‫﻿۱
00:00:01,164 --> 00:00:02,640
‫آنچه در ۱۰۰ گذشت...

2
00:00:02,646 --> 00:00:04,221
‫یه چیزی در راهه

3
00:00:04,497 --> 00:00:06,641
‫چیزی که شبیه هیچکدوم از
‫چیزایی که قبلاً دیدیم نیست

4
00:00:07,485 --> 00:00:08,680
‫موجی رادیواکتیو

5
00:00:08,686 --> 00:00:10,754
‫که هر چیزی سر راهش باشه رو نابود می‌کنه

6
00:00:10,756 --> 00:00:12,389
‫مداواش نکردیم

7
00:00:12,391 --> 00:00:14,824
‫بدنش خودش داره تشعشع رو پس می‌زنه

8
00:00:14,826 --> 00:00:18,162
‫فقط یه متغیر وجود داره
‫که لونا رو از بقیه متمایز می‌کنه

9
00:00:18,164 --> 00:00:19,597
‫نایت‌بلاد

10
00:00:19,599 --> 00:00:21,499
‫باید برم به جزیره تا
‫نایت‌بلاد رو درست کنم

11
00:00:21,501 --> 00:00:24,864
‫اگه حق با جاها باشه و بکا اونجا
‫،نایت‌بلاد درست کرده باشه

12
00:00:24,870 --> 00:00:27,306
‫ یادداشت‌هاش رو پیدا می‌کنن،
‫و همه‌ی کاری که باید بکنن

13
00:00:27,312 --> 00:00:29,379
‫اینه که از لونا مهندسی معکوسش کنن

14
00:00:29,385 --> 00:00:30,376
‫همه زنده می‌مونن

15
00:00:30,378 --> 00:00:31,387
‫اگه بتونن تا

16
00:00:31,393 --> 00:00:33,660
‫قبل اومدن تشعشعات درستش کنن

17
00:00:34,647 --> 00:00:36,350
‫گمونم بهتره سفینه رو تموم کنیم

18
00:00:36,352 --> 00:00:38,018
‫اینم گفت که شما یه نایت‌بلاد دارین

19
00:00:38,020 --> 00:00:40,354
‫نایت‌بلاد به دگرگونی تشعشعات با
‫متابولیزم بدن کمک می‌کنه

20
00:00:40,364 --> 00:00:43,546
‫دنبال راه‌هایی می‌گردیم برای همه
‫  درست‌ـش کنیم تا همه‌مون زنده بمونیم

21
00:00:43,552 --> 00:00:45,693
‫روان زنده‌ی تو رو می‌خواد.
‫با زبون خوش بیا

22
00:00:45,695 --> 00:00:46,928
‫به همین خیال باش

23
00:00:53,404 --> 00:00:56,273
‫مردم آسمان مجبورم کردن کل
‫خانواده‌م رو به قتل برسونم

24
00:01:01,724 --> 00:01:03,791
‫داریم می‌بریم‌تون خونه

25
00:01:03,793 --> 00:01:06,128
‫سفینه‌ی شما پناهگاهی
‫مقابل پرایم‌فایاست

26
00:01:06,130 --> 00:01:08,530
‫پس قصد تصاحب‌ـش رو دارم

27
00:01:14,628 --> 00:01:17,940
‫کامپیوتر، بهم نرم‌افزار شناسایی تشعشع،
‫ که توی زبان برنامه‌نویسی...

28
00:01:17,942 --> 00:01:20,744
‫ناوگان پهپادها وجود داره رو نشون بده

29
00:01:25,474 --> 00:01:27,349
‫خدایا، بکا کارش درست بوده

30
00:01:27,355 --> 00:01:29,020
‫نایت‌بلاد طراحی شده بود
‫تا به بدن انسان کمک کنه

31
00:01:29,022 --> 00:01:30,655
‫که هوش مصنوعی رو پس نزنه
‫و ازش در برابر...

32
00:01:30,657 --> 00:01:33,459
‫تشعشعاتی که از دستگاه
‫ساطع میشه محافظت کنه

33
00:01:33,461 --> 00:01:35,694
‫برا همین لونا نجات پیدا کرد

34
00:01:35,696 --> 00:01:37,477
‫برا همین همه‌مون رو نجات میده

35
00:01:37,483 --> 00:01:41,935
‫اگه بتونیم بفهمیم اون چطور این
‫سلول‌ها رو با هم ترکیب کرده

36
00:01:42,346 --> 00:01:43,738
‫به نظر میاد بکا در حال آزمایش

37
00:01:43,740 --> 00:01:46,040
‫ترکیبات فلوروکربن، اکسیژن‌‌دار کننده‌ها

38
00:01:46,042 --> 00:01:47,909
‫ماده‌ی اصلی خونِ مصنوعی بوده

39
00:01:47,911 --> 00:01:49,232
‫من می‌دونم اونا چی هستن، جکسون

40
00:01:49,238 --> 00:01:51,323
‫ولی اونا رو اینجا نمی‌بینم

41
00:01:51,329 --> 00:01:54,364
‫اَبی، اگه این همه راه رو
‫برای هیچی اومده باشیم چی؟

42
00:01:55,335 --> 00:01:57,086
‫اگه نتونیم حلش کنیم چی؟

43
00:01:57,088 --> 00:01:59,289
‫می‌تونیم جکسون

44
00:01:59,291 --> 00:02:00,868
‫می‌دونیم که بکا حلش کرده بود

45
00:02:00,874 --> 00:02:02,641
‫لونا گواهِ این موضوع‌ـه

46
00:02:02,885 --> 00:02:04,651
‫اگه توی پایگاه داده‌ها نباشه

47
00:02:04,653 --> 00:02:07,421
‫از خون لونا مهندسی معکوسش می‌کنیم

48
00:02:11,198 --> 00:02:13,528
‫یه نمونه‌ی جدید می‌خوام.
‫لونا کجاست؟

49
00:02:13,888 --> 00:02:16,053
‫خوابیده، و باید بذاریم بخوابه

50
00:02:16,868 --> 00:02:18,667
‫همین الانشم زیاد ازش خون گرفتیم

51
00:02:18,669 --> 00:02:19,530
‫بدنش زمان نیاز داره...

52
00:02:19,536 --> 00:02:21,219
‫ما زمان نداریم!

53
00:02:24,943 --> 00:02:28,846
‫وایسا، حق با توئه، شرمنده‌ام

54
00:02:29,909 --> 00:02:33,619
‫کمکم کن آزمایش ظرفیت مولکولی روی
‫نمونه‌ی هفت رو دوباره انجام بدم

55
00:02:33,621 --> 00:02:35,053
‫مفهوم شد

56
00:02:36,624 --> 00:02:38,725
‫ابی، این رو گوش کن

57
00:02:38,727 --> 00:02:40,827
‫بر طبق این یادداشت
‫بکا اول چیزی رو که ما

58
00:02:40,829 --> 00:02:42,794
‫به اسم نایت‌بلاد می‌شناسیم

59
00:02:42,800 --> 00:02:44,954
‫برای شرکت معدن‌کاوی
‫الیجیوس" توسعه داده"

60
00:02:44,960 --> 00:02:46,526
‫معدن‌کاوی؟

61
00:02:46,769 --> 00:02:49,069
‫مأموریت‌های فضایی طولانی‌مدت

62
00:02:49,071 --> 00:02:51,206
‫مجرمین رو به خواب طولانی‌مدت فرو می‌بردن

63
00:02:51,208 --> 00:02:54,709
‫و بهشون نایت‌بلاد داده میشده تا در برابر
‫ تشعشعات خورشیدی محافظت بشن

64
00:02:54,711 --> 00:03:00,023
‫دمش گرم که این رو با اجدادمون
‫توی آرک به اشتراک گذاشت

65
00:03:01,152 --> 00:03:02,785
‫نمی‌فهمم

66
00:03:02,787 --> 00:03:06,190
‫زنجیرهای پروتئینی نایت‌بلاد شکستن

67
00:03:09,025 --> 00:03:12,294
‫چطور تونسته اونا رو با
‫سلول‌های خونی الحاق کنه؟

