‫﻿۱
00:00:02,003 --> 00:00:03,463
‫گذشت «The ۱۰۰» آنچه در...

2
00:00:03,546 --> 00:00:06,299
‫،وانکرو ضعیف شده
‫و تفنگ‌هاشون رو دزدیدن

3
00:00:06,382 --> 00:00:08,801
‫حدس میزنم کار زندانی‌های الیجیس بوده

4
00:00:08,885 --> 00:00:11,930
‫- دیشب ورود غیرقانونی داشتیم
‫- و شما فکر می‌کنید ما مسئولیم؟

5
00:00:12,013 --> 00:00:14,807
‫تو و زندانی‌ها یه دشمن مشترک دارید

6
00:00:14,891 --> 00:00:18,061
‫با قاتلان و سارقان متحد میشی

7
00:00:18,144 --> 00:00:20,897
‫- جبرئیل، در رو باز کن
‫- نمی‌تونم بذارم ریسک کنید

8
00:00:38,603 --> 00:00:40,189
‫زود باش

9
00:00:40,230 --> 00:00:42,568
‫- چی شده؟
‫- پاشو. بیا

10
00:00:42,610 --> 00:00:44,321
‫بریم

11
00:00:46,616 --> 00:00:48,452
‫کجا میریم؟

12
00:00:48,494 --> 00:00:49,871
‫ببینید، دوستام...
‫چه بلایی سرشون اومده؟

13
00:00:49,913 --> 00:00:51,666
‫شک دارم تو رو دوست خودشون بدونن

14
00:00:51,707 --> 00:00:53,293
‫وقتی باعث شدی گیر بیفتن

15
00:00:53,335 --> 00:00:55,798
‫نه، نه، نه، نه!
‫اکو! هوپ! متأسفم!

16
00:01:01,306 --> 00:01:03,686
‫آتشی که در بر گرفت...

17
00:01:03,727 --> 00:01:06,022
‫دکتر سانتیاگو

18
00:01:06,064 --> 00:01:09,111
‫بیا. خواهش می‌کنم

19
00:01:09,152 --> 00:01:11,573
‫جنگی که به تمام جنگ‌ها پایان میده...

20
00:01:14,035 --> 00:01:16,122
‫معجزه‌آساس، مگه نه؟

21
00:01:16,163 --> 00:01:18,918
‫،نعمتی از طرف کسانی که متعالی شدن

22
00:01:18,960 --> 00:01:21,631
‫یا چیزیه که ما بهش اعتقاد داریم

23
00:01:21,673 --> 00:01:24,218
‫لورنزا، می‌تونیم شروع کنیم

24
00:01:24,260 --> 00:01:26,054
‫متعالی شدن؟

25
00:01:26,096 --> 00:01:28,600
‫شپرد بهمون تعلیم میده که پیروزی در جنگ آخر

26
00:01:28,642 --> 00:01:31,188
‫انقلاب نهایی یه گونه رو به ارمغان میاره

27
00:01:31,230 --> 00:01:33,734
‫خیال کردم اورلاندو اینو یادت داده

28
00:01:35,903 --> 00:01:38,283
‫خودشو تو کلبه دار زد

29
00:01:39,744 --> 00:01:43,791
‫ظاهراً لازمه در مورد سیستم مجازاتمون تجدیدنظر کنیم

30
00:01:43,833 --> 00:01:47,757
‫به لطف تو و مردمت ۲۵ پیرو رو از دست دادیم

31
00:01:47,798 --> 00:01:50,970
‫،الان بقیه‌ی درگذشتگان رو فرستادم ناکارا

32
00:01:51,012 --> 00:01:56,771
‫اما فکر کردم شاید تو دلت بخواد خداحافظی کنی

33
00:01:56,812 --> 00:01:58,732
‫مطمئنم اکو و هوپ دلشون می‌خواد

34
00:01:58,774 --> 00:02:02,614
‫برای اونا نقشه‌ی دیگه‌ای داریم

35
00:02:02,655 --> 00:02:04,283
‫خواهش می‌کنم

36
00:02:16,291 --> 00:02:18,292
‫مرگ زندگیه

37
00:02:32,912 --> 00:02:34,916
‫ناکارا بهشت شماست؟

38
00:02:34,958 --> 00:02:37,419
‫اینم بهت نگفته بود، نه؟

39
00:02:39,130 --> 00:02:42,094
‫نه، ما به بهشت اعتقاد نداریم، دکتر

40
00:02:42,135 --> 00:02:46,768
‫،همونطور که گفتم
‫ما به برتری اعتقاد داریم

41
00:02:46,810 --> 00:02:50,440
‫برتری از طریق سنگ؟

42
00:02:50,482 --> 00:02:52,318
‫درسته. با توجه به اطلاعات کمی

43
00:02:52,360 --> 00:02:54,406
‫،که از طریق آکتیویا در مورد شما به دست آوردیم

44
00:02:54,447 --> 00:02:56,409
‫معتقدم تو می‌تونی کمکمون کنی بریم اونجا

45
00:02:56,450 --> 00:02:59,372
‫واقعاً؟ و چرا باید بخوام کمکتون کنم؟

46
00:02:59,414 --> 00:03:03,169
‫چون دلت نمی‌خواد اعدام بشی

47
00:03:03,211 --> 00:03:05,924
‫نمی‌خوام دوستامم اعدام بشن

48
00:03:05,966 --> 00:03:07,510
‫خب، این به خودشون بستگی داره

49
00:03:07,552 --> 00:03:10,097
‫تو ۱۵۰ سال در مورد سنگ مطالعه کردی

50
00:03:10,139 --> 00:03:12,560
‫،ما تقریباً هزار ساله مشغول این کار هستیم

51
00:03:12,602 --> 00:03:15,982
‫و با اینحال، نیروهای واقعیش باز نشدن

52
00:03:16,024 --> 00:03:18,277
‫دوست دارم کمکمون کنی بازش کنیم

53
00:03:18,319 --> 00:03:20,573
‫،ما دانش ـمون رو با شما سهیم میشیم
‫،شما هم با ما

54
00:03:20,615 --> 00:03:22,618
‫و فقط باید یه "بله" بگی

55
00:03:22,659 --> 00:03:25,539
‫و هر چی در مورد کلارک گریفین میدونی
‫بهمون بگی

56
00:03:25,581 --> 00:03:29,211
‫کلارک؟ کلارک چه ربطی به این چیزا داره؟

57
00:03:29,253 --> 00:03:33,009
‫اون کلید همه چیه

58
00:03:35,305 --> 00:03:37,391
‫به تیم رمز‌نگاریمون ملحق شو

59
00:03:37,433 --> 00:03:40,020
‫خودت دلیلش رو می‌فهمی

60
00:03:46,197 --> 00:03:48,200
‫ردا هم بهم میدید؟

61
00:03:53,000 --> 00:04:03,000
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#۰۰۶۶CC">.: FilmoGen.Org :.</font>

62
00:04:03,000 --> 00:04:13,000
‫:مترجم
‫مریم

63
00:04:13,000 --> 00:04:22,600
‫هماهنگ‌سازی با نسخه بلوری
‫<font color=Red>.: Saeed Qrb :.</font>

64
00:04:26,178 --> 00:04:28,098
‫پاشو صبح شده، پادو

65
00:04:28,140 --> 00:04:31,478
‫فرمانده‌ی تاریکی صبحانه می‌خواد

66
00:04:33,314 --> 00:04:35,359
‫،کس دیگه‌ای اجازه نداره باهاش حرف بزنه

67
00:04:35,401 --> 00:04:37,780
‫،و اگه زیادی طولش بدی
‫یکی ممکنه بزنه

68
00:04:37,822 --> 00:04:40,325
‫همینو کم داریم که وارد سر یه نفر دیگه بشه

69
00:04:40,367 --> 00:04:42,413
‫باشه. الان میرم

70
00:04:42,455 --> 00:04:43,957
‫هر چند باید با ایندرا می‌رفتم

71
00:04:43,999 --> 00:04:45,752
‫اون رفته دنبال دوستامون بگرده

72
00:04:45,793 --> 00:04:48,505
‫در حالی که ما اینجا پرستاری متعصبان رو می‌کنیم

73
00:04:48,547 --> 00:04:53,138
‫ایندرا این مسئولیت رو به ما سپرد
‫چون دینداران از هر دوتامون پیروی می‌کنن

74
00:04:53,180 --> 00:04:55,726
‫تو نگران دوستامون نیستی؟

75
00:04:55,768 --> 00:04:58,063
‫خب، دوستامون از پس خودشون بر میان

76
00:04:58,104 --> 00:05:01,109
‫من باید برگردم سر کار

77
00:05:02,737 --> 00:05:06,493
‫،خب، مشخصه بابت تفنگ‌های مفقودی نگران نیستی

78
00:05:06,534 --> 00:05:09,289
‫وگرنه هنوز دنبال برنامه‌ریزی مهمونی کوچیکت نبودی

79
00:05:09,331 --> 00:05:12,795
‫مهمونی نیست. مراسم تجدید دیداره

80
00:05:12,836 --> 00:05:14,089
‫صحیح

81
00:05:14,130 --> 00:05:15,966
‫رویای کیلی از تجدید دیدار

82
00:05:16,008 --> 00:05:17,469
‫فرزندان جبرئیل با خانواده‌هاشون...

