50,970
‫سنسه لطفاً آروم باشین.

345
00:23:50,970 --> 00:23:53,970
‫من بیشتر از هرکسی از استعداد شما خبر دارم.

346
00:23:53,970 --> 00:23:56,470
‫استعداد من خیلی وقت پیش بارشو بست و رفت.

347
00:23:57,140 --> 00:24:00,180
‫سنسه شما الان حالتون خوب نیست.

348
00:24:00,730 --> 00:24:03,020
‫حتی اگه مست باشین هم نگران‌کننده‌ست.

349
00:24:05,310 --> 00:24:06,520
‫من هیچ مشکلی ندارم.

350
00:24:07,020 --> 00:24:10,150
‫هر چی نباشه، من که دیگه قرار نیست بنویسم.

351
00:24:12,070 --> 00:24:15,410
‫لعنتی! همه‌ش تقصیر اون بچه‌ست!

352
00:24:15,410 --> 00:24:18,950
‫همه‌چیز بعد از حرفای مزخرف اون بچه به قهقرا رفت.

353
00:24:29,670 --> 00:24:30,550
‫آروم باشین.

354
00:24:31,210 --> 00:24:32,510
‫سنسه!

355
00:24:33,300 --> 00:24:35,470
سنسه، حالتون خوبه؟ سنسه؟

356
00:24:36,470 --> 00:24:37,470
چه خبره؟

357
00:24:38,100 --> 00:24:39,640
‫خدا رو شکر.

358
00:24:40,430 --> 00:24:42,980
‫کل دیشب نگرانتون بودم.

359
00:24:45,600 --> 00:24:49,820
‫نتونستم باهاتون تماس بگیرم و فکر کردم شاید...

360
00:24:51,400 --> 00:24:52,360
‫اون...

361
00:24:53,280 --> 00:24:54,280
‫سنسه!

362
00:24:55,070 --> 00:24:58,240
‫سنسه اینه؟ این همون...

363
00:24:59,080 --> 00:24:59,990
‫ها؟

364
00:25:06,210 --> 00:25:07,710
‫تبریک می‌گم.

365
00:25:08,590 --> 00:25:10,170
‫این بی‌نظیره!

366
00:25:10,750 --> 00:25:13,760
‫فقط اولشو خوندم، ولی می‌فهمم.

367
00:25:14,470 --> 00:25:17,340
‫این شاهکاره. یه شاهکار به‌تمام معنا!

368
00:25:17,890 --> 00:25:19,890
‫تا به حال هیچوقت همچین اشتیاقی ندیدم.

369
00:25:20,510 --> 00:25:21,850
‫«اشتیاق»؟

370
00:25:22,520 --> 00:25:26,230
‫شما توی قلب عصر ما می‌گردین و ادبیات رو دوباره تعریف می‌کنین.

371
00:25:26,230 --> 00:25:28,480
‫چه مقدمه‌ی قدرتمندی!

372
00:25:29,270 --> 00:25:33,110
‫سنسه، ببخشید که با وجود خستگی زیادتون همچین درخواستی می‌کنم،

373
00:25:33,110 --> 00:25:35,450
‫ولی ازتون می‌خوام با ویراستار ارشدمون ملاقات کنین.

374
00:25:47,210 --> 00:25:49,580
‫بفرمایید N-سنسه، نوش جان.

375
00:25:50,170 --> 00:25:52,170
‫سنسه، بفرمایید.

376
00:25:57,090 --> 00:26:01,720
‫در مورد کار آخرتون، همه‌چیز رو از زبون S  شنیدم.

377
00:26:02,430 --> 00:26:06,480
‫من در مورد تجزیه و تحلیل ادبیات،

378
00:26:06,480 --> 00:26:09,440
‫و حس زیبایی‌شناسی به استعداد اون به‌عنوان یه ویراستار اعتماد کامل دارم.

379
00:26:09,440 --> 00:26:12,150
‫از بعد از کار قبلیتون «شرح حال» ندیده بودم
‫S از داستانی تا این اندازه تعریف کنه.