68
00:03:13,772 --> 00:03:16,388
‫فکر می‌کردم تو از
‫زیست‌شناسی مولکولی متنفر بودی

69
00:03:22,768 --> 00:03:24,277
‫ریون

70
00:03:28,404 --> 00:03:29,955
‫تشنج کرده

71
00:03:31,391 --> 00:03:32,606
‫- خب
‫- گردنش رو بگیر

72
00:03:32,608 --> 00:03:34,976
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب

73
00:03:34,978 --> 00:03:36,844
‫خوبه، به پهلوش، به پهلوش

74
00:03:36,846 --> 00:03:38,112
‫دارمش. دارمش

75
00:03:38,114 --> 00:03:39,381
‫یه بیهوش کننده
‫تو کیفم دارم

76
00:03:39,387 --> 00:03:41,250
‫- باشه
‫- بیارش، بجنب

77
00:03:41,852 --> 00:03:44,176
‫خیلی‌خب. عزیزم. خیلی‌خب.عزیزدلم

78
00:03:45,632 --> 00:03:47,391
‫- نگهش دار
‫- دارمش

79
00:03:49,196 --> 00:03:50,625
‫خوبه

80
00:03:55,389 --> 00:03:58,490
‫چیزیت نیست

81
00:04:01,195 --> 00:04:06,196
‫(€rik) ترجمه از ناصر اسماعیلی و عرفان

82
00:04:06,221 --> 00:04:11,222
‫ارائه‌ای از
‫TinyMoviez.Co , NightMovie.tv

83
00:05:23,303 --> 00:05:26,672
‫خیلی‌خب. اینم از آخرین دورِ مونشاین‌ها

84
00:05:29,487 --> 00:05:30,843
‫یکم سبکه انگار

85
00:05:30,845 --> 00:05:32,979
‫شکارچی‌هات شکارشون داره کمتر میشه

86
00:05:32,981 --> 00:05:35,382
‫فقط می‌تونم چیزایی که
‫برام میارن رو خشک کنم

87
00:05:37,085 --> 00:05:40,221
‫هی، خبری از جاها نشده؟
‫واحد بلامی رو پیدا کردن؟

88
00:05:40,223 --> 00:05:43,124
‫آره، برگشتن،
‫و یادمون رفت بهت بگیم

89
00:05:46,670 --> 00:05:48,140
‫سلام، دوست من

90
00:05:48,265 --> 00:05:49,202
‫سلام

91
00:05:52,657 --> 00:05:53,828
‫چقدر کم داریم؟

92
00:05:54,016 --> 00:05:55,866
‫همیشه انقدر جدی‌ای

93
00:05:57,043 --> 00:05:59,777
‫بهتر شد، نگران نباش

94
00:05:59,779 --> 00:06:02,179
‫دفعه‌ی بعد زمین سخاوت
‫بیشتری خواهد داشت

95
00:06:02,181 --> 00:06:04,416
‫بعداً می‌بینمت

96
00:06:04,418 --> 00:06:06,629
‫هی وایسا

97
00:06:09,910 --> 00:06:12,882
‫اون بی‌سیمی که وقتی اینجا
‫بودی بهت دادم شارژ کردی؟

98
00:06:13,114 --> 00:06:15,949
‫بله، همونطور که بهم گفته بودی

99
00:06:17,399 --> 00:06:18,205
‫خوبه

100
00:06:18,211 --> 00:06:19,543
‫کلارک!

101
00:06:19,768 --> 00:06:21,269
‫اوکتیویا؟

102
00:06:21,271 --> 00:06:22,604
‫همین الان تنفسش قطع شد

103
00:06:22,606 --> 00:06:24,834
‫خیلی‌خب، بذارش رو میز، الان

104
00:06:25,146 --> 00:06:26,165
‫توش شکمش زخم چاقو هست

105
00:06:26,171 --> 00:06:27,604
‫غرق خون‌ـه

106
00:06:30,292 --> 00:06:32,392
‫خیلی‌خب، اول موارد ضروری

107
00:06:33,251 --> 00:06:35,549
‫۱ ۲ ۳ ۴

108
00:06:35,988 --> 00:06:37,454
‫تو کی هستی؟

109
00:06:37,456 --> 00:06:38,814
‫چطور این بلا سرش اومد؟

110
00:06:38,820 --> 00:06:41,155
‫ایلیان، از مردم تریشانا

111
00:06:41,681 --> 00:06:42,604
‫۱ ۲

112
00:06:42,610 --> 00:06:44,728
‫داشتم از پولیس به خونه
‫برمی‌گشتم که اونُ پیدا کردم

113
00:07:08,565 --> 00:07:11,118
‫خیلی‌خب، ببرینش به درمانگاه، الان

114
00:07:13,284 --> 00:07:16,232
‫آوردنش به اینجا زندگی‌ش
‫رو نجات داد. ممنونم

115
00:07:18,471 --> 00:07:20,917
‫هی هی هی، چیزی نیست

116
00:07:20,923 --> 00:07:22,857
‫چیزی نیست، حالت خوبه

117
00:07:23,510 --> 00:07:25,005
‫اوکتیویا، خون زیادی از دست دادی

118
00:07:25,011 --> 00:07:26,306
‫ولی الان تو خونه‌ای

119
00:07:26,312 --> 00:07:27,911
‫بهت کمک می‌کنم

120
00:07:31,218 --> 00:07:34,553
‫قوم یخی داره میاد

121
00:07:34,555 --> 00:07:36,122
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنه؟

122
00:07:36,124 --> 00:07:37,524
‫من...

123
00:07:37,526 --> 00:07:40,416
‫قوم یخی داره میاد

124
00:07:40,422 --> 00:07:44,865
‫- ارتش‌شون... حرکت کرده
‫- اوکتیویا، هی، هی، با من بمون

125
00:07:45,960 --> 00:07:47,836
‫جنگ به اینجا کشیده شده

126
00:07:51,901 --> 00:07:53,887
‫ببرش، برو

127
00:07:53,893 --> 00:07:56,360
‫خیلی‌خب، ۳ ۲ ۱

128
00:07:56,602 --> 00:07:57,615
‫داریش؟

129
00:07:58,717 --> 00:08:00,718
‫تزریق درون رگی، خون و سرم

130
00:08:00,720 --> 00:08:02,886
‫و وسایل بخیه هم حاضر کنید

131
00:08:04,707 --> 00:08:07,540
‫هی، من باید این‌کارو بکنم،
‫ولی با بی‌سیم با کین تماس بگیر

132
00:08:07,546 --> 00:08:08,793
‫بفهمم دقیقاً چه خبره

133
00:08:08,795 --> 00:08:10,395
‫انجامش میدم

134
00:08:10,726 --> 00:08:13,265
‫هارپر، هی، من رو ببین

135
00:08:13,267 --> 00:08:14,421
‫نگهبان‌ها رو جمع کن

136
00:08:14,427 --> 00:08:15,968
‫بابای میلر افسرِ ارشده

137
00:08:15,970 --> 00:08:18,638
‫اگه قوم یخی داره میاد، ما باید
‫نقشه‌ی دفاع رو بکشیم، باشه؟

138
00:08:18,640 --> 00:08:19,647
‫هر چه بتونم زودتر
‫خودم رو می‌رسونم اونجا

139
00:08:19,653 --> 00:08:22,090
‫- باشه
‫- نایلا، به کمکت نیاز دارم

140
00:08:36,718 --> 00:08:38,528
‫خیلی‌خب، تفنگ‌دارها رو
‫در طول دیوار می‌ذاریم

141
00:08:38,530 --> 00:08:41,981
‫اینطوری، قبل از اینکه به نزدیکی‌مون
‫برسن می‌تونیم خیلی‌هاشون رو بُکشیم

142
00:08:41,997 --> 00:08:43,300
‫و وقتی نزدیک شدن؟

143
00:08:43,302 --> 00:08:44,370
‫هیدرازین

144
00:08:44,376 --> 00:08:46,470
‫وقتی فرود اومدیم باقی‌مونده‌ش
‫تو موتورها رو دفن کردیم