83
00:05:17,511 --> 00:05:19,138
‫،کلید اصلی برای دستیابی به صلح واقعیه

84
00:05:19,180 --> 00:05:21,559
‫و نگرانم برای این کار دیرت شده باشه

85
00:05:21,601 --> 00:05:23,813
‫من؟ نه

86
00:05:23,854 --> 00:05:25,941
‫محاله. این مشکل خودته، کیلی پرایم

87
00:05:25,982 --> 00:05:28,737
‫و اگه می‌تونستم، از این کار منصرفت می‌کردم

88
00:05:28,779 --> 00:05:31,032
‫ببین، دنیل هم از این کار پشتیبانی‌ می‌کرد

89
00:05:31,074 --> 00:05:34,037
‫اونجا بهت نیاز دارم
‫بخاطر اونایی که طرفدارش هستن

90
00:05:34,079 --> 00:05:37,126
‫مسیر خروج از جهنم با انجام اعمال صالح هموار میشه، جان

91
00:05:39,505 --> 00:05:42,467
‫تو جهنم نمیری

92
00:05:44,262 --> 00:05:46,766
‫باشه. میام

93
00:05:46,808 --> 00:05:48,978
‫به محض اینکه از خجالت افاده‌های شیدهدا در اومدم

94
00:05:49,019 --> 00:05:52,943
‫تنقلات. ممنون که یادآوری کردی

95
00:05:52,985 --> 00:05:54,737
‫داری حال می‌کنیا

96
00:05:56,157 --> 00:05:59,120
‫ملکه‌ی قصر بودن، پرستش شدن

97
00:05:59,162 --> 00:06:02,542
‫مسخره نباش

98
00:06:02,584 --> 00:06:05,672
‫تازه تو چند ساله که منو پرستش می‌کردی

99
00:06:10,053 --> 00:06:13,017
‫این یکی جالبه

100
00:06:13,058 --> 00:06:14,477
‫چیه؟

101
00:06:18,525 --> 00:06:21,697
‫نمی‌دونم. یه چیز خطرناک؟

102
00:06:21,739 --> 00:06:23,951
‫مطمئنی؟

103
00:06:23,993 --> 00:06:25,996
‫یه جورایی قشنگه

104
00:06:26,038 --> 00:06:27,207
‫اونا کی هستن؟

105
00:06:27,248 --> 00:06:28,792
‫نمی‌دونم

106
00:06:31,421 --> 00:06:33,967
‫همیشه کسایی رو نقاشی می‌کنی که نمی‌شناسی؟

107
00:06:34,009 --> 00:06:37,264
‫نه. همین تازگیا

108
00:06:38,600 --> 00:06:40,937
‫یعنی الان دیوونه شدم؟

109
00:06:40,978 --> 00:06:42,981
‫خب، اوّلاً، نه

110
00:06:43,023 --> 00:06:44,442
‫دیوونه نیستی

111
00:06:44,484 --> 00:06:47,530
‫و دوماً، از این واژه خوشمون نمیاد

112
00:06:47,572 --> 00:06:50,744
‫اما دیروز وقتی با ایندرا بودی
‫دچار حمله هراس شدی

113
00:06:50,786 --> 00:06:53,415
‫بیا ببینیم واقعاً چی اذیتت می‌کنه

114
00:07:04,224 --> 00:07:07,312
‫فوتبال بازی می‌کنی، مدی؟

115
00:07:07,354 --> 00:07:11,444
‫نه. پدر مادرم هرگز بهم اجازه ندادن

116
00:07:11,486 --> 00:07:15,827
‫می‌ترسیدن زانوم خراش پیدا کنه
‫و بقیه خون ـم رو ببینن

117
00:07:17,370 --> 00:07:20,710
‫و وقتی محافظ شعله اومد، مخفیت کردن؟

118
00:07:25,843 --> 00:07:29,682
‫،پس... وقتی بلامی ازت خواست شعله رو بگیری

119
00:07:29,724 --> 00:07:32,395
‫باعث شد چه حسی پیدا کنی؟

120
00:07:32,437 --> 00:07:34,732
‫ترسیدم...

121
00:07:36,985 --> 00:07:39,990
‫اما مجبور بودم برای نجات جون کلارک اون کار رو بکنم

122
00:07:41,909 --> 00:07:43,913
‫،بلامی اینطور بهت گفت

123
00:07:43,955 --> 00:07:45,958
‫،اما این دلیل نمیشه درست باشه

124
00:07:46,000 --> 00:07:47,544
‫حتی اگه حقیقت داشته باشه

125
00:07:50,507 --> 00:07:53,429
‫،پس وقتی ایندرا ازت خواست دوباره فرمانده بشی

126
00:07:53,471 --> 00:07:55,307
‫اون خاطرات برات زنده شدن؟

127
00:07:56,851 --> 00:07:58,812
‫مدی...

128
00:08:01,483 --> 00:08:05,073
‫،زیاد سختی کشیدی

129
00:08:05,114 --> 00:08:08,286
‫،و خیلی قوی هستی

130
00:08:08,328 --> 00:08:13,795
‫اما نباید اینقدر به خودت سخت بگیری. باشه؟

131
00:08:13,836 --> 00:08:16,131
‫تو دیگه فرمانده نیستی

132
00:08:16,173 --> 00:08:19,095
‫پس مجبور نیستی این بار سنگین رو به دوش بکشی

133
00:08:21,098 --> 00:08:23,352
‫درسته؟

134
00:08:23,394 --> 00:08:25,063
‫درسته

135
00:08:25,105 --> 00:08:26,982
‫میشه این دست من بمونه؟

136
00:08:27,024 --> 00:08:29,862
‫میشه من فوتبال بازی کنم؟

137
00:08:29,904 --> 00:08:32,157
‫اگه نکنی دیوونه‌ای

138
00:08:34,829 --> 00:08:36,581
‫ممنون، دکتر جکسون

139
00:08:36,623 --> 00:08:39,128
‫جلسه‌ی بعدی فردا، درسته؟

140
00:08:39,169 --> 00:08:41,089
‫درسته!

141
00:08:41,131 --> 00:08:43,342
‫عالیه. اینجایی. یه جا برام بگیر

142
00:08:43,384 --> 00:08:45,638
‫- سلام، مدی
‫- پاس بده

143
00:08:47,181 --> 00:08:49,018
‫- مدی بهتر شده
‫- آره

144
00:08:49,060 --> 00:08:51,147
‫بیا اینجا. تقریباً همه‌ی نمونه‌های دی‌ان‌ای

145
00:08:51,188 --> 00:08:52,649
‫فرزندان جبرئیل رو جمع‌آوری کردم

146
00:08:52,691 --> 00:08:54,861
‫عالیه، اما شاید بهتره در مورد دلیل

147
00:08:54,902 --> 00:08:57,449
‫این کارت حرف بزنیم بجای خودِ کار

148
00:08:57,490 --> 00:09:00,579
‫امروز جدّی جدّی رفتی تو مود روانشناس بودن، نه؟

149
00:09:00,620 --> 00:09:03,416
‫والدینت ولت کردن بمیری، ایموری

150
00:09:03,458 --> 00:09:05,295
‫درست مثل فرزندان جبرئیل

151
00:09:05,336 --> 00:09:07,882
‫،اگه بتونم باعث آرامش‌خاطر این مردم بشم

152
00:09:07,923 --> 00:09:12,347
‫،و آره، این وسط حال خودمم خوب بشه

153
00:09:12,389 --> 00:09:14,559
‫چطور کار بدیه؟

154
00:09:14,601 --> 00:09:18,399
‫شاید بهتر از من بتونه حریفت بشه
‫و رأی ـت رو بزنه

155
00:09:18,441 --> 00:09:20,027
‫نمی‌تونه!