380
00:26:12,150 --> 00:26:15,860
‫از بعد از کار قبلیتون «شرح حال» ندیده بودم
‫S از داستانی تا این اندازه تعریف کنه.

381
00:26:15,860 --> 00:26:19,030
‫از یه شرکت دیگه خواستم تا «از کرانه‌های بهت» رو چاپ کنن،

382
00:26:19,030 --> 00:26:21,950
‫اما هیچ تبلیغاتی صورت نگرفت.

383
00:26:21,950 --> 00:26:25,450
‫نه، بخوام صادق باشم، به‌شدت کوبوندنش.

384
00:26:26,500 --> 00:26:27,830
‫نفرمایید.

385
00:26:28,460 --> 00:26:31,250
‫آخرین کارتون حسابی ماندگار می‌شه.

386
00:26:31,250 --> 00:26:33,090
‫یه پدیده‌ی ادبی‌ـه.

387
00:26:33,090 --> 00:26:34,090
‫درسته...

388
00:26:34,090 --> 00:26:38,300
‫با اون‌ دست‌نوشته... هرکاری مایلین بکنین.

389
00:26:38,300 --> 00:26:40,890
‫من شکایتی ندارم.

390
00:26:41,850 --> 00:26:46,470
‫به باور من واهمه‌ای که شما موقع نوشتن دارین نشون‌ می‌ده،

391
00:26:46,470 --> 00:26:52,520
‫شما برخورد صادقانه‌ای با ادبیات یا حتی خودِ هنر دارین.

392
00:26:53,570 --> 00:26:54,860
‫نه... من چندان واهمه‌ای ندارم.

393
00:26:55,530 --> 00:26:57,690
‫لطفاً بهمون ایمان داشته باشین.

394
00:27:02,820 --> 00:27:04,450
‫حس غریبی بود.

395
00:27:05,700 --> 00:27:09,790
‫می‌گفتن من دست‌نوشته‌ای رو نوشتم که ‫به یاد نمی‌آوردم نوشته باشم...

396
00:27:09,790 --> 00:27:14,090
‫و سعی می‌کردن در مورد چیزای مختلف قانعم کنن.

397
00:27:17,880 --> 00:27:18,800
‫ببخشید.

398
00:27:18,800 --> 00:27:19,880
‫بله؟

399
00:27:20,380 --> 00:27:24,600
خب... می‌شه دست‌نوشته رو یک‌بار دیگه ببینم؟

400
00:27:25,180 --> 00:27:26,510
‫البته.

401
00:27:27,770 --> 00:27:30,230
‫یک تجربه‌ی فراواقعی بود.

402
00:27:30,940 --> 00:27:34,480
‫داستان هم غریب و هم آشنا... عیناً هر دو حالت رو داشت.

403
00:27:35,070 --> 00:27:38,780
‫نوشته‌ی من بود و در عین‌ حال نوشته‌ی من نبود.

404
00:27:39,940 --> 00:27:42,360
‫دست خودم نبودم ولی گیج شده بودم،

405
00:27:42,860 --> 00:27:47,740
‫انگار که آینه به‌جای بازتاب کردن خودم، 
‫تصویری از من رو بهم نشون می‌داد.

406
00:27:55,460 --> 00:27:56,460
‫سنسه.

407
00:27:57,670 --> 00:27:58,590
‫خوندمش.

408
00:28:00,470 --> 00:28:01,510
‫نظرتون چیه؟

409
00:28:05,220 --> 00:28:06,550
‫بدک نیست.

410
00:28:06,550 --> 00:28:07,560
‫بله.

411
00:28:08,850 --> 00:28:10,680
‫«پری و کفش‌دوز»

412
00:28:11,560 --> 00:28:15,060
‫عنوان نفیس و پر از تمثیل‌ـیه.

413
00:28:16,230 --> 00:28:17,440
‫درسته.

414
00:28:18,650 --> 00:28:19,820
‫باشکوهه.

415
00:28:20,740 --> 00:28:21,740
‫بله.

416
00:28:22,450 --> 00:28:23,740
‫باشکوهه.