145
00:08:46,472 --> 00:08:47,972
‫همین الان دارن بیرونش میارن

146
00:08:47,974 --> 00:08:49,274
‫باید توی خندق‌هامون بریزیمش

147
00:08:49,276 --> 00:08:51,376
‫- هی، اون چطوره؟
‫- قوی

148
00:08:51,378 --> 00:08:53,616
‫گوش کنین، تنها کاری که
‫باید بکنیم اینه که

149
00:08:53,622 --> 00:08:54,813
‫جلوی دیوار بیرونی‌مون پخشش کنیم

150
00:08:54,815 --> 00:08:56,209
‫بعد وقتی ارتش نزدیک شد

151
00:08:56,215 --> 00:08:57,650
‫- آتیش‌شون می‌زنیم
‫- درسته

152
00:08:57,652 --> 00:08:59,592
‫می‌خوای بیرون سفینه‌ای رو به آتیش بکشی

153
00:08:59,598 --> 00:09:01,120
‫که چند ماه گذشته رو
‫صرف آماده کردنش کردیم؟

154
00:09:01,122 --> 00:09:02,589
‫این اتفاق نمی‌افته

155
00:09:02,591 --> 00:09:04,255
‫خبری از کین نشد؟

156
00:09:04,614 --> 00:09:07,645
‫نه، ولی جاها کامیون محموله رو ۱۲ ساعت

157
00:09:07,651 --> 00:09:11,453
‫دورتر از اینجا پیدا کرد،
‫اثری از بلامی یا استیفنز نبود

158
00:09:16,465 --> 00:09:17,873
‫باید با روان صحبت کنم

159
00:09:17,875 --> 00:09:19,341
‫یه اتفاقی افتاده

160
00:09:19,343 --> 00:09:21,077
‫یه جور سوءتفاهم

161
00:09:21,079 --> 00:09:22,602
‫کلارک، اگه می‌خواست حرف بزنه

162
00:09:22,608 --> 00:09:24,014
‫با ارتشش نمی‌اومد

163
00:09:24,016 --> 00:09:27,385
‫درسته، ولی از پولیس برای رسیدن
‫به اینجا فقط یه راه هست

164
00:09:27,387 --> 00:09:29,520
‫- می‌رم بیرون و می‌بینمش
‫- تو...

165
00:09:29,522 --> 00:09:30,988
‫نه، قطعاً نه

166
00:09:30,990 --> 00:09:33,859
‫راستش، شاید جواب بده

167
00:09:33,861 --> 00:09:36,195
‫مانتی، درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

168
00:09:36,197 --> 00:09:38,665
‫قوم یخی فکر می‌کنه
‫عنصر غافلگیری رو داره

169
00:09:38,667 --> 00:09:41,000
‫ولی با تشکر از اوکتیویا، ما داریم

170
00:09:41,535 --> 00:09:43,340
‫پایک بهمون نشون داد این
‫می‌تونه چقدر ارزشمند باشه

171
00:09:43,346 --> 00:09:45,480
‫داری از پایک نقل‌قول می‌کنی؟

172
00:09:46,916 --> 00:09:48,693
‫همینقدری که مزخرف به نظر میاد

173
00:09:50,385 --> 00:09:51,947
‫بله

174
00:10:18,231 --> 00:10:19,638
‫ایست

175
00:10:26,244 --> 00:10:29,639
‫می‌دونستن ما داریم میایم

176
00:10:29,687 --> 00:10:31,288
‫بهشون اخطار دادن

177
00:10:32,734 --> 00:10:36,021
‫امکان نداره اوکتیویا از
‫شمشیر من زنده مونده باشه

178
00:10:36,399 --> 00:10:37,745
‫یا سقوط از اونجا

179
00:10:42,046 --> 00:10:43,740
‫باید حرف بزنیم

180
00:10:43,742 --> 00:10:45,582
‫یکم برا این کار دیره

181
00:10:46,012 --> 00:10:48,686
‫کمان‌دارها! وانهدا رو هدف بگیرید!

182
00:10:56,860 --> 00:10:58,045
‫پادشاهم...

183
00:11:20,025 --> 00:11:22,551
‫خیلی‌خب، توجه‌شون رو جلب کردیم

184
00:11:22,553 --> 00:11:25,322
‫یادتون باشه، تا بهتون
‫شلیک نشده شلیک نکنید

185
00:11:25,324 --> 00:11:28,258
‫دشمن ما تشعشع‌ـه،
‫نه قوم یخی

186
00:11:34,081 --> 00:11:35,502
‫زندانی‌ها رو بیارید

187
00:11:53,656 --> 00:11:55,457
‫نوبت توئه وانهدا

188
00:12:06,371 --> 00:12:09,524
‫ده دقیقه.
‫فقط همین رو می‌خوام

189
00:12:16,555 --> 00:12:19,685
‫وایسا، اون داره کجا می‌ره؟

190
00:12:19,687 --> 00:12:21,854
‫اگه یه تله باشه چی؟

191
00:12:21,856 --> 00:12:25,426
‫یه تله‌ست، الانشم داخلشیم

192
00:12:29,781 --> 00:12:30,672
‫خیلی‌خب تیراندازها

193
00:12:30,678 --> 00:12:33,234
‫دارن به سمت غار میرن
‫بذارین پادشاه بره

194
00:12:40,886 --> 00:12:43,320
‫یه لحظه وایسا.
‫کی هنوز روش نشونه رفته؟

195
00:12:49,599 --> 00:12:52,179
‫لعنت بهش، چیکار می‌کنی،‌ رایلی؟

196
00:12:52,185 --> 00:12:53,419
‫هدفِ تو ارتش‌ـه

197
00:12:53,959 --> 00:12:55,803
‫کلارک داره با شاهشون مذاکره می‌کنه

198
00:12:55,809 --> 00:13:00,631
‫دیگه هدفش نگیر، تمام.
‫رایلی، جواب بده

199
00:13:01,357 --> 00:13:04,926
‫مذاکره با این آدما وقت تلف کردنه

200
00:13:04,932 --> 00:13:07,958
‫موضع بالا رو داریم.
‫تفنگ رو داریم

201
00:13:08,026 --> 00:13:09,801
‫باید دخل‌شون رو بیاریم

202
00:13:10,200 --> 00:13:12,415
‫جواب منفی‌ـه، باید طبق نقشه عمل کنیم

203
00:13:12,421 --> 00:13:16,471
‫واقعاً فکر می‌کنی قوم یخی پشیزی
‫به نقشه‌ت اهمیت میده؟

204
00:13:16,473 --> 00:13:18,386
‫شاه تو تیررس کامل منه

205
00:13:18,392 --> 00:13:22,127
‫،این‌کار یه آتش‌افروزـه. یه شلیک
‫ اونوقت آتش جنگ افروخته می‌شه

206
00:13:23,463 --> 00:13:25,728
‫اگه این‌کارو کنی،
‫کُشتار به راه می‌افته

207
00:13:27,050 --> 00:13:29,650
‫باید همین الان تفنگت رو پایین بیاری

208
00:13:30,706 --> 00:13:32,106
‫رایلی

209
00:13:38,111 --> 00:13:39,264
‫نباید اینجا می‌اومد

210
00:13:39,270 --> 00:13:41,303
‫نه بعد از کاری که باهاش کردن

211
00:13:44,668 --> 00:13:46,604
‫خیلی‌خب، شاه در امان‌ـه

212
00:13:47,175 --> 00:13:50,376
‫کمان‌دارها، اولین شلیکی که شنیدین

213
00:13:50,378 --> 00:13:51,220
‫تیرهاتون رو رها کنید

214
00:13:51,226 --> 00:13:53,976
‫پیاده‌نظام، با دستور من
‫پخش بشین و بالا برین

215
00:13:53,982 --> 00:13:55,949
‫بُکشین تا کسی باقی نمونه

216
00:13:56,229 --> 00:13:57,450
‫این دیوونگی‌ـه

217
00:13:57,452 --> 00:13:59,324
‫می‌دونستن دارین میاین

218
00:14:01,823 --> 00:14:03,990
‫ما هزاران گلوله داریم

219
00:14:03,992 --> 00:14:06,159
‫شما کسایی خواهید بود که
‫کسی ازتون باقی نمی‌مونه