156
00:09:20,068 --> 00:09:22,238
‫باشه، باشه

157
00:09:22,280 --> 00:09:24,158
‫مابقی نمونه‌های دی‌ای‌ان رو برات میارم

158
00:09:24,200 --> 00:09:26,244
‫اسامی والدینشون رو پیدا کن

159
00:09:32,546 --> 00:09:34,257
‫رحمت خدا بر دنیل باد

160
00:09:34,299 --> 00:09:36,345
‫خوشحال میشم خودم غذاشون رو ببرم، سرورم

161
00:09:36,386 --> 00:09:39,182
‫منم همینطور، باور کن

162
00:09:59,465 --> 00:10:03,012
‫ایندرا یه پسر خدمتکار جدید داره

163
00:10:03,054 --> 00:10:06,643
‫گرسنه نیستم، پسر خدمتکار.
‫برو بیرون!

164
00:10:07,853 --> 00:10:10,482
‫دقیقاً می‌خواستم همین کار رو بکنم

165
00:10:10,524 --> 00:10:14,072
‫حتماً خیلی ضدحاله از پنت‌هاوس اومدی
‫به این بیغوله

166
00:10:16,200 --> 00:10:19,831
‫هر چند من ازش لذت می‌برم. تخت راحتیه
‫(مراسم تجدید دیدار امروز)

167
00:10:19,872 --> 00:10:22,711
‫از شیر آبش آبمیوه میاد

168
00:10:22,752 --> 00:10:25,841
‫ایندرا حتماً بهت اعتماد داره
‫که تو رو فرستاده اینجا پیش من

169
00:10:25,882 --> 00:10:30,390
‫بهم اعتماد داره؟
‫هیچ کی بهم اعتماد نداره

170
00:10:30,432 --> 00:10:34,646
‫اون داره، وگرنه بهت نمی‌گفت من کی هستم

171
00:10:37,735 --> 00:10:40,197
‫منظورت چیه، راس؟

172
00:10:40,239 --> 00:10:43,118
‫واسه همین ترسیدی

173
00:10:43,160 --> 00:10:44,495
‫می‌تونم حس کنم

174
00:10:44,537 --> 00:10:46,498
‫نیازی نیست بترسی

175
00:10:46,541 --> 00:10:49,170
‫خب، ترس همیشه خیلی به کارم اومده، پس...

176
00:10:49,211 --> 00:10:51,423
‫اگه ازت بترسن بهتر به کارت میاد

177
00:10:56,432 --> 00:10:58,727
‫لطفاً بشین

178
00:10:58,769 --> 00:11:00,897
‫شطرنج بازی کردن رو یادت میدم

179
00:11:00,938 --> 00:11:03,109
‫خیلی خوبه با کسی گفتگو کنم

180
00:11:03,151 --> 00:11:08,660
‫که مجبور نباشم تظاهر کنم یه احمق حقیر و بدبختم

181
00:11:08,701 --> 00:11:11,456
‫،خب، با اینکه خیلی حال میده
‫خودم کار دارم

182
00:11:11,498 --> 00:11:13,876
‫از زنده زنده سوختن نجاتت دادم

183
00:11:13,918 --> 00:11:15,796
‫یه دست

184
00:11:15,837 --> 00:11:19,051
‫،ببین چی میگم. اگه تو ببری

185
00:11:19,093 --> 00:11:20,888
‫چیزی رو بهت میدم
‫که بیشتر از همه چی دنبالشی

186
00:11:20,930 --> 00:11:22,683
‫و دقیقاً چی هست؟

187
00:11:22,724 --> 00:11:24,435
‫لطفاً روشنم کن

188
00:11:24,477 --> 00:11:26,146
‫فرصتی برای قهرمان شدن

189
00:11:26,188 --> 00:11:28,733
‫آره، منو خیلی خوب نمی‌شناسی

190
00:11:28,775 --> 00:11:31,363
‫می‌دونم برای نجات جون یه بچه رفتی میخانه

191
00:11:31,405 --> 00:11:33,116
‫با اینکه ممکن بود جون خودتو از دست بدی

192
00:11:33,157 --> 00:11:35,995
‫وقتی داشتن برای سوزندن آماده‌ات می‌کردن
‫همین قدر که الان ترسیدی

193
00:11:36,037 --> 00:11:38,374
‫ترسیده بودی؟

194
00:11:38,416 --> 00:11:39,751
‫من نمی‌ترسم

195
00:11:39,793 --> 00:11:42,089
‫خوبه. پس بیا بازی کنیم

196
00:11:45,428 --> 00:11:47,597
‫چطوری می‌تونی قهرمانم کنی؟

197
00:11:47,639 --> 00:11:49,851
‫اینش برام مهم نیست

198
00:11:49,892 --> 00:11:53,899
‫فقط گمون می‌کنم میدونی قراره یه اتفاق بد بیفته

199
00:11:53,941 --> 00:11:55,527
‫،بد و خوبش بستگی به دیدگاهت داره

200
00:11:55,569 --> 00:11:58,030
‫اما از دیدگاه تو، آره

201
00:11:58,072 --> 00:12:00,660
‫اتفاق بدی قراره بیفته

202
00:12:02,037 --> 00:12:03,832
‫نوبت توئه

203
00:12:03,874 --> 00:12:05,835
‫و اگه من ببازم؟

204
00:12:05,877 --> 00:12:09,382
‫فقط بازنده‌ها اینطور فکر می‌کنن، جان

205
00:12:11,218 --> 00:12:13,681
‫اما در جوابت باید بگم
‫مردم جونشون رو از دست میدن

206
00:12:16,686 --> 00:12:19,691
‫عجله‌ای در کار نیست.
‫اینطور نیست که جون آدما بهش بستگی داشته باشه

207
00:12:33,296 --> 00:12:35,257
‫حرکت گامبی وزیر

208
00:12:35,299 --> 00:12:36,718
‫متخاصم بود

209
00:12:36,760 --> 00:12:38,179
‫خفه شو و بازیتو کن

210
00:12:42,060 --> 00:12:43,479
‫خواهش می‌کنم

211
00:12:57,042 --> 00:12:58,753
‫مشکل چیه؟

212
00:12:58,795 --> 00:13:01,883
‫نمی‌تونی با این کنار بیای
‫که بالاخره مجبور شدی رقص تپ بکنی؟

213
00:13:01,925 --> 00:13:03,761
‫برای تو که سه سال طول کشید

214
00:13:03,804 --> 00:13:07,101
‫برگردم. مورفی یه فرصت برای تصاحب این لقب می‌خواد

215
00:13:07,142 --> 00:13:09,187
‫می‌تونی نقطه ضعف‌هام رو یادش بدی

216
00:13:09,229 --> 00:13:11,984
‫فکر نمی‌کنم نقطه ضعفی داشته باشی

217
00:13:18,159 --> 00:13:22,083
‫نه. همه نقطه ضعف دارن

218
00:13:22,125 --> 00:13:24,503
‫نقطه ضعف من خواهرمه

219
00:13:24,545 --> 00:13:27,341
‫خواهرت قدرتته

220
00:13:27,383 --> 00:13:28,969
‫دلیلی که تسلیم نمیشی

221
00:13:29,011 --> 00:13:30,847
‫تا وقتی بر‌گردیم اون پایین

222
00:13:33,476 --> 00:13:35,354
‫خب نقطه ضعف من چیه؟

223
00:13:35,396 --> 00:13:39,694
‫گفتنش سخته

224
00:13:39,737 --> 00:13:43,659
‫،درباره‌ی خودت زیاد حرف نمیزنی

225
00:13:43,701 --> 00:13:45,871
‫و رنگ عوض می‌کنی

226
00:13:48,334 --> 00:13:53,050
‫وفاداری. وفاداری نقطه ضعفته

227
00:13:53,091 --> 00:13:55,345
‫وفاداری نقطه ضعف نیست

228
00:13:55,386 --> 00:13:58,808
‫نقطه ضعف هست وقتی باعث میشه
‫کاری رو بکنی که می‌دونی نباید بکنی

229
00:14:00,353 --> 00:14:02,356
‫نزدیک بود آکتیویا رو بکشم

230
00:14:05,110 --> 00:14:07,531
‫خیانت کردن به تو در مانت‌ودر

231
00:14:07,573 --> 00:14:11,788
‫،اکو. اکو، همه‌مون کارای بد کردیم

232
00:14:11,829 --> 00:14:15,377
‫بعضیاش در حق همدیگه بوده

233
00:14:15,418 --> 00:14:18,465
‫اما الان یه تیم هستیم

234
00:14:18,507 --> 00:14:20,051
‫یه واحد

235
00:14:20,093 --> 00:14:22,973
‫واسه همین بر می‌گردیم به زمین

236
00:14:24,392 --> 00:14:26,603
‫به نظرت می‌تونی به ما وفادار باشی؟

237
00:14:27,897 --> 00:14:29,650
‫دلم می‌خواد

238
00:14:30,902 --> 00:14:34,366
‫بلامی، این واقعی نیست

239
00:14:34,408 --> 00:14:37,454
‫به محض اینکه برگردیم زمین، همه‌ی اینا...