417
00:28:24,660 --> 00:28:25,660
‫یا باید باشه...

418
00:28:29,370 --> 00:28:30,750
‫بله دقیقاً.

419
00:28:37,590 --> 00:28:39,880
‫این اثر باشکوهه.

420
00:28:39,880 --> 00:28:41,210
‫نیست؟

421
00:28:42,510 --> 00:28:44,680
‫کاملاً حق با شماست، سنسه.

422
00:28:45,800 --> 00:28:50,430
‫این می‌شه بهترین کار من... فکرش به دلم می‌شینه.

423
00:28:53,230 --> 00:28:55,100
‫بله درسته.

424
00:28:56,400 --> 00:28:59,520
‫واقعاً باشکوهه.

425
00:29:03,820 --> 00:29:05,610
‫برنده شدن چه احساسی داره؟

426
00:29:05,610 --> 00:29:08,200
‫خودتون رو توی قهرمان داستان می‌بینین؟

427
00:29:08,780 --> 00:29:11,160
‫این همه مدت کجا بودین؟

428
00:29:11,660 --> 00:29:14,370
‫برای کار بعدیتون ایده‌ای دارین؟

429
00:29:46,360 --> 00:29:47,660
‫سنسه، B‌ هستم.

430
00:29:47,660 --> 00:29:48,870
‫اوه، شمایین.

431
00:29:48,870 --> 00:29:50,910
‫برای امروز خیلی ممنونم.

432
00:29:51,450 --> 00:29:54,700
‫رئیسمون خیلی خوشحال بودن که باهاتون وقت گذروندن.

433
00:29:54,700 --> 00:29:59,670
‫تصمیم گرفتیم قبل از انتشار کتاب جدیدتون 
‫یه چاپ دیگه ازش داشته باشیم.

434
00:30:00,290 --> 00:30:05,050
‫از اون‌جایی که این اولین‌باری بود که شرکت ما کار شما رو چاپ می‌کرد،

435
00:30:05,050 --> 00:30:07,760
‫بخش فروشمون همه‌جوره مایه گذاشت.

436
00:30:08,970 --> 00:30:12,850
‫از اینا گذشته سنسه، امیدوارم خوب مراقب سلامتیتون باشین.

437
00:30:13,560 --> 00:30:16,270
‫تا الان پنج رمان بلند نوشتین،

438
00:30:16,270 --> 00:30:20,060
‫و ما برامون سوال شده بود پس کی‌ وقت می‌کنین استراحت کنین؟

439
00:30:20,060 --> 00:30:22,070
‫من خیلی خوب می‌خوابم.

440
00:30:22,770 --> 00:30:24,110
‫اما ممنون.

441
00:30:30,370 --> 00:30:33,200
‫آره، نیازی به نگرانی نیست.

442
00:30:34,790 --> 00:30:37,660
‫همینجا خوبه. پیاده می‌شم.

443
00:30:41,460 --> 00:30:44,090
‫پرداخت شده.

444
00:30:44,090 --> 00:30:47,300
‫مشکلی نیست. بگیرش.

445
00:30:52,970 --> 00:30:54,220
‫همونطور که ورلین می‌گه،

446
00:30:54,220 --> 00:30:58,310
‫«از انتخاب شدن احساس شعف و وحشت می‌کنم.»

447
00:31:02,520 --> 00:31:04,190
‫«غرور متکبرانه»

448
00:31:05,150 --> 00:31:07,490
‫یا شایدم «شرم»؟

449
00:32:30,360 --> 00:32:31,530
‫خیلی وقته ندیدمت.

450
00:32:37,660 --> 00:32:38,700
‫چی شده؟

451
00:32:43,750 --> 00:32:45,330
اینجا کجاست؟

452
00:32:45,960 --> 00:32:49,800
‫پارکه... همون پارکی که بار اول همدیگه رو دیدیم.

453
00:32:51,510 --> 00:32:55,470
‫ولی من جابه‌جا شدم، اول توی یه آپارتمان تو منتهی الیه توکیو بودم،

454
00:32:55,470 --> 00:32:57,760
‫بعدش هم به یه ناحیه‌ی مهم توی مرکز توکیو رفتم.