220
00:14:06,161 --> 00:14:08,499
‫پس بیا دعا کنیم کسی شلیک نکنه

221
00:14:11,463 --> 00:14:12,999
‫چیه؟

222
00:14:13,001 --> 00:14:15,368
‫فکر می‌کردن عنصر غافلگیری رو دارن

223
00:14:16,340 --> 00:14:17,737
‫ولی ما داشتیم

224
00:14:20,285 --> 00:14:22,041
‫یکی بهشون اخطار داده

225
00:14:23,090 --> 00:14:25,325
‫فکر می‌کنی کار اوکتیویا بوده؟

226
00:14:26,448 --> 00:14:27,881
‫اون زنده‌ست

227
00:14:48,763 --> 00:14:50,403
‫باید بهشون اخطار بدم

228
00:14:50,405 --> 00:14:51,736
‫دادی

229
00:14:51,742 --> 00:14:54,670
‫سربازهای مردم آسمان رفتن
‫تا با ارتش روان روبرو بشن

230
00:14:57,963 --> 00:15:00,173
‫چطور به اینجا رسیدم؟

231
00:15:00,752 --> 00:15:04,266
‫یه مرد تو رو آورد...
‫از مردم تریشانا

232
00:15:05,001 --> 00:15:07,082
‫تو خوش‌شانسی.
‫اگه تو رو پیدا نکرده بود...

233
00:15:07,088 --> 00:15:08,377
‫ایلیان

234
00:15:41,957 --> 00:15:43,260
‫ریون

235
00:15:44,459 --> 00:15:45,925
‫اَبی

236
00:15:49,222 --> 00:15:52,866
‫اَبی، یه اتفاقی افتاد

237
00:15:53,698 --> 00:15:55,705
‫ریون، تو تشنج کردی

238
00:15:57,561 --> 00:15:59,802
‫باید اسکن مغزی انجام بدیم

239
00:16:00,630 --> 00:16:02,876
‫جکسون، اون بهوش اومده

240
00:16:05,146 --> 00:16:07,180
‫تشنج؟

241
00:16:08,817 --> 00:16:10,937
‫نه نه، اون...

242
00:16:11,621 --> 00:16:13,058
‫انگار مغزم داشت...

243
00:16:13,064 --> 00:16:14,871
‫با چنان نیروی...

244
00:16:15,357 --> 00:16:17,064
‫بزرگی کار می‌کرد

245
00:16:17,334 --> 00:16:20,571
‫خیلی واقعی بود،
‫انگار دوباره داشتم تو فضا راه می‌رفتم

246
00:16:21,363 --> 00:16:23,504
‫جاذبه‌ی صفر بدون لباس مخصوص

247
00:16:27,245 --> 00:16:28,320
‫من دیوونه نیستم

248
00:16:28,326 --> 00:16:30,559
‫نه، هیچکس فکر نمی‌کنه هستی

249
00:16:30,805 --> 00:16:32,560
‫بی‌وزنی

250
00:16:34,060 --> 00:16:36,870
‫ابی، وقتی سعی کردی پروتئین نایت‌بلاد

251
00:16:36,876 --> 00:16:38,414
‫رو با دی‌ان‌ای لونا ترکیب کنی

252
00:16:38,420 --> 00:16:39,696
‫چه اتفاقی افتاد؟

253
00:16:39,848 --> 00:16:42,615
‫ساختار آران‌ای از هم پاشید

254
00:16:44,221 --> 00:16:46,731
‫- چرا؟
‫- ابی، اون تازه از تشنج برگشته

255
00:16:46,752 --> 00:16:50,249
‫چون فکر کنم می‌دونم چرا بکا
‫نتونست تو این آزمایشگاه عملی‌ش کنه

256
00:16:50,255 --> 00:16:52,462
‫کامپیوتر، نمونه‌ی اصلی
‫آران‌ای نایت‌بلاد

257
00:16:52,468 --> 00:16:56,604
‫که در محیط با جاذبه‌ی صفر
‫ترکیب شده رو نشونم بده

258
00:17:12,754 --> 00:17:14,305
‫جواب میده

259
00:17:15,216 --> 00:17:17,283
‫شبیه‌سازی کامل شد

260
00:17:17,285 --> 00:17:18,817
‫توهماتت اینُ بهت گفتن؟

261
00:17:18,823 --> 00:17:21,183
‫بله، وقتی فکر می‌کردم تو حالت بی‌وزنیم

262
00:17:21,189 --> 00:17:23,584
‫حتماً نورون‌هام از اون چیزی
‫که ضمیر آگاهم بتونه

263
00:17:23,590 --> 00:17:25,858
‫پردازش کنه، عملکرد سریع‌تری داشتن

264
00:17:25,860 --> 00:17:27,493
‫از راه ضمیر ناخودآگاهت
‫ارتباط برقرار کردی

265
00:17:27,495 --> 00:17:28,909
‫دقیقاً

266
00:17:30,534 --> 00:17:32,773
‫چطور توی محیط آزمایشگاهی

267
00:17:32,779 --> 00:17:34,690
‫جاذبه‌ی صفر رو شبیه‌سازی کنیم؟

268
00:17:35,825 --> 00:17:38,845
‫نمی‌تونیم، غیرممکنه

269
00:17:56,360 --> 00:17:58,557
‫روی زمین غیرممکنه

270
00:17:59,561 --> 00:18:00,989
‫ا.ل.ی گفت بکا به فضا رفت

271
00:18:00,995 --> 00:18:02,561
‫تا دنبال محیط امن‌تری بگرده

272
00:18:02,567 --> 00:18:04,050
‫تا ازش دور بشه، ولی فکر نمی‌کنم

273
00:18:04,056 --> 00:18:05,689
‫دلیلش اصلاً این بوده باشه

274
00:18:05,691 --> 00:18:08,625
‫فکر می‌کنم رفته به فضا
‫تا نایت‌بلاد درست کنه

275
00:18:09,208 --> 00:18:10,927
‫ریون، دونستن این چه
‫کمکی به ما می‌کنه؟

276
00:18:11,419 --> 00:18:13,751
‫ما که نمی‌تونیم به فضا برگردیم

277
00:18:14,548 --> 00:18:16,099
‫می‌خوای شرط ببندی؟

278
00:18:16,997 --> 00:18:18,465
‫کامپیوتر

279
00:18:19,435 --> 00:18:23,173
‫محفظه‌های انفجار داخلی و
‫دریچه‌های پرتاب رو باز کن

280
00:19:12,748 --> 00:19:14,807
‫کی میاد بریم دور دور؟

281
00:19:26,987 --> 00:19:28,620
‫این انتظار داره من رو می‌کشه

282
00:19:28,622 --> 00:19:31,345
‫آروم باش، اونا تا الان
‫باید به غار رسیده باشن

283
00:19:31,713 --> 00:19:34,859
‫به علاوه، به نظر نمیاد
‫انتخاب دیگه‌ای داشته باشیم

284
00:19:35,542 --> 00:19:37,414
‫باید به کلارک زمان بدیم

285
00:19:37,420 --> 00:19:39,220
‫همه‌ی واحدها، بررسی وضعیت

286
00:19:39,682 --> 00:19:40,929
‫واحد یک

287
00:19:40,935 --> 00:19:42,367
‫واحد یک، هستم

288
00:19:42,442 --> 00:19:43,819
‫واحد دو

289
00:19:44,711 --> 00:19:47,579
‫واحد دو، رایلی، کجایی؟

290
00:19:53,049 --> 00:19:54,419
‫لعنت بهش

291
00:19:56,034 --> 00:19:58,028
‫کاستا، رایلی رو می‌بینی؟

292
00:19:58,030 --> 00:19:59,463
‫رفت دستشویی کنه

293
00:19:59,465 --> 00:20:00,698
‫چقدر پیش؟

294
00:20:00,700 --> 00:20:02,466
‫نمی‌دونم، خیلی وقت نیست

295
00:20:02,684 --> 00:20:04,510
‫تفنگ‌ـش رو جا گذاشت؟

296
00:20:06,174 --> 00:20:07,820
‫جواب منفی‌ـه، با خودش بردش

297
00:20:09,254 --> 00:20:10,493
‫ولی بی‌سیمش رو گذاشته

298
00:20:13,503 --> 00:20:15,097
‫شاید رفته خونه

299
00:20:15,714 --> 00:20:19,976
‫یا رفته به اون غار تا شاهِ مردمی
‫که اون رو به بردگی گرفتن بُکشه