240
00:15:08,046 --> 00:15:09,505
‫منم دلم براش تنگ میشه

241
00:15:09,547 --> 00:15:11,676
‫نمی‌خوام حرف بزنم

242
00:15:13,679 --> 00:15:16,851
‫می‌دونم داری عذاب میکشی، اکو

243
00:15:16,893 --> 00:15:18,645
‫حسش می‌کنم

244
00:15:21,484 --> 00:15:25,991
‫خب که چی؟ حالا شدیم دوست؟

245
00:15:26,033 --> 00:15:30,498
‫من لولوخورخوره‌ی قصه‌های شبانه هوپ هستم، یادته؟

246
00:15:30,539 --> 00:15:34,671
‫اکو، همه‌مون کارایی کردیم
‫که آرزو می‌کنیم کاش می‌تونستیم تغییرشون بدیم

247
00:15:34,713 --> 00:15:37,927
‫وقتی لینکولن مرد، برادرم رو زدم

248
00:15:37,968 --> 00:15:41,641
‫گذاشت بزنمش...

249
00:15:41,682 --> 00:15:44,479
‫چون فکر می‌کرد باید خودمو خالی می‌کردم

250
00:15:44,521 --> 00:15:49,112
‫کاش می‌تونستم اون لحظه رو تغییر بدم

251
00:15:52,242 --> 00:15:54,036
‫کاش بجاش بغلش کرده بودم

252
00:15:54,078 --> 00:15:57,333
‫ولم کن. ولم کن

253
00:15:57,375 --> 00:16:00,505
‫نه، نه. محاله. نه

254
00:16:00,547 --> 00:16:02,591
‫تقصیر تو نیست

255
00:16:05,263 --> 00:16:09,519
‫منم تجربه‌اش رو داشتم.
‫تقصیر تو نیست

256
00:16:16,446 --> 00:16:18,993
‫تو خانواده‌‌ی منی

257
00:16:28,925 --> 00:16:31,095
‫اکو!

258
00:16:35,186 --> 00:16:37,731
‫اکو همونی که جنگیدن یادت داده؟

259
00:16:37,772 --> 00:16:39,484
‫نه. پدرم یادم داد

260
00:16:39,526 --> 00:16:41,112
‫نه بابا؟

261
00:16:41,154 --> 00:16:43,949
‫دِو، یه پیرو زندانی که شش ماه

262
00:16:43,991 --> 00:16:46,662
‫بعد از رفتن شما پیداش شد

263
00:16:46,704 --> 00:16:49,334
‫به گمونم باید بخاطرش شکرگزار باشم

264
00:16:49,375 --> 00:16:51,212
‫مرد خوبی بود

265
00:16:51,253 --> 00:16:53,298
‫بود؟

266
00:16:53,340 --> 00:16:57,680
‫،دفعه‌ی بعد که این در باز بشه
‫از طرفین حمله می‌کنیم

267
00:16:57,722 --> 00:17:01,353
‫مسلح و با نفرات زیاد میان. نقشه‌ی بدیه

268
00:17:01,394 --> 00:17:03,522
‫باشه، پس بهم بگو دفعه‌ی آخر چه غلطی کردی

269
00:17:03,564 --> 00:17:04,691
‫باید ظرفا رو بشوری، خانم جوان

270
00:17:04,733 --> 00:17:06,110
‫مامان، جدّی میگم

271
00:17:06,152 --> 00:17:07,571
‫چطور اون کار رو کردی؟

272
00:17:07,613 --> 00:17:10,325
‫،سیاهرگ طرف رو با دندونام پاره کردم

273
00:17:10,367 --> 00:17:13,957
‫بعدش چشماش رو در آوردم
‫و برای اسکنر شبکیه چشم ازش استفاده کردم

274
00:17:16,543 --> 00:17:18,923
‫دیگه جواب نمیده

275
00:17:18,965 --> 00:17:22,178
‫داشتم می‌رفتم سراغ آکتیویا و بعدش بیایم اسکای‌رینگ

276
00:17:22,220 --> 00:17:24,265
‫چرا اومدی اینجا؟

277
00:17:24,306 --> 00:17:25,934
‫تو رو نجات بدم

278
00:17:25,976 --> 00:17:27,812
‫میدونم آدم خوش قلبی هستی اما...

279
00:17:27,853 --> 00:17:30,483
‫- اما؟
‫- اما تو بچه‌ی منی!

280
00:17:30,525 --> 00:17:32,236
‫وظیفه‌ات نیست نجاتم بدی

281
00:17:32,278 --> 00:17:33,905
‫من داشتم می‌اومدم دنبال تو

282
00:17:33,947 --> 00:17:36,158
‫و حالا اینجا پیش من می‌پوسی

283
00:17:36,200 --> 00:17:37,744
‫،تا وقتی اعداممون کنن، اما هی

284
00:17:37,786 --> 00:17:39,915
‫حداقل می‌تونیم با همدیگه بمیریم

285
00:17:39,957 --> 00:17:43,379
‫از اینکه مثل خودت یه آدمکش شدم
‫عصبانی هستی

286
00:17:59,530 --> 00:18:02,492
‫خب آخرش می‌خوای چی کار کنی، نیکی؟

287
00:18:02,534 --> 00:18:04,538
‫خب، نلسون، نمی‌دونم

288
00:18:04,580 --> 00:18:06,916
‫انتقام حسابه؟

289
00:18:06,958 --> 00:18:08,461
‫شوهرت رو از دست دادی

290
00:18:08,502 --> 00:18:11,424
‫از این بابت متأسفم

291
00:18:11,466 --> 00:18:13,260
‫،اما فرزندان جبرئیل یه مأموریت دارن

292
00:18:13,302 --> 00:18:16,891
‫و کشته شدن آدمای بیگناه شاملش نمیشه

293
00:18:16,932 --> 00:18:18,894
‫خودتو گول نزن، عزیزم

294
00:18:18,935 --> 00:18:20,981
‫تو آخر دنیا آدم بیگناه وجود نداره

295
00:18:21,023 --> 00:18:23,360
‫واسم مهم نیست رو چه سیاره‌ای باشی

296
00:18:25,906 --> 00:18:29,286
‫ببین، بهت سخت گذشته

297
00:18:29,328 --> 00:18:32,082
‫اما به نظر من، مأموریتمون تموم شده

298
00:18:32,123 --> 00:18:33,584
‫تو گفتی راسل مُرده

299
00:18:33,626 --> 00:18:36,547
‫و همینطور دنیل و کیلی

300
00:18:36,589 --> 00:18:38,509
‫مرگ بر پرایم‌ها چه معنایی میده

301
00:18:38,550 --> 00:18:41,639
‫اگه هیچ پرایمی باقی نمونده که بمیره؟

302
00:18:41,680 --> 00:18:43,517
‫به ما ملحق شو

303
00:18:43,558 --> 00:18:46,313
‫یه کم زدودن اعتقادات، یه خرده انتقام

304
00:18:46,355 --> 00:18:48,776
‫،اینجا رو پنجاه پنجاه نصف می‌کنیم

305
00:18:48,818 --> 00:18:51,154
‫اما قصر مال خودم میشه

306
00:18:51,196 --> 00:18:52,782
‫نظرت چیه؟

307
00:18:52,824 --> 00:18:54,660
‫همکاریم؟

308
00:18:57,873 --> 00:18:59,835
‫نلسون!