455
00:32:58,260 --> 00:33:01,520
‫بعدم همین الان با رئیس یه شرکت انتشاراتی شام خوردم...

456
00:33:01,520 --> 00:33:03,270
‫و داشتم برمی‌گشتم خونه.

457
00:33:04,190 --> 00:33:07,860
‫غیرممکنه... غیرممکنه به همچین شهر خلوتی برگشته باشم.

458
00:33:19,080 --> 00:33:21,950
‫می‌گم، اونو تمومش نکردی؟

459
00:33:23,080 --> 00:33:23,910
‫چی رو؟

460
00:33:25,040 --> 00:33:27,380
‫ای بابا، رمان دیگه.

461
00:33:30,040 --> 00:33:30,880
‫چی شده؟

462
00:33:30,880 --> 00:33:35,260
‫یه کتاب برای ماه آینده و دوتا برای آخر سال برنامه‌ریزی کردم.

463
00:33:37,010 --> 00:33:38,260
‫اونا رو نمی‌گم.

464
00:33:40,720 --> 00:33:44,850
‫اونی که به من نشون دادی و در مورد یه جوون قاتل بود...

465
00:33:45,350 --> 00:33:46,600
‫اون چی شد؟

466
00:33:48,900 --> 00:33:50,360
از اول ننوشتیش؟

467
00:33:51,320 --> 00:33:53,400
‫از اون دیگه خوشم نیومد. ولش کردم.

468
00:33:54,030 --> 00:33:55,110
‫چرا؟

469
00:33:58,160 --> 00:34:01,410
‫اون‌موقع... خودت نبودی که گفتی کسل‌کننده‌ست؟

470
00:34:02,200 --> 00:34:04,540
‫بله، من همچین حرفی زدم.

471
00:34:05,370 --> 00:34:07,540
‫اما اگه اون داستان رو ننویسی،

472
00:34:08,880 --> 00:34:11,000
‫پس دقیقاً چی می‌تونی بنویسی؟

473
00:34:12,550 --> 00:34:14,210
‫چی می‌تونم بنویسم؟

474
00:34:15,050 --> 00:34:19,930
‫تو نمی‌دونی من کی‌ام و از اون‌موقع چندتا کتاب نوشتم؟

475
00:34:21,300 --> 00:34:22,390
نوشتی؟

476
00:34:22,390 --> 00:34:25,640
‫بله، نوشتم! همه‌شون هم پرفروش شدن.

477
00:34:25,640 --> 00:34:29,150
‫ویراستارها التماسِ دست‌نوشته‌هام رو می‌کنن.

478
00:34:29,150 --> 00:34:33,070
‫من بهترین نویسنده‌ی پرفروشم، که...

479
00:34:33,650 --> 00:34:35,030
‫واقعاً؟

480
00:34:39,910 --> 00:34:40,950
‫حقیقت داره؟

481
00:34:50,210 --> 00:34:53,090
اونا... رمان‌های خودت بودن؟

482
00:34:53,670 --> 00:34:55,380
رمان‌های من؟

483
00:34:55,380 --> 00:34:58,760
منظورت از رمان‌های خودم بودن چیه؟ می‌خوای به چی برسی؟

484
00:34:59,550 --> 00:35:00,640
‫احمقی؟

485
00:35:01,220 --> 00:35:06,520
‫«رمان تو» یعنی چیزایی که تو نوشتی.

486
00:35:07,100 --> 00:35:10,770
‫من علاقه‌ای به نویسنده‌ای که نمی‌نویسه ندارم.

487
00:35:11,810 --> 00:35:13,480
‫حیف شد. خدانگهدار.

488
00:35:14,230 --> 00:35:15,690
‫و ـ وایسا!

489
00:35:27,290 --> 00:35:31,210
‫اگه اونا کار من نیستن، پس کی‌ اونا رو نوشته؟

490
00:35:39,510 --> 00:35:44,180
‫من هر روز صبح از خواب بیدار می‌شم، 
‫و یکی از اون‌ها روی میزمه.