300
00:20:21,688 --> 00:20:23,590
‫گزینه‌ی دیگه‌ای رو از یاد بردم؟

301
00:20:25,794 --> 00:20:29,172
‫وایسا، هیچوقت نمی‌تونی از
‫جلوی اون ارتش رد بشی

302
00:20:29,178 --> 00:20:30,463
‫داری چیکار می‌کنی؟

303
00:20:31,189 --> 00:20:33,032
‫جلوی یه جنگ رو می‌گیرم

304
00:20:36,487 --> 00:20:38,183
‫مانتی، داری چیکار می‌کنی؟

305
00:20:38,222 --> 00:20:42,006
‫موقعیتت رو حفظ کن.
‫تکرار می‌کنم، موقعیتت رو حفظ کن

306
00:20:46,219 --> 00:20:49,077
‫به گمونم فکر می‌کنی ما رو همون
‫جا که می‌خوای گیر انداختی

307
00:20:50,334 --> 00:20:53,210
‫روان، ما متحدیم.
‫داری چیکار می‌کنی؟

308
00:20:53,216 --> 00:20:55,687
‫ما یه قراری داشتیم.
‫تو زیر پا گذاشتی‌ـش

309
00:20:55,693 --> 00:20:57,162
‫من زیر پا گذاشتم؟

310
00:20:59,100 --> 00:21:01,327
‫نزدیک بود اوکتیویا رو بُکشی

311
00:21:01,483 --> 00:21:04,610
‫بلامی و صدراعظم‌مون
‫رو گروگان نگه داشتی

312
00:21:04,616 --> 00:21:07,922
‫یه ارتش رو آوردی اینجا
‫تا دقیقاً چیکار کنی؟

313
00:21:07,928 --> 00:21:09,539
‫چرا می‌خوای ما رو بکشی وقتی می‌دونی

314
00:21:09,545 --> 00:21:11,667
‫همه‌مون به‌هرحال به زودی می‌میریم؟

315
00:21:12,414 --> 00:21:14,574
‫ما اینجا نیستیم تا شما رو بکشیم، کلارک

316
00:21:14,576 --> 00:21:16,134
‫اینجاییم تا سفینه‌تون رو بگیریم

317
00:21:18,120 --> 00:21:20,087
‫سفینه‌ای که بازسازی کردی
‫تا مردمت رو نجات بدی

318
00:21:20,093 --> 00:21:21,320
‫نه مردم من

319
00:21:21,883 --> 00:21:24,318
‫اون سفینه یه نقشه‌ی پشتیبان‌ـه

320
00:21:25,131 --> 00:21:27,188
‫حداکثر ۱۰۰ نفر ظرفیت داره

321
00:21:27,194 --> 00:21:29,204
‫پس از نظرت اشکالی نداره
‫که ما بگیریمش

322
00:21:31,821 --> 00:21:32,923
‫هی

323
00:21:34,368 --> 00:21:36,225
‫قبل اینکه گروگان بگیریش

324
00:21:36,231 --> 00:21:38,698
‫کین بهت درباره‌ی
‫راه‌حل نایت‌بلاد چیزی گفت؟

325
00:21:39,095 --> 00:21:40,300
‫سعی کرد

326
00:21:40,814 --> 00:21:42,235
‫که از نظر من

327
00:21:42,237 --> 00:21:44,404
‫همونطور که تو سعی داری
‫فرمانده‌ی بعدی رو بیاری

328
00:21:44,616 --> 00:21:46,773
‫یه تخلف در توافق‌مون‌ـه

329
00:21:48,573 --> 00:21:51,685
‫شعله نابود شده و تو این رو می‌دونی

330
00:21:52,169 --> 00:21:54,697
‫اگه حرف اوکتیویا واقعیت داشته باشه

331
00:21:55,424 --> 00:21:58,461
‫روان، این یه توطئه نیست

332
00:21:58,467 --> 00:22:00,986
‫من هر کاری بتونم دارم می‌کنم
‫تا همه‌مون رو نجات بدم

333
00:22:00,992 --> 00:22:02,420
‫نه نمی‌کنی

334
00:22:02,426 --> 00:22:03,654
‫تو سوگوار لکسا هستی

335
00:22:03,660 --> 00:22:05,824
‫با این حال هیچی ازش یاد نگرفتی

336
00:22:06,964 --> 00:22:09,688
‫اون از مردم جنگل بود، ولی اعتقاداتش

337
00:22:09,694 --> 00:22:11,292
‫فراتر از وفاداری به قبیله بود

338
00:22:11,298 --> 00:22:13,557
‫به خودت بقبولون تو هم همینطوری...

339
00:22:13,563 --> 00:22:17,370
‫،وانهدای کبیر
‫فرمانده‌ی مرگ

340
00:22:17,372 --> 00:22:19,505
‫که می‌گه می‌خواد
‫همه رو نجات بده

341
00:22:19,507 --> 00:22:23,169
‫با این حال برای خودش و
‫مردمش یه سفینه می‌سازه

342
00:22:24,629 --> 00:22:27,747
‫راه‌حل با نایت‌بلاد همه رو نجات می‌ده

343
00:22:27,749 --> 00:22:29,376
‫به معجزه‌ اعتقادی ندارم

344
00:22:29,382 --> 00:22:31,017
‫لازم نیست اینجوری بشه

345
00:22:31,019 --> 00:22:32,819
‫چرا لازمه

346
00:22:32,821 --> 00:22:34,620
‫،اینطور که من می‌بینم
‫دو انتخاب داری...

347
00:22:34,622 --> 00:22:36,689
‫،به تیراندازهات بگی دست نگه‌دارن

348
00:22:36,931 --> 00:22:39,198
‫،سفینه‌تون رو به ما بدی
‫و از هر مقدار زمانی...

349
00:22:39,204 --> 00:22:41,794
‫که برامون باقی‌مونده برای
‫راه‌حل‌ـت با نایت‌بلاد استفاده کنی

350
00:22:42,501 --> 00:22:46,678
‫یا بهشون بگو شلیک کنن

351
00:22:47,510 --> 00:22:50,036
‫ما بیش از تعداد افرادت گلوله داریم

352
00:22:50,038 --> 00:22:51,416
‫شکست می‌خوری

353
00:22:51,422 --> 00:22:54,142
‫شاید. هر دو تلفاتی
‫،رو متقبل می‌شیم

354
00:22:54,837 --> 00:22:56,909
‫کین و بلامی جزءشون هستن

355
00:22:59,533 --> 00:23:02,056
‫فکر می‌کنی می‌تونی من رو مردّد کنی؟

356
00:23:02,485 --> 00:23:05,537
‫حاضر بودم مادر خودم رو قربانی کنم

357
00:23:05,573 --> 00:23:06,936
‫تا جلوی ا.ل.ی. رو بگیرم

358
00:23:06,969 --> 00:23:09,937
‫و منم حاضر بودم مادرم رو
‫برای کمک به تو قربانی کنم

359
00:23:12,254 --> 00:23:13,984
‫لنگه‌ی همدیگه‌ایم نه؟

360
00:23:19,250 --> 00:23:20,733
‫پس می‌جنگیم

361
00:23:22,699 --> 00:23:23,842
‫صبر کن

362
00:23:26,630 --> 00:23:28,463
‫اگه درش سهیم بشیم چی؟

363
00:23:33,941 --> 00:23:35,630
‫مراقب باشید. مردم آسمان!