309
00:18:59,876 --> 00:19:02,589
‫اینجایی

310
00:19:02,631 --> 00:19:05,094
‫خب، اینجا رو ببین

311
00:19:05,136 --> 00:19:06,888
‫چه آرا ویرا کردی

312
00:19:06,930 --> 00:19:10,185
‫به گمونم ریون میدونست عوض میشی، هان؟

313
00:19:10,227 --> 00:19:13,858
‫یا زندگی تو قصر باعث این درخشش شده؟

314
00:19:13,899 --> 00:19:16,779
‫برای حفظ صلح تو قصر موندیم.
‫فقط همین

315
00:19:16,821 --> 00:19:19,909
‫خب، کارتون خیلی خوب بوده

316
00:19:21,412 --> 00:19:23,165
‫پشنهادم تا ناهار سرجاشه

317
00:19:28,423 --> 00:19:30,009
‫اشکال نداره بشینم؟

318
00:19:30,050 --> 00:19:31,470
‫چرا اشکال داشته باشه؟

319
00:19:33,389 --> 00:19:34,725
‫من که اینجا نیستم

320
00:19:34,766 --> 00:19:37,103
‫- وایسا...
‫- بهم دست نزن، پرایم

321
00:19:39,064 --> 00:19:40,985
‫مردمم دارن نگاه می‌کنن

322
00:19:41,027 --> 00:19:42,654
‫چه کوفتی می‌خوای؟

323
00:19:44,282 --> 00:19:47,996
‫می‌خوام به مردمت کمک کنم

324
00:19:48,038 --> 00:19:50,458
‫به همه‌شون

325
00:19:50,500 --> 00:19:53,881
‫نه فقط به فرزندان جبرئیل

326
00:19:53,923 --> 00:19:56,218
‫و میدونم تو هم همینو می‌خوای

327
00:19:56,259 --> 00:19:59,431
‫تو هیچی درباره‌ی من نمی‌دونی

328
00:20:02,520 --> 00:20:05,148
‫،میدونم چه احساسی داری

329
00:20:05,190 --> 00:20:07,152
‫چون منم حسش کردم

330
00:20:07,194 --> 00:20:09,739
‫بهتره بری سر اصل مطلب

331
00:20:15,374 --> 00:20:18,336
‫،وقتی رو زمین بچه بودم

332
00:20:18,379 --> 00:20:22,301
‫امثال من مثل لکه‌ی ننگ تو دودمانمون بودن

333
00:20:22,343 --> 00:20:25,390
‫،ما رو فریکدرینا صدا می‌کردن

334
00:20:25,431 --> 00:20:28,060
‫بی‌ثمر نه، اما یکیه

335
00:20:28,102 --> 00:20:31,567
‫می‌دونم چه حسی داره
‫به دست مردمی که باید دوستت داشته باشن

336
00:20:31,608 --> 00:20:35,573
‫مثل زباله دور انداخته بشی

337
00:20:35,614 --> 00:20:38,077
‫هنوز منتظرم بری سر اصل مطلب

338
00:20:40,497 --> 00:20:46,173
‫،اگه من بودم هر چیزی میدادم تا دوباره ببینمشون

339
00:20:46,215 --> 00:20:49,429
‫دلیلش رو بپرسم، نشونشون بدم

340
00:20:49,470 --> 00:20:51,098
‫چقدر در مورد من اشتباه می‌کردن

341
00:20:51,140 --> 00:20:53,143
‫هیچ کدوم از اینا برام مهم نیست

342
00:20:53,184 --> 00:20:54,729
‫پس چرا هنوز اینجایی؟

343
00:20:54,770 --> 00:20:56,690
‫برگرد تو همون غاری که ازش اومدی

344
00:20:56,732 --> 00:21:00,195
‫دیگه از زندگی کردن تو غار خسته شدم

345
00:21:00,237 --> 00:21:03,242
‫اینجا خونه‌مه

346
00:21:03,284 --> 00:21:05,078
‫آره، هست

347
00:21:05,120 --> 00:21:07,165
‫مراسم امروز بعد از ظهره

348
00:21:07,206 --> 00:21:12,507
‫می‌تونم تو رو با خانواده‌ات آشنا کنم، نلسون

349
00:21:12,549 --> 00:21:13,968
‫بذار این کار رو بکنم

350
00:21:19,060 --> 00:21:20,937
‫اصلاً برام مهم نیستن برن به جهنم

351
00:21:23,483 --> 00:21:24,860
‫بریم

352
00:21:32,498 --> 00:21:35,753
‫الان یادم اومد چرا از شطرنج متنفرم

353
00:21:35,795 --> 00:21:37,214
‫چرا؟

354
00:21:37,255 --> 00:21:38,883
‫باید زیاد فکر کنی
‫حرکت کن

355
00:21:41,220 --> 00:21:42,972
‫باید جایی بری؟

356
00:21:43,014 --> 00:21:45,686
‫یه نفر دیگه رو نباید ناامید کنم

357
00:21:45,727 --> 00:21:48,273
‫آره

358
00:21:49,901 --> 00:21:51,904
‫فریکدرینا

359
00:21:54,032 --> 00:21:56,578
‫همین؟ ۲۰ دقیقه برای این حرکت؟

360
00:21:56,620 --> 00:21:59,082
‫می‌تونستی رخ منو بزنی

361
00:21:59,124 --> 00:22:01,670
‫به اونم میرسیم

362
00:22:03,047 --> 00:22:06,051
‫،حتماً سخته پای یه زن بشینی

363
00:22:06,093 --> 00:22:09,725
‫وقتی خدایی مثل تو می‌تونه
‫هر چند تا که دلش می‌خواد داشته باشه

364
00:22:09,766 --> 00:22:11,227
‫ایموری رو نمی‌شناسی

365
00:22:11,269 --> 00:22:13,981
‫،شاید نه، اما تا جایی که میدونم

366
00:22:14,022 --> 00:22:17,111
‫از اینکه پرستشش می‌کنن خوشش اومده

367
00:22:20,116 --> 00:22:21,744
‫تو چی؟

368
00:22:21,785 --> 00:22:24,707
‫من چی؟

369
00:22:24,749 --> 00:22:27,169
‫،به گمونم میونه‌ی خوبی با زن‌ها نداری

370
00:22:27,210 --> 00:22:29,548
‫اما چطور داشته باشی؟

371
00:22:29,590 --> 00:22:31,926
‫مادرت تو رو به امان خدا ول کرد تا بجنگی

372
00:22:31,968 --> 00:22:35,933
‫،و فرمانده بشی
‫بعدش کل قضیه لکسا پیش اومد

373
00:22:35,975 --> 00:22:40,440
‫وقتی می‌دونستی اون بین همه محبوبیت داشت
‫و مردم ازت متنفر بودن

374
00:22:40,482 --> 00:22:42,152
‫بعدش اون قبایل رو متحد کرد

375
00:22:42,194 --> 00:22:44,238
‫من قبایل رو متحد کردم

376
00:22:44,280 --> 00:22:47,118
‫دست بردار.
‫تنها کسایی که متحد کردی محافظان شعله‌ بودن

377
00:22:47,160 --> 00:22:50,457
‫که با همدیگه دست به یکی کردن تو رو بکُشن

378
00:22:50,499 --> 00:22:53,962
‫منو کُشتن چون از افکارم می‌ترسیدن

379
00:22:54,004 --> 00:22:56,884
‫درست همونطور که لکسا رو کشتن

380
00:22:56,926 --> 00:22:59,387
‫اما نگران نباش

381
00:22:59,429 --> 00:23:02,059
‫دیگه نمیذارم تکرار بشه

382
00:23:02,100 --> 00:23:04,145
‫دوباره

383
00:23:04,187 --> 00:23:07,609
‫،پس این چیزیه که می‌خوای
‫برگشتن سر منصب قدرت، مرد بزرگ؟

384
00:23:07,651 --> 00:23:11,281
‫آفرین، جان.
‫همین الان پی بردی ایندرا چی میدونست

385
00:23:11,323 --> 00:23:14,787
‫همون لحظه‌ای که فهمید من زنده‌ام

386
00:23:16,331 --> 00:23:20,380
‫چقدرم گامبی وزیر جواب داد

387
00:23:24,010 --> 00:23:28,184
‫یه عدّه رهبر هستن و یه عدّه پیرو

388
00:23:28,226 --> 00:23:30,479
‫واکنشت به از دست دادن وزیرت

389
00:23:30,521 --> 00:23:32,774
‫بهم میگه تو جز کدوم دسته‌ای

390
00:23:32,817 --> 00:23:35,070
‫خب، الان بهت میگم

391
00:23:35,112 --> 00:23:37,657
‫،جواب گزینه‌ی جیم هست
‫هیچ کدوم از این موارد

392
00:23:37,700 --> 00:23:39,744
‫پس شورشی هستی

393
00:23:39,786 --> 00:23:41,330
‫اینطور فکر می‌کنی؟

394
00:23:42,916 --> 00:23:45,086
‫هر کاری برای بقاء می‌کنم، آره

395
00:23:45,128 --> 00:23:47,632
‫پس چرا اینجایی؟

396
00:23:47,674 --> 00:23:49,969
‫از یه بازمانده بعیده

397
00:23:50,011 --> 00:23:51,805
‫با مردی شطرنج بازی کنی

398
00:23:51,847 --> 00:23:55,561
‫که واسه ارضای نیاز درونیش برای عزیز بودن

399
00:23:55,603 --> 00:23:58,190
‫بیشتر از اینکه بتونی بشمری
‫می‌تونه بکُشتت

400
00:23:59,902 --> 00:24:01,863
‫بیا فقط بازیمون رو بکنیم

401
00:24:03,657 --> 00:24:06,078
‫شطرنج چیزی بیشتر از یه بازیه، جان

402
00:24:06,120 --> 00:24:10,794
‫استراتژی و دودلی

403
00:24:10,836 --> 00:24:13,506
‫تحت‌تأثیر انتخاب ـه

404
00:24:19,058 --> 00:24:21,896
‫انتقام وزیرت رو گرفتی

405
00:24:21,938 --> 00:24:23,523
‫قابل پیش‌بینی بود

406
00:24:23,565 --> 00:24:24,942
‫استعاره‌های شطرنجی بسه!