491
00:35:45,560 --> 00:35:51,480
‫یه دست‌نوشته با دست‌خط من 
‫در مورد چیزایی که ممکنه من بنویسم.

492
00:35:52,600 --> 00:35:53,480
‫نمی‌دونم.

493
00:35:56,320 --> 00:35:59,940
‫حداقل تو بهم نمی‌گی من نوشته‌مشون؟

494
00:36:00,700 --> 00:36:03,450
‫خودت بهتر از هرکسی می‌دونی.

495
00:36:07,160 --> 00:36:09,500
‫من هم... نمی‌دونم.

496
00:36:10,500 --> 00:36:11,710
نمی‌دونی؟

497
00:36:12,210 --> 00:36:14,130
‫درسته... دست‌خط منه.

498
00:36:15,420 --> 00:36:18,750
‫توی جمله‌بندی‌ها و خصلتای کوچیک خودم رو حس می‌کنم.

499
00:36:19,590 --> 00:36:22,760
‫ولی نمی‌دونم چیشون انقدر عالیه.

500
00:36:22,760 --> 00:36:26,300
‫حتی بعد از بارها و بارها خوندنشون، ‫هنوز سرگرم‌کننده‌ نیستن.

501
00:36:26,300 --> 00:36:29,020
‫من حتی نمی‌فهمم در مورد چی‌ان.

502
00:36:29,850 --> 00:36:36,480
‫اما همه می‌گن؛ جالبن، اثر ماندگارن.

503
00:36:37,060 --> 00:36:41,990
‫انگار فقط من، خودم تنها، پا توی یه دنیای دیگه گذاشتم.

504
00:36:42,490 --> 00:36:44,200
‫حس می‌کنم تنهام.

505
00:36:44,820 --> 00:36:48,120
‫همه‌ی کسایی که اطرافمن مخلوقات عجیبی‌ان.

506
00:36:48,120 --> 00:36:50,160
‫حسم رو می‌فهمی؟

507
00:36:50,160 --> 00:36:53,160
‫من ترسیدم. انگار دارم عقلم رو از دست می‌دم.

508
00:36:53,160 --> 00:36:57,630
‫چطور می‌تونم توی همچین جایی سر عقل بمونم؟

509
00:37:00,670 --> 00:37:02,470
‫باید سرنوشتم رو بپذیرم.

510
00:37:03,130 --> 00:37:06,550
‫تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه همرنگ جماعت بشم.

511
00:37:11,220 --> 00:37:12,480
‫متأسفم.

512
00:37:14,270 --> 00:37:18,190
‫تو با سرنوشتی که انتخاب خودت بود راحت بودی.

513
00:37:18,980 --> 00:37:21,480
‫و تلاشی برای مقاومت در برابرش نکردی.

514
00:37:22,190 --> 00:37:24,200
‫کاری از من بر نمیاد.

515
00:37:24,740 --> 00:37:28,910
‫آخه من فقط به رمانت علاقه داشتم.

516
00:37:30,280 --> 00:37:31,620
‫خدانگهدار.

517
00:37:45,300 --> 00:37:46,800
‫خوش اومدی.

518
00:38:13,620 --> 00:38:14,700
‫جانم جانم...

519
00:38:15,870 --> 00:38:17,000
‫نازی نازی.

520
00:38:46,520 --> 00:38:47,700
‫«از کرانه‌های بهت» اثری از N

521
00:39:07,180 --> 00:39:10,480
پایان

522
00:39:56,550 --> 00:39:58,280
‫«از کرانه‌های بهت» اثری از

523
00:39:56,550 --> 00:39:58,280
‫N

524
00:40:24,880 --> 00:40:31,260


525
00:40:24,880 --> 00:40:31,260


526
00:40:24,880 --> 00:40:31,260
{\an8}‫خبر فوری، مرگ ناگهانی نویسنده‌ی رمان‌های پرفروش جناب N

527
00:42:38,290 --> 00:42:40,720
پایان