364
00:23:36,416 --> 00:23:39,786
‫هی، صبر کنین. مسلح نیستم

365
00:23:39,788 --> 00:23:42,121
‫باید با کسی که فرمانده‌ست صحبت کنم

366
00:23:54,922 --> 00:23:56,375
‫اوکتیویا زنده‌ست؟

367
00:23:58,527 --> 00:23:59,704
‫حرف بزن

368
00:24:00,882 --> 00:24:03,209
‫یکی از افرادمون از
‫آرایش جنگی خارج شده

369
00:24:03,211 --> 00:24:05,374
‫به دلیلی باور دارم سعی
‫داره پادشاه‌تون رو بکشه

370
00:24:05,851 --> 00:24:07,180
‫چرا داری این رو بهم میگی؟

371
00:24:07,182 --> 00:24:08,581
‫فکر می‌کنی چرا داره می‌گه؟

372
00:24:08,583 --> 00:24:09,983
‫سعی داره جلوی قتل‌عام رو بگیره

373
00:24:09,985 --> 00:24:11,517
‫- کیه؟
‫- رایلی

374
00:24:11,656 --> 00:24:13,510
‫رایلی؟ اصلاً نباید اینجا می‌اومد

375
00:24:13,516 --> 00:24:15,316
‫بنظر میاد همه اتفاق نظر دارن

376
00:24:16,309 --> 00:24:17,623
‫تو و تو، با من بیاین

377
00:24:20,242 --> 00:24:21,147
‫بریم

378
00:24:21,153 --> 00:24:22,284
‫صبر کن!

379
00:24:23,765 --> 00:24:25,810
‫اگه‌ تک‌تیراندازهامون ببینن
‫،کماندارها پیشروی می‌کنن

380
00:24:25,816 --> 00:24:27,113
‫شلیک می‌کنن

381
00:24:27,589 --> 00:24:30,570
‫- بهش بگو
‫- دستورات‌مون همینه

382
00:24:30,983 --> 00:24:33,543
‫اجازه نمی‌دم پادشاهم ترور بشه

383
00:24:33,549 --> 00:24:35,194
‫لازم نیست اینطور بشه

384
00:24:36,820 --> 00:24:38,586
‫رایلی رو می‌شناسم.
‫بذار باهات بیام

385
00:24:38,592 --> 00:24:39,581
‫می‌تونم جلوش رو بگیرم

386
00:24:39,587 --> 00:24:41,414
‫من رو احمق فرض کردی، بلامی؟

387
00:24:41,416 --> 00:24:45,118
‫اگه از این قتل‌گاه بدون من بیرون بری
‫یه احمقِ مُرده محسوب می‌شی

388
00:24:45,120 --> 00:24:47,018
‫از بی‌سیم مانتی استفاده کن و
‫بذار کین بهشون بگه

389
00:24:47,024 --> 00:24:48,999
‫داریم برای پیدا کردن
‫رایلی همکاری می‌کنیم

390
00:24:49,005 --> 00:24:50,593
‫اونوقت اجازه می‌دن عبور کنیم

391
00:25:02,383 --> 00:25:03,503
‫صدراعظم کین صحبت می‌کنه

392
00:25:03,505 --> 00:25:05,104
‫قربان، حال‌تون خوبه؟

393
00:25:05,106 --> 00:25:06,533
‫بهم گوش بده

394
00:25:06,539 --> 00:25:09,270
‫بلامی داره با یکی‌شون واسه
‫پیدا کردن رایلی همکاری می‌کنه

395
00:25:09,319 --> 00:25:10,869
‫بذارید عبور کنن، مفهومه؟

396
00:25:10,875 --> 00:25:12,202
‫دریافت شد

397
00:25:15,006 --> 00:25:16,457
‫زنجیرهاش رو باز کنین

398
00:25:19,334 --> 00:25:21,213
‫و این یکی رو زنجیر کنین

399
00:25:25,719 --> 00:25:30,470
‫اگه قبل از گذشتن خورشید از این درخت‌ها
‫برنگشته بودم، گروگان‌ها رو بکشید

400
00:25:43,625 --> 00:25:45,995
‫چقدر هم داری اعتمادسازی می‌کنی

401
00:25:52,310 --> 00:25:54,504
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم

402
00:25:56,777 --> 00:25:59,846
‫داره از درصد بسیار زیادی
‫از مغزش استفاده می‌کنه

403
00:26:00,363 --> 00:26:03,291
‫یه شبیه‌ساز پرواز داخل این
‫نرم‌افزار‌ موشک ساخته شده

404
00:26:03,297 --> 00:26:06,680
‫این دستگاه اسکن رو از روی سرم بردارین
‫تا داخل محکم بشینم و یه امتحانی کنم

405
00:26:06,682 --> 00:26:08,248
‫هنوز نه، ریون

406
00:26:08,250 --> 00:26:09,449
‫به کارت ادامه بده

407
00:26:09,451 --> 00:26:10,650
‫مهمه

408
00:26:14,367 --> 00:26:16,876
‫کامپیوتر، نمای گیجگاهی

409
00:26:19,464 --> 00:26:21,628
‫- اَبی...
‫- می‌بینم

410
00:26:22,773 --> 00:26:24,698
‫کمبود خون در اثر خونریزی؟

411
00:26:24,700 --> 00:26:27,099
‫هنوز مطمئن نیستیم
‫سکته‌ی‌ مغزی هست یا نه

412
00:26:28,828 --> 00:26:30,136
‫پس چیه؟

413
00:26:34,543 --> 00:26:36,176
‫،توی مخزن سوختی وجود نداره

414
00:26:36,279 --> 00:26:39,046
‫ولی ما کُلی هیدرازین تو آرکیدیا داریم

415
00:26:39,615 --> 00:26:41,304
‫- یه روزه می‌تونیم بیاریم اینجا
‫- باشه، ریون

416
00:26:41,310 --> 00:26:44,633
‫- ازت می‌خوام آروم باشی
‫- ها! آروم بشم؟

417
00:26:44,740 --> 00:26:46,120
‫شوخیت گرفته، نه؟

418
00:26:46,126 --> 00:26:47,854
‫اَبی، یه موشک گیرمون اومده

419
00:26:47,856 --> 00:26:49,956
‫باید بریم فضا و نایت‌بلاد درست کنیم

420
00:26:49,958 --> 00:26:51,529
‫این... درضمن، دو سرنشینه‌ست

421
00:26:51,535 --> 00:26:53,370
‫من می‌رونم. تو آشپزی کن. چطوره؟

422
00:26:55,163 --> 00:26:58,499
‫- چیه؟
‫- گوش کن چی می‌گم

423
00:26:59,743 --> 00:27:01,925
‫،به اوج رسیدن توانایی ذهنی، توهم

424
00:27:01,931 --> 00:27:05,899
‫سرخوشی، سردرد...
‫همه به هم مرتبطن

425
00:27:06,875 --> 00:27:10,847
‫ا.ل.ی. بهت هشدار داد که ای‌ام‌پی
‫باعث آسیب مغزی می‌شه

426
00:27:13,265 --> 00:27:14,768
‫حق با جاسپر بود

427
00:27:15,217 --> 00:27:17,484
‫برای همین کسی توانایی‌ـش
‫ارتقاء پیدا نکرد

428
00:27:18,147 --> 00:27:19,632
‫داری چی می‌گی؟

429
00:27:19,638 --> 00:27:22,922
‫برای بقیه، کلارک یه مکانیزم
‫خاموش کردن اصلی رو فعال کرد

430
00:27:22,924 --> 00:27:26,059
‫این مثل خاموش کردن
‫یه برنامه به صورت صحیح‌ـه

431
00:27:26,061 --> 00:27:27,560
‫،وقتی "ای‌ام‌پی" تراشه‌م رو سوزوند
‫[ پالس الکترومغناطیسی هدفمند ]

432
00:27:27,562 --> 00:27:31,539
‫بیشتر مثل این بود که برق سیستم عامل رو
‫زمانی که رَم هنوز پُر هست قطع کنی

433
00:27:32,317 --> 00:27:33,302
‫ادامه بده

434
00:27:33,533 --> 00:27:36,390
‫بخشی از برنامه‌ی ا.ل.ی. هنوز
‫توی مغز من مونده

435
00:27:37,210 --> 00:27:39,773
‫برای همین چیزهایی می‌دونم
‫که هرگز آموزش ندیدم

436
00:27:40,298 --> 00:27:42,327
‫ذهن بکا توی اون برنامه بود

437
00:27:43,179 --> 00:27:44,980
‫برای همین می‌دونستی
‫این موشک کجاست

438
00:27:44,986 --> 00:27:46,085
‫درسته...