407
00:24:24,983 --> 00:24:26,694
‫اگه بلایی سر ایموری بیاد...

408
00:24:26,737 --> 00:24:29,824
‫،قبل از اینکه تهدیدم کنی
‫با دقت فکر کن

409
00:24:35,125 --> 00:24:37,087
‫ازت خوشم میاد، جان

410
00:24:37,128 --> 00:24:38,839
‫شگفت‌زده‌ام می‌کنی

411
00:24:39,967 --> 00:24:44,390
‫اما یه بازمانده‌ی واقعی انتخاب می‌کرد
‫رضایت منو جلب کنه

412
00:24:44,431 --> 00:24:47,520
‫به فرض یک در هزار اگه از این قفس فرار کنم

413
00:24:47,561 --> 00:24:51,360
‫و به جایگاه راستینم بر تخت و تاج برسم

414
00:24:51,402 --> 00:24:54,532
‫می‌خوای بر خلافش شرط ببندی؟

415
00:24:57,369 --> 00:24:59,205
‫،اگه می‌دونستی چه نقشه‌ای کشیدم

416
00:24:59,247 --> 00:25:00,791
‫فکر نمی‌کنم شرط می‌بستی

417
00:25:00,833 --> 00:25:03,004
‫بهم بگو چیه، و من تصمیم می‌گیرم

418
00:25:03,045 --> 00:25:05,882
‫بازی رو برنده شو

419
00:25:05,925 --> 00:25:08,137
‫بهت میگم

420
00:25:15,189 --> 00:25:18,028
‫جبرئیل دیگه چی بهت گفت؟

421
00:25:18,069 --> 00:25:20,156
‫معلومه بهت گفته من قاتلم

422
00:25:20,197 --> 00:25:22,910
‫دارم می‌پرسم تا چه حد می‌دونی

423
00:25:22,952 --> 00:25:25,665
‫مهم نیست

424
00:25:25,707 --> 00:25:27,418
‫برای من مهمّه

425
00:25:37,684 --> 00:25:41,983
‫گفت تو نیروی دریایی بودی و یه قهرمان جنگی

426
00:25:42,025 --> 00:25:46,406
‫که جون هزاران نفر رو تو نبرد سان فرانسیسکو نجات داد

427
00:25:46,448 --> 00:25:49,745
‫قبل از اینکه مبارز راه آزادی بشی

428
00:25:51,665 --> 00:25:53,125
‫منظورت تروریسته؟

429
00:25:54,503 --> 00:25:57,007
‫گفت تروریست، درسته؟

430
00:25:57,049 --> 00:25:58,760
‫چه فرقی می‌کنه؟

431
00:25:58,802 --> 00:26:00,387
‫خیلی فرق می‌کنه

432
00:26:02,265 --> 00:26:04,352
‫وای خدا، اصلاً دوست نداشتم از این خبردار بشی

433
00:26:07,023 --> 00:26:08,651
‫نمی‌خواستی بهم بگی؟

434
00:26:08,692 --> 00:26:10,904
‫،حتماً، در نهایت می‌گفتم
‫وقتی به اندازه کافی بزرگ میشدی

435
00:26:10,946 --> 00:26:12,156
‫من ۲۵ سالمه

436
00:26:14,661 --> 00:26:17,540
‫برای من، نیستی

437
00:26:17,581 --> 00:26:19,877
‫از اولین باری که با اون

438
00:26:19,919 --> 00:26:21,630
‫،چشمای بزرگ قهوای بهم نگاه کردی

439
00:26:21,672 --> 00:26:24,259
‫فقط مامانی رو دیدی

440
00:26:24,300 --> 00:26:27,723
‫اما بقیه، یه قاتل می‌بینن

441
00:26:27,765 --> 00:26:29,935
‫،قاتل مسئول کشتار جمعی

442
00:26:29,977 --> 00:26:31,646
‫یه تروریست

443
00:26:31,688 --> 00:26:33,816
‫،می‌دونستم اگه به اون چشم نگاهم می‌کردی

444
00:26:33,858 --> 00:26:35,735
‫قلبم هزار تیکه میشد

445
00:26:35,778 --> 00:26:37,071
‫اینطور نگاهت نمی‌کنم

446
00:26:38,448 --> 00:26:40,660
‫الان میدونم سعی داشتی کار درست رو بکنی

447
00:26:40,703 --> 00:26:45,001
‫کار درست کردن به روش غلط اسمش کار درست نیست

448
00:26:45,042 --> 00:26:46,962
‫الان اینو می‌فهمم

449
00:26:47,004 --> 00:26:49,884
‫مردم بیگناه بخاطر کار درستم مُردن

450
00:26:49,925 --> 00:26:51,803
‫شهروندان عادی

451
00:26:51,845 --> 00:26:53,264
‫کودکان

452
00:26:53,306 --> 00:26:55,810
‫و واسه چی؟ هیچی

453
00:26:55,852 --> 00:26:57,730
‫زمین از بین رفته، ترکیده

454
00:26:57,771 --> 00:27:00,276
‫دو بار

455
00:27:00,318 --> 00:27:01,987
‫راستی می‌تونی بخاطر این

456
00:27:02,029 --> 00:27:03,530
‫از پدر واقعیت تشکر کنی

457
00:27:03,573 --> 00:27:05,326
‫قبلاً حرفی از پدرم نمیزدی

458
00:27:05,367 --> 00:27:07,704
‫چقدر میخوای بدونی؟

459
00:27:07,746 --> 00:27:10,167
‫همه چیو

460
00:27:10,209 --> 00:27:12,295
‫یه روانپریش

461
00:27:12,337 --> 00:27:13,964
‫و قاتل بیرحم بود

462
00:27:14,006 --> 00:27:16,134
‫باهاش سکس کردم تا بیارمش طرف خودم

463
00:27:16,176 --> 00:27:18,263
‫تا تو سفینه معدن‌یابی شورش کنیم

464
00:27:18,305 --> 00:27:20,266
‫،بهترین تصمیمی که گرفتم نبود

465
00:27:20,308 --> 00:27:26,025
‫اما به بهترین اتفاق کل زندگیم منجر شد

466
00:27:26,067 --> 00:27:28,738
‫و راست میگی. همینو کم دارم

467
00:27:28,780 --> 00:27:30,616
‫که پا جا پای من بذاری

468
00:27:30,658 --> 00:27:33,246
‫،هر عزیزی که داشتم تو جنگ کشته شدن

469
00:27:33,287 --> 00:27:35,666
‫،بعضی از جنگ‌ها اصلاً ضرورت نداشتن

470
00:27:35,707 --> 00:27:38,212
‫و نمیذارم این اتفاق برای تو بیفته

471
00:27:38,254 --> 00:27:40,757
‫خب که چی، اینجا بمونیم؟

472
00:27:40,799 --> 00:27:42,803
‫هیچ کاری نکنیم؟

473
00:27:42,844 --> 00:27:45,974
‫۱۵سال زیر دست دو تا پیرو آموزش دیدم

474
00:27:46,015 --> 00:27:48,144
‫۵سال آخر پیش اکو بودم

475
00:27:49,313 --> 00:27:52,109
‫برای نجات تو و خاله اُو این کار رو کردم

476
00:27:52,150 --> 00:27:53,403
‫چه جورم از عهده‌ش بر اومدی

477
00:27:53,444 --> 00:27:54,863
‫زنده‌ای، مگه نه؟

478
00:27:54,905 --> 00:27:56,074
‫همینطور اون

479
00:27:56,116 --> 00:27:57,910
‫حتماً، تا وقتی دیگه زنده نیستیم!

480
00:27:57,952 --> 00:27:59,454
‫،اگه میخوان ما رو بکشن
‫پس بذار...

481
00:27:59,496 --> 00:28:00,873
‫هوپ، خریّت نکن

482
00:28:00,915 --> 00:28:02,250
‫چی کار کنیم؟

483
00:28:02,292 --> 00:28:04,087
‫با کل ارتش در بیفتیم؟

484
00:28:04,129 --> 00:28:06,632
‫اگه مجبور باشیم

485
00:28:06,674 --> 00:28:08,427
‫،با وجود آکتیویا، اکو، من و تو

486
00:28:08,468 --> 00:28:10,388
‫میگم امکانش هست

487
00:28:10,430 --> 00:28:13,143
‫میگی بچه نیستی.
‫پس مثل بچه‌ها حرف نزن

488
00:28:14,854 --> 00:28:16,732
‫می‌خوای با یه ارتش در بیفتی؟

489
00:28:18,861 --> 00:28:21,239
‫ببین چی میگم...

490
00:28:21,281 --> 00:28:23,827
‫منو کله‌پا کن، و بهت اجازه میدم

491
00:28:23,869 --> 00:28:25,747
‫جهنم و ضرر، حتی کمکت می‌کنم

492
00:28:27,666 --> 00:28:29,836
‫یالا. هر چی زور داری بزن

493
00:28:29,878 --> 00:28:31,255
‫نمی‌خوام بهت آسیب بزنم

494
00:28:32,674 --> 00:28:35,220
‫عیب نداره. می‌تونم از پسش بر بیام

495
00:28:37,682 --> 00:28:39,226
‫زود باش

496
00:28:39,268 --> 00:28:40,562
‫فقط همینو تو چنته داری؟

497
00:28:43,901 --> 00:28:46,279
‫زود باش، کوچولو

498
00:28:46,321 --> 00:28:48,825
‫،دفعه‌ی بعد که این در باز میشه
‫باید حمله کنیم، درسته؟

499
00:28:56,963 --> 00:28:58,466
‫خوش می‌گذره؟

500
00:29:01,262 --> 00:29:03,891
‫نه! نکن!

501
00:29:03,933 --> 00:29:06,687
‫خشم و خشونت فقط روحت رو نابود می‌کنه

502
00:29:06,729 --> 00:29:09,692
‫انتقام یه بازیِ دو سر باخته

503
00:29:09,734 --> 00:29:12,823
‫و همین الانشم خیلی چیزا رو از دست دادیم

504
00:29:21,336 --> 00:29:23,506
‫ناپدید شدی

505
00:29:26,636 --> 00:29:28,222
‫به همین سادگی، تو رفتی

506
00:29:32,271 --> 00:29:33,898
‫یهویی

507
00:29:35,275 --> 00:29:36,819
‫دیگه نبودی

508
00:29:39,949 --> 00:29:45,500
‫،فقط میخوام اوضاع مثل سابق بشه
‫اما نمی‌تونیم

509
00:29:47,962 --> 00:29:51,134
‫مامانم رو بردن

510
00:29:51,176 --> 00:29:53,722
‫مامانم رو بردن

511
00:29:55,725 --> 00:29:57,895
‫می‌دونم، کوچولو

512
00:30:00,608 --> 00:30:04,197
‫واسه همین نمی‌تونم دوباره از دستت بدم

513
00:30:04,238 --> 00:30:05,741
‫نمی‌تونم...

514
00:30:07,952 --> 00:30:09,580
‫و نمیدم

515
00:30:14,087 --> 00:30:16,174
‫یه چیزی فرق کرده

516
00:30:16,216 --> 00:30:19,429
‫،اینجا یه عالمه سلول داره
‫اما ما رو پیش هم گذاشتن

517
00:30:19,471 --> 00:30:22,559
‫بهمون غذا میدن. پتو داریم

518
00:30:22,601 --> 00:30:24,605
‫چرا؟

519
00:30:24,647 --> 00:30:26,775
‫میدونی چرا جنگجویان ازگدا

520
00:30:26,816 --> 00:30:28,986
‫صورت خودشون رو خط خطی می‌کنن؟

521
00:30:31,366 --> 00:30:33,035
‫اکو؟

522
00:30:37,751 --> 00:30:41,048
‫،این کار رو می‌کنیم تا نشون بدیم درد و رنج از بین رفته

523
00:30:41,090 --> 00:30:43,927
‫،زخم التیام پیدا کرده

524
00:30:43,969 --> 00:30:45,889
‫تا هرگز فراموش نکنیم

525
00:30:45,931 --> 00:30:47,850
‫بشین و بذار من...

526
00:30:47,892 --> 00:30:52,567
‫نه. اورلاندو بهمون گفت
‫فقط به جنگ نهاییشون اهمیت میدن

527
00:30:54,945 --> 00:30:56,531
‫ازمون می‌خوان باهاشون بجنگیم

528
00:30:56,573 --> 00:30:58,534
‫واسه همین اوضاع فرق می‌کنه

529
00:30:58,576 --> 00:31:01,664
‫ما زندانی نیستیم

530
00:31:01,706 --> 00:31:03,417
‫ما رو به خدمت گرفتن

531
00:31:06,130 --> 00:31:07,382
‫ما حاضریم در کنار شما بجنگیم

532
00:31:07,424 --> 00:31:08,884
‫لطفاً، این دیوونگیه

533
00:31:09,285 --> 00:31:12,038
‫خلوص ذهن، خلوص هدف

534
00:31:12,121 --> 00:31:13,915
‫خوشبختانه در عصری زندگی می‌کنیم

535
00:31:13,998 --> 00:31:16,751
‫که بر احساسات حقیرمون فائق شدیم

536
00:31:18,294 --> 00:31:23,549
‫نبرد نهایی که قراره از راه برسه
‫در این زندگی یا زندگی بعدی ثبت خواهد شد

537
00:31:24,592 --> 00:31:29,592
‫جنگ، طاعون، قحطی، مرگ

538
00:31:31,003 --> 00:31:33,048
‫در نهایت، این...

539
00:31:33,089 --> 00:31:34,383
‫اینطوری مردمم نشون میدن

540
00:31:34,425 --> 00:31:36,053
‫برای رفتن به میدون جنگ آماده‌ان

541
00:31:36,094 --> 00:31:37,722
‫خوشحالم اینو می‌شنوم

542
00:31:37,764 --> 00:31:39,809
‫بقیه‌تون با اکو موافقید؟

543
00:31:39,851 --> 00:31:43,732
‫،باشه. آزادمون کنید
‫و ما دوشادوش شما می‌جنگیم

544
00:31:45,109 --> 00:31:48,156
‫جنگ پایانی همه‌مون رو آزاد می‌کنه، خانم بلیک

545
00:31:48,198 --> 00:31:49,950
‫آموزش فردا شروع میشه

546
00:31:50,118 --> 00:31:51,869
‫از شما پیرو می‌سازیم

547
00:31:52,912 --> 00:31:57,834
‫،به زودی زمانی فرا می‌رسد
‫،که در بوته‌ی آزمایش قرار می‌گیریم

548
00:31:57,917 --> 00:32:02,338
‫و برای تمام بشریت پیروز خواهیم شد

549
00:32:15,324 --> 00:32:17,704
‫کاری که کردی خیلی باحاله

550
00:32:19,331 --> 00:32:21,668
‫الان فقط جان رو کم داریم

551
00:32:27,594 --> 00:32:29,514
‫خوش اومدید. خوشحالم اومدید

552
00:32:29,556 --> 00:32:31,308
‫میشه بپرسم؟ پسرمون...

553
00:32:31,350 --> 00:32:35,064
‫فعلاً همه نیومدن اما مطمئنم میاد

554
00:32:35,106 --> 00:32:39,113
‫جرمایاه، لطفاً به والدین نلسون میزشون رو نشون بده