439
00:27:48,216 --> 00:27:50,450
‫و حالا باید یاد بگیرم چطور
‫این رو به کار بندازم

440
00:27:50,452 --> 00:27:51,561
‫صبر کن

441
00:27:53,256 --> 00:27:56,532
‫ریون، اسکن مغزی‌ـت شواهدی
‫از یه سکته رو نشون داد

442
00:27:58,298 --> 00:28:00,531
‫می‌ترسم اگه همینجوری به
‫،خودت فشار بیاری

443
00:28:00,537 --> 00:28:02,579
‫اوضاع رو بدتر کنه

444
00:28:04,126 --> 00:28:06,032
‫بدتر از این هم گذروندم، دکتر

445
00:28:09,573 --> 00:28:11,704
‫از این بدتر نبوده

446
00:28:15,342 --> 00:28:17,365
‫ریون، ممکنه تو رو بکشه

447
00:28:19,557 --> 00:28:22,792
‫ممکنه بکشه یا... می‌کشه؟

448
00:28:26,501 --> 00:28:31,349
‫خب که چی، انقدر زنده بمونم
‫که مُردن بقیه رو ببینم؟

449
00:28:33,786 --> 00:28:35,489
‫نمی‌تونم این‌کارو بکنم، اَبی

450
00:28:37,042 --> 00:28:39,566
‫حتی اگه به قیمت جون‌ـم تموم بشه...

451
00:28:42,763 --> 00:28:44,799
‫باید بذاری برم

452
00:28:57,978 --> 00:28:59,185
‫اَبی، صبر کن

453
00:28:59,187 --> 00:29:00,487
‫چرا تو علائمی نداشتی؟

454
00:29:00,489 --> 00:29:02,555
‫روی تو هم ای‌ام‌پی استفاده کردن

455
00:29:02,855 --> 00:29:04,972
‫چون هر دومون می‌دونیم آسیب مغزی

456
00:29:04,978 --> 00:29:08,635
‫می‌تونه علائم کاملاً متفاوتی
‫در اشخاص مختلف وارد بیاره

457
00:29:09,309 --> 00:29:11,680
‫،با این حال، اَبی

458
00:29:12,498 --> 00:29:14,799
‫باید مغز تو رو هم اسکن کنیم

459
00:29:16,489 --> 00:29:19,765
‫اگه سردردی داشتم
‫بهت خبر می‌دم، باشه؟

460
00:29:26,985 --> 00:29:30,078
‫اون تپه بهترین خط دید رو
‫به اون غار مهیا می‌کنه

461
00:29:30,104 --> 00:29:31,703
‫همونجا پیداش می‌کنیم

462
00:29:31,971 --> 00:29:35,359
‫واقعاً حاضری افراد خودت رو
‫برای نجات پادشاهِ من بُکشی؟

463
00:29:35,378 --> 00:29:37,381
‫ازش خسته نمی‌شی؟

464
00:29:39,579 --> 00:29:40,823
‫جبهه‌گیری...

465
00:29:41,579 --> 00:29:43,581
‫افرادِ من، پادشاه تو

466
00:29:44,378 --> 00:29:47,603
‫پرایم‌فایا براش فرقی نداره
‫از کدوم قبیله هستی

467
00:29:49,562 --> 00:29:53,293
‫خوشحالم قبل از رسیدن پرایم‌فایا فرصت
‫خداحافظی از خواهرت رو داری...

468
00:29:55,946 --> 00:29:57,958
‫مگر اینکه امروز همه اینجا بمیریم

469
00:30:01,616 --> 00:30:03,167
‫،اگه اون رو کُشته بودی

470
00:30:03,531 --> 00:30:05,557
‫این زنجیرها الان دور گردن تو بود

471
00:30:06,705 --> 00:30:09,136
‫مثل ملکه‌ نایا که می‌گفت...

472
00:30:09,955 --> 00:30:12,162
‫جنگ همه‌‌مون رو
‫تبدیل به قاتل می‌کنه

473
00:30:22,989 --> 00:30:26,871
‫برای هر طرف ۵۰ نفر جا.
‫مشکلی ندارم

474
00:30:27,197 --> 00:30:30,532
‫مردمت چی؟
‫خواستار جنگ بودن

475
00:30:30,597 --> 00:30:32,597
‫ناسلامتی پادشاهم، کلارک

476
00:30:32,599 --> 00:30:35,233
‫مجبور نیستم از مردمم
‫بپرسم چی می‌خوان

477
00:30:36,173 --> 00:30:37,850
‫،سؤال اصلی اینه که

478
00:30:37,856 --> 00:30:40,047
‫چطور می‌خوای این موضوع رو
‫به مردم خودت بقبولونی؟

479
00:30:40,053 --> 00:30:42,849
‫برای از دست دادن نیمی از جاهاشون
‫تو اون قایق‌نجات خوشحال نمی‌شن

480
00:30:42,855 --> 00:30:44,374
‫لازم نیست خوشحال باشیم

481
00:30:45,067 --> 00:30:47,098
‫باید زنده بمونیم

482
00:30:49,149 --> 00:30:53,554
‫اگه وقتی زمان بستن دَر فرا برسه
‫و مردم آسمان ازت پیروی نکنن

483
00:30:53,610 --> 00:30:55,777
‫آزگدا مطمئن می‌شه
‫که کار به انجام برسه

484
00:30:59,639 --> 00:31:02,059
‫خب، بیا امیدوار باشیم
‫کار به اونجا نکشه

485
00:31:06,110 --> 00:31:08,484
‫با خون خودمون رو پایبند می‌کنیم

486
00:31:23,012 --> 00:31:25,717
‫باید نزدیک باشیم. دنبالم بیا

487
00:31:25,723 --> 00:31:28,186
‫اگه با اون تفنگ شلیک کنه.
‫جنگ به پا می‌شه

488
00:31:28,192 --> 00:31:30,592
‫هر چی تو بگی

489
00:31:43,336 --> 00:31:45,102
‫اونجا. رایلی!

490
00:31:46,639 --> 00:31:49,898
‫رایلی، دست نگه‌دار.
‫دلت نمی‌خواد این‌کارو بکنی

491
00:31:49,904 --> 00:31:51,876
‫از اینجا برو، بلامی

492
00:31:51,878 --> 00:31:53,650
‫اِکو، اِکو، صبر کن

493
00:31:53,656 --> 00:31:55,446
‫اگه شلیک کنی، اونم شلیک می‌کنه

494
00:31:55,448 --> 00:31:58,049
‫رایلی، رایلی، بهم گوش کن

495
00:31:58,051 --> 00:32:00,964
‫کشیدن اون ماشه
‫به هیچی خاتمه نمی‌ده

496
00:32:01,870 --> 00:32:03,988
‫کین و مانتی اعدام می‌شن

497
00:32:03,990 --> 00:32:06,019
‫و طرف ما شروع به تیراندازی می‌کنن

498
00:32:06,530 --> 00:32:07,527
‫حمام ‌خون راه می‌افته

499
00:32:07,533 --> 00:32:09,131
‫یه زندانی هستی

500
00:32:09,389 --> 00:32:11,616
‫تو هر چی اونا بخوان می‌گی

501
00:32:12,428 --> 00:32:14,240
‫می‌دونم چطوری‌ـه

502
00:32:15,001 --> 00:32:16,568
‫دیگه بسه

503
00:32:17,537 --> 00:32:18,860
‫تکون بخور، وگرنه تو رو هم می‌کشم

504
00:32:18,866 --> 00:32:21,864
‫رایلی، دست نگه‌دار، خب؟
‫دارم بهت التماس می‌کنم

505
00:32:22,513 --> 00:32:23,875
‫،می‌دونم راجع به اونا چه حسی داری

506
00:32:23,881 --> 00:32:25,548
‫،و می‌دونم چه بلایی سرت آوردن

507
00:32:25,779 --> 00:32:30,014
‫ولی جونِ تو... تو به دلیلی نجات
‫پیدا کردی، و این‌کار دلیل‌ـش نیست