555
00:32:39,155 --> 00:32:41,533
‫،اگه زحمتی نیست

556
00:32:41,575 --> 00:32:43,704
‫به نظرم شاید با دعای خیر

557
00:32:43,746 --> 00:32:45,707
‫دنیل پرایم احساس بهتری پیدا کنم

558
00:32:45,749 --> 00:32:47,835
‫دنیل همین الان میاد

559
00:32:47,877 --> 00:32:49,755
‫میدونید که وقت‌شناس نیست

560
00:32:51,132 --> 00:32:53,803
‫خوش آمدید

561
00:32:53,845 --> 00:32:55,765
‫لذت ببرید

562
00:33:13,960 --> 00:33:16,298
‫الان اعتماد به نفست کم شده

563
00:33:16,340 --> 00:33:19,386
‫شاید چون می‌دونی بازی چطور تموم میشه

564
00:33:19,428 --> 00:33:21,014
‫هنوز تموم نشده

565
00:33:21,056 --> 00:33:24,353
‫وقتی تو تنگنا قرار می‌گیرم خطرناک‌ترم

566
00:33:24,394 --> 00:33:26,314
‫هر جفتمون اینطوریم

567
00:33:36,705 --> 00:33:38,291
‫کیش

568
00:33:38,333 --> 00:33:40,336
‫چرا؟ می‌تونستی با وزیرت برنده بشی

569
00:33:40,378 --> 00:33:42,172
‫کیش و ماتم می‌کردی

570
00:33:42,215 --> 00:33:43,926
‫فقط میخوای منو اینجا نگه داری

571
00:33:43,968 --> 00:33:45,971
‫کیلی همیشه خیلی مهربون بوده

572
00:33:46,012 --> 00:33:48,725
‫متعصبان واقعی فقط به حرفای دنیل گوش میدن

573
00:33:48,767 --> 00:33:51,688
‫بدون اون، مراسم فریکرینا

574
00:33:51,729 --> 00:33:54,067
‫مطمئنا با شکست روبرو میشه

575
00:33:58,448 --> 00:34:00,578
‫اگه صدات در بیاد، می‌کشمت

576
00:34:01,704 --> 00:34:03,206
‫کیش و مات

577
00:34:14,808 --> 00:34:16,896
‫فکر بدی بود

578
00:34:16,937 --> 00:34:18,315
‫و با اینحال اومدی

579
00:34:18,356 --> 00:34:21,528
‫اگه فرصت داشتم، منم می‌اومدم

580
00:34:23,573 --> 00:34:25,492
‫خب چطور این کار رو ‌کنیم؟

581
00:34:25,534 --> 00:34:29,081
‫از قبل دست به کار شدم. عصبانی نشی

582
00:34:29,123 --> 00:34:32,587
‫میدونم گفتی نه، اما لیوانت رو برداشتم

583
00:34:32,629 --> 00:34:38,138
‫و نمونه‌ی دی‌ان‌ای ات مطابقت پیدا کرد
‫چون امیدوار بودم نظرت عوض بشه

584
00:34:38,180 --> 00:34:40,934
‫والدینت اینجا هستن

585
00:34:40,975 --> 00:34:42,896
‫اگه میخوای ببینیشون

586
00:34:46,902 --> 00:34:48,279
‫اونام استرس دارن

587
00:34:48,321 --> 00:34:49,531
‫زود باش

588
00:34:49,573 --> 00:34:53,579
‫پائولا؟ زهیر؟

589
00:34:53,621 --> 00:34:57,001
‫این پسرتون نلسون ـه

590
00:35:03,637 --> 00:35:05,306
‫ساچین

591
00:35:07,059 --> 00:35:09,063
‫اسمت این بود

592
00:35:10,607 --> 00:35:12,568
‫"یعنی "پاک

593
00:35:42,950 --> 00:35:44,453
‫نه

594
00:35:46,749 --> 00:35:49,461
‫ما کار درستی کردیم

595
00:35:49,502 --> 00:35:52,215
‫تو مایه‌ی نکبتی

596
00:35:52,257 --> 00:35:53,760
‫همه‌تون!

597
00:35:55,429 --> 00:35:57,515
‫زهیر، نه

598
00:35:57,557 --> 00:36:00,353
‫نگهبانا! نگهبانا!

599
00:36:00,395 --> 00:36:03,358
‫نگهبانا! زهیر، نکن!

600
00:36:37,580 --> 00:36:39,542
‫الان می‌تونی درخواست کمک کنی

601
00:36:39,583 --> 00:36:42,088
‫کمک! نگهبانا، منو ببرید بیرون!

602
00:36:48,682 --> 00:36:52,396
‫مهمونی قشنگی نیست؟

603
00:36:52,437 --> 00:36:54,566
‫چه غلطی می‌کنی؟

604
00:36:54,607 --> 00:36:56,695
‫خفه شو!

605
00:36:59,657 --> 00:37:01,076
‫همکاریم؟

606
00:37:01,118 --> 00:37:02,954
‫من با شمام

607
00:37:04,582 --> 00:37:06,001
‫و همینطور مردمم

608
00:37:06,042 --> 00:37:07,670
‫انتخاب خوبی کردی

609
00:37:07,712 --> 00:37:09,381
‫همه‌ی بی‌ثمرها تفنگ بردارن

610
00:37:12,511 --> 00:37:14,932
‫نلسون، این کار رو نکن

611
00:37:14,974 --> 00:37:17,686
‫تو این کار رو کردی و الان

612
00:37:17,728 --> 00:37:21,610
‫باید بخاطرش بمیری، کیلی پرایم

613
00:37:24,823 --> 00:37:27,493
‫ترمز بگیر، گاوچرون

614
00:37:27,535 --> 00:37:30,415
‫اول خواسته‌مون رو مطالبه می‌کنیم

615
00:37:30,457 --> 00:37:32,794
‫بعدش می‌تونیم آدم بکشیم

616
00:37:35,883 --> 00:37:38,511
‫نیازی نیست برای چیزای خوب عجله کنیم

617
00:37:51,532 --> 00:37:52,785
‫،سه ماه دارم رمز رو وارد می‌کنم

618
00:37:52,826 --> 00:37:54,621
‫دیگه زده به سرم

619
00:37:54,663 --> 00:37:57,709
‫چطور اینو تحمل می‌کنی؟

620
00:37:57,751 --> 00:37:59,462
‫،می‌دونم هیجان‌انگیز نیست

621
00:37:59,504 --> 00:38:01,882
‫اما علم درست و حسابی وقت‌گیره

622
00:38:01,924 --> 00:38:03,636
‫این علم نیست

623
00:38:03,678 --> 00:38:05,305
‫آزمون و خطاس

624
00:38:05,347 --> 00:38:08,268
‫از وقتی که یه ترکیب جدید پیدا کردی
‫چه مدت گذشته؟

625
00:38:08,309 --> 00:38:10,146
‫،قبل از این بود که به تیم ملحق بشم

626
00:38:10,188 --> 00:38:11,899
‫،راستش قبل از تولدم

627
00:38:11,941 --> 00:38:14,236
‫اما یه خوبش بود

628
00:38:14,278 --> 00:38:17,199
‫یه رمز ده رقمی که بهمون اجازه میده از نیروی

629
00:38:17,241 --> 00:38:20,121
‫چیزی که شما بهش میگید "ناهنجاری" برداشت کنیم

630
00:38:21,748 --> 00:38:24,669
‫دست از کار بکشید. یکی داره میاد

631
00:38:24,711 --> 00:38:27,007
‫از کجا؟

632
00:38:27,048 --> 00:38:29,886
‫انگار از ناکارا

633
00:38:31,138 --> 00:38:33,350
‫اینجا چند تا پیرو لازم داریم

634
00:38:33,392 --> 00:38:35,353
‫تکون نخورید!

635
00:38:35,395 --> 00:38:37,023
‫کلارک

636
00:38:39,819 --> 00:38:41,238
‫اونا منتظرت بودن

637
00:38:41,280 --> 00:38:42,656
‫کلید. خودشه

638
00:38:42,698 --> 00:38:44,409
‫جبرئیل؟

639
00:38:44,452 --> 00:38:46,288
‫- از دیدنت خوشحالم
‫- بقیه کجان؟

640
00:38:46,330 --> 00:38:48,708
‫بلامی؟ آکتیویا؟ اکو؟

641
00:38:48,750 --> 00:38:50,919
‫آکتیویا و اکو اینجا هستن

642
00:38:50,961 --> 00:38:53,841
‫اما متأسفم

643
00:38:53,883 --> 00:38:55,427
‫بلامی مُرده

644
00:39:18,381 --> 00:39:20,300
‫اتاقک مقبره

645
00:39:23,279 --> 00:39:25,322
‫دسترسی داده شد

646
00:39:52,727 --> 00:39:57,068
‫از خاکستر، بواسطه‌ی پل

647
00:39:57,110 --> 00:39:59,614
‫شپرد بر می‌خیزد

648
00:40:26,908 --> 00:40:28,118
‫بازم توئی؟

649
00:40:28,160 --> 00:40:31,749
‫اندرز، شپرد من

650
00:40:32,876 --> 00:40:34,837
‫لطفاً بیل صدام کن

651
00:40:34,879 --> 00:40:36,381
‫بیل

652
00:40:44,061 --> 00:40:45,772
‫،اگه کلّه سحر بیدارم کردی

653
00:40:45,813 --> 00:40:48,400
‫حتماً خبری شده

654
00:40:48,442 --> 00:40:50,655
‫کد رو رمزگشایی کردیم؟

655
00:40:50,696 --> 00:40:51,990
‫جنگ آغاز شده؟

656
00:40:52,032 --> 00:40:54,369
‫نه، هنوز نه، قربان

657
00:40:54,410 --> 00:40:55,913
‫ولی...

658
00:40:55,955 --> 00:40:58,751
‫کلید دست ماست

659
00:40:59,000 --> 00:41:02,000
‫هماهنگ‌سازی با نسخه بلوری
‫<font color=Red>.: Saeed Qrb :.</font>

660
00:41:02,500 --> 00:41:05,500
‫:مترجم
‫مریم

661
00:41:06,000 --> 00:41:09,000
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#۰۰۶۶CC">.: FilmoGen.Org :.</font>