508
00:32:30,020 --> 00:32:31,259
‫خواهش می‌کنم

509
00:32:32,703 --> 00:32:34,299
‫این‌کارو نکن، باشه؟
‫این‌کارو نکن

510
00:32:34,312 --> 00:32:36,886
‫،داره به حرف‌هام گوش می‌ده
‫مگه نه، رایلی؟

511
00:32:38,830 --> 00:32:40,504
‫،به حرفِ من اعتماد کن

512
00:32:40,510 --> 00:32:42,360
‫،اگه این‌کار مسبب یه قتل‌عام بشه

513
00:32:42,362 --> 00:32:44,846
‫هیچوقت از ذهنت پاک نمی‌شه

514
00:32:45,732 --> 00:32:48,468
‫جنگ از من یه قاتل ساخت

515
00:32:52,242 --> 00:32:54,149
‫نذار برای تو هم این اتفاق بی‌افته

516
00:33:25,284 --> 00:33:26,617
‫نصفِ سفینه رو گشتیم

517
00:33:26,623 --> 00:33:28,337
‫چی باعث شده انقدر
‫مطمئن باشی هنوز اینجاست؟

518
00:33:28,343 --> 00:33:29,842
‫اون رو توی پولیس ندیدی

519
00:33:29,844 --> 00:33:32,678
‫عزمش جزم بود تکنولوژی رو از بین بره

520
00:33:32,915 --> 00:33:35,967
‫تصادفی نیست من رو
‫تو راهِ اینجا پیدا کرده

521
00:33:36,959 --> 00:33:39,262
‫ازم برای وارد شدن استفاده کرده

522
00:33:39,456 --> 00:33:40,753
‫کلِ این سفینه مملو از تکنولوژی‌ـه

523
00:33:40,755 --> 00:33:43,857
‫اگه تو بودی برای وارد کردن
‫بیشترین خسارت کجا می‌رفتی؟

524
00:33:44,350 --> 00:33:45,825
‫اتاقِ سرور

525
00:33:46,685 --> 00:33:48,295
‫این طرف

526
00:33:50,002 --> 00:33:51,478
‫دارمت

527
00:33:54,047 --> 00:33:55,134
‫پادشاه من

528
00:33:55,136 --> 00:33:56,724
‫بلامی، تو خوبی؟

529
00:33:57,248 --> 00:33:58,805
‫کسی امروز نمُرد

530
00:33:59,273 --> 00:34:00,773
‫پس چی رو از دست دادیم؟

531
00:34:05,058 --> 00:34:06,384
‫هیچی، اعلیحضرت

532
00:34:15,249 --> 00:34:16,924
‫بخاطر برادرم

533
00:34:18,206 --> 00:34:19,330
‫بخاطر پدرم

534
00:34:21,921 --> 00:34:23,286
‫بخاطر مادرم

535
00:34:29,120 --> 00:34:30,870
‫ایلیان، نه

536
00:34:31,430 --> 00:34:33,898
‫پس به منزله‌ی اینه که
‫بین‌مون جنگ نیست؟

537
00:34:33,964 --> 00:34:35,395
‫امروز نه

538
00:34:35,786 --> 00:34:37,239
‫،هر اقدامی اینجا بکنی

539
00:34:37,245 --> 00:34:39,078
‫خانواده‌ت رو برنمی‌گردونه

540
00:34:39,080 --> 00:34:40,646
‫لازم نیست کسی بمیره.
‫باید بری

541
00:34:40,648 --> 00:34:42,748
‫خواهش می‌کنم. اتاق موتور
‫درست زیر پامون‌ـه

542
00:34:42,750 --> 00:34:44,851
‫،اگه منفجر بشه
‫کل سفینه رو نابود می‌کنی

543
00:34:44,853 --> 00:34:46,290
‫همین قصد رو دارم

544
00:34:47,904 --> 00:34:49,068
‫و سفینه؟

545
00:34:50,261 --> 00:34:52,325
‫توی این سفینه یه زندانی بودم

546
00:34:52,327 --> 00:34:56,796
‫از اینجا متنفرم، ولی الان
‫بهش نیاز داریم

547
00:34:58,600 --> 00:35:00,766
‫،اگه نتونیم به نایت‌بلاد دست پیدا کنیم

548
00:35:00,768 --> 00:35:02,357
‫آرکیدیا رو سهیم می‌شیم

549
00:35:02,937 --> 00:35:05,638
‫راهی برای باهم زنده موندن پیدا می‌کنیم

550
00:35:06,791 --> 00:35:08,958
‫،ایلیان، تو رو خدا این‌کارو نکن

551
00:35:09,106 --> 00:35:11,210
‫توی شهر نور بودی؟

552
00:35:12,533 --> 00:35:13,697
‫نه

553
00:35:14,243 --> 00:35:16,436
‫پس هیچوقت درک نمی‌کنی

554
00:35:18,419 --> 00:35:21,120
‫نه... نه، ایلیان

555
00:35:38,339 --> 00:35:41,034
‫از سمت آرکیدیاست

556
00:36:06,691 --> 00:36:08,158
‫نایلا

557
00:36:12,948 --> 00:36:14,547
‫نایلا؟

558
00:36:24,374 --> 00:36:27,075
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

559
00:36:33,615 --> 00:36:35,986
‫مطمئن می‌شم نمی‌میری

560
00:36:46,613 --> 00:36:47,970
‫نمی‌دونم کجاست!

561
00:36:47,976 --> 00:36:49,475
‫فِرِدی!

562
00:36:51,958 --> 00:36:53,892
‫نمی‌دونم. کجاست؟

563
00:36:54,707 --> 00:36:56,510
‫باید خواهرم رو پیدا کنم

564
00:36:56,516 --> 00:36:58,483
‫تو بخش پزشکی بود

565
00:37:05,659 --> 00:37:07,573
‫چطور این اتفاق افتاد؟

566
00:37:20,065 --> 00:37:23,533
‫- اونجا. اونجا
‫- اوکتیویا. اوکتیویا

567
00:37:24,518 --> 00:37:26,551
‫اوکتیویا، اوکتیویا!

568
00:37:26,615 --> 00:37:29,282
‫یالا. بریم. بریم

569
00:37:29,288 --> 00:37:32,239
‫هوات رو دارم. هوات رو دارم

570
00:37:32,245 --> 00:37:36,280
‫بهتره از اینجا خارجت کنم.
‫دارمت. هوات رو دارم. خب

571
00:37:36,282 --> 00:37:37,844
‫اوکتیویا

572
00:37:39,258 --> 00:37:40,557
‫خیلی‌خب

573
00:37:41,502 --> 00:37:43,787
‫هی، هی، هی، تو خوبی؟

574
00:37:43,789 --> 00:37:45,622
‫خوبم

575
00:37:47,694 --> 00:37:50,227
‫- به اوکتیویا کمک کن
‫- باشه

576
00:37:50,229 --> 00:37:52,529
‫مانتی، نایلا رو ببر

577
00:37:52,709 --> 00:37:54,121
‫حواسم بهت هست

578
00:37:56,850 --> 00:37:58,581
‫هی، هی، هی، چیزی نیست

579
00:37:58,587 --> 00:38:02,356
‫کارِ ایلیان بود.
‫سعی کردم جلوش رو بگیرم

580
00:38:10,482 --> 00:38:12,349
‫کلارک...

581
00:38:30,085 --> 00:38:31,623
‫مراقب صورتت باش

582
00:39:45,244 --> 00:39:46,914
‫کلارک؟

583
00:39:55,287 --> 00:39:56,854
‫کلارک

584
00:39:58,657 --> 00:39:59,988
‫چطور اومدی اینجا؟

585
00:39:59,994 --> 00:40:01,994
‫چرا بهم خبر ندادی داری میای؟

586
00:40:02,201 --> 00:40:03,556
‫عزیزم...

587
00:40:06,014 --> 00:40:07,955
‫وقتی برات باقی نمونده، مامان

588
00:40:08,279 --> 00:40:15,279
‫(€rik) ترجمه از ناصر اسماعیلی و عرفان
‫www.TinyMoviez.Co
‫www.NightMovie.tv

589
00:40:15,303 --> 00:40:17,303
‫کانال تلگرام تیم ترجمه‌ی تاینی موویز
‫https://telegram.me/TinyzSub

